واژگان تجارت13

تعاونی تولیدکننده Producer's Co-operative وسایل بادوام تولیدکنندگان Producer's Durable Equipment وسایل کار و کسب Producer's Equipments کالاهای مولد؛ اجناس تولیدی؛ کالاهای سرمایه‌ای Producer's Goods قیمت تولید کننده Producer's Price شاخص قیمت تولید Producer's Price Index بهرجهٔ تولیدکننده Producer's Rent مازاد تولیدکننده Producer's Surplus قابلیت تولید؛ ایجاد کردنی Producibility تولیدکننده؛ تولیدی Producing محصول (اعم از کالا یا خدمت)؛ فرآورده Product محصول متجانس Product, Homogenous محصول مشترک؛ محصول همبسته Product, Joint محصول نهایی Product, Marginal پسند محصول Product Acceptance پس خرید محصول Product Buy-back خط محیطی محصول؛ مرز محصول Product Contour خط محیطی یا منحنی محصول Product Contour Or Curve هزینهٔ محصول؛ قیمت محصول؛ ارز مواد؛ کارگر و هزینهٔ عمومی عملیات؛ بهای تمام شدهٔ فرآورده؛ قیمت پایهٔ محصول Product Cost دور محصول Product Cycle تکامل محصول Product Development تفاوت در محصول؛ تمایز کالا Product Differentiation ویژگی محصول Product Feature تجانس محصول Product Homogeneity نوآوری محصول؛ ابداع محصول Product Innovation بیمهٔ مسئولیت محصول؛ بیمهٔ معیوب بودن محصول Product Liability Insurance دور دوام محصول؛ دور بقای محصول Product Life Cycle خط محصول Product Line بازار محصول Product Market آمیختهٔ محصول؛ ترکیب محصول Product Mix ضریب همبستگی گشتاوری Product Moment Correlation تکثیر محصول Product Proliferation جدول عرضهٔ محصول؛ برنامهٔ عرضهٔ محصول Product Supply Schedule آزمون محصول Product Test قابلیت تولید؛ باروری؛ نتیجه بخشی Productibility تولید Production عوامل تولید Production, Factors of ساختار زمانی تولید Production, Time Structure of نظارت تولیدی Production Basis of Control جایزهٔ تولید؛ پاداش تولید Production Bonus سرمایهٔ تولید Production Capital ضریب تولید Production Cofficient خط محیطی یا منحنی تولید؛ مرز تولید؛ حد تولید Production Contour or Curve سرپرستی تولید؛ نظارت بر تولید Production Control شرکت تعاونی تولید Production Cooperative Company هزینهٔ تولید؛ بهای تولید Production Cost شرکت اعتبار تولیدی Production Credit Corporation داده‌های تولید؛ اطلاعات مربوط به میزان تولید Production Data مهندسی تولید Production Engineer ظرفیت اضافی تولید Production Excess Burden شاخصهای تولید؛ نماگرهای تولید Production Factors تولید برای استعمال؛ تولید برای مصرف؛ تولید برای استفاده Production for Use مرز تولید Production Frontier تابع تولید؛ فهرست امکانات در شرایط موجود Production Function کالای مولد Production Goods شاخص تولید Production Index منحنی بی‌تفاوتی تولید Production Indifference Curve خط تولید Production Line وام تولید Production Loan مدیر تولید Production Manager روش استهلاک براساس میزان تولید Production Method of Depreciation اظهار کالاها به گمرک Production of Goods to Customs بهینهٔ تولید Production Optimum هزینه‌های سربار تولید؛ هزینه‌های عمومی تولید Production Overheads برنامه‌ریزی تولید Production Planning منحنی امکانات تولید Production Possilbility Curve خط امکانات تولید Production