دلال ارز؛ صراف Foreign Exchange Broker کمیسیون ارز Foreign Exchange Commission نظارت ارز؛ نظارت بر ارز؛ نظارت ارزی Foreign Exchange Control اعتبارات گشایش یافتهٔ ارزی Foreign Exchange Credits داراییهای به صورت اسعار خارجی Foreign Exchange Holdings ارزبری Foreign Exchange Intensity ارزبر Foreign Exchange Intensive بازار ارز؛ بازار اسعار Foreign Exchange Market تفاوت زیان آور نرخ ارز؛ جریمهٔ ارزی Foreign Exchange Penalty نرخ برات خارجی؛ مظنهٔ ارزها Foreign-exchange Rate اندوختهٔ ارزی Foreign Exchange Reserve معاملات ارزی؛ داد و ستد ارزی Foreign Exchange Transaction اوراق قرضهٔ خارجی؛ انتشار سهام یا قرضهٔ خارجی Foreign Flotation سرمایه‌گذاری خارجی؛ سرمایه گذاری در خارجه Foreign Investment اعطای وام به خارج؛ وام دادن به خارجیها Foreign Lending وام خارجی؛ وام از خارج Foreign Loan موجودی مواد خارجی Foreign Material Inventory ارز؛ اسعار Foreign Money بازرگانی خارجی Foreign Trade بانک تجارت خارجی ایران Foreign Trade Bank of Iran (the) تأمین مالی تجارت خارجی Foreign Trade Financing ضریب فزایندهٔ تجارت خارجی Foreign Trade Multiplier منطقهٔ تجارت خارجی (بندر آزاد Foreign Trade Zone (Free Port)  سفر خارجه Foreign Travel تعیین ارزش خارجی؛ ارزیابی خارجی Foreign Valuation سرکارگر؛ مباشر؛ کارگر مباشر؛ سر عمله Foreman سرکارگری Foremanship عمل احتکار Forestalling معاملهٔ چکی؛ معاملهٔ قطعی Forfaiting تاوان؛ جریمه؛ غرامت Forfeit ضبط سهام Forfeit of Shares سهام از دست رفته؛ سهام ضبط شده Dofreited Shares سقوط و نزول بها؛ ضرر؛ جریمه؛ زیان؛ خسران؛ از دست دادگی Forfeiture جعل کردن؛ جعل اسناد Forge بیمهٔ جعل Forgery Insurance فورینت، واحد پایهٔ پول در مجارستان، قابل تقسیم به ۱۰۰ فیلرز (Fillers) است Forint مطولبیت شکل Form Utility صوری Formal یقین صوری Formal Certainty منطق صوری Formal Logic واخواست رسمی Formal Protest علم صوری؛ علم نظری Formal Science قطع و اندازهٔ اطلاعات Format تشکیل کار و کسب Formation, Business شکلهای سازمان کار و کسب؛ اشکال مؤسسات انتفاعی Forms of Business Organization انواع پول؛ اشکال پول Forms of Currency اقسام نظارت انحصاری؛ انواع نظارت بر انحصار Forms of Monopoly Control دستور؛ فرمول Formula انواع قاعدهٔ سرمایه گذاری کردن Formula Investing, Types of دستورنامه Formulary فرت ناکس Fort Knox فورتران Fortran ثروت؛ دارایی Fortune سلف Forvard کارگزار حمل و نقل؛ متصدی حمل و نقل Forvard Agent بودجهٔ پیش‌بینی شده؛ بودجهٔ مصوب Forvard budget ادغام با شرکت پایین دست Forvard Combination قرارداد سلف؛ معاملهٔ سلف؛ قرارداد آتی؛ قرارداد پیش فروش Forvard Contract معاملات ارزی به وعده Forvard Dealings معامله سلف ارز؛ قرارداد پیش فروش ارز؛ قرارداد آتی ارز Forvard Exchange بازار سلف ارز؛ بازار پیش فروش ارز Forvard Exchange Market پیش فروش تأمینی Forvard Hedging ادغام پایین دست Forward Integration پیوستگی با پایین دست Forvard Linkage بازار پیش فروش؛ بازار سلف Forvard Market بازاریابی و بازاررسی پیش رس Forvard Marketing خرید سلف Forvard Purchase پیش خرید؛ خرید سلف Forvard Purchasing فروشهای سلف؛ معاملات سلف Forvard Purchasing Sales نرخ سلف Forvard Rate فروشهای سلف؛ پیش فروشها Forvard Sales مالیات انتقالی به ما بعد Forvard Shifting Tax فرستندهٔ بار؛ بار فرست Forwarder حمل و نقل؛ ارسال؛ مربوط به محصول آتی Forwarding نمایندهٔ حمل و نقل؛ متصدی حمل و نقل؛ صادرکننده و یا حمل کنندهٔ کالای تجاری؛ سازمان‌دهٔ بار؛ پیش برندهٔ حمل بار Forwarding Agent نمایندگی فرستندهٔ بار؛ مؤسسهٔ اراسل کنندهٔ بار Forwarding Agency نمایندهٔ فرستندهٔ بار Forwarding Agent هزینه‌های ارسال Forwarding Charges اعلامیهٔ ارسال کالا Forwarding Note تحویل کالا روی کامیون F.O.T. نادرست "Foul" بارنامهٔ مشروط؛ بارنامهٔ کالای معیوب Foul Bill of Lading عطایای بنیاد؛ کمک بلاعوض بنیاد Foundation Grant بنیادگذار؛ مؤسس Founder سهام مؤسس Founder's Shares سهام مؤسسین؛ سهام بنیادگذاران Founder's Stock تحلیل فوریه Fourier Analysis فوریریسم Fourierism معاف از خسارت خاص F.P.A. مواد بخشوده از خسارت خاص؛ شروط ضمنی بخشوده از خسارت جزئی F.P.A. Clauses هیأت مستقل متشکل از پنج نمایندهٔ اداری که به وسیلهٔ ریاست جمهوری ایالات متحد با تصویب سنا منصوب می‌شوند. F.P.C. قابل تقسیم Fractionable بانکداری جزئی Fractional Banking پشیز؛ پول خرد؛ پول نشانه‌ای Fractional Coins, Token Money پول خرد؛ پشیز Fractional Currency اجزای پول؛ اجزای یک واحد پولی Fractional Money اجزاء کسری Fractional Parts بانکداری اندوختهٔ کسری Fractional Reserve Banking اصل اندوختهٔ کسری Fractional Reserve Principle الزام اندوختهٔ کسری Fractional Reserve Requirement اندوخته‌های جزیی؛ اندوخته‌های ناچیز Fractional Reserves چارچوب مرجع؛ چارچوب مأخذ Frame of Reference فرانک Franc, Fr امتیاز؛ حق مخصوص؛ فرانشیز؛ امتیاز فروش "Franchise" مالیات بر امتیاز Franchise Tax رایگان؛ مجانی؛ بدون خرج؛ بدون مخارج پستی؛ بدون مخارج تحویل Franco بدون هزینهٔ حمل؛ فاقد هزینهٔ حمل Franco Domicile حق ارسال رایگان مواد و کالا توسط پست Frank درآمد مالیات دررفته Franked Income درآمد سرمایه‌گذاری معاف از مالیات Franked Investment Income مجموعهٔ پستی رایگان Franking نسبت F؛ ضریب F F. Ratio سوءاستفاده؛ تقلب؛ کلاهبرداری Fraud ورشکسته به تقصیر Fraudulent Bankrupt معاملهٔ ساختگی؛ معامله به قصد فرار از بدهی؛ معاملهٔ تقلبی به قصد فریبکاری Fraudulent Conveyance رجحان نادرست؛ برتری ناصواب Fraudulent Preference انتقال تقلبی؛ انتقال ساختگی Fraudulent Transfer تحویل در کنار کشتی Free Alongside Ship آزاد و بلامانع Free And Clear بانکدار آزاد "Free Banker" بانکداری رایگان Free Banking سرمایهٔ آزاد Free Capital کالای سرمایه‌ای آزاد؛ کالای سرمایه‌ای غیراختصاصی Free Capital Good تحویل کالا در نقطهٔ معین به حمل کننده Free Carrier, Named Point ضرب نامحدود سکه؛ ضرب مجاز سکه Free Coinage رقابت آزاد Free Competition پول آزاد؛ آزادی تسعیر؛ پول قابل انتقال Free Currency دور آزاد Free Cycle استهلاک آزاد Free Depreciation تحویل بارانداز؛ تحویل اسکله Free Docks اقتصاد آزاد Free Economy تصدی آزاد؛ تجارت و معاملات آزاد؛ نظام تجارت آزاد Free Enterprise نظام اقتصادی آزاد Free Enterprise System ورود آزاد بنگاهها به صنعت Free Entry نرخهای مبادلهٔ آزاد؛ نرخهای آزاد ارز Free Exchange Rates مبادلات آزاد Free Exchanges روند قیمت آزاد کشاورزی Free Farm Price Trend نرخ متغیر و آزاد؛ نرخ شناور آزاد Free-floating Rate معاف از جبران خسارت جزئی؛ بخشوده از جبران خسارت خاص Free from Particular Average طلای آزاد Free Gold کالای آزاد؛ مال آزاد؛ کالای رایگان Free Good ملک طلق؛ ملک بدون قید و شرط Freehold صورت اموال معاف از حقوق گمرکی Free List بازار آزاد Free Market اقتصاد بازار آزاد Free-market Economy پرداختهای چندجانبهٔ آزاد Free Multilateral Payments بخشوده از هرگونه خسارت Free of All Average مجانی؛ رایگان؛ Free of Charge بخشوده از عوارض گمرکی؛ معاف از حقوق گمرکی Free of Duty معاف از مالیات بر درآمد؛ بخشوده از مالیات؛ بدون مالیات Free of Income Tax معاف از خسارت خاص Free of Particular Average (F.P.A.) تحویل روی عرشهٔ کشتی Free on Board تحویل در اسکله Free on Quay تحویل کالا روی قطار Free on Rail تحویل کالا روی واگن قطار Free on Railroad تحویل کالا روی واگن قطار Free on Train (F.O.T.) تحویل روی واگن؛ تحویل روی قطار Free on Truck تحویل روی کشتی در مقصد Free Overside کالا بدون کشتی مشخص Free Overside Exship بندر آزاد Free Port نرخ آزاد Free Rate اندوخته‌های آزاد Free Reserves عامل مختار؛ مصرف کنندهٔ مختار Free Rider دلال آزاد Free Rider ضرب آزاد نقره Free Silver سود قابل تقسیم Free Surplus تجارت آزاد؛ بازرگانی آزاد Free Trade حوزهٔ تجارت آزاد Free Trade Area منطقهٔ تجارت آزاد Free Trade Zone بازرگان آزاد؛ سوداگر آزاد؛ تاجر آزاد Free Trader درجهٔ آزادی Freedom Degree ورود آزاد Freedom Entry آزادی انتخاب Freedom of Choice آزادی قرارداد Freedom of Contract آزادی ورود Freedom of Entry نرخهای ارز آزادانه متغیر Freely Fluctuating Exchange Rates مسدود کردن Freeze دورهٔ تثبیت Freeze Period هزینهٔ حمل کالا با کشتی یا کامیون؛ کرایه؛ کرایهٔ کشتی؛ بار؛ بار کشتی باربری؛ حمل و نقل دریایی ن.ک: Basing point system Freight فروش بدون افزودن هزینهٔ تحویل Freight Absorption حساب کرایه؛ حساب بار کشتی Freight Account کرایهٔ کشتی و تحویل؛ بار کشتی و تحویل Freight And Cartage ثبت کرایه؛ تعهد کرایه Freight Bookings دلالی کرایهٔ کشتی Freight Broking (Freight Brokerage) کرایهٔ حمل و بیمه تا مقصد پرداخته شده است. Freight (Carriage) and insurance Paid to کرایه حمل پرداخته شده تا Freight Carriage Paid to کرایهٔ حمل تا مقصد معین پرداخته شده است. Freight/carriage Paid to Named Point of Destination طبقه‌بندی کرایهٔ بار کشتی Freight Classification وصول کرایهٔ حمل؛ هزینهٔ حمل در مقصد دریافت می‌شود. Freight Collect قرارداد کرایه و بار کشتی Freight Contract اظهارنامهٔ بارگیری Freight Dedaration کثرت بار کشتی؛ تراکم بار کشتی Freight Density کرایهٔ حمل در مقصد پرداخته می‌شود Freight Forward متصدی حمل و نقل بار کشتی؛ واسطهٔ حمل و نقل؛ فرستندهٔ بار کشتی Freight Forwarder هزینهٔ حمل کالا به مؤسسه؛ هزینهٔ حمل کالاهای خریداری شده Freight-in تضمین پرداخت هزینهٔ حمل Freight Indemnity بیمهٔ کرایه و بارکشتی Freight Insurance کرایهٔ حمل کالای خریداری شده Freight Inward لکوموتیو کالاهای تجاری Freight Locomotive اعلامیهٔ حمل Freight Manifest بازار کرایه و بار کشتی Freight Market سند کرایه و بار کشتی Freight Note ادارهٔ کرایه و بار کشتی Freight Office هزینهٔ ارسال کار Freight Outward هزینهٔ حمل پرداخته شده Freight Paid کرایهٔ حمل تا مقصد پرداخته شده Freight (carriage) Paid to مظنهٔ کرایهٔ بار کشتی Freight Quotation نرخ کرایهٔ بار کشتی Freight Rate تخفیف کرایهٔ بار کشتی Freight Rebate کرایهٔ پیشکی Freight Release Advance Freight دستگاه کرایهٔ بارکشتی Freight Service تن باربری Freight Ton حمل و نقل کالاهای تجاری Freight Traffic بارکننده؛ بارکش؛ کشتی‌دار؛ کشتی باری؛ فرستندهٔ بار Freighter بسامد، فراوانی؛ تواتر Frequency جدول بسآمد در آمار؛ جدول توزیع؛ جدول فراوانی Freight Chart منحنی فراوانی Frequency Curve نمودار فراوانی Frequency Diagram توزیع بسامد؛ توزیع فراوانی Frequency Distribution فراوانی غیبتها؛ نسبت غیبتها Frequency of Absences چند ضلعی بسامد؛ چند ضلعی فراوان؛ کثیرالاضلاع فراوانی Frequency Polygon

