جانشینی ارزی؛ جانشینی پولی Currency Substitution حساب جاری؛ حساب فعال Current Account دفتر حساب جاری Current Account Ledger هزینه‌های جاری و سرمایه‌ای Current and Capital Expenditure اعتبار هزینه‌های مستمر Current Appropriation دارایی جاری Current Asset دور دارایی جاری Current Asset Cycle موازنهٔ جاری؛ تراز عملیات جاری؛ ماندهٔ جاری Current Balance بودجهٔ جاری Current Budget هزینهٔ جاری Current Cost حسابداری هزینهٔ جاری Current Cost Accounting ارزش جاری فروش Current Exit Value مخارج جاری Current Expenditure هزینهٔ یک دورهٔ مشخص؛ هزینهٔ معمولی عملیات Current Expense جریان دریافتهای جاری Current Flow of Receipts وجه نقد Current Fund درامد یک دورهٔ معین؛ درآمد طی سال مالی؛ درآمد جاری Current Income میزان بهرهٔ جاری؛ اندازهٔ بهرهٔ جاری Current Interest Rate نشرهای جاری Current Issues بدهی جاری؛ تعهد جاری Current Liability سررسید جاری؛ سررسید نزدیک Current Maturity پس‌انداز جدید جاری Current New Saving قیمت جاری Current Price بازدادهٔ جاری؛ محصول جاری Current Output عواید جاری Current Proceeds منافع جاری Current Profits قدرت خرید جاری Current Purchasing Power نسبت بازدهٔ جاری Current Rate of Yield نسبت داراییهای جاری به بدهیهای جاری و نشان‌دهندهٔ توان واحد بازرگانی برای پرداخت بدهیهای جاری خود از محل داراییهای جاری است. Current Ratio فروش جاری Current Sale هزینهٔ معیاری و مورد قبول Current Standard Cost دادوستد جاری Current Transaction ارزش جاری Current Value بازدهٔ جاری؛ محصول جاری؛ حاصل جاری Current Yield از هزینه کاستن؛ هزینه کاستی Curtail Expense طبقهٔ منحنی Curve Class انطباق منحنی Curve Fitting روش منحنی؛ طریقهٔ منحنی Curve Ststem همبستگی غیرخطی Curvilinear Correlation خواباندن پول خارجی؛ خواباندن ارز؛ اندوختهٔ راکد به صورت ارز Cushion of Foreign Exchange حساب نظارت؛ حساب حفاظت Custodian Account امانت؛ نگهبانی؛ پاسبانی؛ توقیف؛ حبس Custody عرف و عادت؛ گمرک؛ خرید همیشگی از یک دکان؛ عوارض، حقوق گمرکی (در جمع)؛ رسم Custom عادت کردن؛ حقوق گمرکی برای کالایی پرداختن؛ به عنوان مشتری با کسی معامله کردن Custom عرف و عمل Custom and Practice عوارض گمرکی Custom Charges قرضهٔ گمرکی Custom Debenture برگشتیهای حقوق گمرکی؛ مرجوعیهای حقوق گمرکی؛ بازپرداختهای عوارض ورود Custom Drawhacks حقوق گمرکی Custom Duties ادارهٔ گمرک Custom Honse کالاهای گمرک بردار؛ کالاهای مشمول گمرک؛ کالاهای مشمول عوارض گمرکی Customable Goods متداول؛ مرسوم؛ معمول؛ عادی؛ آیین نامه؛ استجاره‌ای؛ مشمول پرداخت اجاره و عوارض Customary کسور مرسوم؛ کسور متعارف Customary Deductions اقتصاد عرفی Customary Economy سازمان عرفی Customary Organization مشتری؛ خریدار دایمی؛ خریدار همیشگی Customer هزینهٔ مشتری؛ هزینهٔ مشتریان Customer Cost حریم مشتری Customer Frontage دفتر حساب مشتریان؛ دفتر معین مشتریان Customer Ledger وام به مشتری Customer Loan بازارهای مشتریان Customer Markets نرخ مشتری Customer Rate نمایندهٔ مشتری در بورس Customer's Man گمرک Customs نمایندگی گمرکی Customs Agency عامل گمرکی Customs Agent کارگزاران گمرکی؛ دلالان گمرکی؛ واسطه‌های امور گمرکی Customs Broker هزنیه‌های گمرک Customs Charges بازرسی، نظارت گمرکی Customs Control رده‌بندی کالایی شورای همکاری گمرکی Customs Cooperation Council Nomenclature حقوق گمرکی Customs Duties حقوق و عوارض گمرکی؛ مالیات غیرمستقیم بر مصرف داخلی؛ حقوق حمایتی Customs, Excise and Protective Duties تشریفات گمرکی Customs Formalities مرز گمرکی Customs Frontier منطقهٔ دریایی گمرکی Customs Maritime Zone دفتر گمرک Customs Office روش گمرکی؛ رویهٔ گمرکی Customs Procedure مهر گمرکی Customs Seals مشخصات گمرکی Customs Specification منطقهٔ نظارت گمرکی Customs Surveillance Zone تعرفهٔ گمرکی Customs Tariff قلمرو گمرکی Customs Territory عبور گمرکی Customs Transit اتحادیهٔ گمرکی Customs Union ارزش گمرکی Customs Value تقلیل؛ کم کردن Cut تعطیل فوری؛ بیکاری آنی Cut Back کرایهٔ حمل عبوری؛ نرخ باربری در کالای عبوری؛ نرخ تخفیفی کرایهٔ عبوری Cut Back Rate کاهش مخارج Cut Down Expenses مکث؛ درنگ Cut Off تعطیل کار برای رسیدگی Cut off Date تعدیل کردن؛ جبران کردن؛ تلافی کردن (اصطلاح بورس)؛ نرخ تخفیفی Cut out رقابت بی‌رحمانه Cut Throat Competition تعطیل کارخانه؛ کاهش ناگهانی تولید Cut Stock توقف سفارش؛ لغو سفارش؛ فسخ سفارش Cutting Limit Order تعدیل؛ جبران؛ تلافی Cutting out نقد با سفارش C.W.O. محوطهٔ مخزن C. Y. خودرایانی Cyberneitc دورآمایی Cyberneitcs دور؛ عملیات کامل ماشین یا تولید؛ دوره‌ای Cycle دور کار و کسب Cycle, Business دور سرمایه‌گذاری در کالای موجود؛ موجودی Cycle, Inventory Investment دور تجاری Cycle, Trade رفتار ادواری استفاده از ظرفیت Cyclical Rehaviour of Capacity Utilization رفتار ادواری فرآوری؛ رفتار دوری بهره‌وری Cyclical Behaviour of Productivity بودجهٔ ادواری Cyclical Budget کسریهای ادواری بودجه؛ کسریهای دوری بودجه Cyclical Budget Deficits کسریهای ادواری Cyclical Deficits نوسانهای ادواری؛ نوسانهای دوری؛ نوسانهای چرخه‌ای Cyclical Fluctuations بیکاری دوری؛ بیکاری ادواری Cyclical Unemployment بودجهٔ متوازن ادواری