Possibility Line شعاع تولید Production Ray مناسبات تولید؛ مرز دریافتی تولید Production Relations خط محیطی دخل تولید؛ مرز دریافتی تولید Production Revenue Contour برنامهٔ تولید؛ جدول تولید Production Schedule رویهٔ تولید؛ سطح تولید Production Surface تبدیل تولید Production Transformation روش استهلاک بر پایهٔ واحد تولید Production Unit Method of Depreciation کارگر تولید Production Worker بارآور؛ تولید کننده؛ سود بخش؛ سودمند؛ حاصلخیز Productive ظرفیت تولید Productive Capacity سرمایه‌های تولیدی Productive Capital بدهی تولیدی Productive Debt مخارج تولیدی Productive Expenditure سرمایه گذاری تولیدی Productive Investment کار مولد؛ کار مستقیم؛ دستمزد تولیدی Productive Labour امکان تولیدی؛ فرصت تولیدی Productive Opportnity ظرفیت (های) تولید؛ قدرتهای تولید Productive Powers جریانهای تولیدی؛ فراگردهای تولید Productive Processs مولدیت؛ بهره‌وری؛ باروری؛ حاصلخیزی؛ سودمندی؛ قابلیت تولید؛ زیادی محصول؛ بازده Productiveness قدرت تولید؛ قابلیت تولید؛ فرآوری؛ بهره‌وری Productivity چانه‌زنی فرآوری؛ چانه زنی بهره‌وری Productivity Bargaining شرط فرآوری؛ شرط بهره‌وری Productivity Clause مبارزهٔ بهره‌وری؛ مبارزهٔ فرآوری Productivity Drive توسعهٔ بهره‌وری (فرآوری) تولید در خارج از کشور Productivity Growth Abroad فرآوری سرمایه؛ بهره‌وری سرمایه Productivity of Capital بهره‌وری (فرآوری۹ سهم سرمایه‌ای؛ فرآوری (بهره‌وری) سهام سرمایه‌ای Productivity of Capital Stock فرآوری نیروی کار؛ بهره‌وری نیروی کار Productivity of Labour عامل مولد Productor تولیدی Productory محصول خالص "Produit Net" پیشنهاد؛ عرضه Proffer حرفهٔ تخصصی؛ پیشه؛ شغل Profession حسابدار حرفه‌ای؛ حسابدار مجاز Professional Accountant عقیدهٔ علمای حرفه‌ای؛ عقیدهٔ حرفه‌ای Professional Opinion بیمه در برابر خطر شغلی Professional Risks Indennity Insurance سکوت حرفه‌ای Professional Silence سفته‌بازان حرفه‌ای Professional Speculators مشاغل Professions عرضه کننده؛ پیشنهاد دهنده Profferer پیشرفت؛ ترقی؛ تخصص؛ مهارت؛ زبردستی؛ خبرگی Proficiency آزمون تخصصی؛ آزمون مهارت؛ آزمون خبرگی Proficiency Test سود؛ نفع؛ منفعت Profit نفع بردن؛ منفعت کردن؛ فایده بردن؛ استفاده کردن؛ صرفه بردن Profit اجزاء سود؛ عناصر سود Profit, Elements of تنزل اندازهٔ سود؛ سقوط میزان سود Profit, Falling Rate of سود ناویژه؛ نفع ناخالص Profit, Gross اندازهٔ طبیعی سود؛ میزان طبیعی سود Profit, Natural Rate of سود ویژه؛ نفع خالص Profit, Net سود عادی Profit, Naormal انواع سود: Profit, Types of سود و زیان Profit and Loss حساب سود و زیان Profit-and-loss Account حساب تخصیص سود و زیان Profit and Loss Appropriation Account صورت سود و زیان؛ صورت نفع و ضرر Profit-and-loss Statement نقطهٔ سر به سر سود Profit Break-even Point مرکز سود؛ واحد مرکزی دخل و خرج کننده Profit Centre جبر سود؛ قید سود؛ محدودیت سود Profit Constraint سهم سود Profit Contribution سودبر Profit-earner تابع سود Profit Function جدول توازن دخل و خرج؛ نمودار سود Profitgraph بیمهٔ سود Profit Insurance درصد سود از فروش خالص؛ حاشیهٔ سود؛ تفاوت سود؛ تفاوت بابت سود Profit Margin پیشینه‌سازی سود؛ بیشینه گردانی سود Profit Maximization انگیزهٔ سود؛ محرک نفع Profit Motive تورم ناشی از فشار سود؛ تورم فشار سود Profit-push Inflation ثمیزان سود؛ اندازهٔ سود Profit Rat اندوختهٔ سود Profit Reserve تسهیم سود؛ سهیم کردن کارکنان در سود؛ مشارکت در منافع؛ سهیم در عایدات؛ استفاده از عایدات حاصله Profit-sharing سند قرضهٔ شریک در سود Profit-sharing Bond طرحهای تسهیم سود Profit-sharing Schemes نظام سود Profit System سود جزئی و تقلیل هزینه Profit Seeking and Minimizing Cost دستاورد سود؛ سودبری Profit Taking مالیات بر سود؛ مالیات سود Profit Tax سودآوری؛ سوددهی؛ سود بخشی Profitability روش‌های مقایسه نافعیت طرح‌های مشابه Profitability of Alternative Projects Methods of Comparing سود ده؛ سودآور؛ نافع؛ پرسود ؛ پرمنفعت Profitable بازار سود بخش Profitable Outlet چنان که سود برساند؛ به سود Profitably استفاده جو؛ استفاده‌چی Profiteer سود گزاف‌بری؛ سود سرشاربری Profiteering استفاده کننده؛ منفعت برنده Profiter منافع Profits مالیات سودها؛ مالیات منافع Profits Tax پیشنهاد فروش کالا؛ سیاهه؛ صورت حساب موقت Proforma سیاههٔ بودجه؛ بودجهٔ طرح Proforma Budget پیشنهاد فروش؛ پیشنهاد قیمت؛ سیاههٔ مقدماتی Proforma Invoice پیشگویی Prognostic پیشگویی کردن؛ پیش‌بینی کردن Prognosticate پیشگویی؛ پیش‌بینی Prognostication طرح روشی برای حل مسائل اطلاعاتی با استفاده از رایانه Program برنامه؛ برنامه فرعی؛ طرح اجرای کار؛ دستور؛ نقشه؛ طرح اجرای کار؛ روش کار؛ برنامهٔ کار؛ طرح؛ ترتیب کار Program بودجه برحسب برنامه؛ بودجهٔ برنامه‌ای Program Budgeting روش ارزیابی برنامه و بازنگری Program Evaluation and Review Technique (R.E.R.T.) بودجه‌بندی برنامهٔ کار Program Budgeting شرح اجرای برنامهٔ ضمیمهٔ بودجه Program (Me) Narrative هزینه بنابر برنامه؛ هزینهٔ برنامه‌ای Programmed Cost برنامه نویس؛ تهیه کنندهٔ برنامه Programmer برنامه‌ریزی خطی Programming Linear روشهای برنامه‌ریزی Programming Methods ترقی؛ پیشرفت تدریجی Progress ترقی اقتصادی Progress, Economic دنبال کنندهٔ پیشرفت؛ پیگیر؛ ناظر پیشرفت "Progress Chser" پرداختهای پیشرفت کار Progress Payments تصاعد Progrssion معدل تصاعدی Progressive Average مالایت تصاعدی Progressive Tax مالیات بندی تصاعدی؛ مالیات بندی صعودی Progressive Taxation مزدهای تصاعدی؛ مزدهای صعودی Progressive Wages منع کردن؛ جلوگیری کردن؛ مانع شدن Prohibit مواد ممنوعه Prohibited Articles کالاهای ممنوعه Prohibited Goods خطر احتمالی ممنوعه Prohibited Risk منع؛ تحریم؛ ممنوعیت Prohibition بازدارنده؛ منع کننده؛ جلوگیری کننده؛ ممانعتی Prohibitive عوارض و حقوق گمرکی ممانعتی؛ تعرفهٔ ممانعتی Prohibitive Tariff طرح کشیدن؛ نقشه کشیدن؛ طرح ریزی کردن؛ طرحی پیشنهاد کردن؛ طراحی کردن Project طرح؛ واحد عملایتی؛ نقشه؛ طرح پیشنهادی؛ پیشنهاد Project ارزیابی طرح Project Appraisal بودجهٔ طرح Project Budget تأمین مالی طرح Project Financing مدیر طرح Project Manager برنامه‌ریزی طرح Project Planning گزارش مالی پیشنهادی Projected Financial Statement پیش‌بینی؛ تمدید گذشته به آینده Projection طرفدار کارگر Pro-labour قانونگذاری به سود کارگر Pro-labour Legislation طبقهٔ رنجبر؛ طبقهٔ مزد بگیر