Blog Author(s) گروه ترجمه کده
Previous Months Home Archive More ...
      ترجمه کده مرجع مقالات تخصصی (تلفن 09336342191 و ایمیل
فرهنگ بدن ، اعضای بدن ، بیماری ها ، کالبدشناسی by: گروه ترجمه کده

                   فرهنگ بدن ، اعضای بدن ، بیماری ها ، کالبدشناسی


abdomen /"æbdəmən/شکم                                                                                                                 

abdomen is the part of the body containing the digestive and reproductive organs


شکم قسمتی از بدن است که اندام های گوارشی مانند روده ها و کبد ، معده و اندام های تناسلی را در خود جای می دهد


abdominal /æb"dQmInl/شکمی ، بطنی                                     

abdominal painدرد شکمی                                                     

abdominal regionناحیه ی شکمی                                            

to abort /ə"bO:rt/بچه سقط کردن ، کورتاژ کردن                              

abortion /ə"bO:rSn/سقط جنین                                                 

abortion is the natural expulsion of a fetus from the womb before it is able to survive independently


سقط جنین ، خارج نمودن جنین از رحم مادر قبل از اینکه به رشد طبیعی خود برسد


abscessآبسه ، دمل ، کورک ، آبسه کردن ، ورم و چرک کردن                 

آبسه به معنی توده ی چرک (نوتروفیلهای مرده) که در یک فضای حفره مانند ، در داخل بافت محصور شده ‌است می‌باشد. علت تشکیل آبسه عفونت مانند باکتری یا قارچ و یا عامل خارجی مانند سوزن تزریق است. تشکیل آبسه نوعی واکنش دفاعی بدن است که از انتشار عفونت در تمام بدن جلوگیری می‌کند. ابتدا عامل بیماری ‌زا با ترشح سم و آسیب به سلول ‌های بدن فرایند التهاب را آغاز می‌کند. مراحل بعدی عبارتند از ترشح آنتی بادی توسط سلول‌ های ایمنی حاضر در محل ، آزاد شدن سایتوکین ، فعال شدن س‍یستم کمپلمان ، افزایش نفوذ پذیری عروق موضعی ، تجمع سلول‌های ایمنی در محل و... کپسول دور آبسه را سلول ‌های سالمی که تلاش می‌کنند از آسیب عامل بیماری زا مصون بمانند می‌سازند. این کپسول هرچند مانع گسترش عفونت می‌شود ولی اغلب موجب می‌شود سلول ‌های ایمنی نتوانند عامل بیماری زا را ریشه کن کنند. درمان آبسه


نیازمند دبریدمان و تخلیه ی محتویات ، کورتاژ و گاه تجویز آنتی بیوتیک است. با توجه به مکان تشکیل آبسه انواعی از آبسه عبارتند از: آبسه ی دندان ، آبسه ی مغزی ، آبسه ی آمیبی کبد ، آبسه ی ریوی ، آبسه ی پره ی تونسیلار ، آبسه ی پاروتید ، آبسه ی مقعد ، آبسه ی پستان

an abscess is a collection of pus (dead neutrophils) that has accumulated in a cavity formed by the tissue on the basis of an infectious process usually caused by bacteria or parasites or other foreign materials (e.g., splinters, bullet wounds, or injecting needles). it is a defensive reaction of the tissue to prevent the spread of infectious materials to other parts of the body. the organisms or foreign materials kill the local cells, resulting in the release of cytokines.

آبسه یک توده ی چرک(نوتروفیل های مرده) است که در یک فضای حفره مانند ، داخل بافت محصور تشکیل شده است و علت تشکیل آن عفونت مانند باکتری ، انگل ، قارچ یا عامل خارجی می باشد(مانند سوزن های تزریق ، براده ها ، زخم گلوله). تشکیل آبسه نوعی واکنش دفاعی بافت است که از انتشار عفونت به بخش های دیگر بدن جلوگیری می کند. عوامل بیماری زا یا مواد خارجی به سلول های محل آسیب رسانده و منجر به آزاد شدن سایتوکین ها می شوند

the cytokines trigger an inflammatory response, which draws large numbers of white blood cells to the area and increases the regional blood flow. the final structure of the abscess is an abscess wall, or capsule, that is formed by the adjacent healthy cells in an attempt to keep the pus from infecting neighboring structures. however, such encapsulation tends to prevent immune cells from attacking bacteria in the pus, or from reaching the causative organism or foreign object.

آزاد شدن سایتوکین ها موجب واکنش بدن ناشی از فرایند التهابی شده که تعداد زیادی از سلول های ایمنی یا سفید خون را در محل حاضر کرده و  جریان خون ناحیه ای افزایش می یابد. ساختار نهایی آبسه تشکیل دیوار یا کپسول دور آبسه است که توسط سلول های سالمی که تلاش می کنند از آسیب عامل بیماری زا مصون بمانند ساخته می شود. هرچند این کپسول مانع از گسترش عفونت می شود ولی از رسیدن سلول های ایمنی و حمله به باکتری و عامل بیماری زا جلوگیری می کند.


the cardinal symptoms and signs of any kind of inflammatory process are redness (rubor), heat (calor), swelling (tumor), pain (dolor) and loss of function. abscesses may occur in any kind of solid tissue but most frequently on skin surface (where they may be superficial pustules (boils) or deep skin abscesses), in the lungs, brain, teeth, kidneys and tonsils. wound abscesses do not generally need to be treated with antibiotics, but they will require surgical intervention, debridement and curettage. the abscess should be inspected to identify if foreign objects are a cause, which may require their removal. if foreign objects are not the cause, a doctor will incise and drain the abscess and prescribe painkillers and possibly antibiotics.

علائم و نشانه های عمده ی هر نوع فرایند التهابی شامل قرمزی (rubor) ، گرما (calor) ، تورم (تومور) ، درد (اندوه) و از دست دادن عملکرد است. آبسه ممکن است در هر نوع بافت جامد ایجاد شود  اما بیشتر در سطح پوست (جایی که آنها ممکن است پوسچول ها و تاول های سطحی (جوش) و یا آبسه عمیق پوست باشند) ، در ریه ها ، مغز ، دندان ، کلیه ها و لوزه ها به وجود می آید. زخم آبسه به طور کلی نیازی به درمان با آنتی بیوتیک ندارد ، اما به مداخله جراحی ، دبریدمان و کورتاژ نیاز خواهد بود. آبسه را بایستی برای شناسایی اشیاء خارجی که اگر علت هستند و ممکن است به حذف آنها نیاز باشد بررسی کرد. اگر اشیاء خارجی علت نمی باشند ، دکتر ، در آبسه برش و شکافی ایجاد و آن را تخلیه کرده و مسکن و احتمالا آنتی بیوتیک را تجویز خواهد کرد.گوش کردن


antibiotics as Staphylococcus aureus bacteria is a common cause, an anti-staphylococcus antibiotic such as flucloxacillin or dicloxacillin is used. with the emergence of community-acquired methicillin-resistant staphylococcus aureus MRSA, these traditional antibiotics may be ineffective; alternative antibiotics effective against community-acquired MRSA often include clindamycin, trimethoprim-sulfamethoxazole, and doxycycline. these antibiotics may also be prescribed to patients with a documented allergy to penicillin. it is important to note that antibiotic therapy alone without surgical drainage of the abscess is seldom effective due to antibiotics often being unable to get into the abscess and their ineffectiveness at low pH levels. historically abscesses as well as boils and many other collections of pus have been treated via application of magnesium sulfate paste. this works by drawing the infected pus to the surface of the skin before rupturing and leaking out, after this the body will usually repair the old infected cavity. magnesium sulfate is therefore best applied at night with a sterile dressing covering it, the rupture itself is not painful but the drawing up may be uncomfortable. magnesium sulfate paste is considered a "home remedy" and is not necessarily an effective or accepted medical treatment


آنتی بیوتیک هایی که در باکتری استافیلوکوکوس اورئوس که یک علت شایع است به عنوان ضد استافیلوکوک استفاده می شوند شامل flucloxacillin یا dicloxacillin می باشند. با ظهور استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به methicillin (MRSA) ، این آنتی بیوتیک های سنتی ممکن است بی اثر باشد ؛ آنتی بیوتیک های جایگزین موثر در مقابل MRSA اغلب شامل کلیندامایسین ، تری متوپریم سولفامتوکسازول ، داکسی سیکلین می باشند. این آنتی بیوتیک ها نیز ممکن است به بیماران با استناد به داشتن آلرژی به پنی سیلین تجویز شوند. توجه به این نکته مهم است که درمان با آنتی بیوتیک به تنهایی و بدون خارج سازی چرک و آب از طریق جراحی به ندرت موثر است زیرا آنتی بیوتیک ها اغلب در داخل شدن به درون آبسه و ناکارآمدی شان در سطوح pH پایین ناتوان می باشند. از لحاظ تاریخی ، آبسه و همچنین جوش و بسیاری دیگر از مجموعه های چرک از طریق مالیدن خمیر سولفات منیزیم درمان می شود . این کار با کشیدن چرک آلوده به سطح پوست قبل از پارگی و نشت کردن اثر می کند. بعد از آن بدن معمولا حفره ی آلوده قدیمی را ترمیم خواهد کرد.  بهتر است سولفات منیزیم را در شب با پوشاندن استریل پانسمان استفاده کرد. خود پارگی دردناک نیست اما کشیده شدن آن ممکن است ناخوشانید و ناراحت کننده باشد. خمیر سولفات منیزیم به عنوان درمان خانگی محسوب می شود و لزوما یک روش درمانی موثر یا پذیرفته شده پزشکی نمی باشد.خواندن با قواعد آوایی

tooth abscessآبسه ی دندان                                                    

آبسه ی دندان چرک ‌هایی است که در ریشه ی دندان جمع شده و باعث عفونی شدن آن می‌شود و در صورت درمان نشدن به موقع می‌تواند به تدریج به فضاهای عمقی مانند فضاهای اطراف حلق ، مجاری تنفسی و حتی اطراف مغز راه پیدا کند و موجب انسداد راه‌ های تنفسی، درگیری مغز و مننژیت(التهاب پرده ی مغز) و درگیری خون و حتی مرگ شوند. درد شدید دندان در هنگام آبسه را می‌توان چنین توضیح داد:  ورود میکروب‌ ها به مغز دندان (پالپ دندان) باعث ایجاد التهاب در پالپ شده و این التهاب باعث افزایش حجم پالپ می‌شود. با توجه به اینکه پالپ دندان در یک محفظه ی بسته واقع شده ، باعث افزایش شدید فشار داخلی آن می‌شود. این افزایش فشار ، منجر به فشار آمدن به پایانه ‌های عصب دندان شده و درد دندان شروع می‌شود

a tooth abscess or root abscess is pus enclosed in the tissues of the jaw bone at the tip of an infected tooth. usually the abscess originates from a bacterial infection that has accumulated in the soft pulp of the tooth. abscesses typically originate from dead pulp tissue, usually caused by untreated tooth decay, cracked teeth or extensive periodontal disease. a failed root canal treatment may also create a similar abscess. it may also develop from bacteria entering a tooth filling and multiplying. the pain is the body detecting that the microorganisms are present. a pus taste may also develop. successful treatment of a dental abscess centers on the reduction and elimination of the offending organisms. if the tooth can be restored, root canal therapy can be performed. Nonrestorable teeth must be extracted, followed by curettage of all apical soft tissue. unless they are symptomatic, teeth treated with root canal therapy should be evaluated at 1- and 2-years intervals to rule out possible lesional enlargement and to ensure appropriate healing

آبسه دندان یا آبسه ریشه چرک محصور در بافت های استخوان فک در نوک دندان آلوده می باشد. معمولا آبسه دندان از یک عفونت باکتریایی ناشی می شوند که در پالپ نرم دندان انباشته شده است. آبسه ها نوعا از بافت پالپ مرده ناشی می شوند ، که معمولا با پوسیدگی دندان درمان نشده ، دندان ترک خورده و یا بیماری لثه ها ایجاد می شود. درمان مجرای ریشه ی ناموفق دندان نیز ممکن است ایجاد آبسه مشابه نماید. ممکن است از ورود باکتری به دندان پر کرده به وجود آید. درد بدن نشانه ی حضور میکروارگانیسمها است. اثر چرک نیز ممکن است پیشرفت نماید. درمان موفقیت آمیز آبسه دندان بر کاهش و از بین بردن ارگانیسم های مختلف تمرکز دارد. اگر دندان باید بازسازی شود ، درمان کانال ریشه می تواند انجام شود. دندان غیر بازسازی باید کشیده شود و سپس کورتاژ تمام بافت نرم آپیکال. به جز درمان نشانه ای ، دندان تحت درمان کانال و مجرای ریشه بایستی در فواصل 1 و 2 سال برای رد کردن امکان گسترش ضایعه و زخم و برای اطمینان از درمان مناسب بررسی شود.

درد ، درد کردنache /eIk/                                                            

سینه ام درد می کنهmy chest aches                                        

دندانم درد می کندmy tooth aches                                          

have head ache? eat fish. eat plenty of fish; fish oil helps prevent headaches. so does ginger, which reduces inflammation and pain


سرتان درد می کند؟ ماهی بخورید. ماهی زیاد مصرف کنید ، روغن ماهی به پیشگیری از سردرد کمک می کند . زنجبیل هم با کاهش التهاب و درد عملکرد مشابهی دارد






(بیماری معده به علت کمبود اسید هیدروکلریک در شیره ی معده) آکلریدری


acidityترشی معده ، زیادی اسید معده                                             

acquired immunity /ə"kwaIəd I"mju:nItI/


ایمنی اکتسابی ، ایمنی طبیعی نسبت به نوعی بیماری که نتیجه ی آن ابتلا به آن بیماری در گذشته می باشد ، ایمنی مصنوعی نسبت به نوعی بیماری که نتیجه ی مایه کوبی(واکسیناسیون) است


acupunctureطب سوزنی                                                      

for more than 4000 years people inAsiahave used acupuncture to treat illnesses. an ancient Chinese form of healing, acupuncture involves piercing the skin with thin needles to relieve pain. today acupuncture is also popular in Europe, theAmericas, andAustralia


بیش از چهار هزار سال مردم قاره ی آسیا از طب سوزنی برای درمان بیماری ها استفاده می کرده اند. چینی های قدیمی معالجه بوسیله ی طب سوزنی را می دانند ، طب سوزنی شامل سوراخ کردن پوست با سوزن های بسیار نازک برای درمان درد می باشد. امروزه طب سوزنی نیز در اروپا ، آمریکا ، و استرالیا رایج است


به هم نزدیک کردن ، نزدیک به محور کردنto adduct /ə"dVkt/                  

muscles which adduct the fingers


عضلاتی که انگشت ها را به هم نزدیک می کنند


adduction /ə"dVkSn/نزدیک سازی به محور بدن                         

adrenal /ə"dri:nl/فوق کلیوی ، غده ی فوق کلیوی                          

adrenaline /ə"drenəlIn/


آدرنالین ، نوعی هورمون است و در زمانی که انسان عصبانی و یا ترسیده باشد غده ی آدرنال ترشح می شود. ترشح این هورمون با شدت بخشیدن به تنفس و افزایش ضربان قلب بدن را آماده ی واکنش می سازد


agnosia /əg"nəUsIə/ 


فقدان حس(معمولا در اثر ضایعات مغزی) ، نا ادراکی


agnosia is inability to interpret sensations and hence to recognize things, typically as a result of brain damage


نا ادراکی ، ناتوانی در درک احساسات و تشخیص اشیاء  علی الخصوص

در نتیجه ی آسیب مغزی می باشد


فقدان حس بیناییvisual agnosia                                            

AIDS (acquired immune deficiency syndrome)/eIdz/ایدز       

AIDS is a disease, it is caused by the human immunodeficiency virus(HIV) which can passed from person to person, in which there is a severe loss of cellular immunity leaving the sufferer susceptible to infection and malignancy


ایدز ، بیماری است که در اثر انتقال ویروس(HIV) به مایعات درون بدن ، کاهش شدیدی در ایمنی سلولی به وجود می آورد که باعث کاهش شدید مقاومت بدن در برابر بیماریهای عفونی می شود


millions of people have died from AIDS since the 1980s. scientists have not yet found a cure, but they can treat the disease effectively


میلیون ها نفر از مردم بر اثر بیماری ایدز از دهه ی 1980 جان خود را از دست داده اند. دانشمندان هنوز معالجه ی قطعی آن را نیافته اند ، اما

می توانند این بیماری را به طور موثر درمان کنند


to ailکسالت داشتن ، ناخوش بودن                                                  

what’s ailing her?کسالت او چیست؟                                            

he has ailed ever since he came back


از هنگام بازگشتش تاکنون بیمار گونه بوده است


ailment /"eIlmənt/ناخوشی(ممتد) ، کسالت ، بیماری مزمن                                  

the old woman talked of nothing but her ailments


پیرزن جز درباره ی درد و مرض های خود حرف نزد


alimentary canal /%ælImentərI kə"næl/


مجرای گوارشی ، دستگاه گوارشی


دستگاه گوارش انسان که از دهان تا مقعد ادامه دارد ، از لوله ی گوارشی و غده های گوارشی تشکیل شده است و حدود هفت متر طول دارد. غدد گوارشی شامل غدد بزاقی ، غدد دیواره ی معده و روده ، پانکراس و کبد است. لوله ی گوارشی نیز شامل دهان ، حلق ، سرخ نای یا مری ، معده ، روده ی باریک ، روده ی بزرگ و راست روده می باشد. هر چیزی که وارد معده می شود با آنزیم های درون معده مخلوط می گردد تا به اجزاء ساده تری تجزیه شود سپس این مخلوط از معده خارج شده و به روده ها می رود تا از آنجا مواد غذایی تجزیه شده جذب جریان خون شوند. مواد غذایی تجزیه شده از طریق جریان خون به سرتاسر بدن می روند و در اختیار یاخته های بدن قرار می گیرند تا در آنها مصرف شده و یا ذخیره شوند. اجزاء غذایی که جذب نمی شوند از بدن دفع می گردند(از طریق مدفوع). از هنگامی که شما شروع به جویدن غذا می کنید ، هضم غذا نیز شروع می گردد. دهان در اثر جویدن و آنزیم های موجود در بزاق باعث گوارش مکانیکی(توسط دندان ها و ماهیچه های فک پایین) و شیمیایی می شود. بزاق مخلوطی از ترشحات سه جفت غده ی زیر زبانی ، زیر آرواره ای و بناگوشی است. ماده ی دیگری نیز در آن وجود دارد که موسین نام دارد و به هنگام مخلوط شدن با آب به ماده ی چسبناک و قلیایی به نام موکوز تبدیل می شود و باعث چسبیدن ذرات جویده شده به هم و تسهیل در بلع می شود. غده های ترشح کننده ی موسین در سراسر لوله ی گوارشی وجود دارند. در بزاق آنزیمی به نام پتیالین وجود دارد که یک آمیلاز ضعیف است و از غدد بناگوشی ترشح می شود. این آنزیم به کربوهیدرات ها حمله کرده و نشاسته را به مالتوز تبدیل می کند. آنزیم دیگر موجود در بزاق لیزوزیم است که باعث ضدعفونی دهان و از بین رفتن باکتری ها می شود. بنابراین بزاق باعث گوارش ، ضدعفونی حفره ی دهان ، کمک به حس چشایی ، مرطوب نگه داشتن دهان و تسهیل سخن گفتن می شود. پس از جویده شدن ، غذا در اثر عمل بلع به مری و از طریق آن به معده راه می یابد. پس از جویده شدن غذا ، زبان بالا می رود و به کام می چسبد. پس از آن که گیرنده های مکانیکی گلو تحریک شدند زبان کوچک نیز بالا می رود و راه بینی را می بندد. اپی گلوت نیز راه نای را بسته و به این ترتیب غذا وارد مری می شود و توسط حرکات دودی ماهیچه های حلقوی مری به دهانه ی معده می رسد. این بخش که کاردیا نام دارد در حالت عادی منقبض بوده و مانع بازگشت غذا از درون معده به مری می شود. وقتی امواج دودی به کاردیا می رسند باعث باز شدن آن و ورود غذا به درون معده می شوند. آنگاه معده توسط آنزیم ها و حرکات خود غذا را به ماده ای خمیری به نام کیموس تبدیل می کنند. مواد ترشح شده به درون معده عبارتند: از موسین(که با تشکیل لایه ای قلیایی از موکوز از دیواره ی معده در برابر شیره ی اسیدی معده محافظت می کند) ، اسید کلریدریک ، فاکتور داخلی معده(که باعث جذب ویتامین B12 می شود) ، چند پروتئاز که به طور کلی پپسینوژن خوانده می شوند و باعث تجزیه ی پروتئین ها به اسید آمینه می شوند و گاسترین(محرک ترشح اسیدکلریدریک). روده ی کوچک دارای سه قسمت می باشد. اولین قسمت روده ی کوچک که درست بعد از معده قرار دارد را اصطلاحا اثنی عشر یا دوازدهه و یا دئودنوم می نامند که کوتاهترین قسمت روده ی کوچک می باشد. دو قسمت دیگر روده ی کوچک که بعد از دوازدهه یا اثنی عشر قرار دارند به ترتیب عبارتند از : تهی روده(Jejunum) و دراز روده(Ileum) که به روده ی بزرگ متصل می گردد. وقتی غذا از معده وارد اثنی عشر می شود ، به علت مخلوط بودن با اسید معده ، هنوز اسیدی می باشد. در محل اثنی عشر ، یک شیره ی گوارشی قلیایی به این غذا اضافه می گردد تا حالت اسیدی آن را خنثی نماید. این شیره ی گوارشی از عضوی که در قسمت زیر معده قرار دارد و به آن اصطلاحا لوزالمعده گفته می شود ترشح می گردد ، که حاوی آنزیم هایی است که باعث ادامه ی هضم غذا می شود. صفرا نیز در همین محل به غذا اضافه می گردد. صفرا مایعی زرد رنگ است که در کبد ساخته می شود و سپس از کبد به کیسه ی صفرا وارد می گردد تا در آنجا ذخیره شود. این صفرا به حل شدن مواد غذایی چرب کمک می نماید. وقتی که شیره ی گوارشی وظیفه ی خود را انجام داد ، مواد غذایی اصلی به اجزاء ساده تر خود تجزیه می شوند که عبارتند از: پروتئین ها به آمینواسیدها تجزیه می شوند. کربوهیدرات ها به گلوکز و سایر قندهای ساده تر تبدیل می شوند. چربی ها به اسیدهای چرب و گلیسرول تجزیه می گردند. در قسمت پایین تر روده ی کوچک(یعنی در تهی روده و دراز روده) فراورده ی نهایی غذای گوارده از طریق دیواره ی روده ی کوچک به جریان خون جذب می گردند. بر اثر انقباضات موجی شکل عضلات دیواره ی روده ها ، غذا در طول روده حرکت کرده و به جلو می رود. این حرکت را اصطلاحا پریستالسیس(periastalsis) می نامند. دیواره ی روده ها صاف نیست بلکه دارای میلیون ها برجستگی انگشت مانند به نام پرز(Villi) می باشد. این پرزها باعث می شوند که سطح وسیعی در روده های شما ایجاد شود تا جذب غذاها بهتر صورت گیرد. ویتامین های محلول در آب و مواد معدنی در این مرحله ، جذب جریان خون می شوند. وقتی که مواد غذایی جذب جریان خون شد ، باقی مانده ی غذایی که هضم نشده است وارد روده ی بزرگ می گردد. بدن می تواند بعضی از مواد غذایی مثل آنهایی که ایجاد انرژی می کنند و بعضی از ویتامین ها و مواد معدنی را ذخیره نماید. اضافی مواد غذایی که بدن نمی تواند آنها را ذخیره نماید از طریق مدفوع از بدن خارج می گردد. روده ی بزرگ شامل کولون(Colon) ، راست روده(Rectum) و مقعد می باشد. طول روده ی بزرگ حدود یک متر است. آبی که برای هضم غذاها مورد استفاده قرار گرفته بود در روده ی بزرگ باز جذب می شود و باعث می شود که مدفوع بدون آب و خشک ایجاد شود. هنگامی که مدفوع به راست روده می رسد ، بر اثر انقباضات واکنشی که در راست روده ایجاد می شود و ماهیچه های دریچه یا اسفنکتر مقعد را شل می نماید ، احساس دفع مدفوع به شخص دست می دهد. اسفنکتر های مقعد ، ماهیچه های حلقوی شکلی می باشند که کنترل باز و بسته شدن مقعد را در اختیار دارند. معمولا حدود یک تا سه روز طول می کشد که غذا از راه دهان تا مقعد برسد. بعضی از افراد روزی دو سه بار مدفوع می کنند ، در حالیکه سایرین روزی یک بار و بعضی ها نیز هر دو یا سه روز یک بار مدفوع می کنند که تمام این موارد طبیعی هستند


allergy /"ælərdZI/حساسیت ، آلرژی                                              

حساسیت(آلرژی) ، این حالت وقتی اتفاق می افتد که آنتی بادیهای تولید شده به وسیله ی بدن در واکنش به آنتی ژنهایی مانند گرد ، گرده یا بعضی از غذاها به بدن صدمه ی جدی می زنند ، آسم و تب یونجه واکنشهای حساسیت زا هستند


some people suffer from hay fever when pollen is in the air. others develop skin rashes when they touch certain substances. still others experience stomach cramps after eating particular foods. these ailments are all caused by allergic reactions to various substances. in most cases, an allergy causes relatively mild symptoms such as sneezes


بعضی از مردم زمانی که گرده ها در هوا هستند مبتلا به تب یونجه می شوند ، برخی دیگر زمانی که در تماس با مواد مخصوصی قرار می گیرند دچار کهیر های پوستی می گردند ، عده ای پس از خوردن غذاهای خاصی دچار گرفتگی و درد شدید در معده می شوند. تمامی این بیماریها در اثر واکنشهای حساسیت زا به مواد مختلف ایجاد می شوند. در بیشتر موارد حساسیت و آلرژی علایم ملایمی همچون عطسه زدن ایجاد می کند


allergicوابسته به حساسیت ، مبتلا به آلرژی                                     

to be allergic toحساسیت داشتن به                                            

alveolus /æl"vIələs , ælvI"əUləs/سلول هوایی ریه                       

alveolus is any of the many tiny air sacs of the lungs which allow for rapid gaseous exchange


سلول هوایی ریه ، کیسه های کوچک دارای هوا در ریه ها هستند که امکان تبادل سریع(ورود و خروج)گازهای اکسیژن و دی اکسید کربن از راه آنها (به مویرگهای خونی مجاور) را فراهم می کنند


alvineوابسته به معده و روده ها ، شکمی                                        

Alzheimer’s diseaseبیماری آلزایمر                                     

Alzheimer’s disease is a form of progressive mental deterioration due to generalized degeneration of the brain, occurring in middle or old age


بیماری آلزایمر ، شکل پیشرفته ای از وخامت ذهنی به خاطر تباه شدگی سلول های مغزی است و در سنین میانسالی و پیری به وجود می آید


amoebic dysentery /ə"mi:bIk "dIsəntrI/اسهال خونی              

اسهال خونی ، نوعی بیماری حاد روده ای و معده ای که عامل بروز آن گونه ای از آمیبهاست که در آبهای آلوده یافت می شود


amylase /"æmIleIz/آمیلاز                                                       

amylase is an enzyme, found chiefly in saliva and pancreatic fluid, that converts starch and glycogen into simple sugars


آمیلاز ، گروهی از آنزیم ها که اساسا در بزاق دهان و مایع لوزالمعده یافت می شوند و در تجزیه ی نشاسته و گلیکوژن(نوعی پلی ساکارید که در نسج های حیوانی به ویژه عضلات و کبد یافت می شود)  به گلوکز و قندهای ساده کمک می کنند


to anatomize /ə"nætəmaIz/تشریح کردن ، کالبدشکافی کردن           

anatomy /ə"nætəmI/


کالبدشکافی ، تشریح بدن جاندار یا گیاه ، کالبد شناسی ، شناخت ساختمان گیاهان و جانوران ، کالبد


the study of the body’s structure is called anatomy


مطالعه ی ساختمان بدن آناتومی نامیده می شود


anemia, anaemia /ə"ni:mIə/  کم خونی                                                                    

anemia is a condition in which there is a deficiency of red cells or hemoglobin in the blood, resulting in pallor and weariness    


کم خونی ، نوعی بیماری در نتیجه ی کمبود گلبول های قرمز یا هموگلوبین در خون است ، و باعث رنگ پریدگی و خستگی می شود.  (شیوع بیماری هنگامی است که آهن به مقدار کافی در غذا نباشد. بسیاری از زنان باردار برای جلوگیری از کم خونی ، از مکمل های آهن دار استفاده می کنند)


کم خونanemic, anaemic /ə"ni:mIk/                                                                   

ankle /"æNkl/


قوزک ، قوزک پا ، تالوس ، مفصل مچ پا ، مچ پا ، (بخشی از پا که بین نرمه ی ساق پا و پاشنه ی پا قرار دارد) ساق


he fell and sprained his ankleاو افتاد و مچ پایش ضرب دید       

(از نظر بلندی) تا قوزک پاankle high                                              

antagonistic muscle pair


جفت ماهیچه ی مخالف ، دو ماهیچه ای که در مفصل در خلاف جهت هم عمل می کنند. مثلا ماهیچه ی دوسر جمع می شود تا بازو را خم کند و ماهیچه ی سه گانه جمع می شود تا بازو را  راست نماید


antibiotic /%æntIbaI"QtIk/


آنتی بیوتیک ، ماده ای که از موجودات زنده ی میکروسکوپی بخصوص کپک ها بدست می آید و رشد باکتری ها و قارچ های بیماری زا را کند و یا نابود می کند. پنی سیلین ، استروپتومایسین و تتراسیکلین ، آنتی بیوتیک های رایج می باشند


antibiotic resistance


مقاومت به آنتی بیوتیک ، استفاده ی بیش از حد از آنتی بیوتیکها به رشد نژادهایی از باکتریها منجر می شود که نسبت به نوعی خاص از آنتی بیوتیکها مقاوم هستند


antibody /"æntIbQdI/پادتن                                                     

پادتن ، پروتئینی که در خون برای دفاع در برابر ماده ی مهاجم(آنتی ژن) به بدن ، ساخته می شود. هر پادتن برای نوعی آنتی ژن مختلف ساخته می شود . مولکولهای پادتن خود را به آنتی ژنهای مهاجم می چسبانند و آنها را نابود می کنند




anus is the end of the large intestine, through which the human body expels solid waste.


