اقتصاد «دستها دور»؛ اقتصاد آزاد Hands-off Economics اعتبارنامهٔ دست به دست؛ اعتبارنامهٔ دستی Hands-on Letter of Credit کارگر مورد تقاضاست Hands Wanted کلافگ حلقه؛ کلاف نخ ۸۴۰ یاردی؛ کلاف پشم ۶۵۰ یاردی Hank اتحادیهٔ بازرگانان؛ ورودیهٔ صنعتی اتحادیهٔ تجار Hanse حق لنگراندازی Harbour Due سکهٔ نقد؛ جرنگی؛ نقد فی المجلس؛ سکهٔ صدادار؛ پول سکه؛ پول قوی؛ پول نقد؛ مسکوک؛ پول صدادار Hard Cash همیشه بیکار؛ بیکار مزمن Hard-core unemployed پول قوی Hard Currency کالاهای مصرفی بادوام Hard Goods وام محکم؛ وام مطمئن Hard Loan پول محکم؛ پول قوی Hard Money فروش زورکی: تکرار کار فروش فوق العاده؛ فروش با تلاش Hard Sell تقویت شدن Harden سخت افزار Hardware آسیب؛ صدمه؛ زیان؛ ضرر؛ خسارت Harm زیان‌آور؛ آسیب رسان؛ مضر؛ صدمه زننده Harmful بی‌آسیب؛ مجاز؛ بی‌ضرر؛ مصون Harmless هماهنگ؛ موزون Harmonic میانگین موزون؛ میانگین هماهنگ Harmonic Average میانگین همساز؛ میانگین هماهنگ Harmonic Mean مجموعه‌های همساز؛ سلسله‌های هماهنگ؛ رشتهٔ توافقی Harmonic Series هماهنگی‌های اقتصاد Harmonies of Economies هماهنگی؛ تطبیق؛ توازن؛ تقارن؛ توافق؛ مطابقت Harmony توافق منافع؛ هماهنگی منافع Harmony of Interests هارود، عالی‌جناب روی فوربز Harrod, Sir Roy Forbes الگوی هارود - دومار Harrod-Domar Growth Model ترقی فنی خنثی از دید هارود Harrod Nentral Technical Progress هارسانیی (هارشانیی)، جان سی. Harsanyi, John C. نظریهٔ دور تجاری براساس برداشت محصول کشاورزی Harvest Theory of the Trade Cycle پول یا مفت؛ همت عالی Hat Money راه؛ خط سیر؛ مسافت Haul یدک کشیدن؛ کشیدن Haul (To Draw) حمل و نقل کالا از جاده؛ هزینهٔ حمل و نقل کالا از جاده؛ یدک کشیدن قایق Haulage متصدی حمل و نقل Haulage Contractor منشور هاوانا Havana Charter ملل محروم؛ ملت‌های ندار Have-not Nations اموال؛ ثروت؛ دارایی Havings دستفروش؛ دوره‌گرد؛ خرده فروش Hawker شرایط هاکینسون - سیمون Hawkinson-Simon Conditions هاتری، سر رالف جورج Hawtery, Sir Ralph George هایک، فریدریش اگوست. فن Hayek, Friedric August Von خطر؛ مخاطره؛ تصادف؛ ریسک Hazard تفاوت میان ارتفاع آب در پشت و در پایین سد Head حمل و نقل کالا به وسیلهٔ پست و وسیلهٔ سریع همراه مسافر Head and Business عنوان قرارداد اجاری Head Lease مالیات سرانه؛ جایزهٔ سرانه Head Money ادارهٔ مرکزی؛ک مرکز اصلی شرکت Head-office مالیات مهاجر Head Tax سرتحویلدار Head Teller کاغذ مارکدار؛ سرنامه؛ عنوان؛ سرکاغذ Headings حق مهاجرت Headright ترقی Headway بیمهٔ تندرستی؛ بیمهٔ سلامتی Health Insurance سازمان حفظ بهداشت Health Maintenance Organization صنایع سنگین Heavy Industries محمولات سنگین Heavy Lift صنایع سنگین Heavy Manufacturing بازار کساد؛ بازار ساکت Heavy Market فروش کثیر؛ فروش انبوه Heavy Sales موجودی زیاد؛ موجودی بیش از اندازه Heavy Stock نگرش هکشر - اهلین به تجارت بین‌المللی Hechscher Ohlin Approach to International Trade هکشر، الی اف. Heckscher, Eli F. هکتار؛ برابر با ده هزار مترمربع و ۲/۴۷۱۱ اکر (Acre) Hectare (ha) بازار ناآرام Hectic Market هکتولیتر؛ صد لیتر Hectoliter (hl) داد و ستد تأمینی؛ خرید و فروش تأمینی؛ معاملات تأمینی Hedge مقابلهٔ تأمینی با تورم؛ مصونیت در برابر تورم Hedge Against inflation شرط تأمین؛شرط صحت بدون ضمانت Hedge