بیمه‌نامهٔ کوتاه مدت Short-term Policy تعرفهٔ بیمهٔ کوتاه مدت Short-term Rate اندازهٔ بهرهٔ کوتاه مدت؛ میزان بهرهٔ کوتاه مدت Short Term Rate of Interest معاملهٔ کوتاه مدت؛ دادوستد کوتاه مدت Short-term Transaction کار کوتاه مدت Short-term Working در مدت کم Short-time تن کوچک Short Ton تراز آزمایشی خلاصه؛ موازنهٔ موجودی Short Trial Balance کم وزن؛ وزن خشک Short Weight کم فروشی کردن Short Weight کسری؛ کمبود؛ کمی Shortage کمبود دلار؛ کمی دلار Shortage, Dollar اسناد قرضهٔ با سررسید نزدیک Shortly Maturing Bonds اوراق بهادار کوتاه مدت Shorts افت؛ کسر؛ نقصان؛ کاهش ذاتی؛ انقباض؛ آب رفتگی Shrinkage تبدیل ارز در دو یا چند بورس؛ خرید و فروش ارز در دو یا چند بورس Shunting تعطیلی؛ بیکاری Shut-down هزینه ضلعی؛ مهم‌ترین هزینه؛ هزینهٔ عمده؛ هزینهٔ تعطیل Shut-down Cost نقطهٔ تعطیل؛ آستانهٔ تعطیل؛ نقطهٔ توقف تولید Shut-down Point بهای توقف کار Shut-down Price طبقه‌بندی صنعتی پایه؛ طبقه‌بندی معیاری صنعتی S.I.C. صنعت بیمار؛ صنعت پیش‌نرفته Sick Industry معذوریت Sick Leave غیبت بیماری Sick Out بیمهٔ بیماری؛ بیمه بر ضد بیماری Sickness Insurance عنوان دسته حسابهای در گردش Sidehead پرداختهای کمکی Side Payments رابطهٔ جنبی؛ رابطهٔ جانبی Side Relation سیدگویک، هنری Sidgwick, Henry برات دیداری؛ حوالهٔ دیداری Sight Bill سپرده‌های دیداری Sight Deposits برات دیداری Sight Draft اعلامیهٔ موقت؛ اظهاریهٔ موقت Sight Entry پرداخت دیداری Sight Payment شریک غیرفعال Sight Partner مظنهٔ دیداری Sight Quotation نرخ دیداری ارز Sight Rate بررسی نظری؛ آزمون نظری Sight Test ارائه برات Sighting a Bill نشانهٔ سیگما Sigma Notation شمارهٔ سیگمایی Sigma Score واحد سیگمایی Sigma Unit نشانه؛ نشان؛ علامت Sign علامت Signal فایده؛ معنا؛ اهمیت Significance اعتبار تفاوت ؛ معنادار بودن اختلاف Significance of Difference معنادار؛ بامعنا؛ معتبر Significant حدود مبلغ؛ مبلغ سرراست Significant Amount ارقام بامعنا Significant Digits اعداد معنادار؛ اعداد واقعی Significant Numbers برگ نمونهٔ امضاء Signiture Card شریک غیرفعال Silent Partner دلار با پشتوانهٔ نقره Silver-backed Dollar گواهینامهٔ نقره Silver Certificate سکهٔ نقره‌ای Silver Coin دلار نقره‌ای Silver Dollar بهرهٔ ساده؛ بهرهٔ بسیط؛ ربح ساده؛ ربح بسیط Silver Interest قیمت نقره Silver Price اندوخته‌های نقره Silver Reserves پایهٔ نقره Silver Standard سوداگری ارزی ساده؛ سوداگری ارزی صرف Simple Arbitrage ترتیب ساده Simple Arrangement میانگین ساده Simple Average ترکیب ساده Simple Combination جدول تصادف ساده؛ جدول احتمال ساده؛ جدول پیشامد ساده Simple Contingency Table همبستگی ساده Simple Correlation اعتبار ساده؛ اعتبار بدون تأیید Simple Credit قرضهٔ ساده Simple Debenture دفترداری ساده، یک طرفه Simple-entry Book-keeping بهرهٔ ساده؛ ربح ساده Simple Interest دفتر روزنامهٔ ساده Simple Journal نمونه‌گیری تصادفی ساده Simple Random Sampling ریشهٔ ساده؛ ریشهٔ بسیط؛ ریشهٔ رتبهٔ یک Simple Root نمونه‌گیری ساده؛ نمونه‌برداری ساده Simple Sampling قطعهٔ سهم عادی Simple Share برآورد نااریبی ساده؛ برآورد بدون تورش Simple Unbiased Estimate روش سیمپلکس در برنامه‌ریزی خطی؛ روش سیمپلکس در برنامه نویسی خطی؛ روش برنامه نویسی خطی سیمپلکس Simplex Method in Linear Programming صوری؛ ظاهری؛ غیرواقعی Simular شبیه سازی؛ همانند سازی Simulation بازیهای صوری کار و کسب Simulation Games for Business الگوی صوری؛ الگوی غیرواقعی Simulation Model سازگار؛ مقارن؛ همزمان Simultaneous معادلات همزمان؛ معادلات چند مجهولی؛ معادلات سازگار Simultaneous Equations افزایش همزمان SimultaneousExpansion تقاضای بیشینهٔ همزمان، مقارن Simultaneous Maximum Demand باهم، به مقارنت به طور همزمان Simultaneously مقرری بی‌مسئولیت Sine Cure بدون تاریخ Sine Die لازم و ضروری Sine Qua Non کار تک شغلی Single Capacity نمودار یک ستونی Single-column Chart محاسبهٔ ساده؛ حسابداری ساده Single Entry دفترداری ساده؛ حسابداری جزئا” ساده؛ دفترداری یکطرفه Single Entry Book Keeping روش دفترداری ساده؛ شیوهٔ حسابداری ساده یا یکطرفه Single Entry System تک برآوردکنندهٔ معادله؛ برآورد کنندهٔ واحد معادله Single Equation Estimator یک عاملی؛ تک عاملی Single Factorial رابطهٔ مبادلهٔ یک عاملی؛ رابطهٔ مبادلهٔ تک عاملی Single Factorial Terms of Trade مسئولیت انفرادی؛ مسئولیت فردی Single Liability اختیار خرید و فروش Single Options وام تک قسطی؛ وام یک قسطی Single-payment Loan شیوهٔ یک ثبتی Single Positing System بیمهٔ زندگی با حق بیمهٔ واحد Single Premium Life Insurance بیمه نامه با حق بیمهٔ یک قلم؛ بیمه نامه یکجا Single Premium Policy مالکیت انفرادی Single Propretorship تعرفهٔ عمومی Single Schedule Tariff تک پایه؛ یک فلزی؛ تک فلزی Single Standard تعزفهٔ منفرد؛ تعزفهٔ منحصر به فرد Single Tariff مالیات واحد؛ مالیات یگانه؛ مالیات منحصر به فرد؛ مالیات تکی Single Tax جنبش مالیات واحد Single-tax Movement نظام مالیات واحد؛ نظام تک مالیاتی Single-tax System کالاهای یکبار مصرف Single-use Goods یک ارزشی؛ ارزش واحد؛ تک ارزشی م. One-valued Single Valued تابع یک مقداری Single Valued Function خصوصی؛ مخصوص؛ ویژه؛ استثنایی؛ تکین Singular ماتریس نامنظم؛ ماتریس ویژه؛ ماتریس تکین؛ ماتریس استثنایی Singular Matrix نقطهٔ استثنایی؛ نقطهٔ ویژه؛ نقطهٔ تکین Singular Point خصوصیت؛ تکینی؛ ویژگی Singularity روبه زوال نهادن؛ افول کردن؛ سرازیر شدن؛ مستهلک شدن Sink استهلاک Sinking وجوه استهلاک؛ وجوه استهلاکی Sinking Fund سند قرضهٔ وجوه استهلاک Sinking Fund Bond روش استهلاک مبتنی بر وجوه استهلاک Sinking Fund Method of Depreciation اندوختهٔ وجوه استهلاک Sinking Fund Fund Reserve دلار، واحد پول سالومون (جزایر)، نشانهٔ Sl. Dollar است SI$ سیسموندی، ژان Sismondi, Jean اعتصاب نشسته؛ اعتصاب در جا Sit-down Strike وضع مالیات محلی بر ارزش عرضه Site Value Rating مالایت بر ارزش عرضه؛ مالیات بر ارزش محل Site Value Tax معیار دوگانهٔ سایتوسکی؛ ضابطهٔ مضاعف سایتوسکی Sitowsky Double Criterion تعیین محل کردن؛ معلوم کردن Situate وضع Situation مرز امکان مطلوبیت وضعی Situation Utility Possibility Frontier نسبت وضعی Situational Relativity مراقبتهای فرعی اعتصاب Situs Picketing «شش تایی» و «هفت تایی»؛ گروه «ششگاه» و گروه «هفتگانه» "Six and "Seven" بانک اسکاندیناوی Skandinaviska Banken نمودار استخوان‌بندی Skeleton Chart شبه متقارن Skew Symmetric اریبی؛ چولگی Skewness مهارت؛ استادی؛ زبردستی؛ کاردانی (در جمع) کارگر ماهر Skill تفاوتهای مهارت Skill Differentials صاحب مهارت؛ مجرب؛ کاردان؛ ماهر؛ با مهارت؛ مستلزم استادی Skilled کارگر ماهر؛ کارگر مجرب Skilled Labour استادکار SkilledWorkder قیمت استثنایی Skimming Price پرش Skip کرون، واحد پول سوئد، نشانهٔ S.Krona است SKr تفاوت وقت Slack any Path کساد بازار؛ بازار کاسد؛ کار و کسب کاسد Slack Business ظرفیت بیکار؛ ظرفیت خالی Slack Capacity تفاوت پیش‌بینی میسر بحرانی Slack for the Critical Path بازار کساد کار Slack Labour Market مسیر کوتاه Slack Path برنامهٔ سست Slack Plan متغیر بی‌اثر Slack Variable آهسته کردن؛ کند کردن؛ تخفیف یافتن Slacken کندی؛ سستی Slackning فروش به زیان؛ تخفیف کلی؛ فروش مشکل Slaughter شریک غیرفعال Sleeping Partner سقوط قیمتها؛ شکست قیمتها Side تثبیت آهسته؛ تثبیت خزنده Sliding Peg مقیاس متحرک؛ مقیاس متغیر Sliding Scale تعرفهٔ مبتنی بر مقیاس متغیر؛ تعرفهٔ تعدیل پذیر؛ تعرفه با پایهٔ متحرک؛ تعرفهٔ مقیاس متغیر Sliding-scale Tariff پایهٔ متحرک مزد؛ پایهٔ متغیر مزد Sliding Wage Scale بالابر Sling هزینهٔ قلاب اندازی Slinging ورقهٔ بیمه Slip سهو و اشتباه؛ فروگذاری Slippage نسبت شیب Slope Ratio دارایی ثابت؛ دارایی غیرسیال Slow Asset اعتصاب کندکاری و کاهش تولید؛ اعتصاب تعلل؛ اعتصاب مسامحه؛ اعتصاب خزنده Slow Down Strike روپیه، واحد پول سریلانکا، نشانهٔ Sl.Rupee است Sl Rs تولار، واحد پول اسلوونی، نشانهٔ Sl.Tolar است Sl T اقتصاد در حالت کساد؛ اقتصاد کم تحرک؛ اقتصاد کاسد Sluggish Economy سال کساد Sluggish Year قیمت وارداتی مرغ و بوقلمون در بازار مشترک Sluice-gate Price زاغه‌های شهر؛ محل پرجمعیت و پست شهر؛ محله‌های فقیرنشین Slum آبادانی مجدد کوی‌های پست و پرجمعیت Slum Clearance تنزل شدید کردن؛ افت زیاد کردن Slump رکود موقت؛ کاهش گذرا؛ افت شدید؛ رکود شدید Slump تورم رکودی Slump Inflation اسلاتسکی، اوژن Slutsky, Eugen معادلهٔ اسالتسکی Slutsky Equation قضیهٔ اسالتسکی Slutsky Theorem اثر «اسلاتسکی - یول» Slutsky-Yule Effect رقابت کوته نظرانه Small-bore Competition خرده کار و کسب؛ کار و کسب جزئی Small Business مدیرتی کار و کسب جزئی Small Business Administration شرکت تأمین مالی خرده فعالیت‌ها Small Business Finance Corporation شرکت سرمایه‌گذاری در کار و کسب جزئی Small Business Investment Company پروانهٔ اشتغال به کار Small Business Tax پول خرد Small Change بقاء مؤسسات کوچک؛ بقاء بنگاههای کوچک Small Firm, Survival of خرده مالک؛ مالک جزء Small Holder نظام خرده مالکی Small Holding System سرمایه گذاران کوچک Small Investors نمونهٔ کوچک Small Sample گواهینامهٔ خرده پس‌انداز Small Saver Certificate تولید کم؛ تولدی جزئی؛ تولید در مقیاس کوچک Small-SCALE Production خرده اجاره داری دهقانی؛ خرده اجاره‌داری روستایی Small Seal Peasant Tenancy ابزار؛ لوازم کوچک کار Small Tools قطعهٔ کوچک‌تر Smaller Area پاداش زیان؛ خسارت؛ غرامت Smart Money ورشکستگی مالی؛ عدم موفقیت مالی Smash ورشکست شدن Smash Up اسمیت، آدام Smith, Adam موافقتنامهٔ اسمیتسونی Smithsonian Agreement نشست اسمیتسونی Smithsonian Meeting هموار کردن دشواریها Smooth Away Difficulties منحنی صاف؛ منحنی هموار Smooth Curve همسازی Smoothing کالاهای قاچاق Smuggled Goods قاچاقچی؛ قاچاق بر Smuggler قاچاق Smuggling مارواره در دالان Snake-in-the-tunnel اعتصاب ناگهانی Snap Strike اثر خودبزرگ‌نمایی Snob Effect گرایش خودبزرگإ‌نمایی Snobism دلار، واحد پول زلاند جدید، نشانهٔ Dollar.NZ است SNZ قیمتهای شدیدا” روبه ترقی؛ قیمتهای به شدت تصاعدی؛ قمیتهای اوج گیرنده؛ قیمتهای بالارونده Soaring Prices تقویم محتاطانه Sober Estimate جامعه پذیری؛ اجتماعی بودن؛ علاقه به برخوردهای اجتماعی Sociability حساب اجتماعی Social Account حسابداری ملی؛ حسابداری اجتماعی Social Accounting ماتریس حسابداری اجتماعی Social Accounting Matrix کنش اجتماعی؛ عمل اجتماعی Social Act قدرت تولید اجتماعی؛ متوسط اجتماعی؛ بهره‌وری متوسط اجتماعی؛ فرآوری متوسط اجتماعی Social Average Productivity فایده یا هزینهٔ اجتماعی Social Benefit or Cost عواید اجتماعی؛ منافع اجتماعی؛ مزایای اجتماعی Social Benefits سرمایهٔ اجتماعی Social Capital دگرگونی اجتماعی؛ تغییر اجتماعی Social Change طبقهٔ اجتماعی Social Class همنوایی اجتماعی؛ تطابق اجتماعی Social Conformity برخورد اجتماعی؛ تماس اجتماعی Social Contact واگیرهٔ اجتماعی Social Contagion میثاقهای اجتماعی Social Conventions هزینهٔ اجتماعی Social Cost اعتبار اجتماعی Social Credit نهضت اعتبار اجتماعی؛ جنبش اعتبار اجتماعی Social Credit Movement رسوم اجتماعی Social Customs داروینیسم اجتماعی Social Darwinism قاعدهٔ تصمیم اجتماعی Social Decision Rule اندازهٔ تنزیل اجتماعی Social Discount Rate اقتصاد اجتماعی Social Economics مهندسی اجتماعی Social Engineering انصاف اجتماعی Social Equity هوس اجتماعی Social Fad کارکرد اجتماعی؛ تکلیف اجتماعی؛ وظیفهٔ اجتماعی Social Function کالاهای اجتماعی Social Goods گروه اجتماعی Social Groop میراث اجتماعی Social Heritage ناترازی اجتماعی؛ عدم توازن اجتماعی Social Imbalance درامد اجتماعی؛ درآمد ملی Social Income نوآوری اجتماعی Social Innovation نهاد اجتماعی؛ نظامات اجتماعی؛ تأسیس اجتماعی Social Innovation بیمهٔ اجتماع؛ بیمهٔ بیکاری و درمانی Social Insurance صندوق بیمهٔ اجتماعی Social Insurance Funds کنشهای متقابل اجتماعی Social Interactions ارتباطات متقابل اجتماعی Social inter-communication روابط متقابل اجتماعی Social Interrlationship تحریک متقابل اجتماعی Social Interstimulation مقیاس اجتماعی؛ سلسله مراتب اجتماعی Social Ladder عقب افتادگی اجتماعی Social Leg قانونگذاری اجتماعی Social Legislation آداب اجتماعی Social Manners هزینهٔ نهایی اجتماعی Social Marginal Cost محصول نهایی اجتماعی Social Marginal Product ضابطهٔ فرآوری نهایی اجتماعی؛ ضابطهٔ بهره‌وری نهایی اجتماعی Social Marginal Productivity Criterion, The تحرک اجتماعی Social Mobility اخلاق اجتماعی Social Moral محصول خالص اجتماعی Social Net Product هزینهٔ فرصت اجتماعی سرمایه Social Opprotunity Cost of Capital بهینهٔ اجتماعی Social Optimum نظم اجتماعی Social Order سازمان اجتماعی Social Organization سرمایهٔ ثابت اجتماعی؛ سرمایه گذاری زیربنایی Social Over-head Capital هزنیه‌های ثابت اجتماعی؛ هزینه‌های بالاسری اجتماعی Social Overheads سراسیمگی اجتماعی؛ هراس اجتماعی Social Panic مقررات اجتماعی Social Regulations روابط ااجتماعی تولید Social Relations of Production مسئولیت اجتماعی Social Responsibility بازده‌های اجتماعی آموزش و پرورش Social Return of Education بازدهٔ اجتماعی سرمایه Social Return on Capital مناسک اجتماعی Social Rites شعایر اجتماعی Social Rituals نقش اجتماعی Social Role علوم اجتماعی Social Sciences تأمین اجتماعی؛ بیمهٔ اجتماعی Social Security مزایای بیمهٔ اجتماعی Social Security Benefits قوانین تأمین اجتماعی Social Security Laws برنامه تأمین اجتماعی Social Security Program نظامهای بیمهٔ اجتماعی Social Security Schemes مالیاتهای تأمین اجتماعی Social Security Taxes خدمات اجتماعی Social Services انتقال اجتماعی Social Shifting وضع اجتماعی؛ موقع اجتماعی Social Standing موضع اجتماعی؛ پایگاه اجتماعی؛ موقع اجتماعی Social Status قشربندی اجتماعی؛ چینه سازی اجتماعی Social Stratification ساختار اجتماعی Social Structure زیرساختار اجتماعی