جداول فراوانی Frequency Table اصطکاک اقتصادی Friction, Economic بیکاری برخوردی؛ بیکاری عارضی؛ بیکاری اصطکاکی Frictional Unemployment فریدمن؛ میلتن Friedman, Milton انجمنهای رفیقانه؛ انجمنهای دوستانه؛ انجمنهای رفقا؛ انجمنهای دوستان؛ شراکت داوطلبانه دارای هدف کمک متقابل میان اعضا خود؛ انجمن کمکهای متقابل؛ انجمن تعاونی Friendly Societies ترساندن پیش‌فروش‌کنندگان Frighten The Dealers مزایای جنبی؛ مزایای فرعی؛ مزایای فوق العاده Fringe Benefit مسائل کوچک در قرارداد کارگری، مانند پاداشهای نوبت کاری Fringe Issues فریش؛ راگنار Frisch, Ragnar طرح وام آزاد و بدون محدودیت Front End Loan Plan عملیات مستقیم Front Door Operations حق الزحمهٔ ابتدائا” پرداختی Front End Fee پرداخت پیشاپیش؛ پرداخت پیشکی Front End Loading دکه‌دار Frontsman مسدود؛ غیرنقدینه Frozen حساب مسدود Frozen Account دارایی غیرتولیدی؛ دارایی غیرفعال Frozen Assets اعتبار مسدود Frozen Credit خنثی شدن قهری Frustration of Adventure بی‌نتیجه ماندن قرارداد Frustration of Contract دلار، واحد پول فیجی، نشانهٔ F.Dollar است F$ نمایندگی تأمین فدرال F.S.A. شرکت بیمهٔ فدرال وام و پس‌اندازها F.S.L.I.C. شرکت فدرال اعانهٔ اضافی F.S.R.C. آمار F F-Static واحد طول به در ازای ۱۲ اینچ Ft فورینت، واحد پول مجارستان، نشانهٔ Forint است کمیسیون فدرال تجارت F.T.S. سوخت اولیه و ثانوی Fuels, Primary and Secondary سکهٔ طلای تمام عیار Full Bodied Coin سکهٔ طلای تمام عیار Full-Bodied Gold Coin پول تمام عیار؛ پول کامل Full-Bodied Money هزینهٔ کامل؛ هزینهٔ کل Full Cost قیمت گذاری هزینهٔ کامل Full Cost Pricing قاعدهٔ گروه کامل Full Crew Rule اشتغال کامل Full Employment مازاد بودجهٔ اشتغال کامل Full Employment Budget Surplus کسری (مازاد) اشتغال کامل Full Employment Deficit (Surplus) تعادل اشتغال کامل Full Employment Equilibrium محصول ناخالص ملی در اشتغال کامل Full Employment G.N.P. درآمد ملی اشتغال کامل Full Employment Notional Income سطح بیکاری اشتغال کامل Full Employment of Unemployment مقدار تولید در اشتغال کامل Full Employment Output اندازهٔ بیکاری اشتغال کامل Full Employment Unemployment Rate پشت نویسی کامل؛ ظهرنویسی کامل Full Endorsement سند قرارداد اعتبار و اعتماد کامل؛ قرضهٔ کاملا” مطمئن Full Faith And Credit Bond عمده فروش چند کاره Full Function Wholesaler پایهٔ طلای کامل Full Gold Standard جانشینی جبری کامل Full Growding Out احتمال بیشینهٔ اطلاعات کامل Full Information Maximum Linkihood قدرت معاملهٔ کامل Full-live Forcing سهم کامل؛ یک قطعهٔ کامل از یک قرضه Full Lot سهام صد دلاری Full Stock مدیران تمام وقت شرکت Fullptime Directors Close Company سرمایه گذاری کامل Fully Invested پرداخت کامل Fully Paid سهم تماما” پرداختی؛ سهم کاملا” پرداخته شده Fully Paid Share خدمت؛ وظیفه؛ نقش؛ عمل؛ تابع؛ کارکرد Function عملکرد یک عمل قاعده‌ای Function of a Function Rule تابعتابع Functional طبقه بندی عملیات؛ طبقه بندی برحسب وظیفه Functional Classification هزینه‌یابی کارکردی Functional Costing تنزیل کارکردی؛ تنزیل تجاری Functional Discount توزیع مبتنی بر عوامل تولید Functional Distribution توزیع کارکردی درآمد؛ توزیع درآمد برحسب کارکرد Functional Distribution of Income سیاست مالی تثبیت اقتصادگ مالیهٔ کارکردی Functional Finance نمودار تحلیل پرسشنامه‌های کارکردی Functional Forms Analysis Chart سازمان تخصصی Functional Organization ستاد تخصصی Functional Staff وظایف مدیران Functions of Executives وظایف پول Functions of Money نوع توابع Functions Type تهیهٔ وجه کردن؛ تبدیل به قرضهٔ مستمر کردن؛ تأمین کردن؛ به حساب ریختن Fund وجه؛ وجوه احتیاطی؛ دارایی موجود؛ صندوق Fund صندوق تنخواه گردان Fund, Imprest انواع صندوق Fund, Types of حسابهای تنخواه؛ حسابهای صندوق Fund Accounts دارایی صندوق Fund Asset دارندهٔ سهام دولتی؛ دارندهٔ قرضهٔ دولتی Fund-holder وجه امانی Fund in Trust مازاد صندوق Fund Surplus حساب واحد صندوق Fund Unit Account معادلهٔ اساسی حسابداری Fundamental Accounting Equation عدم تعادل اساسی Fundamental Disequilibrium پرسشهای اساسی اقتصادی؛ مطالب اساسی اقتصادی Fundamental Economic Questions بنیادگرا Fundamentalist بهرهٔ پرداختی به صورت اوراق قرضه Funded Debenture Interest قرض مستمر؛ دین مستمر؛ بدهی دارای پشتوانه و درازمدت؛ وام پشتوانه‌دار؛ بدهی دراز مدت Funded Debt برنامهٔ بازنشستگی مستمر؛ برنامهٔ بازنشستگی Funded Pension Plan ملک دارای پشتوانه Funded Property اندوختهٔ مستمر؛ اندوختهٔ دارای پشتوانه Funded Reserve دارندهٔ سهام قرضهٔ دولتی؛ سهام‌دار Fundholder تبدیل به قرضهٔ مستمر؛ مستمر ساختن قرضه؛ تبدیل وامهای غیرثابت به وامهای پشتوانه‌دار و بهره‌دار Funding اوراق قرضهٔ تهیهٔ وجه؛ اوراق قرضهٔ سرمایه گذاری Funding Bonds گواهینامهٔ تأمین وجه از راه قرض Funding Certificate وام تهیهٔ وجه Funding Loan وجوه Funds تحلیل جریان وجوه Funds-flow Analysis صورت حساب وجوه؛ صورت حساب صندوق Funds Statement هم‌طراز از نظر کیفیت Fungible کالاهای مثلی Fungible Goods پول ترساننده Funk Money ول ناجور Funny Money فرلانگ Furlong اثاثه Furniture And Fixture