اریک‌تریست Trist, Eric عیب‌یابی Trouble shooting امانت‌گذاری Trust شرکت امانی Trust company امین Trustee نمره T T-score آزمون T T-test قرارداد تکمیل کار Turnkey contract درآمد فروش ، ترک خدمت Turnover ارزش سود به دست آمده از فعالیّت بازرگانی Turnover value نظام آموزش با استفاده از معلّم Tutorial system نوبت‌کاری غروب Twilight shift الگوی رهبری دوبعدی Two-dimensional leadership model دو روی قدرت Two faces of power تئوری دوعاملی Two factor theory نظام پولی دو نرخی Two - tier monetary system ارتباط دوسویه ، ارتباط دوطرفه Two-way communication سرمایه‌دار ، فرد بانفوذ Tycoon پیش‌بینی سریهای زمانی Time series forecasting استفاده به نوبت از یک ماشین Time sharing فرم ثبت فعالیّت Time sheet دورۀ اختیاری Time span of discretion مدتّ زمان استاندارد Time standard مطالعه زمانی ، زمان‌سنجی Time study انعام Tip خطوط حمل و نقل بین‌المللی TIP مصرف‌کنندۀ نهایی Ultimate consumer داور Umpire هزینه جذب نشده ، هزینه ترمیم نشده Unabsorbed cost سود تخصیص نیافته Unappropriated profit زمان بیکاری ماشین Uattended time اعتصاب غیرمجاز Unauthorized strike رشد نامتعادل Unbalanced growth درآمد پرداخت نشده ، درآمد قطعیّت نیافته Unbilled revenue سرمایه مطالبه نشده Uncalled capital نظریّه عدم اطمینان Uncertainty theory کار اندازه‌گیری نشده ، کار بررسی نشده ، کار بررسی‌ناپذیر Uncontrolled work کنفرانس تجارت و توسعه ملل متحّد UNCTAD هزینه بالاسری پیش‌بینی نشده Underapplied overhead مطالبه کمتر از میزان قانونی Undercharge طبقه فقیر Underclass نظریّه مصرف کمتر از تولید Underconsumption theory کشور توسعه نیافته Underdeveloped contry کم‌مشغله Underemployed بیمه کردن به زیر قیمت Under insure شرکت وابسته Underlying company تعیین نیروی کار کمتر از حدّ نیاز Under manning بهبود وضع نیافته ، در جریان بهبود Underrecovery فروش به قیمت نازلتر Underselling کم‌بهره‌گیری Underutilization تعهدّ کردن ، تضمین کردن Underwrite نسبت سود به هزینه ناویژه Undiscounted gross benefit cost ratio نسبت سود به هزینه ناویژه Undiscounted net benefit cost ratio سود توزیع نشده Undistributed profits حقّ مالکیّت مشاع Undivided right حقّ بیمه حاصل نشده ، درآمد حاصل نشده Unearned premium ناتوان از کار Unemployable بیکار Unemployed حقوق بیکاری Unemployment benefit (the dole) سازمان فرهنگی ، علمی و آموزشی ملل متحّد UNESCO Organization هزینهٔ مداوم ، هزینهٔ خاتمه نیافته Unexpired cost رقابت غیرمنصفانه Unfair competition اخراج غیرمنصفانه ، اخراج غیرعادلانه Unfair dismissal وام سررسیددار Unfunded debt سازمان توسعه صنعتی ملل متحّد UNIDO گردش نقدینگی یکسان Uniform cash flows کارکنان دولت ، یکدست‌پوشان Uniformed services تمرکز وظیفه‌ها ، متمرکز کردن وطیفه‌های وابسته Unifunctionalism داوری یک سویه Unilateral arbitration راهبرد یکجانبه ، استراتژی یک سویه Unilateral strategy نقل و انتقال یک‌سویه Unilateral transfer اتحادیّه Union نرخ دستمزد اتحادیّه Union rate قرارداد عضویّت در اتحادیّه Union shop خصیصه انحصاری در فروش Unique selling point (unique selling proposition) خصیصه انحصاری در فروش Unique selling proposition سرمایه عرضه نشده برای فروش Unissued capital واحد ، پایه ، بخش Unit کشش‌پذیری پیوسته Unitary elasticity نظام واحد Unitary system هزینه واحد تولید یا توزیع Unit cost کنفرانس تجارت و توسعه ملل متحّد United National Conference on Trade and Development (UNCTAD) سازمان فرهنگی ، علمی و آموزشی ملل متحّد United National Educational Scientific and Cultural Organization (UNESCOسازمان توسعه صنعتی ملل متحّد United National Industrial Development Organization (UNIDO) واحد حساب ، واحد محاسبه ، واحد پول Unit of account هزینه واحد کار Unit labor cost قیمت هر واحد ، بهای هر واحد Unit price تولید واحدی Unit production صندوق مشترک ، صندوق واحد Unit trust افزایش بها بدون دسترنج Unearned increment وحدت فرماندهی Unity of command وحدت رهبری ، وحدت مدیریّت Unity of direction وحدت مدیریّت Unity of management نظریّه طرّاحی فراگیر ، نظریّه طرّاحی همگانی ، نظریّه بهترین روش طرّاحان سازمان Universal design theory جهان ، قلمرو بررسی در تحقیق Universe شرکت تضامنی ، شرکت با مسئولیّت نامحدود Unilimited company سبک کردن ، کم کردن کالا از طریق فروش Unloading نظام تولید خودکار Unmanned manufacturing اعتصاب غیررسمی Unofficial strike سود سهام پرداخت نشده Unpaid dividend زمان غیرمولّد ، زمان غیر کارآ Unproductive time سود تحققّ نیافته Unrealized profits اعتبار دهنده بدون اخذ تضمین Unsecured creditor بدهی تضمین نشده Unsecured debt سهام بدون تضمین بهره Unsecured loan stock کارگر ساده ، کارگر غیرماهر Unskilled worker ساعات کار غیرعادی Unsocial hours کالاهای ناخواسته Unsolicited goods بازار بی‌ثبات Unstable market ارتقا Upgrading فردی از طبقه بالای جامعه Upscale قیمت حدّاقل Upset price (reseve price) زمان در دسترس Uptime ارتباط از پایین به بالا Upward communication لیندال اورویک Urwick, Lyndall طبقه‌بندی اقلام بر مبنای ارزش آنها Usage calssification یوزانس Usance کیفیّت بیش از اندازه Useless quality

یاری‌دهنده کاربر ، کاربرپسند ، کاربرآشنا ، راحت User-fiendly رباخواری Usurious سودمندی ، مطلوبیّت ، تأسیسات عمومی Utility برنامه کمکی ، برنامه پرکاربرد ، نرم‌افزار سودمند Utility program نظریّه مطلوبیّت Utility theory ضریب خالی بودن Vacancy factor تعطیلات Vacation پرداخ بایت کار در ایّام تعطیل ، دستمزد کار در تعطیلات Vacation pay نسبت ساختمانهای مسکونی خالی Vacency ratio ترجیح ، اولویّت ، ارزش ، مطل.بیّت ، جاذبه Valence معتبر ، مجاز ، قابل اطمینان ، ارزشمند Valid اعتبار بخشیدن ، معتبر ساختن ، ارزشمندسازی Validation اعتبار ، روایی ، ارزشمندی Validity کنترل اعتبار ، وارسی ارزشمندی Validity check قیمت‌گذاری دولتی Valorization ارزش‌گذاری ، برآورد ارزش ، ارزشیابی Valuation ذخیرۀ ارزشیابی Valuation reserve ارزش Value ارزش افزوده Value added مالیات بر ارزش افزوده Value added tax=VAT تجزیه و تحلیل ارزش Value analysis شیوۀ ارزشی ، رهیافت ارزشی Value approach تاریخ ارزش ، تاریخ اجرا Value date مهندسی ارزشی Value engineering محدودۀ ارزش ، منحنی ارزش Value envelope ارزش در مصرف Value in use ارزش پول ، قدرت خرید پول Value of money اصل ارزش خدمت Value of service principle بیمه نامهٔ مطلوب ، بیمه‌نامهٔ ارزش‌گذاری شده Valued policy متغیّر Variable مستمری متغیّر Variable annuity بودجه انعطاف‌پذیر ، بودجهٔ متغیبر Variable budget هزینه متغیّر Variable cost متغیّر وابسته Variable, dependent برنامه‌ریز عامل متغیّر Variable, factor programming متغیّر مستقّل Variable inspection بیمه عمر متغیّر Variable life insurance ساعات کار متغیّر Variable working hours پراکنش ، واریانس ، اختلاف ، مغایرتها ، پراش Variance تنوّع مهارت Variety of skill فروشگاه اجناس متنوّع ، فروشگاه اجناس گوناگون Variety store مالیات بر ارزش افزوده VAT محلّ خرانه نقد و صندوقهای سپرده Vault نمایشگر ، صفحه نمایش کامپیوتر VDU معاون ، نایب Veep نظریّه پرده پول ، نظریّه پول به عنوان حائل Veil of money theory سرعت گردش پول Velocity of circulation درآمد سود و بدون زحمت Velvet فروختن Vend خریدار Vendee فروشنده Vendor=vender حراج عمومی Vendue فعالیّت تجاری مخاطره‌آمیز Venture سرمایه در فعالیّتهای مخاطره‌آمیز Venture capital منطقه دادگاه ، حوزۀ دادگاه Venue ارتباط لفظی ، ارتباط کلامی Verbal communication تصمیم هیئت منصفه ، رأی دادگاه Verdict تأیید صحت ، اثبات کردن ، ممیّزی کردن Verify رأس ، تارک Vertex عدالت مستقیم و موزون Vertical equity توسعه عمودی Vertical expansion ادغام عمودی Vertical merger تحرّک عمودی نیروی کار Vertical mobility ترفیع عمودی Vertical promotion تقسیم کار عمودی Vertical specialization فشار و رقابت عمودی Vertical strain اتحادیّه عمودی ، اتحادیّه صنعتی Vertical union بیمه‌نامه‌های وسائط نقلیه آبی Vessel (bull) policies حقوق مکتسبه Vested rights آموزش دهلیزی Vestibule training حقّ کارمند برای وجوه بازنشستگی Vesting قابلیّت بادوام وبقا ، توانایی پرداخت بهای واردات Viability هزینهٔ سفر Viatico (Latin)= bill of fare تعهّد و مسئولیّت نیابتی Vicarious liability معاون ، نایب رئیس Vice - president ویدئو دکس Videodex خواست پرورگار Vis major کارت اعتباری ویزا Visa معاملهٔ مرئی ، دادوستد مرئی Visible=visible transaction صادرات ، واردات مرئی Visible exports/imports تجرات مرئی ، تجارت کالا Visible trade هدفهای ذهنی ، هدفهای بعید و دور Visionary objectives نمایشگر ، صفحهٔ نمایش کامپیوتر Visual display unit نظریّه اساسی Vitalist theory آمارهای حیاتی ، آمارهای اساسی Vital statistics واژگان ، فهرست دستورهای کامپیوتری Vocabulary کار ، شغل ، پیشه ، حرفه Vocation راهنمایی شغلی Vocational guidance آزمونهای حرفه‌ای ، آزمونهای شغلی Vocational tests آموزش حرفه‌ای Vocational training پوچ ، بی‌اثر ، باطل Void پیمان قابل فسخ Voidable contract حافظه ناپایدار Volatile memory اصل سلب حقّ ادعای خسارت Volenti non injuria Älatinu تخفیف بابت مقدار Volume discount حجم بازرگانی Volume of trade انتقال اختیاری ، انتقال ارادی Voluntary alienation اصل سلب حقّ ادّعای خسارت Voluntary assumption of risk ورشکستگی ارادی Voluntary bankruptcy فروشگاههای زنجیره‌ای داوطلب Voluntary chain store گروه داوطلب Voluntary group موضوع اختیاری Voluntary issue انحلال داوطلبانه ، انحلال ارادی Voluntary liquidation انحلال ارادی ، انحلال داوطلبانه Voluntary winding up هیئت مدیره Vorstand حساب داخلی در بانک خارجی ، حساب برای شما Vostro account حقّ رأی Voting right سهم دارای حقّ رأی Voting stock واگذاری حقّ رأی ، توکیل رأی. Voting trust وکیل دارنده حقّ رأی Voting trustee سند ، سند خرج ، مدرک ، بن Voucher رسیدگی به اسناد Voucher audit چک مشروط ، چک سنددار Voucher check دفتر اسناد هزینه Voucher register خرید با ارئه بن Voucher trading بیمه‌نامه‌های سفری Voyage policies ویکتور اچ‌روم Vroom, victor H. مدل روم-یتون Vroom-Yetton model دستمزد ، مزد Wage مدیریّت حقوق و دستمزد Wage and salary administration حدّاقل و حدّاکثر دستمزد: گستره حقوق Wage bracket (range) کاهش فاصله دستمزد Wage compression کنترل دستمزد Wage control منحنی دستمزد Wage curve حدّاقل دستمزد Wage floor تثبیت دستمزد Wage freeze طرح تشویقی دستمزد Wage incentive pran حدّاقل دستمزد Wage minimum

دستمزد مبتنی بر تورّم ، حرکت مارپیچی مزد و قیمت Wage-price spiral نرخ دستمزد Wage rate مقیاس دستمزد ، میزان دستمزد Wage scale تثبیت دستمزد Wage stabilization رعایت سقف حقوق بیکاری Wage stop دوره انتظار ، زمان انتظار Waiting period حالت انتظار ، وضعیّت انتظار Wait state چشم‌پوشی ، فسخ ، ابطال Waiver فسخ حقّ بیمه ، صرفنظر کردن از دریافت حقّ بیمه Waiver of premium فسخ اعتراض Waiver of protest فسخ تجدید‌نظز در حقّ بیمه Waiver of restoration premium پرسه‌زدن ، ترک کردن ، گام زدن Walk نماینده اتحادیّه Walking delegate مراجعه‌کنندگان ، جویندگان کار Walk-ins اعتصاب ، اعتراض Walkout بررسی اولیّه ، بازبینی همهٔ مراحل Walkthrough وال استریت Wall street شبکه گسترده کامپیوتری WAN خواسته ، میل Want آگهی استخدام Want ads انبار کالا Warehouse, commodity انبار ، انبار شرکت Warehouse, company انبار خصوصی ، انبار شخصی Warehouse, private انبار عمومی Warehouse, public انبار دولتی Warehouse, state bonded کالای انباری Warehouse stock انبارداری Warehousing کالای فروشی ، متاع Wares گواهی ، حکم Warrant ضمانت‌نامه Warranty قیمت عادله ، بهای منصفانه Warranty price نظریّه جنگ War theory فروش صوری ، بازارگرمی Wash sale ضایعات ، اتلاف Wastage آگهی بیهوده ، تبلیغات بی‌ثمر Waste circulation داراییهای نقصان‌پذیر ، داراییهای تمام شدنی Wasting assest امانت مصرف‌شده ، امانت استفاده شده Wasting trust سهام با ارزش صوری Watered stock واترگیت Watergate مهر زمینهٔ کاغذ ، علامت روی کاغذ Watermark بارنامه Waybill ایستگاه میان راه Way station نظریّه وابستگی به عنصر ضعیف‌تر Weakest-link theory بازار سست ، بازار نااستوار Weak market مالیات بر ثروت Wealth tax ماکس وبر Weber, Max پرداخت هفتگی Weekly compensation وزن ناخالص Weight, gross وزن خالص ، وزن ویژه Weight, net وزن ظرف Weight, tare میانگین وزنی ، میانگین موزون ، متوسط موزون Weighted average فرم ارزشیابی با نمره‌های متفاوت Weighted checklist کالای پول‌نشدنی Wet goods کرایه کامل ، اجاره کامل Wet lease فوق العاده سختی کار Wet money فدراسیون جهانی اتحادیّه‌های کارگری WFTU چرخهٔ جزئی فروشی ، دور جزئی فروشی Wheel of retailling زیان دوجانبه ، خسارت از دوطرف Whipsawed کارمندان اداری ، کارگران یقه سفید White collar workers کالاهی پرزرق و برق White goods قهرمان سپیدپوش ، ناجی ، پهلوان سفید White knight زمین سفید White land گزارش دولتی White paper تأمین کلیّه خسارتها Whole coverage طبقه‌بندی مشاغل Whole-job ranking بیمه عمر Whole life عمده‌فروشی Wholesale خدمات گسترده بانکی Wholesale banking بهای عمده‌فروشی ، قیمت عمده‌فروشی Wholesale price شاخص قیمت عمده‌فروشی Wholesale price index عمده فروش Wholesaler شبکه گستردۀ کامپیوتری Wide area network شروع پررونق Wide opening محیط بزرگتر Wider environment اعتصاب غیرمنتظر Wildcat strike وصیّت‌نامه ، قصد ، راه Will نرم‌آفزار با زبان علامتها و نشانه‌ها WIMP (windows, icons, mouse, pull, down menus) سود بادآورده Windfall profit پنجره Window ظاهرسازی ، نمایش در ویترین Window dressing تسویه حساب Wind up لحظه Wink کارتمام نشده ، کار در جریان Wip شرکت با شبکه ارتباطی گسترده Wire house با همه عیوب ، همان که هست With all faults مالیات بردرآمد Withholding tax بدون درخواست غرامت With recourse کارگران صنعتی جهان Wobblies محتکر Wolf جوآن ، وودوارد Woodward, Joan پشت پشمالوها Wooly backs واژه ، واحد داده‌ها Word طول واژه Word length واژه‌پردازی Word processing کار Work تشنه به کار ، معتاد به کار Workaholik ممیزّی کار Work audit اضافه درآمد کارگر Workers' surplus اخلاق کارگر ، وجدان کارگر Work ethic نظام مطالعه عوامل کار Work factors system گردش کار Work flow نیروی کار Work force گروه کار Work group سرمایه در گردش Working capital چرخهٔ سرمایه درگردش Working capital cycle نسبت سرمایه در گردش Working capital ratio نسبت سرمایه درگردش Working capital turnover کنترل عملی شرکت Working control کارگران کم‌درآمد Working poor انبارۀ فعال Working storage موجودی کالای در جریان ساخت Work-in-process inventory کالای در حال ساخت ، کار در جریان Work in progress (WIP, goods in progress)  حجم کار Workload اندازه‌گیری کار Work measurement غرامت صدمه بدنی یا از کار افتادگی ، غرامت حادثه ناشی از کار Workmens' compensation زیاده بار کردن ، کار بیش از توان Work overload مذاکره در محلّ کار Workplace bargaining سیاستهای محلّ کار Work place politics مقررّات کار Work rules نمونه‌گیری کار Work sampling شوراهای کار Work councils اشتراک شغل ، اشتراک کار Work sharing کارگاه Work shop ساده کار کردن Work simplification مدیر عملیّات Works manager طرح بازنشستگی کار Works pension scheme محل کار ، مرکز کار ، ایستگاه کاری Work station تعطیلی کار ، توقفّ کار Work stoppages مطالعه کار ، بررسی کار Work study (time study) عنوان کار Work title کار درحدود مقررّات Work-to-rule بار کاری کمتر از توان Work underload واحد کار Work unit هفتهٔ کاری Work week بانک جهانی Work Bank (International Bank of Reconstruction and Development) کنفدراسیون جهانی کار World Conferdration of Labor