استخوان های سندانی(در گوش میانی)anvil /"ænvIl/                                          

aorta /eI"O:tə/آئورت ، ابر سرخرگ ، بزرگ سرخرگ                                      

aorta is the main artery of the body, supplying oxygenated blood from the heart to the circulatory system


آئورت ، سرخرگ بزرگ و اصلی است که خون حاوی اکسیژن را از دهلیز چپ قلب به شریان ها و سیستم گردشی می رساند


aperture /"æpətSə(r)/


روزنه ، منفذی در چشم یا دوربین که نور از راه آن وارد می شود . مردمک ، روزنه ی چشم می باشد . دیافراگم اندازه ی این روزنه را کنترل می کند. عنبیه ، دیافرگم چشم است


apoplectic /æpə"plektIk/شخص مبتلا به سکته ی مغزی               

apoplexy /"æpəpleksI/هر گونه خونریزی شدید اندام ، سکته                                      

my fingers were benumbed by the extreme cold


انگشتانم از شدت سرما بی حس شده بودند


to be struck/ seized with apoplexyسکته کردن                   

appendicitis /ə"pendI"saItIs/آپاندیسیت                                     

appendicitis is an inflammation of the appendix


بیماری آپاندیسیت ، در اثر التهاب و عفونت آپاندیس به وجود می آید


آپاندیسیت یا آویزآماس به التهاب ناگهانی آپاندیس گفته می‌ شود. آپاندیس زائده ‌ای کوچک و انگشتی ‌شکل است که از روده ی بزرگ منشعب می ‌شود. هر سال از هر 500 نفر یک نفر دچار آپاندیسیت می‌ شودو این عمل شایع ‌ترین عمل اورژانسی شکم است. این بیماری پیشگیری ندارد و در صورت بروز آپاندیسیت و تاخیر در تشخیص و جراحی به دلیل احتمال پارگی آپاندیس می‌تواند مرگبار باشد. این بیماری اغلب در بین افراد 10 تا 25 سال دیده می ‌شود ولی حتی در شیرخواران و افراد مسن نیز گزارش شده ‌است ابتلاء مردان تقریبا دو برابر زنان است. آویزآماس حاد در کودکان ، شایع ترین موقعیت حاد جراحی در کودکان است. سالانه 80000 کودک در آمریکا مبتلا به آپاندیسیت می‌ شوند. میزان ابتلا در کودکان زیر 14 سال ، 4 در 1000 مورد است. شایع ترین سن آپاندیسیت در کودکان بین 12-18 سالگی است. در سنین کمتر از 5 سال نادر(کمتر از 5%) و در سنین کمتر از 3 سال بسیار نادر(کمتر از 1%) است. در پسرها کمتر از دخترها و در نژاد سفید بیشتر از نژاد سیاه دیده می‌ شود. شیوع فصلی آپاندیسیت اغلب در بهار و پاییز است. علیرغم تکنیک ‌های پرتوشناسی در تشخیص آپاندیسیت ، باز هم تشخیص آن مشکل است و 20% خطر پرفوراسیون وجود دارد. مورتالیتی در این بیماری نادر است. آسیب شناسی: آپاندیسیت حاد ، یک بیماری عفونی با علل مختلف است. روند شایع آن ، تهاجم باکتری به دیواره ی آپاندیس می‌ باشد. راه‌ های مختلف ایجاد آپاندیسیت: انسداد داخل لوله ‌ای ، تجمع مواد مدفوعی ، هایپرپلازی لنفوئید ، خوردن اجسام خارجی ، پارازیت‌ ها و تومورها است. انسداد داخل لومن به دلیل پرولیفراسیون باکتری‌ ها و افزایش ترشح موکوس ، منجر به افزایش فشار داخل لوله ‌ای شده و به دنبال افزایش فشار ، احتقان لنفاوی و وریدی و ادم ایجاد می‌گردد. سپس اختلال پرفیوژن رگ ‌ها سبب ایسکمی جدار آپاندیس و در نهایت نکروز آن می‌ شود. فولیکول‌ های لنفاوی زیر مخاطی نیز می ‌توانند انسداد لومن آپاندیس را ایجاد کنند که به تعداد اندکی در بدو تولد وجود دارند و در طول کودکی به تدریج افزایش می ‌یابند و در دوره ی نوجوانی به حداکثر می‌ رسند و پس از 30 سالگی کاهش می ‌یابند. فکالیت و آپاندیسیت هر دو در کشورهای توسعه یافته بیشتر دیده می ‌شود. علائم بالینی آپاندیسیت حاد: علایم بالینی آپاندیسیت حاد کاملا متفاوت است. علایم می‌ تواند کلاسیک یا متغیر باشد. علایم بالینی کلاسیک آپاندیسیت در کمتر از 50% موارد وجود دارد ، بنابراین اکثر موارد آپاندیسیت حاد علایم Atypical دارند. با وجود پیشرفت‌ های تکنولوژی در زمینه ی تصویربرداری ، هنوز هم hallmark تشخیص آپاندیسیت حاد ، بر اساس شرح حال و معاینه ی دقیق بیمار است. علایم بالینی کلاسیک آپاندیسیت بی‌اشتهایی و کسالت عمومی است. درد شکم: درد شکمی از علایم اولیه ی بیماری است که در ساعات اولیه پس از شروع بیماری ، آغاز می ‌گردد. درد اولیه مبهم است. ارتباط با فعالیت یا وضعیت بیمار ندارد. اغلب کولیکی و اطراف ناف است که ناشی از التهاب احشا و به دلیل گشاد شدن آپاندیس می ‌باشد. با پیشرفت روند التهابی در طی    12-24 ساعت ، درد در ناحیه ی R.L.Q (سمت راست و پایین شکم) متمرکز می ‌شود. سپس به مرور درد بسیار شدید و پایدار می‌ شود و با حرکت افزایش می ‌یابد. تهوع و استفراغ: تهوع و استفراغ در بیش از 50% بیماران رخ می ‌دهد و اغلب به دنبال آن درد شکمی در عرض چند ساعت ایجاد می‌ شود. بی اشتهایی: بی اشتهایی یک یافته ی کلاسیک در آپاندیسیت حاد است. اسهال و علایم ادراری: بخصوص در موارد پرفوراسیون آپاندیس یا احتمال آبسه داخل لگنی دیده می ‌شود. تب: تب در آپاندیسیت خفیف است ، مگر این که پرفوراسیون رخ داده باشد. تاکی کاردی خفیف نیز در اغلب بیماران دیده می ‌شود. پیشرفت بیماری از درد خفیف و مبهم ، کسالت ، بی اشتهایی تا درد شدید شکمی و تب و تهوع به طور سریع در اغلب موارد در عرض 24-48 ساعت رخ می‌ دهد. تاخیر در تشخیص بیشتر از 36-48 ساعت منجر به افزایش ریسک پرفوراسیون در 65% موارد می ‌شود. در مواردی که پرفوراسیون سبب پریتونیت می‌ گردد: کودک دچار درد شکمی منتشر و توکسیسیتی شدید و علایم sepsis و دهیدراتاسیون می ‌گردد ، که شامل افت فشار خون ، کاهش حجم ادرار ، اسیدوز و تب شدید می ‌باشد. در موارد آپاندیس رتروسکال روند علایم بالینی آرام تر است و حدود 4-5 روز طول می ‌کشد. در ضمن ممکن است علایم مشابه آرتریت سپتیک لگن باشد یا علایم آبسه پسواس داخل لگن را تقلید کند. معاینات بالینی: معاینه ی شکم در مراحل اولیه ی آپاندیسیت نرم است و دیستانسیون شکم در موارد بیمار ی پیشرفته تر و پرفوراسیون و یا انسداد روده ی باریک دیده می ‌شود. اگر چه در مراحل اولیه ی آپاندیسیت صداهای روده ‌ای نرمال یا افزایش یافته ‌است ، ولی با پیشرفت بیماری و یا پرفوراسیون ، صداهای روده ‌ای کاهش می‌ یابد. تندرنس موضعی شکمی ، قابل اعتماد ترین یافته در تشخیص آپاندیسیت حاد است. البته در موارد آپاندیس رتروسکال این یافته کمتر بارز است یا دیرتر دیده می ‌شود. معاینه ی شکم برای آپاندیسیت از ناحیه ی L.L.Q شروع می ‌گردد و خلاف عقربه ‌های ساعت به سمت L.U.Q و سپس R.U.Q و در نهایت به R.L.Q می‌ رسد. این معاینه ی چرخشی چندین بار ادامه می ‌یابد و هر بار فشار در حین معاینه افزایش می‌ یابد. علامت ریباند تندرنس ، ROVSING SIGN در آپاندیسیت حاد دیده می‌ شود ، اما همیشگی نیست. سایر علایم نظیر علامت پسواس در آپاندیس رتروسکال ، و علامت اوبتوراتور در آپاندسیت لگنی دیده می ‌شود. معاینات بالینی آپاندیسیت در کودکان: کودک مبتلا هنگام راه رفتن با احتیاط راه می‌ رود ، مختصر به جلو خم شده و اندکی به سمت راست لنگش دارد. در حالت خوابیده به supine اغلب به سمت راست دراز می‌کشند و زانوهایشان را بالا می ‌برند ، وقتی از آن‌ ها بخواهیم زانو را باز کنند و دراز بکشند ، کودک دستش را روی سمت راست و پایین شکم قرار داده و سپس پاهایش را دراز می ‌کند. در آغاز معاینه ، لمس آرام بازوی کودک در اطمینان خاطر دادن به او که معاینه ی شکم نیز به همین آرامی است ، باعث جلب اعتماد کودک و شانس بیشتری برای معاینه ی دقیق تر می‌ شود. بررسی های پرتوشناسی: عکس رادیولوژی معمولی ، حساسیت کمی برای تشخیص آپاندیسیت دارد و به طور معمول پیشنهاد نمی‌گردد ولی در موارد عارضه دار نظیر انسداد روده توصیه می ‌شود. سونوگرافی: سونوگرافی در ارزیابی آپاندیسیت حاد توصیه می‌ گردد و حساسیت بیش از 90% دارد. کرایتریای تشخیصی آپاندیسیت در سونوگرافی ضخامت دیواره ی بیش از 6 میلی متر ، اتساع لومینال و وجود توده در R.L.Q یا فکالیت است. C.T و M.R.I از دیگر اقدامات تشخیصی است. بیماری‌ هایی که می ‌توانند علایم آپاندیسیت را تقلید کنند شامل: گاستروآنتریت ، آدنیت مزانتریک ، دیورتیکول مکل ، پانکراتیت ، عفونت ادراری ، پنومونی ، کوله سیستیت و در خانم ‌ها تورشن تخمدان ، حاملگی خارج رحمی و P.I.D است. درمان: درمان اصلی این بیماری جراحی و آپاندکتومی است

appendicitis is a condition characterized by inflammation of the appendix. it is a medical emergency. all cases require removal of the inflamed appendix, either by laparotomy or laparoscopy. untreated, mortality is high, mainly because of peritonitis and shock.

آپاندیسیت بیماری است که در اثر التهاب ناگهانی آپاندیس ایجاد می شود. این بیماری یک وضعیت اضطراری پزشکی است. درتمامی افراد مبتلا به این بیماری بایستی آپاندیس التهاب یافته بوسیله ی عمل لاپاراتومی(بریدن پهلو و انجام عمل جراحی) و یا لاپاروسکوپی خارج شود. در غیر اینصورت به علت پریتونیت یا پارگی آپاندیس احتمال مرگ زیاد است.

Reginald Fitz first described acute and chronic appendicitis in 1886, and it has been recognized as one of the most common causes of severe acute abdominal pain worldwide. a correctly diagnosed non-acute form of appendicitis is known as "rumbling appendicitis". signs: these include localized findings in the right iliac fossa. the abdominal wall becomes very sensitive to gentle pressure (palpation). also, there is rebound tenderness. in case of a retrocecal appendix, however, even deep pressure in the right lower quadrant may fail to elicit tenderness(silent appendix), the reason being that the cecum, distended with gas, prevents the pressure exerted by the palpating hand from reaching the inflamed appendix. similarly, if the appendix lies entirely within the pelvis, there is usually complete absence of the abdominal rigidity. in such cases, a digital rectal examination elicits tenderness in the rectovesical pouch. coughing causes point tenderness in this area (McBurney's point) and this is the least painful way to localize the inflamed appendix. if the abdomen on palpation is also involuntarily guarded (rigid), there should be a strong suspicion of peritonitis requiring urgent surgical intervention. Rovsing’s sign

continuous deep palpation starting from the left iliac fossa upwards(anti clockwise along the colon) may cause pain in the right iliac fossa, by pushing bowel contents towards the ileocaecal valve and thus increasing pressure around the appendix. this is the Rovsing’s sign. causes: On the basis of experimental evidence, acute appendicitis seems to be the end result of a primary obstruction of the appendix lumen. Once this obstruction occurs the appendix subsequently becomes filled with mucus and swells, increasing pressures within the lumen and the walls of the appendix, resulting in thrombosis and occlusion of the small vessels, and stasis of lymphatic flow. Rarely, spontaneous recovery can occur at this point. As the former progresses, the appendix becomes ischemic and then necrotic. As bacteria begin to leak out through the dying walls, pus forms within and around the appendix (suppuration). The end result of this cascade is appendiceal rupture (a 'burst appendix') causing peritonitis, which may lead to septicemia and eventually death. Among the causative agents, such as foreign bodies, trauma, intestinal worms, lymphadenitis, and calcified deposits known as appendicoliths,[6] the occurrence of an obstructing fecalith has attracted attention. The prevalence of fecaliths in patients with appendicitis is significantly higher in developed than in developing countries[7], and an appendiceal fecalith is commonly associated with complicated appendicitis[8]. Also, fecal stasis and arrest may play a role, as demonstrated by a significantly lower number of bowel movements per week in patients with acute appendicitis compared with healthy controls[9]. The occurrence of a fecalith in the appendix seems to be attributed to a right sided fecal retention reservoir in the colon and a prolonged transit time[10]. From epidemiological data it has been stated that diverticular disease and adenomatous polyps were unknown and colon cancer exceedingly rare in communities exempt for appendicitis[11][12]. Also, acute appendicitis has been shown to occur antecedent to cancer in the colon and rectum[13]. Several studies offer evidence that a low fiber intake is involved in the pathogenesis of appendicitis[14] [15][16]. This is in accordance with the occurrence of a right sided fecal reservoir and the fact that dietary fiber reduces transit time



diagnosis: Diagnosis is based on patient history (symptoms) and physical examination backed by an elevation of neutrophilic white blood cells. Histories fall into two categories, typical and atypical. Typical appendicitis usually includes abdominal pain beginning in the epigastrium for several hours, associated with anorexia, nausea or vomiting. The pain then "settles" into the right lower quadrant, where tenderness developes. Atypical histories lack this typical progression and may include pain in the right lower quadrant as an initial symptom. Atypical histories often require imaging with ultrasound and/or CT scanning.[18] A pregnancy test is vital in all women of child bearing age, as ectopic pregnancies and appendicitis present with similar symptoms. The consequences of missing an ectopic pregnancy are serious, and potentially life threatening. Furthermore the general principles of approaching abdominal pain in women (in so much that it is different from the approach in men) should be appreciated


Ultrasonography and Doppler sonography provide useful means to detect appendicitis, especially in children. In some cases (15% approximately), however, ultrasonography of the iliac fossa does not reveal any abnormalities despite the presence of appendicitis. This is especially true of early appendicitis before the appendix has become significantly distended and in adults where larger amounts of fat and bowel gas make actually seeing the appendix technically difficult. Despite these limitations, in experienced hands sonographic imaging can often distinguish between appendicitis and other diseases with very similar symptoms such as inflammation of lymph nodes near the appendix or pain originating from other pelvic organs such as the ovaries or fallopian tubes



appendix /ə"pendIks/آپاندیس                                                                     

appendix is a tube-shaped sac attached to the lower end of the large intestine


آپاندیس ، مجرای بسته ی لوله ای شکل است که در انتهای روده بزرگ قرار دارد (آپاندیس یا روده ی کور زائده ای کوچک و انگشتی شکل است که از روده ی بزرگ منشعب می شود. عفونت و التهاب در آن منجر به آپاندیسیت می شود. وظیفه و کارکرد آپاندیس در بدن روشن نیست و با توجه به این که کسانی که آپاندیس آنها برداشته شده هیچ ناراحتی از نداشتن این عضو ندارند ، گمان می رود که نقشی در کار سیستم گوارشی بدن ندارد. در گذشته اکثر پزشکان آپاندیس را به عنوان عضو زاید بدن می دانستند و با جراحی آن را از بدن جدا می کردند. بعضی از پزشکان پیرو نظریه ی تکاملی داروین می باشند که آپاندیس را عضو لازم بدن انسان های میمون وار اولیه می دانست که برای هضم غذایشان که بیشتر گیاه و سبزیجات و مواد سلولزی بود به باکتری های انباشته شده در آپاندیس نیاز داشتند. و امروزه به واسطه ی مصرف بیشتر گوشت و هضم راحت تر غذا این عضو بدن انسان ها کوچکتر شده و زاید می باشد. اما امروزه گروهی از فیزیولوژیست ها معتقدند که آپاندیس در نوزادان به تولید هورمون و در افراد بزرگسال به تولید آنتی ژن های مفید برای ایمنی بدن و مبارزه با بیماری کمک می کند. آپاندیس همچنین نقش عمده ای در سیستم ایمنی بدن دارد. بافت های لنفاوی جداره ی آپاندیس با حس کردن میکروب های موجود در مواد زاید در حال دفع از بدن ، نوع خوب یا بد میکروب ها را تشخیص داده و به بانک حافظه ای سیستم ایمنی بدن اجازه می دهند تا در مقابله و دفع میکروب های مضر و ساختن میکروب های مفید برنامه ریزی کرده و فعال گردد. آمار مرگ و میر در اثر اسهال مزمن در کشورهای فقیر یا در حال رشد نشان داده که آپاندیس سالم با ذخیره ی باکتری های خوب در خود می تواند سیستم گوارشی افراد را پس از آلوده شدن به میکروب های مضر ، با بازگشت میکروب های مفید بهبود داده و از آمار مرگ و میر بکاهد)


aqueous humor /"eIkwIəs "hju:mər/زلالیه                                                            

 aqueous humour is the clear fluid in the eyeball in front of the lens


زلالیه ، مایع آبکی است که بخش جلویی چشم بین عدسی و قرنیه را در بر می گیرد


(کالبدشناسی) حوزه ، ناحیه ، قسمتarea /"eərIə/                                            

مرکز شنواییauditory area                                                     

a painful red area on his left thigh


ناحیه ی قرمز و دردناکی روی ران چپش


arm /A:rm/


دست(از شانه تا آرنج و در نظر عوام از شانه تا نوک انگشت) ، بازو


I wound my arms around my child’s neck


بازوانم را دور گردن فرزندم حلقه کردم


(زور آزمایی) مچ انداختنarm-wrestling                                                      

بازو بندarmband /"A:rmbænd/                                                                     

گودی زیر بغل ، زیر بغلarmpit /"A:rmpIt/                              

arterial /A:"tIərIəl/سرخرگی ، شریانی                                                       

arteriole /A:"tIərIəUl/


شریانچه(از مویرگ بزرگتر و از سرخرگ کوچکتر)


arteritis /%A:tə"raItIs/التهاب سرخرگ                                         

artery /"A:tərI/سرخرگ                                                                        

artery is any of the muscular-walled tubes forming part of the circulation system by which blood is conveyed from the heart to all parts of the body                              


سرخرگ ، رگی خونی با دیواره ای ضخیم است که قسمتی از سیستم گردش خون را تشکیل می دهد و خون را از قلب به همه ی نقاط بدن می رساند


arteries carry blood from the heart to the entire body


سرخرگ ها خون را از قلب به همه ی بدن می رسانند


have clogged arteries ? eat avocado. mono unsaturated fat in avocado lowers cholesterol


از شریان های رسوب گرفته رنج می برید؟ آووکادو بخورید. چربی غیر اشباع شده ی موجود در آووکادو کلسترول را پایین می آورد


درد مفصلarthralgia /A:r"TrældZIə/                                                     

مبتلا به آرتریت ، مبتلا به التهاب مفاصلarthritic /A:r"TrItIk/                            

آرتریت ، التهاب مفاصلarthritis /A:r"TraItIs/                                                   

have arthritis ? eat fish. salmon, tuna and sardines actually prevent arthritis. fish has omega oils, good for our immune system


از ورم مفاصل رنج می برید؟ ماهی بخورید. ماهی قزل آلا ، ماهی تون و ساردین از ورم مفاصل جلوگیری می کنند. ماهی سرشار از روغن امگاست که برای سیستم ایمنی فوق العاده است

آرتریت به معنی التهاب مفصل است. این التهاب و درگیری می تواند عاملی عفونی داشته باشد مانند آرتریت عفونی توسط استافیلوکوک طلایی و تب حاد روماتیسمی(استرپتوکوک) یا عاملی مزمن مانند آرتروز. آرتریت غیر عفونی در آرتریت روماتوئید(روماتیسم مفصلی) و نقرس ، آرتریت ری اکتیو و استئوآرتریت نیز دیده می شود. آرتریت می تواند یک مفصل یا همزمان چند مفصل(پلی آرتریت) را درگیر کند. آرتریت می تواند در یک مفصل عود کننده(راجعه) باشد یا مرتب از مفصلی به مفصل دیگری تغییر مکان دهد (مهاجر). گاهی آرتریت صبحگاهی است یعنی صبح ها موقع بیدار شدن از خواب مفصل خشک و دردناک است. معمولا مفصل درگیر دردناک ، متورم و ملتهب است و محدودیت حرکتی دارد. در آرتریت اغلب سطح مفصلی و غضروف مفصلی درگیر هستند.  درمان: درمان آرتریت بستگی به عامل ایجاد کننده دارد. معمولا ورزش های استقامتی سبک ، فیزیوتراپی و رژیم غذایی غنی از کلسیم بخشی از درمان را تشکیل می دهند. برای‌ ناراحتی‌ خفیف‌ ، استفاده‌ از داروهایی‌ نظیر آسپیرین ممکن‌ است‌ کافی‌ باشد. در موارد شدید برای‌ کاهش‌ التهاب‌ مفصلی‌ از داروهای‌ ضد التهابی‌ غیر استروییدی ‌، گاهی‌تزریق‌ کورتون به‌ داخل‌ مفاصل‌ مبتلا و بندرت داروهای‌ سر کوبگر دستگاه‌ ایمنی‌ نظیر متوترکسات‌ ممکن‌ است‌ استفاده‌ شود. برای‌ تخفیف‌ درد مفصلی‌ از گرم‌ کردن‌ مفصل‌ استفاده‌ کنید. برای‌ این‌ منظور استفاده‌ از آب‌ داغ ‌، جریان‌ های‌ گردابی ‌، لامپ‌ های‌ گرمایی ‌، امواج‌ ماوراء صوت‌ یا دیاترمی‌ همگی‌ مؤثرند.

arthritis is a group of conditions involving damage to the joints of the body. there are over 100 different forms of arthritis. the most common form, osteoarthritis(degenerative joint disease) is a result of trauma to the joint, infection of the joint, or age. other arthritis forms are rheumatoid arthritis, psoriatic arthritis, and autoimmune diseases in which the body attacks itself. septic arthritis is caused by joint infection.            



the major complaint by individuals who have arthritis is pain. pain is often a constant and daily feature of the disease. the pain may be localized to the back, neck, hip, knee or feet. the pain from arthritis occurs due to inflammation that occurs around the joint, damage to the joint from disease, daily wear and tear of joint, muscles strains caused by forceful movements against stiff, painful joints and fatigue. the most important factor in treatment is to understand the disorder and find ways to overcome the obstacles which prevent physical exercise

All arthritides feature pain. Pain patterns may differ depending on the arthritides and the location. Rheumatoid arthritis is generally worse in the morning and associated with stiffness; in the early stages, patients often have no symptoms after a morning shower. In the aged and children, pain might not be the main presenting feature; the aged patient simply moves less, the infantile patient refuses to use the affected limb.

Elements of the history of the disorder guide diagnosis. Important features are speed and time of onset, pattern of joint involvement, symmetry of symptoms, early morning stiffness, tenderness, gelling or locking with inactivity, aggravating and relieving factors, and other systemic symptoms. Physical examination may confirm the diagnosis, or may indicate systemic disease. Radiographs are often used to follow progression or assess severity in a more quantitative manner



Irrespective of the type of arthritis, the common symptoms for all arthritis disorders include pain, swelling, joint stiffness and a constant ache around the joint(s). Arthritic disorders like lupus and rheumatoid can also affect other organs in the body with a variety of symptoms: Inability to use the hand or walk, Malaise and a feeling of tiredness, Fever, Weight loss, Poor sleep, Muscle aches and pains, Tenderness, Difficulty moving the joint

Rheumatoid arthritis is a disorder where, for some unknown reason, the body's own immune system starts to attack body tissues. The attack is not only directed at the joint but to many other parts of the body. In rheumatoid arthritis, most damage occurs to the joint lining and cartilage which eventually results in erosion of two opposing bones. Rheumatoid arthritis affects joints in the fingers, wrists, knees and elbows. The disease is symmetrical and leads to severe deformity in a few years. Rheumatoid arthritis occurs mostly in people aged 20 and above. In children, the disorder can present with a skin rash, fever, pain, disability, and limitations in daily activities. No one knows why rheumatoid arthritis occurs and all treatments are focused on easing the symptoms. With earlier diagnosis and aggressive treatment, many individuals can lead a decent quality of life. The drugs to treat rheumatoid arthritis range from corticosteroids to monoclonal antibodies given intravenously. The latest drugs like Remicade can significantly improve quality of life in the short term. In rare cases, surgery may be required to replace joints but there is no cure for the illness. [10]

Rheumatic fever has now seen resurgence in Americaprimarily because of mass immigration of people from developing countries. The disorder can present with a migratory nature of arthritis with many other features like heart problems, skin rash, gait abnormality and skin nodules

Unlike rheumatoid arthritis, osteoarthritis affects larger joints of the body, like the back, hip or knee. The disease is essentially one acquired from daily wear and tear of the joint. Osteoarthritis begins in the cartilage and eventually leads to the two opposing bones eroding into each other. Initially, the condition starts with minor pain while walking but soon the pain can be continuous and even occur at night. The pain can be debilitating and prevent one from doing any type of activity. Osteoarthritis typically affects the weight bearing joints like the back, spine and pelvis. Unlike rheumatoid arthritis, osteoarthritis is a disease of the elderly. More than 30 percent of females have some degree of osteoarthritis by age 65

Osteoarthritis, like rheumatoid arthritis, cannot be cured but one can prevent the condition from worsening. Weight loss is the key to improving symptoms and preventing progression. Physical therapy to strengthen muscles and joints is very helpful. Pain medications are widely required by individuals with osteoarthritis. When the disease is far advanced the pain the continuous, surgery may be an option. Unlike rheumatoid arthritis, joint replacement does help many individuals with osteoarthritis


Prevention: While neither Rheumatoid arthritis nor osteoarthritis can be completely prevented, one can reduce the risks by becoming physically active, participating in physical therapy, losing weight and eating healthy. All individuals who have pain in the joints should seek early diagnosis because the earlier the treatment is started, the better is the prognosis.

Treatment: Once the diagnosis of arthritis is made, treatments are available for a variety of symptoms. There is no cure for either rheumatoid or osteoarthritis. The available medications can help reduce inflammation in the joint which decreases pain. Moreover, by decreasing inflammation, the joint damage is slowed. [17]

Treatment options vary depending on the type of arthritis and include physical therapy, lifestyle changes (including exercise and weight control), orthopedic bracing, medications, and dietary supplements (symptomatic or targeted at the disease process causing the arthritis). Arthroplasty (joint replacement surgery) may be required in eroding forms of arthritis.

In general, studies have shown that physical exercise of the affected joint can have noticeable improvement in terms of long-term pain relief. Furthermore, exercise of the arthritic joint is encouraged to maintain the health of the particular joint and the overall body of the person



Physical Therapy: Individuals with arthritis can definitely benefit from both physical and occupational therapy. In arthritis the joints become stiff and the range of movements is limited. Physical therapy can teach you how to relax the stiff joint and not damage the joint. Moreover, physical therapy can provide splints or braces for your joints. There are also assist devices available that can help you drive, getting a bath, dressing and also in housekeeping labors. Occupation therapy can teach you how to reduce stress on your joint from daily living activities. Occupation therapy can also teach you how to modify your home and work environment so that you do reduce movements that may worsen your arthritis.

Physical therapy also involves use of ice, heating pads as well as ultrasound guided massage therapy. Physical therapy for arthritis can be learned and practiced at home. To help reduce stress on the joint, you will be taught how to distribute weight on the weight bearing joints. Other aspects of physical therapy means learning how to maintain good posture, conserving energy by allowing rest before and after activity.

Occupational therapy can help you do everyday activities without worsening pain or causing joint damage. The techniques can help you distribute pressures to minimize stress on any one joint. Ways to accomplish daily living tasks are made easier



آرتروز ، درد مفاصلarthrosis /A:r"TrəUsIs/                                                       

articulation /A:%rtIkjU"leISn/


مفصل بندی ، پیوند دو استخوان به یکدیگر که معمولا به وسیله ی مفصل انجام می گیرد


ascending colon


part of the large intestine where food travels upward


asthma /"æsmə/آسم ، نفس تنگی                                            

asthma is a respiratory condition marked by attacks of spasm in the bronchi of the lungs, causing difficulty in breathing and usually associated with allergic reaction


آسم بیماری تنفسی است که نشانه ی آن حملات تشنجی(اسپاسم) در نایژه ی ریه ها است و در تنفس اشکال ایجاد می کند و معمولا در ارتباط با آلرژی و حساسیت می باشد


have asthma? eat onions. eating onions help ease constriction of bronchial tubes.


