بیمهٔ در پایان تمدید شده؛ بیمهٔ تمدیدی پس از انقضا Extended Term Insurance تمدید برات؛ تمدید اعتبار و سایر اسناد تجاری Extention سند قرضه به تضمین سرمایهٔ توسعه‌ای Extention Bond اعطای اعتبار Extention of Credit زراعت سطحی؛ زراعت وسیع Extensive Cultivation حاشیه‌های کشاورزی سطحی Extensive Margins استفاده از زمین برای زراعت بسیط Extensive Use of Land حساب معاملات خارجی؛ حساب خارجه External Account حسابرسی خارجی؛ حسابرسی مستقل External Audit ماندهٔ خارجی External Balance برات خارجی External Bill قرضهٔ خارجی؛ بدهی خارجی؛ دین خارجی External Debt کسری خارجی External Deficit تبذیر خارجی External Diseconomy تبذیرهای خارجی؛ تبذیرهای بیرونی External Diseconomies صرفه‌جوییهای خارجی External Economies مالیهٔ خارجی External Finance تأمین مخارج از محل منابع خارجی External Financing رشد برونی؛ رشد خارجی External Growth بازار کار برونی؛ بازار کار خارجی External Labour Market وام خارجی External Loan قرضهٔ ملی خارجی External National Debt اندوخته خارجی External Reserve استرلینگ خارجی External Sterling مازاد خارجی؛ اضافهٔ خارجی؛ مازاد تراز پرداختهای خارجی External Surplus نظریهٔ خارجی ادوار کار و کسب؛ نظریهٔ برونی ادوار کار و کسب External Theory of Business Cycles تأثیرات برونی Externalities برون‌زایی؛ برخورداری از عوامل خارجی Externality فوق‌العاده؛ به طور اضافی Extra هزینهٔ اضافی Extra Cost مجمع عمومی فوق‌العاده Extra ordinary General Meeting واحد نهایی اضافی Extra-marginal صنعت استخراجی Extractive Industry کارهایی که بدون دخالت دادگستری انجام گیرد؛ امور خارج از حیطهٔ قضایی؛ مسائل خارج از حیطهٔ قضایی Extrajudical برون‌یابی Extrapolate برون‌یابی؛ قیاس‌گیری؛ تمدید روند Extrapolation اسراف؛ بی‌اعتدالی؛ ولخرجی Extravagance ولخرج؛ مسرف؛ افراط کار؛ گزاف؛ زیاد مفرط؛ غیرمعقول افراطی Extravagant ارزشهای انتهای؛ نقاط نهایی Extrema مقدار منتهایی Extreme Value طرفین تناسب؛ دو نقطهٔ انتهایی Extremes (Outliers) دارای مبداء خارجی؛ بیرونی؛ عارضی؛ غیرذاتی؛ ناشی از خارج؛ غیراصلی Extrinsic ارزش خارجی؛ ارزش عارضی Extrinsic Value فرانک، واحد پول آندورا، سن پیرو - میکوئلون، فرانسه، گوادلوپ، گینهٔ فرانسه، موناکو، نشانهٔ Franc است. F گیلدر، واحد پول هلند، نشانهٔ Florin یا Guilder است F بخشوده از هرگونه خسارت F.a.a. سوسیالیسم فابی؛ سوسیالیسم فابین Fabian Socialism ساخت؛ کالاهای ساخته Fabrication شورای مشاورهٔ فدرال F. A. C. عضو انجمن حسابداران مورد گواهی و به ثبت رسیده F. A. C. C. Aمبلغ اسمی Face Account مبلغ ظاهری گواهینامه؛ مبلغ اسمی گواهینامه؛ مبلغ صوری گواهینامهٔ کمپانی؛ مبلغ اسمی گواهینامه شرکت Face-amount Certificate Company فروش رو در رو؛ فروش مستقیم؛ فروش حضوری Face to Face Selling ارزش اسمی؛ ارزش ظاهری؛ مبلغ اسمی Face Value تسهیلات Facilities وسیلهٔ تسهیل؛ دارایی ثابت، مانند زمین، ساختمان و ماشین آلات؛ اعتبار؛ وام Facility هزینهٔ استفاده از تسهیلات Facility Charge واقعیت‌یابی Facility Letter هزینهٔ پست Factage خریدن دین Factor عامل وصول؛ عامل؛ نماینده؛ وکیل بیع؛ کارگزار Factor عامل فزونی ترقی فنی؛ عامل فزایندهٔ ترقی فنی؛ عامل بهبود ترقی فنی FactorAugmenting Technical Progress هزینهٔ عامل؛ قیمت تمام شده عامل Facto-cost خط هزینهٔ عامل Factor-cost Line تقاضای عامل Factor Demand منحنی تقاضای عامل Factor Demand Curve درآمد عامل؛ عواید عامل Factor Earnings بخشش عامل Factor Endowment بار اضافی عامل Factor Excess Burden درآمدهای عامل Factor incomes بازار عامل Factor Market اختلاط عامل Factor Mix تحرک عامل Factor Mobility پرداختهای عامل؛ دستمزدها، حقوق، منافع و اجاره Factor payments تفاوتهای جزئی قیمت عامل Factor-price Differentials تسویهٔ قیمت عامل Factor-price Equalization قمیت عوامل در وضع تعادل؛ قیمت تعادلی عامل Factor-price Equilibrium مرز قیمت عامل Factor-price Frontier قیمتهای عامل Factor Prices نسبتهای عامل Factor Proportions تغییر وارونهٔ (نسبتهای) عامل Factor Reversals آزمون برگشت عامل Factor