Social Substructure نظام اجتماعی؛ دستگاه اجتماعی Social System نسبت رجحان زمانی اجتماعی Social Time Preference Rate سنتهای اجتماعی Social Traditions ارزش اجتماعی Social Value حوایج اجتماعی Social Wants ثروت اجتماعی Social Wealth بهزیستی اجتماعی؛ رفاه اجتماعی Social Welfare تابع رفاه اجتماعی؛ تابع بهزیستی اجتماعی Social Welfare Function اصل مالیات بندی بهزیستی اجتماعی Social Welfare Principle of Taxation کارگاه اجتماعی Social WelfareWorkshop سوسیالیسم؛ جامعه گرایی Socialism اقتصاد سوسیالیست Socialist Economics جامعه جویی Sociality اجتماعی کدرن؛ اجتماعی گردانی Socialization خدمات بهداشتی همگانی؛ خدمات بهداشتی اجتماعی Socialized Medicine کار اجتماعا” لازم Socially Necessary Labour جامعه زیستی Sociation «سوسیته ژنرال» "Societe General" شرکت؛ انجمن؛ جامعه Society انجمن جهانی مخابرات مالی Society for Worldwide Interbank میان بانکها Financial Telecommunication انجمن اقتصاددانان ایران Society of Iranian Cconomicts, The گروه بندی اجتماعی - اقتصادی Socio-economic Grouping جامعه شناسی؛ جامعه شناخت Sociology جامعه سنجی؛ علم اندازه‌گیری پدیده‌های اجتماعی Sociometrics مجموعهٔ قوانین حاکم بر سازمانها و پیشرفت جامعه Socionomy جامعه سازی Socius پول کاغذی؛ پول ضعیف Soft Currency کالاهای بی‌دوام؛ کالاهای تحلیل رفتنی؛ کالاهای مصرف شدنی Soft Goods وام آسان؛ وام بی‌دردسر Soft Loan بازار ضعیف؛ بازار سست Soft Market فروش آرام Soft Sell پول ضعیف؛ پول کاغذی؛ برات؛ اسکناس؛ پول غیرفلزی Soft Money نرم افزار Software خشکبار Software سوگو شوشا Sogo Shosha سوهیو SOHYO بانک زمین Soil Bank حفاظت زمین؛ نگهداری و تقویت قدرت تولیدی زمین Soil Conservation فرسایش زمین Soil Erosion سول، واحد پول کشور پرو برابر با یکصد سنتاوس (Centavos) Sol برات تک نسخه‌ای Sola سیاههٔ فروش؛ صورت فروش Sold Contract دفتر بزرگ فروش Sold Ledger یادداشت فروش Sold Note نمایندهٔ انحصاری Sole Agent شرکت انفرادی؛ مؤسسهٔ فردی؛ مؤسسهٔ منحصر به یک فرد Sole Corporation تک مالکی Sole Ownership تک مالکی Sole Proprietorship پس‌انداز منفرد؛ تک پس‌انداز Sole-saving کاسبکار منفرد Sole Trader مکتب تعاونی Solidarism همبستگی؛ همکاری و همکوشی؛ منافع مشترک Solidarity سولو، رابرت Solow, Robert راح حل؛ انحلال؛ پرداخت؛ تأدیه؛ تسویه؛ گشایش؛ جواب Solution قدرت پرداخت دین؛ عدم اعسار Solvability قدرت پرداخت بدهی؛ توانایی پرداخت دین؛ عدم اعسار Solvency قادر به پرداخت قروض؛ قادر به ادای دین Solvent پرداخت کنندهٔ وام؛ بدهکار قادر به پرداخت Solvere سم، واحد پول قرقیزستان، نشانهٔ آن KGS است Som سمال، واحد پول کشور وسمالی که به ۱۰۰ سنتسیمی تقسیم شده است Somal زومبارت، ورنر Sombart, Wener نظریهٔ پیچیده؛ نظریهٔ (مقداری) بغرنج پول Sophisticated (Quantity) Theory of Money جور؛ قسم ؛ نوع؛ گونه؛ طبقه؛ رقم؛ جنس Sort جور کردن Sort ماشین تفکیک کننده، سواکننده Sorter جور کردن Sorting شیلینگ، واحد پول سومالی، نشانهٔ So.Shilling است SoSh سالم؛ درتس؛ بی‌عیب؛ استوار؛ بی‌خطر؛ صحیح؛ منطقی؛ معتبر Sound پول سالم؛ پول معتبر؛ وپل محکم؛ پول قوی Sound Currency اقتصاد قوی؛ اقتصاد سالم Sound Economy پول قوی؛ پول سالم Sound Money سلامت مؤسسات مالی؛ معتبر بودن مؤسسات مالی Soundness of Financial Institutions منبع؛ منشاء؛ سرچشمه؛ مآخذ Soure منابع و موارد کاربست صورت حساب وجوه Soure and Application of Funds Statement صورت حساب منابع و مصارف Soure and Disposition Statement سند مأخذ Soure Document منابع نقدینگی بین المللی Soure of International Liquidity حباب دریای جنوب South Sea Bubble سکهٔ شاهی؛ ساورین Sovereign اقتدار مصرف کننده؛ سیادت مصرف کننده؛ قدرت مطلقهٔ مصرف کننده Sovereignty of the Consumer سوخوز؛ بهره‌برداری شوروی(سابق) Sovkhoz حیطهٔ نظارت؛ ابوابجمعی Span of Control صرفه‌جویی کردن؛ پس‌انداز کردن Spare سرمایه‌های موجود؛ وجوه قابل تصرف Spare Capital اشتغال در ساعات استراحت Spare-time Job توزیع منطقه‌ای مصرف‌کنندگان Spatial Distribution of Consumers اقتصاد فضایی Spatial Economics انحصار فضایی Spatial Monopoly تبعیض فضایی قیمت Spatial Price Discrimination پول اشغالی Spearhead Money همبستگی رتبه‌ای اسپیرمن Spearman's Rank Gorrelation نمایندهٔ ویژه Special Agent مالیات اختصاصی؛ تعیین مالیات مخصوص Special Assessment نسد قرضهٔ مالیات اختصاصی Special-assessment Bond صندوق ویژهٔ مالیات یا جریمهٔ تشخیص داده شده Special Assessment Fund حسابرسی خاص Special Audit فله بر ویژهٔ کشتی Special Bank Carrier خریدار ویژه Special Buyer «مخارج ویژه» "Special Chargeپرداخت ویژه؛ پرداخت مخصوص؛ پایاپای ویژه Special Clearance هزینهٔ ویژهٔ تعهد Special Commitment Charge مالیات ویژه Special Contribution بستن ویژهٔ چک؛ انسداد ویژهٔ چک Special Crossing عملیات مخصوص پولی Special Currency Operations سپردهٔ ویژه Special Deposit سپرده‌پذیر ویژه؛ سپرده‌پذیر خاص؛ سپرده‌نگهدار ویژه Special Depositary سپرده‌های ویژه Special Deposits حقوق برداشت ویژه؛ حقوق برداشت مخصوص Special Drawing Rights پشت‌نویسی ویژه؛ ظهرنویسی خاص Special Endorsement حقوق صندوق ویژه Special Furnd Rights ظهرنویسی ویژه؛ ظهرنویسی خاص؛ پشت نویسی در وجه شخص معین Special Indorsement (Endorsement) اقلام ویژه Special intems مدیر خاص Special Manager دستور سفارش کار؛ دستور ویژه Special Order شریک خاص Special Partner بیمه‌نامه‌های مخصوص Special Policies انحصار قانونی؛ انحصار با امتیاز .یژه Special-privilege Monopoly صورت حساب مخصوص Special Purpose Financial Statement خطرات مخصوص Special Risks سهام ویژه؛ سهام خاص؛ سهام استثنایی Special Stock صندوق ویژهٔ سازمان ملل برای توسعهٔ اقتصادی Special United Nations Fund for Economic Development متخصص؛ دلال اختصاصی؛ کارگزار متخصص Specialist سهام با قیمت ویژه Specialities کالاهای ویژه؛ کالاهای خاص Speciality Goods فروشگاه کالای اختصاصی Speciality store تخصص Specialization ضریب تخصص Specialization, Coefficient of تخصص کار Specialization of labour نسبت تخصص Specialization Ratio نمایندگی متخصص Specialized Agency کالای سرمایه‌ای اختصاصی؛ مال سرمایه‌ای مختص Specialized Capital Good صنایع اختصاصی Specialized Industries نهاد امانی مدیریت اختصاصی؛ تراست سرمایه‌گذاری اختصاصی Specialized Management Trust مسکوک؛ پول غیراسکناس؛ پول فلزی Specie مکانیسم جریان مسکوک Specie Flow Mechanism پرداخت با مسکوک Specie Payment نقاط مسکوک؛ نقاط طلا Specie Points موافقت مخصوص Specific Agreement سرمایهٔ خاص Specific Capital مالایت بر فروش کالای ویژه Specific Commodity Sales Tax هزینهٔ ستقیم Specific Cost دور ویژه Specific Cycle سپردهٔ ویژه؛ سپردهٔ مخصوص Specific Deposit عوارض گمرکی برحسب مشخصات Specific Duty فرض مشخص Specific Hypothesis تفکیک خریدها Specific Identification عوامل ویژهٔ تولید Specific Factors of Production شیوهٔ خاص اجرا Specific Performance اندوختهٔ ویژه؛ اندوختهٔ خاص Specific Reserve تعرفهٔ خاص Specific Tariff مالیاتهای خاص، مخصوص Specific Taxes خطای تصریح؛ خطای تشخیص؛ اشتباه تصریح Specification Error درجهٔ تخصص؛ میزان مشخصات؛ درجهٔ ویژگی Specificity, Degree of پولهای خاص؛ ارزهای ویژه Specified Currencies نمونهٔ امضاء Speciment Signature تحلیل طیفی Spectral Analysis سفته بازی کردن؛ سوداگری کردن Speculate سوداگری؛ سفته بازی؛ حدس و گمان‌زنی؛ پیش‌بینی Speculation انگیزهٔ سفته بازی؛ انگیزهٔ سوداگری Speculation Motif مانده‌های سفته‌بازی Speculative Balances جهش سفته‌بازی Speculative boom حباب سفته‌بازی Speculative Bubble خریدهای سفته‌بازی Speculative Buying اعتبار سفته‌بازی Speculative Credit تقاضای سفته بازی Speculative Demand تقاضای سوداگرانه برای پول؛ تقاضای پول سوداگری Speculative Demand for Money زیاده‌رویهای سفته بازی Speculative Excesses بازار سوداگری؛ بازار سفته‌بازی Speculative Market انگیزهٔ سوداگری؛ انگیزهٔ سفته بازی Speculative Motive خریدهای سفته بازی؛ خریدهای سوداگری Speculative Purchases خطر سفته بازی؛ خطر سوداگری Speculative Risk اوراق بهادار سفته‌بازی Speculative Securities عرضهٔ ناشی از سوداگری؛ عرضهٔ ناشی از معامله‌گری Speculative Supply بیکاری سفته بازی Speculative Unemployment سوداگر؛ سفته‌باز؛ معامله‌گر Speculator تسریع کار؛ کارگیری؛ استثمار؛ بهره گیری ؛ کارکشی Speed-up خرج کردن؛ هزینه کردن Spend تراست ولخرج؛ تراست مسرف؛ تراست تلف کار Spendthrift Trust عواید خرج کردنی Spendable Earnings هزینه برای تولید؛ خرج تولید Spending for Output ضریب فزایندهٔ خرج Spending Multiplier قوهٔ خرید؛ قدرت خرید Spending Power سرعت هزینه؛ سرعت خرج Spending Rate واحد مصرف‌کننده؛ واحد خرج Spending Unit فرعی Spilover مزایای فرعی؛ صرفه‌جوییهای فرعی Spilover Benefits هزنیه‌های فرعی؛ عوارض منفی فرعی Spilover Costs اثر سرریز؛ اثر فرعی Spilover Effect فرضیهٔ فرعی Spilover Hypothesis محصول فرعی؛ جابه‌جایی Spin-off روش خرد کردن سهام Spin-off Method مارپیچ تورمی Spiral, Inflationary حرکت مارپیچی مزدها و قیمتها؛ پیچاپیچی مزدها و قیمتها Spiral of Wages and Prices فرهنگ معنوی Spiritual Culture سیخ تفتیش؛ سیخ وارس Spit غور و تعمق کردن؛ وارسی کردن؛ نمونه‌برداری وارسی Spit اثر خلاف؛ اثر مخارض؛ اثر کینه Spite Effect تسهیم کردن؛ تقسیم کردن؛ سهم دادن؛ سهم بردن؛ سهم داشتن؛ با همدیگر شرکت یا تقسیم کردن Split خرد کردن سهام Split-down ارزیابی تفکیکی موجودی Split Inventory Appraisal شرکت سرمایه‌گذاری تفکیکی Split Investment Company حسابهای اسمی؛ دفتر کل حسابهای تفکیکی Split Ledger قیمتها را دگرگون کردن Split-off نقطهٔ تفکیک Split-off Point دستور تفکیکی؛ دستور خرد شده؛ دستور آخری؛ دستور تجزیه Split Order نوبت تفکیکی؛ نوبت تقسیمی Split Shift انتشار سهام خرد شده Split-up خرد کردن سهام Split-up تقسیم کننده؛ تفکیک کننده؛ منقسم سازنده؛ خردکننده Splitting دستگاه هرج و مرج؛ نظام غارت و تاراج Spoils System لایشعر؛ نابیوسیده؛ عمل غیرارادی Sponte Acta بیمهٔ مسئولیت حقوقی ورزشی Sports' Legal Liability Insurance نقدی؛ آگهیگ فی‌المجلس؛ نقد؛ موجود و نقد Spot دلال خرید و فروش نقد و جنس موجود Spot Broker نقد در دسترس؛ پول نقد Spot Cash بررسی نمونه‌ای Spot Check تحویل فوری؛ تحویل نقد؛ معاملهٔ نقد Spot Delivery قرارداد مبادلهٔ نقدی Spot Exchange Contract بازار تحویل فوری؛ بازار نقدی ارز Spot-exchange Market بازار نقد؛ بازار معاملات نقدی Spot Market بازار مرکزی نقد Spot Market, Central بازار محلی نقد Spot Market, Local خیار فی المجلس Spot Option سفارش جنس موجود Spot Order پرداخت نقد Spot Payment قیمت روز؛ قیمت فروش فوری؛ قمیت نقد؛ بهای نقدی Spot Price خرید نقد Spot Purchase نرخ نقد؛ نرخ در بازار تحویل فوریگ نرخ روز؛ بهای فروش کالای موجود Spot Rate فروش روز؛ خرید یا فروش نقدی با تحویل فوری؛ فروش موجودی؛ فروش کالای موجود Spot Sale ذخیرهٔ روز؛ ذخیرهٔ موجود Spot Stock معاملهٔ نقد Spot Trading تلفات بهای خرید و فروش؛ ثبت با جزییات؛ سود ناخالص؛ کارمزد متعهد؛ قرارداد خرید و فروش اوراق بهادار با قیمت نابرابر Spread پخش کردن؛ توزیع کردن؛ انتشار دادن؛ بسط و توسعه دادن Spread اثر «تفاوت قیمت تولید و مصرف»؛ اثر «اختلاف میان حداقل و حداکثر قیمت کالا»؛ اثر پیش‌رانی Spread Effect کار برگ ستونی؛ برگ تفکیکی Spread Sheet تفکیک توزیع؛ رده‌بندی Spreading گسترش کار Spreading the Work ضریب همبستگی ساختگی Spurious Coefficient of Correlation همبستگی غیرواقعی؛ همبستگی بدلی Spurious Correlation پول قلب؛ سکهٔ قلب Spurious Money همبستگی قلابی؛ همبستگی ساختگی Spurious Correlation رواج ناگهانی بازار؛ رونق ناگهانی کسب Spurt مربع Sq. جریب Sq. acre فوت مربع؛ پای مربع Sq. Foot اینچ مربع Sq. Inch میل مربع Sq. Mile پرچ مربع Sq. Perch پل مربع Sq. Pole رد مربع Sq. Rod رود مربع Sq. Rood یارد مربع Sq. Yard ناپاکی Squalor تسویه کردن؛ تطبیق کردن؛ تنظیم حساب؛ تسویه (حساب) کردن Square (Account) رفتار منصفانه Square Deal ماتریس مربع Square Matrix واحدمربع؛ به توان دو Square Measures مترمربع Square Meter تنگی؛ در فشار زیاد Squeeze روپیه، واحد پول سی شل، نشانهٔ S. Rupee است SR سرافا، پیرو Sraffa, Pierro دلار، واحد پول سنگاپور، نشانهٔ S. Dollar است S$ 

 