دچار آسم هستید؟ پیاز بخورید . مصرف پیاز التهاب نایژک ها را از بین

می برد


asthmatic /æs"mætIk/شخص مبتلا به آسم ، آسمی                       

astigmatic /ə"stIgmətIk/


(چشم پزشکی) دارای آستیگماتیسم ، مبتلا به ناهمواربینی


astigmatism /ə"stIgmətIzəm/   


(چشم پزشکی) آستیگماتیسم ، نوعی بیماری چشمی که به دلیل شکل غیرعادی قرنیه به وجود می آید . نور منعکس شده از یک نقطه بر روی نقطه ای واحد متمرکز نمی شود و تصویری تار به وجود می آورد


(قلب) دهلیز ، زایده های شبیه لاله ی گوش atrium /"eItrIəm/                                

دهلیز چپleft atrium                                                     


attack /ə"tæk/(بیماری) دچار کردن ، حمله ، عود                                            

an attack of giddinessبروز سرگیجه                                         

the disease attacked him suddenly


ناگهان دستخوش بیماری شد


attic /"ætIk/


بخشی از گوش میانی که بالای مجرای صماخی عصب صوت قرار دارد


وابسته به شنوایی ، سمعیauditory /"O:dItrI/                                                

عصب شنواییauditory nerve                                                  

مجرای سمعیauditory canal                                                   

auricle /"O:rIkl/لاله ی گوش ، دهلیز قلب                                                         

گوش بین(دستگاهی برای معاینه ی گوشauriscope /"O:rIsləUp/                         

autonomic nervous system /%O:tənQmIk "n3:vəs sIstəm/


دستگاه عصبی خودکار(که از دو بخش سمپاتیک و پاراسمپاتیک تشکیل شده است و حرکات غیر ارادی مثل تپش قلب را کنترل می کنند)


axis /"æksIs/


مهره ی دوم ستون فقرات(که سر بر آن می چرخد) ، هریک از اندام های محوری


ستون فقرات ، ستون مهره هاbackbone                                            



باکتری ، موجودی تک سلولی که با چشم غیر مسلح قابل رویت نیست و فاقد غشاء هسته ای است . بعضی از باکتریها موجب بروز انواع بیماری در گیاهان و جانوران می شوند


ball and socket joint


مفصل گوی و کاسه ای ، مفصلی بین دو استخوان که حرکت روبه جلو و عقب و پهلو به پهلو را ممکن می سازد. مفصل بین استخوان ران و باسن(لگن) نمونه ای از آن است



او گذاشت ریشش بلند شودhe suffered his beard to grow             

bedriddenبستری ، بیمار بستری                                                 

his mother was bedridden for three weeks


مادرش سه هفته بستری بود




(زخمی که در اثر خوابیدن متمادی بر بدن و به ویژه پشت بیمار پیدا می شود) زخم بستر




شکم ، بخش پیشین بدن انسان از سینه تا شرمگاه ، معده ، حفره ی شکمی


a fat man with a big bellyمردی چاق با شکمی گنده             

benignخوش خیم(در برابر بدخیم)                                                

a benign tumorغده ی خوش خیم                                              



عضله ی دوسر ، ماهیچه ای که در امتداد قسمت فوقانی بازو قرار دارد و از یک سو به استخوان زند زبرین و از سوی دیگر به استخوان شانه(کتف) متصل است . انقباض این ماهیچه ها باعث خمیده شدن دست در قسمت بازو می شود




صفرا ، مایعی تلخ مزه با رنگ زرد مایل به سبز که در کبد تولید شده و در کیسه ی صفرا ذخیره می شود . صفرا با ترشح در اثنی عشر در هضم چربی ها کمک می کند


bile ductمجرای صفرا                                                                

biliaryصفراوی ، زهره ای ، زردابی                                              



صفراوی ، زهره ای ، وابسته به زرداب ، وابسته به بیماری کیسه صفرا یا بیماری کبد





(رنگدانه ی سرخ مایل به زرد-موجود در زهره که در خون و پیشاب وجود دارد و زیادی آن موجب یرقان می گردد) بیلی روبین ، سرخ زهره




رنگدانه ی سبز تیره موجود در زهره که در اثر فروپاشی هموگلوبین ایجاد می شود و در انسان تبدیل به بیلی روبین می گردد) بیلی وردین



bladder is a muscular membranous sac in the abdomen which receives urine from the kidney and stores it for excretion


مثانه ، عضوی تو خالی و ماهیچه ای درون شکم است ، ادرار از کلیه دریافت شده و برای دفع در آن جمع می شود


bladder infectionعفونت مثانه                                                    

have bladder infection ? drink cranberry juice. high- acid cranberry juice controls harmful bacteria


عفونت مثانه دارید؟ آب قره قاط(زرشک) بنوشید. آب قره قاط سرشار از اسید می باشد که باکتریهای مضر را کنترل می کند


مژه زدن to blink / wink / twinkle                                        

to bloatنفخ کردن ، باد کردن ، متورم کردن / شدن                           

I are so much that my stomach was bloated


آن قدر خوردم که شکمم باد کرد




خون ، مایعی که در سیستم گردشی بدن جریان پیدا می کند و شامل سلول های خونی و مایع پلاسما می باشد . خون غذا ، اکسیژن و هورمونها را به همه ی سلول های بدن می رساند و دی اکسید کربن و سایر مواد زاید را از سلول ها جمع آوری می نماید


سلول خونیblood cell                                                             

خونریزی کردنto shed blood                                                  

گروه خونیblood group                                                         

گروه خونی شما چیست؟what blood group are you?                                     

to give / donate bloodخون اهدا کردن                                    

the circulation of blood in the human body


گردش خون در بدن انسان


blood pressureفشار خون                                                         

blood pressure is the pressure of the blood in the circulatory system, which is closely related to the force and the rate of the heartbeat and the diameter and elasticity of the arterial walls


فشار خون ، فشار خون در سیستم گردشی است که رابطه ی تنگاتنگی با نیرو ، میزان ضربان قلب ، قطر و انعطاف پذیری دیواره های شریانی دارد


have high blood pressure? eat celery and olive oil.

olive oil has been shown to lower blood pressure and celery contains a chemical that lowers pressure too


فشار خونتان بالاست؟ کرفس و روغن زیتون میل کنید. روغن زیتون فشار خون را پایین می آورد کرفس نیز شامل ماده ای است که فشار خون را پایین می آورد


blood sugarقند خون                                                             

blood sugar is the concentration of the glucose in the blood


قند خون  میزان غلظت گلوکز در خون می باشد


have blood sugar imbalance? eat broccoli and peanuts. the chromium in broccoli and peanuts helps regulate insulin and blood sugar


ناهماهنگی قند خون دارید؟ بروکلی و بادام زمینی میل کنید. کروم موجود در بروکلی و بادام زمینی انسولین و قند خون را تنظیم می کند


they drew blood from the mother and gave it to the daughter


از مادر خون گرفتند و به دخترش تزریق کردند


blood clotting


لخته شدن خون ، فرایندی که در آن مواد کروی نیمه جامد در محل بریدگی پوست از پلاکتهای خونی شکل می گیرند ، لخته شدن خون باعث قطع خونریزی شده و از ورود باکتریها به بدن جلوگیری می کنند


blood plasma


پلاسمای خونی ، مایعی به رنگ زرد کمرنگ و بخش از خون که پس از جداسازی سلول های خونی باقی می ماند. پلاسمای خونی از آبی تشکیل شده که حاوی موادی محلول مانند پروتئینها ، نمکها ، قندها ، هورمونها ، ویتامینها و مواد زاید است


رگ خونیblood vessel                                                                

لک پوست بدن ، پیسی ، پیسه ، (پوست را) لک کردنblotch                 



استخوان ، (جمع) استخوان بندی ، اسکلت ، (جمع)بدن (زنده یا مرده)


bone is making up the skeleton in vertebrates


استخوان اسکلت مهره داران را تشکیل می دهد


استخوان های بدنthe bones of the body                                

have bone problems? eat pineapple. bone fractures and osteoporosis can be prevented by the manganese in pineapple


دچار مشکلات استخوان هستید؟ آناناس میل کنید. شکستگی و پوکی استخوان با کمک منگنز موجود در آناناس قابل پیشگیری است


they laid her bones to rest in a church


جسدش را در کلیسایی به خاک سپردند


استخوان پیشانیfrontal bone                                                    

استخوان گیجگاهی ، استخوان شقیقهtemporal bone                         

(معمولا جمع) روده ، اندرونbowel                                                  

changes of water may upset the baby’s bowels


تغییر آب ممکن است روده های بچه را آزرده کند


سیم برای تقویت دندانbraces                                                     

since her teeth were crooked, the doctor put braces in her mouth


چون دندانهایش کج و کوله بود دکتر دندانهایش را سیم گذاشت


she had worn braces for two years


دو سال سیم به دندانهایش گذاشته بودند




دست مانند ، بازو مانند ، وابسته به دست/ شاخه / بازو ، بازویی


سرخرگ بازوییbrachial artery                                       


مغز ، مخ ، محتویات کاسه ی سرbrain                                        

my son is a brain surgeonپسرم جراح مغز است                     

we still don’t exactly how the human brain works


هنوز هم به درستی نمی دانیم مغز انسان چگونه عمل می کند


مرگ مغزیbrain death                                                  



brain stem


part of the brain consisting of the medulla oblongata, the pons Varoli and the mesencephalon


to breathe


دم زدن ، نفس کشیدن ، استنشاق کردن ، تنفس کردن ، نفس نفس زدن


the baby breathes with difficulties


بچه به سختی نفس می کشد


دم فرو بردنto breathe in                                                      

دم برآوردنto breathe out                                                      

جسما یا روحا بیار شدن ، (از شدت بیماری) افتادنto break down             

او از نظر روانی بیمار شد she broke down mentally                    

پستان(زن / مرد)breast                                                             

گلوله سینه ی او را سوراخ کردthe bullet pierced his breast            

کودک را در آغوش گرفتshe held the child to her breast            

a baby drinks milk from the mother’s breast


نوزاد از پستان های مادر شیر می خورد


breast cancerسرطان سینه                                                        

have breast cancer? eat wheat, bran and cabbage which helps to maintain estrogen at healthy levels


سرطان سینه دارید ؟ گندم ، سبوس و کلم مصرف کنید. این مواد استروژن را در سطوح سالم نگه می دارند




نایژه ، مجرایی در ریه ها که کار انتقال هوا را بر عهده دارد





ماهیچه ی لب(که حرکت گوشه های دهان را کنترل می کند) ، شیپوری




(عامیانه) آروغ ، آروغ زدن ، (با زدن دست به پشت بچه او را) به آروغ واداشتن ، گاز معده را خالی کردن


bustسینه ، (به ویژه در مورد زنان) پستان ها                                           

هر یک از دو لمبر نشیمنگاه ، لمبر ، کپل ، ماتحتbuttock                      



ماهیچه های پشت پا(از زانو تا مچ پا) ، ماهیچه ی ساق پا ، ساق پا ، پاچه(shank هم می گویند)


بیماریهای قلب و عروقcardio-vascular diseases              


کاسه ی سر ، فرق سر calvarium                                                  

پاشنه ی پاcalx                                                                        

هریک از چندین مجرای لوله مانند بدن canal                                      

لوله ی گوارشalimentary canal                                                



سرطان ، نوعی بیماری که از تکثیر سلولی غیرطبیعی به وجود می آید . تعداد این سلول ها چند برابر شده تا آن جایی که کره ای سلولی به نام تومور(غده) را پدید می آورند که به سرعت رشد کرده و به اندام های حیاتی بدن حمله می کند و به آنها صدمه می زند . سیگار کشیدن از مهمترین عوامل سرطان ریه است . نور ماوراء بنفش خورشید می تواند باعث سرطان پوست بشود


canineدندان نیش                                                                      

canine is a pointed tooth between the incisors and premolars, often enlarged in carnivores


(دندان) نیش ، دندان مخروطی شکل نوک تیز که بین دندان های پیش و پیش آسیا  قرار دارد و برای جدا کردن و تکه کردن غذا به کار می رود. این دندان در جانوران گوشتخوار بزرگ تر است




مویرگ ، کوچکترین نوع رگ خونی ، مویرگ ها خون را به همه ی سلول ها می رسانند ، دیواره ی آنها به حدی نازک است که اکسیژن و غذای محلول می توانند از آنها عبور کرده و به سلول ها برسند. مویرگ ها خون را از سرخرگها دریافت می کنند و به آن را به سیاهرگ ها می دهند




سرطان زا ، هر ماده ای که ایجاد سرطان کند ، مانند بعضی مواد شیمیایی موجود در توتون و جرم سیگار


certain chemicals are carcinogens


برخی مواد شیمیایی سرطان زا هستند


cardiacقلبی ، دلی ، وابسته به قلب ، بیمار قلبی                                 

the cardiac ward of a hospitalبخش قلب بیمارستان               

death resulting from cardiac failure


مرگ در اثر نارسایی قلب


cardiac surgeryجراحی قلب                                                    



درد سمت چپ سینه ، قلب درد ، درد اپی گاستر ، ترش کردگی ، سوزش معده


carpusاستخوان های مچ                                                             



غضروف ، بافتی بسیار محکم و قابل انعطاف که از تارهایی متقاطع ساخته شده است . غضروف در انتهای استخوان در مفاصل وجود دارد. انتهای بینی نیز از غضروف تشکیل شده است


(چشم پزشکی) آب مروارید ، کاتاراکتcataract                                   

آب مروارید یا کاتاراکت ، نوعی بیماری با علل مختلف است که نهایتا به کدورت عدسی چشم منجر و باعث تاری دید و در مراحل پیشرفته باعث کوری می‌شود. معمولا آب مروارید در زمان معینی که به آن به اصلاح زمان رسیدن می‌گویند با جراحی قابل درمان است. این بیماری به چند علت عمده بروز می‌ کند: کهولت سن و پیری(شایع ‌ترین علت) ، ضربه به سر که باعث اخلال در تغذیه ی عدسی می‌شود ، اشعه ‌های یونیزه (اشعه x) ، تماس طولانی با نور آفتاب ، دیابت ، ضربه به چشم و عدسی ، نقصان ‌های مادرزادی ، سوء تغذیه ، مصرف طولانی مدت بعضی از داروها مثل کورتون ها. در گذشته جراح چشم ، عدسی را هنگامی که کاملا کدر شده بود از چشم خارج نموده و دید را توسط عینک اصلاح می‌ نمودند. اما امروزه متخصصین می گویند بهتر است قبل از اینکه عدسی کاملا سفت شود عمل جراحی انجام گیرد. در روشی جدیدتر موسوم به اکسترنال از لنز که از جنس کریستال و نوعی پلاستیک است استفاده می‌شود و هنوز نیز کاربرد دارد. در این روش لنز مصنوعی جایگزین عدسی طبیعی می‌شود. تازه‌ترین روش درمان آب مروارید عمل فیکو است. این روش هم بر مبنای جایگزینی لنز به جای عدسی است اما لنز مورد نیاز از نوعی پلاستیک شفاف و قابل انعطاف و یا به اصطلاح (تاشو: foldable) است که آن را توسط ابزار مخصوصی لوله کرده و از سوراخی در قرنیه به اندازه 3 میلیمتر وارد کپسول عدسی قبلی که اکنون از چشم خارج شده است نموده و لنز درون کپسول باز شده به حالت مطلوب در می‌آید

a cataract is a clouding that develops in the crystalline lens of the eye or in its envelope, varying in degree from slight to complete opacity and obstructing the passage of light

آب مروارید یا کاتاراکت ، کدر شدن و کدورت عدسی های چشم می باشد. از درجه ی تاری جزئی یا کامل تغییر می کند و مسیر عبور نور را مسدود می کند

cataracts typically progress slowly to cause vision loss and are potentially blinding if untreated. the condition usually affects both the eyes, but almost always one eye is affected earlier than the other.

آب مروارید برای ایجاد کاهش بینایی و دید معمولا پیشرفتی آرام دارد و در صورت عدم درمان باعث کوری می شود. بیماری معمولا بر روی هر دو چشم اثر می گذارد ، اما تقریبا همیشه یک چشم زودتر از دیگری تحت تاثیر بیماری قرار می گیرد

a senile cataract, occurring in the elderly, is characterized by an initial opacity in the lens, subsequent swelling of the lens and final shrinkage with complete loss of transparency. moreover, with time the cataract cortex liquefies to form a milky white fluid in a Morgagnian cataract, which can cause severe inflammation if the lens capsule ruptures and leaks.

آب مروارید وابسته به پیری ، که در آستانه ی پیری و کهولت سن وجود دارد ، با یک تاری اولیه در عدسی ها ، به دنبال آن متورم شدن عدسی ها و در نهایت کوچک شدگی(آب رفتگی) با از دست دادن کامل وضوح مشخص می شود. به علاوه ، هنگامی که قشر آب مروارید برای تشکیل یک مایع شیری رنگ ، در آب مروارید به صورت آبگونه در می آید که اگر  پوشش عدسی ها دچار پارگی شود می تواند باعث التهاب شدید شود

as a cataract becomes more opaque, clear vision is compromised. a loss of visual acuity is noted. contrast sensitivity is also lost, so that contours, shadows and color vision are less vivid.


زمانی که آب مروارید کدرتر و تارتر می شود ، به بینایی کامل و واضح لطمه وارد می کند. کاهش تیزبینی و روشن بینی مشاهده شده است. حساسیت به تضاد رنگ ها نیز کاهش می یابد تا اینکه درخشانی و روشنی  خطوط ، سایه ها و بینایی رنگ کمتر می شود

veiling glare can be a problem as light is scattered by the cataract into the eye. a contrast sensitivity test should be performed and if a loss in contrast sensitivity is demonstrated an eye specialist consultation is recommended. in the developed world, particularly in high-risk groups such as diabetics, it may be advisable to seek medical opinion if a 'halo' is observed around street lights at night, especially if this phenomenon appears to be confined to one eye only. cataracts develop for a variety of reasons, including long-term exposure to ultraviolet light, exposure to radiation, secondary effects of diseases such as diabetes, hypertension and advanced age, or trauma. genetic factors are often a cause of congenital cataracts and positive family history may also play a role in predisposing someone to cataracts at an earlier age, a phenomenon of "anticipation" in pre-senile cataracts. cataracts may also be produced by eye injury or physical trauma. a study among Icelandair pilots showed commercial airline pilots are three times more likely to develop cataracts than people with non-flying jobs. this is thought to be caused by excessive exposure to radiation coming from outer space. cataracts are also unusually common in persons exposed to infrared radiation, such as glassblowers who suffer from "exfoliation syndrome". exposure to microwave radiation can cause cataracts. There are various types of cataracts, e.g. nuclear, cortical, mature, and hypermature. although cataracts have no scientifically proven prevention, it is sometimes said that wearing ultraviolet-protecting sunglasses may slow the development of cataracts. regular intake of antioxidants (such as vitamin A, C and E) is theoretically helpful, but taking them as a supplement has been shown to have no benefit. when a cataract is sufficiently developed to be removed by surgery, the most effective and common treatment is to make an incision (capsulotomy) into the capsule of the cloudy lens in order to surgically remove the lens. there are two types of eye surgery that can be used to remove cataracts: extra-capsular (extracapsular cataract extraction, or ECCE) and intra-capsular (intracapsular cataract extraction, or ICCE). Extra-capsular (ECCE) surgery consists of removing the lens but leaving the majority of the lens capsule intact. high frequency sound waves (phacoemulsification) are sometimes used to break up the lens before extraction.

Intra-capsular (ICCE) surgery involves removing the entire lens of the eye, including the lens capsule, but it is rarely performed in modern practice. in either extra-capsular surgery or intra-capsular surgery, the cataractous lens is removed and replaced with a plastic lens (an intraocular lens implant) which stays in the eye permanently

cataract is a medical condition in which the lens of the eye becomes progressively opaque, resulting in blurred vision


آب مروارید بیماری است که در آن عدسی های چشم به طور تدریجی مات شده و منجر به تاری در بینایی می شوند


an elderly gentleman who has had a cataract operation


مرد پیری که تحت عمل جراحی آب مروارید قرار گرفته است




پرده ی جنین(به ویژه بخشی از آن که گاهی سر نوزاد را پوشانده است) ، مشیمه ، بچه دان ، (بخشی از صفاق peritoneum که جلوی معده و روده ها را می پوشاند) چادرینه(great omentum هم می گویند)


(پزشکی- دندان سازی) کرم خوردگی دندان ، پوسیدگی cavities                 

پوسیدگی یا کرم خوردگی دندانdental cavity                                 

حفره ی بینیthe nasal cavity                                                 

(دندان پزشکی) کرم خوردگی ، کاواکcavity                                                  

doctor filled the cavity in my tooth


دکتر کرم خوردگی دندان مرا پر کرد




blind gut formed by the part of the large intestine between the small intestine and the ascending colon.




سلول ، سلول زنده کوچکترین بخش هر موجود زنده است . هر سلول از پروتوپلاسم تشکیل شده است که غشاء سلولی آن را در بر گرفته است . پروتوپلاسم از پروتئینی ژله مانند ، اندامک های درون سلولی و هسته تشکیل شده است

the cell is a highly complex system that is the site of intense energy exchange and which presents vast interphase surfaces. like all living organisms, it feeds itself, grows, multiplies and dies.

cell membrane


fine membrane covering a cell.




(دندان پزشکی) سمنتوم ، سیمانه(بافت نازک و نسبتا سخت استخوانی که ریشه ی دندان را می پوشاند)




ponticulus at the centre of a centrosome.



nervous centre situated under the brain


cerebralمخی ، وابسته به مغز سر ، مغزی                                         

cerebral hemorrhageخونریزی مغزی                                         

cerebral accident


سکته ی مغزی(stroke  هم می گویند) 


cerebral palsy


فلج مغزی(نابهنجاری در حرکت عضلات در اثر صدمه به دستگاه مرکزی سلسله ی اعصاب)




مغز پیشین(فرا مخ) ، بزرگترین قسمت مغز . بخشی که فکر ، حافظه و حرکت را کنترل می کند و اطلاعات اندام های حسی را دریافت می نماید


cervixدهانه / گردن رحم                                                            

cervix is the narrow neck-like passage forming the lower end of the womb                       


دهانه ی رحم مجرای گردن مانند باریکی است که انتهای رحم را تشکیل می دهد و به بخش فوقانی مهبل / فرج در پستانداران ماده متصل است


she has cancer of the cervix


او سرطان گردن زهدان دارد


گونه ، لپ ، (هر یک از دو برآمدگی کپل انسان) لمبرcheek                       

کودک لپ های گلگونی داشتthe baby had rosy cheeks              

his father kissed him on both cheeks


پدرش هر دو گونه ی او را بوسید


chickenpoxآبله مرغان                                                            

آبله مرغان‌ ، از بیماری ‌های خفیف و بسیار واگیردار است. این بیماری که در کودکان شایع ‌تر است ، به دست ویروس هرپس زوستر ایجاد می ‌شود. نشانه ها: نشانه‌ های زیر بیشتر در کودکان ، خفیف ، ولی در بزرگسالان ، شدید هستند: تب ، درد شکمی یا احساس ناخوشی همگانی که 1-2 روز به درازا می‌ کشد. بثورات پوستی ، که کم و بیش در هر جای بدن می ‌تواند پدید آید ، از آن میان روی پوست سر ، آلت تناسلی ، و داخل دهان ، بینی ، گلو ، یا مهبل. تاول ‌ها ممکن است در نواحی بسیار گسترده ‌ای از پوست گسترده شده باشند ، ولی در دست و پا کمتر ظاهر می‌ شوند. تاول ‌ها در 24 ساعت می‌ ترکند و در محل آنها دلمه پایه ریزی می‌ شود. هر 3-4 روز مجموعه ‌هایی از تاول‌ های جدید به وجود می ‌آیند. بثورات ابتدا روی تنه ، سپس سر و صورت و با شیوع کمتری روی دست و پا ظاهر          می‌ شوند.  بثورات ابتدا پاپولند و سپس به وزیکول و پوستول و نهایتا به کراست تبدیل می ‌شوند. پاپولها و وزیکول ‌ها در زمینه ‌ای اریتماتو قرار دارند. از خصوصیات بثورات آبله مرغان ، ظهور سریع آنها و نیز وجود همزمان پاپول وزیکول و کراست در یک زمان می ‌باشد . خارش تقریبا در تمامی بیماران وجود دارد . وزیکول می‌تواند در تمامی قسمت ‌های مخاطی وجود داشته باشد. در بزرگسالان یک سری نشانه همانند آنفلوآنزا ، نیز هست.حمله به بالا تنه ویژگی آبله مرغان است. دلیل بیماری: دلیل بیماری عفونت با ویروس هرپس زوستر است. بیشترین شیوع آن در سن 5 تا 10 سالگی است . این ویروس از راه قطره ‌های ریز در هوا یا تماس با ضایعات پوستی ، از فرد بیمار انتقال می‌ یابد. بیماری فوق العاده مسری است و انتقال آن بیشتر از راه قطرات تنفسی و هوا صورت می‌ گیرد. ویروس در وزیکولها هم وجود دارد و لذا بیماری از 24 ساعت قبل از پیدایش بثورات تا وقتی که ضایعات دلمه ببندد ، مسری خواهد بود(بین 7 تا 8 روز). بیماری غالبا در زمستان و بهار دیده می ‌شود. تا وقتی که تمام وزیکولها تبدیل به دلمه نشوند کودک نباید به مدرسه برود. مبتلایان به آبله مرغان که بستری می ‌شوند باید در اتاقی  ایزوله شوند تا از انتقال هوایی ویروس جلوگیری شود. دوره ی نهفته ی بیماری ، 7-21 روز است. اگر مادر یک نوزاد پیشتر یا در حین حاملگی آبله مرغان گرفته باشد ، کودک وی تا چندین ماه در برابر آبله مرغان ایمنی دارد. ولی این ایمنی در 4-12 ماه پس از زایش کاهش می ‌یابد. پیشگیری: در ابتدای سال های 1970 در کشور ژاپن واکسنی به نام Varivax به دست آمد که به طور مرتب از سال 1986 در ژاپن و از سال 1995 در آمریکا استفاده می‌ شود و نتیجه ی مثبت نشان داده است. بعد از استفاده ی انبوه این واکسن در این دو کشور شیوع بیماری آبله مرغان ، چه در افراد واکسینه و چه در افرادی که واکس را دریافت نکرده اند ، به طور چشمگیری کاهش یافت. بهبود خود به خودی: کودکان بیشتر در 7-10 روز بهبود می‌ یابند ولی در بزرگسالان این مدت بیشتر است و احتمال بروز عوارض در آن ‌ها بیشتر است. پس از بهبود ، فرد برای تمام زندگی در برابر آبله مرغان ایمنی دارد. گاهی پس از طی شدن سیر بیماری آبله مرغان ، ویروس در بدن به حالت خفته باقی می ‌ماند(چه بسا در ریشه اعصاب نزدیک نخاع‌). آبله مرغان می‌ تواند از مادر باردار به جنین سرایت کند و سبب وزن کم موقع تولد ، اتروفی کورتکس مغز ، حملات تشنجی ، عقب افتادگی ذهنی ، آب مروارید و میکروسفالی شود. برای کاهش خارش از پارچه ، حوله ، یا کمپرس آب سرد بهره گیری کنید.

بیمار را تا حد امکان آرام و خنک نگهدارید. گرما و تعریق مایه ی بروز خارش می ‌شوند. ناخن‌ها را کوتاه دارید تا بیمار نتواند خود را بخاراند. خاراندن تاول ‌ها می ‌تواند مایه ی عفونت ثانویه شود. داروها: دارو های زیر می توانند خارش را کم کنند: بی‌حس‌کننده‌ های موضعی و آنتی‌ هیستامین‌ های موضعی- این داروها مایه ی تخفیف خارش با شتاب و در کوتاه مدت می ‌شوند. محصولاتی که در برگیرنده ی لیدوکایین و پراموکسین هستند ، کمترین احتمال بروز واکنش ‌های آلرژی را دارند. لوسیون‌ های در بر گیرنده ی فنول ، منتول و کافور(همانند لوسیون کالامین‌) نیز شاید رهنمود شود. دستور دارویی را درباره فرآورده‌ های فوق رعایت کنید. اگر تب هست ، از استامینوفن بهره گیری کنید. به هیچ روی از آسپیرین بهره گیری نکنید زیرا این دارو می‌ تواند در بروز نشانگان رای(یک نوع آنسفالیت‌) در کودکانی که دچار عفونت ویروسی هستند نقش داشته باشد. امکان دارد اسیکلوویر تجویز شود. درمان زودرس با اسیکلوویر وریدی در بیماران ضعف ایمنی می ‌تواند از عوارض شدیدی چون پنومونی ، انسفالیت و مرگ جلوگیری کند. مصرف خوراکی اسیکلوویر سبب کوتاه شدن دوره ی بیماری در اطفال طبیعی می ‌شود . استراحت در رختخواب بایسته نیست. بیمار می ‌تواند فعالیت آرام در یک پیرامون خنک داشته باشد. اگر هوا خوب باشد ، کودک می‌ تواند بیرون از خانه و در سایه بازی کند. تا زمانی که تمام تاول‌ ها دلمه نبسته باشند و تاول نوینی پایه ریزی نشود ، کودک باید از دیگران جدا باشد و مدرسه نیز نباید برود.

chickenpox or chicken pox is a highly contagious illness caused by primary infection with varicella zoster virus(VZV). it usually starts with vesicular skin rash mainly on the body and head rather than at the periphery and become itchy raw pockmarks which mostly heal without scarring.

آبله مرغان از بیماری های بسیار مسری و واگیر دار است که بوسیله ی عفونت با ویروس VZV به وجود می آید. بیماری معمولا با بثورات پوستی دارای تاول بیشتر بر روی تنه و سر و صورت نسبت به اطراف بدن ظاهر می شود و جای آبله ها خارش دار می شود که بیشتر بدون جای آبله گذاشتن درمان می شود

chicken pox is spread easily through coughs or sneezes of ill individuals, or through direct contact with secretions from the rash. following primary infection there is usually lifelong protective immunity from further episodes of chickenpox.

آبله مرغان به آسانی از طریق سرفه یا عطسه افراد بیمار یا از طریق تماس مستقیم با ترشحات و مواد مترشحه ی بثورات پوست انتقال می یابد. بعد از عفونت اولیه و پس بهبود ، فرد معمولا برای تمام زندگی در برابر آبله مرغان ایمنی دارد

chickenpox is rarely fatal, although it is generally more severe in adult males than in adult females or children. pregnant women and those with a suppressed immune system are at highest risk of serious complications. chicken pox is now believed to be the cause of one third of stroke cases in children. the most common late complication of chicken pox is shingles, caused by reactivation of the varicella zoster virus decades after the initial episode of chickenpox.

chickenpox was first identified by Persian scientist Muhammad ibn Zakariya ar-Razi(865–925), known to the West as "Rhazes", who clearly distinguished it from smallpox and measles. Giovanni Filippo(1510–1580) of Palermo later provided a more detailed description of varicella (chickenpox).

signs and symptoms: chickenpox is a highly infectious disease that spreads from person to person by direct contact or by air from an infected person’s coughing or sneezing. touching the fluid blister can also spread the disease. a person with chickenpox is infectious from one to five days before the rash appears. the contagious period continues until all blisters have formed scabs, which may take 5 to 10 days. it takes from 10 to 21 days after contact with an infected person for someone to develop chickenpox. chickenpox (varicella) is often heralded by a prodrome of anorexia, myalgia, nausea, fever, headache, sore throat, pain in both ears, complaints of pressure in head or swollen face, and malaise in adolescents and adults, while in children the first symptom is usually the development of a papular rash, followed by development of malaise, fever(a temperature of 100 °F (38 °C), but may be as high as 106 °F (41 °C) in rare cases), and anorexia. rarely cough, rhinitis, abdominal pain, and gastrointestinal distress has been reported in patients with varicella. typically, the disease is more severe in adults.

the diagnosis of varicella is primarily clinical, with typical early "prodromal" symptoms, and then the characteristic rash. confirmation of the diagnosis can be sought through either examination of the fluid within the vesicles of the rash, or by testing blood for evidence of an acute immunologic response.

vesicular fluid can be examined with a Tsanck smear, or better with examination for direct fluorescent antibody. the fluid can also be "cultured", whereby attempts are made to grow the virus from a fluid sample. blood tests can be used to identify a response to acute infection (IgM) or previous infection and subsequent immunity (IgG)

Epidemiology: primary varicella is an endemic disease. cases of varicella are seen throughout the year but more commonly in winter and early spring. varicella is one of the classic diseases of childhood, with the highest prevalence in the 4-10 year old age group. like rubella, it is uncommon in preschool children. varicella is highly communicable, with an infection rate of 90% in close contacts. most people become infected before adulthood but 10% of young adults remain susceptible.

historically, varicella has been a disease predominantly affecting preschool and school-aged children. in adults the pock marks are darker and the scars more prominent than in children

for pregnant women, antibodies produced as a result of immunization or previous infection are transferred via the placenta to the fetus. women who are immune to chickenpox cannot become infected and do not need to be concerned about it for themselves or their infant during pregnancy

prevention: hygiene measures- the spread of chicken pox can be prevented by isolating affected individuals. contagion is by exposure to respiratory droplets, or direct contact with lesions, within a period lasting from three days prior to the onset of the rash, to four days after the onset of the rash. therefore, avoidance of close proximity or physical contact with affected individuals during that period will prevent contagion.

the chicken pox virus(VZV) is susceptible to disinfectants, notably chlorine bleach(i.e., sodium hypochlorite). also, like all enveloped viruses, VZV is sensitive to desiccation, heat and detergents. therefore these viruses are relatively easy to kill.

varicella vaccine: a varicella vaccine was first developed by Michiaki Takahashi in 1974 derived from theOka strain. it has been available in theU.S. since 1995 to inoculate against the disease. Some countries require the varicella vaccination or an exemption before entering elementary school. protection is not lifelong and further vaccination is necessary five years after the initial immunization

it is important to maintain good hygiene and daily cleaning of skin with warm water to avoid secondary bacterial infection. scratching may also increase the risk of secondary infection. adition of a small quantity of vinegar to the water is sometimes advocated. pain killers could be taken to prevent feeling itchy

to relieve the symptoms of chicken pox, people commonly use anti-itching creams and lotions. these lotions are not to be used on the face or close to the eyes. an oatmeal bath also might help ease discomfort

chillسرماخوردگی خفیف ، زکام ، لرز کردن                                          

Sara caught a chill and couldn’t go


سارا زکام شد و نتوانست برود


fever and chillsتب و لرز                                                          

چانه ، زنخدانchin                                                                

او چانه ی برآمده ای داردhe has a protruding chin                 

کیسه ی صفراcholecyst                                                              


membrane of the eye: a brownish membrane between the retina and the white of the eye in vertebrates that contains blood vessels and large pigmented cells



pat of the nucleus of a cell visible by microscope. it consists of a dense, weblike, interconnected mass.

chromatin is the combination of DNA and proteins that makes up chromosomes. it is found inside the nuclei of eukaryotic cells. it is divided between heterochromatin (condensed) and euchromatin (extended) forms. the major components of chromatin are DNA and histone proteins, although other proteins have prominent roles too. the functions of chromatin are to package DNA into a smaller volume to fit in the cell, to strengthen the DNA to allow mitosis and meiosis, and to serve as a mechanism to control expression and DNA replication. chromatin contains genetic material-instructions to direct cell functions. changes in chromatin structure are affected by chemical modifications of histone proteins such as methylation (of DNA and proteins) and acetylation (of proteins), and by non-histone, DNA-binding proteins.


chromatin is easily visualised by staining, hence its name, which literally means coloured material

during spermiogenesis, the spermatid's chromatin is remodelled into a more spaced-packaged, widened, almost crystal-like structure. this process is associated with the cessation of transcription and involves nuclear protein exchange. the histones are mostly displaced, and replaced by protamines (small, arginine-rich proteins).

it should also be noted that, during mitosis, while most of the chromatin is tightly compacted, there are small regions that are not as tightly compacted. these regions often correspond to promoter regions of genes that were active in that cell type prior to entry into cromitosis. the lack of compaction of these regions is called bookmarking, which is an epigenetic mechanism believed to be important for transmitting to daughter cells the "memory" of which genes were active prior to entry into mitosis. this bookmarking mechanism is needed to help transmit this memory because transcription ceases during mitosis.

during interphase:

the structure of chromatin during interphase is optimised to allow easy access of transcription and DNA repair factors to the DNA while compacting the DNA into the nucleus. the structure varies depending on the access required to the DNA. genes that require regular access by RNA polymerase require the looser structure provided by euchromatin.

change in structure:

chromatin undergoes various forms of change in its structure. histone proteins, the foundation blocks of chromatin, are modified by various post-translational modification to alter DNA packing. Acetylation results in the loosening of chromatin and lends itself to replication and transcription. when certain residues are methylated they hold DNA together strongly and restrict access to various enzymes. a recent study showed that there is a bivalent structure present in the chromatin: methylated lysine residues at location 4 and 27 on histone 3. it is thought that this may be involved in development; there is more methylation of lysine 27 in embryonic cells than in differentiated cells, whereas lysine 4 methylation positively regulates transcription by recruiting nucleosome remodeling enzymes and histone acetylases.

