اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 21

Accounting, Statistics, Math glossary - Part 21

 

D

چهارمین حرف الفبای انگلیسی، رقم 13 در مبنای 16

d' alembert criterion

معیار دالامبر

d' alembert solution

جواب دالامبر

d' alembert test

آزمون دالامبر، آزمون تعمیم یافته نسبت

d' alembert wave equation

معادله موج دالامبر

d' alembert's test for convergence

آزمون دالامبر برای همگرایی

D'Alembert criterion

معیار دالامبر

D'Alembert solution

جواب دالامبر (برای مساله کوشی)

D'Alembert test

آزمون دالامبر، آزمون تعمیم یافته نسبت

generalized ratio test

آزمون دالامبر، آزمون تعمیم یافته نسبت

daily-paid employee

کارمند روزمزد

daily pay

مزد روزانه، پرداخت مزد روزانه

daily rate

روزمزدی، نرخ روزانه

daily rate worker

کارگر روزمزد

daily resource sum

مجموع روزانه منبع

dalambert's ratio

نسبت دالامبر

dam

بستن، سد، مسدود کردن، مسدود کننده جریان، بند

damage

خسارت، ضرر، زیان، صدمه، غرامت، خرابی، وجه خسارت، تاوان

damped

میرا، مستهلک شونده

damped motion

حرکت میرا، حرکت مستهلک شونده

damped oscillation

نوسان میرا

damped vibration

ارتعاش میرا

damped vibrations

نوسانات میرا

damped wave

موج میرا

damper

درپوش، دریچه خفه کن، خفه کن، تضعیف کننده، ضربه گیر، مستهلک کننده، مانع، عایق

damping

میرایی

damping coefficient

ضریب میرایی

damping factor

ضریب میرایی، عامل میراننده

damping force

نیرو میرا

damping spheres

کره های دندلین

dantzig's rule

قاعده دانتزیک

Darboux curve

خم داربو

darboux theorem

قضیه داربو

darboux's theorem

قضیه داربو

dash

کشه، خط تیره، خط فاصله، خط چین، تکه خط

dashed

خط چین شده، خط چین

dashed circle

دایره خط چین شده

dashpot

میرا ساز

data

اطلاعات خام،‌معلوم، معلومات، اطلاعات، دانسته، یافته، اطلاعات ورودی، داده آماری، اطلاعات خام

data abstraction

مجزاسازی داده ها

data analysis

تحلیل داده ها، داده کاوی

data bank

مرکز اطلاعاتی، اطلاعاتی، بانک اطلاعاتی

data base

پایگاه داده ها، بانک اطلاعات، پایگاه اطلاعاتی، ذخیره اطلاعات

data base file

فایل بانک اطلاعات

data base management system

سیستم مدیریت بانک اطلاعات

data base memo

فایل یادداشت بانک اطلاعات

data collecting

گردآوری داده ها

data collection

جمع آوری داده ها

data communication

انتقال داده ها و سوابق، ارتباطات داده ای، مخابره داده ها

data convertion

پانچ، تبدیل اطلاعات

data date

تاریخ دانسته ها

data digestion

گوارش اطلاعات

data entry

داده های وارد شده

data feedback

بازخور داده ها

data file

پرونده اطلاعاتی

data fitting

برازش داده ها

data handling

برداشت داده ها

data item

عنصر اطلاعاتی، اقلام داده ای

data processing

پردازش اطلاعات، داده آمایی، فراوری اطلاعات، پرورش داده ها، مرکز فرابری داده

data processing personel

کارکنان فرابری داده

data recording

مشخصات، داده نگاری، ضبط داده، ثبت داده ها

data reduction

تلخیص داده ها

reduction of data

تلخیص داده ها

data set

مجموعه داده ها

data sheet

ورقه آماری، برگه اطلاعاتی، برگ آمارگیری

data size

اندازه داده ها، تعداد داده ها

data smoothing

همسازی داده ها

data structure

ساختار داده ها

data system

دستگاه اطلاعاتی، سیستم اطلاعاتی، سیستم داده ها

data table

جدول داده ها

data transmission equipment

وسیله انتقال داده ها

data type

نوع اطلاعات

date of arrival

تاریخ ورود

date of delivery

تاریخ تحویل

date of grace

مهلت

date of maturity

تاریخ سررسید

date of payment

تاریخ پرداخت

datum

داده

dcision rule

قاعده تصمیم گیری، قاعده تصمیم

De Moivre formula

فرمول دمواور

de moivre's formula

دستور دوموآور، فرمول دوموآور

de moivre's theorem

دستور دوموآور، قضیه دوموآور

De Morgan

دمرگان

De Morgan law

قانون دمورگن

De Morgan rules

قاعده های دمرگان

de morgan's rules

قواعد دمورگان، قواعد دومورگان

de morgan's theorems

قضایای دمورگان

De Rham decomposition

تجزیه دُرام

dead angle

زاویه خفا

dead file

بایگانی راکد

deadheading pay

هزینه ایاب و ذهاب، حق ایاب و ذهاب

deadline

سررسید، موعد

deal

کلنجار رفتن، معامله کردن، اندازه، قدر، مقدار

deal with

سروکار داشتن، مربوط به، سروکار پیدا کردن

death

مرگ (و میر)

death benefit

مستمری وظیفه، مستمری قوت

death process

فرایند مرگ

death rate

میزان مرگ (و میر)

debased histogram

نمودار پله ای پایه کاسته

debasing

پایه کاهی، کاستن پایه

debatable

قابل بحث، قابل مناظره

debenture

برگ و سند قرضه، قرضه، حواله دولتی، قرارداد بیمه، ورقه قرضه، اوراق قرضه، سند قرضه، گواهینامه گمرکی

debit

بدهکار کردن، بدهی، بدهکار، ستون بدهی، ستون بدهکار، در ستون بدهی ثبت کردن

debit a sum to a person

مبلغی را بحساب بدهی کسی گذاشتن

debit instrument

سند بدهی

debit interest

بهره بدهکار

debit memorandum

برگ بدهکار

debt

وام، بدهی، قرض

debt ratio

نسبت بدهی

debtor

ستون بدهکار دفتر روزنامه، ستون بدهکار، مقروض، بدهکار

debug

تصحیح اشتباهات، اشکالزدایی، خطایابی، برطرف کردن اشکالات، عیب

deburring

خشزدایی، صاف کردن لبه های تیز

deca

ده، ده برابر، ده تایی، پیشوند یونانی به معنی ده

decade

دوره ده ساله، دهه

decadent

زایل شونده، منحط، رو به انحطاط

decadic logarithm

لگاریتم متعارفی، لگاریتم دهدهی

decadic system

دستگاه دهدهی، دستگاه اعشاری

decagon

ده ضلعی

decagonal

ده ضلعی گون، ده ضلعی، دارای ده ضلع

decahedral

ده وجهی

decahedron

ده وجهی

decameter

دکامتر

decanting chamber

اطاق تخلیه

decastere

ده متر مکعب

decay

تباه شدن، تحلیل رفتن، تباهی، واپاشی، تلاشی، تحلیل

decay constant

ثابت تحلیل

decelerate

کاستن، کند کردن

decelerated

مبطئه، کند شونده

deceleration

کند شوندگی، کندی، شتاب کاهشی، شتاب منفی، واشتاب، کاهش سرعت، فرایند برگشت پذیر، کندمان

decend

نزول کردن، کاهش یافتن

decentral inspection

بازرسی غیر مرکزی

decentralization

غیرمتمرکز ساختن، تمرکز زدایی، عدم تمرکز

decentralized filing

بایگانی غیر متمرکز

decentralized hiring

استخدام غیرمتمرکز

decentralized planning

برنامه ریزی غیر متمرکز، طرح ریزی غیر متمرکز

deci

پیشوندی یونانی به معنی یک دهم

decibel

دسیبل

decidability problem

مسأله تصمیم پذیری

decidable

تصمیم پذیر

decide

تصمیم گرفتن

decided

مصمم، قطعی

decigram

یکدهم گرم، دسی گرم

decile

دهک

decillion

دسیلیون، در انگلیس 10 به توان 60 است.

decilliter

یکدهم لیتر، دسی لیتر

decimal

دهدهی، اعشاری، عشر

decimal approximation

تقریب اعشاری

decimal approximations

تقریب های اعشاری

decimal equivalent of a fraction

معادل اعشاری یک کسر متعارفی

decimal expansion

بسط دهدهی،‌بسط اعشاری

decimal fraction

کسر دهدهی، کسر اعشاری

decimal logarithm

لگاریتم دهدهی، لگاریتم اعشاری

decimal notation

مرتبه های وضعی

decimal number

عدد دهدهی، عدد اعشاری

decimal numbers

اعداد اعشاری

decimal place

مرتبه اعشاری، ارقام اعشاری

decimal point

ممیز

decimal representation

نمایش دهدهی، نمایش اعشاری

decimal system

دستگاه دهدهی، دستگاه اعشاری

decadic system

دستگاه دهدهی، دستگاه اعشاری

decimalize

اعشاری کردن

decimeter

یک دهم متر، دسیمتر

decipher

کشف رمز نمودن، از رمز خارج کردن

decision

مشخص کردن، تصمیم، تعیین، داوری

decision box

جعبه تصمیم

decision criteria

ضابطه های تصمیم گیری، معیار های تصمیم گیری

decision function

تابع تصمیم

decision making

تصمیم گیری، اخذ تصمیم، نظریه تصمیم گیری

decision making body

مقام تصمیم گیرنده، مرجع تصمیم گیرنده

decision making under certainty

تصمیم گیری در شرایط اطمینان

decision making under conflict

تصمیم گیری در شرایط تعارض

decision making under risk

تصمیم گیری در شرایط ریسک، تصمیم گیری در حالت ریسک

decision making under uncertainty

تصمیم گیری در حالت عدم اطمینان کامل، تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان کامل

decision model

مدل تصمیم

decision problem

مساله تصمیم

decision rule

قاعده تصمیم

decision space

فضای تصمیم

decision symbol

نماد تصمیم گیری

decision table

جدول تصمیمی، جدول تصمیم گیری

decision theory

تئوری تصمیم، نظریه تصمیم، نظریه تصمیم گیری

decision tree

تصمیم گیری شاخه ای، درخت تصمیم گیری، درخت تصمیم

decision variable

متغیر تصمیم، متغیر تصمیم گیری

decision variables

متغیر های تصمیم گیری

deck

دست، دسته، کارت، دسته کارت، یک دست ورق

declarative sentence

گزاره

declination

میل، انحراف، تمایل، شیب، مایل

decline

سرازیر شدن، کاهش، تنزل، نقصان

declining balance method

روش موازنه کاهشی، روش محاسبه استهلاک بر مبنای قیمت دفتری

declivity

شیب، سرازیری

decode

از حالت رمز خارج کردن، کشف رمز کردن، رمز گشودن، از رمز خارج کردن، تبدیل کد به شکل اصلی، گشودن رمز، رمز برگردان کردن، برداشتن رمز، رمز برگردانی

