دانه‌های خرد شده ، خرده‌دانه Broken kernels. خرده برنج Broken rice. بروملین Bromelin. روغن‌نباتی برومینات‌دار شده Brominated vegetable oil. BVO. نان سبوس‌دار Brown bread. قهوه‌ای شدن ، قهوه‌ای کردن Browning. واکنش قهوه‌ای شدن Browning reaction. شکر قهوه‌ای Brown sugar. بروسلوز ، تب مالت ، بیماری بَنگ Brucellosis. Bang's diseaseزخم ، محل زخم یا خراشیدگی Bruising. حفرهٔ دهانی Buccal cavity. غدد بزاقی دهانی Buccal glands. گندم گاوی ، گندم سیاه Buckwheat. Fagopyrum esculentum. تامپون ، بافر Buffer. حالت بافر ، حالت تامپونی Buffering state. محلول بافر Burrer solution. See pH. ساس ، سوسک ، سِن Bug. پیاز Bulb. گیاهان پیازدار Bulb crops. پیازی ، پیازدار Bulbous. بلغور Balgur. وزن مخصوص ظاهری Bulk density. تخمیر توده‌ای Bulk fermentation. شیر مخلوط Bulk milk. حجیم ، پُرحجم Bulk starter. گوسالهٔ نَر Bull calf. اَزُت اوره‌ای خون B.U.N.-blood urea nitrogen شناوری Buoyancy. بورت Burette. آهک زنده ، اکسید کلسیم Burnt lime. آسیاب سنگی Burr mill. بوشل Bushel. قصابی ، مغازهٔ قصابی Butchery. کَره Butterکَرهٔ تصفیه شده ، کَره صاف شده ، کَرهٔ پالوده Butter. Clarified. چربی شیر Butterfat. کَرهٔ مصنوعی Butterine. شیر پس‌چرخ تُرش ، شیر پس‌چرخ کِشت یافته Buttermilk. Churnmilk; churned buttermilk. پودر شیر پس‌چرخ تُرش ، شیر پس‌چرخ تُرش شدهٔ خشک Buttermilk. dried. پودر شیر پس‌چرخ Buttermilk powder. See semisolid buttermilk. روغن کَره (روغن زرد) ، چربی بی‌آب شیر ، روغن حیوانی Butter oil. بوچولیسم Butulism. بوتیل هیدروکسی آنیسول ، هیدروکسی آنیسول بوتیل‌دار Butylated hydroxyanisole- BHA. C۱۱H۱۶O۲. هیدروکسی تولوئن بوتیل‌دار (بوتیل‌دار شده) ، بوتیل هیدروکسی تولوئن Butylated hydroxyanisole. C۱۵H۲۴O. (BHT). بوتیل بوتیریل لاکتات Butyl butyryl lactate. C۱۱H۲۰O۴. ۱ ، ۳ بوتیلن گلیکول ۱,۳ Butylene glycol, C۴H۱۰O۲ هپتانوات بوتیل Butyl heptanoate. Butylhydroquinone. See tertiary. بوتیل هیدروکینون Butylhydroquinone. بوتیل پارابن Butylparaben. See parabens. اسید بوتیریک Butyric acid. CH۳CH۲CH۲COOH. بوتیرین Butyrin. بوتیریناز Butyrinase. چربی‌سنج Butyrometer. ارزش بیولوخوراک‌های فرعی By product feeds. فرآورده‌های جانبی (جنبی) By products. کَربُن C. carbon. کلسیم Ca-calcium. کاتُد ، کاتُدی Ca- cathod; catodial. کَلَم Cabbage. خانوادهٔ کَلَم ، چلیپائیان ، خانوادهٔ شب‌بو ، خانوادهٔ خَردَل ، خانوادهٔ گُل‌ دیواری Cabbage- family Wallflower family;Cruciferae. کَلَم تازه Cabbage-fresh. سبز کلمی Cabbage green. کَلَم‌پیچ Cabbage head. ضایعات برگ کَلَم Cabbage waste leaves. کاکائو Cacao- Theobroma cacao. کرهٔ کاکائو ، چربی کاکائو Cacao butter- cacaotier; cacaoyer. Cacaotier. See cacao butter. کاسیوکاوالو Caciocavallo. کادمیم Cadmium- Cd. رودهٔ کور ، سکوم Caecum. cecum. سزیم Caesium. Cs. فلوئور کلسیم CaF۲- calcium fluoride. کافئین Caffeine. C۸H۱۰O۲N۴.H۲O. کیک ، قالب ، قرص نان ، کلوچه ، نواله Cake. نواله Cake. نواله ، نواله شده ، تکه‌ای Caked. آرد کیک Cake flour. کلوخه‌ای شدن ، تکه‌ای شدن Cakingکالری ، کالری کوچک ، یک هزارم کیلو کالری Cal. calorie; small calorie. See Cal. کالری بزرگ ، کیلوکالری ، ۱۰۰۰کالری کوچک Cal. See large calorie; calorie; kilocalorie; Kcal. اکسید کلسیم Calcium oxide. CaO. پالمیتات کلسیم Calcium palmitate. پنتوتنات کلسیم Calcium pantothenate. C۱۸H۳۲CaN۲O۱۰. پکتینات کلسیم Calcium pectinate. پراکسید کلسیم Calcium peroxide. CaO۲. فسفات کلسیم ، فسفات تری‌کلسیم Calcium phosphate- See (mono; di; and tri calcium phosphate. فسفات کلسیم دی‌بازیک ، دی‌کلسیم فسفات دی‌هیدرات Calcium phosphate dibasic. فسفات کلسیم منوبازیک ، منوکلسیم فسفات ، کلسیم بی‌فسفات ، اسید کلسیم فسفات Calcium phosphate monobasicm نسبت کلسیم به فُسفر Calcium phosphorus ratio. Ca:P. فیتات کلسیم Calcium phytate. پروپیونات کلسیم Calcium propionate. C۶H۱۰CaI۴. پیروفسفات کلسیم Calcium pyrophosphate. Ca۲P۲O۷. ساکارین کلسیم Calcium saccharin. سیلیکات کلسیم Calcium silicate. سوربات کلسیم Calcium sorbate. استئارات کلسیم Calcium stearate. استئارویل لاکتیلات کلسیم Calcium stearoyl lactylate. گچ ، سولفات کلسیم Calcium sulfate. CaSO۴. gypsum. Calcium sulphate. سنگ مثانه‌ای ، سنگ مجاری ادراری Calculary. حساب کردن ، محاسبه کردن ، شماره کردن ، شمردن ، برآورد کردن ، استخراج کردن ، معنی کردن ، طرح کردن ، تنظیم یا تدوین کردن ، پیش‌بینی کردن ، ترتیب دادن ، درست کردن Calculate. ۱. محاسبه ، حساب ، برآورد ، پیش‌بینی ۲. توجه ، دقت ، احتیاط ، تفکر Calculation. سنگ Calculiگوساله Calf. جایگزین شیر گوساله Calf milk replacer. قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن ، تحت قاعدهٔ معینی درآوردن ، تنظیم کردن ، میزان کردن ، مدرّج کردن ، تطابق دادن Calibrate. مدرّج ، درجه‌بندی شده ، تطابق یافته ، تنظیم شده Calibrated. زینه‌بندی ، مدرّج کردن ، تعیین قطر کردن Calibrating. قطرسنج ، تنظیم‌کننده Calibrator. دهانه ، دهنه ، قطر داخلی یک لوله یا مجرا Calibre. واحد گرمایی ، واحد حرارتی ، واحد انرژی‌زائی Caloric unit. thermal unit. ارزش گرمائی ، ارزش حرارتی ، ارزش گرمازائی یا تولید حرارت یک ماده ، ارزش انرژی‌زائی یک ماده Caoric value. کالری ، کالری کوچک ، گِرَم کالری ، یک هزارم کالری بزرگ ، کالری بین‌المللی ، کالری ۱۵ درجه ، کالری حرارتی - شیمیائی Calorie, calory- cal; gramcalorie; g cal; international table calorie (IT); thermochemical calorie; fifteen degrees calorie کالری بزرگ ، کیلو کالری ، هزا کالری کوچک Calorie- C; Cal; Kcal; kilocalorie; See calorie; c; cal. تعادل حرارت‌زائی Calorific balance. ارزش گرمادهی ، ارزش گرمازائی ، ارزش انرژی‌زائی Calorific value. حرارت‌زا ، انرژی‌زا Calorigenic. گرماسنج ، کالری سنج Calorimeter. بُمب گرماسنج ، بُمب کالری‌سنج Calorimetric bomb. گرماسنجی ، کالری‌سنجی Calorimetry. کالری کوچک Calory. See calorie. کالری بزرگ Calory. See Calorie. کافور Camphor. C۱۰H۱۶O. قوطی کردن ، داخل قوطی قراردادن ، کنسرو یا کمپوت ساختن ، کنسروکردن Can. کانال ، نهر ، مجرا ، لوله Canal. لولهٔ گوارش ، مجرای گوارش ، دستگاه گوارش Canal. alimentary. کانالبومین Canalbumin. سرطان‌زا Cancerogenشیرینی ، قند ، آب‌نبات Candy. تفالهٔ نیشکر باگاس Cane bagasse. bagasses. َمَلاس نیشکر Cane molasses, blackstrap. قند نیشکر ، ساکارز ، سوکرز Cane sugar. قوطی شده ، کنسرو یا کمپوت شده Canned. کمپوت میوه Canned fruit. مواد قوطی شده Canned goods. کنسرو گوشت Canned meat. کنسرو (کمپوت) میوه‌های گرمسیری Canned tropical fruits. کنسرو سبزی Conned vegetable. کنسروسازی ، کارخانۀ کنسرو یا کمپوت‌سازی Connery. ضایعات کنسروسازی یا کمپوت سازی Connery residue. کمپوت سازی ، کنسرو سازی Canning. سیلوی ضایعات کنسروسازی Canning factory silage. صنعت کنسروسازی Canning industry. روغن کانولا Canola oil. در قوطی بازکُن Can opener. قوطی‌ها ، بیدون‌ها Cans. کنتاگزانتین Canthaxanthin. C۴۰H۵۲O۲. قوطی‌شوی ، بیدون شوی Can washer. اکسید کلسیم CaO. calcium oxide سیاست مشترک کشاورزی C.A.P. common agricultural policy. قدرت ، توانائی ، استعداد ، قابلیت ، شایستگی ، کفایت ، صلاحیت Capability. ظرفیت ، گنجایش Capacity. هزینهٔ تولید در حداکثر ظرفیت Capcity costنیروی موینیه‌ای ، خاصیت موینیه‌ای ، خاصیت مویینگی ، قوهٔ شعریه Capillarity. نیروی مویینه‌ای ، نیروی مویینگی ، خاصیت مویینه‌ای Capillary force. لزجت‌سنج مویینه‌ای Capillary tube viscometer. مو مانند ، موئی ، به شکل مو ، موئین Capilliform. سرمایه ، بزرگ Capital. دارائی سرمایه‌ای Capital asset. بودجهٔ سرمایه‌ای Capital budget. هزینه‌های سرمایه‌ای Capital charges. محدودیت سرمایه Capital constraint. هزینهٔ سرمایه Capital cost. استهلاک سرمایه Capital depreciation. سرمایهٔ مورد استفاده ، سرمایهٔ در جریان Capital. employed. تجهیزات سرمایه‌ای ، وسایل یا ابزار سرمایه‌ای Capital equipments. هزینه‌های سرمایه‌ای Capital outlay. Capital cost; outlay. بازیافت سرمایه Capital recovery. ضریب برگشت سرمایه Capital recovery factor. سرمایهٔ اولیه Capital sum. ارزش سرمایه‌ای ، ارزش سرمایه Capital value. طعم اکسیدشدگی Cappy flavor. See oxidized flavor. اسید کاپریک ، اسید کاپرینیک ، اسید دیکانوئیک Capric acid. C۹H۱۹CO۲H. Caprinic acid; decanoic acid. پرورش بُز ، بُزداری ، بُزپروری Capriculture. Goat husbandry or goat science. بُزی ، مربوط به بُز ، مشتق از بُز Caprine. Caprinic acid. اسید کاپروئیک ، اسید هگزانوئیک Caproic acid. C۵H۱۱CO۲H- hexanoic acid. اسید کاپریلیک ، اسید اکتانوئیک Caprylic acid. Octanoic acid; Ch۳ (CH۲)۶COOHکپسول ، پوشه ، پوشینه Capsule. کارامل ، قند سوخته Caramel. قهوه‌ای (سوخته) شدن Caramelization. شیر قهوه‌ای شده Caramelized milk. زیره سیاه Caraway seed. کاربامید Carbamid. urea. بیوره ، کربامیل اوره Carbamylurea. See biuret. ذغال حیوانی Carbo animalis. کربوهیدرازها Carbohydrases. کربوهیدرات ، هیدرات کربن ، هیدروکربور Carbohydrate. کربوهیدرات‌های غیرساختمانی Carbohydrates. Nonstructural. کربوهیدرات‌های ساختمانی Carbohydrates-structurals. مسمومیت با اسیدکاربولیک ، مسمومیت با فنل Carbolic acid poisoning. phenol poisoning. کربن Carbon. C کربن‌دار Carnonaceous. مواد خشبی پُرکربن Carbonaceous roughage. آب کربنات‌دار ، آب گازدار Carbonated water. کربنات کلسیم ، کربنات آهک Carbonate of lime. calcium carbonate. چرخهٔ کربن Carbon cycle. گازکربنیک ، دی‌اکسید کربن Carbon dioxide. CO۲. اسیدکربنیک Carbonic acid. H۲CO۳. کربنیک آنهیدراز Carbonic anhydrase. مانع آنزیم کربنیک آنهیدراز Carbonic anhydrase inhibitor. ذغالش Carbonisation, carbonization. منواکسید کربُن Carbon monoxide. COژیکی BV. biological value. مازاد صید By catch. کنارگذر Bypass. فرآوردهٔ فرعی ، محصول فرعی By productمسمومیت با منواکسید کربن Carbon monoxide poisoning. کلرور کربنیل ، فُسژن Carbonyl chloride. See phosgene. بنیان کربنیل Carbonyl group. See carbonyl. نسبت کربن به ازُت Carbon nitrogen ratio. C:N. کربوکسیلاز Carboxylase. کربوکسی متیل سلولز Carboxymethylcellulose. CMC. کربوکسی پپتیداز Carboxypeptidase. Carcas. Carcase; Carcase. Carcase cleaning. لاشه Carcass ترکیب شیمیائی لاشه Carcass chemical composition. تمیزسازی لاشه ، شستشوی لاشه Carcass cleaning. Carcasse. ارزیابی لاشه Carcass evaluation. درجهٔ لاشه Carcass grade. نمایهٔ لاشه ، شاخص لاشه Carcass index. قطعات گوشتی لاشه Carcass meat trimmings. کیفیت لاشه Carcass quality. ضایعات لاشه Carcass residue. قطعات لاشه Carcass trimmings. وزن لاشه Carcass weight. بازده لاشه Carcass yield. گوشتی ‌رنگ Carceus- flesh colored. سرطان‌زا Carcinogenسرطان‌زا ، مولّد سرطان Carcinogenic. سرطان‌زا Carcinogenous. هِل Cardamon. Elettaria cardamomum. دستگاه گردش خون ، دستگاه قلب و عروق Cardiovascular system. توجه ، مواظبت ، مراقبت Care. کارمین Carmine. کارنتین ، ویتامین ب ت Carnitine vitamin Bt. گوشت‌خواران Carnivora. گوشت‌خوار Carnivoral. گوشت‌خوار Carnivore. گوشت‌خوار Carnivorous- Cf- herbivorous; omnivorous. ماهی گوشت‌خوار Carnivorous fish. گوشت‌خواران Carnivors. موک کارنوآبا Carnuaba wax. کاروب Carob. صمغ کاروب Carob gum. کاروتن ، پیش مادهٔ ویتامین آ Carotene. C۴۰H۵۶. کاروتن خونی Carotenemia. کاروتنوئید Carotenoid. See carotene. رنگ‌دانه‌های کاروتنوئیدی Carotenoid pigments. See carotenoid. بریدن سرخرگ سبات Carotic artery cutting. ماهی کپور Carp. ماهی کول زرد Carp crucian- carassius carassius. کارگینان Carrageenan. حامل ، ناقل ، حجیم کننده ، رقیق کننده Carrierناقل بیماری Carrier of diseae. مواد حجیم کننده Carriers. جسد ، مردار ، لاشه Carrion. هویج Carrot- Daucus carota; D. SPP; D. sativus, family Umbelliferae. ساقه و برگ هویج Carrot aerial parts. هزینهٔ حمل و نقل Carrying charge. روش کارتر - سیمون Carter simon method. غضروف Cartilage. بافت غضروفی Cartilage tissue. ماهیان غضروفی Cartilaginous fish. Carubin- کازآز Casease. کازئین ، کازئینوژن ، کازئین رنینی Casein. Caseinogen; rennet casein. کازئینات‌ها Caseinates. کازئین خشک ، کازئین خشک کرده Casein. dehydrated. کازئینوژن Caseinogen. پنیرمانند ، شبیه پنیر Caseous. cheeselike. دارائی‌های نقدی Cash assets. سرمایهٔ نقد Cash capital. ماهی آزاد دریای خزر Caspian salmon. فُک دریای خزر Caspian seal. Phoca caspica. ماهی سوف ، شاخ ماهی Caspiolosa sp- Caspian shad. کاساوا ، مانیوک Cassava. Manihot esculenta. برگ‌های کاساوا یا مانیوک Cassava leaves. شاه بلوطی Castaneous. chestnut coloredکَرچَک Castor. دانهٔ کَرچَک Castor bean. گیاه کرچک Castor oil plant. عامل بیماری Casual agent. تجزیه کردنی ، مخرّب ، تخریبی Catabolic destructive. فرآیند کتابولیکی Atabolic process. کاتابولیسم ، متابولیسم تخریبی ، سوخت Catabolism. Cf. anabolism. کاتابولیت‌ها Catabolites. کاتالاز Catalase. مادهٔ تسریع‌کننده واکنش ، کاتالیزور Catalyst. کاتالیتیک Catalytic. کاتالیز Catalyze. گرفتن پرنده‌ها (طیور) Catching birds. طبقه‌بندی کردن ، دسته‌بندی کردن Ategorize. خدمات غذائی ، آْذوقه رسانی Catering. گربه‌ماهی Catfish. ملیّن ، مسهل ، لینت دهنده Cathartic. کاتیون Cation. تبادل کاتیونی Ation exchange. ظرفیت تبادل کاتیونی Cation exchange capacity. گاو ، گوساله Cattle. تغذیهٔ گاو Cattle feeding. مکمل غذائی گاوها Cattle supplement. مهره‌های پشتی Caudal vertebrae. چربی احشائی Caul fatگل کلم Cauliflower. Brassica oleracea var. عامل بیماری Causal agent of desease. علل ، دلایل ، اسباب Causes. محرّق ، سوزآور Caustic. تشکیل حفره ، تشکیل حباب Cavitation. حفره ، محفظه Cavity. fossaeY chamber. فلفل قرمز Cayenne pepper. رودهٔ کور ، سکوم Ceca. مربوط به رودهٔ کور یا سکوم. Cecal. رودهٔ کور Cacum. caecum. تخم کرفس Celery seed. یاخته ، سلول Cell. غشاء یاخته Cell membrance. سلوبیوز Cellobiose. یاخته‌مانند ، حجره‌مانند ، مانند یاخته ، حجروی ، یاخته‌ای Celloid. اجزاء یاخته‌ای Cell organells. گویچهٔ قرمز خون Cell. red blood. یاختۀ بدنی Cell. somatic. یاخته‌ای Cellular. سلولاز Cellulase. فعالیت تجزیه‌کنندگی سلولز Cellulolytic activity. سلولز Cellulose. (C۶H۱۰O۵)n. سلولز Cellulose. (C۶H۱۰O۵)n. مشتقات سلولز Cellulose derivative. صمغ (رزین) سلولزی Cellulosic resinدیوارۀ یاخته‌ای ، غشاء سلولزی Cell wall. cellulosic wall. گویچهٔ سفید Cell-white blood. درجهٔ سانتی‌گراد Celsius scale. مقیاس دمای سانتی‌گراد Celsius temperature scale. آمار تولیدات Census of production. مرکز دوران ، مرکز چرخش Center. rotation. سانتی‌گراد Centigrade. celsius. مقیاس درجهٔ سانتی‌گراد Centigrade scale. مقیاس صدبخشی دما ، مقیاس سانتی‌گراد دَما Centigrade scale of temperature. کارخانه‌های مرکزی صنایع غذائی Central food preparation facillity. سیستم حرارت مرکزی Central heating system. نظارت مرکزی ، کنترل مرکزی Centralized control. واقع در مرکز Centraly located. دستگاه عصبی مرکزی Cenral nervous system. برنامه‌ریزی مرکزی Central planning. گروه برنامه‌ریزی مرکزی Central planning team. وضعیت یا حالت مرکزی ، قرارگاه مرکزی Central position. تمایل به مرکز Central tendency. میانی ، مرکزی Centric. centrical. گریز از مرکز ، جانب مرکز Centrifugal. پُمپ (تلمبهٔ) سانتریفوژی Centrifugal pump. سانتریفیوژ شده Centrifuged. افشانک جانب مرکزی Centrifuged nozzle. به طرف سر Cephalad. سفالین Cephalinغلات ، حبوبات ، غلات پُفکی Cereal. فرآورده‌های فرعی غلات پُفکی Cereal by products. غلات دانه‌ریز Cereal grain. سریالین Cerealin. سربروزیدها Cerebrosides. مُخ Cerebrum. مومی شدن Cerification. گواهی ، گواهی‌نامه ، تصدیق‌نامه ، رضایت‌نامه Certificate. مدرک شایستگی Certificate of capacity. تصدیق شده ، گواهی شده ، مجاز Certified. زایدهٔ استخوانی مهرهٔ گردنی Cervical rib. مهرهٔ گردنی Cervical vertebra. ویتامین ث ، اسید آسکوربیک Cevitamic acid. vitamin C دستگاه آحاد سانتی‌متر - گرم - ثانیه CGS- centimeter. Gram. Second. ۱. غلاف ، پوسته ، پوست ، بند ساقه و تکه‌هایی که در هنگام خرمنکوبی از بذر جدا می‌شود. ۲. علوفه یا کاه ریز آسیاب‌شده برای خوراک دام. Chaff. پوسه و گرد و غبار Chaff and dust. غربال جداکنندهٔ پوشال Chaffer. حجیم ، مخلوط با کاه Chaffy. ذرت سبک Chaffy corn. صفت ، ویژگی Character. Trait. ذغال چوب Charcoal. غذاهای ارزان قیمت Cheaper foods. رسیدگی کردن ، بازرسی کردن ، بررسی کردن ، کنترل کردن Check. چک کردن Checking. پنیر Cheeseمحیط کشت پنیر Cheese culture. مایهٔ پنیر Cheeselip. rennet. مایت (کنۀ) پنیر Cheese mite. گرد (پودر) پنیر Cheese powder. پرس پنیر Cheese press. کارخانۀ پنیرسازی Cheesery. مخزن پنیرسازی Cheese vat. پنیری ، پنیر مانند Cheesy. چنگال Chelate. ترکیب چنگالی Chelating agent. شیمیایی Chemical. تجزیهٔ شیمیایی Chemical analysis. طعم شیمیائی Chemical flavor. کنترل شیمیائی پس‌خوراند منفی Chemical negative feedback control. ذخیره‌سازی شیمیائی Chemical preservation. مواد نگهدارندهٔ شیمیایی Chemical preservative. واکنش شیمیائی Chemical reaction. بقایای مواد شیمیائی Chemical residues. See drug residues. امتیاز شیمیائی Chemical score. سترون‌سازی شیمیائی Chemical sterilization. عمل‌آوری شیمیائی ، آغشته کردن به مواد شیمیائی Chemical treatment. شیمیدان ، دانشمند علم شیمی Chemist. شیمی Chemistry. شرویل Chervil. بلوط ، شاه‌بلوط Chestnut. Castanea spگوشت بُز Chevon. مادۀ آدامس Chewing gum base. روغن چیا Chia oil. جوجه Chick. ویروس کم‌خونی جوجه‌ها Chick anaemia virus. CAV. چربی طیور Chicken fat. پای طیور Chicken feet. سَرِ طیور Chicken head. فرآوری طیور Chickens processing. پرهای طیور Chick feathers. نخود ، نخودچی ، نخود ایرانی Chickpea. Cicer ariethinum. شیکل Chicle. سردسازی ، خنک سازی Chilling. شیلت Chilte. ماهی حلوای سفید Chinese silver pomfret- Pampus chinensis. شیکوئیبول Chiquibul. ماهی خاویاردار ، خاویارماهی Chirocentrus. bulldog fish. شیتین Chitin. C۳۰H۵۰O۱۹N۴. صفراآور Chloretic. مادهٔ صفراآور Chloretic agent. محتوای کلرور شیر Chloride content of milk. کلرور سدیم ، نمک معمولی ، نمک طعام Chloride of soda- NaCl; common salt; sodium chloride; chloride ofsodium. کُلُرسنج Chlorimeter. هیدروکربورهای کُلُردار ، کربورهیدرات‌های کُلُردار Chlorinated hydrocarbons. آب کُلُردار Chlorinated wateکُلُر Chlorine. دی‌اکسید کُلُر Chlorine dioxide. CLO۲. کلروپنتا فلورواتان Chloropentafluoroethane. سبزینه ، کلروفیل Chlorophyll. سبزینه‌دار ، کلروفیل‌دار Chlorophyll bearing. جلبک‌های سبز Chlorophyta. پلاست سبزینه‌دار ، کلروپلاست Chloroplast. زردی Chlorotic. شکلات Chocolate. Chocolate liquor. See cocoa liquor. شیرکاکائو Chocolate milk. خوب Choice. کولکسیفرول ، ویتامین D۳ Cholecalciferol. vitamin D۳. کلسترول Cholesterol. C۲۷H۴۵OH. اسیدکولیک Cholic acid. C۲۴H۴۰O۵. کولین Choline. C۵H۱۵NO۲. ماهیان غضروفی Chondroichthyes- Chondrichthyes. سولفات کوندروئیتین Chondroitin sulfate. ۱. شکستن ، خُردکردن ، ریزریز کردن ، قطعه‌قطعه کردن. ۲. خوراک حیوانی قطعه‌قطعه شده؛ مثل ، علوفۀ چاپرشده یا غلات آسیاب‌شده. ۳. قطعۀ کوچکی از گوشت معمولاً با مقداری دنده. ۴. خُردکردن علف خشک جهت سهولت ذخیرهٔ بدون بسته‌بندی. ۵. خُرد کردن غلات. Chop. خُردشده ، چاپر شده Chopped. خُردکُن ، خُردکننده ، چاپر کننده Chopper. ماهی سارم Chorinemus. فام ، رنگ Chroma. ۱. مربوط به رنگ ، رنگی ، رنگ‌پذیر. ۲. مربوط به کروماتین. Chromatic. کروماتوگرافی ، رنگ‌نگاری Chromatographyروش‌های رنگ‌نگاری Chromatography procedures. کروم ، کرومیم Chromium. Cr. ارگوت مزمن چاودار Chronic ergot of rye. مسمومیت مزمن Chronic intoxication. مسمومیت مزمن یا مولیبدن Chronic molybdenum poisoning. شفیره Chrysalid. شفیره ، شفیرهٔ نیمه آزاد Chrysalis. ماهیچهٔ سینه و شانه Chuck and blade. سرسینهٔ بدون استخوان با بُرش مربعی Chuck. Square cut boneless. کَره‌گیری Churn. شیر چرخ‌کرده Churned sour milk. کرَه‌گیری Churning. آب سیب ، شربت سیب Cider. See apple cider. سیب آب‌گیری Cider apple. Chiderkin. Water cider. سرکهٔ سیب Cider vinegar. مژه‌دار ، مژک‌دار Ciliatus. Ciliate; fringed. مژه مانند Ciliiform. مژه ، مژک Cilium. دارچین Cinnamon. آنترانیلات سنیامیل Cinnamyl anthranilate. مزارع مجتمع چرخه‌ای Circularly integrated farms. بُرش عرضی حلقوی ، مقطع مدور ، سطح مقطع یا بُرش دایره‌ای Circular transverse section. circular cross section. سرمایۀ در گردش Circulating capital. تبخیرکنندهٔ دورانی Circulation evaporatorدستگاه گردش خون Circulatory system. blood cirulatory. تشمع کبدی Cirrhosis. تشمع کبد Cirrhosis of liver. آب‌انبار ، دهلیز ، مخزن Cistern. سیترال Citral. C۱۰H۱۶O. اسید سیتریک Citric acid. C۶H۸O۷. چرخهٔ کربس ، چرخهٔ اسیدسیتریک ، چرخهٔ اسیدتری‌کربوکسیلیک Citric acid cycle. krebs cycle; tricarboxylic acid cycle. سیترین ، ویتامین P Citrin. پروپیونات سیترونلیل Citronellyl propionate. C۱۳H۲۴O۲. سیترولین Citrulline. ملاس مرکبات Citrus molasses. روغن مرکبات Citrus oil. گیاهان جنس مرکبات Cirtrus plants. تفالهٔ مرکبات Citrus pulp. See dried citrus pulp; citrus plants. تفالهٔ خشک مرکبات Citrus pulp. dried. تفالهٔ تازه مرکبات Citrus pulp. fresh. تفالهٔ ملاس‌دار مرکبات Citrus pulp with molasses. تفالهٔ ملاس‌دار خشک مرکبات Citrus pulp with molassas. dried. پالایش ، تصفیه Clarification. کرۀ تصفیه شده Clarified butter. شیر صاف شده ، شیر پالوه شده ، شیر پالایش شده Clarified milk. کثیف ، لکهٔ کثیف و چسبناک Clart. dag. دسته ، رده ، طبقه Class. مشخصات رده Class characteristics. رده‌بندی ، طبقه‌بندی Classificationرده‌بندی شده ، دسته‌بندی شده ، طبقه‌بندی شده ، جورشده ، محرمانه Classified. طبقه‌بندی کردن ، رده‌بندی کردن ، دسته‌بندی کردن Classify. ترقوه ، استخوان ترقوه Clavicle. گِل رُس Clay. تمیزکرده ، پاک‌شده ، بوجاری‌شده Cleaned. مواد تمیزکننده Cleanings. compound. فضولات بوجاری غلات Cleaning. آرد تیره Clear flour. زلال‌سازی ، زلال کردن Clearing. تمیزسازی درجا Clearing place. صاف کردن روغن‌ها Clearing of oils. میوه‌های اتیلین‌زا Climacteric. آب و هوائی ، اقلیمی Climatal. climatic. آب و هوا Climate. تشابه آب و هوائی Climate analogous. اقلیمی ، آب و هوائی Climatic. شرایط آب و هوایی Climatic conditions. چسبیدن Cling. مخزن بسته Closed reservoir. عفونت کلستریدیائی Clostridial infection. حوضچهٔ پارچه‌ای Cloth tank. خون منعقد شده Clotted blood. لخته شدن Clotting. زمان انعقاد ، مدت زمان انعقاد Clotting time. coagulation time. میخک Cloveشبدر Clover. طعم شبدر Clover taint. پنیر گُلاب Club cheese. کوآنزیم A CoA. coenzyme A. دلمه‌شدنی ، لخته شدنی Coagulable. عاقد ، دلمه‌کننده ، لخته کننده ، لخته‌ساز Coagulant. flocculant; flocking agent. آزمایش کوآگولاز Coagulase tes. لخته شده ، دلمه شده Coagulated. انعقاد Coagulation. انعقاد پروتئین‌ها Coagulation of proteins. زبر ، خشن ، زمخت Coarse. درشت الک شده Coarse bolted. دانه درشت Coarse grained. آرد درشت Coarse grained flour. درشت غربال‌شده Coarsely sifted. غربال سوراخ درشت Coarse meshes sieve. غَربال ، اََلَک یا سَرَند سوراخ درشت ، با غربال سوراخ درشت غربال کردن Coarse sieve. کُنجالهٔ درشت سویا Coarse soybean meal. میگوی ساحلی Coastal mud shimp. Solenocera crassicornis. آستر ، روکش ، پوشش ، پوشش مویی بدن حیوانات Coat. چوب بلال €Cob. See corn cob. کوبالامین ، ویتامین B۱۲. €Cobalamine. See vitamin B۱۲. کُبالت Cobalt. Co. چوب بلال €Cobs. چوب بلال پوسته‌دار €Cobs with grain. See earsکوکوس Coccus. کوشینل Cochineal. روغن نارگیل Cochin oil. coconut oil. ماهی سنگسر معمولی ، سنگسر پُرلکه Cock grunter. Pomadasys multimaculatum. کَرهٔ کاکائو Cocoa butter. پوستۀ دانۀ کاکائو Cocoa hulls. مایع شکلات ، مایع کاکائو Cocoa liquor. تفالهٔ کاکائو Cocoa meal. گَرد کاکائو Cocoa powder. پوستۀ کاکائو Cocoa shell. پوستهٔ آسیاب شدهٔ دانهٔ کاکائو Cocoa shell meal. نارگیل Coconut. نارگیل Coconut. Cocos nucifera. نوالهٔ نارگیل Coconut cake. See coconut oil cake. نارگیل خشک Coconut. dessicated. چربی نارگیل ، روغن نارگیل Coconut fat. coconut oil. کنجالهٔ نارگیل Coconut meal. copra meal. روغن نارگیل Coconut oil. Copra oil. نوالهٔ نارگیل Coconut oil cake. copra oil cake. جریان همسو Cocurrent flow. نیاز شیمیائی به اکسیژن COD. chemical oxygen demand. ماهی روغن €Cod Atlantic. Gadus morrhua. رمز ، نشانه ، علامت قراردادی €Code. روغن کبد ماهی روغن Cod liver oil. ضریب هضمی Coefficient of digestibility. digestion coefficienضریب لزجت ، ضریب ناروانی Coefficient of viscosity. See absolute. ضریب انبساط حجمی Coefficient of volumetric expansion. کوآنزیم Coenzyme. کوآنزیم آ Coenzyme A. CoA. کوآنزیم آر Coenzyme R. biotin. قهوه Coffee. Coffea arabica. دانهٔ قهوه ، بذر درخت قهوه Coffee bean. میوۀ قهوه Coffee cherry. پوستۀ دانۀ قهوه Coffee hulls. نیروی چسبندگی Cohesion. ضریب چسبندگی Cohesion coefficient. نیروی پیوستگی (چسبندگی) Cohesion force. cohesive force. نظریۀ چسبندگی Cohesion theory. مواد چسبنده Cohesive materials. جسم سرد ، منبع سرد Cold body. پنیر سرد بسته‌بندی شده Cold pack cheese. نقطه سرد Cold point. سترون سازی سرد Cold sterilization. نگهداری در انبار سرد ، ذخیره‌سازی در سردخانه Cold storage. انبار سرد ، اتاق ذخیره‌سازی سرد Cold storage room. سردخانۀ بالای صفر ، انبار سرد Cold store. تنش سرما Cold stress. مقاوم به سرما Cold tolerant. ماهیان سردابی Coldwater fishes. باکتری‌های کولی ، اشریشیاکولی Colibacteria. Esherichia coliکولیفرم Coliform. کولیفرم‌ها Coliiformes. سمّ اشریشیاکولی Coli toxin. کُلاژن Collagen. کُلاژناز Collagenase. طوقه Collar. جمع‌آوری ، گردآوری Collecting. مخزن جمع‌آوری Collecting basin. ظرف جمع‌آوری €Collecting vessel. مجموعه ، کلکسیون Collection. جمع‌آوری و درجه‌بندی Collection and sorting. جمع‌آوری داده‌ها ، جمع‌آوری اطلاعات ، مجموعۀ اطلاعات Collection of data. خروجی اصلی Collective outlet. گُل کلم ، کلم گُل Colliflower, Cauliflower. کلوئید Colloid. کلوئیدی Colloidal.

