اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 22

Accounting, Statistics, Math glossary - Part 22

 

E

پنجمین حرف البای انگلیسی،‌ انرژی، رقم 15 در مبنای 16، عدد نپر، عدد اویلر

e function

e-تابع

e.g.

برای مثال، مثلا

each occurance

هر مورد، هر وقوع، هر نمونه

each of which

که هر یک از آنها، در هر یک از آنها

each other

با یکدیگر

ear protection

محافظ گوش

earlier

قبلا

earliest finish

زودترین زمان ختم

earliest start

زودترین زمان شروع

earliest time of occurance

زودترین زمان وقوع

early finish time

زودترین زمان پایان

early start date

زودترین تاریخ آغاز

early start time

زودترین زمان شروع

earning

سود خالص، عادی

earning capacity

ظرفیت درآمد

earning per share

عایدی هر سهم، درآمد هر سهم

earth

زمین

earth line

خط زمین، خط ارض

earthy body

شکل زمینی، شکل ارضی

ease of attendance

سهولت کاربرد

ecart

تابع شبه متریک

eccentric

خارج از مرکز، مختلف المرکز

eccentric angle

زاویه خروج از مرکز، زاویه مرکزگریز

eccentric clamp

گیره با مکانیسم خارج از مرکز

eccentric sequence

دنباله مرکزگریز

eccentric set

مجموعه مرکزگریز

eccentricity

مرکزگریزی، خروج از مرکز، برون مرکزی

off centeredness

مرکزگریزی، خروج از مرکز، برون مرکزی

echelon

پله مانند

echelon form

صورت پلکانی، پلکانی شکل، صورت پله ای، پلکانی

echelon matrix

ماتریس پله ای، ماتریس پلکانی

echo

انعکاس صورت، منعکس شدن، پژواک

eclipse

گرفتگی، کسوف و خسوف

eclipse of the moon

ماه گرفتگی، خسوف

eclipse of the sun

خورشید گرفتگی، کسوف

ecliptic

خسوفی و کسوفی، دایره البروج

econometric model

مدل اقتصاد سنجی، مدل اکونومتریک

econometrics

اقتصاد سنجی

economic

اقتصادی

economic appraisal

ارزیابی اقتصادی، تقویم اقتصادی

economic development

توسعه اقتصادی، رشد اقتصادی

economic efficiency

کارایی اقتصادی

economic engineering

مهندسی اقتصاد

economic equilibrium

تعادل اقتصادی

economic good

کالای اقتصادی

economic growth

رشد اقتصادی

economic interpretation

تعبیر اقتصادی

economic life

عمر اقتصادی

economic lot size

میزان سفارش اقتصادی

economic of duality

تعبیر اقتصادی دوگان

economic order quantity

مقدار سفارش اقتصادی

economic ordering quantity

سفارش مقرون به صرفه، با صرفه ترین مقدار سفارش، مقدار مقرون به صرفه سفارش

economic planning

برنامه ریزی اقتصادی

economic statistics

نرخ بازده اقتصادی

economic structure

بنای اقتصادی، ساختار اقتصادی، ساخت اقتصادی

economic system

نظام اقتصادی

economic trends

گرایش های اقتصادی، روند های اقتصادی

economical

اقتصادی

economically

از لحاظ اقتصادی

economics

علم اقتصاد

economics of scale

صرفه جویی های مقیاسی، صرفه جویی های مقیاس

economist

اقتصاد دان

economy

اقتصاد، صرفه جویی

ecsaine

جرم مصنوعی

eculidean

اقلیدسی

eculidean algorithm

الگوریتم اقلیدسی

eculidean distance

دوری اقلیدسی، فاصله اقلیدسی

eculidean division

تقسیم اقلیدسی

eculidean geometry

هندسه اقلیدسی

eculidean line

خط اقلیدسی

eculidean metric

متر اقلیدسی

eculidean plane

صفحه اقلیدسی

eculidean sphere

فضای اقلیدسی

edge

کنار، گوشه، دوره، لبه، زاویه، نبش، یال

edge angle

زاویه یالی

edge bisector

نیمساز ضلع

edge dislocation

جابجایی لبه ای، نابجایی لبه ای

edge file

فایل یال

edge joint

اتصال لبه ای

edge of a graph

یال گراف، خط گراف

edge of regression

یال بازگشت

edge weld

جویش لبه ای

edges of a graph

یال های گراف، خط های گراف

lines of a graph

یال های گراف، خط های گراف

edgin

حاشیه گذاری، لبه سازی

edit

تنظیم کردن، ویراستن، ویرایش کردن، ویرایش، تصحیح کردن، مرتب کردن

edition

ویرایش

edomorphism

درونریختی

educe

استنباط کردن، استنتاج کردن، استخراج کردن

eduction

استنتاج بیواسطه

effect

انجام دادن، اجرا کردن، اثر، معلول، تایید، نتیجه، نتیجه اجرا، نتیجه اثر، اثر کردن

effective

اثربخش، کارامد، موثر، ثمربخش، سودمند

effective address

نشانی موثر

effective constructability

ساخت پذیری موثر

effective constructibility

ساخت پذیری موثر

effective control

کنترل کارامد، کنترل موثر

effective cross section

سطح مقطع موثر

effective error

خطای موثر

effective force

نیروی موثر

effective time

زمان موثر

effective transformation group

گروه تبدیل های موثر

effectiveness

کارایی، اثربخشی، کارامدی، مثمر بودن، سودمندی، ثمربخشی

efficiency

کارایی

efficiency of cluster sampling

کارایی، نمونه گیری خوشه ای، سودبخشی نمونه گیری خوشه ای

efficiency of ratio estimate

سودبخشی برآورد نسبتی

efficiency of stratification

سود بخشی طبقه ای

efficiency of two stage sampling

سود بخشی نمونه گیری دو مرحله ای

efficiency rating

ارزیابی کارایی

efficient

کارا، کارامد، بهره ور، با راندمان، مؤثر

efficient estimate

برآورد سودبخش

efficient estimator

برآورد کننده کارا

efficient solution

جواب کارا

efficient solutions

جواب های کارا

Egorov theorem

قضیه یگوروف

eigen

خاص، مشخص، مشخصه، راکد

eigen element

ویژه بردار، بردار مشخصه

eigen frequency

بسامد ویژه

eigen function

ویژه تابع، تابع ویژه، تابع مشخصه، تابع خاص

eigen function expansion

بسط ویژه تابعی

eigen matrix

ویژه ماتریس

eigen space

فضای ویژه

eigen state

حالت ویژه

eigen value

مقدار ویژه، ویژه مقدار، مقدار مشخصه، ریشه مشخصه، مقدار ویژه، مقدار خاص، ریشه راکد، مقدار راکد