Reversal Test محدودیتهای عامل Factor Restrictions عرضهٔ عامل Factor Supply استفاده از عامل؛ بهره‌گیری از عامل؛ کاربرد عامل Factor Utilization حق العمل کاری؛ حق العمل Factorage وابسته به عامل یا به کارخانه؛ عاملی؛ سازه‌ای Factorial عددنویسی سازه‌ای؛ عددنویسی عاملی؛ نشان سازه‌ای؛ نشان عاملی Factorial Notation نمایندگی؛ عاملیت؛ سیاهه نویسی Factoring عوامل نامشخص Factors, Non-specific عوامل مشخص Factors, Specific حق تصرف عامل Factors, Lien عوامل تولید Factors of Production بهره‌گیری از عامل؛ کاربرد عامل Factor Utilization محل تمرکز عوامل؛ مرکز ایادی یا واسطه‌ها؛ ساختمانها و مراکز تجاری؛ کارخانه Factory قوانین کارخانه Factory Acts مخارج غیرمستقیم کارخانه Factory Burden هزینهٔ کارخانه؛ هزینهٔ تولید؛ هزینهٔ ثابت و عمومی کارخانه Factory Cost اقتصاد کارخانه Factory Economy هزینهٔ غیرمستقیم تولید؛ هزینه‌های تولید جز مواداولیه و کارگر؛ هزینهٔ عمومی تولید؛ هزینهٔ ثابت و عمومی کارخانه Factory Expense مزرعهٔ کارخانه‌ای Factory Farm دفتر حساب کارخانه Factory Ledger هزینهٔ مستقیم؛ هزینهٔ خدمت کارخانه‌ای Factory Service عاملیت؛ نمایندگی؛ ایادی و واسطهٔ بانکی Factory Ship نظام کارخانه‌ای Factory System نظام کارخانه‌ای صنعت؛ روش اساسی تولید صنایع Factory System of Industry ظهرنویسی اختیاری Facultative Endorsement بیمهٔ اتکایی اختیاری Facultative Reinsurance اصل قدرت پرداخت Faculty Principle of Taxation فالسبانک Faelleshank ورشکستگی؛ عجز؛ قصور Failure ورشکستگیهای کار و کسب Failures, Business بازار مکاره؛ نمایشگاه کالا؛ مناسب؛ منصفانه Fair مقایسهٔ مناسب؛ مقایسهٔ منطقی Fair Comparison رقابت منصفانه Fair Competition بازار مکارهٔ بین‌المللی Fair, International Trade صورت خوب؛ صورت قبولی Fair List هفته بازار؛ بازار مکاره Fair Market ارزش بازار مکاره؛ قیمت بازار مکاره Fair Market Value قیمتهای منصفانه Fair Prices اندازهٔ ابزده منصفانه Fair Rate of Return بازدهٔ منصفانه Fair Return بازدهٔ منصفانه براساس نظریهٔ ارزش منصفانهٔ تعیین نرخ Fair Return on Fair Value Theory of Rate Making تجارت منصفانه؛ تجارت مشروع و قانونی؛ کسب منصفانه Fair Trade قانون تجارت منصفانه Fair Trade Law ارزش منصفانه Fair Value دستمزدهای مناسب؛ دستمزدهای مکفی Fair Wages خسارت حد معمول؛ فرسودگی در حد معمول Fair Wear and Tear نمایشگاهها و بازارها Fair and Markets وضعیت درستی و راستی صورت حسابهای مالی که موردنظر حسابرس مستقل قرار می‌گیرند Fairness تقلب کردن؛ جعل کردن؛ دغل بازی؛ وانمودن؛ جا زدن Fake تنزل؛ نزول؛ کاهش؛ فروکش؛ زوال Fall مزد ایام بیکاری؛ مزد مدت انتظار برای کار؛ مزد انتظار خدمت Fall-back Pay شرط برابری Fall Clause به موعد رسیدن؛ سررسیدن Fall Due کاستی ارزش Fall in Value تعویق پرداخت دین؛ تأخیر در ادای دین Fall into Arrears سفسطه؛ دلیل سفسطه آمیز؛ استدلال غلط؛ خلل Fallacy خطای مقایسه Fallacy of Comparison خطای ترکیب؛ تعمیم نادرست؛ قانون غلط Fallacy of Composition تنزل ارزش؛ کاهش در ارزش؛ نقصان ارزش؛ زوال ارزش؛ کاستی ارزش Falling Off in Value بازار رو به سقوط؛ بازار رو به تنزل؛ بازار رو به کساد Falling Market تأخیر سفارشات؛ کاهش سفارشات Falling Off of Orders نظریهٔ میزان نزولی سود؛ نظریهٔ نسبت نزولی سود Falling-rate-of-profit Theory آیش زمین Fallow Field ناحق؛ نادرست False تبلیغ گمراه‌کننده؛ تبلیغ غیرواقعی False Advertising داد و ستد غیرقانونی؛ داد و ستد تقلبی False Trading جعل یا دستبردگی در حساب؛ حسابسازی Falsification of Accounts خانواده؛ خانوار Family کمک خانوادگی؛ مدد معاش خانواده؛ کمک عایلهٔ کارمندی؛ فوق‌العادهٔ زن و فرزند؛ کمک خانواده؛ کمک عایله مندی Family Allowances دارایی خانوادگی Family Asset بودجهٔ خانواده Family Badget اقتصاد خانواده Family Economy هزینهٔ خانواده Family Expenditure برآورد مخارج خانواده Family Expenditure Survey مزرعهٔ خانوادگی Family Farm بیمهٔ درآمد خانوادگی Family Income Insurance صنعت خانوادگی Family Industry دور عمر خانواده Family Life Cycle شراکت خانوادگی Family Partnership تنظیم خانواده؛ مزرعهٔ خانوادگی Family Planning متوسط اندازهٔ خانواده؛ متوسط ابعاد خانواده Family Size, Average مزرعه در حد خانواده؛ مزرعهٔ خانوادگی Family-sized Farm کشاورزی واحد خانواده Family-unit Agriculture صنعت کالاهای تجملی؛ صنعت پر سود Family Goods Industry قیمت زیاد؛ بهای گزاف Family Price شرکت ملی فدرال رهن Fannie Mae سازمان خواربار و کشاورزی وابسته به سازمان ملل متحد F. A. O. تعرفهٔ حمل و نقل؛ کرایهٔ مسافر؛ قیمت عبور؛ قیمت جا Fare مزرعه؛ کشتزار؛ زمین مزرعه؛ زمین؛ پرورشگاه حیوانات اهلی؛ اجارهٔ مالیات سالانه Farm جبههٔ کشاورزان Farm Bloc ادارهٔ اعتبار کشاورزی Farm Credit Administration کارگران مزارع Farm Labouers مدیریت مزرعه؛ مزرعه‌داری Farm Management حمایت قیمت کشاورزی Farm Price Supports برنامهٔ مزرعه Farm Program مازاد کشاورزی Farm Surplus مزرعه‌داری؛ فلاحت Farming مزرعه‌داران Farmers ادارهٔ خانهٔ روستاییان Farmers Home Administration تحویل در کنار کشتی در نقطهٔ بارگیری F. A. S. هیئت مالی حسابداری معیارها F.A.S.B. فاشیزم Fascism سبک؛ طرز؛ اسلوب؛ طریقه؛ ترکیب؛ شکل Fashion کالاهای پسند روز؛ کالاهای زندگی روزمره؛ کالاهای ویژه یا اختصاصی Fashion Goods کالاهای مصرفی روزانه؛ کالاهای مصرفی هر روز Fast-moving Consumer Goods قضا و قدر؛ یا نصیب و قسمت "Fate" وضع یک چک Fate of a Cheque یک چهارم پنی؛ ربع پنی Fathings فاتوم Fathom کمک معاش خستگی کار؛ کمک معاش رنج کار Fatigue Allowance در وجه؛ به حواله کرد؛ به نفع؛ بر له Favour of, In تراز پرداختهای مساعد Favourable Balance of Payments تراز مساعد بازرگانی؛ موازنهٔ مثبت تجارت؛ تراز مثبت تجارت Favourable Balance of Trade نظریهٔ تراز مساعد بازرگانی Favourable Balance of Trade Theory تفاوت مساعد؛ تفاوت مثبت Favourable Difference پیشامد مساعد؛ رویداد موافق Favourable Event وضع مساعد مبادلات Favourable State of the Exchanges تراز مساعد تجاری؛ موازنهٔ مساعد تجاری Favourable Trade Balance عضو فرهنگستان انگلیس F. B. A. فدراسیون صنایع بریتانیا F. B. I. فرانک، واحد پول بوروندی، نشانهٔ France، Bu است Fbu ادارهٔ اعتباری کشاورزی F.C.A. کمیسیون ارتباطات فدرال F.C.C. عضو شرکت منشیها F.C.C.S. شرکت مالی صنعتی F.C.I. شرکت بیمهٔ فدرال غله F.C.I.C. عضو انستیتوی صاحب امتیاز منشیها F.C.I.S. رایگان؛ مجانی؛ بدون خرج؛ بدون مخارج پستی؛ بدون مخارج تحویل F.C.O. شرط تصرف یا توقیف در قراردادها F.C & S.clause ادارهٔ تغذیه و دارو F.D.A. شرکت بیمهٔ سپردهٔ فدرال F.D.I.C. بررسی امکان؛ بررسی عملی بودن؛ سنجش امکان Feasibility Study

مسیر بهینهٔ ممکن؛ مسیر بهینهٔ عملی Feasible Optimum Path مجموعهٔ عملی؛ مجموعهٔ امکان‌پذیر Feasible Set تحمیل استخدام؛ استخدام زیادی؛ زیاده بر نیاز Featherbeding باروری Fecundity میزان باروری؛ اندازهٔ باروری Fecundity Rate فد؛ فدرال رزرو؛ بانک مرکزی ایالات متحد F.E.D. فدرال؛ قراردادی؛ وابسته به اتحاد و قرارداد؛ ائتلافی؛ اتحادی؛ اتفاق؛ مؤتلفه Federal شرکت فدرال بیمهٔ غله Federal Crop Insurance Corporation بدهی دولت مرکزی ایالات متحد؛ قرضهٔ فدرال Federal Debt شرکت بیمهٔ سپردهٔ فدرال Federal Deposit Insurance Corporation ادارهٔ فدرال اعتبار روستایی Federal Farm Credit Administration قانون فدرال وام کشاورزی Federal Farm loan Act قانون فدرال خواربار، دارو و وسایل زیبایی Federal Food, Drug and Cosmetic Act بازار وجوه فدرال Federal Funds Market قانون بانک فدرال برای وام خانه سازی Federal Home Loan Bank Act هیئت فدرال بانک وام داخلی Federal home Loan Bank Borad نظام فدرال بانک وام داخلی Federal home Loan Bank System ادارهٔ تأمین مسکن فدرال Federal Housing Administration بانک فدرال اعتبار میان‌مدت Federal Intermediate Credit Bank بانک فدرال زمین Federal Land Bank دایرهٔ میانجی‌گری و سازش فدرال؛ دایرهٔ وساطت و آشتی فدرال Federal Mediation and Conciliation Service شرکت ملی فدرال وام رهنی Federal National Mortgage Association هیئت فدرال بازار باز Federal Open Market Committee نمایندهٔ فدرال رزرو Federal Reserve Agent داراییهای فدرال رزرو Federal Reserve