تعاونی تولیدکننده Producer's Co-operative وسایل بادوام تولیدکنندگان Producer's Durable Equipment وسایل کار و کسب Producer's Equipments کالاهای مولد؛ اجناس تولیدی؛ کالاهای سرمایه‌ای Producer's Goods قیمت تولید کننده Producer's Price شاخص قیمت تولید Producer's Price Index بهرجهٔ تولیدکننده Producer's Rent مازاد تولیدکننده Producer's Surplus قابلیت تولید؛ ایجاد کردنی Producibility تولیدکننده؛ تولیدی Producing محصول (اعم از کالا یا خدمت)؛ فرآورده Product محصول متجانس Product, Homogenous محصول مشترک؛ محصول همبسته Product, Joint محصول نهایی Product, Marginal پسند محصول Product Acceptance پس خرید محصول Product Buy-back خط محیطی محصول؛ مرز محصول Product Contour خط محیطی یا منحنی محصول Product Contour Or Curve هزینهٔ محصول؛ قیمت محصول؛ ارز مواد؛ کارگر و هزینهٔ عمومی عملیات؛ بهای تمام شدهٔ فرآورده؛ قیمت پایهٔ محصول Product Cost دور محصول Product Cycle تکامل محصول Product Development تفاوت در محصول؛ تمایز کالا Product Differentiation ویژگی محصول Product Feature تجانس محصول Product Homogeneity نوآوری محصول؛ ابداع محصول Product Innovation بیمهٔ مسئولیت محصول؛ بیمهٔ معیوب بودن محصول Product Liability Insurance دور دوام محصول؛ دور بقای محصول Product Life Cycle خط محصول Product Line بازار محصول Product Market آمیختهٔ محصول؛ ترکیب محصول Product Mix ضریب همبستگی گشتاوری Product Moment Correlation تکثیر محصول Product Proliferation جدول عرضهٔ محصول؛ برنامهٔ عرضهٔ محصول Product Supply Schedule آزمون محصول Product Test قابلیت تولید؛ باروری؛ نتیجه بخشی Productibility تولید Production عوامل تولید Production, Factors of ساختار زمانی تولید Production, Time Structure of نظارت تولیدی Production Basis of Control جایزهٔ تولید؛ پاداش تولید Production Bonus سرمایهٔ تولید Production Capital ضریب تولید Production Cofficient خط محیطی یا منحنی تولید؛ مرز تولید؛ حد تولید Production Contour or Curve سرپرستی تولید؛ نظارت بر تولید Production Control شرکت تعاونی تولید Production Cooperative Company هزینهٔ تولید؛ بهای تولید Production Cost شرکت اعتبار تولیدی Production Credit Corporation داده‌های تولید؛ اطلاعات مربوط به میزان تولید Production Data مهندسی تولید Production Engineer ظرفیت اضافی تولید Production Excess Burden شاخصهای تولید؛ نماگرهای تولید Production Factors تولید برای استعمال؛ تولید برای مصرف؛ تولید برای استفاده Production for Use مرز تولید Production Frontier تابع تولید؛ فهرست امکانات در شرایط موجود Production Function کالای مولد Production Goods شاخص تولید Production Index منحنی بی‌تفاوتی تولید Production Indifference Curve خط تولید Production Line وام تولید Production Loan مدیر تولید Production Manager روش استهلاک براساس میزان تولید Production Method of Depreciation اظهار کالاها به گمرک Production of Goods to Customs بهینهٔ تولید Production Optimum هزینه‌های سربار تولید؛ هزینه‌های عمومی تولید Production Overheads برنامه‌ریزی تولید Production Planning منحنی امکانات تولید Production Possilbility Curve خط امکانات تولید Production Possibility Line شعاع تولید Production Ray مناسبات تولید؛ مرز دریافتی تولید Production Relations خط محیطی دخل تولید؛ مرز دریافتی تولید Production Revenue Contour برنامهٔ تولید؛ جدول تولید Production Schedule رویهٔ تولید؛ سطح تولید Production Surface تبدیل تولید Production Transformation روش استهلاک بر پایهٔ واحد تولید Production Unit Method of Depreciation کارگر تولید Production Worker بارآور؛ تولید کننده؛ سود بخش؛ سودمند؛ حاصلخیز Productive ظرفیت تولید Productive Capacity سرمایه‌های تولیدی Productive Capital بدهی تولیدی Productive Debt مخارج تولیدی Productive Expenditure سرمایه گذاری تولیدی Productive Investment کار مولد؛ کار مستقیم؛ دستمزد تولیدی Productive Labour امکان تولیدی؛ فرصت تولیدی Productive Opportnity ظرفیت (های) تولید؛ قدرتهای تولید Productive Powers جریانهای تولیدی؛ فراگردهای تولید Productive Processs مولدیت؛ بهره‌وری؛ باروری؛ حاصلخیزی؛ سودمندی؛ قابلیت تولید؛ زیادی محصول؛ بازده Productiveness قدرت تولید؛ قابلیت تولید؛ فرآوری؛ بهره‌وری Productivity چانه‌زنی فرآوری؛ چانه زنی بهره‌وری Productivity Bargaining شرط فرآوری؛ شرط بهره‌وری Productivity Clause مبارزهٔ بهره‌وری؛ مبارزهٔ فرآوری Productivity Drive توسعهٔ بهره‌وری (فرآوری) تولید در خارج از کشور Productivity Growth Abroad فرآوری سرمایه؛ بهره‌وری سرمایه Productivity of Capital بهره‌وری (فرآوری۹ سهم سرمایه‌ای؛ فرآوری (بهره‌وری) سهام سرمایه‌ای Productivity of Capital Stock فرآوری نیروی کار؛ بهره‌وری نیروی کار Productivity of Labour عامل مولد Productor تولیدی Productory محصول خالص "Produit Net" پیشنهاد؛ عرضه Proffer حرفهٔ تخصصی؛ پیشه؛ شغل Profession حسابدار حرفه‌ای؛ حسابدار مجاز Professional Accountant عقیدهٔ علمای حرفه‌ای؛ عقیدهٔ حرفه‌ای Professional Opinion بیمه در برابر خطر شغلی Professional Risks Indennity Insurance سکوت حرفه‌ای Professional Silence سفته‌بازان حرفه‌ای Professional Speculators مشاغل Professions عرضه کننده؛ پیشنهاد دهنده Profferer پیشرفت؛ ترقی؛ تخصص؛ مهارت؛ زبردستی؛ خبرگی Proficiency آزمون تخصصی؛ آزمون مهارت؛ آزمون خبرگی Proficiency Test سود؛ نفع؛ منفعت Profit نفع بردن؛ منفعت کردن؛ فایده بردن؛ استفاده کردن؛ صرفه بردن Profit اجزاء سود؛ عناصر سود Profit, Elements of تنزل اندازهٔ سود؛ سقوط میزان سود Profit, Falling Rate of سود ناویژه؛ نفع ناخالص Profit, Gross اندازهٔ طبیعی سود؛ میزان طبیعی سود Profit, Natural Rate of سود ویژه؛ نفع خالص Profit, Net سود عادی Profit, Naormal انواع سود: Profit, Types of سود و زیان Profit and Loss حساب سود و زیان Profit-and-loss Account حساب تخصیص سود و زیان Profit and Loss Appropriation Account صورت سود و زیان؛ صورت نفع و ضرر Profit-and-loss Statement نقطهٔ سر به سر سود Profit Break-even Point مرکز سود؛ واحد مرکزی دخل و خرج کننده Profit Centre جبر سود؛ قید سود؛ محدودیت سود Profit Constraint سهم سود Profit Contribution سودبر Profit-earner تابع سود Profit Function جدول توازن دخل و خرج؛ نمودار سود Profitgraph بیمهٔ سود Profit Insurance درصد سود از فروش خالص؛ حاشیهٔ سود؛ تفاوت سود؛ تفاوت بابت سود Profit Margin پیشینه‌سازی سود؛ بیشینه گردانی سود Profit Maximization انگیزهٔ سود؛ محرک نفع Profit Motive تورم ناشی از فشار سود؛ تورم فشار سود Profit-push Inflation ثمیزان سود؛ اندازهٔ سود Profit Rat اندوختهٔ سود Profit Reserve تسهیم سود؛ سهیم کردن کارکنان در سود؛ مشارکت در منافع؛ سهیم در عایدات؛ استفاده از عایدات حاصله Profit-sharing سند قرضهٔ شریک در سود Profit-sharing Bond طرحهای تسهیم سود Profit-sharing Schemes نظام سود Profit System سود جزئی و تقلیل هزینه Profit Seeking and Minimizing Cost دستاورد سود؛ سودبری Profit Taking مالیات بر سود؛ مالیات سود Profit Tax سودآوری؛ سوددهی؛ سود بخشی Profitability روش‌های مقایسه نافعیت طرح‌های مشابه Profitability of Alternative Projects Methods of Comparing سود ده؛ سودآور؛ نافع؛ پرسود ؛ پرمنفعت Profitable بازار سود بخش Profitable Outlet چنان که سود برساند؛ به سود Profitably استفاده جو؛ استفاده‌چی Profiteer سود گزاف‌بری؛ سود سرشاربری Profiteering استفاده کننده؛ منفعت برنده Profiter منافع Profits مالیات سودها؛ مالیات منافع Profits Tax پیشنهاد فروش کالا؛ سیاهه؛ صورت حساب موقت Proforma سیاههٔ بودجه؛ بودجهٔ طرح Proforma Budget پیشنهاد فروش؛ پیشنهاد قیمت؛ سیاههٔ مقدماتی Proforma Invoice پیشگویی Prognostic پیشگویی کردن؛ پیش‌بینی کردن Prognosticate پیشگویی؛ پیش‌بینی Prognostication طرح روشی برای حل مسائل اطلاعاتی با استفاده از رایانه Program برنامه؛ برنامه فرعی؛ طرح اجرای کار؛ دستور؛ نقشه؛ طرح اجرای کار؛ روش کار؛ برنامهٔ کار؛ طرح؛ ترتیب کار Program بودجه برحسب برنامه؛ بودجهٔ برنامه‌ای Program Budgeting روش ارزیابی برنامه و بازنگری Program Evaluation and Review Technique (R.E.R.T.) بودجه‌بندی برنامهٔ کار Program Budgeting شرح اجرای برنامهٔ ضمیمهٔ بودجه Program (Me) Narrative هزینه بنابر برنامه؛ هزینهٔ برنامه‌ای Programmed Cost برنامه نویس؛ تهیه کنندهٔ برنامه Programmer برنامه‌ریزی خطی Programming Linear روشهای برنامه‌ریزی Programming Methods ترقی؛ پیشرفت تدریجی Progress ترقی اقتصادی Progress, Economic دنبال کنندهٔ پیشرفت؛ پیگیر؛ ناظر پیشرفت "Progress Chser" پرداختهای پیشرفت کار Progress Payments تصاعد Progrssion معدل تصاعدی Progressive Average مالایت تصاعدی Progressive Tax مالیات بندی تصاعدی؛ مالیات بندی صعودی Progressive Taxation مزدهای تصاعدی؛ مزدهای صعودی Progressive Wages منع کردن؛ جلوگیری کردن؛ مانع شدن Prohibit مواد ممنوعه Prohibited Articles کالاهای ممنوعه Prohibited Goods خطر احتمالی ممنوعه Prohibited Risk منع؛ تحریم؛ ممنوعیت Prohibition بازدارنده؛ منع کننده؛ جلوگیری کننده؛ ممانعتی Prohibitive عوارض و حقوق گمرکی ممانعتی؛ تعرفهٔ ممانعتی Prohibitive Tariff طرح کشیدن؛ نقشه کشیدن؛ طرح ریزی کردن؛ طرحی پیشنهاد کردن؛ طراحی کردن Project طرح؛ واحد عملایتی؛ نقشه؛ طرح پیشنهادی؛ پیشنهاد Project ارزیابی طرح Project Appraisal بودجهٔ طرح Project Budget تأمین مالی طرح Project Financing مدیر طرح Project Manager برنامه‌ریزی طرح Project Planning گزارش مالی پیشنهادی Projected Financial Statement پیش‌بینی؛ تمدید گذشته به آینده Projection طرفدار کارگر Pro-labour قانونگذاری به سود کارگر Pro-labour Legislation طبقهٔ رنجبر؛ طبقهٔ مزد بگیر Proletariat قول؛ وعده؛ عهد؛ پمیان؛ قرارداد؛ موافقت؛ امید؛ نوید؛ انتظار Promise قول دادن؛ تعهد کردن؛ وعده دادن؛ فته طلب دادن Promise متعهدله Promisee متعهد Promiser متعهد؛ قول دهنده؛ امکان پذیر Promising متعهد؛ وعده دهنده؛ عهدکننده Promissor وعده‌دار؛ متضمن وعده؛ التزامی Promissory سفته؛ فته طلب؛ برگه بدهی Promissory Note بانی شدن؛ تأسیس کردن؛ ترقی دادن؛ تشویق یا ترویج کردن؛ تبلیغ کردن Promote مؤسس؛ پیش برنده؛ مبلغ؛ بانی Promoter ترفیع؛ تبلیغ Promotion هزنیه‌های راه انداختن Promotion Expense هزینهٔ تبلیغات؛ حق الزحمهٔ راه‌اندازی Promotion Money سهام جوایز Promotion Shares کشش ترقی؛ حساسیت ترقی Promotional Elasticity ترکیب برنامهٔ تبلیغاتی Promotional Mix روشهای توسعه؛ روشهای ترقی Promotional practices مهلت پرداخت دین؛ ورقهٔ مهلت؛ ورقهٔ یادآوری؛ مهلت پرداخت Prompt پرداخت نقد فی‌المجلس "Prompt" Cash Payment روز وعده؛ روز ضرب الاجل Prompt Day صورت فروش فوری Prompt Note پرداخت بی‌درنگ؛ پرداخت سرنقد؛ پرداخت به هنگام Prompt Payment حمل فوری Prompt Shipment سرعت عمل؛ وقت شناسی Promptitude اقدامات موافق بازه و زادگرایی؛ تدابیر زه و زادگرا Pro-natalist Measures گواهی تحویل Proof of Delivery مدرک بدهکاری Proof of Indebtedness مدرک خسارت؛ مدرک زیان Proof of Loss سند مالکیت Proof of Ownership میل Propensity میل به استقراض؛ میل به وام خواهی Propensity to Borrow میل به مصرف Propensity to Consume (Average) میل نهایی به مصرف Propensity to Consume, Marginal میل به اندوختن؛ میل به پول اندوزی؛ میل به نهادن پول Propensity to Hoard میل به سرمایه‌گذاری Propensity to Invest (Average) میل متوسط به پس‌انداز Propensity to Save (Average) میل نهایی به پس‌انداز Propensity To Save, Marginal صفت ممیزهٔ شخص Proper قیمت صحیح و مناسب Proper Price دارایی؛ مال؛ ملک؛ خاصیت Property انواع دارایی Property, Types of حساب دارایی؛ حساب اموال؛ حساب تصدی؛ حساب بهره‌برداری Property Account ابواب جمعی (داشتن)؛ مسئول موجودی دارایی؛ مسئول ابوابجمعی Property Accountability سرمایهٔ ملکی؛ سرمایهٔ مالی Property Capital سود سهام به صورت غیرنقد؛ سود ملکی سهام Property Dividend اسناد قرضهٔ مالکیت Property Bonds اندوخته استهلاک Property Reserved حقوق مالکیت Property Rights مالیات بر دارایی؛ مالیات بر ملک؛ مالیات مستغلات Property Tax تناسب؛ سهم؛ نسبت Proportion, The تسهیم به نسبت Proportion Partition نظام مالایت متناسب Proportion Tax System نرخ متناسب Proportional Rate مالیات تناسبی؛ مالیات متناسب Proportional Tax مالیات بندی متناسب؛ مالیات بندی نسبی Proportional Taxation تناسب Proportionality قانون تناسب Proportionality, Law of پیشنهاد؛ طرح پیشنهادی Proposal (or Proposition) پیشنهاد کردن؛ تقاضای بیمه کردن؛ در نظر داشتن؛ طرح ریختن؛ نقشه طرح کشیدن Propose پیشنهاد مقدار سود سهام؛ سود اعلان نشده؛ سود پیشنهادی صاحبان سهام Proposed Dividend پیشنهاد کننده Proposer موضوع؛ قضیه؛ کار؛ مقصود؛ گزارهٔ منطقی؛ پیشنهاد؛ طرح؛ مسئله؛ عرضه داشت Proposition مطرح کردن؛ پیشنهاد کردن؛ ارائه دادن؛ تقدیم کردن Propound پیشنهاد کننده؛ طرح کننده؛ مطرح کننده Propounder در شخص خودش؛ صفت ممتاز و مخصوص شخص؛ شخصیت Propria Persona مایملک؛ دارایی؛ ملک؛ مال / خصوصیت؛ ویژگی Propriety حسابهای اسمی؛ حسابهای دارایی؛ حسابهای تحقیقی Proprietary Accounts شرکت اختصاصی؛ شرکت خویشاوندی Proprietary Company کالاهای اختصاصی Proprietary Goods بیمه با حق بیمه؛ بیمه با حق بیمهٔ ثابت Proprietary Insurance تمبر مالیاتی ویژهٔ اجناس مخصوص Proprietary Stamp مالک؛ صاحب Proprietor درآمد مالک Proprietors Income سهم مالک؛ حصهٔ مالک Proprietors' Stake مالکیت فردی؛ تصدی انفرادی؛ مالکیت انحصاری؛ مالکیت؛ تعلق سرمایهٔ گارزش ویژه بنگاه فردی؛ بنگاه فرعی و مؤسسهٔ کوچک Proprietorship دفترداری مالکیت Proprietorship Bookkeeping صنایع برانگیزنده؛ صنایع محرک Propulsive Industries متناسب Prorata شرط توزیع متناسب؛ مادهٔ توزیع متناسب Pro-rata Distribution Clause شرط مسئولیت متناسب؛ مادهٔ مسئولیت متناسب Pro-rata Liability Clause نرخ متناسب Pro-rata Rate متناسب؛ به تناسب Proratable سرشکن کردن Pro. Rate سهم بندی تولید؛ سهمیهٔ هزینهٔ تولید؛ تقسیم به نسبت؛ توزیع برحسب مدت یا نسبت معین Proration له و علیه Pros and Cons دورنما؛ چشم انداز؛ انتظار؛ پیش‌بینی؛ نما؛ نمود؛ مشتری احتمالی Prospect تصویر دورنما Prospective اطلاع نامه؛ تعریف نامه؛ آگهی عرضهٔ سهم؛ خلاصهٔ آگهی Prospectus موفق شدن؛ به توفیق مالی و اقتصادی رسیدن؛ پیشرفت کردن؛ ثروتمند شدن Prosper رفاه؛ فراوانی؛ آبادانی؛ رونق ترقی روزافزون؛ پیشرفت Prosperity (Expansion; Peak) در حال پیشرفت؛ ترقی‌کننده؛ مترقی؛ با رونق Prosperous مترقیانه Prosperously حمایت کردن؛ نگهداری کردن؛ حفظ کردن؛ دفاع کردن؛ حفظ شدن؛ حمایت شدن Protect پیش فروش کنندهٔ تحت حمایت Protected Bear حمایت؛ تعرفهٔ حمایتی؛ حمایت دولت Protection حمایت و شرط تضمین خسارت یا بیمه Protection and Indemnity Clause حمایت گرایی؛ اصل حمایتی Protectionalism حمایت‌گرایی؛ مکتب حمایت اقتصادی؛ مکتب حمایت بازرگانی Protectionism طرفدار اصل حمایت؛ حمایت‌گرا؛ حمایت‌گران Protectionist حقوق و عوارض حمایتی Protective Duties رویهٔ حمایتی Protective Practice تعرفهٔ حمایتی Protective Tariff فعلا”؛ در حال حاضر؛ موقتا”؛ شاغل مقامی به طور موقت؛ به طور موقت Protem شاغل موقت مقام؛ انتخاب موقت Protempore واخواست؛ اعتراض به نکول برات؛ واخواهی Protest اعتراض کردن؛ واخواست کردن Protest قابل اعتراض؛ واخواست کردنی Protestable نمونهٔ آزمایشی Prototype پرودن، پیر Proudhon, Pierre تجربه کردن؛ بر اثر آزمایش پی بردن؛ سنجیدن؛ آزمون؛ امتحان کردن؛ محقق کردن؛ ثابت کردن؛ اصالت امری را محرز ساختن؛ اثبات Prove اقدامات احتیاطی به عمل آوردن؛ تجهیز کردن؛ آماده شدن؛ آماده کردن؛ وسیله فراهم کردن؛ تأمین کردن؛ قبلا تهیه دیدن؛ مجهز کردن؛ پیش‌بینی کردن؛ رفع احتیاج کردن Provide آماده؛ مجهز؛ مشروط به اینکه؛ مشروط بر؛ در صورتی که؛ به شرط اینکه Provided صندوق احتیاطی Provident Fund وجوه احتیاطی؛ صندوق تأمین؛ صندوق تأمین خسارت پیش‌بینی نشده Provident Funds شرکت پیش‌بینی؛ شرکت احتیاط Provident Society شرط؛ ماده؛ قید؛ بند Proviso تهیه؛ تدارک؛ شرط؛ بند؛ ماده؛ استقرار؛ تأمین؛ ذخیره؛ استهلاک؛ درامدهای مشکوک الوصل؛ خواربار؛ آذوقه م. Allowance Provision مقرر داشتن؛ شرط کردن؛ آذوقه تأمین کردن Provision تدارک نوسازی Provision for Renewals حساب موقت Provisional Account استخدام موقت؛ انتصاب موقت Provisional Appointment تأمین ذخیره Provisioning خواربار؛ مقررات؛ قیود Provisions اندوخته برای مطالبات سوخت شده و مشکوک الوصول Provisions for Bad and Doubtful Debt در ماه آینده؛ مربوط به ماه آینده Prox علت مستقیم؛ علت نزدیک؛ علت بی‌واسطه Proximate Cause خسارت قابل پیش‌بینی Proximate Damage ماه آینده Proximo وکالتنامه؛ وکیل؛ نماینده Proxy روپیه، واحد پول پاکستان، نشانهٔ Pakistan Rupees است PRs وکالتنامه؛ نظارت اقلیت Proxy, Minority Control اعلامیهٔ نمایندگی؛ اظهاریهٔ وکیل Proxy Statement متغیر نماینده Proxy Variable معیار هزینهٔ سرمایه‌گذاری احتیاطی Prudent-investment-cost Standard نظریهٔ تعیین نرخ مبتنی بر هزینهٔ سرمایه گذاری احتیاطی؛ نظریهٔ نرخ گذاری هزینه‌ای سرمایه گذاری احتیاطی Prudent Investment Cost Theory of Rate Making قاعدهٔ آدم محتاط؛ قاعدهٔ انسان محتاط Prudent-man rule نوشتهٔ زیر امضاء P.S. نسبتهای احتیاطی؛ ضرایب احتیاطی Prudential Ratios طرح شبه تقاضا Pseudo-demand Schedule درامد معنوی؛ درآمد روانی Psychic Income عوامل روحی (معنوی) در سرمایه گذاری، عوامل روانی در سرمایه‌گذاری؛ عوامل غیرمادی در سرمایه گذاری Psychological Factors تأثیرات روانی Psychological Influences مکتب روانشناختی؛ مکتب روانشناسی؛ مکتب روانی Psychological School نظریهٔ روانی دور اقتصادی؛ نظریهٔ غیرمادی دور کار و کسب؛ نظریهٔ روحی دور کار و کسب Psychological Theory of Business Cycle پزوتا، واحد پول اسپانیا، نشانهٔ Peseta است Pta خواهشمند است پشت ورقه را ملاحظه نمایید P.T.O. روان سنجی Psychometrics مالک Pty حسابدار رسمی؛ حسابدار مجاز؛ حسابدار حرفه‌ای Public Accountant قانون عام؛ قانون عمومی Public Act ادارهٔ امور دولتی؛ مدیریت عمومی Public Administration وکیل و وصی قانونی؛ مدیر دولتی سرپرستی Public Administrator امداد عمومی Public Assistance مؤسسهٔ امور عمومی؛ مرجع دولتی؛ ادارهٔ دولتی؛ سازمان دولتی Public Authority قانون عمومی Public Bill سند قرضهٔ عمومی Public Bond گزینش عمومی؛ انتخاب عمومی Public Cloice شرکت عمومی (در انگلیس)؛ شرکت سهامی عام Public Company انحصار مصرف عمومی Public Consumption Monopoly شرکت سهامی عمومی؛ شرکت عمومی Public Corporation اعتبار عمومی Public Credit قرض عمومی؛ دین عمومی؛ استقراض عمومی Public Debt قرضهٔ خالص عمومی Public Debt, Net داد و ستد قرضهٔ عمومی Public Debt Transaction سپرده‌های عمومی Public Deposits املاک عمومی؛ املاک دولتی؛ حق عام؛ خالصهٔ دولت Public Domain ادارهٔ کاریابی Public Employment Exchange Office تصدی عمومی؛ بنگاه عمومی Public Enterprise مخارج عمومی Public Expenditure مالیهٔ عمومی Public Finance اوراق بهادار عمومی Public Funds کالای عمومی Public Good خانه سازی عمومی Public Housing سود عمومی؛ نفع عمومی؛ مصلحت عمومی Public Interest نشر عمومی؛ انتشار عمومی Public Issue اراضی عمومی؛ زمین دولتی؛ زمین خالصه Public Lands قانون عام؛ قانون عمومی Public Law بیمهٔ مسئولیت عمومی Public Liability Insurance شرکت محدود عمومی Public Limited Company استقراض عمومی Public Loan درآمد دولت؛ وجوه دولتی Public Money انحصار عمومی Public Monopoly عرضهٔ عمومی سهام Public Offering افکار عمومی؛ عقیدهٔ مردم؛ عقیدهٔ عامه Public Opinion بررسی افکار عمومی Public-opinion Survey مالکیت عمومی Public Ownership دارایی عمومی Public Property روابط عمومی Public Relations مسئول روابط عمومی Public Relations Officier دخل عمومی؛ دخل دولت؛ عایدات دولت؛ دریافتی دولت Public Revenue حراج Public Sale بخش عمومی؛ بخش دولتی؛ مؤسسات غیرخصوصی Public Sector نیاز وام‌خواهی بخش عمومی Public Sector Barrowing Requirement کارمند دولت؛ کارمند مؤسسهٔ دولتی؛ خادم ملت Public Servant شرکت عام المنفعه Public-service Corporation خدمات عمومی دولت Public Services of Government انبار عمومی Public Store مؤسسهٔ عام المنفعه Public Trust فواید عامه؛ تسهیلات عمومی؛ خدمات عمومی رفاهی Public Utilities مؤسسهٔ عام المنفعه؛ شرکت عام المنفعهٔ انتفاعی Public Utility سند قرضهٔ کارهای عمومی Public-utility Bond گروه شرکتهای فراهم آورندهٔ تسهیلات عمومی Public Utility Holding Companies آئین‌نامهٔ مؤسسهٔ عام المنفعه؛ تنظیم مؤسسهٔ عام المنفعه Public Utility Regulation انبار عمومی Public Warebouse رفاه عمومی؛ رافه عامه؛ بهزیستی مردم Public Welfare برنامهٔ رفاه عمومی Public elfare Program امور عام‌المنفعه؛ کارهای عمومی Public Works استخدام محکومین Public Works-and-ways System نقشه‌های کارهای عمومی؛ برنامهٔ کارهای عام المنفعه Public Works Programs تبلیغات؛ اطلاعات تبلیغاتی Publicity صنعت زیر نظارت دولت؛ دولت؛ صنعت در اختیار دولت Publicity Controlled Industry شرکت سهامی عام Publicity Owned Corporation منتشر کردن Publish رهن بعدی Puisne Mortgage پولا، واحد پول کشور بوتسوانا Pula تبلیغ کامل به سود تقاضا Pull Demand Advertising تغییر ناگهانی و قابل توجه در مقدار متغیر الکتریکی از قبیل ولتاژ یا شدت جریان Pulse سیاست تزریق انگیزهٔ رشد؛ سیاست ایجاد کار و قوهٔ خرید؛ تزریق مالی محرک Pump Priming منگنه کردن کارت یا نوار کاغذی Punch کارت منگنه شده Punched Card آمایش داده‌های کارت منگنه شده Punched-card Data Processing نوار کاغذی منگنه شده Punched Paper Tape دقت در انجام دادن وعده؛ وقت شناسی؛ دقت؛ مراعات دقیق آداب و رسوم Punctuality سفته باز در بازار گرم و سرد؛ سوداگر در بازار رو به ترقی و تنزل Punter خرید (اعم از کالا یا خدمت)؛ خریداری؛ ابتیاع؛ خرید؛ درآمد سالانهٔ زمین؛ اکتساب Purchase خرید و اجارهٔ مجدد Purchase andleaseback سیاههٔ خرید؛ فهرست خرید Purchase Contract تخفیف خرید Purchase Discount گروه خرید؛ گروه خریدار Purchase Group فهرست اجناس خریداری Purchase Invoice دفتر روزنامهٔ خرید؛ نمونهٔ دفتر؛ روزنامهٔ خردی در صفحهٔ بعد Purchase Journal گروی خرید Purchase-money Mortgage کارپرداز؛ مأمور خرید Purchase Officier سفارش خرید؛ دستور خرید؛ برگ خرید Purchase Order قیمت خرید Purchase Price مدارک خردی Purchase Records درخواست خرید Purchase Request Requisition برگشتی‌های خرید؛ مرجوعیهای خرید Purchase Returns مالیات خرید Purchase Tax معافیت از مالیات خرید Purchase Tax Relief خریدار Purchaser حساب خریدها Purchaser Account خرید به ارزش واقعی Purchaser for Value دفتر خریدها؛ دفتر روزانهٔ خریدها Purchaser Book دفتربزرگ خریدها Purchaser Ledger خریدار؛ گیرنده Purchasing نمایندهٔ خریدار؛ دلال عامل Purchasing Agent (Middleman۰ مأمور خرید؛ کارپرداز Purchasing Officer توان خرید؛ قدرت خرید؛ قوهٔ خرید Purchasing Power قوهٔ خرید پول Purchasing Power of Money تساوی قوهٔ خرید؛ برابری قوهٔ خرید؛ نرخ نسبی مبادله؛ برابری قدرت خرید Purchasing-power Parity نظریهٔ برابری قوهٔ خرید Purchasing-power-Parity Theory خطر قوهٔ خرید Purchasing Power Risk پایاپای خالص Pure Barter رقابت خالص؛ رقابت محض Pure Competition اقتصاد محض Pure Economics بهرهٔ خالص؛ ربح خالص Pure Interest حق بیمهٔ خالص Pure Premium تورم قیمت خالص Pure Price Inflation سود ویژه؛ سود خالص Pure Profit اندازهٔ بهرهٔ خالص Pure Rate of Interest نمونهٔ سودمند؛ نمونهٔ متضمن مقصود؛ نمونهٔ وضعی Purposive Sample تبلیغ به سود تقاضا؛ تبلیغ محرک تقاضا Push Demand Advertising مزد کوشش فوق العاده Push Money بی‌باکی Pushfulness اختیار فروش؛ فروش (بورس)؛ جایزه برای تحویل؛ جایزهٔ فروشنده؛ اختیار فروش؛ حق تحویل‌دهی مؤجل؛ خود را فروشنده اعلام کردن (در بورس)؛ عرضهٔ اختصاصی سهم Put حق فروش و خرید سهام؛ اختیار خردین و نخریدن Put and Call بازار خرید و فروش سهام با حق انتخاب Put and Call Morket اختیار فروش و خرید سهام؛ خیار خرید و فروش سهام Put and Call Option خرید و فروش سهام Put and Call Price فروش نقد و بازخرید نسیه Put and Take اختیار فروش مجدد؛ خیار فروش محدود Put of More Option حق خریدار سهام به دو برابر مبلغ Put of More (Put O'More) اختیار تحویل سه برابر؛ سه برابر در تنزل Put of Three Times More خیار فروش؛ اختیار فروش؛ اختیار فروش یا عدم فروش؛ جایزهٔ غیرمستقیم؛ جایزهٔ معکوس؛ جایزه برای تحویل؛ جایزهٔ فروشنده؛ بازار با جایزه برای تحویل دادن؛ جایزهٔ ساده در تنزل؛ اختیار فروش به قیمت و شرایط دلخواه Put Option قیمت پابرجا ؛ قیمت ثابت؛ قیمت مستقر؛ قیمت پایدار Put Price طرح کردن؛ در معرض فروش گذاردن Put Up نظام صنعت خانگی Putting Out System در معرض فروش Putting Up for Sale مزایدهٔ دارایی Putting Up of Money جانشین پذیری نسبی Putty-clay جانشین پذیری کامل Putty-putty هرم اعتبار Pyramid of Credit فروش هرم واری Pyramid Selling افزایش سود از راه افزایش خرید؛ افزایش خرید؛ خرید هرم واری؛ خرید تل واری Pyramiding کوئتزال، واحد پول گواتمالا، نشانهٔ Quetzal است Q ریال، واحد پول قطر، نشانهٔ Q. Rial است QR کوارت Qt. ناحیه؛ ربع دایره؛ ربعی Quadrant معادلهٔ درجهٔ دوم Quadratic Equation شکل جبری درجهٔ دوم Quadratic Form تابع درجهٔ دوم Quadratic Function تابع متجانس درجهٔ دوم Quadratic Homogeneous متجانس درجهٔ دوم Quadratic Homogeneous Function میانگین درجهٔ دوم Quadratic Mean کیفیت؛ نوع Qual شرط؛ لیاقت؛ مشخصات Qualification سهام ضمانت Qualification Shares واجد شرایط؛ کارشناس؛ مشروط و مفید Qualified پذیرش مشروط؛ قبولی مشروط Qualified Acceptance حسابدار خیره Qualified Accountant پشت نویسی مشروط؛ ظهر نویسی مشروط Qualified Endorsement ظهرنویسی مقید؛ ظهر نویسی محدود؛ پشت نویسی مشروط Qualified Indorsement گزارش مشروط Qualified Report سهام مدیران Qualifying Shares تحلیل کیفی Qualitative Analysis الگوهای گزینش کیفی؛ الگوهای انتخاب کیفی Qualitative Choice Models نظارتهای کیفی Qualitative Controls زوال کیفی یک صنعت روبه زوال؛ زوال کیفی یک صنعت زوال یابنده Qualitative Decline of a Declining Industry تغییر کیفی سرمایه‌گذاری Qualitative Distortion of Investment گواهینامهٔ کیفیت Quality Certificate رقابت کیفی؛ رقابت در کیفیت؛ رقابت در مرغوبیت Quality Competition نظارت کیفی؛ نظارت بر مرغوبیت Quality Control نظارت آماری کیفیت Quality Control, Statistical ضمانت کیفی؛ تضمین کیفی Quality Guarantee کیفیت اعتبار Quality of Credit چارک Quantile انحراف چارکی Quantile Deviation نظارتهای مقداری Quantitatinve Controls اقتصاد مقداری Quantitative Economics محدودیتهای مقداری؛ محدودیتهای کمی Quantitative Restrictions محدودیت مقداری تجارت Quantitative Trade Restriction (Quota) تخفیف فروش؛ تخفیف مقداری Quantity Discount معادلهٔ مقداری Quantity Equation معادلهٔ مقداری مبادله Quantity Equation of Exchange مقدار پول Quantity of Money تخفیف مقدار Quantity Rebate مقدار رسیده؛ مقدار دریافتی Quantity Received ارزیاب Quantity Surveyor نظریهٔ مقداری پول Quantity Theory Of Money مقدار؛ حصه؛ سهمیه Quantum مقدار مورد استحقاق Quantum Merit روزهای پایانی فصل؛ روزهای تصفیه Quarter Days ربع ایگل Quarter Eagle سهم بیست و پنج درصدی؛ سهم ربعی Quarter Stock روزهای پایانی فصل برای تسلط دوری Quarters For Cylical Dominanca مجله‌ای است Quarterly Journal of Economics چارک؛ ربع Quartile انحراف چارک؛ انحراف ربعی Quartile Deviation شبه عقد؛ شبه قرارداد Quasi Contract شبه شرکت؛ شرکت نما Quasi Corporation شبه پول Quasi Money شبه انحصار Quasi-monopoly شریک ظاهری Quasi-partner شرکت نیمه عمومی Quasi-public Company شرکت شبه عمومی Quasi-public Corporation مؤسسهٔ نیمه عمومی؛ شرکت سهامی نیمه عمومی Quasi-public Corporation شبه اجاره؛ اجارهٔ اموال Quasi-rent حق لنگراندازی Quayage اشتباهات Queries کنه؛ فرانسوا Quesnay, Francois پرسشنامه Questionnaire نمونه‌گیری مبتنی بر پرسشنامه Questionnaire Sampling کوئتزال، واحد پول کشور گواتمالا برابر با یکصد سنتاو (Centavo) Quetzal مسئلهٔ صف انتظار Queuing Problem نظریهٔ صف انتظار Queueuing Theory به علت آنکه می‌ترسد Quia Timet داراییهای کوتاه مدت؛ داراییهای نقد Quick Assets نسبت داراییهای نقد؛ نسبت داراییهای فوری Quick Assets Ratio نسبت سهام سود بخش Quick Ratio رونق سریع Quick Recovery منافع سریع Quick Returns اعتصاب غیرقانونی؛ اعتصاب بی‌برنامه Quickie Strike کوید Quid عوض؛ مثل؛ به جای؛ عوض؛ جبران؛ تعویض؛ قرار دادن چیزی به جای چیز دیگر Quid Pro Quo بورس آرام Quid Market کوئینتا، واحد پول آلبانی برابر با ۱۰۰ / ۱ لک (Lek) واحد پایه Quinta اجارهٔ به نام؛ اجارهٔ اسمی Quit-rent برائت؛ مفاصا Quittance ترک کار؛ ترک خدمت Quits به وسیلهٔ چه مقامی Quo Warranto حد نصاب؛ شمار کافی برای مذاکره؛ اکثریت قانونی برای تشکیل جلسه Quorum ملخص Quotation است Qout سهمیه Quota موافقتنامهٔ سهمیه Quota Agreement خریداری سهمیه Quota Buying نمونهٔ سهمیه Quota Sample نمونه‌گیری سهمیه‌ای Quota Sampling بیمهٔ اتکایی سهم «سهمیه»ای Quota Share Reinsurance قابل مظنه؛ مظنه‌گذاری (بورس) Quotable مظنه؛ قیمت؛ صورت قیمت؛ قیمت گذاری Quotation مظنه در صورت؛ ثبت در صورت مظنه Quotation in The List مظنه دادن Qoute مظنه شده Qouted شرکتهای ثبت شده در بورس؛ شرکتهای سهامی عام Qouted Companies سرمایه‌گذاری در سهام معتبر Qouted Investment صورت مظنهٔ رسمی؛ مظنهٔ رسمی Qouted List قیمت اعلام شده Qouted Price اسناد ثبت شده در بورس؛ اسناد بهادار مظنه شده؛ اسناد قابل معامله در بورس Qouted Securities راند، واحد پول افریقای جنوبی و نامیبیا، نشانهٔ Rand است R ضریب تعیین؛ ضریب همبستگی چندگانه تبعیض نژادی؛ نژادگرایی؛ نظریهٔ نژادی Racism فروشندهٔ قفسه‌ای؛ فروشندهٔ غرفه‌ای؛ سخت کوش Rack Jobber اجارهٔ گزاف؛ اجارهٔ فاحش؛ اجارهٔ سنگین Rack Rent گزارش رادکلیف Radcliff Report اقتصاد بنیادی؛ اقتصاد طرفدار اصلاح ریشه‌ای Radical Economics اقتصاددانان طرفدار اصطلاحات ریشه‌ای؛ اقتصاددانان بنیادی Radical Economists عبارت زیر رادیکال؛ عدد زیر رادیکال Radicand ماده و شرط در باب التزام کارگر به عدم ترک کار در مدت قرار داد Radius Clause بنگاه متجاوز Raider Firm سند قرضهٔ راه آهن Railroad Bond قبض ارسال کالا با قطار Railroad Consignement Note شرط چشم پوشی از تعهد راه‌آهن در بیمه Railroad Subrogation Waiver Clause بارنامهٔ راه‌آهن Railway Bill of Lading رسید راه‌آهن Railway Receipt بیمهٔ باران Rain Insurance حوالهٔ آتی Rain Cheque فراهم کردن پول؛ گردآوری پول Raise Money پول (برای منظوری) گردآوردن؛ فراهم کردن پول یا سرمایه برای کسی Raise a Money (For Another) رهن کردن؛ ابتیاع کردن؛ تحصیل یک رهن کردن Raise a Mortgage پول برای خود فراهم کردن Raise Money (for Oneself) سهم پولی Rake Off بهبود مجدد Rally (Rallies) تورم تازنده Rampant Inflation رند، واحد پول کشور جمهوری افریقای جنوبی و نامیبیا Rand تحقیق و توسعه R and D اتفاقی؛ تصادفی؛ بی‌قاعده Random شیوهٔ تصادفی دسترسی Random Access Device حافظهٔ با دسترسی تصادفی Random Access Memory جدول اعداد تصافدی Random Digits Table فقدان دسترسی تصادفی Random (Direct) Access Storage اشتباه تصادفی Random Error الگوی تصادفی Random Model اعداد تصادفی Random Numbers فراگرد تصادفی؛ جریان تصادفی Random Process نمونهٔ تصادفی Random Sample نمونه‌گیری تصادفی؛ نمونه برداری تصادفی Random Sampling متغیر تصادفی Random Variable تغییر تصادفی Random Variation 

 

