اصطلاحات و لغات مهندسی راه و ساختمان، معماری، عمران - بخش 19

Civil engineering, Architecture and related terms – part 19

سنگ شکن

Crusher

سنگ شکن فکی

Jaw Crusher

سنگ شکن فکی با بازوی مضاعف

Double toggle Jaw Crusher

سنگ شکن مخروطی

Cone Crusher

 

سنگ شکن استوانه ای

Roll Crusher

اسیای میله ای

Rod mill

اسیای گلوله ای

Ball mill

اسیای لوله ای

Tube mill

اسیای قلوه سنگی

Pebble mill

اسیای خود شکن

Autogenously mill

اسیای ارتعاشی

Vibration mill

اسیای غلطکی

Roller mill

 

اسیای چکشی

Hammer mill

 

بار اولیه

Feed

 

بار خرد کننده

Tumbling Charge

بار در گردش

Circulation Load

بازیابی

Recovery

باطله

Tailing

تغذیه کننده

Feeder

چشمه سرند

Aperture

حباب هوا

Air Bubble

حد جدایش

Cut Point

حرکت ارام

Viscous Flow

حرکت جهشی

Pulsing stroke

حرکت کششی

Suction Stroke

حرکت متلاطم

Turbulent Flow

سرند

Screen

مخروط ته نشینی

Stilling Cone

فلوتاسیون

Flotation

اب دوست

Hydrophilic

اب ران

Hydrophobia

ارایش ثقلی

Gravity Concentration

اماده سازی

Conditioning

احتراق

Combustion

احیاء

Reduction

احیاءکننده

Reducer

اسید چرب

Fatty Acid

اکسید کننده

Oxidizer

القاء

Induction

سوزنی شکل

Acicular

گوشه دار

Angular

کریستالین

Crystalline

شاخه درختی

Dendrite

الیافی

Fibrous

ورقه ای

Flaky

دانه ای

Granular

قلوه سنگ

Cobble

ریگ

Pebble

شن

Granular

ماسه

Sand

رس

Clay

حلال

Solvent

حلالیت

Solubility

خرد کردن

Comminuting

خشک کردن

Drying

درجه ازادی

Degree Of Liberation

درجه انباشتگی

Volumetric Loading Percent

دهانه سرند

Aperture

دهانه ورودی

Inlet

رطوبت

Moisture

زاویه تماس

Contact Angel

زاویه در گیر شدن

Nip Contact Angel

سرریز

Over Flow Vortex

کروی

Spherical

قطه سنگ

Boulder

سرعت بحرانی

Critical Speed

سقوط ازاد

Free Settling

سقوط با مانع

Hindered Settling

کانه

Ore

کانه ارایی

Ore Dressing

ناو شستشو

Pinched Sluice

نرمه

Slime

نسبت غنی شدن

Ratio of Concentration

نسبت خرد کردن

Reduction Ratio

ارایش اولیه

Pre Concentration

نا منظم

Irregular

بار دهی

Feeding

بازدهی

Efficiency

گداخته، ریخته، ذوب شده

Molten

ترکیب

Combination

حرکت وضعى، چرخه، تعویض

Rotation

دستگاه مولد برق، دینام

Dynamo

شیبدار، مایل، مورب

inclined

کمى، اندکى

Slightly

گوى، حباب، زمین، کره خاک

Globe

خط حد، مرز،کرانه

Boundary

کج شکلى، پیچیدگى، انحراف، اعوجاج

distortion

جوش، فوران، انفجار

Eruption

لکه خورشیدى

Sunspot

انحراف مغناطیسى

Declination

سختى، شدت

intensity

بطور سیار یا سرگردان

Erratically

شدت جریان، جریان

current

نظامى، نظام، جنگى، ارتشى

Military

حرکت برحسب قطب نما، به طرف، به سمت، جهت، مسیر حرکت

Heading

وضعیت برخورد

Attitude

بصورت دوره اى، در فواصل معین

Periodically

تاب دادن، منحرف کردن، تاب برداشتن، طناب، ریسمان

Warp

فشردگى

flattening

محوطه

Ward

به سوى افتاب

sunward

مواد بیرون ریخته

Ejecta

تجزیه کردن

Analyzing

استدلال کردن، ثابت کردن

Prove

قادر ساختن، وسیله فراهم کردن

Enable

همرفت، انتقال گرما ( درمایع)