فشار اسمزی کلوئیدی Colloidal osmotic pressure. رنگ‌‌پذیر Colorable. علامت‌گذاری با رنگ‌ها Color coding. نقص یا عیب رنگ Color defect. پُررنگ ، رنگارنگ €Colorful. colourful. رنگ‌سنج Colorimeter. رنگ‌سنجی Colorimetric. اندیس رنگ ، عدد رنگ €â€Color number. آغوز ، ماک Colostral milk. Colostrumآغوز ، ماک Colostrum. visting; beastling; beesting. جداسازی بر اساس رنگ Colour sorting. کولومب Columb. ستون Column. کروماتوگرافی ستونی Column chromatography. نمودار ستونی €â€Column diagram. کلم روغنی ، منداب €Colza. Brassica napus. نوالۀ منداب Colza cake. کنجالۀ منداب Colza meal. شان عسل Comb. گُل آفتابگردان Combflower. See sunflower. احتراق پذیری ، قابلیت احتراق ، قابلیت اشتعال Combustibility. مواد محترقه Combustible material. احتراق ، سوختن Combustion. محفظهٔ احتراق Combustion chambor. گرمای احتراق Combustion heat. محصول احتراق Combustion product. درجۀ حرارت احتراق Combustion temperature. محیط کشت تجارتی Commercial culture. علامت (نشان) تجاری Commercial mark. استریلیزه کردن تجارتی Commercial sterilization. گندم تجارتی ، آرد گیاهک گندم تجارتی Commercial wheat. wheat germ oil meal. خُردشده ، قطعه قطعه شده Comminute. chopped. جو ، جو معمولی Common barley. Hardewn vulgare. مجرای مشترک صفراوی Common bile ductمرز مشترک Common border. کپور معمولی Common carp. Cyprinus carpio. یولاف ، یولاف معمولی ، جو دوسر Common cultivated oat. Avena sativa. چاودار Common rye. Secale cereale. شلغم ، شلغم معمولی Common turnip. Brassica rapa. ماشک Common vetch. Vicia sativa. گندم معمولی Common wheat. Triticum vulgar. فشرده ، متراکم Compact. انباشتگی ، تراکم Compaction. به‌هم‌فشردگی ، تراکم Compactness. غلتک Compactors. بافت استخوانی متراکم Compact tissue. ممانعت رقابتی Competitive inhibition. قیمت رقابتی Competitive price. عمل تکمیلی ، واکنش تکمیلی ، عمل تکمیلی Complementary action. عوامل مکمل Complementary factors. محصولات مکمل Complementary products. منابع مکمل Complementary radiation. دورهٔ کامل ، چرخهٔ کامل Complete cycle. پروتئین کامل Complete protein. تابش کامل ، پرتوتابی کامل ، تشعشع کامل Complete resources. جایگزینی کامل Complete substitution. ترکیب غذاها ، ترکیب شیمیائی غذاها ، اجزاء تشکیل‌دهندۀ غذاها Composition of foods. مرکب ، پیچیده Compound. طرح جامع Comprehensive planبرنامه‌ریزی جامع Comprehensive planning. برنامهٔ جامع Comprehensive program. مطالعات جامع Comprehensive studies. فشرده ، متراکم ، کوچک شده ، منگنه شده ، پرس شده Compressed. گاو گوشتی متراکم ، گاو گوشتی کوتوله و سنگین وزن Compressed beef. dwarf beef. مایع (سیال) تراکم‌پذیر Comprssible fluid. کمپرسور Compression machine. کنسانتره ، غلیظ ، متراکم Concentrate. شیر پس‌چرخ ترش تغلیظ شده Concentrated buttermilk. See buttermilk evaporated. خوراک متراکم ، کنسانتره Concentrated feed. See concentrate. تانکاژ تغلیظ شده Concentrated tankage. See stick. مواد متراکم ، کنسانتره‌ها €Concentrates. غلظت ، غلیظ‌سازی ، تراکم ، آکندگی ، گردآمدگی ، تجمع ، جمع‌شدگی ، تمرکز ، متمرکز کردن Concentration. متمایل به مرکز €Concentrict. منجمد کردن ، منجمد شدن ، سفت کردن ، سفت شدن ، سخت کردن ، سخت شدن €Concrete. معدوم کردن ، حذف کردن €Condemn. omit; cull. ضبط کردن ، منهدم کردن ، از بین بردن. Condemnate. ضبط ، انهدام Condemnation. تقطیره ، بخار مایع شده Condensate. تغلیظ ، انقباض ، تبدیل به مایع ، تبدیل بخار به مایع Condensation. میعان ، تبدیل بخار به مایع Condensation of vapour. آب مقطر Condensation water. تغلیظ شده ، تغلیظ کردن ، متراکم ، متراکم شده Condensed, Condensing. دوغ تغلیظ شده Condensed buttermilk. Semi solid. آب پنیر تغلیظ شدهٔ کشت یافته Condensed cultured wheyمواد محلول تخمیری تغلیظ شده Condensed fermentation solubles. مواد محلول تغلیظ شدهٔ ماهی Condensed fish soluble. مواد محلول ت قطیری ملاس تغلیظ شده Condensed molasses distillers' solubles. شیر پس‌چرخ تغلیظ شده Condensed skim milk. آب مقطر Condensed water. آب پنیر تغلیظ شده Condensed whey. فرآوردهٔ فرعی آب پنیر تغلیظ شده Condensed whey by product. مواد محلول آب پنیر تغلیظ شده Condensed whey solubles. ادویه‌ها ، چاشنی‌ها Condiments. ۱. مقدار گوشت یا چربی. ۲. شرط ، حالت ، وضعیت. ۳. عمل‌آوری ، آماده‌سازی Condition. آماده شده ، عمل‌آورده ، عمل‌آوری شده Conditioned. گندم عمل‌آوری شده Conditioned wheat. هدایت ، هدایت گرما Conduction. انتقال حرارت هدایتی Conduction heat transfer. See conduction. انتقال انرژی Conduction of energy. آب‌رسانی Conduction of water. هادی ، هدایت کننده Conductor. هادی گرما Conductor of heat. مخروط ، مخروطی شکل ، کله‌قندی ، قیف ، قیفی شکل Cone. مخروطی ، کله‌قندی Cone shaped. مجتمع شده Conferted. نزدیک هم ، مجتمع Confertus. آرایش فضائی Configuration. نگهداری شده در فضای بسته ، محبوس ، در قید ، تحت فشار Confined. احتباس ، حالت دربستگی Confinementفُرم ، شکل ، قالب ، قواره ، ریخت ، صورت‌بندی ، ترکیب ، ساختار ، ساختمان ، تطبیق ، انطباق ، برابری ، تشکیلات ، شکل Conformation. نقطۀ انجماد Congealing point. تراکم ، تجمع ، جمع‌شدگی ، اجتماع ، انبوهی ، فراهم آمدگی ، پرخونی ، التهاب ، هجوم‌الدم Congestion. گرد شده ، بهم چسبیده ، گلوله شده Conglomerate. گردآوری ، به هم چسبیدگی ، به هم جوش خوردگی ، عمل به هم چسباندن ، گلوله شدگی ، توده ، گلوله ، کومه ، کلوخه Conglomeration. نخود کنگو ، نخود کبوتری Congo pea. Cajanus indicus. مخروطی Conical. باهم جفت شدن ، درهم آمیختن Conjugate. شکل مزدوج Conjugated form. چربی‌های مزدوج Conjugated lipids. بافت همبند Connective tissue. بقای انرژی ، حفظ انرژی ، ذخیره‌سازی انرژی Conservation of energy. حفظ منابع Conservation of resources. محافظت کردن ، حفظ کردن Conserve. قوام ، یکنواختی Consistency. ضریب یکنواختی Consistency coefficient. مخزن تغلیظ Consolidation tank. سرمایه ثابت Constant capital. دورهٔ یکنواخت ، مدت زمانی با سرعت ثابت Constant rate period. اجزاء Constituent. مشورت کردن ، مشاورت کردن Consult. مشاور ، طرف مشورت Consultant. مشورت ، مشاوره Consultation. حمایت از مصرف‌کننده Consumer protection. انتخاب مصرف‌کننده Consumer's choiceتعاونی مصرف‌کنندگان Consumer's cooperative. نیاز مصرف‌کنندگان Consumers needs. ترجیح مصرف‌کننده Consumer's preference. مصرف Consumption. مصرف فرآورده‌های کشاورزی Consumption of agricultural products. محلول مصرفی Consumption product. آهنگ مصرف Consumption rate. جذب تماسی Contact absorption. انجماد تماسی Contact freezing. مسری ، واگیردار ، بیماری مسری یا واگیردار ، بیماری قابل انتقال از راه تماس. Contagious. transmissable by contact- See contagious disease. ظرف ، جعبه ، صندوق ، مخزن ، جا ، خازن ، قالب زبانه ، اتاقک ، منبع ، مخزن ازُت یا اسپرم ، جعبۀ وسایل ، جعبۀ آماده Container. مسری ، واگیردار ، قابل سرایت ، آلوده شدنی ، لوث شدنی ، ملوث شدنی Contaminable. آلوده کننده ، جسم آلوده کننده ، واگیردار ، مسری ، سرایت کننده Contaminant. آلوده کردن ، آلودن ، ملوث کردن ، چرکین کردن ، سرایت دادن ، ناخالص کردن ، غیرقابل استفاده کردن Contaminate. آلودگی ، ناخالصی ، ناپاکی ، سرایت ، آلوده بودن Contamination. آلودگی (آلوده شدن) در خلال فرآوری Contamination during processing. مسری ، واگیردار Contaminous. infectious. محتوا؛ گنجایش ، حجم ، مقدار Content. نقالۀ پیوسته Continous conveyor. مخلوط‌کن پیوسته Continous mixer. فریزر مداوم یا پیوسته Continue freezer. خشک‌کن با جریان مداوم Continuous flow drier. See grain drier. خشک کردن غلات با جریان مداوم هوا Continuous grain drying. اتوکلاو مداوم Continuous retrot. سیستم مداوم Continuous systemنیروی انقباضی Contractile force. نقطۀ عطف Contraflexture point. تضاد در رنگ Contrast. مواد حاجب اشعۀ ایکس Contrast medium. عوامل کمک کننده Contributing factors. ۱. نظارت کردن ، بازرسی کردن ، آزمایش کردن ، تنظیم کردن ، ممیزی کردن ، کنترل کردن ، سامان دادن ، مقابله کردن. ۲. مبارزه کردن ، جلوگیری کردن ، منع کردن ، مهار کردن. ۳. نظارت ، رسیدگی ، بازرسی ، آزمایش ، امتحان ، ممیزی ، بررسی ، بازخواست ، تنظیم ۴. منع ، جلوگیری ۵. مبارزه Control. بسته‌بندی تحت شرایط کنترل شدهٔ جوّ (اتمسفر) Control atmosphere packaging. ۱. ذخیره‌سازی تحت شرایط کنترل شده جوّ (اتمسفر). ۲. انبار با هوای تحت کنترل. Control atmosphere storage. انبار با جَوّ (اتمسفر) کنترل شده Controlled atomosphere storage. CAS. کنترل منابع ، نظارت بر منابع Control of resources. ایستگاه کنترل Control station. سوپاپ ، دریچه ، شیر کنترل Control valve. محیط کنترل شده Controlled environment. آزمایش تحت نظارت Controlled experiment. خشک‌سازی به روش جابه‌جائی Convecting drying. انتقال حرارت ، همرُفت Convection. انتقال حرارت همرُفتی €Convection heat transfer. غذای آماده Convenience food. قراردادی ، مرسوم ، قانونی ، رسمی ، متعارف ، متداول ، مورد قبول عامه ، معمولی Conventional. روش متداول ، روش مرسوم ، روش معمول ، روش قراردادی Conventional method. تسمه نقاله ، نوار نقاله Conveyer belt. conveyor belt. انتقال دادن ، انتقال Conveying. نقاله ، انتقال دهنده ، بالابر Conveyor. نوار نقاله ، تسمۀ نقاله Conveyor band. conveyor belt. خشک کُن تسمه نقاله‌ای تشنج‌آور ، متشنج‌کننده ، تشنجی‌ ، متشنج ، عامل تشنج Convulsant. تشنج Convulsion. پخته ، پختن ، استریل کردن Cooked, Cooking. گوشت پخته Cooked meat. کلوچه ، کیک نازک و پهن Cookie. cooky. پخت ، طبخ Cooking. چربی طباخی Cooking fat. حمام تبرید ، حمام سردکن Cooling bath. خنک‌سازی با هوا Cooling by air. زنجیرهٔ سردسازی Cooling chain. دستگاه خنک‌کننده ، دستگاه مبرّد ، دستگاه سرمازا Cooling system. محصولات فصل سرد Cool season crops. تعاون ، تشریک مساعی ، همدستی ، همکاری Cooperation. شرکت تعاونی Cooperative company. سازمان‌های تعاونی Cooperative organizations. شرکت‌های تعاونی Cooperatives. مِس Copper. Cu. مسمومیت با مس Copper poisoning. سولفات مس (کات کبود) Copper sulfate. CuSO۴. blue vitriol; bluestone. سمّیت مس Copper toxicity. گوشت خشک نارگیل Copra. کنجالۀ نارگیل Copra meal. Coconut meal. کُنجالۀ نارگیل ، روغن‌کشی شده با روش حلال Copra meal, solvent