Assets بانک فدرال رزرو Federal Reserve Bank مطالبات ابنک فدرال رزرو Federal Reserve Bank Float اسکناس بانک فدرال رزرو Federal Reserve Bank Note هیئت فدرال رزرو Federal Reserve Booard شهر فدرال رزرو Federal Reserve City نواحی فدرال رزرو؛ حوزه‌های فدرال رزرو Federal Reserve Districts خالص اقلام نقدی فدرال رزرو در جریان وصول Federal Reserve Float عمل فدرال رزرو Federal Reserve Function نشرهای فدرال رزرو Federal Reserve Issues محدودیتهای فدرال رزرو Federal Reserve Limitations بانکهای عضو فدرال رزرو Federal Reserve Member Banks نظارت پولی فدرال رزرو Federal Reserve Money Management دارایی خالص فدرال رزرو Federal Reserve Net Worth اسکناس فدرال رزرو Federal Reserve Notes هدفهای فدرال رزرو Federal Reserve Objectives نظام فدرال رزرو (ایالات متحد)؛ دستگاه فدرال رزرو Federal Reserve System شرکت فدرال پس‌انداز و وام Federal Savings and Loan Association شرکت فدرال بیمهٔ پس‌انداز و وام Federal Savings and Loan Insurance Corporation نمایندگی تأمین اجتماعی فدرال Federal Security Agency فدراسیون بورسهای انگلتسان Federation of Stock Exchanges in Great Britain دستمزد؛ فی؛ واحد قیمت؛ از قرار؛ اجرت؛ حق الزحمه؛ میراث قانونی Fee حق الزحمهٔ ساده؛ حق الزحمهٔ معمولی؛ حق الزحمهٔ متعارف Fee Simple بازخورد Feedback نظارت بر داده‌های بازخورد؛ نظارت بر اثر واکنشی Feedback Control دستگاه بازخورد Feedback System مناسبت Felicity نظریهٔ کارگر همکار Fellow Servant Doctrine کمک‌های عضو Fellow Subsidiaries کالای دزدی خریدن؛ نهانگاه کالای دزدی Fence اصل فرما در زمینهٔ ریاضیات بازی‌ها، بخت‌ها، شرط‌بندی‌ها و احتمالات است. Fermat's Principle اندازهٔ باروری؛ میزان باروری؛ نسبت باروری Fertility Rate نسبت باروری؛ ضریب باروری Fertility Ratio نظام ملوک الطوایفی؛ نظام ارباب - رعیتی Feudal System فئودالیزم؛ دورهٔ تولید «زمینداری» Feudalism ادارهٔ فدرال خانه‌سازی F. H. A. اسکناس بی‌پشتوانه؛ پول حکمی؛ پول غیرقابل تبدیل؛ پول رواج اجباری Fiat Money پایهٔ حکمی؛ پایهٔ پولی بی‌پشتوانه Fiat Standard گیرندهٔ موهوم وجه؛ ذینفع صوری؛ مؤدی الیه موهوم Fictious Payee بیمهٔ صداقت؛ تضمین امانت Fidelity Bond بیمهٔ ابواب جمعی Fidelity Bond Insurance تضمین امانت؛ تضمین درستی و صحت عمل Fidelity Guarantee بیمه در برابر خیانت؛ بیمهٔ صحت عمل؛ بیمهٔ درستکاری Fidelity Insurance امین؛ معتمد؛ امانت‌دار Fiduciary حسابداری سپرده‌ها و امانت‌ها FiduciaryAccounting قرارداد اعتباری Fiduciary Bond پول کاغذی؛ اسکناس؛ پول اعتباری Fiduciary Currency انتشار اسکناس بی‌پشتوانه؛ نشر اسکناس اعتباری Fiduciary Issue وام اعتباری؛ وام بدون تضمین؛ وام شرافتی Fiduciary Loan پول اعتباری Fiduciary Money نظام پول اعتباری؛ نظام اسکناس بی‌پشتوانه Fiduciary Money System پایهٔ پول اعتباری؛ پایهٔ اعتباری Fiduciary Standard پایهٔ اعتباری پول ن.ک: Fiduciary money Fiduciary Standard of Money حسابرس داخلی Field کارمند ناحیه Field Staff آزمون محلی Field Test بازدید محلی Field Trip انبار محل؛ انبار ناحیه؛ انبار حوزه Field Werehouse انبار کردن اجناس در محل Field Warehousing وام براساس حبس اجناس (انبار کردن) در محل Field Werehousing Loan حکم اجرا Fieri Facias نخستین صادره از نخستین وارده Fifo حساب کردن؛ شمردن Figure پرونده؛ صورت؛ فهرست؛ پروندهٔ حاوی اطلاعات File بایگانی کردن؛ ضبط کردن File نسخهٔ بایگانی File Copy پروندهٔ وظایف File, Functional بایگان File- Keeper پروندهٔ شماره‌ای؛ پروندهٔ مسلسل File, Numerical بایگانی Filing سود از راه نادرست Filthy Lucre «احتمال بیشینهٔ اطلاعات کامل» F.I.M.L. جریمه‌دار؛ سزاوار جریمه Finable حساب‌های پایانی؛ حساب‌های نهایی Final Accounts ماندهٔ خالص؛ ماندهٔ قطعی؛ ماندهٔ پایانی Final Balance هزینهٔ تمام شده Final Cost تقاضای قطعی؛ تقاضای پایانی Final Demand سود سهام متعلقه در پایان سال؛ سود سهمی قطعی Final Dividend معادلهٔ نهایی Final Equation برآورد قطعی؛ برآورد پایانی؛ برآورد نهایی Final Estimate کالای مصرف نهایی؛ کالای مصرف قطعی؛ کالای پایانی