مذهب ، دین ، خدا ، پرستش ، پرهیزکاری ، ایمان ، اعتقادات 

                               شیطان ، کفر ، گمراهی

 

 

 

 

 

adherentپیرو ، طرفدار                                                             

an adherent of Islamپیرو مذهب اسلام                                       

Allah

 

praise is due to Allah whose worth cannot be described by speakers, whose bounties cannot be counted by calculators and whose claim(to obedience) cannot be satisfied by those who attempt to do so, whom the height of intellectual courage cannot appreciate, and the divings of understanding cannot reach; He for whose description no limit has been laid down, no eulogy exists, no time is ordained and no duration is fixed. He brought forth creation through His Omnipotence, dispersed winds through His Compassion, and made firm the shaking earth with rocks

 

سپاس خداوندى را که سخنوران از ستودن او عاجزند ، و حسابگران از شمارش نعمت ‏هاى او ناتوان ، و تلاشگران از اداى حق او درمانده ‏اند. خدایى که افکار ژرف اندیش ، ذات او را درک نمى‏ کنند و دست غواصان دریاى علوم به او نخواهد رسید. پروردگارى که براى صفات او حد و مرزى وجود ندارد ، و تعریف کاملى نمى‏توان یافت و براى خدا وقتى معین ، و سر آمدى مشخص نمى‏توان تعیین کرد. مخلوقات را با قدرت خود آفرید ،  و با رحمت خود بادها را به حرکت در آورد و به وسیله ی کوه‏ ها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد

 

نه ادراک بر کنه ذاتش رسد                           نه فکرت به غور صفاتش رسد

نه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهم                         نه بر ذیل وصفش رسد دست فهم

چه شب ها نشستم در این فکر گم                   که دهشت گرفت آستینم که قم

یا:

ای ورای وصف و ادراک آمده                                 از صفات واصفان پاک آمده

 

I praise Allah seeking completion of His Blessing, submitting to His Glory and expecting safety from committing His sins. I invoke His help being in need of His Sufficiency(of protection). He whom He guides does not get astray, He with whom He is hostile gets no protection. He whom He supports does not remain needy. praise is most weighty of all that is weighed and the most valuable of all that is treasured. I stand witness that there is no god but Allah the One. He has no like. my testimony has been tested in its frankness, and its essence is our belief. we shall cling to it for ever till we live and shall store it facing the tribulations that overtake us because it is the foundation stone of Belief (iman) and the first step towards good actions and Divine pleasure. it is the means to keep Satan away

 

ستایش مى‏کنم خداوند او را ، براى تکمیل نعمت‏ هاى او و تسلیم بودن برابر بزرگى او و ایمن ماندن از نافرمانى او. و در رفع نیازها از او یارى مى‏ طلبم زیرا آن کس را که خدا هدایت کند ، هرگز گمراه نگردد ، و آن را که خدا دشمن دارد ، هرگز نجات نیابد و هر آن کس را که خداوند بى نیاز گرداند ، نیازمند نخواهد شد. پس ستایش خداوند گران سنگ‏ ترین چیز  است و برترین گنجى است که ارزش ذخیره شدن دارد ، و گواهى مى ‏دهم که جز خداى یکتاى بى شریک ، معبودى نیست ، شهادتى که اخلاص آن آزموده  و پاکى و خلوص آن را باور داریم و تا زنده ‏ایم بر این باور استواریم ، و آن را براى صحنه ‏هاى هولناک روز قیامت ذخیره مى ‏کنیم ، زیرا شهادت به یگانگى خدا ، نشانه ی استوارى ایمان ، باز کننده ی درهاى احسان ، مایه ی خشنودى خداى رحمان و دور کننده ی شیطان است.

 

allah collected from hard, soft, sweet and sour earth, clay which he dripped in water till it got pure, and kneaded it with moisture till it became gluey. from it he carved an image with curves, joints, limbs and segments. He solidified it till it dried up for a fixed time and a known duration. then He blew into it out of his spirit whereupon it took the pattern of a human being with mind that governs him, intelligence which he makes use of, limbs that serve him, organs that change his position, sagacity that differentiates between truth and untruth, tastes and smells, colours and species. he is a mixture of clays of different colours, cohesive materials, divergent contradictories and differing properties like heat, cold, softness and hardness.

then Allah asked the angels to fulfil His promise with them and to accomplish the pledge of His injunction to them by acknowledging Him through prostration to Him and submission to His honoured position. so Allah said :

"be prostrate towards Adam and they prostrated except Satan"

self-importance withheld him and vice overcame him. so that he took pride in his own creation with fire and treated contemptuously the creation of clay. so Allah allowed him time in order to let him fully deserve His wrath, and to complete test  and to fulfil the promise (He had made to Satan). thus, He said:  "verily you have been allowed time till the known Day".

 

خداوند بزرگ ، خاکى از قسمت ‏هاى گوناگون زمین ، از قسمت ‏هاى سخت و نرم ، شور و شیرین گرد آورد ، آب بر آن افزود تا گلى خالص شد و با افزودن رطوبت ، چسبناک گردید ، که از آن اندامى شایسته و عضوهایى جدا و به یکدیگر پیوسته آفرید. آن را خشکانید تا محکم شد. خشکاندن را ادامه داد تا سخت شد تا زمانى معین و سر انجامى مشخص ، اندام انسان کامل گردید. آنگاه از روحى که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانى زنده در آمد ، داراى نیروى اندیشه که وى را به تلاش اندازد و داراى افکارى که در دیگر موجودات تصرف نماید. به انسان اعضاء و جوارحى بخشید که در خدمت او باشند ، و ابزارى عطا فرمود که آنها را در زندگى به کار گیرد. قدرت تشخیص به او داد تا حق و باطل را بشناسد و حواس چشایى و بویایى و وسیله ی تشخیص رنگ‏ ها و اجناس مختلف در اختیار او قرار داد. انسان را مخلوطى از رنگ‏ هاى گوناگون و چیزهاى همانند و سازگار ، و نیروهاى متضاد ، و مزاج‏ هاى گوناگون ، گرمى ، سردى ، ترى ، خشکى ، قرار داد. سپس از فرشتگان خواست تا آن چه در عهده دارند انجام دهند و عهدى را که پذیرفته‏ اند وفا کنند ، اینگونه که بر آدم سجده کنند ، و او را بزرگ بشمارند ، و فرمود: "بر آدم سجده کنید پس فرشتگان همه سجده کردند جز شیطان"  غرور و خود بزرگ بینى او را گرفت و شقاوت و بدى بر او غلبه کرد ، و به آفرینش خود از آتش افتخار نمود ، و آفرینش انسان از خاک را پست شمرد. خداوند براى سزاوار بودن شیطان به خشم الهى و براى کامل شدن آزمایش و تحقق وعده ‏ها ، به او مهلت داد و فرمود: "تا روز رستاخیز مهلت داده شدى"

 

Allah inhabited Adam in a house where He made his life pleasant and his stay safe, and He cautioned him of Satan and his enmity. then his enemy(Satan) envied his abiding in Paradise and his contacts with the virtuous. so he changed his conviction into wavering and determination into weakness. He thus converted his happiness into fear and his prestige into shame. then Allah offered to Adam the chance to repent, taught him words of His Mercy, promised him return to His Paradise and sent him down to the place of trial and procreation of progeny

 

خداوند آدم را در خانه ‏اى مسکن داد که زندگى در آن گوارا بود. جایگاه او را امن و امان بخشید و او را از شیطان و دشمنى او ترساند. پس شیطان او را فریب داد ، بدان علت که از زندگى آدم در بهشت و هم نشینى او با نیکان حسادت ورزید. پس آدم علیه السلام یقین را به تردید ، و عزم استوار را به گفته‏ هاى ناپایدار شیطان فروخت و شادى خود را به ترس تبدیل کرد ، که فریب خوردن براى او پشیمانى آورد. آنگاه خداى سبحان در توبه را بر روى آدم گشود و کلمه ی رحمت بر زبان او جارى ساخت و به او وعده ی بازگشت به بهشت را داد. آنگاه آدم را به زمین ، خانه ی آزمایش ‏ها و مشکلات فرود آورد تا ازدواج کند ، و فرزندانى پدید آورد و خداى سبحان از فرزندان او پیامبرانى برگزید.

 

even if Allah had not warned of chastisement on those disobedient to him, it would be obligatory by way of gratefulness for his favours that he shouldn’t be disobeyed

 

اگر خدا بر گناهان وعده ی عذاب هم نمی داد ، لازم بود به خاطر سپاسگزاری از نعمت هایش نافرمانی نشود

 

beware of disobeying Allah in solitude, because the witness(of the situation) is also the judge

 

از نافرمانی خدا در خلوت ها بپرهیزید زیرا همان که گواه است داوری نیز است

 

O my Allah! You deserve handsome description and the highest esteem. if wish is directed towards You,  You are the best to be wished for. if hope is reposed in You, You are the most honored to be hoped from.

 

خدایا تویى سزاوار ستایش ‏هاى نیکو ، و بسیار و بى شمار تو را ستودن اگر تو را آرزو کنند پس بهترین آرزویى ، و اگر به تو امید بندند ، بهترین امیدى.

 

O my Allah! You have bestowed on me such power that I do not praise any one other than You, and I don’t eulogize any one save(except)You. I do not direct my praise towards others who are sources of disappointment and centres of misgivings. You have kept away my tongue from the praises of human beings and eulogies of the created and the sustained.

 

خدایا درهاى نعمت بر من گشودى که زبان به مدح غیر تو نگشایم. و بر این نعمت‏ ها غیر از تو را ستایش نکنم ، و زبان را در مدح نومیدکنندگان ، و آنان که مورد اعتماد نیستند باز نکنم.

 

 

O my Allah! every praiser has on whom he praises the right of reward and recompense. certainly, I have turned to You with my eye at the treasures of Your Mercy and stores of forgiveness.

 

خداوندا هر ثناگویى از سوى ستایش شده پاداشى دارد ، به تو امید به ستم که مرا به سوى ذخائر رحمت و گنج ‏هاى آمرزش آشنا کنى.

 

O my Allah! here stands one who has singled You with Oneness that is Your due and has not regarded any one deserving of these praises and eulogies except You. my want towards You is such that nothing except Your generosity can cure its destitution, nor provide for its need except Your obligation and Your generosity. so do grant us in this place Your will and make us free from stretching hands to anyone other than nee. "certainly, Your are powerful over every thing"

 

خدایا این بنده توست که تو را یگانه مى‏خواند ، و توحید و یگانگى تو را سزاست ، و جز تو کسى را سزاوار این ستایش ‏ها نمى ‏داند. خدایا مرا به درگاه تو نیازى است که جز فضل تو جبران نکند ، و آن نیازمندى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند ، پس در این مقام رضاى خود را به ما عطا فرما ، و دست نیاز ما را از دامن غیر خود کوتاه گردان که «تو بر هر چیزى توانایى»

 

Ali(ibn Abi Talib)علی ابن ابیطالب(ع)                                    

born с 600, Mecca. died January 661, Al-Kūfah, Iraq. Cousin and son-in-law of the Prophet Muhammad and fourth caliph (656–661).
Alī was a ward of Muhammad, just as Muhammad himself had been a ward of Alī's father, Abū  Tālib. An early convert to Islam, he helped foil an assassination plot against Muhammad and, following the Hijrah to Medina (622), fought beside him against his enemies, gaining renown as a soldier. Since some in the early Muslim community claimed that Muhammad did not name any successor and others claimed that he named Alī, the controversy over Alī's claim to the caliphate resulted in the fundamental schism in Islam that eventually led to the creation of the Shīite (from shīat Alī, "party of Alī") and Sunnite branches of the religion. His willingness to compromise with his adversaries during the first fitnah led some of his troops to

 

desert and form the Khārijite sect, one of whose members later assassinated Alī. In later Islamic hagiography, Alī was held up as the paradigm of youthful chivalry and virtue by both Shīites and Sunnites.

 

 

angelفرشته ، فرشتگان                                                              

God created the openings between high skies and filled them with all classes of his angels. some of them are in prostration and do not kneel up.  others in kneeling position and do not stand up. some of them are in array and do not leave their position. others are extolling God and do not get tired. the sleep of the eye or the slip of wit, or languor of the body or the effect of forgetfulness

does not effect them. among them are those who work as trusted bearers of His message, those who serve as speaking tongues for His prophets and those who carry to and fro His orders and injunctions. among them are the protectors of His creatures and guards of the doors of the gardens of Paradise. among them are those also whose steps are fixed on earth but their necks are protruding into the skies, their limbs are getting out on all sides, their shoulders are in accord with the columns of the Divine Throne, their eyes are downcast before it, they have spread down their wings under it and they have rendered between themselves and all else curtains of honour and screens of power. they do not think of their creator through image, do not impute to Him attributes of the created,  do not confine Him within abodes and do not point at Him through illustrations 

 

خدا آسمان ‏هاى بالا را از هم گشود ، و از فرشتگان گوناگون پر نمود. گروهى از فرشتگان همواره در سجده ‏اند و رکوع ندارند و گروهى در رکوعند و یاراى ایستادن ندارند و گروهى در صف ‏هایى ایستاده ‏اند که پراکنده نمى ‏شوند و گروهى همواره تسبیح گویند و خسته نمى ‏شوند و هیچ گاه خواب به چشمشان راه نمى‏یابد ، و عقل ‏هاى آنان دچار اشتباه نمى‏ گردد ، بدن ‏هاى آنان دچار سستى نشده ، و آنان دچار بى خبرى برخاسته از فراموشى نمى ‏شوند. برخى از فرشتگان ، امینان وحى الهى ، و زبان گویاى وحى براى پیامبران مى ‏باشند ، که پیوسته براى رساندن حکم و فرمان خدا در رفت و آمدند. جمعى از فرشتگان حافظان بندگان ، و جمعى دیگر دربانان بهشت خداوندند. بعضى از آنها پاهایشان در طبقات پایین زمین قرار داشته ، و گردن ‏هاشان از آسمان فراتر ، و ارکان وجودشان از اطراف جهان گذشته ، عرش الهى بر دوش ‏هایشان استوار است ، برابر عرش خدا دیدگان به زیرافکنده ، و در زیر آن ، بال ها را به خود پیچیده ‏اند. میان این دسته از فرشتگان با آنها که در مراتب پایین ‏ترى قرار دارند ، حجاب عزت ، و پرده‏ هاى قدرت ، فاصله انداخته است. هرگز خدا را با وهم و خیال ، در شکل و صورتى نمى ‏پندارند ، و صفات پدیده‏ ها را بر او روا نمى ‏دارند ، هرگز خدا را در جایى محدود نمى‏ سازند ، و نه با همانند آوردن ، به او اشاره مى ‏کنند

 

 

apostacy , apostasy /ə"pQstəsI/از دین برگشتگی ، ارتداد           

apostate /ə"pQstət/مرتد                                                         

apostle

 

فرستاده ، رسول ، (معمولا با A بزرگ) حواری(هر یک از دوازده پیرو عیسی) ، نخستین مبلغ مسیحی(در هر مکان بخصوص) ، هر یک از نخستین مبشرین مسیحی ، مبشر ، مژده آور

            

ascetic /ə"setIk/

 

زاهدانه ، پرهیزکاری ، پارسایی ، ریاضت ، زاهد ، پارسا ، پرهیزکار

 

some monks lead an ascetic life

 

برخی از راهبان زندگی زاهدانه ای دارند

 

don’t outlaw tipplers, oh pious ascetic…

 

منع رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت...

 

asceticism /ə"setIsIzəm/ریاضت ، زهد ، پارسایی                          

منحرف ، گمراهastray /ə"streI/                                                              

گمراه کردنto lead astray                                                     

گمراه شدنto go astray                                                          

دوستان بد او را گمراه کردندbad friends led her astray              

don’t walk on a road which may lead you astray

 

در راهی که تو را خوف گمراهی است پیش مرو

 

انکار هستی خدا ، الحاد ، کفرatheism /"eITIIzəm/                                           

منکر خدا ، ملحد ، کافرatheist /"eITIIst/                                                   

ملحدانه ، کافرانهatheistic /%eITI"IstIk/                                

 

Bahai faithمذهب بهائیت                                                       

Bahai faith is one of the world’s newer religions. the Bahai faith was founded by Mirza Hoseyn Ali Nuri who became known as Baha Ullah. he believed he was a prophet, or messenger, of God. the Bahai faith started in what is now Iranin the mid-1800s and spread to other countries such as Egyptand India. the Bahai faith, which had its roots in Islam. orthodox members of the Shiah sect of Islam believe that the 12th and last Imam, or successor of Muhammad, disappeared and will one day reappear to save the world

 

 

baptism

 

(مسیحیت) غسل تعمید(که به نوزادان و تازه مسیحیان داده می شود) ، آیین غسل تعمید و نامگذاری کودک         

 

baptistتعمید دهنده                                                                  

baptisteryمحل دادن غسل تعمید(به ویژه در کلیسا) ، تعمیدگاه             

to baptize(مسیحیت) غسل تعمید دادن(برای مسیحی کردن)               

ایمان ، اعتقادbelief                                                                     

اعتقادات مذهبیreligious beliefs                                             

my belief in the goodness of human nature

 

ایمان من به پاکی سرشت انسان

 

God damn them for getting in the way of your beliefs

 

خدا ازشون نگذره که با اعتقادات شما در میفتن

 

belief means appreciation with the heart, acknowledgement with the tongue and action with the limbs

 

ایمان ، بر شناخت با قلب ، اقرار با زبان ، و عمل با اعضاء و جوارح استوار است

 

ایمان داشتن ، اعتقاد داشتنto believe                                             

به خدا ایمان دارمI believe in God                                          

به ارواح اعتقاد داری؟do you believe in ghosts?                                   

do you believe there are angels, fairies and

devils?

 

آیا به فرشتگان ، پریان و شیاطین اعتقاد دارید؟

 

blessed are they who have not seen, and yet have believed

 

خوشا به حال کسانی که ندیده ایمان آوردند

 

believe well and have well

 

ایمانت قوی باشد ، کارهایت رو به راه خواهد شد

 

no strom harms man who believes

 

توفان هم نمی تواند به مرد مومن آسیب رساند

 

they can conquer who believe they can

 

کسی که به پیروزی خود ایمان دارد حتما پیروز می شود

 

believerبا ایمان ، مومن ، معتقد                                                    

a real believer is a person, who shares his property with a poor person and treats him on justice

 

مومن واقعی است که در مال خود با فقیر مساوات کند و با مردم به انصاف رفتار نماید

 

quick believers need broad shoulders

 

آدم های زود باور آسیب پذیر می شوند

 

the Beneficentخدای رحمان                                                  

the Beneficent, has made known the Qur’an, He has created man. He has taught him utterance. the sun and the moon are made punctual. the stars and the trees adore. and the sky He has uplifted ; and He has set the measure, that you don’t exceed the measure, but observe the measure strictly, nor fall short thereof. and the earth has He appointed for his creatures.wherein are fruit and sheathed palm-trees, Husked grain and scented herb. He created man of clay like the potter’s, and the jinn did He create of smokeless fire. which is it, of the favours of your Lord, that ye deny?

 

خداى رحمان. قرآن را یاد داد ، انسان را آفرید ، به او بیان آموخت. خورشید و ماه بر حسابى(روان) اند ، و گیاه و درخت براى او سجده مى‏کنند! ، و آسمان را برافراشت ، و میزان و قانون (در آن) گذاشت ، تا در میزان طغیان نکنید(و از مسیر عدالت منحرف نشوید) ، و وزن را بر اساس عدل برپا دارید و میزان را کم نگذارید! ، زمین را براى خلایق آفرید ، که در آن میوه‏ ها و نخل هاى پرشکوفه است ، و دانه‏ هایى که همراه با ساقه و برگى است که به صورت کاه در مى‏ آید ، و گیاهان خوشبو! . انسان را از گل خشکیده‏ اى همچون سفال آفرید ، و جن را از شعله‏ هاى مختلط و متحرک آتش خلق کرد! ، پس کدامین نعمت هاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟!

 

Lord of the two Easts, and Lord of the two Wests!. He hath loosed the two seas. they meet.

there is a barrier between them. they encroach not (one upon the other). there comes forth from both of them the pearl and coral-stone. His are the ships displayed upon the sea, like banners. everyone that is thereon will pass away; there remaines but the Countenance of thy Lord of Might and Glory. all that are in the heavens and the earth entreat Him. every day He exercises (universal) power. we shall dispose of you, O you two dependents (man and jinn).

 

او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است! دو دریاى مختلف(شور و شیرین، گرم و سرد) را در کنار هم قرار داد ، در حالى که با هم تماس دارند؛ در میان آن دو برزخى است که یکى بر دیگرى غلبه نمى‏کند(و به هم نمى ‏آمیزند)! ، از آن دو ، لؤلؤ و مرجان خارج مى ‏شود. و براى اوست کشتی هاى ساخته شده که در دریا به حرکت درمى‏آیند و همچون کوهى هستند!  ، همه ی کسانى که روى آن( زمین) هستند فانى مى ‏شوند ، و تنها ذات ذوالجلال و گرامى پروردگارت باقى مى ‏ماند! ، تمام کسانى که در آسمان ها و زمین هستند از او تقاضا مى‏ کنند ، و او هر روز در شان و کارى است!  ، به زودى به حساب شما مى‏ پردازیم اى دو گروه انس و جن!

 

O company of jinn and men, if you have power to penetrate(all) regions of the heavens and the earth, then penetrate(them)! you will never penetrate them save with (Our) sanction. there will be sent, against you both, heat of fire and flash of brass, and you will not escape. and when the heaven splittes asunder and becomes rosy like red hide, on that day neither man nor jinni will be questioned of his sin. the guilty will be known by their marks, and will be taken by the forelocks and the feet. this is hell which the guilty deny. they go circling round between it and fierce, boiling water.

 

اى گروه جن و انس! اگر مى‏توانید از مرزهاى آسمان ها و زمین بگذرید ، پس بگذرید ، ولى هرگز نمى ‏توانید ، مگر با نیرویى (فوق العاده)! ، شعله ‏هایى از آتش بى‏دود ، و دودهایى متراکم بر شما فرستاده مى ‏شود؛ و نمى‏ توانید از کسى یارى بطلبید! ، در آن هنگام که آسمان شکافته شود و همچون روغن مذاب گلگون گردد(حوادث هولناکى رخ مى‏ دهد که تاب تحمل آن را نخواهید داشت)! ، در آن روز هیچ کس از انس و جن از گناهش سؤال نمى ‏شود(و همه چیز روشن است)! ، مجرمان از چهره ‏هایشان شناخته مى‏ شوند؛ و آنگاه آنها را از موهاى پیش سر، و پاهایشان مى‏گیرند(و به دوزخ مى ‏افکنند)! ، این همان دوزخى است که مجرمان آن را انکار مى‏ کردند! ، امروز در میان آن و آب سوزان در رفت و آمدند!

 

 

but for him who fears the standing before his Lord there are two gardens. of spreading branches. wherein are two fountains flowing. wherein is every kind of fruit in pairs. reclining upon couches lined with silk brocade, the fruit of both the gardens near to hand. therein are those of modest gaze, whom neither man nor jinni will have touched before them. (in beauty) like the jacynth and the coral-stone. is the reward of goodness aught save goodness ? which is it, of the favours of your Lord, that ye deny? and beside them are two other gardens, dark green with foliage. wherein are two abundant springs. wherein is fruit, the date-palm and pomegranate. wherein (are found) the good and beautiful - fair ones, close-guarded in pavilions - whom neither man nor jinni will have touched before them - reclining on green cushions and fair carpets. blessed be the name of thy Lord, Mighty and glorious!

 

و براى کسى که از مقام پروردگارش بترسد ، دو باغ بهشتى است! ، (آن دو باغ بهشتى) داراى انواع نعمتها و درختان پرطراوت است! ، در آنها دو چشمه ی همیشه جارى است! ، در آن دو ، از هر میوه اى دو نوع وجود دارد(هر یک از دیگرى بهتر)! ، این در حالى است که آنها بر فرش هایى تکیه کرده ‏اند با آسترهائى از دیبا و ابریشم ، و میوه ‏هاى رسیده ی آن دو باغ بهشتى در دسترس است! ، در آن باغ هاى بهشتى زنانى هستند که جز به همسران خود عشق نمى‏ ورزند؛ و هیچ انس و جن پیش از اینها با آنان تماس نگرفته است. آنها همچون یاقوت و مرجانند! ، آیا جزاى نیکى جز نیکى است؟! ، پس کدامین نعمت هاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟! ، و غیر از آن دو(باغ) دو باغ(دیگر نیز) هست ، که از (شدت) سبزى سیه‏ گون مى ‏نماید. در آن دو (باغ) دو چشمه ی همواره جوشان است ، در آن دو میوه و خرما و انار است. در آنجا (زنانى) نکوخوى و نکورویند ، حورانى پرده‏نشین در (دل) خیمه ‏ها ، دست هیچ انس و جنى پیش از ایشان به آنها نرسیده است ، بر بالش سبز و فرش نیکو تکیه زده ‏اند. خجسته باد نام پروردگار شکوهمند و بزرگوارت

 

Bible

 

انجیل ، کتاب مقدس مسیحیان ، کتاب مقدس یهود ، (بخشی) از تورات ، نسخه یا متن به خصوصی از کتاب مقدس ، هر کتاب مقدس

 

the Quran is the Muslim Bible

 

قرآن کتاب مقدس مسلمانان است

 

 (با نشان یا درود یا دعا) تقدیس کردن ، مقدس خواندنto bless                

نام مقدس او را ستایش می کنیمwe bless his holy name           

blessing

 

دعای خیر ، طلب آمرزش ، طلب برکت ، دعای پیش / پس از غذا ، نعمت ، فیض ، تبرک ، موهبت الهی

 

 let us ask for God’s blessingاز خدا طلب مغفرت کنیم             

surely in every blessing there is a right of Allah. if one discharges that right Allah increases the blessing, and if one falls short of doing so one stanks in danger of losing the blessing

 

خدا را در هر نعمتی حقی است هر کس آن را بپردازد ، فزونی یابد و آن کس که نپردازد و کوتاهی کند ، در خطر نابودی قرار می گیرد

 

they said a blessing and began to eat

 

آنان گفتند((خدایا شکر تو)) و شروع کردند به خوردن

 

the parents gave their blessing to the newlyweds

 

والدین دعای خود را بدرقه ی تازه ازدواج کرده ها کردند

 

health is a blessing that money cannot buy

 

سلامتی موهبتی است که با پول نمی توان خرید

 

it would be a blessing if it rained

 

اگر باران بیاید موهبت الهی است

 

a blessing in disguise

 

چیزی که ابتدا خوشایند نیست ولی بعدا معلوم می شود که خوب بوده ، توفیق اجباری

 

to count one’s blessings

 

شکر خدا را به جا آوردن ، موهبت های خدا را برشمردن

 

the Bible is an important book to both Jews and Christians. its writings unite followers within each faith by giving them a common source for religious belief and practice. although they include some of the same writings, the Bible of Judaism is different than the Bible of Christianity

 

Brahma

 

(در مذهب هندوها) جوهر و اساس جهان ، والاترین عضو تثلیث ( براما- ویشو- سیوا) و آفریدگار جهان

 

Buddha

 

بودا (سیدارتا گوتاما : حدود 563-483 پیش از میلاد – پارسا و حکیم هندی و موسس مذهب بودائیسم یا بوداگرایی)

 

the founder of Buddhism was a man named Siddhartha Gautama. he was later given the title of the Buddha. the title means "enlightened one". the Buddha is known as a man of great wisdom and compassion. he taught his fellow human beings how to overcome suffering

 

پایه گذار و موسس مذهب بودا شخصی به نام سیدارتا گوتاما بود که بعدها لقب بودا به آن داده شد. بودا به معنای "شخص بیدار دل و کسی که به روشنی رسیده" می باشد. بودا به مردی با خردی بزرگ و مهرورزی معروف است. او به پیروان خود آموخت که چطور بر رنج غلبه کنند

 

مذهب بودا ، بوداگراییBuddhism                                          

Buddhism is a religion and philosophy encompassing a variety of traditions, beliefs and practices, largely based on teachings attributed to Siddhartha Gautama, commonly known as the Buddha, and is classified as an Indian religion

 

مذهب بودا ، دین و فلسفه ای است که انواع مختلفی از سنت ها ، باورها ، و اعمالی که بیشتر بر آموزه های سیدارتا گوتاما (بودا) مبتنی است در بر می گیرد. و در رده ی یک مذهب هندی به شمار می رود

the Buddha lived and taught in the northeastern Indian subcontinent sometime between the 6th and 4th centuries BCE. he is recognized by adherents as an awakened teacher who shared his insights to help sentient beings end suffering (or dukkha), achieve nirvana, and escape what is seen as a cycle of suffering and rebirth

بودا در شمال شرقی شبه قاره ی هند بین قرن 4 و 6 قبل از میلاد      می زیست و تعلیم دید. او در نزد پیروان خود به عنوان معلم بیدار دل شناخته می شد ، کسی که با درون بینی و بصیرت های خویش در کمک به پایان دادن رنج  ، رسیدن به نیروانا و رهایی از آنچه که به صورت چرخه ای از رنج و تولد مجدد است نقش داشت

various sources put the number of Buddhists in the world at between 230 million and 500 million, making it the world’s fourth-largest religion

منابع مختلفی تعداد بوداییان را در سراسر دنیا بین 230 تا 500 میلیون نفر برآورد کرده اند و چهارمین دین بزرگ اصلی جهان (پس از مسیحیت ، اسلام و هندوگرایی) است

the Four Noble Truths were the first teaching of Gautama Buddha after attaining Nirvana. they are sometimes considered as containing the essence of the Buddha’s teachings and are presented in the manner of a medical diagnosis and remedial prescription-a style common at that time

 

چهار حقیقت اصیل اولین نظریات بودا پس از دستیابی به نیروانا یا رهایی بودند. که گاهی اوقات به عنوان محتوا و جوهره ی آموخته های بودا در نظر گرفته می شوند. و در روش تشخیص بیماری(بیماری رنج در انسان ها) و تجویز دارو و درمان(برای دست یافتن به سلامت)-شیوه ی رایج در هر زمان ارائه می شوند

1-life as we know it ultimately is or leads to suffering/uneasiness (dukkha) in one way or another