ثبات؛ پایداری؛ استقرار؛ پابرجایی؛ پایایی Stability ثبات تقاضا Stabilityof Demand ثبات قیمتها Stabilityof Prices ثبات عرضه Stabilityof Supply تثبیت؛ استقرار Stabilization ثبات اقتصاد؛ تثبیت اقتصادی Stabilization, Economic ثبات و الگوهای برنامه‌ریزی رشد Stabilizationand Growth Planning Models عمل تثبیت؛ وظیفهٔ تثبیت؛ کار تثبیت Stabilization Function صندوق تثبیت Stabilization Fund تثبیت کردن Stabilize سند قرضهٔ تثبیت شده Stabilizeed bond دلار تثبیت شده؛ دلار تثبیتی Stabilizeed Dollar دستگاههای تثبیت کننده Stabilizers نیروی تثبیت کننده؛ عامل ثبات Stabilizing Force پول باثبات؛ پول استوار Stable Currency تعادل پایدار Stable Equilibrium بازار استوار؛ بازار محکم؛ بازار باثبات Stable Market پول ثابت؛ پول باثبات Stable Money جمعیت ثابت؛ نفوس ثابت Stable Population الگوی دوقطبی استاکلبرگ Stackelberg's Duopoly Model کارمندان Staff واحد عملیات و خدمات Staff and line حسابرس داخلی Staff Auditor برگ دریافت مساعده و برداشت کارمندان Staff Cash Drawing Card برداشتی کارمندان Staff Drawing روش هنجار کارمندی؛ روش هنجار کارگزینی Staff-normative Method صندوق احتیاطی کارمندان؛ صندوق پیش‌بینی کارمندان Staff Provident Fund روابط کارمندان Staff Relationship سهام کار؛ سهام کارکنان Staff Shares سازمان اداری Staff Organization کارگزینی Staffing خردیار بی‌پروا؛ دلال عضو بورس لندن Stag مرحلهٔ رکود Stage of Stagnation مراحل رشد Stages of Growth تورم رکودی Stagflation کار نوبتی؛ کار متناوب Stagger صدور سهم برای معاملهٔ فوری Stagging اقتصاد راکد Stagnant Economy رکود Stagnation نظریهٔ رکود Stagnation Theory نظر رکود اقتصادی در نظام سرمایه‌داری؛ بر نهاد رکود Stagnation Thesis داو Stake-money استاخونیسم Stakhanovism نهضت استاخانویستی Stakhanoiste Movement چک تاریخ گذشته Stale Cheque کرایهٔ غرفه؛ کرایه دکه؛ کرایهٔ محل دستفروشی؛ کرایهٔ بساط کسب Stallage استامپ، جاسیا چارلز Stamp, Josiah Charles عوارض تمبر Stamp Duties هزینهٔ تمبر Stamp Duty مالیات تمبر Stamp Tax سند قرضهٔ تمبردار Stamped Bond پول تمبرزده؛ پول مهمور؛ پول تمبردار؛ پول تمبر خورده Stamped Money تمبر جریمه Stamping Under Penalty ضرر کردن؛ زیان دیدن Stand at a Discount بسیار مرغوب و مطلوب بودن؛ ارزش داشتن؛ سودمند بودن؛ مقرون به صرفه بودن Stand at a Premium کمکی؛ ذخیره؛ آماده Stand-by قرارداد احتیاطی؛ موافقتنامهٔ احتیاطی Stand-by Agreement قرار احتیاطی Stand-by Arrangement نظارتهای مقرر؛ نظارتهای کمکی Stand-by Controls هزینهٔ ثابت Stand-by Cost دارایی ثابت ذخیره Stand-by Equipment اعتبارنامهٔ ضمانتی؛ اعتبار نامهٔ احتیاطی Stand-by Letters of Credit پرداخت بابت آماده باش؛ مزد ای حقوق آمادهٔ خدمت Stand-by Pay حاضر و آماده؛ دم دست؛ آمادهٔ استعمال؛ تعهد احتیاطی Stand-by Underwriting قرارهای راکد؛ قرارهای متوقف Stand Still Agreements استنده Standard حسابداری نمونه Standard Accounting شاخص معیاری و ترکیبی فقر Standard and Poor's Composite Index هزینهٔ مقاطعه‌ای؛ بدهی مقاطعه‌ای؛ مالیات مقاطعه‌ای؛ هزینهٔ معیاری Standard Charge سکهٔ نمونه؛ سکهٔ معیار Standard Coin کالای معیار Standard Commodity هزینهٔ معیار؛ هزینهٔ هنجاری؛ هزینهٔ عادی Standard Cost روش تعیین موجودی براساس هزینهٔ معیاری؛ روش هزینهٔ معیاری موجودی گیری Standard Cost Method of inventory هزینه‌یابی معیاری Standard Costing روش هزینه‌یابی معیاری Standard Cost System انحراف معیاری Standard Deviation انحراف معیاری جامعه Standard Deviation of universe اشتباه معیار؛ خطای معیاری در توزیع بسامد Standard Error خطای معیار برآورد Standard Error of Estimate خطای معیاری ضریب وایازی Standard Error of Regression Coefficient خطای معیاری نمونه‌گیری میانگین Standard Error of the Mean Sampling خطای معیار میانگین نمونه Standard Error of the Single Mean شکل معیاری؛ شکل نمونهٔ عمومی Standard Form روش بازی نمونه‌ای Standard-gamble Method طبقه بندی معیاری صنعتی Standard Industrial Classification طبقه‌بندی معیاری تجارت بین المللی Standard International Trade Classification مزد معیاری کار؛ مزد ثابت و متغیر کارگر Standard Labour Rate سند حمل دریایی معیاری Standard Liner Waybill شرط معیاری زیان؛ شرط نمونهٔ زیان Standard Loss Clause زمان پایهٔ ماشین؛ زمان معیاری ماشین Standard Machine Time روش معیاری؛ شیوهٔ نمونه؛ بهترین روش عملیات Standard Method قلمرو آماری معیاری شهری؛ قلمرو پایهٔ آماری شهری Standard Metropolitan Statistical Area پول معیاری؛ پول پایه Standard Monay معیار پرداختهای انتقالی؛ معیار پرداخت بدهیها در آنیده؛ معیار پرداخت معوقه Standard of Deferred Payment معیارهای رسیدگی به حساب Standard of Field Work خط «پایهٔ زندگی»؛ خط «سطح زندگی» "Standard of Life" Line معیار زندگی؛ سطح زندگی Standard ofLiving معیار تنظیم گزارش حسابرسی؛ اصول تهیهٔ گزارش Standard of Reporting معیار ارزش Standard of Value اجزای معیار؛ اجزای متداول Standard Parts عملکرد معیار Standard Performance نرخ معیار؛ نرخ پایه؛ تعرفهٔ یکنواخت Standard Rate زمان نصاب؛ وقت عملی Standard Time ساعات هفتگی پایه؛ ساعات هفتگی معیار Standard Weekly Hours هفتهٔ کاری معیار؛ هفتهٔ کاری پایه Standard Working Week وضع؛ اعتبار؛ شهرت؛ دایمی؛ عمومی؛ ثابت Standing دستور پرداخت دایمی؛ دستور مستمر Standing Order موافقتنامهٔ معلق Standstill Agreement کالای بازرگانی عمده؛ مواد خام؛ محصول عمده Staple کالاهای اصلی؛ کالاهای ضروری Staple Goods محصول اصلی؛ محصول ضروری Staple Product تاجر مواد ضروری؛ بازرگان پشم و پنبه Stapler قیمت اولیه؛ بهای اولیه؛ قیمت آغاز؛ قیمت شروع Starting Price دستمزد قحطی؛ دستمزد در سطح گرسنگی شدید Starvation Wage دولت رفاه؛ دولت بهزیستی State, Welfare خرید کالاها و خدمات دولت محلی و مرکزی State and Local Government Purchase of Goods and Services بانک ایالتی State Bank سرمایه‌داری دولتی State Capitalism بانکهای مجاز ایالتی State-chartered Banks تصدی دولتی؛ بنگاه دولتی State Enterprise مزرعهٔ دولتی State Farm بیمهٔ دولتی؛ بیمهٔ اجتماعی State Insurance خدمات پزشکی دولتی؛ خدمات پزشکی عمومی State Mediane برنامه‌ریزی دولتی State Planning سوسیالیسم دولتی State Socialism نظام استثمار دولتی؛ استخدام محکومان State Use System متغیر وضعی State Variable سرمایهٔ قانونی؛ سرمایهٔ پدراخته شده Stated Capital بهرهٔ اسمی؛ بهرهٔ مقرر Stated Interest ارزش مقرر؛ ارزش معین؛ ارزش اسمی Stated Value صورت وضعیت ؛ صورت حساب؛ تراز پرداختهای خارجی؛ صورت Statement تجزیه و تحلیل صورت حسابها؛ بررسی تحلیلی یک ترازنامه Statement Analysis شکل گزارش؛ نمونهٔ گزارش؛ نمونهٔ چاپی گزارش؛ صورت چاپی گزارش Statement Form عنوان صورت‌حساب Statement Heading صورت حساب؛ صورت معاملات میان بدهکار و بستانکار Statement of Account صورت وضعیت مالی؛ گزارش عملیات مالی؛ شرح فعالیتها؛ صورت وضعیت دارایی Statement of Affairs چگونگی مصرف وجوه Statement of Application of Funds صورت سود و زیان Statement of Loss and Gain صورت دریافتها و پرداخت یا خرج پول Statement of Receipts and Disbursement گزارش رویهٔ معیاری حسابداری Statement of Standard Accounting Practice ایستا Static تحلیل ایستا Static Analysis توازن ایستا؛ تراز ایستا؛ موازنهٔ ایستا Static Balance اقتصاد ایستا Static Economics اقتصاد ایستا Static Economy تعادل ایستا Static Equilibrium ثبات ایستا Static Stability نظریهٔ ایستا Static Theory مبحث اقتصاد ایستا Statics وضع ساکن Stationary Condition تابع اولیهٔ منحنی یا سطحی که اولین تغییرات آن صفر باشد Stationary Integral ثابت در زمان؛سکون در زمان؛ توزیع آماری فاقد گرایش Stationary-in-time نقطهٔ ساکن Stationary Point وضع توقف و سکون؛ در جا زدن اقتصادی Stationary State مقدار ساکن Stationary Value اقتصاد دولتی؛ دولت گرایی Statism تحلیل آماری هزینه Statistical Cost Analysis ناجوری آماری؛ اختلاف آماری Stationary Discrepancy نظارت بر کیفیت آماری؛ مراقبت بر کیفیت آماری؛ نظارت کیفی آماری Stationary Quality Control شاخص آماری Statistic شاخص آماری Statistic Index, The برآورد آماری؛ تخمین آماری Statistical Estimation فرضیهٔ آماری Statistical Hypothesis روشهای آماری Statistical Methods روانشناسی آماری Statistical Psychology نظم آماری Statistical Regularity نمونه گیری آماری؛ نمونه برداری آماری Statistical Sampling معنای آماری Statistical Significance آزمون آماری Statistical Test آمار شناس Statistician علم آمار Statistics رابطهٔ اقتصاد و علم آمار Statistics, Relation to Economics آمارهای حیاتی Statistics, Vital وضع قانونی؛ موقعیت قانونی Status پرسشنامهٔ وضعیت؛ تحقیق در وضع مالی مشتری Status Inquiry وضع موجود Status Quo نشانهٔ تشخص Status Symbol اساسنامه؛ قانون موضوعه Statute دین ملغی؛ دین باطل؛ دین دارای محظور قانونی Statute Barred Debt کار قانونی Statute-labour قانون مرور زمان Statute of Limitations دفاتر قانونی Statutory Bookds شرکت قانونی Statutory Company حق التألیف قانونی Statutory Copyright کسور قانونی Statutory Deductions مرور زمان Statutory Limitation نشست هیئت مؤسس Statutory Meeting اندوختهٔ قانونی Statutory Reserve اعتصاب ایتالیایی؛ اعتصاب به سبک ایتالیایی Stay-in Strike حکم تعلیق؛ قانون تعلیق Stay Law ثبات؛ پایداری Steadiness باثبات؛ پایدار؛ استوار Steady تقاضای پایدار و مداوم Steady Demand رشد استوار؛ رشد مانا؛ رشد پایدار Steady Growth بازار محکم؛ بازار پابرجا؛ بازار استوار Steady Market اندازهٔ ثابت؛ میزان ثابت؛ آهنگ ثابت Steady Rate تعادل وضع یکنواخت؛ تعادل وضع پایدار Steady State Equilibrium رشد در وضع یکنواخت؛ رشد مانا؛ رشد در وضع پایدار Steady-state Growth الگوهای وضع یکسان؛ الگوهای وضع پایدار Steady-state Models مرحله؛ اقدام؛ رتبه؛ درجه؛ مرتبه؛ رده Step تابع پله‌ای؛ تابع مرحله‌ای Step Function میزان اساسی و اولیهٔ نرخ Step Meter Rate بیمه با حق بمیه با نرخ مرحله‌ای Step-rate Premium insurance جدول نرخ مرحله‌ای؛ جدول نرخ اساسی Step Rate Schdule وایازی مرحله‌ای؛ وایازی پله‌ای Step Wiese Regression هزینهٔ فزونی عملیات Stepped Cost قالب‌ها Stereotypes طلای بی‌مصرف؛ طلای عقیم؛ طلای سترون Sterile Gold زمین بی‌بار Sterile Land اندوخته‌های بی‌مصرف Sterile Reserves سال بی‌حاصل Sterile Year عقیم سازی طلا؛ عقیم کردن طلا؛ سترون گردانی طلا Sterilization of Gold بی‌حاصلی؛ بی‌فایدگی؛ بی‌مصرفی Sterility طلای عقیم؛ طلای سترون Sterilized Gold طلای عقیم Sterilizing Gold درتس عیار؛ دارای عیار قانونی؛ تمام عیار؛ کامل العیار Sterling استرلینگ Sterling حوزهٔ استرلینگ؛ منطقهٔ استرلینگ Sterling Area مانده‌های استرلینگ Sterling Balances برات استرلینگ Sterling Bill گروه استرلینگ Sterling Block ارز استرلینگ Sterling Exchange پوند استرلینگ؛ لیرهٔ استرلینگ Sterling Pound استوارت، عالیجناب جیمز Stenart, Sir James تنظیم بارگیری کشتی؛ بارگیری و باراندازی کردن Stevedore واسطهٔ بارگیری و تخلیه؛ واسطهٔ بارگیری و باراندازی Stevedore Loading Broker بارگیری و باراندازی Stevedoring پیشکار؛ سازمان دهندهٔ؛ مباشر؛ وکیل خرج؛ میهماندار Steward استرلینگ Stg. استیگلر، جورج جوزف Stigler, George Joseph قیمت‌های ناروان؛ قیمت‌های برقرار؛ قیمت‌های تغییرناپذیر؛ قیمت‌های انعطاف ناپذیر؛ قیمت‌های چسبنده؛ قیمت‌های چسبان "Stick" Prices قیمت مبالغه؛ قیمت اغراق؛ بهای گزاف Stiff Price تحریک؛ انگیزش Stimulation محرک ؛ برانگیزنده Stimulative انگیزه؛ محرک؛ وسیلهٔ تحرک Stimulus اجرت؛ مقرری؛ مواجب؛ حق الزحمه؛ حقوق؛ حقوق سالانه Stipend مقرر داشتن؛ مصرح کردن؛ پیمان بستن؛ تصریح کردن Stipulate تصریح؛ شرط ضمن عقد؛ ماده؛ قرارداد Stipulation اتفاقی؛ بختی؛ تصادفی Stochastic الگوی تصادفی؛ الگوی بختی Stochastic Model فراگرد تصادفی؛ فراگرد بختی Stochastic Process وایازی تصادفی؛ وایازی بختی Stochastic Regression سهم؛ موجودی کالا؛ ذخیرهٔ مواداولیه و کالاهای نیم‌ساخته؛ ذخیرهٔ کالاهای آمادهٔ فروش Stock انواع سهام Stock, Types of حسابداری موجودی؛ حساب کالای موجود Stock Accounting تعدیل موجودی؛ تطبیق موجودی انبار Stock Adjustment تابع تقاضای تطبیق موجودی Stock-adjustment Demand Function افزایش ارزش ذخیره Stock Appreciation خرید و فروش سهم در بورس‌های مختلف؛ معاملهٔ اوراق بهادار در بورس‌های مختلف؛ سوداگری سهام Stock Arbitrage حسابرسی موجودی جنس Stock Audit بانک سهامی Stock Bank دفتر ذخیرهٔ موجودی؛ دفتر معاملات سهام شرکت‌ها؛ دفتر موجودی کالا؛ دفتر انبار Stock Book دلال سهم؛ دلال سهم شرکتها؛ دلال بورس؛ دلال معاملات ارزی Stock Broker گواهی سهم Stock Certificate نمایندگی واریز سهام Stock Clearing Agencuy شرکت با سهم قابل انتقال؛ شرکت با سهم قابل معامله Stock Company نظارت بر ذخیرهٔ کالا یا موجودی Stock Control دورهٔ بسندگی ذخیره؛ پوشش موجودی Stock Cover سود سهمی Stock Dividend مرکز رسمی برگهای بهادار؛ بورس؛ بازار سهام بازرگانی؛ جایگاه معاملات سهام و صرافی؛ اتحادیهٔ صاحبان سهام؛ بورس اوراق بهادار Stock Exchange «دادوستد» بورس؛ «معاملهٔ» بورس Stock Exchange "Bargain" شاخص‌های بورس Stock Exchange Indices معرفی به بورس Stock Exchange Introduction طلای ذخیره Stock Gold سهام دار قانونی؛ صاحب سهم؛ صاحب موجودی؛ ذخیره نگهدار؛ سهم نگهدار Stock Holder سرمایهٔ شرکاء؛ مایملک شرکاء Stock Holder's Equity دارندهٔ سهم ثبت شده؛ صاحب سهم ثبت شده Stockholder of Record بانک انسکیلدای استکهلم Stockholm Enskilda Bank کالای آمادهٔ فروش؛ موجودی ثابت کالا؛ کالای در معرض فروش Stock in Trade شرکت سهامی بیمه Stock Insurance Company دلالی سهم و بورس را کردن؛ دلال ارز شدن Stock Job سفته باز؛ دلال بورس لندن؛ محتکر سهام؛ کارگزار عمدهٔ سهام؛ کارگزار بورس Stock Jobber دلالی بورس Stock Jobbing انباردار Stock Keeper دفتر کل موجودی انبار و سهام Stock Ledger صورت سهام؛ صورت کالا؛ صورت موجودی انبار Stock List انباردار؛ متصدی انبار Stock Man بازار سهام؛ بورس سهام Stock Market ورشکستگی ناگهانی بازار سهام؛ فروپاشی بورس Stock Market Crash حجم پول؛ موجودی پول؛ ذخیرهٔ پول Stock of Money کالای موجودی؛ موجودی انبار Stock on Hand اختیار خرید سهام به قمیت معین و معلوم Stock Option سهام‌دار؛ مالک موجودی انبار Stock Owner ذخیره سازی؛ خرید و انباشت Stock Piling خرید سهم Stock Purchase مجوز خرید سهام Stock Purchase Warrant صندوق صرفه جویی؛ صندوق مشترک (در انگلیس)؛ خزانهٔ ذخیره Stock Purse قراردادهای خرید سهم Stock Repurchase Agreement حقوق خرید سهام جردید Stock Rights بانک سهامی پس‌انداز Stock Saving Bank صورت ریز فوق‌العاده دارایی Stock Sheets خرد کردن سهم؛ تقسیم سهام Stock Split صورت وضعیت موجودی جنس؛ صورت ذخیره Stock Statement خرید یا تقبل خرید سهام جدید؛ پذیره نویسی سهم Stock Subscription صورت برداری از ذخیرهٔ موجود؛ سیاهه‌برداری از موجودی؛ رسیدگی به موجودی؛ موجودی‌گیری؛ انبارگردانی Stock Taking دفتر ثبت صاحبان سهام Stock-transfer Book مالیات بر انتقال سهام Stock Transfer Tax جریان ذخیره؛ گردش موجودی کالا Stock Turn گردش موجودی انبار؛ گردش ذخیرهٔ انبار Stock Turnover متغیر ذخیره Stock Variable حوالهٔ خرید سهام؛ گواهی خرید سهام Stock Warrant نشر افراطی سهم Stock Watering انتشار سهام بی‌پشتوانه؛ نشر سهام آبکی Stock Watering محوطهٔ مواد؛ محوطهٔ انبار Stock Yard بازدهٔ سهام Stock Yield تهیهٔ موجودی؛ تامین موجودی؛ ذخیره؛ انبار کردن Stocking ذخیره‌دار؛ دلال بورس؛ کارگزار بورس Stockist انبار کردن؛ ذخیره کردن Stockpile انباشت Stockpile اوراق بهادار قابل معامله Stocks ذخایر کالاها Stocks (of Commodities) سهام رفع خطر Stocks, Buffer نوسانات ذخایر Stocks, Fluctuations in سهام (به معنای عام) و