eigen value equation

معادله ویژه مقدار ها

eigen value of a matrix

مقدار خاص ماتریس

eigen vector

بردار راکد، بردار ویژه، بردار خاص، ویژه بردار، بردار مشخصه

eigenfunction

تابع ویژه

eigenfunction expansion

بسط ویژه تابع

eigenmatrix

ویژه ماتریس

eigenvalue

مقدار ویژه

eigenvalue equation

معادله ویژه مقدار ها

eigenvector

ویژه بردار، بردار مشخصه

Eigenelement

ویژه بردار، بردار مشخصه

characteristic vector

ویژه بردار، بردار مشخصه

proper vector

ویژه بردار، بردار مشخصه

characteristic solution

ویژه بردار، بردار مشخصه

eight

هشت

eight leaved rose curve

خم گلبرگ هشت برگی

eighteen

هیجده

eighteenth

هجدهمین، هیجدهم، یک هیجدهم

eighth

هشتمین، هشتم، یک هشتم

eightieth

هشتادمین، یک هشتادم

eighty

هشتاد

eign column

ستون ویژه

einstein

اینشتین

einstein convention

قرارداد اینشتین

einstein equivalency principle

اصل هم ارزی اینشتین، اصل هم ارزی

einstein series

سری اینشتین

einstein space

فضای اینشتین

Eisenstein

آیزنشتاین

Eisenstein criterion

محک آیزنشتاین

either

هر کدام، هر یک، هم، هر یک از، هر

either diagram

یکی از نمودار ها

either group operation

هر عمل گروهی

eject

بیرون راندن، پس زدن، دفع کردن

ejection

اخراج، دفع، پس زنی، بیرون پاشی، پراندن، بیرون انداختن قطعه، بیرون رانی

ejector

بیرون انداز، افشانک، پاشنده، پخش کننده، پران

ejector bar

شمش پران

ejector blade

تیغه پران

elapse

پیمودن

elapsed time

مدت زمان سپری شده

elastic

کشسان، کش دار، ارتجاعی، مرتجع، الاستیک، جهمند، قابل ارتجاع، قابل انبساط، لاستیک سان