1- حقیقت نخست : همانطور که می دانیم زندگی و جهان سرانجام منجر به رنج در یک راه یا دیگری می شود

2-suffering is caused by craving. this is often expressed as a deluded clinging to a certain sense of existence, to selfhood, or to the things or phenomena that we consider the cause of happiness or unhappiness. craving also has its negative aspect, i.e. one craves that a certain state of affairs not exist

2- حقیقت دوم : سبب رنج آدمی تمایلات نفسانی و شوق و علاقه ی جسم خاکی و هواهای دنیوی است. این اغلب به صورت دلبستگی دروغین به یک حس خاص از زندگی ، به خود ، یا به چیزها یا پدیده ای که ما آن را علت خوشحالی یا ناراحتی و رنج در نظر می گیریم می باشد. گرایش نفسانی نیز جنبه ی منفی دارد یعنی انسان نسبت به اموری دل می بندد که وجود ندارند

3-suffering ends when craving ends. this is achieved by eliminating delusion, thereby reaching a liberated state of Enlightenment (bodhi);

3- حقیقت سوم: وقتی میل و هوس از بین برود ،  همه ی رنج ها نیز پایان می یابد. این با حذف خیال باطل دست یافتنی است ، بدین طریق به یک حالت رهایی  از بیداری و روشنی می رسد

4-reaching this liberated state is achieved by following the pathlaid out by the Buddha

 

4-  راه رسیدن به رهایی با پیروی از مسیر آیین و آموزه ی بودا میسر می شود

the "truths" do not represent mere statements, but are categories or aspects that most worldly phenomena fall into, grouped in two:

همه فرقه های بودایی در اعتقاد به جوهر نظریات بودا ، که به چهار حقیقت مطلق مشهور است ، مشترک هستند.
این چهار حقیقت عبارت اند از

1-suffering and causes of suffering                       2-cessation and the paths towards liberation from suffering

they are:                                                                       1-"The noble truth that is suffering"                         2-"The noble truth that is the arising of suffering" 3-"The noble truth that is the end of suffering"      4-"The noble truth that is the way leading to the end of suffering"

حقیقت اصیل نخست رنج است                                              حقیقت اصیل دوم علت رنج دیدن(گرایش های نفسانی) است         حقیقت اصیل سوم پایان رنج دیدن است                                 حقیقت اصیل چهارم راهی برای رسیدن به جایگاه بی رنجی است

the evidence of the early texts suggests that the Buddha was born in a community that was on the periphery, both geographically and culturally, of fifth century BCE northeastIndia. this community seems to have had two categories of people, masters and servants. it was either a small republic, in which case his father was an elected chieftain or an oligarchy, in which case his father was an oligarch

 

شواهد متون اولیه حاکی از این هستند که بودا در جامعه ای به دنیا آمد که در اطراف آن ، هم  ، از قرن پنجم پیش از میلاد در شمال شرقی هند بود.  در زمان بودا جامعه به نظر می رسد که به دو بخش از مردم تقسیم می شده است ، شهریاران و جنگاوران(کشتریا) ، و بردگان و خدمتکاران(سودرا). آن یا یک جمهوری / گروه کوچکی بود ، که در آن مورد پدر بودا یک حاکم قبیله بوده که در این مورد پدرش یک کیان بود

 

 

the Buddha was born in Lumbini, around the year 563 BCE, and raised in Kapilavastu, both in modern-day Nepal

 

بودا در باغ های لومبینی در حدود سال 563 قبل از میلاد در منطقه ی کاپیلاواستو در نپال امروزی می زیست

 

according to this narrative, shortly after the birth of young prince Siddhartha Gautama, an astrologer visited the young prince’s father-King Śuddhodana-and prophesied that Siddhartha would either become a great king or renounce the material world to become a holy man, depending on whether he saw what life was like outside the palace walls

 

بر طبق این روایت ، پس از زایش شاهزاده ی جوان ، سیدارتا گوتاما ، پیشگویی به دیدار پدر شاهزاده ی جوان رفت و پیشگویی ایشان بدین گونه بود که سیدارتا در آینده یا پادشاهی جهانگیر خواهد شد یا روحانی ‌ای بیداردل که جهانیان را از خواب نادانی خواهد رهاند که بستگی به این دارد که او زندگی بیرون از دیوارهای قصر را چگونه ببیند

 

Śuddhodana was determined to see his son become a king so he prevented him from leaving the palace grounds. but at age 29, despite his father’s efforts, Siddhartha ventured beyond the palace several times. in a series of encounters-known in Buddhist literature as the four sights he learned of the suffering of ordinary people, encountering an old man, a sick man, a corpse and, finally, an ascetic holy man, apparently content and at peace with the world. these experiences prompted Gautama to abandon royal life and take up a spiritual quest

 

پدر سیدارتا یعنی سودودانا شاه به شدت علاقه مند بود که پسرش جهانشاه شود و برای اینکه پسرش در راه اول قرار گیرد سعی داشت او را در کاخ نگه دارد و نگذارد که با رنج و درد های موجود در جهان آشنا شود. با این حال سیدارتای کمال‌ جو از کاخ‌ ها گریخت و در طی چهار بار گریز خویش با چهار منظره آشنا گشت: پیری ، بیماری ، مرگ و شخصی پارسا و راهب  که گویا از همه ی رنج ها آسوده بود. دیدن چهارمین منظره بر سیدارتا تاثیری ژرف نهاد و بر آن شد تا زندگی شاهزادگی را نهاده به جستجوی حقیقت شرایط آدمیان بپردازد

 

بودا آن گاه با مرتاضی رو برو می شود که خود را از مصائب زندگی آزاد می داند ، او درباره آن چه آن روز می بیند به تامل می پردازد و نخستین نقطه عطف زندگیش می رسد

 

Gautama first went to study with famous religious teachers of the day, and mastered the meditative attainments they taught. but he found that they did not provide a permanent end to suffering, so he continued his quest. he next attempted an extreme asceticism, which was a religious pursuit common among the Shramanas, a religious culture distinct from the Vedic one. Gautama underwent prolonged fasting, breath-holding, and exposure to pain. he almost starved himself to death in the process. he realized that he had taken this kind of practice to its limit, and had not

 

برای یافتن راه رهایی بود که سیدارتا از کاخ فرار کرد و چند سال فراگیری تعالیم برهمنان و شش سال ریاضت را تجربه کرد ، و مدتی را به مراقبه و تفکر پرداخت اما در هیچ کدام راه دائمی از رهایی را نیافت. از این رو او به جستجو و پژوهش خود ادامه داد. سپس بودا چند سالی به پرهیزکاری و ریاضت دائمی و نفس کشی و تحمل رنج روی می آورد که در آن دوران در میان رهروان آواره(شراماناس) رایج بود ، یک فرهنگ مذهبی که از مذهب ودایی مجزا بود. گوتاما به روزه گرفتن ، و نفس کشی و ریاضت کشیدن و خودداری ، و خود را در معرض رنج قرار می داد. او دریافت که برای محدودیت خود این نوع عمل را پذیرفته است. پس از گذراندن مدتی با مرتاضان ، آن راه را راه راستین حقیقت یابی ندانست و راهی میانه در پیش گرفت

 

put an end to suffering. so in a pivotal moment he accepted milk and rice from a village girl and changed his approach. he devoted himself to anapanasati meditation, through which he discovered what Buddhists call the Middle Way: a path of moderation between the extremes of self-indulgence and self-mortification

 

و به رنج خود پایان نداده است. از اینرو در یک لحظه ی بسیار مهم ، پذیرفت شیر و برنج را از یک دختر روستایی و روش خود را تغییر داد. او خود را فدای تفکر و ژرف اندیشی آناپاناساتی کرد ، که از طریق آن دریافت آنچه که بوداییان روش متوسط می نامند. یک مسیر متوسط بین نهایت افراط و  ریاضت کشی کردن می دانند

 

Gautama was now determined to complete his spiritual quest. at the age of 35, he famously sat in meditation under a sacred fig tree-known as the Bodhi tree-in the town of Bodh Gaya, India, and vowed not to rise before achieving enlightenment. after many days, he finally destroyed the fetters of his mind, thereby liberating himself from the cycle of suffering and rebirth, and arose as a fully enlightened being. soon thereafter, he attracted a band of followers and instituted a monastic order. now, as the Buddha, he spent the rest of his life teaching the path of awakening he discovered, traveling throughout the northeastern part of the Indian subcontinent, and died at the age of 80 (483 BCE) in Kushinagar, India

 

گوتاما اکنون تصمیم گرفت تا جستجوی معنوی خود را کامل کند. در سن 35 سالگی ، او با شهرت در حالت درون پویی و خلسه ی روحانی و مراقبه زیر یک درخت انجیر مقدس نشست بعنوان درخت بودهی در شهر بوده گایا هند و با خود عهد بست که پیش از دستیابی به بیداری و روشنفکری بلند نشود. پس از چند روز او قید و بندها و موانع ذهنی خو را نابود کرد. سپس خود را از چرخه ی رنج و تولد مجدد رها و آزاد ساخت و خیلی زود به یک فرد بیداردل کامل از جا برخاست. این پیروان زیادی را جذب کرد و دستور راهب مانندی را بنیانگذاری کرد. اکنون بودا ، کسی که بقیه ی زندگی خود را در آموختن مسیر بیداری گذراند کشف کرد ، به تمامی بخش شمال شرقی شبه قاره ی هند سفر کرد و در سن 80 سالگی در کوشیناگر هند از دنیا رفت

 

traditional Tibetan Buddhist Thangka depicting the "Wheel of Life" with its six realms. Karma as the law of cause and effect. Karma (from Sanskrit: "action, work") in Buddhism is the force that drives saṃsāra, the cycle of suffering and rebirth for each being. good, skillful deeds (Pāli: "kusala") and bad, unskillful (Pāli: "akusala") actions produce "seeds" in the mind which come to fruition either in this life or in a subsequent rebirth. the avoidance of unwholesome actions and the cultivation of positive actions is called śīla (from Sanskrit: "ethical conduct").

 

 

rebirth refers to a process whereby beings go through a succession of lifetimes as one of many possible forms of sentient life, each running from conception to death. however, Buddhism rejects concepts of a permanent self or an unchanging, eternal soul, as it is called in Hinduism or even Christianity. as there ultimately is no such thing as a self (the doctrine of anatta) according to Buddhism, rebirth in subsequent existences must rather be understood as the continuation of a dynamic, ever-changing process of "dependent arising" ("pratītyasamutpāda") determined by the laws of cause and effect (karma) rather than that of one being, transmigrating or incarnating from one existence to the next

 

 

The cycle of saṃsāra :Sentient beings crave pleasure and are averse to pain from birth to death. In being controlled by these attitudes, they perpetuate the cycle of conditioned existence and suffering (saṃsāra), and produce the causes and conditions of the next rebirth after death. Each rebirth repeats this process in an involuntary cycle, which Buddhists strive to end by eradicating these causes and conditions, applying the methods laid out by the Buddha and subsequent Buddhists

 

 

the Dharmachakra represents the Noble Eightfold Path. the Noble Eightfold Path, is the way to the cessation of suffering. it has eight sections, each starting with the word, and presented in three groups known as the three higher trainings. Prajñā is the wisdom that purifies the mind, allowing it to attain spiritual insight into the true nature of all things. it includes: 1-dṛṣṭi (ditthi)- viewing reality as it is, not just as it appears to be. 2-saṃkalpa (sankappa): intention of renunciation, freedom and harmlessness.

Śīla is the ethics or morality, or abstention from unwholesome deeds. it includes:

3-vāc (vāca)- speaking in a truthful and non-thurtful way. 4-karman (kammanta)- acting in a non-harmful way. 5-ājīvana (ājīva)- a non-harmful livelihood.

Samādhi is the mental discipline required to develop mastery over one’s own mind. this is done through the practice of various contemplative and meditative practices, and includes: 6-vyāyāma (vāyāma)- making an effort to improve .7-smṛti (sati)- awareness to see things for what they are with clear consciousness, being aware of the present reality within oneself, without any craving or aversion. 8-samādhi (samādhi)- correct meditation or concentration, explained as the first four jhānas

دارما(آیین بودا) راه اصیل هشت گانه را بیان می کند. راه اصیل هشت گانه ، نسخه ی تجویز بیدار دل(بودا) برای درمان و توقف درد و رنج هایی است که همه ی موجودات دچار آن هستند. راه اصیل هشت گانه هشت بخش دارد که هر بخش با واژه ای آغاز می شود که خود به سه گروه دسته بندی می شود که آموخته های عالی تری هستند.                                   پرگیا-خرد درست است که ذهن را می پالاید و به آن اجازه ی رسیدن به بینش معنوی و شناخت نسبت به ماهیت واقعی تمامی اشیاء را می دهد. و شامل 1- پندار درست: دیدن واقعیت آن طور که است نه آن طور که ظاهر می شود یعنی جهان بینی درست و پندار درست که دسترسی مستقیم به واقعیت نهفته در پشت چیزها و یافتن بینشی فراسوی هرگونه شناخت است 2- قصد ترک و چشم پوشی از مال دنیا ، آزادی و بی گزندی است.  شیلا یا درست کاری ، دستورات اخلاقی و اخلاقیات یا میانه روی در کردار و اعمال بیمارگونه می باشد و شامل: 3- گفتار درست نه راه دروغگویی. 4- کردار درست-عمل به شیوه ای درست.  5- معاش درست-معیشت بی گزند. سامادی ، اصول ذهنی مورد نیاز برای تسلط و کار کردن بر روی ذهن و ورزیدگی آن می باشد. که از راه درون پویی و یوگا انجام می گیرد. و شامل : 6-کوشش درست ،7-توجه درست- که آگاهی از احساسات و آگاهی از کنش های بدن و ذهن می باشد 8-تمرکز درست- این تمرینات سرانجام ما را به تمرکز درست می ‌رساند که رسیدن به حالات گوناگون آگاهی ‌های خلسه‌آمیز در حین درون‌پویی (مراقبه) است

Nirvana (Sanskrit; Pali: "Nibbana") means "cessation", "extinction" (of craving and ignorance and therefore suffering and the cycle of involuntary rebirths (saṃsāra), "extinguished", "quieted", "calmed"; it is also known as "Awakening" or "Enlightenment" in the West. The term for anybody who has achieved nirvana, including the Buddha, is arahant

Catholic

 

(اغلب با C بزرگ) کلیسای مسیحی (به ویژه پیش از تقسیم آن به پروتستان و کاتولیک) ، کلیسای کاتولیک ، کلیسای روم ، مذهب کاتولیک

(در مقایسه با پروتستان)

 

او با یک کاتولیک ازدواج کردhe married a Catholic                      

علوی ، الهی ، ملکوتی ، عرشیcelestial                                           

he believed with a kind of celestial trust, that we would win

 

او با اعتقادی ملکوتی اعتقاد داشت که ما پیروز خواهیم شد

 

chaste

 

پرهیزکار ، نجیب ، پارسا ، عفیف ، پاکدامن ، وارسته ، پاک نهاد ، محجوب

 

a good , obedient , chaste wife…

 

زن خوب و فرمانبردار و پارسا ...

 

she was a holy woman-innocent and chaste

 

او زن مقدسی بود- معصوم و وارسته

 

پرهیزکاری ، نجابت ، پارسایی ، عفت ، پاکدامنیchastity                         

nobody doubted her chastity and purity

 

هیچ کس در مورد نجابت و پاکدامنی او شکی نداشت

 

chastity is a strong fortressپرهیز و تقوا دژ مستحکمی است         

هر کس که به جان گریخت از جرم و گناه         حالش به مکافات نشد زار و تباه

پرهیز به سان دژ پولادینی است                     آسوده کسی که اندر آن جسته پناه

 

chastity is the key to salvationتقوی کلید رستگاری است           

تا پاک ز هر پلیدی و هر گنهی                        از کرده نه شرمسار و نه روسیهی

پرهیز کلید رستگاری باشد                              پرهیز کن از بدی که از بد برهی

 

chastity is that you don’t do in privacy what you are ashamed to do publicely

 

نشانه ی پرهیزکاری آنست که در نهان کاری نکنی که آشکار نتوانی نکرد

 

آنست بهین نشان نیکوکاری                             کز هیچ جهت راه بدی نسپاری

وان کار که میکنی اگر در پرده است                    شرمت ناید که پرده زان برداری

 

the most commonly dress is the robe of chastity

 

جامه ی پاکدامنی برازنده ترین جامه ها است

 

آن خواجه که مال و جاه را بنده بود                      دلداده ی جامه ی فریبنده بود

گو جامه ی پاکدامنی خواه که آن                        بیش از همه بر تنت برازنده بود

 

مسیحی ، ترسا ، نصرانیChristian                                              

 at the age of thirty, he became a Christian

 

در سی سالگی مسیحی شد

 

the Christian religionآیین مسیحیت                                        

Christianityمسیحیت ، دین مسیح ، مسیحیان ، مسیحی بودن            

with some two billion followers, Christianity is the world’s most widespread religion. it represents about a quarter to a third of the world’s population. Christianity can be grouped into 3 main branches of Catholic, Protestant and Orthodox. it is based on the life, death, and teachings of Jesus of Nazareth. his sacred scripture is the Bible.

 

دین مسیحیت با حدود دو میلیارد پیرو ، بزرگترین دین جهان است ، و در حدود یک چهارم یا یک سوم جمعیت جهان را مسیحیان تشکیل می دهند.  گروه های بزگ مسیحیت  شامل کاتولیک ، پروتستان و کاتولیک می باشند. دین مسیحیت بر مبنای زندگی ، مرگ ، آموزه ها و سخنان عیسی ناصری(مسیح) استوار گشته است. انجیل کتاب مقدس و آسمانی او است

 

آیین مسیحیت یک آیین یکتاپرستانه است که بر آموزه‌ ها و سخنان عیسی ناصری(مسیح) استوار گشته ‌است. آموزه ‌هایی چون تثلیث ، مرگ مسیح به عنوان کفاره ی گناهان ، تعمید آب و روح القدس از باور‌های بنیادین این آیین هستند. مسیحیت با داشتن 2.1 میلیارد پیرو بزرگترین دین جهان از دید شمار پیروان است. شالوده ی مسیحی به قرن یکم میلادی و یهودیت بر می ‌گردد که توسط عیسی ناصری(مسیح) پایه‌ گذاری شد. مسیحیت اولیه به سه دوران عیسی-رسولی (Jesus and Apostoli period) پدران اولیه ی کلیسا(Apostolic Fathers period) و دفاعیات (Apology) تقسیم می‌شود. این سه دوره بازه ی زمانی 400 ساله ‌ای در بر می ‌گیرند که از سال 30 میلادی به عنوان شروع خدمت مسیح آغاز شده و در اواخر قرن 4 میلادی به انجام می ‌رسند. عیسی و دوران رسولی: این دوره 70 سال نخستین قرن اول میلادی را در بر می‌گیرد که خدمت عیسی از سال 30 میلادی در آن گنجانده شده‌ است. پس از به ‌صلیب کشیده ‌شدن عیسی در سال 33 میلادی توسط پنطیوس پیلاطسحواریون وی از جمله ی  پطرس ، پولس و یوحنا به بشارت و گسترش این دین پرداختند. از جمله آثاری که در این دوره به‌ نگارش در آمده ‌اند اناجیل متی ، مرقس ، لوقا و یوحنا و رسالات حواریون هستند که در دوران دفاعیات مسیحی(150 - 400 میلادی) به صورت یک مجموعه و با عنوان عهد جدید گردآوری شدند. این مجموعه با نام انجیل نیز شناخته می ‌شود. دوران پدران اولیه ی کلیسا: پدر کلیسای اولیه بیشتر افرادی به شمار می ‌آیند که در دوران پیامبری زیسته و پس از مرگ رسولان(حواریون) رسیدگی و رهبری کلیسا را بر عهده گرفته‌اند. این پدران شامل قدیس کلمنت که به عنوان پلی میان دوران رسولی و پدران اولیه ی کلیسا محسوب می‌گردد ، شهید ایگناتویس(اواسط قرن 1 - اوایل قرن 2 م) اسقف انتاکیه و شاگر یوحنای حواری ، پلیکارپ شهید(69-155 م.) شاگرد یوحنای رسول به همراه کشیش هرماس هستند. قدیمی ترین اثر از این دوران رساله ی اول کلمنت است. همچنین هفت رساله ی ایگناتیوس ، رساله ی پلیکاپ به فیلیپیان ، رساله دوم کلمنت و رساله ی کشیش هرماس از دیگر آثار این دوره هستند. تاریخ شمار ابتدای مسیحیت سال 33 میلادی است در این سال عیسی مسیح از سوی مقامات رومی که آموزه ‌های او را تهدیدی علیه خود می‌ پنداشتند ، مورد محاکمه قرار گرفت و مصلوب گردید. در سال 37 میلادی  پولس اهل تارسوس(از شهرهای یونان قدیم) ، با دیدن صحنه ‌ای در جاده ی دمشق ، به دین مسیحیت می‌گرود و ماموریت خود را برای تبلیغ و مسیحی کردن غیر یهودیان ، آغاز می‌کند. در سال 42 میلادی شمعون ملقب به پطرس(از حواریون مسیح) که برای قرن ‌های متمادی به عنوان اولین پاپ ، مقام او را جشن می‌گیرند ، نخستین جامعه ی مسیحی را در رم بنیانگذاری می‌ کند. در سال 64 میلادی مسیحیان به خاطر آتش سوزی شهر رم مورد اتهام قرار گرفتند. امپراتور نرون طی تلاشی برای بدست آوردن مجدد محبوبیت خود ، آنان را مورد شکنجه و آزار قرار می ‌دهد. پطرس قدیس (سنت پیتر) در این زمان کشته می‌شود. در سال 70 میلادی رومیان اورشیلم(بیت المقدس) را پس از شورش یهودیان بر علیه حکومت آنان ، شدیدا تخریب می ‌کنند. بسیاری از یهودیان از اورشلیم اخراج می ‌شوند. مسیحیان در این شورش علیه رومیان شرکت نمی‌کنند. رم به مرکز حرکت ‌های رو به رشد مسیحی تبدیل می‌شود. تیرداد یکی از پادشاهان ارمنستان ، در سال 301 میلادی دین مسیحیت را در سرزمین ارمنستان رسمی و آزاد اعلام می‌ کند و این در حدود 12 سال زودتر از رسمی ‌شدن دین مسیحیت در امپراتوری روم است. در سال 304 میلادی جوامع مسیحی در اطراف مدیترانه به صورت گروه ‌هایی جمع شده و از آنجا تا بریتانیا و دره ی نیل در مصر، رفتند. در سال 313 میلادی به سبب پشتیبانی امپراتور کنستانتین ، مسیحیت خیلی سریع به قویترین مذهب در امپراتوری روم تبدیل شد. در سال 325 میلادی اولین گردهمایی رهبران کلیسای مسیحیت برای تبیین عقاید مسیحیت و سازماندهی جامعه ی مسیحیت در نیقیه تشکیل شد. اعتقاد نامه ی حواریون با اعتقاد نامه ی  نیقیه(مجموعه‌ای از باورهای پایه‌ای اعتقادی مسیحیان) نوشته می ‌شود. بعد از تعریف و پذیرش این اعتقادنامه ، فرقه ‌ها و افرادی که الوهیت مسیح را نمی ‌پذیرفتند (مانند آریوس) به عنوان بدعت شناخته شدند. در سال 330 میلادی روم جدید در بیزانس توسط کنستانتین ، پایه‌ گذاری و دوباره به کنستانتینوپول(استانبول کنونی) ، نام‌گذاری شده و به عنوان پایتخت امپراتوری مسیحیت ، ساخته می‌شود. در 381-391 میلادی در طول حکومت امپراتور تئودوسیوس ، مسیحیت به صورت دین رسمی امپراتوری روم در می‌آید. پیروان غیرمسیحی کافر و بدعت‌گذاری در مسیحیت (افکار مخالف دیدگاه‌های مسحیت) غیرقانونی اعلام می ‌شود

اولین گروه مسیحیان از دیدگاه پاگان‌ها (بت‌پرستان و افرادی که خدایان متعدد را می‌پرستیدند) مورد تردید بودند. دلیل این مسئله آن بود که آنان تصور می‌کردند مسیحیان برای برگزاری «جشنهای انس» و آدمخواری، جلسات سری تشکیل می‌دهند. چرا که گوشت حیوانات قربانی شده در معبد پاگان‌ها (کافران بت پرست) را خریداری نکرده و همچنین در تفریحات عمومی وحشیانه، شرکت نمی‌کردند. یهودیان و به ویژه روحانیون یهودی، از مخالفین درجه اول مسیحیت و گسترش آن به شمار می‌رفتند. روحانیون یهودی در منطقه یهودیه و سایر مناطق یهودی نشین آن زمان تنها قدرت‌های رسمی و پذیرفته شده سیاسی به شمار می‌آمدند. تعالیم مسیح و اقدامات عملی او، در ابتدا این صاحبان قدرت را شگفت زده می‌نمود. این تعالیم به طور کلی و ریشه‌ای مذهب مورد قبول و پذیرفته شده‌ای را که سالها در میان مردم آن منطقه رواج داشت و اصولاً پایه قدرت سیاسی روحانیون به شمار می‌آمد، مورد تردید قرار می‌داد. به علاوه این تعالیم بسیاری از رسوم و قوانینی را که روحانیون یهودی صرفاً برای حفظ و تثبیت قدرت و همچنین توجیه لزوم وجود خود با آیین یهودممزوج ساخته بودند را از اعتبار ساقط می‌نمود. نگرانی‌هایی که این مسائل در میان قدرتمندان یهود ایجاد می‌نمود، سبب شد که به مقابله با این حرکت برخیزند. دولت حاکمه بر منطقه در آن زمان،(که توسط امپراتور قیصر روم تعیین می‌گردید)به خاطر مسائلی از قبیل نفوذ بیشتر در میان مردم، حفظ انسجام منطقه و جلوگیری از ایجاد آشوب و مسایلی از این دست، با روحانیون یهود که در میان مردم صاحب قدرت سیاسی و معنوی بودند؛ گونه‌ای رابطه دو طرفه و مسالمت آمیز داشت. مأموران دولتی به خاطر حفظ مصالح امنیتی، با مشورت روحانیون هر چند وقت یکبار مسیحیان را مورد اذیت و آزار قرار می‌دادند. بسیاری از مسیحیان شکنجه شده و مردند. اما به هر حال، علی رغم شکنجه و آزار فراوان، مسیحیت به گسترش خود ادامه داد.

در دوران آشوب بزرگ، که امپراتوری روم مورد تهدید حملهٔ بربرها و امپراتوری ایران قرار داشت، همه امپراتورها درجستجوی خدایی قدرتمند برای کمک به دفع بلا از روم، بودند امپراتور دیوکلتیانوس (۲۴۵ ـ ۳۱۳ میلادی)، میترا، الههٔ نور ایرانیان را به عنوان خدای خود اعلام کرد، که از امپراتوری حمایت و حفاظت کند. امپراتور کنستانتین (۲۸۰ ـ ۳۳۷) خدای مسیحیت را گزینش نمود.

در سال ۳۱۲، کنستانتین در حالی که به طرف روم می‌رفت تا آن را از رقیب پس بگیرد، اعلام کرد که نشان مسیحی را روی خورشید دیده‌است و جملهٔ «شما با این علامت پیروز خواهید شد»، را به لاتین روی آن خوانده‌است. روی پل میلویان بر روی رودخانهٔ تیبر، ارتش کنستانتین، به پیروزی رسید. در مدت کوتاهی، مسیحیت به عنوان مذهب رسمی امپراتوری روم، جایگاه خود را تثبیت کرد.[نیازمند منبع] کنستانتین در سال ۳۲۵ شورای را در شهر ننقیه دایر کرد که در آن نزدیک ۳۰۰ اسقف شرکت کردند. طی این شورا بررسی جامعی بر روی کتاب مقدس (عهد عتیق و عهد جدید{انجیل}) انجام گرفت. تلاشهای تحقیقاتی این شورا در نهایت منجر به استخراج مفاهیم پایه‌ای «ایمان مسیحی» گردید. این مفاهیم پایه تحت عنوان «اعتقاد نامه نیقیه» منتشر و در دسترس عموم قرار گرفت.

بانی انتشار مسیحیت در اروپا پولس (سنت پل) بود. این شخص که در ابتدا از مخالفین سرسخت مسیحیان بود و از مأمورین لایق دربار روم در زمینه آزار مسیحیان به شمار می‌رفت، پس از برخورد فراطبیعی خود با مسیح (در مسیر جاده دمشق) کاملاً متحول گردید. او سپس پیرو مأموریتی که خود عیسی مسیح در همان برخورد ماورایی به او محول نمود به جمع شاگردان مسیح پیوست و سفیر مسیح برای غیر یهودیان گردید. پولس رساله‌های خود را (نامه‌هایی به اقوام مختلف در شرح چیستی مسیحیت و ارتباط با نخستین کلیساها) بعد از صعود مسیح به آسمان نگاشت. در این نامه‌ها او عقاید کلی مسیحیت رادر مورد فلسفه زندگی، مژده‌های آمدن مسیح پیش از ظهور او (در کتب عهد عتیق)، تفاوت «ایمان» و «شریعت» (شریعت به مجموعه دستوراتی گفته می‌شود که خداوند برای نخستین بار در زمان موسای پیامبر برای نوع بشر وضع نمود و در کتاب تورات مکتوب است)، آموزه‌های مسیح در مورد محبت و سایر آموزه‌های اخلاقی، خداوند بودن عیسای ناصری (برابری عیسای مسیح با ذات خداوند) و مسائلی از این دست را بیان داشته‌است. بزرگ‌ترین حادثه‌ای که در قرن چهارم میلادی اتفاق افتاد، موضوع طرفداری کنستانتین امپراتور روم از مسیحیان در سال ۳۱۳ میلادی بود.

