اصطلاحات و لغات مدیریت، اقتصاد، بازرگانی - بخش 5

Management, Marketing, Economy and related terms – Part 5

زمان سربسر

break-even time / break even time

سر به سر شدن ، صاف شدن ، یر به یر شدن

Breakeven

استراتژیهای یکنواخت

even strategy

تولید سفارشی انبوه

mass customization

زمینه – آگاه، مفهوم - آگاه

context-aware / context aware

وابستگی به مدت (یک فرآیند)

Duration dependence

رژیم صعودی / نزولی

bull/bear regime

بازار صعودی

Bull Market

بازار نزولی

Bear Market

خط میانگین متحرک

moving average line

سازمان ماتریسی

Matrix Organization

همراه بودن

Accompany

انجام دادن

Accomplish

اکتساب

Acquisition

در مقابل

Across

اقدام پژوهی

Action research

خاص، مختص، فی البداهه

Ad hoc

وفق دادن

Adapt

توجه کردن

Address

طرفدار، حامی

Advocate

معاشرت، تعلق

Affiliation

هوشیاری

Alertness

تنظیم، صف بندی

Alignment

به صف کشیدن ، هم تراز کردن

Align

اهداف سالیانه

Annual objectives

بی نام، تخلصی

Anonymous

بی عاطفه، خونسرد

Apathetic

ظاهر، آشکار

Apparent

نزدیک شدن

Approach

عرصه، صحنه

Arena

برانگیختن، تحریک کردن

Arouse

دقیقا گفتن، شمرده سخن گفتن

Articulate

آثار هنری

Artifacts

مونتاژ کردن

Assemble

ارزیابی کردن، تقدیم کردن

Assess

به عهده گرفته

Assume

فرض، گمان

Assumption

خصیصه

Attribute

شنوندگان، تماشا گران

Attribute

اختیار

Authority

ساختار اختیار

Authority

استبدادی

Autocratic

استقلال

Autonomy

مغایر، مخالف، معکوس

Aversive

دفع کردن

Avert

یادگیری اجتنابی

Avoidance learning

پیشینه

Backdrop

ترازنامه

Balance sheet

فرضیات پایه

Basic assumptions

شکست دادن، فائق آمدن

Beat

مکتب رفتاری

Behavioral school

تعلق

Belongingness

الگو گیری

Benchmarking

سوگیری، تعصب

Bias

اصلاح رفتار

Behavior modification

صورتحساب مواد

Bill of materials

مخلوط کردن، ترکیب

Blend

تیره شدن، نامشخص بودن

Blur

انعام، جایزه

Boness

عقلانیت محدود

Bounded rationality

نقش واسطه ای

Boundary­spanning role

طوفان فکری

Brainstorming

بودجه

Budgets

بوروکراسی

Bureaucracy

جوانه زدن، شروع به رشد کردن

Burgeon

طرح تجاری

Business plan

استراتژی واحد تجاری

Business­unit strategy

گذشتن، نادیده گرفتن

Bypass

طراحی به کمک رایانه/ تولید به کمک رایانه

CAD/CAM

برنامه ریزی ظرفیت

Capacity planning

دوره زندگی، شغل

Career

اتفاقی، بی اهمیت

Casual

طبقه بندی شده، قاطع

Categorical

سببی

Causal

قطعیت اطمینان

Certainty

زنجیره فرمان

Chain of command

عامل تغییر

Change agent

در حال تغییر

Changing

کانال

Channel

مسئولیت، ماموریت

Charge

وضوح

Charity

به ترتیب وقوع، دارای ربط زمانی

Chronological

تولید یکپارجه کامپیوتری

CIM

تئوری کلاسیک سازمانی

Classical organization theory

سیستم بسته

Closed system

همراهی

Co operation

ائتلاف

Coalition

قدرت اجبار

Coercive power

انسجام، همبستگی

Cohesiveness

همدستی، همکاری

Collaboration

مدیریت همکاری

Collaborative management

چانه زنی دسته جمعی

Collective bargaining

ترکیب، آمیزش

Combination

تیم فرماندهی

Command team

مطابق، موافق

Commensurate

کمیته

Committee

مشترک

Common

روحیه مشترک

Common morality

ارتباطات

Communication

دارای ارزش مقایسه

Comparable worth

صلاحیت، شایستگی

Competence

مزیت رقابتی

Competitive advantage

اولویت های رقابتی

Competitive priorities

رقابت

Competitiveness

پیچیدگی

Complication

در برداشتن

Comprise

تعلیم با کمک کامپیوتر

Computer­assisted instruction (CAI)