برگه‌های سهام شرکت (به معنای خاص) Stocks and Shares استون، ریچارد (۱۹۱۳ - ...) Stone, Sir Richard ایتس و حرکت "Stop and Go" سیاست تثبیت و توسعه "Stop Go Policy صورت متخلفین Shop List دستور توقف زیان؛ دستور جلوگیری از خسارت Shop-loss Order بیمهٔ اتکایی جلوگیری از زیان‌های بعدی Shop-loss Reinsurance دستور توقف؛ سفارش با توقف Shop-order دستور عدم پرداخت Shop Payment Order آخرین قیمت؛ قیمت آخر Shop Price قضیهٔ استوپلر - ساموئلسون Shopler-Samuelson Theorem توقف؛ کسرگذاری Stoppage بستن مالیات بر جنس Stoppage at Course توقف در انتظار حقوق Stoppage in Transit Rights ذخیره سازی؛ انبار کالا؛ مخزن؛ حق انبارداری Storage برنامه‌های وام برای ذخیره سازی Storage-loan Programs فروشگاه بزرگ؛ مغازهٔ بزرگ Store انواع فروشگاه Store, Types of انبار کردن؛ در انبار گذاشتن Store حسابداری موجودی؛ حسابداری ذخیره انبار Store Accounting اعتبار تأمین ذخیرهٔ مواد؛ اعتبار تهیهٔ موجودی مواد Store Credit تحویل تا در انبار؛ تحویل پای انبار؛ تحویل تا دم در انبار Store-door Delivery ذخیرهٔ ارزش؛ مخزن ارزش؛ منبع ارزش؛ عنصر ارزش اندوز Store of Value تقاضا برای ذخیرهٔ ارزش؛ تقاضای ارزش اندوزی Store of Value Demand تقاضا برای پول به منظور ذخیرهٔ ارزش Store of Value Demand for Money نقش (پول) به عنوان ارزش اندوز؛ نقش ارزش اندوزی پول Store of Value Function رایانه‌های برنامه اندوز Stored Program Computer حساب‌های انبار Stores Accounts دفتر کل حساب انبار Stores Ledger درخواست فروشگاه‌ها؛ سفارش فروشگاه‌ها Stores Requistion موجودی انبار؛ فروشگاه؛ ذخیرهٔ فروشگاه Stores Stock تطبیق موجودی کالا؛ تعدیل موجودی کالا؛ تأمین ذخیره Stores Stock Adjustment بارگیری کردن؛ انباشتن Stow بارگیری؛ بارچینی؛ هزینهٔ چیدن بار Stowage صورت برآورد هزینهٔ بارگیری Stowage Manifest متصدی بارگیری؛ باربر متصدی چیدن کالا Stower معمای سن پطرزبورغ St. Petersburg Paradox کشتی Str. اختیار خرید (یا فروش) سهام به بهای معین Straddle بارنامهٔ اسمی غیرانتقالی؛ بارنامهٔ کشتی به نام شخص معین؛ بارنامهٔ با اسم Straight Bill of Lading (S.B.L.) اوراق قرضهٔ غیرقابل تبدیل Straight Bonds معاملهٔ روراست؛ معاملهٔ بی‌غل و غش Straight Dealing دفتر کل بدون تقلب Straight Ledger اعتبارنامهٔ فسخ‌ناپذیر ضمانت شده Straight Letter of Credit مستمری مادام‌العمر؛ مستمری عمری Straight Life Amuity بیمهٔ مادام‌العمر و بیمه برای تأمین سرمایه Straight Life Endowment بیمهٔ مادام‌العمر؛ بیمهٔ تمام عمر؛ بیمهٔ عمری Straight Life Insurance برنامهٔ مادام العمر بیمه؛ برامهٔ عمری بیمه Straight Life Plan of Insurance استهلاک مستقیم Straight-line Depreciation روش استهلاک مستقیم StraightLine Method of Depreciation نرخ مستقیم StraightLine Rate گروی مستقیم Straight Mortgage زمان مستقیم Straight Time اجزاء طبقاتی جامعه (آمار) Strata مواد ضروری ملی؛ مواد حیاتی Strategic Material برنامه‌ریزی سوق‌الجیشی؛ برنامه‌ریزی عملیاتی Strategic Planning-tactical Planning ذخیره سازی کالاهای اساسی Strategic Stockpile استراتژی؛ راهبرد؛ رهیافت Strategy نمونهٔ نسبی؛ نمونهٔ چینه‌ای؛ نمونهٔ لایه‌ای Stratified Sample نمونه‌گیری نسبی؛ نمونه‌برداری لایه‌ای؛ نمونه‌برداری چینه‌ای Stratified Sampling نمونه‌گیری چینه‌ای متناسب با بزرگی؛ نمونه‌برداری متناسب با ابعاد چینهٔ افراد Stratified Sampling Proportional to the Size نمونه‌گیری با نمونهٔ مساوی در طبقات Stratified Sampling with Equal Size of Saple نمونه‌گیری چینه‌ای با تخصیص بهینه؛ تخصیص بهینه شمار نمونه در هر چینه Stratified Sampling with Optimum Allocation روزهای کار؛ روزهای گردش ماشین Stream Days سرمایه‌داری پویا؛ سرمایه‌داری کارآمد Stream-lined Capitalism کارگزار آزاد؛ دلال خیابانی Street گواهی غیررسمی؛ گواهی خیابانی Street Certificate بازار خارج بورس؛ بازار پس از بورس Street Market قیمت خارج از بورس؛ مظنهٔ غیررسمی Street Price تحکیم Strengthening کارافزوده؛ کارکشدار Stretch-out تابع اکیدا” مقعر Strictly Concave Function تابع اکیدا” محدب Strictly Convex Function اعتصاب Strike انواع اعتصاب Strike, Types of شرط اعتصاب و اغتشاش و جزاینها Strike, Riots and Civil Commotions Clause قیمت مرضی‌الطرفین؛ معاملهٔ مورد توافق Strike a Bargain تطبیق اعتصاب Strike Adjustment اعتصاب شکنی Strike-breaking اعتصاب شکن Strike Breaker بیمهٔ اعتصاب Strike Insurance صندوق اعتصاب Strike Fund معیارهای اعتصاب Strike Measures دنبالهٔ اعتصاب؛ دادخواست اعتصاب Strike Suit اعتصاب کننده؛ اعتصابی Striker اعتصابیها Strikers تهیهٔ یک موازنه؛ تهیهٔ یک تراز Striking a Balance قیمت مشخص Striking Price رشته؛ قطار String کم پولی Stringency استرویی بنک Stroibank پرزور؛ مقاوم؛ پرمایه؛ محکم Strong معادلهٔ ساختاری Structural Equation شکل ساختاری Structural Form تبدیل ساختاری Structural Transformation بیکاری ساختاری Structural Unemployment ساختارگرایان Structuralists ساختار (اقتصادی) Structure (Economic) چارچوب عملکرد ساختار و مدیریت Structure-conduct-performance Framework ساختار اندازه‌های بهره Structure of interest Rates ساختار مالیاتها Structureof Taxes ساختارهای مسکونی Structures, Residential شرکت بازاریابی وام دانشجویی Student Loan Marketing Association چک بی‌محل Stumer Cheque مزایای اضافی بیکاری SUB عامل دست دوم Sub-agent شعبهٔ فرعی؛ شاخهٔ فرعی Sub-branch زیرطبقه Sub-class قرارداد فرعی؛ قرارداد دست دوم Sub-contract وظیفهٔ فرعی؛ بخشی از یک وظیفه؛ تابع فرعی Sub-function گروه فرعی؛ پاره گروه؛ زیر گروه Sub-group اجارهٔ فرعی؛ اجارهٔ دست دوم Sub-lease دفتر معنی Sub-ledger تبلیغ تجاری گمراه کننده Subliminal Advertising زمین دون نهایی؛ زمین زیرنهایی؛ زمین پایین دست کرانی Sub-marginal Land زیرماتریس Sub-matrix بهینه‌سازی فرعی Sub-optimization برنامهٔ فرعی؛ برنامهٔ جزئی؛ بخشی از برنامه Sub-program جمع فرعی Sub-total متعهد دست دوم؛ خرید سهام فروخته نشدهٔ یک شرکت Sub-underwriter بایگانی موضوعی Subject Filing طبقه‌بندی موضوعی اسناد Suject Indexing of Records مورد بیمه Suject-matter of Insurance مشروط به Subject مرئوس Subordinate سهم قرضهٔ قابل تبدیل به سهام Subordinated Debentures متابعت؛ تبعیت؛ فرمانبرداری Subordination اصل جانشینی یا نیابت Subrogation توالی دستور Subroutine قبولی نوشتن؛ تعهد پرداخت کردن؛ در پرداخت شرکت کردن؛ متعهدشدن؛ تقبل کردن Subseribe سرمایهٔ مورد تعهد؛ جمع کل ذخیرهٔ سرمایهٔ مورد تعهد؛ سرمایهٔ پرداخته شده؛ سرمایهٔ پذیره نویسی شده Subscribed Capital سهام تعهدشده؛ سهام سرمایه‌ای تعهد شده Subscribed Capital Stock تعرفهٔ تقاضای مورد تعهد Subscribed Demand Tariff پذیره نویس Subscriber پذیره نویسی سهم؛ تعهد پرداخت؛ تقبل؛ عضویت؛ حق اشتراک Subscription قرارداد پذیره نویسی Subscription Contract حق عقضویت Subscription Fee بهای پذیره نویسی؛ بهای اشتراک؛ بهای تعهد؛ قیمت پذیره‌نویسی Subscription Price حق پذیره نویسی؛ حق تعهد Subscription Right سهم‌الشرکه‌های مورد تعهد؛ ورقه‌های سهم شراکتی پذیره نویسی Subscription Shares برش سهم؛ یک چندم سهم Subshare فرعی؛ معین؛ تصدی اقتصادی زیر تسلط شرکت دیگر؛ شرکت وابسته؛ شرکت تابع Subsidiary حساب معین Subsidiary سکهٔ پولی Subsidiary Coin شرکت تابعه؛ شرکت وابسته Subsidiary Company حسابداری شرکت تابعه Subsidiary Company Accounting دفتر معین Subsidiary Ledger کمک هزینه دادن؛ کمک خرج دادن؛ از بودجهٔ عمومی کمک کردن؛ کمک مالی دادن Subsidize کمک هزینهٔ دولت؛ کمک بلاعوض؛ کمک رایگانه؛ رایگانه Subsidy معیشت؛ معاش Subsistence مدد معاش Subsistence Allowance اقتصاد معیشتی Subsistence Economy مخارج معاش Subsistence Expenditures سطح بخور و نمیر؛ سطح معاش؛ ناچیزی درآمد سرانه Subsistence Level علی‌الحساب بابت دستمزد Subsistence Money نظریهٔ وجه معاش مزد؛ نظریهٔ مزد بر پایهٔ حداقل معیشت Subsistence Theory of Wages مزد حداقل معیشت؛ مزد بخور و نمیر؛ دستمزد معاش؛ دستمزد گذران Subsistence Wage سطح مزد حداقل معاش؛ مزد معادل حداقل معیشت Subsistence Wage Level بازار مازاد معتنا به کار؛ بازار زیادتی چشمگیر کار Substantial-labour-surplus Market ناحیهٔ بیکاری فراوان Substantial-unemployment Area جانشین؛ بدل Substitute کالاهای جانشین؛ کالاهای بدل؛ کالاهای عوض Substitute Goods جانشین پول Substitute for Money افراد جانشین "Substitutes" جانشینی Substitution کشش جانشینی Substitution, Elasticity of قانون جانشینی Substitution, Law of نسبت نهایی جانشینی Substitution, Marginal Rate of نسبت جانشینی Substitution, Rate of اثر جانشینی Substitution Effect آثار جانشینی Substitution Effects قاعدهٔ جانشینی کمترین هزینه Substitution Rule of Least Cost عوامل جانشینی Substitutional Factors کالاهای تعویضی؛ کالاهای معاوضه‌ای؛ کالاهای جانشینی Substitutional Goods جمعیت حومهٔ شهر Suburban Population بخشش؛ کمک نقدی؛ کمک مالی بلاعوض Subvention سوکر، واحد پول کشور اکوادر برابر با یکصد سنتاو (Centow) است Sucre توالی؛ ترادف؛ جانشینی؛ وراثت؛ توارث؛ تواتر Succession مالیات بر ارث Succession Tax جانشین؛ وارث Successor شکایت کردن Sue اقدام در جهت تقلیل خسارت و یا جلوگیری از خسارت Sue and Labour مادهٔ مجوز اقدامات احتیاطی Sue and Labour Clause کفایت؛ بسندگی Sufficiency بسنده؛ به موقع؛ مؤثر؛ مکفی Sufficient شرط کافی Sufficient Condition خودزا؛ از انواع خودش Sui Generis مناسب Suitable رقم کل؛ مبلغ Sum سوم، واحد پول ازبکستان، نشانهٔ آن UZS است Sum حداکثر خسارت بیمه؛ مبلغ مورد بیمه Sum Insured جمع ارقام؛ حاصل جمع ارقام Sum of Digits مجموع مجذورات؛ جمع مربعات Sum of Squares روش مجموع سنوات برای محاسبهٔ استهلاک Sum of-the-year Method of Depreciation خلاصه کردن؛ به طور مختصر بیان کردن؛ به صورت خلاصه درآوردن Summarize ارقام ورودی ملخص؛ ثبت خلاصه Summarizing Entry تلخیص؛ خلاصه؛ فشرده Summary حساب خلاصه Summary Account آیین نامهٔ معاملات؛ مدیر مسئول هزینه؛ مقررات تجدید هزینه Sumptuary قوانین تحدید مصرف؛ قوانین منع مصرف کالاهای خاص Sumptuary Laws مالیات هزینه‌ای Sumptuary Tax اقلام متفرقه Sundries اسناد متفرقهٔ وصولی Sumdry Bills for collection بدهکاران و بستانکاران متفرقه Sumdry Debitors and Creditors دریافتهای متفرقه Sumdry Receipts سرمایهٔ خاص Sunk Capital هزینه‌های به حساب رفته Sunk Costs نظریهٔ دور تجاری برپایهٔ لکهٔ خورشید؛ نظریهٔ لکهٔ خورشید دور تجاری Sumspot Theory of the Trade Cycle حقوق ازکارافتادگی؛ کسور بازنشستگی Superannuation کسور بازنشستگی Superannuation Payment مباشر کارهای بازرگانی و فروش کالا در کشتی؛ نماینده، عامل، کارگزار تجارتخانه یا بازرگان در یک کشور بیگانه Supercargo ابر رااینه؛ رایانهٔ بزرگ Super Computer فراتر از محیط Super-environmnet القای جانشینی Supersession سوپر مارکت؛ فروشگاه بزرگ موادغذایی Supermarket بی‌طرفی زیاد Super-neutrality منافع بیش از عادی؛ منافع بالای عادی Super-normal Profits مخارج غیرعادی؛ مخارج زیادی Supernumerary Expenditure درآمد زیاده؛ درآمد هنگفت Supernumerary Income فرمانروایی Superordination رتبهٔ ویژهٔ ممتاز؛ فوق ارشدیت Superseniority فروشگاه بزرگ Superstore روساخت؛ روساختار Superstructure مالیات فوق العاده؛ مالیات اضافی بر مالیات عادی Supertax کالای عالی؛ کالای ممتاز؛ کالای بسیار مرغوب Superior Goods نظارت کردن Supervise هیئت نظار؛ هیئت نظارت Supervising Board سرپرست Supervisor تعلیمات سرپرستی Supervisory Training اضافات دستمزد و حقوق Supplement to Wages and Salaries الحاقیه؛ سند متمم Supplemental Instrument مزیت اضافی Supplementary Benefit مالیات اضافی؛ مخارج اضافی Supplementary Charge هزینهٔ ثابت؛ هزینهٔ ثانوی کالا؛ هزینه‌هایی جز هزینه‌های اولیه؛ هزنیه‌های متمم؛ هزینه‌های تکمیلی Supplementary Costs پرداخت اضافی Supplementary Payment حقوق بازنشستگی اضافی Supplementary Pension حقوق اضافی نفتی Supplementary Petroleum Duty سپرده‌های ویژهٔ اضافی Supplementary Special Deposits عرضه‌کننده؛ تهیه کننده؛ فروشندهٔ کالا؛ کارپرداز؛ متصدی ملزومات Supplier اعتبار اعطایی فروشنده؛ اعتبار فروشنده Supplier's Credit مواد مصرفی؛ ملزومات Supplies عرضه Supply تغییرات عرضه Supply, Changes of کشش عرضه؛ حساسیت عرضه Supply, Elasticity of عامل عرضه Supply, Factor عرضه و تقاضا Supply and Demand قانون عرضه و تقاضا Supply and Demand, Law of منحنی‌های عرضه و تقاضا Supply and Demand Curves منحنی‌های عرضهٔ قهقرایی، منفی یا با شیب وارونه Supply Curves, Regressive, Nagative or Backward Sloping عرضهٔ کوشش Supply Effort بازار عرضهٔ معین Supply-determined Market تابع عرضه Supply Function عرضهٔ تابعی Supply Functional عرضهٔ تورم Supply of inflation عرضهٔ کار Supply of Labour قیمت عرضه Supply Price قیمت عرضهٔ سرمایه Supply Price of Capital برنامهٔ عرضه؛ جدول عرضه؛ فهرست عرضه Supply Schedule اقتصاد از دید عرضه Supply Side Economics تأمین آذوقه؛ تأمین ملزومات؛ تأمین موجودی Supplying خرید حمایتی Support Buying قیمت حمایتی Support Price مدارک مدلل؛ مدارک کمکی Supporting Documents اوراق کمکی؛ اسناد ضمیمه Supporting Papers تورم سرکوب شده؛ تورم سرکوبیده؛ تورم سرکوفته Suppressed Inflation جلوگیری؛ فرونشانی؛ قطع؛ وقفه؛ سرکوب؛ حذف Suppression واخواست زدایی Supra Protest نظارت عالیه Supreme Control حد بالایی Supremum اضافه بار؛ نرخ اضافی؛ مالیات اضافی؛ هزینهٔ فوق‌العاده؛ عوارض اضافی؛ جریمه Surcharge پایندان؛ ضامن؛ تضمین؛ وثیقه؛ کفیل Surety ضمانت نامه؛ بمیه یا تضمین صحت عمل؛ ضمانت‌نامهٔ حسن انجام کار Surety bond ضمانت؛ کفالت؛ ضمان؛ عقد ضمانت؛ ضمان عقدی Suretyship بیمهٔ ضمانت؛ بیمهٔ کفالت؛ بیمهٔ ضمان Suretyship Insurance روش سطحی Surface System گیلدر، واحد پول کشور سورینام برابر با یک یکصد سنت Surinam Guilder مازاد؛ اضافی (در مورد بودجه و تراز پرداختهای بین‌المللی؛ اندوخته Surplus مازاد مصرفی؛ اضافهٔ مصرف کننده Surplus, Consumer's انواع مازاد Surplus, Types of حساب مازاد