کتاب مقدس شامل «عهد عتیق» و «عهد جدید» است. عهد عتیق: نام این بخش از کتاب مقدس یعنی «عهد عتیق» بر خلاف معنایی که از کلمه «عهد» در زبان فارسی برداشت شده (یعنی عهد به مفهوم یک دوره زمانی) به معنای «دوره کهن» نیست. این عبارت به معنی دقیق به عهد و پیمانی اشاره می‌کند که خداوند با ابراهیم بست. مفهوم کلی این پیمان این بود که خداوند او را انتخاب نمود تا نخستین انسان پس از آدم باشد که با او ارتباط نزدیک برقرار می‌نماید و او نیز به خداوند ایمان آورد. خداوند همچنین وعده ازدیاد نسل را به وی داد که مدتی بعد توسط اسحاق (همان پسر که یهودیان و مسیحیان عقیده دارند ابراهیم او را برای قربانی کردن به کوه برد) عملی گردید .این بخش از «کتاب مقدس» شامل: شرح چگونگی خلقت جهان و نوع بشر و سپس شرح زندگی و ارتباطات روحانی نخستین پیامبران از ابراهیم به بعد است. این بخش با کتاب پیدایش شروع می‌گردد و پس از چند بخش که حاوی توضیحات کلی در مورد زندگی پیامبران پس از ابراهیم است، کتاب تورات وسپس کتب پیامبران پس از موسی را شامل می‌شود. دو بخش متفاوت نیز در کتاب عهد عتیق وجود دارد که به اشعار دو پیامبر یعنی داوود و سلیمان نبی می‌پردازد. این دو کتاب به ترتیب «مزامیر داوود» و «امثال سلیمان» نام دارند. بخش قابل توجهی از اشارات به آمدن مسیح در آینده،در کتاب «مزامیر داوود» - که حاوی گفتگوی داوود نبی با خداوند و نیز سخنانی که داوود به هدایت روح و وحی خداوند می‌گوید (در قالب بیش از ۵۰۰ قطعه شعری) - آمده‌است. عهد عتیق کلا شامل ۳۹ کتاب است.

عهد جدید(انجیل): نام این بخش (عهد جدید) نیز همانند «عهد عتیق» به یک پیمان اشاره دارد که آغازگر دوره جدیدی از ارتباط خداوند و نوع بشر می‌باشد.مفهوم این پیمان برداشتن شریعتی که خداوند به وسیله موسی مقرر کرده بود از زندگی بشر و بخشش کلیه گناهان انسان به وسیله ایمان به خداوند بود. نشانه و در حقیقت اصل محوری این پیمان بخشش کلیه گناهان نوع بشر (از آغاز تا پایان جهان) به واسطه قربانی شدن عیسی مسیح (یعنی صورت بشری خداوند) است. این بخش شامل کتابهای زیر است (۲۷ کتاب): چهار انجیل که به‌وسیله چهار حواری(رسول) مسیح نگاشته شده یعنی اناجیل «متی»، «مرقس»، «لوقا» و «یوحنا»؛ کتاب «اعمال رسولان» شامل سرگذشت رسولان پس از عروج عیسی به آسمان نامه‌های پنج تن از حواریون مسیح یعنی «پولس»، «پطرس»، «یعقوب»، «یوحنا» و «یهودا» به اقوام مختلف غیر یهودی و یهودی کتاب «مکاشفۀ یوحنا»  توضیح اضافی: در میان دوازده رسول (حواری) مسیح، دو «یهودا» وجود داشت که یکی از آنان مشهور به «یهودای اسخریوطی» به خاطر چند سکه نقره، مسیح را تسلیم کرد.

اناجیل چهارگانه: چهار انجیل در واقع چهار روایت از زندگی عیسی مسیح است. این چهار کتاب که توسط چهار تن از حواریون میسح نگاشته شده، دارای قسمت‌های مشترک بسیاری هستند اما تفاوتهایی نیز دارند. مسیحیان این چهار کتاب را «مانند چهار تصویر از مسیح ولی از زوایای مختلف» توصیف می‌کنند. توضیح: واژه «انجیل» (که ترجمه لغتیست که از زبان «عبرانی-آرامی» به یونانی ترجمه شده و به معنای «مژده» می‌باشد)؛ هم بر کل کتاب «عهد جدید» و هم بر هر کدام از چهار بخش ابتدایی کتاب، اطلاق می‌شود.

پس از قیام عیسی مسیح از مردگان (زنده شدن دوباره او) و سپس عروج او به آسمان، برای رسولان او (حواریون) و سپس شاگردان مسیح (که بعدها مسیحی نامیده شدند)، اتفاقات زیادی رخ داد. از آن جمله‌است: پیوستن «متیاس» به جمع حواریون (که پس از خودکشی یهودای اسخریوطی یازده نفره شده بودند) . نازل شدن روح القدس در روز عید پنطیکاست (یکی از اعیاد یهودیان) بر ۱۲ حواری مسیح . شهادت «استیفان» یکی از شاگردان وفادار مسیح (سنت استفان) . ماجرای ایماندار شدن پولس قدیس وآغاز مأموریت بشارتی او برای غیر یهودیان . شرح این حوادث در کتاب اعمال رسولان وبه دست «لوقا» (یکی از حواریون مسیح و نویسنده یکی از اناجیل چهارگانه) نگاشته شده‌است.

مسیحیت به‌طور کلی به سه گرایش بزرگ کاتولیک (Catholic) ارتودوکس (Orthodox) و پروتستان (Protestant) تقسیم شده‌است که گرایش‌های کوچک و زیادی نیز از آن‌ها شاخه می‌گیرند

Christianity is a monotheistic religion based on the life and teachings of Jesus of Nazareth as presented in the New Testament

مسیحیت دین و آیینی یکتاپرستانه است که بر مبنای زندگی ، آموخته ها و سخنان عیسی ناصری(مسیح) استوار گشته است و در عهد جدید آورده شده است

Christians believe Jesus is the son of God, God having become man and the savior of humanity. Christians, therefore, commonly refer to Jesus as Christ or Messiah

مسیحیان معتقدند که عیسی(ع) پسر خدا است. خداوند او را ناجی بشریت قرار داده است. بنابراین ، مسیحیان عیسی(ع) را به عنوان مسیح یا ناجی موعود می دانند

adherents of the Christian faith, known as Christians, believe that Jesus is the Messiah prophesied in the Hebrew Bible(the part of scripture common to Christianity and Judaism, and referred to as the "Old Testament" in Christianity).

پیروان دین مسیحیت معتقدند که آمدن عیسی(ع) در آینده به عنوان ناجی موعود در انجیل عهد عتیق(بخشی از کتاب مقدس مسیحیت و یهودیت به نام "عهد عتیق") پیشگویی و اعلام شده است

the foundation of Christian theology is expressed in the early Christian ecumenical creeds, which contain claims predominantly accepted by followers of the Christian faith. these professions state that Jesus suffered, died from crucifixion, was buried, and was resurrected from the dead to open heaven to those who believe in him and trust him for the remission of their sins(salvation).

این اقرارها و اعترافات(به مذهب) بیان می دارند که عیسی(ع) رنج دید ، به صلیب آویخته شد و به خاک سپرده شد و دوباره زنده می شود تا بهشت را به روی کسانی که به او ایمان دارند و برای بخشش گناهان خود به او توکل می کنند بگشاید

they further maintain that Jesus bodily ascended into heaven where he rules and reigns with God the Father. most denominations teach that Jesus will return to judge all humans, living and dead, and grant eternal life to his followers. he is considered the model of a virtuous life, and both the revealer and physical incarnation of God. Christians call the message of Jesus Christ the Gospel ("good news") and hence refer to the earliest written accounts of his ministry as gospels

آنها همچنین بر این عقیده هستند که عیسی(ع) با جسم خود به آسمان صعود کرد جایی که در آن با خدای پدر سلطنت و حکومت می کند. اکثر فرقه های مسیحی می آموزند که عیسی(ع) خواهد آمد تا همه ی انسان ها ، مردگان و زندگان ، و دادن زندگی ابدی به پیروانش را مورد قضاوت قرار دهد. او به عنوان الگوی یک زندگی پرهیزکارانه ، و مظهر عینی و واقعی خدا و دریافت کننده ی الهام الهی پنداشته شده است.

though there are many important differences of interpretation and opinion of the Bible on which Christianity is based, Christians share a set of beliefs that they hold as essential to their faith:    

با وجود آن که اختلافات مهم زیادی در تفسیر و عقیده به انجیل مسیحیان وجود دارند ، ولی مسیحیان در مجموعه ای از اعتقادات با یکدیگر مشترک و سهیم هستند که به عنوان اساس اعتقاد خود دارا می باشند:

creeds are concise doctrinal statements or confessions, usually of religious beliefs. they began as baptismal formulae and were later expanded during the Christological controversies of the 4th and 5th centuries to become statements of faith. the Apostles Creed (Symbolum Apostolorum) was developed between the 2nd and 9th centuries. it is the most popular creed used in worship by Western Christians. its central doctrines are those of the Trinity and God the Creator. each of the doctrines found in this creed can be traced to statements current in the apostolic period. the creed was apparently used as a summary of Christian doctrine for baptismal candidates in the churches ofRome. since the Apostles Creed is still unaffected by the later Christological divisions, its statement of the articles of Christian faith remain largely acceptable to most Christian denominations:

belief in God the Father, Jesus Christ as the Son of God and the Holy Spirit. the death, descent into hell, resurrection, and ascension of Christ. the holiness of the Church and the communion of saints. Christ’s second coming, the Day of Judgement and salvation of the faithful

 

کلیسا ، کنشتchurch                                                               

I goes to church on Sundays

 

من یکشنبه ها به کلیسا می روم

 

a church is a public place of worship, usually for people of the Christian religion. some Christian denominations, or groups also have buildings called cathedrals. a cathedral serves as the central, or main church for a geographical area

 

clean

 

(مذهب) حلال ، طاهر ، طیب ، (از نظر اخلاقی) پاک ، منزه ، طاهر ، عاری از گناه

                                              

Moslems and Jews don’t consider pork clean

 

مسلمانان و یهودیان گوشت خوک را حلال نمی دانند

 

she always led s clean life

 

او همیشه پاک و معصوم زندگی کرده است

 

clean yourself from ignobility, even if it leads you to whatever you are fond of

 

خود را از هرگونه پستی پاک دار هرچند تو را بدانچه می خواهی برساند

 

clergy

 

روحانیون(اسم جمع است و وقتی درباره ی مسیحیان به کار برده می شود باید کشیشان یا روحانیون مسیحی ترجمه شود ولی وقتی درباره ی ادیان دیگر به کار می رود ترجمه ی آن معمولا روحانیون است)

 

روحانی ، کشیشclergyman                                                   

communion

 

(مسیحیت) فرقه ، جماعت(گروه هم مذهب / هم فرقه) 

 

the communion of the faithful and the committed

 

امت با ایمان و متعهد

 

to contemplate                                                              

(مذهبی و عرفانی) تفکر و عبادت کردن ، ژرف اندیشی کردن

 

he spent hours contemplating the creation

 

او ساعت ها درباره ی خلقت تعمق می کرد

 

conversion

 

تغییر مذهب ، نوکیشی ، ایمان آوری ، گروش (به دین یا آیین دیگر)

 

the conversion of theBritainto Christianity took place in the seventh century

 

گروش انگلستان به مسیحیت در قرن هفتم میلادی صورت گرفت

 

to convert

 

تغییر مذهب / عقیده دادن ، نوکیش شدن ، (به کیش و آیین دیگری) گرویدن ، به دین دیگری درآوردن / درآمدن

 

in his youth, he converted to Islam

 

در جوانی به اسلام گروید (مسلمان شد)

 

هم مذهب ، همکیشcoreligionist                                        

او و همکیشانشhe and his coreligionists                              

(از نظر اخلاقی) فاسد ، زشت ، بدکار ، پتیارهcorrupt                            

سیاستمداران فاسدcorrupt politicians                                       

اعمال زشتcorrupt practices                                               

corrupterفاسد ، مفسد                                                       

 

And if they turn away, then lo! Allah is Aware of (who are) the corrupters

 

اگر (با این همه شواهد روشن، باز هم از پذیرش حق) روى گردانند، (بدان که طالب حق نیستند; و) خداوند از مفسده‏جویان، آگاه است.

 

The Jews say: Allah's hand is fettered. Their hands are fettered and they are accursed for saying so. Nay, but both His hands are spread out wide in bounty. He bestoweth as He will. That which hath been revealed unto thee from thy Lord is certain to increase the contumacy and disbelief of many of them, and We have cast among them enmity and hatred till the Day of Resurrection. As often as they light a fire for war, Allah extinguisheth it. Their effort is for corruption in the land, and Allah loveth not corrupters

 

یهود گفتند: «دست خدا (با زنجیر) بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهى) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است; هرگونه بخواهد، مى‏بخشد! ولى این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیارى از آنها مى‏افزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنى افکندیم. هر زمان آتش جنگى افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت; و براى فساد در زمین، تلاش مى‏کنند; و خداوند، مفسدان را دوست ندارد.

 

Lurk not on every road to threaten (wayfarers), and to turn away from Allah's path him who believeth in Him, and to seek to make it crooked. And remember, when ye were but few, how He did multiply you. And see the nature of the consequence for the corrupters

 

و بر سر هر راه ننشینید که (مردم با ایمان را) تهدید کنید و مؤمنان را از راه خدا باز دارید، و با (القاى شبهات،) آن را کج و معوج نشان دهید! و به خاطر بیاورید زمانى را که اندک بودید، و او شما را فزونى داد! و بنگرید سرانجام مفسدان چگونه بود!

 

 

 

Then, after them, We sent Moses with our tokens unto Pharaoh and his chiefs, but they repelled them. Now, see the nature of the consequence for the corrupters!

 

سپس بدنبال آنها ( پیامبران پیشین) موسى را با آیات خویش به سوى فرعون و اطرافیان او فرستادیم; اما آنها (با عدم پذیرش)، به آن (آیات) ظلم کردند. ببین عاقبت مفسدان چگونه بود!

 

And of them is he who believeth therein, and of them is he who believeth not therein, and thy Lord is Best Aware of the corrupters

 

بعضى از آنها، به آن ایمان مى‏آورند; و بعضى ایمان نمى‏آورند; وپروردگارت به مفسدان آگاهتر است (و آنها را بهتر مى‏شناسد)!

 

But seek the abode of the Hereafter in that which Allah hath given thee and neglect not thy portion of the world, and be thou kind even as Allah hath been kind to thee, and seek not corruption in the earth; lo! Allah loveth not corrupters,

 

درآنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب; و بهره‏ات را از دنیا فراموش مکن; و همان‏گونه که خدا به تو نیکى کرده نیکى کن; و هرگز در زمین در جستجوى فساد مباش، که خدا مفسدان را دوست ندارد!

 

corruptionفساد ، انحراف                                                     

Lo! Pharaoh exalted himself in the earth and made its people castes. A tribe among them he oppressed, killing their sons and sparing their women. Lo! he was of those who work corruption

 

فرعون در زمین برترى‏جویى کرد، و اهل آن را به گروه‏هاى مختلفى تقسیم نمود; گروهى را به ضعف و ناتوانى مى‏کشاند، پسرانشان را سر مى‏برید و زنانشان را (براى کنیزى و خدمت) زنده نگه مى‏داشت; او به یقین از مفسدان بود!

 

shall We treat those who believe and do good works as those who spread corruption in the earth; or shall We treat the pious as the wicked

 

آیا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏اند همچون مفسدان در زمین قرار مى‏دهیم، یا پرهیزگاران را همچون فاجران؟!

 

 

فساد آور ، هرزه پرور ، تباه گرcorruptive                                        

the corruptive influence of narcotics

 

اثر تباه کننده ی مواد مخدر

 

creed

 

کیش ، آیین ، اعتقادات(مذهبی یا سیاسی و غیره) ، باورداشت ، مرام ، آرمان ، اشهدگویی(شفاهی یا کتبی) ، اعتراف به مسیحی بودن و ذکر اصول آن شریعت ، مرامنامه

 

religious creedاعتقادات مذهبی                                               

political creedمرام سیاسی                                                      

discrimination on the basis of race or nationality or creed

 

تبعیض بر پایه ی نژاد یا ملیت یا کیش

 

to crucifix

 

(صلیب یا تندیس که عیسی بر آن مسلوب شده است) صلیب عیسی ، عیسی بر صلیب

 

(C بزرگ) مصلوب سازی حضرت عیسیcrucifixion                      

لعنت خدا ، جهنمی شدن ، عذاب دوزخdamnation                              

Satan brought about damnation of his soul

 

شیطان موجب جهنمی شدن روح او گردید

 

فاسد ، هرزهdecadent                                                                 

آدم فرومایهa decadent person                                                  

to deify

 

به رتبه ی خدایی رساندن ، خدا انگاشتن ، در زمره ی خدایان شمردن

 

ancient Egyptians deified Alexander and began to worship him

 

مصریان باستان اسکندر را خدا انگاشتند و او را پرستش کردند

 

they deify gold and silver and have forgotten God

 

آنان طلا و نقره را می پرستند و خدا را فراموش کرده اند

 

خداوندی ، الوهیت ، ربانیت ، خداوند ، خداdeity                                   

some Christians believe in the deity of Christ

 

برخی مسیحیان  به خداوندی عیسی ایمان دارند

 

the Greeks believed in many deities

 

یونانیان به خدایان بسیاری اعتقاد داشتند

 

to deliverرستگار کردن ، نجات دادن                                           

deliver us from evil, oh Godخدایا ما را از شر بدی برهان       

demon

 

دیو ، روح خبیث ، ابلیس ، آدم خبیث ، دیوسرشت ، اهریمنی ، شیطانی

 

he is a demon of jealousy and lust

 

او دیوی است از حسادت و شهوت

 

denominationفرقه ، گروه مذهبی                                             

our students belong to various Christian denominations

 

دانشجویان ما از فرقه های مختلف مسیحی هستند

 

to deprave

 

(از نظر اخلاقی) منحرف کردن ، هرزه کردن ، فاسدکردن

 

money and fame have depraved her

 

پول و شهرت او را منحرف کرده است

 

(از نظر اخلاقی) منحرف ، فاسد ، هرزه ، پتیاره ، بدdepraved              

او کاملا فاسد بودshe was totally depraved                             

آنان رقص را بد می دانندthey consider dancing depraved          

(به ویژه در روانشناسی) کجرو ، منحرف ، گمراهdeviant                        

کجرو در امور جنسیa sexual deviant                                       

his deviant behavior drew everyone’s attention

 

رفتار منحرف او توجه همه را جلب کرد

 

they called him a political deviant and kicked him out of the party

 

او را کجرو سیاسی نامیدند و از حزب اخراج کردند

 

کجروی ، انحراف ، ضلالت ، گمراهیdeviance, deviancy                 

گمراه شدن ، کژرفتنto deviate                                                 

I’ll never deviate from moral principles

 

در اصول اخلاقی هرگز کژروی نخواهم کرد

 

انحراف ، گمراهی ، کجرویdeviation                                         

کژروی ، انحراف جنسیsexual deviation                                    

deviations from the rules will not be tolerated

 

انحراف از اصول قابل تحمل نخواهد بود

 

شیطان ، ابلیسdevil                                                                

شیطان او را وسوسه کردthe devil tempted him                          

devils with human faces are plentiful

 

ای بسا ابلیس آدم رو که هست

 

the devil makes work for idle hands

 

شیطان آدم بیکاره را آسان تر وسوسه می کند

 

شیطانی ، اهریمنی ، ابلیسی ، بدجنس ، بدذاتdevilish                       

their devilish plan was discovered in time

 

نقشه ی شیطانی آنان به موقع کشف شد

 

she is devilishly clever

 

او در زرنگی دست شیطان را از پشت بسته است

 

devotion

 

پارسایی ، زهد ، دلبستگی مذهبی ، ایمان ، نیایش ، انجام مراسم مذهبی ، نماز و دعا ، (اغلب جمع) ادعیه ، نیایش ها (به ویژه در خلوت)

 

مردی با از خودگذشتگی مذهبیa man of religious devotion           

کتاب دعای روزانهa book of daily devotions                                   

a few minutes will be set aside for individual devotion

 

چند دقیقه به نیایش فردی اختصاص داده خواهد شد

 

she spent the night at her devotions

 

او شب خود را با نیایش سپری کرد

 

devotionalنیایشی ، مذهبی ، وابسته به نماز و دعا                            

devout

 

(بسیار مذهبی) پارسا ، زاهد ، متدین ، مومن ، مذهبی ، متعصب

 

دعای زاهدانه ی اوher devout prayer                                        

he is a devout Muslim / Christian

 

او یک مسلمان / مسیحی متدین است

 

diabolic

 

وابسته به شیاطین و عفریت ها ، شیطانی ، اهریمنی

 

the diabolic shape of Satanشکل اهریمنی شیطان                    

diabolism

 

سروکار با شیاطین و عفریت ها(مثلا از راه سحر و جادو) ، شیطان پرستی ، اعتقاد به شیاطین و پرستش آنان ، رفتار شیطانی ، کار اهریمنی ، ویژگی های شیطان ، حالت اهریمنی

 

to diabolizeاهریمنی کردن ، شیطانی کردن ، شیطان نما کردن         

هرزه ، هرزه چشم ، ناپاکدل ، شهوتران ، پست ، رذلdirty                      

او فکرش ناپاک استhe has a dirty mind                                 

dirty old man who always stare at other people’s wives

 

پیرمردان هیزی که مرتب به زن های سایرین خیره می شوند

 

dissent

 

(عقاید و رسوم کلیسای خود را) رد کردن ، از دین برگشتن ، مخالفت

(عقیدتی و مذهبی) ، (مذهب) نا هم رایی

 

he was tried for dissenting from the church of England

 

به خاطر روی گردانی از کلیسای انگلیس محاکمه شد

 

they didn’t tolerate religious dissent

 

آنان مخالفت با مذهب را تحمل نمی کردند

 

divine

 

خدایی ، الهی ، ربانی ، ملکوتی ، یزدانی ، مقدس ، سپنتا ، آسمانی ، مذهبی

دینی

 

مشیت الهیthe divine will / decree                                                    

الهام خداوندdivine inspiration                                              

to err is human, to forgive divine

 

اشتباه کار انسان است و بخشش کار خدا

 

عبادت مذهبیdivine worship                                              

doctrine

 

(مذهب و حزب و غیره) اعتقاد ، (جمع) معتقدات ، مرام ، آیین ، شریعت

 

معتقدات مسیحیتChristian doctrines                                       

ecumenical

 

جهانی(به ویژه در مورد کلیسا گفته می شود: کلیسای جهانی) ، وابسته به همبستگی فرقه های گوناگون مسیحی ، وابسته به وحدت گرایی کلیسایی

 

دنیوی (در مقابل آسمانی / بهشتی) ، جهانی ، ناسوتearthly                  

لذایذ دنیویearthly pleasures                                                

no earthly ruler can guarantee salvation in the life to come

 

هیچ فرمانروای دنیوی نمی تواند رستگاری آخرت را تضمین کند

 

to edify

 

آموزاندن(به ویژه به منظور تعالی فکری و اخلاقی و روحی) تهذیب کردن ، تزکیه کردن ، پیراستن

 

تهذیب ، تزکیه ، آموزش معنوی ، تعالی فکریedification                     

to err

 

گمراه شدن ، از راه به درشدن ، دچار ضلالت شدن ، منحرف شدن

 

to err is human, to forgive divine

 

گمراه شدن کار بشر و بخشودن کار خداست

 

errorگمراهی ، انحراف ، کژ راهی ، ضلالت ، گناه                                      

his errors were nepotiam and acceptance of gifts

 

گناه او پارتی بازی برای خویشاوندان خود و قبول هدایا بود

 

evil

 

خبیث ، نابکار ، شیطانی ، اهریمنی ، بد ، شر ، سفله ، بدسگال ، شوم ، بدیمن ، منحوس ، گناه ، بدجنس ، خباثت ، شرارت ، خطاکاری ، بدی

 

کارهای اهریمنی اوhis evil deeds                                                        

خیر و شرgood and evil                                                          

evil companions seduced her

 

همنشینان نابکار او را از راه به در کردند

 

cut away evil from the chest of others by snatching it away from your own chest

 

بدی را از سینه ی دیگران با کندن آن از سینه ی خود ریشه کن نما

 

روز شومan evil day                                                              

the evil consequences of his deedپیامدهای شوم عمل او        

worst of all people is one whose evil acts when observed, remains disconcerned

 

بدترین مردم کسی است که پروا نکند از اینکه او را سرگرم بدکاری ببینند

 

the origin of evil in the worldسرچشمه ی بدی در جهان         

بدی را با خوبی پاسخ بدهreturn good for evil                           

evil to him who evil thinks

 

بدی سزاوار کسی است که بداندیش است

 

idle hands are evil’s tools

 

دست های آدم بیکار آلت شیطان هستند ، شیطان برای آدم های بیکار کار پیدا می کند

 

چشم بد زدن به ، چشم زدنto give sb the evil eye                      

اعتقاد (به خدا / مذهب / مقدسات) ، مذهب ، کیش ، دینfaith                

she never lost her faith in God

 

او هرگز ایمان خود را نسبت به خداوند از دست نداد

 

ایمان او به پنچ تنhis faith in the Five(Holly ones)                

مذهب اسلام the Moslem faith                                            

repeated scandals shook everyone’s faith in the government

 

افتضاحات مکرر ایمان همه را نسبت به دولت متزلزل کرد

 

I have complete faith in his friendship

 

من به دوستی او ایمان کامل دارم

 

the gall of repentance and the joy of faith in God

 

تلخی توبه کردن و شعف ایمان به خدا

 

faith without works is deadایمان بدون عمل مرگ است            

the just shall live by faithعادل ، با ایمان زنده است                    

we walk by faith not by sight

 

ما با ایمانمان حرکت می کنیم نه با چشمانمان

 

a man should be able to render a reason for the faith that is within him

 

آدم برای ایمان درونی خود باید دلیلی داشته باشد

 

a perfect faith lifts us above fear

 

ایمان کامل ترس را از ما می زداید ، آن که ایمان یافت رفت اندر امان

 

faith is love taking the form of aspiration

 

ایمان عشق است که شکل اشتیاق به خود می گیرد

 

love asks faith and faith firmness

 

عشق ایمان را می طلبد و ایمان قدرت را

 

who breaks his faith, no faith is held with him

 

کسی که ایمان را شکست دیگر ایمانی درونش نمی ماند

 

it will profit me nothing if I have no faith in it

 

بدون ایمان از هیچ کاری نمی توانم بهره ببرم

 

faith is the force of lifeایمان نیروی حیات است                          

faith stands on four supports: on endurance, conviction, justice and jihad(fighting in the way of God). endurance again has four aspects: eagerness, fear, abstention(from the world) and anticipation(of death). so, whoever is eager for Paradise will ignore the passions; whoever fears the Fire(of Hell) will refrain from prohibited acts; whoever abstains from the world takes hardships lightly; and whoever anticipates death will hasten towards good deeds. conviction also has four aspects: prudent perception, intelligence and understanding, drawing lessons from instructive things and following the precedents of past people. so, whoever perceives with prudence, wise knowledge will be manifest to him, and to whomsoever wise knowledge becomes manifest, he appreciates instructive objects, and whoever appreciates instructive objects is just like past people. justice also has four aspects: keen understanding, deep knowledge, a good power of decision and firm forbearance. therefore, whoever understands comes to acquire depth of knowledge; whoever acquires depth of knowledge drinks from the spring of judgement; and whoever exercises forbearance never commits evil actions in his affairs and leads a praiseworthy life among the people. jihad also has four aspects: to ask others to do good, to keep away others from doing evil, to fight(in the way of God) sincerely and firmly on all occasions, and to detest the vicious. so, whoever asks others to do good provides strength to the believers; whoever desists others from evil humiliates the unbelievers; whoever fights sincerely on all occasions discharges all his obligations; and whoever detests the vicious and becomes angry for the sake of God, then God will be angry in favour of him and will keep him pleased on the Day of Judgement

 

ایمان بر چهار پایه استوار است: صبر ، یقین ، عدل و جهاد. صبر نیز بر چهار پایه قرار دارد. شوق ، هراس ، زهد و انتظار. آن کس که اشتیاق بهشت دارد ، شهوت ‏هایش کاستى گیرد ، و آن کس که از آتش جهنم مى ‏ترسد ، از حرام دورى مى‏ گزیند ، و آن کس که در دنیا زهد مى ‏ورزد ، مصیبت ‏ها را ساده پندارد ، و آن کس که مرگ را انتظار مى‏ کشد در نیکى ‏ها شتاب مى ‏کند. یقین نیز بر چهار پایه استوار است: بینش زیرکانه ، دریافت حکیمانه ی واقعیت ‏ها ، پند گرفتن از حوادث روزگار ، و پیمودن راه درست پیشینیان. پس آن کس که هوشمندانه به واقعیت ‏ها نگریست ، حکمت را آشکارا بیند ، و آن که حکمت را آشکارا دید ، عبرت آموزى را شناسد ، و آن که عبرت آموزى شناخت گویا چنان است که با گذشتگان مى‏ زیسته است. و عدل نیز بر چهار پایه برقرار است: فکرى ژرف اندیش ، دانشى عمیق و به حقیقت رسیده ، نیکو داورى کردن و استوار بودن در شکیبایى. پس کسى که درست اندیشید به ژرفاى دانش رسید و آن کس که به حقیقت دانش رسید ، از چشمه ی زلال شریعت نوشید ، و کسى که شکیبا شد در کارش زیاده روى نکرده با نیکنامى در میان مردم زندگى خواهد کرد. و جهاد نیز بر چهار پایه استوار است: امر به معروف و نهى از منکر ، راستگویى در هر حال ، و دشمنى با فاسقان. پس هر کس به معروف امر کرد ، پشتوانه ی نیرومند مومنان است ، و آن کس که از زشتى ‏ها نهى کرد ، بینى منافقان را به خاک مالید ، و آن کس که در میدان نبرد صادقانه پایدارى کند حقی را که بر گردن او بوده ادا کرده است ، و کسى که با فاسقان دشمنى کند و براى خدا خشم گیرد ، خدا هم براى او خشم آورد ، و روز قیامت او را خشنود سازد

 

Fatimaفاطمه(سلام الله علیها)                                                      

born с 605, Mecca, Arabia. died 633, Medina.
Daughter of Muhammad and the object of veneration in Shīite Islam. In 622 she emigrated with her father from Mecca to Medina, where she married her cousin Alī. Their sons, Hasan and al-Husayn ibn Alī, are considered by Shīites to be the rightful inheritors of the tradition of Muhammad. Fātimah's marriage was unhappy, but she and her husband were reconciled by the Prophet, and she cared for her father in his last illness (632). She clashed with his successor , Abū Bakr, over property and died a year later. Later tradition added to the majesty of her life, and the Fātimid dynasty derived its name from hers.