Convection

تل دود

Plumes

حیاتی، واجب

Vital

بخش، وظیفه

Role

فونداسیون، پایه، اساس

Foundation

جمع آوری کردن

Compiled

گسترش یافتن، تولید کردن

Generate

پشتیبان، پشتیبانى کردن

Backup

اتفاقى، تصادفى، مضر، زیان اور، پرخطر

hazardous

گودال، دهانه اتشفشان، فرورفتگى (حفره)

Crater

بیشمار

Myriad

قوه ازلی

Eon

پیوستن به

Assist

متحد، وابسته، شریک شدن

Associate

پدیده

Phenomenon

پدیده ها

Phenomena

تنزیل

Degrade

ناوبری

Navigation

بازداشتن، مانع شدن

impede

امکانات

Utilities

هم گسیختن از

disrupt

خط لوله، لوله کشى

Pipeline

ارتباط و مخابرات، ارتباطات

Communications

انتشار، پخش امواج

Propagation

گوناگون، متغیر، متضاد

Diverse

اشاره کردن به، استنباط کردن

Infer

راجع به، در موضوع

Regarding

اساسا، اصلا

Fundamentally

وجود، در نظر مجسم کردن

Presence

طولی، در طول

longitudinal

متقاطع، اریب، عرضی

transverse 

برشی

shear

عمودی، ستونی

perpendicular

ذاتا، در اصل، ضروری

Essentially

سیال، متغیر

fluids

دامنه ی نوسان، انباشتگی

Amplitude

پرتاب کردن،کشیدن

Shove

مخفى

Slinky

قالب، کالا،ماده، جسم، ذات، ماهیت، موضوع

Matter

نزدیک، مجاور

Adjacent

متناوب، تناوبى

Alternating

تکان تند،حرکت سریع

Jerked

پراکندگى

Spreading

مستقر ساختن

Located

اجبارى

Constrained

القائى

induced

گنبد نمکی

salt domes

چین طاقى، تاقدیس

anticlines

کم عمق، سطحی

Shallow

سنگ اماسی

SWELLING  ROCK

 

تنش مماسی

TANGENT STRESS

 