Polycomb-group proteins play a role in regulating genes through modulation of chromatin structure.

mechanical properties of DNA and Z-DNA:

the vast majority of DNA within the cell is the normal DNA structure. however in nature DNA can form three structures, A-, B- and Z-DNA. A and B chromosomes are very similar, forming right-handed helices, while Z-DNA is a more unusual left-handed helix with a zig-zag phosphate backbone. Z-DNA is thought to play a specific role in chromatin structure and transcription because of the properties of the junction between B- and Z-DNA.

at the junction of B- and Z-DNA one pair of bases is flipped out from normal bonding. these play a dual role of a site of recognition by many proteins and as a sink for torsional stress from RNA polymerase or nucleosome binding.

nucleosome, chromatosome and histone:

the basic repeat element of chromatin is the nucleosome, interconnected by sections of linker DNA, a far shorter arrangement than pure DNA in solution.

in addition to the core histones, there is the linker histone, H1, which contacts the exit/entry of the DNA strand on the nucleosome. the nucleosome core particle, together with histone H1, is known as a chromatosome. nucleosomes, with about 20 to 60 base pairs of linker DNA, can form, under non-physiological conditions, an approximately 10 nm "beads-on-a-string" fibre.

the nucleosomes bind DNA non-specifically, as required by their function in general DNA packaging. there are, however, large DNA sequence preferences that govern nucleosome positioning. this is due primarily to the varying physical properties of different DNA sequences: for instance, adenosine and thymine are more favorably compressed into the inner minor grooves. this means nucleosomes can bind preferentially at one position approximately every 10 base pairs (the helical repeat of DNA)- where the DNA is rotated to maximise the number of A and T bases that will lie in the inner minor groove.

with addition of H1, the "beads-on-a-string" structure in turn coils into a 30 nm diameter helical structure known as the 30 nm fibre or filament. the precise structure of the chromatin fibre in the cell is not known in detail, and there is still some debate over this

this level of chromatin structure is thought to be the form of euchromatin, which contains actively transcribed genes. EM studies have demonstrated that the 30 nm fibre is highly dynamic such that it unfolds into a 10 nm fiber ("beads-on-a-string") structure when transversed by an RNA polymerase engaged in transcription.

the existing models commonly accept that the nucleosomes lie perpendicular to the axis of the fibre, with linker histones arranged internally. a stable 30 nm fibre relies on the regular positioning of nucleosomes along DNA. linker DNA is relatively resistant to bending and rotation. this makes the length of linker DNA critical to the stability of the fibre, requiring nucleosomes to be separated by lengths that permit rotation and folding into the required orientation without excessive stress to the DNA. in this view, different length of the linker DNA should produce different folding topologies of the chromatin fiber. recent theoretical work, based on electron-microscopy images of reconstituted fibers support this view.

spatial organization of chromatin in the cell nucleus:

the layout of the genome within the nucleus is not random - specific regions of the genome have a tendency to be found in certain spaces. specific regions of the chromatin are enriched at the nuclear membrane, while other regions are bound together by protein complexes. the layout of this is not, however, well characterised apart from the compaction of one of the two X chromosomes in mammalian females into the Barr body. this serves the role of permanently deactivating these genes, which prevents females getting a 'double dose' relative to males. the extent to which the inactive X is actually compacted is a matter of some controversy.

chromatin and bursts of transcription:

fluctuations between open and closed chromatin may contribute discontinuity of transcription, or transcriptional bursting. other factors are probably involved, such as the association and dissociation of transcription factor complexes with chromatin. the phenomenon, as opposed to simple probabilistic models of transcription, can account for the high variability in gene expression occurring between cells in isogenic populations.

metaphase chromatin:

the metaphase structure of chromatin differs vastly to that of interphase. it is optimised for physical strength and manageability, forming the classic chromosome structure seen in karyotypes. the structure of the condensed chromosome is thought to be loops of 30 nm fibre to a central scaffold of proteins. it is, however, not well characterised.

the physical strength of chromatin is vital for this stage of division to prevent shear damage to the DNA as the daughter chromosomes are separated. to maximise strength the composition of the chromatin changes as it approaches the centromere, primarily through alternative histone H1 anologues

non-histone chromosomal proteins:

the proteins that are found associated with isolated chromatin fall into several functional categories:

-chromatin-bound enzymes

-high mobility group proteins (HMG)

-transcription factors

-scaffold proteins

-transition proteins (testis specific proteins)

-protamines (present in mature sperm)


proteins associated with chromatin are those involved in DNA transcription, replication and repair, and in post-translational modification of histones. they include various types of nucleases and proteases. scaffold proteins encompass chromatin proteins such as insulators, domain boundary factors and cellular memory modules (CMMs).

chromatin: alternative definitions

1-simple and concise definition: chromatin is DNA plus the proteins (and RNA) that package DNA -within the cell nucleus.

2-a biochemists’ operational definition: chromatin is the DNA/protein/RNA complex extracted from eukaryotic lysed interphase nuclei. just which of the multitudinous substances present in a nucleus will constitute a part of the extracted material will depend in part on the technique each researcher uses. furthermore, the composition and properties of chromatin vary from one cell type to the another, during development of a specific cell type, and at different stages in the cell cycle.

3-the DNA + histone = chromatin definition: the DNA double helix in the cell nucleus is packaged by special proteins termed histones. the formed protein/DNA complex is called chromatin. the structural entity of chromatin is the nucleosome.




کروموزوم ، ساختاری رشته مانند که در هسته ی سلول های گیاهی و جانوری به صورت جفت یافت می شوند . یک کروموزوم از هر جفت از یک والد به ارث می رسد . کروموزوم ها حاوی ژن هایی هستند که خصوصیات وراثتی هر موجود زنده را کنترل می کنند




(پزشکی) مزمن ، دیرین ، کهنه ، بیمار مزمن ، کسی که دچار مرض دیرپای است  


a chronically sick manمردی با بیماری مزمن                              

some diseases are chronic and some are acute


برخی بیماریها مزمن و برخی حاد هستند


coldسرماخوردگی ، زکام                                                             

the child has a coldبچه سرماخوردگی دارد                                 

I have a common cold, don’t worry


سرماخورگی من معمولیه ، نگران نباش


to catch / take coldسرماخوردن                                               

have you cold? eat garlic. clear up that stuffy head with garlic


سرماخوردگی دارید ؟ سیر بخورید . سر و کله ی گرفته را با سیر تمیز کنید


many people catch cold in the winter


خیلی ها در فصل زمستان سرما می خورند


I caught a cold last weekهفته ی پیش سرما خوردم                     

cold pack


کیسه ی یخ(کیسه ی یخ شیمیایی که برای پرستاری سریع از مصدومان به کار می رود)


colonروده ی بزرگ(قولون)                                                          

colon is the main part of the large intestine, which passes from the cecum to the rectum     


قولون ، بخش اصلی روده ی بزرگ است که پیش از راست روده (رکتوم) قرار دارد. (آب و نمک های معدنی از راه روده ی بزرگ جذب بدن می شوند)


او سرطان قولون داردhe has cancer of the colon                        

complicationبیماری ثانوی ، (جمع) عوارض                               

complications of diabetesعوارض مرض قند                             



آبستنی ، لقاح ، بارور شدن سلول تخمک به وسیله ی سلول اسپرم در مجرای رحم



condom is a thin rubber sheath worn on the penis during sexual intercourse as a contraceptive or to protect against infection


کاپوت / کاندوم ، پوشش لاستیکی نازکی که قبل از نزدیکی جنسی برای جلوگیری از بارداری بر روی آلت تناسلی مرد کشیده می شود . استفاده از کاپوت خطر بعضی از بیماریهای جنسی مسری را کاهش می دهد




واگرفته ، مورد سرایت(کسی که با بیمار تماس داشته و احتمالا بیماری را از او واگرفته است)




ضد بارداری ، وسیله ای که باعث می شود نزدیکی جنسی به بارداری منجر نشود . وسایل ضد بارداری معمول شامل کاپوت ها ، دیافراگم ها و قرص ها می باشند . دیافراگم ، دهانه ی رحم زن را می پوشاند و مانع ورود و تماس اسپرم با تخمک ها می شود . قرص ضد حاملگی حاوی هورمون هایی است که تخمک گذاری را متوقف می کند


to convulse


دچار تشنج کردن / شدن ، دچار گرفتگی(ماهیچه ها) کردن / شدن


convulsion(پزشکی-معمولا جمع) تشنج                                         

the patient went through convulsions


بیمار دستخوش تشنج شد


(کالبدشناسی)بخش ریسمان مانند ، تارcord                                          

نخاع شوکی ، مغز حرامspinal cord                                                   

بند نافumbilical cord                                                          


cornea is the transparent layer forming the front of the layer  


قرنیه ،لایه ای شفاف که بخش جلویی چشم ، روی عدسی و عنبیه را در بر می گیرد


coronaryوابسته به سرخرگ های کرونر قلب                                             

coronary-care unit


 (بیمارستان) بخش مراقبت های ویژه ی بیماران قلبی ، بخش سی سی یو


coronary insufficiency


ناتوانی سرخرگ های قلب ، ترومبوز اکلیلی در رساندن خون به عضلات قلب


coronary thrombosis


انسداد / گرفتگی سرخرگ های قلب ، ترومبوز اکلیلی



corpus collosum


(کالبدشناسی) جسم پنبه ای (توده ی بافت سپیدی که دو نیمکره ی مغز را به هم مرتبط می کند) ، آژ بافت


گلبول ، گویچهcorpuscle                                                             

گلبول های قرمز خونred corpuscles                                                            

گلبول های سفید خونwhite corpuscles                                    



قشر خارجی هر اندام درون بدن ، پوسته ، (مغزسر) قشر مخ ، پوسته ی مغز




سرفه ، سینه درد ، گرفتگی گلو و سینه ، سرفه کردن ، سرفیدن


our baby has a cough and fever


بچه ی ما سرفه می کند و تب دارد


don’t cough in my faceتوی صورتم سرفه نکن                          

have you coughing ? use red peppers. a substance similar to that found in the cough syrups is found in hot red pepper, use red pepper with caution. it can irritate your tummy


سرفه می کنید؟ فلفل قرمز مصرف کنید . مشابه ماده ای که در شربت سرفه به کار می رود در فلفل قرمز وجود دارد. البته فلفل قرمز را با احتیاط مصرف کنید شاید معده ی شما را تحریک کند


to cough up(به همراه سرفه بالا آوردن)                                          

he coughed up bloodاو خون سرفه کرد                                       

cowper’s glands


غدد کوپر ، غده های پیازی پیشابراهی(که هنگام تحریک جنسی ماده ی لزجی را ترشح می کنند)


کپل ، لمبر ، مفصل ران(که پا را به لگن خاصره وصل می کند)coxa            



گرفتگی عضله(در اثر خستگی یا سرما و غیره) ، (جمع) قولنج ، (دستگاه گوارش) پیچ زدن ، (دستگاه تناسلی زنان به ویژه در قاعدگی) درد شدید(که می گیرد و ول می کند) ، گرفتگی(یا قولنج و غیره) ایجاد کردن ، گرفته شدن


a painful cramp in the left leg


گرفتگی دردناک عضلات پای چپ


his fingers were cramped for lack of movement


به واسطه ی عدم تحرک انگشتانش سفت و قولنجی شده بود


تشنج داردhe has convulsion                                                 

جمجمه ، کاسه ی سر ، مخدان(brainpan هم می گویند)cranium        

crutch(برای پا شکسته ها و غیره) چوب زیر بغل                                  

she walks with a pair of crutches


او با یک جفت چوب دستی راه می رود


to cutدندان درآوردن                                                                  

the baby is cutting teethبچه دارد دندان در می آورد                     

cutaneousوابسته به پوست ، پوستی ، روپوستی                                

cutaneous nerveعصب پوستی                                                

cutaneous infectionعفونت پوستی                                           

melanin is a cutaneous pigment


ملانین یک رنگدانه پوست است


to defecate(پزشکی) روده و معده را تصفیه کردن                             




gel containing the cell


دفع ، خارج کردن مدفوع از بدن از راه مقعدdefecation                     

ماهیچه ی دالی(که دست و پا را بالا می آورد)deltoid                              



dental castقالب دندان مصنوعی ، قالبگیری دندان                           

(دندان) عاج(که زیر مینا قرار دارد)dentin                                                               

(درآوردن دندان) دندان آوری ، دندان درآوریdentition                             



میان پوست(لایه ای از پوست که زیر روپوست قرار دارد)


descending colon


part of the large intestine in which food travels downward


diabetesمرض قند ، دیابت                                                       

این بیماری هنگامی بروز می کند که لوزالمعده کمتر از حد معمول انسولین تولید کند و در نتیجه میزان قند خون به شدت بالا رود. مرض قند با رژیم غذایی خاص و تزریق منظم انسولین کنترل می شود


بیماری قند دارمI’m diabetics                                                     

diabetes mellitusدیابت قندی                                                  

diabetes mellitus is the commonest form of diabetes characterized by inability to burn up the sugars(carbohydrates) which have been ingested. it is caused by insufficient production of insulin by the pancreas


دیابت قندی عام ترین شکل بیماری دیابت است که مشخصه ی آن عدم توانایی سوخت قندهایی است که جذب می شوند. علت اصلی آن تولید ناکافی انسولین توسط لوزالمعده می باشد


diabetes insipidusدیابت بی مزه                                             

a metabolic disease caused by a disorder of the hypothalamus, associated with marked thirst and the passage of huge quantities of urine. Not related to diabetes mellitus


دیابت بی مزه بیماری وابسته به سوخت و ساز بدن است که در اثر اختلال در هیپوتالاموس به وجود می آید و با علایمی چون تشنگی و پیشاب زیاد همراه است و ارتباطی با دیابت بی مزه ندارد


to diagnose(پزشکی) تشخیص دادن بیماری                                   

the doctors didn’t diagnose his disease in time


دکترها بیماری او را به موقع تشخیص ندادند


it is easy to diagnose some ailments


تشخیص بعضی از بیماری ها آسان است


diagnosis(پزشکی) تشخیص بیماری                                          

the timely diagnosis of a diseaseتشخیص به موقع بیماری      

the diagnosis of pneumoniaتشخیص سینه پهلو                       



وابسته به تشخیص بیماری ، تشخیصی ، (معمولا جمع) علم تشخیص بیماری ، بیماری شناسی


a diagnostic clinicکلینیک تشخیصی / بیماری                             


diarrhea is an increased frequency and liquid consistency of the stools


اسهال به افزایش تعداد دفعات دفع و آبکی بودن مدفوع(به طوری که با دیگر مواقع فرق داشته باشد) گفته می شود


to have diarrheaاسهال داشتن                                                

the baby suffers from a diarrheic condition


کودک دچار حالت اسهالی شده است


have diarrhea ? eat apples. grate an apple with its skin, let it turn brown and eat it to cure this condition. bananas are also good for this ailment


اسهال شده اید؟ سیب میل کنید. سیب را با پوست رنده کنید بگذارید تا قهوه ای شود و برای درمان آن را میل کنید. موز نیز برای این بیماری خوب است


اسهال بیماری خطرناکی است و یکی از عوامل مهم مرگ و میر کودکان زیر 5 سال می ‌باشد. مهمترین علت مرگ و میر ناشی از اسهال از دست دادن آب و املاح بدن است. اسهال همچنین یکی از عوامل مهم تاخیر رشد جسمی در کودکان ، سوء تغذیه و مستعد شدن در برابر سایر بیماری ها است. به دفع سه بار یا بیشتر مدفوع آبکی و یا شل در شبانه روز یا دفع مدفوع به بیش از 200 گرم در روز(در کودکان)، اسهال می‌ گویند. شیر خواری که فقط از شیر مادر تغذیه می ‌شود ، مدفوع نرم تر از حد عادی دارد و ممکن است روزانه ، چندین بار مدفوع نرم و نیمه آبکی دفع نماید که طبیعی است. در این شیرخواران ، اسهال به افزایش تعداد دفعات دفع و آبکی بودن مدفوع ، به طوری که با دیگر مواقع فرق داشته باشد ، گفته می‌ شود. شایع ترین گروه سنی 2 تا 5 سالگی بوده ‌است. پیشگیری: ۱-  تغذیه با شیر مادر پروتئین های موجود در شیر مادر به مقاومت بدن در مقابل اسهال و سایر بیماری ها کمک می‌ کند. کودکی که با شیر مادر تغذیه می‌ شود کمتر به اسهال مبتلا می ‌شود و در صورت ابتلا شدت بیماری کمتر است. استفاده از شیشه ، سر پستانک و یا پستانک به دلیل احتمال آلودگی ، می‌ تواند موجب بروز اسهال گردد. بنابراین اگر برای تغذیه ی کودک از شیر خشک یا شیر گاو استفاده می شود بهتر است از فنجان یا قاشق استفاده شود. در شش ماهه ی دوم زندگی و پس از شروع غذای کمکی، خطر ابتلا به اسهال شدید و مرگ بر اثر اسهال کاهش می ‌یابد. 2- رعایت بهداشت در هنگام تهیه و خوراندن غذای کودک : قبل از غذا دادن به کودک ، دست های خود را با آب و صابون بشویید ، غذای کودک را خوب بپزید و حتی الامکان غذای کودک را تازه تهیه کنید. غذای اضافی را در یخچال نگه دارید و قبل از مصرف ، آن را کاملا گرم نمایید. 3- استفاده از آب آشامیدنی سالم: استفاده از آب آلوده ، باعث اسهال می‌ شود. آب لوله کشی سالم ترین آب آشامیدنی است. در صورت عدم دسترسی ، با جوشاندن آب از ابتلا به اسهال پیشگیری کنید. 4- دفع صحیح زباله: میکروب ها توسط مگس پخش می‌ شوند. پس مانده‌ های غذا و زباله محیط مناسبی برای تجمع مگس ‌ها هستند. 5- ایمن سازی کودک علیه سرخک: اسهال و اسهال خونی در کودکان مبتلا به سرخک و آن هایی که در طی چهار هفته گذشته سرخک داشته ‌اند ، شایعتر و شدیدتر است. 6- تغذیه مناسب: سوء تغذیه ی کودک ، وی را مستعد ابتلا به اسهال می ‌نماید و همچنین شدت و مدت اسهال در این کودکان بیشتر است. ضمنا توجه به وضعیت تغذیه کودک در دوران ابتلا به اسهال ، می تواند از شدت بیماری بکاهد و بهبود وی را تسریع نماید. این تصور که باید تغذیه در جریان اسهال کاهش یابد و یا قطع شود ، کاملا نادرست است.

شیوع بالاتر اسهال با کشت منفی میکروب نشان می دهد که حداکثر شیوع با اسهال های ویروسی است و لذا آنتی بیوتیک بی فایده ‌است. سه قانون اصلی مراقبت از کودک مبتلا به اسهال: 1- برای پیشگیری از کم آبی به کودک بیشتر از قبل مایعات بنوشانید. اگر سن کودک شما زیر شش ماه است افزایش دفعات تغذیه با شیر مادر می‌ تواند آب دفع شده از بدن را جبران نماید. اگر سن کودک بالای شش ماه است و تغذیه کمکی دارد ، به جز افزایش دفعات شیردهی از مایعاتی نظیر لعاب برنج ، سوپ ، دوغ ، و     ا آر اس استفاده نمایید. استفاده از آب شیرین نظیر آب میوه‌ های صنعتی ، چای خیلی شیرین و نوشابه ‌های گاز دار اسهال را تشدید می‌کند. 2- به کودک مقدار زیادی غذای مقوی ، برای پیشگیری از سوء تغذیه بدهید. کودکی که در هنگام اسهال از غذا محروم می‌گردد ، به سوء تغذیه دچار و اسهال وی شدیدتر و طولانی تر می‌ شود. با توجه به سن کودک می‌توان از افزایش دفعات شیردهی و مواد غذایی مختلف نظیر سبزی‌ ها ، حبوبات و غلات ، گوشت یا ماهی ، تخم مرغ و لبنیات استفاده کرد. 3- در صورت بروز علائم خطر در کودک ، وی را سریعا نزد پزشک ببرید. علائم خطر در زمان ابتلا به اسهال اگر اسهال کودک در مدت 3 روز بهبود نیافت و یا یکی از نشانه‌ های: 1- مدفوع خیلی آبکی ،  2- استفراغ مکرر ، 3 -تشنگی شدید ،  4- بی میلی به خوردن و نوشیدن ، 5- تب ، 6- مدفوع همراه با خون بروز کرد ، وی را هرچه سریعتر نزد پزشک ببرید.          طرز تهیه ی محلول ا.آر.اس: یک بسته پودر را در ظرف تمیز بریزید. یک لیتر آب آشامیدنی(چهار لیوان 250 سی سی) را داخل ظرف بریزید و با پودر مخلوط کنید تا کاملا حل شود. بهتر است اول آب را بجوشانید و بگذارید سرد شود. هر روز باید محلول ا.آر.اس تازه در ظرف تمیز تهیه کرده و آن را در یخچال ، خنک نگاه داشت و به تدریج به کودک خوراند. هر مقدار محلولی که از روز پیش باقی مانده ، باید دور ریخته شود. اگر کودکی در هنگام خوردن محلول ا.آر.اس، شروع به استفراغ کند ، ده دقیقه صبر کنید و سپس محلول را به آهستگی به او بدهید. دادن محلول ا.آر.اس به طور مرتب و به مقدار کم (هریک تا دو دقیقه یک قاشق چای خوری) دارای اهمیت است. محلول ا.آر.اس، اسهال را متوقف نمی‌ کند اما کودک را قوی نگاه می‌ دارد تا آنکه اسهال در عرض چند روز ، از بین برود. تغذیه پس از بهبود اسهال: تغذیه در تمام مدت ابتلا به انواع اسهال ، باید با حداکثر امکان ادامه یابد ودر دوره نقاهت (پس از بهبود بیماری) نیز باید برای جلوگیری از اثرات نامطلوب آن ، افزایش یابد. پس از قطع اسهال ، حداقل به مدت دو هفته ، یک یا دو وعده غذای بیشتر از معمول (با استفاده از همان غذاهای زمان اسهال که از نظر غذایی غنی هستند) به کودک خورانده شود. علل و انواع اسهال: 1- عفونت های مختلف (ویروسی ، باکتریایی ، انگلی و قارچی). 2- بیماری ‌های التهابی روده (کرون ، کولیت اولسر). 3- اسهال ناشی از سوء جذب (نارسایی پانکراس ، کمبود لاکتاز ، پس از جراحی‌ های گوارشی ، بیماری ویپل ، اسپروی تروپیکا ، غیر تروپیکا و غیره). 4- علل سرطانی (تومورهای دستگاه گوارش). 5- علل اندوکرینی (اختلالات پتاسیم و فوق کلیه ، دیابت و پر کاری تیروئید). 6- علل ناشی از تابش اشعه ، ایسکمیک و روده تحریک پذیر.


(قلب) فراخیدگی ، دیاستول(انبساط قلب که پس از انقباض یا تنجیدگی آن  systole صورت می گیرد)

to digestهضم کردن / شدن                                                      

it is not easy to digest certain foods


هضم برخی غذاها آسان نیست


enzymes digest most proteins


آنزیم ها بیشتر پروتئین ها را هضم می کنند


digestionگوارش / هضم غذا                                                        

فرایند تجزیه ی مواد غذایی مرکب به مولکولهای ساده و قابل جذب برای موجود زنده ، این فرایند با کمک آنزیم ها در مجرای گوارشی انجام می پذیرد


digestive system


set of organs involved in the digestion of food




(چشم پزشکی) دیوپتومتر (دستگاه سنجش میزان شکست نور در چشم)


هر اندام یا چیز پشت مانندdorsum                                                 

پشت دستdorsum of the hand                                       

(به ویژه پوست بدن) بد رنگ و ناسالم ، شل و روانdoughy                         

صورتش رنگ پریده و پف کرده بودhis face had gone doughy                 



آب دهان(از گوشه ی دهان) جاری کردن ، آب بینی کسی راه افتادن ، بزاق(از دهان) راه افتادن ، بزاق ، آب دهان(آویزان از لب و لوچه)


گوش میانی ، پرده ی گوشdrum                                                  

(مجرای بدن مانند پیشابراه و اشک راه) مجرا ، راهduct                           

مجرای اشکیa tear duct                                                              

مجرای صفرا ، زرداب راهbile duct                                              

(کالبدشناسی) روده ی اثنی عشرduodenum                                   

beginning of the small intestine


dysenteryاسهال خونی ، دیسانتری                                              



گوش(پرده ی گوش و بخش های درونی آن) ، شنوایی ، حس سامعه


the human ear consists of the external ear(or pinna) , the middle ear(or tympanum) and the inner ear(or labyrinth)


گوش انسان شامل گوش بیرونی(یا پرده ی گوش) و گوش میانی( یا صماخ) و گوش درونی(یا پیچال) است


الاغ گوش های بزرگی داردa donkey has large ears                     

نرمه ی گوشearlobe                                                              


eczema is a disease in a form of dermatitis, or inflammation of the epidermis. the term eczema is broadly applied to a range of persistent skin conditions. these include dryness and recurring skin rashes that are characterized by one or more of these symptoms: redness, skin edema (swelling), itching and dryness, crusting, flaking, blistering, cracking, oozing, or bleeding. areas of temporary skin discoloration may appear and are sometimes due to healed lesions. scratching open a healing lesion may result in scarring. Eczema may be confused with urticaria. In contrast to psoriasis, eczema is often likely to be found on the flexor aspect of joints.


انواع اگزما

التهاب تماسی پوست (درماتیت تماسی) - درماتیت آتوپی (بدون علت) - درماتیت سبورئیک (تورم و قرمزی پوست سر و صورت همراه با شورهٔ زیاد) - درماتیت نومولار - درماتیت اکسفولیاتیوژنرالیزه (اریترودرمی) (تورم و قرمزی شدید پوستِ سرتاسر بدن همراه با پوسته‌ریزی) - درماتیت ناشی از استاز (ماندن خون در رگ‌ها) - درماتیت موضعی ناشی از خاراندن - درماتیت دور دهانی (درماتیت پری‌اورال) - پومفولیکس (Pompholyx)

types of common eczemas:

Atopic eczema (aka infantile e., flexural e., atopic dermatitis) is an allergic disease believed to have a hereditary component and often runs in families whose members also have asthma. Itchy rash is particularly noticeable on head and scalp, neck, inside of elbows, behind knees, and buttocks. Experts are urging doctors to be more vigilant in weeding out cases that are, in actuality, irritant contact dermatitis. It is very common in developed countries, and rising. (L20)

Contact dermatitis is of two types: allergic (resulting from a delayed reaction to some allergen, such as poison ivy or nickel), and irritant (resulting from direct reaction to a detergent, such as sodium lauryl sulfate, for example). some substances act both as allergen and irritant (wet cement, for example). other substances cause a problem after sunlight exposure, bringing on phototoxic dermatitis. about three quarters of cases of contact eczema are of the irritant type, which is the most common occupational skin disease. Contact eczema is curable, provided the offending substance can be avoided and its traces removed from one’s environment. (L23; L24; L56.1; L56.0)

Xerotic eczema (aka asteatotic e., e. craquele or craquelatum, winter itch, pruritus hiemalis) is dry skin that becomes so serious it turns into eczema. it worsens in dry winter weather, and limbs and trunk are most often affected. the itchy, tender skin resembles a dry, cracked, river bed. this disorder is very common among the older population. Ichthyosis is a related disorder. (L30.8A; L85.0)

Seborrhoeic dermatitis or Seborrheic dermatitis ("cradle cap" in infants) is a condition sometimes classified as a form of eczema that is closely related to dandruff. it causes dry or greasy peeling of the scalp, eyebrows, and face, and sometimes trunk. the condition is harmless except in severe cases of cradle cap. in newborns it causes a thick, yellow crusty scalp rash called cradle cap, which seems related to lack of biotin and is often curable. (L21; L21.0)

less common eczemas:

Dyshidrosis (aka dyshidrotic e., pompholyx, vesicular palmoplantar dermatitis, housewife’s eczema) only occurs on palms, soles, and sides of fingers and toes. Tiny opaque bumps called vesicles, thickening, and cracks are accompanied by itching, which gets worse at night. A common type of hand eczema, it worsens in warm weather. (L30.1)

Discoid eczema (aka nummular e., exudative e., microbial e.) is characterized by round spots of oozing or dry rash, with clear boundaries, often on lower legs. It is usually worse in winter. Cause is unknown, and the condition tends to come and go. (L30.0)

Venous eczema (aka gravitational e., stasis dermatitis, varicose e.) occurs in people with impaired circulation, varicose veins and edema, and is particularly common in the ankle area of people over 50. There is redness, scaling, darkening of the skin and itching. The disorder predisposes to leg ulcers. (I83.1)

Dermatitis herpetiformis (aka Duhring’s Disease) causes intensely itchy and typically symmetrical rash on arms, thighs, knees, and back. It is directly related to celiac disease, can often be put into remission with appropriate diet, and tends to get worse at night. (L13.0)

Neurodermatitis (aka lichen simplex chronicus, localized scratch dermatitis) is an itchy area of thickened, pigmented eczema patch that results from habitual rubbing and scratching. Usually there is only one spot. Often curable through behavior modification and anti-inflammatory medication. Prurigo nodularis is a related disorder showing multiple lumps. (L28.0; L28.1)

Autoeczematization (aka id reaction, autosensitization) is an eczematous reaction to an infection with parasites, fungi, bacteria or viruses. It is completely curable with the clearance of the original infection that caused it. The appearance varies depending on the cause. It always occurs some distance away from the original infection. (L30.2)

There are also eczemas overlaid by viral infections (e. herpeticum, e. vaccinatum), and eczemas resulting from underlying disease (e.g. lymphoma). Eczemas originating from ingestion of medications, foods, and chemicals, have not yet been clearly systematized. Other rare eczematous disorders exist in addition to those listed here.


there is no known cure for eczema; therefore, treatments aim to control the symptoms by reducing inflammation and relieving itching.



dermatitis is often treated with corticosteroids. they do not cure eczema, but are highly effective in controlling or suppressing symptoms in most cases. for mild-moderate eczema a weak steroid may be used (e.g. hydrocortisone or desonide), whilst more severe cases require a higher-potency steroid (e.g. clobetasol propionate, fluocinonide). medium-potency corticosteroids such as clobetasone butyrate (Eumovate), Betamethasone Valerate (Betnovate) or triamcinolone are also available.

side effects:

prolonged use of topical corticosteroids is thought to increase the risk of possible side effects, the most common of which is the skin becoming thin and fragile (atrophy). because of this, if used on the face or other delicate skin, only a low-strength steroid should be used. additionally, high-strength steroids used over large areas, or under occlusion, may be significantly absorbed into the body, causing hypothalamic-pituitary-adrenal axis suppression (HPA axis suppression). finally by their immunosuppressive action they can, if used without antibiotics or antifungal drugs, lead to some skin infections (fungal or bacterial). Care must be taken to avoid the eyes, as topical corticosteroids applied to the eye can cause glaucoma or cataracts.

because of the risks associated with this type of drug, a steroid of an appropriate strength should be sparingly applied only to control an episode of eczema. once the desired response has been achieved, it should be discontinued and replaced with emollients as maintenance therapy. Corticosteroids are generally considered safe to use in the short- to medium-term for controlling eczema, with no significant side effects differing from treatment with non-steroidal ointment.

however, recent research has shown that topically applied corticosteroids did not significantly increase the risk of skin thinning, stretch marks or HPA axis suppression (and where such suppression did occur, it was mild and reversible where the corticosteroids were used for limited periods of time). Further, skin conditions are often under-treated because of fears of side effects. This has led some researchers to suggest that the usual dosage instructions should be changed from "Use sparingly" to "Apply enough to cover affected areas," and that specific dosage directions using "fingertip units" or FTU's be provided, along with photos to illustrate FTU's.


when the normal protective barrier of the skin is disrupted (dry and cracked), it allows easy entry for bacteria. scratching by the patient both introduces infection and spreads it from one area to another. any skin infection further irritates the skin and a rapid deterioration in the condition may ensue; the appropriate antibiotic should be given



when eczema is severe and does not respond to other forms of treatment, immunosuppressant drugs are sometimes prescribed. these dampen the immune system and can result in dramatic improvements to the patient's eczema. however, immunosuppressants can cause side effects on the body. as such, patients must undergo regular blood tests and be closely monitored by a doctor. in the UK, the most commonly used immunosuppressants for eczema are ciclosporin, azathioprine and methotrexate. these drugs were generally designed for other medical conditions but have been found to be effective against eczema. commonly prescribed as an immunosuppressant in the United States for eczema is the steroid Prednisone.

itch relief:

anti-itch drugs, often antihistamine, may reduce the itch during a flare up of eczema, and the reduced scratching in turn reduces damage and irritation to the skin (the itch cycle), however, in eczema, the itch relief is often due to the sedative side effects of these drugs, rather than their specific antihistamine effect. hence, sedating antihistamines such as promethazine (Phenergan) or diphenhydramine (Benadryl) are more effective at relieving itch than the newer, nonsedating antihistamines.