Clause صندوق تأمین سرمایه‌گذاری Hedge Fund داد و ستد تأمینی؛ خرید و فروش تأمینی Hedging قمیت لذت‌گرا؛ بهای خوشباشی Hedonic Price مکتب رفاه طلبی؛ لذت‌گرایی؛ لذت جویی؛ خوشباشی Hedonism ااصل رفاه طلبی؛ اصل لذت‌گرایی؛ اصل خوشباشی Hedonistic Principle هگل، جورج ویلیام فریدریش Hegel, George William Friedrich وارث؛ میراث بر Heir ترکه؛ دارایی؛ ماترک Heirloom شاخص هرفیندال Herfindahl Index بدین‌وسیله؛ به موجب این حکم Hereby میراث؛ ملک؛ دارایی غیرمنقول Hereditament پس از این؛ در سطور بعد Hereinafter پیش از این؛ در بالا؛ پیش‌تر؛ قبلا” Hereinbefore به ضمیمه؛ جوف Hereto ذیلا”؛ در ذیل؛ در زیر؛ افراد نامبرده Hereunder همراه؛ در جوف؛ تلوا” Herewith میراث؛ ماترک؛ سهم موروثی Heritage هر ماجستیز استشنری افیس Her Majesty's Stationery Office ماتریس هر متیک؛ ماتریس هرمیتی Hermitian Matrix ناجوری؛ عدم تجانس؛ ناهمسانی Heterogeneity سرمایهٔ نامتجانس Heterogeneous Capital عدم تجانس؛ ناهمسانی Heteroscedasticity لکتشافی؛ ابتکاری؛ بحث اکتشافی؛ پی‌برنده؛ کشف کننده Hevristic نمودار هیکس - هنسن Hicks-Hansen Diagram ترقی فنی خنثی از دید هیکس Hicks Neutral Technical Progress هیکس، عالی جناب جان ریچارد Hicks, Sir John Richard دارایی نهانی؛ دارایی پنهان Hidden Asset اقتصاد پنهانی؛ اقتصاد بازار سیاه Hidden Economy دست نامرئی؛ دست پنهان Hidden Hand تورم نهانی؛ تورم پنهان؛ تورم خزنده Hidden inflation متقاعد سازندهٔ نهانی Hidden Persuader افزایش پنهانی قیمت Hidden Price Increase اندوختهٔ پنهانی؛ اندوختهٔ نامرئی Hidden Reserve مالیات نهانی؛ مالیات پنهانی Hidden Tax بیکاری پنهان Hidden Unemployment سلسله مراتب Hierarchy سلسله مراتب در کار و کسب Hierarchy in Business اعلام تصفیهٔ ورشکستگی Hierarchy of Claims چانه‌زنی؛ چانه‌زنی در بازار Higgling چانه‌زنی در بازار Higgling in the Market بنگاه با قیمت تمام شدهٔ زیاد High-cost Firm کوپن ممتاز؛ کوپن پرسود؛ برش (برگه بهادار) پرسود؛ برش (برگهٔ بهادار) سودآور High Coupon کالاهای مشمول مالیات سنگین High-duty goods کسری (مازاد) اشتغال بالا High Employment Deficit (Surplus) کارهای بزرگ مالی High Finance شدیدا” متکی به وام High Geared سند قرضهٔ ممتاز؛ سند قرضهٔ بسیار عالی High Graded Bond بهرهٔ سنگین High Interest پول گران High Money پول بسیار قوی؛ پول پرقدرت High-powered Money فروش با فشار زیاد High-pressure Selling قیمت بالا؛ قیمت گران High Price گرانی پول High Price of Money کالاهای تجاری گران‌قیمت High-priced Goods اندازهٔ سنگین بهره؛ میزان بالای بهره High Rate of Interest اقتصاد مزدهای بالا High Wages, Economy of بزرگراه؛ شاهراه؛ گذرگاه؛ شارع عام High-way مالیاتهای راه High-way-user Taxes پربازده High Yield حد بالایی Higher Limit کالاهای واسطه‌ای Higher Order Goods قیمت بیشینه؛ بیشترین قیمت؛ بالاترین قیمت Higheest Price باالترین مزد سه ماهه Higheest Quartarly Wage بالا و پایین؛ اعلی و ادنی Highs and Loss زمین پشت ساحل؛ پشتکرانه Hinterland کرایه؛ اجاره؛ مزد Hire خرید اجاره؛ فروش به اقساط؛ خرید اقساطی؛ اجاره - خرید؛ اجاره به شرط تملیک Hire Purchase تأمین مالی خرید اجاره Hire Purchase Finance مؤسسات تأمین مالی خرید اجاره Hire Purchase Finance Houses مزدور؛ اجیار Hireling نرخ کرایه Hiring