اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 36

Accounting, Statistics, Math glossary - Part 36

 

u

بیست و یکمین حرف الفبای انگلیسی

u chart

نمودار u

u curve

u-خم

u flow

طرح توسعه u شکل، جریان u

u test

آزمایش u

ufd

حوزه تجزیه یکتا

ultimate

ماکزیمم، محدود، نهایی، غایی، واپسین

ultimate administrative authority

عالی ترین مرجع اداری

ultimate authority

اختیار نهایی

ultimate cluster

خوشه نهایی

ultimate departmentation

تقسیم وظایف نهایی

ultimate maximizer

حداکثر کننده نهایی

ultimate responsibility

مسئولیت نهای

ultimate sampling unit

آخرین واحد نمونه گیری

ultimately

نهایتا، سرانجام، نهایی، غایی، بالاخره، دوترین، مآلا

ultra

فرا، مافوق، ماوراء

ultra ideal

فراآرمانی

ultra parallel

فراموازی

ultrafilter

فراپالایه، فراصافی

ultrainfinite point

نقطه فرابینهایت

ultrametric

فرامتریک، فرامتری

ultrasonic

مافوق صوت، فراصوتی، اَبَر صوت، مافوق سرعت صوت

ultrasonic testing

عیب یابی با امواج ماوراء صوت، آزمایش فراصوتی، عیب یابی فراصوتی

ultraviolet

ماوراء بنفش، فرابنفش

umbilic

نافی، نقطه نافی

umbilic point

نقطه نافی

umbilical point

نقطه نافی

umbilicus

ناف

un

پیشوندی به معنی بدون، نه، غیر

un favorable

نامطلوب

unacceptable

ناپذیرفتنی، غیر قابل قبول

unacceptable quality level

سطح کیفیت غیر قابل پذیرش

unaccomodate

ناهمساز

unaccomodation

ناهمسازی

unadaptation

عدم انطباق

unadapted

انطباق نیافته، نامنطبق

unadjusted

ناسازگار

unadjusted trial balance

تراز آزمایشی اصلاح نشده

unadjustment

ناسازگاری

unaligned

ناهمخط، نا هم تراز

unallotted appropriation

اعتبار تخصیص نیافته

unallotted share

سهام منتشر نشده، سهام توزیع نشده

unambiguous

بدون ابهام

unambiguously

آشکارا، به طور بدون ابهام

unary

یکتایی، یک جایی

unary connective

ادات یک طرفی

unary operation

عمل یگانی، عمل یکتایی، عمل یک جایی

unary operator

عملگر یکتایی

unassignable cause

عامل غیر قابل شناسایی

unaugmented histogram

نمودار پله ای ناافزوده

unauthorized

غیر مجاز

unauthorized absence

غیبت غیر موجه، غیبت غیر مجاز

unavailability

عدم قابلیت استفاده

unavodabel hacard

خطر اجتناب ناپذیر

unavoid able delay

تأخیر اجتناب ناپذیر

unbalanced

غیر متعادل، نامتعادل، نامیزان، غیر متقارن، نامتوازن

unbalanced transportation model

مدل حمل و نقل ناموزون

unbias

نااریب

unbiased

نااریبی، بی نظرانه، بی پیشقدر، نااریب، درست، بی اریب

unbiased estimate

برآورد نااریب، برآورد بی غرض

unbiased estimator

برآورد کننده نااریب

unbiased sample

نمونه مستقیم

unbiased test

آزمون نااریب

unbiasedness

نااریبی

unbound

بی کران

unbounded

بیکران

unbounded above

از بالا بی کران

unbounded from above

از بالا نامحدود، از بالا بی کران

unbounded function

تابع بی کران

unbounded interval

بازه بی کران، فاصله نامحدود، فاصله بی کران

unbounded manifold

خمینه بیکران

unbounded optimal solution

جواب بهینه بیکران

unbounded optimal value

مقدار بهینه بی کران

unbounded polyhedral set

مجموعه چندوجهی بی کران

unbounded sequence

دنباله بی کران

unbounded set

مجموعه بیکران

unbounded sets

مجموعه های بی کران

unbounded subset

زیرمجموعه بی کران، بخش بی کران

unboundedly

به طور بی کران، به طور نامحدود

unboundedness

نامتناهی بودن، بی کرانی، نامحدودی

unboundely

به طور نامتناهی

unbroken interval

فاصله یکپارچه

unbroken service

خدمت بلاانقطاع، سابقه

uncertain

نایقین، ناآورین، نامشخص، نامعلوم، غیر حتمی، نامعین

uncertainty

ناآوری، عدم قطعیت، بلاتکلیفی، نایقین، عدم وجود اطمینان، عدم یقین، غیر قطعی، عدم اطمینان، نایقینی