Cyclical Balanced Budget ظرفیت اضافی ادواری؛ ظرفیت اضافی دوری Cyclical Excess Capacity انحراف ادواری؛ انحراف دوری Cyclical Perverse حساسیت ادواری؛ حساسیت دوری Cyclical Sensitive چرخش؛ بروز دور؛ جریان دوری؛ جریان ادواری Cycling دالاسی، واحد پول گامبیا؛ دونگ، واحد پول ویتنام؛ دینار، واحد پول تونس؛ نشانه‌های Donge، Dalasi و Dinar است. D پرداخت در برابر پذیرش برات D/A دینار، واحد پول الجزایر، نشانهٔ Dinar Algeria است DA داف، تحویل در مرز؛ محل تحویل در مرز معین DAF مزد روزانه؛ اجرت کار یک روز؛ پرداخت حقوق روز به روز Daily Pay دالاسی، واحد پول گامبیا Dalasi, D هزینهٔ خسارت Damage Cost خسارت نقض قرارداد؛ خسارت تخلف از قرارداد Damage for Breach of Contract خسارت‌پذیری؛ تاوان برداری Damageability واردکنندهٔ خسارت Damager خسارت غیرعمدی؛ اتلاف مال غیر Damnum Absque Injuria خسارت غیرعمدی یا ناشی از امور طبیعی و یا بلای ناگهانی Damnum Emergens خسارت تهدید شده (ولی وارد نگشته)؛ تهدید به خسارت؛ خسارت احتمالی Damnum Infectum دور رو به زوال؛ دور روبه آهستگی Damped Cycle ماشین ثبت فروش نقدی Damper ول خطر Danger Money بانک ملی دانمارک؛ بانک مرکزی دانمارک Dammarks Nationalbank دانسکه لندمندس بانک Danske Landmandshank «سرمایه»: «کاپیتال» "Das Kapital" داده‌ها؛ دانسته‌ها؛ اطلاعات؛ حقایق؛ اطلاعات کمی و کیفی؛ مفروضات Data داده آمایی Data Processing دستگاه آمایش داده‌ها Data Processing System تاریخ Data تاریخ پیش گذاشتن Date Back طبقه‌بندی اسناد برحسب تاریخ Date Indexing Records تاریخ خریداری Date of Acquistion مهلت واریز Date of Grace تاریخ سررسید Date of Maturity درآمد طی چند دوره Dated Earned Surplus اوراق بهادار تاریخ دار Dated Securities سهام تاریخ‌دار؛ سهام با تاریخ Dated Stocks تاریخ‌گذاری Dating داده Datum هجوم اول وقت، خرید سریع صبحگاه Dawn Raid دفتر روزانه؛ دفتر معین؛ دفتر ثبت معاملات بر حسب تاریخ Day Book کار روزمزدی؛ کار روزمزد Day Labour کارگر روزمزد Day-labourer وام یک روزه Day Loan مهلت نهایی بازپرداخت Day of Change ایام مهلت؛ روزهای بخشودگی Day of Grace سفارش یک روزه؛ سفارش محدود Day Order حداقل نرخ مزد ساعتی کارگران؛ نرخ روز Day Rate در مدت روز؛ مدت روز Day Time کار روزانه Day Work دوبرا، واحد پول سائوتومه و پرنسیپ، نشانهٔ Dobra است. Db تحلیل جریان نقدی تنزیلی D.C.F. تحویل، حقوق گمرکی پرداخته شده D. D. P. تحویل، عوارض پرداخته نشده D. D. U. هزینهٔ ظرفیت خالی Dead Freight حمل و نقل مجانی؛ حرکت موتورهای خالی؛ حمل و نقل رایگان Deadheading کار نیمه تمام Dead Horse نامهٔ بی‌اعتبار Dead Letter سررسید؛ موعد Dead Line زیان مطلق؛ زیان بدون جبران؛ شکست کامل Dead Loss مدیریت بی‌اثر؛ مدیریت ناکارآمد؛ مدیریت ناکارآی Dead Management بازار کساد؛ بازار کم فروش؛ بازار کاسد Dead Market پول گران Dead Money اجاره قطعی Dead Rent سرمایهٔ بیکار، راکد؛ کالای بنجل و بدون خریدار؛ موجودی بی‌ارزش و غیرقابل فروش Dead Stock ذخیره سازی Dead Storage زمان مصروفه Dead Time ظرفیت کشتی با بار کامل؛ وزن خود وسیلهٔ حمل Dead Weight وام سربار؛ وام از دست رفته؛ بدهی مرده Dead Wieght Debt زیان ثابت Dead Weight Lossشمارهٔ تنهای بار Dead Weight Tonnage (vessel) مقدار؛ اندازه؛ قدر؛ حصه، سهم؛ معامله؛ داد و ستد Deal معامله کردن؛ سر و کار داشتن Deal دلال بازار* فروشنده؛ تهیه کننده Dealer معامله کنندهٔ بدهی؛ معامله‌گر مدیون Dealer in Debt سمسار؛ دستفروش Dealer in Second-hand Good انگ دلال؛ نشان دلال Dealer's Brand دلالی Dealership خرید و فروش ارز؛ معاملهٔ ارزی Dealing برنامهٔ تحلیلی Dean Schedule گران خرید؛ گران تمام شده Dear-bought پول گران؛ پول با بهرهٔ زیاد Dear Money گرانی هزینهٔ زندگی Dearness (High Cost) of Living کمیایی؛ گرانی؛ کمیابی و گرانی Dearth قیمتی؛ گرانبها Dearworth وظیفه؛ مستمری پس از فوت Death Benefit مالیات بر ارث Death Duty نسبت مرگ و میر؛ آهنگ مرگ و میر؛ میزان مرگ و میر یک جمعیت؛ ضریب مرگ و میر؛ نسبت متوفیات؛ اندازهٔ مرگ و میر Death Rate مالیات بر ارث Death Tax کم بها کردن؛ قلب کردن پول Debase سکهٔ قلب Debased Coinage پول بدون پایه Debased Currency تنزل ارزش؛ کاهش محتویات قیمتی پول معیاری Debasement برگ و نسد قرضه؛ اوراق قرضه (در جمع)؛ سهم و سند مبادله؛ وجه الضمان؛ قرارداد بیمه؛ سهم قرضه؛ ورقهٔ استقراضی؛ گواهینامهٔ گمرکی؛ حوالهٔ دولتی Debenture سهم قرضهٔ قابل تبدیل Debenture, Convertible سهم قرضهٔ ساده Debenture, Nacked سند قرضهٔ ساده Debenture, Simple (Naked) انواع قرضهٔ با تضمین Debenture, Types of سند قرضهٔ بی‌تضمین؛ سهم قرضه Debenture Bond گواهی قرضه؛ گواهینامه گمرکی؛ سند استرداد Debenture Certificate نشر قرضه Debenture issue سهم قرضه Debenture Stock دارای سند قرضه Debentured اوراق قرضه Debentures بدهی؛ ثبت در طرف چپ یک حساب؛ ستون بدهی؛ بدهکار Debit به حساب بدهی کسی گذاشتن؛ در ستون بدهی گذاشتن؛ پای کسی نوشتن؛ کسی را بدهکار کردن؛ حسابی را بدهکار کردن Debit اعلامیهٔ بدهی Debit Advice برگهٔ بدهکار Debit Memorandum برگه بدهکار؛ اعلامیهٔ بدهکار؛ یادداشت بدهکار؛ سند هزینه Debit Note دوبرو، ژرارد Debreu, Gerard بدهی؛ دین Debt قرض؛ وام؛ دین؛ بدهی؛ مدیون؛ بده Debt بدهی داشتن Debt بدهی خارجی؛ دین خارجی Debt, External بدهی داخلی؛ دین داخلی Debt, Internal انواع بدهی، قرض Debt, Types of کارت بدهی Debt Card حد بالای بدهی Debt Ceiling حد بالای بدهی Debt Ceiling مطالبات دین Debt Claims تبدیل وام Debt Conversion تفاوت ارزش اسمی بدهی و اصل مبلغ Debt Discount تهیهٔ منابع پرداخت بدهی Debt Finance کسریهای تأمین مالی بدهی Debt-financed Deficits عمل بدهی؛ عمل دین؛ اثر قرض Debt Function دارایی اسنادی دین Debt Holding اسناد بدهی Debt Instruments اقلام بدهکاری؛ اقلام بدهی Debt Items حد استقراضی Debt-limit مدیریت وام؛ مدیریت دین؛ مدیریت بدهی Debt Management تبدیل قرض به پول؛ تبدیل بدهی به پول Debt Monetization پول بدهی Debt Money پول شرافتی Debt of Honour وام معوق Debt Outstanding نستب بدهی؛ نسبت دین Debt Ratio پرداخت اصل و فرع؛ تأدیهٔ اقساط به سود قرض Debt Service نسبت بازپرداخت اقساط وام؛ ضریب پرداخت اقساط وام Debt Service Ratio نسبت جمع کل بدهیهای یک مؤسسه به ارزش خالص آن Debt-to-net-worth Ratio مقروض؛ مدیون Debted طلبکار؛ بستانکار Debtee مدیون؛ بدهکار؛ ستون بدهکار؛ دفتر روزنامه؛ اقلام وارده در ستون بدهکار Debtor کشور بدهکار؛ ملت بدهکار Debtor Nation بدهکاری Debtroship حذف کارتل Decartelization حذف کار اتفاقی و نامنظم Decasualization حساب مرده Deceased Account کاهش سرعت؛ کاستن از سرعت Deceleration از سرعت کاهنده Decelerator عدم مرکزیت؛ حکومت محلی دادن Decentralization عدم مرزکیت صنعتی Decentralization of Industry عدم مرکزیت بایگانی Decentralized Files رد گواهی؛ پس‌گیری شناسایی؛ استرداد شناسایی Decertification توزیع دهگانه؛ یکی از قسمتهای دهگانه؛ یک دهم از هر توزیع فراوانیها Decile دسیلیون Decillion مسکوکات اعشاری؛ مسکوکات ده دهمی Decimal Coinage پول اعشاری Decimal Currency نقطهٔ اعتبار؛ صفر Decimal Point دستگاه دهگانی؛ دستگاه اعشاری Decimal System اعتباری Decimals درنگ و تصمیم‌گیری Decision Lag قاعدهٔ تصمیم گیری Decision Rule تابع تصمیم‌‌گیری Decision Function نظریهٔ تصمیم‌گیری Decision Theory متغیر تصمیم گیری Decision Variable محمولهٔ عرشه Deck Cargo گزارش عرشهٔ کشتی Deck Logs اظهارکننده؛ بیان کنندهگ مبین Declarant اظهارنامه؛ اعلامیه؛ بیانیه Declaration اظهارنامهٔ مشخصات کشتی Declaration of Ship's Particulars اعلام توانایی پرداخت دین Declaration Solvency حکم اشعاری Declaratory Judgment سرمایهٔ اعلام شده Declared Capital ارزش اعلام شده؛ بهای اعلام شده؛ قمیت اعلام شده به منظور تعیین مالیات Declared Value روش ماندهٔ نزولی؛ روش ارزش ویژه Declining Balance Method صنعت منحط؛ صنعت روبه زوال؛ صنعت زوال یابنده Declining Industry نظریهٔ کارآیی نهایی نزولی سرمایه Declining-marginal-efficiency-of Capital Theory از رمز درآوردن؛ کشف رمز کردن؛ کشف کردن Decode هزینهٔ نزولی؛ هزینهٔ کاهنده Decreasing Cost صنعت دارای هزینهٔ نزولی؛ صنعت با هزینهٔ کاهنده Decreasing Cost Industry تابع نزولی Decreasing Function هزینهٔ نهایی نزولی Decreasing Marginal Cost بازده‌های نزولی Decreasing Returns بازده‌های نزولی مقیاس Decreasing Returns to Scale دنباله‌های نزولی Decreasing Sequences قضاوت یا حکم دادگاه؛ فرمان؛ امر؛ تصویب نامه؛ اعلامیه Decree حکم موقتی Decree Nisi نقصان قیمت بین دو زمان؛ ضایعات؛ نقصان؛ تنزل؛ کاهش Decrement اهدا؛ وقف Dedicate اهدا؛ تقدیم؛ پیشکش؛ وقف؛ اختصاص Dedication استنتاج کردن؛ نتیجه گرفتن؛ استنباط کردن؛ دریافتن؛ مشتق شدن؛ کم کردن؛ کاستن Deduce کسر کردنی؛ فرانشیز Deductible مورد بیمهٔ کسر کردنی، قابل کسر Deductible Coverage کسر؛ تخفیف؛ برگشت؛ وضع؛ تفریق؛ کاهش؛ نتیجه‌گیری؛ قیاس؛ استنباط؛ دریافت؛ استقراء؛ دریافت جزء از کل؛ پی بردن از کل به جزء یا از علت به معلول Deduction کسر از درآمد Deduction from Income قیاسی؛ استنتاجی Deductive روش قیاسی؛ شیوهٔ استقرائی Deductive Method قباله؛ سند رسمی؛ دستاویز؛ عمل؛ کردار؛ کار؛ رفتار؛ فعل Deed انواع سند؛ انواع قباله Deed, Types of قرارنامه Deed of Arrangement تعهدنامه Deed of Convenant صلح نامه؛ هبه نامه Deed of Gift شرکت نامه؛ قرارداد مشارکت Deed of Partnership قرار تعویق Deed of Postponement سند سرمایهٔ سهمی Deed Stock تشدید کاربرد سرمایه؛ پایه گذاری اساسی سرمایه Deepening of Capital سکه‌ایکه نقش یا کلمات آن ساییده و محو شده باشد Defaced Coin بالفعل؛ عملی؛ غیررسمی؛ در عمل De facto اختلاس؛ دستبرد؛ دزدی؛ کم آورد نبا سوءنیت؛ خیانت در امانت Defalcation عدم پرداخت بهره و یا اصل آن؛ عدم رعایت هر شرط دیگر در سررسید؛ موکول کردن؛ نکول کردن Default قیمت فسخ؛ بهای الغاء؛ بهای عدم اجرای تعهد Default Price حساب نکولیها؛ دفتر ثبت ناوصولیها؛ دفتر ثبت واخواستها Default Register شرط ابطال؛ موارد بطلان (قرارداد) Defeasance Clause اوراق قرضهٔ دفاعی Defence Bonds مدافع؛ خوانده Defendant دفاعی؛ تدافعی؛ حالت تدافعی؛ مقام تدافعی Defensive پس‌انداختن؛ عقب انداختن؛ به تعویق انداختن؛ تأخیر کردن؛ تعلل ورزیدن Defer مقرری سالانهٔ معوق؛ مستمری انتقالی؛ مقرری آتی Deferred Annuity دارایی معوق؛ دارایی انتقالی Deferred Asset موجودی مؤخر؛ موجودی پس‌افتاده Deferred Availability اقلام نقد قابل دسترسی معوق؛ پس افتاده Deferred Availability Cash Itens سند قرضهٔ مؤجل؛ سند قرضهٔ معوق؛ سند قرضهٔ انتقالی Deferred Bond هزینه‌های پیش