Proletariat قول؛ وعده؛ عهد؛ پمیان؛ قرارداد؛ موافقت؛ امید؛ نوید؛ انتظار Promise قول دادن؛ تعهد کردن؛ وعده دادن؛ فته طلب دادن Promise متعهدله Promisee متعهد Promiser متعهد؛ قول دهنده؛ امکان پذیر Promising متعهد؛ وعده دهنده؛ عهدکننده Promissor وعده‌دار؛ متضمن وعده؛ التزامی Promissory سفته؛ فته طلب؛ برگه بدهی Promissory Note بانی شدن؛ تأسیس کردن؛ ترقی دادن؛ تشویق یا ترویج کردن؛ تبلیغ کردن Promote مؤسس؛ پیش برنده؛ مبلغ؛ بانی Promoter ترفیع؛ تبلیغ Promotion هزنیه‌های راه انداختن Promotion Expense هزینهٔ تبلیغات؛ حق الزحمهٔ راه‌اندازی Promotion Money سهام جوایز Promotion Shares کشش ترقی؛ حساسیت ترقی Promotional Elasticity ترکیب برنامهٔ تبلیغاتی Promotional Mix روشهای توسعه؛ روشهای ترقی Promotional practices مهلت پرداخت دین؛ ورقهٔ مهلت؛ ورقهٔ یادآوری؛ مهلت پرداخت Prompt پرداخت نقد فی‌المجلس "Prompt" Cash Payment روز وعده؛ روز ضرب الاجل Prompt Day صورت فروش فوری Prompt Note پرداخت بی‌درنگ؛ پرداخت سرنقد؛ پرداخت به هنگام Prompt Payment حمل فوری Prompt Shipment سرعت عمل؛ وقت شناسی Promptitude اقدامات موافق بازه و زادگرایی؛ تدابیر زه و زادگرا Pro-natalist Measures گواهی تحویل Proof of Delivery مدرک بدهکاری Proof of Indebtedness مدرک خسارت؛ مدرک زیان Proof of Loss سند مالکیت Proof of Ownership میل Propensity میل به استقراض؛ میل به وام خواهی Propensity to Borrow میل به مصرف Propensity to Consume (Average) میل نهایی به مصرف Propensity to Consume, Marginal میل به اندوختن؛ میل به پول اندوزی؛ میل به نهادن پول Propensity to Hoard میل به سرمایه‌گذاری Propensity to Invest (Average) میل متوسط به پس‌انداز Propensity to Save (Average) میل نهایی به پس‌انداز Propensity To Save, Marginal صفت ممیزهٔ شخص Proper قیمت صحیح و مناسب Proper Price دارایی؛ مال؛ ملک؛ خاصیت Property انواع دارایی Property, Types of حساب دارایی؛ حساب اموال؛ حساب تصدی؛ حساب بهره‌برداری Property Account ابواب جمعی (داشتن)؛ مسئول موجودی دارایی؛ مسئول ابوابجمعی Property Accountability سرمایهٔ ملکی؛ سرمایهٔ مالی Property Capital سود سهام به صورت غیرنقد؛ سود ملکی سهام Property Dividend اسناد قرضهٔ مالکیت Property Bonds اندوخته استهلاک Property Reserved حقوق مالکیت Property Rights مالیات بر دارایی؛ مالیات بر ملک؛ مالیات مستغلات Property Tax تناسب؛ سهم؛ نسبت Proportion, The تسهیم به نسبت Proportion Partition نظام مالایت متناسب Proportion Tax System نرخ متناسب Proportional Rate مالیات تناسبی؛ مالیات متناسب Proportional Tax مالیات بندی متناسب؛ مالیات بندی نسبی Proportional Taxation تناسب Proportionality قانون تناسب Proportionality, Law of پیشنهاد؛ طرح پیشنهادی Proposal (or Proposition) پیشنهاد کردن؛ تقاضای بیمه کردن؛ در نظر داشتن؛ طرح ریختن؛ نقشه طرح کشیدن Propose پیشنهاد مقدار سود سهام؛ سود اعلان نشده؛ سود پیشنهادی صاحبان سهام Proposed Dividend پیشنهاد کننده Proposer موضوع؛ قضیه؛ کار؛ مقصود؛ گزارهٔ منطقی؛ پیشنهاد؛ طرح؛ مسئله؛ عرضه داشت Proposition مطرح کردن؛ پیشنهاد کردن؛ ارائه دادن؛ تقدیم کردن Propound پیشنهاد کننده؛ طرح کننده؛ مطرح کننده Propounder در شخص خودش؛ صفت ممتاز و مخصوص شخص؛ شخصیت