گردش تصادفی؛ سیر تصادفی Random Walk دامنهٔ Range (of a good) تخمین مسافت Range Determination حدود دامنه Range Limits دامنهٔ تغییرات Range of Variations آراستن؛ به ردیف آوردن؛ در ردیف درآمدن؛ پشت سرهم قرار گرفتن؛ صف بستن Rank رتبه؛ مقام Rank همبستگی رتبه‌ای Rank Correlation رتبهٔ یک ماتریس Rank of a Matrix روش رتبه دادن؛ روش رتبه‌گذاری Ranking Method آرایش طرحها؛ تنظیم طرحها؛ دسته‌بندی طرحها Ranking of Projects مقیاس درجه‌بندی Ranking Scale قیمت طلا Ransom Price کمیاب؛ کم؛ نادر Rare جنگ اعصاب؛ رقابت مخرب Rat Race مشمول مالایت؛ محکوم به پرداخت مالیات؛ نرخ بردار؛ متناسب؛ متناسبا” Ratable اثر بی‌برگشت؛ اثر «ضامن» Ratchet Effect نظریهٔ «اثر ضامن» Ratchet-effect Theory نرخ بستن؛ ارزیابی کردن برای مالیات بندی؛ نرخ گذاشتن؛ برآورد کردن؛ مشمول مالیات قرار دادن؛ تخمین زدن؛ حق بیمه را معین کردن؛ به نرخ معینی حمل کردن Rate فی؛ اندازه؛ نسبت؛ آهنگ سرعت؛ مظنه؛ بها؛ نرخ مالیات Rate انواع نرخ Rate (Public Utilities), Types of انواع نرخ Rate (Transportation), Types of کالا را برای خطرات اضافی بیمه کردن و حق بیمهٔ اضافی دادن Rate (Up) مبنای نرخ؛ پایهٔ نرخ Rate Base مأخذ نرخ Rate Basis نرخ نامه؛ کارت نرخهای کرایه Rate Cards مأمور وصول مالیاتهای محلی؛ تحصیلدار مالیاتهای محلی Rate-collector تخفیف تعرفه‌ها Rate-cutting میزان کمک بلاعوض در برابر کمبود Rate Deficiency Grant تبعیض نرخ Rate Discrimination قاعدهٔ نرخ گذاری؛ قاعدهٔ نرخ بندی Rate-making, Rule of خط تعیین نرخ؛ خط نرخ‌گذاری Rate Making Line نظریه‌های نرخ‌گذاری؛ نظریه‌های نرخ بندی Rate Making, Theories of نسبت غیبت‌ها؛ تکرار غیبت‌ها؛ کثرت وقوع غیبت‌ها Rate of Absences سرعت انطباق؛ آهنگ تطبیق Rate of Adaptation نسبت تشکیل سرمایه؛ نسبت تراکم سرمایه Rate of Capital Formation نسبت تبدیل به سرمایه Rate of Capitalization اندازهٔ تغییر Rate of Change نسبت جانشینی کالا Rate of Commodity Substitution نرخ تبدیل پول؛ نسبت تبدیل پول؛ نرخ تسعیر پول Rate of Conversion of Money میزان تنزیل Rate of Discount نرخ ارز؛ نرخ تسعیر؛ نرخ مبادله Rate of Exchange میزان رشد اقتصادی؛ سرعت رشد اقتصادی؛ اندازهٔ رشد اقتصادی Rate of Economic Growth میزان مخارج Rate of Expenditure اندازهٔ باروری؛ میزان باروری Rate of Fecundity اندازهٔ رشد؛ میزان رشد Rate of Growth سرعت ابداع؛ آهنگ ابداع؛ آهنگ نوآوری Rate of Innovation بهره، اندازهٔ بهره؛ میزان بهره Rate of Interest, The میزان مخارج سرمایه‌گذاری Rate of Investment Expenditures (نرخ واحد) جایزه؛ نرخ انتخاب Rate of Option میزان محصول؛ میزان تولید؛ نسبت تولید Rate of Output نرخ جایزه؛ میزان جایزه Rate of Premium سرعت واکنش Rate of Response نسبت بازده Rate of Return نسبت بازده Rate of Return (in Public Utilities) مفهوم نسبت بازده Rate of Return Concept نسبت بازده براساس سرمایهٔ مورد سرمایه‌گذاری Rate of Return on Invested Capital نسبت بازده براساس سرمایه‌گذاری جدید Rate of Return on New Investment نسبت بازده برحسب هزینه Rate of Return Over Cost نسبت پس‌انداز؛ میزان پس‌انداز Rate of Saving نسبت جانشینی Rate of Spending نسبت ارزش اضافی Rate of Surplus Value اندازهٔ رجحان زمانی Rate of Time Difference نسبت مبنای تنزیل زمان Rate of Time Discounting نسبت ترجیح زمان Rate of Time Preference نسبت برگشت؛ نسبت استرداد؛ میزان واگرد Rate of Turnover مؤدی مالیات Rate-payer تنظیم نرخ؛ آیین نامهٔ نرخ Rate Regulation مقیاس نرخ Rate Scale میزان بخشش مالی تقویتی؛ اندازه بخشش مالی تقویتی Rate Support Grant جنگ نرخ Rate War ارزش مالیاتی Rateable Value متصدی درجه‌بندی Rater عوارض شهرداری Rates تصدیق؛ تصویب؛ تصویب قانونی Ratification ارزیابی؛ درجهٔ اعتبار؛ ارزش؛ نرخ عوارض شهرداری Rating انواع نرخ بندی؛ انواع نرخ گذاری Rating (in insurance), Types of ادارهٔ نرخ گذاری؛ دفتر رتبه بندی خطرات Rating Bureau معیار رتبه بندی؛ مقیاس نرخ گذاری؛ مقیاس ارزیابی Rating Scale نظام نرخ گذاری؛ روش تعرفه Rating System نسبت؛ ضریب Ratio انواع نسبت Ratio, Types of تحلیل نسبت Ratio Analysis نمایش نموداری داده‌های آماری؛ نمودار نیمه لگاریتمی Ratio Chart شاخص انتظار Ratio Delay برآورد نسبی Ratio Estimate ضریب تصدی Ratio Gestion نسبت فاصله Ratio of Differential نرخ مبادله؛ نرخ ارز؛ نرخ تسعیر Ratio of Exchange روش ضریب اشباع Ratio of Saturation Method مقیاس نسبی؛ مقیاس لگاریتمی Ratio Scale روش نسبت به متوسط Ratio-to-moving-average Method of متحرک تعدیل فصلی Reasonal Adjustment جیره، سهمیه Ration رفتار عقلایی؛ رفتار معقول Rational Behaviour انتظارات عقلایی Rational Expectations درنگهای عقلایی؛ تأخیرهای عقلایی Rational Lags اعداد گویا؛ اعداد منطق Rational Numbers تفاوتهای عقلایی دستمزد Rational Wage Differentials دلیل اساسی؛ دلیل عمده Rationale فلسفهٔ عقلایی؛ اصالت عقل؛ خردگرایی؛ اعتقاد به اصالت خرد Rationalism معقولیت؛ موافقت با عقل؛ انطباق با عقل و استدلال Rationality عقلایی کردن تولید؛ روش تعقلی؛ فن کفایت افزایی Rationalization عقلایی کردن Rationalize اعتبار جیره‌بندی شده Rationed Credit جیره بندی Rationing جیره‌بندی و تثبتی قیمت Rationing and Price Fixing جیره بندی ارز؛ جیره بندی مبادله Rationing of Exchange جیره‌بندی اسعار خارجی Rationing of Foreign Exchange جیره‌بندی کالاها Rationing of Goods نظام جیره‌بندی Rationing System داده‌های خام Raw Data دادهٔ خام Raw Datum مواد خام؛ مواداولیه؛ مادهٔ طبیعی یا نیم ساخته که در جریان ساخت تغییر نماید؛ موادی که هنوز به صورت کالای ساخته درنیامده است Raw Material برگشت مواداولیه Raw Material Turnover مواد اولیه Raw Produce محصولات نیم ساخته؛ محصولات ناتمام؛ محصولات تکمیل نشده Raw Products عدالت رالزی Raw lsian Justice روبل، واحد پول روسیه، نشانهٔ Ruble است Rb سازمان عمران منطقه‌ای ایران، پاکستان و ترکیه R.C.D. به کنندهٔ چک (صادرکننده چک) رجوع شود R/D تحقیق، توسعه و نمایش R, D and D نپو، واحد پول دومینیکن، نشانهٔ R.D. Peso است RD$ از نو به دست آوردن؛ بازخردین؛ اکتساب مجدد؛ تحصیل دوباره کردن Reacquire سهم بازخریدی Reacquired Stock (Treasury Stock)  واکنش؛ عمل متقابل Reaction منحنی واکنش؛ منحنی عکس العمل Reaction Curve توابع واکنش Reaction Functions خواندن Read حافظهٔ خواندنی Read Only Memory مقایسه کردن؛ مقابله کردن؛ سنجیدن Read Over دستگاه خواندن اطلاعات Reader آمادگی برای هزینه‌های رفع احتیاج Readiness-to-serve Costs پروندهٔ نسخه‌های مرتب Reading File مقایسه؛ مقابله؛ سنجش Reading Over قاعدهٔ مقایسه Reading Rule پول نقد؛ پول آماده Ready Money محاسبات آماده Ready Reckoner اقتصاد ریگانی Reananomics الگوهای مستقل و برگشتی Recursive and Independent Models دستگاه برگشتی Recursive System واقعی Real حسابهای واقعی Real Accounts اجاره‌نامهٔ درازمدت Real Agreement اقلام واقعی و پولی Real and Money Terms اموال غیرمنقول؛ املاک؛ مستغلات Real Assets اثر ماندهٔ واقعی Real Balance Effect نظریه اثر ماندهٔ واقعی؛ نظریهٔ موجودی واقعی؛ نظریهٔ ماندهٔ واقعی Real-balance Effect Theory اصول برات واقعی Real Bill Doctrine سرمایهٔ واقعی Real Capital علل واقعی دور تجاری Real Causes of the Trade Cycle دارایی‌های منقول واقعی Real Clattels قرارداد واقعی Real Contract هزینه واقعی؛ قیمت برحسب واحدهایی نظیر تن، بشکه، کیلومتر، ساعت Real Cost نگرش هزینهٔ واقعی در تجارت بین‌المللی؛ تجارت بین‌المللی از دید هزینهٔ واقعی Real Cost Approach to International Trade درآمد واقعی سرانهٔ قابل تصرف Real Disposable Per Capital income ارزش واقعی دلار Real-dollar Value نرخ ارز واقعی عملی Real Effective Exchange Rate دارایی غیرمنقول؛ اموال غیرمنقول؛ توسعهٔ املاک و مستغلات Real Estate وام مستغلات؛ وام برای دارایی منقول Real Estate Loan مالیات بر مستغلات؛ مالیات بر دارایی غیرمنقول Real Estate Tax ارزش واقعی؛ ارز محلی Real Exchange جریان واقعی Real Flow محصول ناخالص ملی واقعی Real Gross National Product درامد واقعی؛ درآمد حقیقی Real Income اندازهٔ واقعی بهره Real Interest Rate سرمایه‌گذاری حقیقی Real Investment پول واقعی Real Money مانده‌های پولی واقعی Real Money Balances درآمد ملی واقعی Real National Income محصول واقعی ملی Real National Output عدد حقیقی Real Number محصول واقعی Real Product دارایی واقعی؛ دارایی غیرمنقول Real Property قدرت حقیقی خرید Real Purchasing Power اندازهٔ واقعی بهره Real Rate of interest نسبت واقعی Real Ratio عواید واقعی هفتگی خرج کردنی Real Spendable Weekly Earnings شرایط واقعی Real Terms زمان واقعی Real Time دستمزدهای واقعی Real Wages ثروت واقعی Real Wealth روش استقراء؛ طریقهٔ واقع‌بینی؛ روش واقع‌گرایی Realistic Method اصالت وجود؛ بنگاه معاملات ملکی؛ مستغل؛ ملک؛ دارایی غیرمنقول Reality تحقق یافتنی؛ درک کردنی؛ مجسم کردنی؛ به دست آوردنی؛ قابل حصول؛ قابل تبدیل به پول نقد Realizable تبدیل به پول نقد؛ تحصیل؛ اکتساب؛ تحقق؛ در کتاب؛ فهم Realization حساب بازیافت؛ حساب تصفیه؛ حساب تبدیل دارایی‌های شرکت به پول نقد Realization Account تبدیل به پول نقد کردن؛ نقد کردن؛ به پول نزدیک کردن؛ فروش رفتن؛ فراهم کردن؛ فهمیدن؛ صورت خارجی دادن؛ از قوه به فعل درآوردن؛ تحقق یافتن؛ عملی کردن؛ واقعیت بخشیدن؛ فروختن Realize سرمایه‌گذاری تحقق یافته Realized Investment سود تحقق‌یافته Realized Profit درآمد مکتسب؛ درآمد اکتسابی Realized Revenue تسهیم دوباره؛ اعلام مجدد اعتبار Re-allocation دلیل؛ جهت؛ سبب؛ علت؛ خرد؛ عقل؛ شعور؛ قضیهٔ منطقی؛ معقول؛ استدلال؛ دلیل و برهان؛ ارائه حساب بدهی Reason معقول؛ مقرون به عقل؛ مستدل؛ معقولانه؛ به اندازه؛ از روی قاعده Reasonable قیمت معقول؛ قیمت معتدل؛ قیمت قابل قبول Reasonable Price استدلال استقرایی؛ استدلال قیاسی Reasoning, Inductive مأموریت مجدد Reassignment بیمهٔ اتکایی؛ بیمهٔ ثانوی Reassurance بیمهٔ اتکایی کردن Reasure تخفیف؛ استرداد وجه؛ پرداخت بخشی از بدهی Rebate کاستن؛ کم کردن؛ تخفیف دادن؛ کسر کردن؛ تخفیف قائل شدن؛ برگرداندن Rebate تنزیل بروات پیش از موعد Rebate On Bills Not Due تخفیف دهنده Rebater تخفیفهای یک کاسه؛ تخفیفهای یکجا؛ تخفیفهای کلی Rebaters, Aggregated دعوت مجدد به کار؛ احضار به کار؛ لغو انتظار خدمت Recall تغییرات عمده در سهام و سرمایه Recapitalization مازاد تغییرات در سرمایه و سهام Recapitalization Surplus شرط بازگشت مجدد اموال به صاحب آن Recapture Clause بازگشت عواید؛ پس‌گیری عایدات Recapture of Earnings دریافت مجدد؛ وصول به صندوق Recashing دریافت شد؛ واصل شد Recd رسید؛ دریافت؛ اعلام وصول Receipt رسید دادن؛ اعلام وصول نمودن؛ وصول کردن؛ پرداختن؛ رسید چیزی را دادن Receipt ته برگ رسید Receipt Counterfoil رسید کالا؛ گواهی دریافت کالا Receipt for Shipment رسید منظم Receipt in Due Form رسید نهایی؛ رسید قطعی Receipt on the Balance وصولکننده؛ رسید دهنده Receiptor دفتر دریافتها؛ دفتر اقلام ورودی Receipts Book مطالبات؛ دریافت کردنی؛ مطالبات قابل وصول قابل قبول؛ (در جمع) بروات وصولی Receivable(s) رسید؛ دریافت؛ وصول Receival دریافت داشتن Receive مساعده گرفتن؛ پیش‌خور کردن Receive in Advance رسیده از Received بارنامه «تحویل شده برای حمل» Received for Shpment Bill of Lading درآمد دریافتی Received Income حق بیمهٔ دریافتی Received Premium مدیر تصفیه؛ گیرنده؛ دریافت کننده؛ آخرین خریدار Receiver گواهینامهٔ تصفیه Peceiver's Certificate دریافتی Receiving (Collection of Money) بلیط حمل؛ حواله گیرنده Receiving Note حکم انتصاب مدیر تصفیه Receiving Order تحویلدار دریافت Receiving Teller کساد؛ کاسد Recession کساد فهرست موجودی Recession, Inventrory ابطال قرارداد Recession of Contract کرایه کردن مجدد کشتی Recharter دریافت کننده؛ وصول کننده Recipient قرارداد دوجانبه Reciprocal (or Bilateral) Agreement خرید متقابل Reciprocal Buying توافقهای متقابل پولی؛ توافقهای متقابل استقراضی Reciprocal Currency Agreements تقاضای متقابل Reciprocal Demand زیان متقابل معطلی Reciprocal Demurrage مبادلهٔ متقابل Reciprocal Exchange بیمهٔ متقابل Reciprocal insurance قوانین متقابل Reciprocal Laws موافقتنامه متقابل تجاری Reciprocal Trade Agreement دادوستد متقابل Reciprocal Trading مبادله کردن؛ تلافی کردن؛ معامله به مثل کردن Reciprocate معامله به مثل؛ مبادله؛ معاوضه Reciprocration مبتنی بر معاملهٔ به مثل؛ مبادله‌ای Reciprocative معامله به مثل؛ امتیاز متقابل؛ عمل متقابل Reciprocity قاعدهٔ معاملهٔ متقابل؛ قاعدهٔ تقابل Reciprocity Principle تخمین زدن؛ حساب کردن؛ شمردن؛ حساب پس دادن؛ به این نتیجه رسیدن؛ محاسبه کردن؛ محسوب داشتن؛ به حساب رسیدگی کردن؛ ارقام را به ترتیب ذکر کردن Reckon (Reckon Up) صورت‌حساب؛ حساب؛ شمار؛ محاسبه؛ تسویهٔ حساب؛ حساب پس‌دهی Reckoning محصول Reclaim احیای منابع طبیعی؛ سند اصلاح طلب؛ مطالبه؛ استرداد و اصلاح Reclamation طبقه‌بندی مجدد Reclassify شناسایی Recognition درنگ شناسایی Recognition Lag التزام؛ التزام نامه؛ تعهدنامه؛ وجه الضمانه؛ وجه التزام Recognizance نشر مسکوک متفاوت جدید Recoinage تطبیق؛ مقابله در حسابها؛ اختلاف را حل کردن؛ برابر ساختن Reconcile تطبیق حساب Reconcilement of Account صورت اصلاحات؛ حساب تطبیقات Reconciliation Statement گزارش رفع اختلاف بانک؛ گزارش اصلاح بانک Reconciliation Statement, Bank تطبیق Reconciliatin حساب تطبیق؛ حساب اصلاحی؛ اصلاحات Reconciliation Account صورت رفع اختلافات؛ صورت تطبیق؛ ورقهٔ توافق Reconciliation Statement تجدید مزارعه؛ تجدید اجاره؛ اعاده به حال نخست Reconduction بررسی مجدد؛ تجدیدنظر Reconsideration حمل مجدد Reconsigment شرکت مالی بازسازی؛ شرت مالی ترمیم Reconstruction Finance Corporation بازسازی یک شرکت؛ اصلاحات سازمانی یک شرکت؛ تجدید سازمان یک شرکت؛ نوسازی یک شرکت Reconstruction of a Company قرارداد مجدد Recontract انطباق مجدد با شرایط عادی Reconversion ثبت دفتر نمودن؛ ثبت کردن Record پورنده؛ سابقه؛ دفتر؛ فهرست؛ بهترین نصاب Record تاریخ ثبت، تاریخ پیشینه؛ تاریخ ضبط؛ نوشته؛ تاریخ تذکار؛ یادآوری Record Date شورای طرح صنعتی Record of Designers بهترین قیمت Record Prices دلیل ثبت؛ برگهٔ ثبت Recording Medium برنامهٔ تعیین تکلیف اسناد؛ روش توزیع و نگهداری اسناد قدیم و جدید Records Disposal Program مدیریت بایگانی؛ ادارهٔ امور مدارک؛ فن بازرگانی، بایگانی Records Management هزینه‌یابی دوباره؛ هزینه‌یابی مجدد Recosting تاوان دادن؛ هزینهٔ کاری را درآوردن؛ جبران کردن؛ استهلاک هزینه Recoup اصلاح؛ بهبودی؛ جبران؛ پاداش؛ عوض؛ تلافی Recoupment رجوع به ضامن؛ تحصیل از ضامن؛ توسل به ضامن برای وصول Recourse مبنای رجوع؛ مبنای توسل؛ بازگشت Recourse Basis تبدیل به پول رایج؛ تبدیل به نقد Recover وجه وصول کردن؛ تأمین محل وجه Recover Money پس گرفتنی؛ قابل اعاده به حال نخست؛ جبران پذیر؛ بهبودی ذپیر؛ اصلاح شدنی Recoverable هزینهٔ قابل استرداد؛ خرج مستردشدنی Recoverable Expenditure بهبودی؛ تخصیص هزینه براساس فروش، مصرف، استهلاک؛ بازیافت Recovery اعلامیهٔ وصول Recovery Advice دریافت طلب؛ دریافت خسارت Recovery of Claim تازه استخدام؛ تازه وارد Recruit انتخاب؛ استخدام Recruiting کارمندیابی؛ دعوت به کار؛ به کار فراخواندن Recruitment نسبت استخدام Recruitment Ratio مختصات قائم Rectangular Co-ordinates هذلولی قائم Rectangular Hyperbola ماتریس مستطیلی شکل Rectangular Matrix درست شدنی؛ اصلاح شدنی؛ تصحیح شدنی Rectifiable منحنی قابل تصحیح Rectifiable Curve تصحیح؛ اصلاح Rectification تسلسل؛ تکرار؛ بازگشت؛ وقوع مکرر Recurrence بازگشت کننده؛ بازگشتنی؛ بازگردنده؛ تکراری Recurent پرداختهای عمرانی مستمر؛ پرداختهای عمرانی مکرر Recurent Development Payment هزینهٔ مکرر؛ هزینهٔ تکراری Recurring Cost الگوهای وابسته و برگشتی؛ الگوهای بازگشتی Recursive and interdependent Models الگوهای بازگشتی؛ الگوهای ترجاعی Recursive System بازآموزی؛ بازچرخانی؛ بازیابی Recycling بدهکار Red (in the Red) بدهکار بودن Red, To be شرط خطر؛ ماده یا شرط «قرمز» Red Clause مادهٔ محدودکنندهٔ اعتبار؛ شرط محدودکنندهٔ اعتبار؛ مادهٔ قرمز؛ شرط قرمز؛ چراغ قرمز اعتبار Red Clause Credit حاشیه پردازی؛ گریز از موضوع Red Herring بهرهٔ بدهکار (حسابهای جاری)؛ بهرهٔ بدهکاران Red Interest (Current Accounts) روز اخطاریه Red Letter Day کاغذبازی؛ مقررات دست و پاگیر Red Tape بازخریدن؛ از گرو درآوردن؛ از رهن درآوردن؛ فک کردن Redeem قابلیت بازخرید؛ بازخریدنی Redeemability نقد کردنی؛ باز خریدنی ؛ قابل استهلاک؛ قابل بازپرداخت Redeemable سند قرضهٔ عند المطالبه؛ سند قرضهٔ بازخریدنی Redeemable Bond قرضه بازخریدنی؛ قرضهٔ قابل بازپرداخت Redeemable Debenture سهم استقراضی بازخریدنی؛ سهم وامی بازخریدنی Redeemable Loan Stock سهام ترجیحی بازخریدنی Redeemable Preference Shares سهم ممتاز قابل ابتیاع؛ سهام ترجیحی قابل بازخرید Redeemable Preferred Stock مال بازیافتی Redeemable Property اوراق بهادار بازخریدنی Redeemable Securities بازخرید Redemption نمایندهٔ ادارهٔ تصفیه؛ نمایندهٔ اتاق تهاتر؛ نمایندهٔ مؤسسهٔ تهاتری Redemption Agent تاریخهای بازخرید Redemption Dates صندوق بازخرید Redemption Fund جایزهٔ بازخرید؛ صرف بازخرید Redemption Premium قمیت بازخرید، بهای بازخرید Redemption Price بازدهٔ بازخرید Redemption Yield استردادی؛ بازخریدی؛ استهلاک شونده Redemptional جابه‌جایی؛ بازآرایی سازمان؛ بازگستری؛ توزیع مجدد Redepoloyment خیار عیب Redhibition تنزیل اسناد تجاری که قبلا” تنزیل شده باشند. ن.