پرداختی Deferred Charges هزینهٔ آینده Deferred Cost پیش دریافت؛ اعتبار معوق Deferred Credit طلبکار مؤخر Deferred Creditor تقاضای مؤخر؛ تقاضای معوق؛ تقاضای انتقالی Deferred Demand هزینه‌های انتقالی؛ مخارج پیش پرداختی Deferred Expenses پیش دریافت درآمد Deferred Income بدهکاری معوق Deferred Liability هزینهٔ تعمیر پس افتاده Deferred Maintenance سهم عادی مؤخر Deferred Ordinary Shares پرداخت معوق؛ پرداخت آتی Deferred Payment اعتبار پرداخت معوق Deferred Payment Credit برنامه‌های پرداخت معوق یا مدت‌دار Deferred Payment Plans فروش اقساطی Deferred Payment Sale معیار پرداختهای مؤخر Deferred Payments, Standard for تخفیفهای معوقه؛ تخفیفهای انباشته Deferred Rebates پیش دریافت درآمد؛ پیش دریافت عایدی Deferred Revenue سهام مؤخر، سهام متأخر؛ سهام بدون اولویت Deferred Stock (Share) مالیات معوق Deferred Tax جلوه دادن حسابهای خرج و یا درآمد Deferring نکث؛ نقص؛ کاستی؛ کمبود؛ کسری؛ عیب و نقص Deficiency نقص نسد؛ نارسایی سند Deficiency Bill پرداخت کسری؛ پرداخت ناقص؛ پرداخت ناتمام Deficiency Payment کسر؛ کسر موازنه؛ کمبود؛ کسری؛ کسر محل؛ خرج بیشتر از دخل Deficit ادارهٔ امور مالی با کسر بودجه؛ تأمین کسر بودجه؛ تأمین مالی از راه کسر بودجه؛ تدارک مالی به وسیلهٔ کسر بودجه Deficit Financing خرج با کسری Deficit Spending واحدهای کسری‌دار Deficit Units معادلهٔ تعریفی Definitional Equation سند قطعی Definitive سند قرضهٔ قطعی Definitive Bond انقباض پولی؛ ضد تورم؛ انقباض؛ رکود؛ افلاس؛ نزول سطح عمومی قیمت؛ تقلیل میزان پول و اعتبارات؛ تقلیل اعتبارات و پول در گردش Deflation هزینهٔ تقلیل قیمت‌ها Deflation Cost انقباضی؛ ضد تورمی Deflationary شکاف انقباضی Deflationary Gap فشار انقباضی DeflationaryPressure تغییر روند تجارت؛ انحراف مسیر تجارت Deflection of Trade عامل تعدیل کنندهٔ قیمت؛ ضریب تعدیل کنندهٔ قیمت Deflator کلاهبرداری کردن؛ فریب دادن Defraud کمپانی از بین رفته؛ شرکت منحله Defunct Company درجهٔ آزادی Degree of Freedom درجهٔ تجانس Degree of Homogeneity درجهٔ وفور؛ درجهٔ توانگری Degree of Opulence نزول؛ نقصان؛ کاهش Degression مالیات نزولی Degressive Tax مالیات بندی نزولی؛ مالیات دارای نرخ نزولی Degressive Taxation کوچک شدن سهم صنعت Deindustrialization قانونا”؛ حق قانونی؛ حق مشروع؛ بالاستحقاق؛ بطور قانونی؛ حقا”؛ رسما”؛ بالقوه De jure شرکت قانونی De jure Corporation دلتا Del عامل ضمانت کننده؛ مؤسسه ضمانتی برای توسعهٔ اعتبارات Del Credere Agent موافقت با ضمانت اعتبار خریدار Del Credere Agreement کارمزد ضمانت Del Credere Commission دیرکرد؛ تأخیر Delay تحویل معوق؛ تحویل مؤجل Delayed Delivery حوالهٔ وصول طلب از بدهکار خود؛ حوالهٔ بدهکار به بستانکار؛ سربه‌سر کردن بدهی و طلب یک یا چند نفر؛ حواله دهنده Delegant نماینده؛ وکیل Delegate محل علیه Delegatee تفویض مسئولیت؛ حوالهٔ بدهی در برابر بستانکار Delegation نمایندگی مقام مسئول Delegation of Authority مطالعات قبلی؛ مطالعهٔ موارد ممکنه پیش از موعد Deliberation تعیین حدود فعالیت اقتصادی؛ تحدید دامنهٔ فعالیت اقتصادی Delimitation هزینهٔ غفلت؛ هزینهٔ قصور Delinquency Charge مالیات باقی؛ مالیات زیر جریمه Delinquent حساب معوق؛ حساب عقب افتاده Delinquent Account مالیات بقایا؛ مالیات جریمه Delinquent Tax تحویل در مرز Delivered at Frontier تحویل روی عرشه Delivered Docks تحویل، عوارض پرداخته شده Delivered Duty Paid تحویل در اسکله Delivered Ex Quay تحویل از کشتی Delivered Ex Ship قیمت کالا به شرط تحویل؛ قیمت کالا؛ تحویل به مشتری Delivered Price قیمت پیشنهادی؛ قیمت فاکتور شده تا بندر مبداء Delivered Price تحویل یا تسلیم کالای تجاری Delivery تحویل به دفعات؛ تحویل به اقساط Delivery by Instalment سند تحویل Delivery Note واگذاری برات (چک) Delivery of Bill (cheque۰ واگذاری سند مالکیت Delivery of Deed دستور تحویل کالا Delivery Order سندی که به امضای محمول الیه رسیده است و رسید کالاهای تجاری را اطلاع می‌دهد Delivery Receipt مأمور تحویل کالا به منزل؛ وسیلهٔ باربری به همین منظور Delivery Van جابه‌جا کردن؛ تغییر محل دادن Delocalization تقاضا؛ مطالبه Demand تقاضای متبادل؛ تقاضای عوض؛ تقاضای بدل؛ تقاضای جانشین Demand, Alternate تقاضای مرکب Demand, Composite کشش متقاطع تقاضا Demand, Cross-elasticity of تقاضای فرعی؛ تقاضای اشتقاقی Demand, Derived تقاضای مشترک؛ تقاضای متصل؛ تقاضای پیوسته Demand, Joint قانون تقاضا Demand, Law of انواع تقاضا Demand, Types of برات دیداری؛ برات رؤیتی؛ حوالهٔ عندالمطالبه Demand Bill ذخیرهٔ دلخواه سرمایه Demand Captial Stock هزینهٔ تقاضا Demand Cost منحنی تقاضا Demand Curve بدهی عندالمطالبه Demand Debt بیکاری ناشی از کمبود تقاضا؛ بیکاری از کبمود تقاضا Demand-deficient Unemployment سپردهٔ جاری؛ سپردهٔ عندالمطالبه؛ سپردهٔ دیداری Demand Deposit هزینهٔ نگهداری سپردهٔ دیداری Demand Deposit Service Charge بازار تقاضای معین Demand-determined Market برات کتبی؛ برات رؤیتی؛ برات دیداری Demand Draft تقاضای تورم Demand for Inflation تقاضای پول Demand for Money تقاضای ماندهٔ پول Demand for Meney Balance