مقاومت کششی

TENSILE STREGH

مقاومت نهایی

ULTIMATE STRENGH

زمان ایستایی

STAND  UP TIME

معیار شکست

FALTURE  CRITERIA

ترد

BRITTLE

آزمایش برزیلی

Brazilin test

تنش برشی

Shear strength

تنش القایی

Induced stress

سنگ بکر

Intact rock

نسبت پوکی

Void ratio

نقطه تسلیم

Yield point

تنش ثقلی

Gravitational stress

آب محتوی

Water content

فشار جانبی

Lateral pressure

تنش اصلی

Principle stress

تخلخل

Porosity

ضریب نفوذ پذیری

Permeability coefficient

پایداری

Stability

تنش محوری

Axial stress

فشار محصور کننده

Confining pressure

درزه

Joint

چکش اشمیت

Schmitt hammer

درجه اشباع

Degree of saturation

مغزه

Core

رده بندی

Classification

شاخص کیفی سنگ

Rock quality designation

ضریب ایمنی

Safety factor

زاویه اصطکاک داخلی

Internal friction angle

تنش فشاری

Comprehensive stress

برش

Shear

رخصاره پله

Face of bench

تنش برجا

Insitu stress

وزن مخصوص

Specific gravity

تغییر شکل

Deformation

جامع، کلی

Comprehensive

شهرت

Renown

پیشگام

Pioneer

محرک

Impeller

تیغه

Blade

تنظیم، تعدیل

Adjustment

کامل کردن

Complement

جذب کردن

Absorb

اصول

Principle

زیر بنا

Infrastructure

سوراخ واریز، مخروط

Draw points

عبور معدنی، دویل واریز معدنی

Ore pass

پیچیده

Intricate

انتخاب کردن، تعیین کردن

Designate

تاسیسات، نصب

Installation

بالا کشیدن با جرثقیل، وینچ کردن

Hoist

باربری و بارکش، نفع

Utility

ناقل، چرخ دار

Vehicle

دسته بندی

Ordination

لاستیک

Rubber

بی ریل، بی جاده

Trackless

تجهیزات

Equipment

بکر، کامل و دست نخورده

Intact

رقیق سازی، رقت

Dilution

نازک، باریک

Slim

سنگ میزبان

Host rock

تیر

Beam

تاج

Crown pillar

پرده هوا

Brattice

کف، منطقه تخت کف

Gob area

فرو ریخته شده

Collapsed

ضخامت

Thickness

توسعه

Extension

نشست

Subside

حفاری، خاک برداری

Excavation

موازی

Parallel

الوار، تیر چوبی

Timber

دکل سر چاه

Headframe, Head frame, Head-frame

رمپ

Decline

متروک، رها شده

Abandoned

خاک ریز کارگاه

Backfill

مخزن کانه

Ore bin

عبور معدنی، دویل واریز معدنی

Ore pass

کارگاه استخراج پلکانی، استخراج کردن

Stope

مخزن کانه

Ore reef

سکو

Bench

گودال استخراج

pit

نوک سکو

Bench crest

طناب،  ریسمان

rope

ارتفاع سکو

Bench height

رگه

seam

رخنمون عمودی سنگ

Bench face

شیبدار

steeply

شیب سکو

Bench slope

روبرداری

strip mining

زاویه شیب سکو

Bench slope angle

معدنکاری سطحی(روباز)