Final Good کالاها و خدمات پایانی؛ کالاها و خدمات قطعی Final Goods and Services بازدادهٔ پایانی؛ بازدادهٔ قطعی؛ تولید پایانی Final Output قمیت نهایی؛ قیمت قطعی؛ آخرین قیمت؛ قیمت پایانی Final Price محصول قطعی؛ محصول پایانی؛ فرآوردهٔ پایانی Final Product فروش‌های پایانی Final Sales صورت‌های نهایی؛ صورت‌های قطعی Final Statements مطلوبیت نهایی؛ مطلوبیت پایانی Final Utility نظریهٔ ارزش مبتنی بر مطلوبیت نهائی؛ نظریهٔ مطلوبیت نهائی ارزش Final Utility Theory of Value مالیه؛ تدارک مالی؛ دارایی؛ علم مالیه؛ مالی Finance تهیه کردن سرمایه؛ تأمین مالی کردن Finance مالیهٔ کارکردی Finance, Functional نشریهٔ چهار ماه یک بار .I.M.F و .I.B Finance and Development برات تدارک مالی؛ لایحهٔ تأمین درآمد؛ لایحهٔ مالی Finance Bill هزینهٔ مالی Finance Charge شرکت اعتبارات تجاری؛ مؤسسهٔ تأمین مالی Finance Company شرکت توسعهٔ اقتصادی Finance Development Corporation عاملیت امور مالی؛ تأمین مالی خرید و تعهدات دیگران Finance Factoring مؤسسهٔ تأمین مالی؛ شرکت‌های مالی Finance House شرکت مؤسسات مالی؛ سازمان بنگاه‌های مالی Finance House Association بازار شرکت‌های مالی Finance Houses Market بازارهای مالی Finance Markets سند مالی Finance Paper وضع امور مالی؛ وضع خزانه‌داری Finance Statement امور مالی؛ امور مربوط به مالیه Financial Affairs حسابداری مالی Financial Accounting حساب‌های مالی Financial Accounts موافقتنامهٔ مالی Financial Agreement دارائی‌های مالی Financial Assets نقطه سر به سر مالی Financial Break-even Point بودجهٔ مالی Financial Budget سرمایهٔ مالی Financial Capital مراکز مالی Financial Centers محافل مالی Financial Circles مطالبات مالی Financial Claims وضع مالی Financial Condition بحران مالی Financial Crisis هزینه‌های مالی Financial Expense مؤسسهٔ مالی Financial House نهاد مالی Financial Institution نسد مالی Financial Instrument واسطه‌های مالی؛ دستهای مالی؛ مؤسسات مالی واسطه Financial Intermediaries سرمایه‌گذاری مالی Financial Investment مدیریت مالی Financial Management سند مالی Financial Paper دورهٔ مالی Financial Period برنامهٔ مالی Financial Plan وضع مالی، موقعیت مالی Financial position نسبت‌های مالی؛ ضرایب مالی Financial Ratios بازسازی امور مالی؛ برنامهٔ اصلاح و احیاء مالی Financial Reconstruction تجدید حیات مالی؛ برنامهٔ اصلاح؛ احیاء مالی Financial Rehabilitation قانون مسئولیت مالی Financial Responsibility Law خطر احتمالی مالی Financial Risk وضع مالی؛ اعتبار مالی Financial Standing ورقهٔ ترازنامه؛ صورت مالی؛ گزارش مالی؛ وضع مالی؛ صورت مالی ترازنامه و حساب سود و زیان Financial Statement وضع مالی؛ توانائی پرداخت Financial Status بازار بزرگ مالی Financial Supermarkeفیننشال تایمز Financial Times شاخص‌های سهام آمارگران بیمهٔ عمر فیننشال تایمز Financial Times-actuaries Shares Indices شاخص تایمز مالی Financial Times Index شاخص سهام صنعتی عادی در فیننشال تایمز Financial Times Industrial Ordinary Share Index شاخص‌های سهام فیننشال تایمز Financial Times Stock indices سال مالی Financial Year تدارک کنندهٔ پول؛ تأمین کنندهٔ پول؛ متخصص امور مالی Financier تأمین اعتبار و ایجاد تعهد Financing and Obligation کمپانی تأمین مالی؛ شرکت تأمین مالی Financing Company هزینه‌های مالی Financing Expenses تأمین مالی تجارت خارجی Financing of Foreign Trade تأمین مالی صنعت Financing of Industry بنگاه کارگزار؛ کارگزار Finder جرمیه؛ تاوان؛ غرامت Fine برات درجهٔ اول بانکی؛ برات بانکی ممتاز Fine Bank Bill برات معتبر Fine Bill درصد ممتاز؛ اندازه بهرهٔ کمینه؛ میزان تنزیل کمینه Fine Rate برات تجاری درجه اول؛ سند علی تجاری Fine Trade Bill تنظیم دقیق Fine Tuning عیار فلز سکه؛ نسبت فلز گرانبهای سکه به فلز آلیاژ Fineness of Coins کالای ساخته شده؛ کالای آمادهٔ فروش Finished Goods برگشت کالاهای ساخته شده Finished Goods Turnover محصول آماده؛ کالای آمادهٔ فروش؛ کالای تکمیل شده Finished Product کالای ساخته شده Finished Stock محدود