extracted. روغن نارگیل Copra oil. coconut oil. مهره‌داران Cordataمغز ، هسته ، وسط هر چیز Core. دانهٔ گشنیز Coriander seed. چوب پنبه Cork. ذُرَت Corn. Zea mays. maize. سبوس ذرت Corn bran. آسیاب ذرت Corn cracker. پس‌ماندهٔ خشک تقطیر الکلی ذرت Corn distiller's dried grains. پس‌ماندهٔ خشک تقطیر الکلی ذرت با مواد محلول Corn distiller's dried grains with solubles. پس‌ماندهٔ خشک کرده تقطیر الکلی ذرت Corn distillers grains. dried. مزرعۀ ذرت Corn field. ذرت پولکی ، ذرت پولکی شده Cornflake. آرد ذرت Corn flour. ذرت آردی Corn. flour. Zea mays var. amylacea. نوالۀ گیاهک ذرت Corn germ cake. کُنجالهٔ گیاهک ذرت Corn germ meal. خوراک گلوتن ذرت Corn gluten feed. آرد گلوتن ذرت Corn gluten meal. glutten meal. دانۀ ذرت Corn grain. آرد ذرت Corn meal. See degerminated corn meal. ملاس ذرت Corn molasses. Hydrol. روغن ذرت Corn oil. نوالهٔ گیاهک ذرت Corn oil cake. کنجالهٔ ذرت ، کنجالۀ گیاهک ذرت ، نوالهٔ آسیاب شدۀ گیاهک ذرت Corn oil meal. ground corn oil cake. ذرت بودادنی ، ذرت بلال Corn. pop. Zea mays var. everta. شربت ذرت Corn sirup, Corn syrupنشاستۀ ذرت Corn starch. cornstarch. نشاستۀ ذرت اکسیدشده Cornstarch. oxidized. See oxidized cornstarch. قند ذرت Corn sugar. See dextrose. سرکهٔ قند ذرت Corn sugar vinegar. ذرت شیرین Corn-sweet. Zea mays var. saccharata. شربت ذرت €â€Corn syrup. مواد جامد شربت ذرت Corn syrup solids. ذرت مومی Corn. waxy. Zea mays var. ceratina. Also calle waxy maize. ضریب تصحیح Correction factor. C.F. هم‌بستگی Correlation. ضریب هم‌بستگی ، فرسایش شیمیائی ، خوردگی Correlation coefficient. جلوگیری از فرسایش Corrosion control. فاسد ، تباه ، فاسدشده Corrupt. قشر سطحی Corrosion. Cortex. کورینه باکتریوم Coryne bacterium. ۱. بهاء ، قیمت ، هزینه ، خرج. ۲. قیمت یا بهاءگذاردن ، ارزیدن ، ارزش داشتن ، قیمت داشتن ، برآورد هزینه کردن. Cost. منحنی هزینه Cost curve. حداقل کردن هزینه Cost minimization. هزینهٔ سرمایه Cost of capital. قیمت تمام‌شدۀ تولید Cost production. قیمت تمام شده Cost price. original price. کاهش هزینه ، کاهش قیمت تمام‌شده Cost reduction. پنیر کاتیج Cottage cheese. نوالهٔ پرس شدۀ تخم پنبه Cotton cake. See cottonseed cake. روغن تخم پنبه ، روغن پنبه‌دانه Cotton oil. See cottonseed oilfتخم پنبه ، بذر پنبه Cottonseed. نوالۀ تخم پنبه Cottonseed cake. نوالۀ تخم پنبۀ نامرغوب Cottonseed cake. off quality. نوالهٔ تخم پنبۀ مرغوب Cottonseed cake. prime quality. آرد تخم‌پنبه Cottonseed flour. کنجالۀ تخم پنبه Cottonseed meal. کنجالۀ تخم پنبۀ نامرغوب Cottonseed meal. off quality. روغن پنبه‌دانه Cottonseed oil. روغن پنبه‌دانه ، روغن تخم‌پنبه Cottonseed oil. G.g. crude cottonseed oil; summer yellow cottonseed oil. کارخانۀ روغن‌کشی از تخم‌پنبه Cottonseed oil mill. لپه Cotyledon. کومارین Coumarin. C۹H۶O۲. جریان مخالف Counter current. گاو ، گاو ماده Cow. شکسته و خرد شده Cracked. آرد کراکر Cracker flour. شکستن و فشردن Cracking. کراکلینگ Craklings. صنعت براساس کارهای دست Craft based industry. عصارهٔ توت قرمز Crabberry extract. اتوکلاو بدون سبد Crateless retrot. خامه ، سرشیر Cream. sweet cream. پنیر خامه‌ای Cream cheese. خامه‌ای شدن Creaming. سرشیر Cream layerکِرِم تارتار Cream of tartar. C۴H۵KO۶. دستگاه خامه‌گیر Cream separator. آزمایش خامه Cream test. خامه‌ای Creamy. سبد ماهی‌گیری Creel. غلتک کنگره‌دار خورده Crimped. یولاف غلتک خورده Crimped oats. oat chop. غلتک زدن Crimping. See rolling. معیار ، میزان Criteria. وخیم ، بحرانی Critical. وضعیت بحرانی ، حالت بحرانی Critical condition. نقاط بحرانی کنترل Critical control points. عنصر بحرانی ، عنصر ضروری Critical element. essential element. مقدار رطوبت بحرانی Critical moisture content. دمای بحرانی ، درجۀ حرارت بحرانی Critical temperature. محصول Crop. آلودگی عرضی €â€Cross contamination. پیوند عرضی Cross link. صمغ کراون Crown gum. بوته Crucible. خام Crude. روغن خام تخم‌پنبه Crude cottonseed oil. چربی خام Crude fat. الیاف خام Crude fiber. CF. لیسین خام Crude leceithinروغن خام Crude oil. پروتئین خام Crude protein. C.P; total protein. پروتئین خام اوره‌ای Crude protein as urea. کرامبل شده Crumbled. کرامبل کردن Crumbling. خُرده‌های نان Crumbs. غلتک خورده Crushed. See rolled. خُردکُن ، دستگاه روغن‌کِشی ، آب‌میوه‌گیری Crusher. سخت‌پوستان Crustacean. کریوژن €Cryogen. انجماد با مایعات سرمازا Cryogenic freezing. سرمادوست Cryophilous. کریپتواگزانتین Cryptoxanthin. بلور ، شفاف Crystal. ضدّ تبلور ، Crystal inhibitor. تبلور ، بلورسازی ، بلوری کردن Crystalization. صیفی‌جات Cucurbits. حذفی ، نامرغوب Cull. حذف کردن ، حذف Culling. محیط کشت Culture. کشت باکتریائی Culture. bacterial. خامۀ رسیده ، خامۀ کشت یافته Cultured cream. محیط کشت Culture medium. کشت مخمر Culture. yeast. دانۀ زیره سبز Cumin seedآسپارتات مس Cupric aspartate. کربنات مس Cupric carbonate. کلرور مس Ï»¿"Cupric chloride." سیترات مس Cupric citrate.

گلیسروفسفات مس Cupric glycerophosphate. نیترات مس Cupric nitrate. نوکلئینات مس Cupric nucleinate. پیروفسفات مس Cupric pyrophosphate. سولفات مس Cupric sulfate. آسپارتات مس Cuprous aspartate. کربنات مس Cuprous carbonate. کلرور مس Cuprous chloride. سیترات مس Cuprous citrate. گلوتامات مس Cuprous glutamate. گلیسروفسفات مس Cuprous glycerophosphate. یدور مس Cuprous iodide. نیترات مس Cuprous nitrate. نوکلئینات مس Cuprous nucleinate. پیروفسفات مس Cuprous pyrophosphate. سولفات مس Cuprous sulfate. لخته ، لختهٔ شیر Curd. لخته کردن ، لخته ساختن Curdle coagulate. شیر لخته شده Curdled milk. دلمه شده ، لخته شده Curdy. عمل‌آورده ، عمل‌آوری شده Curedگوشت عمل‌آوری شده Cured meat. عمل‌آوری Curing. آب‌نمک ، شوراب Curing brine. گَرد زردچوبه هندی ، گَردکاری Curry powder. کوتین Cutin. کوتینی شدن €Cutinization. پوست زیرین ، لایۀ زیرین پوست Cutis. چربی لاشه Cutting fat. ماهی مرکب Cuttle fish. ویتامین B۱۲ ، سیانوکوبالامین ، کوبالامین Cyanocobalamin. See vitamin B۱۲. اسید سیکلامیک Cyclamic acid. استات سیکلوهگزیل Cyclohexyl acetate. بوتیرات سیکلوهگزیل Cyclohexyl butyrate. سینامات سیکلوهگزیل Cyclohexyl cinnamate. سیکلوهگزیل فومارات Cyclohexyl formate. پروپیونات سیکلوهگزیل Cyclohexyl propionate. ماهی دهان گرد (مثل مارماهی) Cyclostoma. سیستئین Cystein. C۳H۷NO۲S. سیستین Cystine. C۶H۱۲N۲O۴S۲. سیتوپلاسم ، میان مایه Cytoplasm. سیتوزین Cytosine. گوشت تیره Dark meat. خرما Date. درخت خرما ، نخل خرما Datepalm. ضایعات هستۀ خرما Date palm, fruit waste seedsکیفیت یک روزه Day old quality. مادۀ خشک قابل هضم DDM. Digestible dry matter. انرژی قابل هضم DE. Digestible energy. Deacon. bob; bob veal. پرنده‌های (مرغ‌ها یا جوجه‌های) مرده در هنگام رسیدن به مقصد Dead on arrival birds. هوازدائی Deaeration. آمین‌زدائی Deamination. مرده به‌مقصد رسیده ، مرگ در هنگام رسیدن به مقصد Death on arrival. تندی زدوده Debittered. استخوان زدائی Deboning. حجم‌زدائی ، کاهش دادن حجم Debulking. کلسیم‌زدائی ، تخلیۀ کلسیم ، تخلیۀ استخوان از کلسیم Decalcification. دکانول ، الکل دیسیلیک Decanol. ظرف به ظرف کردن Decant. کربوکسیل زدایی Decarboxylation. تجزیه ، فساد ، پوسیدن Decay. تجزیه شدن ، از هم پاشیدن ، پوشیدن Decompose. to decay; to rot. تجزیه ، فساد ، پوسیدن ، تخریب ، ازهم پاشیدن ، متلاشی شدن Decomposition. آلوده‌زدائی ، پاک‌سازی ، نظافت ، رفع آلودگی Decontamination. هسته‌زدائی Decore. پوست کندن ، پوست گیری کردن ، پوسته‌گیری کردن Decorticate. برداشتن قشر خارجی ، پوست‌گیری ، پوست‌کنی ، غلاف‌کنی Decortication. عضلۀ عمیق سینه ، سوپراکوراکوئید Deep pectoral muscle. supracoracoid. اتاق پَرکَنی Defeathering room. کمبود Deficiencyناقص ، ناکافی ، دارای کمبود ، کمبوددار Deficient. کمبود ، فقر Deficit. فلوئور زدوده Defluorinated. فسفات فلوئور زدوده Defluorinated phosphate. ذوب کردن یخ یا برف ، برفک‌زدائی ، یخ‌زدائی Defrost. جنین زدائی ، گیاهک زدائی Degerm. استحاله ، تحلیل ، کوچک شدن Degeneration. جنین زدوده ، گیاهک زدوده Degermed. فرآوردۀ جنین زدودۀ گندم Degermed wheat product. گیاهک یا جنین‌زدائی کردن Degerminate. آرد ذرت جنین (گیاهک) زدوده Degerminated corn meal. جنین‌زدا ، گیاهک‌زدا ، ماشین یا دستگاه گیاهک‌زدا Degerminator. گلوتن‌زدائی Deglutinate. صمغ‌گیری Degumming. سَربُری ، سَرزَنی ، قطع سَر Deheading. پوست کَنده Dehulled. دانه یا بذر پوست کنده Dehulled seed. رطوبت‌گیری ، رطوبت‌زدائی Dehumidification. خشک کردن ، رطوبت گرفتن Dehumidify. پوست کندن Dehusk. آبگیری کردن ، خشک کردن Dehydrate. خشک شده با حرارت ، خشک کردن با حرارت ، مصنوعاً خشک شده ، به‌طور مصنوعی خشک کردن Dehydrated, Dehydrating. سیب‌زمینی خشک کرده Dehydrated potatoes. خُشک‌کن Dehydrater- dehydrator; drier. آبگیری ، خشک‌سازی ، خشک کردن Dehydrationاسید دی‌هیدرواستیک Dehyeroacetic acid. C۸H۸O۴. اسید دی‌هیدروآسکوربیک Dehydroascorbic acid. C۶H۶O۶. کنسرو محصولات خشک شده Dehydro canning. دی‌هیدروکلسترول Dehydrocholeserol. خشک کردن و انجماد Dehydrofreezing. دی‌هیدروژناز Dehydrogenase. هیدروژن‌زدایی کردن Dehydrogenate. هیدروژن‌زدائی Dehydrogenation. دی‌هیدرورتینول Dehydroretinol. ظریف ، لطیف ، لذیذ ، حساس Delicate. مطبوع ، خوش‌طعم ، لذیذ Delicious. لیگنین‌زدائی Delignification. عمق‌زی ، کَف‌زی Demersal. کانی زدائی Demineralization. غیرطبیعی کردن Denaturalize. تقلیب ، قلب ماهیت ، غیرطبیعی کردن؛ از حالت طبیعی خارج کردن یا شدن. Denaturation. تغییر ماهیت دادن ، تقلب کردن ، قلب ماهیت کردن Denature. الکل تغییر ماهیت داده Denatured alcohol. پروتئین غیرطبیعی شده ، پروتئین تغییر ماهیت داده Denatured protein. چگالی ، دانسیته Density. تغذیه نکردن ، غذا نخوردن ، غذا ندادن Denutrition. خوشبو کننده Deodorant. بی‌بو کردن ، بوگیری Deodorization. خوشبوکردن Deodorize. بی‌بو کردن Deodorizingاسید دی‌اکسید اکسی‌کولیک Deoxycholic acid. C۲۴H۴۰O۴. اسید دی‌اکسی پنتوزنوکلئیک Deoxypentosenucleic acid. اسید دی‌اکسی ریبونوکلئیک Deoxyribonucleic acid. اسید دی‌اکسی ریبونوکلیئک Deoxyribonucleic acid. DNA. اسید دی‌کسی ریبونوکلیئک