 

مذهب ، ایمانFay                                                                  

به ایمانم قسمby my Fay                                                     

شیطانی ، اهریمنی ، خبیثfiendish                                             

the fiendish plot of murdering the father for his money

 

نقشه ی شیطانی کشتن پدر به خاطر ثروتش

 

شیطانی ، خبیث ، رذل ، شرور ، شرارت بارfoul                               

جنایت مشمئز کنندهa foul murder                                    

 

to genuflect

 

(هنگام دعا یا ادای احترام) زانو خم کردن ، رکوع کردن ، سجود کردن ، سجده کردن ، پیشانی به خاک مالیدن

 

to glorify(خدا را) ستایش کردن ، حمد و نیایش کردن                         

they glorified God and served mankind

 

آنها خدا را حمد و نیایش کردند و به خدمت خلق پرداختند

         

خدا ، ایزد ، یزدان ، دادار God                                                 

the foremost in religion is the acknowledgement of God, the perfection of acknowledging him is to testify him, the perfection of testifying him is to believe in his oneness, the perfection of believing in his oneness is to regard him pure, and the perfection of his purity is to deny him attributes, because every attribute is a proof that it is different from that to which it is attributed and everything to which something is attributed is different from the attribute. thus whoever attaches attributes to Allah recognises his like, and who recognises his like regards him two; and who regards him two recognises parts for him; and who recognises parts for him mistook him;  and who mistook him pointed at him; and who pointed at him admitted limitations for him; and who admitted limitations for him numbered him

 

سر آغاز دین ، خداشناسى است ، و کمال شناخت خدا ، باور داشتن او و کمال باور داشتن خدا ، شهادت به یگانگى اوست و کمال توحید(شهادت بر یگانگى خدا) اخلاص ، و کمال اخلاص ، خدا را از صفات مخلوقات جدا کردن است ، زیرا هر صفتى نشان مى‏ دهد که غیر از موصوف ، و هر موصوفى گواهى مى ‏دهد که غیر از صفت است ، پس کسى که خدا را با صفت مخلوقات تعریف کند او را به چیزى نزدیک کرده ،  و با نزدیک کردن خدا به چیزى ، دو خدا مطرح شده و با طرح شدن دو خدا ، اجزایى براى او تصور نموده و با تصور اجزا براى خدا ، او را نشناخته است.  و کسى که خدا را نشناسد به سوى او اشاره مى‏ کند و هر کس به سوى خدا اشاره کند ، او را محدود کرده ، به شمارش آورده.

 

whoever said in what is God, held that God is contained; and whoever said on what is God held he is not on something else. he is a being but not through phenomenon of coming into being. he exists but not from non-existence. he is with everything but not in physical nearness. he is different from everything but not in physical separation. he acts but without connotation of movements and instruments. he sees even when there is none to be looked at from among his creation. he is only one, such that there is none with whom he may keep company or whom he may miss in his absence

 

آن کس که بگوید "خدا در چیست" او را در چیز دیگرى پنداشته است ، و کسى که بپرسد "خدا بر روى چه چیزى قرار دارد" به تحقیق جایى را خالى از او در نظر گرفته است ، در صورتى که خدا همواره بوده ، و از چیزى به وجود نیامده است. با همه چیز هست ، نه اینکه همنشین آنان باشد ، و با همه چیز فرق دارد نه اینکه از آنان جدا و بیگانه باشد. انجام دهنده ی همه ی کارهاست ، بدون حرکت و ابزار و وسیله ، بیناست حتى در آن هنگام که پدیده ‏اى وجود نداشت ، یگانه و تنهاست ، زیرا کسى نبوده تا با او انس گیرد ، و یا از فقدانش وحشت کند

 

God initiated creation most initially and commenced it originally, without undergoing reflection, without making use of any experiment, without innovating any movement, and without experiencing any aspiration of mind. he allotted all things their times, put together their variations gave them their properties, and determined their features knowing them before creating them, realising fully their limits and confines and appreciating their propensities and intricacies.  when Almighty created the openings of atmosphere, expanse of firmament and strata of winds, he flowed into it water whose waves were stormy and whose surges leapt one over the other.  he loaded it on dashing wind and breaking typhoons, ordered them to shed it back (as rain), gave the wind control over the vigour of the rain, and acquainted it with its limitations. the wind blew under it while water flowed furiously over it. then Almighty created forth wind and made its movement sterile, perpetuated its position, intensified its motion and spread it far and wide. then he ordered the wind to raise up deep waters and to intensify the waves of the oceans. so the wind churned it like the churning of curd and pushed it fiercely into the firmament throwing its front position on the rear and the stationary on the flowing till its level was raised and the surface was full of foam. then Almighty raised the foam on to the open wind and vast firmament and made there from the seven skies and made the lower one as a stationary surge and the upper one as protective ceiling and a high edifice without any pole to support it or nail to hold it together. then he decorated them with stars and the light of meteors and hung in it the shining sun and effulgent moon under the revolving sky, moving ceiling and rotating firmament

 

 

خدا خلقت را آغاز کرد ، و موجودات را بیافرید ، بدون نیاز به فکر و   اندیشه ‏اى ، یا استفاده از تجربه ‏اى ، بى آن که حرکتى ایجاد کند و یا تصمیمى مضطرب در او راه داشته باشد. براى پدید آمدن موجودات وقت مناسبى قرار داد و موجودات گوناگون را هماهنگ کرد و در هر کدام ، غریزه ی خاص خودش را قرار داد ، و غرائز را همراه آنان گردانید. خدا پیش از آن که موجودات را بیافریند ، از تمام جزئیات و جوانب آنها آگاهى داشت ، و حدود و پایان آنها را مى ‏دانست ، و از اسرار درون و بیرون  پدیده‏ ها آشنا بود. سپس خداى سبحان طبقات فضا را شکافت و اطراف آن را باز کرد ، و هواى به آسمان و زمین راه یافته را آفرید ، و در آن آبى روان ساخت ، آبى که امواج متلاطم آن شکننده بود ، که یکى بر دیگرى مى‏ نشست ، آب را بر بادى طوفانى و شکننده نهاد ، و باد را به باز گرداندن آن فرمان داد ، و به نگهدارى آب مسلط ساخت ، و حد و مرز آن را به خوبى تعیین فرمود. فضا را در زیر تندباد و آب را بر بالاى آن در حرکت انداخت. سپس خداى سبحان طوفانى برانگیخت که آب را متلاطم ساخت  و امواج آب را پى در پى در هم کوبید. طوفان به شدت وزید ، و از نقطه ‏اى دور دوباره آغاز شد. سپس به طوفان امر کرد تا امواج دریاها را به هر سو روان کند و بر هم کوبد و با همان شدت که در فضا وزیدن داشت ، بر امواج آب ‏ها حمله ‏ور گردد از اول آن بر مى ‏داشت و به آخرش مى ‏ریخت ، و آب ‏هاى ساکن را به امواج سرکش برگرداند. تا آنجا که آب‏ ها روى هم قرار گرفتند ، و چون قله ‏هاى بلند کوه ‏ها بالا آمدند. امواج تند کف‏ هاى بر آمده از آب ‏ها را در هواى باز ، و فضاى گسترده بالا برد ، که از آن هفت آسمان را پدید آورد . آسمان پایین را چون موج مهار شده ، و آسمان‏ هاى بالا را مانند سقفى استوار و بلند قرار داد ، بى آن که نیازمند به ستونى باشد یا میخ ‏هایى که آنها را استوار کند. آنگاه فضاى آسمان پایین را به وسیله ی نور ستارگان درخشنده زینت بخشید و در آن چراغى روشنایى بخش (خورشید) ، و ماهى درخشان ، به حرکت در آورد که همواره در مدار فلکى گردنده و بر قرار ، و سقفى متحرّک ، و صفحه ‏اى بى قرار ، به گردش خود ادامه دهند.

 

God knows the secrets of those who conceal them, the secret conversation of those who engage in it, the inner feelings of those who indulge in guesses, the established certainties, the inklings of the eyes.

 

 

خداوند از اسرار پنهانى مردم و از نجواى آنان که آهسته سخن مى ‏گویند و از آنچه که در فکرها به واسطه ی گمان خطور مى‏کند ، و تصمیم ‏هایى که به یقین مى‏ پیوندد و از نگاه‏ هاى رمزى چشم که از لابلاى پلک ‏ها خارج مى‏گردد آگاه است.

 

God knows the inner contents of hearts and depths of the unknown, and what can be heard only by bending the holes of the ears,  the summer resorts of ants and winter abodes of the insects, resounding of the cries of wailing women and the sound of steps.

 

خدا از آنچه در مخفیگاه‏ هاى دل ‏ها قرار دارد ، و از امورى که پشت پرده ی غیب پنهان است ، و آنچه را که پرده‏ هاى گوش مخفیانه مى ‏شنود ، و از اندرون لانه ‏هاى تابستانى مورچگان ، و خانه ‏هاى زمستانى حشرات ، از آهنگ اندوهبار زنان غم دیده و صداى آهسته ی قدم ‏ها ، آگاهى دارد.

 

God knows the spots in the inner sheets of leaves where fruits grow, the hiding places of beasts namely caves in mountains and valleys,  the hiding holes of mosquitoes on the trunks of trees and their herbage, the sprouting points of leaves in the branches, the dripping points of semen passing through passages of loins,  small rising clouds and the big giant ones, the drops of rain in the thick clouds, the particles of dust scattered by whirlwinds through their skirts, the lines erased by rain floods, the movements of insects on sand-dunes, the nests of winged creatures on the cliffs of mountains and the singing of chattering birds in the gloom of their brooding places, and whatever has been treasured by mother-of pearls, and covered under the waves of oceans 

 

خداى سبحان از جایگاه پرورش میوه در درون پرده‏ هاى شکوفه‏ ها و از مخفیگاه غارهاى حیوانات وحشى در دل کوه‏ها ، و اعماق دره ها ، از نهانگاه پشه ها بین ساقه‏ ها و پوست درختان ، از محل پیوستگى برگ ‏ها به شاخسارها و از جایگاه نطفه ‏ها در پشت پدران آگاه است. خدا از آنچه پرده ی ابر را به وجود مى ‏آورد و به هم مى‏ پیوندند ، و از قطرات بارانى که از ابرهاى متراکم مى ‏بارند ، و از آنچه که گردبادها از روى زمین برمى ‏دارند ، و باران ‏ها با سیلاب آن را فرو مى ‏نشانند و نابود مى ‏کنند ، از ریشه ی گیاهان زمین که میان انبوه شن و ماسه پنهان شده است ، از لانه ی پرندگانى که در قله ی بلند کوه ‏ها جاى گرفته ، و از نغمه ‏هاى مرغان در آشیانه‏ هاى تاریک ، از لؤلؤهایى که در دل صدف‏ ها پنهان است ، و امواج دریاهایى که آنها را در دامن خویش پروراندند آگاهى دارد.

 

God knows whatever all that which is concealed under the darkness of night and all that on which the light of day is shining, as well as all that on which sometimes darkness prevails and sometimes light shines, the trace of every footstep, the feel of every movement, the echo of every sound, the motion of every lip, the abode of every living being, the weight of every particle, the sobs of every sobbing heart, and whatever is there on the earth like fruits of trees or falling leaf, or settling place of semen, or the congealing of blood or clot and the developing of life and embryo on all this He suffers no trouble, and no impediment hampers Him in the preservation of what he created nor any langour or grief hinders Him from the enforcement of commands and management of the creatures, His knowledge penetrates through them and they are within His counting.  His justice extends to all of them and His bounty encompasses them despite their falling short of what is due to Him.

 

خدا از آنچه که تاریکى شب آن را فرا گرفته ، و یا نور خورشید بر آن تافته ، و آنچه تاریکى ‏ها و امواج نور ، پیاپى آن را در بر مى‏گیرد ، از اثر هر قدمى ، از احساس هر حرکتى ، و آهنگ هر سخنى ، و جنبش هر لبى ، و مکان هر موجود زنده ‏اى ، و وزن هر ذره ای ، و ناله ی هر صاحب اندوهى اطلاع دارد.

و هر آنچه از میوه شاخسار درختان و برگ ‏هایى که روى زمین ریخته  و از قرارگاه نطفه و بسته شدن خون و جنین که به شکل پاره ‏اى گوشت است ، و پرورش دهنده انسان و نطفه آگاهى دارد ، و براى این همه آگاهى ، هیچ گونه زحمت و دشوارى براى او وجود ندارد و براى نگهدارى این همه از مخلوقات رنگارنگ که پدید آورده دچار نگرانى نمى ‏شود ، و در تدبیر امور مخلوقات ، سستى و ملالى در او راه نمى‏ یابد ، بلکه علم پروردگار در آنها نفوذ یافته و همه ی آنها را شماره کرده است ، و عدالتش همه را در بر گرفته و با کوتاهى کردن مخلوقات در ستایش او ، باز فضل و کرمش تداوم یافته است.

 

الله اکبرGod is great                                                             

اگر خدا بخواهد ، انشاء اللهGod willing                                           

همه چیز در دست خداوند استevery thing in God’s hands          

خدا نکندGod forbid                                                                

خدا می داندGod knows! , Heaven knows!                           

man proposes, God disposes

 

انسان درخواست می کند و خدا می بخشد

 

انشاءالله ، اگر خدا بخواهد ، خدایاplease God                                 

خدای او پول استmoney is his god                                        

با الهام الهیthrough God’s inspiration                               

fear God who hears when you speak, and knows when you think

 

بترسید از خدایی که اگر بگویی می شنود و اگر فکر کنید می داند

 

if you love God, clear from your heart the love of the world

 

اگر خدا را دوست دارید دوستی این جهان را از دل های خود بیرون کنید

 

God helps us to the extent of our needs

 

به اندازه ی احتیاج از خداوند یاری  می رسد

 

live such a way that those who know you but don’t know God, will come to know God because they know you

 

چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند ولی خدا را نمی شناسند به واسطه ی آشنایی با تو با خدا آشنا شوند

 

غریق رحمت خداloaded with God’s mercy                            

at what age did you begin to think about God?

 

در چه سنی شروع به تفکر درباره ی خدا کردید؟

 

الوهیت ، خداییgodhood                                                       

then the pagans accepted his godhood

 

سپس کفار ، خدایی او را قبول کردند

 

خدانشناس ، کافر ، بی دین ، لامذهبgodless                                    

godly

 

الهی ، یزدانی ، ایزدی ، خداشناس ، مذهبی ، زاهد ، پاکدامن ، پارسا ، پرهیزکار

 

پیرمرد با تقواthe godly old man                                      

 

کار خداa good job                                                             

it was a good job you didn’t hit the old man

 

خدایی شد که به پیرمرد نزدی

 

gospel

 

(G بزرگ) چهار کتاب اول انجیل عهد جدید ، تعالیم و پندهای حضرت عیسی و حواریون ، (مسیحیت) رستگاری از راه توکل به عیسی مسیح ، تاریخ زندگی و تعالیم عیسی ، انجیلی ، وابسته به چهار کتاب اول انجیل ، عقیده ، مرام ، آرمان ، اعتقاد ، وحی منزل ، حقیقت

 

the Gospel according to Johnانجیل یوحنا                      

 

Hasan ibn Ali ibn Abi Talibحسن بن علی بن ابی طالب         

born 624, Arabia, died 680, Medina. Grandson of Muhammad, the elder son of Muhammad's daughter Fātimah. He is one of the five most revered persons in the Shīite branch of Islam. After the murder of his father, Alī, in 661, he was seen by many as the Prophet's rightful heir. When Muāwiyah I opposed Hasan's succession and began to prepare for war, Hasan raised an army to meet him. Plagued by defections, however, he opened peace negotiations within the year and abandoned the caliphate to his opponent. For the rest of his life he lived quietly in Medina     

 

heaven

 

(اغلب با H بزرگ) بهشت ، عرش ، لاهوت ، ملکوت ، مینو ، خداوند

 

to go to Heavenبه بهشت رفتن                                                

his soul is now in Heavenاکنون روح او در بهشت است                

Heaven forbid!خدا نکند!                                                         

Heaven help you!خدا به دادت برسد!                                         

heaven knowsخدا می داند                                                      

Heaven means to be one with God

 

روی آوردن به آسمان یعنی یکی شدن با خدا

 

Heaven helps those who help themselves

 

خدا به کسانی کمک می کند که خودشان به خود کمک کنند ، از تو حرکت از خدا برکت

 

even the hen, when it drinks water, looks toward heaven

 

حتی مرغ هم وقتی آب می نوشد ، سرش را به سوی آسمان بالا می برد

 

do you think heaven and hell exist ?

 

آیا فکر می کنید بهشت و جهنم وجود دارند ؟

 

آسمانی ، بهشتی ، لاهوتی ، الهی ، خدایی ، مینویheavenly                  

ارواح بهشتیheavenly spirits                                                 

turn your thoughts to heavenly matters

 

افکار خود را متوجه امور الهی بکن

 

hell

 

(اغلب H بزرگ ) جهنم ، دوزخ ، هاویه ، درک ، دوزخیان ، جهنمیان ، (خودمانی اغلب باaround) لهو و لعب کردن ، عیش و نوش کردن

 

after death, sinners will go to hell

 

پس از مرگ گناهکاران به دوزخ خواهند رفت

 

Friday night was their night to hell a little

 

شب های جمعه ، شب بی عاری و عشرت آنان بود

 

 

 

 

 

 

and when it is said unto him: "Heed God", pride taketh him to sin. Hell will settle his account, an evil resting-place(what an awful couch!)

 

و هنگامى که به آنها گفته شود: «از خدا بترسید!» (لجاجت آنان بیشتر مى‏شود)، و لجاجت و تعصب، آنها را به گناه مى‏کشاند. آتش دوزخ براى آنان کافى است; و چه بد جایگاهى است!

say (O Muhammad) unto those who disbelieve: "You will be defeated and summoned(gathered) to Hell! how awful is such a resting place!"

به آنها که کافر شدند بگو: «(از پیروزى موقت خود در جنگ احد، شاد نباشید!) بزودى مغلوب خواهید شد; (و سپس در رستاخیز) به سوى جهنم، محشور خواهید شد. و چه بد جایگاهى است!

 

is someone who follows after God's approval like someone else who incurs wrath from God? His refuge will be Hell, and how awful is such a goal!( a hapless journey's end)

آیا کسى که از رضاى خدا پیروى کرده، همانند کسى است که به خشم و غضب خدا بازگشته؟! و جایگاه او جهنم، و پایان کار او بسیار بد است.

don't let the vicissitude (of the success) of those who disbelieve, in the land, deceive you (O Muhammad). it is but a brief comfort(enjoyment); and afterward their habitation(refuge) will be hell, an ill abode, however those who heed their Lord will have gardens through(underneath) which rivers flow, to live in for ever as a welcome from God. What God possesses is best for the virtuous(righteous)

 

رفت و آمد (پیروزمندانه) کافران در شهرها ، تو را نفریبد!. این متاع ناچیزى است; و سپس جایگاهشان دوزخ، و چه بد جایگاهى است! ولى کسانى (که ایمان دارند، و) از پروردگارشان مى‏پرهیزند، براى آنها باغهایى از بهشت است، که از زیر درختانش نهرها جارى است; همیشه در آن خواهند بود. این، نخستین پذیرایى است که از سوى خداوند به آنها مى‏رسد; و آنچه در نزد خداست، براى نیکان بهتر است!

 

 

 

 

 

 

 

we already gave(bestowed) to Abraham's family the Book(the scripture) and wisdom, and We gave(bestowed) them a mighty kingdom. some of them believed in it while others of them turned away from it. Hell will suffice for (their) burning!

 

ما به آل ابراهیم ، (که یهود از خاندان او هستند نیز،) کتاب و حکمت دادیم; و حکومت عظیمى در اختیار آنها ( پیامبران بنى اسرائیل) قرار دادیم.

ولى جمعى از آنها به آن ایمان آوردند; و جمعى راه (مردم را) بر آن بستند. و شعله فروزان آتش دوزخ، براى آنها کافى است!

 

Anyone who kills a believer deliberately will receive as his reward [a sentence] to live in Hell for ever. God will be Angry with him and curse him, and prepare dreadful torment for him.

 

و هر کس، فرد باایمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است; در حالى که جاودانه در آن مى‏ماند; و خداوند بر او غضب مى‏کند; و او را از رحمتش دور مى‏سازد; و عذاب عظیمى براى او آماده ساخته است.

Those whom the angels will take(in death) while they wrong themselves, (the angels) will ask: "What were you[busy] with?", They will say: "We were oppressed in the land." (The angels) will say: "is not God's earth so vast you might settle down elsewhere on it?" Those will have their refuge in Hell, and how evil is such a goal

 

کسانى که فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالى که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: «شما در چه حالى بودید؟ (و چرا با اینکه مسلمان بودید، در صف کفار جاى داشتید؟!)» گفتند: «ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم.» آنها ( فرشتگان) گفتند: «مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟!» آنها (عذرى نداشتند، و) جایگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدى دارند.

 

And whoso opposes the messenger after the guidance (of God) has been manifested(explained) unto him, and followes other than the believer's way, We shall turn over to whatever he has turned to, and lead him off to Hell. a hapless journey's end!( How evil is such a goal!)

 

کسى که بعد از آشکار شدن حق، با پیامبر مخالفت کند، و از راهى جز راه مؤمنان پیروى نماید، ما او را به همان راه که مى‏رود مى‏بریم; و به دوزخ داخل مى‏کنیم; و جایگاه بدى دارد.

 

 

anyone who adopts Satan as a patron instead of God has obviously lost out. He promises them [things] and urges them on; yet Satan promises them nothing except delusion. Those will have Hell as their refuge and find no escape from it.

و هر کس، شیطان را به جاى خدا ولى خود برگزیند، زیان آشکارى کرده است. شیطان به آنها وعده‏ها(ى دروغین) مى‏دهد; و به آرزوها، سرگرم مى‏سازد; در حالى که جز فریب و نیرنگ، به آنها وعده نمى‏دهد. آنها ( پیروان شیطان) جایگاهشان جهنم است; و هیچ راه فرارى ندارند.

in the Book(Scripture), He has revealed to you that whenever you hear God's signs disbelieved in and ridiculed(derided), you should not sit with them until they change to some other topic. you would be just like them then! God will gather all the hypocrites and disbelievers into Hell

خداوند (این حکم را) در قرآن بر شما نازل کرده که هرگاه بشنوید افرادى آیات خدا را انکار و استهزا مى‏کنند، با آنها ننشینید تا به سخن دیگرى بپردازند! وگرنه، شما هم مثل آنان خواهید بود. خداوند، منافقان و کافران را همگى در دوزخ جمع مى‏کند.

those who disbelieve and obstruct God's way have strayed far afield. those who disbelieve and act wrongfully will not find that God will forgive them nor guide them along any road, except the road to Hell, to remain there for ever. that will be so easy for God [to do]!

کسانى که کافر شدند، و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، در گمراهى دورى گرفتار شده‏اند. کسانى که کافر شدند، و (به خود و دیگران) ستم کردند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشید، و آنان را به هیچ راهى هدایت نخواهد کرد، مگر به راه دوزخ! که جاودانه در آن خواهند ماند; و این کار براى خدا آسان است!

God said: "Get out of here(Satan), despised, rejected! I'll fill Hell with all of those who follow you.

فرمود: «از آن (مقام)، با ننگ و عار و خوارى، بیرون رو! و سوگند یاد مى‏کنم که هر کس از آنها از تو پیروى کند، جهنم را از شما همگى پر مى‏کنم!

 

Heaven's gates will not swing open for those who reject Our signs and feel too proud for them, nor will they enter the Garden until a camel can be led through the eye of a needle. Thus We reward criminals: They will have a couch in Hell while over them there will hang awnings. Thus We reward wrongdoers!

کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، و در برابر آن تکبر ورزیدند، (هرگز) درهاى آسمان به رویشان گشوده نمى‏شود; و (هیچ گاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد! این گونه، گنهکاران را جزا مى‏دهیم! براى آنها بسترى از (آتش) دوزخ، و روى آنها پوششهایى (از آن) است; و اینچنین ظالمان را جزا میدهیم!

We have bred many sprites(jinni) and humans for Hell: they have hearts they do not understand with, and eyes they do not see with, and ears they do not hear with. Those persons are like livestock(cattle); but they are worse!, These are the heedless(neglectful)!

به یقین، گروه بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم; آنها دلها ( عقلها )یى دارند که با آن (اندیشه نمى‏کنند، و) نمى‏فهمند; و چشمانى که با آن نمى‏بینند; و گوشهایى که با آن نمى‏شنوند; آنها همچون چهارپایانند; بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه‏گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند)!

you who believe, whenever you meet those who disbelieve, do not turn your backs on them as they go marching along. anyone who turns his back on them on such a day, except while manoeuvring for battle or wheeling towards some detachment, will incur wrath from God; his lodging will be Hell and how awful is such a goal! You (all) do not kill them but God kills them. You did not shoot [anything] when you shot [arrows or spears]but God threw [them] so He may test believers, as a handsome test from Himself. God is Alert, Wise.

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که با انبوه کافران در میدان نبرد روبه‏رو شوید، به آنها پشت نکنید (و فرار ننمایید)!

و هر کس در آن هنگام به آنها پشت کند -مگر آنکه هدفش کناره‏گیرى از میدان براى حمله مجدد، و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد- (چنین کسى) به غضب خدا گرفتار خواهد شد; و جایگاه او جهنم، و چه بد جایگاهى است!

این شما نبودید که آنها را کشتید; بلکه خداوند آنها را کشت! واین تو نبودى (اى پیامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختى; بلکه خدا انداخت! و خدا مى‏خواست مؤمنان را به این وسیله امتحان خوبى کند; خداوند شنوا و داناست.

 

 

those who disbelieve spend their wealth in order that they may debar (men) from the way of God. They will spend it, then it will become an anguish for them, then they will be conquered(defeated). and those who disbelieve will be gathered (summoned) unto hell, so God may sort out the bad from the good and pile some of the bad on top of the rest, so He may heap them all up together and drop them into Hell. Those will be the losers!

 

 

آنها که کافر شدند، اموالشان را براى بازداشتن (مردم) از راه خدا خرج مى‏کنند; آنان این اموال را (که براى به دست آوردنش زحمت کشیده‏اند، در این راه) مصرف مى‏کنند، اما مایه حسرت و اندوهشان خواهد شد; و سپس شکست خواهند خورد; و (در جهان دیگر) کافران همگى به سوى دوزخ گردآورى خواهند شد. (اینها همه) بخاطر آن است که خداوند (مى‏خواهد) ناپاک را از پاک جدا سازد، و ناپاکها را روى هم بگذارد، و همه را متراکم سازد، و یکجا در دوزخ قرار دهد; و اینها هستند زیانکاران!

You who believe, many [Jewish] scholars and [Christian] monks consume people's wealth to no good purpose and they obstruct God's way. announce painful torment to those who hoard gold and silver and do not spend them for God's sake. some day [these metals] will be heated up in Hellfire, so their foreheads, sides and backs maybe branded with it: "This is what you have hoarded up for yourselves, so taste what you have been hoarding!"

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! بسیارى از دانشمندان (اهل کتاب) و راهبان، اموال مردم را بباطل مى‏خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمى‏دارند! و کسانى که طلا و نقره را گنجینه (و ذخیره و پنهان) مى‏سازند، و در راه خدا انفاق نمى‏کنند، به مجازات دردناکى بشارت ده!

در آن روز که آن (گنجینه ها) را در آتش جهنم، گرم و سوزان کرده، و با آن صورتها و پهلوها و پشتهایشان را داغ مى‏کنند; (و به آنها مى‏گویند): این همان چیزى است که براى خود اندوختید (و گنجینه ساختید)! پس بچشید چیزى را که براى خود مى‏اندوختید!

those who believe in God and the Last Day do not ask you to excuse them from striving with their property and persons. God is Aware as to who are heedful. only those who do not believe in God and the Last Day ask you to excuse them. their hearts are in such doubt that they even waver in their doubt! if they had wanted to sally forth, they would have made some preparation for it; but God disliked their being delegated to do so, so He let them lag behind. they were told: "Sit around among the shirkers!" even if they had left with you, they would only have meant more turmoil for you; they would have galloped in among you and stirred up dissension for you. among you there were some who would listen to them. God is Aware of those who do wrong. they have already sown such dissension previously and upset matters for you until Truth came along and God's command prevailed no matter how they hated it. among them someone may say: "Leave me alone and do not stir me up." have they not already fallen into dissension? Hell will engulf disbelievers!

آنها که به خدا و روز جزا ایمان دارند، هیچ گاه براى ترک جهاد (در راه خدا) با اموال و جانهایشان، از تو اجازه نمى‏گیرند; و خداوند پرهیزگاران را مى‏شناسد. تنها کسانى از تو اجازه (این کار را) مى‏گیرند که به خدا و روز جزا ایمان ندارند، و دلهایشان با شک و تردید آمیخته است; آنها در تردید خود سرگردانند. گر آنها (راست مى‏گفتند، و) اراده داشتند که (بسوى میدان جهاد) خارج شوند، وسیله‏اى براى آن فراهم مى‏ساختند! ولى خدا از حرکت آنها کراهت داشت; از این رو (توفیقش را از آنان سلب کرد; و) آنها را (از جهاد) باز داشت; و به آنان گفته شد: «با «قاعدین‏» ( کودکان و پیران و بیماران) بنشینید!»  اگر آنها همراه شما (بسوى میدان جهاد) خارج مى‏شدند، جز اضطراب و تردید، چیزى بر شما نمى‏افزودند; و بسرعت در بین شما به فتنه‏انگیزى (و ایجاد تفرقه و نفاق) مى‏پرداختند; و در میان شما، افرادى (سست و ضعیف) هستند که به سخنان آنها کاملا گوش فرامى‏دهند; و خداوند، ظالمان را مى‏شناسد. آنها پیش از این (نیز) در پى فتنه‏انگیزى بودند، و کارها را بر تو دگرگون ساختند (و به هم ریختند); تا آن که حق فرا رسید، و فرمان خدا آشکار گشت (و پیروز شدید)، در حالى که آنها کراهت داشتند.

بعضى از آنها مى‏گویند: «به ما اجازه ده (تا در جهاد شرکت نکنیم)، و ما را به گناه نیفکن‏»! آگاه باشید آنها (هم اکنون) در گناه سقوط کرده‏اند; و جهنم، کافران را احاطه کرده است!