uncertainty condition

شرط عدم اطمینان

uncertainty principle

اصل عدم قطعیت

unchangeable

تغییر ناپذیر، پایدار، ثابت

unchecked

بدون بررسی

uncia

یک دوازدهم

unclaimed

مطالبه نشده

unclaimed balance

مانده مطالبه نشده

unclaimed wage

دستمزد مطالبه نشده

uncofirmed

تأیید نشده

uncollectable

وصول نشدنی، غیر قابل وصول

uncollectable cash items

اقلام نقدی وصول نشدنی

uncomplemented

بدون متمم

uncomplemented variable

متغیر بدون متمم

unconditional

بدون شرط، بی شرط، بلاشرط، غیر شرطی، غیر مشروط

unconditional convergence

همگرایی غیر شرطی، همگرایی نا مشروظ

unconditional frequency

فراوانی غیر شرطی

unconditional inequality

نابرابری نامشروط، نامساوی غیر شرطی

unconditional probability

احتمال غیر شرطی

unconditional relative frequency

فراوانی غیر شرطی نسبی

unconditional relative frequency of event

فراوانی نسبی غیر شرطی حادثه

unconditionally

بدون هیچ شرطی

unconfirmed credit

اعتبار تأیید نشده

unconfirmed letter of credit

اعتبار نامه تأیید نشده

unconnected

ناهمبند، غیر یکپارچه، ناهمبسته، ناهموسته

unconstrained

بدون محدودیت

unconstrained optimization

بهینه سازی نامقید

uncorrelated infinity

بی پایان، شمارش پذیری

uncorrelated random numbers

اعداد تصادفی ناهمبسته

uncorrelated random variables

متغیر های تصادفی نا همبسته

uncorrelated samples

نمونه های نا همبسته

uncorrelated variables

متغیر های ناهمبسته

uncountability

شمارش ناپذیری

uncountable

تعریف ناپذیر، شمارش ناپذیر، ناشمارا

uncountable set

مجموعه نا شمارا

uncoupled system

دستگاه غیر زوج(غیر جفت)