ک: Advance Rediscount jkcdg l[nn" jkcdg l;vv اندازهٔ تنزیل مجدد؛ میزان تنزیل مجدد Rediscount Rate تجدید توزیع کردن؛ توزیع مجدد کردن Redistribute توزیع مجدد Redistribution توزیع مجدد درآمد Redistribution of Income دوچندان کردن؛ دوبرابر کردن مبلغ سود و زیان Redouble برات مجدد؛ حوالهٔ مجدد؛ کشیدن مجدد برات؛ رونویس دوم؛ برات جدید؛ برات تجدیدشده Redraft دوبارهدوباره کشیدن؛ دوباره برداشت کردن؛ دوباره برات کردن Redraw جبران خسارت کردن؛ خسارتی را پرداخت کردن Redress جبران خسارت؛ پرداخت خسارت Redress تحویل کردن؛ ساده کردن؛ کاستن؛ پایین آوردن؛ کم کردن؛ تبدیل کردن؛ تعدیل کردن؛ تنزل دادن؛ تقلیل دادن Reduce شکل ساده؛ شکل ملخص Reduced Form شکل ملخص معادله Reduced Form Equation ساده‌شدنی؛ تحول پذیر Reducible نمونهٔ گزارش؛ شکل گزارش Reducing Balance Form رویهٔ نزولی Reducing Balance Method برهان خلف Reductio Ad Absurdum Methood of Reasoning ضریب کاهش؛ عامل کاهش Reduction Factor زیادی؛ زیادتی؛ اضافه؛ مازاد Redundancy بیمهٔ زیادتی Redundancy Insurance اضافه پرداخت؛ پرداخت بابت اخراج کارکنان زیادی Redundancy Payment زاید؛ زیادی؛ اضافی؛ غیرضروری؛ مازاد بر احتیاج Redundant ظرفیت زاید؛ مازاد ظرفیت Redundant Capacity دوباره (در دفتر محاسبات) ثبت کردن Re-enter تملک؛ تصرف مجدد؛ ثبت مجدد Re-entry مبادلهٔ مجدد (بازرگانی)؛ تهاتر مجدد؛ تسعیر مجدد RE-exchange دوباره صادر کردن؛ دوباره بیرون فرستادن؛ جنس وارداتی را صادر کردن؛ صدور واردات؛ صدور مجدد RE-export صدور مجدد Re-exportation مرجع؛ مأخذ Ref. آرش؛ تفاوت قیمت جنس بی‌عیب یا معیوب آن Refactin پس دادن؛ پس فرستادن؛ پس آوردن؛ مراجعه کردن؛ فرستادن؛ بازگشت دادن؛ رجوع کردن؛ مرجوع داشتن Refer مرجوع داشتن به کشندهٔ (برات) Refer to Drawer قابل مراجعه؛ نسبت دادنی؛ مرجوع شدنی Referable داور Referee میانجی عنداللزوم؛ میانجی در صورت ضرورت Referee in Case of Need رجوع؛ بازگشت؛ عطف؛ اشاره؛ ارجاع؛ مأخذ Reference دور مرجع؛ دور مأخذ Reference Cycle بانک مرجع؛ بانک معرف Reference Bank سرمایهٔ اضافی اندوختن؛ به وضع مالی سر و صورت تازه داردن؛ از نو تجارت کردن؛ تشکیلات جدید به کار بازرگانی خود دادن Refinance اعتبار تأمین مالی مجدد Refinance Credit تأمین مالی مجدد؛ استقراض مجدد Refinancing نسبت خالص زه‌وزاد Refined Birth Rate محاسبات دقیق Refined Calculations نسبت خالص مرگ و میر Refined Death Rate مهندس توسعهٔ پالایشگاه Refinery Development Engineer تحرک بخشیدن؛ به فعالیت واداشتن Reflate اعادهٔ قیمت به سطح پیشین Reflation اعتبار به حساب کسی محسوب داشتن Reflect Credit On One تأملات دربارهٔ تشکیل و توزیع ثروت Reflections on the Formation and Distribution of Riches بازتاب؛ انعکاسی؛ متعاکس Reflexive انعکاس پذیری Reflexivity جنگل کاری دوباره؛ احیای جنگل Reforestation اصلاح Reform مکتب آزادی‌گرایی اصلاحاتی Reform Liberalism اصلاح طلب؛ مصلح؛ طرفدار اصلاحات Reformado تشکیل مجدد؛ تغییر شکل؛ اصلاح؛ نوسازی؛ دوباره سازی Reformation اصلاح طلب؛ اصلاحی Reformative اقدامات اصلاحی؛ تدابیر اصلاحی Reformatory Measures تصحیح شده؛ اصلاح شده Reformed اصلاح طلب؛ اصلاح کننده Reformer اعتقاد به لزوم اصلاحات اجتماعی و دینی؛ اصلاح‌گرا Reformism نهضت طلب؛ اصلاح طلب؛ خواهان تغییر Reformist از نو تأسیس کردن؛ تقویت کردن؛ تجدید حیات کردن؛ تجدید قوا کردن؛ تغییر شکل دادن؛ اعاده دادن؛ بازگردادن Refound آموزش تکمیلی؛ آموزش تقویتی Refresher Training سرمایهٔ مهاجر؛ سرمایهٔ فراری؛ سرمایهٔ پناهنده؛ سرمایهٔ پناه‌جو Refugee Capital دوباره به سرمایه افزودن؛ دوباره سرمایه را به کار انداختن؛ پس دادن؛ بازپرداخت کردن (برای پرداخت بدهیهای کنونی و گذشته)؛ تسویه حساب کردن؛ قروض خود را پرداختن؛ دوباره سرمایه‌گذاری کردن؛ دخل و خرج را هماهنگ کردن؛ مسترد داشتن؛ بازپرداختن؛ مسترد گشتن Refund استرداد وجه؛ تسویه حساب؛ پس‌دهی؛ عمل رد کردن پول یا قرض؛ بازپرداخت Refund مستمری استردادی؛ بازپرداخت سالانه؛ مستمری بازپرداختی Refund Annuity تجدید نشر اسناد قرضه؛ پس‌دهی پول؛ استرداد وجه Refunding سند قرضهٔ استردادی؛ سند قرضهٔ قابل پرداخت Refunding Bond اسناد قرضه با گروی نو به جای قدیمی؛ استرداد وجه اسناد رهنی Refunding Mortgage Bonds امتناع با مذاکره Refusal to Negotiate سفارشی؛ ثبت شده Regd ادارهٔ امور عمومی به‌وسیلهٔ ادارات دولتی "Regie" ناحیه؛ منطقه Region حساب منطقه‌ای؛ حساب ناحیه‌ای Regional Account تحلیل ناحیه‌ای؛ تحلیل منطقه‌ای Regional Analysis مرکز منطقه‌ای تبدیل چک Regional Cheque Processing Center همکاری منطقه‌ای توسعه Regional Cooperation for Development بخشش مالی برای توسعهٔ منطقه‌ای Regional Development Grant تقسیم منطقه‌ای کار Regional Division of Labour برنامه‌ریزی اقتصادی منطقه‌ای Regional Economic Planning هیئتهای مدیرهٔ برنامه‌ریزی اقتصادی منطقه‌ای Regional Economic Planing Boards شوراهای برنامه‌ریزی اقتصادی منطقه‌ای Regional Economic Planing Councils اقتصاد منطقه‌ای Regional Economic Planing Ecounomics ضریب فزایندهٔ منطقه‌ای؛ ضریب افزایش منطقه‌ای Regional Multiplier اتحادیهٔ ناحیه‌ای وجوه تقاعد؛ نظام منطقه‌ای بازنشستگی؛ دستگاه منطقه‌ای بازنشستگی Regional Pension System برنامه ریزی منطقه‌ای Regional Planning سیاست منطقه‌ای Regional Policy مبادلهٔ منطقه‌ای برگهٔ بهادار Regional Securik, Exchange بورس ناحیه Regional Stock Exchange تجارت منطقه‌ای Regional Trade تفاوتهای منطقه‌ای دستمزد Regional Wage Differentials ساختار منطقه‌ای دستمزد Regional Wage Structure منطقه‌گرایی Regionalism دفتر ثبت؛ ثبت کردن؛ دفتر Register دفتر ثبت؛ فهرست رسمی؛ ضبط Register دفتر ثبت اسناد Register of Deeds دفتر ثبت زه‌وزاد Register of Births ادارهٔ ثبت؛ اداره؛ ثتب اسناد Register Office تن ثبتی؛ تن رسمی Register Ton سند قرضهٔ ثبت شده Registered Bood سرمایهٔ مجاز؛ سرمایهٔ به ثبت رسیده؛ سرمایهٔ اسمی؛ سرمایهٔ ثبت شده؛ سرمایهٔ اجتماعی Registered Capital چک سفارشی؛ چک ثبت شده Registered Cheque شرکت ثبت شده؛ شرکت رسمی Registered Company سند قرضهٔ رسمی کوپن‌دار Registered Coupon Bond پست سفارشی Registered Mail نشانی رسمی؛ نشانی ثبت شده Registered Office نمایندگی رسمی؛ نمایندهٔ رسمی بورس Registered Representative سهم سفارشی؛ سهام رسمی Registered Stock ظرفیت ثبتی؛ ظرفیت ثبت شده؛ ظرفیت رسمی Registered Tonnage (Vessel) علامت تجاری ثبت شده؛ نشانهٔ تجاری ثبتی؛ نشانهٔ تجاری رسمی Registered Trademark بیکار ثبت شده؛ بیکار رسمی Registered Unemployed مسئول مشخصات سهامداران Registrar حقوق ثبت Registration Dues حقوق ثبت Registration Duty حق‌الثبت؛ حق سفارش؛ نرخ سفارش Registration Fee ثبت نام تجاری Registration of Business Name ثبت شرکتها Registration of Companies اظهارنامه Registration Statements دفتر اسناد رسمی Registry یکجا خریدن و خرده فروختن؛ احتکار تجاری کردن؛ خرید یکجا و خرده فروشی Regrate خرید سلف Regrating برگشت؛ سیر قهقرایی؛ تنزل؛ پس روی؛ انحطاط؛ ترقی معکوس Regress متغیر وابسته Regressand متغیر وایاز Regressor وایازی؛ رگرسیون Regression تحلیل وایازی؛ تحلیل گرایش Regression Amalysis ضریب وایازی Regression Coefficient خط وایازی Regression Line برآورد وایازی Regression Estimate عرضهٔ نزولی؛ عرضهٔ پس رونده؛ عرضهٔ کاهنده Regressive Supply منحنی نزولی Regressive Supply Curve مالیات نزولی Regressive Tax مالیات بندی نزولی؛ مالیات بندی کاهنده؛ مالیات گذاری نزولی Regressive Taxation قهقرایی؛ کاهندگی؛ پس روی؛ پس‌روندگی Regressivity متغیر مستقل؛ متغیر وایازنده Regressor ضابطهٔ پشیمانی؛ ضابطهٔ تأسف Regret Criterion ماتریس تأسف؛ ماتریس پشیمانی ن.ک: Minimax regret Regret Matrix تحویل مقرر؛ تحویل منظم Regular Delivery عنصر یا جزء عادی Regular Element خطوط کشتیرانی منظم Regular Liners الگوی جاری؛ الگوی عادی Regular Model قیمت عادی Regular Price حقوق ثابت Regular Salary تحویل مقرر؛ تحویل قانونی Regular Way Delivery تنظیم کردن؛ میزان کردن؛ درست کردن؛ تعدیل کردن؛ مطابق قاعده و قانون کردن؛ نظم دادن؛ اداره کردن م. To adjust Regulate رقابت مقرراتی Regulated Competition صنعت تحت نظارت Regulated Industry انحصار قانونی Regulated Monopoly قیمت قانونی؛ قیمت مقرراتی Regulated Price تنظیم؛ تعدیل؛ (در جمع) آیین نامهٔ مقررات Regulation آیین نامهٔ Q Regulation Q آیین نامهٔ T Regulation T آیین نامهٔ V Regulation V آیین نامهٔ Z Regulation Z تنظیم کننده Regulator مالیات بندی تعدیلی؛ مالیات بندی اصلاحی؛ مالیات بندی تنظیمی Regulatory Taxation ترمیم کردن؛ برای الذمه کردن؛ مبرا کردن؛ نوسازی کردن؛ سروسامان تازه دادن؛ آدم ورشکتسه را از قروض خود رهانیدن Rehabilitate گروگذاری مجدد Rehypothecation رایشبانک Reichshank استرداد وجه Reimburse بازپرداخت؛ تأمین وجه با پوشش Reimbursement اعتبار پوششی؛ اعتبار جبرانی Reimbursement Credit دوباره وارد کردن Reimport ورود مجدد Re-importation دوباره مالیات گرفتن؛ اسکناس جدید چاپ کردن Reimpose دوباره به کار گماشتن؛ استخدام مجدد Reinstate به حال سابق برگرداندن؛ ابزگردانی به حال اول؛ به وضع نخست بازگردانیدن Reinstatement بیمهٔ اتکایی؛ بیمهٔ ثانوی Reinsurance انواع بیمهٔ اتکایی Reinsurance, Types of شرکت بیمهٔ اتکایی Reinsurance Company قرارداد بیمهٔ اتکایی Reinsurance Exchange بیمهٔ نامهٔ اتکایی Reinsurance Policy قرارداد بیمهٔ اتکایی؛ بیمهٔ اشتراکی اتکایی Reinsurance Pool پیمان نامهٔ بیمهٔ اتکایی؛ معاهدهٔ بیمهٔ اتکایی Reinsurance Treaty بیمهٔ اتکایی کردن Reinsure بیمه گذار اتکایی Reinsured بیمه‌‌گر اتکایی Reinsurer تجدید واسطه‌گری؛ ابقاء واسطه‌گری Reintermediation رد کردن؛ نپذیرفتن Reject میزان پس دادنی؛ میزان طرد شدنی Rejectable Quality Level رد؛ طرد؛ نپذیرفتن؛ عدم قبول Rejection پاسخ؛ رد جواب؛ پاسخ‌گویی؛ پاسخ وکیل مدافع Rejoinder برگشت؛ عودت Relapse عود کردن؛ به عقب برگشتن؛ برگشت به حال نخست Relapse کالاهای مرتبط Related Goods صنایع مرتبطه Related Industries بازارهای متربط Related Markets متغیرهای وابسته Related Variables نسبت Relation, The بسامد نسبی Relation Frequency بستگی Relationship انحراف متوسط نسبی؛ متوسط انحراف؛ تقسیم بر میانه Relative Average Deviation محرومیت نسبی Relative Deprivation انحراف نسبی Relative Deviation پراکندگی نسبی Relative Dispersion قیمتهای نسبی عامل Relative Factor Prices فرضیهٔ درآمد نسبی Relative Income Hypothesis عدد شاخص نسبی Relative Index Number بیشینهٔ نسبی Relative Maximum کمینهٔ نسبی Relative Minimum ماندهٔ پولی نسبی Relative Money Balauce قیمت نسبی؛ بهای نسبی Relative Price اولویت نسبی Relative Priority انحراف نسبی چارکی Relative Quartile Deviation سهم نسبی عوامل تولید Relative Shares of Factors of Production چولگی نسبی؛ کشیدگی نسبی Relative Skewness انحراف معیار نسبی Relative Standard Deviation عدد شاخص ارزش نسبی Relative-Value Index Number نسبیتها؛ نسبی بودنها Relativities ترخیص؛ برانت از دین؛ ترک دعوا؛ اعراض از حقی به نفع دیگری؛ از گرو درآوردن؛ فسخ کردن؛ مرخص کردن کالا Release در اختیار گذاشتن وجه Release of Funds لغو تضمین Release of Guarantee (or Indemnity) چشم پوشی از قضاوت؛ واگذاری قضاوت Release of Judgment واگذاری گروی Release of Mortgage قابلیت اعتماد؛ قابلیت اطمینان؛ قابلیت اعتبار؛ ثبات Reliability ضریب ثابت ReliabilityCoefficient قابل اعتماد؛ مطمئن Reliable کمک؛ اعانه؛ تسکین Relief شرط اقطاعی؛ شرط قطع اختلاف؛ قانون اقطاعی Relief Clause صندوق اعانه؛ صندوق کمک Relief Fund کمک به مستمندان Relief Payments کار امدادی Relief Work شرط بخشودگی Relieving Clause ترک کردن؛ چشم پوشیدن؛ صرف نظر کردن؛ دست کشیدن Relinquish چشم پوشی؛ صرف نظر؛ حذف Relinquishment باقیمانده؛ تفاضل؛ بقیه؛ تتمه؛ مازاد Remainder مدت باقیمانده Remaining Uncovered Period تجدیدنظر در پیش‌پرداخت خرید برگ‌های بهادار (بر اثر تغییر بهای اوراق بهادار) Remargining نقل و انتقال اصلاحی؛ انتقالات اصلاحی Remedial Transfers راههای جبران رهن Remedies of Mortgage تغییر مجاز Remedy واگذار کردن؛ انتقال دادن Remise واگذارنده؛ انتقال دهنده Remisier بخشودگی؛ بازگشت؛ صرف نظر؛ معافیت Remission برگشت مالیات؛ بخشش مالیات Remission of Tax صرف‌نظر کردن؛ بخشودن؛ معاف کردن؛ ارجاع کردن؛ پس فرستادن؛ فرستادن؛ پول رسانیدن؛ وجه فرستادن Remit کارسازی وجه؛ وجه رساندن Remit Money وجه رسانی؛ فرستادن پول؛ وجه فرستاده شده؛ حواله Remittance برگهٔ حساب وجه ارسالی Remittance Slip واگذارنده (بانکداری)؛ رسانندهٔ وجه؛ وجه رسان Remitter بانک ارسال کننده؛ بانک فرستنده Remitting Bank دوباره رایج کردن؛ رواج مجدد سکهٔ دوباره قبول کردن Remonetization دوباره رایج کردن؛ دوباره وارد بازار کردن Remonetize علت غیرمستقیم؛ علت خارج از دسترس؛ علت دور؛ علت بعید Remote Cause نظارت بعید؛ نظارت جزئی Remote Countrol خسارت بعید Remote Damage طرفهای غیرمتعامل Remote Parites سند قرضه انتقال Removal Bond اجازهٔ نقل مکان مورد بیمه Removal Clause پاداش دادن؛ اجرت دادن Remmerate پاداش؛ اجرت؛ تاوان؛ جبران؛ عوض؛ حق‌الزحمه Remuneration سرمایهٔ سودده؛ سرمایهٔ پول ساز Reumunerative Capital نرخ‌های جبرانی Remmerative Rates حساب دادن Render an Account باطل بودن؛ بی‌اثر بودن Render Void اصطلاح دیگر برای Ranco Rendu قیمت تحویل واردات Rendu Price تجدید کردن؛ نو کردن Renew قابل تجدید Renewable منابع تجدیدشدنی؛ منابع قابل تجدید Renewable Resources بیمهٔ عمر تجدیدشدنی دوره‌ای؛ بیمهٔ قابل تمدید زندگی Renewable Term Life Insurance تبدیل به احسن کردن؛ هزینهٔ تبدیل به احسن؛ تجدید Renewal برات تجدیدی؛ حوالهٔ دوباره؛ برات تمدیدی Renewal Bill (of Exchange) وجه تبدیل به احسن؛ ذخیرهٔ تعویض Renewal Fund تجدید برات؛ تمدید برات Renewal of a Bill تجدید حق بیمه؛ حق بیمهٔ مجدد؛ حق بیمهٔ تجدیدی؛ حق بیمهٔ تمدیدی Renewal Premium اندازهٔ بهرهٔ تجدید وام Renewal Rate (of Money) رن مین‌بی، واحد پول جمهوری خلق چین معادل با یکصد فن (Fen) Renminbi صرف‌نظر کردن؛ چشم پوشیدن Renounce بهرجه؛ بهرهٔ مالکانه؛ اجاره Rent انواع اجاره، درآمد ثابت، بهرجه Rent, Types of اجاره‌بها و اضافه عایدی Rent and Surplus پول اجاره؛ پول کرایه؛ وجه اجاره Rent-charge 

 