Rate معیارهای استخدام Hiring Standards نمودار ستونی Histogram هزینهٔ تاریخی Historic Cost مرحلهٔ تاریخ Historic Stage افزایش ارزش دارایی Holding Gain تأخیر پرداخت Holding Over مزد ایام مرخصی Holding Pay حفظ سطح قیمت؛ حفظ وضع موجود Holding the Line تغییر تعطیل Holiday Variation فلسفهٔ کلیت Holism سندی که متن آن به خط امضاء کننده است Holograph بانکداری خانگی Home Banking مصرف داخلی Home Consumption پول ملی Home Currency صرفه‌جوییهای خانگی Home Economics صنعت داخلی Home industry سرمایه‌گذاری داخلی Home Investment ساخت بومی؛ ساخت داخلی Home-made بازار داخلی Home market بندر خودی؛ بندر سرزمین اصلی Home Port تولیدکشور؛ تولید بومی؛ محصولات بومی Home Produce محصولات ملی Home Product گاو صندوق؛ قلک Home Safe فروش داخلی Home Sale خانه با متعلقات؛ خانهٔ رعیتی Home Stend تجارت داخلی Home Trade برات عهدهٔ داخلی Homeptrade Bill اعلامیهٔ مصرف؛ اعلامیهٔ مصرف خودی Home Use Entry (customs) کار خانگی Home Work بارنامهٔ ورودی Homeward Bill of ladings بازار کرایه‌های کشتی در بازگشت Homeward Charter Market کرایهٔ مراجعت؛ کرایهٔ بازگشت Homeward Freight انسان ابزارساز Homo Faber انسان سخنگو؛ بشر ناطق Homo Loquax انسان اقتصادی؛ بشر اقتصادی Homo Oeconomicus انسان اجتماعی Homo Politicus انسان اندیشه‌ورز؛ انسان دانا؛ انسان خردمند Homo Sapiens تجانس Homogeneity متجانس Homogeneous کالای متجانس Homogeneous Commodity توابع متجانس Homogeneous Function محصول متجانس Homogeneous Product تابع تولید متجانس Homogeneous production Function یکسانی؛ همسانی Homoscedasticity دلال شرافتمند؛ دلال درستکار Honest Broder وسایل شرافتمندانه Honest Means پول بی‌غل و غش Honest Money بنگاهگ تجارتخانه Hong پایمزد؛ حق‌الوکاله؛ حق القدم پزشک؛ حق یا مزد آموزگار Honorarium مؤسسه تأدیه کننده؛ مؤسسهٔ خوش‌حساب Honoring Institution ایفاء تعهد به هنگام سررسید موعد Honour قبول کردن برات؛ قبولی نوشتن برات؛ پذیرش برات؛ عدم نکول برات Honour a Draft بیمه نامهٔ افتخاری Honour Policy اختلاط افقی Horizontal Amalgamation حسابرس سراسری Horizontal Audit ترکیب افقی Horizontal Combination تساوی افقی؛ عدالت افقی Horizontal Equity توسعهٔ افقی Horizontal Expansion انضمام افقی؛ ادغام افقی Horizontal Integration تحرک افقی کارگر Horizontal Labour Mobility اتحادیهٔ افقی کارگران Horizontal Labour Union تعیین افقی قیمت؛ قیمت گذاری افقی Horizontal Price Fixing مقطع افقی Horizontal Section اتحادیه کارگری افقی Horizontal Trade Union طرح اصلاح و بهبود بستان کاری Horticulture Improvement Scheme دلال همه جور جوراب و کشباف Hosier بار کشتی جریمه‌دار؛ بار کشتی مشمول جریمه Hot Cargo پول فرار؛ معاملات مشکوک پولی؛ سرمایهٔ سفته‌بازی؛ سرمایهٔ سوداگری؛ پول پرتحرک؛ پول فعال Hot Money بورس House (the) برات پوچ؛ برات توخالی؛ برات داخلی House Bill مالیات بر مستغلات House Duty خانوار Household قیمت خرید و فروش در بورس House Price اموال غیرمنقول؛ ابنیه؛ عمارات House Property بودجهٔ خانوار Household Budget مخارج خانوار Household Expenditure بودجهٔ خانوار؛ بودجهٔ خانگی Household Expenses افزایش خالص اسلانه در شمار خانوار Household Formation صنعت خانگی؛ صنعت خانواری Household Industry نظام