elastic body

جسم کشسان

elastic demand

تقاضای الاستیک

elastic force

نیروی کشسان

elastic limit

حد الاستیک، حد مهمندی، حد کشسانی، مرز ارتجاعی

elastic restoring

بازگردان الاستیک

elastic restoring force

نیروی بازگردان الاستیک

elastic spring

فنر قابل ارتجاع

elasticity

حالت ارتجاعی، ارتجاع پذیری، قابلیت ارتجاع، کشسانی، جهمندی، کشش، ویژگی ارتجاعی

elasticity demand

تقاضای الاستیسیته

elasticity of cost

الاستیسیته هزینه

elasticity of demand

الاستیسیته تقاضا

elasticity of supply

حساسیت عرضه، کشش عرضه

elasticity of total cost

انعطاف پذیری هزینه کل

elasticity production

کشش تولید

elect

انتخاب کردن، منصوب کردن

electic circuit

مدار الکتریکی

electric

کهربایی، برقی

electric arc

قوس الکتریکی، جرقه الکتریکی

electric cell

باطری

electric charge

بار الکتریکی

electric circuit

مدار الکتریکی

electric field

میدان الکتریکی

electric force

نیروی الکتریکی

electric intensity

شدت میدان الکتریکی

electric network

شبکه الکتریکی

electric typewriter

ماشین تحریر الکتریکی

electrical condenser

خازن الکتریکی

electrical equivalent

هم ارز الکتریکی

electricity

الکتریسیته

electrocoating

پوشاندن الکتریکی

electrode

برق رسان، الکترود

electrode extension

طول مؤثر الکترود

electrode lead

کابل الکترود

electrode polarity

قطب الکترود

electromagnetic

الکترومغناطیسی

electromagnetic interaction

بر هم کنش الکترومغناطیسی

electromagnetic radiation

تشعشع الکترومغناطیسی

electromagnetic wave

موج الکترومغناطیسی

electromagnetism

الکترومغناطیس

electronic computer

کامپیوتر الکترونیکی

electronic data processing

پرورش داده های الکترونیکی، داده پردازی الکترونیکی

electrostatic

الکتروستاتیک

electrostatic potential

پتانسیل الکتروستاتیک

electrostatics

علم ایستا برقی، برق ساکن، الکتریسیته ساکن

element

عنصر، عضو

element function

تابع عضو

element of a matrix

درایه ماتریس، عنصر ماتریس

element of a set

عنصر مجموعه، عضو مجموعه، عنصر یک مجموعه، هر یک از عناصر یک مجموعه

element of arc

جزء قوس

element of arc length

عنصر طول قوس

element of area

عنصر مساحت، عنصر سطح

element of determinant

درایه دترمینان، عنصر دترمینان

element of integration

جزء انتگرال، جزء انتگرال گیری

element of mass

جزء جرم

elemental

اصلی،‌ بسیط

elementary

مقدماتی، ابتدایی، عادی، بسیط، جزئی

elementary algebra

جبر مقدماتی

elementary analysis

آنالیز مقدماتی

elementary column operation

عملیات مقدماتی ستونی

elementary column operations

عمل های ستونی ابتدایی

elementary diffusion equation

معادله مقدماتی پخش، معادله مقدماتی انتشار

elementary divisor

مقسوم علیه مقدماتی

elementary divisors

مقسوم علیه های مقدماتی

elementary event

حادثه ساده، پیشامد ساده،‌ پیشامد مقدماتی

elementary function

تابع مقدماتی، توابع مقدماتی، توابع ابتدایی

elementary functions

تابع های مقدماتی

elementary geometry

هندسه مقدماتی

elementary matrix

ماتریس مقدماتی

elementary matrix operations

عملیات ماتریس مقدماتی

elementary neighborhood

همسایگی مقدماتی

elementary operation

عمل مقدماتی

elementary particle

ذره بنیادی

elementary row operation

عمل مقدماتی

elementary row operations

عمل های سطری ابتدایی

elementary set

مجموعه مقدماتی

elementary symmetric function

تابع متقارن ابتدایی

elementary symmetric functions

توابع متقارن مقدماتی

elementary transformation

تبدیل ابتدایی، تبدیل مقدماتی، ترادیسی ابتدایی

elementary units

واحد های مقدماتی

elementary waves

امواج مقدماتی

elements

مبانی

elements of a matrix

درایه های ماتریس، اجزای ماتریس، عنصر های ماتریس

elements of a set

عناصر مجموعه

elements of a triangle

اجزاء مثلث، اجزای اصلی مثلث

elements of geometry

مبانی هندسه

elements sum

مجموع عضو ها

elevation

فراز، ارتفاع، ترفیع

elevation of a given point

فراز یک نقطه مفروض

elevator

نقاله مکانیکی، آسانسور، بالابر

eligible

واجد شرایط

eliminate

حذف کردن، رفع نمودن

eliminate indeterminacy

رفع ابهام

elimination

رفع، دفع، زدودگی، حذف

elimination constant

ثابت حذف

elimination form of the inverse

شکل حذفی ماتریس معکوس

elimination method

روش حذفی، روش حذف

elimination of an unknown

حذف یک مجهول

elimination process

فرآیند حذف

elipses of spread

بیضی های پراکندگی

ellipse

بیضی

ellipses of canonical form

بیضی های شکل قانونی

ellipsis

انداختن لغات، حذف، انداختگی

ellipsoid

بیضی وار

ellipsoid of concentration

بیضی وار تمرکز

ellipsoid of inertia

بیضی وار لختی

ellipsoid of revolution

بیضی وار دورانی، کره وار، بیضوی گون دوار، بیضی وار دوار

ellipsoidal

شبیه بیضی،‌شبه بیضی

ellipsoidal coordinates

مختصات بیضیواری

ellipsoidal harmonic function

تابع همساز بیضی واری

elliptic

مربوط به بیضی، بیضوی، بیضی وار، بیضی گون، مرغانه ای، تخم مرغی، بیضی شکل

elliptic cone

مخروط بیضوی،‌مخروط بیضی گون

elliptic coordinates

مختصات بیضوی

elliptic cylinder

استوانه بیضوی

elliptic cylinder function

تابع استوانه ای بیضوی

elliptic cylindrical coordinates

مختصات استوانه ای بیضی وار

elliptic cylindrical sufrace

استوانه بیضوی،‌ رویه استوانه ای بیضوی

elliptic differential equation

معادله دیفرانسیل بیضوی

elliptic differential geometry

هندسه دیفرانسیل بیضوی

elliptic equation

معادله بیضی گون

elliptic function

تابع بیضوی،‌ تابع بیضی گون

elliptic geometry

هندسه بیضوی،‌هندسه نااقلیدسی

elliptic integral

انتگرال بیضوی

elliptic intergral

انتگرال بیضوی

elliptic irrational function

تابع گنگ بیضوی

elliptic modular group

گروه مدولی بیضوی

elliptic operator

عملگر بیضوی

elliptic paraboloid

سهمی وار بیضوی، سهمی گون بیضوی، سهمی وار بیضوی گون

elliptic point of a surface

نقطه بیضوی رویه

elliptical

مربوط به بیضی

elliptical cylinder

استوانه بیضوی، استوانه بیضی وار، استوانه بیضی گون

elliptical geometry

هندسه بیضوی

ellipticity

پختی، نسبت تفاضل دو نیم قطر بیضی به قطر اطول آن

elongation

بزرگ شدن، ازدیاد طول، تطویل

elongation of a vector

کشیدگی بردار

else

در غیر این صورت

elsewhere

در سایر نقاط،‌ جای دیگر

elucidate

توضیح دادن

emanate

ناشی شدن، جاری شدن، بیرون آمدن، سرچشمه گرفتن

embed

محاط کردن، جا دادن، نشاندن، غوطه ور کردن، خواباندن

embeddable

جاپذیر، قابل نشاندن

embeddable space

فضای نشاندنی

embedded

محاطی، فرو رفته

embedded blank

فضای خالی وسط

embedded markov chain

زنجیر مارکوف نشانده شده

embedding

جادهی، نشاننده، نشاندن

embedding theorem

قضیه نشاندن

embeded

متداخل، تو در تو، فرو رفته، محاط شده، نشانده

embossing

قلمزنی، چاپ برجسته، برجسته کاری

embrittlement

شکنندگی، ترد شکندگی، تردی

emergency maintenance

نگهداشت اضطراری

emergent system

سیستم غالب، سیستم مسلط

emigrate

مهاجرت کردن

eminence

برجستگی، بلندی، تعالی

emission

نشر، انتشار

emission theory

نظریه گسیلی

emit

تخلیه کردن، منتقل کردن، ساطع کردن

emitter

انتشار دهنده

emphasize

تاکید کردن

empirical

آزمایشی، تجربی

empirical constants

ثابت های تجربی

empirical curve

منحنی تجربی

empirical distribution

توزیع تجربی

empirical distribution function

تابع توزیع تجربی

empirical formula

فرمول تجربی

empirical probability

احتمال تجربی

employ

به کار گماشتن، به خدمت گرفتن، به کار بردن، استخدام کردن

employed

معمول، رایج

employee

حقوق بگیر، مستخدم، کارمند، کارکن

employee evaluation

ارزیابی کارمندان

employer

صاحبکار، کار فرما

employment

استفاده، اشتغال، استخدام، شغل، کار، حرفه، پیشه

employment coefficient

ضریب اشتغال

employment rate

درجه اشتغال،‌ میزان اشتغال

emptiness problem

مسأله تهی بودن

empty

تهی، خالی

empty class

مجموعه خالی

empty feasible region

ناحیه شدنی تهی

empty graph

گراف تهی

empty intersection

اشتراک های تهی

empty product

حاصلضرب تهی

empty relation

رابطه تهی

empty sequence

دنباله پوچ، رشته تهی

empty set

مجموعه تهی

null set

مجموعه تهی

empty sets

مجموعه خالی، مجموعه تهی

empty space

فضای پوچ، فضای تهی

empty string

رشته پوچ، رشته تهی

empty subset

زیرمجموعه تهی

empty tree

درخت تهی

empty word

کلمه پوچ، کلمه خالی، کلمه تهی

emulsifying solution

حلال تعلیق ساز

emulsion

شیرابه

en masse conveyor

نقاله محفظه دار

encapsulation

محفوظ سازی اطلاعات، در حفاظ قرار دادن اطلاعات

encircle

دور گرفتن، در بر داشتن، احاطه کردن، دور زدن

enclose

محصور کردن، قرار داشته باشد، در جوف قرار دادن، داخل پرانتز گذاشتن