Finite نموهای محدود Finite Increment جامعهٔ محدود (آمار) Finite Population کارگر سخن چین؛ کارگر خبررسان Fink نرخ‌های سرقفلی Fintures Rates بیمهٔ آتش سوزی Fire Insurance بیمه نامهٔ آتش سوزی Fire Policy تجارتخانه؛ شرکت؛ شراکت؛ مؤسسهٔ انتفاعی؛ بنگاه انتظامی؛ تصدی انفرادی؛ تصدی واحد و رشته؛ بنگاه اقتصادی؛ محکم؛ پایدار Firm توسعهٔ بنگاه اقتصادی؛ کار و کسب و تجارتخانه Firm, Expansion of نظریهٔ بنگاه اقتصادی Firm, Theory of The قرارداد رسمی برای خرید یا فروش و یا هر نوع تعهد دیگر Firm Contract نام رسمی بنگاه Firm Name پیشنهاد قطعی؛ پیشنهاد محکم Firm Offer خط مشی سازمان Firm Policy بهین اول؛ بهترین نخست First Best تقاضای اول؛ مطالبهٔ نوبت اول First Call برات درجهٔ یک؛ برات ممتاز First Class Bill سند درجهٔ اول؛ سند با امضای درجه اول؛ اوراق بهادار درجهٔ یک First Class Paper هزینهٔ اولیه؛ قیمت تمام شده First Cost پوشش نخست دلار First Dollar Covernage نیمهٔ اول هر ماه First Half نخستین برنامهٔ فرانسه First French Plan دست اول First Hand اولین صادره از اولین وارده First-in, Fist out (FiFo)

سند قرضهٔ مقدم First Lien Bond نسخه اول برات First of Exchange آثار درجهٔ اول First Order Effects کالاهای ردهٔ اول First Order Goods رهن؛ گروی اول، دوم و سوم First, Seconf or Third Mortgage جهان نخست First World خزانه‌داری عمومی Fise مالی Fiscal نمایندهٔ مالی Fiscal Agent نظارت مالی Fiscal Control عدم مرکزیت مالی Fiscal Decentralization مانع مالیاتی؛ اثر کندکنندگی مالی Fiscal Drag توهم مالی Fiscal Illusion تدابیر مالی؛ اقدامات مالیاتی Fiscal Measures انحصار مالی Fiscal Monopoly ضریب فزایندهٔ مالی Fiscal Multiplier دورهٔ حسابداری؛ دورهٔ مالی Fiscal Period سیاست مالی Fiscal Policy محدودیت مالی Fiscal Restraint انگیزهٔ مالی Fiscal Stimulus مزایای مالی رفاه؛ مزایای مالی بهزیستی Fiscal Welfare Benefits سال مالی؛ دورهٔ مالی Fiscal Year متخصص امور مالی Fiscalist فیشر، ایروینگ Fisher, Irving معادلهٔ فیشر Fisher Equation تساوی «فیشر»؛ اتحاد فیشر Fisher Identity شاخص آرمانی فیشر Fisher's Ideal Index شاخص فیشر Fisher's Index پول سالم Fit Currency اثاثه؛ اسباب؛ لوازم Fittings بیست - پنج سالی Five-twenty اسناد قرضهٔ بیست - پنج سالی؛ اسناد قرضهٔ بیست ساله قابل بازخرید در پنج سال Five-twenty Rond اسکناس پنج لیره‌ای در انگلیس و پنج دلاری در ایالات متحد Fiver دارائی ثابت Fixed Asset Fisher's دفتر دارائی ثابت Fixed Asset Register Plant Ledger برگشت دارائی ثابت Fixed Asset Turnover بودجهٔ معین برای هر فعالیت Fixed Budget سرمایهٔ ثابت Fixed Capital دارائی‌های سرمایه‌ای ثابت Fixed Capital Assets کالای سرمایه‌ای ثابت؛ سرمایهٔ ثابت Fixed Capital Good بودجهٔ محدود Fixed-ceiling Budget هزینه‌های ثابت؛ مخارج ثابت Fixed Charges تابع تولید با ضریب ثابت Fixed Coefficient Production Function هزینهٔ ثابت؛ قیمت تمام شدهٔ ثابت Fixed Cost منحنی هزینهٔ ثابت Fixed Cost Curve هزینهٔ ثابت سرانه؛ هزینهٔ واحد ثابت Fixed Cost Per Unit اعتبار ثابت؛ تسهیلات اعتباری ثابت Fixed Credit Line قرضهٔ معین Fixed Debenture قرضهٔ ثابت؛ دین ثابت Fixed Debt سپردهٔ ثابت Fixed Deposit نرخ ارز ثابت Fixed Exchange Rate عوامل ثابت تولید Fixed Factor درآمد ثابت Fixed inome منابع ثابت Fixed Input سرمایه گذاری ثابت Fixed Investment تراست سرمایه‌گذاری ثابت؛ شرکت امانی سرمایه‌گذاری ثابت Fixed Investment Trust هزینه‌های ثابت کار Fixed Labour Costs دین ثابت؛ بدهی درازمدت؛ قرض طویل المدت Fixed Liability وام ثابت Fixed Loan تعهد ثابت Fixed Obligation قرارداد جریمهٔ ثابت Fixed Penalty Bond قیمت ثابت؛ سهام با قیمت ثابت (در بورس)؛ قیمت مقطوع Fixed Price قرارداد مقطوع؛ قرارداد با قیمت ثابت Fixed Price Contract ضریب تولید ثابت Fixed Production Coefficient نسبتهای ثابت در تولید Fixed Proportions Production خرید ثابت؛ خرید قطعی؛ خرید مقطوع Fixed Purchase قرارداد فروش اقساطی Fixed Rate Contract نرخهای ثابت Fixed Rates نوبت کاری ثابت Fixed Shift مالک انحصاری سهام Fixed Stock