surface mining

پایه سکو

Bench toe

معدنکاری پلکانی

terrace mining

فرو ریختن

Collapsing

عوارض زمین

terrain

مخروطی شکل

Cone shaped

رگه ای

Vein-type

نوار نقاله

Conveyer belt

باطله

waste

حفاری

Excavate

شاول هیدرولیک

Hydraulic shovel

معدنکاری روباز

Open-pit mining

نمودار شدن

Out crop

بار سنگ

Overburden

ستون سیمانی

Pillar

لوله شکل

Pipe، shaped

محدوده

Range

ناپایدار

unstable

سمت

Directional

جایگزین

Alternative

مرسوم

Conventional

مزیت

Advantage

سطح صاف

Smooth

حفر کردن

Excavate

دایره ای

Circular

یکپارچه

integrated

خاک

Soil

ماسه

Sand

لایه

Strata

قطر

Diameter

دوار

Rotating

محفظه

Chamber

مخلوط

Mixed

دوغاب

Slurry

شرایط

Condition

جداسازی

removal

کرم خاکی

Earthworm

عقب

Rear

محکم کردن

Braced

پوشش دار

Lining

مناسب

Suitable

شهری

Urban

نرخ، سرعت

rate

زیر ساخت

Infrastructure

حفاری

Dig

کفشک

Gripper shoe

نیروی پشت سیلندر

Thrust cylinder

پیشرفت

advancement

لجن

Muck

ورودی

Entrance

بتن

Concrete

در برگیرنده

Surrounding

کارگران

Workers

صندوقه

Caisson

بازدید

Inspection

فرو رفتن

Dive

سپر

Shield

میخ پر

Dowel

محکم شدن

anchor

  پلان طبقه همکف

Ground Floor Plan

  پلان طبقه اول

First Floor Plan

  پلان طبقه دوم

Second Floor Plan

  پلان طبقه سوم

Third Floor Plan

  پلان زیر زمین

Basement Plan

  پلان تیپ

Typical Plan

  پلان موقعیت ساختمان

Site Plan

  پلان موقعیت محل

Situating Plan

  پلان پارکینگ

Parking Plan

  پلان پیلوت

Pilot Plan

 پلان آکس بندی

Axis Plan

  پلان ستون گذاری

Column Plan

  پلان فونداسیون

Foundation Plan

پلان بام

 Roof Plan

پلان مبلمان

 Decoration Plan

مشخصات 

 Characters

تجربی، عملا 

Experimental

شاهد، گواه 

Evidence

بیان کردن 

Indicate

بخود گرفتن 

Assume

 شکننده

Brittle

 آغاز شدن

Initiate

شاخص 

Index

 قابل توجه، اساسی

Substantially

شکل پذیر 

Ductile

بطور معکوس 

Inversely

نسبت 

Proportional

بخش 

Portion

باعث شدن 

Denote

نسبتا 

Fairly

مخزن 

Vessel

لوله 

Pipe

تبلور مجدد 

Recrystallization

پاسخ 

Response

پایدار 

Permanent

نامطلوب 

Undesirable

 در جهت 

Due to

شکست 

Fracture

مقدم بودن 

Precede

ارزیابی کردن 

Appreciate

قبل از 

Prior

چدن، آهن ریخته شده 

Cast Iron

تک محوری 

Uniaxial

وجود 

Presence

درز برداشتن، ترک 

Flaw

نمایش دادن، نشان دادن 

Exhibit

صاف 

Smooth

مقدار 

Magnitude

نسبت دادنی 

Attributable

همراه بودن 

Accompanied

لایه‌ای 

Lamellar

پارگی 

Tear

ارتقا دادن، ترکیب دادن 

Promote

به ندرت 

Rarely

ناگهانی 

Abrupt

نقایص 

Defects

توزیع 

Disruption

مواجه شدن 

Encountered

تمایل 

Tendency

ضربه‌ای، فشرده 

Impact

تغییر شکل خمشی، خمیدگی 

Deflection

متوقف کردن 

Cease

تغییر شکل 

Strain

پایداری 

Stable

معادلات 

Equilibrium

کشش 

Tension

تاب برداشتن 

Twist

میله 

Shaft

گسترده، بصورت منظم 

Gradually

کمانش 

Buckling

ارتباط دادن 

Associated

خرابی 

Collapse

نازک، باریک 

Slender

تجاوز کردن 

Exceed

اندکی، جزئی 

Slightly

پوسته 

Shell

دامنه 

Amplitude

ارتعاش 

Vibration

قابل اعتراض، نامناسب 

Objectionable

برخورد 

Collision

ثابت 

Stationary

قابل توجه، با اهمیت، پر معنی 

Significant

ذکر شده 

Mentioned

سختی 

Stiffness

تسلیم 

Yield

بیش از حد 

Excessive

جانشینی 

Substituting

پیچش 

Torsion

جذب کردن 

Absorb

گسیختگی 

Breaking

نرمی 

Toughness

فنریت، برگشت پذیری 

Resiliency

معقول 

Prudent

ملاک 

Criteria

خستگی 

Fatigue

زیاد شدن 

Propagate

گسیختگی 

Rupture

در معرض قرار گرفتن 

Undergo

شکل 

Configuration

خوردگی 

Corrosion

ماهرانه ساختن 

Elaborate

معمولی 

Ordinary

بالا برده شده 

Elevated

خزش 

Creep

دوره‌ای، به تدریج 

Progressive

رخ دادن 

Occur

پس ماند 

Residual

سوار 

Assembled

تجزیه 

Resolved

مستقیم 

Straight

دوره‌ای 

Cyclic

پاد ساعتگرد 

Counterclockwise

همراه بودن 

Accompany

موافق، مصادف 

Concurrent

اثرگذاشتن 

Affect

میدان زمین(جاذبه)