تقاضای محصول Demand for Output تابع تقاضا Demand Function افزایش تقاضا Demand Increase وام دیداری؛ وام به رؤیت؛ وام بدون سررسید؛ وام عندالمطالبه Demand Loan مدیریت تقاضا Demand Management درخواست پرداخت Demand Note قیمت تقاضا؛ قیمت خریدار Demand Price تورم ناشی از فشار تقاضا؛ تورم فشار تقاضا Demand-pull Inflation تورم از افزایش تقاضا؛ تورم فشار تقاضا Demand-push Inflation جدول تقاضا Demand Schedule انتقال تقاضا؛ تغییر مکان تقاضا Demand Shift تغییر تقاضا ناشی از درآمد و دیگر تغییرات Demand Shift from Income and other Changes تورم از انتقال تقاضا Demand-shift Inflation سطح تقاضا؛ میزان تقاضا Demand Sufrace نظریه‌های تقاضا Demand Theories تقاضا در برابر مقدار تقاضا شده Demand versus Amount Demanded سپردهٔ جاری یا دیداری در برابر سپردهٔ مدت‌دار Demand versus Time Deposit تقاضاکننده؛ مدعی؛ خواستار Demandant تعیین حدود کردن؛ حدفاصل را معین کردن؛ حدفاصل قائل شدن؛ نشان گذاردن Demarcate مشاجرهٔ تفکیک حدود؛ کشمکش تفکیک حقوق؛ منازعهٔ تعیین حدود Demarcation Dispute تفکیک Demergerization اجارهٔ درست و کامل Demise Charter دموکراسی صنعتی Democracy, Industrial سوسیالیزم دموکراتیک؛ سوسیالیسم مردمی Democratic Socialism عوامل جمعیت شناسی Demograplic Eactors جمعیت شناسی Demography از رواج انداختن پول؛ از اعتبار انداختن پول Demonetization غیرپولی کردن؛ از رواج انداختن Demonetize هزینهٔ معطلی کشتی؛ خسارت دیرکرد؛ کرایهٔ معطلی در راه‌آهن و کشتی؛ حق الارض کالای عبوری Demurrage تأخیر Demurral بازگشت به وضع ما قبل ملی کردن؛ سلب تابعیت؛ خارج کردن از تابعیت؛ تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی Denationalization واحد پول؛ انواع اسکناس و سکه Denomination ارزش اسمی؛ ارزش وجهی Denominational Value کلیه برشهای سهام؛ کلیه دسته‌های سهام Denominations of Shares دنار، واحد پول مقدونیه، نشانهٔ آن Makdonia Denar است. Denar, MKD نشان دادن؛ نمایش دادن؛ مشخص کردن؛ تفکیک کردن؛ معلوم کردن Denote تابع چگالی Density Function چگالی متحرک Density Gradient شمارش پذیر؛ شماره پذیر Denumerable شمردن Denumerate بنگاه؛ قسمت؛ بخش؛ دائره؛ بخش اداری Department آزمون تجربی حفظ درآمد دنور Denver Income Maintenamce Experiment فروشگاههای مختلط Department Store هزینه‌های ویژه؛ هزینه‌های مستقیم؛ هزینه‌های متناسب؛ مخارج مستقیم؛ مخارج متناسب Departmental Charges هزینه‌های عمومی سهم یک قسمت از سازمان Departmental Overhead سودبخشی Departmental Profit فروشگاه بزرگ Departmental Store پول سپرده Deposit Money ضریب فزایندهٔ سپرده؛ ضریب افزایش سپرده Deposit Multiplier حق بیمهٔ سپرده Deposit Premuim اندازهٔ بهرهٔ سپرده؛ میزان بهرهٔ سپرده؛ درصد بهرهٔ سپرده Deposit Rate ضریب سپرده Deposit Ratio برگ رسید سپرده Deposit Receipt گریز سپرده؛ فرار سپرده Deposit Run off نمونهٔ چاپی سپرده Deposit Slip شرکت سپرده Deposit Society نستب دیون بانک به سپرده‌های بانک؛ برگشت سپرده Deposit Turnover امانت‌دار؛ سپرده نگهدار؛ محل نگهداری سپرده Depositary سپرده‌گذار؛ صاحب سپرده Depositor انبار؛ محل نگهداری امانات Depository واسطهٔ مالی سپرده پذیر Depository Financial Intermediary مستهلک شونده؛ استهلاک پذیر Depreciable دارائی‌های قابل استهلاک؛ دارائی‌های مستهلک شدنی؛ دارائی‌های استهلاک‌پذیر Depreciable Assets ارزش قابل استهلاک Depreciable Cost کاهش یافتن ارزش؛ از ارزش افتادن؛ از بهای چیزی کاستن Depreciate پول از ارزش افتاده Depreciated Currency ارزش اصلی استهلاکی Depreciated Original Cost قمیت پس از استهلاکات Depreciated Value استهلاک؛ توفیر فرسودگی؛ افت قیمت؛ کاهش بها Depreciation روش‌های استهلاک؛ روشهای محاسبهٔ ذخیرهٔ استهلاک Depreciation, Methods of حسابداری استهلاک Depreciation Accounting کفایت استهلاک Depreciation Adequacy ذخیرهٔ استهلاک Depreciation Allowance مبنای استهلاک Depreciation Base هزینهٔ استهلاک Depreciation Charge پول کم ارزش، پول بی‌بها Depreciation Currency هزینهٔ استهلاک Depreciation Expense وجه استهلاک Depreciation Fund کاهش ارزش یک پول Depreciation of a Currency کاهش ارزش پول Depreciation of Money ذخیرهٔ استهلاک Depreciation Provision نسبت استهلاک Depreciation Rate اندوختهٔ استهلاک Depreciation Reserve ضریب اندوختهٔ استهلاک Depreciation-reserve Ratio نواحی بی‌رونق، کساد، محروم؛ نواحی عقب افتاده Depressed Areas بحران اقتصادی؛ تنزل اقتصادی؛ بحران Depression بحران بزرگ Depreciation, The Great (۱۹۲۹ - ۱۹۳۵) قائم مقام رئیس کل بانک مرکزی Deputy Governor تحویل در اسکله D.E.Q. ارزش چیزی را پایین آوردن Derate کاهش بار مالیاتی Derating متروک؛ اموال رها شده؛ اموال متروکه Derelict نواحی متروکه Derelict Areas مشتق‌گیری Derivation مشتق Derivative سپردهٔ فرعی؛ امانت (سپرده) اشتقاقی Derivative Deposit تقاضای فرعی؛ تقاضای اشتقاقی Derivative Demand تابع مشتق Derivative Function تخلف از مواد پیمان؛ باطل کردن نسبی یا جزیی؛ فسخ کردن قسمتی از چیزی؛ تمدید عملیات Derogate From تخلف از مقررات؛ تجاوز از حد؛ تخلف از مفاد پیمان؛ کاهش بها یا رتبه Derogation شرط مبطل Derogatory Clause تحویل از کشتی D. E. S. به ارث گذاشتن Descend اقتصاد توصیفی Descriptive Economics صورت حساب مشروح مالی Derivative Financial Statement علامت گذاشتن وصفی؛ درجه گذاشتن وصفی