فدراسیون جهانی اتحادیّه‌های بازرگانی. World Federation of Trade Unions سازمان بهداشت جهانی World Health Organization (WHO) طرح بیمه جهانی Worldwide coverage بخش تولید با مسئولیّت بین‌المللی Worldwide product division ارزش ، قیمت مبادله‌ای Worth لفاف بسته‌بندی ، پوشش Wrapper مشتری آسان Wrap-up حکم ، سند قانونی Writ حکم تملّک مجدّد Writ of entry کاهش ارزش دارایی Write down حذف حساب Write off افزایش صوری ارزش دارایی Write-up ارزش پس از کسر استهلاک ، ارزش نهایی Written down value اخراج غیرقانونی Wrongful dismissal محور ایکس X-axis سهم بدون سود XD عکسبرداری ، تکثیر ، فتوکپی Xerography فرستنده - خاموش X - off فرستنده - روشن X - on اوراق ینگه دنیایی Yankee bond بارانداز راه‌آهن ، میدان کارخانه Yard متصّدی بارانداز Yardman رئیس بارانداز Yardmaster محور Y Y-axis تعدیل پایان دوره ، تعدیل پایان سال مالی Year-end adjustment سود پایان دوره ، سود پایان سال مالی Year-end dividend یک ساله Yearling قرارداد سگ زرد ، استخدام با شرط عدم عضویّت در اتحادیّه Yellow dog contract بله‌قربان گو ، آدم سربه راه Yes-man بازده Yield اختلاف بازده ، تغییرپذیری بازده Yield variance سهام متزلزل ، سهام بی‌ثبات Yo - Yo - stock جاه‌طلب ، نوکیسه ، مقام‌گرا Yuppies زایباتسو Zaibatsu بودجه بر مبنای صفر ZBB نمودار زد ، نقشه Z Z-chart بودجه‌بندی بر مبنای صفر Zero-based budgeting کوپن اوراق صفر Zero coupon bond خطا ، تولید بدون نقص Zero defects سیاست خطا صفر ، تولید بدون نقص Zero defects policy مجموع صفر Zero-sum فعالیّت زمان صفر Zero time activity کد پستی ZIP code قانون زیف Zipf's Law شرط ممنوعیّت مذاکره ، شرط مانع Zipper clause حلقه‌های همکای ، گروههای منطقه‌ای Zone circles نمودار منحنی منطقه‌ای Zone curve chart منطقهٔ آزاد Zone, free نرخ کرایه منطقه‌ای Zone freight rate ناحیهٔ بی‌تفاوتی Zone of indiference فرمان ناحیه‌ای ، حکم منطقه‌ای ، حکم منطقه‌بندی Zoninig ordinance قیمت‌بندی ناحیه‌ای Zoning pricing خرید سهام به امید ترقّی قیمتها Bull position رجحان سابقه Bumping=back tracking مجموعهٔ چند مرسوله پستی Bundle حقوق ناشی از مالکیّت Bundle of rights ظرفیّت بار کشتی Burden هزینهٔ عمومی ، هزینهٔ سربار ، هزینهٔ غیرمستقیم Burnden=indirect cost بوروکراسی ، دیوانسالاری Bureaucracy انفجار جمعیّت Population explosion آباد‌کردن Ï»¿"Cultivate" آب‌های بین‌المللی Open seas آب‌های داخلی Internal Waters آب‌های دریای آزاد Waters of the hige sea آب‌های ساحلی Coastal Waters آب‌های داخلی Internal waters آپاترید Apatride آپارتید Apartheid آتاشه Attaché آتش‌افروز Instigator آتش‌افروزی Instigation آتش‌بار Raining fire آتش‌بس Cease - fire آتش‌بس اعلام کردن Announce cease-fire آتش‌بس را نقض کردن Shatter a cease - fire آتش‌بس رسمی Formal cease - fire آتش‌بس غیررسمی De facto cease - fire آتش‌بس موقت Suspension of arms. Truce آتش‌زا Causing fire. Incendiary آتش زدن Set on fire آتش‌سوزی Fire accident آتش‌سوزی عمدی Arson آتش گرفتن Burn آتش‌نشان Fireman (pl. - men) آتش‌نشانی Fire fighting آثار ( اثر ofّ ، pl ) Fire Extinguishing آثار بدیع Consequences of sale آثار جرم Traces of offense آثار حقوقی Judicaial effects آخرین پیشنهاد Final offer آدرس Address آدم‌خوار Cannibal آدم‌خواری Cannibalism آدم‌دزد Kidnapper آدم‌دزدی Kidnapping آدم‌ربا Abduction آدم‌کش Murderer آدم‌کش Assassinatress آدم‌کشی Murder آدومید Adomide آرامش Appeasement آرامش برقرار کردن Pacify آرام شدن Simmer down آرامش طلب Peaceable آرامش قبل از طوفان The calm before the storm آرزو Wish آرزوی چیزی را داشتن Wish (long) for something آرزوی واهی Castle in the air آرشیو Wishful thinging آرم Emblem آرمان شهر Utopia آرمان‌گرا Idealist آزاد Free. Liberated. Released آزاداندیش Free thinker آزاداندیشی Free thinking آزادانه Freely آزاد ساختن Set free آزادساختن به قید کفیل Release on bail آزادسازی Emancipation آزادسازی زندانی Releasing a prisoner آزادانه صحبت کردن Speak with freedom آزاد شدن Become free آزاد کردن آزاد کننده Libreator آزادگی Freedom آزادمنشی Toleration آزاده Freebom آزادی Liberty آزادی اجتماعات Freedom of Meeting آزادی اجتماعی Social freedom آزادی احزاب Freedom of parties آزادی اراده Freedom of the will آزادی انجمن‌ها Freedom of associations آزادی اندیشه Freedom of thought آزادی‌بخش Liberatory آزادی به قول شرف Parole آزادی به قید مراقبت Probation آزادی بیان Freedom of speech آزادی تجارت Freedom of trade آزادی تحقیق Academic freedom آزادی‌خواه Liberal آزادی‌خواهی Liberationism آزادی دادن Democratize آزادی دادوستد Freedom of transaction آزادی دریانوری Freedom of navigation آزادی دریاها Freedom of seas آزادی سیاسی Political liberty آزادی عقیده Freedom of belife آزادی عمل Free-hand آزادی‌های فردی Individual liberties آزادی قراردادها Liberty of contrancts آزادی قلم Freedom of the press آزادی کسی را سلب کردن Restrain somebody of his liberty آزادی مالکیت Freedom of ownership آزادی مالکیت خصوصی Freecom of private ownership آزادی ماهی‌گیری Freedom of fishing آزادی‌های مدنی Civil liberties آزادی مذهب Freedom of religion

آزادی مشروط Conditional release آزادی مطبوعات Freedom of the press آزادی مطلق Absolute discharge آزادی موقت Release on bail آزار Injury آزار دهنده Tormenter آزار رسانیدن Trouble آزردگی Annoyance آزردن Annoy آزْمایش Test آزْمایشگاه Laboratoty آزْمایشی Experimental آزْماینده Tester آزْمند Avaricious آزمندانه Avariciously آزمندی Avariciousness آژانس امنیّت متقابل Mutual security agency آژانس امنیت ملّی National security agency آژانس بین‌المللی انرژی اتمی International atomic energy agency آژانس توسعۀ بین‌المللی Agency for international development آژانس حمل و نقل Transportation agency آژانس خبری News agency آژانس عمران بین‌المللی International development agency آژانس کار و رفاه ملل متحّد United nations relief and works agency آژانس‌های ویژه Specialized agencies آژانس یهود Jweish agency آژیتاسیون Agitation آژیر Alarm آسان Easy آسان‌ترین راه The easiest way آسایش Rest آسایش عمومی Public tranquillity آسایشگاه Resting-Place آسه آن Association of South-East آسیب Injuty آسیب دیده Injured آشتی Peace آشتی‌پذیر Peaceable آشتی دادن Reconcile آشتی کردن Make Peace آشتی ملّی National reconciliation آشتی‌ناپذیر Irreconcilable آشفتگی Agitation آشفته Agitated آشکار Manifest آشکارا Manifested آشکارساختن Make manifest آشکارشدن Become manifest آشوب Riot آشوب را خواباندن Put down a riot آشوب‌طلب Riotous آشوبگر Seditious آش و لاش شدن Go to pieces آغاز Beginning آغازکننده Beginner آغشته به خون Weltering in blood آفتابی شدن Come into the open آفرینش Creation آکردیته Accredited آگاه Aware آگاهان سیاسی Political Expert-s آگاهانه Advised آگاه ساختن Inform آگاه شدن Be informed آگاه کننده Informer آگاهی Awareness آگاهی از خطر Alarm آگاهی طبقاتی Calss consciousness آگاهی جستن Asking for information آگاهی عموم را بالا بردن Increase public awareness آگرِمان Agreement آگهی Advertisement آگهی الصاقی Notice pasted on the wall آگهی انحصار وراثت Notice for decree of heirship آگهی دادن Advertise آگهی دعوت Notice of call آگهی رسمی Official notice آگهی نوبتی Periodical notice آلات جنگی War instruments آلبوکراسی Albocracy آلت بُرّنده Edged tools آلت فعل Instrumentalrty آلت قتّاله Deadly weapon آلودن Pollute آلودگی Pollution آلودگی آب Water's pollution آلودگی دریاها Pollution of seas آلودگی هوا Air pollution آلوده شدن Get involved in (something) آماج Aim آمادگی Readiness آماده Ready آماده‌باش Alert آماده به خدمت Ready for service آماده شده Become ready آمادۀ نبرد شدن Fly to arms آماده نمودن Make ready آمار بیکاران Unemployment figures آمارگیری Statistic آمِر Commander آمرانه Commandingly آمره Imperative آمورالیسم Amoralism آموزش Education آموزش اجباری Compulsory Education آموزش حین خدمت On the Job Training آموزش حین کار In plant training آنارشیست Anarchist آنارشیسم Anarchism آنارکوسندیکالیسم Anarchosyndicalism آناکرونیسم Anachronism آنتاگونیسم Antagonism آنتی تراست Anti - trast آنتی سِمی تیسم Anti - semitism آنتی‌فاشیسم Anti - fachism آنتی کِلریکالیسم Anti - clericalism آنزوس Anzus آنسیترال Uncitral آوارگان Refugees آوارگان جنگی War refugees آوارگان فلسطینی Palestinian Refugees آوارگی Vagrance, - cy آواره Vagrant آواره شدن Go vagrant آواره ساختن Make Vagrant آواکس Airborne warning and control system آوانگارد Avant - guard آوردن Bring آورنده Bearer آهسته صحبت کردن Speak in a low voice آهسته صحبت کردن Speak slowly آینده‌نگر Futurist آینده‌نگری Futurism آئین Manner آئین دادرسی Procedure آئین دادرسی تجاری Commercial procedure آئین دادرسی کیفری Criminal procedure آئین داوری The arbitral proceedings آئین دو شمشیر The theory of two swords آئین‌نامه Regulation آئین‌نامۀ اجرایی Executive by law آئین‌نامۀ اداری Administrative by law آئین‌نامۀ داخلی Rules of procedure آئین‌نامۀ گمرکی Customs regulations ائتلاف Coalition ائتلاف کردن Coalesce ائتلافی Coalition اَب اِباء Refusal اِباء کردن Refuse اِباء کننده Refuser اِباحه Rendering Lawful ابتداء Beginning ابتدایی Primary ابتذال سیاسی Political platitude ابتکار Initiative ابتکاری Innovative ابتلاء Caught ابتیاع ابد Eternity اِلی الابد ، تا ابد Forever ابداً Eternally ابد چنین چیزی نیست There is no such thing at all ابداع Origination ابداع کردن Originate ابداعی Originative ابدی Eternal ابدیت Eternity اِبراء Release اِبراز Presentation ابراز انزجار کردن Voice disgust اِبراز دلیل Presentation of evidence ابراز کردن Speak out ابراز کردنی Presentable ابراز مخالفت کردن Voice opposition اِبرام Confirmation ابرام شده Confirmed ابرام کردنی Confirmable ابرام کننده Confirming ابرقدرت Super - power ابرقدرت‌ها The super - powers ابسولوتیسم Absolutism ابطال Annulation ابطال ثبت Annulation of registration ابطال سند Annulation of a document ابطال سند مالکیّت Annullation of an ownership document ابطال عقد Cancellation of a contract ابطال قرارداد Cancellation of an agreement ابطال معامله Annulation of a bargain

اِبقاء Retaining ابقاء شدن Be restored اِبلاغ Act of communicating ابلاغ اوراق رسمی Service of process ابلاغ حکم Announcement of a command (ment) ابلاغ در محلّ اقامت Service at domicile ابلاغ رأی به طرفین دعوی Notification of award to parties ابلاغ رسمی Formal notice ابلاغ قانونی Substituted service ابلاغ کردن Announciate ابلاغ کننده Communicant ابلاغ واقعی Actual notice ابلاغیه Notification ابینه اَبوینی Of full blood اِبهام Uncertainly اَبی On the fathers side اُپتی میسم Optimism اُپورتونیسم یا اُپورچونیسم Opportunism اُپوزیسیون Opposition اپیکوریانسیم Epicurianism اتاق تجارت بین‌الملل The International Chamber of Commerce اِتاژنرو Etat - Generaux اَتباع Subjects اَتباع بیگانه Foreign subjects اتّحاد برای آزادی Unity for freedom اتّحاد برای پیشرفت Alliance for progress اتّحاد پایدار Firm alliance اتّحاد تهاجمی Offensive alliance اتّحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی The Union of Soviet Socialist Republics اتّحاد جماهیر عربی The Republics of Arabic's Alliance اتحاد داشتن Have union اتّحاد دفاعی Defensive alliance اتّحاد دولت‌ها Confederation of states اتّحاد را از بین بردن Disunite اتّحاد را حفظ کردن Hold together اتّحاد زمان جنگ War - born alliance اتّحاد سه گانه Triple alliance اتّحاد سیاسی کشورهای اروپایی Pan - Europeanism اتّحاد سیاسی کشورهای اسلامی Pan - Islamism اتّحاد سیاسی کشورهای آفریقائی Pan - Africianism اتّحاد سیاسی کشورهای آمریکائی Pan - Americanism اتّحاد عاقل و معقول Uniion of the intellect (or intelligent) and intelligible اتّحاد مقدّس Saintly Alliance اتّحاد ملّی National unity اتّحاد نظامی Military alliance اتّحاد هفتگانۀ مجاهدین افغانستان Septain Alliance of Zealots the Afghans اتّحادیه Uniion اتّحادیه اروپا European Union اتّحادیه اروپای غربی Western European Union اتّحادیه اصناف Union اتّحادیه آفریقای جنوبی Union of South Africa (۱۹۱۰) اتّحادیه بین‌المجالس Inter - Parliamentary Union اتّحادیه بین‌المللی International union اتّحادیه بین‌المللی تعاونی International Cooperative Alliance اتّحادیه بین‌المللی مخابرات International Telecommunications Union اتّحادیه بین‌المللی وکلا International Advocate Union اتّحادیه پرداخت‌های اروپا European Payments Union اتّحادیه پولی Monetary union اتّحادیه تجارت آزاد اروپا European Free Trade Association اتّحادیه تشکیل دادن Unionize اتّحادیه جهانی پست Universal Postal Union اتّحادیه دانشجویان Federation of Students اتّحادیه سه امپراتور Three Emperors League اتّحادیه صنعتی Industrial union اتّحادیه صنفی Trade union اتّحادیه کارگران صنعتی جهان Industrial Workers of the World Union اتّحادیه کارگری Labour union اتّحادیه گمرکی Customs union اتّحادیه ملل جنوب شرقی آسیا Association of South East Asian Nations اتّحادیه ممالک مستقلّ آفریقائی Union of Independent African States اتّحادیه همبستگی امریکای لاتین (۱۹۸۰) The Latin American Integration Association (۱۹۸۰) اتّخاذ Adopt اتّخاذ تصمیم Adopt a resolution اتّخاذ تصمیم نمودن Arrive at a conclusion اتّخاذ شده Adopted اتّخاذ کننده Adopter اتّفاق Accident اتّفاق Unanimous اتّفاق آراء Unanimity اتّفاق افتادن Happen اتّفاق دوَل Confederation of states اتّفاق صغیر Little Entente اتّفاق قهری Act of God اتّفاق کردن Form an alliance اتّفاق مثلّث Triple Entente اتّفاق نظر Consensus of opinion اِتلاف Wasting اِتلاف کردن Waste اِتمام حجّت Ultimatum اتوریتاریانیسم Autoritarianism اتوریته Authority اتوکراسی Athocracy اتومبیل خدمت Staff - car اتّهام Accusation اتّهام ناروا False accusation اتّهام واهی Groundless charge اتّهامی Accusational اِتیان سوگند Bringing of oath اثاث Furniture اثاث‌البیت House - furniture اثاثیه Furniture اثاثیه منقول Chattle اثبات Act of proving اثبات ادّعا به عهدۀ مدّعی است The burden of proof rests with claimant اثباتاً Positively اثبات شی‌ء نفی ماعَدا نمی‌کند The proving of a thing does not disprove its contrary' it does not follow from affirming a predicate of a subject that other predicate must be negated of the same subject اثبات کردن Prove اثبات کننده Affirmant اثبات مالکیّت Proof of ownership اثباتی Affirmative اثر Effect اثر انگشت Finger - Print اثربخش Effectual اثر بر جای گذاشتن Produce an effect اثر پا Foot - Print اثرپذیر Effective اثر پذیرفتن Take an impression اثر دارو The effect of the medicine اثر داشتن بر Be effective on اثر زخم Scar اثر کردن Produce and effect اثر گذاشتن Effect اثر معاملات Ettect of transactions اثر نامطلوب Undesirable effect اِثم اجاره Leas اجاره اشخاص Hire of persons اجاره اشیاء Letting of things اجاره انسان Hire of the services of an individual اجاره‌ای Rental اجاره ‌بها The rent اجاره به شرط تملیک Hire - Purchase اجاره بهایی که حتّی در صورت عدم استفاده از عین مستاجره نیز باید پرداخت گردد Dead Rent اجاره به شخص ثالث Sublease اجاره پس افتاده Back rent اجاره حیوانات Hiring of animals اجاره خانه The rent of house اجاره خدمات Hiring of service اجاره (خانه‌اش) ماهانه ... ریال است His rent (of house) is… rials per month اجارۀ خدمات Hiring of services اجاره خط Lease Agreement اجاره دادن Lease اجاره‌داری Lease - Holding