Surplus Account تحلیل مازاد؛ تحلیل حساب مازاد ظرفیت مازاد؛ ظرفیت اضافی Surplus Analysis سهام نقد مازاد Surplus Cash Shares هزینهٔ مازاد Surplus Charge هزینهٔ اضافی Surplus Cost مازاد سود سهم Surplus Dividend نظریهٔ کار و ارزش اضافی Surplus Labour and Value Theory بازار مازاد کار Surplus-labour Market سود مازاد؛ سود اضافی؛ اضافه سود Surplus Profit نسبت بازدهٔ اضافی Surplus Rate of Return دریافتهای مازاد (بابت سرمایه)؛ دریافتهای اضافی Surplus Receipts اندوختهٔ مازاد؛ اندوختهٔ اضافی Surplus Reserve سهام مازاد؛ سهام باقیمانده Surplus Shares واحدهای اضافه‌دار Surplus Units ارزش اضافی Surplus Value نظریهٔ ارزش اضافی Surplus Value, Theory of بازخرید؛ واگذاری Surrender واگذاری بدهی مورد بیمه؛ هزینهٔ انصراف Surrender Charge ارزش بازخرید؛ ارزش واگذاری Surrender Value تابع تولید نماینده Surrogate Production Function مالیات اضافی؛ اضافه مالیات Surtax ممیزی؛ ارزیابی؛ بررسی؛ بازرسی؛ مرور؛ توضیح خلاصه و جامع؛ اندازه‌گیری؛ آمارگیری نمونه Survey گواهی بازدید؛ گواهی ممیزی Survey Certificate حق‌الزحمهٔ ممیزی؛ حق الزحمهٔ بازدید Survey Fees بازبین؛ آمارگیر؛ بررسی کنده Surveyer آیین رسیدگی؛ طریق ارزیابی Surveying Procedure بازبین؛ ممیز؛ برآوردکننده؛ ارزیاب؛ کارشناس Surveyor شریک بازمانده Suriving Partner بازمانده Survivor روش بازمانده Survivor Technique بیمهٔ بازماندگان Survivor's Insurance مستمری بازماندگی Survivorship Annuity بیمه‌نامهٔ بازماندگی Survivorship Policy تعلیق پرداخت Suspend Payment توقف فعالیت تجاری Suspend Trading معلق Suspense حساب موقت؛ حساب مشکوک؛ حساب معلق Suspense Account وجوه معلق Suspense Fund تعلیق قرارداد Suspension of Contract تعلیق پرداخت Suspension of Payment رشد بادوام؛ رشد پایا؛ رشد ماندگار؛ رشد مانا Sustainable Growth سونسکاندلبانکن Svenskahandelsbanden سوریگز اینوسترینگ بنک Sveriges Investeringsbank سوریگز کردیت بنک Sveriges Kreditbank فرانک، واحد پول سویس، نشانهٔ Swiss. Franc است SWF معاملهٔ تعویض ارز؛ معاملهٔ جایگزینی ارزها؛ معاوضهٔ ارزی؛ تاخت ارزی Swap موافقتنامه‌های پایاپای (در معاملات ارزی)؛ قرارهای معاوضه ارزی؛ موافقتنامه‌های تاخت ارزی Swap Agreements ترتیبات معاوضهٔ ارزی؛ قرار تاخت ارزی Swap Arrangements اعتبار متقابل؛ اعتبار معاوضهٔ ارزی؛ اعتبار تاخت ارزی Swap Credit تسهیلات متقابل اعتباری Swap Credit Deal معاملهٔ اعتباری متقابل Swap Credit Deal معاملات متقابل Swap Operations نرخ متقابل Swap Rate عرق و رطوبت (بیمه) Sweat and Moisture قرارداد با رشوه؛ قرارداد خیانت آمیز؛ قرارداد مخدوش Sweatheart Contract کارگاه استثمار؛ کارگاه بهره‌کشی Sweatshop صنایع با مزد کم و کار دشوار Sweated Industries کارگر کم مزد و سخت‌کوش؛ کارگر ارزان Sweated Labour کار دشوار به مزد کم؛ رمق‌کشی Sweating استثمار کارگر؛ نظام بهره‌کشی؛ نظام رمق‌کشی Sweating System بودجهٔ سوئدی Swedish Budget کنفدراسیون کارکنان سوئد Swedish Employer's confederation سویزی؛ پال Sweezy, Paul فرانک، واحد پول لیختنشتین، نشانهٔ Sw. Franc است SWF نوسان آزاد؛ ماندهٔ حساب؛ حد بالای فنی اعتبار Swing قسمت حرکت و جمع آوری Swing Wervice نوبت کاری عادت؛ نوبت کار شب Swing Shift شرکت بانکی سویس با مسئولیت محدود Swiss Bank Corporation بانک ملی سویس Swiss National Bank تغییر خط؛ بازرگدانی به حالت اول؛ بازگردانی به حالت دیگر Switch فروش عوضی؛ فروش انحرافی Switch Selling انتقال زمان معامله به وقت دیگر Switch Trade تغییر Switching فرانک سوئیس، برابر با یکصد سانتیم است Switzerland Franc تحلیل امکانات و محدودیت‌ها Swot Analysis قیاس Syllogism سیلی، واحد پول گینه Syli علامت؛ نشانه Symhol نشانه گذاری رمزی، نمادی Symbolic Coding تحویل صوری Symbolic Delivery نظام دو فلزی مختلط Symetallism ماتریس متقارن Symmetric Matrix تابع متقارن Symmetrical Function تقارن Symmetry اعتصاب پشتیبانی؛ اعتصاب مبتنی بر همدیدی؛ اعتصاب همبستگی Sympathetic Strike اعتصاب پشتیبانی؛ اعتصاب همدردی؛ اعتصاب همبستگی Sympathy همزمان Synchronic رایانهٔ همزمان Synchronous Computer نمایندهٔ قانونی Syndic اتحادیه‌گرایی؛ سندیکالیسم Syndicalism شراکت کوتاه مدت Syndicate اتحادیهٔ صنفی Syndicate, The وام جمعی؛ وام اتحادیه‌ای Syndicated Loan همکوشی؛ اقدام جمعی Synergy ترکیب؛ تلفیق؛ باهم نهاد Synthesis نظریهٔ تلفیقی؛ نظریهٔ ترکیبی Synthetic Theory تألیفی؛ ترکیبی؛ تلفیقی Synthetical روش؛ طریقه؛ نظام؛ اسلوب؛ قاعده؛ طریقه؛ اصول؛ دستگاه System تحلیل‌گر دستگاه System Analyst طبقه‌بندی حسابها؛ دفترهای حسابداری؛ روش حسابداری System of Accounting دستگاه مختصات System of Coordinate نظام منطق System of Logic منطقی و منظم؛ مطلق روش معین مبتنی بر روش معین؛ قاعده‌دار؛ بااسلوب؛ اصولی؛ مدون قاعده مند Systematic خطای منظم Systematic Error روش سنجیده و منظم Systematic Method نمونهٔ منظم Systematic Sample نمونه‌گیری؛ پیوسته و با قاعده؛ نمونه برداری منظم Systematic Sampling گزینش سنجیده و پیوسته؛ انتخاب منظم و به قاعده؛ نیروگیری منظم Systematic Selection تحلیل نظامها؛ تحلیل دستگاهها Systems Analysis برآوردکنندهٔ دستگاهها Systems Estimator تحقیق دستگاهها؛ پژوهش دستگاهها Systems Research دلار، واحد پول تایوان، نشانهٔ T. Dollar است T$ حوالهٔ پیش‌پرداتخ مالیات T.A.B. هیئت کمکهای فنی ملل متحد T.A.B. جدول جست و جو Table Look-up جدول نمونهٔ تصادفی Table of Random Sample جدول اقتصادی "Tableau Economique" معیار تعدیل پذیر ارزش؛ معیار فهرستی ارزش Tabular Standard of Value جدول بندی؛ عمل ثبت و طبقه بندی داده‌ها؛ تنظیم به صورت جدول Tabulation جدول بند Tabulator تاکا، واحد پول کشور بنگلادش Taca حساب به شکل T T-account سازش پنهانی؛ سازش ضمنی؛ تبانی ضمنی Tacit Collusion برنامه‌ریزی موضعی Tactical Planning قانون تفت - هارلی Taft-Hartley Act برچسب؛ کارت مشخصات Tag قبض؛ اخذ؛ تصرف Take استفاده کردن Take Advance of استفاده از فرصت کردن Take Advantage of an Opurtunity تحویل گرفتن Take Delivery اعتبار پیدا کردن؛ نافذ بودن Take Effect خرید نسیهٔ مهم Take for a Call فروش نسیه Take for the Put سلف خریدن Take Forward خالص دریافتی Takehome Pay قبول کردن Take in «تمدید و انتقال»، خریدار Take-in, Taker تمدید معامله و انتقال به تاریخ تسویهٔ بعدی Take in Stock در حساب آوردن؛ در نظر گرفتن؛ اهمیت دادن Take into Account کاستن قیمت Take off (to) the Price جهش اقتصادی؛ آغاز پرواز در زمینهٔ اقتصادی؛ خیز اقتصادی Take-off قرارداد بیمه بستن Take Out an Insurance انتقال یافتن؛ جانشین کسی شدن؛ کار را از کسی تحویل گرفتن Take-over پیشنهاد علنی خرید؛ پیشنهاد خرید عمومی Take-over جذب نشر اوراق بهادار (بورس) Take Over an Issue خرید یا فروش با در دست داشتن نظارت؛ پیشنهاد خرید عمومی؛ پیشنهاد سلطه‌جویانه Take-over Bid پیشنهادهای سلطه جویانه Take Over Bids تصدی یافتن؛ تحویل گرفتن کار Take Over From وجه برات را پرداختن Take-up a Bill قبول کردن برات؛ پذیرش برات Take Up a Bill دریافت کردن یک جایزه؛ دریافت کردن حق اختیار Take Up an Option تحویل گرفتن اوراق بهادار Take Up Stock 

 

خریدار (وعدهٔ) اختیار؛ دریافت کننده Taker فروشندهٔ اختیار خرید Taker for a Call فروشندهٔ اختیار خرید تا دو برابر Taker for a Call More خریدار یک جایزهٔ غیرمستقیم Taker for a Put فروشندهٔ اختیار Taker for a Put and Call واگذارندهٔ حقوق و اختیار تحویل تا دو برابر؛ واگذارندهٔ حق تحویل تا دو برابر؛ خریدار اختیار فروش تا دو برابر Taker for a Put of More فروشندهٔ «اختیار خرید» Taker for thr Call خریدار «اختیار خرید» Taker of an Option فروشندهٔ جوایز Taker of Option Money دریافت کنندهٔ جایزه؛ تحویل گیرندهٔ هزینهٔ دیرکرد Taker of the Rate به اختیار خریدن Taking for an Option خرید برای آینده به قیمت مناسب Taking for the Call کار از کارگر گرفتن Taking Work to the Worker کارگران را به کار گماشتن Taking Workers to the Work دریافتها؛ مداخل Takings «به همان شکل» "Tale quale" چوبخط؛ حساب؛ محاسبه؛ حساب نگهداری Tally تطبیق کردن؛ با چوبخط حساب کردن؛ چوبخط زدن Tally منشی ذیحساب؛ چوبخط گذار Tally Clerk حسابدار؛ اقساط فروش؛ فروشندهٔ به اقساط Tallyman برگهٔ ذیحسابی Tally Sheet دکان قسطی فروش Tally-shop دادوستد قسطی Tally System معاملهٔ قسطی؛ تجارت قسطی Tally Trade بازشماری؛ نشانه گذاری؛ چوبخط زنی Tallying باقیماندهٔ دسته اوراق(بورس)؛ برگ درخواست کوپن Talon حساب اتکایی Tandem Account تماس؛ حالت مماس Tangency مماس Tangent شیب مماس Tangent Gradient صفحهٔ مماس TangentPlane داراییهای مشهود؛ داراییهای مرئی؛ داراییهای قابل تقویم؛ داراییهای مادی؛ داراییهای قابل لمس؛ داراییهای ثابت؛ داراییهای ملموس Tangible Assests گردش داراییهای مادی Tangible Assets Turnover ارزش خالص مادی Tangible Net Worth دارایی شخصی مادی Tangible Persomal Property دارایی مرئی؛ مال لمس کردنی؛ ملک قابل ارزیابی Tangible Property معادل Tantamount اوراق بهادار همیشه موجود (در بورس)؛ اوراق بهادار دولتی Tap نشر مداوم اوراق بهادار Tap Issue خط کوتاه و فرعی Tap Line پیشنهادهای اوراق بهادار دولتی Tap Offering نرخهای نزولی Sapering System of Rates وزن ظرف؛ وزن وسیلهٔ نقلیه Tare هدف مشخص؛ آماج Target شرکت مورد هدف؛ شرکت هدف Target Company هزینهٔ معیار؛ هزینهٔ پایه Target Cost بازار موردنظر؛ بازار هدف Target Market جامعهٔ مورد بررسی Target Population قیمت مطلوب؛ قیمت هدف Target Price قیمت‌گذاری بر پایهٔ هدف Target Pricing برنامهٔ هدفدار Targeted Program هدفها Targets نرخ کرایه؛ تعرفه؛ فهرست نرخها Tariff تعرفهٔ ویژهٔ مصرف گاز و برق Tariff, Block تعرفهٔ دو جزئی Tariff, Two-part تعرفهٔ حمایتی Tariff, Protection انواع تعرفه Tariff, Types of محدودیت تعرفه‌ای؛ سد تعرفه‌ای؛ مانع تعرفه‌ای Tariff Barrier شرکت تعرفه‌ای Tariff Company کارخانهٔ تعرفه‌ای Tariff Factory شرح تعرفه‌ای Tariff Description تعرفهٔ عایداتی محض؛ تعرفهٔ مختص درآمد Tariff-for Revenue Only نرخ تعرفه؛ قیمت تعرفه Tariff Rate ساختار تعرفه Tariff Structure اتحادیهٔ تعرفهٔ گمرکی؛ اتحادیهٔ تعرفه‌ای Tariff Union سد تعرفه‌ای؛ مانع گمرکی Tariff Wall رقابت تعرفه‌ای؛ جنگ تعرفه Tariff War تعرفه‌بندی Tariffication پاداش کار؛ پاداش وظیفه Task Bonus گروه کار Task Force گروه کار Task Group کارمزدی؛ کار موظف Task-work تغییر ذوق و سلیقه Taste, Change of تاسیگ، فرانک (۱۸۵۹ - ۱۹۴۰) Taussig, Frank W. تکرار مکررات؛ حشو و زواید؛ امر بدیهی؛ حقیقت منطقی Tautology روش مرحله‌ای؛ روش گام به گام "Tatonnement" مالیات؛ عوارض Tax مالیات بر مصرف Tax, Consumption مالیات مستقیم و غیرمستقیم Tax, Direct and Indirect مالیات بر درآمد و سرمایه Tax, income and Capital مالیات بر خرج Tax, Outlay مالیات رأی؛ مالیات سرانه Tax, Poll مالیات تبدیل Tax, Processing مالیات بر منافع Tax, Profits مالیات تصاعدی Tax, Progressive مالیات متناسب Tax, Proportional مالیات خرید Tax, Purchase مالیات نزولی Tax, Regressive مالیات ویژه Tax, Specific نظریه‌های مالیات Tax, Theories of انواع مالیات Tax, Types of مالیات بر ارزش افزوده Tax, Value-added مالیات بر ثروت Tax, Wealth تخفیف مالیاتی؛ بخشودگی مالیاتی؛ معافیت مالیاتی Tax Allowance استهلاک مالیاتی Tax Amortization حساب‌های وام و مالیات Tax and loan Accounts گواهینامهٔ پیش‌پرداخت مالیات Tax Anticipation Certificate گواهی پیش‌پرداخت مالیات Tax Anticipation Bill سند قرضهٔ مالیاتی؛ قرضهٔ پیش‌پرداخت مالیات Tax Anticipation Bond برگهٔ پیش‌پرداخت مالیات Tax Anticipation Note حوالهٔ پیش‌پرداخت مالیات Tax Anticipation Warrant ارزیابی مالیات؛ تقویم مالیاتی Tax Assessment مقوم مالیات؛ ممیز مالیات؛ ارزیاب مالیات Tax Assessor پرهیز از پرداخت؛ گریز از مالیات Tax Avoidance مأخذ مالیات Tax Base اساس مالیات؛ پایهٔ مالیاتی Tax Basis سند قرضهٔ مالیاتی Tax Bond بار مالیات؛ فشار مالیات Tax Burden تبدیل مالیات به سرمایه Tax Capitalization مالایت به حساب گذشته و آینده؛ تغییر مالایت بر پایهٔ سود و زیان شرکتها در سنوات مختلف Tax Carry Back and Carry Over تحصیلدار مالیات Tax Collector تمکین مالیاتی؛ پرداخت مالیاتی؛ پذیرش مالیاتی Tax Compliance اعتبار مالیاتی Tax Credit کاهش مالیات؛ تقلیل مالیات Tax Custs سند مالیات Tax Deed تعویق در پرداخت مالیات؛ تأخیر پرداخت مالیات Tax Delinquency انگیزهٔ منفی مالیات؛ انصراف مالیاتی؛ بازدارندهٔ مالیات Tax Disincentive گریز از مالیات؛ فرار از مالیات Tax Dodgingاثر مالیات Tax Effect برابر سازی مالیات؛ تسویهٔ مالیات Tax Equalization عدالت مالیاتی؛ برابری مالیاتی؛ مساوات مالیاتی Tax Equity معادل مالیاتی Tax Equivalent گریز از مالیات؛ فرار مالیاتی؛ حیله در تأدیهٔ مالیات Tax Evasion استثنای مالیاتی Tax Exclusion بخشوده از مالیات Tax Exempts اوراق بهادار معاف از مالیات Tax-exempt Securities معافیت از مالیات؛ بخشودگی از مالیات؛ بخشودگی مالیات Tax Exemption تبعید مالیاتی Tax Fxile خرج مالیات Tax Expenditure اجارهٔ مقطوع مالیات‌ها؛ تیولداری Tax Farming معاف از مالیات؛ فاقد مالیات؛ بخشوده از مالیات Tax Free مبادلهٔ معاف از مالیات؛ مبادلهٔ بخشوده از مالیات Tax-free Exchange اصطکاک مالیاتی Tax Friction بهشت مالیاتی؛ پناهگاه مالیاتی Tax Heaven برخورد مالیات؛ فشار مالیات Tax Impact انگیزهٔ مالیاتی؛ محرک مالیاتی Tax Incentive بار نهایی مالیات؛ پرداخت کنندهٔ نهایی مالیات؛ آخرین قرارگاه بار مالایتی Tax Incidence انعکاس و انتقال مالیات Tax Incidence and Shifting ابزار مالیاتی Tax Instrument مالیات بندی؛ تعیین عواید مالیاتی؛ وصول مالایت Tax Levy گروی مالیاتی Tax Lien حد مالیات Tax Limit روزنهٔ گریز مالیاتی؛ راه گریز مالیاتی؛ مفر مالیاتی؛ سوراخ فرار مالیاتی Tax Loophole تخفیف مالیات بابت زیان گذشته Tax-loss Carryback تخفیف مالیات بابت زیان در آینده Tax-loss Carryforward ضریب فزایندهٔ مالیات Tax Multiplier جبران مالیات Tax Offset مالیات بر مصرف؛ مالیات بر کالاهای مصرفی Tax on Commodities مالیات بر ارزش افزوده Tax on Value Added مالیات دهنده؛ مؤدی مالیات Tax Payer شورش مؤدی مالیاتی؛ انزجار مؤدی مالیاتی Tax Payer Revolt سیاست مالیاتی Tax Policy عواید مالیاتی Tax Proceeds تورم فشار مالیاتی؛ تورم از فشار مالیات Tax-push Inflation هرم‌بندی مالیات Tax Pyramiding نرخ مالیات Tax Rate برگشت مالیاتی Tax Rebate دریافتهای مالیات؛ وصولیهای مالیات Tax Receipts کاهش مالیاتی Tax Reduction بازپرداخت مالیات Tax Refund بخشودگی مالیاتی؛ معافیت مالیاتی Tax Remission گواهینامه‌های اندوختهٔ مالیات Tax Reserve Certificates اندوخته‌های مالیات Tax Reserves انزجار مالیاتی؛ شورش مالیاتی Tax Revolt صورت مالیاتها Tax Roll فشار مالیات Tax Screw فروش مالیاتی Tax Selling تسهیم مالیات؛ تقسیم عواید مالیاتی Tax Sharing پناه مالیاتی؛ پناهگاه مالیاتی Tax Shelter حمایت مالیاتی Tax Shield انتقال مالیات Tax Shifting مازاد مالیاتی Tax Surplus حق مالکیت ناشی از مالیات Tax Title سیاههٔ مالیات بر سهام Tax Voucher حوالهٔ مالیات Tax Warrant گوه مالیاتی Tax Wedge سال مالیاتی Tax Year بازدهٔ مالیات Tax Yield مأخذ مالیات پذیری؛ مأخذ شمول مالیات Taxable Base ظرفیت مالیات پذیری Taxable Capacity درامد مشمول مالیات؛ درآمد مالیات پذیر Taxable Income سود مشمول مالیات؛ سود مالیات پذیر Taxable Profit مالیات بندی Taxation مالیات بندی مستقیم؛ مالیات مستقیم Taxation, Direct آثار اقتصادی مالیات بندی Taxation, Economic Effects of انعکاس مالیات بندی؛ انتقال مالیات بندی Taxation, Incidence of مالیات بندی غیرمستقیم؛ مالیات غیرمستقیم Taxation, Indirect اصول مالیات بندی Taxation, Principles of اهداف مالیات بندی Taxation, Purposes of هزینه‌های مالیات بندی Taxation of Costs مالیات بندی بهره Taxation of interest جدول مالیاتی Taxation Schedules تیلور، ف.