خانوادگی؛ نظام صنعت خانگی Household System خانه سازی؛ مسکن Housing جهش خانه‌سازی Housing Boom ترقی پر سروصدای اجاره‌ها Housing Ramp نشانهٔ اختصاری Hire Purchase به معنای خرید اجاره است. H.P. مرکز فعالیت Hub قیمت طلا Huge prices لاشهٔ کشتی؛ بدنهٔ کشتی Hulk بیمهٔ روی بدنهٔ کشتی Hull Insurance سرمایهٔ انسانی Human Capital فرسودگی انسانی؛ کهنگی انسانی Human Obsolescence منابع انسانی Human Resources هیوم، دیوید Hume, David اندازهٔ حد نصاب Hurdle Rate هوجسن، فرانسیس هوت Hutcheson, Francis Hutt W.H. اندوختهٔ چندمنظوره Hybrid Reserve هذلولی Hyperbola توابع هذلولی Hyperbolic Functions ابر انقباض؛ انقباض بسیار شدید Hyperdeflation نظریهٔ انقباض شدید پولی Hyperdeflation Theory اشتغال فوق‌العاده؛ اشتغال افراطی؛ اشتغال بیش از حد Hyperemployment ابرتورم؛ تورم حاد Hyperinflation دائن مرتهن Hypothecary Creditor گرو گذاشتن Hypothecate رهن گذاری؛ گروگذاری Hypothecation سند گروگذاری؛ سند رهن گذاری Hypothecation, Letter of رهن گذارنده Hypothecatior فرض؛ فرضیه Hypothesis فرض نبودن تفاوت Hypothesis of No Difference آزمون فرضیه Hypothesis Testing فرضی Hypothetical برگشت ناپذیری Hysteresis بانک بین‌المللی ترمیم و توسعه؛ بانک جهانی I.B.R.D. سازمان بین‌المللی هواپیمایی کشوری I.C.A.O. اتاق بین‌المللی بازرگانی I.C.C. شرکت مالی صنعتی و بازرگانی I.C.F.C. المللی عدالت IC..J. الگوی تشبیهی؛ الگوی تصویری Iconic model دینار، واحد پول عراق، نشانهٔ I. Dinar است ID شرکت بین‌المللی توسعه I.D.A. دور نظریگ دور آرمانی Ideal Cycle کارآیی آرمانی؛ کارآیی در حد مطلوب Ideal Efficiency شاخص آرمانی Ideal Index نظم آرمانی قیمت فصلی؛ طرح آرمانی قیمت فصلی؛ قیمت فرضی Ideal Seasonal Price Pattern هم قوه Idempotent تطبیق؛ شناسایی؛ برابرسازی؛ یکی دانی؛ تعیین هویت Identification مسئلهٔ تشخیص Identification Problem اتحاد (در ریاضیات)؛ همانندی؛ برابری کامل؛ عینیت Identity ماتریس یکسان؛ ماتریس مساوی؛ ماتریس همانند Identity Matrix مبادلهٔ ویژه Idosyncratic Exchange مانده‌های بیکار؛ مانده‌های راکد Idle Balances ظرفیت بیکار؛ ظرفیت بلااستفاده؛ ظرفیت عاطل؛ ظرفیت بهره‌برداری نشده Idle Capacity هزینهٔ ظرفیت بیکار؛ هزینهٔ ظرفیت بلااستفاده Idle-capacity Cost پول بیکار؛ پول بلااستفاده Idle Cash سپردهٔ بیکار؛ سپردهٔ راکد؛ سپردهٔ بلااستفاده؛ سپردهٔ عاطل Idle Deposit پول بیکار؛ پول راکد Idle Money اندوخته‌های بیکار؛ اندوخته‌های بلااستفاده Idle-reserves منابع بیکار؛ منابع راکد Idle Resources زمان بیهوده؛ زمان عاطل؛ زمان بی‌استفاده؛ زمان تلف شدهٔ نیروی انسانی؛ زمان توقف ماشین آلات Idle Time اتحادیهٔ بین‌المللی محصولات کشاورزی؛ اتحادیهٔ بین‌المللی فرآورده‌های کشاورزی I.F.A.P. شرکت مالی بین‌المللی I.F.C. کرونا، واحد پول ایسلند، نشانهٔ اختصاری I. Krona است Ikr اعتصاب غیرقانونی Illegal Strike ناروا؛ غیرمجاز؛ ممنوع؛ نامشروع Illicit غیرنقدینه؛ نانقدینه Illiquid غیرنقدینگی؛ نانقدینگی Illiquidity اندازهٔ فراوانی بیماری Illness Frequency Rate اندازهٔ سختی بیماری؛ نسبت سختی بیماری Illness Severity Rate فقراقتصادی؛ اموال و خدمات مضر Illth سازمان بین المللی کار I.L.O. پست تصویری Image Processing ناترازی؛ عدم توازن Imbalance ناترازی پرداختها Imbalance of Payments سازمان