 

there are some [people] who annoy the Prophet by saying: "He's (all) ears!" SAY: "[He's] an ear for good for you! He believes in God and believes for the believers' sake, and is a mercy for any of you who do believe." Those who annoy God's messenger will have painful torment. they swear by God for you just to please you (all). it is more correct to please God and His messenger if they are [really] believers. do they not know that anyone who places any limits on God and His messenger will have Hellfire to remain in for ever? That will be an awful disgrace!

از آنها کسانى هستند که پیامبر را آزار مى‏دهند و مى‏گویند: «او آدم خوش‏باورى است!» بگو: «خوش‏باور بودن او به نفع شماست! (ولى بدانید) او به خدا ایمان دارد; و (تنها) مؤمنان را تصدیق مى‏کند; و رحمت است براى کسانى از شما که ایمان آورده‏اند!» و آنها که رسول خدا را آزار مى‏دهند، عذاب دردناکى دارند! آنها براى شما به خدا سوگند یاد مى‏کنند، تا شما را راضى سازند; در حالى که شایسته‏تر این است که خدا و رسولش را راضى کنند، اگر ایمان دارند! آیا نمى‏دانند هر کس با خدا و رسولش دشمنى کند، براى او آتش دوزخ است; جاودانه در آن مى‏ماند؟! این، همان رسوایى بزرگ است!

God has promised hypocrites, whether they are men or women, as well as [outright] disbelievers, Hell- fire to live in for ever: it will be their reckoning. God has cursed them, and they will have constant torment.

خداوند به مردان و زنان منافق و کفار، وعده آتش دوزخ داده; جاودانه در آن خواهند ماند -همان براى آنها کافى است!- و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته; و عذاب همیشگى براى آنهاست!

O Prophet, struggle with disbelievers and hypocrites; deal harshly with them: their lodging will be Hell, and how awful is such a destination! they swear by God they have said nothing while they did pronounce the word of disbelief; they disbelieve after their commitment to [live in] peace; and worry over what they do not accomplish. how spitefully they act merely because God and His messenger have enriched them out of His bounty. if they should repent , it would be better for them; while if they turn back again, God will punish them with painful torment in this world and the Hereafter. they will have no sponsor nor any supporter on earth.

 

اى پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آنها سخت بگیر! جایگاهشان جهنم است; و چه بد سرنوشتى دارند!                                             به خدا سوگند مى‏خورند که (در غیاب پیامبر، سخنان نادرست) نگفته‏اند; در حالى که قطعا سخنان کفرآمیز گفته‏اند; و پس از اسلام‏آوردنشان، کافر شده‏اند; و تصمیم (به کار خطرناکى) گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام مى‏گیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بى‏نیاز ساختند! (با این حال،) اگر توبه کنند، براى آنها بهتر است; و اگر روى گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکى کیفر خواهد داد; و در سراسر زمین، نه ولى و حامى دارند، و نه یاورى!

those who were left behind are delighted to sit around inactive behind God's messenger, and they hate to struggle in God's way with their property and persons. they say: "Don't march off in such heat!" SAY: "Hellfire will be even hotter," if they could only understand. let them laugh a little and weep a lot as a reward for what they have been earning. if God should send you back to a faction of them, and they should ask you for permission to sally forth, SAY: "You will never march forth with me, nor fight any enemy alongside me! You were satisfied to sit around inactive in the first instance, so sit around [now] with the stay-behinds."

تخلف‏جویان (از جنگ تبوک،) از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند; و کراهت داشتند که با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد کنند; و (به یکدیگر و به مؤمنان) گفتند: «در این گرما، (بسوى میدان) حرکت نکنید!» (به آنان) بگو: «آتش دوزخ از این هم گرمتر است!» اگر مى‏دانستند!     از این‏رو آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند! (چرا که آتش جهنم در انتظارشان است) این، جزاى کارهایى است که انجام مى‏دادند!   هرگاه خداوند تو را بسوى گروهى از آنان بازگرداند، و از تو اجازه خروج (بسوى میدان جهاد) بخواهند، بگو: «هیچ گاه با من خارج نخواهید شد! و هرگز همراه من، با دشمنى نخواهید جنگید! شما نخستین بار به کناره‏گیرى راضى شدید، اکنون نیز با متخلفان بمانید!»                   

is someone who founds his building on heeding and pleasing God better, or someone who founds his building along the edge of a crumbling bluff, so it crumbles along with him into Hell fire? God does not guide such wrongful folk: the building which they have built is continually in doubt within their hearts, till their hearts are torn to pieces. God is Aware, Wise!

آیا کسى که شالوده آن را بر تقواى الهى و خشنودى او بنا کرده بهتر است،یا کسى که اساس آن را بر کنار پرتگاه سستى بنا نموده که ناگهان در آتش دوزخ فرومى‏ریزد؟ و خداوند گروه ستمگران را هدایت نمى‏کند! (اما) این بنایى را که آنها ساختند، همواره بصورت یک وسیله شک و تردید،در دلهایشان باقى مى‏ماند; مگر اینکه دلهایشان پاره پاره شود (و بمیرند; وگرنه، هرگز از دل آنها بیرون نمى‏رود); و خداوند دانا و حکیم است!

if your Lord had wished, He would have made mankind into one community, but they will not stop disagreeing, except for those to whom your Lord has shown mercy. for that reason did He create them, and your Lord's word was completed: "I shall fill Hell with sprites and mankind all together!"

و اگر پروردگارت مى‏خواست، همه مردم را یک امت (بدون هیچ گونه اختلاف) قرار مى‏داد; ولى آنها همواره مختلفند...

مگر کسى را که پروردگارت رحم کند! و براى همین (پذیرش رحمت) آنها را آفرید! و فرمان پروردگارت قطعى شده که: جهنم را از همه (سرکشان و طاغیان) جن و انس پر خواهم کرد!

those who respond to their Lord will have the finest [reward] while those who do not respond to Him, even if they had everything on earth and the like of it besides, would never redeem themselves with it. those will have the worst reckoning; their refuge will be Hell and how awful a resting place it is!

براى آنها که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند، (سرانجام و) نتیجه نیکوتر است; و کسانى که دعوت او را اجابت نکردند، (آنچنان در وحشت عذاب الهى فرو مى‏روند، که) اگر تمام آنچه روى زمین است، و همانندش، از آن آنها باشد، همه را براى رهایى از عذاب مى‏دهند! (ولى از آنها پذیرفته نخواهد شد!)براى آنها حساب بدى است; و جایگاهشان جهنم، و چه بد جایگاهى است!

beyond him there lies Hell where he will be given stagnant water to drink. he will gag on it and not quite swallow it. death will come at him from everywhere, while he will not quite die. beyond him lies harsh torment.

آن کس که دوزخ پیش روی اوست; و از آب بد بوى متعفنى نوشانده مى‏شود!  آن را جرعه جرعه مى‏نوشد و نمى‏تواند آن را فرو برد و مرگ از هر جانبى به سویش مى‏آید ولى نمى‏میرد و عذابى سنگین به دنبال دارد.

 

 

have you not seen those who pay back God's favor with disbelief and settle their folk in the home of Perdition, Hell! They will roast there, and how awful is such a plight! they place rivals alongside God to lead others astray from His path. SAY: "Enjoy yourselves even though your goal will be the Fire!"

آیا به کسانى که [شکر] نعمت‏خدا را به کفر تبدیل کردند و قوم خود را به سراى هلاکت درآوردند ننگریستى.  [در آن سراى هلاکت که] جهنم است [و] در آن وارد مى‏شوند و چه بد قرارگاهى است. و براى خدا مانندهایى قرار دادند تا [مردم را] از راه او گمراه کنند بگو برخوردار شوید که قطعا بازگشت‏شما به سوى آتش است

so your Lord told the angels: "I am about to create a human being from ringing clay, from moulded slime. when I have finished with him and breathed some of My spirit into him, then drop down on your knees before him." the angels all bowed down together except for Satan(Diabolis); he refused to be one of those bowing down on their knees. He said: "Satan(Diabolis), what is wrong with you that you are not among those who bow down on their knees?" he said: "I am no one to kneel before a human being You have created from ringing clay, from moulded slime." He said: "Then get out of here, for you are an outcast! on you lies the Curse until the Day for Repayment!" he said: "My Lord, let me wait till the day when they are raised up again." He said: "You will be allowed to wait until a day in known time." he said: "My Lord, since You have let me go astray, I shall make things on earth seem attractive to them; I'll mislead them all except for any of Your sincere servants who may be among them." He said: "Here will be aStraight Road[leading] up to Me! You will not hold any authority over My servants except for someone who may follow you from among those who are misguided. Hell will [serve as] an appointment for all of them together. it has seven gates; each gate will have a portion assigned from them."

 

و [یاد کن] هنگامى را که پروردگار تو به فرشتگان گفت من بشرى را از گلى خشک از گلى سیاه و بدبو خواهم آفرید. پس وقتى آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم پیش او به سجده درافتید. پس فرشتگان همگى یکسره سجده کردند. جز ابلیس که خوددارى کرد از اینکه با سجده‏کنندگان باشد. فرمود اى ابلیس تو را چه شده است که با سجده‏کنندگان نیستى. گفت من آن نیستم که براى بشرى که او را از گلى خشک از گلى سیاه و بدبو آفریده‏اى سجده کنم. فرمود از این [مقام] بیرون شو که تو رانده‏شده‏اى. و تا روز جزا بر تو لعنت باشد. گفت پروردگارا پس مرا تا روزى که برانگیخته خواهند شد مهلت ده. فرمود تو از مهلت‏یافتگانى.  تا روز [و] وقت معلوم. گفت پروردگارا به سبب آنکه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى‏آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت. مگر بندگان خالص تو از میان آنان را. فرمود این راهى است راست [که] به سوى من [منتهى مى‏شود]. در حقیقت تو را بر بندگان من تسلطى نیست مگر کسانى از گمراهان که تو را پیروى کنند. و قطعا وعده‏گاه همه آنان دوزخ است. [دوزخى] که براى آن هفت در است و از هر درى بخشى معین از آنان [وارد مى‏شوند].

whom the angels will carry away while they are harming themselves." They will offer to surrender: "We were not doing anything evil!" Nevertheless God is Aware of what you have been doing, (28) So enter Hell's gates to remain there. How awful will the lodging of the prideful be! (29)

همانان که فرشتگان جانشان را مى‏گیرند در حالى که بر خود ستمکار بوده‏اند پس از در تسلیم درمى‏آیند [و مى‏گویند] ما هیچ کار بدى نمى‏کردیم آرى خدا به آنچه مى‏کردید داناست.  به آنها گفته مى‏شود: اکنون از درهاى جهنم وارد شوید در حالى که جاودانه در آن خواهید بود! چه جاى بدى است جایگاه مستکبران!

Perhaps your Lord may show mercy to you. If yor should turn back, We will go back (too) and turn Hell into a confinement for disbelievers! (8)

امید است پروردگارتان به شما رحم کند! هرگاه برگردید، ما هم بازمى‏گردیم; و جهنم را براى کافران، زندان سختى قرار دادیم.

For anyone who wants the fleeting present, We let whatever We wish to flit past anyone We want it to. Then We set up Hell for him; he will roast in it, condemned, disgraced. (18) Anyone who wants the Hereafter and makes a proper effort to achieve it while he is a believer, will have their effort gratified. (19) Each We shall supply, these as well as those, with a gift from your Lord: your Lord's gift will never be withheld. (20) Watch how We have permitted some of them to get ahead of others. The Hereafter will be greater in [conferring] ranks and even greater in attainment. (21)

 

هر کس خواهان [دنیاى] زودگذر است به زودى هر که را خواهیم [نصیبى] از آن مى‏دهیم آنگاه جهنم را که در آن خوار و رانده داخل خواهد شد براى او مقرر مى‏داریم. و هر کس خواهان آخرت است و نهایت کوشش را براى آن بکند و مؤمن باشد آنانند که تلاش آنها مورد حق‏شناسى واقع خواهد شد. هر دو [دسته] اینان و آنان را از عطاى پروردگارت مدد مى‏بخشیم و عطاى پروردگارت [از کسى] منع نشده است. ببین چگونه بعضى از آنان را بر بعضى دیگر برترى داده‏ایم و قطعا درجات آخرت و برترى آن بزرگتر و بیشتر است.

 

 

III) Your Lord has decreed that you should worship nothing except Him, and [show] kindness to your parents; whether either of them or both of them should attain old age [while they are] still with you, never say to them: "Naughty!" nor scold either of them. Speak to them in a generous fashion. (23) Protect them carefully from outsiders, and SAY: "My Lord, show them mercy, just as they cared for me [when I was] a little child!" (24) Your Lord is quite Aware of anything that is on your minds; if you behave honorably, then He will be Forgiving towards those who are attentive. (25) Render your close relative his due, as well as the pauper and the wayfarer. Yet do not squander [your money] extravagantly; (26) spendthrifts are the devils' brethren, and Satan has always been ungrateful towards his Lord. (27) Yet if you have to avoid them, seeking some mercy which you may expect from your Lord, still speak a courteous word to them. (28) Do not keep your hand gripping at your throat nor stretch it out as far as it will reach, lest you sit back blameworthy, destitute. (29) Your Lord extends sustenance to anyone He wishes, and measures it out; He is Informed, Observant about His servants. (30) (IV) Do not kill your children in dread of poverty; We shall provide for both them and you. Killing them is a serious blunder! (31) Do not commit adultery. It is shocking and an evil way [to behave]. (32) Do not kill any soul whom God has forbidden you to, except through [due process of] law. We have given his nearest relatives authority for anyone who is killed unjustly-yet let him not overdo things in killing [the culprit], inasmuch as he has been so supported. (33) Do not approach an orphan's estate before he comes of age unless it is to improve it. Fulfil your oaths; any promise will be checked into. (34) Give full measure whenever you measure out anything, and weigh with honest scales; that is better and the finest way of acting. (35) Do not worry over something you have no knowledge about : your hearing, eyesight and vital organs will all be questioned concerning it. (36) Do not prance saucily around the earth; you can never tunnel through the earth nor rival the mountains in height. (37) All that is evil with your Lord, to be hated. (38) Such is some of the wisdom your Lord has revealed to you. Do not place any other deity alongside God [Alone] lest you be tossed into Hell, blamed, rejected. (39)

 

 

 

و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان کنید اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى. و از سر مهربانى بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو پروردگارا آن دو را رحمت کن چنانکه مرا در خردى پروردند. و حق خویشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏مانده را [دستگیرى کن] و ولخرجى و اسراف مکن. چرا که اسرافکاران برادران شیطانهایند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است. و دستت را به گردنت زنجیر مکن و بسیار [هم] گشاده‏دستى منما تا ملامت‏شده و حسرت‏زده بر جاى مانى. بى‏گمان پروردگار تو براى هر که بخواهد روزى را گشاده یا تنگ مى‏گرداند در حقیقت او به [حال] بندگانش آگاه بیناست. و از بیم تنگدستى فرزندان خود را مکشید ماییم که به آنها و شما روزى مى‏بخشیم آرى کشتن آنان همواره خطایى بزرگ است. و به زنا نزدیک مشوید چرا که آن همواره زشت و بد راهى است. و نفسى را که خداوند حرام کرده است جز به حق مکشید و هر کس مظلوم کشته شود به سرپرست وى قدرتى داده‏ایم پس [او] نباید در قتل زیاده‏روى کند زیرا او [از طرف شرع] یارى شده است. و به مال یتیم جز به بهترین وجه نزدیک مشوید تا به رشد برسد و به پیمان [خود] وفا کنید زیرا که از پیمان پرسش خواهد شد. و چون پیمانه مى‏کنید پیمانه را تمام دهید و با ترازوى درست بسنجید که این بهتر و خوش فرجام‏تر است. و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد. و در [روى] زمین به نخوت گام برمدار چرا که هرگز زمین را نمى‏توانى شکافت و در بلندى به کوهها نمى‏توانى رسید. همه این [کارها] بدش نزد پروردگار تو ناپسندیده است. این [سفارشها] از حکمتهایى است که پروردگارت به تو وحى کرده است و با خداى یگانه معبودى دیگر قرار مده و گرنه حسرت‏زده و مطرود در جهنم افکنده خواهى شد.

 

 

Anyone whom God guides, remains guided, while you will never find any sponsors besides Himself for those He lets go astray. We will summon them face down on Resurrection Day, blind, dumb and deaf; their lodging will be Hell. Every time it dies down, We will make it blaze up again for them. (97)

 

هر کس را خدا هدایت کند، هدایت یافته واقعى اوست; و هر کس را (بخاطر اعمالش) گمراه سازد، هادیان و سرپرستانى غیر خدا براى او نخواهى یافت; و روز قیامت، آنها را بر صورتهایشان محشور مى‏کنیم، در حالى که نابینا و گنگ و کرند; جایگاهشان دوزخ است; هر زمان آتش آن فرونشیند، شعله تازه‏اى بر آنان مى‏افزاییم!

 

 

 

On that day We will spread Hell out on display for disbelievers (100) whose eyes have been under blinders against [seeing] My reminder. They have not even managed to hear! (101) (XII) Do those who disbelieve reckon they will adopt My servants as patrons instead of Me? We have reserved Hell as a lodging for disbelievers! (102)

 

 

و آن روز جهنم را آشکارا به کافران بنماییم. [به] همان کسانى که چشمان [بصیرت]شان از یاد من در پرده بود و توانایى شنیدن [حق] نداشتند.

آیا کسانى که کفر ورزیده‏اند پنداشته‏اند که [مى‏توانند] به جاى من بندگانم را سرپرست بگیرند ما جهنم را آماده کرده‏ایم تا جایگاه پذیرایى کافران باشد

 

 

 

SAY: "Shall We announce to you those who have lost the most through [their] actions?" (103) Those whose effort led them astray during worldly life, while they reckoned they were producing something fine, (104) are the ones who have disbelieved in their Lord's signs and about meeting Him; their actions will prove to be useless, and We shall set up no weighing-in for them on Resurrection Day. (105) Such will be their reward- Hell, because of how they have disbelieved and taken My signs and My messengers for a laughingstock. (106)

 

بگو آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم. [آنان] کسانى‏اند که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‏پندارند که کار خوب انجام مى‏دهند. [آنان] کسانى‏اند که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‏پندارند که کار خوب انجام مى‏دهند. این جهنم سزاى آنان است چرا که کافر شدند و آیات من و پیامبرانم را به ریشخند گرفتند

 

 

(V) Everyman says: "When I die will I be brought forth alive [again]?" (66) Does man not recall that We already created him once when he was nothing? (67) By your Lord, We shall summon both them and the devils; then We shall parade them forth to crouch around Hell! (68)

 

و انسان مى‏گوید آیا وقتى بمیرم راستى زنده [از قبر] بیرون آورده مى‏شوم. آیا انسان به یاد نمى‏آورد که ما او را قبلا آفریده‏ایم و حال آنکه چیزى نبوده است. سوگند به پروردگارت که همه آنها را همراه با شیاطین در قیامت جمع مى‏کنیم; سپس همه را -در حالى که به زانو درآمده‏اند- گرداگرد جهنم حاضر مى‏سازیم.

 

Some day We shall summon the heedful in a delegation before the Mercy-giving, (85) and drive criminals in a drove towards Hell. (86)

 

یاد کن] روزى را که پرهیزگاران را به سوى [خداى] رحمان گروه گروه محشور مى‏کنیم. مجرمان را با حال تشنگى به سوى دوزخ مى‏رانیم

 

 

Anyone who comes to his Lord as a criminal will have HELL [as his reward]; he will neither die in it, nor yet will he live [a decent life]. (74)

 

هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود، آتش دوزخ براى اوست; در آن جا، نه مى‏میرد و نه زندگى مى‏کند!

 

 

 

You and anything you worship instead of God [will serve as] pavement for Hell! You are being led to it; (98)

 

شما و آنچه غیر خدا مى‏پرستید، هیزم جهنم خواهید بود; و همگى در آن وارد مى‏شوید.

 

 

 

 

Those whose scales are heavy will be prosperous; (102) while those whose scales are light will be the ones who have lost their souls; they will remain in Hell. (103) The Fire will scorch their faces while they will glower away in it. (104)

 

 

پس کسانى که کفه میزان [اعمال] آنان سنگین باشد ایشان رستگارانند.

و کسانى که کفه میزان [اعمال]شان سبک باشد آنان به خویشتن زیان زده [و] همیشه در جهنم مى‏مانند. آتش چهره آنها را مى‏سوزاند و آنان در آنجا ترش‏رویند.

 

 

VI) SAY: "God suffices as a Witness between (all of) you and me." He knows whatever exists in Heaven and Earth while those who believe in falsehood and disbelieve in God will be the losers. (52) They try to make you hurry up torment. If it had not been for a specific deadline, torment would already have come to them. It will come upon them suddenly while they do not even notice it. (53) They try to have you hurry up torment! Hell will engulf disbelievers. (54) Some day torment will cover them from both above and from underneath their feet, and He will say: "Taste what you have been doing!" (55)

 

 

بگو: «همین بس که خدا میان من و شما گواه است; آنچه را در آسمانها و زمین است مى‏داند; و کسانى که به باطل ایمان آوردند و به خدا کافر شدند زیانکاران واقعى هستند! آنان با شتاب از تو عذاب را مى‏طلبند; و اگر موعد مقررى تعیین نشده بود، عذاب (الهى) به سراغ آنان مى‏آمد; و سرانجام این عذاب بطور ناگهانى بر آنها نازل مى‏شود در حالى که نمى‏دانند (و غافلند). آنان با عجله از تو عذاب مى‏طلبند، در حالى که جهنم به کافران احاطه دارد! آن روز که عذاب (الهى) آنها را از بالاى سر و پایین پایشان فرامى‏گیرد و به آنها ید: «بچشید آنچه را عمل مى‏کردید» (روز سخت و دردناکى براى آنهاست!)

 

Who is more in the wrong than someone who invents a lie about God and rejects the Truth even when it has come to him? Will there not be room in Hell for [such] disbelievers? (68)

 

چه کسى ستمکارتر از آن کس است که بر خدا دروغ بسته یا حق را پس از آنکه به سراغش آمده تکذیب نماید؟! آیا جایگاه کافران در دوزخ نیست؟!

 

 

If We had so wished, We might have given each soul its own guidance, but the Sentence [passed] by Me has been confirmed: "I shall fill Hell with sprites and men all together! (13)

 

و اگر مى‏خواستیم به هر انسانى هدایت لازمش را (از روى اجبار بدهیم) مى‏دادیم; ولى (من آنها را آزاد گذارده‏ام و) سخن و وعده‏ام حق است که دوزخ را (از افراد بى‏ایمان و گنهکار) از جن و انس همگى پر کنم!

 

 

The ones who disbelieved will have Hell fire. It will be neither finished off for them so that they may [really] die; nor will its torment be lightened for them. Thus We reward every ingrate. (36)

 

 

و کسانى که کافر شدند، آتش دوزخ براى آنهاست; هرگز فرمان مرگشان صادر نمى‏شود تا بمیرند، و نه چیزى از عذابش از آنان تخفیف داده مى‏شود; این گونه هر کفران‏کننده‏اى را کیفر مى‏دهیم!

 

This is Hell, which you were threatened with. (63)

 

 

این همان دوزخى است که به شما وعده داده مى‏شد!

 

the arrogant will have the worst retreat- (55) Hell! They will roast in it, and on an awful couch! (56) Here it is; let them taste it: scalding water and bitter cold; (57) and others of its sort to match. (58) Here comes a troop rushing at you! They have no welcome here, for they must roast in the Fire. (59) They will say: "Indeed you have no welcome either. You have prepared it for us; what an awful plight!" (60) They will say: "Our Lord, whoever prepared this for us? Give him double torment in the Fire!" (61) They will say: "What is the matter with us that we do not see any men whom we used to consider were evil persons? (62) Did we take them for laughingstocks or has our eyesight failed to notice them?" (63) That is true: the people in the Fire will just argue away.(64)

براى طغیانگران بدترین محل بازگشت است: دوزخ، که در آن وارد مى‏شوند; و چه بستر بدى است! این نوشابه «حمیم‏» و «غساق‏» است ( دو مایع سوزان و تیره رنگ) که باید از آن بچشند! و جز اینها کیفرهاى دیگرى همانند آن دارند! (به آنان گفته مى‏شود:) این گروهى است که همراه شما وارد دوزخ مى‏شوند (اینها همان سران گمراهیند); خوشامد بر آنها مباد، همگى در آتش خواهند سوخت! آنها (به رؤساى خود) مى‏گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما براى ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهى است اینجا!» (سپس) مى‏گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را براى ما فراهم ساخته، عذابى مضاعف در آتش بر او بیفزا!» آنها مى‏گویند: «چرا مردانى را که ما از اشرار مى‏شمردیم (در اینجا، در آتش دوزخ) نمى‏بینیم؟! آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا (به اندازه‏اى حقیرند که) چشمها آنها را نمى‏بیند؟! این یک واقعیت است گفتگوهاى خصمانه دوزخیان!

 

 

 

On Resurrection Day you will see how the faces of the ones who have lied about God will be blackened. Is there not room in Hell for the overbearing? (60)

 

و روز قیامت کسانى را که بر خدا دروغ بستند مى‏بینى که صورتهایشان سیاه است; آیا در جهنم جایگاهى براى متکبران نیست؟!

 

(VIII) The ones who disbelieve will be driven along to Hell in throngs until, just as they come up to it, its gates will swing open and its keepers will say to them: "Did not messengers come to you from among yourselves reciting your Lord's verses to you and warning you about meeting [Him] on this day of yours?" They will say: "Of course!" But the Sentence about torment has still come due for disbelievers. (71) Someone else will say: "Enter Hell's gates to remain there. What an awful lodging will it be for the overbearing!" (72)

و کسانى که کافر شدند گروه گروه به سوى جهنم رانده مى‏شوند; وقتى به دوزخ مى‏رسند، درهاى آن گشوده مى‏شود و نگهبانان دوزخ به آنها مى‏گویند: «آیا رسولانى از میان شما به سویتان نیامدند که آیات پروردگارتان را براى شما بخوانند و از ملاقات این روز شما را بر حذر دارند؟!» مى‏گویند: «آرى، (پیامبران آمدند و آیات الهى را بر ما خواندند، و ما مخالفت کردیم!) ولى فرمان عذاب الهى بر کافران مسلم شده است.

به آنان گفته مى‏شود: «از درهاى جهنم وارد شوید، جاودانه در آن بمانید; چه بد جایگاهى است جایگاه متکبران!»

 

Those who are inside the Fire will tell the guards of Hell: "Appeal to your Lord to reduce the torment for us by just a day!" (49)

 

و آنها که در آتشند به ماموران دوزخ مى‏گویند: «از پروردگارتان بخواهید یک روز عذاب را از ما بردارد!»

 

 

Your Lord has said: "Appeal to Me; I shall respond to you. The ones who are too proud to worship Me will enter Hell abjectly." (60)

 

 

پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم! کسانى که از عبادت من تکبر مى‏ورزند به زودى با ذلت وارد دوزخ مى‏شوند!»

 

 

 

 

Yet criminals will remain in Hell's torment; (74)

 

 

مجرمان در عذاب دوزخ جاودانه مى‏مانند.

 

The Trumpet shall be blown: that will be the day of the Threat! (20) Every soul shall come along; each will have a driver and a witness: (21) You have been so heedless of this, that We have removed your blinders from you so your sight may be keen today!" (22) His soulmate will say: "All this lying before me needs to be checked into; (23) let us both toss every stubborn disbeliever into Hell, (24) [since he is] hindering good, aggressive, suspicious, (25) someone who has set up some other deity alongside God! Toss him into severe torment!" (26) His soulmate will say: "Our Lord, I did not make him act arrogantly, but he was gone too far astray." (27) He will say: "Do not argue in My presence! I had already sent the Threat ahead to you (all)! (28) The sentence will not be changed within My presence, nor am I unjust towards My worshippers." (29) (III) On the day We shall say to Hell: "Are you filled up?", it will say: "Are there any more to be added? " (30)

و در «صور» دمیده مى‏شود; آن روز، روز تحقق وعده وحشتناک است! هر انسانى وارد محشر مى‏گردد در حالى که همراه او حرکت دهنده و گواهى است! (به او خطاب مى‏شود:) تو از این صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودى و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم، و امروز چشمت کاملا تیزبین است!

فرشته همنشین او مى‏گوید: «این نامه اعمال اوست که نزد من حاضر و آماده است!» (خداوند فرمان مى‏دهد:) هر کافر متکبر لجوج را در جهنم افکنید! آن کسى که به شدت مانع خیر و متجاوز و در شک و تردید است (حتى دیگران را به تردید مى افکند). همان کسى که معبود دیگرى با خدا قرار داده، (آرى) او را در عذاب شدید بیفکنید! و همنشینش (از شیاطین) مى‏گوید: «پروردگارا! من او را به طغیان وانداشتم، لکن او خود در گمراهى دور و درازى بود!» (خداوند) مى‏گوید: «نزد من جدال و مخاصمه نکنید; من پیشتر به شما هشدار داده‏ام (و اتمام حجت کرده‏ام)! سخن من تغییر ناپذیر است، و من هرگز به بندگان ستم نخواهم کرد!» (به خاطر بیاورید) روزى را که به جهنم مى‏گوییم: «آیا پر شده‏اى؟» و او مى‏گوید: «آیا افزون بر این هم هست؟!»

 

 

 

 

 

 

Have you not considered the ones who, even though they have been forbidden to [carry on any] intrigue, still go back to what they have been forbidden to do and conspire out of sin and enmity, and in defiance of the Messenger. Whenever they come to you, they greet you the way God never greets you, and tell themselves: "Should God not punish us for what we say?" Hell will be enough for them; they shall roast in it, for it is such an awful goal to have. (8)

 

آیا کسانى را که از نجوا منع شده بودند ندیدى که باز بدانچه از آن منع گردیده‏اند برمى‏گردند و با همدیگر به [منظور] گناه و تعدى و سرپیچى از پیامبر محرمانه گفتگو مى‏کنند و چون به نزد تو آیند تو را بدانچه خدا به آن [شیوه] سلام نگفته سلام مى‏دهند و در دلهاى خود مى‏گویند چرا به آنچه مى‏گوییم خدا ما را عذاب نمى‏کند جهنم براى آنان کافى است در آن درمى‏آیند و چه بد سرانجامى است

 

 

Those who disbelieve in their Lord will have Hell's torment; it is such a wretched goal! (6)

 

و براى کسانى که به پروردگارشان کافر شدند عذاب جهنم است، و بد فرجامى است!

 

 

while those who hold back will become kindling for Hell." (15)

 

 

و اما ظالمان آتشگیره و هیزم دوزخند!

 

 

 

Hell will lurk in ambush (21)

 

 

مسلما (در آن روز) جهنم کمینگاهى است بزرگ،

 

Those who harass believing men and women, then do not repent, will have Hell's torment; they will have the torment of burning. (10)

 

 

کسانى که مردان و زنان باایمان را شکنجه دادند سپس توبه نکردند، براى آنها عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان است!

 

 

and brings up Hell on that day; on that day everyman will remember, as if remembrance even matters to him! (23) He will say: "It's too bad for me! What did I send on ahead during my lifetime?" (24) On that day, no one will torment [anyone] with torment like His, (25) and no one will hold to any agreement as he will hold to His! (26)

 

 

و در آن روز جهنم را حاضر مى‏کنند; (آرى) در آن روز انسان متذکر مى‏شود; اما این تذکر چه سودى براى او دارد؟! مى‏گوید: «اى کاش براى (این) زندگیم چیزى از پیش فرستاده بودم!» در آن روز هیچ کس همانند او ( خدا) عذاب نمى‏کند، هیچ کس همچون او کسى را به بند نمى‏کشد!

 

Those People of the Book who disbelieve as well as the associators will remain in Hell fire; those are the worst creatures. (6)

 

 

کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخند، جاودانه در آن مى‏مانند; آنها بدترین مخلوقاتند!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوزخی ، جهنمی ، شیطانی ، اهریمنی hellish                                     

heresy

 

ارتداد ، از دین برگشتن ، کژآیینی ، کافر کیشی ، کفر ، بدعت گذاری

 

they found him guilty of heresy and burned him alive

 

او را محکوم به ارتداد کردند و زنده زنده سوزاندند

 

the church rejected his opinions as utter heresy

 

کلیسا اندیشه های او را کفر محض و مردود شناخت

 

Hinduism

 

دین هندو (آمیزه ای از کیش برهمایی و بودایی و غیره) ، مذهب هندو

 

Hinduism is the oldest of the world’s major religions. some of its traditions and practices date back more than 3000 years. over the centuries, however its followers-called Hindus-have accepted many new ideas and combined them with the old ones. Modern Hinduism mixes diverse religious beliefs and practices with social, economic, liberty

 

دین هندو ، جزو قدیمی ترین دین های بزرگ جهان است. برخی از سنت ها و اعمال آن به 3000 بر می گردند. در طی قرون ، پیروان آن ، هندوها ، عقاید بسیار جدیدی را پذیرفته اند و آن ها را با عقاید پیشین ترکیب کرده اند. دین هندوی مدرن ، اعتقادات مذهبی گوناگون و اعمال را با اجتماع ، اقتصاد و آزادی آمیخته می کنند

 

تقدس ، پارسایی ، پرهیزکاری ، سپنتاییholiness                                 

مقدس بودن آن مکانthe holiness of that place                      

holy

 

مقدس ، اشو ، آناهیتا ، سپنتا ، (با H  بزرگ) الهی ، خدایی ، یزدانی ، آسمانی ، پارسا ، دیندار ، پرهیزکار

 

جنگ مقدسa holy war                                                        

آب مقدس(برای غسل تعمید)holy water                                   

her memory will always be holy to me

 

خاطره ی او همیشه برایم مقدس خواهد بود

 

the holy ground in which he is buried

 

زمین مقدسی که در آن به خاک سپرده شده است

 

کتاب آسمانیthe Holy book                                                 

خدای تعالیHoly God                                                          

زنی پارساa Holy woman                                                       

او با پرهیزکاری زندگی کردhe lived a holy life                             

honest

 

درست ، درستکار ، دست و دل پاک ، پاکدست ، راستگو ، صدیق ، امین

 

دکاندار درستکارan honest shopkeeper                                       

he taught us to be honest and never steal

 

او به ما یاد داد که دست و دل پاک باشیم و هرگز دزدی نکنیم

 

او در پاسخگویی صادق بودhe was honest in his replies         

the honest man who paid back his debts to the last penny

 

مرد امینی که قرض های خود را تا آخرین شاهی پس داد

 

به خدا قسم ، به خدا ، به راستی ، واللهhonest to God                         

honesty

 

درستی ، درستکاری ، دست و دل پاکی ، پاکدستی ، راستگویی ، صداقت

 

nobody doubted his honesty

 

هیچ کس در درستی او تردید نداشت

 

honesty is the best policyبهترین روش درستکاری است               

I believe in the honesty of his word

 

من به صداقت حرف های او ایمان دارم

 

honor

 

درستکاری ، درستی ، شرافتمندی ، پاکدامنی ، نجابت ، ناموس ، عفت

 

با درستکاری رفتار کردنto conduct oneself with honor            

she faught fiercely for her honor and life

 

او بشدت از ناموس و جان خود دفاع کرد

 

به احترام مردگانin honor to the dead                                   

on / upon one’s honor

 

به شرافت کسی قسم ، سوگند می خورم که

 

upon my honor, I didn’t take it

 

به شرافتم قسم من ان را بر نداشتم

 

Husayn ibn Ali ibn Abi Talibحسین بن علی بن ابی طالب    

born January 626, Medina, Hejaz, Arabian Peninsula. died Oct. 10, 680, Karbalā, Iraq.
Muslim political and religious leader.
He was the grandson of the Prophet Muhammad. After the assassination of his father, the fourth caliph, Alī ibn Abī Tālib, he accepted the rule of the first caliph of the Umayyad dynasty,  Muāwiyah I. He refused, however, to acknowledge the succession of the latter's son, Yazīd I, and instead accepted an invitation to travel to Iraq in order to lead a revolt against the Umayyads. He, along with a small entourage of family and followers, was intercepted by the Umayyads and killed at the Battle of Karbalā. He is viewed by Shīite Muslims as the prototypical martyr, and his death became a central theme of later Shīite theology and is commemorated annually during the holy festival of Āshūrā.

 

همه جا گیر ، حاضر در همه جا(در مورد خدا گفته می شود)immanent          

impiety

 

ناپارسایی ، بی تقوایی ، بی حرمتی نسبت به خدا / مقدسات

 

impious

 

ناپارسا ، ناپرهیزکار ، بی تقوا ، (کسی که نسبت به والدین بی حرمتی کند) بی حرمت ، بی حیا

 

دوزخی ، جهنمی ، شیطانی ، اهریمنی ، شریر ، شریرانهinfernal                 

infernal firesآتش های جهنمی                                                  

ارواح دوزخیinfernal spirits                                                  

نقشه های شیطانیinfernal schemes                                      

infidel

 

کافر ، نامسلمان ، غیرمسیحی (کسی که مذهبی جز دین اکثریت دارد) ،

بی دین ، لامذهب ، کفرآمیز

 

Christians used to wage war against infidels

 

مسیحیان علیه کافران می جنگیدند

 

کتاب های کفرآمیزinfidel books                                            

باطنی ، معنوی ، روحیinner                                                      

آرامش باطنیinner peace                                                     

باطنی ، معنوی ، سرشتیinward                                                  

آرامش درونیinward peace                                                   

he lives an inward and unmaterial life

 

او دارای یک زندگی معنوی و غیرمادی است

 

کشمکش وجدانی / درونی آن مردthat man’s inward struggle        

دین ستیز ، بی دین ، لامذهب ، ضد مذهبیirreligious                               

he has brought up his children to be irreligious

 

بچه هایش را غیر مذهبی بار آورده است

 

(انجیل) اسحاق(پسر ابراهیم)Isaac                                               

اسلام ، مسلمین ، مسلمانان ، مسلمانی Islam                           

 

with an estimated 1.2 billion followers worldwide, the religion of Islam ranks second only to Christianity in number of believers and is a major world religion. Islam is based on the revelations  of the Prophet Muhammad and was first established in Meccain Saudi Arabiaduring the early 7th century. theArabia word Islam means "submisson to Allah(God)". followers of Islam are called Muslims, meaning "those who submit to God ".

 

با پیروانی حدود 1.2 میلیارد نفر در سرتاسر دنیا ، دین اسلام در جایگاه دوم از دید شمار پیروان و معتقدین آن پس از دین مسیحیت جای دارد و یک دین بزرگ جهانی است. اسلام بر پایه ی الهامات و وحی الهی به محمد پیامبر است و اولین بار در شهر مکه در عربستان سعودی در قرن هفتم پس از میلاد پایه گذاری شد. واژه ی عربی اسلام به معنی "تسلیم شدن در برابر خدا" می باشد. پیروان اسلام ، مسلمان نامیده می شوند یعنی کسانی که خود را به خدا تسلیم می کنند

 

the Kaaba, located in Mecca (Saudi Arabia) is the center of Islam. it is where Muslims from all over the world travel to and gather there to pray in unity

 

خانه ی کعبه که در شهر مکه(عربستان سعودی) قرار گرفته ، مرکز اسلام است. و جایی است که مسلمانان سرتاسر دنیا به آنجا سفر می کنند و برای عبادت و نماز خواندن به طور واحد جمع می شوند

 

Muslims regard their religion as the completed and universal version of a primordial, monotheistic faith revealed at many times and places before, including, notably, to the prophets Abraham, Moses and Jesus. Islamic tradition holds that previous messages and revelations have been changed and distorted over time

 

مسلمانان دین خود را به عنوان نمونه ای کامل و عالمگیر از یک باور ازلی  و یکتاپرستی می دانند که در زمان ها و  مکان هایی به پیامبرانی همچون ابراهیم ، موسی و عیسی وحی شده است. شریعت اسلام پیام ها و الهامات پیشین را که تغییر کرده و تحریف و فراموش شده اند حفظ می کند

 

the vast majority of Muslims belong to one of two major denominations, the Sunni and Shi'a

 

اکثریت عظیمی از مسلمانان به یکی از دو مذهب و فرقه ی سنی و شیعه تعلق دارند

 

Islam is the second-largest religion in the world and arguably the fastest growing religion in the world

 

اسلام دومین دین بزرگ دنیا و احتمالا پر رشد ترین مذهب دنیا می باشد

 

Islam means acceptance of and submission to God, and believers must demonstrate this by worshiping him, following his commands, and avoiding polytheism. Islam also means "Peace". the word is given a number of meanings in the Qur'an. in some verses (ayat), the quality of Islam as an internal conviction is stressed: "Whomsoever God desires to guide, he expands his breast to Islam

 

اسلام به معنای پذیرش و تسلیم خدا شدن است ، و معتقدان آن بایستی

این را با پرستش و پیروی از دستورات او و پرهیز از شرک نشان بدهند.

اسلام به معنای "صلح" نیز می باشد. چندین معنی از این واژه در قرآن آمده است. در بعضی از آیات ، صفت و ویژگی اسلام با عنوان یقین و عقیده ای محکم تاکید شده است:

" هر آن کس که می خواهد خدا او را یاری کند ، خداوند قلب او را با اسلام گشاده می کند"

 

جهان اسلامthe world of Islam                                              

to convert into Islamاسلام آوردن ، مسلمان شدن                       

the Qur'an states that all Muslims must believe in God, his revelations, his angels, his messengers, and in the "Day of Judgment"

 

قرآن بیان می کند که همه ی مسلمانان بایستی به خدا ، الهامات او  ، فرشتگان او ، فرستادگان او و به روز رستاخیز ایمان آورند

 

Muslims believe that God revealed his final message to humanity through the Islamic prophet Muhammad via the archangel Gabriel (Jibrīl). for them, Muhammad was God's final prophet and the Qur'an is the holy book of revelations he received over more than two decades

 

مسلمانان معتقدند خدا آخرین پیام خود(قرآن) را به محمد(ص) و بر قلب او از طریق فرشته ی مقرب خود ، جبریئل ، فروفرستاد. محمد(ص) آخرین پیامبر خدا و قرآن وحی نامه ی اعجازات الهی است که بر او در طی بیش از دو دهه نازل شده است

 

in Islam, prophets are men selected by God to be his messengers. Muslims believe that prophets are human and not divine, though some are able to perform miracles to prove their claim. Islamic prophets are considered to be the closest to perfection of all humans, and are uniquely the recipients of divine revelation-either directly from God or through angels

 

در اسلام ، پیامبران مردانی برگزیده شده از سوی خدا برای رساندن پیام های او می باشند. مسلمانان معتقدند که پیامبران انسان هستند نه خدا ، با این حال بعضی از آنها قادر به انجام معجزاتی برای اثبات ادعاهای خود می باشند. پیامبران به عنوان کمال همه ی انسان ها هستند و در دریافت کردن وحی الهی چه به صورت مستقیم از جانب خدا یا از طریق فرشتگان او بی نظیر و منحصر به فرد می باشند

 

the Qur'an mentions the names of numerous figures considered prophets in Islam, including Adam, Noah, Abraham, Moses and Jesus, among others

 

قرآن اسامی افراد زیادی که به عنوان پیامبر در اسلام در نظر گرفته شده اند از قبیل حضرت آدم ، نوح ، ابراهیم ، موسی و عیسی را ذکر می کند

 

Islamic theology says that all of God's messengers since Adam preached the message of Islam submission to the will of God

 

دین اسلام می گوید که همه ی پیامبران خدا از زمان حضرت آدم(ع) تا محمد(ص) پیام تسلیم شدن در برابر خواست و اراده ی خداوندی را تبلیغ کرده اند

 

as a historical phenomenon, Islam originated in Arabia in the early 7th century. Islamic texts depict Judaism and Christianity as prophetic successor traditions to the teachings of Abraham. the Qur'an calls Jews and Christians "People of the Book" (ahl al-kitāb), and distinguishes them from polytheists. Muslims believe that parts of the previously revealed scriptures, the Tawrat (Torah) and the Injil (Gospels), had become distorted either in interpretation, in text, or both

 

به عنوان یک پدیده ی تاریخی ، اسلام در قرن هفتم پس از میلاد در عربستان نشات گرفت. متون اسلامی بیان می کنند که یهودیت و مسیحیت مشتقاتی از تعالیم ابراهیم بوده و در نتیجه از دین های ابراهیمی به شمار می آیند. قرآن از یهودیان و مسیحیان به صورت "اهل کتاب" یاد می کند ، و آنها را از پرستندگان چند خدایی جدا می کند. مسلمانان معتقدند که بخش هایی از کتب مقدسه ی قدیمی تورات و انجیل فراموش شده اند ، اشتباه تفسیر یا نوشته شده اند یا توسط دنباله روان آنها تحریف گشته اند و پیام اصلی آنان از بین رفته است

 

in traditional Islamic theology, God is beyond all comprehension; Muslims are not expected to visualize God but to worship and adore him as a protector

 

در دین اسلامی ، خدا فراسوی درک بشریت است. از مسلمانان انتظار نمی رود که خداوند را مجسم کنند ولی انتظار پرستش و ستایش او به عنوان حافظ و نگهدار انسان ها می رود

 

Muslims believe that Jesus was a prophet, they reject the Christian doctrine of the Trinity and divinity of Jesus, comparing it to polytheism. in Islamic theology, Jesus was just a man and not the son of God

 

مسلمانان قبول دارند که حضرت عیسی(ع) پیامبر بود ، ولی اعتقاد به تثلیث ، (خدا و عیسی و روح القدس) و خداییت عیسی(ع) را به عنوان شریک در پرستش قبول ندارند و آن را رد می کنند. در دین اسلام ، عیسی(ع) تنها یک انسان بود و پسر خدا نبود

 

Muslims believe that the verses of the Qur'an were revealed to Muhammad by God through the angel Gabriel on many occasions between 610 and his death on June 8, 632. the Qur'an was reportedly written down by Muhammad's companions (sahabah) while he was alive, although the prime method of transmission was orally

 

به اعتقاد مسلمانان آیات قرآن از جانب خداوند بر قلب و زبان پیامبر توسط فرشته ی وحی ، جبرییل ، در موقعیت های بسیاری نازل شد. قرآن اجمالا توسط یاران و صحابه ی پیامبر به صورت کتبی در طول حیات ایشان نوشته شد ، اگرچه روش نخست انتقال آیات به صورت شفاهی بوده است

 

the Qur'an is divided into 114 suras, or chapters, which combined, contain 6,236 āyāt, or verses. the chronologically earlier suras, revealed atMecca, are primarily concerned with ethical and spiritual topics. the later Medinan suras mostly discuss social and moral issues relevant to the Muslim community

 

قرآن به 114 سوره یا فصل تقسیم شده است که در مجموع 6236 آیه را شامل می شود. از نظر ترتیب زمانی ، سوره های ابتدایی تر که در شهر مکه نازل شدند ، بیشتر در ارتباط با موضوعات اخلاقی و روحی و معنوی می باشند. سوره های بعدی که در شهر مدینه بر جامعه ی مسلیمن  نازل شدند بیشتر به مسائل اجتماعی و اخلاقی می پردازند

 

Muslim jurists consult the hadith, or the written record of Muhammad's life, to both supplement the Qur'an and assist with its interpretation

 

کارشناسان مسلمان و فقها احادیث ، نوشته های ثبت شده از زندگی پیامبر (ص) را به عنوان مکمل قرآن و یاری در تفسیر آن مد نظر قرار می دهند

 

Hadith are narrations originating from the words and deeds of the Islamic prophet Mohammad. Hadith are regarded by traditional schools of jurisprudence as important tools for understanding the Qur'an and in matters of jurisprudence

 

حدیث روایت ها و نقل قول های ریشه گرفته از سخنان و اعمال پیامبر اسلام(ص) می باشند. احادیث به عنوان ابزارهایی مهم برای فهم و درک قرآن و در موضوعات قضایی و حقوقی استفاده مورد توجه قرار می گیرند

 

angels' duties include communicating revelations from God, glorifying God, recording every person's actions, and taking a person's soul at the time of death.they are also thought to intercede on man's behalf

 

وظایف فرشتگان شامل منتقل کردن الهامات و وحی الهی از سوی خدا ، حمد و نیایش کردن خدا ، ثبت اعمال هر فرد ، و گرفتن روح انسان در زمان مرگ می باشد. به آنها آموخته می شود که از جانب انسان

 

in Muslim tradition, Muhammad is viewed as the last and the greatest in a series of prophets, as the man closest to perfection, the possessor of all virtues. for the last 23 years of his life, beginning at age 40, Muhammad reported receiving revelations from God. the content of these revelations, known as the Qur'an, was memorized and recorded by his companions

 

در شریعت اسلامی ، محمد(ص) به عنوان آخرین پیامبر خدا و مکمل همه ی آنهاست ، کاملترین انسان ، صاحب همه ی خوبی ها و فضیلت ها است. در طول 23 سال از زندگی خود ، که از سن چهل سالگی شروع شد ، الهامات و وحی الهی دریافت شده را اعلام کرد. مضامین این الهامات ،  که کتاب قرآن است ، توسط صحابه ی او حفظ و ثبت گردید

 

During this time, Muhammad preached to the people of Mecca, imploring them to abandon polytheism. Although some converted to Islam, Muhammad and his followers were persecuted by the leading Meccan authorities. After 13 years of preaching, Muhammad and the Muslims performed the Hijra ("emigration") to the city of Medina (formerly known as Yathrib) in 622. There, with the Medinan converts (Ansar) and the Meccan migrants (Muhajirun), Muhammad established his political and religious authority

 

Within years, two battles had been fought against Meccan forces: the Battle of Badr in 624, which was a Muslim victory, and the Battle of Uhud in 625, which ended inconclusively. Conflict with Medinan Jewish clans who opposed the Muslims led to their exile, enslavement or death, and the Jewish enclave of Khaybar was subdued

 

By 629 Muhammad was victorious in the nearly bloodless Conquest of Mecca, and by the time of his death in 632 (at the age of 63) he ruled over the Arabian peninsula

 

the Five Pillars of Islam are five practices essential to Sunni Islam. Shi'a Muslims subscribe to different sets of pillars which substantially overlap with the Five Pillars

 

پنج رکن اسلام ، شامل پنج عادت ضروری برای مسلمانان سنی می باشد. مسلمانان شیعه موافق مجموعه ای مختلف از ارکان می باشند که این پنج رکن را نیز پوشش می دهد

 

The Five Pillars of Islam are:

1-The shahadah, which is the basic creed or tenet of Islam that must be recited under an oath with the following specific statement. this testament is a foundation for all other beliefs and practices in Islam

 

پنج رکن اسلام به صورت زیر می باشند:

1-شهادتین ، که پایه ی اسلام است و باید به صورت یک سوگند با عبارت خاصی به زبان آورده شود. این پیمان و عهد(میان خدا و انسان) پایه ی تمامی اعتقادات و اعمال دیگر در اسلام است

 

2- ritual prayer, which must be performed five times a day.each salah is done facing towards the Kaaba in Mecca. Salah is intended to focus the mind on God, and is seen as a personal communication with him that expresses gratitude and worship

 

2- صلاه یا نماز ، که بایستی پنج مرتبه در هر روز انجام شود. هر نماز به سمت خانه ی کعبه که در مکه قرار گرفته انجام می شود. نماز به قصد تمرکز ذهن به سمت خدا است و به صورت یک ارتباط فردی با او دیده می شد که پرستش و شکرگذاری خود را بیان می کند

 

3- alms-giving. this is the practice of giving based on accumulated wealth, and is obligatory for all Muslims who can afford it. a fixed portion is spent to help the poor or needy, and also to assist the spread of Islam

 

3- زکات ، این عمل بر پایه ی ثروت اندوخته شده است و برای تمامی مسلمانان که توانایی پرداخت آن را دارند واجب است. قسمت ثابتی از آن برای کمک به فقرا یا نیازمندان پرداخت می شود ، و نیز برای یاری در گسترش اسلام می باشد

 

4- fasting , during the month of Ramadan. Muslims must not eat or drink (among other things) from dawn to dusk during this month, and must be mindful of other sins. the fast is to encourage a feeling of nearness to God, and during it Muslims should express their gratitude for and dependence on him, atone for their past sins, and think of the needy

 

روزه ، در طول ماه رمضان. مسلمانان بایستی از خوردن و آشامیدن از هنگام سپیده دم تا غروب آفتاب در این ماه بپرهیزند ، و نیز باید دیگر گناهان را مدنظر قرار بدهند(و مرتکب نشوند). روزه تشویق برای نزدیکی و قرب به درگاه خدا است و در طول این ماه مسلمانان باید شکرگذاری و قدرشناسی خود را برای اتکا به او ، جبران و کفاره ی گناهان گذشته ی خود ، و نیازمندی خود به او را اظهار کنند

 

5- The Hajj, which is the pilgrimage during the Islamic month of Dhu al-Hijjah in the city of Mecca. every able-bodied Muslim who can afford it must make the pilgrimage to Mecca at least once in his or her lifetime. when the pilgrim is about ten kilometers from Mecca, he must dress in Ihram clothing, which consists of two white seamless sheets. rituals of the Hajj include walking seven times around the Kaaba, touching the black stone if possible, walking or running seven times between Mount Safa and Mount Marwah, and symbolically stoning the Devil in Mina

 

5- حج ، که سفر زیارتی است در طول ماه اسلامی ذی الحجه در شهر مکه. هر مسلمان سالم و آماده که توانایی آن را دارد باید حداقل یک مرتبه در طول حیات خود به این سفر مذهبی برود. زمانی که زائر در فاصله ی حدود 10 کیلومتری از شهر مکه می رسد ، بایستی لباس احرام به تن کند ، که شامل دو ملافه ی سفید رنگ بدون درز خیاطی می باشد. مراسم حج شامل هفت مرتبه گشتن به دور خانه ی کعبه ، لمس و تماس با سنگ سیاه (حجرالاسود) اگر امکان آن باشد ، دویدن آهسته ی هفت مرتبه بین کوه صفا و کوه مروه ، و سنگ زدن نمادین به شیطان در ناحیه ی منا است

 

God has made obligatory upon you the pilgrimage (hajj) to His sacred House which is the turning point for the people who go to it as beasts or pigeons go towards spring water. God the glorified made it a sign of their supplication before His Greatness and their acknowledgement of His Dignity. He selected from among His creation those who on listening to His call responded to it and testified His word. they stood in the position of His Prophets and resembled His angels who surround the Divine Throne securing all the benefits of performing His worship  and hastening towards His promised forgiveness. God the glorified made it (His sacred House) an emblem for Islam and an object of respect for those who turn to it. He made obligatory its pilgrimage and laid down its claim for which He held you responsible to discharge it. thus, God the glorified said : 

"and (purely) for Allah, is incumbent upon mankind, the pilgrimage to the House, for those who can afford to journey thither. and whoever denieth then verily, Allah is Selfsufficiently independent of the worlds"

 

خدا حج ، خانه ی محترم خود را بر شما واجب کرد ، همان خانه ‏اى که آن را قبله ‏گاه انسان‏ ها قرار داده که چونان تشنگان به سوى آن روى مى ‏آورند ، و همانند کبوتران به آن پناه مى‏ برند. خداى سبحان ، کعبه را مظهر تواضع بندگان برابر عظمت خویش و نشانه ی اعتراف آنان به بزرگى و قدرت خود قرار داد و در میان انسان ‏ها ، شنوندگانى را برگزید که دعوت او را براى حج ، اجابت کنند و سخن او را تصدیق نمایند و پاى بر جایگاه پیامبران الهى نهند. همانند فرشتگانى که بر گرد عرش الهى طواف مى ‏کنند ، و سودهاى فراوان در این عبادتگاه و محل تجارت زائران به دست آورند و به سوى وعده‏ گاه آمرزش الهى بشتابند. خداى سبحان ، کعبه را براى اسلام ، نشانه ی گویا ، و براى پناهندگان ، خانه ی امن و امان قرار داد ، اداى حق آن را واجب کرد و حج بیت الله را واجب شمرد و بر همه ی  شما انسانها مقرر داشت که به زیارت آن بروید و فرمود: "آن کس که توان رفتن به خانه ی خدا را دارد ، حج بر او واجب است و آن کس که انکار کند ، خداوند از همه ی جهانیان بى نیاز است"

 

belief in the "Day of Resurrection, "Day of Judgment" is also crucial for Muslims. they believe that the time of resurrection is preordained by God but unknown to man. the trials and tribulations preceding and during the resurrection  are described in the Qur'an and the hadith, and also in the commentaries of Islamic scholars. the Qur'an emphasizes bodily resurrection, a break from the pre-Islamic Arabian understanding of death. it states that resurrection will be followed by the gathering of mankind, culminating in their judgment by God

 

the Qur'an lists several sins that can condemn a person to hell, such as disbelief, usury and dishonesty. muslims view paradise (jannah) as a place of joy and bliss, with Qur'anic references describing its features and the physical pleasures to come. there are also references to a greater joy acceptance by God (ridwān). mystical traditions in Islam place these heavenly delights in the context of an ecstatic awareness of God

 

 

in accordance with the Islamic belief in predestination, or divine preordainment (al-qadā wa'l-qadar), God has full knowledge and control over all that occurs. this is explained in Qur'anic verses such as "Say: 'nothing will happen to us except what Allah has decreed for us: He is our protector'…" for Muslims, everything in the world that occurs, good or evil, has been preordained and nothing can happen unless permitted by God. according to Muslim theologians, although events are pre-ordained, man possesses free will in that he has the faculty to choose between right and wrong, and is thus responsible for his actions. according to Islamic tradition, all that has been decreed by God is written in al-Lawh al-Mahfūz, the "Preserved Tablet"

 

the Shi'a understanding of free will is called "divine justice" (Adalah). this doctrine, originally developed by the Mu'tazila, stresses the importance of man's responsibility for his own actions. in contrast, the Sunni deemphasize the role of individual free will in the context of God's creation and foreknowledge of all things

 

 

Muhammad began preaching Islam at Meccabefore migrating to Medina, from where he united the tribes of Arabia into a singular Arab Muslim religious polity. He made his last farewell sermon at the age of 63 in the year 632 and died 72 days later. Right after his death disagreement broke out over who would succeed him as leader of the Muslim community. Umar ibn al-Khattab, a prominent companion of Muhammad, nominated Abu Bakr, who was Muhammad's intimate friend and collaborator. Others added their support and Abu Bakr was made the first caliph. This choice was disputed by some of Muhammad's companions

 

 

 

who held that Ali ibn Abi Talib, cousin and son-in-law of Muhammad, had been designated his successor.[citation needed] Abu Bakr's immediate task was to avenge a recent defeat by Byzantine (or Eastern Roman Empire) forces, although he first had to put down a rebellion by Arab tribes in an episode known as the Ridda wars, or "Wars of Apostasy"

 

 

His death in 634 resulted in the succession of Umar as the caliph, followed by Uthman ibn al-Affan and Ali ibn Abi Talib. These four are known as al-khulafā' ar-rāshidūn ("Rightly Guided Caliphs"). Under them, the territory under Muslim rule expanded deeply into Persian and Byzantine territories

 

 

When Umar was assassinated in 644, the election of Uthman as successor was met with increasing opposition. In 656, Uthman was also killed, and Ali assumed the position of caliph. After fighting off opposition in the first civil war (the "First Fitna"), Ali was assassinated by Kharijites in 661. Following this, Mu'awiyah, who was governor of the Levant, seized power and began the Umayyad dynasty.[87] Although there was discord, the period until the death of Ali in 661 is remembered as a kind of golden age by some[who?] Muslims. It was the Age of the Rashidun or "rightly-guided ones," when Muhammad's close companions led the community of Muslims

 

 

These disputes over religious and political leadership would give rise to schism in the Muslim community. The majority accepted the legitimacy of the three rulers prior to Ali, and became known as Sunnis. A minority disagreed, and believed that Ali was the only rightful successor; they became known as the Shi'a

 

The Shi'a constitute about 15% of Islam,[159] coming as the second-largest branch.[160] They believe in the political and religious leadership of Imams from the progeny of Ali ibn Abi Talib, who according to most Shi'a are in a state of ismah, meaning infallibility. They believe that Ali ibn Abi Talib, as the cousin and son-in-law of Muhammad, was his rightful successor, and they call him the first Imam (leader), rejecting the legitimacy of the previous Muslim caliphs. To most Shi'a, an Imam rules by right of divine appointment and holds "absolute spiritual authority" among Muslims, having final say in matters of doctrine and revelation

 

 

Approximately 40% of worldwide Shi'a adherents are concentrated in Iran, with other significant population in Iraq, Pakistan, and India.[160] Shi'a make up the majority of the Muslim population in several countries, including Iran (90–95%), Iraq (65–70%), Azerbaijan, Bahrain, and Lebanon

 

 

Shi'a Islam has several branches, the largest of which is the Twelvers (iṯnāʿašariyya) which the label Shi'a generally refers to. Although the Twelver Shi'a share many core practices with the Sunni, the two branches disagree over the proper importance and validity of specific collections of hadith. The Twelver Shi'a follow a legal tradition called Ja'fari jurisprudence

 

 

 

the adherent of Islamپیرو مذهب اسلام                                     

اسلامیIslamic                                                                

کشورهای اسلامیIslamic countries                                      

Israel

 

یهودیان ، یهود ، جهودان ، اعقاب حضرت یعقوب ، سرزمین باستانی قوم یهود(درشمال بحرالمیت)

 

(انجیل) یعقوبJacob                                                       

Jesus Christحضرت عیسی                                                         

the teachings of Jesus Christ, are the basis of the Christian religion. the followers of Jesus called him Messiah, a term from the Jewish tradition that means"the anointed one". after Jesus, Christianity is named, is contained in the four Gospels of the New Testament, particularly those of Mark, Matthew, and Luke.these accounts were written 60 to 100 or more years after the birth of Jesus Christ by men of different temperamnets

 

تعالیم حضرت عیسی(ع) ، مبنای دین مسیحیت است. پیروان عیسی(ع) او را عیسی مسیح نامیدند ، شکلی از شریعت یهودیت است که به معنای "فرد مسح شده" می باشد. بعد از عیسی(ع) ، مسیحیت نامیده شد ، که شامل چهار کتاب انجیل عهد جدید می باشد ، علی الخصوص انجیل  مرقس ، انجیل متی ، و انجیل لوقا. این کتب 60 تا 100 سال پس از تولد عیسی مسیح توسط افراد مختلفی نوشته شده اند

 

 

 

 

 

and verily We gave unto Moses the Scripture and We caused a train of messengers to follow after him, and We gave unto Jesus, son of Mary, clear proofs (of Allah’s sovereignty), and We supported him with the Holy spirit. is it ever so, that, when there comes unto you a messenger (from Allah) with that which ye yourselves desire not, ye grow arrogant, and some ye disbelieve and some ye  slay?