decoder

رمز گشا

decoding

رمز خوانی، رمز گشایی، رمز برداری، کشف رمز، رمز یابی

decoiler

کلاف بازکن

decomposable

تجزیه پذیر

decomposable into particular events

حادثه قابل تجزیه به حوادث خاص

decomposable set

مجموعه تجزیه پذیر

decompose

واهمنهشتن، وانهادن، تجزیه شدن، تجزیه کردن، تبدیل کردن

decomposible operator

عملگر تجزیه پذیر

decomposition

تجزیه

decomposition into prime factors

تجزیه به عوامل اول

decomposition into primes

تجزیه به اعداد اول

decomposition of a fraction

تجزیه کسر

decomposition of a matrix

تجزیه یک ماتریس

decomposition of event into particular events

تجزیه حادثه به حوادث خاص

decomposition of vector

تجزیه بردار

decomposition principle

اصل تجزیه

decoposible operator

عملگر تجزیه پذیر

decrease

نزول کردن

decreasing

نزولی، کاهشی، کاهنده

decreasing cost industry

صنعت با هزینه های نزولی

decreasing divided differences

تفاضل های منقسم نزولی

decreasing failure rate

میزان شکست کاهنده

decreasing function

تابع نزولی، تابع کاهشی

decreasing function of one variable

تابع یک متغیره نزولی

decreasing mapping

نگاشت کاهشی، نگاشت نزولی

decreasing marginal rate of substitution

نرخ نهایی جانشینی نزولی

decreasing sequence

دنباله نزولی

decreasingly

به طور نزولی

decrement

تنزل، کاهش، نقصان، نزول، کاهش

decuple

ده برابر کردن، ده برابر

dedekind axiom of continuity

اصل موضوع پیوستگی ددکیند

dedekind cut

برش ددکیند

Dedekind definition of finiteness

تعریف ددکیند از تناهی

dedekind dicriminant theorem

قضیه مبین ددکیند

Dedekind discriminant theorem

قضیه مبین ددکیند

Dedekind domain

حوزه ددکیند

dedekind eta function

تابع اتای ددکیند

dedekind sum

مجموع ددکیند

dedekind's theorem

قضیه ددکیند

dedicated machine

ماشین اختصاصی

dedline date

موعد قرارگذاشته شده

deduce

کاستن، استنتاج کردن، نتیجه گرفتن، به دست آوردن

deduct

استنتاج کردن، کسر کردن، کم کردن

deduction

استقرا، تخفیف، کسور، استنتاج، قیاس، استنباط، استدلال، نتیجه گیری، استنتاج، کاهش، قیاس، کسر

deduction par analogie

استنتاج تمثیلی

deduction theorem

قضیه استنتاج

deductive

استنتاجی، قیاسی، برانگیزشی

deductive argument

استدلال استنتاجی، استدلال قیاسی

deductive completeness

تمامیت قیاسی

deductive method

روش قیاسی

deductive reasoning

استدلال قیاسی، استدلال استنتاجی

deductive science

علم قیاسی

deductive system

دستگاه قیاسی، دستگاه استنتاجی

deductive theory

تئوری قیاسی

deep

ژرف، عمیق، گود

deep drawing

کشیدن عمقی، کشش عمقی

deep hole drill

 

default disk drive

دیسک خوان فرض شده

default value

ارزش قراردادی

defect

اشتباه، خرابی، خطا، نقص،‌عیب، نقصان، کاستی، معیوب ساختن

defect free

بدون نقص

defective

ضایع، قطعه معیوب در ماشین، ناقص، معیوب

defective equation

معادله ناقص

defective matrix

ماتریس ناقص

defective number

عدد ناقص

defective unit

واحد معیوب

defered correction

تصحیح نهایی

deferred credit

اعتبار انتقالی

deferred income

پیش دریافت درآمد، درآمد های انتقالی

deferred payment credit

اعتبار با پرداخت معوق

deficiency

ناکارایی، عدم کارایی، کمبود، نقص

deficiency index

شاخص نا کارایی

deficient

ناقص

deficient number

عدد ناقص

deficit

کسر درآمد، کسر محل، کسر، کسری، کمبود، کسری موازنه، کسر بودجه، کسری تراز، پرداخت ها

define

تعریف کردن، بیان کردن، شناساندن

defined

تعریف شده، معین

defined every where

همه جا تعریف شده

defined term

حد تعیین شده

definiendum

معرّف

definiens

معرف (منطق)، معرف ها

defining

تعریف

defining equation

معادله معرف

defining hyperplane

تعریف ابرصفحه

defining ideal

ایدآل معرّف

defining relation

رابطه معرف، رابطه تعریف کننده

defining variable

تعریف متغیر

definite

معین، مشخص، قطعی، معلوم

definite description

شرح مشخص، توصیف مشخص، توصیف رسا

definite integral

انتگرال معین، جامعه معین

definite integration

انتگرالگیری معین

definite intergral

انتگرال معین

definite negative

مطلقا منفی

definite on an interval

معین روی یک فاصله

definite order

ترتیب معین

definite positive

مطلقا مثبت

definiteness

تعیین، معین بودن، قاطعیت، تصریح، صراحت

definition

تعریف

definition by abstraction

تعریف به تجرید

definition by induction

تعریف به استقرا، تعریف بوسیله استقرا

definition by recurrence

تعریف به استقرا، تعریف برگشتی، تعریف تراجعی

definition constraint

محدودیت تعریف

definition of a function

تعریف یک تابع

definition of concept

تعریف مفهوم

definition of distribution function

تعریف تابع توزیع

definition of event

تعریف حادثه

definition of notion

تعریف مفهوم

definition of operations of events

تعریف عملیات روی حوادث

definitive

قطعی

deflaction

کجی، شکم انداختن

deflated newton method

روش نیوتن ترمیم یافته

deflated polynomial

چندجمله ای کاهش یافته

deflation

کاهش، انقباض، رکود، تورم زدایی، ضد تورم، جمع شدن، تنزیل قیمت ها، تعدیل

deflation method for an eigenvalue problem

روش کاهشی برای مسأله ویژه مقدار

deflect

کج شدن، منحرف شدن، منعکس کردن، منحرف، شکستن، منحرف کردن

deflection

انحناء، شکست، خیز، انحراف، کجی، انکسار، واخمش

deflective

انحرافی

deflector

منحرف کننده

deflexed

منحرف شده

deform

تغییر شکل دادن، بدشکل شدن

deformability

دگردیس پذیری

deformable

دگردیس پذیر، تغییر پذیر

deformation

دگردیسی، تغییر شکل به حالت بدتر، ناقص، تبهگون

deformation retract

درون بَرِ تغییر شکل، درونکش تغییر شکل

degeneracy

تباهیدگی، تبهگنی، تباهی، انحطاط، ناقصی

degeneracy and shadow prices

تباهیدگی و قیمت های سایه

degeneracy in basic feasible solutions

تباهیدگی و قیمت های سایه

degeneracy order

درجه تباهیدگی

degenerate

تباهیده

degenerate basic solution

جواب پایه ای تباهیده

degenerate bilinear form

صورت دو خطی تبهگون

degenerate bounded variables

متغیر های کراندار تباهیده

degenerate closed interval

استحاله فاصله بسته زوال یافته، بازه بسته تبه شده

degenerate conic

مقطع مخروطی تباهیده، تبهگون، مقطع مخروطی منحط، مخروط تبهگون، مخروطی تبهگون، مخروط ناسره، مخروطی ناسره

degenerate conic section

مقطع مخروطی تباه شده

degenerate eigenvalue

ویژه مقدار تباهیده

degenerate equation

معادله تبهگون

degenerate extreme point

نقطه فرین تباهیده

degenerate iteration/pivot

تکرار/محورگیری تباهیده

degenerate mapping

نگاشت تباهیده

degenerate matrix

ماتریس مخصوص

degenerate quadric surface

رویه درجه دوی تباهیده

degenerate quadric surfaces

رویه های درجه دوی تباهیده

degenerate saddle point

نقطه زینی تباهیده

degenerate series

سری تباهیده

degenerate solution

حل منحط

degenerate tree

درخت تبهگون، درخت تباهیده

degenerated

تبهگن، منحط، زوال یافته، غیر اصیل، تبهگون

degenerated dilatation

انبساط ضایع شده

degrade

تنزل دادن، تنزل کردن

degrease

گریس زدایی، چربی زدایی

degree

درجه

degree function

تابع درجه

degree measure

مقیاس درجه

degree modulo 2

درجه به پیمانه 2

degree of a curve

درجه یک منحنی

degree of a polynomial

درجه یک چندجمله ای

degree of accuracy

دقتی، تقریب،‌تقریبی

degree of an equation

درجه یک معادله

degree of belief

درجه اعتقاد

degree of censore

درجه سانسور

degree of certainty

درجه اطمینان، درجه اعتماد

degree of contact

درجه تماس، درجه سایش

degree of freedom

درجه آزادی

degree of generalization

درجه تعمیم

degree of interaction

درجه مواجهه

degree of permutation

درجه تبدیل

degree of preventive maintenance

درجه فعالیت های نگهداری

degree of proposition

درجه اعتماد گزاره

degree of proposition likelihood

درجه درست نمایی گزاره

degree of the system

درجه دستگاه

degree of variability

درجه تغییرپذیری

degressive

نزولی

degresstion

نزول

deka

ده

del

دل، عامل

del operator

عملگر دل، عملگر نابلا

delambre analogies

قیاس های دلامبر، فرمول های گاوس

delay

تأخیر، به تأخیر، درنگ، درنگ کردن، انداختن، تأخیر کردن، عقب افتادن، دیر کردن، دیرکرد، توقف، تأخیر، تعویق، مکث