نظارت بر اجاره؛ تثبیت اجاره‌بها Rent Control درآمد اجاره Rent Income بی‌اجاره؛ دارندهٔ درآمد سالانه یا سالوارهٔ همیشگی؛ بدون بهرجه Rent-free مزیت استعداد؛ مزیت اقتصادی لیاقت Rent of Ability محدودیت اجاره؛ محدودیت بهرجه Rent Restriction درآمد حاصل از اجاره؛ پول اجاره؛ فهرست درآمد املاک؛ صورت اسامی مستأجران؛ فهرست اجاره بها Rent Roll نوعی اجاره بودن حق گروکشی Rent Seck اجاره بها Rent Service هزینهٔ اجاره؛ وجه اجاره‌بها Rental ارزش انتسابی اجاره‌ای Rental, Imputed Value of قرارداد اجاره؛ اجاره نامچه Rental Agreement درآمد حاصله از اجاره بها؛ درآمد اجاره‌ای Rental Income درآمد استیجاری اشخاص؛ درآمد اشخاص از اجاره بها Rental Income of Persons نرخ درآمد ملکی و اجاره؛ نرخ سرراست؛ نرخ اجاره Rental Rate ارزش اجاره‌ای Rental Value مستأجر Rentee موجر؛ تحصیلدار مالیات؛ کرایه نشین Renter صاحب درآمد سالانه؛ مالک؛ موجر "Rentier" طبقهٔ صاحب درآمد ثابت؛ طبقهٔ مالک؛ طبقهٔ موجر Rentier Class درآمد اوراق قرضه Rentier Interest دارندگان قرضهٔ دولتی در فرانسه Rentiers مال‌الاجاره؛ کرایه؛ اجاره‌بها Renting چشم‌پوشی؛ انصراف؛ واگذاری Renunciation شرط تجدید مذاکره Reopening Clause هزینهٔ سفارش مجدد Reorder Cost مرز سفارش مجدد؛ سطح سفارش مجدد Reorder Level تجدید سازمان؛ سازمان‌بندی مجدد Reorganization قرضهٔ باز سازمان‌دهی؛ قرضهٔ سازمان‌دهی دوباره؛ سند قرضهٔ تدارک سرمایه Reorganization Bond تعمیر؛ مرمت Repair ارزش ترمیم Repair Value غرامات؛ تجدید سازمان Reparations امتناع از پرداخت غرامات Reparations Repudiation بازگشت؛ برگشت سرمایه به کشور؛ عودت Repatriaiton بازپرداخت؛ پرداخت مجدد؛ پس‌دهی؛ تلافی؛ پاداش Repayment ضمانتنامهٔ بازپرداخت Repayment Bond ملغی کردن Repeal خرید مکرر Repeat Purchasing انعکاس؛ برگشت؛ عمل متقابل؛ بازگردانی Repercussion (Impact) on تکرار؛ بازگویی؛ تجدید؛ اعاده Repetition تعویض؛ جانشین؛ عوض Replacement هزینهٔ تعویض؛ هزینهٔ جابه‌جایی اموال؛ بهای جانشین Replacement Cost حسابداری هزینهٔ تعویض Replacement Cost Accounting اصل هزینهٔ تعویض Replacement Cost Principle معیار هزینهٔ تعویض Replacement Cost Standard تقاضای تعویض؛ تقاضای جایگزینی Replacement Demand سرمایه‌گذاری تعویض Replacement Investment بیمهٔ تعویض Replacement Insurance طریقهٔ جانشینی؛ روش تعویض؛ قاعدهٔ تعویض Replacement Method نسبت تعویض؛ ضریب تعویض Replacement Ratio برنامهٔ تعویض Replacement Schedule مهلت تدارک مجدد Replacement Time ارزش تعویض Replacement Value به کسی قرار تأمین دادن؛ رفع توقیف به قید کفیل Replevin ضامن رفع توقیف به قید کفیل Replevin Bond قرارداد بازخرید Repo اظهار؛ اعلام کردن؛ نقل؛ نقل حساب Report گزارش مالی؛ گزارش حسابرسی؛ گزارش Report شکل گزارش Report Form تهیهٔ گزارش Report Generation آمارهای منافع اعلان شده Reoprted Statisties of Profits گزارش‌نویس؛ گزارش گیری؛ تسلیم گزارش Reporting مزد انتظار خدمت؛ مزد آماده‌باش Reporting Pay بیمه نامهٔ اظهارنامه‌ای Reporting Plicy تملک مجدد کردن Repossess بیان نامه Representation کشمکش نمایندگی Representation Controversy نمایشی؛ نماینده؛ نمایشگر؛ معرف Representative مجموعه‌های نمونه‌ای کالاها Representative Bales of Goods بنگاه نمونه؛ مؤسسهٔ اقتصادی نمونه؛ بنگاه نمونه Representative Firm رسید پول تمام عیار Representative Full-bodied Money اموال نماینده؛ کالاهای نماینده Representative Goods پول قابل تبدیل؛ پول دارای پشتوانهٔ کامل ۰طلا یا نقره)؛ پول نماینده Representative Money نمایندهٔ براتکش Representative of Drawer دفتر نمایندگی Representative Office سکه‌های کم بهای نمونه Representative Token Money تورم سرکوب شده؛ تورم سرکوفته Repressed Inflation مالیات مانع رشد؛ مالیات بازدارنده Repressive Tax انتقام؛ جبران؛ تلافی Reprisal نسخه‌برداری؛ تکثیر Reproduce هزینهٔ تجدید بنا؛ هزینهٔ ساخت مجدد؛ هزینهٔ تولید مجدد ReproductionCost معیار هزینهٔ تولید مجدد Reproduction-cost Standard نظریهٔ ساخت نرخ براساس هزینهٔ جدید تولید مجدد؛ نظریهٔ نرخ‌گذاری بر پایهٔ هزینهٔ تازهٔ تولید مجدد Reproduction New Cost Theory of Rate Making اندازهٔ همآوری؛ اندازهٔ زاد آوری؛ میزان تجدید نسل Reproduction rate قرضهٔ زایا Reproductive Debt نکول؛ امتناع از پرداخت دین؛ عدم قبول Repudiation توافق بازخرید؛ قرارداد بازخرید Repurchanse Agreement انحصار اشتهار و معروفیت؛ انحصار خوشنامی؛ انحصار نام نیک Reputation Monopoly مالک ظاهری؛ مالک افواهی Reputed Owner تلاش مجدد Request درخواست کردن؛ سئوال کردن؛ طلب کردن؛ احتیاج داشتن Request لازم داشتن؛ موردنیاز بودن؛ انتظار داشتن Require اندوختهٔ لازم نیاز بانک؛ اندوختهٔ ضروری بانک Required Bank Reserve ماندهٔ ضروری سپرده Required Deposit Balance اندوخته‌های ضروری؛ اندوخته‌های لازم؛ اندوخته‌های قانونی Required Reserves احتیاج؛ نیاز؛ ایجاب؛ نیازمندی؛ اقتضا (در جمع) شرایط؛ احتیاجات Requirement شرایط بودجه‌بندی Requisites of Budgeting درخواست؛ برگ تقاضا؛ مطالبه Requisition اموال مادی؛ اموال قابل لمس و وضع ید Res Mancipi اموال منقول Res Mobiles اموال غیرمادی Res Nes Mancipi اشیای مباحه Res Nulluis حفظ قیمت فروش مجدد Resale Price Maintenance موافقتنامهٔ حفظ قیمت خرده‌فروشی؛ توافق دربارهٔ حفظ قیمت؛ خرده‌فروشی Resale Price Maintenance Agreement تجدید مهلت بازپرداخت دیون Rescheduling of Debts وام لغوشدنی؛ استقراض قابل فسخ Rescission Loan نسخهٔ دوم سند Rescript نیروی کمکی؛ وسیلهٔ نجات Rescue نجات دادن؛ به فریاد رسیدن Rescue تحقیق علمی؛ پژوهش Research تحقیق بازار Research, Market تحقیق روانی علل و عوامل؛ پژوهش انگیزه‌ای Research, Motivational تحقیق ریاضی عملی؛ تحقیق عملیاتی Research, Operational تحقیق و توسعه Research and Development فراگرد تحقیق و توسعه Research and Development Process اقتصاد تحقیق؛ اقتصاد پژوهش Research Economy برنامه‌ریزی تحقیق Research Planning (Business Firm) برنامه‌ریزی تحقیق در استراتژی کلی کار و کسب Research Planning on Over-all Business Strategy راه حل مسائل تحقیق Research Problems Solving خرده فروش Reseller شرط خاص؛ قید ویژه Reservation تقاضای مشروط Reservation Demand قیمت آخری؛ قیمت آخرین کلام؛ قیمت مشروط Reservation Price دستمزد شرطی؛ دستمزد مشروط Reservation Wage اندوخته Reserve حساب‌های اندوخته؛ حساب‌های پیش‌بینی Reserve Accounts دارایی‌های اندوخته Reserve Assets نسبت دارایی‌های اندوخته Reserve Assets Ratio ماندهٔ اندوخته Reserve Balance بانک اندوخته Reserve Bank اعتبار بانک؛ رزرو؛ اعتبار بانک مرکزی Reserve Bank Credit بانک رزرو استرالیا Reserve Bank of Australia بانک رزرو نیوزیلند Reserve Bank New Zenland پایهٔ اندوخته؛ مبنای اندوخته Reserve Base سرمایهٔ اندوخته Reserve Capitalشهر فدرال رزرو؛ شهر دارای شعبه دستگاه فدرال رزرو Reserve City بانک رزرو شهری Reserve City Bank ارزهای اندوخته؛ پول‌های اندوخته Reserve Currencies ارز اندوخته؛ پول اندوخته Reserve Currency کمبود اندوخته؛ کاستی اندوخته؛ نارسایی اندوخته Reserve Deficiency سپردهٔ پشتوانه؛ سپرده اندوخته Reserve Deposit عوامل تعیین کنندهٔ اندوخته Reserve Determinants اندوختهٔ تصادفات ؛ اندوختهٔ پولی برای حوادث Reserve for Accidents اندوختهٔ دیون سوختی؛ اندوختهٔ مطالبات مشکوک‌الوصول Reserve for Bad Debts اندوختهٔ اتفاقات Reserve for Contingencies اندوختهٔ استهلاک Reserve for Deperciation اندوخته به منظور تخفیف Reserve for Discounts اندوختهٔ هزینه‌های معوق Reserve for Outstanding وجه اندوخته؛ وجوه احتیاطی؛ وجوه اندوخته Reserve Fund سرمایه‌گذاری اندوخته Reserve Investment حسابداری اندوختهٔ عقب مانده Reserve Lag Accounting نقدینگی دورهٔ اندوخته Reserve Period Liquidity وضع اندوخته Reserve Position آخرین بها؛ قیمت قطعی؛ قیمت پایه؛ آخرین قیمت؛ بهای قطعی؛ قیمت کمینه Reserve Price نسبت اندوخته؛ ضریب اندوخته Reserve Ratio نیاز اندوخته؛ خواست اندوخته Reserve Requirement دعوت بازخرید سهیم به‌وسیلهٔ ناشر آن Reserve Split Up اندوختهٔ احتیاطی Reserve Stock داد و ستد احتیاطی Reserve Transactions ارزش اندوخته Reserve Value مازاد اندوخته؛ اضافهٔ اندوخته Reserved Surplus اندوخته‌ها Reserves اندوخته‌های عمومی Reserves, General اندومخته‌های درآمدی Reserves, Revenue برگشت از حساب؛ قلم برگشتی؛ ثبت برگشت دادن Reserving Entry برگشت دادن وضع دستگاه‌ها به صورت اولیه یا قرار دادن مقدار صفر در محل حافظه Rest محل اقامت Residence بیمهٔ مسئولیت حقوقی محل اقامت Residence Liability Policy مقیم Resident حساب مقیم Resident Account پروانهٔ اقامت Resident Permit استرلینگ افراد مقیم Resident Sterling ابنیهٔ مسکونی؛ عمارات مسکونی Residential Buildings خانه سازی Residential Construction ساختارهای مسکونی Residential Structures اهالی؛ باشندگان Residents باقیمانده Residual نظریهٔ مزد براساس مدعی باقیمانده Residual-Claimant Theory of Wages هزینهٔ ته‌مانده؛ ارزش دفتری مستهلک شده Residual Cost اشتباه مانده Residual Error عامل باقیمانده؛ عامل متفرقه Residual Factor نظریهٔ مزد براساس باقیمانده؛ نظریهٔ مانده‌ای مزد Residual Theory of Wages بیکاری باقیمانده Residual Unemployment املاک باقیمانده؛ دارایی باقیمانده Residuary Estate باقیمانده؛ خالص مارک Residue خالص ماترک؛ باقیماندهٔ ارزش اموال؛ طبقهٔ مستمند Residuum بازار بهبودپذیر Resilient Market تصمیم؛ قرار؛ تصمیمات متخذه؛ قطعنامه Resolution تنخواه گردان؛ صندوق تنخواه گردان Resolving Fund منابع؛ ذخایر Resources تخصیص منابع Resources Allocation بازار منابع Resources Market اشتباه اظهارکننده و اشتباه استخراج Respondent Error and Processing Error وام در برابر اسناد حمل کشتی Respondentia قرارداد عمدهٔ (تجارت عمده) اختیاری Respondentia Bond وام عمدهٔ اختیاری Respondentia Loan وام عمدهٔ اختیاری Respondentia Loan مسئولیت؛ توانایی در پذیرش مسئولیت؛ توانایی مسئولیت پذیری Responsibility حسابداری برحسب فعالیت‌ها؛ حسابداری بنابر مسئولیت Responsibility Accounting بازدادهٔ حساس؛ محصول قابل انعطاف؛ مقدار تولید قابل انعطاف Responsive Output انعطاف واردات نسبت به درآمد Responsiveness of Imports to Income بخش بقیهٔ دنیا Rest of the World Sector زمان آسایش؛ زمان فراغت Rest Period سفارش راکد Resting Order حق بیمهٔ اولیه؛ حق بیمهٔ اصلاحی؛ حق بیمهٔ حالت اولیه؛ حق بیمهٔ تجدیدی Restoration Premium معادلهٔ محدودیت Restraint Equation محدودیت تجارت؛ قید و بند تجارت Restraint of Trade وجوه خالص و مشروط Restricted Cash کمترین مربعات محدود؛ کمترین مجذورات محدود Restricted Least Squares مبادله در محدودیت؛ مبادلهٔ تحدیدی؛ مبادلهٔ تضییقی Restriction Exchange محدودیت واردات Restriction of Imports محدودیت اعداد Restriction of Numbers محدودیت محصول؛ محدودیت مقدار تولید Restriction of Output محدودیت انتقال سرمایه Restriction on Capital Flow طرحهای محدودیت؛ طرحهای تحدید؛ طرحهای تضییق Restriction Schemes اقدامات تضییقی؛ اقدامات محدود سازنده Restrictive Actions پیمان تضییقی Restrictive Covenant پشت‌نویسی محدود؛ پشت نویسی مقید؛ پشت نویسی مشروط Restrictive Endorsement (Indorsement) پشت‌نویسی مجدد؛ ظهرنویسی مشروط، مقید Restrictive Indorsement سیاستهای تضییقی؛ سیاستهای محدود سازنده Restrictive Policies سیاست تحدیدی؛ سیاست تضییقی Restrictive Policy اعمال تضییقی؛ رویه‌های تضییقی Restrictive Practices دادگاه رویه‌های تضییقی Restrictive Practices Court نتیجه؛ جواب مسئله Result نتیجه دادن؛ منتج شدن؛ حل شدن Result منتجه Resultant تراست منتجه Resulting Trust اعاده پایهٔ طلا Resumption of Gold Standard تغییر مجدد Reswitching خرده فروشی؛ جزئی فروشی Retail حسابداری خرده فروشی؛ حسابداری جزئی فروشی Retail Account بانکداری شعبه‌ای؛ خرده بانکداری Retail Banking بهای خرده فروشی؛ بهای جزئی فروشی Retail Cost دلال خرده فروش؛ فروشندهٔ جزئی؛ خرده فروش؛ جزئی فروش Retail Dealer کاسبی؛ تجارت جزئی؛ توزیع جزئی Retail Distribution روش خرده فروشی؛ طریقهٔ خرده فروشی Retail Method روش خرده فروشی در محاسبهٔ موجودیها Retail Method of inventory فروشگاه Retail Outlet قیمت خرده فروشی؛ بهای خرده فروشی Retail Price شاخص قیمت خرده فروشی؛ شاخص بهای خرده فروشی Retail Price Index حفظ قیمت خرده فروشی Retail Price Maintenance فروشهای جزئی Retail Sales مالیات بر فروشهای جزئی Retail Sales Tax فروشگاه بزرگ جزئی فروشی Retail Store انواع مغازه‌های جزئی فروش Retail Store, Types of تجارت خرده فروشی؛ تجارت جزئی Retail Trade خرده فروشی Retailer خرده فروش؛ مغازه دار Retailing خرده فروشی Retailment عواید انباشته؛ عواید توزیع نشده Retained Earnings (Undistributed Profits) سود توزیع نشده؛ سود انباشته Retained Profit کارانه؛ حق الزحمه؛ حق الوکاله Retainer پیش‌پرداخت کارانه Retaining Fee تاوان دادن؛ عین چیزی را به کسی برگرداندن؛ معامله به مثل کردن؛ تلافی کردن؛ انتقام گرفتن Retaliate تعرفه‌تلافی؛ تعرفهٔ معامله به مثل؛ حقوق گمرکی متقابل؛ حقوق گمرکی انتقامی؛ حقوق گمرکی تلافی جویانه Retaliatory Tariff حرکت مبطئه Retard Motion مرجوعی، برگشتی، عودت داده شده Retd پول وثیقهٔ حسن پایان کار؛ گروی حسن انجام کار Retention Money نسبت انباشت Retention Ratio بیمه نامهٔ کاهشی Retention Policy سودهای انباشته؛ منافع توزیع نشده Retentions خروج از فراگرد تولید؛ بازنشستگی (ماشین آلات)؛ برکناری از جریان تولید Retirement حق بازنشستگی Retirement Allowance مستمری بازنشستگی Retirement Annuity بیمهٔ درامد بازنشستگی Retirement Income Insurance روش تتقاعدی استهلاک؛ روش استهلاک بر پایهٔ خروج از خدمت Retirement Method of Depreciation طرح بازنشتسگی Retirement Plan مزد عطف به ماسبق Retroactive Pay بازگشت به وضع اصلی (در بیمه)؛ بیمه را از حالت تعلیق درآوردن؛ بازگشت به قیمت اسمی سهام قرضه Retroactive Restoration احالهٔ حق به دیگری؛ واگذاری حق Retrocession واگذارکننده؛ احاله کنندهٔ حق به دیگری Retrocessionaire ارزیابی ناظر به گذشته؛ نرخ گذاری ناظر به گذشته Retrospective Rating بازده؛ اظهارنامه؛ گزارش مالی Return برگشت دادن؛ پس فرستادن کالا به فروشنده Return قوانین بازده Return, Laws of نسبت بازده Return, Rate of روز مراجعه به دادگاه Return Day کرایهٔ برگشت Return Freight بازدهٔ سرمایهٔ مورد استعمال؛ بازدهٔ سرمایهٔ به کار رفته Return on Capital Employed بازدهٔ سرمایه‌گذاری Return on Investment روشهای بازده براساس سرمایه گذاری Return on Investment Methods حق بیمهٔ برگشتی Return Premium نسبت