Deoxyribose nucleid acid. DNA. ۱. رسوب ، نهشت ، ذخیره. ۲. ترسیب شدن ، رسوب دادن ، رسوب کردن ، نهشتن ، ذخیره شدن. Deposit. چربی بدن Depot fat. استهلاک Depreciation. تفاله‌گیری Depulp. macerate. واحدهای مشتق شده Derived units. فلس‌گیری Descaling. خشک‌کن ، رطوب‌گیر ، مادۀ رطوبت‌گیر ، جاذب‌الرطوبه Desiccant. خشک کردن Desiccate. dry completely. رطوبت‌گیری شده ، خشک شده ، آبگیری شده Desiccated. خشکانه ، دسیکاتور Desiccator. طراح ، طراحی Design. فرآیند طراحی Design process. خراب کردن ، تخریب کردن Destroy. شناساگر ، تشخیص دهنده Detector. مادۀ شوینده Detergent. فساد Deterioration. سمّ‌زذائی Detoxication. سمّ‌زدائی Detoxification. جداسازی کیسۀ زرده Deutectomy. توسعه دادن Developرشد ، نمو ، اصلاح ، توسعه ، ترقی ، پیشرفت Development. نقطۀ شبنم Dew point. دکستران Dextran. (C۶H۱۰O۵)x. دکسترین Dextrin. مادۀ راستگردان Dextrorotatory. دکستروز ، گلوکز ، قند ذرت ، قند انگور Dextrose. C۶H۱۲O۶; grape sugar. glucose; corn sugar. معادل دکستروز Dextrose equivalent. دیابت ، مرض قند Diabetes. دیابت بی‌مزه Diabetes insipidus. دیابت شیرین Diabetes mellitus. شناختن ، تشخیص دادن Diagnose. دی‌آمونیم فسفات Diammonium phosphate. اسهال Diarrhea. دیاستاز Diastase. vegetable diastase. فسفات کلسیم دی‌بازیک بی‌آب Dibassic calcium phosphate, anhydrous- See dicalcium phosphate, anhydrous. دی‌کلسیم فسفات ، دی-سی-پی- Dibasic calcium phosphate, dihydrate- See dibasic calcium phosphate, dihydrat. دی‌کلسیم فسفات بی‌آب Dicalcium phosphate, dihydrate. CaHPO۴. دی‌کلسیم فسفات دوآبه ، فسفات کلسیم دی‌بازیک دوآبه Dicalcium phosphate, dihydrate. CaHPO۴-۲H۲O. دی‌کربنات ، بی‌کربنات Dicarbonate. bicarbonate. به قطعات کوچک مکعبی بریدن Dice. خُرد شده به شکل قطعات مکعبی کوچک Diced. به شکل مکعبی درآوردن ، قطعه‌قطعه کردن به اشکال مکعبی Dicing. دی‌الکتریک Dielectric. ثابت دی‌الکتریک Dielectric constant. اتلاف دی‌الکتریک Dielectric lossجیرۀ غذائی Diet. تغذیه‌ای ، غذائی Dietary. کمبود غذائی Dietary deficiency. احتیاجات غذائی Dietary requirements. اجزاء غذا Diet ingredients. تفرق ، تمایز Differentiation. منتشر ، پراکنده ، غیرمتمرکز Diffuse. انتشار ، پخش Diffusion. کمبود فشار انتشار Diffusion pressure deficit. DPD. فرآیند نشت ، فرآیند انتشار ، فرآیند نفوذ یا پراش Diffusion process. پخشیدگی ، قابلیت نفوذ Diffusivity. هضم شدن ، هضم کردن Digest. هضم شده Digested. هاضم ، حلال ، دیگ هضم Digester. تانکاژ پودر گوشت ، تانکاژ خوراکی Digester tankage. meat meal tankage; feeding tankage. تانکاژ پودر گوشت با استخوان Digester tankage with bone- meat and bone meal digester tankage; feeding tankage with bone. تانکاژ پودر گوشت با محتویات معده Digester tankage with paunch contents. قابلیت هضم Digestibility. قابلیت هضم ظاهری Digestibility. apparent. قابلیت هضم حقیقی Digestibility. true. قابل هضم ، هضم شدنی Digestible. پروتئین خام قابل هضم Digestible. crude protein. مادۀ خشک قابل هضم Digestible dry matter. DDm. انرژی قابل هضم Digestible energy. DE. مواد غذائی قابل هضم Digestible nutrientپروتئین قابل هضم Digestivle protein. DP. هضم ، گوارش Digestion. ضریب هضم ، ضریب هضمی Digestion coefficient. coefficient of digestibility. آزمایش هضمی Digestion trial. هاضم ، هضم‌کننده ، گوارا Digestive. اختلالات گوارشی Digestive disorders. شیره‌های گوارشی Digestive juices. دستگاه گوارش ، دستگاه هاضمه Digestive system. digestive tract. دستگاه گوارش Digestive tract. حفرۀ هضمی Digestive vacuole. هضمی ، مربوط به هضم ، گوارشی ، دستگاه گوارش ، جهاز هاضمه Digestory. انگشتان ، پنجه‌ها Digits. دی‌گلیسرید Diglyceride. اتساع ، انبساط Dilation. دی‌لاریل تیودی پروپیونات Dilauryl thiodipropionate. C۳۰H۵۸O۴S. تخم شوید ، دانۀ میوه رسیدۀ شوید (Anethum graveolens) Dill seed. برگ شوید Dill weed. حجیم کننده ، رقیق کننده Diluent. رقیق کردن Dilute. رقیق کننده ، حجیم کننده Diluter. See diluent. دی‌متیل پلی‌سیلوکسان ، متیل پلی‌سیلیکون Dimethylpolysiloxane. دی‌اُکتیل سدیم سولفوسوکسینات Dioctyl sodium sulfosuccinate. C۲۰H۳۷NaO۷S. دی‌پپتید Dipeptide. مولکول‌های دوقطبی Dipolar molecules. چرخش دوقطبی Dipolar rotationدی‌پتاسیم منوهیدروژن اورتوفسفات Dipotassium monohydrogen orthophosphate. See dipotassium. دی‌پتاسیم فسفات ، دی‌پتاسیم منوهیدروژن اورتوفسفات Dipotassium phosphate. D۲HPO۴. گرماسنجی مستقیم ، کالری سنجی مستقیم Direct calorimetry. دوقندی ، دی‌ساکارید Disaccharide. ۱. ترشح ، تراوش ، تخلیه ، بده ، دبی. ۲. ترشح کردن ، تخلیه کردن ، خالی کردن Discharge. ناپیوسته ، مقطع ، غیرمداوم Discontinous. بیماری ، مرض ، ناخوشی Disease. پیشگیری از بیماری Disease prevention. انتقال بیماری Disease transmission. از شکل انداختن ، خراب کردن Disfigure. ضدعفونی کردن ، گندزدائی کردن ، میکروب‌کُشی کردن Disinfect. مادۀ ضدعفونی کننده ، گندزدا ، مادۀ گندزدا Disinfectant. مواد ضدعفونی کننده Disinfectants. ضدعفونی شده ، گندزدائی شده Disinfected. ضدعفونی ، گندزدائی Disinfection. disinfestation. ضدعفونی کننده Disinfective. See disinfectant. آلودگی زدائی کردن ، ضدعفونی کردن ، گندزدائی کردن Disinfest. disinfect. آلودگی‌زدا ، مادۀ ضدعفونی کننده ، مادۀ ضدعفونی کنندۀ سطحی ، ماده از بین‌بردۀ آلودگی Disinfestant. آلودگی زدائی ، ضدعفونی ، پلشت بری ، گندزدائی Disinfestation. disinfection. تجزیه ، ازهم‌پاشیدگی Disintegration. سرکَنی طیور Dislocating. دی‌سدیم کلسیم ای. دی. تی. آ Disodium calcium EDTA. See EDTA. دی‌سدیم دی‌کلسیم ، ای. دی. تی. آ Disodium dicalcium EDTA. See EDTA. دی‌سدیم ، دی‌هیدروژن پیروفسفات Disodium dihydrogen. Pyrophosphate. دی‌سدیم ، دی‌فسفات ، سدیم اسید پیروفسفات Disodium diphosphate. See sodium acid pyrophosphateدی‌سدیم گوانیلات ، دی‌سدیم ۵ . گوانیلات Disodium guanylate. DSG. دی‌سدیم اینوزینات Disodium inosinate. دی‌سدیم مالات Disodium malate. دی‌سدیم منوهیدروژن اورتوفسفات Disodium monohydrogen orthophosphate. See disodium phosphate. دی‌سدیم فسفات ، دی‌سدیم منوهیدروژن ورتوفسفات ، سدیم فسفات دی‌بازیک ، دی‌سدیم فسفات Disodium phosphate. Na۲HPO۴. دی‌سدیم فسفات دئوهیدرات ، دی‌سدیم فسفات دی‌هیدرات Disodium phosphate duohydrate. Na۲HPO۴. ۲H۲O. اختلال ، بیماری ، مریضی Disorder. انتشار ، پخش ، اشاعه Dissemination. باعث محو شدن ، پخش کردن در جهات مختلف Dissipate. تفکیک ، تفکیک کردن ، تجزیه کردن Dissociate. تجزیه ، تفکیک تجزیۀ شیمیائی ، به‌ویژه توسط حرارت و الکتریسیته. Dissociation. انحلال ناپذیری Dissolubility. تجزیه ، فساد ، ازهم پاشیدگی Dissolution. استخوان محلول Dissolved bone. دور Distal. تقطیر کردن ، تقطیر شدن Distill. آب مقطر Distillated water. distilled water. تقطیر Distillation. خنثی‌سازی تقطیری Distillation neutralization. محصولات تقطیری ، فرآورده‌های تقطیری Distillation products. منوگلیسرید تقطیر شده Distilled monoglyceride. مشروبات الکلی ، مشروبات تقطیری Distilled spirits. Distilled vinegar. Distilled water. تقطیر کننده ، دستگاه نمک‌گیری ، دستگاه تقطیر ، دستگاه آب مقطرگیری DistillerDistiller's corn dried grain. پس‌ماندهٔ خشک تقطیر الکلی ذرت Distiller's dried grains. پس‌ماندۀ خشک تقطیر الکلی غلات با مواد محلول Distiller's dried grains with solubls. مواد محلول خشک تقطیر الکلی Distiller's dried solubles. مخمر خشک ملاس تقطیری Distiller's dried yeast molasses. غلات تقطیری Distiller's grains. پس‌ماندۀ تقطیر الکلی غلات Distiller's residue. See stillage. Distiller's rye dried grains. Distiller's rye solubles. مواد محلول نیمه جامد تقطیری Distiller's semisolid solubles. مواد محلول تخمیر الکلی ملاس Distiller's soluble molasses. مواد محلول تقطیری Distiller's solubles. stillage filtrate. Distiller's stillage. تقطیرگاه ، کارخانۀ مشروب سازی یا عرق کشی Distillery. پس‌ماندهٔ کارخانۀ مشروب‌سازی یا آب‌جوسازی Distillery waste. توزیع ، پراکندگی ، پخش ، انتشار Distribution. تنوع Diversification. دریچۀ انحراف Diversion valve. منقسم ، تقسیم شده به Divided. ماده خشک DM. dry matter. اسید دی‌اکسی ریبونوکلئیک DNA. deoxyribonucleic acid. الک بوجاری Dockage sieve. دودسیل گالات Dodecyl gallate. سنگ آهک دولومیتی Dolomitic limestoneنهفتگی ، خواب ، غیرفعال ، رکود Dormancy. نهفته ، خواب ، غیرفعال ، دچار رکود Dormant. پشتی ، به‌طرف پشت ، فوقانی Dorsal. مبدل حرارتی دولوله‌ای Double pipe heat exchanger. درز مضاعف Double seam. عمل‌آورندۀ خمیر Dough conditioner. مرحلۀ خمیری Dough stage. پروتئین قابل هضم DP. digestible protein. زه‌کشی کردن ، آب‌کشی کردن Drain. زه‌کشی Drainage. وزن بدون آب Drained weight. وسیلۀ صید نرم‌تنان Dredge. آماده‌سازی لاشه Dressing. افت لاشه Dressing loss. درصد لاشه Dressing percent. dressing percentage. Dressing percentage. وزن لاشه Dressing weight. خشک ، خشک شده ، خشک کرده Dried. تفالهٔ پکتینی سیب خشک کرده Dried apple pectin pulp. See dried apple pomace. تفالهٔ خشک کردۀ سیب Dried apple pomace. ضایعات خشک کردهٔ نانوائی و شیرینی‌پزی‌ها Dried bakery product. تفالۀ خشک چغندر Dried beet pulp. پودر خون ، خون خشک کرده Dried blood. See blood meal. پس‌ماندۀ خشک غلات تقطیری Dried brewers' grains. See brewers' dried grains. پودر شیر پس‌چرخ ترش ، پودر شیر ترش (کشت یافته) Dried buttermilkکازئین خشک کرده Dried casein. پودر تفالۀ مرکبات Dried citrus meal. تفالۀ خشک مرکبات Dried citrus pulp. پس‌ماندۀ محلول تقطیر ذرت Dried corn distillers' solubles. مواد محلول تخمیری خشک کرده Dried fermentation solubles. مواد محلول خشک کرده ماهی Dried fish solubles. غذاهای خشک کرده Dried foods. میوۀ خشک کرده Dried fruit. پس‌ماندۀ خشک تقطیر دانۀ سورگوم با مواد محلول Dried grain sorghum distillers' solubles. پودر جگر Dried liver. See animal and glandular meal. شیر خشک ، شیر خشک کرده Dried milk. فرآورده‌های فرعی خشک کردۀ شیر Dried milk by products. تفالۀ خشک چغندر یا ملاس Dried molasses beet pulp. مواد محلول خشک تقطیر ملاس Dried molasses distillers' solubles. شلتوک برنج Dried rice. paddy rice; rough rice. مواد محلول خشک کرده تقطیر الکلی چاودار Dried rye distillers' solubles.