delay differential equation

معادله دیفرانسیل تاخیری

delay in delivery

تأخیر در تحویل

delete

حذف کردن، از بین بردن، حذف نمودن، کنار گذاشتن

deleted

سفته

deleted limit

حدّ سوده

deleted neighborhood

همسایگی محذوف

deleted neighbourhood

همسایگی سفته

deleting

حذف

deletion

حذف

delicate

ظریف

delimit

محدود کردن، تعیین حدود

delimitate

تعیین حدود کردن، محدود کردن

delineate

نمایش دادن، مشخص کردن، توصیف کردن، ترسیم کردن

delineation

نمایش،‌توصیف، تصویر،‌طرح

delineator

کیلومتر شمار، توصیف کننده،‌طراح

delinquency tax

مالیات تعویض

deliver

تحویل دادن

delivere

تولید شدن

delivery

ارسال، واگذاری، تحویل

delivery chute

سرسره تحویل

delivery date

تاریخ تحویل

delivery equipment

وسیله نقلیه، وسیله تحویل

delivery expense

هزینه تحویل

delivery point

نقطه تحویل

delivery rate

میزان تحویل

delivery tube

لوله تحویل

delta

مساحی، حرف چهارم زبان یونانی

delta function

تابع دلتای دیراک

deltodieus

سه گوش، دلتا مانند

deltohedron

دوازده وجهی

deltoid

سه گوش، دلتا مانند، دلتاوار

demagnete

مغناطیس زدا

demand

تقاضا، مطالبه، درخواست، مطالبه کردن، تفاضل کردن، نیاز

demand bill

حواله عندالمطالبه

demand debt

بدهی عندالمطالبه

demand forecasting

پیش بینی نیاز

demand function

تابع تقاضا

demand surface

سطح تقاضا

demarcate

محدود کردن، تعیین حدود کردن، حدفاصل تعیین کردن

demi

پیشوندی به معنای نیم و نصف

demography

مردم نگاری

demoivre-laplace integral theorem

قضیه انتگرالی دوموآور-لاپلاس، قضیه انتگرال دوموآور-لاپلاس

demoivre-local theorem

قضیه دوموآور-لاپلاس

demoivre's formula

دستور دموآور

demoivre's theorem

قضیه دموآور

demolition

انهدام، تخریب

demonstrate

ثابت کردن، نشان دادن، به دست آوردن، به نمایش در‌ آوردن، ثبوت، اثبات کردن، برپایی

demonstration by contradiction

برهان خلف

demonstrative

برهانی، اثباتی

demonstrative syllogism

قیاس برهانی

demorgan's law

قانون دمورگان

demostration

نمایش، تظاهر، برهان، اثبات، بازنمود

demotion

تنزیل رتبه، تنزیل مقام

dendrite

دندانه ای شکل، شاخه نباتی، شاخوار

denial

ضد یک حکم، خلف، نفی، تکذیب، انکار، رد،

denial of the antecedent

رد مقدم

denitration

تکنولوژی ضد آلودگی، دنیتره کردن

denjoy integrals

انتگرال های دانژوا

denominator

مخرج کسر، مخرج، نامان

denominator function

تابع مخرج کسر، تابع مخرج

denominator of a progression

قدرنسبت

denote

نشان دادن، نمایش دادن، نمایاندن، علامت گذاشتن، نشان کردن، علامت گذاری

dense

چگال

dense set

مجموعه چگال

dense subset

زیرمجموعه متراکم، زیرمجموعه چگال

density

چگالی

density function

تابع چگالی، تابع چگالی احتمالی، تابع فراوانی

density function of multidimensional random variable

تابع چگالی کمیت تصادفی چندبعدی

density function of random variable

تابع چگالی کمیت تصادفی

density of probability distribution

چگالی توزیع احتمال

density property

خاصیت چگالی

dented

دندانه دار

denticulate

دندانه دار، کنگره دار، مضرس

denumerable

شمارای نامتناهی، شمارای بی پایان، شمارش پذیر، شمارا، منتها شمارا، شماره پذیر، شمردنی، قابل شمارش

denumerable set

مجموعه قابل شمارش، مجموعه شمارا، مجموعه شمارشپذیر، مجموعه شماره پذیر

denumerably infinite

شمارا

denumerate

شمردن

denumeration

شمارش

department

اداره، بخش، دایره،‌ وزارتخانه، حوزه

department head

رئیس اداره، رئیس دایره

department report

گزارش قسمت،‌گزارش دایره

departmental

اداره ای، دایره ای

departmental aims

اهداف واحدی

departmental organization

واحد تشکیلاتی

departmental policy

سیاست واحدی

departmentation

واحدسازی اداری، تقسیم وظایف، گروه بندی وظایف، دپارتمان بندی، طبقه بندی

departmentation by process

طبقه بندی بر اساس فرایند

departmentation by product

طبقه بندی برحسب محصول

departmentation by time

طبقه بندی برحسب زمان

departure

فاصله جبری، خروجی، خروج، حرکت،‌انحراف، شروع حرکت، اندازه جبری فاصله

departure rate

آهنگ خروج

depend

مستقل نبودن، بستگی داشتن، مربوط بودن، وابسته بودن

depend on

با توجه به، مبتنی بر، بسته بودن

dependence

اتکا، ارتباط، وابستگی، نااستقلال، بستگی، عدم استقلال

dependence intensity

شدت وابستگی

dependence measure of intensity

اندازه شدت وابستگی

dependence of events

وابستگی حوادث

dependency

بستگی، ارتباط، وابستگی

dependent

وابسته

dependent constraints

محدودیت های وابسته

dependent differentiation

مشتق گیری وابسته

dependent equations

معادلات وابسته

dependent event

پیشامد وابسته

dependent events

پیشامد های غیرمستقل، پیشامد های وابسته

dependent function

تابع وابسته، تابع غیر مستقل

dependent functions

توابع وابسته

dependent on

وابسته‌به، مربوط به، وابسته به

dependent samples

نمونه های وابسته

dependent set

مجموعه نامستقل

dependent variable

متغیر وابسته

dependent vectors

بردار های وابسته

depict

نشان دادن، معین شدن، رسم کردن، نقش کردن

deplating

پوسته برداری، آبکاری معکوس، ورقه برداری

deposit

پوشش، امانت، وجه امانی، ودیعه، سپرده، رسوب، نهاده

deposit rate

نرخ سپرده

deposition efficiency

بازدهی رسوب

deposition rate

نرخ رسوب

depositor

امانت گذار، صاحب سپرده

depreciable

مستهلک شونده، استهلاک پذیر، مستهلک شدنی، کم بها شدنی

depreciate

مستهلک کردن، کم بها کردن

depreciation

افت بها، استهلاک، میرایی، کاهش بها

depreciation accounting

حساب داری استهلاک

depreciation base

قیمت تمام شده دارایی ثابت

depreciation based on income

روش چند درصد سود

depreciation expense

هزینه استهلاک

depressed

تنزل یافته

depressed equation

معادله تنزل یافته

depression

تنزل، رکود، نشیب، کساد شدن، کم شدن‌، کسادی، بحران

depth

عمق

depth first search

جستجوی عمقی

depth gage

عمق سنج، ژرفا سنج، ژرفا نما، کولیس سوراخ، کولیس عمق سنج

depth line

خط ژرفا

depth of an ideal

ژرفای یک ایده آل

depth of cut

عمق تراشه برداری، عمق برش

depth of fusion

عمق ذوب

depth of smoothness

عمق نرمی

depth of teeth

گودی دندانه، ارتفاع دندانه

deputy

قائم مقام، معاون، جانشین

derange

به هم زدن ترتیب، بر هم زدن، پریشیدن

derangement

پریش، بی ترتیبی، در هم ریختگی

derangements number

تعداد پریش ها

derivable

قابل اشتقاق، مشتق پذیر، قابل مشتق گیری، دارای مشتق، مشتق دار

derivable in the ordinary sense

مشتق پذیر به مفهوم معمولی

derivation

مشتق گیری، استخراج، اشتقاق، به دست آمدن

derivation of ring

مشتق حلقه

derivation tree

درخت اشتقاق، اشتقاق درخت

derivative

مشتق، شاخه، وامد،‌جدامه، فرعی

derivative function

تابع مشتق

derived function

تابع مشتق

derivative of a complex function

مشتق یک تابع مختلط

derivative of a real function

مشتق یک تابع حقیقی

derivative of a vector valued function

مشتق یک تابع برداری

derivative of an integral

مشتق انتگرال

derivative of determinant

مشتق دترمینان، مشتق معین

derivative of function

مشتق تابع

derivative of linear form

مشتق فرم درجه اول

derivative of matrix

مشتق ماتریس

derivative of quadratic form

مشتق صورت درجه دوم

derivative set

مجموعه مشتق

derivative with respect to x

مشتق نسبت به x

derive

مشتق گرفتن، نتیجه گرفتن، پیدا کردن، استخراج کردن، به دست آوردن

derive from

به دست آمدن از، مشتق شدن از

derived

ثابت کرده، مشتق شده، به دست آمده، استخراج شده

derived curve

خم مشتق

derived demand

تقاضای مشتق

derived function

تابع مشتق، تابع جدامد

derived group

گروه فرعی، زیرگروه تعویض گر

derived rule

قاعده مشتق

derived set

مجموعه مشتق

derived subgroup

زیرگروه مشتق

derived unit

واحد فرعی

derogatory matrix

ماتریس تخفیف پذیر

Desargues

دسارگ

Desargues configuration

ترکیب دسارگ

desargues theorem

قضیه دزارگ

Descartes theorem

هندسه دکارت، قاعده علامت های دکارت

Descartes rule of signs

هندسه دکارت، قاعده علامت های دکارت

descartes' rule of signs

قانون علایم دکارت

descendable

قابل نزول، قابل کاهش

descendant

نزولی، پایین رو، نازل، نسل، نسل بعدی

descendant curve

خم نزولی

descendant function

تابع نزولی

descendant node

کسر سطح پایین تر

descending

نزولی، کاهشی، کاهنده نزولی

descending central series

سری مرکزی کاهشی

descending chain

زنجیر کاهشی

descending order

ترتیب کاهشی، ترتیب نزولی

descending powers

قوای نزولی

descent

نزول، سقوط، هبوط، نشیب

descent time

زمان سقوط

describe

توضیح دادن، توصیف کردن، شرح دادن، رسم کردن

described

رسم کردن، توصیف شده، وصف شده، موصوف

description

تشریح، شرح، توصیف، تقریر، وصف

description big

توصیف بزرگ

description of a set

توصیف یک مجموعه

descriptive

تشریحی، توصیفی، ترسیمی

descriptive geometry

هندسه ترسیمی

descriptive scale

مقیاس ترسیمی، مقیاس توصیفی

descriptive statistic

آماره توصیفی، شاخص توصیفی

descriptive statistics

آمار توصیفی

descriptive study

مطالعه توصیفی، مطالعه تشریحی

design

طرح، نقشه، طرح کردن، طراحی، رسم، رسم کردن

design date sheet

برگ اطلاعات طراحی

design matrix

ماتریس طرح

design of an experiment

طرح آزمایش

design of experiment

طرح آزمایش، طراحی آزمایش

design of sampling

طرح آمارگیری نمونه ای

design of weldment

طراحی جوش

design review

مرور طرح

design workshop

کارگاه طراحی

designate

نمایش دادن، نشان دادن، تخصیص دادن، در نظر گرفتن، تعیین کردن، انتخاب کردن، علامت گذاری کردن، معین کردن، گماشتن، گماردن، مشخص کردن

designated vertex

رأس مشخص

designation

معرفی، سمت، نقش

designer

نقشه کش، طرح آفری، طراح

designing

طرح ریزی

desire

`+تمایل داشتن، تمایل

desired function

عمل مورد نظر

desk calculation

محاسبات دستی

desk calculator

ماشین حساب رومیزی

desktop

صفحه نمایش

despite

در صورت

destination

مقصد

destroy

خراب شدن، از بین رفتن

destructive test

آزمایش تخریبی، آزمایش مخرب

detachable part

قطعه قابل انفصال

detached

منفصل، جدا

detachment

تجزیه، تفکیک

detail

مشخصات، جزئیات، تفصیلات

detail drawing

رسم تفصلی

detailed

مفصل، تفصیلی

detailed network

شبکه تفضیلی

details

جزئیات، تفصیل

detect

کشف کردن، آشکار ساختن، یافتن

detecting

ردیابی

detecting error

آشکار سازی خطا

detection

آشکارسازی، کشف، یافت، تشخیص

determinant

تعیین کننده، بازدارنده، مانع، دترمینان، مبین، جداگر، معین، نمایانگر

determinant equation

معادله دترمینان

determinant function

تابع دترمینان

determinant of a linear transformation

دترمینان یک تبدیل خطی

determinant of a matrix

دترمینان یک ماتریس

determinant of a system of linear equation

دترمینان یک دستگاه معادلات خطی

determinant of an endomorphism

دترمینان یک درسانی

determinant of linear transformation

دترمینان تبدیل خطی

determinant of matrices

دترمینان ماتریس ها

determinant of matrix

دترمینان ماتریس

determinant of system of linear equations

دترمینان دستگاه معادلات خطی

determinant rank

رتبه دترمینان

determinant tensor

تانسور دترمینان

determinantal

دترمینانی

determinate

تعیین حدود کردن، معین، مشخص

determination

سامان، تعیین

determine

تعیین کردن، تعریف شدن، معین کردن، مشخص کردن

determined

تعیین شده، مصمم

determined system

دستگاه معین

determining

تعیین کردن، قطع کردن

determining relation

رابطه تعیین کننده

deterministic

غیر احتمالی، قطعی، تثبیتی، قطع شده، جبری، تعینی، معین قطعی

deterministic assumption

فرض قطعی بودن، فرض معین بودن

deterministic distribution

توزیع قطعی

deterministic model

مدل قطعی

deterministic problems

مسأله های قطعی

deterministic process

فرایند قطعی

deterministic system

سیستم قطعی، دستگاه معین

deterministic time

زمان معین

detract

کم کردن، کاستن

detraction

کاهش

detractive

کاهشی

devaluation

کاهش ارزش پول، کاهش ارزش، تقلیل ارزش پول، تضعیف ارزش پول رایج

develop

پیدا کردن، به دست آوردن، بسط دادن، گستردن، توسعه دادن، آماده بهره برداری کردن، طرح و تدوین، پیشرفت، ارائه روش خوب، گسترش دادن