Hydrocortisone applied to the skin aids in temporary itch relief.

avoiding dry skin:


eczema can be exacerbated by dryness of the skin. moisturizing is one of the most important self-care treatments for sufferers of eczema. keeping the affected area moistened can promote skin healing and relief of symptoms


soaps and harsh detergents should not be used on affected skin because they can strip natural skin oils and lead to excessive dryness. instead, the use of moisturizing body wash, or an emollient like aqueous cream, will maintain natural skin oils and may reduce some of the need to moisturize the skin. another option is to try bathing using colloidal oatmeal bath treatments. in addition to avoiding soap, other products that may dry the skin such as powders or perfume should also be avoided.



moistening agents are called 'emollients'. in general, it is best to match thicker ointments to the driest, flakiest skin. light emollients like aqueous cream may not have any effect on severely dry skin. some common emollients for the relief of eczema include Oilatum, Balneum, Medi Oil, Diprobase, bath oils and aqueous cream. Sebexol, Epaderm ointment, Exederm and Eucerin lotion or cream may also be helpful with itching. lotions or creams may be applied directly to the skin after bathing to lock in moisture. moisturizing gloves (gloves which keep emollients in contact with skin on the hands) can be worn while sleeping. generally, twice-daily applications of emollients work best. while creams are easy to apply, they are quickly absorbed into the skin, and therefore need frequent reapplication. ointments, with less water content, stay on the skin for longer and need fewer applications, but they can be greasy and inconvenient. steroids may also be mixed in with ointments.


for unbroken skin, direct application of waterproof tape with or without an emollient or prescription ointment can improve moisture levels and skin integrity which allows the skin to heal. this treatment regimen can also help prevent the skin from cracking, as well as put a stop to the itch cycle. the end result is reduced lichenification (the roughening of skin from repeated scratching). taping works best on skin away from joints


regardless of more or less frequent bathing, the hardness of the bathing water is a major factor. soft water can have therapeutic effects for people with eczema currently using hard water. an ion exchange water softener can be installed (plumbing required) to reduce the hardness of the water supply.

detergents, often made from petrochemicals, increase the permeability of skin membranes in a way that soaps and water alone do not. sodium lauryl sulfate, the most common household detergent, has been shown to amplify the allergenicity of other substances ("increase antigen penetration").



dermatological recommendations in choosing a soap generally include

-avoid harsh detergents or drying soaps

-choose a soap that has an oil or fat base

-use an unscented soap

-patch test your soap choice, by using it only on a small area until you are sure of its results

-use a non-soap based cleanser


instructions for using soap:

-use soap sparingly

-avoid using washcloths, sponges, or loofahs, or anything that will abrade the skin

-use soap only on areas where it is necessary

-soap up only at the very end of your bath

-use a fragrance-free barrier-type moisturizer such as petroleum jelly before drying off

-use care when selecting lotion, soap, or perfumes to avoid suspected allergens; ask your doctor for recommendations

-never rub your skin dry, or else your skin's oil/moisture will be on the towel and not your body; pat dry instead

diet and nutrition:

recent studies provide hints that food allergy may trigger atopic dermatitis. for these people, identifying the allergens could lead to an avoidance diet to help minimize symptoms, although this approach is still in an experimental stage. dietary elements that have been reported to trigger eczema include dairy products, coffee (both caffeinated and decaffeinated), soybean products, eggs, nuts, wheat and maize (sweet corn), though food allergies may vary from person to person. however, in 2009, researchers at National Jewish Medical and Research Center found that eczema patients were especially prone to misdiagnosis of food allergies.

Recently Margitta Worm et al. discovered that a diet rich in omega-3 (and low in omega-6) polyunsaturated fatty acids may be able to reduce symptoms.


آرنج ، مرفقelbow                                                                  

put your right elbow on the table


آرنج راست خود را روی میز قرار بده


در آغوش گرفتن ، در بغل گرفتن ، بغل کردنto embrace                            

she felt safe in her mother’s embrace


در آغوش مادرش احساس مصونیت می کرد


enamelمینای دندان                                                                    

enamel is the hard glossy substance that covers the crown of a tooth


مینا ماده ای سخت و جلادار که پوششی برای عاج دندان که نرم تر است می باشد



encephalic(وابسته به یا نزدیک مغز سر انسان) مغزی ، مخی                 

encephalitisآماس مغز ، التهاب مغز                                         

encephalo-پیشوند: وابسته به مغز سر ، مغزی ، مخی                          

encephalogramمغز نگار ، مغز نگاشت                                        

encephalonمغز سر ، مخ (سر)                                                      

encephalopathy(هر بیماری مغزی ولی غیر روانی) مغز آسیبی            


endocrine glandغده ی داخلی                                                     

endocrine gland denoting glands which secrete hormones or other products directly into the blood


غده درونی اشاره به غددی است که هورمونهایی را تولید می کنند و آنها را مستقیما به جریان خون ترشح می کنند. غدد تیروئید ، هیپوفیز ، تخمک ها و لوزالمعده نمونه هایی از این نوع غدد در بدن انسان هستند


endoplasmic reticulum


mesh of fibres in the central part of cytoplasm




رو پوست(برونی ترین لایه ی پوست مهره داران)




(بیماری) همه گیر ، بیماری همه گیر ، مرض مسری ، واگیردار ، قابل انتقال ، همه گیری(سرایت بیماری در جایی)


cholera is an epidemic diseaseوبا یک بیماری همه گیر است     

cold epidemics are not rare in wintertime


همه گیری ناشی از سرماخوردگی در زمستان نادر نیست


epidemiology(پزشکی) همه گیر شناسی ، واگیر شناسی                   

(دندان) درآمدن to erupt                                                      

when a child’s teeth begin to erupt


هنگامیکه دندان های بچه شروع به درآمدن می کنند




جوش(روی پوست بدن) ، بثور ، جوش زدن پوست ، درآوردن (دندان)


جوش های پوستیskin eruptions                                            

بیرون آوردن دندانtooth eruption                                          

مری ، لوله ی مری ، سرخ نایesophagus, oesophagus                                           

esophagus is the part of the alimentary canal which connects the throat to the stomach


مری بخشی از مجرای گوارشی است که ارتباط حلق با معده است


part of the digestive tract between the larynx and the cardia of the stomach




(چشم پزشکی) درون پیچی(انحراف یکی از چشم ها به سوی بینی یا داخل که نوعی چشم چپی است)




موادی که از بدن بیرون داده می شوند مثل عرق و پیشاب  مهمترین این مواد دی اکسید کربن ، آب و ترکیبات نیتروژن دار می باشند


exocrine glandغده ی برون ریز                                             

exocrine gland relating to or denoting glands which secrete their products through ducts opening on to an epithelium rather than directly into the bloodstream


غده ی داخلی ، اشاره به غددی است که مواد شیمیایی تولید شده ی خود را از راه مجرا یا منفذی ویژه به جای فرستادن به جریان خون به بخشی خاص از بدن منتقل می کنند


expectorantشربت سینه                                                         

to expectorate


تف کردن ، آب دهان انداختن ، سرفه کردن و خلط بیرون دادن




چشم ، عین ، دیده ، تخم چشم ، کره ی چشم(eyeball  هم می گویند)

(معمولا جمع) قدرت دید ، بینایی ، دید


چشمانت را باز کنopen your eyes                                          

چشم های شما چه رنگ است ؟what color are your eyes ?             

چشم های من آبی استI have blue eyes                                    

یک چشم او کور استhe is blind in one eye                               

(جراحی) عمل چشمan eye operation                                         

to get a black eye


(در اثر ضربه و غیره) دارای سیاهی دور چشم شدن


چشمان کم سو ، دید ضعیفweak eyes                                         

the eyes are the mirrors of the soul / mind


چشم دریچه ی روح / اندیشه است


تخم چشم(که در خانه ی چشم قرار دارد) ، کره ی چشمeyeball                  

ابرو ، استخوان ابرو ، استخوان بالای چشمeyebrow                           

ابروی کمانیarched eyebrows                                               

(چشم) مژهeyelash                                                                  

مژگان بلند و سیاه اوher long , black eyelashes                         

 (چشم) پلکeyelid                                                         


چهره ، صورت ، رخ ، رخساره face                                                       

ناگهان چهره اش سرخ شدsuddenly her face turned red               

اندوه از چهره اش هویدا بودhis face showed sorrow                     

turn your face toward the camera


رویت را به طرف دوربین کن


به طرف دوربین لطفاًface the camera, please                       

faeces, fecesمدفوع انسان یا حیوان                                               

faeces is the waste matter remaining after food has been digested, discharged from the bowels


مدفوع باقی مانده ی غذای هضم نشده و ترشحات بدن(مانند صفرا و باکتریهای) است که از مخرج دفع می گردند


fallopian tubeلوله ی رحم                                                      

fallopian tube is a pair of tubes along which eggs travel from the ovaries to the uterus


لوله ی رحم مجرایی است که در امتداد آن سلول های تخم از تخمدان به رحم منتقل می شوند




(چشم پزشکی) دوربین(در برابر: نزدیک بینmyoptic) (hyperopic هم می گویند)



حالت تهوع دارمI feel queasy / vomiting                                 

I feel like throwing up


احساس تهوع دارم( می خواهم بالا بیاورم)


سرگیجه دارمI feel dizzy                                                          

ضعف دارمI feel sluggish                                                      

do you have any other symptoms?


نشانه ی بیماری یا علامت بیماری دیگری دارید؟


yes I feel vomiting sometimes


بله گاهی اوقات حالت تهوع دارم


باید مراقب خودتان باشیدyou have to look after yourself          

what’s wrong with you? , what seems to be the trouble?


مشکلتان چیست؟


I got a terrible cold and a cough doctor. I also feel fever and chill


سرمای بدی خوردم و سرفه می کنم دکتر. تب و لرز هم دارم


how long have you been feeling like this?


چه مدت است که این احساس را دارید؟


دیشب ناگهان شروع شدit started last night at once                     

all right let me check you out / examine you


بسیار خوب بگذارید شما را معاینه کنم


fold / roll up your sleeves please


لطفاً آستین هایتان را بالا بزنید


I have to take your fever and blood pressure


باید درجه ی حرارت (تب) و فشار خون شما را اندازه بگیرم


ok your throat is swollen and you have temperature that is mostly because of / due to tour throat infection


بسیار خوب گلوی شما ورم کرده و تب دارید که بیشتر بخاطر عفونت گلوی شماست


now let me feel your pulse. it beats too fast . take a deep breath


حالا بگذارید نبضتان را بگیرم . خیلی تند میزنه . نفس  عمیق بکشید


چیزی تجویز نمی کنید؟don’t you prescribe anything?             

sure. you need an injection to reduce your fever


حتما . شما نیاز به یک تزریق (آمپول) برای تبتان دارید


a syrup to stop your vomiting and ten tablets to balance your blood pressure


یک شربت برای توقف تهوع و ده قرص برای تنظیم فشار خونتان


کجا درد می کنه؟where does it heart?                                   

لطفا دراز بکشیدplease lie down                                          

fill out this container with a sample of your urine / stool


این ظرف را با نمونه ی ادرار / مدفوع خود پر کنید


عفونت کردهit is infected                                                       

how many times a day should I take them?


چند بار در روز باید آنها را بخورم؟


are you under any medical insurances?


تحت هیچ بیمه ای هستید؟


I’m covered by health service insurances


تحت بیمه ی خدمات درمانی هستم


هنوز درد می کنهit still hurts                                                    

you have to take a pill every 8 hours


باید هر هشت ساعت یه قرص بخوری


(کالبدشناسی) استخوان ران femur                                           


fertilization is the entrance of male sperm into the female egg


باروری ، ورود اسپرم جنس نر به درون تخمک ماده صورت می گیرد


fetusجنین(از هفته ی هشتم تا زایمان)                                            

fetus is an unborn human more than eight weeks after conception


در انسان ، این نوزاد در حال رشد بعد از حدود هشت هفته جنین نامیده می شود( و قبل از این زمان ، رویان نام دارد)


feverتب ، بیماری تب آور ، تب دار کردن / شدن                               

to have a feverتب داشتن                                                       

finally the child’s fever began to subside


بالاخره تب کودک فروکش کرد


yellow feverتب زرد                                                             

have fever? eat yogurt. eat lots of yogurt before pollen season also eat honey from your area daily


تب دارید ؟ ماست میل کنید. قبل از شروع فصل گرده افشانی ماست زیاد میل کنید ، همچنین به طور روزانه از عسل محلی منطقه ی خود میل کنید


(دندان را ) پرکردنto fill                                                         

من شش پرکردگی دندان دارمI have six(tooth)fillings                  



انگشت ، با انگشت لمس کردن ، انگشت زدن به ، ناخنک زدن به


انگشت سبّابهindex finger                                                       

don’t put your finger in your nose


انگشت در بینی خود نکن


انگشتم را بریدمI cut my finger                                             

I nipped my finger in the doorانگشتم لای در گیر کرد          

she was fingering the fabrics


او پارچه ها  را با انگشت لمس می کرد


he fingered his own rough chin before answering


پیش از پاسخ دادن ، چانه ی زبر خود را با انگشت لمس کرد


ناخن ، ناخن دست(ناخن پا : toenail)fingernail                         

there was a lot of dirt under his fingernails


زیر ناخن هایش پر از چرک بود


اثر انگشت ، انگشت نگاری کردنfingerprint                                   

they fingerprinted all of the prisoners


همه ی زندانیان را انگشت نگاری می کردند




نوک انگشت ، سر انگشت ، (هر چیزی که برای حفظ سر انگشتان به کار رود) انگشتانه



flatulentوابسته به یا دارای باد شکم ، نفخ دار ، نفخی ، نفاخ ، بادآور       

beans are flatulentلوبیا نفاخ است                                            


to flutter(قلب) نامنظم زدن ، به تپش افتادن                                                                          

قلبش به تپش افتاده بود / نامنظم می زدhis heart was fluttering        

(هر کیسه یا حفره یا غده ی کوچک) پیاز ، پیازکfolicle                          

پیاز موa hair folicle                                                             

پا(از مچ پا به پایین- تمام پا را می گویند: leg)foot                                            

آنها به پا خواستندthey rose to their foot                                    

you put your foot on the book. oh excuse me


پایت را روی کتاب گذاشتی . اوه ببخشید


forceps(جراحی و دندان پزشکی) انبرک ، پنس ، فورسپس                                          

زایمان با فورسپسforceps delivery                                          

forearm(بخشی از دست که بین آرنج و مچ قرار دارد) ساعد                                           


استخوان بندیframe                                                                

مردی با استخوان بندی درشتa man with a powerful frame


frontal lobe


projecting part in the area of the forehead


frontal pole


foremost part of the cerebrum


چین پیشانیfrown                                                                 

چین و چروک چهره furrow                                                             

زهره  ، صفرا ، زردابgall                                                   


gallbladderکیسه صفرا ، زهره دان                                             

gallbladder is a small sac-shaped organ beneath the liver, in which bile is stored


کیسه ی صفرا ، اندامی کیسه ای شکل کوچک در زیر کبد است که صفرا در آن ذخیره می شود


small sac that contains the bile


gas(پزشکی) گاز هوشبری ، گاز معده ، بخار معده                               

beans cause gasلوبیا گاز معده تولید می کند                              

gastr-پیشوند: معدی ، وابسته به معده                                           



(جراحی) برداشتن همه یا معمولا بخشی از معده ، عمل معده ، معده برداری


gastricوابسته به معده ، شکمی ، داخل معده                                    

gastric ulcerزخم معده                                                           



گاسترین(هورمونی که باعث ترشح عصیر معده می شود)


gastritisورم معده ، آماس جدار معده ، گاستریت                              

gastro-پیشوند: معدی ، وابسته به معده ، شکمی                             

gastrocolicوابسته به معده و قولون ، وابسته به معده و روده ی بزرگ


gastrodermجدار داخلی معده ، درون پوست معده                          



ورم معده و روده ها ، آماس شکم ، التهاب معده و روده ی باریک




مبحث بیماری های دستگاه گوارش ، معده و روده شناسی


gastroenterologistمتخصص دستگاه گوارش                                

gastrolithسنگ معده                                                               

gastroscopeمعده بین ، معده نما                                                

gastrotomy(جراحی) برش معده                                                 

gavageعمل وارد کردن مایعات به معده از راه لوله ی گاواژ                     



بیماری عفونی معده(ناشی از انگل تک یاخته ای به نام Giardia Lamblia که موجب دل درد و اسهال می شود) ژیاردیازیس ، اسهال دردناک ، آلودگی به انگل ژیاردیا





ژن(که عامل تعیین وراثت بوده و بخش عمده اش از پروتئین و DNA ساخته شده است)


gene actionکنش ژنی                                                             

gene exchangeمبادله ی ژنی                                                      

تناسلی ، شرمگاهی ، (جمع) عضو تناسلیgenital                                   

اعضای تناسلیgenital organs                                                 

آلت تناسلی ، شرمگاه ، ذکر ، کیر ، کسgenitals                           


gestation is the process of carrying or being carried in the womb between conception and birth


آبستنی ، به مدت زمان بین باروری تخمک و تولد نوزاد در رحم مادر گفته می شود(در انسانها به این پدیده بارداری یا حاملگی می گویند که در حدود چهل هفته به طول می انجامد)





Golgi apparatus


granulation system of cytoplasm


gray matter


ماده ی خاکستری مغز و نخاع شوکی(شامل یاخته های عصبی چند رشته ی عصبی)




(پزشکی) غده(اندامی که ترشحات خود را به درون بدن می ریزند غده های درون ریز و آنان که ترشحات خود را به خارج از بدن می ریزند برون ریز نامیده می شوند مثلا غده های مولد عرق برون ریزند و غده های مولد هورمون ها درون ریزند)


غده ی فوق کلیهadrenal gland                                               

غده های زیر بغلaxillary glands                                               

غدد اشکیlacrimal glands                                                      

غده ی بزاقیsalivary gland                                                    

glaucomaآب سیاه چشم ، گلوکوما ، آب آوردن چشم                           

آب سیاه چشم یا گلوکوما یکی از بیماری‌ های چشم است که در آن فشار مایع داخل چشم زیادتر از حد معمول می‌گردد. بطور کلی اشکال در خروج این مایع از منافذ بسیار کوچکی در پیرامون عنبیه(دایره رنگی چشم) است. در برخی موارد بطور مادرزادی منافذ تنگ هستند. در موارد دیگر جلو آمدن عنبیه یا مسدود شدن این منافذ با رنگدانهای عنبیه یا سلولهای خون پس از خونریزی داخل چشم مسیر تخلیه ی مایع داخل چشم تقریبا مسدود می‌شود. زیادی فشار داخل چشم منجر به تحلیل عصب بینایی و لذا کاهش بینایی می‌شود. این بیماری دارای انواع زیر است: نوع زاویه بسته ، نوع زاویه باز. علایم‌ شایع در مراحل‌ اولیه شامل‌: از دست‌ رفتن‌ دید محیطی‌ در نواحی‌ کوچک‌ از میدان‌ دید ، تاری‌ دیدی‌ در یک‌ طرف‌ در سمت‌ بینی‌ میدان‌ دید و علایم شایع در مراحل‌ پیشرفته شامل: بزرگ‌ تر شدن‌ نواحی‌ از دست‌ رفتن‌ دید معمولا در هر دو چشم‌ ، سفت‌ شدن‌ کره‌ ی چشم‌ ، وجود نقاط‌ کور در میدان‌ دید ، نامناسب‌ بودن‌ دید در شب‌. علایم‌ در اثر تجمع‌ مایع‌ و افزایش‌ فشار درون‌ چشم‌ و در نتیجه‌ آسیب‌ رسیدن‌ به‌ رشته ‌های‌ عصب‌ چشمی‌ به‌ وجود می‌آیند. وقتی‌ علایم‌ زیر در فرد وجود داشته‌ باشند امکان‌ دارد شک‌ به‌ وجود بیماری‌ آب‌ سیاه‌ مزمن‌ چشم‌ برانگیخته‌ شود: عوض‌ کردن‌ مداوم‌ عدسی‌ عینک ‌، سردرد خفیف‌ یا اختلالات‌ مبهم‌ بینایی‌ یا عدم‌ توانایی‌ در تطبیق‌ بینایی‌ از روشنایی‌ به‌ تاریکی. ‌

عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ ی خطر: سن‌ بالای‌ 60 سال‌ ، سابقه ی‌ خانوادگی‌ آب‌ سیاه‌ حاد یا مزمن‌ چشم‌ ، دیابت‌ ، بسیاری‌ از داروها فشار داخل‌ چشم‌ را بالا می ‌برند و موجب‌ بدتر شدن‌ بیماری‌ می ‌شوند مانند قرص ‌های سرماخوردگی‌ و آلرژی ‌، آنتی هیستامین ‌ها ، آرام ‌بخش ‌ها ، دارو های کورتیکواستروئیدی و برخی داروهای معده‌ و روده‌. از چشم‌ پزشک‌ خود بخواهید در هر بار معاینه ی‌ چشم ‌، فشار چشم‌ شما را نیز اندازه‌ بگیرد. توجه‌ داشته‌ باشید که‌ پس‌ از 40 سالگی‌ باید حداقل‌ سالی‌ یک‌ بار معاینه‌ ی چشم‌ انجام‌ شود. در صورت‌ بروز هرگونه‌ تغییر در بینایی‌ به‌ پزشک‌ مراجعه‌ کنید. معاینات‌ چشم‌ از جمله‌ تونومتری‌ یا فشارسنجی‌ (اندازه‌گیری‌ فشار درون‌ کره‌ چشم‌) و افتالموسکوپی (مشاهده ی پشت چشم). این‌ بیماری‌ را نمی‌توان‌ معالجه‌ ی قطعی‌ کرد ، اما علایم‌ آن‌ را می‌توان‌ کنترل‌ نمود. در اکثر اوقات‌ می‌توان‌ فشار چشم‌ را با دارو تا حدی‌ پایین‌ آورد که‌ از آسیب‌ به‌ عصب‌ چشمی‌ و از دست‌ دادن‌ احتمالی‌ بینایی‌ در آینده‌ جلوگیری‌ شود. مهارکننده ‌های آنزیم کربنیک آنهیدراز مانند دورزولامید به‌ تنهایی‌ یا به‌ همراه‌ داروهای‌ مسدد گیرنده‌ ی بتاآدرنرژیک‌ برای‌ کاهش‌ فشار داخل‌ چشم به کار می‌روند. داروهای‌ ادرارآور(دیورتیک‌) برای‌ کاهش‌ تولید و در نتیجه‌ کاهش‌ تجمع‌ مایع‌ در چشم‌ استفاده می ‌شوند. در صورتی‌ که‌ با قطره‌ های‌ چشمی‌ نتوان‌ بیماری‌ را کنترل‌ نمود ، می‌توان از جراحی‌ با لیزر کمک‌ گرفت‌

glaucoma is a disease in which the optic nerve is damaged, leading to progressive, irreversible loss of vision. it is often, but not always, associated with increased pressure of the fluid in the eye. the nerve damage involves loss of retinal ganglion cells in a characteristic pattern. raised intraocular pressure is a significant risk factor for developing glaucoma (above 22 mmHg or 2.9 kPa). untreated glaucoma leads to permanent damage of the optic nerve and resultant visual field loss, which can progress to blindness. glaucoma can be divided roughly into two main categories, "open angle" and "closed angle" glaucoma. closed angle glaucoma can appear suddenly and is often painful; visual loss can progress quickly but the discomfort often leads patients to seek medical attention before permanent damage occurs. open angle, chronic glaucoma tends to progress more slowly and the patient may not notice that they have lost vision until the disease has progressed significantly. glaucoma has been nicknamed the "sneak thief of sight" because the loss of vision normally occurs gradually over a long period of time and is often only recognized when the disease is quite advanced. once lost, this damaged visual field can never be recovered. glaucoma affects 1 in 200 people aged fifty and younger, and 1 in 10 over the age of eighty. if the condition is detected early enough it is possible to arrest the development or slow the progression with medical and surgical means. intraocular pressure can be lowered with medication, usually eye drops. there are several different classes of medications to treat glaucoma with several different medications in each class. initially, glaucoma drops may reasonably be started in either one or in both eyes. patient education and communication must be ongoing to sustain successful treatment plans for this lifelong disease with no early symptoms. conventional surgery to treat glaucoma makes a new opening in the meshwork. this new opening helps fluid to leave the eye and lowers intraocular pressure



substance that produces glucose in human organisms.


growl(معده) غار و غور کردن ، غار و غور                                     



لوله ی مری(که دهان را به معده وصل می کند) ، نای ، گلو ، حلق ، گردن




(پزشکی و دندان پزشکی) آبسه ی لثه ، ورم و چرک کردگی لثه(در اثر فساد دندان)



(پزشکی) تومور مغزی یا نخاع شوکیglioma                             




(قشر مخ) چین ، شکنج مغز(که بین شیارهای سطح مغز قرار دارد)


postcentral gyrus: sinuous fold on the back of the cerebrum



haemoglobin, hemoglobinهموگلوبین                                 

هموگلوبین ماده ای شیمیایی است که در سلول های قرمز خون مهره داران و در پلاسمای بعضی بی مهرگان وجود دارد. این مولکول حاوی اتم های آهن است و از لحاظ شیمیایی با کلروفیل مرتبط است و حاوی اکسیژن می باشد. هنگامی که هموگلوبین حاوی اکسیژن نیست ، قرمز کم رنگ است و هنگامی که حامل اکسیژن است ، قرمز درخشان می باشد و "اکسی هموگلوبین " نامیده می شود


haemophilia, hemophiliaهموفیلی                                     

haemophilia is a medical condition in which the ability of the blood to clot is severely reduced, causing severe bleeding from even a slight injury


هموفیلی ، نوعی بیماری(وراثتی) است که در آن توانایی خون برای لخته شدن به شدت کاهش می یابد در نتیجه باعث می شود که حتی با ایجاد یک جراحت کوچک خونریزی شدیدی به وجود آید




سرفه ی خشک و نخراشیده کردن ، تک سرفه زدن ، تک سرفه            


his hacking cough woke me up


تک سرفه های او مرا بیدار کرد


مو ، گیسو ، زلفhair                                                                   

موهایت کوتاه استyou have short hair                                     

موهایت را شانه کنcomb your hair                                             

his chest is covered with black hair


سینه اش از موی سیاه پوشیده است


سینه ی بی موhairless chest                                                    

hair follicleپیاز مو                                                                   

hair follicle is the sheath of cells and connective tissue which surrounds the root of a hair


پیاز مو ، پوشش سلول ها و بافت های پیوندی هستند که ریشه ی تولید مو در آن قرار دارد


handدست(از مچ تا سر انگشتان) ، ید                                                            

دستت را از جیبت دربیارput your hand out your pocket             

my hands were raw with cold


دست هایم از سرما باد کرده و تیر می کشید


دست و پاhand and foot                                                       

دست و پای او را بستندthey bound him hand and foot            

سر ، کلهhead                                                                          

سرت را تکان ندهdon’t move your head                                  

توپ خورد به سرشthe ball hit him on the head                       

he ordered their heads to be cut off


دستور داد سرهایشان را ببرند


او سرش را تراشیده استhe has shaven his head                          

کله ی او بزرگ استhe has a big head                                      


سردرد مختصری دارمI have a slight headache                           

your headache getting better or worse?


سردردت داره بهتر میشه یا بدتر؟


I have a big headache. shall I get you a pill?