بازده Return Ratio برگشتی؛ مرجوعی Returned برگشتیها Returns برگشتیها؛ مرجوعیها Returns بازده‌های مقیاس Returns to Scale بازده نسبت به مقیاس کارخانه Returns to Scale of Plant اعادهٔ ارزش قبل Revalorization تقویت پولی Revaluation رجحان مشهود Revealed Preference عواید دولتی؛ دخل؛ دریافتی Revenue حساب دخل و خرج درآمد؛ حساب دریافتی Revenue Account داراییهای متغیر؛ سرمایه‌های در گردش؛ سرمایه‌های متحرک Revenue Assts سند قرضه از دخل؛ سند قرضه از منافع؛ سند قرضهٔ مداخلی؛ سند قرضهٔ عایدات اختصاصی Revenue Bond سرمایه دریافتی Revenue Capital مخارج از دریافتی؛ خرج محض؛ مصرف محض؛ هزینهٔ جاری؛ هزینهٔ عملیات Revenue Expenditure بیشینه سازی دریافتی Revenue Maximization ممیز مالیاتی؛ ارزیاب؛ مقوم Revenue Officier درآمد وصولی در زمان معین Revenue Receipts اندوخته‌های دیگر Revenue Reserve تسهیم دریافتی Revenue Sharing تمبر مالیاتی؛ تمبر دریافتی Revenue Stamp تعرفه یا عوارض عایدات؛ تعرفهٔ مالیات بر درآمد؛ تعرفهٔ گمرکی Revenue Tariff مالیات عایداتی؛ مالیات دریافتی Revenue Tax تنظیم پولی وارونه؛ معامله به وسد وارونه Reverse Arbitrage بازارشکنی وارونه؛ قیمت شکنی وارونه؛ ارزان فروشی وارونه Reverse Dumping مالیات بر درآمد وارونه؛ مالیات بر درآمد برگشتی Reverse Income Tax تصرف مجدد وارونه Reverse Repos تغییر وارونهٔ شمار سهام بدون تغییر سرمایهٔ اصلی Reverse Split ادغام وارونه؛ ادغام معکوس Reverse Takever اختلاف بازده در موقع شکست فعالیت Reverse Yiald Gap قلم برگشتی؛ اصلاحات برگشتی Reversing Entry حق برگشت ملک به واگذارنده Reversion مقرری استردادی، برگشتی؛ مستمری مرجوعی Reversionary Annuity پاداش برگشتی Reversionary Bonus بررسی؛ مطالعه؛ تجدیدنظر؛ بازدید؛ مرور Review تجدیدنظر کردن؛ حک و اصلاح کردن Revise بهبود؛ آغاز رونق Revival فسخ‌پذیر؛ فسخ بردار؛ برگشت پذیر؛ برگشتنی؛ عدول کردنی؛ قابل فسخ Revocable عقد جایز؛ قرارداد قابل فسخ Revocable Contract اعتبار برگشت پذیر؛ اعتبار قابل برگشت؛ اعتبار قابل فسخ Revocable Credit اعتبارنامهٔ قابل فسخ؛ اعتبارنامهٔ فسخ پذیر Revocable Letter of Credit انقلاب؛ تغییر اساسی؛ تغییر بنیادی؛ تغییر ساختاری، دورانی Revolution حساب هزینهٔ متغیر؛ حساب هزینهٔ گردان Revolving Charge Account اعتبارگردان Revolving Credit برنامهٔ اعتبار دورانی، گردنده، رجعی؛ راجعه، گردان Revolving-credit Plan تنخواه گردان؛ اعتبار متحرک؛ وجوه دوار Revolving Fund اعتبارنامهٔ تجدیدپذیر؛ اعتبارنامهٔ قابل تجدید Revolving Letter of Credit اعتبارنامهٔ قابل تجدید؛ وسیلهٔ گردان تسهیل تعهد Revolving Underwriting Facility جمع کردن حلقهٔ نوار مغناطیسی تا رسیدن به ابتدای آن Rewind فرانک، واحد پول روآندا، نشانهٔ R.Franc است RF روفیه، واحد پول مالدیو، نشانهٔ Rufiyah RF ریال، واحد پول کشور ایران برابر با یکصد دینار و نیز قطر Rial نظریهٔ بهرجهٔ ریکاردو؛ نظریهٔ بهرهٔ مالکانهٔ ریکاردو؛ نظریهٔ اجارهٔ ریکاردو Ricardian Theory of Rent ریکاردو، دیوید Ricardo, David «اثرِ» ریکارد Ricardo Effect مادهٔ الحاقی یا الصاقی Rider ری‌یل، واحد پول کشور کامبوج برابر با یکصد سن (Sen) Riel بازار احتکار شده Rigged Market ترقی ساختگی قیمتها در بازار Rigging the Market حق؛ حق صاحب سهم به خرید سهم شرکت به قیمت ارزان‌در Right نامهٔ حق خرید Right Letter حق استیناف؛ حق پژوهش Right of Appeal حق ارتفاق Right of Easement Ring حق رجحان Right of First Refusal حق نمایندگی Right of Representation حق عبور؛ حق گذر Right of Way قوانین حق کار Right-to-work Laws ذوی الحقوق؛ طرفهای ذیحق Rightful Parties بازار «حقوق تعهد پرداخت» Right Market حقوق و امتیازات تعهد پرداخت Rights نشر در ؛حقوق تعهد پرداخت»؛ حق خرید سهام جدید "Rights" Issue انعطاف ناپذیری دستگاه اقتصادی Rigidity of Economic System ریکس بنک Riksbank ائتلاف؛ دسته‌بندی Ring تصفیهٔ یک معامله؛ تسویهٔ یک معامله RingOut a Transaction پول گرد RingMoney فروشهای حراج Ring Trading تصفیه پیش از وقت Ringing Out رینگیت، واحد پول کشور مالزی و معادل یکصد سنت (Cent) است Ringgit شرط اغتشاش در قراردادها Riots Clause ترقی؛ افزایش Rise (In Price) انتظارات فزاینده Rising Expectations خطر احتمالی Risk تحلیل خطر احتمالی Risk Analysis رفع خطر احتمالی Risk Aversion مخاطره کار؛ مخاطره‌گر Risk Bearer خطرپذیر؛ در معرض خطر احتمالی Risk-beraring سرمایهٔ مخاطره آمیز؛ آوردهٔ سهامداران؛ سرمایهٔ خطر؛ سرمایهٔ سفته‌بازی؛ سرمایهٔ سوداگری؛ آوردهٔ صاحبان سهام Risk Capital تجمع سرمایه خطر؛ اشتراک سرمایهٔ خطر Risk-capital Pooling تشدید خطر Risk Increase مسئول ارزیابی خطر احتمالی Risk Manager وجوه برای کسر صندوق Risk-money خطر آتش سوزی و صاعقه Risk of Fire and Thunderbolt پاداش خطر احتمالی؛ حق بیمهٔ خالص Risk Premium نسبت خطر Risk Ratio تقسیم خطر احتمالی؛ پخش خطر احتمالی Risk-spreading بازدهٔ خطر احتمالی Risk Yield خطرات و خسارات بیمه شده Risks and Damages Covered رقیب Rival علامت تجاری رقیب؛ کالای مشابه Rival Brand فرآورده‌های رقیب، همانند، شبیه، نظیر Rival Commodities تقاضاهای رقیب، همانند، نظیر، شبیه Rival Demands عرضه‌های رقیب، شبیه، نظیر، همانند Rival Supplies ریال، واحد پول کشور عربستان سعودی برابر با بیست قروش Riyal ریال، واحد پول ایران، نشانهٔ Rial است Rls ریال، واحد پول عمان، نشانهٔ Rial Omani است RO بارنامه Road Bill حمل کنندهٔ کالا از طریق جاده؛ پیشنهاددهندهٔ حق کالا از طریق خشکی Road Haulier مالیات راه Road Tax دزدی با زور و تهدید Robbery رابینز، لرد لیونل Robins, Lord Lionel رابرتسون، عالی جناب دنیس هالم Robertson, Sir Dennis Holme رابینسون، جون. ویولت Robinson, Joan. V. آدمک ماشینی؛ آدمک صنعتی؛ خودکار صنعتی Robot شرکت تعاونی راچدیل Rochdale Co-operative Society برنامهٔ راچدیل Rochdale Plan نازل‌ترین قیمت؛ کمترین قیمت Rock bottom Price راد Rod رسیدهای کالا R.O.G. راجرز، جیمز ادوین تورولد Rogers, James Edwin Thorold آزمایش و تمرین؛ بازی کردن نقش Role-playing بستهٔ اسکناس؛ پول Roll بازگشت به قیمت نازل؛ تعیین قیمت نازل قبلی Roll-Back سیاست بازگشت به قیمت نازل‌تر Roll Back Policy کشتی باری پل سرخود؛ کشتی تخلیه - بارگیری؛ کشتی باری پل‌دار "Roll on-Roll of" Traffic تمدید کردن Roll-over وام با بهرهٔ قابل تجدیدنظر Roll-over Loan انطباق دورانی؛ تطبیق گردان Rolling Adjustment برنامهٔ گردان Rolling Plan انطباق مجدد دورانی Rolling Readjustment برنامهٔ گردان؛ برنامهٔ گردنده Rolling Plan ذخیرهٔ گردان؛ نواقل روی خط آهن؛ وسایل نقلیهٔ روی خط آهن؛ وسایط نقلیهٔ متحرک روی خط آهن Rolling Stock اثر روزا Roosa Effect برنامهٔ روزا Roosa Flan انحراف جذر میانگین مربعات Root-mean-square Deviation رپکه، ویلهم Ropke, Wilhelm رشر، ویلهم Roscher, Wilhelm روستو، والت ویتمن Rostow, Walt Whittman الگوی روستو Rostow Model بایگانی گردان Rotary Wheel Card File دوران؛ دور؛ گردش Rotation پروندهٔ نسخه‌های مرتب Rotation File نوبت‌های گردنده؛ نوبت‌های گردشی Rotating Shifts روبل Rouble سرراست؛ گرد Round تولید با کارآیی بیشتر؛ تولید با روش غیرمستقیم؛ تولید غیرمستقیم Roundabout Production غیرمستقیمی Roundabloutness شمار سرراست؛ حصهٔ سرراست؛ «قسمت سرراست»؛ معاملهٔ عادی Round Lot گرد کردن؛ حذف آحاد اعشاری Round Off اشتباه بر اثر گرد کردن؛ اشتباهات ناشی از سرراست کردن مقادیر عددی Round-off Error دورهٔ ارتقاء مزدها؛ دورهٔ ترقی مزدها Round-of-wage Increases گردش دوسره Round Turn or Trip سرراست کردن Round Up گرد کردن اعداد؛ سرراست کردن Rounding فروشندهٔ دوره‌گرد؛ طواف Roundsman حراج؛ مزایده Roup روز مره؛ عادی؛ معمولی؛ پیش پاافتاده؛ مبتذل Routine مسیر یک سفارش Routing برگهٔ نظارت مسیر نامه Routing Control Form ماتریس سطری Row Matrix برنامهٔ جایزه روون؛ برنامه پاداش روون Rowan Premium Plan بورس بازرگانی Royal Exchange حق الامتیاز؛ حق التألیف Royalty روپیا، واحد پول اندونزی، نشانهٔ Rupiah است RP هزینهٔ ارسال پاسخ پرداخته شده است R.P. حفظ قیمت خرده فروشی R.P.M. شاخص قیمت خرده فروشی R.P.T. روپیه، نشانهٔ اختصاری واحد پول هند Rupees است Rs چک واخورده "Rubber Cheque" روبل، واحد پول اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق و روسیهٔ کنونی است Ruble روبل، واحد پول روسیهٔ سفید، BRb نشانهٔ آن است Ruble, BRb روبل (ملی)، واحد پول تاجیکستان، TRb نشانهٔ TRb و (National) آن است Ruble روفیه، واحد پول کشور مالدیو Rufiya دستور؛ قاعده؛ امر Rule قاعدهٔ تصرف Rule of Capture تفسیر قانونی؛ قاعدهٔ عقلی Rule of Reason قاعدهٔ ۷۸ Rule of ۷۸ تبدیل به واحد Rule of Three حساب سرانگشتی؛ حساب تخمینی؛ حساب غیردقیق یا تجربی و ذهنی؛ حساب از روی تجربه Rule of Thumb (Rule O'thumb) بستن حساب Rule Off قواعد پایه طلا Rules of the Gold Standard پیش‌بینی متداول Ruling Forecast قیمت روز Ruling Price هجوم به سوی بانکها Run تورم بی‌بندوبار؛ تورم تازنده؛ تورم افسار گسیخته Runaway Inflation سرمایه‌گذاری کوچنده؛ سرمایه‌گذاری گریزان؛ سرمایه‌گذاری فرار Runaway Investment تولید کوچنده Runaway Production نرخ گریز؛ نرخ کوچنده؛ نرخ کوچ Runaway Rate کارخانهٔ فراری؛ کارخانهٔ فرار؛ کارخانهٔ کوچنده Runaway Shop تصویر کلی جریان؛ برنامه‌ها و راهنمایی‌های اجرایی Run Book گرایش‌های بازار Run of the Market هجوم به بانک؛ استرداد جمعی سپرده‌های بانکی Run on a Bank بالا بردن بهای سهم Run Up a Stock حساب جاری Running Account دلال پادو؛ دلال بورس؛ واسطهٔ بورس Running Broker هزینهٔ متغیر؛ هزینهٔ جاری Running Cost ایام هفته؛ روزهای متوالی؛ روزهای هفته منجمله شنبه‌ها Running Days مادهٔ تصادم؛ شرط تصادم؛ مادهٔ وارد؛ شرط جاری Running Down Clause مخارج استفاده؛ مخارج جاری Running Expenses برگهٔ چاپی؛ ترازنامه به شکل گزارش؛ نمونهٔ گزارش؛ شکل گزارش Running Form پرداخت مستمر Running Payment روپیه، واحد پول سری‌لانکا برابر با یکصد سنت Rupee روپیه، واحد پول کشور هند برابر با یکصد پیسه Paise Rupee روپیه، واحد پول کشور موریس (Mmauritius) برابر با یکصد سنت Rupee روپیه، واحد پول کشور نپال برابر با یکصد پیسه (‍Pice) Rupee روپیه، واحد پول کشور پاکستان برابر با یکصد پیسا (Paisa) Rupee روپیه، واحد پول کشور سیشل برابر با یکصد سنت Rupee قضیهٔ رایبزینسکسی Rybezynsksi Theorem شیلینگ S شیلینگ، واحد پول اتریش، نشانهٔ Schilling است S دلار، واحد پول ایالات متحده، بلائو، لیبریا، جزایر مارشال، جزایر میکرونزی، جزایر ویرجین بریتانیا، نشانهٔ اختصاری Dollar است؛ پزو، واحد پول کوبا، نشانهٔ Peso است S سوکر، واحد پول اکوادور، نشانهٔ Sucre است S/ سول، واحد پول پرو، نشانهٔ Sol است S/- دلار، واحد پول نائورو، نشانهٔ اختصاری Dollar است $A دلار، واحد پول توالا، نشانهٔ Dollar است $A پزو، واحد پول آرژانتین، نشانهٔ Peso است Sa خرابکاری؛ تخریب عمومی؛ زیانکاری؛ کارشکنی Sabotage اخراج Sacking نظریهٔ مالیات براساس فداکاری؛ نظریهٔ قربانی مالیات Sacrifice Tax Theory نقطه‌ای زینی شکل Saddle Point گاو صندوق Safe گاوصندوق؛ صندوق نسوز حفاظت Safe Custody شرکت صندوق امانت پذیر؛ شرکت گاوصندوق ودیعه پذیر؛ شرکت صندوق نسوز سپدره Safe Deposit Company صندوق مخصوص سپدره، اشیاء گرانبها و پول؛ گاوصندوق سپرده؛ صندوق نسوز Safe Deposit Box امتیاز گاوصندوق سپرده Safe Deposit Privilege ارزیابی ایمنی و بی‌خطری؛ ارزیابی مطمئن Safe Estimate محافظت کردن؛ حفظ کردن؛ وسایل حفاظت را آماده ساختن؛ محفوظ داشتن Safeguard از صنایع داخلی حمایت کردن؛ حمایت صنعت؛ حفاظت از صنعت Sefeguarding of Industry سرمایه‌گذاری سالم؛ سرمایه‌گذاری مطمئن Safe Investment تأمین؛ اطمینان Safety عامل استحفاظی؛ عامل اطمینان؛ عامل تأمین؛ عامل حفظ از خطر Safety Factor نظام صندوق ایمنی بانک؛ دستگاه صندوق ایمنی بانک Safet-fund Bank System نظام وجوه تأمینی Safet-fund System ایمنی داراییها Safety of Assets برنامهٔ استحفاظی؛ برنامهٔ ایمنی Safety Program ذخیرهٔ احتیاطی Safety Stock بازار روبه تنزل Sagging Market صورت عزیمتها Sailing List کشتیهای باری؛ کشتیهای اقیانوس پیما Sailing Vessels پیروان سن سیمون (۱۸۲۵ - ۱۷۶۰)؛ سن سیمونیها Saint-simonians فروختنی؛ قابل فروش؛ قابل معامله؛ داد و ستدی Salable طبقهٔ حقوق بگیر؛ طبقه مزدبگیر؛ طبقه اجیر؛ مزدوری Salariat حقوق بگیر؛ کارمند؛ دارای حقوق Salaried شریک حقوق بگیر Salaried Partner حسابهای مزد و حقوق Salaries and Wages Accounts حقوق؛ مواجب؛ اجرت Salary تجدیدنظر در حقوق؛ تعدیل حقوق Salary Review صورت حقوق بگیران Salary Roll فروش؛ برای فروش؛ جنس فروشی؛ میزان فروش؛ حراج Sale مالیاتهای غیرمستقیم؛ مالیاتهای فروش Sale and Excies Taxes فروش و بازواگذاری؛ فروش دارایی و اجارهٔ آن از مالک جدید Sale and Lease Back فروش در حراج Sale at Auction فروش در حراج Sale by Auction حراج زیر شمع Sale by Candle فروش کالا از روی فهرست مشخصات Sale by Description فروش با ارائهٔ نمونه Sale by Sample فروش با پیشنهاد؛ فروش با مزایده Sale by Tender سیاههٔ فروش؛ فهرست فروش (در بورس)؛ قرارداد فروش Sale Contract فرو به بری‌الذمه Sale Ex Bond فروش سهم با تصمیم به تحویل در آینده Sale for Account فروش نسیه Sale for the Account حراج Sale Goods سیاههٔ فروش Sale Invoice فروش به شرط پسند Sale on Approval فروش کالاها Sale of Goods فروش آزمایشی Sale on Approbation فروش به شرط برگشت؛ فروش مشروط به پس آوردن؛ فروش یا برگشت Sale or Return قیمت حراج Sale Price بهای فروش؛ ارزش بازاری؛ ارزش فروشی Sale Value فروش با اختیار بازخرید Sale with Option of Redemption فروش با اختیار بازخرید Sale with Option of Repurchase فروختنی؛ فروشی Saleable انواع فروش Sales, Types of حساب فروش Sales Account ادارهٔ فروش Sales Administration عامل فروش Sales Agent تبلیغ فروش Sales Aid تخفیف‌های فروش Sales Allowances تجزیه و تحلیل ارقام فروش Sales Analysis تجزیه کنندهٔ فروش Sales Analyst بررسی فروش Sales Audit دفتر فروش Sales Book بودجهٔ فروش؛ پیش‌بینی فروش؛ تخمین فروش Sales Budget تبلیغات فروش Sales Campaign هزینهٔ فروش Sales Charges کارمند فروش Sales Clerk تحصیلدار وجوه فروش Sales Collector مرز فروش؛ دورهٔ فروش Sales Contour هزینه‌های فروش Sales Costs منحنی فروش Sales Curve قسمت فروش؛ بخش فروش Sales Department تخفیف فروش Sales Discount سخت کوشی در فروش‌ها؛ پیشبرد فروش Sales Drive مدیر فروش؛ فروشندهٔ متخصص؛ مهندس فروش Sales Engineer ویژگی‌های فروش‌ها Sales Features کمپانی مالی فروش؛ شرکت مالی فروش Sales Finance Company فروش نسیه؛ فروش وعده‌ای؛ فروش مدت‌دار Sales for the Account عاملان فروش Sales Force روش مرکب عامل فروش؛ روش ترکیبی عامل فروش Sales-force-composite Method پیش‌بینی فروش Sales Forecast اقدام به پیش‌بینی فروش Sales Forecasting انگیزهٔ فروشها Sales Incentive تحقیق دربارهٔ فروش‌ها Sales Inquirty دفتر روزنامهٔ اختصاصی Sales Journal خانم فروشنده؛ فروشندهٔ زن Sales Lady دفتر کل فروش؛ دفتر فروش‌های اعتباری Sales Ledger خط فروش Sales Line نوشته‌های تبلیغاتی فروش Sales Literature فروشندهٔ گنمایندهٔ فروش؛ عامل فروش Salesman مدیر فروش؛ مدیر بازرگانی Sales Manager مهارت در فروشندگی؛ فن فروشندگی؛ فن دکانداری Salesmanship فرضیهٔ بیشینه سازی فروش Sales Maximization Hypothesis فروش انواع پول Sales of Currencies امکان فروش Sales Potential ترقی فروش؛ پیشرفت فروش؛ تشویق فروش؛ تبلیغ فروش Sales Promotion مشتری احتمالی؛ خرید احتمالی Sales Prospect منحنی فروش - خرید Sales-purchase Curve سهمیهٔ فروش Sales Quota اسناد فروش؛ ثبت‌های مربوط به فروش Sales Records نمایندهٔ فروش Sales Representative برگشتی‌های فروش؛ فروش مرجوعی