enclosed

محصور شده، محاط

enclosed with

محدود به

enclosing

در میان گرفتن، بین آنها ... قرار دارد، محطی

encode

به رمز در آوردن

encoding

رمز گذاری، کدگذاری

encompass

احاطه کردن، شامل بودن

encounter problem

مسأله ملاقات به پایان رسیدن، انتها، نقطه منتها، دو سر، فرجام، آخر، پایان، کناره

end

به پایان رسیدن، انتها، نقطه منتها، دو سر، فرجام، آخر، پایان، کناره

end clearance

زاویه آزاد انتهایی

end mill

تیغه فرز انگشتی، فرز قشنگی، فرز انگشتی

end point

نقطه پایان، نقطه سر، نقطه انتهایی

end points

نقاط انتهایی

end product

محصول تمام شده، حاصل کار، حاصل، فراورده نهایی، محصول نهایی

end return

ماهیچه کاری

end to end control

کنترل ته به ته

end to start control

کنترل ته به سر

end use

کاربرد

end value

ارزش انتهایی

end vertex

راس منتها، راس پایانی

ended

مختوم، پایان یافته

ended line

خط مختوم

endless

بی پایان، بی انتها، لایتناهی، بدون نهایت

endless rolling

نورد کاری یکسره،‌نورد بی انتها، نورد یکسره

Endlessness

بی نهایت، بی پایانی، بی انتهایی

endlong

از طول، از درازا

endo

درونی

endomorphic

درون ریخت، درون شکل، درون دیسه

endomorphism

درونریختی

endomorphism of fields

درون ریختی هیئت، درونسانی هیئت، اندومورفیسم هیئت

endomorphism of groups

درون ریختی گروه، درونسانی گروه، اندومورفیسم گروه

endomorphism of rings

درون ریختی حلقه، درونسانی حلقه، اندومورفیسم حلقه

endpoint

نقطه انتهایی

energy

انرژی

energy integral

انتگرال انرژی

energy principle

اصل انرژی

engaging

کاربرد

engine

ماشین

engineer

مهندس

engineering

مهندسی

enlarge

گسترش دادن، بزرگ کردن

ennead

یک دسته نه تائی

enriques surface

رویه انریکس

ensure

به دست آمدن

enter

وارد شدن، وارد کردن

entering

وارد شدن

entering basic variable

متغیر ورود به پایه، متغیر اساسی ورودی

entering variable

متغیر وارد شونده، متغیر ورودی

entire

تام

entire complex plane

صفحه مختلط کامل

entire function

تابع تام

entire linear transformation

تبدیل خطی تام

entire number scale

مجموعه تمام اعداد حقیقی

entire ring

حوزه صحیح

entire series

سری تام، رشته درست، سلسله کامل، سلسله تام

entire space

فضای تام

entirely

به طول کامل، به کلی، تماما، کاملا

entity

نهاد، شئ، واحد مستقل، جوهر، موجودیت، ذات، هستی، وجود، گوهر

entourage

پیرامون

entries

درایه ها، اجزاء، عناصر

entries of a matrix

عناصر ماتریس، جمله های یک ماتریس

entring

وارد شدن

entropy

آنتروپی، کهولت، حالت گرایش به سمت بی نظمی، اختلال و فقدان، هدف در سیستم

entropy of a partition

آنتروپی افراز

entropy of an endomorphism

آنتروپی درونریختی

entry

فقره

entry block

کنده مدخل

entry criterion

معیار ورودی به پایه

entry criterion basis

معیار ورودی به پایه

entry of a determinant

درایه دترمینان، عنصر دترمینان

element of a determinant

درایه دترمینان، عنصر دترمینان

entry of a matrix

درایه ماتریس، عنصر ماتریس

enumerable

شمارای نا متناهی

denumerable

شمارای نا متناهی

enumerable sets

مجموعه های شمارش پذیر

enumerably infinite

شمارا

enumerate

شمردن، برشمردن، شماره گذاری کردن، یک یک نام بردن

enumerating

شمارش، شمردن

enumeration

شماره گذاری، شمارش

enumeration problem

مسأله شمارش

enumeration theorem

قضیه شمارش

enumerative

شمارشی

envelope

پوش

environment

فراگیر، محیط برنامه نویسی، محیط، دور و بر

environmental

محیطی

environmental elements

عوامل محیطی

epicycle

مقدار تدویر

epicycloid

برون چرخزاد، برون چرخنما

epigraph

اپی گراف

epimorphic

بروریخت، بردیسه

epimorphism

برو ریختی

epitrochoid

برون چرخه زاد، اپی تروکوئید

epitrochoidal curve

منحنی اپی تروکوئیدی

epsilon

اپسیلون، حرف پنجم الفبای یونانی

epsilon chain

زنجیر اپسیلون

epsilon delta

اپسیلن - دلتا

epsilon delta method

روش اپسیلن - دلتا

eqipotential

هم پتانسیل، هم ظرف، هم قوت

equal

برابر، مساوی، متساوی، معادل، هم ارز، مساوی بودن

equal events

حوادث یکسان، حوادث همانند، حوادث مساوی، حوادث برابر

equal matrices

ماتریس های مساوی، ماتریس های برابر

equal probabilities

احتمال های مساوی

equal sets

مجموعه های مساوی، مجموعه های برابر

equal vectors

بردار های همسنگ، بردار های برابر، بردار های مساوی

equality

تساوی، مساوات، برابری

equality constraints

برای محدودیت های مساوی

equality of funcitons

تساوی توابع

equality of numbers

تساوی دو عدد

equality of ordered pairs

تساوی زوج های مرتب

equality of polynomials function

تساوی دو تابع چندجمله ای

equality of sets

تساوی دو مجموعه، تساوی مجموعه ها

equality of triangles

تساوی مثلث ها

equality of two complex numbers

تساوی دو عدد مختلط

equality of two mappings

تساوی دو نگاشت

equality of two matrices

تساوی دو ماتریس

equality of vectors

همسنگی بردار ها

equality relation

رابطه برابری

equality sign

علامت برابری

equalization

برابر سازی، تسویه

equalize

تساوی،‌مساوی شدن، مساوی کردن، برابر کردن، یکسان کردن

equalizer

برابر ساز

equally

به تساوی،‌متساویا، به طور مساوی

equally likely

همشانس، متساوی الاحتمال، با احتمال برابر، متساوی الاحتمال، با احتمال برابر، همچند، همسان، همتراز، احتمال یکسان

equally likely events

پیشامد های دارای احتمال مساوی،‌ پیشامد های دارای احتمال همتراز، پیشامد های همشانس، پیشامد های متساوی الاحتمال

equally power events

حوادث همتوان

equally probable

همتراز

equally probable events

حوادث هم احتمال

equally probable outcoms

نتایج هم احتمال

equally spaced points of subdivision

نقاط تقسیم متساوی الفاصله

equally well

همین طور

equate

برابر قرار دادن، مساوی فرض کردن،‌مساوی کردن،‌ معادل قرار دادن، معادل کردن، برابر کردن

equation

برابری، موازنه، تساوی،‌معادله، همچندی، همسنگی، رابطه، برابری

equation of a hyperplane

معادله یک زبر صفحه

equation of continuity

معادله پیوستگی

equation of equinoxes

معادله اعتدالین

equation of harmonic oscillator

معادله نوسانگر همساز

equation of heat conduction

معادله رسانش گرما

equation of motion

معادله حرکت

equational

معادله ای، تعدیلی

equations of a homomorphism

معادلات یک همسانی

equations of a linear variety

معادلات یک متغیره خطی

equations of Enneper

معادله های انپر

equations of motion

معادله های حرکت

equations of transformation

معادله های ترادیسی نیمان، استوا، خط استوا، دایره استوا، خط استوا

equator

نیمان، استوا، خط استوا، دایره استوا، خط استوا

equator of an ellipsoid of revolution

دایره عظیمه بیضوی دوار

equator of movement

منطقه حرکت

equatorial

استوائی

equatorial quantum number

عدد کوانتومی استوایی

equi

پیشوندی به معنی هم یا مساوی

equiangle

زاویه مساوی

equiangle spiral

مارپیچ زاویه برابر

equiangular

همزاویه، متساوی الزاویه

equiangular hyperbola

هذلولی متساوی الساقین

equiangular polygon

چندضلعی متساوی الزوایا، چندضلعی برابر زاویه

equiangular triangle

مثلث متساوی الزوایا

equicontinuity

یکسان پیوستگی، همپیوستگی، هم اتصالی

equicontinuous

همپیوسته

equicontinuous functions

تابع های یکسان پیوسته

equidimensional

همبعد

equidistance

متساوی الفاصله، هم فاصله

equidistant

هم فاصله، متساوی الفاصله، متساوی البعد

equidistant curve

خم هم فاصله

equidistant hypersurface

ابر رویه هم فاصله

equidistributed

همتوزیع

equilateral

متساوی الاضلاع، متساوی الزاویه

equilateral hyperbola

هذلولی متساوی الساقین، هذلولی دو پهلو برابر، هذلولی متساوی القطرین

equilateral hyperbolic coordinates

مختصات هذلولوی متساوی الساقین، مختصات هذلولوی قائم

equilateral polygon

چندضلعی متساوی الاضلاع

equilateral spherical polygon

چندضلعی منتظم کروی

equilateral triangle

مثلث متساوی الاضلاع، مثلث سه پهلو، برابر، مثلث راست پهلو

equilateral triangle group

گروه مثلث متساوی الاضلاع

equilibrium

به حالت تعادل، تعادل، موازنه، همتراز

equilibrium demand

تقاضای تعادل

equilibrium diagram

نمودار ساختمانی، نمودار تعادلی، نمودار تعادل

equilibrium price

بهای تعادل

equilibrium problems

مسائل تعادل

equilibrium supply

تولید تعادل

equimultiple

هم ضریب، هم مضرب

equinmerous sets

مجموعه های هم عدد

equinoctial point

نقطه اعتدال

equinox

اعتدال شب و روز، نقطه اعتدال

equinumerate

همعداد

equinumerous

همعدد، همقوه

equinumerous sets

مجموعه های همعدد

equioceillation

نوسان یکسان

equipment compatibility

هماهنگی تجهیزات

equipment failure

خرابی تجهیزات

equipollent

ابزار، تجهیزات، ساز و برگ، وسایل، اثاثه، وسیله، ساز و برگ، لوازم، کارافزار، دستگاه