مشورتی امور دریاداری I.M.C.O. صندوق بین‌المللی پول I.M.Fجنس قلابی؛ جنس تقلیدی Imitant تقلید؛ پیروی؛ تأسی Imitation تأثیر تقلید؛ اثر تقلید Imitation, Effect of رشد مصنوعی؛ رشد ساختگی Imitative Growth ملت بدهکار کم رشد؛ کشور بدهکار نارس Immature Debtor Nation مقرری نقد Immediate Annuity تحویل فوری Immediate Delvery هولدینگ؛ شرکت مادر بلافصل Immediate Holding Company طرفهای اصلی معامله؛ متعاملین بلافصل Immediate Parties انتفاع فوری Immediate Possession وجه رسانی مهاجران؛ پولی فرستی مهاجران؛ فرستادن پول از طرف مهاجران Immigrant Remittance مهاجرت Immigration رشد فقرآور Immisserizing Growth بی‌حرکت؛ غیرمنقول؛ مال غیرمنقول Immobile ذخیرهٔ ثابت؛ ذخیرهٔ راکد؛ ذخیرهٔ بی‌حرکت Immobile Stock بی‌حرکتی؛ غیرمنقولی؛ عدم ثباتگ عدم تحرک Immobility تبدیل به غیرمنقول Immobilization (of Capital) مال غیرمنقول Immovable Property نظام بین‌المللی پولی I.M.O. تحلیل تأثیر؛ تحلیل نقطهٔ اثر Impact Analysis اثر ضربه؛ اثر تحول؛ اثر برخورد؛ اثر فشار؛ اثر اصابت Impact Effect ضریب فزایندهٔ تأثیر Impact Multiplier اثر مالیات؛ اصابت مالیات؛ پیش پرداخت مالیات Impact of Tax اثر مالیات بندی؛ اصابت مالیات بندی Impact of Taxation سرمایه گذاری انتقالی Impair Investment حساب اضافهٔ منفی (در حسابداری)؛ سرمایه از دست رفته؛ سرمایهٔ معیوب؛ سرمایهٔ آسیب دیده؛ سرمایهٔ ناقص؛ سرمایهٔ بی‌پشتوانه Impaired Capital مقدار نقصان سرمایهگ مقدار کاستی سرمایه؛ مقدار زیان سرمایه Impairment (of Capital) میانجی بی‌طرف؛ رئیس بی‌‌غرض؛ داور بی‌طرف Impartial Chairman نیاز ستوده آورنده؛ نیاز مبرم Impelling Nedd رقابت ناقص Imperfact Competition اطلاعات ناقص Imperfact Information بازار ناقص؛ بازار ناکامل Imperfact Market چند قطبی ناقص Imperfact Oligopoly نقص در بازارهای کار؛ نقص در بازارهای مشاغل Imperfection in Job Markets اوضاع رقابت ناقص Imperfectly Competitive Situations امپریالیسم؛ استعمارگری؛ استعمار طلبی؛ سیاست استعمارطلبی Imperialism رجحان امپراتوری؛ برتری امپراتوری Imperial Preference حساب غیرشخصی Impersonal Account درنگ در اجرا؛ تأخیر در اجرا Implementation Lag قراردادهای ضمنی Implicit Contracts هزینهٔ ضمنی Implicit Cost بدهی ضمنی؛ دین ضمنی Implicit Debt تابع ضمنی؛ تابع غیرصریح Implicit Function بهرهٔ ضمنی؛ ربح ضمنی Implicit Interest ضریب تعدیل کنندهٔ قیمت ضمنی؛ ضریب تعدیل قیمت ضمنی Implicit Price Deflator

کرایهٔ ضمنی؛ اجارهٔ ضمنی؛ سهم زمین از تولید؛ سهم مالکیت Implicit Rent ارزش ضمنی اجاره بها Implicit Rental Value تعدیل ضمنی Implicit Weighting تراست ضمنی؛ امانت فرضی؛ امانت ضمنی Implicit Trust واردات Import نمایندهٔ کالاهای وارداتی Import Agent دلال واردات Import Broker نقطهٔ ورود شمش طلا Import Bullion Point سپردهٔ واردات Import Deposit حقوق و عوارض گمرکی؛ مالیات بر کالاهای وارداتی؛ عوارض واردات؛ حقوق گمرکی ورودی Import Duty (Duties) حسابهای عنوانی وارداتی Import Entitlement Accounts مالیات غیرمستقیم بر واردات Import Excise Tax نقطهٔ ورود طلا Import Gold Point تورم وارداتی Import Inflation جواز واردات؛ پروانهٔ واردات Import Liceuse صورت واردات؛ فهرست واردات Import List پروانهٔ ورود؛ جواز واردات Import Permit نقطه‌های ورود Import Points