اجاره‌داری مشاع Joint - Tenancy اجارۀ زمین Land Tenancy اجارۀ عقب افتاده Back - rent اجاره کردن Hold by lease اجاره کردنی Leasable اجارۀ دربست کشتی ، اجاره دربست هواپیما Charter اجاره‌نامه Lease contract اجاره مادام‌العمر Life rent اجازه Permision اجازۀ اقامت Residence Permit اجازۀ حضور به‌صورت محدود و مشروط Limited appearance اجازه خواستن Ask permission اجازه دادن Give permission اجازه داشتن Have permission اجازۀ عبور ، کسب اجازۀ عبور Authorization for the passage اجازۀ عبور از منطقۀ جنگی Safe - conduct اجازۀ کار Work permit اجازه‌نامه Licence اَجانب Foreigners اجبار Compulsion اجباراً Compulsorily اجبارکننده Coersive اجبار مادّی Physical coercion اجبار معنوی Constructive coercion اجباری Compulsory اجتماع Meeting اجتماع بین‌المللی International community اجتماع جهانی World community اجتماع دوستانه Friendly gathering اجتماع قومی Folk community اجتماع کردن Hold a meeting اجتماع کوچک Little community اجتماعی Social اجتماعی شدن Socialization اجتناب Avoidance اجتناب از پرداخت مالیات Tax evasion اجتناب از خطر Avoiding from danger اجتناب از گناه Avoiding from sin اجتناب از مسؤولیّت Evasion of duty اجتناب پذیر Avoidable اجتناب ناپذیر Unavoidable اجتناب ورزیدن Avoid اجتهاد Practice of divine science or theology اِجحاف Unjust dealing اجحاف نمودن Deal unjust toward اَجداد اَجر اجراء Execution اجرای احکام Execution of judg(e) ments اجرای تعهّد Fulfilment of an obligation اجرای حکم تیرباران Execute by shooting اجراء شدن Become executed اجراء شدنی Executable اجرای عدالت Administration of justice اجرای قانون Enforcement of law اجرای قرارداد Performance of a contract اجراء کردن Execute اجراء کننده Accomplisher اجرای متقابل Reciprocal enforcement اجرای وصیّت Execution of will اجرای وظیفه The performance of duty اجرایی Executive اجراییه Writ of execution اُجرت Wage (fees) اُجرت المِثل Rental value اُجرت المُسمّی Named rental اجرت گیرنده Wage worker اَجل The hour of death اِجلاس Sitting together اجلاس سالانه Annual meeting اجلاس فوق‌العاده Extraordinary session اجلاس کردن Sit اجلاس هیأت امناء Holding of the board of trustees اجلاسیه Sitting ّّاِجماع Consensus اجماع اجتماعی Social consensus اجماع حکم Consensus by Judg(e) ment اِجماع سکوت Consensus Evidenced by silence اجماع عامّ Public consensus اِجماع محصَّل Collected consensus of opinions اجمالاً Briefly اَجنبی اَجِنّه اجیر Mercenary اجیرشدن Become hired اجیری Mercenariness اِحاطه Surrounding احاطه شدن Be conversant احاطه شدن Be surrounded احاطه کننده Surrounder احاطۀ مطلق All embracement اِحاله Turning over احالۀ پرونده به دادگاه دیگر Transference of file to another court احاله کننده Transferor احتمال ۵۰-۵۰ است There is a ۵۰-۵۰ chance احتمالاً Probably احتمال بقا Probability of survival احتمال داشتن Be probable اِحتساب Accounting احتساب سود و زیان Profit and loss accounting اِحتضار Being at the point of death اِحتکار Hoarding احتکار ارز و اوراق بهاردار Agiotage احتکار کننده Hoarder احتکار کنندۀ ارز و اوراق بهادار Agiotager[ otej] احتکاری Speculative احتمال Probability احتمالاً Probably احتمال بقا Probability of survival احتمال داشتن Be probable احتیاطی Contingency احراز Act of obtaining احراز صلاحیت Assertion of jurisdiction احراز کردن Obtain احراز کردنی Obtainable احراز مالکیّت Quiet title احساس Feeling احساسات جمعی Collective feelings احساساتی Sentimental احساس ایمنی Feeling of safety احساس خود بزرگ‌بینی Feeling of selfishness احساس خود کمتربینی Feeling of inferiority احساس شادی Feeling of joy احساس غم Feeling of sorrow احساس کمبود Feeling of scarcity احساس ناامنی Feeling of insecurity احضار Calling up احضار به دادگاه Arraignment احضار شاهد Subpoena a withness احضار شونده The person summoned احضار کردن Call up احضارکننده Summon احضاریه (Writ of) Summons احضاریه دادگاه به خوانده Notice of motion اِحقاق حقّ Administering of justice اِحقاق حقّ کردن Administer of justice اَحکام احوال Status احوال شخصیّه Personal status احیاء Revival احیای اراضی موات Cultivation of waste lands اخّاذی Extortion اخّاذی کردن Extort اخّاذی کننده Extortionist اَخبار Nsws اِخبار Act of informing اِختبار Experiencing اختتام Termination اختراع Invention اختراع کردن Invent اختراعی Inventional اختصار Abbreviation اختصاراً Briefly اختصاری Abbreviatory اختصاص Allocation اختصاصاً Specially اختصاص اعتبار Allotment اختصاص به خود Appropriation اختصاص دادن Allocate اختصاصی Allocated اختفاء Concealment اختفای ولادت Concealment of birth اختلاس Embezzlement اختلاس از بیت‌المال Misappropriation of public funds اختلاس کننده Embezzler اختلاط Mixture اختلاط کردن Have intercourse اختلاف Dispute اختلاف ارضی Territorial dispute اختلاف داشتن Have a dispute اختلاف طبقاتی Class difference اختلاف نظر Difference of opinion(s) اختلاف نظر داشتن Have a difference of opinion اختلافات اساسی Radical differences

اختلافات بین‌المللی International disputes اختلافات حقوقی Legal disputes اختلافات سیاسی Political disputes اختلال Disorder اختلال حواس Mental derangement اختناق Asphyxia اختناق آور Asphyxiant اَختگی Castration اخته Castrated اخته شدن Become castrated اخته کردن Castrate اختیار Authority اختیار Indeterminism اختیارات تّام Full - powers اختیار قضایی Judicium اختیار حاکمیّت Municipal authority اختیار داشتن Have authority over اختیار شده Adopted. اختیار کامل دادن Give full power. اختیار کردن Choose اختیار کسی را داشتن Having authority oer some one. اختیار کننده Adopter اختیار مطلق Full power اختیار نامحدود اختیار نامه اختیاری Optional اخذ Taking اخذ به شفعه Exercise of pre-emption اخذ رأی Taking vote(s) اخذ رشوه Receive a bribe اخذ کردن Take اخذ کننده Receiver اخذ مطالبات Collection of debts اخراج Sending out اخراج بَلد Banishment اخراج شدن Be excluded اخراج کردن Send out اخراجی Dismissed اخطار Notification اخطار دادن ، اخطار کردن Notify اخطار کننده Warner [W :nÓ™] اخطار نظامنامه‌ای کردن Raise a point of order اخطاریه Written notice اخلاق Morality اخلاقاً Morally اخلاق عمومی Public morals اخلاق‌گرا (ی) Moralist اخلاق‌گرایی Moralism اخلاقی Moral اخلال Sabotage اخلال‌گر Saboteur اخوان المسلمین Moslem Brotherhood ادا کردن Pay ادا کننده Payer ادای دِین Payment of a debt ادای شهادت Giving evidence ادای فریضه Fulfilment of a (religious) duty ادای وجه پس از تحویل Payment of money after delivery ادای وظیفه Performance of duty اداره Administration اداره آتش نشانی Fire Extinguishing Department اداره آگاهی Criminal Investigation Department اداره آمار و ثبت احوال Statistics and Registration Administration اداره آموزش Education Office اداره استاندارد Bureau of Standards اداره استانداری Governor General Office اداره اصلی Principal office اداره اطّلاعات Intelligence Service اداره امنیّت متقابل Mutual Security Agency اداره امور اجتماعی Department of Social Affaris اداره امور اقتصادی Department of Economic Affairs اداره پُست Post Office اداره تأمینات اداره ثبت اختراعات Patent Office اداره ثبت اسناد The Office of Deeds Registry اداره ثبت اسناد و املاک The Office of Lands and Deeds Registry اداره ثبت شرکت‌ها The Office of the Registry of Companies اداره جهانگردی Tourist Bureau اداره حسابداری The accounting department اداره حقوقی Legal department اداره خدمات اداری Department of administrative services اداره خدمات مالی Department of financial services اداره دارایی Financial Agency اداره دریاسالاری Admiralty ادارات دولتی Government Departments اداره راه‌آهن The Railway Administration اداره روابط عمومی Public relations department اداره سرپرستی The Administration اداره عملیات خارجی Foreign Operations administraton اداره قضایی Legal department اداره قیمومت Department of Trusteeship اداره کارگزینی Personnel office اداره کردن Administer اداره کردن جلسه Moderate اداره کننده Administrant اداره کلّ General office اداره مالیات بر درآمد Internal Revenue Department اداره مرکزی Head office اداره وصول مالیات Tollery اداره نیروی دریایی Admiralty اداره همکاری‌های اقتصادی Economic Cooperation Administration (E.C.A.) اداره همکاری‌های بین المللی International Cooperation Administration اداری Official ادامه Continuation ادّعا Claim ادّعای استرداد Claim for restitution ادّعای برحقّ Just claim ادّعای پابرجا ، Outstanding claim ادّعای تصرّف Possessory claim ادّعای حاکمیّت Claim of sovereignty ادّعای خسارت Damage(s) claim ادّعای دروغ False claim ادّعای ساقط شده State claim ادّعا علیه کسی A claim on some one ادّعای قابل تعقیب Actionable claim ادّعا کردن Cliam ادّعا کردن نسبت به Lay claim to ادٌعا کننده Claimant ادٌعای مالکیٌت Petitory claim ادٌعای متقابل Counter - claim ادٌعانامه Bill of indictment ادٌعایی که مبتنی بر سند و مدرک نباشد Action outside the instrument ادغام Integration Insertion ادلٌه Reasons ادلّه اربعهٔ The four reasons ادلّۀ ساختگی Fabricated evidences ادلّۀ شفاهی Verbal reasons ادلّۀ قطعی و غیر قابل تردید Proofs beyond a reasonable doubt ادلّۀ کافی Sufficient evidences ادلّۀ کتبی Writeen reasons ادلّۀ مثبت دعوی Positive evidences ادلّۀ معتبر Satisfactory evidences ادلّۀ موجهّ و قابل قبول Adequate reasons ادلّۀ واقعی Real reasons اَدوار (دَور pl.of) Periods ادواری Periodical اِذن Permission اذن خواستن Ask permission اذن دادن (به) Give permission اذن داشتن Have Permission اذیّت Molestation اراده Will ارادۀ خداوند Will of God ارادۀ مشترک Collective voluntary ارادی Voluntary اراذل The vile (men) اراضی Lands اراضی اشغالی Occupied territories اراضی خالصه Crown lands اراضی موات Dead lands اراضی مستحدثه Lands reclaimed اراضی موقوفه Public domains ارائه Presentation ارائۀ اسناد The presentation of documents ارائۀ دلیل Adducing an argument ارائه دهنده Presenter ارائۀ طریق Showing the way ارائه‌کردنی Presentative ارتباط Communication ارتباط برقرار کردن Contact with ارتباط دو جانبه Bilateral communication

ارتباط یک جانبه Unilateral communication اِرتداد Apostacy ارتزاق Obtaining one's daily bread ارتش The army ارتش آزادی‌بخش Liberatory army ارتش جمهوری‌خواه ایرلند Irish republican army (I.R.A)  ارتش شکست خورده Defeated army ارتش مغلوب شدنی A conquerable army ارتش مغلوب نشدنی An unconquerable army ارتش منظٌم Regular army ارتش نامنظٌم Irregular army ارتش نیرومند An overpowering army اِرتشاء Bribery اِرتفاق Easement ارتفاق بین‌المللی International easement ارتقاء Promotion ارتقاء پیدا کردن ، Advance ارتکاب Perpetration ارتکاب جنایت Perpetration of a crime ارتکاب عمل Commission of act ارتکاب عمل غیرقانونی Commission of an illegal act ارث Inheritance ارث بَر (مذکّر) Inheritor ارث بَر (مونّث) Inheritress ارث بردن Inherit ارثی Hereditary ارثیه Legacy ارجاع Referring ارجاع پرونده به دادگاه Referring the record (file) to the court ارجاع کردن Refer اردوگاه Camping اردوگاه (کار) اجباری Concentration camp اردوگاه اسرای جنگی Prisoner of war camp (p.w.c.) اردوگاه پناهندگان Refugee camp ارزان Cheap ارزان خریدن Purchase cheap ارزان شدن Become cheap ارزان فروختن Sell cheap ارزانی Lowness of price ارزش Value ارزش اجتماعی Social value ارزش اسمی Nominal value ارزش اضافی Additional value ارزش بازاری Market value ارزش بازخرید Surrender value ارزش برابری Par value ارزش پول Value of money ارزش خدمت Value of service (s) ارزش شناسی Axiology ارزش کاربردی Usage value ارزش مبادله‌ای Exchange value ارزش مقرّر Stated value ارزش نقدی Cash value ارزش نهائی Marginal value ارزش واگذاری Surrender value ارزنده Valuable ارزیاب Assessor ارزیاب گمرک Custom's appraiser - sor ارزیابی Assessment ارزیابی کردن Assess ارزیابی خسارت Assessment of damages ارزیابی‌شده Assessed ارزیابی مال Evaluation of property ارزیابی هزینه‌های دادرسی Taxation of costs ارزیافت Assessed value ارزیدن Be worth ارسال Sending ارسال شده Remitted ارسال کالا Forwarding goods ارسال‌کننده Sender ارسال مراسلات Sending letters ارسال وجه Remitting of money ارسالی Remitted اَرش Compensation ارش پرداخت کردن Compensate ا’رزش (اُرُش pl) Compesation ارش پرداخت کردن Compensate ارش عادلانه Just Compensation ارش عیب Compensation for deffect ارشاد Showing the right way ارشاد کردن Guide ارشد Elder ارشدیّت Eldership اَرض Land ارضی Territorial اِرضاء Satisfying ارضاع Giving suck ارعاب Scaring ارعاب بوجود آوردن Scare [skeÉ™] ارفاق Compassion ارفاق کردن Lenify ارفاقی Compassionate ارکان Fundaments ارکان دولت The pillars of the government اَرمَل Widower اَرمَله Widow اریستوکراسی Aristocracy اِزاله Removal اِزالۀ بکارت Defloration اِزالۀ بکارت نمودن Deflower (a virgin of maiden) اِزاله نمودن Remove از بین بردن Destruction از جانبِ On behalf of از جان گذشته Self sacrificing ازدحام Crowding از دست دادن Give up از دست رفتن Become lost از دست رفته Given up ازدواج Marriage ازدواج با بیگانه Exogamy ازدواج بدون عقد Cohabitation ازدواج دائم Permanent marriage ازدواج کردن Marry ازدواج منقطع ازدواج موقّت ازدیاد تولید Over producation ازدیاد جمعیّت Over Population ازدیاد سرمایه Increasing capital از سوی On behalf of…, از طرف On behalf… از قلم افتادن Omission از قلم افتادنی Omissive از قلم انداختن Omit از هم جدا Disjoint از هم گسستگی Desintegration اسائه Doing evil اسارت Captivity اِس . اِس S.S. اساس Base اساساً Basically اساس اقتصاد Principle of economy اساس حقوق Principle of rights اساس قانون Principle of law اساسنامه Article of association اساس همکاری‌های بین‌المللی Base of international cooperations اساسی Basic اسباب Instruments اَسبق Ex - Ancient استائیکیسم Stoicism استالینیسم Stalinism استان Province استاندار Governor general استانداری Office of a governor general استان مرکزی Central province استانی Provincial استاندارد Standard استبداد Dictatorship استبدادی Absolutism استثمار Exploitation استثمار شده Exploited استثمار کردن Exploit استثمارگر Exploiter - tor استثماری Exploitative استثناء Exception استثنا قائل شدن Make an exception استثنا کردن Except استثنائی Exceptional استیجاری Offered for rent استحقاق Desert استحکام Firmness استخدام Employment استخدام کردن Employ استخدام کشوری Civil service استخدام‌کننده Employer استخدامی Pertaining to employment استخدامی Pertaining to employment استخراج Extraction استخلاص Release استدعا Request استدعای ملاقات Request an interview استدلال Argument استدلال صحیح و معتبر Valid argument (or reasoning) استدلال قوی Solid argument (or reasoning) استدلال کردن Argue استدلال‌گرای Rationalist استدلال‌گرائی Rationalism استدلال متقاعد کننده Persuasive argument (or reasoning) استدلال نادرست Vicious argument (or reasoning) استدلالی Argumentative استراتژیک Strategic استراتژی Strategy اِستراق Stealing استراق بَصَر Stealing a look استراق سمع Overhearing استراق نمودن Commit theft اِسترداد Extradition