تصوری، ادراکی

Conceptual

نتیجه، پیامد

Consequence

مختصر

Concise

به پایان رسیدن، نتیجه گرفتن

Conclude

واقعی

Concrete

هدایت کردن، ادراه کردن

Conduct

مجرا، معبر

Conduit

هیات، پیکربندی کردن

Configuration

تعارض

Conflict

مطابقت کردن، وفق دادن، پیروی کردن

Conform

تطابق، تجانس

Congruence

دلالت ضمنی کردن بر

Connate

پی در پی، متوالی

Consecutive

توافق، وفاق

Consensus

مهارت ادراکی

Conceptual skill

سازگار

Consistent

یکسان کردن، یک کاسه کردن

Consolidate

ثبات هدف

Constancy of purpose

دایمی، پایدار

Constantly

ارباب رجوع، مشتریان

Client

عامل تشکیل دهنده

Constituency

تشکیل دادن، برقرار ساختن

Constitute

مباحثه

                                                                            Contention

زمینه ، مفاد

Context

رهیافت اقتضایی

Contingency approach

بهبود مستمر

Continuous improvement

مغایر، مخالف، معکوس

Contrary

متباین و متقابل کردن

Contrast

مشارکت کردن، شرکت کردن

Contribute

کنترل

Control

سیستم کنترلی

Control system

کنترل

Controlling

عرفی، قراردادی

Conventional

تبدیل

Conversion

هماهنگی

Coordination

عملکرد اجتماعی شرکت

Corporate social performance

مسئولیت اجتماعی شرکت

Corporate social responsibility

پاسخگویی اجتماعی شرکت

Corporate social responsiveness

استراتژی شرکت

Corporate strategy

استراتژی سطح سازمان

Corporate-level strategy

مشابه بودن، برابر بودن، مربوط بودن

Correspond

مرکز هزینه

Cost center

مدل هزینه منفعت

Cost-benefit model

جفت شدن

Couple

هنر، صنعت دستی

Craft

اعتقاد داشتن، نسبت دادن

Credit

ضوابط، معیارها

Criteria

معیارها

Cultural relativism

سیستم فرهنگی

Cultural system

فرهنگ

Culture

قطع جریان

Cutoff

متناوب

Cyclical

نزول، کاهش، رکود اقتصادی

Downturn

فریب، تزویر

Deceit

تصمیم گیری

Decision making

افول کردن، افول

Decline

رمز گشایی کردن

Decoding

اهدا، تخصیص

Dedication

افترا، بدگویی

Defamation

ناتمام، ناقص

Defective

تعویض اختیار

Delegation

عمدی

Deliberate

نشان دادن

Demonstrate

راهی شدن، روانه شدن

Depart

بخش بندی کردن

Departmentalization

نقش کردن، نمایش دادن

Depict

مسخره کردن

Deride

طراحی برای تولید

Design for manufacture

معین کردن، گماشتن

Designate

زوال، اضمحلال

Deterioration

تعیین کننده

Determinant

بازدارنده، منع کننده

Deterrent

برنامه ریزی توسعه

Developmental program

منحرف، کجرو

Deviant

انحراف

Deviation

شیطان

Devil

اختصاص دادن

Devote

تشخیص

Diagnosis

تشخیصی

Diagnostic

تمایز، تفکیک

Differentiation

سیستم پرداخت متمایز

Differential rate system

پخش شدگی، ریزش، اضافه

Diffusion

ابعاد

Dimension

سرمایه گذاری مستقیم

Direct investment

رشته، نظم، ترتیب

Discipline

صلاحدید (شخصی)