Sales Returns عواید فروش؛ دریافتی فروش Sales Revenue محل فروش؛ فروشگاه Sales Room جدول فروش؛ فهرست فروش؛ صورت فروش؛ سیاههٔ فروش Sales Schedule بازار گرمی فروش؛ مذاکره برای فروش Sales Talk مالایت فروش Sales Tax مالیات فروش Sales Taxation حوزهٔ فروش؛ قلمرو فروش Sales Territory گردش فروش Sales Turnover بهای فروش؛ قیمت واقعی فروش Sales Value حجم فروش Sales Volume شرکت وام دانشجویی Sales Mae کالای بازیافتی Salvage محل اشیاء بازیافتی Salvage Site ارزش اسقاطی؛ ارزش اسقاط Salvage Value اشیاء خسارت دیده و نجات یافته Salvaged Objects وجوه روز جاری؛ وجوه همان روز Same Day Funds نموه؛ نمونهٔ آماری؛ انتخاب نمونه؛ مسطوره Sample اشتباه انتخاب نمونه Sample-selection Error آمارگیری نمونه Sample Survey نمونه‌گیری؛ عمل استخراج نمونه؛ نمونه‌برداری Sampling راحتی نمونه‌گیری Sampling, Convenience نمونه‌گیری عقیده Sampling, Judgment نمونه‌گیری احتمال Sampling, Probability نمونه‌گیری سهمیه Sampling Quota نمونه‌گیری سادهٔ تصادفی Sampling, Simple Random طرح نمونه‌برداری؛ طرح نمونه‌گیری Sampling Design توزیع فراوانی؛ توزیع بسامد Sampling Distribution تفاوتهای توزیع نمونه‌برداری؛ اختلافات توزیع نمونه‌گیری Sampling Distribution Differences توزیع نمونه برداری به قید Ho Sampling DistributionUnder Ho خطای نمونه گیری Sampling Error چارچوب نمونه‌گیری؛ محدودهٔ نمونه‌برداری Sampling Frame روش نمونه‌گیری؛ روش نمونه‌برداری Sampling Procedure حجم نمونه برداری (آمار)؛ حجم نمونه‌گیری Sampling Size ساموئلسون، پل انتونی Samuelson, Paul Anthony «اثر» ساموئلسون - استولپر Samuelson-Stolper Effect «قضیهٔ جانشینی» ساموئلسون Samuelson Substitution Theorem آزمون ساموئلسون Samuelson Test اسناد قرضهٔ سامورایی Samurai Bonds نقشهٔ «سن بارن» Sanborn Map ضمانت اجرا؛ مجوز؛ جریمه Sanction مجازات اقتصادی Sanction, Economic سکهٔ ساندویچی Sandwich Coin دورهٔ آموزشی فشرده Sandwich Courses اجارهٔ دست اول Sandwich Lease قانون احتیاجات فرونشاندنی، برآوردنی Satiable Wants, Law of اشباع قانون اشباع Satiation, Law of قانون اشباع؛ قانون بی‌نیازی؛ قانون سیری Satiety, Law of ارضاء؛ جبران؛ خرسندی Satisfaction رضایت بخش؛ باب طبع؛ قانع کننده Satisfactory رفتار ارضاءکننده Satisfying Behaviour اشباع؛ سیری Saturation نقطهٔ اشباع؛ نقطهٔ سیری Saturation Point ضابطهٔ توحش Savage Criterion پس‌انداز کردن Save پس‌انداز به هنگام دریافت درآمد Save as You Earn مازاد پس‌انداز کننده Saver's Surplus پس‌انداز Saving پس‌انداز اجباری Saving, Forced دلایل پس‌انداز شخصی Saving, Reasons for Persnal انواع پس‌انداز Saving, Types of حساب پس‌انداز Saving Account حساب پس‌انداز و سرمایه‌گذاری Saving and Investment Account شرکت پس‌انداز و وام Saving and Loan Association بانک پس‌انداز Saving Bank اسناد قرضهٔ پس‌انداز Saving Bonds برابری پس‌انداز با سرمایه‌گذاری Saving Equals Investment شکاف پس‌انداز Saving Gap صرفه‌جویی در هزینه‌های مدیریت خواربار Saving in Handling Costs نظریهٔ پس‌انداز - سرمایه‌گذاری Saving/Investment Theory صرفه‌جویی در کار؛ پس‌انداز کار Saving of Labour رابطهٔ پس‌انداز - درآمد Saving-to-income Ratio پس‌اندازها Savings حساب پس‌انداز Savings Account شرکت پس‌انداز و وام Savings and Loan Association پس‌انداز و سپرده‌های مدت‌دار Savings and Time Deposits دفترچهٔ صندوق پس‌انداز Savings Bank Book بانکهای پس‌انداز Savings Banks گواهینامهٔ پس‌انداز Savings Certificate صورت مقدار پس‌انداز از درآمد شخصی Savings Function تابع پس‌انداز Savings Function, The نگرش پس‌انداز - سرمایه‌گذاری به تراز پرداختها Savings-investement Approach to the Balance of Payments, The نسبت پس‌اندازها Savings Ratio جدول پس‌اندازها Savings Schedule تمبر پس‌اندازهای ملی Savings Stamps, National نستب گردش پس‌اندازها Savings Turnover Ratio نسبت برداشت پس‌اندازها Savings Withdrawal Ratio ژان باتیست سه، Say, Jean Baptiste قانون «سه» Say's Law اسناد متفرقهٔ وصول S.B.C. اعتصاب شکل؛ کارگر مخالف؛ خائن به اعتصاب Scab عددی ؛ عدد؛ کمیت غیربرداری Sealar حاصل ضرب عددی؛ حاصل ضرب داخلی؛ ضرب عددی Sealar Product حاصل ضرب مختلط سه بردار Sealar Triple Product اثر مقیاس Sealar Effect خط مقیاسی Sealar Line مقیاس اندازه‌گیری Scale of Measurement مقیاس رجحان Scale of Preference تعرفهٔ قیمتها؛ ردیف قیمتها Scale of Prices مقیاس تولید Scale of Production اندازهٔ مقیاس؛ ارزش مقایسه‌ای Scale Value از آب کره‌گیری؛ خرید و فروش برای سود بسیار کم Scalp سوداگر جزئی؛ کاسب قانع به سود مختصر Scalper «از آب کره گرتفن» Scalping حسابرسی اجمالی Scan برنامهٔ «اسکن لان» "Scanlon" Plan درآمد ناچیز Scanty Income وجه‌المصالحه Scape Goat کمبود؛ کمیاب Scarce پول کمیاب؛ ارز کمیاب Scarce Currency منابع کمیاب Scarce Resources کمیابی Scarcity کمیابی و گزینش؛ کمیابی و انتخاب Scarcity and Choice ارزش کمیابی؛ ارزش ندرت؛ ارزش کالاهای کمیاب Scarcity Value نقشهٔ پاشیده، پراکنده؛ نمودار پراکنده Scatter Chart نمودار پراکندگی؛ نمودار پراکنش Scatter Diagram جدولی؛ فهرستی؛ برنامه‌ای Schedular جدول؛ برنامه؛ ریزنامه؛ جدول زمانی؛ جدول حمل؛ صورتهای تکمیلی (یا تشریحی)؛ فهرست پیوست ترازنامه Schedule سیاهه گرفتن؛ در جدول یا فهرست گذاشتن؛ در برنامه گذاشتن؛ صورت یا فهرستی را ضمیمه کردن Schedule اوراق قرضهٔ دولتی بر طبق فهرست Schedule Bond تقاضای مجموعه‌ای؛ تقاضا بر طبق طرح؛ تقاضای برنامه‌ای زمانی Schedule Demand بیمه نامهٔ پیوست Schedule Policy نرخ گذاری جدولی؛ ارزیابی برنامه‌ای Schedule Rating عرضهٔ برنامه‌ای؛ جدول عرضه Schedule Supply مالیات بر طبق جدول؛ مالیات جدولی؛ مالیات برنامه‌ای Schedule Tax تاریخ پیش‌بینی تکمیل کار Scheduled Completion Date هزینهٔ مطابق طرح؛ هزینهٔ برنامه‌ای Scheduled Cost سرمایه‌گذاری مورد نظر؛ سرمایه گذاری؛ برنامه‌ای Scheduled Investment قیمتها بنابر تعرفه قیمتهای برنامه‌ای Scheduled Prices دارایی مطروحه برای آنیده Scheduled Property مالیات بر دستمزدها Scheduled Tax حوزهٔ استرلینگ؛ سرزمینهای مشمول طرح Scheduled Territories جداول اصطلاحی که در تقسیمات مختلف مالیات بر درآمد به کار می‌رود. Schedules طرح؛ نقشه؛ برنامه Scheme نقشهٔ توافق؛ قرار تصفیه با طلبکاران؛ نقشهٔ مصالحه Scheme of Composition برنامه‌ها؛ طرحها Schemings شیلینگ، واحد پول اتریش برابر با یکصد گروشن (Groschen) Schilling شمالر، گوستاو Schmoller, Gustav شیوهٔ تدریس؛ نهضت فلسفی و مذهبی قرون وسطی؛ تحقیق و تتبع مذهبی فلسفه مدرسی Scholasticism مکاتب اندیشه اقتصادی Schools of Economic Thought توابع آموزشی Schooling Functions شولتز، تئودور Schultz Theodore W. نقشهٔ شومان Schumann Plan شومپتر، ژوزف آلوا Schumpeter, Joseph Alois علم Science دانسته؛ عمدا”؛ تعمدا”؛ از روی علم و اطلاع Scienter 

 

مدیریت علمی Scientific Management الگوی علمی Scientific Model سوسیالیسم علمی Scientific Socialism تعرفهٔ علمی Scientific Tariff ضابطهٔ دوگانه سایتوسکی؛ معیار مضاعف ساتیوسکی Scitovsky Double Criterion معمای سایتوسکی؛ تناقض نمای سایتوسکی Scitovsky Paradox سیسرز سیمایل Scissors' Simile ضابطهٔ معکوس سایتوسکی؛ ضابطهٔ خلاف سایتوسکی Scitowsky Reversal Criterion حوزهٔ رسیدگی Scope نخستین قسمت از گزارش حسابرسان Scope Paragraph ۲۰ واحد؛ بیست عدد؛ بیست تا Score بانک‌های پایاپای اسکاتلندی Scottish Clearing Banks ارزش اسقاطی Scrap Value فرضیهٔ بیز؛ فرضیهٔ برگزینش Screening Hypothesis گواهی؛ نسد موقتی؛ گواهینامهٔ استحقاق؛ پول خرد کاغذی موقت Scrip (Script) گواهی سهم؛ گواهینامهٔ موقتی؛ گواهی بدهی؛ سفته؛ گواهی طلب؛ اسناد صادره به عنوان گواهی Scrip Certificate سود گواهی سهم Scrip (or Script) Dividend دارندهٔ گواهی سهم Scrip Holder انتشار سهم جایزه Scrip Issue گواهی صدور سهام جایزه‌ای Scrip or Bonus Issue of Shares وام ده؛ رباخوار؛ سودگیر Scrivener حق برداشت ویژه؛ حق برداشت مخصوص S.D.R. وسایط حمل و نقل دریایی Sea-borne Shipping حمل و نقل دریایی Sea Carriage خسارت دریا Sea Damage بیمهٔ دریایی Sea Insurance مهر Seal تحقیق؛ وارسی؛ جست‌وجو Search (or Searching or Searching for) تعیین محل؛ جست‌وجو Search هزینه‌های جست و جو Search Costs بیکاری جست و جو؛ بیکاری به دنبال کار Search Unemployment تعدیل فصلی؛ تطبیق فصلی Seasonal Adjustment تصحیح تغییرات فصلی Seasonal Corrections تقاضای اصلی پول نقد Seasonal Demand for Cash نوسانات فصلی؛ تغییرات فصلی؛ نوسانهای موسمی Seasonal Fluctuations شاخص فصلی؛ ضریب فصلی Seasonal Index صنعت فصلی؛ صنعت موسمی Seasonal Industry قیمت‌های فصلی Seasonal Prices رونق فصلی Seasonal Revival سند آمادهٔ استفاده؛ سهم فصلی Seasonal Security کندی فصلی سفارشها Seasonal Slackening of Orders تعرفهٔ فصلی Seasonal Tariff شرط اغماض فصلی؛ مادهٔ اغماض فصلی Seasonal Tolerance Clause بیکاری موسمی؛ بیکاری فصلی Seasonal Unemployment تغییر فصلی Seasonal Variation کار فصلی Seasonal Work کارگر فصلی Seasonal Worker تطبیق فصلی Seasonally Adjusted ارقام فصلی تعدیلی؛ ارقام تبدیل شده Seasonally Adjusted Figures برحسب فصل (Seasonally Compensated Figures) برگهٔ بهادار معتبر؛ برگهٔ بهادار آماده Seasoned Security زمان لازم برای رواج قرضه Seasoning جایگاه Seat کرسی بورس؛ عضویت در بورس؛ جای اعضای موجود در بورس Seat on the Exchange قابلیت دریانوردی کشتی Seaworthiness فنی Sec. بانک دوم ایالات متحد؛ دومین بانک ایالات متحد؛ سکندبنک ایالات متحد Second Bank of the United States بهترین دوم؛ دومین بهترین Second Best نظریهٔ دومین بهترین Second Best Theory اسناد با امضای درجه دوم Second Class Papers اوراق قرضهٔ درجه دوم Second Debentures مشتق دوم Second Derivative مشخص سوم حامل؛ پشت‌نویس دوم Second Endorser نیمه دوم از روز شانزدهم ماه تا پایان ماه Second Half دلال دست دوم Second-hand Broker معامله‌گر دست دوم Second-hand Dealer بازار کالاهای دست دوم Second-hand Market رهن دست دوم؛ رهن ثانی؛ گرو ثانی Second Mortgage سکند نشنال بانک؛ بانک ملی ثانوی Second National Bank نسخهٔ دوم برات Second of Exchange آثار ردهٔ دوم Second Order Effects اوراق بهادار درجهٔ دوم Second Rate Stock نوبت کاری دوم؛ شب کاری Second Shift جهان دوم Second World حساب‌های ثانی؛ حساب دوم؛ حساب داخلی Secomdary Account اندوختهٔ درجهٔ دوم بانک Secomdary Bank Reserve بانکهای ردهٔ دوم Secomdary Banks ذی‌نفع ثانی؛ ذی‌نفع دست دوم Secomdary Beneficiary تحریم ثانوی؛ تحریم دست دوم Secomdary Boycott داده‌های دست دوم؛ اطلاعات دست دوم Secomdary Data سپردهٔ ثانوی؛ سپردهٔ دست دوم Secomdary Deposit توزیع فرعی؛ توزیع ثانوی؛ توزیع دست دوم Secomdary Distribution بسط فرعی Secomdary Expansion گروه فرعی Secomdary Group صنعت ثانوی Secomdary Industry تعهد ثانی Secomdary Liability بازار ثانوی؛ بازار دست دوم Secomdary Market بازار گروی دست دوم Secomdary Mortgage Market عرضهٔ ثانوی؛ پیشنهاد ثانوی؛ فروش زیاد اوراق بهادار Secomdary Offering گروه مشوق اعتصاب Secomdary Picket مراقبت ثانوی اعتصاب Secomdary Picketing حقوق و اختیار دست دوم Secomdary Power تولید ثانوی Secomdary Production محصول فرعی Secomdary Products اندوخته‌های ثانوی؛ اندوخته‌های فرعی Secomdary Reserves دارایی اندوخته‌های درجهٔ دوم Secomdary Reserves Asset اعتصاب ثانویه Secomdary Strike روند ثانوی Secomdary Trend کارگران درجهٔ دوم Secomdary Workers اندوختهٔ پنهانی؛ اندوختهٔ سری Secret Reserve بخش؛ قسمت (بورس)؛ دایره Section تعرفهٔ بخشی Sectional Tariff بخش Sector حسابهای بخش Sector Accounts تورم بخشی Sectoral Inflation برنامه‌ریزی بخشی Sectoral Planning قرنی؛ دیرپای Secular قیمت قرنی؛ قیمت عادی Secular Price رکود دیرپای؛ رکود قرنی؛ رکود مزمن؛ رکود طولانی Secular Stagnation نظریهٔ رکود قرنی Secular Stagnation Theory منحنی عرضهٔ قرنی Secular Supply Curve روند قرنی؛ گرایش قرنی Secular Trend سرمایه‌گذاری مطمئن Secure Investment مساعده در برابر وثیقه؛ مساعده‌های وثیقه‌دار Secured Advances اوراق قرضهٔ وثیقه‌دار SecureBonds دارای گروی؛ به تأمین گروی Secured by Pledges بستانکار با وثیقه؛ طلبکار وثیقه‌دار؛ طلبکار تأمین دار Secured Creditor قرضهٔ مطمئن؛ قرضهٔ تضمینی Secured Debenture دین وثیقه‌دار؛ قرضهٔ باوثیقه Secured Debt بدهی باوثیقه؛ بدهی معتبر Secured Liability وام باوثیقه؛ وام وثیقه‌دار Secured Loan سهم قرضه‌ای تضمینی Secured Loan Stock معاملهٔ تضمینی؛ داد و ستد تأمین دار Secured Transaction ضمانت‌نامه؛ وثیقه؛ مال گروی Securing اوراق بهادار Securities اوراق بهادار تاریخ‌دار Securities, Dated اوراق بهادار قابل معامله Securities, Marketable انواع اوراق بهادار Securities, Types of اوراق بهادار به عنوان دارایی Securities as Assets اوراق بهادار به عنوان وثیقه Securities as Collateral اوراق بهادار نقد نشدنی؛ اسناد بهادار نقدنشدنی Securities Irredeemable بازار اوراق بهادار Securities Market سند؛ گرو؛ تضمین؛ بیمهٔ خطر احتمالی؛ اسناد ملکی قابل انتقال؛ تأمین؛ وثیقه؛ ضمانت؛ برگهٔ بهادار؛ سند بهادار Security برگهٔ بهادار مطمئن؛ برگهٔ بهادار معتبر Security, Gilt-edged سرمایهٔ تضمینی Security Capital بورس اسناد بهادار؛ بورس اوراق بهادار Security Exchange کمپانی دارندهٔ اوراق بهادار؛ شرکت مالک اوراق بهادار م. Holding company Security Holding Company حق تأمین Security Interest مالیات بر نشر سند بهادار Security Issue Tax بازار نسد بهادار Security Market کاسب؛ صاحب شغل آزاد Self-employed Worker اشتغال مستقل؛ اشتغال آزاد Self-employment خودخوران Self-feeding تأمین مالی شخصی؛ تأمین مالی داخلی Self-financing نسبت تأمین مالی شخصی؛ نسبت خود تأمین مالی Self-financing Ratio نظریهٔ خودزای دور Self-financing Theory of Cycle افزایش خودانگیختهٔ سرمایه؛ افزایش خودالقایی سرمایه Self-induced Increase of Capital خود بیمه‌گری؛ تأمین بیمهٔ احتیاطی Self-insurance نفع شخصی؛ سود شخصی Self-interest قانون نفع شخصی Self-interest, Law of واریز از خود؛ خودواریزکننده Self-liguidating مساعده‌های خودواریزکننده؛ مساعده‌های خودواریزشونده Self-liguidating Advances برات خودواریزکننده Self-liguidating Bill دین خودواریزکننده Self-liguidating Debt وام خودواریزکننده Self-liguidating Loan خودرتبه‌گذاری؛ خودارزیابی‌کننده Self-rating خدمت سرخود Self-serve خوداستا Self-stained خودبسندگی Self-sufficiency خودبسنده Self-sufficient واحد اقتصادی خودبسنده Self-sufficient Economic Unit ملت خودبسنده؛ ملت متکی به خود Self-sufficient Nation خودپایا Self-sustained فروختن Sell فروختن بدون وثیقه Sell a Hear فروختن مجدد Sell Against قرارداد اجاره و فروش Sell-and-lease Agreement فروش مایه کاری Sell at Cost فروختن با تخفیف؛ به قیمت نازل فروختن Sell at Discount تاریخ مصرف Sell-by Date «کمپانی فروش»؛ شرکت فروش "Sell Company" یک‌جا فروختن؛ خیانت کردن Sell Out از نو فروختن؛ به وسیلهٔ فروش انتقال دادن Sell Over پیش‌فروش کردن Sell Short فروش مال برای واریز بدهی Sell Up فروشنده Seller سلف فروشی در بورس؛ فروشندهٔ یک جایزهٔ مستقیم Seller of a Call Option خریدار یک امتیار فروش Seller of a Put Option تورم فروش Sellers' Inflation بیمه‌نامهٔ منافع فروشنده Seller's Interest فروشندهٔ حق حبس یک مال یا ملک Seller's Lien بازار فروش؛ بازار فروشندگان؛ موقعیت مناسب فروشندگان؛ فزونی تقاضا بر عرضه؛ بازار مناسب حال فروشنده؛ بازاریاب فروش Seller's Market انحصار فروشندگان