م Taylor, F.MTaylor Differential Piece Rate Plan تیلور، فرانک و. جان (۱۸۵۶ - ۱۹۱۵) Taylor, F.W. John تیلریزم Taylorism حوالهٔ خزانه T. Bill قرضهٔ خزانه T. Bond منحنی «تی» "T" Curve توزیع T؛ توزیع تی T-distribution دریافتهای سپردهٔ خزانه‌داری T.D.R. چای به عنوان پول Tea as Money هیئت کمک فنی ملل متحد Technical Assistance and Board of the United Nations سرمایهٔ فنی Technical Capital تعلیم فنی Technical Education کشش فنی جانشین Technical Elasticity of Substitution دانش فنی Technical Know How وضع فنی Technical Position ترقی فنی Technical Progress ضوابط فنی؛ معیارهای فنی Technicai Standards فن سالاری؛ فن مداری Technocracy فن سالار؛ فن مدار Technocrat تغییرات فنی Technological Changes جبرگرایی فنی؛ جبریت فنی Technological Determinism دوگانگی فنی Technological Dualism آثار برونی فنی Technological External Effects انحصار فنی Technological Monopoly ترقی فن‌شناسی Technological Progress بیکاری فنی؛ بیکاری ناشی از تغییر فن؛ بیکاری ناشی از رواج ماشین Technological unemployment علم صنعت؛ فن‌شناسی؛ شناخت فنی Technology گزینش فن؛ گزینش شناخت فنی Technology, Coice of رابطهٔ علم اقتصاد و شناخت فنی Technology, Relation to Economics ماتریس فنی Technology Matrix ساختار فنی Technostructure تخنوم فین پلان؛ برنامه فنی مالی Tekhpromfinplan حوالهٔ تلگرافی پول Telegraphic Money Order انتقال تلگرافی Telegraphic Transfer برنامه‌ریزی هدفدار Teleogical Planning صراف؛ تحویلدار Teller مهر تحویلدار Teller's Stamp توزیع زمانی Temporal Distribution ورود موقتی؛ اجازهٔ موقت ورود Temporary Admission مقرری موقتی؛ مقرری غیردایمی Temporary Annuity فوق‌العاده مأموریت موقت Temporary Duty Allowance صدور موقت Temporary Exportation برکناریهای موقت Temporary Layoffs انحصار موقت Temporary Monopoly انبار موقت Temporary Store ده - چهل؛ قرضهٔ ده چهل Ten-forty اجاره‌داری؛ مدت اجاره؛ مالکیت موقت Tenancy اجارهٔ جایز Tenancy at Will مستأجر؛ اجاره‌دار Tenant مستأجری که به میل و درخواست موجر اجاره‌داری کند Tenant at Will کشاورز مستآجر Tenant Farmer اجاره‌داری مشترک؛ اجاره داری اشتراکی میان دو یا چند تن Tenant in Common مستأجر عدوانی Tenant in Suffrance حق مستأجر Tenant Right اجاره داری؛ همهٔ مستأجرین یک ملک Tenantry اجاره‌داری Tenantship گرایش؛ تمایل؛ میل Tendency پیشنهاد علنی خرید؛ پیشنهاد عمومی خرید Tender مناقصه Tender, Low مزایده Tender, High ضمانت‌نامهٔ شرکت در مناقصه Tender Bonds ضمانت‌نامهٔ شرکت در مناقصه Tender Guarantee انتشار پیشنهاد مناقصه Tender Issue پیشنهادکننده Tenderer تنگه، واحد پول قزاقستان، نشانهٔ آن KZT است Tenge اسکناس ده لیره‌ای (در انگلیس)؛ اسکناس ۰۱ دلاری Tenners مقام مسئول درهٔ تنسی؛ ادارهٔ امور درهٔ تنسی Tennessee Valley Authority سررسید Tenor تنش Tension ترازنامهٔ آزمایشی؛ تراز تکمیل نشده Tentative Balance Sheet پیشنهاد آزمایشی؛ نخستین پیشنهاد؛ اولین عرضه Tentative Offer مدت اجاره‌داری؛ دورهٔ تصدی؛ تصدی Tenure اصطلاح؛ دوره؛ مدت ؛ شرایط Term اسناد قرضهٔ استهلاکی؛ برگه‌های قرضه مدت‌دار؛ اوراقی که سررسید همه آنها یک تاریخ باشد Term Bonds اعتبار مدت‌دار Term Credit روزهای پرداخت اجاره بها Term Days سپرده‌های مدت‌دار Term Deposits وام مدت‌دار فدرال Term Federal Funds بیمهٔ فوت در مدت معین Term Insurance وام مدت‌دار؛ وام میان مدت؛ وام با سررسید؛ وام غیردیداری Term Loan مدت برات Term of a Bill طرح بیمهٔ مقید زندگی Term Plan of life Insurance بیمه نامهٔ فوت برای مدت معین Term Policy موافقتنامهٔ بازخرید مدت‌دار Term Repurchase Agreement ساختار زمانی اندازه‌های بهره Term Structure of Interest Rates انتقال سررسید دین Term Tranfer مستمری انقضاپذیر Terminable Annuity اتحادیهٔ قابل فسخ؛ اتحادیهٔ انقضاپذیر Terminable Association نهایی؛ انتهایی؛ وعده‌ای؛ پایانه Terminal قرضهٔ پایانه Terminal Bond بازارهای ایستگاه انتهایی؛ بازارهای پایانه Terminal Markets قیمت تحویل؛ قیمت قابل تحویل؛ قیمت پایانی Terminal Price اندوختهٔ انتهایی Terminal Reserve مزد انفصال؛ مرد اخراج Terminal Wage پایان؛ خاتمه؛ انتها؛ فسخ؛ ختم؛ انقضا Termination انجام بیمه؛ تاریخهای پایان بیمه Termination Dates of Insurance انقضای پیشنهاد Termination of Offer پاداش خاتمه خدمت؛ مزد پایان خدمت Termination Pay نقدا” قابل پرداخت Terms Cash شرایط تحویل Terms of Delivery شرایط پرداخت؛ نحوهٔ پرداخت Terms of Payment مفاد بیمه‌نامه Terms of the Policy قرارنامهٔ مورد استناد؛ شرایط پایه؛ شرایط اصلی Terms ofReference رابطهٔ مبادله؛ نسبت مبادله؛ شرایط تجارت Terms of Trade قرضهٔ داخلی Territorial Bond تقسیم داخلی کالا؛ تقسیم ارضی کار Territorial Division of Labour ادغام ارضی Territorial Integration خطرات احتمالی ناچیز Teriary Risks آزمایش؛ محک؛ معیار؛ آزمون Test آزمون اثر؛ آزمون تأثیر Test, Impact رسیدگی آزمایشی؛ رسیدگی موضعی TestCheck میزان تنزل آزمونی؛ اندازهٔ آزمونی تنزیل Test Discount Rate بازاریابی آزمایشی Test Marketing آمار آزمونی Test Statistic وصیت‌نامه؛ وصیت Testament ترات ماترک Testamentary Trust وصیت‌کننده Testator تا موقع نهی؛ تا دستور خلاف T.F. اتحادیهٔ کارگران حمل و نقل و کارگران عمومی T.G.W.U. سه «اس» The Three "S" دزدی و دله‌دزدی Theft and Pilferage در بیمه؛ خطر دزدی Theft Risk قانون تیلسن؛ قانون ضد تراکم نامعقول Theluson Act قضیه؛ برهان؛ مسئله؛ قاعده؛ نگره Theorem رقابت نظری؛ رقابت فرضی Theoretical Competition اقتصاد نظری Theoretical Economics نظریه‌های برنامه‌ریزی علم Theories of Science Planning نظریه؛ فرضیهٔ علمی Theory نظریهٔ هزینهٔ نسبی؛ نظریهٔ هزینهٔ مقایسه‌ای Theory of Comparative Cost نظریهٔ انتخاب مصرف‌کننده Theory of Consumer's Choice نظریهٔ تعیین درآمد Theory of Income Determination نظریهٔ رقابت انحصاری؛ نظریهٔ رقابت انحاصرگران Theory of Monopolistic Competition نظریهٔ بهرجه؛ نظریهٔ بهرهٔ مالکانه؛ نظریهٔ اجاره؛ فرضیهٔ علمی اجاره؛ نظریهٔ اجاره Theory of Rent نظریهٔ پس‌انداز Theory of Saving نظریهٔ استنباط آماری Theory of Statistical inference نظریهٔ ارزش؛ فرضیهٔ علمی ارزش Theory of Value نظریهٔ تغییرات Theory of Variations نظریهٔ اکس؛ نظریهٔ X Theory X نظریهٔ وای؛ نظریهٔ Y Theory Y کارآیی حرارتی؛ کارآیی گرمایی Thermal Efficiency شرکت کم سایه؛ شرکت سست Thin Corporation بازار کساد Thin Market گروه مشاوران Thin Tank برات درجهٔ سوم Third Class Paper براتهای کشور سوم Third Country Bills نسخهٔ سوم برات Third of Exchange طرف ثالث Third Party ذینفع شخص سوم Third Party Beneficiary بیمهٔ شخص ثالث Third Party Insurance دخالت شخص ثالث؛ دخالت طرف سوم Third Party Intervention شخص ثالث Third Person درجهٔ سوم Third Rate جهان سوم Third World تورنتون، ویلیام تامس Thornton, William Thomas اندیشه‌بر Thought-intensive اثر تهدید Threat Effect گروه بانکهای سه گانه Three Banks Group سیاست مبتنی بر سه «دی» Three-d Policy روش سه در یک Three One Method طرح ترقی سه وضعی Three-position Plan روش کار سه نوبتی؛ روش سه نوبت کاری؛ روش کار تمام وقت Three Shift System حداقل مربعات سه مرحله‌ای؛ کمترین مجذورات سه مرحله‌ای Three Stage Least Squares روش حداقل مربعات سه مرحله‌ای Three Stage Least Squares Method تحلیل سه متغیری Three-variable Analysis آستانهٔ Threshold موافقتنامهٔ استانه‌ای Threshold Agreement تحلیل آستانه‌ای Threshold Analysis اثر آستانه‌ای Threshold Effect آستانهٔ یک کالا Threshold of a Good قیمت بندری Threshold Price کارگر تازه کار؛ کارگر بی‌تجربه Threshold Worker صرفه‌جویی شخصی؛ اندوختهٔ شخصی Thrift حساب صرفه‌جویی شخصی؛ حساب اندوختهٔ شخصی Thrift Account شرکت صرفه‌جویی و وام Thrift and Loan Association نهاد صرفه‌جویی Thrift Institution اندوختهٔ خصوصی؛ صرفه‌جویی؛ امساک؛ عقل معاش Thriftiness بارنامهٔ سرتاسری؛ بارنامهٔ عبور محموله از طریق دریا و خشکی با وسایط نقلیهٔ مختلف؛ بارنامهٔ مستقیم؛ بارنامهٔ مقاطعه‌ای Through Bill of Lading باربری مقاطعه‌ای؛ دوایر مقاطعه‌ای؛ خدمات مقاطعه‌ای Through Bookings بازدادهٔ بیشینه؛ حداکثر ظرفیت تولید؛ حداکثر محصول Through Output موافقتنامهٔ استفاده از ظرفیت کامل؛ موافقتنامهٔ تولید کامل؛ موافقتنامهٔ بیشترین محصول Through Output Agreement شخص فعال Thruster تونن، یوهان هنریچ فن Thunen, Juhann Heinrich Von (۱) علامت Tick (۲) اعتبار؛ نسیه‌بری؛ نسیه؛ علامت چوبخط Tick علامت‌گذاری؛ علامت چوبخط Tick Mark دستگاه ضبط Ticker نوار دستگاه ضبط Ticker Tape رسید؛ بلیط؛ ورقه؛ آگهی؛ برچسب Ticket روز آگهی صورت مشتریان Ticket of Name Day الگوی تای‌بوت Tiebout Model قرارداد مشروط Tie-in Contract فروش مشروط؛ فروش مقید Tie-in Sale انسداد (سرمایه) حبس پول؛ مسدود کدرن (سرمایه یا پول) Tie Up (of Capital, of Money) کمک مشروط Tied Aid سکونت مقید؛ سکونت مشروط Tied Cottage مؤسسهٔ محدود؛ مؤسسه دارای اختیارات محدود Tied House قرضهٔ مقید؛ وام مشروط Tied Loan مغازهٔ مقید؛ مغازهٔ محدود Tied Shop بهای کمینه؛ حداقل قیمت Tigger Price بی‌پول؛ محکم Tight تنزیل بی‌چانه؛ تنزیل یک کلام Tight Discount بازار کمبود نیروی کار Tight Labour Market پول گران؛ مضیقهٔ پولی؛ پول کمیاب Tight Money سیاست مضیقهٔ پولی؛ سیاست تضییق پولی؛ سیاست پول کمیاب Tight Money Policy اوقات تنگ؛ اوقات کم Tight Times پول نقد موجود Till Money زمان Time تخصیص زمان Time, Allocation of زمان و کشش Time and Elasticity زمان‌سنجی و حرکت سنجی Time and Motion Studies معاملهٔ سلف؛ فروش سهام و جز اینها پیش از موقع انتشار آنها؛ پیش فروشی Time and Bargain حوالهٔ مدت‌دار؛ سفتهٔ مدت‌دار؛ برات مدت‌دار؛ جدول ساعات ورود و خروج قطار Time Bill گواهی سپردهٔ مدت‌دار Time Certificate of Deposit کارت حضور و غیاب Time Card قرارداد زمانی کرایهٔ کشتی Time Charter زمان‌بر؛ وقت‌گیر Time Consuming زمان مشمول؛ زمان طی شده؛ زمان لازم Time Covered اعتبار مدت‌دار Time Credit سپردهٔ مدت‌دار Time Deoposit حوالهٔ مدت‌دار؛ برات میعادی Time Draft کارآیی زمانی Time Efficiency طول مدت؛ افق زمانی Time Horizon منحنی بی‌تفاوتی زمان Time Indifference Curve عقب افتادگی در تولید؛ تأخیر زمانی در تولید Time-lag in Production مدت مقرر برای ارائه؛ حد زمانی ارائه Time-limit for Presentation بهرهٔ زمانها و سود سهام ترجیحی Times Interest and Prefered Dividend بهرهٔ حاصله در زمان Times Interest Earued سود سهام ترجیحی حاصله در زمان Times Preferred Dividend Earned زمان گذاری؛ زمان گزینی؛ گزینش زمان؛ زمان سنجی؛ زمان بندی Timing تین برخن، یان (۱۹۰۳ - ...) Tinbergen, Jan دفترچه حمل و نقل بین‌المللی زمینی (جاده) "T.I.R. Carnet" ده یک؛ عشر؛ عشریه Tithe مستمری عشریهٔ بازخرید Tithe Redemption Annuities سند مالکیت Title Deed بیمهٔ حق مالکیت Title Insurance تاکا، واحد پول بنگلادش، نشانهٔ Taka است TK زیان کل T.L. منات، واحد پول ترکمنستان نشانهٔ Tm. Menat است TMM حوالهٔ پولی تلگرافی T.M.O. به بهای رسیده؛ به بهای ورود؛ به قیمت ورودی To Arrive Price تابین، جیمز (۱۹۱۸ - ) Tobin, James تکویل Tocqueville, A. de الگوی تودارو Todaro Molel نشانهٔ ؛ دلالت Token سکهٔ اعتباری؛ سکهٔ پولی؛ سکهٔ نماینده Token Coin پول نماینده؛ پول اعتباری؛ پول قراردادی؛ سکهٔ اعتباری Token Money پیش‌پرداخت؛ پرداخت جزئی Token Payment اعتصاب آزمایشی؛ اعتصاب هشداردهنده Token Strike مذاکرات توکیو Tokyo Round تولار، واحد پول اسلونی، نشانهٔ آن SLT است Tolar حد تغییر؛ تغییر مجاز؛ تغییرات کمتر یا بیشتر؛ دامنهٔ نوسان Tolerance عوارض؛ مالیات Toll آگهی تأمین وام Tombstone کارگاه پرداخت کنندهٔ دستمزد جنسی "Tommy-shop" نظام پرداخت مزد جنسی Tommy System تن برابر است با یک هزار کیلوگرم. Ton تن در میل Ton Mile ظرفیت براساس تن؛ مالیات کشتی برحسب تن Tonnage درامد سالانهٔ مادام‌العمری Tontine مقرری بازماندگان؛ مستمری بازماندگان Tontime Annuity توک، تامس (۱۷۷۴ - ۱۸۵۸) Took, Thomas ابزارهای سیاست پولی Tools of Monetary Policy صدر Top نظام بازنشستگی کارمندان Top-hat Insurance Scheme مدیر عالی‌رتبه Top Management مالیات بر بالاترین روند درآمدی Top Slicing شرط تکافوی وثیقه Topping Up Clause تارنس، رابرت (۱۷۸۰ - ۱۸۶۴) Torrens, Robert نظام تارنس Torrens System بی‌حساب خرج کردن Toss One's Money About گردش کل دارایی Total Asset Turnover کل اعتبار بانک Total Bank Credit هزینهٔ کل Total Cost کل هزینهٔ هر واحد Total Cost Chargns Per Unit منحنی هزینهٔ کل Total Cost Curve تقاضای کل Total Demand تقاضا و عرضهٔ Total Demand and Supply معادلهٔ فاضله‌ای کل Total Differential Equation ارزش اقتصادی کل Total Economic Value کل هزینه‌های ثابت Total Fixed Costs خسارت کلی Total Loss بیمهٔ از بین رفتن کامل؛ بیمهٔ خسارت کامل Total Loss Insurance فقط از بین رفتن تمام Total Loss Only خسارات کلی Total Losses منحنی خرج کل؛ منحنی پرداخت کل Total Outlay Curve منحنی مقدار تولید کل؛ منحنی بازدادهٔ کل؛ منحنی محصول کل Total Output Curve کل درآمد شخصی Total Personal Income کل درآمد خصوصی Total Private Income نظارت کلی کیفی Total Quality Control پاداش کل؛ جمع کل پاداش Total Remuneration دخل کل؛ درآمد کل؛ دریافتی کل؛ جمع کل فروش Total Revenue منحنی دخل کل؛ منحنی دریافتی کل Total Revenue Curve کل هزینهٔ واحد Total Unit Cost مطلوبیت کل؛ جمع کل مطلوبیت Total Utility کل هزینه‌های متغیر؛ هزینه‌های کل متغیر Total Variable Costs حکومت تک حزبی؛ خودکامه Totalitarian تراست تاتن Totten Trust جهانگردی Tourism مخارج جهانگردان Tourist Expenditutes گران‌تر از بهای اصلی فروختن؛ به راه انداختن کار و کسب Tout دلال Tout چک شهری؛ چک محلی؛ چک قابل پرداخت در محل صدور Town Cheque انجمن شهر؛ شورای شهر Town Council وزن با ظرف TR. پی‌جویی کردن؛ ردیابی؛ پیگیری؛ دنبال کردن Trace سلسله تشریفات مقدماتی Trace هزینهٔ مستقیم؛ هزینهٔ قابل اسناد Traceable Cost روش ترسیم Tracing عملکرد گذشته؛ سابقه Track Record حق خطوط راه آهن به استفاده از خطوط شرکتهای دیگر Trackage Right بازرگانی؛ تجارت؛ مبادله؛ معامله؛ سوداگری؛ کاسبی؛ دادوستد Trade موازنهٔ بازرگانی؛ تراز بازرگانی Trade, Balance of وزارت بازرگانی Trade, Board of تجارت بین‌المللی Trade, International برات مدت‌دار فروش؛ قبول تجاری؛ قبول بازرگانی TradeAcceptance حسابهای پرداختنی؛ حسابهای پرداخت کردنی Trade Account Payable حساب دریافت کردنی بازرگانی Trade Account Receivable کمک حرفه‌ای تطبیقی Trade Adjustment Assistance (۱) موافقتنامه کار؛ قرارداد کار؛ (۲) موافقتنامهٔ تجاری Trade Agreement تخفیف تجاری Trade Allowance تجارت و حسابهای کشتیرانی Trade and Navigation Acounts اتحادیهٔ حرفه‌ای؛ انجمن صنفی Trade Association موازنهٔ بازرگانی؛ موازنهٔ تجاری؛ ماندهٔ تجاری Trade Balance بانک بازرگانی Trade Bank سد تجاری؛ قیود تجاری؛ مانع تجاری Trade Barrierبرات تجاری Trade Bill گروه بندی تجاری Trade Block هیئتهای تجاری Trade Boards جهش اقتصادی Trade Boom سرمایهٔ تجاری Trade Capital هزینهٔ تجارت؛ هزینهٔ معامله Trade Charge ارز Trade Coin نوآفرینی تجاری Trade Creation اعتبار تجاری Trade Credit دور تجاری Trade Cycle نظریه‌های دور تجاری؛ نظریه‌های دور کار و کسب Trade Cycle, Theories of the کسر تجاری Trade Deficit تخفیف تجاری Trade Discount انحراف تجاری Trade Diversion دلار تجاری Trade Dollar برات بازرگانی؛ برات تجاری Trade Draft قانون توسعهٔ تجاری Trade Expansion Act مخارج تجاری؛ مخارج بازرگانی؛ مخارج عمومی؛ هزینه‌های بازرگانی Trade Expenses نمایشگاه کالاهای تجاری؛ نمایشگاه بازرگانی؛ بازار مکاره Trade Fair ورشکست Trade Fallen اختلاف دادوستد، شکاف تجاری Trade Gap اختلاف ناویژهٔ دادوستد Trade Gap, Crude انجمن بازرگانان؛ اتحادیهٔ اصناف؛ اتحادیهٔ صنفی Trade Guild آورده، تاخت کالای نو و کهنه Trade-in سرمایه گذاری بازرگانی Trade Investment سرمایه‌گذاریهای تجاری Trade Investments بدهی تجاری؛ بدهی به دلیل خرید کالا و خدمت Trade Liability خسارت مبادلاتی Trade Loss علامت تجاری؛ نشان بازرگانی Trade-mark ثبت علایم تجاری Trade Maks Registry انحصار تجارت Trade Trade Monopoly اسم تجاری؛ نام بازرگانی Trade Name معاوضه؛ بده و بستان؛ رابطهٔ جانشینی؛ تاخت Trade-off معاوضه کردن کالا؛ آب کردن کالا؛ تاخت زدن Trade-off سازمان تجاری Trade Organization قیمت تجاری؛ بهای بازرگانی Trade Price انجمن حمایت بازرگانی Trade Protection Society معرف بازرگان نزد عمده فروش؛ سابقهٔ صنفی؛ مرجع تجاری Trade Reference دفتر ثبت تجاری Trade Register تحدید ورود کالاهای خارجی به کشور؛ وضع و اجرای قوانین شدید گمرکی و تعرفه Trade Restriction تحریم تجاری؛ مجازات تجاری Trade Sanction مازاد تجاری Trade Surplus اتحادیهٔ صنفی؛ اتحادیهٔ مشاغل؛ اتحادیهٔ بازرگانان؛ اتحادیهٔ اصناف Trade Union اتحادیهٔ کارگری Trade Union حق عضویت در اتحادیهٔ کارگری Trade Union Dues عضو اتحادیهٔ کارگری Trade Unionist نرخ ارز تعدیلی تجاری Trade-weighted Exchange Rate بازرگان؛ سوداگر؛ تاجر؛ کاسب Trader اعتبارات سوداگری Trader's Credits طرح اعتبار تجار Trader's Credit Scheme ۱. بازرگانی؛ سوداگری ۲. سوداگر؛ تجارت کننده؛ تجاری؛ دادوستد؛ مبادله؛ معامله Trading حساب عملکرد؛ حساب بهره‌برداری؛ حساب خرید و فروش؛ حساب دخل و خرج Trading Account میدان کسب Trading Area بانک تجاری Trading Bank گواهی دادوستد؛ گواهی معامله؛ گواهی مبادله؛ مجوز دادوستد Trading Certificate شرکت‌های بازرگانی Trading Companies تفاوت معامله Trading Difference خرید و فروش ارزان؛ ارزان فروشی Trading Down شهرک صنعتی؛ منطقهٔ تجاری؛ مرکز صنعتی Trading Estate حد معامله؛ حد تغییرات قیمت Trading Limit بازارهای تجاری؛ بازارهای خرید و فروش؛ بازارهای معامله Trading Markets معامله به عدالت؛ معاملهٔ به انصاف؛ معامله روی ارزش خالص دارایی Trading on the Equity سوداگری در وضع حد؛ سوداگری در نهایت Trading on Margin سود عملکرد؛ سود ناویژه Trading Profit میدان کسب Trading Ring خطر احتمالی دادوستد Trading Risk تمبر معامله؛ کوپن Trading Stamp خرید و فروش گران‌تر؛ افزایش سود؛ بهبود کیفیت محصول Trading Up سال اقتصادی Trading Year رسم؛ سنت Tradition اقتصاد ارشادی سنتی Tradition-directed Economy بخش‌های سنتی Traditional Sectors جامعهٔ سنتی؛ جامعهٔ باستانی Traditional Society وسایط نقلیه؛ آمدوشد؛ رفت و آمد؛ سوداگری؛ بارکشی؛ دادوستد؛ معامله؛ بار و مسافر؛ تجارت قاچاق Traffic قسمت حمل و نقل؛ قسمت باربری Traffic Department یدک کش Trailer قطار واگن در یک میل Train Mile ادارهٔ آموزش؛ قسمت کارآموزی Training Department دستور کارآموزی؛ کتاب مبانی کارآموزی Training Manual برنامهٔ کارآموزی Training Programme کشتی آزاد؛ کشتی بی‌برنامه Tramp Steamer حصه؛ سهم؛ قسمت "Tranch" معامله؛ دادوستد؛ رد و بدل؛ سودا؛ فعالیت مالی Transaction هزینه‌های دادوستد؛ هزینه‌های معامله Transaction Costs پروندهٔ دادوستد؛ پروندهٔ معامله Transaction File وام‌های معاملاتی Transaction Loans حساب معاملات Transactions Account دید دادوستدی؛ دید معاملاتی Transactions Approach مانده‌های معاملاتی Transactions Balances تقاضای معاملاتی Transactions Demand تقاضای معاملاتی پول Transactions Demand for Money معادلهٔ معاملاتی معادلهٔ دادوستد Transactions Equation انگیزه معاملات؛ انگیزهٔ دادوستد Transactions Motive انگیزهٔ معاملاتی پول نگهداشتی؛ انگیزهٔ معاملاتی نگهداری پول Transactions Motive for Hoding Money مالیات بر فروش؛ مالیات معاملات Transactions Tax سرعت معاملاتی گردش Transactions Velocity Circulation سرعت گردش معامله‌ای پول Transactions Velocity of Money تابع تولید لگاریتمی غیرجبری؛ تابع تولید لگاریتمی فرازنده Transecendental Logarithmic Production function تابع تولید غیرجبری؛ تابع تولید فرازنده Transecendental Production Function انتقال Transfer تجمع حسابداری انتقال Transfer Accounting Lodgment کارگزار انتقال سهام؛ عامل انتقال؛ نمایندهٔ انتقال Transfer Agent دفتر انتقال سهام؛ دفتر نام سهامداران Transfer Book گواهی انتقال Transfer Certificate چک انتقالی؛ چک حواله Transfer Cleque هزینهٔ انتقال Transfer Cost روزهای انتقال Transfer Days سند انتقال Transfer Deed عواید انتقالی Transfer Earnings ثبت‌های انتقالی Transfer Entries مخارج انتقالی Transfer Expenditures هزینهٔ انتقال Transfer Fee درآمد انتقالی؛ درآمد بلاعوض Transfer Income دفتر روزنامهٔ انتقال Transfer Journal انتقال سهم الشرکه Transfer of Shares انتقال شناخت فنی؛ انتقال فن شناسی Transfer of Techuology دستور انتقال Transfer Order پدراختهای انتقالی؛ پرداختهای یک طرفه Transfer Payments قیمت انتقالی Transfer Price قیمت گذاری انتقالی Transfer Pricing مسئلهٔ انتقال Transfer Problem خطر احتمالی انتقال Transfer Risk تمبر انتقال Transfer Stamp مالایت انتقالی Transfer Tax برگه‌های انتقالی Transfer Voucher قابلیت انتقال چک Transferability of Cheque حساب قابل انتقال Transferable Account اعتبار قابل انتقال Transferable Credit انتقال دهنده از طریق تحویل برات Transferor by Delivery ارزش انتقالی Transferred Value منحنی تبدیل Transformation Curve تابع تبدیل Transformation Function مسئلهٔ تبدیل Transformation Problem پته؛ پروانهٔ عبور؛ پروانهٔ ترخیص کالا Transire تعهد عبوری؛ تعهد گذری Transit Bond-note اقلام عبوری؛ اقالم در راه Transit Items شمارهٔ عبور Transit Number امتیاز عبور Transit Privilege نرخ عبور Transit Rate تجارت عبوری Transit Trade دورهٔ انتقالی Transitional Period سرایت پذیری Transitivity تسری پذیری رجحان Transitivity of Preference مصرف گذرا؛ مصرف ناپایدار Transitory Consumption درامد گذرا؛ درآمد ناپایدار؛ درآمد زودگذر Transitory Income محاسبه و تبدیل ارز به پول داخلی Translate تابع تولید لگاریتمی غیرجبری Translog Production Function اقبل انتقال Transmissible انتقال سهم‌الشرکه‌ها Transmission of Shares چند ملیتی؛ فراملیتی؛ فراملی Transnational حمل و نقل؛ بارکشی ؛ نقل و انتقال؛ ترابری Transport حسابداری حمل و نقل Transport Accounts هزینه‌های حمل و نقل Transport Charges بیمهٔ حمل و نقل Transport Insurance نسبت حمل و نقل Transport Ratio خطر حمل و نقل Transport Risk بیمهٔ باربری Transportation Insurance ماتریس وارونه Transposed Matrix ترانهش؛ پس و پیش شدن ارقام؛ انتقال اعداد به سوی دیگر معادله Transposition قانون پس و پیش سازی؛ قاعده تقدم و تأخیر؛ قانون جابجاشدگی Transposition Law انتقال محموله از یک وسیلهٔ نقلیه به دیگری Trans-shipment نقاط انتقال محموله Trans-shipment Points اریب؛ متقاطع Transversal واگن توشه Trap Car کارت سفر و تفریح Travel and Entertainement Card کارت مسافرتی؛ کارت سفر Travel Card چک مسافرتی Traveller's Cheque اعتبارنامهٔ مسافرتی Traveller's Letter of Credit مخارج سفر Travelling Expenses روبل (ملی)، واحد پول تاجیکستان، نشانهٔ T. Ruble است TRb خزانه‌دار Treasarer خزانه Treasury, The ترازنامهٔ خزانه‌داری Treasury Balance Sheets اسناد خزانه کوتاه مدت Treasur yBills اسناد خزانه به عنوان پول Treasury Bills as Money اسناد خزانه بلندمدت Treasury Bonds مطالبهٔ خزانه؛ درخواست پرداخت خزانه Treasury Call گواهینامهٔ اسناد خزانه‌داری Treasury Certificate پول خزانه‌داری Treasury Currency اسکناسهای واریزنشدهٔ خزانه Treasury Currency Outstanding رسید سپردهٔ خزانه Treasury Deposit Receipt دستور عمومی خزانه‌داری؛ رهنمود خزانه‌داری Treasury Directive توافق خزانه - فدرال رزرو Treasury-federal Reserve Accord خزانه داری کل Treasury General وسایل مدیریت پولی خزانه‌داری Treasury Instruments for Money Management سکه‌های نشر خزانه Treasury Issue of Coins اوراق قرضهٔ خزانه‌داری؛ نشرهای خزانه داری Treasury Issues اسناد خزانهٔ میان مدت Treasury Notes برگه بهادار خزانه Treasury Security سهم «خزانه» Treasury Stock عمل آوردن؛ روش؛ رفتار؛ معامله؛ طرز عمل Treatment عهدنامهٔ رم (۱۹۵۷ میلادی)؛ پیمان رم Treaty of Rome روند؛ گرایش؛ تمایل؛ مسیر Trend تجزیه و تحلیل روندی؛ تحلیل گرایش Trend Analysis تراز آزمایشی Trial Balance تراز آزمایشی تطبیقی Trial Balance, Adjusted تراز آزمایشی پس از بستن دفاتر Trial Balance, Post-closing سفته بازی ارزی مثلثی؛ سوداگری سه جانبهٔ ارزی Triangular Arbitrage تجارت سه جانبه؛ تجارت مثلثی Triangular Trade شگردهای تجارت؛ فوت و فن کار؛ ریزه کاریهای تجارت Tricks of the Trade طرح تریفین Triffin Plan تابع مثلثاتی Trigonometric Function سه نسخه؛ نسخهٔ سوم؛ کپی دوم Triplicate گواهی عبور Triptique واضح؛ مبدل؛ عادی؛ معمولی؛ غیرعلمی Trivial حضیض؛ حد فاصل انقباض و بهبود اقتصادی Trough خط فرورفتگی Trough Line مطالبهٔ خسارت Trover مزد جنسی؛ معاوضه کالا و کالا، خودرو باری Truck معاوضهٔ کالا؛ تهاتر؛ مبادله Truck, Barter and Exchange نظام دستمزد جنسی؛ نظام پاایپا؛ نظام تهاتری؛ نظام تحویل کالا به جای مزد Truck System عمده فروش با کامیون Truck Wholesaler شرکت باربری خشکی Trucking Company وضع درست و مناسب True and Fair تفاوت حقیقی True Difference بهرهٔ خالص؛ بهرهٔ حقیقی True Interest میانگین حقیقی True Mean مالک حقیقی True Owner برنامهٔ ترومن Truman Plan تابع بریدهٔ عواید؛ تابع ناقص عواید Truncated Earnings Function میان‌بری؛ کوتاه سازی؛ تسریع Truncation (۱) امانت؛ (۲) توکیل رأی؛ (۳) اتحاد انحصاری؛ شرکتها؛ تراست Trust ودیعهٔ ثابت Trust, Fixed انواع ودیعه و شرکت امانی: Trust, Types of صندوق امانی و نمایندگی Trust and Agency Fund تصدیق نامهٔ امانی؛ گواهینامهٔ امانی Trust Certificate شرکت امانی؛ شرکت امین؛ شرکت تراست Trust Company سند تولیت Trust Deed ادارهٔ امور امانی؛ قسمت امانی Trust Department وجوه امانی؛ وجوه سپرده؛ وجه امانی؛ پول امانی Trust Fund ادارهٔ وجوه امانی Trust Fund Bureau سند تولیت Trust Indenture نهاد امانی Trust Institution سند تولیت؛ اساسنامهٔ تولیت Trust Instrument نامهٔ امانی؛ رسید امانی Trust Letter امین؛ امین ترکه Trust Man اختیارات امانی Trust Powers دارایی امانی Trust Property رسید امانی؛ رسید امانت کالا Trust Receipt امین؛ متولی Trustee شرط تولیت Trustee Clause بانکهای امانی پس‌انداز Trustee Saving Banks بانکهای پس‌اندازهای امانی Trustee Savings Banks اسناد