unctional statement

شرح وظایف

undamped

نامیرا

undamped oscillation

نوسان غیر میرا

undamped wave

موج نامیرا

undate period

دوره بهنگام کردن

undefinable

تعریف ناپذیر، غیر قابل تعریف

undefined

تعریف نشده

undefined concept

مفهوم تعریف نشده

undefined term

جمله تعریف نشده، اصطلاح تعریف نشده

undefined terms

حدود تعریف نشده

under

نسبت به

under applied overhead

کسر جذب سربار

under damping

کند میرایی

under flow

پاریز

under go

مذکور

under investigation

مورد بحث

under the action

تحت تأثیر

under the action of

تحت تأثیر

undercritical damping

میرایی تحت بحرانی

undercut face tooth

دندانه نوع زیرخالی

undercut section

مقطع با تو رفتگی جنبی

underdamped

میرای کم، میرائی خفیف

underdamped oscillation

تحت میرا

underdetermined system

دستگاه فرو معین

underemployed economy

اقتصاد کم اشتغال

underestimate

تخمین کم، کاست برآورد

underevaluation

ارزیابی کم، برآورد کم، ارزشیابی کم

underfills

کمتر از حد معمولی

underline cracking

ترک زیر لایه ای

underlying

اصولی، اساسی، زیربنا، زمینه، اصلی

underlying group

گروه زیربنا

underlying mapping of a function

نگاشت زیربنای تابع

underlying normal distribution

توزیع بنیادی نرمال

underlying ordered set

مجموعه مرتب زیربنا

underlying set

مجموعه زیربنا

undermonopoly

وضعیت انحصاری

understand

درک کردن، فهمیدن

understanding

استنباط، درک

understimate

کران پائین

understood

معلوم

undertaker

صاحبکار، متعهد

undertaking

کسب و کار، تعهد کردن، تعهد

undervaluing

ارزش گذاری کمتر از اندازه، کم ارزش دادن

underwriter

متعهد معامله، بیمه گر، کارگزار، متعهد خرید، متعهد

underwriting

تعهد خرید

undeterminable

غیر قابل تعیین، مشکوک، تعیین نشدنی، تصمیم ناپذیر

undetermined

نامعین، مبهم، غیر مشخص، نامعلوم

undetermined coefficient method

روش ضرایب نامعین

undetermined coefficients

ضریب های نامعین، ضرایب مبهم، ضرائب نامعلوم، ضرائب نامعین

undirect flow

جریان غیر مستقیم

undirected graph

گراف بیسو، گراف غیر جهت دار

undiscountable bill

برات غیر قابل تنزیل

undistributed

غیر منبسط

undo

خنثی کردن، بی اثر کردن

unearned income

پیش دریافت

unemployable

غیر قابل استخدام

unemployment

بیکاری، عدم اشتغال

unemployment benefit

مستمری بیکاری، اعانه بیکاری، غرامت بیکاری

unemployment compensation

حقوق بیکاری، جبران بیکاری، غرامت بیکاری

unemployment fund

صندوق بیمه بیکاری

unequal

نابرابر، نامساوی، غیر مساوی

unequal precision

دقت نابرابر

unequal probability

احتمال نامساوی

uneven

نامساوی

unevenly even

زوج الفرد

unexcused absence

غیبت غیر موجه

unexpected departure

حرکت غیر منتظره

unexplained variation

تغییرات غیر قابل توضیح

unfavorable

نامساعد

unfavoral

نامساعد، نامطلوب

unfavourable

نامساعد

unharmonic

ناهمساز، ناهماهنگ

unharmonic ratio

نسبت ناهماهنگ

unharmony

ناهماهنگی، ناهمسازی

uni

پیشوندی به معنی یک، واحد، تنها، یک ...، یک تا

uniaxial force

نیروی تک محوری

unidentifiable

غیر قابل شناسایی

unidimensional

یک بعدی، یک مایشی

unified budget

بودجه واحد

unified terms

حدود تعریف نشده، حد، جمله

uniform

یکنواخت

uniform acceleration

شتاب یکنواخت

uniform algebra

جبر یکنواخت

uniform bound

کران یکنواخت، کران یک شکل

uniform boundedness

کرانداری یکنواخت