سردرد شدیدی دارم . می خواهی برایت قرص بیاورم؟


سردردم داره بهتر میشهmy headache is getting better               

you’ll have a headache for a couple of days


یک دو روزی سردرد خواهی داشت


I have a headache. I think I’ll lie down for a while


سرم درد می کند. فکر می کنم باید چند دقیقه ای دراز بکشم




heart is a hollow muscular organ that pumps the blood through the circulatory system by rhythmic contraction and dilation        


قلب ، اندامی ماهیچه ای و توخالی است که با انقباض ها و انبساط های منظم ، خون را در سیستم گردش خون به گردش در می آورد


قلب او تند می زندhis heart beats fast                                       

the heart is the book of the eye


قلب کتاب چشم است(آنچه چشم بنگرد در قلب بنشیند)


بیماریهای قلبheart diseases                                                  

قلب او ضعیف استshe has a weak heart                                    

حمله ی قلبیheart attack                                                      

I had a heart attack last week


هفته ی قبل حمله ی قلبی داشتم


heart beatتپش قلب ، ضربان قلب                                                                                               

heart block


(پزشکی- عدم هماهنگی بین ضربان دهلیز و بطن قلب) بلوک قلبی


heartburnترش کردگی ، سوزش معده ، ترشا                              

(پزشکی) نارسایی قلبیheart failure                                            

تپش قلب ، ضربان قلبheart throb                                            



بخش حلزونی گوش خارجی ، بخش خمیده ی حاشیه ی گوش ، پیچه ی گوش




(موجب به هم چسبیده شدن گویچه های قرمز خون شدن) لخته کردن گویچه ها ، خون هم چسبان




(ماده ای که موجب خون هم چسبی بشود) خون هم چسبان




وابسته به خون و رگ ها ، خونی ، وابسته به سازواره های نزدیک به قلب و رگ های بزرگ




وابسته به خون ، همرنگ خون ، پرخون ، خونین ، خونی ، خونسان ، خونگون



hemato-پیشوند: خون ، خونی                                                      

hematoblastگویچه ی نارس خون                                              

hematology(شناخت خون و بیماری های خونی) خون شناسی              

hematomaخون آمو(غده ی خون لخته شده)                                    



 (وجود گویچه های قرمز خون در پیشاب) خون میزه ، پیشاب خون



وراثت ، انتقال خصوصیات از والدین به فرزندان از راه ژن های سازنده ی کروموزوم ها


کپل (کفل) ، لمبر ، (جمع) باسنhip                                                    

آن زن باسن پهنی داردthat woman has broad hips                     

homeostasisهم ایستایی                                                         

هم ایستایی ، تمایل بدن در ثابت نگهداشتن وضعیت درونی خود است. مثلا دمای داخلی بدن انسان با راهکارهایی مانند تعرق(خنک شدن) و لرزیدن(گرم کردن) ثابت و در حدود 37 درجه ی سانتیگراد نگهداشته می شود


Homo sapiens sapiens


انسان امروزی(400 هزار سال پیش تا به امروز)



hormone is a regulatory substance produced by living organism and transported in tissue fluids and blood to stimulate specific cells or tissues into action


هورمون ماده ی شیمیایی کنترل کننده که به وسیله غدد درون ریز تولید شده و در مایعات بافتی و خون جریان می یابد تا سلول ها یا بافت های خاصی را فعال و تشدید کند


a hormone that stimulates growth


هورمونی که رشد را زیاد می کند


humerusاستخوان بازو(بین شانه تا آرنج)                                       

hyperacidity(به ویژه در مورد اسید معده) بس ترشا ، پر اسیدی          



(بخش پهن و فرازین استخوان لگن) استخوان تهیگاهی ، ایلیوم


illبیمار ، مریض ، ناخوش                                                             

the mentally illبیماران روانی                                                     

our teacher was ill todayامروز معلم ما مریض بود                      

leftover food can make you ill


غذای مانده ممکن است تو را مریض کند


ill and feverبیمار و تب دار                                                           

(دندان پزشکی)قالبگیری impression                                   



مصونیت ، توانایی موجود زنده در تولید انواع پادتن. پادتن ها ، میکرو ارگانیزم های بیماری زای وارد شده به بدن را نابود می کنند


antibodies gives us immunity against disease


پادتن ها در برابر بیماری به ما ایمنی می دهند


acquired immunityایمنی اکتسابی                                          

to immunize


(به ویژه از راه تزریق) مصونیت دادن به ، ایمنی دادن به ، ایمن کردن ، ایجاد ایمنی کردن


ایجاد مصونیت ، تزریق واکسن یا سرم به بدن برای محافظت از ابتلا به بیماری می باشد. واکسن ، دارای میکروارگانیزم های بیماری زای ضعیف شده است و وقتی به بدن تزریق می شود بدن را وادار به ساخت پادتن هایی برای مبارزه با میکروارگانیزم ها می کند. بدن چگونگی ساخت مجدد پادتن را در هنگام ورود مجدد میکروارگانیزم های بیماری زای واقعی را به یاد می سپارد که به این فرایند ، مصونیت فعال می گویند. سرم بخشی از خون حیوان یا انسان است که در برابر بیماری ایمن است و بنابراین حامل پادتن است و به بدن توانایی محافظت کوتاه مدت را می دهد و ایمنی غیر فعال نام دارد


all children should be immunized


باید (از راه تزریق) همه ی کودکان را ایمن کرد


incisorدندان پیشین ، ثنایا                                                             

دندان پیشین ، دندانی مسطح و اسکنه مانند که در جلوی دهان قرار دارد و برای بریدن غذا به کار می رود


to inherit(خصوصیات فردی و نژادی و غیره) ارث بردن ، رفتن به           

she has inherited her blue eyes from her mother


چشمان آبی او به مادرش رفته است



وراثت ، خصوصیات دریافتی فرزندان از والدین می باشد. مثلا رنگ چشم به ارث می رسد


skills are not obtainable through inheritance


مهارت ها را نمی شود از راه توراث به دست آورد


insomniaبی خوابی ، کم خوابی ، بیماری بی خوابی                             

have insomnia ? eat honey. use honey as a tranquilizer and sedative


بی خوابی دارید ؟ عسل بخورید. از عسل به عنوان داروی مسکن و  آرامش بخش استفاده کنید


insufficiency(به ویژه در مورد قلب و رگ ها) نارسایی                         

heart insufficiencyنارسایی قلبی                                                


insulin is a pancreatic hormone which regulates glucose levels in the blood, a lack of which causes diabetes


انسولین هورمونی است که در لوزالمعده ساخته می شود و سطح گلوکز را در خون کنترل می کند(که قند را از خون جذب کرده و به صورت گلیکوژن ذخیره می کند) و کمبود آن باعث ایجاد بیماری دیابت می شود



intestine is the lower part of the alimentary canal from the end of the stomach to the anus


روده بخش پایینی اندام / مجرای گوارشی است که بین معده و مخرج (مقعد) قرار دارد(غذای هضم شده از دیواره های روده جذب خون می شود)


the large intestine and the smaller intestine


روده ی بزرگ و روده ی کوچک


his intestines are swollenروده های او ورم کرده است                                         


iris is a flat, colored, ring-shaped membrane behind the cornea of the eye, with an adjustable circular opening(pupil) in the center


عنبیه حلقه ی رنگی و غشایی در پشت قرنیه ی چشم با منفذی در مرکز این حلقه به نام مردمک است. عنبیه اندازه ی مردمک را متناسب با افزایش یا کاهش نور وارد شده به چشم تنظیم می نماید


part of eye: the colored part of the eye that consists of a muscular diaphragm surrounding the pupil and regulates the light entering the eye by expanding and contracting the pupil



jacket crown


(پزشکی- روکش دندان به رنگ خود دندان) روکش سفید ، روکش عاجی


to jam


(خوردن انگشت و غیره به چیزی و آسیب دادن آن )ضرب خورده کردن / شدن ، دچار خون مردگی کردن / شدن


he got his thumb jammed in the door


شست دستش لای درب گیر کرد و ضرب دید


java man


انسان جاوه(Homoerectus erectus  که سنگواره ی آن در جاوه پیدا شد و از دوران پلیستوسن است 750 هزار سال پیش)


jointمفصل ، بند                                                                       

بندهای انگشتthe joints of the fingers                                  

she suffers from stiff jointsاو از سختی مفاصل رنج می برد       

فک ، آرواره ، چانه ، (جمع) دهان و دندان و آرواره هاjaw                                     

jaw is each of the upper and lower bony structures in vertebrates forming the framework of the mouth and containing the teeth


آرواره یا فک هر یک از دو قطعه استخوان بالایی و پایینی در مهره داران که دهان و دندان های بالا و پایین بر آن جای دارد


jointمفصل ، بند                                                                        

مفصل به محل تماس استخوان ها را می گویند. بعضی از مفصل ها مانند مفصل های جمجمه اجازه ی هیچ حرکتی را نمی دهند. مفصل های دیگر مانند آرنج ، دارای حرکت مفصلی است در حالیکه مفاصل شانه و ران پا انعطاف پذیری زیادی دارند


the joints of the fingerبندهای انگشت                                     

she suffers from stiff jointsاو از سختی مفاصل رنج می برد       


kidney is each of pair of organs in the abdominal cavity, with one concave and one convex side, that excrete urine


کلیه اندامی دوتایی در قسمت گودی شکم مهره داران با یک طرف فرورفته و یک طرف برجسته است که کار آن دفع ترکیبات نیتروژن دار مانند ادرار و کنترل موازنه ی آب بدن است


his kidneys are not working right


کلیه های او درست کار نمی کنند


پیوند کلیهkidney transplant                                                  

kidney stone , renal stoneسنگ کلیه                                              


he nipped his grandson between his knees


نوه اش را بین زانوهایش گرفت و فشرد


زخم بدی بر زانوa beastly cut on the knee                               

تا زانوknee-deep                                                                  

تا زانو در آب ایستادنstanding knee-deep in water                                        

تا زانو ، به بلندی زانوknee-high                                                      

the child was almost knee-high


قد کودک تقریبا تا سر زانوی شخص بالغ بود


knuckleبند انگشت ، مفصل انگشت                                           

lacrimalوابسته به غدد اشکی ، اشکی                                            

lateral sulcus or fissure


groove on the side of the cerebrum separating two lobes.


lavation(پزشکی) شستشو(به ویژه شستشوی معده و غیره)                     

پا(از بالای زانو تا مچ پا) ، لنگ ، لنگ و پاچهleg                                          

پا از زانو خم می شودa leg bends at the knee                                  

he stretched his leg and went to sleep


او لنگ خود را دراز کرد و به خواب رفت


عجب لنگ های درازی داردhe has such long legs                               

shapely legsپاهای خوش ترکیب                                              

leukemiaسرطان خون ، لوسمی                                                  

her daughter died at the age of three form leukemia


خواهرش در سن سه سالگی به دلیل(به خاطر) سرطان خون مرد



lingualوابسته به زبان(در دهان) ، زبانی                                            

رگ زبانlingual vein                                                               

لب lip                                                                                 

آن دختر لب های سرخی داردthat girl has red lips                       

lipstickرژ لب                                                                       


digestive gland that produces bile




نرمه ی گوش(بخش نرم و زیرین لاله ی گوش) ، (هر یک از بخش های نرمه مانند برخی از اندام مثل ریه و مغز سر و کبد) لب


they put a hole through the lobes of their lobes


آن ها نرمه ی گوش خود را سوراخ می کنند


the left lung is made up of two lobes


شش چپ از دو لب تشکیل شده است


lobe of the brainیک لب مغز                                                 

بخش قدامی مغز(که زیر استخوان پیشانی قرار دارد)frontal lobe             



(معمولا جمع: بخش پایین کمر از استخوان کپل تا دنده ها) کمر ، صلب ، گرده ، (جمع) قدرت جنسی ، اندام های جنسی



ریه ، شش ، جگر سفیدlung                                                          

سرطان ریهlung cancer                                                 


have lung cancer? eat dark green and orange veggie. a good antidote is beta carotene, a form of vitamin A found in dark green and orange vegetables


سرطان ریه دارید؟ سبزی های سبز تیره و نارنجی رنگ مصرف کنید. بتا کاروتین نوعی ویتامین A  پادزهر مفیدی است که در سبزی های تیره و نارنجی رنگ یافت می شود


باید چکار کنم دکتر؟what should I do doctor?                         

you need x-ray of your lungs and blood checking


شما نیاز به عکس از ریه هایتان و  آزمایش خون دارید




intracellular organelle able to absorb solid particles from the surrounding area.


major depressive disorderاختلال افسردگی اساسی / ماژور     

major depressive disorder(also known as clinical depression, major depression, or unipolar disorder) is a mental disorder characterized by an all-encompassing low mood accompanied by low self-esteem, and loss of interest or pleasure in normally enjoyable activities


اختلال افسردگی ماژور یک اختلال ذهنی است که مشخصه ی آن خلق افسرده همراه با اعتماد به نفس پایین ، و بی علاقگی به فعالیت ها و لذت روزمره است


the term "major depressive disorder" was selected by the American Psychiatric Association to designate this symptom cluster as a mood disorder in the 1980 version of the Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM-III), and has become widely used since


"افسردگی ماژور" واژه ای است که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا جهت مشخص کردن مجموعه ای از علایم به عنوان اختلال خلق در سال 1980 برای DSM-3 به کار رفت و پس از آن عمومیت یافت


major depression is a disabling condition which adversely affects a person’s family, work or school life, sleeping and eating habits, and general health. in the United States, approximately 3.4% of people with major depression commit suicide, and up to 60% of people who commit suicide have depression or another mood disorder.



افسردگی ماژور از کار افتادگی فرد در قلمروهای زندگی از جمله زندگی فردی و اجتماعی و اشتغال می باشد و عملکردهای روزمره ی فرد همچون خوردن و خوابیدن و سلامتی را تحت تاثیر قرار می دهد.


the most common time of onset is between the ages 20 and 30 years, with a later peak between 30 and 40 years.


شایع ترین زمان شروع بیماری بین سنین 20 و 30 سالگی با یک بیماری بین سنین 30 و 40 سالگی است.


major depression is reported about twice as frequently in women as in men, and women attempt suicide more often, although men are at higher risk for completing suicide


شیوع بیماری افسردگی ماژور گزارش شده اغلب در زنان دو برابر مردان است ، و زنان برای خودکشی تلاش بیشتری می کنند ، هر چند که مردان در خطر بیشتری برای خودکشی هستند


more patients are treated in the community with antidepressant medication and some with psychotherapy or counselling. hospitalization may be necessary in cases with associated self-neglect or a significant risk of harm to self or, rarely, others. a minority are treated with electroconvulsive therapy (ECT), under a short-acting general anaesthetic


بیشتر بیماران با داروهای ضد افسردگی و برخی با روان درمانی و مشورت درمان می شوند. بستری در بیمارستان در بعضی موارد ممکن است با همراه شدن خطر آسیب به فرد یا دیگران ضروری باشد. تعداد کمی از طریق درمان با تکانه یا ضربه ی برقی(تکانه درمانی) تحت یک بی هوشی کوتاه درمان می شوند


depressed individuals have shorter life expectancies than those without depression, in part because of greater susceptibility to medical illnesses and suicide


افراد افسرده نسبت به سایرین امید به زندگی کمتری به خاطر حساسیت بیشتر به بیماری های پزشکی و خودکشی دارند


the understanding of the nature and causes of depression has evolved over the centuries, though this understanding is incomplete and many aspects of depression are still the subject of discussion and research. Proposed causes include psychological, psycho-social, hereditary, evolutionary and biological factors. Psychological treatments are based on theories of personality, interpersonal communication, and learning. Most biological theories focus on the monoamine chemicals serotonin, norepinephrine and dopamine, which are naturally present in the brain and assist communication between nerve cells. Monoamines have been implicated in depression, and most antidepressants work to increase the active levels of at least one


Major depression is a serious illness that affects a person's family and personal relationships, work or school life, sleeping and eating habits, and general health. Its impact on functioning and well-being has been equated to that of chronic medical conditions such as diabetes



a person having a major depressive episode usually exhibits a very low mood, which pervades all aspects of life, and an inability to experience pleasure in activities that formerly were enjoyed. Depressed people may be preoccupied with, or ruminate over, thoughts and feelings of worthlessness, inappropriate guilt or regret, helplessness, hopelessness, and self-hatred. In severe cases, depressed people may have symptoms of psychosis. These symptoms include delusions or, less commonly, hallucinations, usually of an unpleasant nature. Other symptoms of depression include poor concentration and memory (especially in those with melancholic or psychotic features), withdrawal from social situations and activities, reduced sex drive, and thoughts of death or suicide.

insomnia is common among the depressed. in the typical pattern, a person wakes very early and is unable to get back to sleep. Hypersomnia, or oversleeping, can also happen. appetite often decreases, with resulting weight loss, although increased appetite and weight gain occasionally occur. the person may report multiple physical symptoms such as fatigue, headaches, or digestive problems; physical complaints are the most common presenting problem in developing countries, according to the World Health Organization's criteria for depression. family and friends may notice that the person's behavior is either agitated or lethargic.

depressed children often display an irritable rather than a depressed mood, and show varying symptoms depending on age and situation. most exhibit a loss of interest in school and a decline in academic performance. they may be described as clingy, demanding, dependent, or insecure. diagnosis may be delayed or missed when symptoms are interpreted as normal moodiness. depression may also coincide with attention-deficit hyperactivity disorder (ADHD), complicating the diagnosis and treatment of both.

older depressed persons may have cognitive symptoms of recent onset, such as forgetfulness, and a more noticeable slowing of movements. depression often coexists with physical disorders common among the elderly, such as stroke, other cardiovascular diseases, Parkinson's disease, and chronic obstructive pulmonary disease





the biopsychosocial model proposes that biological, psychological, and social factors all play a role to varying degrees in causing depression. the diathesis–stress model posits that depression results when a preexisting vulnerability, or diathesis, is activated by stressful life events. the preexisting vulnerability can be either genetic, implying an interaction between nature and nurture, or schematic, resulting from views of the world learned in childhood. these interactive models have gained empirical support. for example, researchers in New Zealand took a prospective approach to studying depression, by documenting over time how depression emerged among an initially normal cohort of people. the researchers concluded that variation among the serotonin transporter (5-HTT) gene affects the chances that people who have dealt with very stressful life events will go on to experience depression. specifically, depression may follow such events, but seems more likely to appear in people with one or two short alleles of the 5-HTT gene.

a Swedish study estimated the heritability of depression—the degree to which individual differences in occurrence are associated with genetic differences—to be approximately 40% for women and 30% for men, and evolutionary psychologists have proposed that the genetic basis for depression lies deep in the history of naturally selected adaptations. a substance-induced mood disorder resembling major depression has been causally linked to long-term drug use or abuse, or to withdrawal from certain sedative and hypnotic drugs


Biology of depression

Monoamine hypothesis:

most antidepressant medications increase the levels of one or more of the monoamines-the neurotransmitters serotonin, norepinephrine and dopamine-in the synaptic cleft between neurons in the brain. some medications affect the monoamine receptors directly.

serotonin is hypothesized to help regulate other neurotransmitter systems; decreased serotonin activity may allow these systems to act in unusual and erratic ways. according to this "permissive hypothesis", depression arises when low serotonin levels promote low levels of norepinephrine, another monoamine neurotransmitter. some antidepressants enhance the levels of norepinephrine directly, whereas others raise the levels of dopamine, a third monoamine neurotransmitter. these observations gave rise to the monoamine hypothesis of depression. in its contemporary formulation, the monoamine hypothesis postulates that a deficiency of certain neurotransmitters is responsible for the corresponding features of depression: "Norepinephrine may be related to alertness and energy as well as anxiety, attention, and interest in life; [lack of] serotonin to anxiety, obsessions, and compulsions; and dopamine to attention, motivation, pleasure, and reward, as well as interest in life. "The proponents of this theory recommend the choice of an antidepressant with mechanism of action that impacts the most prominent symptoms. anxious and irritable patients should be treated with SSRIs or norepinephrine reuptake inhibitors, and those experiencing a loss of energy and enjoyment of life with norepinephrine- and dopamine-enhancing drugs


schematic of a synapse between an axon of one neuron and a dendrite of another. Synapses are specialized gaps between neurons. electrical impulses arriving at the axon terminal trigger release of packets of chemical messengers (neurotransmitters), which diffuse across the synaptic cleft to receptors on the adjacent dendrite temporarily affecting the likelihood that an electrical impulse will be triggered in the latter neuron. once released the neurotransmitter is rapidly metabolized or pumped back into a neuron. antidepressants influence the overall balance of these processes


in the past two decades, research has revealed multiple limitations of the monoamine hypothesis, and its explanatory inadequacy has been criticized within the psychiatric community. intensive investigation has failed to find convincing evidence of a primary dysfunction of a specific monoamine system in patients with major depressive disorders. the medications tianeptine and opipramol have long been known to have antidepressant properties despite the fact that the former is a serotonin reuptake enhancer and the latter has no effect on the monoamine system. experiments with pharmacological agents that cause depletion of monoamines have shown that this depletion does not cause depression in healthy people nor does it worsen symptoms in depressed patients-although an intact monoamine system is necessary for antidepressants to achieve therapeutic effectiveness. according to an essay published by the Public Library of Science (PLoS), the monoamine hypothesis, already limited, has been further oversimplified when presented to the general public as a mass marketing tool

other theories:

MRI scans of patients with depression have reported a number of differences in brain structure compared to those without the illness. although there is some inconsistency in the results, meta-analyses have shown there is evidence for smaller hippocampal volumes and increased numbers of hyperintensive lesions. hyperintensities have been associated with patients with a late age of onset, and have led to the development of the theory of vascular depression

there may be a link between depression and neurogenesis of the hippocampus, a center for both mood and memory. loss of hippocampal neurons is found in some depressed individuals and correlates with impaired memory and dysthymic mood. drugs may increase serotonin levels in the brain, stimulating neurogenesis and thus increasing the total mass of the hippocampus. this increase may help to restore mood and memory. similar relationships have been observed between depression and an area of the anterior cingulate cortex implicated in the modulation of emotional behavior. one of the neurotrophins responsible for neurogenesis is the brain-derived neurotrophic factor (BDNF). the level of BDNF in the blood plasma of depressed subjects is drastically reduced (more than threefold) as compared to the norm. antidepressant treatment increases the blood level of BDNF. although decreased plasma BDNF levels have been found in many other disorders, there is some evidence that BDNF is involved in the cause of depression and the mechanism of action of antidepressants.


there is evidence that Major depression may be caused in part by an overactive hypothalamic-pituitary-adrenal axis (HPA axis) that results in an effect similar to the neuro-endocrine response to stress. investigations reveal increased levels of the hormone cortisol and enlarged pituitary and adrenal glands, suggesting disturbances of the endocrine system may play a role in some psychiatric disorders, including major depression. oversecretion of corticotropin-releasing hormone from the hypothalamus is thought to drive this, and is implicated in the cognitive and arousal symptoms.

depression may be related to the same brain mechanisms that control the cycles of sleep and wakefulness.


depression may be related to abnormalities in the circadian rhythm, or biological clock. for example, the REM stage of sleep, the one in which dreaming occurs, may be quick to arrive and intense in depressed people. REM sleep depends on decreased serotonin levels in the brain stem, and is impaired by compounds, such as antidepressants, that increase serotonergic tone in brain stem structures. overall, the serotonergic system is least active during sleep and most active during wakefulness. prolonged wakefulness due to sleep deprivation activates serotonergic neurons, leading to processes similar to the therapeutic effect of antidepressants, such as the selective serotonin reuptake inhibitors (SSRIs). depressed individuals can exhibit a significant lift in mood after a night of sleep deprivation. SSRIs may directly depend on the increase of central serotonergic neurotransmission for their therapeutic effect, the same system that impacts cycles of sleep and wakefulness.


various aspects of personality and its development appear to be integral to the occurrence and persistence of depression, with negative emotionality as a common precursor. although depressive episodes are strongly correlated with adverse events, a person's characteristic style of coping may be correlated with their resilience. additionally, low self-esteem and self-defeating or distorted thinking are related to depression. depression is less likely to occur, as well as quicker to remit, among those who are religious. it is not always clear which factors are causes or which are effects of depression; however, depressed persons who are able to make corrections in their thinking patterns often show improved mood and self-esteem.

American psychiatrist Aaron T. Beck developed what is now known as a cognitive model of depression in the early 1960s. He proposed that three concepts underlie depression: a triad of negative thoughts composed of cognitive errors about oneself, one's world, and one's future; recurrent patterns of depressive thinking, or schemas; and distorted information processing. from these principles, he developed the structured technique of cognitive behavioral therapy (CBT). According to American psychologist Martin Seligman, depression in humans is similar to learned helplessness in laboratory animals, who remain in unpleasant situations when they are able to escape, but do not because they initially learned they had no control


depressed individuals often blame themselves for negative events, and a 1993 study of hospitalized adolescents with self-reported depression shows that those who do this may not take credit for positive outcomes. this tendency is characteristic of a depressive attributional, or pessimistic explanatory style. according to Albert Bandura, a Canadian social psychologist associated with social cognitive theory, depressed individuals have negative beliefs about themselves, based on experiences of failure, observing the failure of social models, a lack of social persuasion that they can succeed, and their own somatic and emotional states including tension and stress. these influences may result in a negative self-concept and a perceived lack of self-efficacy; that is, they do not believe they can influence events or achieve personal goals.

an examination of depression in women indicates that vulnerability factors-such as early maternal loss, lack of a confiding relationship, responsibility for the care of several young children at home, and unemployment-can interact with life stressors to increase the risk of depression. for older adults, the factors are often health problems, changes in relationships with a spouse or adult children due to the transition to a care-giving or care-needing role, the death of a significant other, or a change in the availability or quality of social relationships with older friends because of their own health-related life changes


the understanding of depression has also received contributions from the psychoanalytic and humanistic branches of psychology. from the classical psychoanalytic perspective of Austrian psychiatrist Sigmund Freud, depression, or melancholia, may be related to interpersonal loss and early life experiences. existential therapists have connected depression to the lack of both meaning in the present and a vision of the future. the founder of humanistic psychology, American psychologist Abraham Maslow, suggested that depression could arise when people are unable to attain their needs or to self-actualize (to realize their full potential).


Poverty and social isolation are associated with increased risk of psychiatric problems in general. Child abuse (physical, emotional, sexual, or neglect) is also associated with increased risk of developing depressive disorders later in life. disturbances in family functioning, such as parental (particularly maternal) depression, severe marital conflict or divorce, death of a parent, or other disturbances in parenting are additional risk factors. in adulthood, stressful life events are strongly associated with the onset of major depressive episodes. in this context, life events connected to social rejection appear to be particularly related to depression. evidence that a first episode of depression is more likely to be immediately preceded by stressful life events than are recurrent ones is consistent with the hypothesis that people may become increasingly sensitized to life stress over successive recurrences of depression.


the relationship between stressful life events and social support has been a matter of some debate; the lack of social support may increase the likelihood that life stress will lead to depression, or the absence of social support may constitute a form of strain that leads to depression directly. there is evidence that neighborhood social disorder, for example, due to crime or illicit drugs, is a risk factor, and that a high neighborhood socioeconomic status, with better amenities, is a protective factor. adverse conditions at work, particularly demanding jobs with little scope for decision-making, are associated with depression, although diversity and confounding factors make it difficult to confirm that the relationship is causal.

drug and alcohol use:

substance induced mood disorder:

the DSM precludes a diagnosis of major depressive disorder for those presenting with "the direct physiological effects of a substance" because sedative hypnotic drugs such as alcohol and benzodiazepines increase the risk of a syndrome that is similar to major depression. this increased risk may be due in part to the effects of drugs on neurochemistry, such as decreased levels of serotonin and norepinephrine. alcoholism or excessive alcohol consumption significantly increases the risk of developing this syndrome. chronic use of benzodiazepines, a class of medication that is commonly used to treat insomnia, anxiety and muscular spasms, also increases the risk. chronic, severe depression can develop as a result of chronic use of benzodiazepines or as part of a protracted withdrawal syndrome.

primary care physicians and other non-psychiatrist physicians have difficulty diagnosing depression. non-psychiatrists miss two-thirds of cases and unnecessarily treat other patients


before diagnosing a major depressive disorder, a doctor generally performs a medical examination and selected investigations to rule out other causes of symptoms. these include blood tests measuring TSH and thyroxine to exclude hypothyroidism; basic electrolytes and serum calcium to rule out a metabolic disturbance; and a full blood count including ESR to rule out a systemic infection or chronic disease. adverse affective reactions to medications or alcohol misuse are often ruled out, as well. Testosterone levels may be evaluated to diagnose hypogonadism, a cause of depression in men.

subjective cognitive complaints appear in older depressed people, but they can also be indicative of the onset of a dementing disorder, such as Alzheimer's disease. cognitive testing and brain imaging can help distinguish depression from dementia. a CT scan can exclude brain pathology in those with psychotic, rapid-onset or otherwise unusual symptoms. no biological tests confirm major depression. investigations are not generally repeated for a subsequent episode unless there is a medical indication


Major depressive episode

A major depressive episode is characterized by the presence of a severely depressed mood that persists for at least two weeks. episodes may be isolated or recurrent and are categorized as mild (few symptoms in excess of minimum criteria), moderate, or severe (marked impact on social or occupational functioning). an episode with psychotic features-commonly referred to as psychotic depression-is automatically rated as severe. if the patient has had an episode of mania or markedly elevated mood, a diagnosis of bipolar disorder is made instead. depression without mania is sometimes referred to as unipolar because the mood remains at one emotional state or "pole"



a 2008 meta-analysis found that behavioral interventions, such as interpersonal therapy, are effective at preventing new onset depression. because such interventions appear to be most effective when delivered to individuals or small groups, it has been suggested that they may be able to reach their large target audience most efficiently through the Internet. however, an earlier meta-analysis found preventive programs with a competence-enhancing component to be superior to behaviorally oriented programs overall, and found behavioral programs to be particularly unhelpful for older people, for whom social support programs were uniquely beneficial. additionally, the programs that best prevented depression comprised more than eight sessions, each lasting between 60 and 90 minutes; were provided by a combination of lay and professional workers; had a high-quality research design; reported attrition rates; and had a well-defined intervention. the "Coping with Depression" course (CWD) is claimed to be the most successful of psychoeducational interventions for the treatment and prevention of depression (both for its adaptability to various populations and its results), with a risk reduction of 38% in major depression and an efficacy as a treatment comparing favorably to other psychotherapies.

the three most common treatments for depression are psychotherapy, medication, and electroconvulsive therapy. Psychotherapy is the treatment of choice for people under 18, while electroconvulsive therapy is only used as a last resort. Care is usually given on an outpatient basis, while treatment in an inpatient unit is considered if there is a significant risk to self or others. A significant number of recent studies have indicated that physical exercise has beneficial effects.

Treatment options are much more limited in developing countries, where access to mental health staff, medication, and psychotherapy is often difficult. Development of mental health services is minimal in many countries; depression is viewed as a phenomenon of the developed world despite evidence to the contrary, and not as an inherently life-threatening condition



The effects of prescription antidepressants are somewhat superior to those of psychotherapy, especially in cases of chronic major depression, although in short-term trials more patients—especially those with less serious forms of depression—cease medication than cease psychotherapy, most likely due to adverse effects from the medication and to patients' preferences for psychological therapies over pharmacological treatments.

To find the most effective antidepressant medication with minimal side effects, the dosages can be adjusted, and if necessary, combinations of different classes of antidepressants can be tried. Response rates to the first antidepressant administered range from 50–75%, and it can take at least six to eight weeks from the start of medication to remission, when the patient is back to their normal self. Antidepressant medication treatment is usually continued for 16 to 20 weeks after remission, to minimize the chance of recurrence, and even up to one year of continuation is recommended. People with chronic depression may need to take medication indefinitely to avoid relapse.

Selective serotonin reuptake inhibitors (SSRIs), such as sertraline, escitalopram, fluoxetine, paroxetine, and citalopram are the primary medications prescribed owing to their effectiveness, relatively mild side effects, and because they are less toxic in overdose than other antidepressants. Patients who do not respond to one SSRI can be switched to another, and this results in improvement in almost 50% of cases. Another option is to switch to the atypical antidepressant bupropion. Venlafaxine, an antidepressant with a different mechanism of action, may be modestly more effective than SSRIs. However, venlafaxine is not recommended in the UK as a first-line treatment because of evidence suggesting its risks may outweigh benefits, and it is specifically discouraged in children and adolescents. For adolescent depression, fluoxetine and escitalopram are the two recommended choices. Antidepressants have not been found to be beneficial in children. Any antidepressant can cause low serum sodium levels (also called hyponatremia), nevertheless, it has been reported more often with SSRIs. It is not uncommon for SSRIs to cause or worsen insomnia; the sedating antidepressant mirtazapine can be used in such cases.

Monoamine oxidase inhibitors, an older class of antidepressants, have been plagued by potentially life-threatening dietary and drug interactions. They are still used only rarely, although newer and better tolerated agents of this class have been developed.

The terms "refractory depression" and "treatment-resistant depression" are used to describe cases that do not respond to adequate courses of at least two antidepressants. In many major studies, only about 35% of patients respond well to medical treatment. It may be difficult for a doctor to decide when someone has treatment-resistant depression or whether the problem is due to coexisting disorders, which are common among patients with major depression


Physical exercise:

Physical exercise is recommended by U.K. health authorities, and a systematic review of 23 studies indicated a "large clinical effect". among these, three studies employing intention to treat analysis and other bias-reducing measures were inconclusive. Its benefits are most statistically significant in mild to moderate forms of depression and anxiety


other somatic treatments:

Repetitive transcranial magnetic stimulation (rTMS) applies powerful magnetic fields to the brain from outside the head. Multiple controlled studies support the use of this method in treatment-resistant depression; it has been approved for this indication in Europe, Canada, Australia, and the US.[208][209][210] rTMS appeared similarly effective for both uncomplicated depression and depression resistant to medication;[209] however, it was inferior to ECT in a side-by-side randomized trial.[211]

Vagus nerve stimulation was approved by the FDA in the United States in 2005 for use in treatment-resistant depression,[212] although it failed to show short-term benefit in the only large double-blind trial when used as an adjunct on treatment-resistant patients;[213] a 2008 systematic review concluded that despite the promising results reported mainly in open studies, further clinical trials are needed to confirm its efficacy in major depression.[214]

malarاستخوان گونه                                                                    



(دندان پزشک- بد روی هم قرار گرفتن دندان های بالا و پایین) بدجفتی


mandibleفک زیرین                                                                

استخوان پس گوش ، استخوان گیجگاهیmastoid                                 

فک فوقانیmaxilla                                                                   



cutaneous pigment




(سلامتی-شکستگی استخوان) بهبود یافتن ، بهتر شدن ، جوش خوردن ، (زخم) التیام یافتن ، (بیماری) خوب شدن ، شفا یافتن


if he mends in time, he may play again


اگر به موقع خوب شود خواهد توانست دوباره (در مسابقه) بازی کند


soon his injury mendedجراحات او به زودی شفا یافت                 

on the mend


(به ویژه در مورد زخم و بیماری) رو به بهبود ، در حال خوب شدن




التیام(زخم و استخوان شکسته و غیره) ، خوب شدن ، بهبود(از بیماری) ، بهبودی




درد نیمسر ، صداع ، میگرن ، سردرد شدید(که معمولا محدود به یک طرف سر است)


microstructure of cytoplasm which plays a role in oxydation and storage of energy in a cell.

mitral valveدریچه ی میترال                                                   

mitral valve, relating to or denoting the valve between the left atrium and the left ventricle of the heart


دریچه ی میترال ، دریچه ای بین دهلیز چپ و بطن چپ قلب می باشد


mitral valve prolapseافتادگی دریچه ی میترال                       

mitral valve prolapse(MVP) is a valvular heart disease characterized by the displacement of an abnormally thickened mitral valve leaflet into the left atrium during systole


افتادگی دریچه ی میترال یک نوع اختلال در کار دریچه ی میترال قلب است که مشخصه ی آن جابجایی غیر عادی دریچه ی میترال ضخیم شده است که به سمت داخل دهلیز چپ طی انقباض بطن چپ(سیستول) کشیده می شود


there are various types of MVP, broadly classified as classic and nonclassic. in its nonclassic form, MVP carries a low risk of complications. in severe cases of classic MVP, complications include mitral regurgitation, infective endocarditis, congestive heart failure, and-in rare circumstances-cardiac arrest, usually resulting in sudden death.