Discretion

بودجه بندی بر اساس صلاحدید مدیر

Discretionary cost budget

ممتاز کردن، قضاوت کردن

Discrimination

اخراج

Dismissal

پراکندگی

Dispersal

پراکندگی، تفرق

Dispersion

جابجایی، جانشین سازی

Displacement

به هم ریختن، قطع کردن

Disrupt

منتشر کردن

Dissemination

اختلاف نظر و عقیده

Dissent

مشخص، معین، مجزا

Distinctive

تعریف کردن

Distort

اعوجاج، تعریف

Distortion

فرایند توزیعی

Distributive process

بی اعتمادی

Distrust

تباین، انشعاب

Divergence

گوناگونی

Diversity

منحرف کردن، معطوف داشتن

Divert

تقسیم

Division

تقسیم کار

Division of work

ارائه مدرک

Documentation

مسلط، چیره

Dominant

سلطه جویی؛ تحکم

Domineer

کوچک سازی

Downsizing

دوران رکود

Downturn

طرح کردن

Draw up

زیان، مانع

Drawback

به دلیل

(Due to(prep

وظایف

Duties

درگیری پویا

Dynamic engagement

شکاف درآمدی

Earnings gap

متغیرهای اقتصادی

Economic Variables

اثر بخشی

Effectiveness

کارایی

Efficiency

خود، نفس

Ego

خود دوستی

Ego involvement

منقضی شدن، گذشتن

Elapse

بیرون کشیدن، استخراج کردن

Elicit

نخبه، نخبگان، برگزیده

Elite

در برگرفتن

Embrace

پدیدار شدن

Emerge

توانمند سازی

Empowerment

رقابت کردن، تقلید کردن

Emulate

رمز گذاری کردن

Encode

رمز کردن

Encoding

در برداشتن، احاطه کردن

Encompass

مواجه شدن، روبرو شدن

Encounter

تلاش، کوشش

Endeavor

اجرا کردن، با زور انجام دادن

Enforce

جلب کردن، احتکار کردن، مجذوب

Engross

ارتقا، بهبود

Enhance

علایق شخصی برجسته

Enlightened self-interest

مستلزم بودن، متخصص بودن

Entail

استراتژی سازمان

Enterprise strategy

نهاد، ماهیت

Entity

کارآفرین

Entrepreneur

کارآفرینی

Entrepreneurship

معادله

Equation

تعادل، موازنه

Equilibrium

تئوری برابری

Equity theory

تئوری ERC

ERG theory

نادرست، اشتباه

Erroneous

ارزشهای مورد حمایت

Espoused values

اساسا

Essentially

اخلاقیات

Ethics

مدیر نژاد پرست

Ethnocentric manager

گریختن، طفره رفتن

Evade

ارزیابی

Evaluating

سرانجام، عاقبت

Eventually

گشادن، بازکردن

Evolve

اضافی

Excess

مفرط، بیش از اندازه

Excessive

اجرا، انجام

Execution

اعمال کردن

Exert

تئوری انتظار

Expectancy theory

بودجه هزینه ای

Expense budget

تخصص

Expertise

قدرت تخصص

Expert power

صادرات

Exporting

اخراج

Expulsion

وسیع، پهناور

Extensive

محیط خارجی

External environment

ذینفعان خارجی

External stakeholders

خاموش سازی

Extinction

یادداشتهای بیرونی

Extrinsic rewards

ساختن

Fabricate

نسبتا

Fairly

تشریفات

Fanfare

بازخور

Feedback

رئیس پوشالی، دست نشانده

Figurehead

بودجه مالی

Financial budget

صورت مالی

Financial statement

مدیران خط مقدم

First-line managers

نمودار استخوان ماهی

Fishbone diagram

تمرکز، تثبیت

Fixation

ناقص کردن، معیوب کردن

Flaw

جریانات

Flows

به نفع...

