اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 22

اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 22

Accounting, Statistics, Math glossary - Part 22

 

E

پنجمین حرف البای انگلیسی،‌ انرژی، رقم 15 در مبنای 16، عدد نپر، عدد اویلر

e function

e-تابع

e.g.

برای مثال، مثلا

each occurance

هر مورد، هر وقوع، هر نمونه

each of which

که هر یک از آنها، در هر یک از آنها

each other

با یکدیگر

ear protection

محافظ گوش

earlier

قبلا

earliest finish

زودترین زمان ختم

earliest start

زودترین زمان شروع

earliest time of occurance

زودترین زمان وقوع

early finish time

زودترین زمان پایان

early start date

زودترین تاریخ آغاز

early start time

زودترین زمان شروع

earning

سود خالص، عادی

earning capacity

ظرفیت درآمد

earning per share

عایدی هر سهم، درآمد هر سهم

earth

زمین

earth line

خط زمین، خط ارض

earthy body

شکل زمینی، شکل ارضی

ease of attendance

سهولت کاربرد

ecart

تابع شبه متریک

eccentric

خارج از مرکز، مختلف المرکز

eccentric angle

زاویه خروج از مرکز، زاویه مرکزگریز

eccentric clamp

گیره با مکانیسم خارج از مرکز

eccentric sequence

دنباله مرکزگریز

eccentric set

مجموعه مرکزگریز

eccentricity

مرکزگریزی، خروج از مرکز، برون مرکزی

off centeredness

مرکزگریزی، خروج از مرکز، برون مرکزی

echelon

پله مانند

echelon form

صورت پلکانی، پلکانی شکل، صورت پله ای، پلکانی

echelon matrix

ماتریس پله ای، ماتریس پلکانی

echo

انعکاس صورت، منعکس شدن، پژواک

eclipse

گرفتگی، کسوف و خسوف

eclipse of the moon

ماه گرفتگی، خسوف

eclipse of the sun

خورشید گرفتگی، کسوف

ecliptic

خسوفی و کسوفی، دایره البروج

econometric model

مدل اقتصاد سنجی، مدل اکونومتریک

econometrics

اقتصاد سنجی

economic

اقتصادی

economic appraisal

ارزیابی اقتصادی، تقویم اقتصادی

economic development

توسعه اقتصادی، رشد اقتصادی

economic efficiency

کارایی اقتصادی

economic engineering

مهندسی اقتصاد

economic equilibrium

تعادل اقتصادی

economic good

کالای اقتصادی

economic growth

رشد اقتصادی

economic interpretation

تعبیر اقتصادی

economic life

عمر اقتصادی

economic lot size

میزان سفارش اقتصادی

economic of duality

تعبیر اقتصادی دوگان

economic order quantity

مقدار سفارش اقتصادی

economic ordering quantity

سفارش مقرون به صرفه، با صرفه ترین مقدار سفارش، مقدار مقرون به صرفه سفارش

economic planning

برنامه ریزی اقتصادی

economic statistics

نرخ بازده اقتصادی

economic structure

بنای اقتصادی، ساختار اقتصادی، ساخت اقتصادی

economic system

نظام اقتصادی

economic trends

گرایش های اقتصادی، روند های اقتصادی

economical

اقتصادی

economically

از لحاظ اقتصادی

economics