 

و همانا به موسى کتاب(تورات) را دادیم و پس از او پیامبرانى را پشت‏ سر هم فرستادیم و عیسى پسر مریم را معجزه ‏هاى آشکار بخشیدیم و او را با روح القدس تایید کردیم پس چرا هرگاه پیامبرى چیزى را که خوشایند شما نبود برایتان آورد کبر ورزیدید گروهى را دروغگو خواندید و گروهى را کشتید

 

the likeness of Jesus with Allah is as the likeness of Adam. He created him of dust, then He said unto him: Be! and he is

 

در واقع مثل عیسى نزد خدا همچون مثل(خلقت) آدم است که او را از خاک آفرید سپس به او گفت باش پس وجود یافت

 

and because of their saying: We slew the Messiah, Jesus son of Mary, Allah’s messenger-they slew him not nor crucified him, but it appeared so unto them; and those who disagree concerning it are in doubt thereof; they have no knowledge thereof save pursuit of a conjecture; they slew him not for certain. but Allah took him up unto Himself. Allah was ever Mighty,Wise. there is not one of the People of the Scripture but will believe in him before his death, and on the Day of Resurrection he will be a witness against them

 

و گفته ی ایشان که ما مسیح عیسى بن مریم پیامبر خدا را کشتیم و حال آنکه آنان او را نکشتند و مصلوبش نکردند لیکن امر بر آنان مشتبه شد و کسانى که درباره ی او اختلاف کردند قطعا در مورد آن دچار شک شده ‏اند و هیچ علمى بدان ندارند جز آنکه از گمان پیروى مى‏ کنند و یقینا او را نکشتند. بلکه خدا او را به سوى خود بالا برد و خدا توانا و حکیم است. و از اهل کتاب کسى نیست مگر آنکه پیش از مرگ خود حتما به او ایمان مى ‏آورد و روز قیامت(عیسى نیز) بر آنان شاهد خواهد بود.

 

O People of the Scripture! do not exaggerate in your religion nor utter aught concerning Allah save the truth. The Messiah, Jesus son of Mary, was only a messenger of Allah, and His word which He conveyed unto Mary, and a spirit from Him. so believe in Allah and His messengers, and say not "Three", Cease! (it is) better for you! - Allah is only one God. far is it removed from His transcendent Majesty that He should have a son. His is all that is in the heavens and all that is in the earth. and Allah is sufficient as Defender.

 

اى اهل کتاب در دین خود غلو نکنید و در باره ی خدا جز(سخن) درست مگویید. مسیح عیسى بن مریم فقط پیامبر خدا و کلمه ی اوست که آن را به سوى مریم افکنده و روحى از جانب اوست پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و نگویید(خدا) سه‏گانه است باز ایستید که براى شما بهتر است ، ‏خدا فقط معبودى یگانه است ، منزه از آن است که براى او فرزندى باشد آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است از آن اوست و خداوند بس کارساز است

 

they indeed have disbelieved who say: Allah is the Messiah, son of Mary. say: Who then can do aught against Allah, if He had willed to destroy the Messiah son of Mary, and his mother and everyone on earth? Allah’s is the sovereignty of the heavens and the earth and all that is between them. He creates what He will. and Allah is Able to do all things

 

کسانى که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است مسلما کافر شده‏ اند بگو اگر(خدا) اراده کند که مسیح پسر مریم و مادرش و هر که را که در زمین است ، جملگى به هلاکت رساند چه کسى در مقابل خدا اختیارى دارد ، فرمانروایى آسمان ها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن خداست هر چه بخواهد مى ‏آفریند و خدا بر هر چیزى تواناست

 

 

they surely disbelieve who say: Allah is the Messiah, son of Mary. The Messiah(himself) said: O Children of Israel, worship Allah, my Lord and your Lord, whoso ascribe partners unto Allah, for him Allah has forbidden paradise. his abode is the fire. for evil-doers there will be no helpers

 

کسانى که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است قطعا کافر شده ‏اند و حال آنکه مسیح مى‏گفت اى فرزندان اسرائیل پروردگار من و پروردگار خودتان را بپرستید که هر کس به خدا شرک آورد قطعا خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جایگاهش آتش است و براى ستمکاران یاورانى نیست

 

 

they have taken as lords beside Allah their rabbis and their monks and the Messiah son of Mary, when they were bidden to worship only one God. there is no God save Him. be He Glorified from all that they ascribe as partner (unto Him)

 

 

اینان دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جاى خدا به الوهیت گرفتند با آنکه مامور نبودند جز اینکه خدایى یگانه را بپرستند که هیچ معبودى جز او نیست ، منزه است او از آنچه(با وى) شریک مى‏ گردانند

 

when Jesus came with clear proofs(of Allah’s Sovereignty), he said: I have come unto you with wisdom, and to make plain some of that concerning which ye differ. so keep your duty to Allah, and obey me. O! Allah, He is my Lord and your Lord. so worship Him. this is a right path.

 

و چون عیسى دلایل آشکار آورد گفت به راستى براى شما حکمت آوردم و تا درباره ی بعضى از آنچه در آن اختلاف مى ‏کردید برایتان توضیح دهم پس از خدا بترسید و فرمانم ببرید. در حقیقت‏ خداست که خود پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید این است راه راست

 

and when Jesus son of Mary said: O Children of Israel! I am the messenger of Allah unto you, confirming that which was (revealed) before me in the Torah, and bringing good tidings of a messenger who comes after me, whose name is the Praised One. yet when he has come unto them with clear proofs, they say: this is mere magic

 

و هنگامى که عیسى پسر مریم گفت اى فرزندان اسرائیل من فرستاده ی خدا به سوى شما هستم تورات را که پیش از من بوده تصدیق مى ‏کنم و به فرستاده‏ اى که پس از من مى ‏آید و نام او احمد است بشارتگرم ،  پس وقتى براى آنان دلایل روشن آورد گفتند این سحرى آشکار است

 

O who believe! be Allah’s helpers, even as Jesus son of Mary said unto the disciples: who are my helpers for Allah? they said: we are Allah’s helpers. and a party of the Children of Israel believed, while a party disbelieved. then We strengthened those who believed against their foe, and they became the uppermost

 

اى کسانى که ایمان آورده ‏اید یاران خدا باشید همان گونه که عیسى ‏بن‏ مریم به حواریون گفت ‏یاران من در راه خدا چه کسانى ‏اند ، حواریون گفتند ما یاران خداییم ، پس طایفه ‏اى کفر ورزیدند و کسانى را که گرویده بودند بر دشمنانشان یارى کردیم تا چیره شدند

 

Jewجهود ، یهودی ، کلیمی                                                                            

Jewish

 

وابسته به جهودان و مذهب یهود ، یهودی ، جهود ، کلیمی ، یهودیت

 

شما یهودی هستید؟are you Jewish?                                          

سنت های یهودیJewish customs                                            

(انجیل) یوسف(یازدهمین پسر حضرت یعقوب)Joseph                           

judah

 

(انجیل) یهودا(پسر چهارم یعقوب) ، نام ایل و تبار او ، کشور یهودیه

 

Judaism

 

مذهب یهود ، یهودیت ، آیین موسی ، جهودان ، عالم یهود ، یهودیان

 

دنیاlife                                                                                 

life is one day to your wish and one day against it when it is to your wish, don’t be proud and when against it be patient

 

دنیا دو روز است. یک روز موافق و یک روز مخالف توست . روزی که موافق است مغرور نشو و روزی که مخالف است صبر کن

 

خراب ، هرزه ، پست ، فرومایهloose                                                

زن خرابa loose woman                                                    

زندگی آمیخته با هرزگیa loose life                                            

خداlord                                                                               

he who knows himself well, knows his lord

 

کسیکه خویشتن را بشناسد خدای خویش را شناسد

 

which is it, of the favours of your Lord, that you deny ?

پس کدام یک از نعمت هاى پروردگارتان را منکرید؟

 

mahdiمهدی(ع)                                                                       

In Islamic eschatology, a messianic deliverer who will bring justice to the earth, restore true religion, and usher in a short golden age before the end of the world. Though the mahdi is not mentioned in the Qurān and is questioned by Sunnite  theologians, he is important in Shīite doctrine. The doctrine of the mahdi gained currency during the religious and political upheavals of early Islam (7th–8th century) and received new emphasis in periods of crisis (e.g., after most of Spain was reconquered by Christians in 1212, and during Napoleon's invasion of Egypt). The title has been claimed by Islamic revolutionaries, notably in North Africa (see al-Mahdī; Mahdist movement).

 

 

malignantبدخواه ، بداندیش ، بدسرشت ، بدنهاد ، شرورانه                      

a malignant enemyدشمن بدخواه                                              

her malignant thoughtsاندیشه های بدجنسانه ی او                   

شهیدmartyr                                                                     

شهید شدنto suffer martyrdom , to martyr                          

تفکر و عبادت کردن ، در خلسه فرورفتنto meditate                       

he used to pray and meditates for hours

 

او عبادت می کرد و سپس ساعت ها در بحر مکاشفه فرو می رفت

 

تفکر و عبادت ، مکاشفه ی مذهبی ، خلسهmeditation                      

Indian gurus devoted several days to meditation

 

مرتاضان هندی چندین  روز را صرف مکاشفه می کردند

 

Messiah

 

(درمذهب یهود) نجات دهنده ی قوم یهود که انتظارش را دارند ، ناجی موعود ، (مسیحیت) عیسی مسیح (که معتقدند همان ناجی موعود یهود بوده است)

 

mischief-makerفاسد ، مفسد                                                

And when We did appoint for Moses thirty nights (of solitude), and added to them ten, and he completed the whole time appointed by his Lord of forty nights; and Moses said unto his brother, Aaron: Take my place among the people. Do right, and follow not the way of mischief-makers

 

ما با موسى، سى شب وعده گذاشتیم; سپس آن را با ده شب (دیگر) تکمیل نمودیم; به این ترتیب، میعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسى به برادرش هارون «جانشین من در میان قومم باش. و (آنها) را اصلاح کن! و از روش مفسدان، پیروى منما!»

 

 

گمراه ، منحرفmisled                                                             

how can he who is misled himself lead others ?

 

کسی که خود گمراه است چگونه دیگری را رهبری کند ؟

 

monotheismیکتاپرستی ، وحدانیت                                              

a monotheistic religionمذهب یکتاپرست                               

شیطانی ، اهریمنی ، ددمنش ، بسیار بد ، دیوسیرتmonstrous                  

it is monstrous to treat women like that

 

آنچنان رفتار نسبت به زنان وحشیانه است

 

معنوی ، وجدانیmoral                                                             

پیروزی معنویa moral victory                                        

mortal(گناه) کبیره                                                                    

rape is a mortal sinزنای به عنف گناه کبیره است                          

to mortify

 

ریاضت کشیدن ، نفس کشی کردن ، (برای تعالی بخشی روحی) جسم را خوار کردن

 

to achieve the pious ends of life, one must mortify the flesh

 

برای دستیابی به هدف های پارسامنشانه ی زندگی ، انسان باید نفس خود را خوار نگه دارد

 

Muhammadحضرت محمد(ص)                                                 

God deputised Muhammad(peace be upon him and his progeny) as His Prophet, in fulfilment of His promise and in completion of His Prophethood. His pledge had been taken from the Prophets,  his traits of character were well reputed and his birth was honourable. the people of the earth at this time were divided in different parties, their aims were separate and ways were diverse. they either likened God with His creation or twisted His names or turned to else than Him. through Muhammad, God guided them out of wrong and with his efforts took them out of ignorance. then God chose for Muhammad, peace be upon him and on his progeny, to meet Him, selected him for His own nearness, regarded him too dignified to remain in this world and decided to remove him from this place of trial. so He drew him towards Himself with honour.

 

خداى سبحان ، براى وفاى به وعده ی خود ، و کامل گردانیدن دوران نبوت ، حضرت محمد(که درود خدا بر او باد) را مبعوث کرد ، پیامبرى که از همه ی پیامبران پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود ، نشانه ‏هاى او شهرت داشت و تولدش بر همه مبارک بود. در روزگارى که مردم روى زمین داراى مذاهب پراکنده ، خواسته ‏هاى گوناگون ، و روش ‏هاى متفاوت بودند: عده ‏اى خدا را به پدیده ‏ها تشبیه کرده و گروهى نام ‏هاى ارزشمند خدا را انکار و به بت ‏ها نسبت مى‏ دادند ، و برخی به غیر خدا اشاره مى ‏کردند. پس خداى سبحان ، مردم را به وسیله ی محمد(ص) از گمراهى نجات داد و هدایت کرد و از جهالت رهایى بخشید. سپس دیدار خود را براى پیامبر(ص) برگزید و آنچه نزد خود داشت براى او پسندید و او را با کوچ دادن از دنیا گرامى داشت ، و از گرفتارى ‏ها و مشکلات رهایى بخشید و کریمانه قبض روح کرد

 

but the Prophet left among you the same which other Prophets left among their peoples, because Prophets do not leave them untended(in dark) without a clear path and a standing ensign,  namely the Book of your creator clarifying its permission and prohibitions, its obligations and discretion, its repealing injunctions and the repealed ones, its permissible matters and compulsory ones, its particulars and the general ones, its lessons and illustrations, its long and the short ones, its clear and obscure ones, detailing its abbreviations and clarifying its obscurities.

 

رسول گرامى اسلام ، در میان شما مردم جانشینانى برگزید که تمام پیامبران گذشته براى امت‏ هاى خود برگزیدند ، زیرا آنها هرگز انسان ‏ها را سرگردان رها نکردند و بدون معرفی راهى روشن و نشانه ‏هاى استوار ، از میان مردم نرفتند. کتاب پروردگار میان شماست ، که بیان کننده ی حلال و حرام ، واجب و مستحب ، ناسخ و منسوخ ، مباح و ممنوع ، خاص و عام ،  پندها و مثل ‏ها ، مطلق و مقید ، محکم و متشابه مى ‏باشد ، عبارات مجمل خود را تفسیر ، و نکات پیچیده خود را روشن مى‏کند.

 

Muhammad is God’s slave and His Prophet. God sent him with the illustrious religion, effective emblem, written Book and effulgent light, sparkling gleam and decisive injunction in order to dispel doubts, present clear proofs, administer warning through signs and to warn of punishments

 

حضرت محمد(ص) بنده ی خدا و فرستاده ی اوست. خداوند او را با دینى آشکار و نشانه ‏اى پایدار و قرآنى نوشته شده و استوار و نورى درخشان و چراغى تابان و فرمانى آشکار کننده فرستاد تا شک و تردیدها را نابود سازد  و با دلائل روشن استدلال کند ، و با آیات الهى مردم را پرهیز دهد ، و از کیفرهاى الهى بترساند. 

 

at that time people had fallen in vices whereby the rope of religion had been broken, the pillars of belief had been shaken, principles had been sacrileged, system had become topsy turvy, openings were narrow, passage was dark, guidance was unknown and darkness prevailed. 

God was being disobeyed, Satan was given support and Belief had been forsaken. as a result the pillars of religion fell down, its traces could not be discerned, its passages had been destroyed and its streets had fallen into decay. people obeyed Satan and treaded his paths. they sought water from his watering places. through them Satan’s emblems got flying and his standard was raised in vices which trampled the people under their hoofs, and treaded upon them with their feet. the vices stood on their toes (in full stature) and the people immersed in them were strayed, perplexed, ignorant and seduced as though in a good house with bad neighbours. instead of sleep  they had wakefulness and for antimony they had tears in the eyes. they were in a land where the learned were in bridle (keeping their mouths shut) while the ignorant were honoured.                              

 

خدا پیامبر اسلام را زمانى فرستاد که مردم در فتنه ‏ها گرفتار شده ، رشته ‏هاى دین پاره شده و ستون ‏هاى ایمان و یقین ناپایدار بود. در اصول دین اختلاف داشته ، و امور مردم پراکنده بود ، راه رهایى دشوار و پناهگاهى وجود نداشت ، چراغ هدایت بى نور و کور دلى همگان را فرا گرفته بود. خداى رحمان معصیت مى‏ شد و شیطان یارى مى‏ گردید ، ایمان بدون یاور مانده و ستون ‏هاى آن ویران گردیده و نشانه ‏هاى آن انکار شده ، راه‏ هاى آن ویران و جاده‏ هاى آن کهنه و فراموش گردیده بود. مردم جاهلى شیطان را اطاعت مى ‏کردند و به راه ‏هاى او مى‏ رفتند و در آبشخور شیطان سیراب مى‏ شدند. با دست مردم جاهلیت ، نشانه‏ هاى شیطان ، آشکار و پرچم او بر افراشته گردید. فتنه ‏ها مردم را لگد مال کرده و با سم‏ هاى محکم خود نابودشان کرده و پابرجا ایستاده بود. اما مردم حیران و سرگردان ، بى خبر و فریب خورده ، در کنار بهترین خانه(کعبه) و بدترین همسایگان (بت پرستان) زندگى مى‏ کردند. خواب آنها بیدارى و سرمه ی چشم آنها اشک بود ، در سرزمینى که دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامى بود.

 

 

the Household of the Holy Prophet are the trustees of God’s secrets, shelter for His affairs, source of knowledge about Him, centre of His wisdom, valleys for His books  and mountains of His religion. with them God straightened the bend of religion’s back and removed the trembling of its limbs.

 

عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جایگاه اسرار خداوندى و پناهگاه فرمان الهى و مخزن علم خدا و مرجع احکام اسلامى ، و نگهبان کتاب‏ های آسمانى و کوه‏ هاى همیشه استوار دین خدایند ، خدا به وسیله ی اهل بیت(علیهم السلام) پشت خمیده ی دین را راست نمود و لرزش و اضطراب آن را از میان برداشت. 

 

the progeny of the Prophet(Muhammad), are the foundation of religion and pillars of Belief. the forward runner has to turn back to them while the follower has to overtake them. they possess the chief characteristics for vicegerency. in their favour exists the will and succession(of the Prophet). this is the time when right has returned to its owner and diverted to its centre of return. 

 

عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اساس دین ، و ستون‏ هاى استوار یقین مى ‏باشند. شتاب کننده ، باید به آنان بازگردد و عقب مانده باید به آنان بپیوندد زیرا ویژگى‏ هاى حق ولایت به آنها اختصاص دارد و وصیت پیامبر(ص) نسبت به خلافت مسلمین و میراث رسالت ، به آنها تعلق دارد. هم اکنون(که خلافت را به من سپردید) حق به اهل آن بازگشت ، و دوباره به جایگاهى که از آن دور مانده بود ، باز گردانده شد.

 

Muslim 

 

مسلمان ، پیرو اسلام ، اسلامی ، وابسته به اسلام و مسلمانان

                                                      

کشورهای اسلامیMuslim countries                                       

مراسم مذهبی مسلمانانMuslim rituals                                         

noxious(اخلاقی و روحی) گمراه کننده ، ضلالت انگیز ، فساد انگیز          

a noxious bookکتاب گمراه کننده                                                

orthodox

 

(مذهب / سیاست و غیره) پذیرفته ، هماهنگ با اصول معمول ، (مطابق با اصول پذیرفته ی مذهبی به ویژه مسیحیت سنتی) حنیف ، درست آیین ، راستین

 

یک مسیحی راستینan orthodox Christian                                 

pagan

 

بی دین ، لامذهب ، خدانشناس ، کافر ، مشرک ، بت پرست ، کافرانه

 

او با کافران جنگیدhe fought against pagans                             

پرستش کافرانه ی بت هاthe pagan worship of idols                   

بی دین کردن / شدن ، کافر کردن / شدنto paganize                      

perdition

 

لعنت شدگی ، نارستگاری ، محکومیت ابدی ، ضلالت ، دوزخ ، جهنم

 

to persecute

 

(به ویژه به خاطر مذهب یا سیاست / نژاد) مورد ایذا و اذیت قرار دادن ، ستم روا داشتن ، آزار دادن

 

they persecuted religious minorities

 

آنها اقلیت های مذهبی را مورد ظلم و جور قرار می دادند

 

گمراه ، دچار ضلالت ، خبیث ، فاسد ، کژ راه ، منحرفperverse             

مرد جوان کژ راه a perverse young man                                  

to pervert

 

گمراه کردن ، منحرف کردن ، از راه به درکردن ، تحریف کردن

 

do pornographic books pervert those who read them?

 

آیا کتاب های جنسی خوانندگان را گمراه می کنند ؟

 

او آدم منحرفیه he is a pervert                                             

perverted

 

(به ویژه  از نظر جنسی) کژراه ، منحرف ، گمراه ، دچار ضلالت ، تحریف

شده

his perverted behavior caused his expulsion

 

رفتار کژراهانه ی او موجب اخراجش گردید

 

this is one of those ideas that can easily be perverted

 

این یکی از آن اندیشه هایی است که می تواند به آسانی تحریف شود

 

پارسایی ، دینداری ، تقوا ، پرهیزکاری ، زهدpiety                                   

his pieties had made him popular to all

 

اعمال زاهدانه اش او را محبوب همه کرده بود

 

پارسا ، زاهد ، عفیف ، دیندار ، مومن ، پرهیزکارpious                         

pious deeds such as fasting and almsgiving

 

اعمال متقیانه مانند روزه گیری و دادن خیرات

 

(با the) جهنم ، دوزخ pit                                                        

demons from the depths of the pit

 

شیاطین اعماق جهنم

 

polytheismپرستش بیش از یک خدا ، چند خدا پرستی ، شرک             

(خدا را) نیایش کردن ، حمد کردنto praise                                     

praise the Lord, the child is feeling better

 

الحمدلله حال بچه بهتر شده است

 

we praise God for all the blessings which he has given us

 

خدا را  به خاطر همه ی برکاتی که به ما ارزانی داشته شکر می کنیم

 

خدا را شکرpraise be to God                                              

to pray

 

دعاکردن ، نمازخواندن ، عبادت کردن ، نیایش کردن ، ازخداخواستن ، مسئلت کردن

 

I prayed for the health of my mother

 

برای سلامتی مادرم دعا کردم

 

every night before bedtime she kneels down and prays

 

او هر شب قبل از خواب زانو می زند و دعا می کند

 

موفقیت شما را از خدا خواستارمI pray for your success                  

سخت خواستن ، سخت امیدوار بودنto be praying for sth              

there’s a picnic tomorrow, so I am praying for a sunny day

 

فردا روز پیک نیک است ، خدا کند هوا آفتابی باشد

 

عبادت ، نیایش ، دعا ، نمازprayer                                                

we say our prayers five times a day

 

ما روزی پنج بار نماز می خوانیم

 

prayer is no other than serving mankind…

 

عبادت به جز خدمت خلق نیست...

 

دعایم اجابت شدmy prayer was answered                           

دعای سر میز شامa dinner-table prayer                                  

دعای امواتa prayer for the dead                                        

نماز جمعهFriday prayer                                                        

کتاب دعاa book of prayers                                                  

سجادهprayer rug / mat                                                     

I like dancing of Indian girls more than my parents’ prayers because they dance with love and passion but my parents just say their prayers because they got used to it

 

من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند

 

priest

 

کشیش ، کاهن ، موبد ، (در اسلام) مجتهد ، آخوند(priest و minister هر دو به معنای کشیش است . به کشیش کلیسای کاتولیک priest و به کشیش کلیسای پروتستان معمولا minister  می گویند)

 

مقام کشیشی ، روحانیتpriesthood                                               

profane

 

حاکم از بی حرمتی به مقدسات ، کفرآمیز ، بی حرمتی کردن به مقدسات ، دشنام گو به مقدسات

 

his profane references to the prophet

 

اشارات کفرآمیز او به پیامبر

 

(مذهب / عقیده ی خود را) اعلام کردن ، اشهدگفتنto profess                

اعلام می کنند که مسلمان هستندthey profess Islam                      

Ali only about ten years old, believed Muhammad and professed to Islam

 

حضرت علی حدود ده ساله بود که حضرت محمد را باور داشت و به اسلام ایمان آورد

 

prophecy(تحت الهام خداوند) پیشگویی ، نبوت ، وحی                         

the prophecies of the prophetپیشگویی های پیامبر                 

prophesy

 

(تحت الهام خداوند) پیشگویی کردن ، (پیامبرانه) اعلام کردن

 

prophetپیامبر ، پیغمبر ، رسول ، نبی ، فرستاده ی خداوند                      

from Adam’s progeny God chose prophets and took their pledge for his revelation and for carrying His message as their trust. in course of time many people perverted God’s trust with them and ignored His position and took compeers along with Him. Satan turned them away from knowing Him and kept them aloof from His worship. then God sent His Messengers and series of His prophets towards them to get them to fulfil the pledges of His creation, to recall to them His bounties, to exhort them by preaching, to unveil before them the hidden virtues of wisdom and show them the signs of His omnipotence namely the sky which is raised over them, the earth that is placed beneath them, means of living that sustain them, deaths that make them die, ailments that turn them old and incidents that successively betake them.