قیمت وارداتی Import Price منع ورود Import Prohibition سهمیهٔ واردات Import Quota نرخ ورود Import Rate محدودیت واردات Import Restriction نقطهٔ ورود پول مسکوک؛ نقطهٔ ورود طلا Import /specie Point جانشینی واردات؛ جایگزینی واردات Import Substitution جریمهٔ واردات Import Surcharge مازاد صادرات؛ افزونی صادرات Import Surplus تعرفهٔ ورود؛ تعرفهٔ واردات Import Tariffs تجارت وارداتی؛ تجارت کالاهای وارداتی Import Trade شاخصهای ارزش واحد واردات Import Unit Value Index ارزش واردات؛ ارزش کالاهای وارداتی Import Value واردکننده؛ بازرگان واردکننده؛ وارداتچی Importer مؤسسهٔ واردکننده Importing House مالیات بر کالاهای وارداتی؛ حقوق گمرکی؛ حق ورود Imports واردات نامرئی Imports, Invisible واردات مرئی Imports, Visible واردات و صادرات Imports and Exports جمع کل واردات و صادرات Imports and Exports Combined مالیات بندی؛ مالیات گذاری؛ مالیات Imposition قضیهٔ عدم امکان Impossibility Theorem مالیات بر واردات Impost ضبط کردن Impound غیرعملی؛ ناشدنی Impracticable تنخواه‌گردان؛ پیش پرداخت عملیات؛ پیش پرداخته (در مورد پول) Imprest حساب تنخواه گردان؛ اعتبار متحرک؛ پیش پرداخت Imprest Accont حوالهٔ پیش پرداخت Imprest Bill حساب تنخواه‌گردان؛ حساب مساعده؛ پیش پرداخت Imprest Cash وجه تنخواه گردان؛ وجه مساعده Imprest Fund روش تنخواه گردان Imprest System بهبودی پذیر؛ اصلاح پذیر؛ قابل اصلاح ؛ قابل ترقی؛ قابل استفاده؛ به درد خور Improvable بهبودی دادن؛ اصالح کردن؛ ترقی دادن؛ آباد کردن؛ قابل استفاده کردن؛ تعمیر کردن؛ تبدیل به احسن کردن؛ ثابت کردن؛ ثابت شدن؛ معلوم شدن؛ حقیقت چیزی را نشان دادن Improve زراعت مترقی Improved Farming کالای اصلاح شده؛ مال اصلاح شده Improved Good اعیانی؛ بهبودی؛ اصلاح؛ آبادی؛ ساختمان؛ اعیان؛ پیشرفت؛ ترقی؛ ازدیاد؛ بالا بودن؛ بهترشدگی؛ تبدیل به احسن Improvement عامل بهبود Improvement Factor وام به منظور بهبود Improvement Loan کارآموز؛ مبتدی؛ اصلاح کننده؛ بهبودی دهنده؛ ترقی کننده؛ پیشرفت کننده Improver آماده نشده؛ غیرمجهز؛ پیش‌بینی نشده؛ بدون تدارک Improvided عدم پیش‌بینی؛ بی‌احتیاطی؛ عاقبت نیندیشی؛ اسراف؛ ولخرجی؛ اهمال کاری Improvidence پیشرفت؛ ازدیاد؛ ترقی؛ بهبودی؛ اصلاح؛ آبادی؛ ساختمان؛ اعیانی؛ اعیان؛ وجه احسن؛ بهبودی دهندهگ پیشرفت دهنده؛ پیشرفت کننده Improving اجاره به قید اصلاح Improving Lease خرید ناگهانی؛ خرید بی‌مقدمه Impluse Baying کالاهای انگیزهٔ نسبی Impluse Goods کالاهای عمومی ناسره Impure Public Good تعیین سهم Imputation منتسب؛ انتسابی؛ غیرواقعی Imputed هزینهٔ انتسابی؛ هزینهٔ ضمنی Imputed Cost درآمد ضمنی؛ درآمد انتسابی؛ درآمد غیرپولی؛ درآمد اختصاصی Imputed Income بهرهٔ ضمنی؛ بهرهٔ انتسابی Imputed Interest پرداختهای انتسابی؛ پرداختهای ضمنی Imputed Payments اجارهٔ انتسابی؛ اجارهٔ ضمنی؛ اجرت المثل Imputed Rent در حالت تعلیق؛ معلق In Abeyance بقایا؛ پس افتها؛ ناپرداخته‌ها In Arrears بی‌نام In Blank زیر کلید In Bond حسابدار مسئول In-charge Accountant پر تقاضا In Demand در زمان مفید؛ در وقت مقرر In Due Course در بودجه؛ به نفع In Favour of سالم و بی‌عیب In Good Order عمده فروش In Gross تأمین مالی داخلی In House-Financing وجوه خودی؛ وجوه مؤسسه In-bouse Funds جنسی؛ به صورت جنس؛ غیرنقدی In Kind توزیع