علم اقتصاد

economics of scale

صرفه جویی های مقیاسی، صرفه جویی های مقیاس

economist

اقتصاد دان

economy

اقتصاد، صرفه جویی

ecsaine

جرم مصنوعی

eculidean

اقلیدسی

eculidean algorithm

الگوریتم اقلیدسی

eculidean distance

دوری اقلیدسی، فاصله اقلیدسی

eculidean division

تقسیم اقلیدسی

eculidean geometry

هندسه اقلیدسی

eculidean line

خط اقلیدسی

eculidean metric

متر اقلیدسی

eculidean plane

صفحه اقلیدسی

eculidean sphere

فضای اقلیدسی

edge

کنار، گوشه، دوره، لبه، زاویه، نبش، یال

edge angle

زاویه یالی

edge bisector

نیمساز ضلع

edge dislocation

جابجایی لبه ای، نابجایی لبه ای

edge file

فایل یال

edge joint

اتصال لبه ای

edge of a graph

یال گراف، خط گراف

edge of regression

یال بازگشت

edge weld

جویش لبه ای

edges of a graph

یال های گراف، خط های گراف

lines of a graph

یال های گراف، خط های گراف

edgin

حاشیه گذاری، لبه سازی

edit

تنظیم کردن، ویراستن، ویرایش کردن، ویرایش، تصحیح کردن، مرتب کردن

edition

ویرایش

edomorphism

درونریختی

educe

استنباط کردن، استنتاج کردن، استخراج کردن

eduction

استنتاج بیواسطه

effect

انجام دادن، اجرا کردن، اثر، معلول، تایید، نتیجه، نتیجه اجرا، نتیجه اثر، اثر کردن

effective

اثربخش، کارامد، موثر، ثمربخش، سودمند

effective address

نشانی موثر

effective constructability

ساخت پذیری موثر

effective constructibility

ساخت پذیری موثر

effective control

کنترل کارامد، کنترل موثر

effective cross section

سطح مقطع موثر

effective error

خطای موثر

effective force

نیروی موثر

effective time

زمان موثر

effective transformation group

گروه تبدیل های موثر

effectiveness

کارایی، اثربخشی، کارامدی، مثمر بودن، سودمندی، ثمربخشی

efficiency

کارایی

efficiency of cluster sampling

کارایی، نمونه گیری خوشه ای، سودبخشی نمونه گیری خوشه ای

efficiency of ratio estimate

سودبخشی برآورد نسبتی

efficiency of stratification

سود بخشی طبقه ای

efficiency of two stage sampling

سود بخشی نمونه گیری دو مرحله ای

efficiency rating

ارزیابی کارایی

efficient

کارا، کارامد، بهره ور، با راندمان، مؤثر

efficient estimate

برآورد سودبخش

efficient estimator

برآورد کننده کارا

efficient solution

جواب کارا

efficient solutions

جواب های کارا

Egorov theorem

قضیه یگوروف

eigen

خاص، مشخص، مشخصه، راکد

eigen element

ویژه بردار، بردار مشخصه

eigen frequency

بسامد ویژه

eigen function

ویژه تابع، تابع ویژه، تابع مشخصه، تابع خاص

eigen function expansion

بسط ویژه تابعی

eigen matrix

ویژه ماتریس

eigen space

فضای ویژه

eigen state

حالت ویژه

eigen value

مقدار ویژه، ویژه مقدار، مقدار مشخصه، ریشه مشخصه، مقدار ویژه، مقدار خاص، ریشه راکد، مقدار راکد