استرداد دادخواست Extradition of plaint استرداد دعوی Reclamation of claim (or action) استرداد لایحه Restoration of plea استرداد مال Revendication استرداد مجرمین Extradition of offenders (or criminals) استرداد نمودن Reclaim استثمار Exploitation استشهاد Calling to witness استشهاد به عمل آوردن Call to witness استشهادی Testimonially استطاعت Ability استعانت Seeking help استعفاء Abdication استعفا دادن Abdicate استعفای دسته‌جمعی Mass resignation استعفاء‌نامه Resignation استعلام Asking for information استعلام بها Request for quotation استعمار Colonization استعمار‌زدائی Decolonization استعمارگر ، استعمارگرا Colonialist استعمارگرائی Colonialism استعمار نو Neo-colonialism استعماری Colonial استعمال Using استغفار Asking for God's mercy استفاده Use استفتاء Seeking advice on a religious (or legal) matter استفسار Asking استفهام Question استقامت Constancy استقامت کردن Stand (firm) استقراء Induction استقرائی Inductive استقرار Establishment استقراض Getting a loan استقراضی Characterized by loaning استقلال Independence استقلال طلب Autonomous استکبار Arrogance استکتاب Asking to write استماع Hearing استمداد Seeking help استمرار Continuation استملاک Taking possession استمهال Asking for a respite استنادّ Relying استنباط Indirect comprehension استنباط کردن Comprehend indirectly استنتاج Seeking a result استنتاج نمودن Conclude استنساخ Transcription استنطاق استنکاف Abstention استنکاف از پرداخت مالیات Refuse to pay taxes استنکاف از احقاق حقّ Denial of justice استنکاف قاضی از رسیدگی Abstention of judg(e)ment استنکاف کننده ، مُستنکِف Refuser استنکاف کننده از احقاق حقّ One committing a denial of justice استنکاف کننده از انجام تعهد One refusing to perform his obligation استنکاف ورزیدن Abstain (from) استوارنامه Credential letter استهزاء Scorn [skÓ™:nÓ™] استهزاء آمیز Scornful استهزاء کردن Scorn استهزاء کننده Scorner [skÓ™:nÓ™] استهلاک Amortization استهلاک بدهی Amortization of debt استهلاک وام Amortizaion of loan استهلاک یافته Amortized استجاری ، استیجاری Thet is to be rented استیصال Extreme poverty استیضاح Interpellation استیضاح کردن Interpellate استیفای حقوق Vindication of rights استیفای طلب Demanding the fulfilment of a promise استیلاء Domination اِستیناف اَسر اُسَراء اَسرار Mysteries اسرار آمیز Mysterious اِسرار Keeping secret اِسراف Lavishment اَسرع Quicker اِسقاط Waiving اِسقاط جنین Abortion اِسقاط حقّ Waiving of a legal right اِسقاط نمودن Reduce into scrap اَسقاط Worthless things اِسکاپ اسکاتلندیارد Scotland yard اِسکان Placement اسکناس Paper - money اِسکِی پیسم Escapism اَسلِحَه Arms [a:mz] اسلحه آتشین Fire arms اسلحه برداشتن Bear arms اسلحه‌خانه Armo(u)ry اسلحه را زمین گذاشتن Lay dwon arms اسلحه سازی Manufacture of arms اسلحه سرد Cold weapons اسلحه کمری Side - arms اسلحۀ گرم Firearms اسلحۀ مرگبار Deadly weapons اَسناد Documents اسناد بازرگانی Documents of bill اسناد بیمه Insurance documents اسناد تابعیّت Documents of nationality اسناد جعلی Forged documents اسناد خصوصی Private documents اسناد رسمی Official documents اسناد ضمیمه Annex(ed) اسناد طبقه بندی شده Classified documents اسناد عادی Ordinary documents اسناد عمومی Poblic documents اسناد قابل انتقال Negotiable documents اسناد قانونی Legal documents اسناد قدیمی Ancient documents اسناد لازم‌الاجرا Enforceable documents اسناد مالکیّت Title deeds اسناد محضری Notarial documents اسنادی Documentary اعتبار اسنادی Documentary credits اِسناد Attribution اِسنادی Attributive اسیر Captivated اسیر جنگی Prisoner of war (p.w) اسیر شدن Become a captive اسیر کردن Capture اسیر کننده Capturer اشاره ضمنی Implication اشتباه Mistake اشتباه در رسیدگی The procedural mistake اشتباه قضائی Judicial error اشتباه کاری Misrepresentation اشتباه کردن Make a mistake اشتباه موضوعی Error of fact اشتباه نسبت به قانون مورد استنادّ Error of low اشتباهاً By mistake اشتراک مساعی Cooperation اشتراک منافع Common interests اشتعال Inflammation اشتغال ورزیدن Be occupied اشخاص Persons اَشدّ Harder اشدّ مجازات Hardest اَشرار The wicked اشرافی Aristocratic اشرافیّت Aristocracy اِشغال Occupation اشغال شده Occupied اشغال کردن Occupy اشغال گر Occupier اشغال نظامی Military occupation اشغالی Occupied اَشکال Forms اِشکال Difficulty اشکال تراشی Causing Difficulty اشکال تراشی کردن Raise difficulties اِشلّ حقوقی Salary scale اشیاء Things اشیای متروک Deserted abandoned اَصالت Genuineness اصالت این سند مشکوک است The authenticity of this document is doubtful اَصالتاً Personally اصالتاً و وکالتاً Acting both personally and by procuration اصالت ذاتی Hereditary nobility اصالت فرد Individualism اصحاب دعوی Claimant اصرار ورزیدن Insist اصطکاک منافع Conflict of interests اصطلاح Terminology اصطلاح حقوقی Terminology of law اصل Original ایرانی‌الاصل Of Iranain origin (اصل) تداوم معاهدات Continuity of treaties

(اصل) دارا شدن غیر عادلانه Unjust enrichment اصل عطف به ماسبق نشدن قوانین Non - retroactivity of laws اصل قانونی بودن جرم و مجازات Legitimacy of offence and punishment اصل کاملهٔ‌الوداد Most favoured clause اصل مصونیّت رئیس کشور Sovereign immunity principle اصل نِسبی بودن قراردادها Relativity of the contracts اصلاحات Reforms اصلاحات اجتماعی Social reforms اصلاحات ارضی Land Reforms اصلاحات اساسی Fundamental reforms اَصلح Best اصناف Guild اصول اخلاقی Moral principles اصولی Methodical اصیل Full blooded اِضاعَه Wasting اضافه Addition اضافه بار Excess luggage اضافه حقوق Increase of salary اضافه درآمد Additional income اضافی Additional اَضداد اَضرار اِضرار Causing a loss اِضطرار Emergency اضطراراً Constraintly اضطراری Constrained اطاعت Obedience اطاعت از قانون Obedience to the law اطّلاعات Information اطّلاعات Intelligence اِطلاق General acception اِطلاق نمودن Use absolutely اطمینان Confidence اطمینان بخشیدن Assure اطمیان خاطر Peace of mind اطمینان داشتن Rest assured اطمینان دهنده Assurer اطمینان یافتن Be assured اظهار Allegation اظهارات ضدّ و نقیض Contradictory statements اظهار داشتن Allege اظهار درست Correct statement اظهار عقیده کردن Express one's opinion اظهار علنی Avowal اظهار قطعی کردن Affirm اظهار کننده Declarer اظهار مثبت Assertion اظهار نامه A written declaration اظهارنامه گمرکی Customs declaration اظهارنامه مالیاتی Tax declaration اظهاری Declaratory اِعاده Repetition اعادۀ اموال Restitution of chattels اعادۀ حیثیت Restitution of prestinge اعادۀ حیثیت ورشکسته Discharge of bankrupt اعادۀ دادرسی Restitution of procedure اعادۀ نظم و آرامش Restoration of peace and order اِعانه Contribution اعانه بگیر Recipient of public relief اعانه پرداخت نمودن Contribute اِعتاق Emancipation of slave اعتبار Credit اعادۀ اعتبار Rehabilitation اعتبار اجتماعی Social prestige اعتبار اسنادی Documentary credits اعتبار اسنادی ضمانتی Standby letters of credit اعتبار اقتصادی Economic credit اعتبار سیاسی Political prestige اعتبار امر مختوم Exceptio rei judicate اعتبار بازرگانی Commercial credit اعتبار بانکی Bank credit اعتبار بخشیدن Accredit اعتبار جاری Floating credit اعتبار خصوصی Private credit اعتبار دَورانی Revolving credit اعتبار سرمایه‌گذاری Investment credit اعتبار سند Authenticity of a document اعتبار عمومی Public credit اعتبار غیر قابل برگشت Irrevocable credit اعتبار قابل برگشت Revocable credit اعتبار قانونی Legal validity اعتبار قرارداد Validity of a contract اعتبار قراردادی Validity of contractual اعتبار کردن Put confidence اعتبار گردانی Revolvign credit اعتبار مالی Finanical credit اعتبار مصرفی Consumer credit اعتبار‌نامه Letter of credit اعتبارنامۀ بانکی Bank letter of credit اعتبارنامۀ متقابل Bank to bank credit اعتبار ویژه Ad - hoc credit اعتبار یافتن Get credit اعتراض Protestation اعتراض کننده Protester اعتراض شما وارد نیست Your protest is not justified اعتراض کردن Protest اعتراف Confession اعتراف به گناه Confession of one's sin اعتراف کردن Confess اعتراف کننده Confessor اعترافنامه A written confession اعتصاب Strike اعتصاب به راه انداختن Stage a strike اعتصاب عمومی General strike اعتصاب غذا Hunger strike اعتصاب کارگری Labour strike اعتصاب کامل All out strike اعتصاب کردن Go on strike اعتصاب کننده Striker اعتصاب کوتاه مدّت برای اخطار Token strike اعتصاب نشسته Sit in اعتصابی Related to a strike اعتقاد Belief اعتقاد آوردن Believe اعتقاد داشتن به... Believe in اعتقادنامه Creed اعتماد Confidence اعتماد به نفس Self confidence اعتماد داشتن Have confidence in اعتماد کامل Complete confidence اعتیاد Addiction اعتیاد به افیون Addiction to opium اعتیاد به الکل Alcoholism اعتیاد به موادّ مخدّر Drug addiction اعتیاد داشتن Be addicted اعدام Putting to death اعدام بدون محاکمه Summary execution اعدام به وسیلۀ برق یا صندلی الکتریکی Electrocution اعدام دسته جمعی Mass execution اعدام کردن Put to death اِعراض از حقّ Abandonment اِعسار Insolvence, - cy اعضاء Members اعضای خانواده Members of family اعضای دائمی Permanent members اعضای علی‌البدل Substitute members اِعطاء Bestowing اعطای حقّ رأی Enfranchise اِعلام Declaration اعلام آزادی Declaration of liberty اعلام بی‌طرفی Declaraton of neutrality اعلام جُرم Denunciation اعلام یک جانبۀ استقلال Unilateral declaration of independence (U.D.I.) اِعلامی Declaratory اعلامیه Declaration اعلامیۀ استقلال Declaration of Independence اعلامیۀ اصولی Declaration of principles اعلامیۀ بالفور (۱۹۱۷) Balfour declaration (۱۹۱۷) اعلامیۀ بروکسل (۱۹۸۸) Brussels Declaration (۱۹۸۸) اعلامیۀ پاریس (۱۸۵۶) Declaration of paris (۱۸۵۶) اعلامیۀ چاپولتِپِک (۱۹۴۵) Act of chapultepec (۱۹۴۵) اعلامیۀ حقوق بشر Bill of Human Rights اعلامیۀ جهانی حقوق بشر (۱۹۴۸) Universal Declaration of Human Rights (۱۹۴۸) اعلامیۀ رم (۱۹۹۱) Rome declaration (۱۹۹۱) اعلامیۀ قاهره (۱۹۴۳) Cairo Declaration (۱۹۴۳) اِعلان Manifetation اعلان جنگ Declaration of war