uniform boundedness theorem

قضیه کرانداری یکنواخت، قضیه تشدید، قضیه باناخ-اشتینهاوس

resonance theorem

قضیه کرانداری یکنواخت، قضیه تشدید، قضیه باناخ-اشتینهاوس

Banach Steinhaus theorem

قضیه کرانداری یکنواخت، قضیه تشدید، قضیه باناخ-اشتینهاوس

uniform bundedness theorem

قضیه کرانداری یکنواخت، قضیه تشدید، قضیه باناخ

uniform calssification of accounts

طبقه بندی متحدالشکل حساب ها

uniform charge method

طریقه اقساط مساوی

uniform chiling

سردکاری یکنواخت، تبرید یکنواخت

uniform circular

مستدیر یکنواخت

uniform circular motion

حرکت مستدیر یکنواخت

uniform closure

بست یکنواخت

uniform continuity

پیوستگی یکنواخت

uniform convergence

تقارب متشابه، هم گرایی یکنواخت، همگرایی یک شکل

uniform convergence of a series

همگرایی یکنواخت سری، همگرایی یکنواخت یک سری

uniform convergent

یکنواخت - همگرا

uniform covering system

دستگاه پوششی یکنواخت

uniform distribution

احتمال یکنواخت، توزیع یکسان، پخش یکنواخت، توزیع یکنواخت، توزیع مستطیلی

uniform field

میدان یکنواخت

uniform function

تابع منظم، تابع یکسان، تابع یکنواخت

uniform isomorphism

یکریختی یکنواخت

uniform lipschitz condition

شرط لیپ شیتس یک شکل

uniform motion

حرکت یکنواخت

uniform neighborhood system

دستگاه همسایگی یکنواخت

uniform norm

نرم یکنواخت

uniform operator topology

توپولوژی عملگر یکنواخت

uniform probability

احتمال یکنواخت

uniform probability distribution

توزیع احتمال یکنواخت

uniform resource rate

نرخ بهره وری یکنواخت منبع

uniform sampling procedure

شیوه نمونه گیری یکنواخت

uniform space

فضای یکنواخت

uniform structure

ساختار یکنواخت، یکنواختی

uniform subspace

زیرفضای یکنواخت

uniform topology

توپولوژی یکنواخت

uniform update

بهنگام کردن پیوسته

uniformative outcome

پیشآمد غیر آگاهی بخش

uniformity

هم شکلی، یکسانی، یکنواختی، یکریختی، متحد الشکلی

uniformizable

یکنواخت پذیر

uniformizable topological space

فضای توپولوژیک یکنواختی پذیر

uniformize

یکنواخت کردن

uniformly

به طور یکسان، یکنواخت، به طور یکنواخت، به طور منظم، به گونه یکنواخت

uniformly absolutely convergent series

سری مطلقا یکنواخت همگرا

uniformly bounded

کراندار یک شکل

uniformly bounded sequence

دنباله کراندار یک شکل، دنباله کراندار یکنواخت

uniformly closed

به طور یکنواخت پیوسته

uniformly closed algebra

جبر به طور یکنواخت پیوسته

uniformly consistent test

آزمون یکنواخت سازگار

uniformly continuous

پیوسته یکنواخت، پیوسته منظم، پیوسته یک شکل

uniformly continuous function

تابع یکنواخت-پیوسته

uniformly continuous mapping

نگاشت یکنواخت پیوسته

uniformly convergent

متقارب منظم

uniformly convergent sequence

دنباله یکنواخت همگرا

uniformly convergent series

سری متقارب منظم، سری یکنواخت همگرا

uniformly convex normed linear space

فضای خطی نرم دار یکنواخت-محدب

uniformly differentiable

به طور یکنواخت مشتقپذیر

uniformly distributed variable

متغیر با توزیع یکنواخت، متغیر با توزیع مستطیلی

uniformly locally compact space

فضای یکنواخت موضعا فشرده

uniformly minimum variance unbiased estimator

برآورد کننده نااریب با واریانس یکنواخت-مینیمم

uniformly most accurate

به طور یکنواخت درست ترین

uniformly most powerful

به طور یکنواخت تواناترین

uniformly motion

حرکت متشابه، جنبش یکسان

unify

یکی کردن، برابر نمودن