equipollent sets

مجموعه های هم ارز، مجموعه های همتوان

equipollent vectors

بردار های همسنگ

equipotency

هم توانی، هم قوه ای

equipotent sets

مجموعه های هم ارز، مجموعه های هم توان

equipotential

همپتانسیل

equipotential lines

خطوط هم پتانسیل

equipotential surface

رویه هم پتانسیل، سطح هم پتانسیل

equiprobable

هم احتمال

equiprobable space

فضای هم احتمال

equirepartition

همبخشی

equitable

عادلانه، منصف

equity

سرمایه شخصی، سرمایه صاحبان سهام، دارایی خالص، ارزش ویژه

equity capital

سرمایه سهامداران، حقوق صاحبان سهام

equivalece classes

دسته های معادل

equivalence

تعادل

equivalence class

دسته هم ارزی، کلاس هم ارزی، رده هم ارزی، دسته هم ارز

equivalence classes

دسته های معادل

equivalence of distances

هم ارزی دو دوری

equivalence of ideals

هم ارزی ایدآل ها

equivalence of mass and energy

تعادل جرم و انرژی

equivalence of paths

معادل بودن مسیر ها

equivalence of two arrows

هم ارزی دو فلش

equivalence problem

مسأله هم ارز بودن

equivalence relation

نسبت هم ارزی، رابطه هم ارزی، بستگی هم ارزی، رابطه تعادلی

equivalent

هم بها، مساوی، هم ظرفیت، هم ارز بودن، هم ارز، معادل، متعادل، متساوی، هم ارزش، برابر

equivalent affinity

تبدیل آفین هم ارز

equivalent annual cost

هزینه معادل سالانه

equivalent assertions

حکم های هم ارز

equivalent criteria

معیار های هم ارز

equivalent electrical circuit

مدار الکتریکی هم ارز

equivalent elements

عناصر هم ارز

equivalent equations

معادله های هم ارز

equivalent events

حوادث هم ارز

equivalent figures

اشکال معادل

equivalent fractions

کسر های هم ارز

equivalent ineqalities

نامعادلات هم ارز

equivalent inequalities

نابرابری های هم ارز

equivalent matrices

ماتریس های هم ارز

equivalent representation

نمایش معادل

equivalent sets

مجموعه های هم ارز، مجموعه های هم توان

equipollent sets

مجموعه های هم ارز، مجموعه های هم توان

equipotent sets

مجموعه های هم ارز، مجموعه های هم توان

equinumerable sets

مجموعه های هم ارز، مجموعه های هم توان

equivalent solids

اجسام متعادل، اجسام معادل

equivalent transformations

تبدیل های هم ارز

equivalent vectors

بردار های هم ارز

equivalent weights

وزن های معادل

equivalently

به طور هم ارز، معادلا، به طور معادل، معادل آن، به بیان دیگر

equivocal

دارای دو معنی، دو پهلو، مبهم

eqution of motion

 

erasable

پاک شدنی

eraser

مداد پاک کن

erg

اِرگ

ergodic

ارگودیک

ergodic chains

زنجیر های ارگودیک

ergodic Markov chain

زنجیر مارکوف ارگودیک، زنجیر مارکوف تحویل نا پذیر

irreducible Markov chain

زنجیر مارکوف ارگودیک، زنجیر مارکوف تحویل نا پذیر

ergodic source

منبع ارگودیک

ergodic theory

نظریه ارگودیک

ergonomy

ارگونومی

erlangen

ارلانگی

erlangen distribution

توزیع ارلانگی

Erlangen program

برنامه ارلانگن

Erlanger program

برنامه ارلانگن

erlanger program

برنامه ارلانگر، برنامه ارلانگن

erogodic

همه سویی

erratic

ناسازگار، اشتباه آمیز، مغلوط

erroneous

نادرست،‌ نامعقول، غلط

error

خطا، اشتباه، لغزه، بیراهی، غلط

error analysis

تحلیل خطا

error and trial

آزمایش و خطا

error bound

کران خطا، کران خطایی

error detecting

کشف خطا

error due to measurement

اشتباه اندازه گیری

error extrema

اکسترمم های خطا

error function

تابع خطا

error generation

تولید خطا

error of

 

error of an approximation

خطای یک تقریب

error of estimate

خطای برآورد

error of input data

خطا های داده های ورودی

error of measurement

خطای اندازه گیری

error of the first kind

خطای نوع اول، اشتباه نوع اول

error of the second kind

خطای نوع دوم، اشتباه نوع دوم

error of type i

خطای نوع اول

error of type ii

خطای نوع دوم

error probability

احتمال خطا

error range

برد خطا، نرخ خطا

error rate

میزان خطا، نرخ خطا

error space

فضای خطا

error sum of squares

مجموع مربعات خطا ها، مجموع توان دوم خطا ها

error term

جمله خطا، جمله نماینده خطا

error theorem

قضیه خطا

errors of input data

خطا های داده های ورودی

escalation

افزایش ارزش

escalator

آسانسور، پلکان متحرک، پلکان برقی

escape

فرار

escape velocity

سرعت گریز، سرعت فرار

escompte

تنزیل،‌تخفیفات نقدی

escribe

محاط خارج کردن، از خارج محاط کردن

escribed

محاطی خارج، محاطی خارجی

escribed circle

دایره محاطی خارجی

escribed circle of a triangle

دایره محاطی خارجی مثلث

essential singularity (singular point)