موجودی پول در جیب؛ دارایی در جیب Furniture of One's pocket اختلاط Fusion ائتلاف‌گرا Fusionist معاملات سلف؛ قراردادهای آتی؛ قراردادهای سلف Futures قرارداد ناظر به آینده Futures Contract معاملهٔ ناظر به آینده Futures, Dealing in بازار نسیه؛ بازار کالای وعده‌ای Futures Market نرخهای سقفلی Futures Rates فروشهای سلف Futures Sales ارزش. اف (F) F. value سلف Fwd. گورد، واحد پول هائیتی، نشانهٔ Gourde است G, Gde گوآرانی، واحد پول پاراگوئه، نشانهٔ Guarani است G, G قرار عمومی وام‌گیری؛ ترتیب عمومی استقراض G.A.B. گروی؛ وثیقه؛ تعهد Gage متعهد شدن؛ متعهد ساختن؛ ملزم کردن؛ شرط بندی کردن؛ شرط بستن Gage منفعت؛ مزیت؛ مازاد درآمد بر هزینه؛ برد؛ سود؛ نفع؛ صرفه؛ استفاده؛ غنیمت؛ دستاورد؛ بهره؛ حصول؛ تحصیل؛ کسب؛ تصرف؛ دستیابی Gain سود بردن؛ درآوردن؛ منفعت کردن؛ فایده بردن؛ به دست آوردن؛ باز یافتن Gain سود یا زیان؛ نتیجهٔ عملیات Gain or Loss تسهیم فایده با کارگران Gain Sharing میان بر زدن؛ میان بر رفتن Gaincope نفع‌بر؛ استفاده کننده؛ تحصیل سودکنندهگ کسی که سود می‌برد Gainer قابل استفاده؛ سود بخش؛ سودمند؛ با منفعت؛ با صرفه؛ مفید؛ با استفاده؛ مشغول در کار Gainful معاملهٔ پر سود؛ کسب پر سود Gainful Undertaking بی‌سود؛ بی‌فایده؛ بی‌منفعت؛ بی‌استفاده Gainless منافع تجارت Gains from Trade سودمند؛ با استفاده؛ مفید؛ آماده؛ فوری؛ سریع Gainsome گالبریت، جان کنت Galbraith, John Kenmeth پرداخت قسطی (در ایالات متحد)؛ اجاره قسطی (در انگلیس) Gale گالن؛ پیمانه‌ای برابر با ۳/۷۸۵۳ لیتر Gallon گالن امپریال Gallon (imp) تورم سواره؛ تورم تازنده Galloping Inflation تباهی قمارباز؛ تباهی خطر احتمالی Gambler's Ruin قمار؛ریسک؛ خطر احتمالی؛ تصادف Gambling نظریهٔ بازی Game Theory نظریهٔ بازیها Games, Theory of مالیات بازی Gaming Tax دسته؛ دست؛ یک دست Gang منگنه کردن یک دسته کارت به طرزی یکنواخت و مشابه Gang-punck نمایش هندسی گانت Gantt Chart برنامهٔ پاداش گانت Gantt Preminum Plan شکاف؛ فرق فاحش؛ اختلاف زیاد و بزرگ Gap دستمزد تضمینی Garanteed Wage تأمین کننده؛ دریافت کنندهٔ اخطار تأمین مال یا مدعی به یا خواسته Garnishee حکم دادگاه مبنی بر توقیف دارایی مشتریان نزد بانکها Garnishee Order تأمین کنندهٔ خواسته؛ تأمین کنندهٔ مدعی به Garnisher حکم تأمین مدعی به؛ حکم تأمین خواسته؛ اخطار تأمین مال Garnishment تحصیلدار؛ مأمور وصول Gatherer گات؛ موافقتنامهٔ عمومی تعرفه و تجارت G.A.T.T. نمونه؛ اندازه؛ الگو Gauge منحنی گاوس Gaussian Curve نقض تعهد فروش Gazumping نسبت تطبیق Gear Ratio تطبیق (تولید و تقاضا)؛ میزان اتکا به وام Gearing نسبت تعهد؛ ضریب تعهد Gearing Ratio تولید جزئی؛ تولید نادر و جزئی؛ فوق العاده؛ بی‌حاصل؛ غیرتولیدی؛ کمیابی؛ تنگی؛ قحطی؛ تنگسالی Geason کمپانی جنرال الکتریک G.E.C. عمومی؛ همگانی؛ کلی؛ عام General قبولی نویسی بی‌قید و شرط General Acceptance حسابداری کل General Accontant ادارهٔ حسابداری کل General Accounting Office نمایندهٔ کل General Agent موافقتنامهٔ عمومی تعرفه و تجارت General Agreement on Tariffs and Trade ترتیبات عمومی استقراض "General Agreements to Borrow" ممیزی عمومی؛ ممیزی کل؛ حسابرسی عمومی؛ حسابرسی کل General Audit ممیز کل General Auditor خسارت کلی کشتی؛ خسارت عام؛ خسارت همگانی؛ متوسط کلی؛ متوسط عمومی؛ خسارت عمومی General Average شرط خسارات مشترک؛ مادهٔ خسارت عمومی General Average Clause زیان خسارت کلی General Average Loss مجمع عمومی ملل متحد General Assembly of the United Nations ترازنامهٔ کلی General Balance-sheet کالاهای متفرقه General Cargo وجوه نقد عمومی General Cash بخشنامهٔ عمومی General Circulation طبقه‌بندی فعالیت‌های اقتصادی General Classification of Economic در هیئت‌های اروپایی Activities in European Committees تهاتر عمومی General Clearing نظارت عمومی General Control قابلیت تبدیل عمومی؛ قابلیت تسعیر عمومی General Convertibility مراسالت متفرقه General Correspondence نظارت اعتباری عمومی General Credit Control چک مسدود General Crossing سپرده نگهدار عمومی General Depositary کساد عمومی کار و کسب General Dullness of Business پست‌نویسی کلی؛ ظهرنویسی بدون ذکر نام حامل General Endorsement تعادل عمومی General Equilibrium تعادل عمومی General Equilibrium نظریهٔ تعادل عمومی General Equilibrium Theory نظریهٔ تعادل عمومی تجارت بین‌المللی General Equilibrium Theory of International هزینه اداری General Expense فدراسیون کل کارگری؛ اتحادیهٔ عمومی General Federation وجوه عمومی؛ صندوق عمومی General Funds ادارهٔ امور عمومی General Government امور عمومی دولت General Government Administration بخش عمومی General Grant شاخص کل General Index پشت نویسی عمومی General Indorsement دفتر روزنامهٔ عمومی General Jornal دفتر کل General Ledger حق تصرف کلی General Lien الگوی خطی عمومی General Linear Model شرکت سرمایه‌گذاری آزاد؛ شرکت عمومی سرمایه‌گذاری General Management Company تراست عمومی سرمایه‌گذاری General Management Trust مجتمع عمومی؛ جلسهٔ عمومی General Meeting انبار عمومی کالاهای تجاری General Merchandise Store قرضهٔ با رهن کلی General Mortgage Bond قرضهٔ بدهی عمومی؛ قرضهٔ تعهد عمومی General Obligation Bond هزینه‌های اداری و تولید و جز اینها General Operating Expense هزینه‌های عمومی؛ هزینه‌های اداری General Overhead