unifying ideas

مفاهیم وحدت بخش

unilateral

یک طرفه، یک جانبه، یک رویه

unilateral agrement

قرارداد یک جانبه

unilateral contract

انتقال یک طرفه

unilateral surface

رویه یک طرفه

one sided surface

رویه یک طرفه

unilateral transfer

انتقال یک طرفه

unilaterally connected

همبند یک طرفه

unimodal

یک نمایی، یک کوهانه، تک نمایی

unimodal distribution

توزیع تک مدی، توزیع یک نما، توزیع یک نمایی

unimodular

تک پیمانه ای، یک هنگ

unimodular group

گروه خطی خاص

unimodular matrix

ماتریس تک مدولی

uninterrupted

بی وقفه، نامعبر

uniomodal function

تابع یک کیفی

union

اتحادیه، انجمن، مجموع، اتحاد، مهره ماسوره، بست، اتصال، اجتماع

union of a family of sets

اجتماع یک خانواده از مجموعه ها

union of events

اجتماع حوادث

union of intersections

اجتماع اشتراک ها

union of relations

اجتماع روابط

union of sets

اجتماع مجموعه ها

union of the family

اجتماع خانواده ها

union of two sets

اجتماع دو مجموعه

union steward

حوزه فعالیت اتحادیه

unipotent

تک توان

unipotent matrix

ماتریس تک توان

unique

یکتا، منحصر به فرد، یگانه، تک، منحصر

unique element

عنصر یکتا، عنصر منحصر به فرد

unique existence theorem

قضیه وجود یکتا

unique factorization

یکتایی تجزیه

unique factorization domain

قلمرو یکتایی تجزیه

unique factorization theorem

قضیه تجزیه یکتا

unique finite optimal solution

جواب بهینه متناهی بی کران

unique immediate predecessor

مقدم بی واسطه یکتا

unique set of atoms

مجموعه ای یکتا از اتم ها

unique solution

جواب بی کران، جواب یکتا، جواب یگانه

uniquely

منحصرا، به طور یگانه، به صورت یکتا

uniquely define

به صورت یکتایی تعریف کردن

uniqueness

یکتایی

uniqueness condition

شرط یکتایی

uniqueness of complement

یکتایی متمم

uniqueness principle

اصل یکتایی

uniqueness proof

برهان یکتایی

uniqueness theorem

قضیه یکتایی، قضیه یگانگی

uniqueness theorem of analytic

قضیه یکتایی تحلیلی

uniqueness theorem of analytic continuation

قضیه یکتایی ادامه تحلیل

unissued debenture

سند قرضه نشر نشده

unissued share

سهم نشر نشده

unit

یکه، یکانی، شمار، یکی، بخش، شعبه، یکان، دستگاه، یکا، واحد

unit ball

گوی واحد

unit cell

سلول واحد، حجره یکه، قرص واحد

unit circle

دایره واحد، دایره یکه، دایره یکانی

unit class

مجموعه یکانی

unit closed ball

گوی بسته یکه

unit coordinate vectors

بردار های یکه مختصات، بردار های مختصات یکه

unit cost

بهای تمام شده یک واحد، بهای واحد، قیمت واحد، هزینه واحد

unit cube

مکعب یکه

unit disc

قرص یکه

unit disk

قرص یکه، قرص واحد

unit distance

فاصله یکه

unit element

عنصر واحد، عضو واحد، واحد، عامل، واحد، عنصر یکه، عنصر یکانی، عنصر خنثی

unit fraction

کسر واحد

unit group

یکاگروه

unit hyperbola

هذلولی یکه، هذلولی یکانی

unit impulse function

تابع ضربه ای واحد

unit interval

بازه یکه

unit length

واحد طول

unit load

واحد بار، تک محموله، محموله واحد

unit matrix

ماتریس واحد، ماتریس یکه

unit normal

قائم واحد

unit normal curve

منحنی نرمال واحد

unit normal deviate

نمره انحرافی نرمال واحد

unit normal vector

بردار قائم یکه، بردار قائم واحد، بردار یکه قائم، بردار یکانی قائم

unit of account

واحد محاسبه

unit of currency

واحد پول

unit of distance

واحد طول، واحد مسافت

unit of length

سنجه اندازه، واحد طول