Propria Persona مایملک؛ دارایی؛ ملک؛ مال / خصوصیت؛ ویژگی Propriety حسابهای اسمی؛ حسابهای دارایی؛ حسابهای تحقیقی Proprietary Accounts شرکت اختصاصی؛ شرکت خویشاوندی Proprietary Company کالاهای اختصاصی Proprietary Goods بیمه با حق بیمه؛ بیمه با حق بیمهٔ ثابت Proprietary Insurance تمبر مالیاتی ویژهٔ اجناس مخصوص Proprietary Stamp مالک؛ صاحب Proprietor درآمد مالک Proprietors Income سهم مالک؛ حصهٔ مالک Proprietors' Stake مالکیت فردی؛ تصدی انفرادی؛ مالکیت انحصاری؛ مالکیت؛ تعلق سرمایهٔ گارزش ویژه بنگاه فردی؛ بنگاه فرعی و مؤسسهٔ کوچک Proprietorship دفترداری مالکیت Proprietorship Bookkeeping صنایع برانگیزنده؛ صنایع محرک Propulsive Industries متناسب Prorata شرط توزیع متناسب؛ مادهٔ توزیع متناسب Pro-rata Distribution Clause شرط مسئولیت متناسب؛ مادهٔ مسئولیت متناسب Pro-rata Liability Clause نرخ متناسب Pro-rata Rate متناسب؛ به تناسب Proratable سرشکن کردن Pro. Rate سهم بندی تولید؛ سهمیهٔ هزینهٔ تولید؛ تقسیم به نسبت؛ توزیع برحسب مدت یا نسبت معین Proration له و علیه Pros and Cons دورنما؛ چشم انداز؛ انتظار؛ پیش‌بینی؛ نما؛ نمود؛ مشتری احتمالی Prospect تصویر دورنما Prospective اطلاع نامه؛ تعریف نامه؛ آگهی عرضهٔ سهم؛ خلاصهٔ آگهی Prospectus موفق شدن؛ به توفیق مالی و اقتصادی رسیدن؛ پیشرفت کردن؛ ثروتمند شدن Prosper رفاه؛ فراوانی؛ آبادانی؛ رونق ترقی روزافزون؛ پیشرفت Prosperity (Expansion; Peak) در حال پیشرفت؛ ترقی‌کننده؛ مترقی؛ با رونق Prosperous مترقیانه Prosperously حمایت کردن؛ نگهداری کردن؛ حفظ کردن؛ دفاع کردن؛ حفظ شدن؛ حمایت شدن Protect پیش فروش کنندهٔ تحت حمایت Protected Bear حمایت؛ تعرفهٔ حمایتی؛ حمایت دولت Protection حمایت و شرط تضمین خسارت یا بیمه Protection and Indemnity Clause حمایت گرایی؛ اصل حمایتی Protectionalism حمایت‌گرایی؛ مکتب حمایت اقتصادی؛ مکتب حمایت بازرگانی Protectionism طرفدار اصل حمایت؛ حمایت‌گرا؛ حمایت‌گران Protectionist حقوق و عوارض حمایتی Protective Duties رویهٔ حمایتی Protective Practice تعرفهٔ حمایتی Protective Tariff فعلاâ€؛ در حال حاضر؛ موقتاâ€؛ شاغل مقامی به طور موقت؛ به طور موقت Protem شاغل موقت مقام؛ انتخاب موقت Protempore واخواست؛ اعتراض به نکول برات؛ واخواهی Protest اعتراض کردن؛ واخواست کردن Protest قابل اعتراض؛ واخواست کردنی Protestable نمونهٔ آزمایشی Prototype پرودن، پیر Proudhon, Pierre تجربه کردن؛ بر اثر آزمایش پی بردن؛ سنجیدن؛ آزمون؛ امتحان کردن؛ محقق کردن؛ ثابت کردن؛ اصالت امری را محرز ساختن؛ اثبات Prove اقدامات احتیاطی به عمل آوردن؛ تجهیز کردن؛ آماده شدن؛ آماده کردن؛ وسیله فراهم کردن؛ تأمین کردن؛ قبلا تهیه دیدن؛ مجهز کردن؛ پیش‌بینی کردن؛ رفع احتیاج کردن Provide آماده؛ مجهز؛ مشروط به اینکه؛ مشروط بر؛ در صورتی که؛ به شرط اینکه Provided صندوق احتیاطی Provident Fund وجوه احتیاطی؛ صندوق تأمین؛ صندوق تأمین خسارت پیش‌بینی نشده Provident Funds شرکت پیش‌بینی؛ شرکت احتیاط Provident Society شرط؛ ماده؛ قید؛ بند Proviso تهیه؛ تدارک؛ شرط؛ بند؛ ماده؛ استقرار؛ تأمین؛ ذخیره؛ استهلاک؛ درامدهای مشکوک الوصل؛ خواربار؛ آذوقه م. Allowance Provision مقرر داشتن؛ شرط کردن؛ آذوقه تأمین کردن Provision تدارک نوسازی Provision for Renewals