مجدد جنسی In-kind Redistribution به جای؛ به عوض In-lieu مالیات عوض In Lieu Tex آموزش حین کار In Plant Training صورت قرضهای تکراری؛ صورت دیون تکراری In Redebts آموزش حین خدمت In-service Training مالیات بر شیء In Rem Tax «در درون بانک»؛ «داخل بانک» "In The Bank" قیمت جالب In the Money بین راهی؛ عبوری ؛ درگذر In Transit حساب راکد؛ حساب غیرفعال Inactive Account ماندهٔ بیکار؛ ماندهٔ غیرفعال؛ ماندهٔ عاطل؛ ماندهٔ راکد Inactive Balance پول بیکار؛ پول راکد؛ غیرفعال؛ پول بی‌اثر Inactive Money سهم غیرفعال Inactive Stock انگیزه؛ پاداش Incentive مزد تشویقی؛ پاداش تشویقی Incentive Pay نظام‌های پرداخت تشویقی Incentive Payment Systems طرح تشویقی؛ طرح ایجاد انگیزه؛ طرح پرداخت پاداش Incentive Scheme سهام تشویقی Incentive Shares مالیات تشویقی Incentive Tax مالیات بندی تشویقی Incentive Taxation مزد پاداشی؛ مزد تشویقی؛ مزد محرک Incentive Wage طرح‌های مزد تشویقی Incentive Wage Schemes نظام مزد تشویقی Incentive Wage System آغاز تاریخ بیمه Inception Dates of insurance اینچ Inch حسابدار مسئول In-charge Accountant شرط بیمهٔ خطرات غیردریایی؛ مادهٔ بیمهٔ خطرات غیرمربوط به دریا Inchmaree Clause سند ناکامل؛ سند نیمه کاره Inchoate Instrument انتقال مالیات؛ انعکاس مالیات؛ تعلق واقعی مالیات؛ تحمل کنندهٔ نهایی مالیات؛ بازتاب مالیات بندی؛ انعکاس مالیات بندی Incidence of Taxation مخارج اتفاقی Incidental Expenses نمونهٔ اتفاقی Incidental Sample آثار Incidents شامل کلیهٔ هزینه‌ها Inclusive Charge نرخ مقاطعه؛ نرخ کلی؛ نرخ شامل Inclusive Rate درآمد Income جریان دایره‌ای درآمد Income, Circular Flow of درآمد ملی Income, National درآمد موهوم؛ درآمد نظری؛ درآمد خیالی Income, notional درآمد واقعی Income, Real توزیع مجد ددرآمد Income, Re-distribution of سرچشمه‌های درآمد؛ منابع درآمد Income, Sources of انواع درآمد Income, Types of درآمد کسب نشده؛ درآمد غیراکتسابی Income, Unearned حساب درآمد Income Accont درآمد واقعی با توجه به تورم Income Adjusted for Inflation تحلیل درآمد Income Analysis حساب درآمد و خرج Income and Expenditure Account مطالعه در باب مخارج و درآمد؛ دید درآمد و مخارج Income and Expenditure Approach معادلهٔ درآمد و مخارج Income and Expenditure Equation درآمد و هزینه Income and Expense درآمد و اثر جانشینی Income and Substitution-effect قرضه درآمدی؛ تعهد پرداخت بهره Income Bond گردش دورانی درآمد Income Circular منحنی درآمد - مصرف Income-consumption Curve قرضهٔ متکی به درآمد Income Debenture کسور درآمد Income Deductions تعیین درآمد Income Determination نظریهٔ تعیین درامد Income Determination, Theory of توزیع درآمد Income Distribution درآمد مکتسب Income Earned اثر درآمد؛ تناسب خرید با درآمد Income Effect کشش درآمد؛ حساسیت درآمد Income Elasticity کشش درآمدی تقاضا؛ کشش تقاضا نسبت به درآمد Income Elasticity of Demand کشش درآمدی واردات Income Elasticity of Demand for Imports کشش درآمدی واردات Income Elasticity to Import معادلهٔ درآمد Income Equation الگوی درآمد - خرج Income-expenditure Model درآمد ثابت؛ درآمد ناشی از بازدهٔ سرمایه‌گذاریهای ثابت Income From Fixed-yield Investments درآمدهای متغیر؛ درآمد ناشی از بازدهٔ سرمایه‌گذاریهای متغیر Income From Variable-yield Investments متکی به درآمد؛ درگیر درآمد Income Gearing تحلیل درآمد Income Analysis حساب درآمد و خرج Income and Expenditure Account مطالعه در باب مخارج و درآمد؛ دید درآمد و مخارج Income and Expenditure Approach معادلهٔ درآمد و مخارج Income and Expenditure Equation درآمد و هزینه Income and Expense درآمد و اثر جانشینی Income and Substitution-effect قرضه درآمدی؛ تعهد پرداخت بهره Income Bond گردش دورانی درآمد Income Circular منحنی درآمد - مصرف Income-consumption Curve قرضهٔ متکی به درآمد Income Debenture کسور درآمد Income Deductions تعیین درآمد Income Determination نظریهٔ تعیین درامد Income Determination, Theory of توزیع درآمد Income Distribution درآمد مکتسب Income Earned اثر درآمد؛ تناسب خرید با درآمد Income Effect کشش درآمد؛ حساسیت درآمد Income Elasticity کشش درآمدی تقاضا؛ کشش تقاضا نسبت به درآمد Income Elasticity of Demand کشش درآمدی واردات Income Elasticity of Demand for Imports کشش درآمدی واردات Income Elasticity to Import معادلهٔ درآمد Income Equation الگوی درآمد - خرج Income-expenditure Model درآمد ثابت؛ درآمد ناشی از بازدهٔ سرمایه‌گذاریهای ثابت Income From Fixed-yield Investments درآمدهای متغیر؛ درآمد ناشی از بازدهٔ سرمایه‌گذاریهای متغیر Income From Variable-yield Investments متکی به درآمد؛ درگیر درآمد Income Gearing درآمد برحسب جنس؛ درآمد جنسی؛ درآمد غیرپولی Income in Kind قانون درآمد Income Law نشت درآمد؛ تراوش درآمد؛ کسر درآمد؛ کمبود درآمد Income leakage حفظ درآمد Income Maintenamce انگیزهٔ درآمد Income Motive ضریب افزایش درآمد؛ ضریب فزایندهٔ درآمد Income Multiplier خط درآمد - عرضه Income-offer Line درآمد مؤسسات غیرسهامی Income of unincorporated Enterprise درآمد سرمایه‌گذاری‌ها Income on Investments درآمد شخصی Income Payments to Individuals دوره‌های درآمد Income Periods خط درآمد - خرید Income-purchase Line توزیع مجدد درآمد Income Redistribution نسبت فروش‌ها به درآمد Income Sales Ratio سهم افراد و مؤسسات از درآمد Income Share صورت‌حساب درآمد Income Sheet صورت درآمد؛ صورت نفع و ضرر؛ حساب بهره‌برداری Income Statement حساب صورت درآمد؛ حساب اسمی Income Statement Account تطبیق صورت سود و زیان Income-statement Identity مالیات بر درآمد Income Tax مالیات بر درآمد تصاعدی Income Tax, Progressive بخشودگی مالیات بر درآمد Income Tax Allowance اظهارنامهٔ درآمد Income-tax Return رابطهٔ درآمدی تجارت Income Terms of Trade سرعت گردش درآمد؛ سرعت گردش پول به صورت درآمد Income Velocity سرعت گردش درآمد Income Velocity of Circulation سرعت گردش درآمدی پول Income Velocity of Money بازدهٔ درآمدی؛ بازدهٔ پولی Income Yield مطالبات درآمددار Income-yielding Claims سیاست درآمدها Incomes Policy شریک تازه وارد؛ همکار تازه وارد Incoming Partner دریافت‌ها؛ مداخل Incomings نامتوافق؛ ناسازگار؛ ناپیوسته؛ متناقض؛ ناجور؛ ناهماهنگ؛ وفق ندادنی؛ غیرقابل تلفیق؛ ناموافق؛ نااستوار؛ بی‌پرو پا Inconsistent


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان تجارت8


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/۳ | ٧:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.