Derivative Labeling آمار توصیفی؛ شاخص توصیفی Derivative Statistcs حذف آثار فصلی؛ حذف تغییرات فصلی Deseasonlized سیل، طوفان موردنظر Design Flood نشان دادن؛ نمایش دادن؛ گماشتن؛ معین کردن؛ معرفی کردن؛ انتخاب کردن؛ در نظر گرفتن؛ قلمداد کردن؛ اختصاص دادن؛ تخصیص دادن Designate دلال سفارش‌ها Desk jobber اعزام؛ ارسال؛ مخابره؛ انجام سریع؛ شتاب؛ تعجیل؛ وسیلهٔ سریع (برای فرستادن کالا)؛ عامل حمل و نقل سریع کالا؛ پیغام؛ نوشته؛ نامه؛ پیک Despatch روانه کردن؛ گسیل داشتن؛ فرستادن؛ مخابره کردن Despatch پاداش سرعت عمل؛ جایزهٔ سرعت Despatch Money عامل عدم ثبات؛ بی‌ثبات کننده Destabilizer طلای فعال؛ طلای غیرعقیم Desterilized Gold مقصد Destination خراب کردن؛ نیتس کردن؛ خنثی کردن؛ باطل کردن؛ نابود ساختن؛ از بین بردن Destroy مخرب؛ ویران کننده؛ ویران‌گر؛ ویران ساز Destroyer خراب شدنی؛ فناپذیر؛ قابل انهدام؛ ویران شدنی Destructible نابودی؛ خرابی؛ ویرانی؛ انهدام؛ تباهی Destruction ویران‌کننده؛ خراب سازنده؛ مخرب؛ تباه سازنده؛ زیان آور؛ برهم‌زننده Destructive رقابت ویرانگر؛ رقابت تباهی آور؛ رقابت مخرب Destructive Competition سوا کردن؛ جدا کردن Detach جزییات؛ مشروح؛ جزییات حساب؛ اقلام ریز؛ ریز حساب Detail حساب تفصیلی Detail Account بررسی حساب Detailed Account حسابرسی تفصیلی Detailed Audit صورت مفصل؛ شرح کامل Detailed Statement قابل تعیین؛ معلوم کردنی؛ انقضاپذیر؛ فسخ شدنی Determinable دترمینان؛ عامل تعیین کننده Determinant تعیین تعادل پایانی؛ مشخص کردن تعادل نهایی Determinate Final Equilibrium تصمیم‌گیری؛ اتخاذ تصمیم Determination جبریت؛ جبرگرایی؛ موجیت Determinism بازدارنده؛ مانع Deterrent تغییر روند Detrending ضرر؛ زیان؛ خسارت Detriment بانک دویچه؛ دویچه بانک Deutsche Bank (Ger) بوندسبانک آلمان Deutsche Bundesbank مارک Deutsche Mark تضعیف پولی Devaluation کشور روبه توسعه Developing Country توسعه Development بانک توسعه Development Bank بودجهٔ توسعه؛ بودجهٔ عمران Development Budget هزینه‌های اولیهٔ بهره‌براری معادن؛ مخارج توسعه؛ هزینه‌های مقدماتی استفاده از چاه نفت؛ هزینه‌های توسعهٔ فروش Development Expenses برنامه‌ریزی توسعه Development Planning استراتژی توسعه Development Strategy انحراف Deviation انواع انحراف Deviation, Types of شرط تغییر مسیر؛ شرط انحراف از مسیر Deviation Clause یک واحد از ماشین محاسبهٔ الکترونیکی Device ارث واگذاری با وصیت؛ به ارث گذاشتن؛ وصیت کردن؛ وصیت نامهٔ ارث بر؛ قبض یا حوالهٔ واگذاری مبنی بر وصیت Devise فرانک، واحد پول جیبوتی، نشانهٔ D.Franc است. DF درهم، واحد پول امارات عربی متحد، نشانهٔ Dirham است. Dh بسط قطری؛ گسترش قطری Diagonal Expansion ادغام قطری Diagonal Integration ماتریس قطری Diagonal Matrix تبدیل به یک ماتریس قطری Diagonalization نمودار Diagram نمایش ترسیمی؛ نمایش نموداری Diagrammatic Representation ماده‌گرائی جدلی؛ مکتب مادی؛ مکتب دیالکتیکی Dialectical Materialism دفتر یادداشت روزانه Diary تقسیم دو ارزشی؛ طبقه‌بندی دو ارزشی Dichotomy قول من نسد است Dictum Meum Pactum تفاوت Difference حساب تفاوت Difference Account معادلهٔ تفاضلی Difference Equation جریان تفاوت Difference Flow روش تفاوت شماره‌ها Difference Method تفاوت جزیی Differential مزیت بارز Differential Advantage حساب فاضله Differential Calculus ضریب فاضله‌ای Differential Coefficient هزینهٔ نهائی؛ ارزش نهائی؛ هزینهٔ تفاوت Differential Cost هزینه‌یابی تفاضلی Differential Costing حقوق گمرکی تبعیضی؛ مالیات تبعیضی Differential Duties معادلهٔ فاضله‌ای Differential Equation برآورد تفاضلی Differential Estimate رشد متفاوت Differential Growth تورم متفاوت Differential Inflation قمیت‌گذاری متفاوت؛ قیمت‌گذاری تبعیضی Differential Pricing نرخ فاصله؛ نرخ تفاوت Differential Rate محصولات نامشابه؛ محصولات متفاوت Differentiated Products فاصله‌گیری Differentiation شاخص انتشار Diffusion index نظریهٔ انتشار مالیات بندی Diffusion Theory of Taxation رایانهٔ رقمی Digital Computer عدد؛ رقم؛ حساب سرانگشتی Digits معما؛ وضعیت دشوار Dilemna دور دایلون Dillon Round اشتغال کارگر ناشی Dilution سکهٔ ده سنتی در ایالات متحد و کانادا؛ یکدهم دلار Dime اندازه؛ بعد؛ حجم؛ وسعت Dimension روش ماندهٔ نزولی؛ روش استهالک نزولی Diminishing Balance Method محصول نهائی نزولی Diminishing Marginal Product نزولی بودن محصول مادی Diminishing Marginal Physical-product قانون بهره‌وری نهایی نزولی؛ قانون فرآوری نهایی نزولی Diminishing Marginal Productivity, Law of فایدهٔ نهائی نزولی؛ مطلوبیت نهائی نزولی؛ نزولی بودن مطلوبیت نهائی Diminishing Marginal Utility فرآوری نزولی؛ قدرت تولید نزولی؛ بهره‌وری نزولی Diminishing Productivity بازده‌های نزولی Diminishing Returns قانون بازده‌های نزولی Diminishing Returns, Law of فایدهٔ نزولی؛ مطلوبیت نزولی Diminishing Utility قانون مطلوبیت نهائی؛ قانون فایدهٔ نهائی Diminishing Utility, Law of دینار، واحد پول یوگسلاوی (سابق)، Din دینار، واحد پولی عدن که برابر است با ۱۰۰۰ فلس عدنی Dinar (Aden) شیء فی حد ذاله؛ چیز درخور Ding an Sich سفته‌بازی مستقیم ارزی؛ معامله به سود ارزی؛ سوداگری مستقیم ارزی Direct Arbitrage هزینهٔ مستقیم؛ هزینهٔ تولیدی Direct Charge