اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 36

اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 36

Accounting, Statistics, Math glossary - Part 36

 

u

بیست و یکمین حرف الفبای انگلیسی

u chart

نمودار u

u curve

u-خم

u flow

طرح توسعه u شکل، جریان u

u test

آزمایش u

ufd

حوزه تجزیه یکتا

ultimate

ماکزیمم، محدود، نهایی، غایی، واپسین

ultimate administrative authority

عالی ترین مرجع اداری

ultimate authority

اختیار نهایی

ultimate cluster

خوشه نهایی

ultimate departmentation

تقسیم وظایف نهایی

ultimate maximizer

حداکثر کننده نهایی

ultimate responsibility

مسئولیت نهای

ultimate sampling unit

آخرین واحد نمونه گیری

ultimately

نهایتا، سرانجام، نهایی، غایی، بالاخره، دوترین، مآلا

ultra

فرا، مافوق، ماوراء

ultra ideal

فراآرمانی

ultra parallel

فراموازی

ultrafilter

فراپالایه، فراصافی

ultrainfinite point

نقطه فرابینهایت

ultrametric

فرامتریک، فرامتری

ultrasonic

مافوق صوت، فراصوتی، اَبَر صوت، مافوق سرعت صوت

ultrasonic testing

عیب یابی با امواج ماوراء صوت، آزمایش فراصوتی، عیب یابی فراصوتی

ultraviolet

ماوراء بنفش، فرابنفش

umbilic

نافی، نقطه نافی

umbilic point

نقطه نافی

umbilical point

نقطه نافی

umbilicus

ناف

un

پیشوندی به معنی بدون، نه، غیر

un favorable

نامطلوب

unacceptable

ناپذیرفتنی، غیر قابل قبول

unacceptable quality level

سطح کیفیت غیر قابل پذیرش

unaccomodate

ناهمساز

unaccomodation

ناهمسازی

unadaptation

عدم انطباق

unadapted

انطباق نیافته، نامنطبق

unadjusted

ناسازگار

unadjusted trial balance

تراز آزمایشی اصلاح نشده

unadjustment

ناسازگاری

unaligned

ناهمخط، نا هم تراز

unallotted appropriation

اعتبار تخصیص نیافته

unallotted share

سهام منتشر نشده، سهام توزیع نشده

unambiguous

بدون ابهام

unambiguously

آشکارا، به طور بدون ابهام

unary

یکتایی، یک جایی

unary connective

ادات یک طرفی

unary operation

عمل یگانی، عمل یکتایی، عمل یک جایی

unary operator

عملگر یکتایی

unassignable cause

عامل غیر قابل شناسایی

unaugmented histogram

نمودار پله ای ناافزوده

unauthorized

غیر مجاز

unauthorized absence

غیبت غیر موجه، غیبت غیر مجاز

unavailability

عدم قابلیت استفاده

unavodabel hacard

خطر اجتناب ناپذیر

unavoid able delay

تأخیر اجتناب ناپذیر

unbalanced

غیر متعادل، نامتعادل، نامیزان، غیر متقارن، نامتوازن

unbalanced transportation model

مدل حمل و نقل ناموزون

unbias

نااریب

unbiased

نااریبی، بی نظرانه، بی پیشقدر، نااریب، درست، بی اریب

unbiased estimate

برآورد نااریب، برآورد بی غرض

unbiased estimator

برآورد کننده نااریب

unbiased sample

نمونه مستقیم

unbiased test

آزمون نااریب

unbiasedness

نااریبی

unbound

بی کران

unbounded

بیکران

unbounded above

از بالا بی کران

unbounded from above

از بالا نامحدود، از بالا بی کران

unbounded function

تابع بی کران

unbounded interval

بازه بی کران، فاصله نامحدود، فاصله بی کران

unbounded manifold

خمینه بیکران

unbounded optimal solution

جواب بهینه بیکران

unbounded optimal value

مقدار بهینه بی کران

unbounded polyhedral set

مجموعه چندوجهی بی کران

unbounded sequence

دنباله بی کران

unbounded set

مجموعه بیکران

unbounded sets

مجموعه های بی کران

unbounded subset

زیرمجموعه بی کران، بخش بی کران

unboundedly

به طور بی کران، به طور نامحدود

unboundedness

نامتناهی بودن، بی کرانی، نامحدودی

unboundely

به طور نامتناهی

unbroken interval

فاصله یکپارچه

unbroken service

خدمت بلاانقطاع، سابقه

uncertain

نایقین، ناآورین، نامشخص، نامعلوم، غیر حتمی، نامعین

uncertainty

ناآوری، عدم قطعیت، بلاتکلیفی، نایقین، عدم وجود اطمینان، عدم یقین، غیر قطعی، عدم اطمینان، نایقینی