For the good of sth

سرکارگر

Foreman

کانال رسمی ارتباطات

Formal channel of communication

ارزیابی روش مند سازی

Formal systematic appraisal

پرورش دادن

Foster

فرانشیز

Franchise

اختیار وظیفه ای

Functional authority

مدیر وظیفه ای

Functional manager

سازمان وظیفه ای

Functional organization

استراتژی سطح وظیفه ای

Functional-level strategy

وظایف

Functions

مدیر عمومی

General manager

عام، عمومی، نوعی

Generic

به خطر انداختن

Jeopardize

از این سو و آن سو جمع شده، حاصل شده

Glean

شراکت استراتژیک جهانی

Global strategic partnership

جهانی سازی

Globalization

عبور کردن

Go through

هدف

Goal

تئوری هدف گذاری

Goal-setting theory

زنجیره های خوشه انگوری

Grapevine chains

درک

Grasp

مختل کردن، مانع شدن

Hamper

اثر هالوژن

Hawthorne effect

ناهمگن

Heterogeneous

اصول مکاشفه ای

Heuristic principles

سلسه مراتب

Hierarchy

تیمهای کارا

High-performance teams

عقب انداختن، به تاخیر انداختن

Hinder

استخدام

Hire

مشخصات استخدام

Hiring specification

یکسانی، یک جوری

Homogeneity

عدوات، خصومت

Hostility

سرمایه انسانی

Human capital

روابط انسانی

Human relations

مدیریت منابع انسانی

(Human resource management(HRM

برنامه ریزی منابع انسانی

Human resource planning

مهارت انسانی

Human skill

بهداشت، علم بهداشت

Hygiene

بیکار

Idle

توهم

Illusion

باز داشتن، مانع شدن

Impede

مفهوم، دلالت (ضمنی)

Implication

ضمنی

Implicit

فقیر کردن، فقیر

Impoverish

به ضمیه، با

In conduction with

در ارتباط با

In terms of

ناتوانی، درماندگی، عجز

Inability

بی اعتنائی

Inattention

رویداد

Incident

سرشت، نهاد

Inclination

صورت درآمد

Income statement

مجمل، بی نتیجه، غیر قاطع

Inconclusive

بی انتها

Indefinitely

تحریک کردن

Induce

ترغیب

Inducement

اجتناب ناپذیر

Inevitable

استنباط

Inference

تاثیر، نفوذ

Influence

ارتباطات غیر رسمی

Informal communication

ساختار سازمانی غیر رسمی

Informal organizational structure

ارزیابی عملکرد غیر رسمی

Informal performance appraisal

مالکیت اطلاعات

Information ownership

زیر ساخت

Infrastructure

جزء، جزء ترکیبی

Ingredient

ذاتی

Inherent

داده ها

Inputs

بینش، بصیرت

Insight

تحریک کردن، الهام بخشیدن

Inspire 

آموزش، راهنمایی

Instruction

مفید، سودمند

Instrumental

وسیله

Instrumentality

عایق گذاری، جدا کردن

Insulation

یکپارچگی، اجتماع

Integration

فرایند یکپارچه

Integrative process

دوستی، امانت

Integrity

شدید

Intense

مقصود، مفهوم، غرض

Intension

تکراری، تکرار شونده

Interactive

متناوب، دوره ای

Intermittent

ذینفعان داخلی

Internal stakeholders

ترجمه کردن، تفسیر کردن

Interpret

فاصله زمانی

Interval

درهم بافته

Interwoven

کارآفرینی سازمانی

Intrapreneurship

یادداشتهای درونی

Intrinsic rewards

موجودی

Inventory

مرکز سرمایه

Investment center

شکست ناپذیری

Invulnerability

مسئله

Issue

شرح شغل

Job description

طراحی شغل

Job design

توسعه شغل

Job enlargement

غنای شغلی

Job enrichment

اعلان شغلی

Job posting

تخصصی سازی شغلی

Job specialization

سرمایه گذاری مشترک

Joint venture

سیستم موجودی به هنگام

Just-in-time (JIT) inventory system

نواحی عملکردی کلیدی

Key performance areas

نواحی هدف کلیدی

Key result areas

ارتباطات مورب

Lateral communication

روابط رهبر عضو

Leader-member relations

رهبری

Leadership

وظایف رهبر

Leadership functions

سبکهای رهبری

Leadership styles

رهبری کردن

Leading

شاخص کمترین همکار ترجیحی

(Least preferred co­worker (LPC

مهلت، تاخیر

Leeway

تقنین، قانون گذاری

Legislation

قانونی، مشروع

Legitimate

قدرت مشروع، (قانونی)