عرضهٔ ثابت؛ سهام کالاهای فاسدشدنی Fixed Supply شرکت سرمایه‌گذاری محدود؛ تراست اوراق بهادار معین؛ شرکت سرمایه‌گذاری در سهام معین Fixed Trust (The) تعیین نرخ ارز روی حد Fixing مرکز تعیین قیمت؛ دفتر تعیین قیمت؛ جایگاه تعیین قیمت؛ اتاق تعیین قیمت Fixing Room وامهای ثابت Fixtures اثاثهٔ ثابت؛ منضمات ساختمان Fixtures and Fittings نسبت‌های اثاثه Fixtures Rates فلورن هلندی، نشانهٔ اختصاری Dutch Florin یا Guilder است Fl بدون بهره؛ اندازهٔ یکسان، اندازهٔ یکنواخت Flat سند قرضهٔ بی‌بهره Flat Bond لغو بدون صرف؛ الغا؛ فسخ بدون کم و کاست Flat Cancellation بهای مایه؛ بهای تمام شده؛ قیمت تمام شدهٔ یکنواخت Flat Cost بیمه‌نامهٔ یکنواخت Flat Policy قیمت منحصر به فرد؛ یک قیمت Flat Price نرخ یکنواخت؛ تعرفهٔ یکنواخت؛ نرخ یکسان Flat Rate بازده یکنواخت؛ بازده یکسان Flat yield بی‌نوسانی Flation نقص در نظام قیمت Flaw in the Price System بیمه نامهٔ چندین اتومبیل (متعلق به بیمه‌گذار در یک بیمه‌نامه)؛ بیمه‌نامهٔ دسته جمعی کشتی‌ها Fleet Policy انعطاف‌پذیری قیمت‌ها Flexibility of Prices بودجهٔ متغیر؛ بودجهٔ انعطاف پذیر Flexible Budget نظارت به وسیلهٔ بودجهٔ انعطاف‌پذیر Flexible Budgetary Control نرخ‌های متغیر ارز Flexible Exchange Rates قیمت‌گذاری زیاده بی‌تناسب و انعطاف‌پذیر؛ افزایش بهای بی‌تناسب و انعطاف‌پذیر Flexible Mark Up Pricing قیمت انعطاف‌پذیر Flexible Price نرخ‌های انعطاف پذیر Flexible Rates برنامه تغییرپذیر کار Flexible Scherdule تعرفهٔ تغییرپذیر؛ تعرفهٔ انعطاف پذیر Flexible Tariff تراست متغیر؛ تراست انعطاف‌پذیر؛ شرکت سرمایه‌گذاری انعطاف‌پذیر Flexible Trust زمان انعطاف‌پذیر؛ زمان تغییرپذیر Flexitime سرمایهٔ فرار؛ سرمایهٔ گریزان Flight Capital گریز از پول نقد Flight from Cash گریز از پول؛ فرار از پول Flight from Currency فرار از دلار Flight from the Dollar پول گریزان؛ پول فرار Flight Money گریز سرمایه؛ فرار سرمایه؛ کوچ سرمایه Flight of Capital تنخواه‌گردان؛ شناور Float انتشار وام؛ عرضهٔ وام Float a Loan تأسیس یک واحد بازرگانی؛ انتشار سهام جدید Floatation اوراق وثیقه؛ اوراق بهادار با نرخ متغیر؛ گواهینامهٔ سهام دولتی یا راه‌آهن Floater صدور اوراق قرضه یا سهم Floating an Issue of Bonds or Stocks دارائی‌های در گردش؛ دارائی‌های جاری Floating Assets سرمایهٔ تقبل نشده؛ سرمایهٔ در گردش؛ سرمایهٔ شناور Floating Capital طلب متغیر (از دید مدعی)؛ هزینهٔ متغیر (از دید شرکت) Floating Charge پول شناور Floating Currency قرضهٔ شناور؛ قرضهٔ متغیر Floating Debenture قرضه به سررسید کوتاه Floating Debentures بدهی قابل تغییر؛ دین کوتاه مدت Floating Debt ارز شناور Floating Exchange نرخهای شناور ارز Floating Exhange Rates پول سرگردان؛ پول سرریز Floating Money بیمه نامهٔ شناور "Floating" Policy پوند متغیر Floating Pound نرخ متغیر؛ نرخ کم و زیاد شونده؛ نرخ حمل دریائی؛ نرخ شناور Floating Rate قرضه با میزان سود متغیر Floating Rate Bond وام رهنی با بهرهٔ شناور؛ وام مسکن با بهرهٔ متغیر Floating Rate Mortgage سهم با بهرهٔ متغیر؛ سهام با میزان سود متغیر؛ سهام با اندازهٔ بهرهٔ شناور Floating Rate Stock مال منقول Floating Rate Value تالار بورس؛ حد پایین Floor دلال تالار بورس Floor Broker حق‌العمل کارگزاری تالار Floor Brokerage Commission برنامه ریزی حداقل Floor Planning قیمت حد پایین Floor Price عضو معامله‌گر بورس؛ عضو تالار بورس Floor Trader فلورین (گیلدر)؛ پول دو شیلینگی در انگلستان؛ واحد پول کشور هلند و برابر است با صد سنت Florin کالای آب آورده؛ آب آورد Flotsam جریان؛ گردش؛ انتقال Flow جدول مدارج عملیات؛ جدول چگونگی عملیات تولید یا اسناد؛ نمودار جریان کار Flow Chart نمودار جریان Flow Diapram تولید روی خط تولید Flow-line Production جریان هزینه؛ گردش هزینه Flow of Expenditure تحلیل جریان وجوه Flow-of-funds Analysis گردش ایجاد درآمد؛ جریان ایجاد درآمد Flow of Income Creation جریان دریافت‌ها؛ جریان وصولی‌ها Flow of Receipts تولید فراوان؛ تولید جاری؛ تولید در جریان Flow Production متغیر شار؛ متغییر جریان Flow Variable