حساب موقت Provisional Account استخدام موقت؛ انتصاب موقت Provisional Appointment تأمین ذخیره Provisioning خواربار؛ مقررات؛ قیود Provisions اندوخته برای مطالبات سوخت شده و مشکوک الوصول Provisions for Bad and Doubtful Debt در ماه آینده؛ مربوط به ماه آینده Prox علت مستقیم؛ علت نزدیک؛ علت بی‌واسطه Proximate Cause خسارت قابل پیش‌بینی Proximate Damage ماه آینده Proximo وکالتنامه؛ وکیل؛ نماینده Proxy روپیه، واحد پول پاکستان، نشانهٔ Pakistan Rupees است PRs وکالتنامه؛ نظارت اقلیت Proxy, Minority Control اعلامیهٔ نمایندگی؛ اظهاریهٔ وکیل Proxy Statement متغیر نماینده Proxy Variable معیار هزینهٔ سرمایه‌گذاری احتیاطی Prudent-investment-cost Standard نظریهٔ تعیین نرخ مبتنی بر هزینهٔ سرمایه گذاری احتیاطی؛ نظریهٔ نرخ گذاری هزینه‌ای سرمایه گذاری احتیاطی Prudent Investment Cost Theory of Rate Making قاعدهٔ آدم محتاط؛ قاعدهٔ انسان محتاط Prudent-man rule نوشتهٔ زیر امضاء P.S. نسبتهای احتیاطی؛ ضرایب احتیاطی Prudential Ratios طرح شبه تقاضا Pseudo-demand Schedule درامد معنوی؛ درآمد روانی Psychic Income عوامل روحی (معنوی) در سرمایه گذاری، عوامل روانی در سرمایه‌گذاری؛ عوامل غیرمادی در سرمایه گذاری Psychological Factors تأثیرات روانی Psychological Influences مکتب روانشناختی؛ مکتب روانشناسی؛ مکتب روانی Psychological School نظریهٔ روانی دور اقتصادی؛ نظریهٔ غیرمادی دور کار و کسب؛ نظریهٔ روحی دور کار و کسب Psychological Theory of Business Cycle پزوتا، واحد پول اسپانیا، نشانهٔ Peseta است Pta خواهشمند است پشت ورقه را ملاحظه نمایید P.T.O. روان سنجی Psychometrics مالک Pty حسابدار رسمی؛ حسابدار مجاز؛ حسابدار حرفه‌ای Public Accountant قانون عام؛ قانون عمومی Public Act ادارهٔ امور دولتی؛ مدیریت عمومی Public Administration وکیل و وصی قانونی؛ مدیر دولتی سرپرستی Public Administrator امداد عمومی Public Assistance مؤسسهٔ امور عمومی؛ مرجع دولتی؛ ادارهٔ دولتی؛ سازمان دولتی Public Authority قانون عمومی Public Bill سند قرضهٔ عمومی Public Bond گزینش عمومی؛ انتخاب عمومی Public Cloice شرکت عمومی (در انگلیس)؛ شرکت سهامی عام Public Company انحصار مصرف عمومی Public Consumption Monopoly شرکت سهامی عمومی؛ شرکت عمومی Public Corporation اعتبار عمومی Public Credit قرض عمومی؛ دین عمومی؛ استقراض عمومی Public Debt قرضهٔ خالص عمومی Public Debt, Net داد و ستد قرضهٔ عمومی Public Debt Transaction سپرده‌های عمومی Public Deposits املاک عمومی؛ املاک دولتی؛ حق عام؛ خالصهٔ دولت Public Domain ادارهٔ کاریابی Public Employment Exchange Office تصدی عمومی؛ بنگاه عمومی Public Enterprise مخارج عمومی Public Expenditure مالیهٔ عمومی Public Finance اوراق بهادار عمومی Public Funds کالای عمومی Public Good خانه سازی عمومی Public Housing سود عمومی؛ نفع عمومی؛ مصلحت عمومی Public Interest نشر عمومی؛ انتشار عمومی Public Issue اراضی عمومی؛ زمین دولتی؛ زمین خالصه Public Lands قانون عام؛ قانون عمومی Public Law بیمهٔ مسئولیت عمومی Public Liability Insurance شرکت محدود عمومی Public Limited Company استقراض عمومی Public Loan درآمد دولت؛ وجوه دولتی Public Money انحصار عمومی Public Monopoly عرضهٔ عمومی سهام Public