Legitimate power

دین، بدهی، مسئولیت

Liability

رابط

Liaison

تحت لیسانس

Licensing

خون حیاتی، نیروی حیاتی

Lifeblood

اختیار صفی

Line authority

قدرت نقد پذیری

Liquidity

دایره

Loop

کلان

Macro

مقدار و اندازه

Magnitude

مدیریت

Management

مدیریت بر مبنای هدف

Management by objectives

مکتب علم مدیریت

Management science school

سیستم مدیریتی

Management system

مدیر

Manager

عملکرد مدیریتی

Managerial performance

شبکه مدیریت

Managerial Grid

اداره کردن

Manipulate

حاشیه ای

Marginal

سلسله مراتب نیازهای مازلو

Maslow's Hierarchy of needs

برنامه ریزی مواد

(Materials-requirements planning (MRP

ساختار ماتریسی

Matrix structure

سیستم مکانیکی

Mechanistic system

منحصرا، فقط

Merely

ادغام، امتزاج

Merger

پیام

Message

مدیران میانی

Middle managers

مرحله برجسته

Mild stone

ماموریت

Mission statement

رسم، اسلوب، سبک

Mode

مدل

Model

نسبیت گرایی اخلاقی

Moral relativism

قوانین اخلاقی

Moral rules

اخلاق

Morality

صرفه جویی حرکت

Motion economy

انگیزش

Motivation

تکثر فرهنگی

Multiculturalism

سازمان چند بخشی

Multidivisional firm

سازمان چند ملیتی

Multinational enterprise

به سرعت ایجاد کردن

(Mushroom(v

دوجانبه، دوطرفه

Mutual

تئوری نیاز

Need theory

مذاکره

Negotiation

رویکرد جدید پرداخت

New pay approach

جایگاه (طاقچه)