developable

قابل بسط، قابل توسعه، گستردنی، قابل گسترش، گسترش پذیر

developable surface

سطح گسترش پذیر، رویه گستردنی

developed countries

کشور های پیشرفته

developer

توسعه دهنده، ظاهر کننده

developing countries

کشور های در حال توسعه

development

گسترش، بسط، توسعه، عمران، پرورش، پیشرفت، تحت تکفل، عائله، بهسازی، ایجاد

development budget

بودجه عمرانی

development of determinant

بسط دترمینان

development plan

طرح توسعه

development project

پروژه توسعه ای

deviable

قابل انحراف، انحراف پذیر

deviate

انحراف ورزیدن، منحرف شدن، منحرف

deviation

انحراف

deviation angle

زاویه انحراف

deviation of random variable

انحراف کمیت تصادفی

deviation point

نقطه انحراف

deviation points

نقطه های انحراف

deviation score

نمره انحرافی

deviator

اختلاف سنج، انحراف سنج

device

وسیله، اسباب، شیوه، آلت، دستگاه، خار، ضامن، نقشه، قطعه، طرح

devider

بخش کننده، بخشگر، تقسیم کننده، جدا کننده، پرگار، پرگار تقسیم،‌ مقسم

devider caliper

پرگار اندازه گیر، پرگار اندازه گیری

devisor

مقسوم علیه، بخشیاب

devition

انحراف

devote

وقف کردن، تخصیص دادن

dexidization

اکسیژن گیری، اکسیژن زدایی، اکسید زدایی

dexidizer

اکسیژن گیر، اکسیژن زدا

diagnosis

تشخیص، شناخت، عیب یابی

diagnosis system

سیستم تشخیص

diagnosis time

زمان تشخیص

diagonable

قابل تبدیل به یک ماتریس قطری

diagonal

قطر

diagonal canonical form

شکل متعارف قطری

diagonal element

عنصر قطری

diagonal elements

عضو های روی قطر

diagonal form

شکل قطری

diagonal matrix

ماتریس قطری

diagonal of a polygon

قطر چند ضلعی

diagonal of the product

قطر حاصل ضرب

diagonal partial sum

مجموع جزئی قطری

diagonal point

نقطه تقاطع قطرها

diagonal process

فرآیند قطری

diagonal relation

رابطه قطری

diagonalizable

قطری پذیر

diagonalizable linear transformation

تبدیل خطی قطری پذیر

diagonalizable linear transformations

تبدیل خطی قطری شدنی

diagonalizable matrix

ماتریس قطری پذیر

diagonalizable operator

عملگر قطری شدنی

diagonalization

قطری کردن

diagonalize

به صورت قطری درآوردن، قطری کردن

diagonalized

قطری شده

diagonalizing matrix

ماتریس قطری کننده

diagonally dominant

مسلط قطری

diagonally dominant matrix

ماتریس با قطر غالب

diagonally dominant system

دستگاه مسلط قطری

diagonizable linear transformation

تبدیل خطی قطری شدنی

diagram

نمودار، تصویر، وانگار، نما،‌نگاره، شکل، نمایش، نمودار خطی

diagram of a function

نمودار تابع

diagrammatic

نمایشی، نموداری

diagrammatically

به طور نمایشی، به طور نموداری

dial

شماره گیر، ساعت، صفحه مدرج، ساعتی، شماره گرفتن، صفحه مدرج، صفحه شماره گیر، صفحه ساعت، دگمه صفحه مدرج، شماره گرفتن

dial gage

اندازه گیر ساعتی، سنجه عقربه ای

dial indictor

عرقبه نشان دهنده، سنجه، ساعت اندازه گیر، اندازه گیر ساعتی، شمارنده نمایشگر

dial press

پرس با میز گردان

dialectical syllogism

قیاس جدلی

diameter

قطر

diameter of a circle

قطر دایره

diameter of a conic

قطر مقطع مخروطی

diameter of a set in a metric space

قطر مجموعه در فضای متریک

diameter of an ellipse

قطر یک بیضی

diametral

قطری، وابسته به قطر، واقع در طول قطر

diametral pitch

گام قطری

diametrical

قطری، متقاطر

diametrically

در طول قطر، در جهت قطر، کاملا، شدیدا

diametrically opposite

قطرا متقابل، متقاطر

diamond

لوزی، الماس، خشت

diangonal

قطر

diaphragm gate

مدخل دیافراگمی

dice

تاس

dichotomic

دو ارزشی،‌ثنایی

dichotomous

دو حالتی، دو ارزشی

dichotomous variable

متغیر دو حالتی

dichotomy

دو رستگی، دوگانگی، تقسیم دو ارزشی، طبقه بندی دو ارزشی، تقسیم به دو بخش، انشعاب به دو شعبه، دو حالتی بودن