انواع مختلفی از این بیماری وجود دارند ، که به صورت کلاسیک و غیرکلاسیک تقسیم بندی می شود. در نوع غیرکلاسیک ، افتادگی دریچه ی میترال ، خطر پایینی از عوارض بیماری دارد. در موارد شدید نوع کلاسیک افتادگی دریچه ی میترال ، عوارضی شامل پس زنی میترال ، التهاب پوشش داخلی قلب ، خطرگرفتگی قلب ، و در موارد نادر حمله ی قلبی ، که معمولا منجر به مرگ ناگهانی می شود وجود دارد.

افتادگی دریچه میترال

افتادگی دریچه میترال یک نوع اختلال در کار دریچه میترال قلب است. این دهانه‌ها بزرگ می‌شود و به سمت داخل دهلیز چپ کشیده می‌شوند که گاهی اوقات طی انقباض ناگهان با صدا بسته می‌شوند و ممکن است منجر به برگشت خون به دهلیز چپ (پس‌زنی) شود. افتادگی با پرولاپس دریچه قلب در واقع همان سندرم افتادگی دریچه میترال به طرف دهلیز چپ طی انقباض قلب است. در این حالت یک یا هر دو دریچه ممکن است خوب بسته نشوند که باعث بازگشت (پس‌زنی) خون می‌شود. این پس زنی خون می‌تواند منجر به مورمور یا سوفل قلبی (صدای غیرطبیعی در قلب که مربوط به جریان خون غیرطبیعی است) شود. پس‌زنی میترال معمولاً حالت خفیفی دارد.

دریچه میترال بین دهلیز چپ و بطن چپ قرار گرفته‌است و شامل دو دهانه‌است.وجه نامگذاری این دریچه به خاطر شباهت آن به میتر، یعنی کلاهی است که اسقف‌های کاتولیک در مراسم خود می‌پوشند. به طور طبیعی دهانه‌های این دریچه طی انقباض بطن چپ (سیستول) به وسیله تارهای نگه‌دارنده محکم بسته نگه داشته می‌شوند.


علت اصلی این حالت کاملاً مشخص نیست اما به نظر می‌رسد با توارث ارتباط داشته باشد. افتادگی به دو صورت اولیه و ثانویه وجود دارد: افتادگی اولیه به واسطه ضخیم شدن یکی از یا هر دو دهانه دریچه مشخص می‌شود.اثرات دیگر آن شامل فیبروز سطح دهانه دریچه، نازک یا طویل شدن تارهای نگهدارنده و باقیمانده‌های فیبرین روی دهانه می‌باشد.

در نوع ثانویه MVP، دهانه‌ها ضخیم نمی‌شوند بلکه علت افتادگی وارد شدن صدمه ایسکمیک (ایجاد شده توسط کاهش جریان خون در نتیجه بیماری عروق کرونر) به عضلات نگهدارنده دریچه متصل به تارهای نگهدارنده و یا تغییر عملکرد در میوکاردیوم است

افتادگی ثانویه ممکن است ناشی از وارد شدن آسیب به ساختار دریچه طی انفارکتوس میوکاردیال حاد، بیماری روماتیسم قلبی، یا (بزرگ شدن بطن چپ قلب) باشد.


افتادگی دریچه میترال ممکن است نشانه خاصی را در پی نداشته باشد. شایع‌ترین علائم آن عبارت‌اند از: تپش قلب که معمولاً مربوط به انقباضات ناقص بطنی است، اما ضربات مافوق بطنی (ضربان غیرطبیعی که در بالای بطن‌ها شروع می‌شود) نیز تشخیص داده شده‌اند.

در برخی موارد نادر بیماران ممکن است تپش‌هایی را تجربه کنند بدون آن که ناهماهنگی ضربانی مشاهده شود.- درد قفسه سینه: این درد مربوط به افتادگی متفاوت از درد قفسه سینه مربوط به بیماری عروق کرونر است و گاهی روی می‌دهد. معمولاً درد قفسه سینه مانند آنژین صدری نیست اما می‌تواند قابل برگشت و ناتوان‌کننده باشد.

بسته به شدت بازگشت خون به دهلیز چپ طی سیستول (پس‌زنی میترال)، دهلیز چپ و بطن چپ ممکن است بزرگ شوند که این امر منجر به علائم نارسایی قلب می‌شود. این علائم شامل ضعف، خستگی و تنگی نفس است.علائم افتادگی دریچه میترال ممکن است شبیه دیگر مشکلات پزشکی باشد و برای تشخیص مشورت با پزشک ضروری است.


افرادی که دچار افتادگی دریچه قلب هستند معمولاً نشانه‌ای ندارند و تشخیص آن از طریق آزمایشات روتین صورت می‌گیرد. یک راه تشخیص گوش دادن به صدای قلب به وسیله استتوسکپ است که افتادگی را تشخیص می‌دهد. بهترین شیوه تشخیص بیماری استفاده از اکوکاردیوگرافی است.


بر اساس بعضی مطالعات شیوع بیماری بین ۵ تا ۱۵ در صد متغیر است


درمان دارویی:

افتادگی دریچه میترال در اکثر بیماران بدون علامت است و نیاز به هیچ گونه درمانی ندارد اما در صورتی که علایم ایجاد شود پزشک می‌تواند برای درمان درد، اختلال ریتم قلبی و یا سایر عوارض دارو تجویز کند. بعضی از این دارو‌ها عبارتند از:

-بتا بلوکر‌ها جهت کاهش ضربان قلب.


-دارو‌های آنتی کواگولانت (رقیق کننده‌های خون) مانند وارفارین (کومادین) که از انعقاد خون جلوگیری می‌کند. این دارو در صورتی بیمار دارای سابقه فیبریلاسین دهلیزی باشد تجویز می‌شود.

 درمان جراحی:

ترمیم دریچه (Valve repair)

تعویض دریچه (Valve replacement)


اکثر زنان حامله که دارای پرولاپس دریچه میترال هستند، یک زایمان موفق و بدون عارضه را سپری می‌کنند. اگرچه بعضی پزشکان در صورتی که ریسک عفونت دریچه در حین زایمان بالا باشد، به بیماران آنتی بیوتیک تجویز می‌کنند

the mitral valve, so named because of its resemblance to a bishop's mitre, is the heart valve that prevents the backflow of blood from the left ventricle into the left atrium of the heart. it is composed of two leaflets, one anterior and one posterior, that close when the left ventricle contracts

each leaflet is composed of three layers of tissue: the atrialis, fibrosa, and spongiosa. patients with classic mitral valve prolapse have excess connective tissue that thickens the spongiosa and separates collagen bundles in the fibrosa. this is due to an excess of dermatan sulfate, a glycosaminoglycan. this weakens the leaflets and adjacent tissue, resulting in increased leaflet area and elongation of the chordae tendineae. elongation of the chordae tendineae often causes rupture, commonly to the chordae attached to the posterior leaflet. advanced lesions-also commonly involving the posterior leaflet-lead to leaflet folding, inversion, and displacement toward the left atrium.

diagnosis of mitral valve prolapse is based on modern echocardiographic techniques which can pinpoint abnormal leaflet thickening and other related pathology.



prolapsed mitral valves are classified into several subtypes, based on leaflet thickness, concavity, and type of connection to the mitral annulus. Subtypes can be described as classic, nonclassic, symmetric, asymmetric, flail, or non-flail.

classic versus nonclassic:

prolapse occurs when the mitral valve leaflets are displaced more than 2 mm above the mitral annulus high points. the condition can be further divided into classic and nonclassic subtypes based on the thickness of the mitral valve leaflets: up to 5 mm is considered nonclassic, while anything beyond 5 mm is considered classic MVP.


symmetric versus asymmetric:

classical prolapse may be subdivided into symmetric and asymmetric, referring to the point at which leaflet tips join the mitral annulus. in symmetric coaptation, leaflet tips meet at a common point on the annulus. asymmetric coaptation is marked by one leaflet displaced toward the atrium with respect to the other. patients with asymmetric prolapse are susceptible to severe deterioration of the mitral valve, with the possible rupture of the chordae tendineae and the development of a flail leaflet.


Echocardiography is the most useful method of diagnosing a prolapsed mitral valve. two- and three-dimensional echocardiography are particularly valuable as they allow visualization of the mitral leaflets relative to the mitral annulus. this allows measurement of the leaflet thickness and their displacement relative to the annulus. thickening of the mitral leaflets >5 mm and leaflet displacement >2 mm indicates classic mitral valve prolapse.





prior to the strict criteria for the diagnosis of mitral valve prolapse, as described above, the incidence of mitral valve prolapse in the general population varied greatly. some studies estimated the incidence of mitral valve prolapse at 5 to 15 percent or even higher. one study suggested MVP in up to 38% of healthy teenage females.

signs and symptoms:

some patients with MVP experience heart palpitations, atrial fibrillation, or syncope, though the prevalence of these symptoms does not differ significantly from the general population. between 11 and 15% of patients experience moderate chest pain and shortness of breath. these symptoms are most likely not caused directly by the prolapsing mitral valve, but rather by the mitral regurgitation that often results from prolapse. in addition, the American Heart Association has linked anxiety and panic attack disorders to mitral valve prolapse. a correlation has been reported between bipolar disorder and mitral valve prolapse.


upon auscultation of an individual with mitral valve prolapse, a mid-systolic click, followed by a late systolic murmur heard best at the apex is common.

mitral valve prolapse syndrome:

historically, the term mitral valve prolapse syndrome has been applied to MVP associated with palpitations, atypical chest pain, dyspnea on exertion, low body mass index, and electrocardiogram abnormalities in the setting of anxiety, syncope, low blood pressure, and other signs suggestive of autonomic nervous system dysfunction. modern studies, however, have failed to demonstrate that these features occur with greater frequency in individuals with MVP.

occasionally, supraventricular arrhythmias observed in MVP are associated with increased parasympathetic tone


mitral regurgitation:

mitral valve prolapse can result in mitral regurgitation, shown here, in which blood abnormally flows from the left ventricle into the left atrium.

mitral valve prolapse is frequently associated with mild mitral regurgitation, where blood aberrantly flows from the left ventricle into the left atrium during systole. in the United States, MVP is the most common cause of severe, non-ischemic mitral regurgitation. this is occasionally due to rupture of the chordae tendineae that support the mitral valve.

sudden death:

severe MVP associated with arrhythmias and atrial fibrillation that may progress and lead to sudden death can happen at any time. as there is no evidence that a prolapsed valve itself contributes to such arrythmias, these complications are more likely due to mitral regurgitation and congestive heart failure.


generally, MVP is a benign disorder. however, MVP patients with a murmur, not just an isolated click, have a general mortality rate that is increased by 15-20%. the major predictors of mortality are the severity of mitral regurgitation and the ejection fraction


most patients need only reassurance. those with mitral valve prolapse and symptoms of dysautonomia (palpitations, chest pain) may often benefit from beta-blockers (e.g., propranolol). patients with prior stroke and/or atrial fibrillation may require blood thinners, such as aspirin or warfarin. however, although beta blockers are commonly prescribed, they may be of limited benefit. unless otherwise contraindicated, many people with MVPS benefit from non-drug interventions, such as increased fluid and sodium intake, avoiding adrenalin-like substances found in many over-the-counter medications, avoiding caffeine, and getting regular cardiovascular exercise.

mitral valve prolapse associated with severe mitral regurgitation can be treated with repair or surgical replacement of the mitral valve. repair of the mitral valve is always preferable to replacement and should be performed by surgeons that are skilled in the procedure. current ACC/AHA guidelines suggest that early repair of mitral valve, performed in centers of surgical excellence, should be considered even in patients without symptoms of heart failure. symptomatic patients, those with evidence of diminished left ventricular function or left ventricular dilatation need urgent attention

prevention of infective endocarditis

individuals with MVP are at higher risk of bacterial infection of the heart, called infective endocarditis. this risk is approximately three- to eightfold the risk of infective endocarditis in the general population. until 2007, the American Heart Association recommended prescribing antibiotics before invasive procedures, including those in dental surgery. thereafter, they concluded that "prophylaxis for dental procedures should be recommended only for patients with underlying cardiac conditions associated with the highest risk of adverse outcome from infective endocarditis"

دندان کرسی ، دندان آسیابmolar                                                         

he pulled one of my molars by mistake


او یکی از دندان های آسیاب مرا اشتباها کشید


دهان ، دهنmouth                                                                 

دهان اولین عضو دستگاه گوارش بدن است که غذا و آب برای گوارش اول وارد این عضو می شوند. دهان شامل حفره ی دهان ، دندان ها ، زبان ، بزاق ، لثه و سقف دهان است. فک بالا ثابت است و حرکت نمی کند ولی فک پایین حرکت دارد و عمل باز و بسته شدن دهان را انجام می دهد. در داخل استخوان هر فک حفراتی وجود دارد که ریشه ی دندان ها در آن قرار می گیرد. در این حفرات دندان ها بوسیله ی الیاف دور دندان به استخوان فک متصل می شوند. روی آرواره ها و دور دندان را لثه می پوشاند. به آرواره ی لثه و الیاف نگهدارنده ی دور دندان بافت نگهدارنده ی دندان گفته می شود. دهان انسان در اعمال زیادی نظیر حرف زدن ، خندیدن ، چشیدن ، گاز گرفتن ، جویدن و بلعیدن غذا شرکت دارد. اولین قدم در راه گوارش غذا ، خرد کردن و جویدن مواد غذایی است که توسط دندان ها صورت می گیرد. هر کدام از دندان ها با شکل خاص خود به عمل جویدن کمک می کنند. دندان های پیشین ، برای بریدن ، دندان های نیش برای پاره کردن و دندان ها آسیا برای خرد کردن لقمه شکل گرفته است. دهان انسان جزء تکمیلی بدن او محسوب می شود پس اگر آن دچار بیماری شود می تواند کل بدن را تحت تاثیر قرار دهد ، برای مثال وقتی که لثه ی فرد دچار خونریزی می شود ، باکتری های پلاک دندان می توانند از این طریق وارد بدن انسان شده و عامل ایجاد بیماری هایی از قبیل ذات الریه ، بیماری های تنفسی و دیابت شوند. سیگار باعث سیاه شدن دندان ها به علت نیکوتین و تار موجود در سیگار ، بیماری های لثه به علت تشکیل پلاک باکتری و لقی دندان ها به علت مشکل در روند ترمیم بافتی لثه ها می شود و اگر بیش از اندازه مصرف شود باعث سرطان دهان ، ریه و مجاری تنفسی نیز می شود. سرطان دهان ، رشد سلول های بدخیم در دهان یا زبان می باشد. این سرطان بیشتر در بزرگسالان دیده می شود. علایم این بیماری یک برآمدگی رنگ پریده در دهان می باشد که امکان بزرگ شدن و خونریزی این برآمدگی وجود دارد. این بیماری در اثر مصرف تنکابو و الکل و غیره حاصل می شود. این سرطان اگر خوش خیم باشد با عمل جراحی آن غده را بر می دارند در غیر اینصورت بایستی بیمار از داروهای ضد سرطان استفاده نماید. برفک دهان:


دهانت را باز کنopen your mouth                                          

the dog seized the bone in his mouth


سگ استخوان را در دهان نگه داشت


عضله ، ماهیچهmuscle                                                              

swimming makes the muscles(of the body) strong and hard


شنا عضلات بدن را قوی و محکم می نماید


پس گردن ، پشت گردنnape                                                

nasalوابسته به بینی ، بینی ، دماغی ، استخوان بینی                            

حفره های بینی  nasal cavities                                                    




انسان نئاندرتال(انسان دوران پلیستوسن به نامHomo sapiens Neanderthal  بین 100 تا 400 هزار سال پیش)



شتر گردن دراز داردcamels have long necks                             



عصب ، پی ، مغز دندان(بخش درونی و نسبتا نرم دندان به علاوه ی عصب ها و رگ های دندان)


nerves carry messages to and from the brain


عصب ها پیام ها را از مغر می برند و به  مغز می آورند


nerve block


(هوشبری) تزریق آمپول بی حس کننده در عصب بخصوص (برای بی حس سازی فقط بخشی از بدن) ، انسداد عصبی


نوک پستانnipple                                                                                                                                         



بینی ، دماغ ، پوز ، با بینی مالیدن به ، با بینی فشار دادن ، بو کردن / کشیدن


او دماغ بزرگی داردhe has a big nose                                        

بینی باد کردهa swollen nose                                                   

I have a cold and my nose is stopped up


سرماخورده ام و دماغم گرفته است


don’t pick your nose so much


اینقدر دست توی دماغت نکن


I have a runny noseآبریزش بینی دارم                                     

I have a stuffy noseبینی ام گرفته است                                     

سگ حس بویایی نیرومندی داردdog has a good nose                    

the dog came up and nosed her affectionately


سگ جلو آمد و با عشق و علاقه او را بو کشید


nosebleed خون دماغ                                                          

to blow one’s nose


دماغ خود را گرفتن(با دستمال و غیره) ، بینی خود را پاک کردن


تو دماغی حرف زدنto speak through one’s nose                           

بینی گرفته / کیپsnotty / stuffy noise                                     

her nose was salient and pointed


بینی او برآمده و نوک دار بود


nuclear membrane


very thin organic tissue that envelops the nucleus of a cell.




nuclear particle that plays a role in the physiology of a cell.




central part of a cell which contains the chromosomes



ناخن هایت را بگیرpare your nails                                             





occipitalوابسته به استخوان پس سری ، قمحدوی                                 

occipital boneاستخوان پس سری ، استخوان قمحدوه                      

occipital lobe


projecting part at the back of the brain containing the optical centres


occipital pole


hindmost part of the cerebrum


occiputپس سر ، قفا ، پشت کله                                                     

وابسته به چشم و بینایی ، چشمیoptic                                                  

عصب بیناییan optic nerve                                                  

جراحی دهان و دندانoral surgery                                                 

حدقه ی چشم(eye socket هم می گویند)orbit                               

درد ، (جمع) درد زایمانpain                                                                           

I have a pain in the left side of my head


طرف چپ سرم درد می کنه


درد قفسه ی سینه(مربوط به قلب)chest pain                                   

to have a pain in one’s stomach / leg/ side


درد داشتن در قسمت معده / پا / پهلو


درد سینه  / کمر / گردنchest / back / neck pain                         

درد شدید و کوتاهsharp pain                                                   

درد شدید و ادامه دارdull pain                                                        

پایم درد شدیدی داشتI had a nasty pain in my leg                  

if you suffer from back pain, consult your doctor


اگر از درد کمر رنج می بری با دکتر مشورت کن


دلش تیر کشیدshe felt a sharp pain in her stomach               

اینجا درد می کنهI have pain here                                           

درد داری؟are you in pain?                                                   

خیلی درد می کنهit’s very painful                                             

دردی احساس نکردمI felt no pain                                                 

her pains have begun


دردش گرفته است ، درد زایمان او آغاز شده است


کف دستpalm                                                                       

pancreasلوزالمعده ، پانکراس                                                       

gland connected to the digestive tract which produces digestive enzymes


parietalآهیانه ، آهیانه ای ، وابسته به استخوان آهیانه                          

parietal lobe(ساختمان مغز) لوب آهیانه ای                                    

projecting part on the side of the cerebrum


part(بدن) عضو ، اندام ، (جمع) اندام های تناسلی و مقعد                          

the chief parts of the digestive system


اندام های عمده ی دستگاه گوارشی


bathe the burned parts with salt water


جاهای سوخته را با آب نمک بشویید




کاسه ی زانو ، کشکک(kneecap هم می گویند)


(پوست و غیره) لکه ، لک ، پیسیpatch                                          

red patches on the baby’s skin


لکه های سفید بر پیشانی بر پوست نوزاد


patientبیمار ، مریض                                                                   

this hospital has 500 patients


این بیمارستان پانصد مریض دارد


paw(عامیانه) دست                                                                       

take your paw off the table!


دست صاحب مرده ات را از روی زمین بردار!


وابسته به بیماریهای دستگاه تنفسی ، عضله ی سینهpectoral                     

شربت سینهa pectoral syrup                                             

pelvisلگن ، لگن خاصره ، لگنچه ی کلیوی                                        

آلت تناسلی مردpenis                                                              

pepsin(آنزیم گوارنده ی پروتئین در شیره ی معده) پپسین                     



دارای پپسین کردن ، با پپسین آمیختن ، پپسینی کردن




گوارشی ، هاضمه ای ، وابسته به پپسین ، وابسته به یا ایجاد شده توسط شیره ی معده


peptic ulcerزخم معده(در اثر زیادی شیره ی معده)                           

percentral gyrus


sinuous fold on the front of the cerebrum


phalanxاستخوان انگشت ، بند انگشت                                            

pharynxگلو ، حلق ، حلقوم ، گلوگاه                                         

part of the digestive tract between the mouth and the esophagus


حلق ، فضای بینابینی میان حفره ی دهانی و دستگاه های تنفس و گوارش می باشد. حلق یک منطقه ی ارتباطی بین ناحیه بینی و حنجره تشکیل می دهد. حلق در منطقه ای که امتداد مری قرار دارد از اپیتلیوم سنگفرشی غیر شاخ مطبق ، و در مناطق نزدیک حفره ی بینی از اپیتلیوم استوانه ای مطبق کاذب مژکدار محتوی سلول های جامی پوشیده شده است. حلق حاوی لوزه ها می باشد. مخاط حلق همچنین غدد بزاقی معکوسی کوچک زیادی در لامینا پروپریای خویش(متشکل از بافت همبند متراکم) دارد. عضلات منقبض کننده و طولی حلق ، در خارج این لایه قرار گرفته اند


جرم دندانplaque                                                                 

this toothpaste removes plaque


این خمیر دندان جرم دندان را از بین می برد


(جمع) دندان مصنوعیplate                                                         

pockmarkجای آبله                                                                   

his face was pitted by pockmarks


جای آبله صورتش را چاله چوله دار کرده بود


poorly(عامیانه) ناخوش ، بیمار ، دارای کسالت                                  

she had been feeling poorly lately


این اواخر ناخوش شده بود




دندان پیش آسیا(میان دندان های آسیا و انیاب) پیش کرسی ، پیش آسیابی


prolapseپایین افتادگی یا جابجاشدگی اندام درونی                             



compound composed of amino-acids, with a large molecular weight.


استخوان شرمگاه ، استخوان عانهpubis                                          

آلت تناسلی زنpudendum                                                       

ضربان ، تپشpulsation                                                         


to pump(معده) شستشو دادن ، (قلب) تپیدن ، زدن ، راندن(خون)            

he had food poisoning and his stomach had to be pumped


او مسمومیت غذایی پیدا کرد و معده ی او باید شستشو داده می شد


the heart pumps the blood to every part of the body


قلب خون را به سرتاسر بدن می رساند


(چشم) مردمکpupil                                                               

pus(زخم و کورک و غیره) چرک ، شوخ                                               

if you press it, pus will come out


اگر آن را فشار بدهی چرک بیرون می آید


pylorusدرب معده ، باب المعده ، برایه                                             

rashکهیر ، بثور پوستی ، جوش ، اگزما                                              

the body’s face was covered by rashes


صورت پسر پر از جوش بود


raw(پوست بدن) خراشیده و خونین ، ریش ، باد کرده و دردناک                 

a raw cutبریدگی متورم و دردناک                                                  

my hands were raw with cold


دست هایم از سرما باد کرده و تیر می کشید


a raw irritated throatگلوی خراشیده و آزرده                             



last part of the large intestine, between the sigmoid colon and the anus


rectusماهیچه ی راست(مانند عضلات گردن)                                     

to recuperate(بیماری) بهبود یافتن ، خوب شدن                             

she got sick and she has not yet fully recuperated


او مریض شد و هنوز درست خوب نشده است


eat an avocado everyday if you are recuperating from sickness and are trying to regain your strength


اگر در حال بهبودی از یک بیماری هستید و سعی می کنید که نیرو و توان خود را دوباره بدست آورید روزانه یک عدد آووکادو میل کنید


remission(بیماری) بهبود                                                           

the cancer patient has gone into remission


بیمار سرطانی دوران بهبودی را می گذراند


to remit


(درد و بیماری و غیره) فروکش کردن ، بهبود یافتن ، بهتر شدن ، تسکین یافتن / دادن



سرخرگ کلیویrenal artery                                                   

to repeatترش کردن ، دوباره بر دهان آوردن(خوراک از معده)               

the foods which repeat on her


خوراک هایی که موجب ترش کردن معده ی او می شود


(چشم) شبکیهretina                                                        

eye part: a light-sensitive membrane in the back of the eye containing rods and cones that receive an image from the lens and send it to the brain through the optic nerve





(چشم یا بینی یا دهان و غیره) آب ، سرماخوردگی ، زکام ، نزله




وابسته به روماتیسم ، روماتیسمی ، مبتلا به روماتیسم



rheumatism is any disease marked by inflammation and pain in the joints, muscles, or fibrous tissue, especially rheumatoid arthritis


روماتیسم بیماری است که با علایمی همچون ورم و درد در مفاصل ، ماهیچه ها و بافت های پیوندی علی الخصوص رماتیسم مفاصل همراه است



a human has twelve pairs of ribs


انسان دوازده جفت دنده دارد


قفسه ی سینهrib cage                                                       

ribosome granule


cytoplasmic organelle that plays an important role in the synthesis of proteins in a cell.


ricketsنرم استخوانی ، نرمی استخوان                                           

ricketyدچار بیماری نرمی استخوان ، نرم استخوان                          




(هر یک از جهش های غیر ارادی  و تند چشم از یک نقطه به نقطه ی دیگر مثلا هنگام خواندن) پرش چشم


sacrumاستخوان خارجی ، ساکروم                                                    

بزاق ، آب دهانsaliva                                                                                        



(دندان پزشکی – با ابزار ویژه) جرم دندان را پاک کردن ، جرم دندان ، (پوست) شوره زدن


پوست سرscalp                                                                           



(هریک از دو استخوان پهن و سه گوش در کتف انسان و سایر مهره داران) استخوان کتف ، استخوان شانه





tough outer coating of eyeball: the dense outer coating of the eyeball that forms the white of the eye


scrotumکیسه ی بیضه                                                               

پوست سر ، شوره ی سرscurf                                                 



(ناگهان) مورد حمله ی بیماری یا سرفه و غیره قرار گرفتن


she was seized with a fit of sneezing


ناگهان دچار حمله ی عطسه شد


seizure(بیماری و عطسه و غیره) حمله                                             

epileptic seizureحمله ی صرعی                                                 


semen is the male reproductive fluid, containing spermatozoa in suspension


منی مایع تناسلی در مردان شامل سلول های اسپرماتوزید به حالت سوسپانسیون می باشد


to settle(معده یا اعصاب و غیره) آرام کردن / شدن ، تسکین دادن          

warm milk is good for settling an upset stomach


شیر گرم برای آرام کردن معده ی منقلب خوب است


shin(بخش جلو پا از زانو یا قوزک) قلم پا                                             

he kicked me in the shinلگد زد به قلم پایم                            



شانه ، کتف ، دوش ، بر دوش حمل کردن ، بر شانه کشیدن


یک مرد چهار شانهa broad-shouldered man                               

he was carrying a heavy load on his right shoulder


بار سنگینی را بر شانه ی راست خود حمل می کرد


it’s cold, put this shawl over your shoulder


هوا سرد است این شال را روی دوشت بینداز


he shouldered a heavy sack of rice


یک کیسه ی سنگین برنج را بر دوش کشید


تا شانه ، تا سر شانه ، سر دست ، روی شانهshoulder-high                   

استخوان کتفshoulder- blade                                       




بیمار ، مریض ، ناخوش ، دارای حالت تهوع(دل به هم خوردگی ، استفراغ ، قی) ، دل آشوب ، بیمار گونه ، وابسته به بیماری ، دچار قاعدگی ، حیض


a sick childکودک بیمار                                                               

she has been sick for the last two months


در دو ماه اخیر بیمار بوده است


to get sickمریض شدن ، ناخوش شدن ، بالا آوردن                          

I hope that I don’t get sick on the airplane


امیدوارم تو هواپیما حالم بهم نخورد


to become carsickدر اتومبیل حالت تهوع پیدا کردن                       

to become seasickدر کشتی حالت استفراغ پیدا کردن                   

a sick expressionحالت بیمار گونه                                              

airsickدچار تهوع در هواپیما                                                          

to be sick(انگلیس-خودمانی) تهوع داشتن ، بالا آوردن                      

to fall sickبیمار شدن ، مریض شدن                                             

to feel sickاحساس تهوع کردن                                                  

to make someone sickبیمار کردن ، دچار تهوع کردن                  

sick to one’s stomachدچار تهوع                                             

to take sickبیمار شدن ، مریض شدن                                            

he suddenly took sick and diedناگهان بیمار شد و مرد           

the sickبیماران                                                                        

sick headacheسر درد ناشی از تهوع ، سر درد همراه با تهوع            

sick bedبستر بیماری                                                                     

to sickenبیمار کردن / شدن ، مریض کردن / شدن                              

food poisoning sickened the customers


مسمومیت غذایی مشتریان را مریض کرد


sickeningبیمار کننده ، ناخوشی آور ، تهوع آور                                   

sicklyبیمار گونه ، بیمار ، مریض                                                     

sicknessبیماری ، ناخوشی ، مریضی ، تهوع                                       

(کالبدشناسی) ساژیتال (شکاف سهمی جمجمه)sigittal                         



last part of the descending colon


استخوان بندی ، اسکلتskeleton                                                  

فرورفتگی شکم(در زیر استخوان سینه)pit of the stomach                



پوست ، وابسته به پوست ، پوستی ، جلدی ، (در اثر افتادن و غیره) پوست خود را خراشاندن / کندن


پوست بخشی از دستگاه پوششی بدن است. بخش های دیگر این دستگاه مو ، ناخن و غشاء مخاطی هستند. پوست متشکل از دو لایه ی اصلی است: روپوست (epidermis) که لایه ی نازکتر خارجی می باشد. میانپوست(dermis) که لایه ی ضخیمتر داخلی است. روپوست لایه های ضخیمی از سلول های مسطح می باشد. پوست یک سد محافظتی بین محیط جهان اطراف با عضلات ، اعضای درونی ، رگ های خونی و اعصاب بدن تشکیل می دهد. مو و ناخنها از پوست منشا گرفته و یک حفاظت اضافی ایجاد می کنند. ظاهر پوست به طور گسترده ای تغییر می کند که این تغییر نه تنها به دلیل عواملی همچون افزایش سن بوده بلکه نمایش دهنده ی نوسانات هیجانی و سلامت عمومی نیز می باشد. پوست یک عضو زنده است. فوقانی ترین لایه ی آن روپوست (epidermis) بوده که سطح پوست را تشکیل می دهد و متشکل از سلول های مرده است و در هر فرد حدود 30 هزار عدد از این سلول ها در هر دقیقه ریزش می کنند. با این وجود سلول های زنده ی پوست دائما در قسمت زیری تر

 روپوست تولید شده تا جایگزین این سلول ها گردند. در زیر روپوست ، میان پوست(dermis) قرار گرفته که حاوی عروق خونی ، انتهاهای عصبی و غدد می باشند. لایه ای از چربی در زیر میان پوست قرار می گیرد و به عنوان یک عایق ، ضربه گیر و منبع انرژی عمل می کند. هر چند