Niches

پارازیت

Noise

اسمی

Nominal

هدایت شده

Nondirective

تصمیمات برنامه ریزی نشده

Non-programmed decisions

هنجارها

Norms

تصور، اندیشه

Notion

ابطال، لغو

Nullification

اطاعات، فرمانبرداری

Obedience

وسواس، فکر دائمی

Obsession

عینیت

Objectivity

تعهد

Obligation

منسوخی، از کار افتادگی

Obsolescence

از رواج افتاده، منسوخ

Obsolete

فضول

Obtrusive

رویداد

Occurrence

فرد، طاق

Odd

همزمان، در همان لحظه

On the spot

یک دفعه ای

One­shot

سیستم باز

Open system

عامل

Operant

بودجه عملیاتی

Operating budget

طرح های عملیاتی

Operational plans

عملیات

Operations

مدیریت عملیات

Operations management

تحقیق در عملیات

Operations research

فرصت

Opportunity

خوشبینانه

Optimistic

سیستم ارکانیک

Organic system

سازماندهی

Organizing

سازمان

Organization

فرصت سازمانی

Organizational culture

طراحی سازمانی

Organizational design

توسعه سازمانی

(Organizational development (OD

عملکرد سازمانی

Organizational performance

ساختار سازمانی غیر رسمی

Organizational structure

تمایل، روند

Orientation

گرایش

Orientation

وابستگی متقابل نتایج

Outcome interdependence

طرح کلی

Outline

ستاده ها

Outputs

دست بالا گرفتن

Over estimate

سرتاسری، جامع

Overall

بار اضافی، اضافی

Overload

مدیریت مشارکتی

Participative management

مدل مسیر هدف

Path-goal model

حمایت کردن

Patronize

رفیق، همکار

Peer

رابطه، مربوط بودن

Pertain

مربوط

Pertinent

بدبینانه

Pessimistic

مورد علاقه، عزیز

Pet

روان درمانگر

psychotherapist

اشاره دقیق کردن به

Pinpoint

تله، دام

Pitfalls

تغییرات برنامه ریزی شده

Planned change

برنامه ریزی

Planning

خط مشی

Policy

کمیته های سیاسی

Political action committees

متغیرهای سیاسی

Political variables

بررسی کردن

Poll

چارچوب پورتفولیو

Portfolio framework

سرمایه گذاری پورتفولیو

Portfolio investment

شرح منصب

Position description

قدرت مقام

Position power

تقویت مثبت

Positive reinforcement

فرض کردن

Postulate

قدرت

Power

اولویت، حق تقدم

Precedence

مانع چیزی شدن، مسدود کردن

Preclude

نابهنگام، به موقع

Premature

فرض، اساس بحث

Premise

غالب

Prepotency

غالب شدن، حاکم شدن

Prevail

مقدمتا

Primarily

مهمترین، اصلی ترین

Principal

اولی، قبلی

Prior

کندو کاو، جستجو

Probe

احتمال

Probability

مشکل

Probability

فرایند

Process

به دست آوردن، تحصیل کردن

Procure

سازمان محصولی

Product organization

سازمان تولیدی

Production organization

بهره وری

Productivity

مرکز سود

Profit center

عمیق، ژرف

Profound

برنامه

Program

تصمیمات برنامه ریزی شده

Programmed decisions

پروژه

Project

تیم پروژه

Project team

تعمیم، گسترش

Projection

برانگیختن

Prompt

متناسب، به نسبت

Proportional

موضوع، پیشنهاد

Proposition

تنبیه

Punishment

تعقیب کردن

Pursue

با  کیفیت

Quality

حلقه کیفیت

Quality circle

قابل سنجش

Quantifiable

نسبت

Ratio

جیره، جیره بندی

Ration

مدل عقلانی تصمیم گیری

Rational model of decision making

توجیه

Rationalization

به آسانی

Readily

پیش نگری حقیقی شغل

Realistic job preview (RJP)

ارزیابی تازه و مجدد

Reappraise

گیرنده (پیام)