نقطه استثنائی اصلی

essential

اساسی

essential constant

ثابت اساسی

essential singular point

نقطه تکین اساسی

essential singularity

تکینی اساسی

essential spectrum

طیف اساسی

essential supremum

سوپرمم اساسی

essentially

اساسا، ضرورتا، ذاتا

essentially bounded measurable function

تابع اندازه پذیر اساسا کراندار

essentially complete class

رده اساسا کامل

essentially indirect proof

استدلال ذاتا غیر مستقیم

establish

پیدا کردن،‌ ثابت کردن، برقرار کردن، استوار کردن

estalon

معیار اوزان و اندازه ها

esteem needs

نیاز های مربوط به مقام و احترام

estimable parameter

پارامتر برآوردپذیر

estimate

تخمین،‌ تخمین زدن، حساب کردن، برآورد کردن،‌ ارزیابی کردن، برآورد، ارزیابی

estimate and test about multiple correlation coefficient

برآورد و آزمون درباره ضریب همبستگی چندگانه

estimate of error

برآورد خطا

estimated process average

تخمین متوسط فرایند

estimated regression line

خط رگرسیون تخمینی

estimation

برآورد، تخمین، برآورد کردن، تخمین زدن، ارزیابی، تقریب

estimation accuracy

دقت تخمین

estimation error

خطای تخمین

estimation of accuracy

برآورد درستی

estimation of mean

برآورد میانگین

estimation space

فضای برآورد

estimation theory

تئوری تخمین

estimator

ارزیاب،‌ برآورد کننده، برآوردگر، برآورنده

eta variable

متغیر اِتا

eta vector

بردار اِتا

etc

و غیره، الی آخر

et cetera

و غیره، الی آخر

etching

حک کاری، حکاکی، تیزابکاری

euclid axiom

اصل موضوع اقلیدس

euclid's axioms

اصول اقلیدس

euclid's elements

کتاب اصول اقلیدس

euclid's lemma

لم اقلیدس

euclid's line

خط اقلیدسی

euclid's plane

صفحه اقلیدسی

euclidean

اقلیدسی

Euclidean algorithm

الگوریتم اقلیدسی

euclidean construction

ترسیم اقلیدسی

euclidean distance

فاصله اقلیدسی

euclidean division algoritm

الگوریتم اقلیدسی تقسیم

euclidean function

تابع اقلیدسی

euclidean geometry

هندسه اقلیدسی

euclidean line

خط اقلیدسی

euclidean metric

متریک اقلیدسی

euclidean norm

نرم اقلیدسی

euclidean plane

صفحه اقلیدسی

euclidean ring

حلقه اقلیدسی

euclidean space

فضای اقلیدسی، فضای دکارتی

euclidean sphere

کره اقلیدسی

Euclidean vector space

فضای برداری اقلیدسی

euclidian

اقلیدسی

Euler

اویلر

euler angles

زاویه های اویلر، زوایای اویلر

euler characteristic

مشخصه اویلر،‌مشخصه اویلر-پوانکاره

euler circuit

دور اویلری

Euler constant

ثابت اویلر

Euler criterion

محک اویلر

euler diagram

نمودار اویلر

Euler formula

فرمول اویلر

euler function

تابع اویلر

euler integral of the second kind

انتگرال اویلر نوع دوم

euler lagrange equations

معادلات اویلر-لاگرانژ

euler method

روش اویلر

Euler multiplier

ضریب اویلر

euler product

حاصل ضرب اویلر

euler sum formula

دستور جمعزنی اویلر

euler summation formula

دستور جمع بندی اویلر

Euler theorem on polyhedra

قضیه اویلر در چند وجهی ها

euler transformation

تبدیل اویلر

euler venn diagram

نمودار اویلر-ون

euler's constant

ثابت اویلر، مقدار ثابت اویلر

euler's diagram

تصویر اویلر، نمودار اویلر

euler's differential equation

معادله اویلر

euler's equation

معادله اویلر

Euler's equidimensional equation

معادله همبعد اویلر

euler's function

تابع اویلر

euler's integral of the first kind

انتگرال نوع اول اویلر

euler's theorem for polyhedrons

قضیه اویلر در مورد چندوجهی

euler's theorem on homogeneous functions

قضیه اویلر در مورد توابع همگن

eulerian

اویلری

Eulerian graph

گراف اویلری

eulerian path

مسیر اویلری

eulerian pointcare characteristic

مشخصه اویلر-پوانکاره، مشخصه اویلر

eulerian trail

گذر اویلری

Eutectic

همگداز، خوشگداز

evaluate

مقدار ... محاسبه کردن، ارزیابی کردن، محاسبه کردن، ارزیابی کردن، محاسبه کردن، تعیین کردن، برآورد کردن

evaluate a limit

رفع ابهام

evaluate of a curve

ارزیابی یک منحنی

evaluate of a surface

ارزیابی یک سطح

evaluation

برآورد، رفع ابهام، ارزیابی، سنجش، ارزشیابی، محاسبه، تخمین

evaluation map

نگاشت ارزیابی

evaluation of a limit

رفع ابهام از یک حد

evaporating

تبخیر

evaporation

تبخیر

even

زوج، حتی، هموار، جفت

even function

تابع زوج، تابع متقارن

even integer

عدد صحیح زوج

even inversion

انعکاس زوج

even number

عدد زوج

even parity bit

بیت توازن زوج

even periodic extension

گسترش زوج دوره ای

even permutation

جایگشت زوج

even polynomial

چندجمله ای رخ

even though

حتی اگر

even vertex

رأس زوج

even when

حتی در حالی که

evenly

به طور مساوی

evenly even

زوج الزوج

evenly even odd

زوج الزوج و الفرد

evenness

خاصیت زوج یا فرد بودن، زوج بودن، زوجیت، خاصیت زوج بودن

event

پیشامد، فراوانی نسبی شرطی حادثه، اندازه امکان وقوع حادثه، رویداد، حالت، صورت، واقعه

event space

فضای واقعه

eventual

احتمالی

eventually

سرانجام، در نتیجه، بنابراین

evenwhen

حتی در حالیکه

ever

اصلا

ever decrease

مدام کم شدن

every dense

همه جا متراکم، همه جا سنگین،‌ همه جا چگال

every dense subset

زیرمجموعه همه جا چگال

everywhere

همیشه، همواره، همه جا

everywhere dense

همه جا چگال، همه جا متراکم

everywhere dense set

مجموعه همه جا چگال

everywhere dense subset

زیرمجموعه همه جا چگال، بخش همه جا چگال

evidence

صراحت، آشکاری، وضوح

evident

آشکار، واضح، صریح

evidential equivalence

هم ارزی مقرون به دلیل

evidential interpretation

تفسیر مقرون به دلیل

evidential meaning

معنی مقرون به دلیل

evidently

بدیهی است که، ظاهرا

evoke

احضار کردن

evolent

گسترش دهنده، گسترنده

evolute

گسترده، گسترش، خم مرکزی، پیچ، گسترنده

evolute of a curve

گسترده خم، گسترده یک منحنی

evolute of a surface

گسترنده یک سطح

evolution

ریشه یابی

evolve

کامل شدن

evolvent

پیچ

ex stock

موجودی انبار

exact

دقیق، صحیح، تحقیقی، درست، کامل

exact confidence interval

فاصله اعتماد دقیق

exact density

چگالی دقیق

exact differential

دیفرانسیل کامل

exact differential equation

معادله دیفرانسیل کامل

exact differential form

صورت دیفرانسیل کامل

exact division

تقسیم بودن باقیمانده، تقسیم کامل

exact equation

معادله کامل

exact form

فرم کامل

exact functor

تابعگون کامل

exact limit

حد واقعی

exact number

عدد صحیح

exact sciences

علوم دقیقه

exact sequence

دنباله کامل

exact sequence of groups

دنباله درست از گروه ها

exact solution

حل دقیق، جواب دقیق

exact total differential

فاصله جمع کامل

exact value

ارزش دقیق

exactly

تنها، دقیقا، به درستی، به دقت، عینا

examination

آزمایش

examine

تجزیه و تحلیل، امتحان کردن، آزمایش کردن، بررسی، بررسی کردن، بازرسی کردن، بازدید کردن