شریک فعال General Partner شراکت عمومی؛ شرکت تضامنی نامحدود General Partnership بیمه‌نامهٔ کلی؛ بیمه نامهٔ عمومی General Policy سطح عمومی قیمت General Price Level مالیات بر ملک؛ مالیات بر دارایی General Property Tax حکم عام؛ حکم کلی؛ قاعدهٔ کلی و عام General Proposition مقررات عمومی General Provisions اندوخته‌های عمومی General Reserves مالیات عمومی خرده فروشی؛ مالیات بر فروش کلی و جزئی General Sales Tax معیارهای عمومی General Standards سهام معمولی (شرکتها)؛ سهام عادی General Stock اعتصاب عمومی General Strike تعرفهٔ عمومی General Tariff اوراق قرضهٔ مالیات عمومی General Tax Bond اصطلاح عام؛ اصطلاح کلی General Term نظریهٔ عمومی اشتغال، بهره و پول General Theory of Employment, Interest and Money نظریهٔ عمومی دومین بهترین General Theory of Second Best (the) کارآموزی عمومی General Training اتحادیه‌های عمومی General Union تعمیم؛ اطلاق؛ نتیجهٔ کلی؛ نتیجهٔ عمومی Generalization به‌طور عام گفتن؛ شامل عام کردن؛ عمومیت دادن؛ عمومی کردن؛ اطلاق بر عموم کردن؛ تحت قانون کلی در آوردن؛ تعمیم دادن؛ نتیجهٔ کلی گرفتن؛ به طور کلی استنباط کردن Generalize کمترین مربعات تعمیم یافته؛ کمترین مجذورات تعمیمی Generalized Least Squares نظام تعمیمی رجحانها Generalized System of Preferences موازین پذیرفته شده Generally Accpeted Criteria تولید کردن؛ احداث کردن؛ به وجود آوردن؛ تولید شدن Generate زاینده؛ تولید کنندهگ احداث کننده؛ مولد Generative زاینده؛ زایا؛ تولیدکننده Generator تکوینی؛ پیدایشی؛ تکاملی؛ تاریخی؛ وابسته به علم پیدایش یا اصل هر چیز Genetic صنعت تکوینی Genetic Industry کنفرانس تجارت ژنو Geneva Trade Conference بازار معاملات جن ساکی Gensaki Market بایگانی جغرافیایی Geograplic Filing انحصار جغرافیایی Geographic Monopoly تحرک جغرافیایی Geographical Mobility میانگین هندسی Geometric Mean تصاعد هندسی Geometric Progression مجموعه‌های هندسی Geometric Series جرج، هنری George, Hanry دورهٔ بارداری Gestation Period شرکت غول آسا؛ شرکت بزرگ Giant Corporation قانون گیبرات دربارهٔ رشد متناسب؛ قانون رشد متناسب گیبرات Giant, Law of Proportionate Growth تناقض گیبسون؛ نقیض گیبسون "Gibson Paradox" کالاهای گیفن؛ کالاهای پست Giffen Goods مالیات بر بخشش؛ مالایت بر هدیه؛ مالیات بر هبه؛ هدیه؛ وجوه اختصاصی Gift تضمین بی‌خطر Gift Edge Security «هدیهٔ طبیعت»؛ «نعمت طبیعت»؛ «بخشش طبیعت» "Gift of Nature" مالیات بر نقل و انتقال بلاعوض؛ مالیات بر هدیه؛ مالیات بر نقل و انتقال بخششها Gift Tax بخشش یادگاری؛ حرکت پس‌اندازهای ملی Gift Tokens صنف Gild پیشه‌وران؛ صنوف؛ اصناف Gild Merchant مشمول پرداخت مالیات؛ قابل مطلاکاری؛ درخور نمایش و جلوه Gildable بروات با امضاء‌های کاملا” معتبر Gilt-edged Bills اوراق بهادار درجهٔ یک؛ اسناد اعلی؛ اوراق بهادار معتبر اوراق بهادار ممتاز؛ اوراق بهادار مطمئن Gilt-edged Securities ضریب جینی Gini Coefficient جینی می Ginny Mae نوعی انتقال اعتبار میان بانک‌ها؛ جیرو Giro نظام جیرو؛ روش جیرو Giro System دوازده بانک در آلمان غربی که منجمله وظیفه بانک مرکزی و بانک‌های پس‌انداز را انجام می‌دهند Girozentralen حساب پس دادن؛ گزارش دادن Give (Render) Account of خرید یک جایزه؛ خرید سهام رو به ترقی Give for the Call اعلام کردن Give Notice انتقال معامله به واریز بعدی Give On Stock بخش کردن سفارش؛ توزیع کردن سفارش Give-out Order تمدید معامله به محاسبه و واریز بعدی Give Rate واگذاری؛ حصهٔ دلال دوم در واسطه‌گری؛ تسلیم Give Up خریدار سهام مشروط Giver for a Call فروشندهٔ سهام مشروط Giver for a Put فروشندهٔ اختیار معامله Giver ofan Option خریدار جوایز؛ پرداخت کننده؛ جوایز و هزینهٔ دیرکرد Giver ofOption Money تمدیدکنندهٔ معامله Giver ofStock پرداخت کنندهٔ جایزه؛ پرداخت کنندهٔ هزینهٔ دیرکرد Giver of the Rate خرید یک جایزه Giving for an Option قاب گرفتن سند و اوراق بهادار Glazing ثبات فراگیر Global Stability وفور؛ فراوانی؛ اشباع Glut غول‌های بانکی زوریخ Gnomes of Zurich محصول ناخالص ملی G.N.P. شکاف محصول ناخالص ملی G.N.P. Gap ضریب تعدیل (کنندهٔ) قیمت ضمنی محصول ناخالص ملی G.N.P. Implicit Price Deflator سفته‌بازی در جهت تنزل Go a Bear سفته‌بازی در جهت ترقی Go a Bill عمل رسیدگی؛ نظارت کالا Go-and-not-go Gage سفته‌بازی در انتظار تنزل Go for a Fall سفته‌بازی در جهت ترقی Go for a Ris بیناد سرمایه‌گذاری پرتحرک؛ بنیاد سرمایه‌گذاری پویا Go Go Fund شگردهای «اتلاف وقت و کندکار کردن»؛ شیوه‌های کندکاری؛ روش‌های کم کاری "Go Slow" Tactics هدف کلی Goal برنامه‌ریزی آرمانی Goal Programming ویلیام گادوین Godwin, Wiliam شغل یا کسب دایر Going Business مؤسسهٔ دایر؛ واحد تجاری فعال Going Concern مبنای مؤسسهٔ دایر Going Concern Basis ارزش شرکت دایر؛ ارزش تشکیلات در حال کار Going Concern Value جداسازی کوپن در بورس Going Ex Coupon ساقط از هستی Going Naked تبدیل Going on the Other Tack قیمت جاری Going Price کالای پر فروش؛ محصول پر فروش Going Product تبدیل به شرکت عام Going Public نرخ جاری Going Rate ارزش جاری؛ ارزش استفاده Going Value مزدهای موجود؛ مزدهای مورد قبول؛ دستمزدهای دایر؛ دستمزدهای رایج؛ مزدهای جاری؛ دستمزدهای جاری Going Wages اقدامات؛ مذاکرات؛ هزینه‌ها؛ برآمدها Goings-on حساب طلا Gold Account طلا و اندوختهٔ پول قابل تبدیل Gold and Convertible Currency Reserve اندوختهٔ طلا و دلار Gold and Dollar Reserve سوداگری طلا؛ سفته بازی طلا Gold Arbitrage عمل خودکار طلا؛ واکنش طلا Gold Automation پشتوانهٔ طلا Gold Backing شمش طلا Gold Bar سند قرضهٔ قابل پرداخت به طلا Gold Bond فریبکاری؛ تقلب Gold Bricking پایهٔ شمش طلا؛ پایهٔ طلای غیرمسکوک Gold Bullion Standard گواهینامهٔ طلا Gold Certiffcate شرط طلا Gold Clause مسکوک طلا Gold Coin پایهٔ سکهٔ طلا Goldcoin Standard پشتوانهٔ طلا Gold Cover بحران طلا Gold Crisis پایهٔ پولی طلا Gold Currency Standard نظام پول طلا Gold Currency System پایهٔ ارز طلا Gold Exchange Standard نقطهٔ خروج طلا Gold Export Point نقطهٔ صدور طلا Gold Exporting Point تثبیت طلا؛ تعیین طلا Gold Fixing جریان طلا؛ انتقال طلا Gold Flow اندوختن راکد طلا؛ خوابانیدن طلا؛ احتکار طلا Gold Hording نقطهٔ ورود طلا Gold Import Point نقطهٔ ورود طلا Gold Importing Point وام طلا؛ استقراض طلا Gold Loan بازار طلا Gold Market استخراج طلا Gold Mining پول طلا Gold Money نقل و انتقال طلا؛ حرکت طلا؛ تحرک طلا Gold Movement برابری طلا Gold Parity نقطهٔ مبادلهٔ طلا Gold Point of Exchange حدود نرخ طلا؛ نقطهٔ خروج طلا؛ منطقه‌های ورود و خروج طلا؛ منطقه‌های طلا Gold Points منبع مشترک طلا؛ خزانهٔ مشترک طلا؛ ذخیرهٔ مشترک طلا Gold Pool اندوختهٔ طلا Gold Reserve گولدسل، واحد پول کشور پرو در امریکای جنوبی معادل یکصد سنتاو (Centavos) Gold Sol نقاط مسکوک طلا Gold Specie Points پایهٔ مسکوک طلا Gold-specie Standard وجوه تهاتری طلا؛ وجوه ذخیرهٔ واریز طلا Gold Settlement Fund پایهٔ طلا؛ نظام واحد پولی طلا Gold Standard طلای تحویلی Gold Subscription حصهٔ طلا؛ برش طلا Gold Tranche حق استفاده از حصهٔ طلا Gold-tranche Position کشور دارای پایهٔ طلا Gold-using Country رشد ؛عصر طلایی؛ "Golden Age" Growth دستبندهای طلایی Golden Handcuffs غرامت خاتمهٔ خدمت؛ تاوان اخراج Golden Handshake برچسب درجه بندی Golden Labeling قاعدهٔ طلایی Golden Rule قاعدهٔ طلایی انباشت Golden Rule of Accumulation مثلث طلایی "Golden Triangle", The زرگرها و بانکداری اندوختهٔ جزئی Goldsmiths and Fractional Reserve Banking کمپانی گلداسمیت Goldsmiths' Company منحنی گمپرتز Gompertz Curve شرکت ورشکسته Gone Concern کالای گیفن Good, Giffen وثیقهٔ خوب و بازاردار؛ وثیقهٔ معتبر و قابل معامله Good and Marketable Title ضامن معتبر؛ ضمانت مناسب Good and Sufficient Bail طلب وصول شدنی؛ بدهی که پرداخت آن حتمی است؛ بدهی مطمئن Good Debt تحویل به موقع؛ تحویل سروقت؛ تحویل به هنگام Good Delivery حسن نیت Good Faith قادر به پرداخت Good for قانون گودهارت Goodhart's Law پول خوب Good Money سفارش معتبر جز در صورت لغو Good Till Cancelled Order خوبی برازش Goodness of Fit کالا؛ کالاها؛ امتعه Goods انواع کالاها Goods, Types of مایملک منقول Goods and Chattels کالاها و خدمات Goods and Services قرارداد پایاپای کالایی؛ موافقتنامهٔ تصفیه کالایی Goods Clearing Agreement اظهارنامهٔ کالاهای Goods Declaration (inwards) کالاهای در جریان ساخت؛ کالاهای نیم ساخته؛ کالاهای ناتمام Goods in Process کالاهای عبوری Goods in Transit تحویل کالا به شرط قبول Goods on Approval کالاهای امانی؛ امانت فروشی؛ کالاهای محمول؛ امانت گذاری کالا؛ امانت سپاری کالا Goods on Consignment انبار کالاهای بازرگانی؛ انبار کالاهای تجاری Goods Shed حسن شهرت؛ سرقفلی؛ ارزش شهرت تجاری؛ حسن نیت Goodwill گورد Goorde گوسبانک Goshank گسپلان؛ سازمان برنامه‌ریزی اتحاد جماهیر شوروی (سابق) Gosplan اقتصاد فرمان‌بر Governed Economy دولت Government کمکهای دولت؛ اقدام کمک دولت Government Aid Items بارنامه دولتی Government Bill of Lading اوراق قرضهٔ دولتی Government Bonds دلال دولت در بورس؛ کارگزار دولت در بورس Government Broker بودجهٔ دولت Government Budget مصرف دولت Government Consumption مقررات عمومی و نظارت دولت Government Control and Regulation بازرس دولت؛ ناظر حساب Government Controller بدهی دولت؛ دین دولت Government Debt کسریهای دولت Government Deficits کسر بودجهٔ دولت Government Deficit Spending کسر بودجه Government Deficit Surplus سپرده نگهدار دولت Government Depositary مؤسسهٔ تولیدی دولتی Government Enterprise هزینه‌های دولت؛ مخارج دولت Government Expenditures پول دولت Government Money انحصار دولت Government Monopoly مخارج و درآمد عادی دولت Government Ordinary Expenditure and Revenue بخش دولتی Government Sector اوراق بهادار دولتی Government Securities ضریب فزایندهٔ مخارج دولتی Government Spending Multiplier سهام دولتی؛ اوراق بهادار دولتی Government Stock (s) انتقالات دولتی Government Transfers حسابهای دولت Government's Account محاسبات دولتی؛ حسابداری دولتی Governmental Accounting رئیس کل Governor گورد، واحد پول هائیتی، برابر ۱۰۰ سانتیم است Gourde, G, Gde روزهای تعطیل کار Grace Days مهلت؛ ضرب الاجل؛ مهلت آغاز بازپرداخت وام Grace Period علامت درجه گذاشتن؛ درجه گذاشتن یک علامت Grace Labilling مالیات اصطلاح ارضی Graded Tax شیب Gradient