جریان‌ها Flows نوسانات؛ ترقی و تنزل Fluctuations عامل نوسان کننده: نوسان‌های دوری؛ فراز و نشیب فعالیت کار و کسب؛نوسان‌های اشتغال و قیمت‌ها Fluctuations, Cyclical دارایی‌های قابل تبدیل به پول؛ دارایی‌های پول شدنی Fluid Assets سرمایهٔ سیار و متحرک Fluid Capital پس‌اندازهای سیال؛ پس‌اندازهای سیار؛ پس‌اندازهای متحرک Fluid Savings روانی کارگر؛ تحرک کارگر Fluidity of Labour بسط و توسعهٔ ناگهانی؛ رشد غیرعادی Flush پول فراوان Flush Money پولدار ؛ خرپول Flush of Money حوالهٔ کتبی جداگانه Fly-power فرانک، واحد پول ماداگاسکار، نشانهٔ Franc .M.G است FMG مارکا، واحد پول فنلاند، نشانهٔ F.Marka است Fmk فوب؛ تحویل روی عرشهٔ کشتی F.O.B. تحویل در فرودگاه F.O.B. Airport قیمت‌گذاری بر پایهٔ فوب F.O.B. Pricing رأس مدت؛ موعد کانونی Focal Date کانون؛ مرکز توجه Focus فگل، رابرت (دابلیو. Fogel, Robert W. پرونده Folder شمارهٔ صفحه Folio شمارهٔ عطف؛ شمارهٔ سند یا سایر شماره‌های راهنما Folio Reference سیاست تعاقب قیمت پیشرو "Follow the Leader" Price Policy تعقیب کردن؛ پی‌جویی کردن؛ ادامه دادن Follow-up پروندهٔ تعقیبی Follow-up File پرونده تعقیبی Follow-up روشهای پیگیری اسناد Follow-up Methods for Records ذیلا”؛ پیرو Following بازار دنباله‌رو Following Market سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل متحد Food and Agriculture Organization of the United Nations ارزش انتسابی غذا Food, Imputed Value of برنامهٔ غذایی؛ برنامهٔ موادغذایی Food Stamp Plan موادغذایی Foodstuff پا؛ فوت برابر با ۱۲ اینچ معادل ۳۰/۴۸ سانتیمتر و یک سوم یارد Foot جمع عمودی؛ جمع ستونی حساب Footing صنایع غیرمقید (از حیث مکان)؛ صنایع آزاد Footloose Industries تحویل روی اسکله F.O.Q. فور؛ تحویل روی قطار؛ تحویل روی سکوی راه ‌آهن F.O.R. برای حساب ... For Account of در عوض For a Consideration نقد For Cash فروشی For Sale به حساب For the Account ارزش دریافتی For Value حساب کار امانی؛ کار امانی Force Account حاسبداری کارهای امانی Force Account Method فرس ماژور؛ قدرت قاهره؛ قوهٔ قهریه Force Majeure مالیات اجباری Forced Contribution پول با رواج اجباری Forced Currency بیکاری؛ بیکار؛ کار اجباری Forced Labour وام اضطراری؛ وام اجباری Forced Loan عاملان مجبور؛ مصرف‌کنندگان مجبور Forced Riders فروش اضطراری؛ فروش اجباری Forced Sale قیمت فروش اجباری؛ قیمت فروش اضطراری Forced Sale Value پس‌انداز اجباری؛ پس‌انداز غیرارادی Forced Saving نیروهای بازار Forces, Market پیش‌بینی؛ ارزیابی قبلی مقادیر آینده Forecast (Forecasting) پیش‌بینی فعالیت اقتصادی Forecasting Business Activity روشهای پیش‌بینی Forecasting Methods سلب حق از گرو درآوردن Foreclose از گرو درآوردن؛ فروش گروی؛ سلب حق اقامهٔ دعوی؛ پیش‌بندی؛ بازداشت؛ منع؛ مخالفت Foreclosure کمک خارجی Foreign Aid برنامه‌های کمک خارجی Foreign-aid Programs ماندهٔ خارجی ن.ک: Balance of payments Foreign Balance بانک خارجی Foreign Bank برات خارجی؛ برات ارزی Foreign Bill برات خارجی وصولی Foreign Bill For Collection برات خارجی ارزی؛ برات اسعاری خارجی Foreign Bill of Exchange اسناد قرضهٔ خارجی؛ اوراق قرضهٔ خارجی Foreign Bonds شعب خارجی Foreign Branches مطالبات خارجی به عنوان اندوخته‌های بین‌المللی Foreign Claims as International Reserves شرکت خارجی Foreign Company ارز؛ اسعار؛ پول بیگانه؛ ارز خارجی Foreign Currency حسابهای پول خارجی Foreign Currency Accounts اوراق بهادار ارزی؛ اوراق بهادار خارجی؛ اوراق بهادار بیگانه Foreign Currency Securities واحدهای پول خارجی Foreign Currency Units سپردهٔ خارجی Foreign Deposit مطالبات به صورت سپرده در خارج Foreign Deposit Claims مانده‌های دلاری خارجی Foreign Dollar Balances حوالهٔ خارجی؛ حوالهٔ ارزی Foreign Draft ارز خارجی؛ ارز؛ پول کشور دیگر؛ اسعار؛ برات خارجی؛ وسایل پرداخت خارجی Foreign Exchange


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان تجارت6


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/۳ | ٧:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.