Earthbound

با میل 

Readily

ظاهر، اشکار 

Apparent

درجه بندی 

Calibrate

متعارف، مرسوم 

Customary

مشاهده

Observe

نشان دادن، ظهور 

Represent

تشخیص دادن 

Distinguish

فقط، صرفا 

Merely

هم امتداد 

Collinear

مناسب، شایسته،دلخواه 

Convenient

تجزیه 

Resolution

واضح 

Evident

حذف کردن 

Eliminate

ابهام 

Ambiguity

نقطه چین 

Dotted Line

برعکس 

Vise Versa

کارایی

 Convenience

دلخواه، اختیاری 

Arbitrary

منطقی 

Logical

جهت داشتن 

Orient

بطور مناسب، آراسته 

Neatly

توضیح دادن 

Clarify

شرایط، موقعیت 

Circumstance

نشان دادن 

Demonstrate

مزایا 

Benefit

دور از هم 

Apart

ترکیب کردن 

Combine

مطابق 

According

متوازی‌الاضلاع 

Parallelogram

ترکیب

Combination

لچکی 

Bracket

مشخصات، خصوصیات 

Specifications

تغییر دادن 

Alter

شاهد 

Instance

نگهداری کردن 

Secure

رفتار کردن 

Treat

جاذبه‌ای 

Gravitational

مغناطیسی 

Magnetic

اعمال کردن 

Exert

شامل 

Involve

اهمیت، ربط داشتن 

Concern

محدود کردن 

Restrict

تکیه‌گاه متحمل بار 

Bearing Support

نتیجه 

Conclusion

قابلیت جابجایی 

Transmissibility

تحقیق کردن 

Investigate

بردار لغزان 

Sliding Vector

ذاتا 

Essentially

متمرکز کردن 

Concentrate

گسترده کردن 

Distribute

محدود 

Finite

قابل صرفنظر کردن 

Negligible

درستی، دقت 

Accuracy

جذابیت 

Attraction

آشکارا، هویدا، بدیهی 

Obvious

تقارن 

Symmetry

ساده‌سازی 

Simplification

اصل 

Principle

نظریه 

Theorem

روش، روش شناسی 

Methodology

پدبده 

Phenomenon

تمایل 

Tendency

نشان دادن 

Illustrate

هم صفحه 

Co planner

منحصر به فرد 

Unique

 آبگذر

Aqueduct

متنوع 

Various

مجرا 

Conduit

بناکردن 

Rest

محافظت کردن 

Safeguard

آلودگی 

Pollution

نامرغوب 

Inferior

منتقل کردن 

Convey

مطابق 

Coincident

مجرای بالاتر از سطح زمین 

Flume

انتقال 

Conveyance

پیشبینی کردن 

Predict

اجازه دادن 

Permit

خاکبرداری 

Excavation

خاکریزی 

Fill

بدون پوشش 

unlined

نفوذپذیری، تراوش پذیری 

Perviousness

خطر 

Hazard

تبخیر 

Evaporation

مواد قیری 

Bituminous

لاستیک، کائوچو 

Rubber

مصنوعی 

Synthetic

الیاف 

Fabric

نگهداری 

Maintenance

الوار 

Timber

خط لوله 

Pipeline

جلوگیری کردن از 

Preclude

دفن کردن، از نظر پوشاندن 

Bury

آهن ریخته شده 

Cast Iron

شیر 

Valve

هوا گیری 

Air-Release

زهکشی کردن 

Drain

زهکشی 

Drainage

موج زدن (ضربه قوچ)

Surge

درز انبساط 

Expansion Joint

خلل و فرج دار 

Porous

جلبک 

Algae

غشا، 

Membrane

ملات ماسه سیمان 

Gunite

آلودگی 

Contamination

مخزن استوانه‌ای قائم 

Standpipe

هماهنگی 

Coordinating

جلوه، مشخصه 

Feature

نقاطع مرتفع بالای تپه 

Hilltops

کلی 

Overall

در مقابل 

Versus

مختلف 

Various

درز عایق بندی 

Insulation joint

آدم رو 

Manhole

متعلقه، ضمیمه 

Appurtenance

بازرسی 

Inspection

تسهیل کردن، آسان کردن 

Facilitate

بالادست 

Upstream

گشادی 

Rise

ملاحظه کننده 

Intervening

زانو، دریچه، حبس کردن 

Trap

تهویه کردن 

Vent

خلا 

Vacuum

رسوب، ته نشین 

Sediment

رها شدن 

Relief

امکان پذیر

Practical

کانال 

Trench

تاج

 Crest

نقطه نظر 

Standpoint

خاکریز 

Dike

روزنه 

Orifice

مخزن، آب انبار 

Reservoir

اغتشاش 

Turbulence

پخش 

Distribution

مشورت 

Consult

پیچیدگی 

Convolution

مصرف 

Consumption

احتمال وقوع 

Contingency

کارآمد، موثر 

Effectively

کمیابی 

Leakage

دوجانبه (رفت و برگشتی)