اعلان دستی Hand - bill اعلان دیواری Post - bill اعلان کردن Manifest اعلان ناشایست Indecent advertisement اعلان ورشکستگی Declaration of bankruptcy اعمّ Most common اَعمال اِعمال Using اِعمال حقّ Exercising a right اعمال زور Using of force اعمال قدرت Exercising of authority اعمال نظر Showing partial views اعمال نفوذ Using one's influence (upon) اغتشاش Tumult اغتشاش به راه انداختن Stage a riot اغتشاش طلب Seeking tumult اغتشاش کردن Cause a tumult اِغفال Delusion اغفال شدن Be deluded اغفال کردن Delude اغفال کننده Lllusive اف.بی.آی F.B.I افتادن Fall افتتاح Open اِفتراء Calumniation افتراء آمیز Calumniatory افتراء زدن Calumniate اِفراز Partition قابل افراز Separable افراز شده Partitioned افراز کننده Partitioner افراط و تفریط Exces and negligence افزایش Increase افزایش اعتبار Additional of appropriation افزایش تولید Increase in the output افزایش جنگ Escalation افزایش سرمایه Increase of capital افزاینده Increasing افزودگی Additional افزودن Increase افزوده Increased افزون Increased افزونی Excess increase افسر Officer افسر ارشد The ranking officer افسر رابط Liason officer افسر عالی ر‌تبه High - ranking officer اِفشاء Disclosing افشای اطلّاعات محرمانه Disclosure of confidential information افشای راز Divulgence a secret افشاء ساختن Disclose افشاء شدن Be divulged افشاء گرانه Revealing (ly) افشاء گری Disclosure اَفعال افکار Opinions افکار عمومی Public opinions اِفلاس Indigence, - cy اَرقاب Relation اِقاله Canellation اقاله شده Cancelled اقالۀ معامله Cancellation of bargain اقامت Residence اقامت داشتن Reside اقامتگاه Domicile اقامتگاه اصلی Domicile of origin اقامتگاه انتخابی Domicile of choice اقدامتگاه شرکت Domicile of the company اقامتگاه قانونی Legal domicile اقامتگاه قهری Domicile of origin اقامتگاه مبدأ Domicile of origin اقامتگاه مؤسّسین Domicile of the promoters اقامتگاه موقّت Temporary residence اقامت گزیدن Take up one's residence اِقامه Raising اقامۀ دعوی Taking an action اقامۀ دلیل Raising an argument اقتباس Adopting اقتباس شده Adopted اقتباس کردن Adopt اقتباس کننده Adopter اقتدار Authority اقتدار داشتن Have authority over اقتدار طلب Authoritarian اقتدارطلبی Authoritarianism اقتصاد Economy اقتصاد آزاد Free economy اقتصاد بین الملل International economy اقتصاد تک محصولی One - crop economy اقتصاد خُرد Micro Economics اقتصاددان Economist اقتصاد روستائی Rural economy اقتصاد سالم Sound economy اقتصاد سیاسی Political economy اقتصاد عملی Applied economy اقتصاد فعّال Viable economy اقتصاد کشاورزی Agricultural economy اقتصاد کلان Macro economics اقتصادی Economic(al) اقتضاء Occasion اقدام Action در دست اقدام In process اقدام به‌عمل آوردن Do for action اقدام او اثر مطلوب بخشید His action productd the desired effect اقدامات احتیاطی Precautionaly measures اقدامات اساسی Fundamental measures اقدامات امنیّتی Security measures اقدامات امنیّتی شدید Strict security measures اقدامات ایمنی Safety measures اقدامات بازدارنده Deterrent measures اقدامات تأمینی Security measures اقدامات تبعیض آمیز Discriminatory actions اقدامات تنبیهی Punitive measures اقدامات جمعی Collective measures اقدامات خصمانه Hostile acts (or measures) اقدامات لازم به‌عمل آوردن Take necessary actions(or measures) اقدامات متقابل Interactions اقدامات معمول Regular procedures اقدامات مقتضی Appropriate actions (or measures) اقدامات هماهنگ Concerted actions (or measures) اقرار Confession اقرار آوردن Make confession اقرار به جرم کردن Plead guilty اقرار به گناه Confession of one's sin اقرار در خارج دادگاه Extrajudicial confession اقرار در دادگاه Judicial confession اقرار شفاهی Verbal confession اقرار کتبی Written confession اقرار کردن Confess اقرار کننده Confessing اقدامات‌نامه Affidavit اَقران Peers اَقرَب Nearer اَقرِباء Near Relations اَقساط Instalments اقساط ماهانه Monthy instalments اقلّ Less اقلیّت Minority اقلیّت مذهبی Religious minority اکاذیب Lies اکتساب Acquisition اکتسابی Acquisitive اکتشاف Discovery اکثریّت Majority اکثریّت آراء Majority of votes اکثریّت اعضاء Majority of the members اکثریّت بسیار زیاد Vast majority اکثریّت بسیار ضعیف Silver - thin majority اکثریّت مردم Greatest part of the people اکثریّت مطلق Absolute majority اکثریّت نسبی Relative majority اِکراه Abhorrence اِکو Eco اِکولوژی Ecology اکونومیسم Economism اکید Emphatic اکیداً Emphatically اِگوئیسم Egoism التزام Undertaking التزام دادن Give an undertaking التزام داشتن Being bound over التزام گرفتن از Bind over التزام‌نامه Writtem undertaking التزام وجدانی The obligation of conscientious التزامی Potential التیام Healing التیام بخشیدن Heal up التیام پذیر Reconcilable التیام ناپذیر Irreconcilable التیام یافتن Heal اِلحاد Atheism اِلحاق Adhesion الحاق به معاهده Adjunction of a treaty الحاق سرزمین Annexation of territory الحاق شده Superimposed thereon الحاق کردن Attach اِلحاقیه Addendum اِلزام Convincement الزام آور Binding اِلصاق Affixation الصاق شده Affixed

اِلغاء Annulment الغای امتیاز Abolition of a concession الغای بردگی The abolition of slavery الغای معاهده Annulment of a treaty الفاظ Words الکلی Alcholic اِلَم Agony [É™gÉ™ni] المثنّی Duplicate (copy) اَلنّاسُ مُسَلٌطون عَلی اَمولِهِم People have full control and dominion over their property اُلیگارشی Oligarchy اِلیَ‌الابد Ad - inifitum الیناسیون Alienation الیناسیون سیاسی Pogitical alienation اَمارات Presumptions امارات قانونی Presumptions in law اَمارات قضائی Presumptions judicial اَماره Presumption اَماکن اَمان Giving shelter امان خواستن Seek quarter امان دادن Give protection امانت Trust امانت داری Trustworthiness امانت گذار Depositor امانت نگهداشتن Hold in trust امانی Deposited امانتاً In trust امپراتور Emperor امپراتوری Empire امپریالیست Imperialist امپریالیسم Imperialism امپریالیسم افراطی Ultra-imperialism امپریالیسم نو Neo-imperialism امتثال Obeying امتحان وکالت دادگستری Bar examination اَمتِعَه Goods امتناع Refusal امتناع ورزیدن Refuse امتیاز Concession امتیاز انحصاری Monopolistic concession امتیاز دادن (به) Grant a concession (to) امتیاز داشتن Have priviledge (to) امتیاز قائل شدن Give preference (to) امتیاز کسی را از او سلب کردن Dispossess somebody of his privileges امتیاز کسب کردن Get a concession امتیازات متقابل Reciprocal privileges امتیازنامه Writ of concession امتیاز نفت Oil concession امتیازی Concessive امداد Assistance امدادی Re - enforcing امر Affair امر مختوم Adjudicated case امر مسلّم Actuality امر مشکل Difficuit task امر Order امر به معروف Calling people to goodness امر به معروف و نهی از منکر Recommending to good, and enjoining not امر کردن Order امر مافوق Superior order امر و نهی Command and prohibition امر و نهی کردن Order about اِمرار مَعاش کردن Earn (one's) livelihood امراض Diseases امراض مزمن Chronic diseases امراض مقاربتی Venereal Diseases امضاء Signature امضای جعلی Forged signature امضاء شدن Be signed امضاء کردن Sign امضای کسی را گواهی کردن Attest a signature امضاء کنندگان زیر The undersigned امضای مُجاز Authorised signature امضای موقّت Initialling امضای نمونه Specimen signature امضائی That is to be signed امکان Possibility امکان پذیر Possible امکان داشتن Be possible امکان ناپذیر Impossible اَمکِنَه Places املاک Properties املاک ثبت شده Registered properties املاک خالصه Public properties امّت Muslim community اَمن Security اُمَناء Trustees امن و امان Security and peace امنیّت Security امنیّت اجتماعی Social security امنیّت بین المللی Inrternational security امنیّت دست جمعی Collective security امنیّت ملی National security اموال Goods اموال به سرقت رفته Stolen goods اموال غیر منقول Immovable properties اموال منقول Movable properties امور Affairs امور اجتماعی Social affairs امور اجرائی Executive affairs امور اداری Administrative affairs امور اقتصادی Economic affairs امور بین المللی International affairs امور جاری Actualities امور حِسبی Non-litigious matters امور خارجه Foreign affairs امور خدمات Services affairs امور داخله Internal affairs امور روزمره Daily matters امور عامّه General properties امور مالی Financial affairs اِمهال Giving a respite امین Trustee امین اشیای متروک Abandonee امین صدقات Almoner امین صلح Justice of the peace امین مالیه The financial agent امین دانستن Trust(on) اِنابت Coming back (to God) اِناث Females اِناث و ذکور Females and males اِناطه Suspension انبار Warehouse انباردار Warehouseman انبارداری Warehousing انبار غلّه Silo انبار کردن Put up in a store انبارگردانی Stock - checking انباری Stored in a warehouse انباشت Accumulation انباشت سرمایه Accumulation capital انباشتن Accumulate انباشته آذوقه Hoard provisions (food stuff) انباشتن ثروت Pile up wealth انباشته از گندم Filled with wheat انبوه Crowded انتخاب Election انتخاب داوران Choice of arbitrators انتخاب هیأت رئیسه Election of officer انتخابات اجباری Compulsory elections انتخابات اختیاری Voluntary elections انتخابات جمعی Colloctive elections انتخابات دو درجه ای Two phase elections انتخاب کردن Elect انتخابات میان دوره ای Inter - period elections انتخابات نهائی Final elections انتخابی Elective انتزاع Abstraction انتزاع گرای Abstractionist انتزاع گرائی Abstractionism انتزاعی Abstract انتساب Relation انتشار Publication انتشار اسکناس Circulation of bank - notes انتشار دادن Publish انتشار رسمی Promulgation انتشار کتاب Publication of book انتشار یافتن Be propagated انتصاب Appointment انتصاب خویشان به مشاغل و تصدّی امور Nepotism انتصاب داور Administrative Appointment انتصاب شده Appointed انتصابی Appointed انتظار Waiting for انتظار داشتن Expect انتظام Orderline(s) انتظامی Disciplinary انتفاضه Entefada انتفاع Profiting انتفاع بردن Profit (by) انتفاعی Profit (producing) انتقاد Criticism انتقاد آمیز Critical انتقاد سازنده Constructive criticism انتقاد نمودن Criticise انتقادی Critical انتقال Transfer انتقال پذیر Transferable انتقال اجتماعی Social shifting انتقال خون Blood transfusion

انتقال دادن Transfer انتقال دهنده Transferer انتقال قدرت Transfer of power انتقال کارمند The Transfer of an employee انتقال کالا Transhipment انتقال گیرنده Transferee انتقالی Transferred انتقال یافتن Be transferred انتقام Revenge انتقام گرفتن Revenge انتقام همه جانبه Massive retaliation انتگراسیون Integration اُنثی Female انجام Accomplishment انجام پذیر Terminable انجام دادن Do انجام دهنده Accomplisher انجام گرفتن Be done انجام نادرست قرارداد Misperformance of contract انجام وظیفه Performance of duty انجامیدن Come to an end انجماد Freeze انجمن Association انجمن ملل آسیای جنوب شرقی Association of South - East Asia انجمن اروپائی مبادلۀ آزاد European Free Trade Association (E.F.T.A.) انجمن بین المللی رشد International Development Association انجمن خانه و مدرسه Parent - Teacher Association (P.T.A.) انجمن خیریّه Benefits society انجمن سرّی Secret association انجمن سلطنتی (انگلستان) Royal Society (U.K.) انجمن شهر Municipal council انجمن صنفی Guild association انجمن کارگری Worker' s association انجمن کردن Assemble انجمن ملّی پیشبرد رنگین پوستان National Association for the Advancement of Coloured People (N.A.A.C.P.) انجمن ملّی وکلا National Bar Association (N.B.A.) انحراف Deviation انحراف جنسی Sexual deviation انحراف ورزیدن Deviate انحصار Monopoly انحصار چند جانبه Oligopoly انحصار سرمایه داری Monopoly capitalism انحصار طلب Monopolist انحصار نمودن Monopolize انحصاری Monopolistic انحلال Dissolution انحلال ازدواج Dissolution of marriage انحلال پارلمان Dissolution of parliament انحلال شرکت Dissolution of company اندازه Size اندازه کردن Measure اندازه گرفتن Take measure اندازه گیری Measurement اندازه نگهداشتن Be moderate اندک Little اندک زمان A short time اندیویدوآلیست Individualist اندیویدوآلیسم Individualism انزواطلب Isolationist انزواطلبی Isolationism انسان دوستی Omanism انصاف Justice انصافاً Justly انصاف دادن Judge fairly انصاف داشتن Be fair انصاف در جستجوی عدالت است و از بی عدالتی پرهیز می کند Equity seeks to do justice and avoid injustice انضباط Discipline انضباطی Disciplinary انضمام Adhesion انطباق Adaptation انطباق پذیر Adaptive انطباق یافته Adapted انعطاف پذیری Flexibility انعقاد Conclusion (of a contract)  انعقاد Conclusion (of a treaty) انعکاس Reaction اِنفاق Expending انفجار Explosion انفجار بمب Explosion of a bomb انفجار جمعیّت Population explosion انفجاری Explosive اِنفساخ Cancellation انفصال خدمت Discharging اِنفعال Reaction انفعالی Reactionary انفکاک Separation انقضاء Expiry انقضای تعهّد Extinction of an obligation انقضای قرارداد Termination of a contract انقضای موعد Maturity انقضای وکالت Ending an attorneyship انقضای مواعدی که منتهی به زوال حقّ می شود Brief cut off period انقلاب Revolution انقلاب آموزشی Educational Revolution انقلاب اداری Administrative Revolution انقلاب اسلامی ایران The Islamic Revolution of Iran (I.R.I) انقلاب بدون خونریزی Bloodless revolution انقلاب بوژوایی Bourgeoise Revolution انقلاب پوریتن Puritan Revolution انقلاب تمام عیار Full(y) revolution انقلاب جهانی Global Revolution انقلاب چین (۱۹۱۱) China Revolution (۱۹۱۱) انقلاب خونین Bloody revolution انقلاب درباری Palace revolution انقلاب روسیه (۱۹۱۷) Russia Revolution (۱۹۱۷) انقلاب سبز Green Revolution انقلاب صنعتی Industrial Revolution انقلاب ضدّ امپریالیستی Anti - Imperialist Revolution انقلاب فرهنگی Curltural Revolution انقلاب قهوه ای The Brown Revolution انقلاب مشروطیّت Constitutional Revolution انقلابی Revolutionary انکار Denial انکار پس از اقرار مسموع نیست A denial made after a confession is not admissible انکار کردن Deny انگیزاسیون Inquisition انگشت زدن Touch with the finger انگارگان Ideology اثر انگشت Finger - print انگشت نگاری Finger - printing انگشت نما Pointed to with the finger انگیزه Motive اوامر Commands اَوباش Lewd persons اوبکوم Obkom اوتارکی Autarky اوتونومی Autonomy اَوراق Sheets اوراق رسمی Official papers اوج بحران At the highest of the crisis اوست پولیتیک Ost politic اوستراسیسم Ostracism اوضاع و احوال Circumstances اولترا Ultra اولترا - امپریالیسم Ultra - Imperialism اولترا - اندیویدوآلیسم Ultra - Individualism اولتیماتوم Ultimatum اولیگوپولی Oligopoly اومانیسم Humanism اهرم سیاسی Political lever اهیمسا Ahimsa ایجاب Offer ایجاب کننده Offeror ایجاب و قبول Offer and acceptance ایجابی Affirmative ایدآلیست Idealist ایدآلیسم Idealism ایدآلیسم ترانس سندنتال Transcendental Idealism ایدئولوژی Ideology ایدئولوگ Ideologue ایراد Objection ایراد ضرب و جرح Battery ایراد دلیل Raising an argument ایزوِستیا Izvestia ایزولاسیونیسم Isolationism ایفاء Discharge ایفای تعهّد Fulfillment of an obligation ایفای دِین Payment of a debt ایفای عهد Fulfil a covenant ایفای وظیفه Discharge of a duty ایمن Secure ایمن ساختن Make secure ایمن شدن Become secure ایمنی Security ایمنی دریانوردی Safety of navigation ایمورالیسم Immoralism

اینتلیجنت سرویس Intelligent Service این طور بنظر می آید که... It seems as if… باج Blackmail باج‌ خواه Blackmailer باج خواهی Blackmail باج دادن Pay a tribute باج دهنده Tributary باج سبیل The benefit drawn by blackmile باج گزار Tributary باجگیر Extortioner باج و خراج Tribute and contribution باخبر Intelligent باخبر ساختن Apprise باخت Act of losing باد آورده Gained without pain or cost بارانداز Landing - place باربر Porter باربری Porterage باردار Pregnant باردار شدن Become pregnant بارداری Pregnancy بار کردن Load بارِ کشتی The ship' s cargo بارکشی Transportation بارگیری Loading بارِ مسؤولیّت Burden of responsibility بارنامه Bill of loading باروت Gunpowder بازها Hawks باز جنگی War hawk بازار Market بازار آزاد Free market بازار بزرگ Emporium بازار بورس Money market بازارچه Small market - place بازار پررونق Brisk market بازار را اشباع کردن Flood the market بازار سیاه Black market بازار کار Labo(u)r market بازار کساد Dead market بازارگرمی Working up trade بازار مشترک Common market بازار مشترک امریکای مرکزی Central American Common market (C.A.C.M.) بازاری Marketman بازاریابی Marketing بازپرداخت Repayment بازپرس Interrogator بازپرسی Interrogation بازپس دادن Give bake بازپس فرستادن Send bake باز پس گرفتن Take bake بازتاب Reaction بازجو Investigator بازجوئی Investigation بازخرید Buying bake بازخواست Calling to account بازخواست کردن Call to account بازداشت Arrestment بازداشت شدن Be arrested بازداشت کردن Arrest بازداشتگاه House of detention بازداشت گسترده Mass arrest بازدارنده Deterrent بازداشتن Detain بازدید Repaying a visit بازدید مقدّماتی Preliminary survey بازرس Inspector بازرس ویژه Ombudsman بازرسی Inspection بازرسی دقیق Careful inspection بازرسی رسمی Visitation بازرسی کردن Inspect بازرگان Merchant بازرگانی Commerce بازسازی Reconstruction بازگردانیدن Return بازگرفتن Take bake بازگشت Reference بازگوکردن Divulg بازماندگان Surviver بازنشستگی Retirement بانک ابلاغ کننده Advising bank بانک ارسال کننده The remitting bank بانک استقراضی Loan bank بانک بازکنندۀ اعتبار The issuing bank بانک بین المللی ترمیم و توسعه International Bank of Reconstruction and Development (World Bank) بانک پرداخت کننده Paying bank بانک پس انداز Saving bank بانک توسعۀ اسلامی Islamic Development Bank بانک خصوصی Private bank بانکدار Banker بانکداری Banking بانک دولتی State bank بانک قبول کننده Accepting bank بانک کارگزار Correspondent bank بانک مرکزی Central bank بانک معامله کننده Negotiating bank بانک ناشر اسکناس Bank of lssue بانکی Pertaining bank بحبوحه Middle (part) بحث Argument بحث آزاد Open discussion بحث انگیز Controversial بحث بی فایده Debate of the deaf بحث کردن Argue بحث مستدّل Well - grounded agrument بحث میزگرد Rounde - table discussion بحث و جدل Horse - trading بحث و جدل کردن Cross swords بحران Crisis بحران اقتصادی Economic crisis بحران جاری On going crisis بحران را پشت سر گذاردن Turn the corner بحران را وخیم تر کردن Aggravate the crisis بحران فرونشست Crisis subsided بحران سخت Testing crisis بحران فزاینده Mounting crisis بحران مالی Financial crisis بحران ناگهانی Fast - breaking crisis بحران نظامی Military crisis بحرانی Critical بخت خود را آزمایش کردن Try one' s luck بخت از او برگشت He was down on his luck بَخس Very low بخش Sector بخش اجرائی Executive department بخشی از خانه A section of the house بخش اقتصادی Economic sector بخش تعاون Cooperation sector بخش عمومی Public sector بخشدار Deputy governor بخشداری County بخشنامه کردن Circularize بخشودگی Amnesty بد Bad بد آوردن Be down on one' s luck بدبین Cynic بدبینی Cynicism بدحساب Not paing back ontime بدخواهی Lll - Will بد کسی را گفتن Backbite a someone بدنام Defamed بدنام کردن Defame بدنامی Defamation بدی کردن Do evil بد رفتار Misbehaving بدرفتاری Misbehaviour بدرفتاری کردن Lll - treat بدسابقه Having a bad record بد سرشت Wicked بدقول Unfaithful to one' s promise بدقولی Breach of one' s promise بدقولی کردن Break one' s promise بدگمان Suspicious بدگمانی Suspicion بدگوئی Lll - speaking بدون اِذن در ملک دیگری سکونت کردن Squat بدون استثناء Withouth exception بدون تابعیّت Stateless (person) بدون جانشین Vacant succession بدون سبق تصمیم Without aforethought بدون عیب و نقص Perfect بدون قید و شرط Unconditional بدون مجوّز Without authorization بدون نیاز به اقامۀ دلیل Peremptory challenge بدون وصیّت فوت کردن Die intestate بدهکار Debtor بدهکار بودن Be in debt بدهکار شدن Run into a debt بدهکار کردن Debit بدهکاران متفرقه Sundry debtors بدهکاری Debt بدهی Debt بدهی احتمالی Contingent debt بدهی با بهره Active debt بدهی ثابت Fixed debt بدهی حال Amount due بدهی دراز مدّت Long - term liability بدهی دولت Public debt بدهی مستند به حکم دادگاه Debt of record بدهی مشکوک‌الوصول Doubtful debt بدهی مؤجّل ، بدهی که موعد آن فرا نرسیده باشد Undue debt