dicontinuity

ناپیوستگی

dicontinuous group

گروه ناپیوسته

dictionary order

ترتیب فرهنگ لغتی

dictionary order topology

توپولوژی ترتیب قاموسی

dictum de omni et nullo

احکام همه و هیچ

dicyclic group

گروه دو گردشی

dido's problem

مسأله دیدو

die

تاس ها،‌ قالب، ماتریس، تاس،‌حدیده کردن، سنبه، حدیده ای

die and stock

حدیده و دسته

die block

ماتریس قالب سازی، جعبه حدیده، جاقالبی

die holder

ماتریس نگهدار، نیمه پایینی قالبگیر، حدیده نگهدار، قالبگیر، کفشک پایینی

die land

کفی دور قالب

die making

قالب سازی

die opening

مجرای باز، دهانه قالب، منفذ ورود به قالب، قالب

die set

مجموعه نگهدارنده، دست قالب، قالب نگهدار

dielectric

نارسانا، نارسانای برقی،‌ عایق، دی الکتریک

diet problem

مسأله رژیم غذایی

diffeomorphism

وابرریختی، وابرسانی

differ

اختلاف داشتن

difference

تفاضل

difference equation

معادله تفاضلی

difference from

بجز، متمایز شدن

difference group

گروه تفاضلی، گروه تفاضل

difference medule

گروه تفاضل

difference method

روش تفاوت نمره ها، روش تفاضلی، روش متغیر گسسته

difference methods

روش های تفاضلی، روش های متغیر گسسته

discrete variable methods

روش های تفاضلی، روش های متغیر گسسته

difference module

مدول تفاضل

difference notation

نماد تفاضل

difference of cardinal numbers

تفاضل اعداد اصلی

difference of events

تفاضل حوادث

difference of ordinals

تفاضل اعداد ترتیبی

difference of relations

تفاضل روابط، تفاوت روابط

difference of sets

تفاضل مجموعه ها

difference of two sets

تفاضل دو حافظه، تفاضل دو مجموعه، متمم نسبی دو مجموعه

difference of zero

تفاضل صفر

difference operator

عامل تفاضل،‌عملگر تفاضلی

difference property

خاصیت تفاضل، خاصیت تفاضلی

difference quotient

خارج قسمت تفاضلی

difference quotients

خارج قسمت های تفاضلی

divided differences

خارج قسمت های تفاضلی

difference score

نمره تفاوت

difference sequence

دنباله تفاضل ها

difference set

مجموعه تفاضل

difference table

جدول تفاضل، جدول تفاضل ها

different

به صورت دیگر، متمایز، مختلف، متفاوت، نابرابر

different numbers

اعداد متفاوت

differentiability

مشتقپذیری

differentiability continuous

به طور مشتقپذیر پیوسته

differentiable

مشتق پذیر، دیفرانسیل پذیر، اشتقاق پذیر، قابل دیفرانسیل گیری، دارای مشتق

differentiable atlas

اطلس مشتق پذیر

differentiable chain

زنجیر مشتقپذیر

differentiable function

تابع مشتقپذیر

differentiable manifold

خمینه مشتق پذیر

differentiable simplex

سادک مشتقپذیر

differential

دیفرانسیل، مشتق گیری

differential and integral calculus

حساب دیفرانسیل و انتگرال

differential calculus

حساب دیفرانسیل

differential coefficient

مشتق،‌ضریب دیفرانسیل

differential cost

هزینه تفاضلی

differential element

عنصر دیفرانسیل، عنصر بینهایت کوچک

differential equation

معادله دیفرانسیل، معادله فاضله

differential equation of high degree

معادله دیفرانسیل مرتبه عالی، معادله دیفرانسیل درجه عالی

differential equation with constant coefficients

معادله دیفرانسیل با ضرایب ثابت

differential equation with nonseparated variables

معادله دیفرانسیل با متغیر های جدا نشده

differential equation with second side

معادله دیفرانسیل با طرف ثانی

differential equation with separated vaiables

معادله دیفرانسیل با متغیر های جداشده

differential equation with variables coefficients

معادله دیفرانسیل با ضرایب متغیر

differential equation without second side

معادله دیفرانسیل بدون طرف ثانی

differential estimate

برآورد تفضیلی

differential form

فرم دیفرانسیل

differential geometry

هندسه دیفرانسیل

differential invariant

پایای دیفرانسیل

differential invariants

پایا های دیفرانسیل

differential of composite function

دیفرانسیل تابع چند متغیر

differential operator

عملگر دیفرانسیل

differential piece work plan

طرح پاره کاری نسبی

differential quotient

مشتق دیفرانسیلی،‌ خارج قسمت

differential topology

توپولوژی دیفرانسیل

differentiale

مشتق پذیر

differentialindexing

تنظیم جزئی

differentiate

مشتق گرفتن، دیفرانسیل گرفتن

differentiation

مشتق گیری، دیفرانسیل گیری، اشتقاق، تفکیک، تمایز، تخصص گرایی

differentiation of an integral

دیفرانسیل گیری از یک انتگرال

differentiation of integral

مشتق انتگرال

differentiation operator

عملگر مشتقگیری

differentiation transformation

تبدیل مشتق گیری، تبدیل دیفرانسیل گیری

differnce set

مجموعه تفاضل

diffidence region

ناحیه بی اعتمادی

diffract

به اجزاء تقسیم شدن،‌ پراشیدن

diffraction

پراش، انکسار

diffuse

پخش کردن، منتشر کردن، افشاندن

diffusion

انتشار، اشاعه، پراکنش، پخش، تراوش، نفوذ

diffusion annealing

تابکاری همگنساز، آنیل دیفوزیونی

diffusion coefficient

ضریب نفوذ، ضریب دیفوزیونی

diffusion equation

معادله پخش

diffusion process

فرایند پخش، فرآیند پراش، مرحله انتشار

dificiency index

شاخص ناکارایی

digest

خلاصه اطلاعات، خلاصه کردن، هضم کردن

digit

رقم،‌ انگشت، پیکر

digital

عددی، پیکره ای، شماره ای، نمره ای، رقمی

digital analog

رقمی-تشخیصی، رقمی-قیاسی

digital computer

کامپیوتر دیجیتال، کامپیوتر عددی، کامپیوتر رقمی، حسابگر رقمی، شمارگر رقمی

digital control

کنترل رقمی

digital device

کامپیوتر رقمی

digital quantity

کمیت رقمی

digital table

تخته ترافیکی

digitizer

رقم ساز، رقمی کننده

digraph

گراف جهت دار

dihedral

دو وجهی، دو سطحی، فرجه

dihedral angle

زاویه دو سطحی، زاویه دو وجهی، فرجه، زاویه مسطحه فرجه

dihedral group

گروه دو وجهی، گروه زاویه دو وجهی

dihedron

دو وجهی، فرجه، زاویه دو وجهی

dilatation

گسترش، انبساط، تجانس

dilation

اتساع

dilatometer

گسترش سنج، انبساط سنج

dilemma

ذوالوجهین، برهان قاطع دو وجهی، قیاس ذو حدین

dilute

رقیق کردن،‌رقیق

dilution

ترفیق، رقت،‌میزان رقت، رقیق سازی

dilution problem

مسأله ترفیق

dimension

بعد، اندازه، مقدار، پیمانه، اندازه گیری

dimension function

تابع بعد

dimension of basis

بعد پایه

dimension of euclidean space

بعد فضای اقلیدسی

dimension of linear variety

بعد واریته خطی

dimension of probability density

بعد چگالی احتمال، اندازه چگالی احتمال

dimension of vector space

بعد فضای برداری

dimension theory

نظریه ابعاد، ‌نظریه بعد

dimensional

با بعد، ابعادی، اندازه ای

dimensional analysis

تحلیل ابعادی، تحلیل کمیت های فیزیکی بر حسب ابعاد اصلی

dimensional formula

فرمول ابعادی

dimensional stability

پایداری اندازه، ثبات بعدی، دوام ابعادی

dimensionality

تعداد ابعاد، بعد-چندی

dimensionality problem

مسأله تک بعدی

dimensioning

اندازه گیری

dimensionless

بی بعد، فاقد بعد

dimensionless covariance

کوواریانس بی بعد

dimensionless number

عدد بی بعد، عدد مطلق

dimensions of a rectangular figure

ابعاد یک شکل راست گوشه

dimensions of space

بعد های جایگاه، ابعاد مکان

dimetric skew axonometry

محور سنجی کج دو واحدی، محور سنجی جبهی

diminish

کم شدن، کم کردن، کم جلوه دادن، کاستن

diminishing efficiency

بهره وری نقصانی

diminishing rate

نرخ نزولی

diminishing returns

بازده نزولی

diminution

کاهش، تقلیل

dimple hole

حفره کله قندی

Dini derivatives

مشتق های دینی

Dini series

سری دینی

dini surface

رویه دینی

Dini test

آزمون دینی

dini's theorem on fourier series

قضیه دینی در مورد سری های فوریه

dini's theorem on uniform convergence

قضیه دینی در مورد همگرایی یکنواخت

diophantine

دیوفانتوسی، دیوفانتی

diophantine analysis

آنالیز دیوفانتوسی،‌آنالیز دیوفانتی، تحلیل دیوفانتی

diophantine appoximation

تقریب دیوفانتوسی، تقریب دیوفانتی

Diophantine approximation

تقریب دیوفانتی

diophantine equation

معادله دیوفانتوسی، معادله دیوفانتی

diophantine equations

معادلات دیوفانتوسی، معادلات چندجمله ای با مجهولات صحیح

dip

فرورفتگی، شیب

dip transfer

انتقال عمقی، انتقال قطره ای

dipole

دو قطبی، دی پل

Dirac

دیراک

Dirac delta function

تابع دلتای دیراک، تابع دلتا

delta function

تابع دلتای دیراک، تابع دلتا

dirac deta function

تابع دلتای دیراک، تابع دلتا

dirac distribution

توزیع دیراک

direct

مستقیم، راهنما، سرراست، درست، جهت دادن، راسته، موافق، راست

direct access

دسترسی مستقیم، با دسترسی مستقیم

direct addition

جمع مستقیم

direct analytic continuation

ادامه تحلیلی مستقیم

direct control

کنترل مستقیم

direct correlation

همبستگی مستقیم

direct cost

هزینه مستقیم

direct costing

هزینه یابی مستقیم

direct current

شدت جریان مستقیم

direct decomposition of a group

تجزیه مستقیم گروه

direct factor of a group

عامل مستقیم گروه

direct investment

سرمایه گذاری مستقیم

direct labor

کار مستقیم، دستمزد مستقیم

direct labor cost

هزینه کار مستقیم

direct labor hours

ساعات کار مستقیم

direct limit

حد استقرایی، حد مستقیم

direct limit theorem

قضیه حدی مستقیم

direct limit theorem of characteristic function

قضیه حدی مستقیم تابع مشخصه

direct material

مواد مستقیم، مصالح مستقیم

direct measurement

اندازه گیری مستقیم

direct method allocation

روش سرشکن کردن مستقیم

direct network

شبکه جهت دار

direct numerical control

کنترل عددی هدایت شده

direct observation method

روش مشاهده مستقیم

direct of some groups

حاصل ضرب مستقیم چند گروه

direct orientation

جهت مستقیم

direct process

تولید مستقیم

direct product

حاصل ضرب دکارتی، حاصل ضرب مستقیم، ضرب مستقیم، حاصل ضرب سرراست

direct product of modules

حاصل ضرب مستقیم چند مدول

direct product of sets

حاصل ضرب دو مجموعه

direct product of two rings

حاصل ضرب مستقیم دو حلقه

direct product of two sets

حاصل ضرب مستقیم دو مجموعه

direct product of two vectors

حاصل ضرب اسکالر دو بردار، حاصل ضرب مستقیم دو بردار

direct proof

برهان مستقیم

direct proportion

تناسب مستقیم

direct reduction

احیاء مستقیم

direct relationship

بستگی مستقیم

direct sense

جهت موافق، جهت مخالف، جهت مستقیم، جهت مثلثاتی، حرکت عقربه های ساعت

direct sum

مجموع مستقیم، حاصل جمع مستقیم

direct sum decomposition of a k module

تجزیه به مجموع مستقیم یک k مدول

direct sum of submodules

مجموع مستقیم زیرمدول ها

direct summand

سازه مستقیم

direct supervision

سرپرستی مستقیم، نظارت مستقیم

direct syllogism

قیاس مستقیم

direct tax

مالیات مستقیم

direct trigonometric function

توابع مثلثاتی مستقیم

direct variation

تغییر مستقیم

directed

سو دار، جهت دار، توجیه شده، هدایت شده

directed angle

زاویه سودار

directed circle

دایره سودار

directed curve

منحنی جهت دار

directed distance

فاصله جهت دار، فاصله سو دار، فاصله راستا دار

directed edge

یال جهت دار

directed family

خانواده سودار

directed graph

گراف سو دار، گراف جهت دار

directed line

خط سو دار، خط راستا دار، خط جهت دار

directed line segment

پاره خط جهت دار، پاره خط راستا دار

directed number

عدد جبری

directed set

مجموعه سو دار

directedness

جهت دار، توجیه، جهت دار بودن

directing

فرماندهی، رهبری، ارشاد، هدایت کردن، هدایت

direction

سو، امتداد، راستا، جهت، ظرف، هادی، جهت، فرماندهی، سمت، ارشاد، راستا، هدایت

direction angle

زاویه هادی

direction angles

زاویه های خط راستا نما

direction associated with unbounded solution

جهت متناظر با جواب نامتناهی

direction cosine

کسینوس هادی (جهت)

direction field

راستای میدان، میدان راستا، میدان سو ها

direction number

پارامتر هادی، عدد راستا، عدد راستا نما

direction numbers

اعداد هادی

direction of asymptote

راستای مجانب

direction of convex set

جهت مجموعه محدب

direction of polyhedral set

جهت مجموعه چندوجهی

direction of ray

بعد شعاع

direction of the asymptote

راستای مجانب

direction parameter

پارامتر هادی

direction ratio

نسبت هادی

direction ratios

نسبت های هادی

direction set

مجموعه جهت

direction symbol

نماد جهت

direction vector

بردار هادی، راستای خط، بردار

directional

راستا، جهت دار، سوئی، جهتی، هادی

directional cosine

کسینوس هادی

directional derivative

مشتق جهت دار، مشتق سویی، مشتق جهتی، مشتق امتدادی

directional derivative of function

مشتق راستا دار تابع، مشتق تابع در یک راستا

directional parameter

پارامتر جهتی

directive

دستور، دستور کامپایلر، جهت دار، جهت دهنده، ارشادی، دستورالعملی، هدایت کننده، هادی

directivity

راستا، استقامت

directly congruent figures

شکل های مستقیما همنهشت

directly induced topology

توپولوژی نگار، توپولوژی مستقیما القاء شده

directly proportional

مستقیما متناسب، متناسب مستقیم

directly proportional quantities

کمیت های مستقیما متناسب، کمیت های متناسب

directly similar

مجانس مستقیم، مستقیما متشابه

director

هادی

director circle

دایره هادی

director circle of a hyperbola

دایره هادی هذلولی

director cone

مخروط هادی

directory

فهرست راهنما، جدول راهنما، راهنما، فهرست

directrix

هادی، خط هادی، منحنی هادی، راهنما

directrix focus

کانون هادی

directrix focus distanse

فاصله کانون هادی

directrix focus property

خاصیت کانون هادی

directrix of a conic

خط هادی مقطع مخروطی

directrix of a parabola

خط هادی سهمی

directrix of conic

خط هادی مقطع مخروطی

directrix of parabola

راهنمای سهمی

directrix vertex

راس هادی

directrix vertex distance

فاصله راس هادی

dirichlet conditions

شرط های دیرکله

dirichlet drawer principle

اصل کشوی دیرکله

dirichlet integral

انتگرال دیریکله

dirichlet kernel

هسته دیریکله

dirichlet principle

اصل دیریکله

dirichlet problem

مسأله دیریکله

dirichlet product

حاصل ضرب دیریکله

Dirichlet series

سری دیریکله

Dirichlet test

آزمون دیریکله

Dirichlet transform

تبدیل دیریکله

dirichlet unit theorem

قضیه یکای دیریکله

dirichlet's function

تابع دیریکله

dirichlet's test

آزمون دیریکله

dirichlet's test for convergence of series

آزمون دیریکله برای همگرایی سری ها

dirichlet's test for uniform convergence of series

آزمون دیریکله برای همگرایی یکنواخت سری ها

dirty float

نوسان شدید، ارز شناور مشروط

disability

از کار افتادگی

disability benefit

مستمری از کار افتادگی

disability pension

حقوق وظیفه، مستمری از کار افتادگی

disabled status

حالت از کار افتادگی

disadvantage

عیب

disappear

پاک شدن

disbursments

پرداخت نقدی، مخارج

disc

صفحه مدور، قرص، گرده

disc cam

بادامک صفحه ای

disc gate

مدخل صفحه ای

disc of convergence

قرص همگرایی، گرده همگرایی

disc type clutch

دیسک کلاچ، کلاچ دیسکی

discharge

تسویه حساب، اخراج کردن، تخلیه الکتریکی، مصرف، تخلیه شدن، مصرف شدن

discipline

نظم، انضباط، نظام، مجازات

discoloration

تبدیل رنگ، رنگ رفتگی، بی رنگی، تغییر رنگ

disconnect

ناهمبند کردن

disconnected

ناهمبند، گسسته، نامرتبط

disconnected metric space

فضای متری ناهمبند، فضای متریک نامرتبط، فضای متریک ناهمبند، فضای متریک گسسته

disconnected set

مجموعه گسسته، مجموعه ناهمبند، مجموعه نامرتبط

disconnectedness

ناهمبندی

discontinued

قطع شده

discontinuity

ناپیوستگی

discontinuity point

نقطه ناپیوستگی

discontinuous

ناپیوسته، منفصل، ناپیوسته، گسسته، منفصل، شکسته، انفصالی

discontinuous distribution

توزیع ناپیوسته

discontinuous function

تابع ناپیوسته

discontinuous group

گروه ناپیوسته

discontinuous oscillatory function

تابع نوسانی ناپیوسته

discontinuum

ناپیوستار

discordance

اختلاف

discordant

ناهماهنگ

discordant sample

نمونه ناهماهنگ

discount

تخفیف، تخفیف دادن، تنزیل،‌ برات را تنزیل کردن

discount factor

عامل تنزیل، عامل تخفیف

discount lost

تخفیف از دست رفته

discount rate

نرخ تنزیل

discounted cash flow

جریان نقدی تنزیل شده

discounted value

ارزش تنزیل شده

discounting

تنزیل، تخفیف

discounting revenue

تنزیل کردن درآمد

discrece distribution

توزیع گسسته، توزیع مجزا

discrepancy

تفاوت، اختلاف، فرق، مغایرت

discrete

گسسته، حالت گسسته، جدا،‌ریزدانه، منقطع، چندپارچه، منفصل ناپیوسته، تُنُک، مجزا، جدا

discrete approach

روش عددی، نگرش تکه تکه

discrete deterministic process

فرایند قطعی گسسته

discrete distance

دوری گسسته، فاصله گسسته، فاصله مجزا

discrete distribution

پخش جدا، پخش گسسته، تقاضای گسسته

discrete entity

موجودیت گسسته

discrete events simulation

شبیه سازی وقایع گسسته

discrete metric

متر مجزا

discrete metric space

فضای متری گسسته، فضای متری مجزا، فضای متریک مجزا، فضای متریک گسسته

discrete model

مدل ناپیوسته

discrete optimization

بهینگی گسسته

discrete probability distribution

توزیع احتمالی ناپیوسته

discrete probability function

تابع احتمال گسسته، تابع احتمال مجزا

discrete probability space

فضای احتمال گسسته

discrete quantity

کمیت منفصل، چندی گسسته

discrete random variable

متغیر تصادفی گسسته

discrete reandom variable

متغیر گسسته، کمیت تصادفی ناپیوسته، متغیر تصادفی گسسته، متغیر تصادفی مجزا

discrete set

مجموعه گسسته، مجموعه مجزا

discrete space

فضای گسسته

discrete structure

ساختمان گسسته

discrete topological space

فضای توپولوژیک گسسته

discrete topology

توپولوژی گسسته

discrete type distribution function

تابع توزیع ناپیوسته

discrete valuation

ارزه گسسته، مقدار مجزا

discrete variable

متغیر ناپیوسته، کمیت ناپیوسته، متغیر گسسته، متغیر منفصل، متغیر جدا

discretion

احتیاط، رعایت

discretization

گسسته سازی

discriminant

مبین

discriminant function

تابع ممیز، تابع تشخیص

discriminant of a polynomial equation

مبین یک معادله چندجمله ای

discriminant of a quadratic equation

مبین معادله درجه دوم

discriminate analysis

تجزیه و تحلیل تمایزی

discrimination

تمیز دادن، تشخیص

discriminatory

تشخیص دهنده

discriminatory analysis

تجزیه تشخیص دهنده ها

discuss

توضیح دادن، بررسی کردن، مطرح کردن، بحث کردن

discussion

بحث، مذاکره، بررسی

disequilibrium

قانون عدم تعادل، عدم تعادل

dished

مقعر،‌گود

disintegrate

مورد تلاشی قرار گرفتن

disintegration

از هم پاشیدگی،‌ تلاشی

disj unction

ترکیب فصلی، مجموع منطقی

logical sum

ترکیب فصلی، مجموع منطقی

disjoin

جدا شدن، جدا کردن

disjoined

مجزا، جدا شده، جدا

disjoint

منفصل، غیر متصل، مجزا، جدا از هم، از هم جدا، جدا، نامتقاطع، ناپیوسته، ناهمبند

disjoint cycles

حلقه های از هم جدا، حلقه های جدا

disjoint disk

قرص جدا از هم

disjoint events

پیشامد های مجزا، حوادث نامتقاطع، حوادث ناسازگار

disjoint finite set

مجموعه با پایان جدا از هم

disjoint set

مجموعه جدا از هم

disjoint sets

مجموعه های از هم جدا، مجموعه های جدا از هم، مجموعه های نامتقاطع، مجموعه های منفصل، مجموعه های نا پیوسته، مجموعه های مجزا

disjoint spaces

فضا های مجزا از هم

disjoint tree

درخت مجزا، درخت متمایز، درخت جدا از هم

disjoint union

اجتماع جدا از هم

disjointed

مجزا، جدا،‌متغایر، از هم جدا شده

disjunction

ترکیب فصلی، مجموع منطقی، فصل، انفصال

disjunction of cases

فصل حالت ها، تفصیل حالت ها

disjunction of propositions

ترکیب فصلی گزاره ها

disjunctive

فصلی، مجزا

disjunctive canonical form

صورت متعارف ترکیب فصلی

disjunctive composition

ترکیب فصلی

disjunctive normal form

صورت متعارف فصلی، صورت نرمال ترکیب فصلی، صورت نرمال فصلی

disjunctive proposition

قضیه شرطیه منفصله

disjunctive syllogism

قیاس استثنایی منفصل

disk

قرص

disk algebra

جبر قرصی

disk drive

دیسک چرخان، گرده چرخان، دیسک خوان، گرده راه

disk of convergence

گرده همگرایی، قرص همگرایی

disk operating system

سیستم عامل دیسک

disk storage

حافظه مغناطیسی صفحه ای شکل، حافظه صفحه ای

dislocation

جابجاشدگی، تغییر محل، نابجایی، جدایی، جا به جایی

dismember

تجزیه کردن، جدا کردن، بریدن اندام

dismiss

منفصل کردن، مطرح نکردن، مرخص کردن

disorder

بی نظمی، اخلال

disorganization

بی سازمانی

dispatch

مخابره، تسریع، ارسال، اعزام، توزیع

dispatch office

دفتر توزیع، اداره ارسال مراسلات

dispatching

ارسال

dispense

حذف کردن

dispenser

پخش کن، مخزن پخش کن

dispersion

تجزیه نور، پراکندگی، انتشار، پخش، پاشیدگی، پاشندگی، پراکنده، واگرایی، تعلیق

dispersion index

شاخص پراکندگی

dispersion matrix

ماتریس کوواریانس، ماتریس پراکندگی

dispersion of components of multidimenstional random variable

پراکندگی اجزای کمیت تصادفی چند بعدی

dispersion of frequencies

پراکندگی فراوانی ها

dispersion of random variable

پراکندگی کمیت تصادفی، واریانس کمیت تصادفی

dispersion of two random variables

واریانس دو کمیت تصادفی

dispersion strengthening

سخت گردانی پراکندگی، سخت سازی پراکندگی

displacement

جا به جا شدن، تعویض، جابجایی، تغییر مکان، جابجا کردن، جابجا شدن، جابجا شدگی

displacement vector

بردار تغییر مکان، بردار مکان، بردار موضعی

displacing group

جا به جایی گروهی

display

نمایش، آشکار کردن، نمایش دادن، ظاهر شدن

display control

کنترل نمایشی، کنترل تصویری

display screen

صفحه نمایش، پرده نمایش

disposable

یکبار مصرف

disposable personal income

درآمد شخصی قابل تصرف

disposing of fixed asset

خروج دارایی ثابت از جریان

disposing of variances

بستن حساب های انحراف

disproof

ابطال، برهان خلف، رد

disproportion

بی تناسب کردن، بی تناسبی

disproportionate

بی تناسب کردن، بی تناسب

disproportionately

نامتناسبا

disproportionateness

بی تناسبی

disprove

رد کردن

disregard

صرف نظر کردن

disrete probability distribution

توزیع احتمال منفصل، توزیع احتمال مجزا

dissimilar

نامتشابه، ناهمانند

dissimilar terms

جمله های نامتشابه

dissipation

به هدر رفتن، گراکندگی، اتلاف

dissipation of energy

اتلاف انرژی

dissipative

تلف کننده

dissociate

جدا کردن، تفکیک کردن

dissociation

تفکیک، گسستگی، جدا سازی، شکند

dissociation pressure

تنش تفکیک، فشار تفکیکی

dissolution

فسخ،‌انحلال، تجزیه

dissymmetric

نامتقارن

dissymmetry

عدم تقارن، نامتقارنی

distance

فاصله (دو نقطه)