Reciprocal

امکان پذیر 

Feasibility

تسریع کردن، اعزام کردن 

Expedite

تراوش کردن 

Seep

اساسا 

Substantially

دوغاب 

Grout

تزریق 

Injection

نمایش دادن 

Represent

سرمایه‌گذاری کردن 

Capitalize

مطابق، مناسب 

Correspond

تصویر کردن 

Project

دلخواه 

Arbitrary

بودجه 

Budget

مسیر 

Route

تلقین، اشاره، امر 

Dictate

افت 

Drawdown

حفاری و خاکریزی 

Cut-and-cover

تقریبی 

Approximate

جانبی 

Lateral

ساده‌سازی 

Simplicity

قابل قبول 

Satisfactory

فرضیات 

Assumptions

قاب 

Portal

تیر 

Girder

خمش 

Bend

عطف 

Inflection

وسط عمق 

Mid-depth

دلخواه، اختیاری 

Arbitrarily

نشان داده شده 

Illustrated

خارجی 

Exterior

داخلی 

Interior

دهنه 

Bay

روش سطح مقطع 

Area method

واقعی‌تر 

Realistic

مجهول 

Redundant

تراورس عمودی 

Stringer

سیم، طناب، قطر 

Chord

تیر محیطی 

Spandrel Beam

میل مهار، مهار شدن 

Anchor

مفصل شدن، لولا شدن 

Hinge

مهاربند زانویی 

Knee Brace

حدود 

Extremes

قابل تقدیر، قابل ارزیابی 

Appreciable

القا کردن، تحریک کردن 

Inspire

اعتماد، توکل 

Confidence

کسر کردن، سلب کردن 

Detract

تیرچه 

Joist

صدمه دیدن 

Injury

تامین کردن 

Provision

ساکن 

Occupant

دریا زدگی 

Seasickness

هم‌زمان 

Simultaneous

طره 

Cantilever

دستی 

Unofficial

ظهور، پدید آمدن 

Advent

حذف، غفلت 

Omission

غیر متقارن 

Unsymmetrical

اهمیت 

Seriousness

زیاد 

Tremendous

قابل صرفنظر کردن 

Negligible

دقیق 

Precise

اصلاح کردن 

Accommodate

گسترده 

Versatile

مانع، ضرر، برگشت 

Drawback

مایل 

Inclined

مورب 

Diagonal

قالب، استخوان بندی 

Framework

درست، دقیق 

Accurate

نتیجه دادن، منتج شدن به 

Result in

ایجاد 

Formation

مایل 

Inclined

ناشی شدن، برخاستن 

Arise

جانبی 

Transverse

خاموت، رگاب 

Stirrup

تصور کلی 

Concept

مختصر 

Summarize

نبود، غیاب 

Absence

خمشی، انحنا، تمایل 

Flexural

مجاورت 

Vicinity

 ریشه در جایی داشتن 

Originating

نسبتا 

Relatively

بریدن 

Cut off

بسط یافتن 

Extending

نگرانی، پریشانی 

Distress

انتها 

Extremity

سابقا 

formerly

ذکر شده 

Mentioned

شریک شدن 

Participate

قفل و بست 

Interlock

عملکرد طولی 

Dowel

القا کردن 

Induce

هم پوشانی 

Overlap

میله کششی 

Tendons

میلگرد 

Rebar

آب رفتگی 

Shrinkage

بطور وسیع، گسترده 

Broadly

ماسه پاشی 

Sandblast

نسبی، متناسب کردن 

Proportioned

قطری، خط مورب 

Diagonal

طویل المدت 

Sustained

قابل توجه 

Substantial

معلق 

Suspend

زائد 

Debris

مخروط 

Cone

قالب ریخته‌گری 

Mold

تشکیل دهنده‌ها 

Constituents

دوام 

Durability

رطوبت 

Humidity

کارآیی 

Workability

صلبیت 

Rigidity

کارآیی. قابلیت کار 

Serviceability

دال 

Slab

حجمی 

Volumetric