درجه‌بندی؛ رتبه گذاری Grading رعایت اصل تدریج Gradualism مالیات تدریجی Graduate Tax کمک تدریجی بیمهٔ اجتماعی Graduated Social Insurance Contribution مالیات تدریجی؛ مالیات تصاعدی Graduated Tax مالیات بندی تدریجی Graduated Taxation درجه‌بندی؛ تغییر تدریجی Graduation ثروت از سخت کوشی؛ ثروت از ساخت و پاخت Graft a Fortune یک اونس برابر ۳۱/۱۰۳۵ گرم Grain دلال حبوبات؛ دلال دانه‌های کشاورزی Grain Broker بازار حبوبات؛ بازار دانه‌های کشاورزی GrainMarket or Grain Exchange مرز قیمت عامل مهم GrainFactor Price Fromtier مادهٔ حقوق مکتسبه Grandfather Clause جمع کل Grand Total بخشیدن؛ واگذاری با امتیاز؛ تعهد کردن؛ تصدیق کردن Grant بخشش؛ هدیه Grant کمک بلاعوض مشروط؛ کمک بلاعوض دولتی Grant-in-aid صاحب امتیاز؛ کمک گیرنده Grantee واهب؛ بخشنده؛ واگذار کننده؛ کمک کننده Grantor نمودار Graph ترسیمی؛ نموداری Graphic رایگان؛ بی‌عوض؛ مجانی Gratia, Ex رایگان؛ مفت؛ مجانی Gratuitous ضرب رایگان سکه؛ ضرب مجانی و مجاز سکه طلا Gratuitous Coinage پاداش Gratuity نوبت کار شاق؛ نوبت کار دیرگاه؛ نوبت کاری نیمه شب Graveyard Shift الگوی کشش به سوی مرکز Gravity Model مشاغل پول ساز از راه نادرست؛ مشاغل سودآور از راه نادرست Gravy Jobs بازار غیرقانونی Gray Market بحران بزرگ Great Depression «جهش بزرگ به پیش» "Great Leap Forward" اسکناسهای پشت سبز Greenbacks کمربندهای سبز Green Belts سبزی فروش؛ میوه فروش Greengrocer پوند سبز؛ لیرهٔ سبز Green Poind انقلاب سبز Green Reovlution اتحادیهٔ اصناف یا کارگران؛ اتحادیهٔ صنفی Gremio قانون گرشام Gresham's Law شکایت Grievance هیئت مرجع شکایت Grievance Committee رویهٔ رسیدگی به شکایت Grievance Procedure قراص (۱۴۴ عدد)؛ ناخالص؛ ناویژه؛ با ظرف Gross بازدادهٔ ناخالص و خالص؛ مقدار تولید ناخالص و خالص Gross and Net Output رابطهٔ مبادلهٔ ناویژه؛ ناخالص مبادلهٔ تهاتری تجاری Gross Barter of Trade ارزش ناویژهٔ دفتری؛ ارزش ناخالص دفتری Gross Book Value پس‌انداز ناخالص بازرگانان و مؤسسات بازرگانی Gross Business Saving جریان ناخالص پول نقد Gross Cash Flow ارزش ناویژهٔ کالای فروخته شده Gross Cost of Merchandise Sold دین ناخالص Gross Debt سود سهامی ناخالص Gross Dividend تشکیل ناخالص سرمایهٔ ثابت داخلی Gross Domestic Fixed Capital Formation محصول ناخالص داخلی Gross Domestic product اجرت ناویژه؛ عایدی ناخالص Gross Earning هزینهٔ ناویژه Gross Expenditure درآمد ناخالص؛ درآمد ناویژه Gross Income تفاوت احتیاطی درآمد ناخالص Gross Income Margin مالیات بر درآمد ناخالص Gross Income Tax بهرهٔ ناخالص؛ بهرهٔ ناویژه ربح ناخالص Gross Interest سرمایه‌گذاری ناخالص Gross Investment اجارهٔ ناخالص Gross Lease زیان ناویژه؛ نسبت افزایش قیمت تمام شده به قیمت فروش آن Gross Loss سود ناویژه Gross Margin درآمد پولی ناخالص Gross Money Income قرض ناخالص ملی Gross National Debt مخارج ناخالص ملی Gross National Expenditure درآمد ملی ناخالص Gross National Income محصول ناخالص ملی؛ فرآوردهٔ ناخالص ملی Gross Nation Product محصول ناخالص ملی به قیمت عوامل Gross Nation Product at Factor Cost ضریب تعدیل محصول ناخالص ملی؛ ضریب تعدیل کنندهٔ محصول ناخالص ملی Gross Nation Product Deflator تفاوت تولید ناخالص ملی؛ شکاف تولید ناخالص ملی Gross Nation Product Gap هزینهٔ ناخالص ملی؛ مخارج ناخالص ملی Gross Nation Outlay حق بیمه‌های ویژه ناخالص Gross Net Premiums بازدادهٔ ناخالص؛ ستدهٔ ناخالص؛ محصول ناخالص Gross Output برگشت ناخالص سرمایهٔ کارخانه Gross Plant Turnover سرمایه‌گذاری ناخالص داخلی خصوصی Gross Private Domestic Investument محصول ناخالص Gross Product سودناخالص؛ سود ناویژه Gross Profit تحلیل سودناخالص؛ تحلیل سود ناویژه Gross Profit Analysus تفاوت سود ناخالص Gross Profit Margin روش سود ناویژه Gross Profit Method سود ناخالص فروش‌ها Gross Profit on Sales نسبت سود ناویژه؛ ضریب سود ناخالص Gross Profit Ratio مالیات از مجموع دریافت‌ها Gross Receipts Tax ضریب وایازی ناخالص Gross Regression Coefficient بازدهٔ ناخالص از داراییهای خالص Gross Return on Net Assets فروش ناخالص؛ دخل ناخالص؛ دریافتی ناخالص Gross Reven فروش ناویژه؛ فروش ناخالص Gross Sele انتشار ناخالص Gross Spread سودهای ناخالص معامله Gross Trading Profits زراعت بسیط و وسیع Gross Vegetation سرمایهٔ ناخالص در گردش؛ سرمایهٔ ناخالص جاری Gross Working Capital محصول ناخالص؛ بازدهٔ ناویژه Gross Yield «بانک عظیم سه گانه» Grossenbanken مقرری سالانهٔ گروهی؛ مستمری سالانهٔ گروهی Ground Annuity اجارهٔ عرصه؛ حق الارض Ground Rent حق لنگراندازی Groundage بانکداری گروهی؛ نظام بانکداری متمرکز؛ بانکداری دسته جمعی Group Banking رفتار گروهی Group Behaviour جایزهٔ گروهی Group Bonus بیمهٔ گروه طلبکار Group Creditor Insurance استهلاک گروهی Group Deprecation پویایی گروهی؛ پویایی شناسی گروهی؛ تحرک گروهی Group Dynamics صورتهای مالی گروهی Group Financial Statements بیمهٔ جمعی؛ بیمهٔ گروهی Group Insurance رهبری دستجمعی؛ رهبری گروهی؛ رهبری جمعی Group Leadership بیمهٔ زندگی گروهی Group Life Insurance بیمهٔ بهداشتی گروهی Group Medicine Insurance گروه هفت Group of Seven گروه هفتاد و هفت Group of Seventy Seven گروه دهگانه Group of Ten گروه بیست و چهار Group of