example

مثال، نمونه، مسأله

exceed

بزرگتر بودن، بیشتر است، فراتر رفتن، متجاوز بودن از، تجاوز کردن از

exceeding

بزرگتر، بیش از

exceedingly

بی نهایت، بی حد، متجاوزا

excellent

خوبی

excenter

مرکز دایره محاطی خارجی محیطی مثلث

excenter of a triangle

مرکز دایره محاطی خارجی مثلث

excentricity

خروج از مرکز

except

به استثنای غیر از، استثناء کردن، به جز، مگر

except for order

صرف نظر از ترتیب، به جز از نظر ترتیب

except that

با این تفاوت که

except while

به جز در مواردی

exception

استثناء

exception principle

اصل استثناء

exceptional

استثنائی

exceptional compact simple lie group

گروه لی ساده فشرده استثنایی

exceptive proposition

قضیه مفید استثنا

excess

زیادی، افزونی، فزونی، مانده، اضافی، تفاضل، بیشی،‌فزونی، مازاد

exchange

عوض کردن، معادله، معاوضه

exchange control

کنترل ارزی، کنترل ارز

exchange integral

انتگرال تبادل

exchange matrix

ماتریس تعویض

exchange sort

مرتب کردن معاوضه ای

excircle

دایره محاطی خارجی

excircle of a triangle

دایره محاطی خارجی مثلث

excitation

برانگیختگی

excited

برانگیخته، تهییج شده

exclude

شامل ... نیست، مستثنی کردن، خارج کردن، شامل نبودن، طرد کردن

excluded

خارج شده، منتفی شده، مطرود

excluded middle

نفی ثالث، طرد شق ثالث، طرد شق وسط

excluding

بدون احتساب، به استثنای، به جز

exclusion

استثناؤ، عدم شمول

exclusion principle

اصل طرد

exclusive

انحصاری، تنها، مخدود، نافی، ناسازگار و نافی

exclusive disjunction

فاضل مانع جمع، یای انحصاری، ترکیب فصلی

exclusive events

پیشامد های مجزا، پیشامد های ناسازگار

exclusive or

یاء مانع جمع، یاء مانعة الجمع، یای انحصاری، or انحصاری

exclusive proposition

قضیه مفید حصر

exclusive range

دامنه فراگیر

exclusively

منحصرا

execute

اجرا کردن، انجام دادن، محاسبه کردن

executes

خواهد داشت، دارد

executing

انجام می دهد، دارد

executive

اجرایی، رئیس، مدیر اجرایی، مجری، انجام دهنده

executive director

مدیر اجرایی

executive management

مدیریت دایره، مدیریت میانی، مدیریت واسطه، مدیریت اجرایی

executive manager

مدیر اجرایی

exeption

استثناء

exercise

تمرین، ورزمان، پرسش، مسأله

exert

وارد کردن، اعمال کردن، اجرا کردن، به کار کردن

exhaust

پوشاندن

exhausted

فرسوده

exhaustion

افنا، اشباع

exhaustion method

روش افنا

exhaustion property

خاصیت اشباع

exhaustion property of area

خاصیت اشباع مساحت، روش افنای مساحت

exhaustive

فراگیر، جامع، فرسا، فراشده، کامل

exhaustivity

فرسایی

exhausts

ندارد، شامل ... نیست

exhibit

نمودار، نمودار وضع حساب ها، ارائه دادن، نشان دادن، نمایش دادن

exist

موجود بودن، وجود داشتن، هست بودن

existence

وجود، هست، هستی، هستندگی

existence and uniqueness theorem

قضیه وجود و یگانگی

existence bounded variables

متغیر های کران دار موجود

existence distribution function

تابع توزیع وجود، تابع توزیع موجودیت

existence proof

اثبات وجود

existence theorem

قضیه وجود و یکتایی، قضیه وجود و یکتایی

existence uniqueness theorem

قضیه وجودی یکتایی

existential

وجودی، هستی

existential quantifer

سور وجودی، کم جزئی

existential quantifier

سور وجودی

existential sentence

گزاره وجودی

exit criterion

معیار خروجی

exit criterion basis

معیار خروجی از پایه

expand

گستردن، بسط دادن، گسترانیدن

expandability

بسط پذیری، قابلیت انبساط

expandable

قابل انبساط، بسط پذیر

expanded

مبسوط

expanded economy

اقتصاد در حال گسترش

expanded notation

شکل مبسوط

expanded order

ترتیب مبسوط

expanding sequence

دنباله منبسط شونده، دنباله افزایشی

expansion

بسط

expansion coefficients

ضریب های بسط

expansion factor

عامل بسط

expansion in a series

بسط به سری

expansion of a determinant

بسط دترمینان

expansion of the universe

انبساط جهان

expansion path

مسیر توسعه، مسیر بسط، مسیر گسترش

expect

انتظار داشتن

expectation

امید، امید ریاضی، حد انتظار، توقع، انتظار

expectation function

تابع انتظاری، تابع امید ریاضی

expectation of components of system

امید ریاضی اجزای دستگاه

expectation of frequency

امید ریاضی فراوانی

expectation of product

امید ریاضی حاصل ضرب

expectation of random variable

امید ریاضی کمیت تصادفی

expectation of relative frequency

امید ریاضی فراوانی نسبی

expectation of sum

امید ریاضی حاصل جمع

expectation variance model

الگوی انتظار پراکندگی

expectations of components of multidimensional random variable

امید ریاضی اجزای کمیت تصادفی چند بعدی

expecte monetary value

ارزش پولی مورد انتظار

expecte profit

سود قابل انتظار، سود مورد انتظار

expecte return

بازده منتظره

expecte time

زمان مورد لزوم، زمان انتظاری

expecte utility criterion

معیار مطلوبیت مورد انتظار

expecte value

امید ریاضی، ارزش انتظاری، ازش مورد انتظار، میانگین، ارزش منتظره، حد انتظار

expected

منتظره، چشم داشت

expected activity time

زمان مورد انتظار فعالیت

expected cell frequency

امید فراوانی خانه، امید ریاضی فراوانی خانه

expected frequency

فراوانی نظری، فراوانی مورد انتظار

expected value

مقدار انتظاری، مقدار امید ریاضی، امید ریاضی، مقدار محتمل، مقدار میانگین، مقدار منتظره، مقدار چشم داشتنی