Receiver

دوجانبه

Reciprocal

استخدام

Recruitment

مهندسی مجدد

Reengineering

اطلاق شده

Refer

گروه مرجع

Reference group

مورد مراجعه، ارجاعی

Referent

قدرت مرجع

Referent power

خودداری کردن

Refrain

انجماد مجدد

Refreezing

درباره

Regarding

تئوری تقویت

Reinforcement theory

عوض کردن، منتقل کردن

Render

نشان دادن

Represent

لازم، ضروری

Requisite

تحقیق و توسعه

Research and development

شباهت داشتن، مانند بودن

Resemble

اقامت داشتن، مقیم بودن

Reside

مربوطه، مربوط

Respective

نگهداشتن، جلوگیری کردن

Restrain

کند ساختن

Retard

نگه داشتن، حفظ کردن

Retention

بدست آوردن، بازیافتن

Retrieve

بودجه درآمدی

Revenue budget

قدرت پاداش

Reward power

مسخره کرده

Ridicule

حقوق

Rights

ریسک، مخاطره

Risk

قوانین اخلاقی

Rules

رضایت بخش، خرسند کننده

Satisfactory

تصمیم رضایت بخش

Satisfice

نظارت، بررسی

Scanning

اندک، قلیل

Scant

الگو، مدل

Schema

تئوری مدیریت علمی

Scientific management theory

انتخاب

Selection

تیم های خود مدیریت شده

Self-managed teams

گروه های کاری خود مدیریت شده

Self-managed work groups

فرستنده

Sender

احساس قوت

Sense of potency

آموزش حساسیت

Sensitivity training

توالی

Sequence

سازمان خدماتی

Service organization

مدل اس 7

Seven-S model

هدایت کردن

Shepherd

علامت دادن، مشخص کردن

Signal

ساده، ساده طبع

Simplistic

برنامه یکباره ای

Single-use plan

تئوری رهبری موقعیتی

Situational leadership theory

سکون

Slack

کسب و کار کوچک

Small business

ممیزی اجتماعی

Social audit

متغیرهای اجتماعی

Social variables

اجتماعی کردن

Socialization

پیشرفته

Sophisticated

شامل شدن، گنجاندن چیزی

Span

حیطه کنترل مدیریت

Span of management control

فضایی، فاصله ای

Spatial

گسترش دادن، بوجود آوردن

Spawn

گروه های ذینفع

Special-interest groups

اختیار ستادی

Staff authority

ذینفعان

Stakeholders

قائم، جاری

Standing

برنامه بادوام

Standing plan

شروع

Start­up

اوج، شدید

State of art

صورت جریانات نقدی

Statement of cash flow

کنترل فرایند آماری

Statistical process control

ریشه داشتن، نشات گرفتن

Stem

کلیشه، گفتار قالبی

Stereotype

انگیختن

Stimulate

تصادفی

Stochastic

انباشتن، ذخیره کردن

Stockpile

کرونومتر

Stopwatch

مدیریت استراتژیک

Strategic management

نقاط کنترل استراتژیک

Strategic control points

برنامه های استراتژیک

Strategic plans

استراتژی

Strategy

پیاده سازی استراتژی

Strategy implementation

کوشیدن

Strive

ذهنی

Subjective

تبعیت

Subordination

قابل توجه، به مقدار زیاد

Substantive

سیستمهای فرعی

Subsystems

پی در پی، متوالی

Successive

خلاصه و اجمال

Sum up

سرپرست، ناظر، مافوق، ارشد

Superior

تیم های ارشد

Super teams

نظارت، مراقبت

Surveillance

پاییدن، نظارت

Surveillance

توسعه پایدار

Sustainable development

سریع

Swift

علامت، نشانه

Symptom

هم افزایی

Synergy

ترکیب، آمیختن

Synthesize

مرز سیستم

System boundary

رویکرد سیستم

Systems approach

نیروی کار

Task force

وابستگی بین مشاغل

Task interdependence

ساختار وظیفه

Task structure

تیم

Team

تیم سازی

Team building

مهارت فنی

Technical skill

سیستم فنی

Technical system

متغیرهای تکنولوژیکی

Technological variables

تئوری

Theory

پیشرفت کردن، رونق یافتن

Thrive

مرتب، منظم

Tidy

وابسته بودن

Tie

مدیر ارشد

Top managers

مدیریت کیفیت جامع

Total Quality Management

پیگیری

Track

برنامه آموزش

Training program

تحلیل مراوده ای

Transactional analysis (TA)

بالاتر بودن، برتری یافتن

Transcend

گذار، تحول

Transition

آغاز کردن

Trigger

کم ارزش، مبتذل

Trivial

متلاطم

Turbulent

تئوری دو عاملی

Two-factory theory

نمونه دادن

Typify

نهایتا

Ultimately

هم رأیی

Unanimity

پیش بینی نشده

Unanticipated

عدم قطعیت

Uncertainty

تحمل کردن، متحمل شدن

Undergo

به عهده گرفتن، تقبل کردن

Undertake

زیادی، بی مورد، غیر ضرور

Undue

خروج از انجماد

Unfreezing

یکرنگی، یکسانی

Uniformity

غیر عمدی

Unintended

پویا

Up and down

استفاده کردن، به کار بردن

Utilize

مدینه فاضله

Utopia

ظرفیت، انتظار

Valence

اعتبار، تائید

Validation

ارزشها

Values

مخاطره، ریسک

Venture

قابل تصدیق بودن

Verifiability

ارتباطات عمودی

Vertical communication

ادغام عمودی

Vertical integration

شبیه سازی

Vestibule

ماندنی، قابل دوام

Viable

بیان کردن، ادا کردن

Voice

داوطلبانه

Voluntary

دریغ داشتن، خودداری

Withhold

کار در جریان

Work in progress

ادبیات نیروی کار

Workforce literacy

بار دادن، منجر شدن

Yield

منطقه بی تفاوتی

Zone of indifference


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اصطلاحات و لغات مدیریت، اقتصاد، بازرگانی - بخش 5 , management , marketing , economy and related terms-5


تاريخ : جمعه ۱۳ آذر ۱۳٩٤ | ٦:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.