بدیهی Evident بذل کردن Bestow برآورد کردن Appraise برآورد مالیاتی The assessment برابر Equal برابر ساختن Equalization برابر شدن Become equal برابری Equality باربری حقوق Equality of rights برابری حقوق سیاسی Isopolity برابری کردن Equal برابری نژادی Racial equality برابری دستمزد Equality of wage(s) برابری سیاسی Political equality برات Draft برات اعتباری Credit dill برادر ارشد Elder brother برادر خوانده Adopted brother برادر صُلبی A consanguineous brother برادری Brotherhood برانگیختن Make eager برائت Clearance برائت ذمّه Clearance from obligation برخورد تمدّن ها The Clash of Civilizations بَرده Slave برده‌داری Slavery بررسی کردن Inspect بَرَص Lepsory برقرار کردن Establish برقراری Establishment برقراری آرامش Pacification برقراری صلح Peace enforcement برقراری وضعیِت اضطراری Imposition of the state of emergency برکنار (شده) Discharged برکنار شدن Be discharged برکنار کردن Discharge برکناری Dismissal برگ بَرنده Trump card برگ عبور Laissez passer برنامه Program برنامۀ اصلاحات جدید A new deal برنامه ای اصل چهار Point four program برنامۀ پنج ساله The five years plan برنامۀ تحقیق و توسعه Research and development program برنامۀ ترمیم اروپا European recovery program برنامۀ تلویزیونی Telecast (program) برنامۀ توسعۀ ملل متّحد United nations development program برنامۀ حزب Platform برنامۀ خبری News broadcast برنامه را بهم زدن Disorganize a plan برنامۀ رادیوئی Broadcast (program)  برنامۀ رادیوئی برای خارج از کشور Overseas broadcast (program) برنامه‌ریزی Planning برنامۀ زنده Live program برنامۀ سراسری (رایو یا تلویزیون) Nationwide broadcast برنامۀ دراز مدّت Long - term plan برنامۀ فشرده Crach program برنامۀ کار مجلس Parliamentary timetable برنامه Program برنامۀ اصلاحات جدید A New Deal برنامۀ اصل چهار Pient four program برنامۀ انعطاف‌پذیر Adaptable program برنامۀ بررسی لوایح در مجلس Calender بستری شدن Lie down in bed بستگی Dependence بستگی داشتن (به) Depend (on) بستن Close بست نشستن Take Sanctuary بسته Closed بسته بندی Packing بسزا Worthy of بسنده Enough بسیار Numerous بسیاری Numerousness بسیج اقتصادی Economic mobilization بسیج عمومی General mobilization بشر Humankind بشردوست Humanist بشردوستانه Humanitarian بشردوستی Humanism بشری Human بشریت Humanity بطریق اولی Afortiori بعد از بررسی پرونده After having examined the cace بعدچی؟ Then what? بَلا Calamity بِلا Without بلااستفاده Useless بلااعتراض Unobjected بلاتأخیر Without delay بلاتخلّف Without fail بلاتردید Undoubtedly بلاتصدّی Vacant بلاتصدّی شدن Vacate بلاتکلیف Abeyant بلاد Cities بلادرنگ Without hesitation بلاسبب Without cause بلاصاحب Unowned بلاعِوَض Without recompense بلافاصله Immediately بلامعارض Unclaimed بلامقدّمه Without previous notice. بلامنازع Undisputed بلاواسطه Directly بلاهت Foolishness بَلَد City بلد Guide بلد شدن Come to know بلدی Municipal بلوا Disturbance بلوا کردن Raise a disturbance بلوغ Puberty بلوف زدن Bluff بلوک Bloc بلوک شرق East - bloc بلوک غرب West - bloc بلوکاد Blockade بلیط Ticket بمب آتش زا Incendiary bomb بمب اتمی Atomic bomb بمباران Bombardment بمب افکن Bomber بمب کارگذاشتن Plant a bomb بَنا Building بُناپارتیسم Bonapartism بن بست Deadlock بنجل Depreciated بنچاق Original title deed بندوبست Secret connection بنکدار Wholesale dealer بِنه لوکس Benelux بنیاد Foundaton بنیاد امور جنگ زدگان Foundaton for the Affairs of War Stricken بنیاد امور مهاجرین جنگ تحمیلی Foundation of the Affairs for the Victims of the Imposed War بنیاد پانزده خرداد ۱۵th بنیاد شهید Martyr' s Foundation بنیاد مستضعفین و جانبازان Foundation for the Oppressed and the Crippled بنیاد مسکن Housing Foundation بنیادگرا Foundamentalist بنیادگرائی Foundamentalism بنیان Foundation بنیانگذار Founder بودجه Budget بودجۀ اضطراری Contingency found بورژوا Bourgeois به خودی خود Ipso fact بی‌استطاعت Lacking pecuniary ability بی‌اصل Unfounded بی‌اطّلاع Uninformed بی‌اطّلاعی Lack of information بی اعتبار Invalid بی‌اعتبار شدن Become invalid بی‌اعتبار کردن Discredit بی‌اعتباری Invalidity بی‌اعتقاد Unbelieving بی‌اعتقادی Unbelief بی‌اندازه Not having the required size بی‌انصاف Unfair بی‌انصافی Unfairness بی‌انضباط Undisciplined بی‌انضباطی Disorderliness بیانیه Manifesto بیانیۀ مشترک Joint declaration بی‌اولاد Childless بی‌اهمیت Unimportant بی‌ایمان Unbelieving بی‌ایمانی Unbelief بی‌بار Fruitless بی‌بها Worthless بی‌بهره Without interest بی‌پایه Baseless بی‌پدر Fatherless بی‌پروا Fearless بی‌پول Moneyless بی‌ پولی Moneylessness بی‌تاب شدن Become restless بی‌تابی Restlessness بی‌تابی کردن Show restlessness بی‌ تاریخ Undated بیت‌المال (public) Treasury (or purse) بی‌تجربگی Inexperience بی‌تجربه Inexperienced بی‌تردید Undoubtedly بی‌تقصیر Guiltless بی‌تکلیف Abeyant

بی‌توجّه Careless بی‌توجّهی Carelessness بی‌توشه Without provisions بی‌توقف Non - stop بی‌‌ثبات Incostant بی‌ثَباتی Inconstance, - cy بی‌ثمر Fruitless بی‌جان Lifeless بی‌‌جرأت Lacking courage بی‌جواب Without answer بی‌جهت Causeless بی‌چاک دهن Having a loose tongue بی‌چون و چرا Indisputable بی‌حاصل Unproductive بی‌حال شدن Become Listless بی‌حجاب Unveiled بی‌حجابی Being Without a veil or cover بی‌حدّ Numberless بی‌حدّ و حصر Limitless بی‌حرمت Disgrace بی‌حرمتی Disgrace بی‌حسّ Insensible بی‌حسّ کردن Render insensible بی‌حسّی Insensibility بی‌حصار Fenceless بی‌حفاظ Uncovered بی‌حقوق Without salary بی‌حواس Absent minded بی‌حیا Impudent بی‌خانمان Homeless بی‌خبر Unware بی‌خبری Lack of awareness بی‌خرج Free of charge بی‌خردی Imprudent بی‌خطر Dangerless بیدادگر Crule بی‌درمان Incurable درد بی‌درمان An incurable disease بی‌درنگ Immediately بی‌دغدغه Without mental unrest بی‌دقّت Careless بی‌دین Irreligous بی‌دینی Irreligion بیراهه Deviated path بی‌ربط Disconnected بیرحم Cruel بیرحمانه Cruelly بی‌رویّه Irregular بی‌زن Wifeless بی‌سبب Causeless بی‌سرپرست Guardianless بی‌سر و سامان Without a family بی‌سیرت کردن Abduct بی‌شائبه Taintless بی‌شبهه Doubtless رفتار بی‌شرمانه Shameless behavior بی‌شرّ و شور Peaceful بی‌شفقت Pitiless بی‌شکّ Without doubt بیشمار Numberless بی‌شهرت Fameless بی‌صرفه Unprofitable بی‌ضرر Causing no loss بیضه Testicle بی‌طاقت Impatient بی‌طاقت شدن Lose patience بی‌طرف Neutral بی‌طرفی Neutrality سیاست بی‌طرفی Neutralize بیع Sale بیعانه Earnest-money بیع سَلَف Forward-sale بیع شرط Conditional sale بیع غیر قطعی Revocable sale بیع فاسد Invalid sale بیع قطعی Definite sale بیع نامه Deed of sale بیع نسیه Credit sale بیع نقدی Cash sale بیع مؤجَّل Postponed sale بیع و شَرا Buying and selling بی‌عیب Faultless بی‌غرض Having no private motive بی‌غلّ و غشّ Free of dissimulation بیکار Unemployed بیکار شدن Become jobless بیکار کردن Render jobless بیکاری Unemployment بیکاری روزافزون Evergrowing unemployment بی‌کس Having no relatives بی‌کسی Having no one بی‌کفایت Incapable بی‌کفایتی Incapability بی‌کم و زیاد Neither more nor less بیگانگی Alienation بیگانه ترسی Xenophobia بیلان Balance-sheet بیمارستان Hospital بیم داشتن Be afraid بی‌مدرک Not supported by document بیمه Insurance [insuÓ™rÓ™ns, insÓ™rÓ™ns] بیمۀآتش سوزی Fire insurance بیمۀ اتّکایی Reinsurance بیمهٔ اتٌکایی الزامی Obligatory reinsurance بیمهٔ اتٌکایی قانونی Legal reinsurance بیمهٔ اتٌکایی مازاد خسارت Excess of loss reinsurance treaty بیمهٔ اتٌکایی مازاد سرمایه Surplus reinsurance treaty بیمهٔ اتومبیل Motor - car insurance بیمهٔ اثاثیه مسافرین Luggage insurance بیمۀ اجاره Lease Insurance بیمۀ اجاره‌خانه The rent of house insurance بیمۀ اجاره عقب‌افتاده Back - rent insurance بیمۀ اجباری Compulsory insurance بیمۀ اجباری بیکاری Copulsory unemployment insurance بیمۀ اجباری شخص ثالث Compulsory third party insurance بیمه‌(های) اجتماعی Socal Insurance بیمۀاحشام Livestouck insurance بیمۀ اختیاری Voluntary insurance حقٌ تعیین سرنوشت Right of self-determination حقٌ تقٌدم Priority حقٌ توقٌف کشتی Right of stopping حقٌ جستجو Right of search حقٌ‌جو Who seeks the truth حقٌ‌جویی Search for truth حقٌ چاپ Copy-right حق حاکمیٌت Sovereignty حقٌ حیات Right to exit حقٌ خودمختاری Right of self determination حقٌ‌دادن Consider rightful حقٌدار Rightful حقٌ داشتن Be right حقٌ دسترسی به بنادر Right of access to ports حقٌ دفاع مشروع Right of self-defence حقٌ دیگران را محترم شمردن Regard the right(s) of others حقٌ رأی Right of vote حقٌ رأی برای زنان Women suffrage حقٌ رجوع Right of revocation حقٌ رد Veto حقٌ رُقبی Right for a prescribed period حقٌ سُکنی Right of habitation حقٌ شُفعه Per-emption حقٌ‌شناس Grateful حقٌ‌شناسی Gratefulness حقٌ صیانت Conservation right حقٌ طبع حقٌ طبیعی Natural right حقٌ عبور بی‌ضرر Right of innocent passage حقٌ عُمری The life right حقٌ عیسنی The actual right حقٌ فکٌ رهن Equity of redemption حقٌ قانونی Legislative power (or right) حقٌ قضاوت Judicial power حقٌ قضاوت کنسولی Capitulation حقٌ کسی را پایمال نمودن Spoil some one's right حقٌ کسی را دادن Give a person his due حقٌ کُشی Injustice حقٌ‌گو Impartial (person) حقٌ‌گویی Impartiality حقٌ لنگر انداختن کشتی Right of anchoring حقٌ مالکیٌت Right of ownership حقٌ متزلزل Unstable right حقٌ مستقرٌ Established right حقٌ مسلٌم Vested right حقٌ مشروع Ligitimate right حقٌ معنوی Intellectual right حقٌ موجودیت Right to exit حقٌ مؤلٌف Copy right حقٌ ناشناس Ungrateful حقٌ‌ناشناسی Ungratefulness حقٌ نخست‌زادگی Birth-right حقٌ و باطل Right and wrong حقٌ نمایندگی Right of delegation حقٌ وتو (right of) Veto حقٌ وتو دادن Invest somebody with a veto power خیانت‌آمیز Treacherous خیانت به کشور High treason خیانت در امانت Breach of trust خیانت‌کار Treacherous خیانت‌کارانه Treacherously