unit of measurement

واحد اندازه گیری

unit of value

واحد ارزش

unit of work

واحد کار

unit open ball

گوی باز یکه

unit operator

عملگر واحد، عملگر یکانی

unit point

نقطه واحد، نقطه یکه

unit set

مجموعه یکانی

unit sets

مجموعه یکانی

unit sphere

کره واحد

unit square

مربع واحد، مربعی به ضلع واحد

unit step function

تابع پله ای یکه، تابع پله ای

unit tangent

مماس واحد

unit tangent vector

بردار یکه مماس

unit variant

با یک درجه آزادی

unit vector

بردار یکه

unital

یکه دار

unital ring

حلقه یکه دار

unitarical

یکانی

unitary

یکانی

unitary A module

A-مدول یکه دار

unitary algebra

جبر یکه دار

unitary annulus

حلقه یگانی

unitary diagonalization

قطری کردن یکانی

unitary group

گروه یکانی

unitary matrix

ماتریس یکانی، ماتریس یکه

unitary operator

عملگر یکانی

unitary ring

حلقه یکه دار

unitary semigroup

نیمگروه یکه دار، تکواره

unitary similarity

تشابه یکانی

unitary space

فضای یکه ای

unitary transformation

تبدیل یکانی، تبدیل یکه، تبدیل همانی

unitary vector

بردار واحد

unite

متحد شدن، متحد کردن، متفق کردن

unitless

بی یکه

units digit

رقم یکان

units of output method

روش تعداد تولید

units on order

مقدار در سفارش، تعداد در سفارش

unity

یگانی

unity element

عضو یکه، عنصر یکه، عضو واحد

unity matrix

ماتریس واحد

unity of command

وحدت فرماندهی

unity of purpose

وحدت هدف

univalent

تک مقداری، تک ارزی

univalent analytic function

تابع تحلیلی تک ارز

schlicht function

تابع تحلیلی تک ارز

univalent correspondence

تناظر تک ارز

univalent function

تابع تک ارز

univariate

یک متغیری، یک وردائی

univariate analysis

تحلیل یک متغیره

univariate distribution

توزیع یک متغیره

univariate distribution law

قانون توزیع یک متغیره، قانون توزیع یک بعدی

universal

جهانی، عمومی، فراگیر، کلی، همگانی، جامع

universal address system

دستگاه آدرس دهی کلی

universal algebra

جبر عام

universal bevel

زاویه سنج جامع، نقاله عمومی

universal bundle

بافه عام

universal Chern class

رده چرن عام

universal class

مجموعه عمومی

universal covering group

گروه پوششی عام

universal covering space

فضای پوششی عام

universal covering surface

رویه پوششی عام

universal curve

خم عام

universal domain

حوزه عام

universal gas constant

ثابت گاز عمومی

universal gravitational constant

ثابت ثقلی عمومی

universal jig

الگوی کار همه کاره

universal judgement

حکم کلی

universal machine

ماشین همه کاره

universal net

تور عام

universal proposition

گزاره عام، گزاره کلی، قضیه کلیه، گزاره عمومی

universal quantifier

سور عمومی، کم کلی

universal quantifier symbol

علامت سور کلی

universal relation

رابطه مرجع، رابطه عام، رابطه عمومی، نسبت عمومی

universal sentence

گزاره کلی

universal set

مجموعه عام، مجموعه مرجع، مجموعه جهانی، مجموعه عمومی، مجموعه کل، مجموعه جامع

universal sets

مجموعه عمومی

universal statement

گزاره کلی

universal time

زمان جهانی

universal truths

حقایق کلی

universal valid expression

عبارت همیشه معتبر

universality

جهانی بودن، کلیت، عمومیت، کلیت، جامعیت

universally valid

همیشه برقرار، عموما برقرار

universally valid experssion

عبارت همیشه معتبر

universals

کلیات

universe

جهان، کیهان، کل، عالم، جامعه کل، کل جامعه، جامعه، حیطه، جامعه آماری