 

خدا پیمان وحى را از پیامبران گرفت  تا امانت رسالت را به مردم برسانند ، آنگاه که در عصر جاهلیت‏ ها بیشتر مردم پیمان خدا را نادیده انگاشتند و حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدایان دروغین روى آوردند و شیطان مردم را از معرفت خدا باز داشت و از پرستش او جدا کرد ، خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود و هر چندگاه ، متناسب با خواسته‏ هاى انسان ‏ها ، رسولان خود را پى در پى اعزام کرد تا وفادارى به پیمان فطرت را از آنان باز جویند و نعمت ‏هاى فراموش شده را به یاد آورند و با ابلاغ احکام الهى ، حجت خدا را بر آنها تمام نمایند و توانمندى ‏هاى پنهان شده ی عقل ‏ها را آشکار سازند و نشانه ‏هاى قدرت خدا را معرفی کنند مانند:  سقف بلند پایه ی آسمان‏ ها بر فراز انسان ‏ها ، گاهواره ی گسترده ی  زمین در زیر پاى آنها و وسائل و عوامل حیات و زندگى و راه ‏هاى مرگ و مردن و مشکلات و رنج‏ هاى پیر کننده و حوادث پى در پى که همواره بر سر راه آدمیان است

 

God never allowed His creation to remain without a Prophet deputised by Him, or a book sent down from Him or a binding argument or a standing plea. these messengers were such that they did not feel little because of smallness of their number or of largeness of the number of their falsifiers.  among them was either a predecessor who would name the one to follow or the follower who had been introduced by the predecessor. in this way ages passed by and times rolled on, fathers passed away while sons took their places till God deputised Muhammad(peace be upon him and his progeny) as His prophet, in fulfilment of His promise and in completion of His prophethood. His pledge had been taken from the prophets,  his traits of character were well reputed and his birth was honourable

 

خداوند هرگز انسان‏ ها را بدون پیامبر یا کتابى آسمانى یا برهانى قاطع یا راهى استوار ، رها نساخته است. پیامبرانى که با اندک بودن یاران و فراوانى انکار کنندگان ، هرگز در انجام وظیفه ی خود کوتاهى نکردند. بعضى از پیامبران ، بشارت ظهور پیامبر آینده را دادند و برخى دیگر را پیامبران گذشته معرفی کردند. بدین گونه قرن ‏ها پدید آمد ، و روزگاران سپرى شد ، پدران رفتند و فرزندان جاى آنها را گرفتند. تا این که خداى سبحان براى وفاى به وعده ی خود و کامل گردانیدن دوران نبوت ، حضرت محمد (که درود خدا بر او باد) را مبعوث کرد ، پیامبرى که از همه ی پیامبران پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود ،  نشانه ‏هاى او شهرت داشت ، و تولدش بر همه مبارک بود

 

propheticپیامبرانه ، نبوی ، وابسته به پیامبر                                     

prophetic writingsنوشته های پیامبرانه                                     

 

وابسته به مشیت الهی ، خداییprovidential                                    

it was providential that as the time of the earthquake we were in the courtyard

 

خدایی شد که هنگام زلزله در حیاط بودیم

 

pure

 

ناب ، خالص ، عفیف ، پاکدامن ، منزه ، بی آلایش ، پاکی ، معصومیت ، تزکیه

 

اسلام ناب محمدیpure Mohammedan Islam                             

او جسما و روحا پاک استshe is pure in body and mind            

مردی جوان و پاکدامنa pure young man                                  

a pure relationship between a boy and a girl

 

رابطه ی معصومانه میان یک پسر و دختر

 

پاکی ، پاکدامنی  ، عفتpurity                                                    

Fatimaled a life of perfect purity

 

فاطمه با کمال پاکی زندگی کرد

 

the purity of his motive was evident

 

خلوص نیت او آشکار بود

 

one of the blessings is wealth and better than wealth is health and better than health is purity of heart

 

از جمله ی نعمت ها فراوانی مال است و برتر از آن تندرستی و برتر از آن پاکی دل است

 

( از گناه ) پاک کردن ، منزه  کردن ، تطهیرکردنto purge                     

let us purge our sins with prayer

 

بیا تا گناهان خود را با دعا پاک کنیم

 

(اخلاقا) فاسد ، هرزهputrid                                                         

the putrid atmosphere of the French court

 

محیط فاسد دربار فرانسه

 

Quranقرآن                                                                            

to redeem(از گناه) رهانیدن ، رستگار کردن                                      

they call Christ "the redeemer"

 

آنها عیسی(ع) را منجی می نامند

 

he came to this world to redeem us from sin

 

او برای رهانیدن ما از گناه به این جهان آمد

 

the Redeemerعیسی ، ناجی ، نجات دهنده ، منجی                              

مذهب ، کیش ، دینreligion                                                     

دین یا کیش یا طریقت یا شریعت ،  مجموعه‌ای از معارف ، عقاید ، باورها و قانون‌ها و دستورهایی برای راهنمایی و پرورش انسان و پیشبرد او به سوی تکامل و رستگاری است. مجموعه دین از دو بخش تشکیل شده‌است:                                                                          1-آموزه‌ها و گزاره‌های اعتقادی (هست‌ها / اصول)                         2-دستورهای عملی ، اخلاقی و ارزشی که بر پایه آموزه‌های اعتقادی استوار شده‌اند (بایدها / فروع). در ادیان مختلف ، این آموزه‌های اعتقادی تلاش می‌کنند تا پاسخی برای درک معماهای هستی و آنچه درک نشدنی است (بی نهایت ، مرگ) فراهم کنند. دین یا آسمانی است یعنی پیامبری آمده و مدعی این است که هر چه آورده از طرف خدا و از آسمان است و یا آسمانی نیست یعنی حاصل افکار و عقاید یک انسان می‌باشد. از بزرگ‌ترین دین‌های جهان می‌توان از دین‌های ابراهیمی نام برد. دین‌های ابراهیمی که همه از یک ریشه و منطقه ی  خاور میانه سرچشمه می‌گیرند عبارت ‌اند از اسلام ، مسیحیت و یهودیت. دین‌های بابی و بهائی نیز از این دسته و از ادیان نوین هستند. از دین‌های بزرگ دیگر در جهان می‌توان از بوداگرایی ، هندوگرایی و آیین کنفوسیوسگرایی نام برد. ادیان لزوماً خدا محور نیستند ولی به نظر می ‌رسد تمام ادیان معتقد به ماوراء طبیعت باشند.            دین عبارت است از دسته‌ای همبسته از باورها و اعمال مربوط به امور لاهوتی (مجزا از امور ناسوتی) که این باورها و عقاید همه کسانی را که پیرو آنها هستند در یک اجتماع اخلاقی واحد به نام امت متحد می‌کند. پیوند دین و انسان ، پیوندی دیرین و پایدار بوده ، اما این رابطه ، در گذر زمان چه در وجه فردی دین و چه در بعد اجتماعی آن ، همواره دستخوش تغییرات چشمگیری شده‌است. هرچند دین نقش و عملکردی همواره یکسان نداشته ، اما از نخستین جوامع انسانی تا امروز ، عنصری اساسی و بنیادین از هر اجتماع انسانی را تشکیل داده و یکی از اصلی‌ترین محورهای صف بندی ‌ها و دسته بندی ‌ها در درون جوامع یا تمایز ملل از یکدیگر بوده‌است. پس از ملیت ، مذهب ، دومین عامل احساس هویت در جهان به شمار می‌ رود

a religion is a set of beliefs concerning the cause, nature, and purpose of the universe, especially  when considered as the creation of a supernatural agency or agencies, usually involving devotional and ritual observances, and often containing a moral code governing the conduct of human affairs

 

دین یا شریعت یا کیش مجموعه ای از باورها و عقاید راجع به علت ، ماهیت و هدف جهان هستی است ، مخصوصا زمانی که به صورت خلق و آفرینش نیرو یا نیروهای فوق طبیعی شامل رسوم آیینی و مذهبی مد نظر قرار بگیرد.  و بیشتر شامل اصول و سنت های اخلاقی است که امور انسانی را هدایت و راهنمایی می کنند

 

aspects of religion include symbolism, beliefs, and practices that are supposed to give meaning to the practitioner’s experiences of life. whether the meaning centers on a deity or deities, or an ultimate truth. religion is commonly identified by the practitioner’s prayer, ritual, meditation, music and art, among other things, and is often interwoven with society and politics. it may focus on specific supernatural, metaphysical, and moral claims about reality (the cosmos and human nature) which may yield a set of religious laws and ethics and a particular lifestyle.

 

جنبه های دین شامل باورها و معارف و اعمالی هستند که به تجربیات زندگی پیرو آن معنی می دهند.  اعم از اینکه کانون توجه روی خدا یا خدایان باشد و چه یک حقیقت غایی باشد. دین معمولا با نیایش و عبادت پیرو ، مراسم مذهبی ، خلسه و تعمق و تفکر ، موسیقی و هنر ، در میان دیگر چیزها مشخص می شود و اغلب  پیوند محکمی با اجتماع و سیاست دارد. دین ممکن است بر امور فوق طبیعی(مانند روح و...) ، متافیزیکی و ادعاهای اخلاقی درباره ی واقعیت(ماهیت انسان و جهان هستی) توجه کند که ممکن است به یک مجموعه از قوانین مذهبی و اخلاقی و شیوه ی زندگی بیانجامد

 

religion also encompasses ancestral or cultural traditions, writings, history, and mythology, as well as personal faith and religious experience

 

مذهب همچنین سنت های نیاکان یا فرهنگی ، نوشته ها ، تاریخ و اسطوره همچون باور فردی و تجربه ی مذهبی را در بر می گیرد

 

religion is often described as a communal system for the coherence of belief focusing on a system of thought, unseen being, person, or object, that is considered to be supernatural, sacred, divine, or of the highest truth. moral codes, practices, values, institutions, tradition, rituals, and scriptures are often traditionally associated with the core belief, and these may have some overlap with concepts in secular philosophy. religion is also often described as a "way of life" or a life stance

 

دین ساختار و نظامی مشترک و همگانی / مشترک / فرقه ای ، برای انسجام و همبستگی باورها و عقایدی که بر روی مجموعه ای از افکار ،

عوامل نادیدنی ، انسان ، یا اشیاء که به صورت فوق طبیعی(مانند روح) ، مقدس و روحانی ، الهی یا حقیقتی برتر در نظر گرفته می شوند دارد. اصول و سنت های اخلاقی ، اعمال و کردار ، ارزش ها ، رسوم ، سنت ها ، و کتب مقدس اغلب در ارتباط با باور اصلی می باشند که ممکن است با مفاهیمی در فلسفه ی سکولار همپوشانی داشته باشند. مذهب نیز اغلب به صورت راه زیستن یا طرز زندگی توصیف می شود

 

the term "religion" refers both to the personal practices related to communal faith and to group rituals and communication stemming from shared conviction. it is more socially defined than personal convictions, and it entails specific behaviors, respectively

 

واژه ی دین هم اشاره به اعمال و کنش های فردی دارد و هم با باور همگانی و فرقه ای و به مراسم گروهی مرتبط است و در ارتباط ناشی از عقیده ی راسخ و محکم و یقین مشترک است

 

with the Enlightenment, religion lost its attachment to nationality, but rather than being a universal social attitude, it was now a personal feeling or emotion

 

در دوران روشنفکری ، مذهب و دین پیوستگی خود را با ملت از دست داده است. به جای آنکه یک روش اجتماعی جهانی شود ، به یک احساس شخصی و فردی تبدیل شده است

 

religion refers to one’s primary worldview and how this dictates one’s thoughts and actions. thus religion is considered by some sources to extend to causes, principles, or activities believed in with zeal or conscientious devotion concerning points or matters of ethics or conscience, and not necessarily including belief in the supernatural

 

دین مربوط به جهان بینی اساسی انسان است و اینکه چطور این را در افکار و اعمال انسان می قبولاند. از این رو دین توسط برخی منابع برای گسترش علت ها ، اصول یا کنش هایی که با اشتیاق یا با وجدان معتقد راجع به امور اخلاقی یا وجدان انسان ها و لزوما شامل باور به ماوراء الطبیعه نمی باشد

 

religious belief usually relates to the existence, nature and worship of a deity or deities and divine involvement in the universe and human life. alternately, it may also relate to values and practices transmitted by a spiritual leader. unlike other belief systems, which may be passed on orally, religious belief tends to be codified in literate societies (religion in non-literate societies is still largely passed on orally). in some religions, like the Abrahamic religions, it is held that most of the core beliefs have been divinely revealed

 

باور مذهبی معمولا مرتبط با تجربه ، ماهیت و پرستش یک خدا یا خدایان و مشغولیت مذهبی و دینی در عالم و زندگی انسان می باشد. همچنین ممکن است مربوط به ارزش ها و اعمال منتقل شده توسط یک رهبر روحانی و پارسا باشد. بر خلاف مجموعه عقاید دیگر که ممکن است به صورت شفاهی منتقل بشوند ، باورهای دینی متمایل به تنظیم و مدون شدن در اجتماعات() می باشد. در برخی مذاهب ، مانند ادیان ابراهیمی ، بیشتر باورها و عقاید اصلی از طرف خدا وحی شده اند

 

religious belief can also involve causes, principles or activities believed in with zeal or conscientious devotion concerning points or matters of ethics or conscience, not necessarily limited to organized religions

 

باور مذهبی می تواند همچنین شامل علت ها ، اصول یا اعمال اعتقادی با تعصب مذهبی یا ایمان و ازخود گذشتگی مذهبی راجع به موضوعات و امور اخلاقی یا وجدانی ، و لزوما محدود به مذاهب طرح ریزی شده شده نمی باشند

 

Abrahamic religions are practiced throughout the world. they share in common the Jewish patriarch Abraham and the Torah as an initial sacred text, although the degree to which the Torah is incorporated into religious beliefs varies between traditions

 

دین های ابراهیمی در سرتاسر دنیا تعلیم داده شده اند. آنها

 

Judaism accepts only the prophets of the Torah, but also relies on the authority of rabbis. it is practiced by the Jewish people, an ethnic group currently centered in Israel but also scattered throughout the Jewish diaspora. today, Jews are outnumbered by Christians and Muslims

 

یهودیان و مذهب یهودیت تنها پیامبران تورات را قبول دارند ، ولی همچنین بر اختیار و مرجعیت خاخام ها وابسته می باشند. آن توسط یهودیان آموخته شده است ، یک گروه اقلیت مذهبی که در حال حاضر در مرکز کشور اسرائیل قرار دارند ولی همچنین یهودیان سرگردان  پراکنده اند. امروزه ، یهودیان از شمار مسیحیان و مسلمانان در حال بیشتر شدن است

 

Christianity is centered on the life and teachings of Jesus of Nazareth as presented in the Gospels and the writings of the apostle Paul (1st century CE). the Christian faith is essentially faith in Jesus as the Christ, the Son of God, and as Savior and Lord. Christianity is practiced not as a single orthodoxy but as a mixture of Catholicism, Eastern Orthodoxy, Oriental Orthodoxy, and many forms of Protestantism. in the United States, for example, African-Americans and Korean-Americans usually attend separate churches from Americans of European descent. many European countries as well as Argentina have established a specific church as the state religion, but this is not the case in theUnited States nor in many other majority Christian areas

 

محوریت دین مسحیت بر زندگی و آموخته های حضرت عیسی(ع) است که در چهار کتاب انجیل عهد جدید و نوشته های پل ، فرستاده ی خدا(قرن یکم پس از میلاد مسیح) آمده اند. باور مسیحیت اساسا باور به عیسی(ع) به عنوان مسیح ، پسر خدا ، و به عنوان ناجی و خدا می باشد.  

 

 

Islam refers to the religion taught by the Islamic prophet Muhammad, a major political and religious figure of the 7th century CE. Islam is the dominant religion of northern Africa, the Middle East, and South Asia. as with Christianity, there is no single orthodoxy in Islam but a multitude of traditions which are generally categorized as Sunni and Shia, although there are other minor groups as well. Wahhabi Islam is the established religion of the Kingdom of Saudi Arabia. there are also several Islamic republics, including Iran, which is run by a Shia Supreme Leader

 

اسلام به دینی اشاره دارد که توسط حضرت محمد(ص) که یک شخصیت برجسته ی مذهبی و سیاسی در قرن هفتم پس از میلاد بوده است آموخته شده است. اسلام مذهبی غالب در آفریقای شمالی ، خاورمیانه ، و جنوب آسیا است. همچون مسیحیت ، عقیده ی یکسانی در اسلام نیست بلکه شریعت های زیادی / کثیری وجود دارند که در کل به دو گروه شیعه و سنی تقسیم می شوند.  اگرچه گروه های کوچک دیگری نیز وجود دارند.

اسلام وهابی مذهبی است که در سرزمین پادشاهی عربستان سعودی پایه گذاری شده است. همچنین چندین جمهوری اسلامی همچون جمهوری اسلامی ایران وجود دارند که توسط یک رهبر متعالی شیعه اداره می شود

 

 

the Bahá'í Faith was founded in the 19th century in Iran and since then has spread worldwide. it teaches unity of all religious philosophies and accepts all of the prophets of Judaism, Christianity, and Islam as well as additional prophets including its founder Bahá'u'lláh

 

دین بهایی در قرن نوزدهم در ایران پایه گذاری شد و از آن پس به طور جهانی گسترش یافت. این دین وحدت  همه ی فلسفه ها / نظریه ها / نگرش های دینی را می آموزد. و تمامی پیامبران یهودیت ، مسیحیت و اسلام و همچنین پیامبران اضافی ازجمله موسس آن بهاء الله را قبول دارند

 

 

Buddhism was founded by Siddhattha Gotama in the 6th century BCE. Buddhists generally agree that Gotama aimed to help sentient beings end their suffering by understanding the true nature of phenomena, thereby escaping the cycle of suffering and rebirth (saṃsāra), that is, achieving Nirvana

 

دین بودا توسط سیدارتا گوتاما در قرن ششم قبل از میلاد مسیح پایه گذاری شد. بودائیان معمولا قبول دارند که گوتاما در پایان به رنج و احساسات با فهم ماهیت واقعی و به دنبال آن فرار از چرخه ی رنج و تولد مجدد(سامسارا) یعنی نیروانا کمک و یاری کرد

 

humans have many different methods which attempt to answer fundamental questions about the nature of the universe and our place in it (cosmology). religion is only one of the methods for trying to answer one or more of these questions. other methods include philosophy, metaphysics, astrology, esotericism, mysticism

 

انسان ها روش های بسیار مختلفی دارند که برای پاسخ به پرسش های اساسی درباره ی ماهیت و طبیعت جهان هستی و قرارگیری  بر روی آن تلاش می کنند. مذهب تنها یکی از این روش ها برای تلاش در پاسخ به یک یا بیشتر این پرسش ها است. دیگر روش ها شامل فلسفه ، متافیزیک ، ستاره شناسی ،

 

many scientists have held strong religious beliefs and have worked to harmonize science and religion. Isaac Newton, for example, believed that gravity caused the planets to revolve about the Sun, and credited God with the design

 

دانشمندان بسیاری عقاید مذهبی قوی داشته اند و برای هماهنگ کردن علم و دین کوشیده اند. ایزاک نیوتن ، برای مثال ، معتقد بود که جاذبه علت گردش سیارات به دور خورشید است و طراحی آن را به خداوند  نسبت

داده بود

 

دین اسلامthe religion of Islam                                                           

دین مسیحیthe Christian religion                                          

دین شما چیست؟what’s your religion ?                               

من مسلمانم ، دین من اسلام استI am a Muslim                         

many have quarrelled about religion that never practised it

 

خیلی ها از مذهب دفاع کرده اند در حالی که هرگز به آن عمل نکرده اند

 

religion hides many mischiefs from suspicion

 

مذهب بسیاری از فتنه ها را از بدگمانی پنهان می دارد ؛ آن که ایمان یافت رفت اندر امان

 

religion is in the heart, not in the knee

 

مذهب در قلب است نه در رکوع و سجود ؛ ایمان توی قلب آدم است

 

there is only one religion, though there are a hundred versions of it

 

مذهب فقط یکی است اما صدها تعبیر و تفسیر از همین یکی وجود دارند

 

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه              چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

 

to be furious in religion is to be irreligiously in religion

 

تعصب در مذهب به منزله ی لامذهبی در مذهب است

 

all false religion is in conflict with nature

 

تمام مذاهب دروغین با طبیعت در جنگند

 

a man without religion is like a beast without a bridle

 

انسان بدون مذهب مانند چهارپای بدون افسار است

 

دینی ، مذهبی ، متدین ، پارسا ، دیندارreligious                                  

او زنی دیندار / مومن استshe is a religious woman                  

کتاب های دینیreligious books                                         

امور دینی ، مسائل دینیreligious matters                               

his letter offended the country’s religious hierarchy

 

نامه ی او موجب رنجش بلندپایگان مذهبی کشور شد

 

(عقیده / مذهب / ادعا) ترک کردنto renounce                                     

او مسیحیت را ترک کردshe renounced Christianity           

 

reprobate(الهیات) آدم ملعون ، جهنمی ، دوزخی ، لعنت شده                 

توسل جستن ، متوسل شدن ، توسلresort                                      

to have resort only to Godفقط به خدا توکل کردن                 

to resurrect

 

 

رستاخیز کردن / شدن ، (دوباره) زنده کردن ، (از عالم مردگان) بازخیزاندن

 

the day when the dead resurrect

 

آن روزی که مردگان رستاخیز کنند

 

resurrectionرستاخیز ، عمر دوباره ، قیام ، باز خیزش                          

the resurrection of the dead on doomsday

 

رستاخیز مردگان در روز قیامت

 

the Resurrection

 

(مسیحیت) زنده شدن دوباره ی عیسی ، روز قیامت ، روز رستاخیز ، بازخیزش مردگان ، معاد ، حشر

 

to revealالهام الهی دریافت کردن ، مکاشفه کردن                               

revelationوحی ، الهام الهی ، مکاشفه ، اشراق ، کشف و شهود             

پرستشگاه ، معبد ، محل تحصن ، تحصنگاه sanctuary                          

sanctum

 

محل مقدس ، حرم ، مکان مقدس ، خلوتگاه ، محل نیایش /  تفکر فرد

 

no one is allowed into his inner sanctum

 

هیچ کس اجازه ی ورود به خلوتگاه درونی او را ندارد

 

Satanشیطان ، ابلیس                                                                 

hypocrites made Satan the master of their affairs, and he has taken them as partners. He has laid eggs and hatched them in their bosoms. He creeps and crawls in their laps. He sees through their eyes, and speaks with their tongues. in this way He has led them to sinfulness and adorned for them foul things like the action of one whom Satan has made partner in his domain and speaks untruth through his tongue

 

منحرفان ، شیطان را معیار کار خود گرفتند و شیطان نیز آنها را دام خود قرار داد و در دل‏ هاى آنان تخم گذارد و جوجه‏ هاى خود را در دامانشان پرورش داد. با چشم ‏هاى آنان مى ‏نگریست و با زبان‏ هاى آنان سخن مى ‏گفت.  پس با یارى آنها بر مرکب گمراهى سوار شد و کردارهاى زشت را در نظرشان زیبا جلوه داد ، مانند رفتار کسى که نشان مى ‏داد در حکومت شیطان شریک است و با زبان شیطان ، سخن باطل مى ‏گوید.

 

شیطانی ، اهریمنیsatanic                                                         

scripture

 

کتاب مقدس ، کتاب آسمانی ، انجیل عهد قدیم ، کتب مقدسه ی یهود

 

دنیوی ، این جهانی ، مادی (در برابر معنوی / اخروی)secular                

علایق دنیویsecular interests                                             

Shiite

 

(عربی) شیعه (یکی از دو شاخه ی بزرگ دین اسلام – به دیگری Sunnite  می گویند) ، پیرو تشیع

 

شیعه ی  اثنا عشری / دوازده امامیa twelve-Imam Shiite                

تشیعShiism                                                                          

طبق اصول تشیعaccording to principles of Shiism             

shrine                                                                           

نمازخانه ی کوچک ، مرقد ، ضریح ، حرم مطهر ، زیارتگاه ، مکان مقدس

 

گناه ، معصیت ، گناه کردن ، معصیت کردنsin                            

 

the most serious sin is that which the doer considers light

 

سخت ترین گناه آن است که گناهکار آن را کوچک بشمارد

 

those who sin shall be punished by God

 

آنان که گناه می کنند توسط خداوند تنبیه خواهند شد

 

repentance absolves you from your sins

 

اشک ندامت گناه را پاک می کند

 

گناه کردنto commit a sin                                                   

گناه کبیرهmortal / deadly sin                                               

sinful

 

گناه امیز ، معصیت دار ، غیراخلاقی ، گناهکارانه ، گناهکار (از نظر مذهبی)

 

murder is a very sinful act

 

قتل عمد عمل بسیار گناه آلودی است

 

the sinful shall go to hellگناهکاران به جهنم خواهند رفت           

بدجنس ، شرور ، شیطان صفت ، شیطانی ، اهریمنیsinister                     

یک توطئه ی اهریمنیa sinister plot                                           

گناهکار(به ویژه از نظر مذهبی)sinner                                        

   God forgives penitent sinners

 

خداوند گناهکاران پشیمان را می بخشد

 

به خدا قسم ، سوگند می خورم ، به خداso help me God                   

give back my money or I am going to the police so help me God

 

پولم را پس بده و الا به خدا قسم به پلیس مراجعه خواهم کرد

 

spiritual

 

معنوی ، آرامشی ، مینوی ، لاهوتی ، فروهری ، روحانی ، مقدس ، اشو ، پارسا ، مذهبی ، کشیش

 

the pope is a spiritual leaderپاپ یک رهبر روحانی است         

she calls a priest a “spiritual father”

 

او به کشیش می گوید « پدر روحانی »

 

یک مرد پارساa spiritual man                                                           

she wanted to become pure and spiritual

 

او می خواست پاک و مقدس شود

 

سرودهای مذهبیspiritual songs                                               

شالوده ی مذهبی اسلامIslam’s spiritual foundations          

successfulرستگار ، مفلح ، عاقبت به خیر ، نیک فرجام                     

the successfulرستگاران                                                        

Who believe in the Unseen, and establish worship, and spend of that We have bestowed upon them; And who believe in that which is revealed unto thee (Muhammad) and that which was revealed before thee, and are certain of the Hereafter. These depend on guidance from their Lord. These are the successful

 

 

(پرهیزکاران) کسانى هستند که به غیب (آنچه از حس پوشیده و پنهان است) ایمان مى‏آورند; و نماز را برپا مى‏دارند; و از تمام نعمتها و مواهبى که به آنان روزى داده‏ایم، انفاق مى‏کنند. و آنان که به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو (بر پیامبران پیشین) نازل گردیده، ایمان مى‏آورند; و به رستاخیز یقین دارند. آنان بر طریق هدایت پروردگارشانند; و آنان رستگارانند.

 

And there may spring from you a nation who invite to goodness, and enjoin right conduct and forbid indecency. Such are they who are successful

 

باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.

 

The weighing on that day is the true (weighing). As for those whose scale is heavy, they are the successful.

 

 

وزن کردن (اعمال، و سنجش ارزش آنها) در آن روز، حق است! کسانى که میزانهاى (عمل) آنها سنگین است، همان رستگارانند!

 

Those who follow the messenger, the Prophet who can neither read nor write, whom they will find described in the Torah and the Gospel (which are) with them. He will enjoin on them that which is right and forbid them that which is wrong. He will make lawful for them all good things and prohibit for them only the foul; and he will relieve them of their burden and the fetters that they used to wear. Then those who believe in him, and honour him, and help him, and follow the light which is sent down with him: they are the successful

 

همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امى‏» پیروى مى‏کنند; پیامبرى که صفاتش را، در تورات و انجیلى که نزدشان است، مى‏یابند; آنها را به معروف دستور مى‏دهد، و از منکر باز میدارد; اشیار پاکیزه را براى آنها حلال مى‏شمرد، و ناپاکیها را تحریم مى کند; و بارهاى سنگین، و زنجیرهایى را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر مى‏دارد، پس کسانى که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نورى که با او نازل شده پیروى نمودند، آنان رستگارانند.

 

But the messenger and those who believe with him strive with their wealth and their lives. Such are they for whom are the good things. Such are they who are the successful

 

ولى پیامبر و کسانى که با او ایمان آوردند، با اموال و جانهایشان جهاد کردند; و همه نیکیها براى آنهاست; و آنها همان رستگارانند!

 

Then those whose scales are heavy, they are the successful

 

و کسانى که وزنه اعمالشان سنگین است، همان رستگارانند!

 

The saying of (all true) believers when they appeal unto Allah and His messenger to judge between them is only that they say: We hear and we obey. And such are the successful

 

سخن مؤمنان، هنگامى که بسوى خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داورى کند، تنها این است که مى‏گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم!» و اینها همان رستگاران واقعى هستند.

 

So give to the kinsman his due, and to the needy, and to the wayfarer. That is best for those who seek Allah's Countenance. And such are they who are successful

 

پس حق نزدیکان و مسکینان و در راه‏ماندگان را ادا کن! این براى آنها که رضاى خدا را مى‏طلبند بهتر است، و چنین کسانى رستگارانند.

 

 

Such have guidance from their Lord. Such are the successful

 

آنان بر طریق هدایت از پروردگارشانند، و آنانند رستگاران!

 

Thou wilt not find folk who believe in Allah and the Last Day loving those who oppose Allah and His messenger, even though they be their fathers or their sons or their brethren or their clan. As for such, He hath written faith upon their hearts and hath strengthened them with a Spirit from Him, and He will bring them into Gardens underneath which rivers flow, wherein they will abide. Allah is well pleased with them, and they are well pleased with Him. They are Allah's party. Lo! is it not Allah's party who are the successful

 

 

هیچ قومى را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمى‏یابى که با دشمنان خدا و رسولش دوستى کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند; آنان کسانى هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحى از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایى از بهشت وارد مى‏کند که نهرها از زیر (درختانش) جارى است، جاودانه در آن مى‏مانند; خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند; آنها «حزب الله س‏ذللّهاند; بدانید «حزب الله‏» پیروزان و رستگارانند.

 

And whoso is saved from his own avarice - such are they who are successful

 

 

کسانى که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شده‏اند رستگارانند!

 

And whoso is saved from his own greed, such are the successful

 

پس تا مى‏توانید تقواى الهى پیشه کنید و گوش دهید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که براى شما بهتر است; و کسانى که از بخل و حرص خویشتن مصون بمانند رستگارانند!

 

but as for him who shall repent and believe and do right, he haply may be one of the successful

 

ما کسى که توبه کند، و ایمان آورد و عمل صالحى انجام دهد، امید است از رستگاران باشد!

 

 theologyالهیات ، یزدان شناسی ، لاهوتی ، دینی                                

the Tempterشیطان ، ابلیس ، اهریمن                                           

torahتورات                                                                           

(مذهب) سنت ، شریعتtradition                                                 

معنوی ، روحی ، غیر خاکی ، غیر دنیویunworldly                           

گناهvice                                                                             

avoiding vices is better than acquiring virtues

 

ترک گناه بهتر از درک ثواب است

 

vileگناه آمیز ، معصیت آمیز ، پر گناه ، خبیثانه                                     

come God and save my vile body

 

خداوندا بیا و این جسم پرگناه من مرا نجات بده

 

a vile attackحیله ی خبیثانه                                                      

پرهیزکار ، پارسا ، پاکدامن ، با تقویvirtuous                                      

یک مرد شریفa virtuous man                                                 

بلای آسمانی ، تنبیه الهیvisitation                                              

a visitation of the plague for people’s sins

 

بلای آسمانی به صورت طاعون به خاطر گناهان مردم

 

متدین ، راهب ، راهبه ، کاهن ، پارساvotary                                      

worldدنیا ، جهان                                                                     

the world is like a snake whose touch is soft but its poison is fatal

 

جهان مانند مار است که دست کشیدن بر آن نرم و پسنده است و  زهر آن کشنده

 

the world is like a poison that one takes it unknowingly

 

دنیا مانند زهر است و کسی آنرا می خورد که نمی داند چیست

 

a worldly man becomes the target of difficulties and vicissitudes

 

دوستدار جهان آماج دشواری ها و دگرگونی هاست

 

one who knows the world lives in solitude

 

کسیکه دنیا را نیک بشناسد از کار دنیا کناره می گیرد

 

people of the world are like riders who are carried away in torpidity

 

مردم دنیا مانند سوارانی هستند که آنها را می برند و آنها در خوابند

 

worship

 

پرستش ، پرستیدن ، پرستش کردن ، نیایش ، عبادت ، عبادت کردن ، نیایش کردن

 

پس از مراسم عبادتafter the worship services                       

بیا باهم دعا کنیمlet us worship together                                 

a group of people worshped God out of desire for reward, surely this is the worship of traders. another group worshipped God out of fear, this is the worship of slaves. still another group worshipped God out of gratefulness, this is the worship of free men

 

گروهی خدا را به امید بخشش پرستش کردند ، که این پرستش بازرگانان است ، و گروهى او را از روى ترس عبادت کردند که این عبادت بردگان است ، و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى پرستیدند و این پرستش آزادگان است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فرهنگ مذهب ، دین ، خدا ،


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/٢ | ٧:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.