Offering افکار عمومی؛ عقیدهٔ مردم؛ عقیدهٔ عامه Public Opinion بررسی افکار عمومی Public-opinion Survey مالکیت عمومی Public Ownership دارایی عمومی Public Property روابط عمومی Public Relations مسئول روابط عمومی Public Relations Officier دخل عمومی؛ دخل دولت؛ عایدات دولت؛ دریافتی دولت Public Revenue حراج Public Sale بخش عمومی؛ بخش دولتی؛ مؤسسات غیرخصوصی Public Sector نیاز وام‌خواهی بخش عمومی Public Sector Barrowing Requirement کارمند دولت؛ کارمند مؤسسهٔ دولتی؛ خادم ملت Public Servant شرکت عام المنفعه Public-service Corporation خدمات عمومی دولت Public Services of Government انبار عمومی Public Store مؤسسهٔ عام المنفعه Public Trust فواید عامه؛ تسهیلات عمومی؛ خدمات عمومی رفاهی Public Utilities مؤسسهٔ عام المنفعه؛ شرکت عام المنفعهٔ انتفاعی Public Utility سند قرضهٔ کارهای عمومی Public-utility Bond گروه شرکتهای فراهم آورندهٔ تسهیلات عمومی Public Utility Holding Companies آئین‌نامهٔ مؤسسهٔ عام المنفعه؛ تنظیم مؤسسهٔ عام المنفعه Public Utility Regulation انبار عمومی Public Warebouse رفاه عمومی؛ رافه عامه؛ بهزیستی مردم Public Welfare برنامهٔ رفاه عمومی Public elfare Program امور عام‌المنفعه؛ کارهای عمومی Public Works استخدام محکومین Public Works-and-ways System نقشه‌های کارهای عمومی؛ برنامهٔ کارهای عام المنفعه Public Works Programs تبلیغات؛ اطلاعات تبلیغاتی Publicity صنعت زیر نظارت دولت؛ دولت؛ صنعت در اختیار دولت Publicity Controlled Industry شرکت سهامی عام Publicity Owned Corporation منتشر کردن Publish رهن بعدی Puisne Mortgage پولا، واحد پول کشور بوتسوانا Pula تبلیغ کامل به سود تقاضا Pull Demand Advertising تغییر ناگهانی و قابل توجه در مقدار متغیر الکتریکی از قبیل ولتاژ یا شدت جریان Pulse سیاست تزریق انگیزهٔ رشد؛ سیاست ایجاد کار و قوهٔ خرید؛ تزریق مالی محرک Pump Priming منگنه کردن کارت یا نوار کاغذی Punch کارت منگنه شده Punched Card آمایش داده‌های کارت منگنه شده Punched-card Data Processing نوار کاغذی منگنه شده Punched Paper Tape دقت در انجام دادن وعده؛ وقت شناسی؛ دقت؛ مراعات دقیق آداب و رسوم Punctuality سفته باز در بازار گرم و سرد؛ سوداگر در بازار رو به ترقی و تنزل Punter خرید (اعم از کالا یا خدمت)؛ خریداری؛ ابتیاع؛ خرید؛ درآمد سالانهٔ زمین؛ اکتساب Purchase خرید و اجارهٔ مجدد Purchase andleaseback سیاههٔ خرید؛ فهرست خرید Purchase Contract تخفیف خرید Purchase Discount گروه خرید؛ گروه خریدار Purchase Group فهرست اجناس خریداری Purchase Invoice دفتر روزنامهٔ خرید؛ نمونهٔ دفتر؛ روزنامهٔ خردی در صفحهٔ بعد Purchase Journal گروی خرید Purchase-money Mortgage کارپرداز؛ مأمور خرید Purchase Officier سفارش خرید؛ دستور خرید؛ برگ خرید Purchase Order قیمت خرید Purchase Price مدارک خردی Purchase Records درخواست خرید Purchase Request Requisition برگشتی‌های خرید؛ مرجوعیهای خرید Purchase Returns مالیات خرید Purchase Tax معافیت از مالیات خرید Purchase Tax Relief خریدار Purchaser حساب خریدها Purchaser Account خرید به ارزش واقعی Purchaser for Value دفتر خریدها؛ دفتر روزانهٔ خریدها Purchaser Book دفتربزرگ خریدها Purchaser Ledger خریدار؛ گیرنده Purchasing نمایندهٔ خریدار؛ دلال عامل Purchasing Agent (Middleman۰ مأمور خرید؛ کارپرداز Purchasing Officer توان خرید؛ قدرت خرید؛ قوهٔ خرید Purchasing Power قوهٔ خرید پول Purchasing Power of Money تساوی قوهٔ خرید؛ برابری قوهٔ خرید؛ نرخ نسبی مبادله؛ برابری قدرت خرید Purchasing-power Parity نظریهٔ برابری قوهٔ خرید Purchasing-power-Parity Theory خطر قوهٔ خرید Purchasing Power Risk پایاپای خالص Pure Barter رقابت خالص؛ رقابت محض Pure Competition اقتصاد محض Pure Economics بهرهٔ خالص؛ ربح خالص Pure Interest حق بیمهٔ خالص Pure Premium تورم قیمت خالص Pure Price Inflation سود ویژه؛ سود خالص Pure Profit اندازهٔ بهرهٔ خالص Pure Rate of Interest نمونهٔ سودمند؛ نمونهٔ متضمن مقصود؛ نمونهٔ وضعی Purposive Sample تبلیغ به سود تقاضا؛ تبلیغ محرک تقاضا Push Demand Advertising مزد کوشش فوق العاده Push Money بی‌باکی Pushfulness اختیار فروش؛ فروش (بورس)؛ جایزه برای تحویل؛ جایزهٔ فروشنده؛ اختیار فروش؛ حق تحویل‌دهی مؤجل؛ خود را فروشنده اعلام کردن (در بورس)؛ عرضهٔ اختصاصی سهم Put حق فروش و خرید سهام؛ اختیار خردین و نخریدن Put and Call بازار خرید و فروش سهام با حق انتخاب Put and Call Morket اختیار فروش و خرید سهام؛ خیار خرید و فروش سهام Put and Call Option خرید و فروش سهام Put and Call Price فروش نقد و بازخرید نسیه Put and Take اختیار فروش مجدد؛ خیار فروش محدود Put of More Option حق خریدار سهام به دو برابر مبلغ Put of More (Put O'More) اختیار تحویل سه برابر؛ سه برابر در تنزل Put of Three Times More خیار فروش؛ اختیار فروش؛ اختیار فروش یا عدم فروش؛ جایزهٔ غیرمستقیم؛ جایزهٔ معکوس؛ جایزه برای تحویل؛ جایزهٔ فروشنده؛ بازار با جایزه برای تحویل دادن؛ جایزهٔ ساده در تنزل؛ اختیار فروش به قیمت و شرایط دلخواه Put Option قیمت پابرجا ؛ قیمت ثابت؛ قیمت مستقر؛ قیمت پایدار Put Price طرح کردن؛ در معرض فروش گذاردن Put Up نظام صنعت خانگی Putting Out System در معرض فروش Putting Up for Sale مزایدهٔ دارایی Putting Up of Money جانشین پذیری نسبی Putty-clay جانشین پذیری کامل Putty-putty هرم اعتبار Pyramid of Credit فروش هرم واری Pyramid Selling افزایش سود از راه افزایش خرید؛ افزایش خرید؛ خرید هرم واری؛ خرید تل واری Pyramiding کوئتزال، واحد پول گواتمالا، نشانهٔ Quetzal است Q ریال، واحد پول قطر، نشانهٔ Q. Rial است QR کوارت Qt. ناحیه؛ ربع دایره؛ ربعی Quadrant معادلهٔ درجهٔ دوم Quadratic Equation شکل جبری درجهٔ دوم Quadratic Form تابع درجهٔ دوم Quadratic Function تابع متجانس درجهٔ دوم Quadratic Homogeneous متجانس درجهٔ دوم Quadratic Homogeneous Function میانگین درجهٔ دوم Quadratic Mean کیفیت؛ نوع Qual شرط؛ لیاقت؛ مشخصات Qualification سهام ضمانت Qualification Shares واجد شرایط؛ کارشناس؛ مشروط و مفید Qualified پذیرش مشروط؛ قبولی مشروط Qualified Acceptance حسابدار خیره Qualified Accountant پشت نویسی مشروط؛ ظهر نویسی مشروط Qualified Endorsement ظهرنویسی مقید؛ ظهر نویسی محدود؛ پشت نویسی مشروط Qualified Indorsement گزارش مشروط Qualified Report سهام مدیران Qualifying Shares تحلیل کیفی Qualitative Analysis الگوهای گزینش کیفی؛ الگوهای انتخاب کیفی Qualitative Choice Models نظارتهای کیفی Q

/ 0 نظر / 18 بازدید