expected value of mean square

امید میانگین توان های دوم، امید ریاضی، میانگین های توان های دوم

expected value of random variable

امید ریاضی کمیت تصادفی

expend

مصرف کردن، از دست دادن

expendable

قابل صرفنظر کردن

expenditure

تعهد پرداخت، هزینه پرداخت، مخارج، هزینه، خرج

expense

هزینه، خرج

experience

تجربه کردن، وارد کردن، وارد بر، تجربه، آزمون، تجربه تصادفی، امتحان،‌آزمایش

experiment

آزمایش

experiment conditions

شرط های آزمایش

experimental

آزمایش، تجربه ای، تجربی، آزمایشی

experimental analysis

تحیل آزمایش

experimental conditions

شرایط آزمایشی

experimental data

داده های تجربی، داده های آزمایشی

experimental design

طرح آزمایشی

experimental evidence

مدرک آزمایشی

experimental group

گروه آزمایشی

experimental method

روی تجربی، روش آزمایشی

experimental probability

احتمال آزمایشی، احتمال تجربی

experimental sample space

فضای نمونه ای آزمایشی

experimental sampling distribution

توزیع نمونه ای تجربی

experimenter

آزمایشگر

expert system

سیستم متخصص

expiration

انقضاء

expiration date

تاریخ انقضاء

expire

خاتمه، منقضی شدن، سپری شدن

explain

توضیح دادن، شرح دادن

explain why

علت را بیان کردن، علت را بیان کنید

explained variation

تغییرات قابل توضیح

explementary angles

زوایای مزدوج

explicit

روشن، آشکار، واضح، صریح

explicit coordinates

مختصات صریح

explicit definition

تعریف بسیط

explicit formula

فرمول صریح

explicit function

تابع صریح

explicit scheme

طرح صریح

explicity

صریحا،‌به صراحت

exploitation

بهره برداری

exploratory move

حرکت اکتشافی

explosion chart

فرم تفکیکی قطعات

explosive bonding

اتصال انفجاری

exponent

نما،‌نماینده، قوه، توان

exponent of differential equation

توان معادله دیفرانسیل

exponent of root

فرجه توان کسری،‌نمای کسری

exponent sign

نما،‌نماینده، قوه، توان

exponential

نمایی

exponential behaviour

رفتار نمائی

exponential curve

خم نمایی

exponential decay

نزول نمایی

exponential density function

تابع چگالی نمایی

exponential distribution

پخش نمایی، توزیع نمایی

exponential distribution family

خانواده توزیع های نمایی

exponential equation

معادله نمایی

exponential fit

برازش نمایی

exponential form

شکل نمائی

exponential form function

تابع با شکل نمایی

exponential fourier transform

تبدیل نمائی فوریه، تبدیل فوریه نمایی

exponential function

تابع نمایی

exponential growth and decay

رشد و تحلیل نمایی

exponential integral

انتگرال نمایی، انتگرال قوه ای

exponential law

قانون نما ها

exponential model

مدل نمایی

exponential operator

عملگر توان

exponential order

مرتبه نمایی

exponential probability distribution

تابع توزیع نمایی

exponential random variable

متغیر تصادفی نمایی

exponential regression

همبستگی نمایی، برگشت نمایی، رگرسیون نمایی

exponential series

سری نمایی،‌ بسط ماکلورن

exponential smoothing

براورد نمایی، هموارسازی نمایی،‌ نمو هموار

exponential to the base

نمایی در پایه ی

exponential values of sin x and cos x

مقادیر نمائی سینوس x و کسینوس x

exponentially

به طور نمایی

exponentially damped

به طور نمایی میرا

exponentially damped oscillation

نوسان به طور نمایی میرا

exponentially decreasing

به طور نمایی نزولی

exponentially decreasing function

تابع به طور نمایی نزولی

exponentially increasing

به طور نمایی صعودی

exponentially increasing function

تابع به طور نمایی صعودی

exponentiation

نمایی کردن، نما

exponention

توان

exponents

نما ها

export documentary credit

اعتبار اسنادی صادراتی

exports

صادرات

express

بیان کردن، نشان دادن

express x as a function of y

x‌ را برحسب y بیان کردن

expression

عبارت، صورت، جمله، درایش

expressive

بیانگر، نشانگر

expressive completeness

تمامیت بیانی

expriment

آزمایش،‌ آزمون

exradius

شعاع دایره محاطی خارجی

ex radius

شعاع دایره محاطی خارجی

extend

استفاده دادن، محدود بودن، تعمیم دادن، گستردن، وسعت دادن، قابل گسترش است، امتداد دادن، عمومیت دادن، بسط دادن، گسترش دادن، توسعه دادن، تعمیم دادن، وسعت دادن، کشیدن در امتداد ... قرار داشتن

extended

توسعه یافته

extended axiom of addition

اصل تعمیم یافته جمع

extended binary tree

درخت دو دویی گسترش یافته

extended complex

مختلط توسعه یافته

extended complex number system

دستگاه اعداد مختلط گسترش یافته، دستگاه عدد های مختلط وسعت یافته

extended complex plane

صفحه مختلط توسعه یافته، صفحه مختلط وسعت یافته، صفحه مختلط منبسط

extended mean value

مقدار میانگین تعمیم یافته

extended mean value theorem

قضیه مقدار میانگین تعمیم یافته

extended real line

خط حقیقی مختوم، خط حقیقی گسترش یافته

extended real number system

دستگاه اعداد حقیقی گسترش یافته، دستگاه اعداد حقیقی توسعه یافته، دستگاه عدد های حقیقی وسعت یافته

extended real numbers system

دستگاه منبسط اعداد حقیقی

extended state trasition function

تابع تبدیل حالت تعمیم یافته

extension

بسط، تعمیم،‌عمومیت، توسیع، توسعه، امتداد، گسترش، توسیع، تمدید،‌ توسعه لفظ، بسط، توسعه، انبساط، کشیدگی، دنباله، کشش،‌ قسمت الحاقی

extension factor

عامل توسیع

extension field

میدان توسیع

extension of a field

توسیع هیأت

extension of identities principle

اساس تمدید همانی ها

extension of mapping

تعمیم گسترش

extension of prediction

حمل مصداقی

extension ring

حلقه توسیعی

extensionality

محتوا

extent

گسترده، حیز، مکان،‌حد، دامنه تغییرات، وسعت، دامنه

exterimenter

آزمایشگر

exterior

برون

exterior algebra

جبر برونی، جبر گراسمان

exterior angle

زاویه خارجی، زاویه برونی

exterior content

قدر برونی

exterior derivative

مشتق برونی

exterior interior angles

زواییای متناظر

exterior measure

اندازه برونی

exterior of a set

برون مجموعه

exterior point

نقطه خارجی

exterior point of a set

نقطه برون مجموعه

exterior product

ضرب خارجی، حاصل ضرب خارجی، حاصل ضرب برداری، حاصل ضرب برونی

exterior product of linear forms

حاصل ضرب خارجی فرم های خطی

exterior product of two vectors

ضرب خارجی دو بردار، حاصل ضرب خارجی دو بردار

exterior region

ناحیه بیرونی، ناحیه خارجی

external

خارجی، بیرونی، برونی

external angle

زاویه خارجی

external audit

حسابرسی مستقل، حسابرسی خارجی

external balance

تراز خارجی

external common tangents

مماس های مشترک برونی، مماس های مشترک خارجی

external composition

ترکیب خارجی، همنهش بیرونی

external data

داده های خروجی، اطلاعات خروجی

external direct product

حاصلضرب مستقیم بیرونی

external direct sum

مجموع مستقیم خارجی

external division of a line segment

تقسیم برونی پاره خط

external failure costs

هزینه هیا نقص خارجی

external financing

تأمین مالی خارجی

external language

زبان برونی

external law

قانون خارجی

external node

گره خارجی

external operation

عمل برونی

external rate of return

نرخ بازده خارجی

external tangent

مماس برونی

external tangent of two circles

دوایر مماس خارج

external tangents

مماس های برونی

external transactions

معاملات خارجی

externally tangent circles

دوایر مماس خارج

extinction coefficient

ضریب خاموشی

extinction probability

احتمال انقراض

extinction time

زمان انقراض

extra

اضافی

extract

استخراج کردن، بیرون کشیدن

extract a root

استخراج جذر، ریشه گرفتن

extract a root of a number

استخراج ریشه عدد

extracting the cubic root

ریشه سوم گیری، کعب گیری

extracting the square root

ریشه دوم گیری، جذر گیری

extraction

استخراج

extralogical

فرامنطقی

extraneous

خارجی، نامربوط، بیگانه

extraneous root

ریشه خارجی

extraneous solution

جواب خارجی

extraneouse

غیر اصلی، اضافی

extraplation

برونیابی

extrapolate

برون یابی، برون یابی کردن

extrapolation

درج مقادیر برون مرزی، روند گذشته، برونیابی، برون یابش، پیش بینی، تخمین مجهول از معلوم

extrasensory perception

ادراکات فوق حسی

extremal

نهایی، انتهایی، سرامد، اکسترمال

extremal quasiconformal mapping

نگاشت شبه همدیس اکسترمال

extreme

حد غایی، حدی، نهایت، فرین، منتهی الیه، اکسترم، فری، ماگزیموم و مینیمم،‌نهایی،‌مفرط، بنال،‌بنالی، اکستریم

extreme absolute value

قدر مطلق اکستریم

extreme constrained value

مقدار مقید اکستریم

extreme direction

جهت راسی

extreme directions adjacent

جهت های رأسی مجاور

extreme local value

مقدار موضعی اکستریم

extreme of a function

اکسترمم تابع

extreme point

نقطه اکسترم، نقطه انتهایی، نقطه رأسی، نقطه گوشه ای، نقطه حدی، نقطه منتهایی،‌نقطه فرین، نقطه نهایی، نقطه کرانی، نقطه غایی

extreme value

مقدار اکستریم

extreme value problem

مساله مقدار اکسترم

extreme value theorem

قضیه مقدار اکستریم

extremely

خیلی زیاد، بغایت، بشدت، نهایتا، بی نهایت

extremes

طرفین، دو طرف

extremes of a proportion

طرفین در تناسب، طرفین تناسب، حدین، طرفین، رأسین

extremity

دو سر، دو انتها، انتها،‌ نهایت، حد نهایی

extremum

فرینه، اکستریم، غایی، حداقل یا حداکثر تابع، اکسترمم،‌حد نهائی، غائی

extremum of a function

اکسترمم تابع، حد اکثر یا حداقل تابع

extremum problems

مسائل اکسترمم

extrude

بیرون کشیدن، فشار کاری، حدیده کاری

eye distance

فاصله عینی

eye estimate

برآورد عینی

eye protection

محافظ چشم

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 22 , accounting , statistics , math glossary - part 22


تاريخ : شنبه ۸ اسفند ۱۳٩٤ | ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.