distance between two skew lines

فاصله بین دو خط متنافر

distance formula

فرمول فاصله

distance function

تابع فاصله، تابع دوری

distance relations

رابطه متری،‌ رابطه طولی

distance set

مجموعه فاصله

distant

فاصله دارد، فاصله دار، دور

distillery

تقطیر

distillery problem

مساله تقطیر

distinct

متمایز، ناهمانند، مجزا، متفاوت

distinct direction

جهت متمایز

distinct root

ریشه متمایز

distinct roots

ریشه های متمایز

distinct sets

مجموعه های متمایز

distinct solution

جواب متمایز، ریشه متمایز

distinct system of parameters

دستگاه متمایز پارامتر ها

distinction

تشخیص، بازشناخت، فرق، امتیاز، برتری، ترجیح، تفاوت، تمایز

distinguish

تمیز دادن، بازشناختن، فرق گذاشتن، متمایز کردن

distinguished

مشخص کردن، اختلاف زا، ممتاز، متشخص

distinguished element

عضو متمایز، عضو مشخص

distinguished inequalities

نابرابری های دگرشکلی

distinguished normal form

صورت نرمال اصلی

distorsion inequalities

نابرابری های دگر شکلی

distorsion theorem

قضیه دگرشکلی

distort

تغییر شکل دادن، از شکل انداختن، مسخ

distortion

تغییر شکل، اعوجاج، تحریف، پیچیدگی، واپیچش، پیچیدگی و تاب داشتن، اختلال

distributable

قابل پخش، پخش پذیر، قابل توزیع

distribute

پخش پذیر بودن، توزیع کردن، پخش کردن، تقسیم شدن، انتشار

distributed

توزیع شده، منبسط

distributice lattice

شبکه پخش پذیر

distribution

بیان تحلیلی توزیع احتمال، پخش، توزیع، پراکندگی، توزیع، تابع تعمیم یافته، انتشار

distribution cost

هزینه توزیع، هزینه پخش

distribution curve

منحنی توزیع، خم توزیع

distribution derivative

مشتق تابع تعمیم یافته

distribution free

آزاد-توزیع

distribution free method

روش آزاد-توزیع

distribution function

تابع توزیع، تابع پخش، تابعی توزیعی

distribution function in general sense

تابع توزیع به مفهوم کلی

distribution function of components of system

تابع توزیع اجزای دستگاه

distribution function of multi dimensional random variable

تابع توزیع کمیت تصادفی چند بعدی

distribution function of random variable

تابع توزیع کمیت تصادفی

distribution function of subsets of system

تابع توزیع زیرمجموعه های دستگاه

distribution function of system of variables

تابع توزیع زیرمجموعه های دستگاه

distribution function of two dimensional random variable

تابع توزیع کمیت تصادفی دو بعدی

distribution function properties

خواص تابع توزیع

distribution function table

جدول تابع توزیع

distribution law

قانون توزیع

distribution law of frequency

قانون توزیع فراوانی

distribution law of function of random variable

قانون توزیع تابع از کمیت تصادفی

distribution law of multidimensional random variable

قانون توزیع کمیت تصادفی چند بعدی

distribution law of random variable

قانون توزیع کمیت تصادفی

distribution law of sum of random variables

قانون توزیع حاصل جمع کمیت های تصادفی

distribution law of two random variables

قانون توزیع دو کمیت تصادفی

distribution manager

مدیر توزیع

distribution of frequencies

توزیع فراوانی ها

distribution of function of random variables

توزیع کمیت های تصادفی

distribution of multidimensional random variable

توزیع کمیت تصادفی چندبعدی

distribution of partial correlatoin coefficient

توزیع ضریب همبستگی جزئی

distribution of primes

توزیع اعداد اول

distribution of random variable

توزیع کمیت تصادفی

distribution of two random variables

توزیع دو کمیت تصادفی

distribution problem

مسأله توزیع

distribution test

آزمایش توزیع آزاد

distributional

توزیعی،‌پخشی

distributional gain

سود توزیع

distributive

پخشپذیری

distributive lattice

مشبکه توزیع پذیر

distributive law

قانون توزیعی، قانون پخشی، قانون پخش پذیری، قانون توزیع پذیری

distributive number

عدد توزیعی

distributive properties of set operations

خواص توزیعی اعمال مجموعه ای

distributive property

پخش پذیری، خاصیت توزیعی

distributive rule

قاعده پخشپذیری

distributivity

پخش پذیری، توزیع پذیری، خاصیت توزیعی، خاصیت پخشی

disturb

مختل کردن

disturbance

بی نظمی، آشفتگی، اختلال

ditution

درجه دقت

divalent

دو ظرفیتی

divergence

واگرایی

divergence of a vector field

دیورژانس میدان برداری

divergence theorem

قضیه دیورژانس

divergent

واگرا

divergent integral

انتگرال واگرا

divergent product

حاصل ضرب واگرا، حاصل ضرب متباعد

divergent sequence

دنباله همگرا

divergent series

سری واگرا

divergently parallel

به طور واگرا موازی

diverging

واگرا

diverging to zero

واگرا به صفر

diverse

گوناگون، مختلف

diverse ingredient

اجزاء مختلف

diversification

گسترش، متنوع سازی

diversity

تمایز

dividable

قابل تقسیم

divide

تقسیم کردن، بخش کردن، عاد کردن

divide through

با تقسیم دو طرف بر

divided

تقسیم شده، مقسوم، منقسم

divided difference

تفاضل منقسم، تفاضل تقسیم شده

divided differences

تفاضل های تقسیم شده

dividend

سود سهام، مقسوم،‌بخشی

dividend per share

سود هر سهم

dividend yield

بازده سود سهم

divident

مقسوم

dividers

پرگار اندازه گیر

divides

عاد می کند

dividing head

سر تقسیم کننده، کله گی تقسیم

divisibility

بخشپذیری

divisibility assumption

فرض تقسیم پذیری

divisibility on

بخش پذیری بر

divisibility ralation

رابطه تقسیم پذیری

divisibility relation

رابطه تقسیمپذیری

divisible

بخش پذیر، تقسیم پذیر، قابل قسمت

divisible a module

a-مدول تقسیم پذیر

divisible element

عنصر تقسیم پذیر

diVisible subgroup

زیرگروه تقسیم پذیر

division

بخش

division algebra

جبر تقسیم، جبر تقسیمی

division algorithm

الگوریتم تقسیم

division in extreme and mean ratio

تقسیم به نسبت ذات وسط و طرفین

division manager

مدیر اداره

division of labor

تقسیم کار

division of work

تقسیم کار

division ring

حلقه تقسیم،‌ حلقه بخشی، حلقه تقسیمی، هیئت

division ring of quaternions

هیئت کواترنیون

divisional

تقسیمی

divisor

مقسوم علیه

divisor of zero

مقسوم علیه صفر

zero divisor

مقسوم علیه صفر

divisor value

مقدار مقسوم علیه

DNA

DNA

DNA molecule

مولکول DNA

do commute

جا به جا پذیر بودن

dock

لنگرگاه، بارانداز

doctrine

تز، دکترین

doctrine of chances

اصول تصادفات

document

سند، پرونده، مدرک

documentary credit

اعتبار اسنادی

documentary draft bill

برات اسنادی

documentary letter of credit

اعتبار نامه اسنادی

documentation

مستندات، مستند سازی

documents against payment

تحویل اسناد در قبال پرداخت

documents analysis

تجزیه و تحلیل اسناد

dodecagon

دوازده ضلعی، دوازده گوشه

dodecahedral

مربوط به دوازده وجهی

dodecahedral group

گروه دوازده وجهی

dodecahedron

دوازده وجهی، شکل فلکی

dodge romig sampling plans

طرح های نمونه گیری داج-رامیگ

doesn't matter

مهم نیست

dog

لبه گیر، نوک گیر،‌گیره قلبی، توک گیر، رینگ، زبانه، حایل، سگ دست، قلاب، گیره، بازو، قلاب، چنگک

dog plate

صفحه بند، صفحه نوک گیر، صفحه لبه گیر

dogmatic

قاطع، متعصب، جزمی، کوتاه فکر

dolly

بوبین، صفحه چرخدار، آرایه مستحکم

domain

حیطه، زمینه، ناحیه، دامنه تعریف، حدود، دامنه، قلمرو، میدان، حوزه

domain of a function

دامنه یک تابع

domain of a mapping

دامنه یک نگاشت

domain of a relation

دامنه یک رابطه

domain of a variable

دامنه یک متغیر

domain of definition

حوزه تعریف، دامنه تعریف

domain of definition of a function

حوزه (تعریف) تابع

domain of function

حوزه تعریف تابع، ناحیه تعریف تابع

domain of gaussian integers

دامنه اعداد صحیح گوسی، حوزه اعداد صحیح گوسی

domain of holomorphy

حوزه تمام ریختی

domain of influence

حوزه نفوذ

domain of mapping

مجموعه تعریف

domain of quantification

دامنه سور، دامنه سورگیری

domain of relation

تلخیع تعریف رابطه

domain of variability

حوزه تغییر پذیری

domain set

مجموعه قلمرو

domestic resource cost

هزینه منابع داخلی

domestic value added

ارزش افزوده داخلی

dominant

مسلط، غالب، مستولی، مشرف

dominant causes

علل مسلط

dominant eigenvalue

مقدار ویژه مسلط

dominant eigenvector

بردار ویژه مسلط

dominant sequence

دنباله غالب

dominant vector

بردار غالب، بردار مسلط

dominated

تسلطی

dominated convergence

همگرایی تسلطی

dominated convergence theorem

قضیه همگرایی مغلوب

dominated convergene

همگرایی مستولی

dominating integral

انتگرال غالب

dominating principle

اصل غلبه، اصل ماکسیمال کارتان

dominating series

سری غالب

domination

تسلط

domination principle

اصل غلبه، اصل ماکسیمم کارتان

Cartan maximum principle

اصل غلبه، اصل ماکسیمم کارتان

don't care

مقدارش مهم نیست، مهم نبودن

dos external command

دستورات خارجی داس

dos internal command

دستورات داخلی داس

dot

نقطه، نقطه گذاردن، خال

dot diagram

نمودار نقطه ای

dot matrix printer

چاپگر نقطه ماتریسی، چاپگر با ماتریس نقطه ای، چاپگر نقطه ای

dot product

ضرب داخلی، حاصل ضرب داخلی، ضرب نقطه ای، حاصل ضرب نقطه ای

dot prompt

علامت نقطه

dotted

نقطه چین

double

دو برابر بودن، دو برابر کردن، مضاعف، دو برابر، دوگانه

double angle

زاویه مضاعف

double angle formula

فرمول زاویه مضاعف

double bar

دو خط مضاعف عمودی

double blowing

دمش مضاعف، دمیدن مجدد

double calssification

طبقه بندی مضاعف

double circle

دو دایره

double complex

مجتمع مضاعف

double concave

دو کاو، مقعر الطرفین

double connectivity

پیوستگی مضاعف، همبندی مضاعف، ارتباط مضاعف

double convex

دو کوژ، محدب الطرفین

double coset

هم مجموعه مضاعف

double cusp

نقطه بازگشت مضاعف

double dual

دوگان مضاعف

double entry

حسابداری دوبل، حسابداری مترادف

double entry accounting

دفتر داری دوبل

double entry bookkeeping

دفتر داری با ثبت دو طرفه، روش ثبت مترادف، دفتر داری دوبل، دفتر داری دو طرفه

double exponential

نمایی دوباری

double exponential distribution

توزیع نمایی دو گانه

double helix

مارپیچ مضاعف

double in reverse order

به ترتیب عکس، با عکس ترتیب

double inequality

نامساوی دوگانه

double integral

انتگرال مضاعف

double interchange

تعویض دوگانه، دو بار تعویض

double knockout mold

قالب با بیرون انداز دوگانه

double length

با طول مضاعف

double limit

حد مضاعف

double mathematical induction

استقرای دوگانه ریاضی

double negation

نقیض دوگانه

double periodicity

تناوب مضاعف

double point

نقطه دوگانه، نقطه مضاعف

double precision

دقت مضاعف، دقت دوگانه

double prime

زگوند، "، علامت (")