هزینهٔ مستقیم؛ هزینهٔ مایهٔ متغیر Direct Cost هزینه‌یابی؛ تخصیص هزینه به تولید یا خدمات مربوطه Direct Costing هزینه‌های مستقیم Direct Costs زیان مستقیم؛ خسارت مستقیم Direct Damage بدهی مستقیم Direct Debit بدهکارگردانی مستقیم Direct Debiting هزینهٔ مستقیم قسمت؛ هزینهٔ مستقیم یک بخش اداری Direct Department Cost هزینه‌های مستقیم مخارج مستقیم Direct Expenses تأمین مالی مستقیم Direct Financing کار مستقیم؛ نیروی کار مولد Direct Labour هزینهٔ کار مستقیم Direct Labour Cost اعتبارنامهٔ مستقیم؛ اعتبارنامهٔ معین Direct Letter of Credit دین مستقیم Direct Liability فروش کالا با پست Direct Mail مواد مستقیم Direct Material هزینهٔ موادمصرفی؛ هزینهٔ موادمستقیم Direct Material Cost هزینهٔ عمومی؛ هزینه‌های بالاسری؛ هزینه‌های ثابت Direct Overheads خرج مستقیم سرمایه؛ به کاراندازی مستقیم سرمایه؛ جاگذاری مستقیم سرمایه Direct Placement تولید مستقیم؛ تولید بی‌واسطه Direct Production رهن مستقیما” کاهش‌پذیر Direct-reduction Mortgage بستگی مستقیم؛ ارتباط مستقیم Direct Relationship فروش مستقیم؛ فروش بی‌واسطه Direct Selling حمل یکسره Direct Shipment اعتصاب مستقیم Direct Strike مالیات مستقیم؛ مالیات بر درآمد شخص؛ مالیات بر ارث؛ مالیات سرانه Direct Tax مالیات‌بندی مستقیم Direct Taxation گواهی مستقیم Direct Verification حذف مستقیم؛ طریق مستقیم حذفی Direct Write-off اقتصاد ارشادی Directed Economy مدیریت Direction مدیریت فعالیت‌ها Direction of Effort مستقیما” مرتبط؛ در ارتباط مستقیم Directly Related مدیر؛ عضو هیئت مدیره Director مدیر Director گزارش مدیران Directors Report کتابچهٔ راهنما؛ دفتر راهنما Directory راهنمای صادرات Directory of Exports درهم؛ درم Dirham بارنامهٔ کالای معیوب Dirty Bill of Lading ارز شناور ناسره؛ ارز شناور آلوده Dirty Float شناوری ناسره (اداره شده) «ارز»؛ شناوری (تحت مدیریت ناسرهٔ ارز) Dirty (Managed) Floating پول نامشروع Dirty Money عدم صلاحیت؛ ناتوانی؛ عجز Disability مزایای از کار افتادگی؛ مزایای معلولیت Disability Benefits جبران از کارافتادگی؛ جبران معلولیت Disability Compensation بیمهٔ اسقاط حق بیمه بر اثر ناتوانی و عجز Disability Premium Waiver Insurance از کارافتادگی Disablement مزایای مقرری از کارافتادگی Disablement Benefits وضع نامساعد؛ زیان Disadvantage کارگران بی‌مزیت؛ کارگر زیان‌ده Disadvantaged Workers بی‌صرفه؛ نامساعد؛ زیان آور؛ بی‌فایده؛ مانع Disadvantageous مجزاسازی Disaggregate تفاوت صرف پول؛ تفاوت سره Disagio کاهش ارزش؛ عدم توافق؛ اختلاف نظر؛ ناهماهنگی Disagreement ناچیز شمردن؛ قدر نداشتن Disappreciation عدم تصویب؛ نارضایی Disapproval درهم برهم؛ بی‌تربیتی Disarrangement حادثهٔ بد؛ مصیبت؛ بلا؛ بدبختی Disaster برنامهٔ کمک به آسیب‌دیدگان Disaster Relief Programme منحل کردن Dishand پرداخت؛ پرداخت نقدی؛ خرج Disbursement پایور پرداخت Disbursement Officer بازپرداخت؛ اخراج Discharge برات پرداختی؛ برات مشمول اسقاط حق Discharged Bill اخراجیها Discharges اسکلهٔ باراندازی؛ اسکلهٔ تخلیه بار Discharging Berth اسکلهٔ تخلیه Discharging Wharf ترک کنندهٔ دعوا؛ منکر شونده؛ منکر؛ شرط تبری Disclaimer نامهٔ تبری Disclaimer Letter آشکار کردن؛ فاش کردن؛ افشا کردن Disclose نظریهٔ افشا؛ نظریهٔ جامع و گویا بودن صورتهای مالی؛ مطلب افشا شده؛ افشاء حقایق Disclosure افشاء بانک Disclosure, Bank کالای ناسودمند Discommodity دست‌کشی؛ عدم ادامه؛ ناپیوستگی م. Discontinuance Discontinuation تابع ناپیوسته Discontinuous Function ناپیوستگی Discontinuity تنزیل؛ تخفیف Discount تنزیل کردن؛ تخفیف دادن؛ کسر کردن؛ صرف کردن Discount انواع تنزیل Discount, Types of سند قرضهٔ تخفیفی Discount Bond دلال برات؛ تنزیل کار Discount Broker جدول بندی نقدی و بازدهی Discount Cash Flow منحنی تنزیل Discount Curve تخفیف خرید کالا و خدمات؛ تخفیف اکتسابی؛ درآمد ازمحل تخفیفات؛ تخفیف دریافتی EarnedDiscount عامل تنزیل Discount Factor مؤسسه تنزیل Discount House وام تنزیل شده Discount Loan تخفیف نقدی و از دست رفته خرید؛ استفاده نکردن از تخفیف خرید نقدی؛ تخفیف از دست رفته Discount Lost بازار تنزیل اوراق بهادار Discount Market تخفیف پرداختی Discount Paid سیاست تنزیل Discount Policy اندازهٔ تنزیل؛ میزان تنزیل Discount Rate, Discounts سیاست اندازهٔ تنزیل Discount-rate Policy ورقهٔ تخفیف؛ برگهٔ تخفیف Discount Sheet فروشگاه ارزان؛ فروشگاه تخفیف‌دار Discount Store روزنهٔ تنزیل Discount Window قابل تخفیف؛ تخفیف‌بردار Discountable تنزیل عواید آتی؛ تنزیل عواید حاصله Discounted Cash Flow تحلیل تنزیل جریان نقدی Discounted Cash Flow Analysis روش تنزیل جریان نقدی؛ روش سنجش نافعیت چندین طرح Discounted Cash Flow Method حاصل تنزیل جریان نقدی؛ بازده تنزیل جریان نقدی Discounted Cash Flow Yield ارزش تنزیل شده Discounted Value تنزیل به ارزش حال Discounting تنزیل برات Discounting a Bill اثر تنزیل Discounting Effect تنزیل تأثیر اخبار Discounting the News متغیرهای ناپیوسته Discountinuous Variables فرضیهٔ کارگر دلسرد Discouraged Worker Hypothesis دورهٔ کشف Discovery Period بی‌اعتباری Discredit اختلاف حساب؛ اشتباه حساب Discrepancy of Account متغیر ناپیوسته Discrete