eigen value equation

معادله ویژه مقدار ها

eigen value of a matrix

مقدار خاص ماتریس

eigen vector

بردار راکد، بردار ویژه، بردار خاص، ویژه بردار، بردار مشخصه

eigenfunction

تابع ویژه

eigenfunction expansion

بسط ویژه تابع

eigenmatrix

ویژه ماتریس

eigenvalue

مقدار ویژه

eigenvalue equation

معادله ویژه مقدار ها

eigenvector

ویژه بردار، بردار مشخصه

Eigenelement

ویژه بردار، بردار مشخصه

characteristic vector

ویژه بردار، بردار مشخصه

proper vector

ویژه بردار، بردار مشخصه

characteristic solution

ویژه بردار، بردار مشخصه

eight

هشت

eight leaved rose curve

خم گلبرگ هشت برگی

eighteen

هیجده

eighteenth

هجدهمین، هیجدهم، یک هیجدهم

eighth

هشتمین، هشتم، یک هشتم

eightieth

هشتادمین، یک هشتادم

eighty

هشتاد

eign column

ستون ویژه

einstein

اینشتین

einstein convention

قرارداد اینشتین

einstein equivalency principle

اصل هم ارزی اینشتین، اصل هم ارزی

einstein series

سری اینشتین

einstein space

فضای اینشتین

Eisenstein

آیزنشتاین

Eisenstein criterion

محک آیزنشتاین

either

هر کدام، هر یک، هم، هر یک از، هر

either diagram

یکی از نمودار ها

either group operation

هر عمل گروهی

eject

بیرون راندن، پس زدن، دفع کردن

ejection

اخراج، دفع، پس زنی، بیرون پاشی، پراندن، بیرون انداختن قطعه، بیرون رانی

ejector

بیرون انداز، افشانک، پاشنده، پخش کننده، پران

ejector bar

شمش پران

ejector blade

تیغه پران

elapse

پیمودن

elapsed time

مدت زمان سپری شده

elastic

کشسان، کش دار، ارتجاعی، مرتجع، الاستیک، جهمند، قابل ارتجاع، قابل انبساط، لاستیک سان

elastic body

جسم کشسان

elastic demand

تقاضای الاستیک

elastic force

نیروی کشسان

elastic limit

حد الاستیک، حد مهمندی، حد کشسانی، مرز ارتجاعی

elastic restoring

بازگردان الاستیک

elastic restoring force

نیروی بازگردان الاستیک

elastic spring

فنر قابل ارتجاع

elasticity

حالت ارتجاعی، ارتجاع پذیری، قابلیت ارتجاع، کشسانی، جهمندی، کشش، ویژگی ارتجاعی

elasticity demand

تقاضای الاستیسیته

elasticity of cost

الاستیسیته هزینه

elasticity of demand

الاستیسیته تقاضا

elasticity of supply

حساسیت عرضه، کشش عرضه

elasticity of total cost

انعطاف پذیری هزینه کل

elasticity production

کشش تولید

elect

انتخاب کردن، منصوب کردن

electic circuit

مدار الکتریکی

electric

کهربایی، برقی

electric arc

قوس الکتریکی، جرقه الکتریکی

electric cell

باطری

electric charge

بار الکتریکی

electric circuit

مدار الکتریکی

electric field

میدان الکتریکی

electric force

نیروی الکتریکی

electric intensity

شدت میدان الکتریکی

electric network

شبکه الکتریکی

electric typewriter

ماشین تحریر الکتریکی

electrical condenser

خازن الکتریکی

electrical equivalent

هم ارز الکتریکی

electricity

الکتریسیته

electrocoating

پوشاندن الکتریکی

electrode

برق رسان، الکترود

electrode extension

طول مؤثر الکترود

electrode lead

کابل الکترود

electrode polarity

قطب الکترود

electromagnetic

الکترومغناطیسی

electromagnetic interaction

بر هم کنش الکترومغناطیسی

electromagnetic radiation

تشعشع الکترومغناطیسی

electromagnetic wave

موج الکترومغناطیسی

electromagnetism

الکترومغناطیس

electronic computer

کامپیوتر الکترونیکی

electronic data processing

پرورش داده های الکترونیکی، داده پردازی الکترونیکی

electrostatic

الکتروستاتیک

electrostatic potential

پتانسیل الکتروستاتیک

electrostatics

علم ایستا برقی، برق ساکن، الکتریسیته ساکن

element

عنصر، عضو

element function

تابع عضو

element of a matrix

درایه ماتریس، عنصر ماتریس

element of a set

عنصر مجموعه، عضو مجموعه، عنصر یک مجموعه، هر یک از عناصر یک مجموعه

element of arc

جزء قوس

element of arc length

عنصر طول قوس

element of area

عنصر مساحت، عنصر سطح

element of determinant

درایه دترمینان، عنصر دترمینان

element of integration

جزء انتگرال، جزء انتگرال گیری

element of mass

جزء جرم

elemental

اصلی،‌ بسیط

elementary

/ 0 نظر / 68 بازدید