پیوستگی 

Continuity

قابل برگشت 

Reversible

خیز معکوس 

Camber

کم 

Slight

رفرنس 

Bibliography

تسریع شده 

Accelerated

روند

Trend

اسمی 

Nominal

خورنده 

Corrosive

زیان آور، مضر 

Detrimental

ذوب شدن 

Thawing

خوردگی 

Corrosion

سهم داشتن 

Contribute

خرابی، فساد 

Deterioration

بد منظر 

Unsightly

حذف کردن 

Eliminate

معتدل، میانه 

Moderate

معادل 

Equivalent

پیش شرط، تدارک 

Provisions

مطابق 

Traditionally

مجاز 

Permitted

کافی 

Adequate

پر کننده 

Scatter

تاکیدکردن 

Emphasize

آسیب پذیری 

Vulnerability

درشت 

Coarse

ناقص کردن، مقطوع 

Truncated

غیاب، عدم حضور 

Absence

تجربی، عملی 

Empirical

مشاهده 

Evidence

جایگزین، انتخاب 

Alternative

تبدیل 

Reduction

توصیفی، تشریحی 

Descriptive

همبستگی 

Correlation

ضریب 

Coefficient

توصیف کردن 

Characterizing

میانگین 

Mean

شدت 

Intensity

مطابق، متقابل 

Corresponding

سرمایه‌گذاری 

Funding

اشاره، علامت 

Indication

فرضیات 

Concepts

ترکیب، اتحاد 

Incorporating

ارزیابی کردن 

Assessment

راهنمایی کردن 

Enlightening

فرضیات 

Hypothesis

برون‌یابی 

Extrapolating

حدس 

Prediction

پیش‌بینی 

Forecast

استنباط 

Inference

ذاتی 

Inherent

حل شده 

Dissolved

غلظت 

Concentration

جریان 

Stream

احتمال 

Likelihood

محقق 

Investigator

کشیدگی 

Skewness

نظریه‌ای 

Hypothesize

انتقاد 

Criticize

قطعه قطعه 

Break-up

نامنظم کردن 

Disordering

گسسته کردن 

Discrete

مطلوب 

Desirable

انباشته شدن 

Accumulate

تجمعی 

Cumulative

تناسب 

Fitness

دقت 

Precision

چگالی 

Density

تغییر کردن 

Vary

نمودار ستونی 

Histogram

کمی 

Quantitative

دوره، طرح کلی 

Outline

قضیه، نظریه 

Theorem

نپسندیدن، عدم قبول 

Rejection

مقتضی 

Appropriate

مطابق دستور 

Grammatically

از دوسر، متقابلا 

Mutually

قالب، استخوان بندی 

Framework

سنتی 

Traditional

اشاره 

Implications

ملاک، معیار 

Criterion

برعکس 

Conversely

دنباله 

Tails

ساختن 

Fabricate

مهارکردن 

Anchor

ریختن، جا دادن 

Cast

رسیدن 

Attain

مقاومت کردن 

Withstand

چسبیدن 

Bond

میلگرد 

Bar

کلاف 

Strand

قبلا تعبیه شده 

Preformed

لوله 

Duct

لوله 

Tube

تزریق کردن 

Inject

لوله‌ها 

Hoses

پس از آن، سپس 

Subsequently

نسبتا، اندکی، تااندازه‌ای 

Partially

تاب برداشتن 

Wrapped

داخل قرار گرفتن، پوشاندن 

Encase

پوشانیدن 

Coat

مواد قیری 

Bituminous

 زنگ زدن 

Rust

محافظت کننده 

Inhibitor

خوردگی 

Corrosion

سالانه 

Annually

تجاوز کردن 

Exceed

نمونه، مورد 

Instance

غالبا 

Frequently

ایجاب کردن 

Warrant

خرج، هزینه 

Expenditure

تنش زدایی 

Relaxing

مکان هندسی 

Locus

هسته 

Kern

دوباره بدست آوردن 

Regain

اتصال، حد 