خیانت‌ کردن Commit treason خیریٌه Charity داخل In داخل کردن Put in داخله Internal داخلی Internal دادخواست Petition دادخواست استیناف دادخواست اعادۀ اعتبار Request for discharge دادخواست بدوی Petition to court of first instance دادخواست تقابل Counter-petition دادخواست پژوهشی Petition to court of appeal دادخواست تجدیدنظر Petition to review (or reconsideration) دادخواست خسارت دادن Sue for damages دادخواست دادن Plead دادخواست دهنده دادخواهی Litigation دادرس Judge دادرسی Judgement دادرسی اختصاری Summary proceedings (or trial) دادرسی فوری Speedy trial دادرسی غیابی Ex-part trial دادستان Public prosecutor دادستان انقلاب اسلامی The islamic revoutionary prosecutor دادستان بدایت Public prosecutor of the court of first instance دادستان کلٌ Attorney-general دادستان محلٌ زندگی Local public prosecutor دادسرا The public prosecutor's office دادگاه Court دادگاه اختصاصی Special court دادگاه اداری Administrative court (or tribunal) دادگاه استیناف دادگاه اصناف Guilds court دادگاه اطفال و نوجوانان Juvenile court دادگاه امور حسبی Non-litigious matter court دادگاه انتظامی Disciplinary tribunal (or court)  دادگاه انتظامی قضات Disciplinary court of judges دادگاه انتظامی وکلاء Disciplinary court of advocates دادگاه انضباطی Disciplinary tribunal (or court) دادگاه بدوی Court of first instance دادگاه بین‌المللی International court of justice (I.C.J.) دادگاه پژوهش Appeal court دادگاه تالی Lower court دادگاه حقوق Court of law دادگاه تجدیدنظر Court of revew (or reconsideration) دادگاه خلاف Police court دادگاه رسیدگی به دعاوی علیه دولت Court of claims دادگاه سیٌار Assize court دادگاه شرع Religious court دادگاه صلح Peace court دادگاه صوری Moot court دادگاه عالی High(er) court دادگاه عالی حقوق Chancery(u. k) دادگاه عدالت و انصاف Chancery division (u. k.) دادگاه علنی Open court دادگاه عمومی Public court دادگاه قانونی Court of law دادگاه کیفری Penal court دادگاه نظامی Martial court دادگاه نوجوانان Juvenile court دادگاه نهائی Court of last resort دادگاه نیابت‌دهنده Assigning court دادگاه ویژه روحانیٌت Special disciplinary tribunal for the clergy دادگاه هم‌عرض Parallel court دادگر Just دادگستر One who administers justice دادگستری Administration of justice دادگستری بین‌المللی International justice دادنامه (Written) Verdict دادوستد Transaction دارا شدن عادلانه Just enrichment دارا شدن غیرعادلانه Unjust enrichment دارالاسلام Abode of Islam دارالایتام Foundling hospital دارالتٌأدیب House of correction دارالحکومه Governor's court دارالوکاله Layer's office دارایی Assets دارائی‌های اسمی Nominal assets دارایی‌های بلوکه شده Frozen assets دارایی غیرمنقول Immovable property دارایی مالیات‌پذیر Taxable estate دارایی منقول Movable property دارایی‌های نقدی Liquid assets دار زدن Hanging دارندۀ پروانه Licensee دارنده Holder دارندۀ حقٌ عمری Life tenant داروغه Sheriff دانشکده حقوق Law faculty دانگ Share داور Arbitrator داور مرضیٌ‌الطٌرفین Mutually acceptable arbitrator داور ویژه Special arbitrator داوری Arbitration داوری اجباری Compulsory arbitration داوری که برای موردی خاصٌ به داوری انتخاب شود Ad-hoc arbitrator داوری مشورتی Advisory arbitration داوری ویژه Special arbitration داوطلب Candidate عادت Habit عادت دادن Habituate عادت کردن (به) Be accustomed to عادل Just عادلانه Equitably عادی Ordinary عادی‌شدن Become normal عادی کردن Normalize عارض شدن Go to law علیه کسی عارض شدن Bring an action against one عاریه Lending عاریه‌دادن Lend عاریه گرفتن Take a loan عاریتی Borrowed عاصی Rebellious عاصی‌شدن Rebel عاصی کردن Make rebellious عاطل و باطل Idle and wasted عاقبت‌نگری Far-sighted work عاقد Concluder (of a contract) عاقل Wise عاقلانه Wisely عالماً Knowingly عالماً و عامداً Knowingly and purposely عامٌ Common عامٌ‌المنفعه Of public utility عامٌۀ مردم The public عاید Earning عاید داشتن Pay return عاید شدن Be earned عایدات Earnings عایدات مشروع Legal gains عایدات نامشروع IIIegal gains عایدی Earning عایدی سالانه Yearly income عبور Passage عبور آزاد Free passage عبور بی‌ضرر Innocent passage عبور ترانزیتی Transit passage عبوردادن Cause to pass عبور کردن Pass عبور ممنوع Passage forbidden عبور و مرور Traffic عتیقه Antique عتیقه‌فروش Antique seller عتیقه‌فروشی Antique shop عجالتاَ For the time being عجز Disability عدالت Justice عدالت‌پیشه Just عدالت‌خانه House of justice عدالت‌خواهی Advocacy of Justice عدالت طبیعی Natural justice عدالت‌کردن Justice عدل Justice عدل‌پرور Just عدم اثبات ادعٌا Failure of evidence عدم اثبات مالکیٌت Failure of title عدم اجراء Non-execution عدم آشنایی Non-acquaintance عدم استحقاق Absence of right عدم اطاعت Disobedience عدم اعتبار Discredit عدم اعتماد Distrust مال شخصی Personalty مال‌الشٌرکه Property belonging to the partnership مال‌الصٌلح Object of settlement مال صغیر Property belonging to minors مال عمومی Public property مال عینی Corporeal things مال غیرقابل تقسیم Indivisible property

مال غیرمنقول Immovable property مال غیرمنقول ذاتی Immovable by nature مال غصب شده Usurped property مال فراوان جمع کردن Ammass a great wealty مال قابل انتقال Transferable property مال‌گروئی Pledged asset مال مُباح Allowable مالکیٌت Possesson مال متروک Abandoned property مال متنازع فیه Things which are in litigation مال مجهول‌المالک Property with unknown owner مال مرهون Mortgaged property مال مسروق Stolen property مال مشاع Jointly-owned property joint estate مال مشترک Common property مال مصادره شده Goods expropriated مال منقول Movable property مال موروثی Hereditaments مال موقوفه Endowed property مال و مَنال Wealth مالک Owner مالک Landlord مالک اعیانی Landlord of standing property مالک انحصاری سهام Sole owner of shares مالک بلامنازع Undisputed owner مالک بودن Own مالک جزء Small holder مالک حبٌه Owner of seed مالک حقٌ Owner of right مالک رَقَبه Bare owner مالک ریشه Owner of root مالک رسمی Owner of record مالک زمین Landowner مالک ظاهری Reputed owner مالک عرصه Ground landlord مالک قطعی Absolute owner مالک کشتی Shipowner مالک مزرعه The owner of the farm مالک مشاع Joint owner مالک مشترک Co-owner مالک مغازه Proprietor of a store مالک مفروز Partitioned estate مالک منافع Beneficial owner مالک منحصر به فرد Sole owner مالک واقعی Actual owner مالک و مستأجر Owner and tenant مالکانه Possessory مالکیٌت Ownership مشاعات و مشترکات در مالکیّت Joint ownership مالکیٌت اجتماعی Social ownership مالکیٌت اختصاصی Private ownership پخش Broadcast پست شمردن Abase پی تأسیس یافتن تمکین کردن Condescend ثبت Registration جامعه گرای Socialist جرایم علیه نظم عمومی Offences against public order جنایات جنگی War crimes جنگ زده War-torn حامی پروپاقرص Ardent supporter حاوی Containing حکومت سرنیزه Sword-low خویشاوند Relative دخل و تصرّف کردن Interfere درآمد اضافی نفت Petro dollars دشنام دادن Swear at دفاع غیرنظامی Civil defence (or defense). رسوائی Ignominy روادید تک مسافرتی Single journey visa روادید خروج Exit visa رویزیونیسم Revisionism زاپادانیک ها Zapadanics زادگاه Birth-place زادن Give birth to زاده شدن Be born زاد و ولد Births زائیدن Give birth to زارع Farmer زالو صفت Bloodsucker زانی Adulterer زانیه Adulteress زاید Surplus زاید بر احتیاج Surplus to requirements زایش Birth زایشگاه Meternity hospital زایمان Childbirth زایمان زودرس Premature delivery زبان چرم و نرم A glib tongue زورگویی کردن Bully ژورۀ Jury ستم دیدن Be oppressed ستمدیده سرمایه ثابت Constant capital شرکت بیمه اتٌکایی Reinsurance company صاحب کار صاحب ملک صاحب محضر صادرات Exports صادرات ناپیدا Invisible export صداق صِغار صیغه خواندن ضامن دار Sponsored by a surety ضمان عقد ضمان ضمانت تضامنی ضوابط (ضابطه pl.of) ضمائم(ضمیمهpl.of) ضمانتی Guranteel طبٌ قانونی طپانچه طلاق گفتن ظهرنویس Endorser عداوت عدلیه عدم قبولی عدو(اعداء. Pl) عُدول ( عادل pl.of) عرایض (عریضه pl.of) عِرض عقد مودّت با کسی بستن عقد لفظی عقد جعاله عقد تبرّع عقد تصویبی عقد نکاح عکس‌العمل علامات (علامت Pl.of) علت عمده Main cause علت فرعی علل(علّت pl.of) عهدنامه عهود(عهدPl.of) فرمانروائی Rule قرارداد کتبی Written contract قصد ارتکاب جرم Intent to commit a crime کَسَبه کشورهای بلوک غرب West bloc countries کشورهای توسعه یافته Developed countries کنوانسیون فلات قاره (۱۹۵۸) Convention on the Continental Shelf(۱۹۵۸) کنوانسیون بین المللی مسؤولیّت مدنی خسارات آلودگی نفتی _۱۹۶۹) International Convention on Civil Liability for Oil Pollution Damages(۱۹۶۹) کالای گران‌قیمت گروگذار گروگیر گروه فشار Pressure group گواهی عدم پرداخت Notice of non-payment گواهینامۀ فوت لاعلاجی Incurability مالیات بر منافع Tax profits مأمور کردن Send of duty مأمور ویژه Ad-hoc agent مانع اجرای عدالت شده Impede justice بیمۀ از دست دادن اجاره‌بها Loss of rent insurance بیمهٔ اِشغال Occupancy insurance بیمۀ از دست دادن منافع Loss of Profits insurance بیمۀ از کار‌افتادگی Disablement insurance بیمۀ اشخاص Insurance of persons بیمۀ اشیاء Insurance of articles بیمۀ اعتبار Credit insurance بیمۀ اعتبار صادرات Export credit insurance بیمۀ اعتبار واردات Import credit insurance بیمۀ اطمینان Fidelity insurance بیمۀ اِعسار Insolvence insurance بیمۀ الزامی Obligatory insurance بیمۀ امانات Deposits insurance بیمۀ اموال Insurance of properties بیمۀ اموال غیرمنقول Insurance of immovable properties بیمۀ اموال منقول Insurance of movable properties بیمۀ اوٌلین خطر First loss insurance بیمۀ با تعرفۀ تخفیف Low-rate insurance بیمۀ با حقٌ بیمهٔ به نرخ پایه Step-rate premium insurance بیمۀ باران Rain insurance بیمۀ باربری Cargo insurance بیمۀ باربری دریایی Maritime insurance بیمۀ بازنشستگی Insured pension بیمه‌بردار ، قابل بیمه Insurable بیمۀ بستانکاران Creditors insurance بیمه به شرط قوت در مدٌت معیٌن Term life insurance بیمۀ بیشتر از ارزش بیمه Over insurance بیمۀ بیکاری Unemployment insurance بیمۀ بیماری III insurance

بیمۀ بیوگان Widows' insurance بیمۀ پیری Oldage insurance بیمۀ تأمین خسارت سپرده‌ها Insurance of deposit - claimes بیمۀ تأمین منافع کارکنان Workmen' s compensation insurance بیمۀ تأمین منافع کارگران Workers' compensation insurance بیمۀ تأمین منافع کودکان Children's compensation insurance بیمۀ تجاری Bussiness insurance بیمۀ تصادف وسایط نقلیٌه Collision Insurance بیمۀ تحصیلی Scholars' insurance بیمۀ تضمینی Guarantee insurance بیمۀ تعهٌدات Liability insurance بیمۀ تعیین لیاقت Merit rating insurance بیمۀ تکمیلی Supplementary insurance بیمۀ تگرک Hail insurance بیمۀ تمام خطر All risk insurance بیمۀ تمام خطر باربری دریایی All Risk marine insurance بیمۀ تمام عمر Whole life insurance بیمۀ تمدید بیمه‌نامه‏ Extended term insurance بیمۀ تندباد Tempest insurance بیمۀ توفان Storm insurance بیمۀ ثابت Endowment insurance بیمۀ جنگ War risk insurance بیمۀ جهیزیه Dowry insurance بیمۀ چهارپایان Livestock insurance بیمۀ حادثه Accident insurance بیمۀ حساب‌های غیر‌قابل وصول Accounts irreceivable insurance بیمۀ حساب‌های قابل وصول Accounts receivable insurance بیمۀ حقٌ بیمۀ پرداخت شده Paid up insurance بیمۀ حمایت قانونی از هزینه‌های بیمه‌گزار Legal expenses insurance بیمۀ حمل و نقل دریایی Maritime insurance بیمۀ حوادث اشخاص Personal accidet insurance بیمۀحوادث شخص ثالث Third party accident insurance بیمۀ حوادث ناشی از کار Employer's liability insurance بیمۀ خسارت کامل ساختمان Constructive total loss insurance بیمۀ خسارت ناشی از آب Insurance damage by water بیمۀ دام بیمۀ ‌درآمد خانواده Family income insurance بیمۀ درمانی پزشکی Major medical insurance بیمۀ دریایی Sea insurance بیمۀ دست‌جمعی Group insurance بیمۀ دست‌جمعی بستانکاران Group creditors insurance بیمۀ سانحه Accident insurance بیمۀ سپرده Deposit insurance بیمۀ سرقت Stealing insurance بیمۀ سند مالکیٌت Title insurance بیمۀ سود Profit insurance بیمۀ سهیم شدن در منافع Profit sharing insurance بیمۀ سینما Cinema insurance بیمۀ شخص ثالث Third party insurance بیمه شدن Be insured بیمه شده The insured سرمایۀ بیمه شده Capital insured بیمۀ شرکت کردن (در) Profit participating insurance بیمۀ شرکت در منافع Profit participating insurance بیمۀ شریک شدن Participating insurance بیمۀ شکستن شیشه Plate glass insurance بیمۀ شکستن ماشین‌آلات Machinery break down insurance بیمۀ صاحبان منازل Home-owners' insurance بیمۀ عدم‌النٌفع Business interruption insurance بیمۀ عدم پرداخت حقٌ بیمه در صورت از کار‌افتادگی Disability premium waiver insurance بیمۀ عمر Life insurance بیمۀ تمام عمر Whole life insurance بیمۀ متغیٌر عمر Graded premium life insurance بیمۀ مختلف عمر Endowment insurance بیمۀ مختلف مستمٌری عمر Endowment annuity insurance بیمۀ عمر اعتباری Credit life insurance بیمۀ عمر با حق بیمۀ یکجا Single premium life insurance بیمۀ عمر به شرط حیات Insurance on the life بیمۀ عمر زمانی Term life insurance بیمۀ عمر قابل تمدید Renewable term life insurance بیمۀ عمر مستمٌری Pension insurance بیمۀ عمر مستمّری Ordinary life insurance بیمۀ غیرقانونی IIIegal insurance بیمۀ قانونی Legal insurance بیمۀ کالا Cargo insurance بیمۀ کامل Comprehensive insurance بیمۀ کرایه حمل Freight insurance بیمه کردن Insurge [insuÓ™insÓ™:] بیمۀ کسب و کار Business insurance بیمۀ کشاروزی Agriculture insurance بیمۀ کشتی Hull insurance بیمۀ کمتر از ارزش مورد بیمه Under insurance بیمه‌گر The insurer بیمه‌گر اتٌکایی Reinsurer بیمه‌گر اصلی Leading underwriter بیمه‌گر گروهی Group insurance بیمه‌گزار The insuree بیمۀ لوازم سفر Luggage insurance بیمۀ مازاد خسارت Excess of loss insurance بیمۀ اتٌکائی مازاد خسارت Excess of loss reinsurance بیمۀ مالکین منازل Home - owners' insurance بیمۀ متغیرٌ عمر Graded premium life insurance بیمۀ متمٌم Additional insurance بیمۀ مرکزی ایران The central insurance of Iran بیمۀ مسؤولیٌت Liability insurance بیمۀ مسؤولیٌت آتش‌سوزی Liability insurance for damage by fire بیمۀ مسؤولیٌت آرشیتکت Architect's liability insurance بیمۀ مسؤولیٌت پزشکان Doctors' liability insurance بیمۀ مسؤولیٌت تولید Production liability insurance بیمۀ مسؤولیٌت تولیدکنندگان Productors' liability insurance بیمۀ مسؤولیٌت مدنی شکارچیان Hunting liability insurance بیمۀ مسؤولیٌت صاحبان حیوانات Animals owners' liability insurance بیمۀ مسؤولیٌت کارفرمایان Employers' liability insurance بیمۀ گاز Gas undertaking liability insurance بیمۀ مسؤولیٌت مالکین ساختمانها Landlords' liability insurance بیمۀ مسؤولیٌت متصدٌیان حمل و نقل دریایی Shipping's liability insurance بیمۀ مسؤولیٌت متصدٌیان حمل و نقل زمینی Carrier's liability insurance بیمۀ مسؤولیٌت متصدٌیان حمل و نقل هوایی Aviation's liability insurance بیمۀ مسؤولیٌت نگهبانان مسلٌح Armed guardsmen liability insurance بیمۀ مستمرٌی Annuity insurance بیمۀ مستمرٌی بازنشستگی Retirement income insurance بیمۀ مستمرٌی عمر Pension insurance بیمۀ مشترک Co-insurance بیمۀ مضاعف Double insurance