اکثر قسمت های پوست ضخامتی کمتر از 6 میلی متر (1/4 اینچ) دارند اما پوست یک لایه ی محافظ قوی است. جزء اصلی سطح پوست یک پروتئین زمخت فیبری است که کراتین نام دارد. این ماده را می توان در مو که ایجاد حفاظت و گرما می کند و در ناخن ها که انتهای ظریف انگشتان دست و پا را می پوشانند پیدا کرد. پوست یک سد دفاعی کاملا موثر در برابر میکروارگانیسم ها و مواد مضر ایجاد می کند ، اما این سد بیشترین تاثیر را زمانی دارد که سطح آن دست نخورده باقی بماند. زخم ها ممکن است عفونی شوند و به باکتری ها ، که بعضی از آنها در سطح پوست زندگی می کنند اجازه دهند که وارد جریان خون شوند. به دلیل آنکه پوست ما حالت ضد آب دارد ، آب را به هنگام دوش گرفتن مثل یک اسفنج جذب نمی کنیم. احساس لامسه ی ما از گیرنده هایی که در قسمت میان پوست وجود دارند و به فشار ، ارتعاش ، گرما ، سرما و درد پاسخ می دهند ناشی می شود. در هر ثانیه ، میلیاردها پیام از تحریکات دریافت شده در سرتاسر بدن به مغز ارسال شده و در آنجا این پیام ها به صورت یک تصویر حسی در می آید و فرد را از خطراتی مثل یک وسیله ی داغ آگاه می سازند ، بعضی نواحی حسی مثل انتهای انگشتان دارای تراکم بالایی از گیرنده ها می باشند. پوست همچنین یک نقش اساسی در تنظیم دمای بدن ایفا می کند و زمانیکه در معرض تابش نور خورشید قرار می گیرد ویتامین D تولید می نماید که برای ایجاد استخوان های قوی لازم است. پوست ما به شیوه ی زندگی ما واکنش می دهد. برای مثال پوست دستان یک باغبان ضخیم شده تا حفاظت بیشتری ایجاد کند. در طی روند پیری ، پوست چروکیده شده و خاصیت ارتجاعی آن کمتر می شود که این حالت می تواند در نتیجه ی سیگار کشیدن یا تماس بیش از حد با نور خورشید ، تسریع گردد. همچنین پوست می تواند رنگ خود را تغییر دهد. در برخورد مستقیم با نور خورشید ، روپوست و میان پوست ، ملانین بیشتری تولید می کنند. ملانین رنگدانه ای است که تشعشعات مضر ماوراء بنفش را فیلتر می کند. افزایش ملانین باعث تیره شدن پوست می شود. مردمی که اصلیت آنها متعلق به مناطقی با تابش شدید نور خورشید می باشد ، دارای پوست تیره تری بوده که به راحتی پوست روشن نمی سوزد. افرادیکه پوست روشن دارند به دلیل داشتن ملانین کمتر در پوست خود نسبت به آفتاب سوختگی حساس ترند. پوست دائما خودش را از طریق ریزش سلول های مرده و تولید سلول های جدید ، نوسازی می کند در نتیجه سلول های سطحی که به دلیل سایش ، آسیب یا بیماری از دست می روند سریعا جایگزین می شوند. سلول های جدید در روپوست که لایه ی فوقانی پوست است و یک به عنوان پوشش محافظتی ضخیم عمل می کند ساخته می شوند. در اکثر نواحی بدن روپوست چهار لایه دارد. در تحتانی ترین قسمت ، لایه ی قاعده ای قرار دارد که در آن سلول های جدید ساخته می شوند. به موازات حرکت به سطح ، سلول ها تغییر می کنند تا لایه های بینابینی یعنی سلول های خاردار و دندانه ای را تشکیل دهند. سلول ها در عرض 1-2 ماه به سطح می رسند. لایه ی سطحی متشکل از سلول های مسطح مرده می باشد که دائما ریزش می کنند. ترمیم پوست طی مراحل زیر صورت می گیرد: 1- هر آسیبی که منجر به ضایعه ی پوستی شود ، در صورتیکه ضایعه ی سطحی باشد مسئله ی مهمی نیست. ممکن است رگ های خونی میان پوست آسیب دیده و باعث خونریزی شود. 2- خون از رگ های خونی نشت پیدا کرده ، منجر به تشکیل لخته می شود. فیبروبلاست ها و دیگر یاخته های اختصاصی ترمیمی تکثیر شده و به ناحیه ی آسیب دیده مهاجرت می کنند. 3- فیبروبلاست ها کلافه ای از بافت فیبردار در داخل لخته ایجاد می کنند. به موازات انقباض رشته های فیبرین کلافه دچار چروکیدگی می شود. بافت پوستی جدید در زیر تشکیل می گردد. 4- کلافه ی فیبروز سفت شده تا یک کبره ی زخم بر روی سطح پوست ایجاد کند. زمانیکه رشد پوست جدید کامل شود این کبره می افتد. با این وجود اثر زخم ممکن است باقی بماند


the human skin is composed of different layers


پوست انسان از چند لایه تشکیل شده است


it is not the color of the skin that is important, it is personality


رنگ پوست مهم نیست ، شخصیت مهم است


پوست لطیفdelicate skin                                                      

خراشیدگی پوستskin abrasion                                              

بیماریهای پوستیskin diseases                                                  

رنگ پوستskin color                                                            

کرم پوستskin lotion                                                        

the child felll down and skinned his knee


بچه افتاد و پوست زانویش ورآمد


(جراحی) پیوند پوستskin grafting                                            

کچل ، سر تراشیدهskin head                                                  



جمجمه ، استخوان سر(شامل کاسه ی سر و فک ها و استخوان آهیانه)


جمجمه یک ساختار استخوانی است که در تمامی حیوانات وجود دارد که به عنوان چهارچوب سر عمل می کند. جمجمه ساختار صورت را حفظ می کند و مغز را هم از صدمه دیدن حفظ می کند




توده ی بافت مرده ، (پوست و مو و غیره) افتادن / انداختن


the dead tissues of the wound will slough off by themselves


بافت های مرده ی زخم خود به خود ور خواهند آمد


small intestine


part of the digestive tract between the stomach and the large intestine



(درد) تیر کشیدن ، درد کردن ، سوزش داشتن ، دردsmart                      

the cut on my finger smarted badly


بریدگی انگشتم بد جوری درد می کرد


this liniment will smart a bit


این مرهم قدری سوزش خواهد داشت


درد خفیفی در چشم چپشa slight smart in his left eye             



(به ویژه به هنگام زکام یا گریه) آب بینی را بالا کشیدن ، فن فن


the sniffles(عامیانه) زکام ، سرماخوردگی ، فن فن                                 

to snivelآب دماغ جاری کردن ، عن دماغ کسی پیدا بودن                    

a sniveling little boyپسر بچه ای که آب دماغش جاری است           

snot(زننده) آب بینی ، عن دماغ ، خله                                              

solar plexus


شبکه ی عصبی پشت معده ، (عامیانه) بخش شکم واقع در زیر استخوان سینه


soreدردناک ، درد                                                                       

I have a sore throatگلو درد دارم                                                

a sore woundزخم دردناک                                                     

sore musclesعضلاتی که درد می کنند                                          

to be soreدرد کردن / داشتن                                                        

my feet are sore from too much walking


از پیاده روی زیاد پاهایم درد می کند


I am sore all overهمه جایم درد می کند                                    

a sore pointموضوع عصبانی کننده ، مورد آزارنده / دلخور کننده            

گرفتگی عضله ، انقباض عضلانیspasm                                            

spineستون فقرات                                                                       

spine is a series of vertebrae extending from the skull to the small of the back enclosing the spinal cord and providing support for the thorax and abdomen


ستون فقرات ، ستونی قابل انعطاف در بدن که از مهره ها تشکیل شده و از جمجمه تا لگن امتداد دارد و نخاع را احاطه می کند و تکیه گاهی برای قفسه ی سینه و شکم می باشد


spinal columnستون مهره ها ، ستون فقرات                                 



تف کردن / انداختن ، آب دهان انداختن ، از دهان بیرون افکندن ، تف ، خدو ، آب دهان ، بالا آوردن ، (از دهان) بیرون دادن


don’t spit on the sidewalkروی پیاده رو تف نیندازید                 

they ate grapes and spat the seeds at each other


آنها انگور می خوردند و هسته های آن را به هم تف می کردند


the baby spat his food out onto my lap


بچه غذای خود را روی دامن من بالا آورد


he was coughing and spitting blood


او سرفه می کرد و خون بالا می آورد


to spit upقی کردن ، بالا آوردن                                                 

spleenسپرز ، طحال                                                                   

شکم ، معده ، دلstomach                                                  


pocket-like part of the digestive tract, where food is mixed and stored



شکم او گنده استhis stomach is big                                         

delicate stomachمعده ی حساس                                             

upset stomachبه هم خوردگی دل ، دل آشوبه ، زیر و رو شدن معده


some foods upset children’s stomachs


بعضی خوراک ها مزاج کودکان را مختل می کند


my stomach churnsدلم زیر و رو می شود ، حالم به هم می خورد      

every time I think of the accident my stomach churns


هر وقت فکر آن حادثه را می کنم دلم زیر و رو می شود


have upset stomach? eat bananas or ginger. bananas will settle an upset stomach and ginger will cure morning sickness and nausea


دل آشوبه دارید؟ موز یا زنجبیل مصرف کنید. موز به معده ای که اذیت شده است کمک می کند . زنجبیل حالت تهوع صبحگاهی و دل آشوبه را درمان می کند


she lay on her stomach and read the paper


روی شکم خوابید و روزنامه خواند


معده ی ضعیفqueasy stomach                                       


stomach pump


(به ویژه در مسمومیت خوراکی و دارویی) پمپ شکم ، تنقیه ی معده ، پمپ شستشوی معده


stomachicوابسته به معده ، شکمی ، معدی                                       

stomach tooth


 (هنگام دندان درآوردن کودک) دندان نیش فک پایین


Strabismusانحراف چشم                                                        



(عضله و غیره) رگ به رگ کردن / شدن ، رگ به رگ شدگی 


to strain a muscleعضله را رگ به رگ کردن                           

a painful muscle strainرگ به رگ شدگی دردناک عضله              

strawberry mark


لک پوست(سرخ و مادر زادی) ، لکه ی پوستی ، ماه گرفتگی


strike(بیماری و درد و غیره) دچار کردن / شدن                                  

this disease strikes all, young and old


این بیماری همه را دچار می کند چه پیر و چه جوان



to prevent stroke drink tea. prevent build up fatty deposits on artery walls with regular doses of tea


برای جلوگیری از سکته چای بنوشید. با مصرف مرتب چای از رسوب چربی بر روی دیواره ی شریان ها جلوگیری کنید


(بینی یا سینوس ها) گرفته ، بستهstuffy                                         

my nose is stuffy and I have a fever


بینی ام گرفته است و تب دارم


ریشه ی دندانstump                                                          



 (تپش قلب) تنجیدگی ، سیستول ، انقباض قلب(در برابر فراخش diastole)


sulcusشیار مغز سر                                                                   

central sulcus(or fissure):groove on the middle of the cerebrum



استخوان قوزک ، قوزک پا ، مچ پاtalus                                           

tarsusاستخوان مچ پا ، قوزک                                                        

جرم دندانtartar                                                               

گیجگاه ، شقیقهtemple                                                     

temporal lobe


projecting part of the cerebrum in the area of temples


tendonزردپی ، تاندون                                                            

یاخته ی تاندونیtendon cell                                                     

(بخش میان زانو و لگن خاصره) رانthigh                                  

قفسه ی سینه ، سینه ، صدرthorax                                                     

از شدت درد به خود پیچیدنto thrash                                           

the wounded soldier was thrashing in agony


سرباز زخمی از شدت درد به خود می پیچید


حلق ، گلوthroat                                                            

sore throatگلو درد                                                                   

a fish bone got stock in his throat


استخوان ماهی در گلویش گیر کرد


to thump(قلب) سخت تپیدن ، تاپ تاپ کردن                                 

I hid behind the curtain but my heart was thumping


پشت پرده پنهان شدم ولی قلبم تاپ تاپ می کرد




انگشت پا(انگشت دست: finger) ، با پنجه ی پا زدن / راندن ، با تک پا زدن


شست پاthe big toe                                                              

انگشت کوچک پاthe little toe                                                   

با تک پا صندلی را جلو زدhe toed the chair forward                     

(کفش و غیره) بی پنجه ، دارای پنجه بازtoeless                                  

کفش پنجه بازa toeless shoe                                              

to tolerate(پزشکی) نسبت به چیزی حساسیت نداشتن                         

some people can not tolerate penicillin


برخی مردم نسبت به پنی سیلین حساسیت دارند



لطفا زبان خود را بیرون بیاوریدplease stick your tongue out           

نوک زبانthe tip of the tongue                                              

tonsilلوزه ، بادامک                                                                    


دندان های شیریprimary teeth                                             

دندان عقلwisdom tooth                                                      

کرم خوردگی دندانtooth cavity                                              

I brush my teeth after each meal


پس از هر غذا دندان های خود را مسواک می زنم


دندان را پر کندنto fill a tooth                                                  

دندان نیشcanine tooth                                                        

tragusزبانه ی گوش ، غضروف جلوی سوراخ گوش                                               

گونه های گوشتالوmeaty cheeks                                      


transverse colon


part of the large intestine where food travels horizontally


عضله ی ذوذنقه ای ، ماهیچه ی زنخدارtrapezius                                 

tummy(عامیانه) شکم ، دل                                                         

the baby’s tummy hurtsدل بچه درد می کند                           

trap(عامیانه) دهان ، دهن                                                            

shut your trap and listen!خفه شو و گوش بده!                          

تنه ، بالاتنه(بدن منهای سر و دست و پاها)trunk                                  

ulcerزخم(به ویژه در غشای مخاطی)                                               

have ulcer? eat cabbage. cabbage contains chemicals that help heal both gastric and duodenal ulcers


زخم معده بروز کرده؟ کلم بخورید. کلم شامل ترکیباتی است که به درمان زخم معده و اثنی عشر کمک می کند


وابسته به شاش ، پیشابی ، ادراریurinary                                       

مجاری ادرار ، پیشابراه هاurinary tracts                                       

مثانه ، کیسه ی ادراریurinary bladder                                   



(به ویژه برای کاهش ترشحات اسید معده) بریدن عصب دهم ، واگ بری



vasectomy is a surgical cutting and sealing of a part of each vas deferens, especially as a means of sterilization


وازکتومی عمل ساده ای است که در آن مجاری حمل کننده ی اسپرم(وازدفران) از طریق یک برش کوچک در کیسه بیضه ها قطع می شوند تا مسیر عبور اسپرم از بیضه ها مسدود گردد


سیاهرگ(در برابر سرخرگ :artery) ، (عامیانه) رگ ، عرقvein                

I could feel it in my veins


در عروق بدنم آنرا احساس می کردم


vertebraمهره ، فقره                                                                  

vertebralمهره ای ، فقراتی                                                        

vesselرگ ، عرق(عروق) ، لوله ، مجرا                                            

a blood vesselرگ خون                                                      

visualوابسته به بینایی ، دیداری ، بصری                                          

the visual nerveعصب بینایی                                                   

بخش برونی آلت تناسلی زن ، فرج ، کسvulva                                   

کمرwaist , loins                                                               

what’s your waist size?دور کمرت چقدر است؟                                   

تا کمر در گلwaist-deep in mud                                           

water brashسوزش گلو(در اثر بالا آمدن ترشی معده) ، ترش کردگی 

جرم گوش ، چرک گوشwax                                                        

windباد شکم ، گاز معده ، نفخ                                                  

wombزهدان ، رحم                                                                     

wristمچ دست ، مچ                                                                   

wellسالم ، تندرست                                                                        

she is quite wellحال او کاملا خوب است                                    

to do well(بیمار)رو به بهبود بودن                                                  

the patient is doing wellحال بیمار خوب است                            

to get well(بیمار) خوب شدن ، سالم شدن                                         

John is sick. I hope he gets well soon


جان مریض است. امیدوارم زود حالش خوب شود


worseسلامتی یا حال بدتر                                                             

the patient became worseحال بیمار بدتر شد                        

to get worseبدتر شدن ، وخیم تر شدن                                          

my headache got worse as the traffic got worse


با سنگین تر شدن ترافیک سردرد من هم بدتر شد





  Comments ()
Recent Posts تعرفه ترجمه و ثبت سفارش آموزش نرم‌افزار SPSS سیستم کنترل مدیریت پایان نامه الیاف مسلح پلیمری تراز تجاری ترجمه مقاله تخصصی ترجمه مقاله ۱۳٩٦/٩/۱٠ مقالات مهندسی صنایع و مدیریت شریف(1393) مقالات مهندسی صنایع و مدیریت شریف(1395 1394)
My Tags paas (۱) 1000 لغت و جمله کاربردی انگلیسی (۱) iaas) (۱) stack در رایانش ابری چیست؟ (saas (۱) آشنایی با پوشش در برنامه های کوهنوردی (۱) استراتژی های ادغام افقی و عمودی (۱) اصطلاحات عبارات و واژه‌ های مهندسی متالورژی، جوشکا (۱) اصطلاحات و لغات برق - الکترونیک و ارتباطات (۱) اصطلاحات و لغات تخصصی رشته صنایع غذایی حرف a (۱) اصطلاحات و لغات حسابداری و ریاضی و آمار (۱) اصطلاحات و لغات حسابداری و ریاضی و آمار (1) (۱) اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 22 (۱) اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 27 (۱) اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 33 (۱) اصطلاحات و لغات حسابداری، ریاضی، آمار - بخش 36 (۱) اصطلاحات و لغات مدیریت، اقتصاد، بازرگانی (٢) اصطلاحات و لغات مدیریت، اقتصاد، بازرگانی - بخش 3 (۱) اصطلاحات و لغات مهندسی راه و ساختمان، معماری، عمرا (۱) اصطلاحات و کلمات تخصصی رشته حسابداری (۱) اصطلاحات کامپیوت (۱) اصلاح طیف طراحی آئین نامه 2800 (۱) اقتصاد کلان (۱) الگوریتم هیوریستیک (۱) الیاف شیشه (۱) انواع نمونه گیری (۱) بازار اوراق قرضه (۱) بررسی ارتباط بین کیفیت حسابداری و محافظه کاری شرطی (۱) برنامه ریزی استراتژیک (۱) برنامه ریزی خطی و برنامه ریزی پویا (۱) برنامه ریزی منابع سازمانی (۱) بهره وری (۱) بهینه سازی (۱) پایان نامه الیاف مسلح پلیمری (۱) پایان نامه پاکسازی لجنهای مخازن نگهذاری نفت خام با (۱) پایان نامه دانشگاه تربیت مدرس(1) (۱) پایان نامه مطالعه تغییرات ترشوندگی در سیلاب زنی آل (۱) پایان نامه های برق شریف (۱) پایان نامه های دامپزشکی(1) (۱) پایان نامه های دانشگاه آزاد(1) (۱) پایان نامه های دانشگاه آزاد(2) (۱) پایان نامه های دانشگاه آزاد(3) (۱) پایان نامه های دانشگاه آزاد(4) (۱) پایان نامه های دانشگاه آزاد(5) (۱) پایان نامه های دانشگاه آزاد(6) (۱) پایان نامه های رشته ادبیات و علوم انسانی(1) (۱) پایان نامه های رشته ادبیات و علوم انسانی(10) (۱) پایان نامه های رشته ادبیات و علوم انسانی(11) (۱) پایان نامه های رشته ادبیات و علوم انسانی(2) (۱) پایان نامه های رشته ادبیات و علوم انسانی(3) (۱) پایان نامه های رشته ادبیات و علوم انسانی(4) (۱) پایان نامه های رشته ادبیات و علوم انسانی(5) (۱) پایان نامه های رشته ادبیات و علوم انسانی(6) (۱) پایان نامه های رشته ادبیات و علوم انسانی(7) (۱) پایان نامه های رشته ادبیات و علوم انسانی(8) (۱) پایان نامه های رشته ادبیات و علوم انسانی(9) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(1) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(10) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(11) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(12) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(13) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(14) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(15) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(2) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(3) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(4) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(5) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(6) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(7) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(8) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی(9) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی مصنوعی(رشته کامپیوتر10) (۱) پایان نامه های شبکه عصبی مصنوعی(رشته کامپیوتر30) (۱) پایان نامه های شریف 1384 (۱) پایان نامه های شریف 1385 (۱) پایان نامه های شریف 1386 (۱) پایان نامه های شریف 1387 (۱) پایان نامه های شریف 1388 (۱) پایان نامه های شریف 1389 (۱) پایان نامه های شریف 1391 (۱) پایان نامه های شریف 1392 (۱) پایان نامه های شریف 1393 (۱) پایان نامه های شریف 1394 (۱) پایان نامه های شریف 1395 (۱) پایان نامه های شریف1390 (۱) پایان نامه های شیمی شریف (۱) پایان نامه های مدیریت شریف (۱) پایان نامه های مهندسی انرژی شریف (۱) پایان نامه های مهندسی معدن(1) (۱) پایان نامه های مهندسی معدن(2) (۱) پایان نامه های مهندسی معدن(3) (۱) پایان نامه های مهندسی معدن(4) (۱) پایان نامه های مهندسی معدن(5) (۱) پایان نامه های مهندسی معدن(6) (۱) پایان نامه های مهندسی کامپیوتر شریف (۱) پژوهش نفت(90) (۱) پژوهش نفت(91) (٢) پژوهش نفت(92) (۱) پژوهش نفت(93) (۱) پژوهش نفت(94) (۱) پژوهش نفت(96) (۱) پژوهش نقت(95) (۱) پژوهش های حقوق تطبیقی(1392) (۱) پژوهش های حقوق تطبیقی(1393) (۱) پژوهش های حقوق تطبیقی(1394) (۱) پژوهش های حقوق تطبیقی(1395) (۱) پژوهش های حقوق تطبیقی(1396) (۱) پوشاک کوهنوردی (۱) تجارت بنگاه با بنگاه (۱) تجزیه و تحلیل حساسیت (۱) تحلیل مالی (۱) تراز تجاری (۱) ترجمه دانشجویی (۱) ترجمه فایل صوتی و تصویری (۱) ترجمه متن مقاله و کتاب (۱) ترجمه مقاله (٢) ترجمه مقاله تخصصی (٢) ترجمه و پیاده‌سازی فایل های صوتی، تصویری و فیلم (۱) ترجمه کده (۱) تعرفه ترجمه (۱) تعرفه ترجمه و ثبت سفارش (۱) ثبت سفارش ترجمه و پایان نامه (۱) ثبت سفارش فوری (۱) ﺟﺰﻳﺮﻩ ﺣﺮﺍﺭﺗﻲ ﺷﻬﺮی (۱) چگونگی چاپ مقاله در یک ژورنال علمی (۱) حسابدار a (۱) حسابدار b (۱) حسابدار c (۱) خدمات سایت (۱) خرید پایان نامه های مهندسی برق(1) (٢) خرید پایان نامه های مهندسی برق(2) (۱) خرید پایان نامه های مهندسی برق(3) (۱) خرید پایان نامه های مهندسی برق(4) (۱) خرید پایان نامه های مهندسی برق(5) (۱) خرید پایان نامه های مهندسی برق(6) (۱) خرید پایان نامه های مهندسی برق(7) (۱) خرید پایان نامه های مهندسی برق(8) (۱) خرید پایان نامه های مهندسی برق(9) (۱) خرید پایان نامه های مهندسی پزشکی(1) (۱) دانشگاه تربیت مدرس پایان نامه های کشاورزی(1) (۱) دانشگاه تربیت مدرس پایان نامه های کشاورزی(2) (۱) دانشگاه تهران (۱) دانشگاه شریف پایان نامه های رشته ریاضی (۱) دانشگاه شریف پایان نامه های رشته شیمی و نفت (۱) دانشگاه شریف پایان نامه های رشته صنایع (۱) دانشگاه شریف پایان نامه های رشته فیزیک (۱) دانشگاه فردوسی پایان نامه های رشته ادبیات(1) (۱) دانشگاه فردوسی پایان نامه های رشته ادبیات(2) (۱) درباره ما (۱) دیکشنری حقوق (۱) راهنمای آبکشی در معادن (۱) راهنمای پهنه بندی توان اکولوژیک به منظور استقرار (۱) راهنمای مدیریت بهرهبرداری و نگهداری از تاسیسات (۱) راهنمای کاربردی انجام تحلیل خطر زلزله (۱) رفتار شهروندی سازمانی (۱) رگرسیون داده کاوی (۱) رگرسیون لجستیک (۱) رله حفاظتی (۱) روش های عددی و نرم افزارهای محاسباتی در پژوهش های (۱) زیباترین جملات عاشقانه (٢) سه عنصر کلیدی تغذیه برای بانوان ورزشکار (۱) سومین همایش تازه های روان شناسی مثبت نگر (۱) سیستم کنترل مدیریت (۱) شاخص اچ ایندکس(h-index) چیست و چگونه محاسبه می شود (۱) شبکه بیزی (۱) شرایط استخدام مترجم (۱) شماره volume و شماره issue number (۱) فرم استخدام مترجم (۱) فرهنگ میوه جات ، سبزیجات ، غلات ، تنقلات (۱) فرهنگ تولد زندگی مرگ (۱) فرهنگ شغل ، مشاغل ، کار ، حرفه (۱) فرهنگ آب و هوا ، شرایط جوی ، هوا (۱) فرهنگ اتومبیل و خودرو (۱) فرهنگ اخلاق ، خلق و خوی ، فضایل اخلاقی ، رذایل ا (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی t u v w x y z (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی حرف a (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی حرف b (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی حرف c (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی حرف d (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی حرف e (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی حرف f (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی حرف g (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی حرف h (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی حرف i (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی حرف j (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی حرف k l m (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی حرف n o p (۱) فرهنگ انگلیسی فارسی حرف q r s (۱) فرهنگ بدن ، اعضای بدن ، بیماری ها ، کالبدشناسی (۱) فرهنگ تفریح ، گردش ، سفر (۱) فرهنگ حسابداری dictionary of accounting terms joe (۱) فرهنگ حیوانات (۱) فرهنگ دانش ، علم ، تحصیل (۱) فرهنگ رنگ ها (۱) فرهنگ مذهب ، دین ، خدا ، (۱) قالب استاندارد مقاله انگلیسی (۱) لجستیک معکوس (۱) لغات تخصصی رشته مدیریت و اقتصاد (بخش ۱) (۱) لغات تخصصی رشته مدیریت و اقتصاد (بخش ۲) (۱) لغات تخصصی رشته مدیریت و اقتصاد (بخش ۳) (۱) لغات تخصصی رشته مدیریت و اقتصاد (بخش ۸ و 9) (۱) لغات تخصصی رشته مدیریت و اقتصاد (بخش4 و ۵ و 6 و 7) (۱) لغات تخصصی علمی مهندسی (۱) لغات تخصصی مهندسی متالورژی، جوشکاری، مواد (۱) (۱) لغات تخصصی کامپیوتر (۱) لغات واصطلاحات زمین لرزه (۱) لغات کامپیوتر (۱) لغت نامه کامل خودرو (۱) محفظه آب و هوایی climatic chamber (۱) مدیریت پرتفوی (۱) مدیریت زیرساخت ابر (۱) معرفی طرح تولید الیاف شیشه (۱) مقالات بتن(1390 1389 1388 1387) (۱) مقالات بتن(1391) (۱) مقالات بتن(1392) (۱) مقالات بتن(1393) (۱) مقالات بتن(1394) (۱) مقالات بتن(1395) (۱) مقالات بتن(1396) (۱) مقالات بررسی(243) (۱) مقالات بررسی(246) (۱) مقالات بررسی(249) (۱) مقالات بررسی(252) (۱) مقالات بررسی(255) (۱) مقالات بررسی(258) (۱) مقالات بررسی(261) (۱) مقالات بررسی(264) (۱) مقالات بررسی(267) (۱) مقالات بررسی(270) (۱) مقالات بررسی(273) (۱) مقالات بررسی(276) (۱) مقالات بررسی(279) (۱) مقالات بررسی(285) (۱) مقالات بررسی(295) (۱) مقالات بررسی(300) (۱) مقالات بررسی(313) (۱) مقالات بررسی(316) (۱) مقالات بررسی(319) (۱) مقالات بررسی(322) (۱) مقالات بررسی(62) (۱) مقالات بررسی(64) (۱) مقالات بررسی(68) (۱) مقالات بررسی(70) (۱) مقالات بررسی(74) (۱) مقالات بررسی(77) (۱) مقالات بررسی(80) (۱) مقالات بررسی(83) (۱) مقالات بررسی(86) (۱) مقالات بررسی(89) (۱) مقالات بررسی(92) (۱) مقالات بررسی(95) (۱) مقالات بررسی 560 (۱) مقالات بررسی 590 (۱) مقالات بررسی 620 (۱) مقالات ترجمه پرستاری (۱) مقالات ترجمه کنفرانس پرستاری (۱) مقالات مهندسی صنایع و مدیریت شریف(1393) (۱) مقالات مهندسی صنایع و مدیریت شریف(1395 1394) (۱) مقالات مهندسی صنایع و مدیریت شریف(1396) (۱) مقالات نرم افزار لمپس (۱) مقالات یافته های نو در روان شناسی(1392) (۱) نانو الیاف در پزشکی (۱) نرم افزار لمپس (۱) نمایه ی استنادی (citation index) چیست؟ (۱) همایش دانشجویی تازه های علوم بهداشتی کشور (۱) همایش ملی تکنولوژی های نوین در علوم و صنایع غذایی (۱) همایش کاربرد آمار در مدیریت و حکمرانی (۱) واژگان تجارت1 (۱) واژگان تجارت10 (۱) واژگان تجارت11 (۱) واژگان تجارت12 (۱) واژگان تجارت13 (۱) واژگان تجارت14 (۱) واژگان تجارت2 (۱) واژگان تجارت3 (۱) واژگان تجارت4 (۱) واژگان تجارت5 (۱) واژگان تجارت6 (٢) واژگان تجارت7 (٢) واژگان تجارت8 (٢) واژگان تجارت9 (٢) واژگان حسابداری (۱) واژگان حقوق 1 (۱) واژگان حقوق 2 (۱) واژگان حقوق 3 (۱) واژگان حقوق 4 (۱) واژگان حقوق 5 (۱) واژگان حقوق 6 (۱) واژگان حقوق 7 (۱) واژگان حقوق6 (۱) واژگان حقوقی - فقهی فارسی به انگلیسی (بخش دهم / ب (۱) واژگان حقوقی - فقهی فارسی به انگلیسی (بخش سی و یکم (۱) واژگان صنعت1 (۱) واژگان صنعت2 (۱) واژگان صنعت3 (۱) واژگان صنعت4 (۱) واژگان صنعت5 (۱) واژگان صنعت6 (۱) واژگان مدیریت1 (۱) واژگان مدیریت2 (۱) واژگان مدیریت3 (۱) واژگان مدیریت4 (۱) واژگان مدیریت5 (۱) واژگان مدیریت6 (۱) واژگان مدیریت7 (۱) واژگان مدیریت8 (۱) واژگان منابع طبیعی1 (۱) واژگان منابع طبیعی2 (۱) واژگان منابع طبیعی3 (۱) واژگان منابع طبیعی4 (۱) واژگان منابع طبیعی5 (۱) واژه نامه الف(2) (۱) واژه نامه الف (1) (۱) واژه نامه انگلیسی – فارسی مهندسی پلیمر و رنگ (۱) واژه نامه تخصصی حسابداری (۱) واژه نامه تخصصی دام و طیور (۱) واژه نامه تخصصی مهندسی شیمی و مهندسی بیوتکنولوژی (۱) واژه نامه تونل باد (۱) واژه نامه حقوق(الف-ب) (۱) واژه نامه حقوق(پ-خ) (۱) واژه نامه حقوق(د-ف) (۱) واژه نامه حقوق(ق-ی) (۱) واژه نامه گمرک(a) (۱) واژه نامه کامپیوتر (۱) کامپوزیت پلیمرهای مسلح شده با الیاف (frp) چیست؟ (۱) کنفرانس بین المللی برنامه ریزی و مدیریت محیط زیست (۱) کیفیت حسابداری و محافظه کاری شرطی و غیرشرطی (۱)
My Friends