Abutment

ضمیمه، جزء، متعلقه 

Appurtenance

مجازی 

Virtually

معتدل، میانه 

Moderate

اضافه‌ بار 

Overload

مورد استفاده قرار دادن 

Utilize

دهنه 

Span

منصفانه 

Bona fide

مخالف 

Objection

مزایا 

Benefits

بیشتر، مهمتر 

Out weight

نا محسوس 

Intangible

ادعا کردن 

Claim

پیش بینی کردن 

Precaution

با احتیاط، با تدبیر 

Prudent

تجاری 

Trade

مقالات 

Literature

کشش، امتداد 

Elongation

دقیق 

Precise

تمایل داشتن 

Desire

قطعه 

Segmental

کلی گویی 

Generalization

تلقی کردن 

Regard

دائمی، همیشگی 

Permanent

آشکار 

Apparent

پیروز شدن 

Prevail

اعتماد کردن 

Rely

محیط 

Circumference

تصمیم گرفتن 

Devise

مقاومت کردن 

Withstand

پیش بینی 

Anticipate

جنبه، وجه 

Aspect

مقصود 

Objective

ایده‌آل سازی 

Idealization

هوافضا 

Aerospace

سازه‌های دریایی (کشتی)

Ship Structures

فلسفه 

Philosophy

بطور غالب 

Predominantly

تصور کلی 

Concept

اساسا 

Fundamentally

قاب 

Framework

صفحه 

Plate

پوسته 

Shell

اجسام فضایی 

Solid

بنا کردن، قرار دادن 

Establish

یکپارچه 

Assemblage

صحیح 

Proper

غشاء 

Membrane

جزئی، بخشی 

Partial

پیوسته، متصل 

Continuum

قالب، قالب ریزی کردن 

Mold

جایگزین کردن، داخل شدن 

Alter

گسترده، وسیع 

Broadly

تفسیر 

Interpretation

انتخاب کردن 

Deal with

بویژه 

Chiefly

خودکار، ماشینی 

Automation

توانائی 

Capability

ترکیب شدن 

Synthesize

خزش پیدا کردن 

Scramble

فشاردار کردن 

Pressurize

ایده‌آل سازی 

Idealize

مساحتی 

Areal

هویت 

Entity

اصلاح کردن 

Refine

ممتد 

Continuum

درجه دو 

Quadratically

خوب توجیه کردن 

Portray

مجبور کردن 

Enforce

تفاوت کلی 

Disparity

گسسته سازی 

Discretization

محیطی 

Circumferential

هندسی 

Geometric

توجیه شود 

Accounted for

 صرفنظر کردن 

Disregard

خمشی 

Flexural

گشتاور 

Torque

پیچش 

Torsion

پیچشی 

Torsional

تعادل 

Equilibrium

متعادل شده 

Equilibrated

معادل 

equivalent

جانبی 

Transverse

تمایل داشتن به 

Tend to

افزایش پیدا کردن 

Halved

سختی 

Stiffness

اتصال 

Juncture

مفهوم 

Concept

قائم، عمود 

Perpendicular

شدت 

Intensity

فضائی 

Spatial

انجام دادن 

Accomplish

جدا کردن 

Isolating

مخصوص 

Respective

قابل مقایسه 

Analogous

نشان دادن، به تصویرکشیدن 

Visualize

مثلثی 

Triangular

مرزها 

Boundaries

درستی 

Accuracy

درست 

Accurate

شبکه 

Gridwork / Grid work / Grid-work

نوکها، رئوس 

Vertices

راس، نوک 

Vertex


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اصطلاحات مهندسی راه و ساختمان، معماری، عمران 19 , civil engineering , architecture and terms19


تاريخ : چهارشنبه ٤ آذر ۱۳٩٤ | ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.