Variable صلاحدید؛ رأی؛ تشخیص Discretion قوهٔ خرید اختیاری Discretionary Buying Power عوارض اختیاری Discretionary Duty سیاست مالی مصلحتی؛ سیاست مالی اختیاری Discretionary Fiscal Policy وجوه احتیاطی، وجوه اختیاری؛ وجوه در اختیار Discretionary Funds درآمد در اختیار؛ درآمد اختیاری Discretionary Income حدود اختیاری Discretionary Limits مشکلات سیاست اختیاری؛ دشواریهای سیاست مصلحتی Discretionary Policy Problems قیمت‌گذاری اختیاری Discretionary Pricing منافع اختیاری؛ منافع در اختیار Discretionary Profits تثبیت اختیاری؛ تثبیت مصلحتی Discretionary Stabilization مالیات اختیاری Discretionary Tax مالیات‌بندی اختیاری Discretionary Taxation امین اختیاری Discretionary Trust مبین Discriminant حقوق تبعیضی گمرک Discriminating Duty انحصار تبعیضی Discriminating Monopoly تبعیض Discrimination تبعیض نسبت به اقلیت Discrimination against Minorities اخراج تبعیض آمیز اعضاء اتحادیه‌ها Discriminatory Discharge عوارض تبعیضی؛ عوارض ترجیحی؛ عوارض اختیاری Discriminatory Duty قیمت گذاری تبعیضی؛ قیمت گذاری اختیاری Discriminatory Pricing مالیات تبعیضی؛ مالیات اختیاری Discriminatory Tax مالیات بندی تبعیضی؛ مالیات بندی اختیاری Discriminatory Taxation انواع تبذیرها، جریانهای خلاف صرفه‌جویی‌ها Diseconomies, Types of تبذیر؛ ضرر؛ زیاده خرجی؛ فقدان صرفه‌جویی Diseconomy تبذیر رشد؛ جریان خلاف صرفه‌جویی رشد Discriminatory of Growth زیان مقیاس؛ تبذیر مقیاس Discriminatory of Scale ترقی فنی بی‌بهره Disembodied Technical Progress سلب مزیت تجاری Disenfranchise بیکار Disengaged عدم تعادل؛ عدم توازن؛ ناترازی Disequilibrium فراگردهای نامتعادل سازنده Disequilibrating Processes بیکاری پنهان Disguised Unemployment محرومیت از ارث Disherison از اندوخته کاستن؛ کاهش اندوخته؛ کاهشذخیره؛ از احتکار درآوردن Dishoarding خودداری از پرداخت؛ بدحسابی؛ نکول؛ کج حسابی Dishonour نکول کردن یک برات؛ عدم قبولی Dishonour Draft برات نکول شده Dishonoured Note بازدارنده Disincentive محروم از امتیازات صنفی و اتحادیه‌ای Disincorporated تورم زدایی Disinflation تجزیه؛ متلاشی شدن Disintegration حذف سازمانهای واسطه Disintermediation سرمایه برداری؛ تخریب سرمایه؛ سرمایه‌گذاری منفی Disinvestment صفحهٔ مغناطیسی؛ دیسک مغناطیسی Disk صفحهٔ نگهداری داده‌ها Disk Storage علوم شوم؛ علم منحوس Dismal Science اخراج از عضویت؛ انفصال از عضویت Dismemberment مزد اخراج؛ مزد انفصال از خدمت Dismissal Pay مزد خاتمه خدمت؛ مزد انفصال؛ مزد اخراج Dismissal Wage عدم اطاعت؛ سرپیچی؛ نافرمانی Disobedience بی‌نظمی؛ بی‌ترتیبی؛ هرج و مرج Disorder بازار آشفته Disorderly Market تغییرات نامنظم Disorderly Movements تشکیلات نامنظم؛ تشکیلات بد؛ بی‌سازمانی Disorganization فرستادن؛ اعزام کردن؛ روانه نمودن Dispatch صرفه‌جویی درهزینهٔ ارسال کالا که ناشی از سرعت عمل تخلیه در مقصد و جز این باشد Dispatch Earning جایزهٔ سرعت Dispatch Money ارسال کالا Dispatching پراکندگی Dispersion پراکندگی بیکاری Dispersion of Unemployment اثر جابهٔ‌جاسازی؛ اثر جایگیری؛ اثر پس‌زنی Displacement Effect به معرض تماشاگذاردن؛ نمایش دادن؛ قفسهٔ تزیینی Displays مصرف شدنی؛ یکبار مصرف Disposable درآمد قابل تصرف کار و کسب Disposable Business Income درآمد قابل استفاده؛ درآمد قابل تصرف؛ عایدی در اختیار شخص؛ درآمد خرج کردن Disposable Income درآمد قابل تصرف شخص Disposable Personal Income درآمد قابل تصرف بخش خصوصی Disposable Private Income استفاده درآمد؛ دسترسی به درآمد؛ اختیار بر درآمد Disposal of Income تولید منفی؛ ضد تولید Disproduction عدم صلاحیت؛ سلب صلاحیت Disqualification عدم رضایت؛ ناخشنودی؛ نارضائی Dissatisfaction از مایه خوردن؛ تبذیر کردن Dissave پس‌انداز منفی؛ خرج از پس‌انداز؛ از مایه خوری؛ مایه خوردی Dissaving طلبکاران مخالف تعدیل Dissenting Creditors تجزیه؛ فسخ؛ انحلال Dissolution انحلال شرکت Dissolution of Company فسخ مشارکت Dissolution of Partnership منحل کردن Dissolve هزینه‌های مسافت؛ هزینه‌های دوری Distance Costs کرایهٔ بار متناسب با مسافت Distance Freight وضع دور Distance Position تمیز دادن؛ تفکیک کردن Distinguish گمراه کننده؛ تحریف شده Distorted عدم تعادل؛ گسستگی؛ اختلال Distortion ضبط اموال؛ گرو نگاه داشتن (بعدا” حراج کردن)؛ تأمین مدعی به کردن Distrain قابل ضبط بودن مال؛ قابل تبدیل بودن مدعی به Distrainable بدهکار مال در توقیف Distrainee صادره در قبال مالیات Distraint for Taxes وام‌گیری ناگزیر؛ استقراض از سر ناچاری؛ استقراض اضطراری Distress Borrowing فروش اضطراری Distress Selling نواحی مصیبت‌زده Distressed Areas توزیع کردن؛ تسهیم Distribute درنگهای توزیعی؛ توزیع با فاصلهٔ زمانی Distributed Lags منافع توزیع شده Distributed Profits هزینه‌های توزیع Distributing Costs توزیع؛ بخش؛ تقسیم Distribution نظریهٔ نهایی توزیع Distribution, Marginal Theory of زنجیرهٔ توزیع Distribution Chain تسون توزیع Distribution Column هزینهٔ توزیع؛ هزینهٔ پخش Distribution Cost

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان تجارت4


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/٢ | ۸:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.