uncertainty condition

شرط عدم اطمینان

uncertainty principle

اصل عدم قطعیت

unchangeable

تغییر ناپذیر، پایدار، ثابت

unchecked

بدون بررسی

uncia

یک دوازدهم

unclaimed

مطالبه نشده

unclaimed balance

مانده مطالبه نشده

unclaimed wage

دستمزد مطالبه نشده

uncofirmed

تأیید نشده

uncollectable

وصول نشدنی، غیر قابل وصول

uncollectable cash items

اقلام نقدی وصول نشدنی

uncomplemented

بدون متمم

uncomplemented variable

متغیر بدون متمم

unconditional

بدون شرط، بی شرط، بلاشرط، غیر شرطی، غیر مشروط

unconditional convergence

همگرایی غیر شرطی، همگرایی نا مشروظ

unconditional frequency

فراوانی غیر شرطی

unconditional inequality

نابرابری نامشروط، نامساوی غیر شرطی

unconditional probability

احتمال غیر شرطی

unconditional relative frequency

فراوانی غیر شرطی نسبی

unconditional relative frequency of event

فراوانی نسبی غیر شرطی حادثه

unconditionally

بدون هیچ شرطی

unconfirmed credit

اعتبار تأیید نشده

unconfirmed letter of credit

اعتبار نامه تأیید نشده

unconnected

ناهمبند، غیر یکپارچه، ناهمبسته، ناهموسته

unconstrained

بدون محدودیت

unconstrained optimization

بهینه سازی نامقید

uncorrelated infinity

بی پایان، شمارش پذیری

uncorrelated random numbers

اعداد تصادفی ناهمبسته

uncorrelated random variables

متغیر های تصادفی نا همبسته

uncorrelated samples

نمونه های نا همبسته

uncorrelated variables

متغیر های ناهمبسته

uncountability

شمارش ناپذیری

uncountable

تعریف ناپذیر، شمارش ناپذیر، ناشمارا

uncountable set

مجموعه نا شمارا

uncoupled system

دستگاه غیر زوج(غیر جفت)

unctional statement

شرح وظایف

undamped

نامیرا

undamped oscillation

نوسان غیر میرا

undamped wave

موج نامیرا

undate period

دوره بهنگام کردن

undefinable

تعریف ناپذیر، غیر قابل تعریف

undefined

تعریف نشده

undefined concept

مفهوم تعریف نشده

undefined term

جمله تعریف نشده، اصطلاح تعریف نشده

undefined terms

حدود تعریف نشده

under

نسبت به

under applied overhead

کسر جذب سربار

under damping

کند میرایی

under flow

پاریز

under go

مذکور

under investigation

مورد بحث

under the action

تحت تأثیر

under the action of

تحت تأثیر

undercritical damping

میرایی تحت بحرانی

undercut face tooth

دندانه نوع زیرخالی

undercut section

مقطع با تو رفتگی جنبی

underdamped

میرای کم، میرائی خفیف

underdamped oscillation

تحت میرا

underdetermined system

دستگاه فرو معین

underemployed economy

اقتصاد کم اشتغال

underestimate

تخمین کم، کاست برآورد

underevaluation

ارزیابی کم، برآورد کم، ارزشیابی کم

underfills

کمتر از حد معمولی

underline cracking

ترک زیر لایه ای

underlying

اصولی، اساسی، زیربنا، زمینه، اصلی

underlying group

گروه زیربنا

underlying mapping of a function

نگاشت زیربنای تابع

underlying normal distribution

توزیع بنیادی نرمال

underlying ordered set

مجموعه مرتب زیربنا

underlying set

مجموعه زیربنا

undermonopoly

وضعیت انحصاری

understand

درک کردن، فهمیدن

understanding

استنباط، درک

understimate

کران پائین

understood

معلوم

undertaker

صاحبکار، متعهد

undertaking

/ 0 نظر / 17 بازدید