بیمۀ منفعت Profit insurance بیمۀ مورد اجاره The rent insurance بیمۀ موقٌت Provisional insurance بیمۀ مهریٌه Dowry insurance بیمه‌نامه Policy [pÓ™lisi] بیمه‌نامۀ آتش‌سوزی Fire policy insurance بیمه‌نامۀ اسمی Named policy بیمه‌نامۀ بی‌نام Policy of bearer بیمه‌نامۀ دریایی Maritime policy بیمه‌نامۀ قابل ارزیابی Assessable policy بیمه‌نامۀ قابل تعدیل Adjustable policy بین‌المجالس Interparliamentary بین‌الملل Internationl بین‌الملل سوسیالیست Socialist international بین‌الملل International بین‌المللی کردن Internationalize بین دولتین Intergovermental بی‌وصیٌت Intestate بی‌وعده Uninvited بی‌وقوف Ignorant بیوِگی Widowhood بیوه Widow بیوه (زن بیوه) Widowed بیوه شدن Become a widow بیوه (مرد بیوه) Widower بی‌هدف Aimless بیهوده‌گویی Idle talk بیهوش Unconscious بیهوش‌شدن Become stupid بیهوش‌کردن Anaesthetize بی‌یار و یاور Having no one for help بَیٌِن Evident بَیٌِنَه Evidence پاداش Reward پاداش ارزنده Valuable rewad پاداش خدمات Reward for service پاداش دادن Give a reward (to) پادرمیانی کردن Interpose پادزهر Antitoxin پادگان Garrison پادو Footboy پادویی Serving as a footboy پارازیت Jamming پارازیت فرستادن Jam پاراف Initial پاراف کردن Initial پارتی‌بازی Favoritism پارتی بازی کردن Do some string pulling پاتک Counterattack پا تو کفش کسی کردن Meddle with somenoe's affairs پاراللیسم Parallelism پا را از گلیم خود درازتر کردن Overextend oneself پارتوکراسی Partocracy پارتیکولاریسم Particularism پارکه پارلمانتاریسم Parlementarism پارلمان Parliament پارلمان اروپایی (۱۹۵۸) Europian parliamentary (۱۹۵۸) پارلمان فرمایشی Rubber - stamp parliament پا روی حقٌ گذاشتن Trample on justice پاره‌ای از مردم Some pepole پاریا Pariah پاس Watch پاسبان Policeman پاس‌بخش Relief of sentry پاسخ Answer پاسخ رد Refusal پاسخ قطعی Certain answer پاسخگو بودن Be answerable to پاسدار Guard پاسداران مرزی Border - guards پاسدار صلح Peace - keeper پاسداری Guarding پاسداری کردن Guard پاسگاه پلیس Police station پاسگاه پلیس‌راه Highway police station پاسگاه ژاندارمری Gendarmerie station پاسیفیسم Pacifism پاشنه دهن را کشیدن Swear like a trooper پافشاری Persistence پافشاری کردن Persist پافشاری کننده Persistent پاک Pure پاک زد زیر حرفش He simply went back on his word پاکدامن Chaste پاکدامنی Chastity پاکسازی Purge پاکسازی‌شده Purgee پاک‌نظر Looking with purity پان Pan پان اسلامیسم Pan - Islamism پان افریکانیست Pan - Africanist پانچاشیلا Pantchachila پان ژرمانیسم Pan - Germanism پانسمان Dressing of a wound پانسیون Hostel پایاپای Barter پایان End پایان قرارداد Termination of contract پایتخت Capital پای خود را کنار کشیدن Stand aside پایدار Permanent پایداری Permanence ناپایداری Unstability پایداری کردن Stand fast پای شرافت خانوادگی آنان در میان است Their family honor is at stake پایگاه Base پایگاه اجتماعی Social status پایگاه دریایی Marine base پایگاه موشکی Missile site پایگاه نظامی Military base پایگاه هوایی Air base پایمال شدن Ba trampled پایمال شدن حقوق مدنی بشریٌت Be trampled the human's civil law پایمال کردن Trample پایمال کردن افکار عمومی Disregard public opinion پخش اخبار News broadcast پخش رادیویی Broadcasting پخش سیّار رادیویی Outside broadcasting پخش شایعات Circulation of rumo(u)rs پَخمه Stupid پَدافند Defense پَدافند ملٌی National defense پَدافند هوایی Air defense پدر Father پدر اندر Step - father پدرانه Fatherly پدربزرگ Grandfather پدرجدٌ Great grandfather پدرخوانده God - father پدرزن Father - in - law پدرسالاری Patriarchy پدرشاهی پدرشوهر Father - in - law پدر و فرزندی Father - son relationship پدرکُش Patricide پدرکشتگی Blood feud پدرمرده Orphan پدروار Like a father پدری Fatherhood پدید آمدن Appear پدید آوردن Cause to appear پذیرش Admission پذیرش اجتماعی Social acceptance پذیرش بدون قید و شرط Unconditional acceptance پذیرش برات Acceptance a bill پذیرش رسمی Formal admission پذیرش ضمنی Implied acceptance پذیرش لفظی Acceptance by words پذیرش مشروط Conditional acceptance پذیرفتن Admit پذیره‌نویس سهام Subscriptant پذیره‌نویسی سهام Subscription پذیره‌نویسی کردن سهام Subscribe پُرآشوب Disturbed پراگماتیسم Pragmatism پرت شدن Be thrown (down) پرچم Flag پرحادثه Full of incidents پرخاش‌جو Quarrelsome پرخاش‌کردن Quarrel پرخرج Costly پرداخت Payment پرداخت به صورت قسطی Installment payment پرداخت دیداری Sight payment پرداخت یکجا Lump - sum payment پردۀ آهنین Iron curtain پردۀ بَکارت The hymen پررو Cheeky پررویی Cheekiness پرستار Nurse پرستاری Nursing پرِسترویکا Perestroika پرستیژ Prestige پروانه Permit پروانه اقامت Residence permit پروانه دریانوردی Seaman book پروانه صدور Export licence پروانه کار Work permit پروانه ورود Entrance permit پروانه ورود کالا Import permit پروانه وکالت Advocate's licence پروبِبلیسم Probeblism پروتستان Protestan پروتکل Protocol پروتکل اسکندریه Alexandria protocol پروتکل ژنو Geneva protocol پروسه Process پروکزِنوس Proxenos

پروکنسول Proconsul پرولتاریا Proletariat پرونده File پروندۀ تحت رسیدگی Active file پروندۀ راکد Dead file پرونده‌سازی کردن Fabricate a file پِژوهش Appeal پژوهش خواستن Appeal پژوهش خواسته Object of appeal پژوهش خوانده Appellee پژوهش خواه Appellant پژوهش خواهی Appealing پژوهشی Appellate پس‌انداز Saving پَستی Abasement پس‌دادن Give bake پسر ارشد The elder son پسر‌ برادر Son of brother پسر‌خاله Cousin پسرخواندگی Adoption son پسرخوانده Adopted son پسرخواهر Son of sister پسردائی Cousin پسر عمٌ Son of paternal uncle پس‌کرایه Bake freight پس‌گردنی Slap on the neck پس‌گرفتن Take back پسند‌کردن Approve پسندیده Approved پِسی‌میسم Pesimism پشت‌نویس Endorser پشت‌نویسی Endorsement پشت‌نویسی کردن Endorse پشت‌نویسی مجدٌد Re - endorsement پشت‌نویسی مشروط Qualified endorsement پلیس Police پلیس بین‌الملل Interpol پلیس راهنمایی Traffic police پلیس شهرداری Constabulary پلیس ضدٌ‌شورش Riot police پلیس مخفی Secret police پناه Shelter پناه داده شده Sheltered پناه آوردن Seek shelter پناه دادن Give shelter پناهگاه Place of refuge پناهندگی Asylum پناهندۀ سیاسی Refugee پنتاگون Pentagon پنتاگونیسم Pentagonism پنهان داشتن Hide پول خون پول دادن Pay money پول رایج Currency پول کاغذی پول نقد Cash پول نقره Silver coin پولی Monetary پولیتی Polity پیام Message پیام دادن Send a message پیام دهنده Initiator پیام رسانیدن Convey a message پیام شدید‌اللحن Strongly worded message پیام شفاهی Verbal message پیام فوری Urgent message پیام کتبی Written message پیام‌گیرنده Receptor پی‌جو Inquisitive پی‌جویی Inquisitiveness پیرو Follower پیرو مذاکرات قبلی Following previous discussions پیرو نامۀ قبلی Referring previous letter پیروی کردن Follow پیروز Victor پیروز شدن Win a victory پیروزمندانه In triumph پیروزی Victory پیروزی غیر‌منتظره Garrison finish پیروزی قابل ملاحظه Signal victory (or triumph) پیروزی قطعی Decisive victory پیروزی کسب کردن Score a victory (or triumph) پیروزی نهایی Final victory پیرونیسم Pyrhonism پی‌ریزی کردن Lay the foundation پیش‌آمد Happening پیش‌آمد غیر‌منتظره Unforeseen event پیش‌آمد کردن Happen پیشبرد Promotion پیش‌ بردن Promote پیش‌بینی Forecast پیش‌بینی شده Foreseen پیش‌بینی کردن Foresee پیش‌بینی نشده Unforeseen پیش‌پرداخت Advance - payment پیش پرداخت هزینۀ داوری Deposit to cover costs of arbitration پیشخدمت Servant پیشخدمت (زن) Servantess پیش‌خرید Forward purchase پیش‌داوری Prejudg(e)ment پیش‌داوری کردن Prejudge پیشدستی کردن Forestall پیشرفت Progress پیشرفت اقتصادی Prosperity پیشرفت‌کردن Progress پیشرفته Advanced پیشرو Pioneer پیش‌فروش Forward sale پیش‌قسط First instalment پیشکار Steward پیشکار مالی Financial agent پیش‌کرایه Advance freight پیش‌نویس Draft پیش‌نویس قطعنامه Draft resolution پیش‌نویس نهائی Final draft پیشنهاد Proposal پیشنهاد ادامۀ مذاکرات Motion to extend the debate(s) پیشنهاد ‌دادن Submit a proposal پیشنهاد‌دهنده Sponsor پیشنهاد سازنده Constructive proposal پیشنهاد صلح نمودن Propose peace پیشنهاد غیرعملی Impractical proposal پیشنهاد کفایت مذاکرات Motion to end the debate(s) پیشنهاد مزایده Bid پیشنهاد مناقصه Tender پیشنهاد نسنجیده Crude suggestion پیشنهادی Proposed پیشینه Background پیکار Battle پیکار سینا Sina battle پیگرد Prosecution پیگرد قانونی Legal prosecution پیمان Pact پیمان اتٌحاد Pact of alliance تا‌ابد Forever تابع Follower تابعیٌت Nationality تابعیٌت مضاعف Dual - nationality تأثیربخشیدن Have an impression تاخت و تاز کردن Invade تأخیر Delay تأخیر در پرداخت Delay in payment تأدیب نمودن Correct تأدیبی Correctional تأدیه Payment تأدیه کردن وام Pay debt(s) تاراج Plunder تاراجگر Plunderer تاریخ انقضا Expiry date تاریخ تأدیه Due date تاریخ‌گذاشتن Date تاریخی Historic تأسیس Establishment تأسیسات صنعتی Industrial establishments تأسیس شدن Be established تأسیسی Constitutivist تاکتیک Tactic(s) تأکید‌کردن Emphasize تأکیدی Emphatic تالوِگ Talweg تامٌ Complete تامٌ‌الاختیار Fully authorized تأمین Security تأمین اجتماعی Social security تأمین خسارت دادرسی Security for costs تأمین دادن Give a security تأمین دلیل Securing of evidence تأمین‌کردن Secure تأمین‌نامه Safe - conduct تائید Confirmation تائید با تکبیر Acclamation تائید ضمنی Tacit confirmation (or affirmation) تائید کردن Confirm تبادر ذهنی Springing to the mind first تبادل لوایح Exchange of pleadings تبادل نظر Exchange of views تبانی Collusion تبانی‌کردن Collude تباه‌شدن Become destroyed تباه‌کار Corrupter تباه‌کاری Corruption تباه‌کردن Corrupt تباهی Corruption تباین Distinction تباین کلٌی Adequate distinction تبدیل Substitution تبدیل تعهٌد Substitution of an obligation تبذیر Dissipation تبرٌع Giving Gratis قصد تبرٌع The intention of giving gratis تبرٌعاً Voluntarily تبرئه Acquittal تبرئه‌آمیز Exculpatory تبرئه‌شدن Be exonerated تبرئه کردن Acquit تبصره Note تَبَع Subject تبعه Followers تبعۀ ایران Iranian Subjects تبعۀ خارجی Foreign تبعی Subordinate تبعیٌت Following

تبعید Banishment تبعید کردن Banish تبعیدگاه Place of exile تبعیض‌ Discrimination تبعیض‌آمیز Discriminatory تبعیض قائل شدن Discriminate (against) تبعیض نژادی Racial discrimination تبلیغ Propaganda تبلیغات به منظور ایجاد وحشت Scare propaganda تبلیغات به منظور جلب آرای افراد بی‌طرف Bandwagon تبلیغات دروغین False propaganda تبلیغ کردن Propagate تبلیغات گمراه‌کننده Misleading propaganda تبلیغات متقابل Counter - propaganda تبلیغاتی Propaganda تپانچه Gun تتمه حساب Balance of an account تثبیت دستمزدها Wage freeze تثبیت قیمت کالا Price freeze تجارت Trade تجارت آزاد Free trade تجارت بدون تعرفه Zero - tariff تجارت خارجی Foreign trade تجارت داخلی Domestic trade تجارتی که در آن رقابت خارجی وجود ندارد Sheltered trade تجاری Trade تجانس Homogeneity تجاوز Aggression تجاوز آشکار Blatant aggression تجاوز‌آمیز Aggressive تجاوز ارضی Trespass تجاوز از اختیارات Excess of power تجاوز از حدود اختیارات Stretch of authority تجاوز از قانون Violation of the law تجاوز به حریم دیگران Breach of close تجاوز به حقوق دیگران The encroching upon the privileges of others تجاوز به حقوق همسایگان The violation of the neighbours rights تجاوز جنسی Rape تجاوزکارانه Aggressively تجاوز‌کردن Encroach تجاوزکار Aggressor تجاوزگر Aggressive تجدیدنظر Revision تجربه Experience تجربه‌گرایی Empericism تجربی Experiential تجرٌد Singleness تجرٌد اختیارکردن Remain single تجرید Separation تجزیه Analysis تجزیه‌طلب Separatist تجزیه‌طلبی Separatism تجسٌس Search تجمٌع Coming together تجمٌع غیرقانونی Unlawful assembling تجمٌع‌نمودن Form a gathering تجویز Declraing as permissible تجویزکردن Declaring as lawful تجهیز Equipment تجهیزات نظامی Military equipments تجهیزات نظامی تدافعی Defensive military equipments تجهیزات نظامی تهاجمی Offensive military equipments تجیهز قشون Momibization تحت‌الحمایه Protectorate (state) تحت‌السُِلاح Under arms تحت مراقبت Under arrest تحت‌الضٌمان On bail تحدید Limitation تحدید حدود Delimitation تحدید حدود کردن Delimit تحدید کردن Limit تحدیدی Limitative تحذیر Warring تحذیر‌نمودن Warn تحرٌک اجتماعی Social mobility تحریر Writing تحریر شدن Be written تحریر کردن Write تحریص تحریف Alteration تحریق Burning تحریم تحصٌن اختیار کردن Seek sanctuary تحقٌق یافتن Come to pass تحقیق Investigation تحقیق به عمل آوردن Make in investigation تحقیقاً Certainly تحقیقات جامع Full - scale investigations تحقیقات علمی Applied research تحقیق کردن Investigate تحقیقات محلٌی Local investigations or inquiries) تحقیقی Investigative تحکٌم Commanding تحکیم Promotion تحکیم روابط Strengthening relations تحکیم نمودن Strengthen تحلیف Oath - taking تحلیف کردن Give an oath to تحلیل Assimilation تجزیه و تحلیل Analysis تحلیل بردن Assimilate تحلیل قوا Exhaustion of one's energy تحلیل نمودن Render lawful تحلیلی Analystic(al) تحمٌل Endurance تحملٌ‌پذیر Endurable تحمٌل داشتن Have endurance تحمٌل کردن Endure تحمٌل‌ناپذیر Unendurable تحمیل کردن Impose تحمیل‌گر Lobbyist تحمیلی Imposed تحوٌل Transformation تحویل Delivery تحویل پرونده Transmission of the file (to arbitrator) تحویل دادن Deliver تحویلدار Cashier تحویلداری Function of a cashier تحویل گرفتن Take delivery of تحویل واقعی Actual delivery تخریب Destruction تخریب عمدی Sabotage تخریب کردن Destroy تخصٌص Specialty تخصٌص داشتن Be specialized تخصٌصی Specialized تخصیص Allocation تخصیص اعتبارات Allocation of credits تخصیص دادن Allocate تخصیص مالیات Tax allocation تخطٌی Vilation تخطٌی کردن Violate تخفیف Abatement تخفیف جرم Commutation تخفیف دادن Abate تخفیف قیمت Discount in parice تخفیف گرفتن Receive a discount تخفیف مالیاتی Tax abatement تخفیف مجازات Mitigation of penalty تخلٌف Breach تخلٌف از تعهٌد Breach of an obligation تخلٌف اداری Official misconduct تخلٌف از قاعده Violation of rules تخلٌف از قانون Infraction of the law تخلٌف از قرارداد Breach of contract تخلٌف از مقررٌات Violation of regulations تخلٌف جزئی Petty offence تخلٌف رانندگی Traffic violation تخلٌف کردن Breach تخلٌف مالیاتی Tax evasion تخلیص Rescuing تخلیه Evacuation تخلیۀ عین مستأجره Eviction Eject تخلیه شدن Be evacuated تخلیه کردن Evacuate تخمین زدن Estimate تخییری Alternative تدابیر اطمینان‌بخش Confidence building measures تدلیس Hypocrisy تدوین Codification تدوین قوانین Codification of laws تذکٌر Notification تذکٌر دادن Notify ترابری Transportation ترازنامه Balance - sheet ترازو Balacne ترازودار Weigher ترازو کردن Weight تراست Trust تراست مغزها Brains trust تراضی Mutual consent تراکم Compression تراکم‌پذیری Compressibility تراکم سرمایه Concentration of capital ترتیب Manner ترجیح دادن Prefer ترحٌم Pitying ترحٌم کردن Take pity (on) ترخٌص Being permitted ترخیص Give leave تردٌد Traffic تردٌد دریایی Maritime traffic تردٌد زمینی Territorial traffic تردٌد هوائی Aerial traffic تردید Hesitation تردید داشتن Have doubt

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان حقوق 4


تاريخ : ۱۳٩٦/٤/٢٩ | ٩:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.