شیر پس‌چرخ خشک ، شیرخشک بی‌چربی Dried skimmed milk. Dried skim milk. شیرخشک تغلیظ شدۀ شیرین Dried sweetened condensed milk. شیرخشک شیرین Dried sweetened milk. سیب زمینی شیرین خشک کرده Dried sweet potatoes. تفالۀ خشک گوجه‌فرنگی Dried tomato pomace. مواد محلول خشک تقطیر گندم Dried wheat distillers' solubles. آب پنیر خشک Dried whey. فرآوردۀ فرعی خشک آب پنیر Dried whey by product. dried whey producآب پنیر خشک Dried whey product. مواد محلول خشک آب پنیر Dried whey solubles. شیرخشک ، شیرخشک کامل Dried whole milk. خشک‌کُن Drier. See dehydrater. شیرابۀ ماهیچه Drip. چکاننده ، قطره‌چکان Dripper. چکه کردن Dripping. قطره ، چکه ، چکیدن ، رها کردن ، افتادن Drop. قطرۀ کوچک Droplet. میعان قطره‌ای Dropwise condensation. مگس سرکه Drosophila. دارو ، دوا ، مواد داروئی Drug. بقایای داروئی Drug residues. See chemical residues. مقاومت در مقابل دارو Drug resistance. سردسازی طبلی (استوانه‌ای) Drum cooling. خشک‌کُن غلتکی (استوانه‌ای) Drum drier. منجمدکنندۀ غلتکی Drum freezer. خشک ، بدون رطوبت Dry. خشک ، خشک کردن Dry. خشک خاکستر کردن Dry ashing. بر اساس ماده خشک Dry base. بر اساس مادۀ خشک Dry basis. dry matter basis. مواد جامد شیر پس‌چرخ ترش ، پودر شیر ترش یا شیر پس‌چرخ ترش Dry buttermilk solids. سرسازی با هوای خشک Dry cooling. محیط کشت خشک Dry cultureخشک‌کُن Dryer. See direr. غذای (خوراک) خشک Dry food. خشک آسیاب کردن Dry grinding. cf. water ground. حرارت خشک Dry heat. یخ خشک Dry ice. خشک کردن Drying. خشک کردن محصولات منجمد Drying by sublimation. روغن خشک کن Drying oil. خشک کردن تحت خلاء Drying under vacuum. مادۀ خشک Dry matter. DM. بر اساس مادۀ خشک Dry matter basis. محتوای مادۀ خشک نمونه‌های غذائی (خوراکی) Dry matter content of food (feed) samples. درصد مادۀ خشک Dry matter percent. مواد جامد خشک شیر ، پودر شیر ، شیرخشک Dry milk solids. خشک آسیاب شده Dry milled. خشک آسیاب کردن Dry milling. پختن بدون افزودن آب Dry rendered. پودر گوشت ، پودر تانکاژ Dry rendered tankage. See dry rendered. پختن بدون افزودن آب Dry rendering. غلتک زدن خشک Dry rolling. شیر پس‌چرخ خشک Dry skim milk. nonfat dry milk. پوسته‌های خشک پوست ، پولک‌های خشک پوست Dry skin scales. آب پنیر خشک ، مواد جامد آب پنیر Dry whey solids. شیر کامل خشک Dry whole milk. دوکاره ، دو منظوره Dual purposeدومنظوره Dual use. مجرا Duct. مشابه‌سازی ، مضاعف سازی Duplication. آرد گندم دوروم Durum flour. دوروم دانه‌ای Durum granular. Durum semokina. گندم دوروم Durum wheat. گردو غبار ، گردو خاک Dust. نصب رنگ Dye binding. ۱. سنبله یا خوشۀ غلات. ۲. گوش (در انسان یا حیوانات). ۳. بلال یا گل‌آذین مادۀ ذرت. Ear. بلال ، ذرت دانه‌دار Ear corn. unshelled corn. اوایل به گُل نشستن ، اوایل گل‌دهی ، تا یک دهم به گُل نشسته. Early bloom. early anthesis; first flower; headed out in heat; up to ۰/۱ bloom. سنبله ذرت بلال Ear of corn. See ear corn. سنبله ذرت ، میوۀ ذرت Ears- cobs with grain. مرحلۀ سُنبله Ear stage. غذای قابل مصرف ، خوردن ، خوراکی Eating. کیفیت یک خوراک Eating quality. با علاقه خوردن ، با اشتهاء خوردن Eating with relish. مسهل ملایم ، ملین Eccoprotic. آدم ، خیز Edema. خوراکی ، قابل خوردن Edible. پرندهٔ خوراکی Edible bird. برگ‌های خوراکی Edible leaves. روغن خوراکی Edible oil. بخش خوراکی Edible portionریشه‌های خوراکی Edible roots. ساقه‌های خوراکی Edible stems. پیازها ، غده‌های خوراکی Edible tubers. تی‌دی‌تی‌آ ، اسیداتیلین دی‌آمین تترااستیک EDTA. ethylenediamine tetra acetic acid. قابلیت تأثیر Efficacy. effectiveness. بازده ، کارآئی ، سودمندی Efficiency. تخم ، تخم‌مُرغ Egg. سفیدۀ تخم ، آلبومن تخم Egg albumen. پروتئین‌های تخم‌مرغ Egge proteins. سفیدۀ تخم ، سفیدۀ تخم‌مرغ ، آلبومن ، تخم Egg white. Albument of an egg; egg alboumen. تخم‌مرغی Eggy. زردۀ تخم‌مرغ ، زردۀ تخم Egg yolk. ماهیان غضروفی Elasmobranoii. cartilaginous fish. الاستاز Elastase. کشش‌پذیر ، قابل انعطاف Elastic. قابلیت ارتجاع ، قابلیت انعطاف Elasticity. الاستین Elastin. زانوئی Elbow. سالمند ، مُسن Elderly. برقی ، مربوط به برق Electric. Electrical قابلیت هدایت برقی یا الکتریکی Electrical. conductivity. کلیدهای برق Electrical switches. الکترود Electode. الکترولیت‌ها Electrolytes. محلول الکترولیت Electrolyte solutionالکترومغناطیس Electromagnetic. تشعشع الکترومغناطیسی Electromagnetic radiation. طیف الکترومغناطیسی Electromagnetic spectrum. ES. الکترون Electron. میکروسکوپ الکترونی Electron microscope. زنجیرهٔ انتقال الکترون Electron transport chain. عنصر Element. بلندی Elevation. بیضوی Elliptical. ویتامین B۶ ، پیریدوکسین Eluate factor. See pyridoxine. بلغور یولاف پوست کنده Embden groats. See groats. واکنش‌های امیدن میرهوف Embden meyerhof pathway. اضطراری Emergency. تهوع‌آور ، مهوع Emetic. ضریب انتشار Emissivity. تنش‌های هیجانی Emotional stress. امولسیون سازی Emulsification. امولسیون کننده Emulsifier. به حال امولسیون یا معلق درآوردن Emulsify. روغن امولسیون کننده Emulsifying oil. امولسیون Emulsion. آندوپپتیداز Endopeptidase. آلودگی‌زدائی محصول (فرآورده) نهائی End product decontamination. فرآورده‌های نهائی End products. قدرت ، توان؛ نیرو ، انرژی Energyبقاء انرژی ، حفظ انرژی Energy conservation. مصرف انرژی Energy consumption. اتلاف انرژی Energy dissipation. پخش انرژی ، پراکندگی انرژی Energy distribution. اُفت انرژی Energy drop. تبادل انرژی Energy exchange. خوراک‌های انرژی‌زا ، خوراک‌های پُرانرژی Energy foods. سطح انرژی ، تراز انرژی Energy level. اتلاف انرژی Energy loss. اتصالات پُرانرژی ، پیوندهای پُرانرژی Energy rich bonds. ارزش انرژی‌زائی یک غذا (خوراک) Energy value of a food (feed). اتاق کار مهندس Engineer's workroom. آرد بی‌رنگ تقویت شده (غنی شده) Enriched bleached flour. غلات غنی شده Enriche cereals. آرد غنی شده Enriched flour. گیاه کامل Entire plant. آرد گندم کامل Entire wheat flour. محیط Environment. محیطی Environmental. شرایط محیطی ، اوضاع محیطی Environmental conditions. اثرات محیطی Environmental effects. عوامل خارجی ، عوامل محیطی Environmental external. عوامل محیطی Environmental facotrs. آلودگی محیطی Environmental pollution. درجۀ حرارت محیطی Environmental temperatureآنزیمی ، مربوط به آنزیم Enzymatic. آنزیم Enzyme. همه‌گیر شناسی Epidemioligy. سولفات دومنیزی ، سولفات منیزیم آب‌دار ، نمک فرنگی Epsom. salts. MgSO۴. ۷H۲O. ریشه‌کن شدنی ، قابل ریشه‌کنی Eradicable. ریشه‌کن کننده Eradicant. ریشه‌کنی ، نابودسازی Eradication. ارپسین Erepsin. ارگوکلسیفرول Ergocalciferol. ارگوسترول ، پیش مادهٔ ویتامین D۲ ، ارگوسترین Ergosterol. C۲۸H۴۳OH. Provitamin D۲; d۲ ergosterin. ارگوت Ergot. ارگوتیسم Ergotism. hoky fire; st. anthony's fire bread madness. See gangrenous gangrene. Dry ergotism. مسمومیت با ارگوت Ergot poisoning. ارگوتی Ergoty. contaminated with ergot. نوعی پنس سوزن‌گیر Ermold. زخم‌های سطحی Erosion. اسید اروسیک Erucic acid. اسید اریتوربیک Erythorbic acid. C۶H۸O۶. اسید اریتروآسکوربیک Erythroascorbic acid. اریتروزین Erythrosine. See FD & C Red ۳. میکروب اشرشیاکولی Escherichia coli. مری Esophagus. gullet. اسانس ، جوهر ، شیره ، عطر ، عصاره ، محلول روغن و الکل Essence. معطر ، اسانس‌دار Essenced. ضروری ، لازم Essential اسیدهای آمینۀ ضروری Essential amino acid. عنصر ضروری ، مادۀ معدنی ضروری ، عنصر کم‌نیاز Essential element. critical element; trqace element. اسید چرب ضروری Essential fatty acid. مواد غذائی ضروری Essential nutrients. روغن اسانس‌دار ، روغن اتری ، روغن فرّار Essential oil. ethereal oil; volatile oil. استر Ester. صمغ استری Ester gum. Ethanol. روغن اتری ، روغن اسانس‌دار Ethereal oil. essential oil. چربی ، چربی خام ، عصارۀ اتر Ether extract. EE; fat; crude fat. منو و دی‌گلیسریدهای اتوکسیله شده Ethoxylated mono and diglycerides. اتوکسی‌کوئین Ethoxyquin. اتیل الکل ، الکل اتیلیک ، اتانول ، الکل غلات Ethyl alcohol. ethanol; grain alcohol. اتیل کروتونات Ethyl crotonate. اتیلن Ethylene. C۲H۴. اتیلین‌دی‌آمین تترااستات ، ای‌دی‌تی‌اِ Ethylenediaminetetraacetate. EDTA. اتیل ایروبوتیرات Ethyl isobutyrate. اتیل لاکتات Ethyl lactate. اتیل مالتول Ethyl maltol. اتیل متیل فنیل گلیسیدات Ethyl methyl phenyl glycidate. C۱۲H۱۴O۳. نونانوآت اتیل Ethyl nonanoate. C۱۲H۲۲O۲. Ethyl paraben. اتیل سوربات ، اتیل ۲ ، ۴- هگزادی نوآت Ethyl sorbate. اتیل وانیلین Ethyl vanillin. C۹H۱۰O۳. ائوگینول Eugenol. C۱۰H۱۰O۲نیازهای آزمایشی اتحادیۀ اروپا (در مورد کشتار دام و طیور) European union test requirements. تبخیر کردن ، تبخیر شدن Evaporate. تبخیر شه ، تغلیظ شده Evaporated. دوغ تغلیظ شده Evaporated buttermilk- concentrated buttermilk. condensed buttermilk; شیر پس‌چرخ تغلیظ شده کشت شده Evaporated cultured skim milk. condensed cultured skimmed milk; concentrated xour skim milk. شیر تغلیظ شده Evaporated milk. شیر تغلیظ شده Evaporated milk. تبخیر شده ، تغلیظ شده Evaporating, Evaporated. تبخیر Evaporation. تبخیر ، تعریق ، تعرق ، عرق کردن Evaporation. transpiration; sweating. تبرید تبخیری Evaporative cooling. تغلیظ کننده Evaporator. خارج کردن احشاء Eviscerate. تهیه شده از احشاء Eviscerated. تهی‌سازی شکم از امعاء و احشاء Evisceration. اتاق پاک‌سازی لاشه از احشاء Evisceration room. میش Ewe. برۀ میش ، برۀ ماده Ewe lamb. پنیر گوسفندی Ewe's milk cheese. عالی Excellent. سدیم قابل تبادل Exchangeable sodium. دفعی ، دفع شونده ، ترشحی Excretive. دستگاه دفع ادرار Excretory system. انشعاب با محور مرکزی Excurent. واکنش‌های انرژی‌زا Exergonicپوست‌گیری ، پوسته گیری Exfoliate. محفظۀ هواگیری Exhaust box. سموم خارجی Exotoxins. منبسط شده Expanded. روغن تخم پنبه‌دانۀ خام Expeller cottonseed oil. See crude cottonseed oil. استخراج مکانیکی Expeller extracted. See mechanically extracted. روغن‌کشی با پرس مارپیچی Expeller process. مخارج ، هزینه‌ها Expenese. تحقیق ، امتحان ، آزمایش ، تجربه Experiment. آزمایشی ، تحقیقاتی ، تجربی Experimental. شرایط آزمایشی Experimental conditions. خشک‌کن آنی پفکی Explosion puffing drier. قابلیت اتساع Extensibility. وسیع ، گسترده Extensive. کشاورزی صنعتی ، کشت و صنعت Extensive agriculture. کشاورزی گسترده ، کشاورزی صنعتی Extensive farming. Cf. intensive farming. بیرونی ، خارجی ، مربوط به خارج External. انرژی خارجی External energy. Extracellular. مایع خارج یاخته‌ای ، مایع برون یاخته‌ای Extracellular fluid. آب خارج یاخته‌ای ، آب برون یاخته‌ای Extracellular water. عصاره ، شیره ، آب Extract. قابل استخراج ، قابل عصاره‌گیری Extractable. آب قابل استخراج ، آب قابل جذب Extractable water. خوراک‌های استخراجی ، خوراک‌های تخمیری Extracted mealsروغن‌کشی یا عصاره‌گیری به روش مکانیکی Extracted. Mechanical. expeller extracted; hydraulic extracted; old process. روغن‌کشی یا عصاره‌گیری به روش حلال Extracted. Solvent. new process. عصاره‌گیری ، روغن‌کشی ، آب‌گیری ، استخراج ، تقطیر ، کشش Extraction. روغن‌کشی به روش مکانیکی ، روغن‌کشی با پرس مارپیچی ، روغن‌کشی به روش هیدرولیکی ، روغن‌کشی به‌‌روش قدیمی. Extraction. mechanical. Expeller extracted; hydraulic extracted; old process. See mechanical extracted. آب‌گیری ، عصاره‌گیری Extraction of the juice. پس‌ماندۀ عمل استخراج Extraction waste. عصارۀ مالت جو و ذرت Extract of malted barley and corn. عامل خارجی ، ویتامین B۱۲ Extrinsic factor. See intrinsic factor. اکسترود شده Extruded. اکسترود شده بدن بخار Extruded without steam. اکسترود شده با بخار Extruded with steam. تراوش ، تراوش کردن Exudate. تراوش ، ترشح Exudation. تراوش کردن Exude. نواحی تمرکز Facolised regions. عامل ، فاکتور ، ژن ، فرساز Factor. اختیاری Facultative. بی‌هوازی اختیاری Facultative anaerobes. انگل اختیاری Facultative parasite. بیماری‌زای اختیاری Facultative pathogen. گنده‌روی اختیاری Facultative saprophyte. رنگ پریدگی Fading. نمونه‌های مدفوع Faecal (fecal) specimens. مدفوع ، مواد دفعی Faeces. feces. فارنهایت Fahrenheitتغلیظ کننده آبشاری Falling film evaporator. بادبزن ، پنکه Fan. خشک شده ، توسط بادبزن Fan air dried. artificially dried. خشک شده با هوای گرم ، خشک شده با هوای گرم مصنوعی. Fan air dried with heat. artificially dried. فائو ، اف. اَ. اُ ، سازمان خواربار و کشاورزی FAO. Food and Agriculture Organization. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد FAOUN. food and agricultural organization of the united nations. فارینا Farina. فارینا Farina. نشاسته‌ای Farinaceous. starchy. مزرعه Farm. field. ساختمان‌های مزرعه‌ای Farm buildings. کشاورز ، زارع ، برزگر Farmer. بهداشت مزرعه Farm hygiene. کشاورزی ، کشت و کار ، زراعت Farming. سبز تند Fast green FCF. چربی Fat. الکل چرب Fat alcohol. شیر اصلاح شده از نظر چربی Fat corrected milk. FCM. خستگی ، فرسودگی ، گرفتگی عضلات Fatness. فربهی ، چاقی Fatigue. میزان چربی و رگه‌های چربی در گوشت Fatness and marbling. فساد چربی ، تندی چربی Fat rancidity. چربی‌ها Fats. محلول در چربی Fat soluble. ویتامین‌های محلول در چربی Fat soluble vitaminsتجزیه (شکستن) چربی‌ها Fat splitting. سنتز چربی Fat synthesis. دنبه Fat tail. کیفیت دنبه Fat tail quality. چاق شدن Fattening. جیره‌های پرواری Fattening ration. اسیدهای چرب Fatty acids. اتیل اسیدهای چرب Fatty acids ethyl. متیل استر اسیدهای چرب Fatty acids methyl ester. استر غیرگلیسریدی اسیدهای چرب Fatty acids nonglyceride ester. لاشۀ چرب ، لاشۀ پُرچربی Fatty carcass. ماهی پُرچربی Fatty fish. غذاهای پُرچربی Fatty foods. روغن‌های تثبیت شده Fatty oils. fixed oils. بافت چربی Fatty tissue- adipose tissue. شیر اصلاح شده از نظر درصد چربی FCM. ۴ percent fat corrected milk. ادارۀ غذا و داروی فدرال FDA. food and drug administration. رنگ آبی شماره ۱ ، رنگ آبی FCF FD & C blue No. ۱ FCF. رنگ آبی شماره ۲ ، ایندیگوتین FD & C blue No. ۲. رنگ سبز شماره ۳ ، رنگ سبز تند FCF FD & C green No. ۳. رنگ قرمز شماره ۳ ، اریتروزین FD & C red No. ۳. رنگ قرمز شماره ۴ ، پانسو SX FD & C red No. ۴. رنگ قرمز شماره ۴۰ ، آلورای قرمز AC FD & C red No. ۴۰. رنگ زرد شماره ۵ ، تارترازین FD & C yellow No. ۵. رنگ زرد شماره ۶ ، رنگ زرد FCF FD & C yellow No. ۶پَر Feather. پودر پَر Feather meal. مدفوع ، فضولات ، پشگل ، تاپاله ، تپاله ، پِهِن Feces. faeces. خوراک Feed. خوراک ، خوراک دام Feed. feedstuff. پس‌خوراند ، بازخوراند Feedback. مکانیسم تغذیۀ منفی Feedback mechanism. طعم خوراک ، طعم خوراک دام Feed flavor. مخصوص تغذیۀ دام Feed grade. دانه‌های خوراکی ، غلات دامی Feed grain. آسیاب خوراک دام ، آسیاب چکشی Feedgrinder. See hammer mill. جو دامی Feeding barley. See malting barley. ملاس چغندر قند Feeding beet molasses. ملاس ذرت قندی Feeding corn sugar molasses. روغن خوراکی ، روغن دامی Feeding oil. خوراک ، خوراک دام Feeding stuff. See feedstuff. تانکاژ خوراکی Feeding tankage. digester tankage. تانکاژ خوراکی با استخوان Feeding tankage with bone. مصرف خوراک ، خوردن خوراک Feed intake. کارخانۀ خوراک دام Feed mill. See hammer mill. خوراک مخلوط‌کُن ، مخلوط کُن خوراک‌های دامی Feed mixer. خوراک مخلوط ، خوراک فرموله شده Feed mixture. See formula feed. کارخانه خوراک دام Feed processing plant. تولید خوراک دام Feed production. مصرف خوراک ، خوردن خوراک Feed intakeکارخانهٔ خوراک دام Feed mill. See hammer mill. خوراک مخلوط کُن ، مخلوط کُن خوراک‌های دامی Feed mixer. خوراک مخلوط ، خوراک فرموله شده Feed mixture. See formula feed. کارخانۀ خوراک دام Feed processing plant. تولید خوراک دام Feed production. خوراک ، خوراک دامی Feedstuff. See feeds; feedingstuff. مکمل خوراکی ، مکمل خوراک Feed supplement. See supplement. ارزش غذائی خوراک Feed value. feeding value. گندم دامی Feed wheat. طعم خوراک ، دارای طعم خوراک دام Feedy. feedy flavor; feed flavor. تخم رازیانه Fennel seed. تخمیر شدن ، تخمیر کردن ، عامل تخمیر Ferment. See enzyme. قابل تخمیر ، تخمیر شدنی Fermentable. تخمیر Fermentation. کمک تخمیر Fermentation aid. محصول تخمیر Fermentation product. مواد محلول تخمیر Fermentation solubles. تودۀ زنده تخمیری Fermented biomass. تخمیر شده Fermented. شیر تخمیر شده ، شیر ترش شده Fermented milk. See cultured buttermilk; cultured cream. سیترات فریک آمونیم Ferric ammoniaum citrate. سولفات فریک آمونیم Ferric ammonium sulfate. کلروفریک Ferric chloride. FeCl۳. فروکتوز فریک Ferric fructose. گلیسروفسفات فریک Ferric glycerophosphateنیترات فریک Ferric nitrate. اورتوفسفات فریک Ferric orthophosphate. FePO۴. XH۲O. اکسید فریک Ferric oxide. Fe۲O۳. پیروفسفات فریک Ferric pyrophosphate. سولفات فریک Ferric sulfate. Fe۳SO۴. فریتین Ferritin. سولفات فروس آمونیم Ferrous ammonium sulfate. کربنات فرو Ferrous carbonate. سیترات فرو Ferrous citrate. فومارات فرو Ferrous fumarate. FeC۴H۲O۴. گلوکونات فرو Ferrous gluconate. C۱۲H۲۲FeO۱۴. ۲H۲O. سولفات فرو Ferrous sulfate. FeSo۴. تارترات فرو Ferrous tartrate. کود Fertilizer. پنیر گوسفندی Feta cheese. feta. محتوای الیاف یک غذا Fiber content of a food. الیافی - کلاژنی Fibrocollagenous. الیاف سازی ، رشته زائی Fibrogenesis. کربوهیدرات‌های الیافی Fibrous carbohydrates. پروتئین‌های الیافی ، پروتئین‌های رشته‌ای Fibrous proteins. albuminoids; scleroproteins. مزرعه Field. farm. نیروی (شدت) میدان Field strengh. شیر با چربی جایگزین Filled milk. لفاف ، فیلم ، لایۀ نازک Film. درجۀ حرارت لایه‌ای Film temperatureمیعان لایه‌ای Filmwise condensation. ویروس صافی گذر Filterable virus. پالایش ، تصفیه ، صاف سازی ، جداسازی Filteration. ناخالصی روی صافی Filter cake. کاغذ صافی Filter paper. پرس صافی‌دار ، پالودن با پرس صافی‌دار Filter press. فرآورده (محصول) نهائی Final product. وزن نهائی Final weight. ماهی باله‌دار Fin fish. ریز آسیاب شده Finely ground. بوجاری شده با الک سوراخ ریز Finely screened. finely sifted. Finely sifted. ذرات ریز Fines. ریز غربال کردن ، ریز الک کردن Fine screening. تکمیل کننده ، تمام کننده Finisher. معدۀ اول ، شکمبه ، سیرابی First stomach. rumen. ماهی ، ماهی‌ها Fish. پرورش ماهی ، ماهی‌داری Fish culture. fish farming. شیلات ، ماهیگیری Fishery. طعم ماهی Fishiness. منطقۀ صید ، منطقه پُرماهی دریا ، منطقۀ تجمع ماهیان Fishing ground. پودر ماهی Fish meal. تور ماهیگیری Fishing net. تفالۀ ماهی Fish pomace. استخر پرورش ماهی Fish pondپودر ضایعات ماهی Fish residue meal. اتاق نگهداری ماهیان صید شده Fish room. تانکاژ ماهی Fish scrap. See fish tankage. ماهیان گرد Fish round. مواد محلول ماهی Fish solubles. عصارۀ بدون چربی ماهی Fish stickwater. تانکاژ ماهی Fish tankage. Fish scrap; dry ground fish meal. مربوط به ماهی ، دارای طعم یا بوی ماهی Fishy. طعم ماهی Fishy flavor. بوی ماهی Fishy smell. اتصالات ، لوله‌ها Fittings. سرمایۀ ثابت Fixed capital. هزینۀ ثابت Fixed cost. روغن‌های ثابت ، روغن‌های چرب Fixed oils. fatty oils. ضعیف ، شُل ، نرم Flaccid. آویختگی ، آویزانی Flagging. ورقه ورقه شده ، پولکی شده با بخار Flaked. steamed flaked. پولکی شده ، غلتک خورده ، ورقه‌ای Flaked, flaking. See rolled. پولک Flakes. نورسنج شعله‌ای Flame photometer. سترون‌ساز شعله‌ای Flame steriliser. پهلو ، تهیگاه Flank. پاستوریزاسیون سریع Flash pasteurisation. پوست‌گیری سریع Flash peeling. ماهیان پهن Flat fishترشیدگی بی‌مزه Flat sour. بی‌مزه Flat taste. سرپهن Flat top. پوست خارجی مرکبات Flavedo. فلاوین آدنین دی نوکلئوئید Flavin adenine dinucleotide. FAD. فلاوین منونوکلئوتید Flavin mononucleotide. FMN. فلاووپروتئین Flavoprotein. طعم Flavor, Flavour. مادۀ طعم دهنده Flavoring. مواد طعم‌‌دهنده Flavoring agents. See flavoring. شدت طعم Flavor intensity. برگشت طعم ، بی‌مزه شدن Flavor reversion. شیر طعم‌دار شده Flavourd milk. تشدیدکنندۀ طعم ، طعم افزا Flavour enhancer. طعم‌افزاها ، مواد طعم دهنده ، مواد طعم‌زا Flavourings. See flavoring. بذرک ، کتان Flax- Linum usitatissimum; linseed. کک Flea. ماهیچه‌ها و چربی یک حیوان ، گوشت میوه Flesh. گوشتالو Fleshy. قابل انعطاف ، کشسان Flexible. بسته قابل انعطاف Flexible package. انقباض کشسانی Flexion contraction. خم ، خمیدگی Flexture. ذرت دانه‌ای Flint corn. غوطه‌وری ، شناوری Floatationغوطه‌ور ، شناور ، معلق Floating. پلت‌های غوطه‌ور Floating ;ellets. کف Floor. جمعیت گیاهان ، حیوانات یا جانوران یک منطقه ، یا کشور Flora. غنچۀ گل Floral bud.

ابتدای به گُل نشستن ، شروع گل‌دهی در گیاهان Floral initiation. آرد Flour. فرآورده‌های فرعی آرد Flour by procucts. ذرت آردی Flour corn. بهساز آرد Flour improver. زبرۀ آرد Flour middlings. See wheat standard middlings; wheat flour middlings; wheat red dog. جریان ، جاری بودن ، جاری شدن Flow. شاخص رفتاری جریان Flow behaviour index. مشخصات جریان ، خصوصیات (ویژگی‌های) جریان Flow characteristics. نمودار جریان عمل Flow chart. گل ، شکوفه ، گل کردن ، گل دادن Flower. مرحله گل‌‌دهی Flowering stage. زمان گل‌‌دهی Flowering time. گل آغازی ، شروع گل دهی Flower initiation. اندازه‌گیری جریان Flow measurment. خشک کردن با جریان هوای گرم Flue curing. مایع ، سیال Fluid. تعادل مایع ، تعادل آب Fluid balance. water balance. خشک‌‌کردن به روش بستر غلتان Fluid drying. bed. تخلیهتولید غذا Food production. تهیه یا تدارک غذا. Food provision. ذخیرۀ غذائی Food reserves. علم غذا ، علم تغذیه Food science. علم و فن‌آوری (تکنولوژی) مواد غذائی Food science and technology. علوم غذائی Food sciences. فساد غذا Food spoilage. نشاسته غذائی تغییریافته و اصلاح شده Food starch modified. ذخیره غذا Food storage. See food preservation. انبارهای مواد غذائی ، ساختمان‌های ذخیرۀ مواد غذائی Food storage structures. غذاها ، غذاهای انسانی Foodstuffs. فن‌آوری مواد غذائی Food technology. شبکۀ غذائی Food web. علوفه Forage. خوراک‌های علوفه‌ای Forage feeds. گیاهان علوفه‌ای Forage grass. بقولات علوفه‌ای Forage legumes. گیاه علوفه‌ای Forage plant. مسمومیت علوفه‌ای Forage poisoning. کیفیت علوفه Forage quality. زنبور کارگر ، زنبور مزرعه‌رو Forager. گیاهان علوفه‌ای Forages. سورگوم علوفه‌ای Forage sorghum. علف پهن برگ Forb. broadleaved herb. خشک شده با جریان مصنوعی هوای گرم Forced air driedهمرفت شده با جریان مصنوعی هوای گرم Forced convection. همرفت تحت نیرو Forced convection. پنس ، فورسپ Forceps. پیش‌بینی Forecasting. پیشانی Forehead. مواد خارجی Foreign materials. مادۀ خارجی Foreign matter. مواد خارجی ، شئی خارجی Foreign object. بوی غیرطبیعی ، بوی خارجی Foreign odor. ساق‌های جلو Forelegs. forelimbs. پستان‌های جلو Forequarters. foreudder. شکمبه ، نگاری و هزارلا سه معدۀ اول نشخوارکنندگان Forestomachs. چنگال ، چنگک Fork. شکل ، قواره Form. اسید فرمیک ، جوهر مورچه Formic acid. Hcooh. عیارسنجی فرمُل Formol titration. غذای فرموله شده Forumla food. معدۀ چهارم نشخوار کنندگان ، معدۀ حقیقی نشخوار کنندگان ، شیردان ، معدۀ غده‌ای Forth stomach. abomasum; true stomach. غذای تقویت شده ، غذای غنی شده Fortified food. روغن‌های تقویت شده ، روغن‌های تقویت شده ، روغن‌های غنی شده Fortified oils. تقویت کردن ، غنی کردن Fortify. بدبو ، نامطبوع Fouled. بوی بد ، بوی نامطبوع Foul smelling. آزمایش چهار بشقاب Four plate test. پرنده Fowlمعطر ، خوشبو Fragrant. اسکلت بندی ، چوب بست Framework. انرژی آزاد Free energy. اسیدهای چرب آزاد Free fatty acids. آب آزاد Free water. منجمد و خشک شده Freeze dried. غذاهای منجمد خشک شده Freeze dried foods. خشک کن تصعیدی Freeze drier. منجمد کردن و خشک کردن Freeze drying. See lyophilization. سوختگی انجماد ، سوختگی سرد Freezing burn. ظرفیت انجماد Freezing capacity. درجه حرارت انجماد Freezing temperature. هوای منجمد کننده ، هوای یخبندان Freezing weather. خلال سیب‌زمینی سرخ شده در روغن French fries. گاز فرئون Freons. بسامد (در برق) Frequency. گاو تازه‌زا ، حیوان تازه‌زا ، سبز ، تازه ، تخم‌مرغ تازه ، آب شیرین Fresh. غذا (خوراک) تازه Fresh food (feed). محصولات تازه ، محصولات تازه و عمل‌آوری نشده Fresh products. آب شیرین Fresh water. ضریب اصطکاک Friction coefficient. انرژی اصطکاک Friction energy. اتلاف اصطکاکی Friction loss. یخبندان ، منجمد Fost. یخ‌زده ، منجمد Frozenفروکتوزان Fructosan. قند میوه ، فروکتوز Fructose. C۶H۱۲O۶. شربت فروکتوز ذرت Fructose corn syrup. هسته‌گیری میوه Fruit pitting. فروکتوز ، قند میوه Fruit sugar. fructose. بچه ماهی Fry. سرخ کردنی Fryer. سرخ کردن Frying. ویتامین‌های محلول در چربی FSV. fat soluble vitamins. کاملاً به گل نشسته Full bloom. اسید فوماریک Fumaric acid. C۴H۴O۴. مادۀ تدخینی ، مادۀ گاز ‌زا Fumigant. گاز دادن ، تدخین کردن Fumigate. تدخین ، گازدهی Fumigation. کارکرد ، وظیفه ، تابع Function. قعر ، تَهِ معده Fundus. Fungal amylase process distillers' grains with solubles. قارچ‌ها Fungi- Pl. of fungous. قارچ کُش Fungicide. قارچی مربوط به قارچ؛ مثل ، یک بیماری قارچی. Fungous. pertaining to a fungus. Fungus فورسلاران Furcellaran کوره Furnace. شیار ، خط ، گود ، شیاردار کردن Furrow. عدد FTT ، اندیس FF F valeگلاکتوز Galactose. CH۲OH(CHOH)۴CHO. کیسۀ صفرا Gall bladder. گالن Gallon. گاماگلوبولین Gamma globulin. اشعه‌های (پرتوهای) گاما Gamma rays. آشغال ، زباله ، خاکروبه ، کاه وکلش ، امعاء و احشاء ، فضولات حیوانی ، ضایعات سبزی‌ها Garbage. سیر Garlic. Allium sativum. طعم سیر Garlic flavor. نمک سیر Garlic salt. ثابت گاز Gas constant. محصولات گازی عمل هضم Gaseous products of digestion. GPD. معدی ، مربوط به معده Gasteric. سیلوی عمودی ، سیلوی استوانه‌ای ، سیلوی برجی Gas tight silo. vertical silo; tower silo. معدی ، مربوط به معده Gastric. شیرۀ معده Gastric juice. ورم معده ، تورم معده ، التهاب معده ، آماس معده Gastritis. تورم (التهاب ، ورم ، آماس) معدی - روده‌ای Gastroenteritis. See enteritis; feline enteritis. معدی - روده‌ای Gastrointestinal tract. دستگاه گوارش ، لوله گوارش ، مجرای معده - روده‌ای ، جهاز هاضمه Gastrointestinal. alimentary tract. گاز زخم‌بندی Gauze. انرژی ناخالص GE. gross energy. تلمبۀ (پمپ) دنده‌ای Gear pump. غازها ، جمع غاز Geese. pl. of goose. ژله ، ژله‌ای ، دلمه‌ای Gel. gelatinous. ژلاتین Gelatin یا ترشح مایع Fluid discharge ژلاتینی کردن ، ژلاتینی شدن Gelatinize. ژلاتینی شده ، ژلاتینی کردن Gelatinized, gelatinizing. ژله‌ای شدن Gelation. میکروب ژلوس پسودوموناس Gelus pseudomonas. زادن ، تولید کردن ، حاصل کردن Generate. مولد Generator. عام ، عمومی ، نوعی ، جنسی Generic. ژنتیکی ، از / یا مربوط به ژنتیک Genetic. ژنتیک Genetics. هندسی Geometric. ژئوتریکوم جنسی از کَفَک‌ها Geotrichum. ایزووالرات ژرانیل Geranyl isovalerate. جرم ، میکروب ، جنین یاگیاهک بذر Germ. فاقد میکروب ، عاری از عوامل بیماری‌زا ، پاک ، تمیز ، ضدعفونی شده Germ free. abacterial. میکروب کُش Germicide. جوانه‌‌زدن ، رستن ، تنژیدن Germinate. جوانه زنی ، رویش ، تنژگی Germination. خوراک گیاهک Germ meal. See corn germ meal. روغن گیاهک Germ oil. صمغ هندی ، گاتی Ghatti. کرهٔ مایع Ghee. جیبرلین‌ها Gibberellines. امعاء و احشاء Giblets. پاچه Gigot. ماشین پنبه پاک‌کنی Ginکپسول پنبه ، غوزۀ پنبه Gin by product. زنجبیل Ginger. سنگدان Gizzard. اسید استیک گلاسیال Glacial acetic acid. C۲H۴O۲. See acetic acid. glacial. غده Gland. غده‌وار ، غده‌ای Glandular. سرامیک شیشه‌ای Glass ceramic. ظروف شیشه‌ای دهانه گشاد Glass jars. گلیادین Gliadin. شیرفلکۀ ساچمه‌ای Globe valve. گویچه ، گویچۀ چربی Globule. گلوبونلین‌ها Globulins. گلوکوژنز Glucogenesis. گلوکونئوژنز Gluconeogenesis. Gluconic acid. C۶H۱۲O۷. گلوکونو دلتا لاکتون Glocono delta lactone. GDL. C۶H۱۰O۶. قنددوست‌ها ، مواد قنددوست Glucophiles. گلوکز ، قند انگور ، دکستروز Glucose. C۶H۱۲O۶; dextrose; grape sugar. شربت گلوکز Glucose syrup. گلوکوزید Glucoside. سریشم ، چسب Glue. فرآوردۀ جنبی چسب Glue by product. پوشینه ، پوشه ، پوشش میوۀ غلات Glume. اسید گلوتامیک Glutamic acid. C۵H۹NO۴. اسید هیدروکلرو گلوتامیک Glutamic acid hydrochloride. C۵H۹NO۴. HC۱گلوتن ، گلوتن گندم ، چسب نشاسته Gluten. خوراک گلوتن ، خوراک گلوتن ذرت Gluten feed. See corn gluten feed. آرد گلوتن Gluten flour. گلوتن با اسید گلوتامیک پائین Gluten low glutamic acid. Gluten meal. See corn gluten meal. گلوتنی Glutionous. چسبناک ، چسبنده ، لزج ، چسبدار ، گلوتنی ، چسب مانند Glutenous. گلوکز خونی ، پُرگلوکزی خون Glycamia. Glycemia. تری بنزوآت گلیسرال Glyceral tribenzoate. گلیسیرید Glyceride. گلیسرین ، گلیسرول Glycerin, Glycerine. C۳H۸O۳. See glycerol. گلیسرول ، گلیسیرین Glycerol. CH۲OH CHOH CH۲OH. دی هیدروآبیتات گلیسرول Glycerol dihydroabietate. استر گلیسرول رزین چوب Glycerol ester of wood rosin. لاکتا استئارات گلیسرول Glycerol lacta stearate. لاکتواستئارات گلیسرول Glyceorl lacto stearate. آبیتات گلیسریل Glyceryl abietate. لاکتواسترهای گلیسریل اسیدهای چرب Glyceryl lacto esters of fatty acids. گلیسین Glycine. C۲H۵NO۲. سویا Glycine max. نشاستۀ حیوانی ، گلیکوژن Glycogen. (C۶H۱۰O۵)n. گلیکوژنز Glycogenesis. گلیکوژنیک Glycogenic. گلیکوژنولیز Glycogenolysis. اسید گلیکوهولیک Glycoholic acid. C۲H۴۳NO۶گلوتن ، گلوتن گندم ، چسب نشاسته Gluten. خوراک گلوتن ، خوراک گلوتن ذرت Gluten feed. See corn gluten feed. آرد گلوتن Gluten flour. گلوتن با اسید گلوتامیک پائین Gluten low glutamic acid. Gluten meal. See corn gluten meal. گلوتنی Glutionous. چسبناک ، چسبنده ، لزج ، چسبدار ، گلوتنی ، چسب مانند Glutenous. گلوکز خونی ، پُرگلوکزی خون Glycamia. Glycemia. تری بنزوآت گلیسرال Glyceral tribenzoate. گلیسیرید Glyceride. گلیسرین ، گلیسرول Glycerin, Glycerine. C۳H۸O۳. See glycerol. گلیسرول ، گلیسیرین Glycerol. CH۲OH CHOH CH۲OH. دی هیدروآبیتات گلیسرول Glycerol dihydroabietate. استر گلیسرول رزین چوب Glycerol ester of wood rosin. لاکتا استئارات گلیسرول Glycerol lacta stearate. لاکتواستئارات گلیسرول Glyceorl lacto stearate. آبیتات گلیسریل Glyceryl abietate. لاکتواسترهای گلیسریل اسیدهای چرب Glyceryl lacto esters of fatty acids. گلیسین Glycine. C۲H۵NO۲. سویا Glycine max. نشاستۀ حیوانی ، گلیکوژن Glycogen. (C۶H۱۰O۵)n. گلیکوژنز Glycogenesis. گلیکوژنیک Glycogenic. گلیکوژنولیز Glycogenolysis. اسید گلیکوهولیک Glycoholic acid. C۲H۴۳NO۶ضایعات غله پوست‌کنی Grain clippings. بذر ذرت ، دانۀ ذرت Grain corn. حبوبات ، محصولات غله‌ای Grain crop. مخمر خشک تقطیر غلات Grain distiller's dried yeast. غله خشک‌کُن Grain dryer. خرده غلات Grain fines. سنبلۀ غلات Grain head. فرآورده‌های آسیاب غلات Grain mill products. مخلوط غلات Grain mixture. نمونه بردار غلات ، سوآک Grain sampler. See grain trier; grain mobe. ذرت خوشه‌ای دانه‌ای ، سورگوم دانه ای ، مایلو ، میلو Grain sorghum. آرد سورگوم دانه‌ای ، آرد مایلو Grain sorghum meal. مخزن ذخیرۀ غلات Grain storage bin. See grain bin. خرمنکوب غلات Grain thresher. دستگاه خرمنکوبی غلات ، ماشین خرمنکوبی غلات Grain threshing machine. سرکۀ غلات ، سرکۀ تقطیری غلات Grain vinegar. گرم Gram. خانوادۀ گندمیان ، گندم‌سانان Graminate. Gramineae; Graminaceae; poaceae. گندمیان ، گندم‌سانان ، خانوادۀ غلات Gramineae. See graminae. گندمگون ، گندمی ، شبه گندم Gramineous. غلات ، حبوبات ، گندمیان Graminose. creals. گرم منفی Gram negative. باکتری‌های گرم منفی Gram negative bacteria. گرم مثبت Gram positive. باکتری‌های گرم مثبت Gram positive bacteriaرنگ‌آمیزی گرم Gram stain. انبار غلات یا حبوبات ، ناحیه غله‌خیز Grannary. Grand traverse disease. See cobalt deficiency. دانه‌دانه ، دانه‌ای ، دانه مانند ، دارای دانه‌های ریز Granular. بستر دانه‌ای ، بستر دانه‌دانه Granular bed. دانه‌دانه بودن ، دانه‌ای Granularity. ساختمان دانه‌ای Granular structure. دانه‌دانه کردن ، دارای ذرات ریز کردن Granulate. شکر دانه‌ای Granulated sugar. دانه ، برآمدگی ، دانه‌دانه سازی Granulation. بافت دانه‌دانه‌ای شکل Granulation tissue. دانه ، گرده Granule. گریپ فروت Grapefruit. تفالۀ گریپ فروت Grapefruit pulp. انگور ، خوشۀ انگور Grape. روغن دانۀ انگور ، روغن دانۀ کشمش Grape seed oil. عصارۀ پوست انگور Grape skin extract. قند انگور ، گلوکز ، دکستروز Grape sugar. glucose; dextrose. درخت انگور ، تاک ، مو Grape vine. عموماً سالم تشخیص داده شده GRAS. generally recognized as safe. ۱. گراس ، علف ، قصیل ، چمن ، چرا ، چراگاه سبز ، علف‌دار ، چمن ، گیاه علوفه‌ای ۲. با علف پوشاندن ، چرانیدن ، به چرا بردن ۳. چریدن ، علف خوردن Grass. تخم‌مرغ زرده زیتونی ، تخم‌مرغ علفی Grass egg. علفزار Grassland. ریگ ، سنگریزه Gravel. سُس گوشت Gravyضریب هضمی انرژی ناخالص Gross energy digestion coefficient. تولید ناخالص ملی Gross national product. GNP. انرژی ناخالص پروتئین Gross protein value. GPV. واحد ارزش ناخالص پروتئین Gross protein value unit. GPVU. ماهیان کفزی آسیاب شده ، آسیاب کردن Ground fish. demersal fish. رنگ زمینه Ground color. ذرت آسیاب شده Ground corn. corn chop q.v. تخم کتان آسیاب شده Ground flaxseed. flaxseed meal. پوستۀ بادام زمینی Groundnut hulls. peanut hulls. یولاف آسیاب شده Ground oats. oat chop. بادام زمینی Grolund pea. peanut. شلتوک آسیاب شده ، برنج آسیاب شده Ground rough rice. سویای آسیاب شده Ground soybeans. ۱. مادۀ آسیاب شده ۲. مادۀ زمینه‌ای بافت همبند. Ground substance. بافت زمینه Ground tissue. رشد ، نمو ، رویش ، افزایش ، ترقی Growth. نمودار رشد Growth chart. عامل رشد Growth factor. بازدارنده‌های رشد Growth ingibitors. نسبت رشد Growth rate. مواد معوق رشد Growth retardants. مواد محرک رشد Growth substances. پُر رشد ، خوب رشد کرده Growthy. رزین (صمغ) گوآیاک Guaiac gum. گوایکول Guaicaol. C۷H۸O۲گوانین ، آمینوهیپوگزانتین Guanine. C۵H۵N۵۰. گوآر ، گاران Guar. کاه ، پوشال ، پوست ، پوسته Guff. چسب ، لثه ، قی چشم Gum. صمغ ، انگم Gum. See oleoresin. مادۀ جویدنی آدامس Gum base. روده ، روده‌ها ، دستگاه گوارش Gut. تخلیۀ شکم Gutting. evisceration. سولفات کلسیم ، گچ ، سنگ گچ Gypsum. ماهی روغن Haddock. خونی ، وابسته به خون Haemic. هموسیانین Haemocyanin. hemocyanin. هموگلوبین Haemoglobin. gemoglobin. کم‌خونی همولیتیک Haemolytic anemia. مو Hair. کُرکین ، مودار ، پُرمو Hairy. نیم‌عمر Half life. هالوژن‌ها Halogens. خاک‌های شور Galomorphic soil. نمک دوست Halophile. نمک دوست ، گیاه نمک دوست Halophytic. آسیاب چکُشی Hammermill. آهنربای آسیاب چکشی Hammer mill magnet. دستکاری (عمل‌آوری) بعد از خنک کردن Handling after chilling. آماده سازی و حمل و نقل Handling and transportationسلامتی ، بهداشت Health. sanitation. مسئولین بهداشتی ، مقاومت بهداشتی Health authority. نظارت (کنترل) بهداشت Health control. خطرات بهداشتی Health hazards. مختل کنندۀ سلامتی Health impairing. مشکلات بهداشتی Health problems. قلب ، دل Heart. قلبی شکل Heart shaped. تخمیر شدن Heat. Heat. رسوب داده با اسید و حرارت Heat and acid precipitated. تعادل حرارتی Heat balance. غذای آسیب دیده Heat damaged food. ۱. حرارت دیده ، داغ شده ۲. نوعی طعم نامطبوع در پنیر Heated. جریان (شار) حرارتی Heat fiux. آبکافت شده با حرارت Heat hydrolyzed. حرارت مصرف غذا ، حرارت عمل هضم Heat increment. HI. work of digestion. شاخص گرما ، نمایۀ گرما ، شاخص یا نمایه حرارتی یا گرمائی Heat index. گرم شدن Heating. محیط حرارتی ، واطۀ حرارتی ، منبع حرارتی Heating medium. ماهیتابه Heating pan. بی‌ثبات در مقابل حرارت Heat labile. اتلاف حرارت Heat loss. حرارت احتراق ، انرژی ناخالص Heat of combustion. gross energy. حرارت تخمیر Heat of fermenatation. HFگرمای ذوب Heat of fusion. حرارت متابولیسم مواد غذائی Heat of nutrient metabolism. HNM. عمل‌آوری شده با حرارت Heat processed. heat processing. پولکی کردن با فرآیند حرارت Heat processed flaked. See flaked. فرآوری غذاها با حرارت Heat processing of foods. تولید حرارت Heat production.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان صنعت2


تاريخ : ۱۳٩٦/٤/٢٩ | ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.