Twenty Four بیشینه سازی سود گروهی Group Profit Maximization نرخ گروهی Group Rate گروه بندی Groupage بارنامهٔ گروهی Groupage Bill of Lading اسناد گروه بندی محموله‌ها Groupage Documents گروه بندی محموله Groupage Shipment خطای طبقه بندی Groupage Error صورتهای تلفیق حساب Groupage Sheets رشد Growth رشد اقتصادی Growth, Economic نواحی رشد Growth Areas منحنی رشد Growth Curve بیکاری شکاف رشد Growth-gap Unemployment مسیر رشد Growth Path قطب رشد Growth Pole تابع سودآوری رشد Growth-profitability Function اندازهٔ رشد؛ میزان رشد Growth Rate کساد رشد Growth Recession سهم رو به رشد؛ سهم روبه ترقی Growth Share سهام روبه رشد؛ سهام رو به ترقی Growth Stock تناقض رشد - سهام؛ نقیض رشد - سهام؛ معمای سهام رشد Growth-stock Parakox نظریهٔ رشد Growth Theory نظریه‌های رشد بنگاه Growth Theories of the Firm تابع ارزش گذاری رشد؛ تابع ارزیابی رشد Growth Valuation Function طرفداری از رشد Growthmanship دالر، واحد پول گویان، نشانهٔ G. Dollar است G$ سیلی، واحد پول گینه، نشانهٔ G. Syli است GS سفارش معتبر تا لغو G.T.C. Order گوآرانی، واحد پول پاراگوئه که به صد سانتیم تقسیم شده است Guarani, G ضمانت؛ تعهد؛ ضامن؛ متعهد؛ تضمین؛ مضمون له Guarantee صندوق صمانت Guarantee Accociation سپردهٔ تضمینی Guarantee Fund بیمهٔ سپرده؛ بیمهٔ وثیقه Guarantee Insurance شرکت تضامنی Guarantee Society درآمد سالانهٔ تضمینی Guaranteed Annual Income مزد سالانهٔ تضمین شده Guaranteed Annual Wage بروات تضمینی Guaranteed Bills سند قرضهٔ ضمانت شده Guaranteed Bond بدهی تضمینی Guaranteed Debenture سود سهام تضمین شده Guaranteed Dividend گروی تضمین شده Guaranteed Mortgage گواهی گروی تضمین شده Guaranteed Mortgage Certificate قیمتهای تضمین شده Guaranteed Prices سهم ضمانت شده Guaranteed Stock برنامه مزد تضمین شده Guaranteed-wage Plan هفتهٔ تضمینی Guaranteed Week شرکت ضامن Guaranteeing Association ضامن؛ کفیل؛ متعهد؛ تعهدکننده Guarantor ضمانت Guaranty قرارداد ضمانت Guaranty Bond بیمهٔ درستی و صحت عمل؛ بیمهٔ درستکاری Guaranty Insurance تضمین عنوان؛ تضمین شهرت Guaranty of Title بانک پس‌انداز تضمینی Guaranty Saving Bank سهام ضمانت Guaranty Stock معتبر تا اطلاع ثانوی G.U.C. میانگین فرضی Guessed Mean نمره‌های فرضی Guessed Soores پول ارشادی؛ پول تحت هدایت Guided Money راهنماها Guidelines خطوط راهنما برای اضافات مزد در غیروضع تورمی Guidelines for Non-inflationary Wage Increases نشانهٔ راهنما Guidepost رفتار دنباله‌روی نشانهٔ راهنما Guidepost Following Behaviour راهنماها؛ علایم Guides رسته؛ صنف؛ اتحادیهٔ صنفی Guild اقتصاد صنفی Guild Economy سوسیالیسم صنفی Guild Socialism گیلدر، واحد پولی هلند که نام دیگر آن فلورن Florin و به صد سنت تقسیم شده است Guilder, G گی نی، واحد پول در انگلستان برابر با ۲۱ شیلینگ است Guinea گالف ریال، واحد پول شیخ نشین دوبی برابر با ۱۰۰ درهم است Gulf Riyal (Dubai) اصل هاولمو Haavelmo Primciple قضیهٔ هاولمو Haavelmo Theoram هاولمو، تریگوی Haavelmo, Trygve خراز؛ خرازی فروش Haberdasher خرازی فروشی Haberdashery هابرلر، گاتفرید Haberler, Gottfried عادت Habit تابع تقاضا ناشی از ایجاد عادت Habit-creation Demand Fuction کارمزدی؛ کار مزدور Hackney job چانه زدن Haggle چانه‌زنی Haggling معاملهٔ نیم میلیون لیره‌ای Half a Bar سهم پنجاه دلاری Half Stock نیم دوجین؛ شش عدد Half a Dozen نیمه دلالی Half Brokerage سکهٔ دو شیلینگ و شش پنی در انگلیس Half Crown سکهٔ طلای پنج دلاری ایالات متحد Half Eagle نصفه جا؛ نیمه قیمت؛ نیم بها Half Fare سکهٔ پنج سنتی در ایالات متحد که آن را بیشتر نیکل (Nickel) گویند Half-dime کارگر نصف روزه Half-timer انگگ نشانهٔ عیار Halfmark نشان رسمی زدن؛ انگ دولتی زدن؛ عیار گذاشتن Hallmark اعلام ناتوانی در ایفای تعهد است Hammer اعلام ورشکستگی Hammer قیمتها را پایین آوردن Hammer Prices حراج کردن؛ فروش بدون تضمین Hammer the Market ورشکستهٔ بورس Hammered اعلام ورشکستگی عضو بورس Hammering کاردستی Hand Labour مصنوع دست؛ دستی؛ کاردستی Hand-made بیعانه؛ پیش پرداخت؛ پیش قسط Hand Money متوالی؛ پی‌درپی؛ بلاانقطاع Hand Running بیع یدی؛ فروش دستی Hand Sale اولین فروش مغازه؛ دشت اول صبح؛ پیش قسطگ پیش پرداخت؛ بیعانه Hand Sel (hansel) بزاز؛ فروشندهٔ دوره گرد؛ دستفروش Hand Seller توافق کننده با معامله Hand-shaker خرید ضروری کمینه Hand-to-mouth Buying مانع؛ تأخیر؛ بازداشت؛ اشکال؛ علت تأخیر Handicap صنعت دستی؛ هنر دستی؛ پیشهٔ دستی؛ کار دستی Handicraft اقتصاد صنایع دستی؛ اقتصاد مبتنی بر صنایع دستی؛ نظام اقتصادی صنایع کوچک Handicraft Economy صنایع یدی؛ صنایع دستی Handicraft pursuits دستکاری کردن؛ سر و کار داشتن؛ معامله و دادوستد کردن؛ تصدی کردن؛ مطالعه کردن؛ رسیدگی کردن Handle احتیاط!؛ بااحتیاط حمل کنید Handle With Care اداره (کردن)؛ بررسی؛ رسیدگی؛ نظارت؛ دستکاری؛ طرز عمل؛ طرز؛ سبک؛ روش؛ طرز استعمال Handling هزنیه‌های جابه‌جایی؛ هزینه‌های گذاشت و برداشت؛ هزینه‌های نقل و انتقال؛ کارمزد Handling Charges

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان تجارت7


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/۳ | ٧:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.