double product

حاصل ضرب مضاعف

double pyramid

هرم مضاعف

double ratio

نسبت همساز

double reduction helical gear

مارپیچ دو کاهشی، چرخ دنده های نوع هلیکال

double root

ریشه مضاعف، ریشه دوگانه

double sample acceptance sampling

روش نمونه برداری و مرحله ای

double sampling

نمونه گیری مضاعف، نمونه گیری دوباری، نمونه گیری دوگانه

double sampling plan

طرح دو نمونه ای

double sequence

دنباله دوگانه، رشته مضاعف، دنباله مضاعف

double series

سری مضاعف، سلسله مضاعف، رشته مضاعف، سری دوگانه

double sided drive

دیسک خوان دو طرفه

double specification limits

مشخصه فنی با حدود دو طرفه

double sum

حاصل جمع مضاعف، مجموعه مضاعف

double summation

جمع دو طرفی

double tangent

مماس دو گانه

double tempering

بازگشت دو مرحله ای

double valued

دو مقداری

double valued function

تابع دو مقداری

doublet

دو قطبی، زوج، جفتی، دوگان

doubling

مضاعف سازی

doubling of cube

تضعیف مکعب

doubling time

زمان مضاعف سازی

doubly

به طور دوگانه، دو بار، دوباری، دو تایی، مضاعفا

doubly asymptotic

دو مجانبی

doubly balanced

دو بار متعادل

doubly equidistant curve

منحنی مضاعف هم فاصله

doubly periodic

دو تناوبه، با دو تناوب

doubly periodic function

تابع دو تناوبه، تابع دو تناوبی، تابع دو دوره ای

doubly ruled surface

رویه دو خط خطی

doubly stochastic

تصادفی دو باری

doubly traced

دو ردی،‌ دو اثری

doubly transitive permutation group

گروه جایگشتی دوگانه ترایا

doubtfut debts

مطالبات مشکوک الوصول

doudecimal scale

مقیاس دوازدهی

dowel

میل مهار، میخ چوبی، خار اتصال، مفتول

dowel pin

پین قالب

down

عمودی

down milling

فرزکاری همراه

down nose

دماغه به پایین

down time

از کار افتادگی، زمان خوابیدگی، خوابیدن، زمان از کار افتادگی، زمان بی کاری

downhand

مسطح و پایین

downhill

رو به پایین، سرپایینی

downward

به سمت پایین

downward bias

پایین-اریبی

downward concave function

تابع مقعر روبه پایین

downward concavity

تقعر به طرف پایین

downwards

به پایین به طرف پایین

dozen

دو جین

draft

ترسیم کردن، نقشه کشیدن، برات،‌حواله، یخ، شیب، پیش رسم، نقشه، حواله، مدل، ترسیم، کشش

drafting

ترسیم، نقشه کشی

draftsman

رسام، نقشه کش، طراح

draftsmanship

نقشه کشی، رسم فنی

drag

حرکت پویا، خطوط موجی برش، درجه، پسکشی، درجه زیر، درجه پایینی، درجه تحتانی، مانع، کشش

dragout phase

فاز کشیدگی

dram

درم

drastic

شدید

draw

رسم کردن، از حساب برداشتن، برداشت، ترسیم، ثابت کردن، بیرون آوردن، کشیدن، خارج کردن، عبود دادن، بیرون کشیدن، قرعه کشی

draw a conclusion

نتیجه گرفتن

draw a line

مرور دادن یک خط، رسم یک خط

draw bar

میله اتصال، میل کشش، میله کشش، سپربند

draw from

مرسوم از

draw out

بیرون کشیدن، استخراج کردن

draw spike

میله در آور

draw through

عبور کردن

draw with replacement

استخراج با جایگذاری

draw without replacement

استخراج بدون جایگذاری

drawing

رسم، استخراج، قرعه کشی، ترسیم، طرح، طراحی، کشیدن، رسم، کشش، نقشه، آب گرفتن فلز، نقشه کشی

drawing account

حساب برداشت

drawing board

تخته رسم

drawing cutter tube

لوله مسی کشیده شده، لوله مسی بدون درز

drawing die

قالب کشش، قالب کششی

drawing editor

ادیتور نقشه کشی

drawing elements

عناصر نقشه

drawing extent

وسعت نقشه

drawing limit

محدوده نقشه

drawing lots

استخراج تصادفی، اقتراع، قرعه کشی

drawing paper

کاغذ رسم

drawing pin

پونز

drawingless

بی شکل

drawingless flowchart

نمودار گردشی بی شکل

drawn parts

قطعات کشیده شده

drawn up in duplicte

صادر شده در دو برگ

drier

خشک کننده، خشک کن

drift

سوراخ کردن، گوه، مته

drill bush

بوش راهنمای مته

drill rod

میله مته

drilling

مته کاری، سوراخ کردن

drive

طی کردن، پیمودن، راه انداز، راندن، کشش، محرکه، محرک

driving force

نیروی محرک

drop

رسم کردن، فرود آمدن، کاهش یافتن، افتادن، تنزل، قطره، حذف کردن

drop hammer punch

سمبه ضربه ای، سمبه با چکش رها شدنی

dropped

اخراج کردن، کاهش یافته، تنزل یافته

drug

دارو

drug dosage

جرعه دارو

drug dosage problem

مساله جرئه دارو

drum

بشکه، استوانه کوچک، استوانه، غلتک، طوقه، قرقره

dry bottom

کف خشک کوره

dual

همزاد، ثنوی، دوگان، دوگانه، جفت، ثانویه، دو واحدی

dual and lagrangian multipliers

دوگانی و ضرایب لاگرانژ

dual basis

پایه دوگانی

dual bundle

کلاف دو گان

dual canonical form

شکل متعارفی دوگان

dual category

رسته دو گان

dual cell

حجره دوگان

dual complementary basis

پایه مکمل دوگان

dual curve

خم دو گان

dual equation

معادله دوگان

dual feasibility and primal optimality

بهینگی اولیه و شدنی دوگان

dual figure

شکل دوگان

dual flow plasma

پلاسما با لایه ثانویه گاز

dual gap

فاصله دوگانی

dual graph

گراف دوگان

dual group

گروه دوگان

dual homomorphism

همریختی دوگان

dual identity

شناسایی دوگانه، هویت

dual isomorphism

یکریختی دوگان

dual lattice

مشبکه دوگان

dual map

نقشه دوگان

dual mixed form

شکل های مختلط دوگان

dual module

مدول دوگان

dual of a right k module

دوگان یک راست k- مدول

dual of dual

دوگان دوگان

dual of restricted primal problem

مساله اولیه محدود شده دوگان

dual operation

عمل دوگان

dual operator

عملگر دوگان

dual order

ترتیب دوگان

dual problem

مساله ثانویه، مساله دوگانه، مساله دوتایی

dual set

روش سیمپلکس دوگان

dual simplex algorithm

الگوریتم سیمپلکس دوگان

dual simplex method

روش سیمپلکس دوگان، روش سیمپلکس مزدوج، روش سیمپلکس ثانویه

dual simplex method convergence

همگرایی روش سیمپلکس دوگان

dual simplex tableau

جدول سیمپلکس دوگان

dual space

فضای دوگانی

dual standard form

شکل استاندارد دوگان

dual statement

گزاره دوگان

dual supervisor's principle

اصل ناظر دوگانی

dual tensor

تانسور دوگان

dual variable

متغیر دوگان

dual variables

متغیر های دوگان

duality

دویی، تناظر، دوگان، دوگانی، همزادی، دوگانگی، دوتایی، ثنویت، تقویت، زوجیت

duality in space

دوگانی در فضا

duality of polyhedra

دوگانی چندوجهی ها

duality principle

اصل دوگانی

duality property

ویژگی دوگانی

duality theorem

قضیه دوگانی

duality theorems

قضایای دوگانی

ductile

شکل پذیر، قابل کشش، قابل مفتول شدن، مفتول پذیر، نرم

ductility

انعطاف پذیری، نرمی،‌خاصیت کش آمدن، نرمش، شکل پذیری، مفتول پذیری، تورق

due

در جهت، به سمت، درست، مقتضی، کاملا، طلب، بدهی، حق، قابل پرداخت

due date

تاریخ سررسید، سررسید

due from bank

طلب از بانک

due to regression

به واسطه رگرسیون

due to the continuity of function

نظریه پیوستگی تابع

dummy

ظاهری

dummy activity

فعالیت مجازی، فعالیت موهومی

dummy bar

میله کف بند

dummy index

اندیس ظاهری

dummy index of a tensor

شاخص ظاهری تانسور

dummy level

سطح مجازی

dummy origin

منبع ساختگی، منبع مصنوعی

dummy variable

متغیر مجازی، متغیر ظاهری، متغیر بی تفاوت، نشانه بی تفاوت

duo

دو، زوج

duodecimal

دوازدهی، دوازده تایی

duodecimal numeration system

روش شماره گذاری در مبنای دوازده

duodecimal scale

مقیاس دوازدهی

duodecimal system

پایه دوازده، دستگاه شمار در مبنای دوازده

duplex process

فرایند دوگانه، روش دوگانه

duplicate

دو نسخه ای،‌المثنی، دو نسخه، تکراری، نسخه دوم، کپی، دو برگ

duplicate ratio

نسبت به قوه دو

duplicating attachment

دستگاه الحاقی کپی ساز

duplication

کپی، تکرار کردن، دو برابر کردن، دو برابر، نسخه برداری، تکرار، نسخه برداری، دوباره کاری، تکثر، رونوشت برداری

duplication check

مقابله از راه تکرار

duplication formula for gamma function

فرمول دو برابر سازی برای تابع گاما

duplication formulas

دستور های دو برابر

duplication of the cube

تضعیف مکعب

duration

استمرار، دوام، مدت دوام، دوران، دیری، مدت، زمان، طول مدت، طول دوره، دبرش

durometer

سختی سنج، سختی سنج لاستیک، دورومتر

duty

وظیفه، حقوق گمرکی، تکلیف، عوارض

duty analysis card

کارت تجزیه و تحلیل وظایف

duty free

معاف از عوارض گمرکی، معاف از حقوق گمرکی

dwarf

کوتوله

dwell

توقف، مکث

dyad

دویی، زوج، جفت، دوگان

dyadic

دودویی، ثنایی، دوتایی، دوگانگی، مجازی، ظاهری، ساختگی

dyadic number system

دستگاه اعداد دودویی، دستگاه دودویی

dyadic product

ضرب دوگانی

dyadic relation

نسبت دوتایی

dyadic system

دستگاه دوتائی، دستگاه شمار در مبنای دو

dynamic

متحرک، متغیر، پویا، دینامیک

dynamic analysis

تجزیه و تحلیل تحرکی، تجزیه و تحلیل پویایی

dynamic equilibrium

تعادل پویا، تعادل دینامیک، تعادل دینامیکی

dynamic instability

پایداری پویا

dynamic optimization

اپتیمم سازی دینامیک

dynamic programming

برنامه ریزی پویا، برنامه ریزی دینامیک

dynamic specification

مشخصات دینامیکی

dynamic system

دستگاه پویا

dynamical system

دستگاه دینامیکی

dynamics

پویایی، پویایی شناسی، جنبشی، دینامیک، علم دینامیک، نیرو شناسی، علم القوا

dynamometer

توان سنج، نیرو سنج، گشتاور سنج، توان متر، دینامومتر

dyne

دین

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 21 , accounting , statistics , math glossary - part 21


تاريخ : شنبه ۸ اسفند ۱۳٩٤ | ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.