universe of discourse

عالم سخن، جهان مباحثه

universe of discussion

جهان مباحثه

universe relation

رابطه مرجع، رابطه عام

univocal

یک ارزشی، یکسو، یک مفهومی

univocal correspondence

تناظر یکسویی

univocal function

تابع یک ارزشی

univocal mapping

گسترش یک ارزشی

unknown

مجهول، ناشناخته، مقدار مجهول، نامعلوم

unknown quantity

کمیت مجهول

unlabeled

بدون برچسب

unlike

مختلف، متفاوت، نابرابر، غیر مساوی، بی شباهت، برخلاف

unlikely

غیر محتمل، بعید

unlimited

نامحدود، لایتناهی، بدون نهایت

unlimited capital

سرمایه نامحدود

unlimited period

مدت نامحدود

unlimited resource allocation

تخصیص منابع نامحدود

unload

بی بار کردن، خالی کردن، تخلیه بار، پیاده کردن

unloading

خالی کردن بار، بار اندازی، تخلیه

unloading fixture

بست پیاده کردن، بست تخلیه کردن

unlocking

آزاد کردن، رها کردن

unmixed ideal

ایدآل نا آمیخته، ایدآل خالص

pure ideal

ایدآل نا آمیخته، ایدآل خالص

unmixedness theorem

قضیه نا آمیختگی

unnecessary

غیر ضروری، غیر لازم، نابایسته

unofficial employee

مستخدم غیر رسمی

unordered pair

زوج نا مرتب

unordered partition

افزار نامرتب

unpack

از بسته بندی در آوردن، باز، غیر متراکم، نافشرده، باز کردن

unpainted

رنگ نشده

unparted

یک پارچه

unpredictable

غیر قابل پیش بینی، پیشگویی ناپذیر

unproductive expenditure

خرج غیر تولیدی

unprovable

غر قابل اثبات، اثبات نشدنی

unproved

اثبات نشده، ثابت نشده

unranked data

داده های غیر رتبه ای

unraveled

حل کردن، نوشتن

unreachable state

حالت غیر قابل دسترسی

unrecorded cost

هزینه جبران نشده

unrecorded expenses

هزینه های ثبت نشده

unrecorded revenue

درآمد ثبت نشده

unrecorded variable

متغیر آزاد، متغیر نامقید

unrelated

نابستگی، عدم همبستگی

unrelated variable

متغیر نابسته

unrestricted

غیر مقید

unrestricted random sample

نمونه تصادفی نامقید

unrestricted variable

متغیر نامقید

unrestricted variables

متغیر های نامقید

unsecured

بدون تضمین، بی وثیقه

unsecured credit

اعتبار بدون وثیقه

unsecured loan

وام بی وثیقه

unsettled

تسویه نشده

unshaded area

ناحیه سایه دار نشده

unsignificant

نامعتبر

unskilled labor

نیروی کار غیر ماهر، نیروی کار بدون تخصص

unskilled worker

کارگر غیر ماهر، کارگر ساده، کارگر بدون تخصص

unsolvability

حل ناپذیری

unsolvable

غیر قابل حل، حل نشدنی

unsolved problem

مسأله حل نشده

unstable

ناپایدار، بی ثبات

unstable equilibrium

تعادل نا پایدار

unstable solution of Hill equation

جواب نا پایدار معادله هیل

unstable state

حالت ناپایدار

unstressed

استفاده شدن، استفاده کردن از، کشیده نشده، عادی

unstretched

عادی، کشیده نشده

untied

ناپیوسته

untied ranks

رتبه های ناپیوسته

until

تا آنجا، تا این که

unwinding

باز کردن، نامتقاطع

up

بالا

up and down

بالا و پایین

up to

به تقریب، تا حد، حداکثر، متوالی، حداکثر تا، تا حدود، تا، به میزان

up to an isomorphism

در حد یک یکسانی، صرفنظر از یک یکسانی، با تقریب یک یکسانی، با تقریب یک ایزومرفیسم

up to date

بهنگام، به روز بودن، به روز در آوردن، بهنگام بودن، بموقع، به روز، جدید، به روز کردن، بهنگام کردن، منعکس کردن، آخرین تغییرات، تازه، جدید، به هنگام

update

به هنگام آوردن، به روز در آمدن، به تاریخ روز، به روز رساندن، بهنگام درآوردن، به روز درآوردن، بهنگام کردن، بموقع کردن، بوقت کردن، تازه کردن