Seller's Monopoly اختیار فروشنده؛ جایزه برای تحویل زیان فروشنده Seller's Option زیان فروشنده Seller's Over فروش با تأخیر هفت روزه Seller's Seven Sale مازاد فروشنده؛ مازاد قیمت Seller's Suprplus فروش Selling فروش در بورس Selling Against the Box نمایندگی مشترک فروش Selling Agency, Common عامل فروش؛ واسطهٔ فروش Selling Agent هزینهٔ فروش و مدیریت Selling and Administrative Expense دلالی فروش؛ کارمزد فروش Selling Brokerage دلالی فروش Selling Commision هزینه‌های فروش Selling Costs هزینه‌های فروش؛ مخارج فروش؛ مخارج فروش کالا یا بازاریابی Selling Expenses گروه فروشنده Selling Group پروانهٔ فروش؛ جواز فروش Selling Licence انحصار فروش Selling Monopoly تصفیه؛ واریز Selling Off نمایندگان بازرگانی فروش Selling Office (of a Cartel) دستور فروش؛ سفارش فروش Selling Order حق فروش به دیگری؛ فروش دوباره؛ باز فروش Selling-out بازار فروش یک خریدار Selling Out Against a Buyer روش‌های فروش Selling Practices قیمت فروش؛ بهای فروش Selling Price نرخ فروش Selling Rate پیش‌فروشی Selling Short زلتن، دکتر راینهارد Selten, Dr. Reinhard روش مختلط Semi-accrual System روش نیمه میانگین‌های برازنده سازی یک خط مستقیم؛ روش نیمه میانگین‌های برازش یک خط مستقیم Semi-averages Method of Fitting a Straight Line مسیر نیمه بحرانی Semi Critical Path کالاهای نیمه با دوام Semi Durable Goods کالاهای نیمه ساخته؛ کالاهای نیمه کاره Semi-finished Goods دامنهٔ نیمه چارکی متقابل؛ حدود نیمه چارکی متقابل؛ دامنهٔ چارکی متوسط؛ چارک متوسط م. Quartile deviation Semi-interquartile Range نمودار نیمه لگاریتمی Semi-logarithmic Graph (Chart) کمک حسابدار Semi-senior Accountant کارگر نیمه ماهر Semi-skilled Labour کارگر نیمه ماهر Semi-skilled Worker روش نیمه مستمری سالواره‌ای Semi-tontine System هزینه‌های نیمه متغیر Semi-variables Costs سن، پول ژاپن، یکصد سن برابر با ارزش یک ین Yen است Sen فرستادن؛ ارسال داشتن Send پس فرستادن Send Back فرستنده Sender سهم ممتاز؛ قرضهٔ ممتاز؛ اوراق ممتاز Senior سنیور، ناسو ویلیام Senior, Nassau W. رئیس حسابداری؛ حسابدار کل؛ حسابدار ارشد Senior Accountant حسابرس ارشد Senior Auditor حق مقدم تصرف وثیقه Senior Lien شریک عمده؛ شریک اصلی Senior Partner سهام سرمایه؛ سهام ممتاز Senior Shares قدمت؛ تقدم؛ ارشدیت؛ سابقه‌داری؛ سابقهٔ خدمت Seniority رویه‌های ارشدیت Seniority Practices حق ارشدیت Seniority Right قاعدهٔ ارشدیت؛ قاعدهٔ سابقهٔ خدمت Seniority Rule ارشد؛ بزرگتر Senr بازار حساس Sensitive Market حساسیت Sensitivity تحلیل حساسیت Sensitivity Analysis آموزش استعداد تغییر؛ پرورش استعداد حساسیت، تغییرپذیری Sensitivity Training آستانه‌های حساس Sensory Thresholds هزینهٔ قابل تخصیص؛ هزینهٔ سرشکن شدنی Separable Cost متمایز؛ جدا Separate انفصال خدمت Separation جدایی مالکیت از دخالت Separation of Ownership and Control نسبت تفکیک؛ نسبت برکناری موقت از خدمت Separation Rate توالی؛ دنباله Sequence تحلیل توالی؛ تحلیل دنباله Sequence Analysis دنبالهٔ اعداد Sequence of Numbers نمونه‌گیری دوره‌ای Sequence Sampling انبارش توالی دستیابی؛ ذخیره سازی توالی دستیابی Sequential Access Storage تحلیل متوالی؛ تحلیل دنباله‌ای؛ تحلیل زنجیره‌ای Sequential Analysis نمونه‌گیری دنباله‌ای؛ نمونه‌گیری تدریجی Sequential Sampling توقیف؛ ضبط Sequestration سند قرضهٔ نوبتی؛ سند قرضهٔ ترتیبی Serial Bond همبستگی پیاپی؛ همبستگی مسلسل؛ همبستگی ترتیبی Serial Correlation شمارهٔ ردیف Serial Number رشته؛ مجموعه Series سند قرضهٔ مجموعه‌ای Series Bond خدمتگزار مشمول قرار و مدار Servant, Indentred بازبینی کردن؛ بهرهٔ وامی را گرفتن؛ خدمت کردن Serve خدمت Service مزایای خدمت؛ مزایای سابقهٔ خدمت Service Benefits هزینهٔ خدمت؛ کارمزد Service Charge قرارداد خدماتی؛ قرارداد خدمت Service Contract هزینهٔ خدمت؛ هزینهٔ عملیات؛ هزینهٔ بهره‌برداری Service Cost قسمت خدمات Service Department صنعت خدماتی Service Industry سنوات خدمت؛ عمر خدمتی؛ عمر خدمت Service Life هزینهٔ دین Service of Debt واحد خدمت؛ واحد خدماتی Service Unit مطلوبیت خدمت؛ فایدهٔ خدمت Service Utility استهلاک براساس میزان کار جلسه Service-yield Basis (of Depreciation) خدمات؛ مبنای بازده - خدمت استهلاک Services کاربردگی؛ خدمت اجباری؛ حق ارتفاقی Servitude جلسه Session مجموعه؛ رشته؛ دوره؛ برش Set آزاد ساختن مال؛ تجهیز کردن Set Free اسناد حساب؛ دفاتر حساب Set of Accounts مجموعهٔ بروات؛ دستهٔ بروات Set of Bills جبران؛ ترقی بهای ملک به‌واسطهٔ ساختمان اساسی و اعیانی "Set-off" بنیان؛ بنیاد Set-up هزینهٔ آماده‌سازی خط تولید Set Up Cost زمان آماده‌سازی؛ زمان به کاراندازی Set Up Time تخصیص وجه؛ برداشت وجه Setting Aside تبدیل به منقول Setting Free (of Capital, of Money) تسویه کردن؛ واریز کردن؛ پرداختن Settle تسویه؛ واریز؛ تفریغ؛ پرداخت؛ تصفیه Settlement حساب تسویه؛ حساب واریزی Settlement Account بازار قسطی Settlement Bargain روز تسویه؛ روز واریز؛ روز تصفیه Settlement Day تخفیف واریز نقدی Settlement Discount صندوق تسویه Settlement Fund واریز حساب Settlement of Account تفریغ بودجه Settlement of Budget واریز خسارات Settlement of Claims اختیار واریز خسارت Settlement Option قیمت تسویه؛ قمیت تبدیل سهم به سرمایه Settlement Price روز تصفیه؛ روز واریز؛ روز تسویه Settling-day متصدی تصفیهٔ معاملات؛ متصدی تسویهٔ معاملات Settling Room Clerk تسویه کننده؛ واریزکننده؛ امین تسویه Settlor وام‌های هفت روزه Seven Day Loans قرارداد جداگانه؛ قرارداد مجزا؛ قرارداد تفکیکی Severable Contract تعهد فردی و تضامنی Several and Joint Liability مسئولیت انفرادی؛ تعهد فردی ؛ مسئولیت فردی Several Liability فوق‌العاده خاتمهٔ خدمت Severance Pay مالیات حفظ منابع طبیعی؛ مالیات بر منابع طبیعی Severance Tax مزد تفکیک؛ مزد انفکاک Severance Wage گیلدر، واحد پول سورینام و نشانهٔ S. Guilder است Sf شکل Shackle قیمت‌های سایه؛ مقدار کمی از قیمت کاستن؛ تعیین قیمت‌های نزولی Shade Prices مدیر پنهانی؛ مدیر پشت‌پرده؛ سرپرست ناپیدا Shadow Director قیمت سایه Shadow Price نرخ سایهٔ دستمزد Shadow Wage Rate ساختگی Sham سود دروغین سهم؛ سود ساختگی سهم Sham Dividend فروش ساختگی Sham Sale شکل؛ ترکیب؛ جور؛ قسم؛ سهم؛ دانگ؛ دانگی Shape شکل‌گیری Shape-up شکل‌گرفتن؛ به شکل خاص درآوردن؛ روبه‌راه شدن Shape Up سهم شرکت؛ سهم با سود Share بخش کردن؛ تقسیم کردن؛ سهم داشتن؛ شرکت داشتن؛ سهم بدرن؛ تسهیم کردن؛ سهم هر یک را دادن Share جایزه به صورت سهم Share Bonus سرمایه به صورت سهم؛ سرمایهٔ سهمی Share Capital گواهی سهم Share Certificate نظام اجاره‌داری (در ایالات متحده) Share Crop System صاحب نسق؛ سهم بر؛ اجاره‌دار با مزارع Share Cropper مزارعه؛ اجاره‌داری؛ سهم بری در کشاورزی Share Cropping سود تقسیم شده Share Dividends کشش سهم Share Elasticity دارندهٔ سهم؛ سهم‌دار؛ صاحب سهم Share Holder شاخص سهم Share Index شاخص‌های سهم Share Indices انتشار سهم Share Issue مشترکا” سهم بودن Share Jointly دفتر بزرگ اوراق بهادار؛ دفتر بزرگ صاحبان سهم؛ دفتر ثبت سهامداران Share Ledger صورت سهم شرکت؛ بهای فروش سهم Share List بازار سهم شرکت‌ها؛ بازار اوراق بهادار؛ بورس اوراق بهادار Share Market سهم بازار Share of the Market حق انتخاب سهم؛ خیار سهم Share Option طرح اختیار خرید سهم؛ طرح خیار سهم Share Option Scheme میزان مالکیت سهم Share Ownershkp, Extent of حساب منفعت سهم Share Premium Account قیمت سهم Share Price فروشندهٔ سمج سهم؛ بازار گرمکن سهم؛ ارائه کنندهٔ سهام به بازار از طریق تشویق مردم؛ فروشندهٔ اوراق بهادار مشکوک Share Pusher «بازار گرمی سهم«، قالب زنی سهم "Share Pushing ضمانت نامهبه صورت سهم Share Qualification دفتر مشخصات سهامداران Share Register بیمهٔ اتکایی سهم Share Reinsurance خرد کردن سهم؛ تقسیم سهم به اجزای کوچک Share Splitting تجزیه و توزیع کار Share-the-work Plan انتقال سهم Share Transfer رسید سهام Share Warrant سهم بر؛ سهیم Sharer سهام Shares روش انتشار سهام Shares, Method of Issuing سهام بدون بهای اسمی Shares of no Par Value سهام فاقد ارزش اسمی Shares of No Par Value تقسیم؛ تسهیم Sharing تنزیل فاحش؛ تنزیل سنگین Sharing (a Note) تسهیم عواید Sharing, Revenue تقسیم بازار Sharing the Market مدت نگهداری در قفسه؛ زمان نگهداری در قفسه Shelf Life شرکت ظاهری؛ شرکت خیالی Sell Company قانون ضد تراست شرمن Sherman Anti Trust Act تغییر؛ نوبت کار؛ جابه‌جایی؛ انتقال Shift انواع نوبت؛ انواع نوبت کاری (در صنعت) Shift (in Industry), Types of تفاوت مزد نوبت کار Shift Differential فرضیهٔ اثر انتقال Shift Effect Hypothesis تغییر تقاضا؛ جابه‌جایی تقاضا Shift in Demand (Supply) مزد نوبت کاری Shift Pay پاداش نوبت کاری Shift Premium تحلیل سهم انتقال Shift-share Analysis نقل و انتقالات نوبتی Shift Transfers نوبتکاری؛ کار نوبتی Shift Work نوبتکار؛ کارگر نوبتی Shift Worker روش نوبت کاری Shift Working جابه‌جایی Shifting انتقال مالیات Shifting, Tax جابه‌جایی هزینه؛ انتقال هزینه Shifting of Cost جابه‌جایی تقاضا؛ انتقال تقاضا Shifting of Demand انتقال مالیات Shifting of Tax انتقال بار مالیات Shifting of Taxation شیلینگ، واحد پول کشورهای کنیا، تانزانیا و اوگاندا، برابر با یکصد سنت (Cent) است Shilling شیلینگ، واحد پول کشور سومالی برابر با یکصد سنتسیمی Shilling اسکناس کم ارزش و بدون پشتوانه؛ اسکناس خرد Shimplaster شین سانبتسو Shin-sanbetsu حمل و نقل کردن؛ با کشتی حمل کردن یا فرستادن Ship دلال کشتی؛ کارگزار کشتی Ship Broker بانک رهنی کشتی Ship Mortgage Bank کارگزار لوازم کشتی Ship Chandler محموله؛ مرسوله؛ بار کشتی Shipment بارنامهٔ حاکی از ارسال Shipped Bill of Lading بارگیری روی کشتی Shipped on Board حمل کنندهٔ کالا Shipper حمل با کشتی؛ محمولهٔ کشتی؛ کشتیرانی؛ سفر دریایی Shipping یادداشت آگهی محمولهٔ کشتی Shipping Advice Note نمایندهٔ حمل و نقل Shipping Agent نمایندگان کشتیرانی و حمل و نقل Shipping and Forwarding Agents بارنامه؛ صورت محموله‌ها Shipping Bill هزینه‌های مرسوله Shipping Charges کنفرانس کشتیرانی Shipping Conference اسناد حمل Shipping Documents بورس دریایی؛ بورس کرایه و بار کشتی Shipping Exchange خط کشتیرانی Shipping Line کالاهای خریداری Shipping Goods پته؛ قبض حمل؛ پروانهٔ بارگیری کشتی Shipping Note سهام کشتیرانی Shipping Shares وزن محمولهٔ کشتی Shipping Weight اظهارنامهٔ ورود کشتی Ship's Arrival Declaration گواهی ثبت کشتی Ship's Certificate of Registry بارنامهٔ بازرگانی کشتی Ship's Commercial Manifest اظهارنامهٔ کشتی Ship's Manifest اظهارنامهٔ لوازم مسافران Ship's Passengers Baggage Declaration گزارش کشتی Ship's Report توشهٔ کشتی Ship's Stores اظهارنامهٔ انبارهای کشتی Ship's Stores Declaration (Inwards) الگوی ضربه‌ای و اشتباه Shock and Error Model اثر ضربه Shock Effect الگوی ضربه‌ای Shock Model هزینه‌های «دوندگی» Shoe Leather Costs دکان؛ جای بازرگانی؛ کارگاه؛ بازار جزئی فروشی؛ مغازه؛ فروشگاه Shop خرید کردن؛ استعلام بها کردن Shop استعلام بها کردن؛ رجوع به فروشندگان مختلف برای به‌دست آوردن نرخ Shop Around بررسی فروش فروشگاه Shop Audit خریدهای حرفه‌ای Shop Baying محوطهٔ مغازه Shop Premises آیین نامه‌های کارگاه Shop (Working) Rules سهامی که باید معرفی شوند Shop Shares نمایندهٔ کارگران؛ نمایندهٔ اتحادیهٔ کارگران برای حل و فصل Shop Steward خریدار؛ کاسب خرده فروش؛ دکاندار Shopper خرید؛ کالای خریداری Shopping مرکز خرید Shopping Center کالاهای خرید؛ اجناس مغازه Shopping Goods ناحیهٔ خرید و تجارت داخلی Shopping Hinterland میدان خرید Shopping Mall هفتهٔ اعلان برای ترویج یک کالا Shopping Week سلف فروش ارز Short حساب سهام پیش فروش شده؛ جمع مبلغ پیش فروش یا سلم فروشی بازرگان Short Account فروش سلف؛ فروش سلم Short Bear Sale سفته یا برات کوتاه‌مدت؛ برات دیداری Short Bill اسناد قرضهٔ کوتاه مدت Short Bonds کم دادن (پول)؛ کم تحویل دادن (پول)؛ فریب دادن Short Change خیار غبن Short Change Option پیش‌خرید؛ خرید سهم برای تأمین فروش‌های سلف Short Covering اعتبار کوتاه‌مدت Short Credit دارای موعد کوتاه (در مورد بروات)؛ کوتاه موعد؛ اوراق بهادار تاریخ‌دار Short-dated اوراق بهادار کوتاه‌مدت Short Dated Papers اوراق بهادار کوتاه‌مدت Short-dated Securities روز نزدیک؛ موعد نزدیک Short Day بازار اوراق بهادار کوتاه مدت Short End of the Maket برات کوتاه موعد Short Exchange در ستون داخلی وارد کردن Short-extend بارنامهٔ ملخص؛ خلاصه بارنامه Short Form Bill of Lading گزارش کوتاه Short Form Report پیش‌فروش تأمینی ارز Short Hedge پوشش دهنده در بازار فروش؛ تأمین کننده در بازار فروش Short Hedger نفع مختصر؛ کم داشت شمار سهام مورد قرارداد در برابر تعهد فروشنده؛ وضع فروشنده (بورس) Short Interest بهره و فروشهای کوتاه مدت Short Interest and Short Sales اجارهٔ کوتاه مدت Short Lease مجموعهٔ مختصر جنس Short Line فهرست خلاصه Short List بازار اعتبار کوتاه‌مدت؛ وام کوتاه مدت؛ وام چند روزه Short Money Market اخطار کوتاه‌مدت Short Notice کم پول؛ بی‌پول Short of Money دورهٔ کوتاه Short Period ماندهٔ منفی؛ ماندهٔ کسری‌دار Short Position قیمت‌های ضعیف؛ مظنهٔ پایین Short Prices نرخ کوتاه‌مدت؛ بمیهٔ کمتر از یک سال Short Rate کوتاه مدت Short Run هزینهٔ متوسط کوتاه مدت Short-run Average Cost تابع مصرف کوتاه‌مدت Short-run Consumption Functions خطرات کوتاه‌مدت Short-run Dangers تعادل کوتاه مدت Short-run Equilibrium هزینهٔ نهایی کوتاه‌مدت Short-run Marginal Cost پیش‌فروش؛ فروش سلف؛ فروش سلم، فروش بدون وثیقه Short Sale پیش فروش کننده Short Seller کسر تخلیه Short Shipped اوراق قرضهٔ دولتی کوتاه مدت Short Tap سرمایهٔ کوتاه‌مدت Short-term Capital بدهی کوتاه مدت Short-term Debt سپرده‌های کوتاه مدت Short-term Deposits پیش‌بینی کوتاه مدت Short-term Forecast سرمایه‌گذاری کوتاه مدت Short-term Investment تعهد کوتاه مدت؛ بدهی کوتاه مدت Short-term Liability وام کوتاه مدت Short-term Loan بازار کوتاه مدت Short-term Obligation برات کوتاه مدت؛ سفتهٔ کوتاه مدت Short-term Paper برنامه‌ریزی کوتاه مدت Short-term Planning تأمین اشتغال؛ تضمین کار Security of Employment برگهٔ بهادار انگلیسی خارج از حوزهٔ استرلینگ قابل تبدیل به استرلینگ Security Sterling معاملات اوراق بهادار و اندوخته‌ها Security Transaction and Reserves تقسیم بازار Segmentation تخصیصهٔ تفکیکی Segregated Appropriation تخصیصیه محدود Segregation اصل تفکیک اقلام ثابت Segregation of Fixed Items Principle حق‌الضرب سکه Seigniorage احراز مالکیت؛ تصرف مطلق Seizing ضبط؛ قبض Seizure گزینش؛ بهگزینی؛ برگزیده؛ انتخاب؛ گلچین Selection نظارتهای انتخابی Selective Controls نظارت‌های اعتباری خاص؛ نظارت انتخابی اعتبار؛ نظارت‌های گزینشی اعتبار Selective Credit Controls فروش گلچین؛ فروش برگزیده؛ فروش گزینشی Selective Selling تفکیک کننده؛ انتخابی؛ دارای حسن انتخاب Selector خودترازی؛ تراز قطعی؛ تراز مسجل؛ خودتوان یابنده Self-balancing دفتر کلی توازن حساب‌داری Self-balancing Ledger عدد خودممیزی Self-checking Number خودمصرفی Self-consumption اتکاء به نفس؛ اعتماد به نفس Self-dependence صاحبکار شخصی؛ کاسبکار؛ صاحب شغل آزاد Self-employed 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان تجارت13


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/۱۸ | ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.