updated

بهنگام، به روز

updated basis invector

معکوس پایه بهنگام

updated column vector

بردار ستونی بهنگام

updated tableau

جدول بهنگام

updated tree

درخت به روز درآمده

updating

بهنگام سازی، بهنگام درآوری، بهنگام کردن

upon

بر روی، بر، روی، برفراز، فوق

upper

بالایی

upper arm

بازوی بالایی

upper bainite

بینیت بالایی

upper bound

کران بالایی

upper bound constraint

محدودیت حد فوقانی

upper boundary

مرز بالا

upper bounded variable

متغیر مشخص شده با حد بالا

upper boundes on variables updated

کران بالای متغیر ها

upper cavity

محفظه فوقانی

upper central series

سری بالا مرکزی

upper class

رده بالا

upper control limit

حد بالایی کنترل، حد کنترل بالایی

upper derivative

مشتق بالا

upper envelope

پوش بالایی

upper function

تابع بالایی، تابع فوقانی

upper half

نیمه سمت راست

upper half of poincare

نیم صفحه پوانکاره

upper half plane

نیمه بالایی صفحه، نیم صفحه فوقانی، نیم صفحه بالایی

upper integral

انتگرال بالا

upper left corner

بالاترین گوشه سمت چپ

upper limit

حد بالایی

upper limit function

تابع حد بالا

upper limit of an integral

حد بالای انتگرال

upper limit of summation

حد بالایی جمع بندی

upper normal

قائم بالایی

upper number

عدد بالا

upper real limit

حد بالایی واقعی

upper riemann sum

مجموع ریمانی بالایی، مجموعه بالایی ریمان

upper right entry

درایه بالایی سمت راست

upper semicontinuous function

تابع بالا نیم پیوسته

upper semicontinuous partition

افراز بالا-نیمپیوسته

upper semilattice

نیم مشبّکه بالا

upper specification limit

حد فنی بالایی، حد مشخصه بالا، حد قابل قبول بالایی، حد بالای مشخصه فنی

upper specification statistic

شاخص کیفیت بالایی

upper stieltjes sum

مجموع اشتیل یس بالایی، مجموعه بالایی استیلجس

upper sum

مجموع بالا

upper triangular

بالامثلثی

upper triangular matrix

ماتریس بالا مثلثی

upper triangularization

بالا مثلثی سازی

upper variation

وردش بالا

upright

راست، عمودی

upset

جا زدن، فرو بردن

upset butt

سر به سر جازده

upward

به بالا بردن، به سمت بالا، به بالا، رو به بالا، بالائی، به طرف بالا، رو به ترقی

upward bias

بالا اریبی

upward concave function

تابع مقعر رو به بالا

upward tendency

گرایش صعودی

urban planning

برنامه ریزی شهری

urbanization

شهری شدن

urn

ظرف، آوند، کیسه

urn model

شمای کیسه گلوله ها، شمای آوند

urn scheme

شماری آوند، شمای کیسه

uryson lemma

لم اوریسون

usability

قابلیت استفاده

usage

مصرف، کاربرد، استفاده

usage rate

ضریب مصرف

usance

مهلت پرداخت سفته، مهلت پرداخت برات

usance credit

اعتبار مدت دار

use

استفاده کردن، بکاربردن، کاربرد، مصرف شدن، استعمال

use depreciation

استهلاک ناشی از استفاده

use factor

ضریب استفاده

use value

ارزش استعمال، ارزش استفاده

used

متداول

useful economic life

عمر مفید اقتصادی

useful life

عمر مفید

usefullness

استفاده

user

کاربر، مصرف کننده، استفاده کننده

user guide

راهنمای استفاده کننده

user manual

راهنمای استفاده کننده، راهنمای مصرف کننده

usual

معمول، معمولی، متداول، مرسوم، عادی

usual distance

دوری معمولی، فاصله معمول

usual order

ترتیب معمولی

usual order relation

نسبت ترتیبی معمولی، رابطه ترتیب معمولی

usual ordering

ترتیب معمولی

usual product of integers

ضرب معمولی اعداد صحیح

usual product of natural numbers

ضرب معمولی اعداد طبیعی

usual product of rational numbers

ضرب معمولی اعداد گویا

usual product of real numbers

ضرب معمولی اعداد حقیقی

usual sum

جمع معمولی

usual sum of integers

جمع معمولی اعداد صحیح

usual sum of natural numbers

جمع معمولی اعداد طبیعی

usual sum of rational numbers

جمع معمولی اعداد گویا

usual terms

شرایط معمولی

usual topology

توپولوژی معمولی

usual way

روش معمولی

utilities

تأسیسات ضروری، برنامه های خدمات عمومی

utilities expense

هزینه آب و برق و تلفن

utility

سودمندی، فایده، مطلوبیت، مطلوبیتی، کاربردی

utility cost

هزینه بهره برداری

utility function

تابع مطلوبیت، تابع سودمند

utility graph

گراف سودمندی

utility matrix

ماتریس سودمندی

utility model

مدل بهره برداری

utility programs

برنامه های خدمات عمومی

utility table

جدول سودمندی

utilization

استفاده، به کارگیری، کاربرد، بهره برداری

utilization factor

ضریب بهره وری، ضریب بهره گیری، ضریب بهره برداری کردن، عامل بهره برداری

utilize

به کارگرفتن، بهره برداری کردن، مورد استفاده قرار دادن، به کار بردن، استفاده کردن

utilizing

استفاده کردن

utmost

به حداکثر، بیشترین، حداکثر، دورترین

utter

کامل، تمام، مطلق، به اعلی درجه

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 36 , accounting , statistics , math glossary - part 36


تاريخ : دوشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٤ | ٧:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.