بهادار امین؛ اوراق بهادار امانی Trustee Securities سهم امین Trustee Stock راستی در وام‌دهی؛ حقیقت در اعطای وام Truth in Lending صداقت در اوراق بهادار Truth in Security شیلینگ، واحد پول تانزانیا، نشانهٔ T. Shilling است TSh آمار T T-statistic انتقال تلگرافی T.Tدلار، واحد پول ترینیداد و توباکو، نشانهٔ T. Dollar است TS$ اتحادیهٔ کارگری T.U. توقریک، واحد پول مغولستان، نشانهٔ Tughrik است Tug (۱) ملخص Turnover ؛ (۲) سهم دلال که تفاوت میان قیمتهای خرید و فروش است و ممکن است سود یا زیان ببرد؛ (۳) گزارش Turn قرارداد تحویل کلید؛ قرارداد آمادهٔ تحویل Turn-key Contract تفاوت خرید و فروش Turn of the Market سود بردن؛ ضایع نکردن؛ مورد استفاده قرار دادن Turn to Account به صرفه نزدیک کردن؛ مقرون به صرفه کردن Turn to Adance نقطهٔ برگشت؛ نقطهٔ عطف Turning Point منطقهٔ برگشت؛ منطقهٔ عطف Turning Zone گردش معاملات؛ برگشتی؛ یک دورهٔ خرید و فروش؛ کل فروش یک واحد اقتصادی؛ فروش کل؛ نسبت جایگزینی کارکنان؛ گردش کار Turnover میزان گردش موجودی؛ آهنگ گردش موجودی Turnover, Rate of انواع گردش: Turnover, Types of نظارت بر مبنای گردش موجودی Turnover Basis of Control آهنگ گردش؛ نسبت گردش Turnover Rate نسبتهای گردش معاملات؛ ضریبهای گردش معاملات Turnover Ratios مالیات نقل و انتقال؛ مالیات فروش؛ مالیات عمومی فروش Turnover Tax قضایای دروازه Turnpike Theorems زمان باراندازی و بارگیری؛ زمان تخلیه و بارگیری Turn-round Time زمان آزاد؛ نوبت Turn Time اجرت کار اضافی Tut Money ارزش "T" T. Value قاعدهٔ دوازده ماده Twelve-month Rule مکتب آزادی گرایی قرن بیستم Twentieth-century Liberalism آموزش حین فعالیت صنعتی T.W.Iسهام همزاد Twin Shares «پیچ و تاب» Twist تبدیل بیمه نامه با رضایت بیمه‌گذار Twisting روش دوانباری Two-bin System دلال اختصاصصی؛ دلال دو دلاری Two-dollar Broker سند دوضامنی؛ سند با دو ضامن Two-name Paper تعرفهٔ دو قسمتی؛ تعرفهٔ دو جزیی Two-part Tariff الگوی رشد دو بخشی Two Sector Growth Model آزمون دو طرفی Two Sided Test کمترین مجذورات دو دجره‌ای؛ کمترین مربعات دو درجه‌ای Two Stage Least Sguares روش حداقل مربعات دومرحله‌ای؛ روش کمترین مجذورات دو درجه‌ای Two Stage Least Squares Method نمونه‌گیری دو درجه‌ای Two Stage Sampling آزمون دو دامنه‌ای؛ آزمون دو گوشه‌ای Two Tailed Test نظام دو نرخی طلا Two Tier Gold روشهای دوگانه؛ روشهای تبعیضی Two Tier Systems سرمایه‌دار بزرگ؛ ثروتمند متنفد؛ قطب سیاسی Tycoon قرارداد مقید؛ قرارداد مشروط Tying Contract 

 

نوع؛ رقم؛ قسم؛ جور؛ گونه؛ نمونه Type خطاهای نوع اول، دوم Type one Type Two Errors کاربووانتس، واحد پول اوکراین، UA. Karbovanets است UAK «حسن نیت کامل» "Uberrimae Fidei" واحد اقتصادی U شکل، بنگاه U واره U-form Enterprise سرخالی شدگی Ullage گواهی دستخوردگی؛ گواهی سرخالی بودی Ullage Certificate در ماه گذشته Ult اختیار نهائی Ultimate Authority مصرف‌کنندهٔ پایایی؛ مصرف کنندهٔ غایی Ultimate Consumer در ماه گذشته؛ مربوط به ماه پیشین "Ultimo" اوگوئیا، واحد پول موریتانی، نشانهٔ Ouguiya است UM بیش از اختیارات؛ بیش از اجازهٔ قانون؛ تجاوز از حدود اختیار Ultra-vires سرداور؛ سرحکم؛ میانجی نهایی Umpire سازمان ملل متحد U.N. غیرقابل قبول؛ غیرقابل پذیرش Unaceptable برات قبول نشده؛ برات پذیرفته نشده Unaccepted Bill به دست نامده Unaccrued اعتبار تخصیص نیافته Unaccrued Appropriation سهمهای انتشار نیافته؛ سهام توزیع نشده Unaccrued Shares اتفاق آراء Unanimity هم‌ر‌أی Unanimous تورم پیش‌بینی نشده Unanticipated inflation پول آزاد Unapplied Cash سود قابل تقسیم Unappropriated Earned Surplus پراش ناپیوسته؛ پراکندگی ناپیوسته Unassociated Variance تغییر ناپیوسته Unassociation Variation منشی غیرمجاز Unaccrued Clerk فروش غیرمجاز؛ بیع فضولی Unaccrued Sale امضای غیرمجاز Unaccrued Signature اعتصاب غیرمجاز Unaccrued Strike هزینه‌های اجتناب ناپذیر؛ هزنیه‌های حتمی Unavoidable Costs زیان اجتناب ناپذیر Unaccrued Unavoidable Loss بودجهٔ نامتوازن Unbalanced Budget رشد اقتصادی نامتوازن؛ رشد اقتصادی ناتراز Unbalanced Economic Growth رشد نامتوازن Unbalanced Growth بانک ناپذیر؛ مردود از نظر بانک Unbankable برآورد نااریب؛ ارزیابی بدون تورش Unbiased Estimate برآورد کننده‌های نااریب Unbiased Estimtors سرمایهٔ ناپرداخته؛ سرمایهٔ پرداخته نشده؛ سهم سرمایه به فروش نرفته؛ سهم سرمایه‌ای باد کرده Uncalled Capital انتظارات نامطمئن Uncertaing Excpectations عدم یقین؛ عدم اطمینان؛ نامعلومی Uncertainty آثار عدم اطمینان Uncertainty Effects ماندهٔ مطالبه نشده Unclaimed Balance سود سهمی مطالبه نشده Unclaimed Dividend دستمزد مطالبه نشده Unclaimed Wages بارنامهٔ مشروط؛ بارنامهٔ مقید Unclean Bill of Lading کالاهای واریز نشده Uncleared Goods غیرقابل وصول Uncollectable مطالبات لاوصول Uncollectable Receivable اقلام نقدی وصول نشده Uncollected Cash items وجوه دریافت نشده Uncollected Funds قبولی بدون شرط Unconditional Acceptance اندوخته‌های بلاشرط؛ اندوخته‌های بدون قید و شرط Unconditional Reserves اعتبار تأیید نشده Unconfirmed Credit اعتبارنامهٔ تأیید نشده؛ اعتبارنامهٔ بدون تأیید؛ اعتبارنامهٔ بدون ضمانت Unconfirmed Letter of Credit اعتصاب در اعتراض به نقض توافق Unconstitutional Strike بهینه‌سازی بدون قید Unconstrained Optimization هزینهٔ بیرون از اختیار؛ هزینهٔ نظارت ناپذیر Uncontrolable Cost سهام وامی غیرقابل تبدیل Unconvertible Loan Stock مساعدهٔ بدون وثیقه Uncovered Advance برابری بدون وثیقهٔ بهره؛ برابری بدون پوشش بهره Uncovered Interest Parity انکتاد؛ کنفرانس تجارت و توسعهٔ ملل متحد U.N.C.T.A.D. قرضهٔ بدون تاریخ سررسید Undated Bonds قرضه دایمی Undated Delenture اوراق بهادار بی‌تاریخ؛ اوراق بهدار فاقد سررسید Undated Securities در گرو گمرک؛ زیر کلید Under Bond سرمایهٔ نامکفی؛ کمبود سرمایه Undercapitalized مبلغ کم حسابی؛ مبلغ کم حساب شده؛ توفیر قیمت گذاری Undercharge کم حساب کردن؛ کم مطالبه کردن Undercharge ورشکستهٔ تبرئه نشده Undercharged Bankrupt مصرف نابسنده؛ مصرف نامکفی Underconsumption (Overproduction) نظریهٔ کمی مصرف دور کار و کسب؛ نظریهٔ دور Underconsumption اقتصادی براساس مصرف نامکفی Theory of the Business Cycle دستگاه نامعین Underdetermined System قلمرو توسعه نیافته Underdeveloped Area کشورهای توسعه نیافته؛ کشورهای کم توسعه یافته Underdeveloped Countries ملتهای توسعه نیافته؛ ملتهای کم توسعه یافته Underdeveloped Nations توسعه نیافتگی Underdevelopment کارگران کم کار Underemployed Workers کم کاری Underemployment تعادل اشتغال نامکفی؛ تعادل اشتغال ناقص؛ تعادل کم کاری Underemployment Equilibrium اعلام افلاس؛ اعلام ناتوانی از ایفاء تعهد Under Hammer تشخیص ناقص Underidentification بیمهٔ جزئی؛ بیمه به کمتر از ارزش کالا Underinsurance کم سرمایه گذاری؛ سرمایه‌گذاری نامکفی Underinvestment نظریهٔ سرمایه‌گذاری نامکفی دور تجاری Under-investment Theory of the Trade Cycle سیاهه‌نویسی کمتر از واقع؛ کم سیاهه نویسی Under-invoicing اجارهٔ جزئی؛ اجارهٔ دست دوم Underlease سند قرضهٔ مقدم Underlying Bond شرکت پایه Underlying Company کمبود نیروی کار؛ کمی نیروی کار Under Manning رهن مقدم؛ گروی با ضمانت مخصوص Underlying Mortgage روش تضمین پرداخت و ارجحیت در پرداخت Underlying Policy وثیقهٔ دست دوم Underlying Security بنابر سپردهٔ احتیاطی Undermargined کسر پرداخت Under-paid کمبود جمعیت؛ کمی جمعیت Underpopulation کمتر قمیت گذاری؛ کم قیمت گذاری؛ پایین قیمت گذاری Underpricing تولید نابسنده؛ کمی تولید Under-production تحت واخواست Under Protest با قید احتیاط؛ تحت تضمین Under Reserve پس‌انداز نامکفی؛ کمبود پس‌انداز؛ کمی پس‌انداز Undersaving نظریهٔ کمی پس‌انداز دور تجاری Under-saving Theory of Trade Cycle ارزان‌تر فروختن؛ فروش زیر قیمت Undersell امضاءکنندهٔ زیر Undersigned نشر با تعهد پرداخت کمتر Under-subscribed Issue تعهدکننده؛ متصدی؛ مبتکر؛ صاحبکار Undertaker کالای کمیاب؛ کالای زیر پیشخوان "Under the Counter" مطابق قاعده؛ بر طبق قانون؛ بنابه دستور Under the Rule استحکام و ثبات Undertone استفادهٔ کم؛ کم بهره‌گیری Under-utilization کم‌بهره‌گیری از کارگر Under-utilization of Labour برآورد کم Undervaluation پول زیر ارزش واقعی؛ پول ارزان‌تر از ارزش واقعی؛ پول کم برآورد Undervalued Currency تضمین یک نشر Underwrite an Issue تعهد پرداتخ بمیه‌نامه‌ای را کردن Underwrite a Policy در خطر شرکت کردن Underwrite a Risk تضمین اوراق بهادار؛ تضمین سهم Underwrite Shares تعهد خرید Underwriting برگ بیمه Underwriting Account سود مورد بیمه Underwriting Profit اتحادیهٔ تعهدکنندگان؛ اتحادیهٔ تضمین کنندگان Underwriting Syndicate نامعین؛ نامعلوم؛ غیرقابل پیش‌بینی Undetermined برات غیرقابل تنزیل Undiscountable Bill سود توزیع نشدهٔ شرکتها Undistributed Corporate Profit عواید توزیع نشده؛ سود تقسیم نشده Undistributed Profit مالیات بر منافع توزیع نشده Undistributed-profits Tax سود تقسیم نشده؛ سود نامنقسم Undivided Profit دارایی مشترک؛ دارایی تقسیم نشده؛ ملک مشاع Undivided Property حق تفکیک ناپذیر؛ حق غیرقابل تقسیم Undivided Right جبران ضرر با معاملهٔ دیگر Undo وعدهٔ نرسیده؛ سررسید نشده Undue هزینه‌های نامکتسب؛ مخارج دست نامده Undivided Charges تنزیل دوره‌های آینده Undivided Discount درآمد نامکتسب؛ درآمد خودآمده؛ درآمد مؤجل؛ درآمد از منشاء غیرکار؛ درآمد غیرکاری؛ درآمد بادآورده؛ درآمد زحمت نکشیده؛ درآمد کار نکرده Undivided Income افزایش خودآمده؛ اضافه ارزش نامکتسب؛ اضافه ارزش کار نکرده؛ افزایش قیمت باد آورده؛ اضافه ارزش غیرکاری Undivided Increment اضافه ارزش نامکتسب زمین Undivided Land Increment حق بیمهٔ نامکتسب Undivided Premium اندوختهٔ حق بیمهٔ نامکتسب Undivided Premium Reserve دخل نامکتسب؛ دریافتی نامکتسب Undivided Revenue مثلث «ناراحتی» "Uneasy Triangle", The غیراقتصادی Uneconomic غیرقابل استخدام Unemployable بیکار Unemployed بیکاری Unemployment انواع بیکاری Unemployment, Types of اعانهٔ بیکاری؛ مزیت بیکاری؛ کمک بیکاری Unemployment Benefit حقوق بیکاری؛ غرامت بیکاری؛ جبران بیکاری Unemployment Compensation غرامت بیکاری Unemployment Dole تعادل بیکاری؛ تعادل عدم اشتغال Unemployment Equilibrium صندوق بیکاری Unemployment Fund معمای بیکاری - تورم Unemployment-inflation Dilemma رابطهٔ جانشینی تورم - بیکاری؛ رابطهٔ بده بستان تورم - بیکاری؛ رابطهٔ معاوضهٔ تورم - بیکاری Unemployment-inflation, The Trade-off بیمهٔ بیکاری Unemployment Insurance مزایای بیمهٔ بیکاری Unemployment Insurance Benefits ذخیرهٔ مشترک بیکاری Unemployment Pool میزان بیکاری؛ نسبت بیکاری؛ درصد بیکاری Unemployment Rate آزاد؛ بدون مانع؛ ملک طلق Unencumbered مبادلهٔ نابرابر Unequal یونسکو U.N.E.S.C.O. تورم غیرمنتظره؛ تورم پیش‌بینی نشده Unexpected Inflation هزنیهٔ پیش‌پرداختی Unexpired Cost پراش بدون توضیح؛ پراش ناپیوسته؛ پراش غیرتوضیحی Unexplained Variance بی‌انصاف؛ نامنصفانه؛ نادرست؛ نامشروع Unfair رقابت نامشروع؛ رقابت غیرمنصفانه؛ رقابت مکارانه Unfair Competition اخراج غیرمنصفانه Unfair Dismissal اعمال غیرمنصفانهٔ کار؛ رفتار غیرمنصفانه در روابط شغلی Unfair Labour Practices اعتصاب علیه اعمال نامنصفانهٔ کار Unfair Labour Practices Strike صورت اسامی بی‌انصافها؛ صورت نامطلوب؛ صورت افراد بی‌انصاف Unfair List روشهای نامنصفانه، نادرست؛ نامشروع رقابت Unfair Methods of Competition رویه‌های تجاری نامناسب Unfair Trade Practices ترازپرداختی نامساعد Unfavourable Balance of Payments تراز تجاری نامساعد؛ تراز نامساعد بازرگانی Unfavourable Balance of Trade وضع نامساعد مبادلات Unfavourable State of the Exchanges تراز تجاری نامساعد؛ تراز نامساعد تجاری Unfavourable Trade Balance پول نامناسب Unfit Currency قرضهٔ بی‌پشتوانه؛ دین بدون تأمین Unfunded Debt صندوق کودکان وابسته به سازمان ملل متحد؛ یونیسف U.N.I.C.E.F. شرکت غیررسمی Unicorporated Enterprise رهنمودهای یونیدو U.N.I.D.O. Guidelines سند قرضهٔ تمدیدی Unified Bond بودجهٔ واحد؛ بودجهٔ یکی؛ بودجهٔ متحد Unified Budget روش حسابداری یکنواخت Uniform Accounting System طبقه‌بندی یکنواخت حسابها Uniform Classification of Accounts دوام یکنواخت؛ پیوستگی یکنواخت؛ تسلسل یکنواخت Uniform Continuity همگرایی یکنواخت Uniform Convergence عرف و رویهٔ یکنواخت در اعتبار اسنادی Uniform Customs and Practice for Documentary Credit قیمت یکنواخت تحویل Uniform Delivered Price جراین یکنواخت Uniform Flow حرکت متشابه؛ حرکت یکنواخت Uniform Motion یکنواختی؛ یک شکلی؛ اصل یکنواختی در تولید Uniformity قرضهٔ یکنواخت کننده Unifying Bond موافقتنامهٔ یک طرفه؛ قرارداد یک جانبه Unilateral Contract موافقتنامهٔ یک طرفه؛ قرارداد یک جانبه Unilateral Contract اشتباه یک طرفه Unilateral Mistake انتقالات یک جانبه؛ انتقالات بلاعوض Unilateral Transfers تعرفهٔ عمومی Unilinear Tariff تک نما Unimodal انجمن غیرانتفاعی Unincorporated Association انباشت غیرارادی؛ انباشت ناخواسته Unintended Inventory Accumulation سرمایه‌برداری ناخواسته از ذخایر انبار Unintended Inventory Disinvestment سرمایه‌گذاری ناخواسته در موجودی انبار Unintended Inventory Investment سرمایه گذاری ناخواسته؛ سرمایه‌گذاری برنامه‌ریزی نشده؛ سرمایه‌گذاری پیش‌بینی نشده Unintended Investment اتحادیه؛ اتحادیهٔ صنفی Union انواع اتحادیه Union, Types of یونیون بنک سویس Union Bank of Switzerland اتحادیهٔ بیمهٔ اعتبارات بین‌المللی "Union d'Assurance Des Credits Internaitonalشرکت اتحادیهٔ تنزیل، محدود Union Discount Company Ltd تراکم اتحادیه Union Density برچسب اتحادیه؛ نشان اتحادیه Union Label شرط، مادهٔ زیان اتحادیه Union Loss Clause قدرت بازاری اتحادیه Union Market Power تفاوت اتحادیه‌ای - غیراتحادیه‌ای Union/Non-union Differential اجتماع دو مجموعه؛ اتحاد دو مجموعه Union of Two Sets قدرت سیاسی اتحادیه Union Political Power تضمین اتحادیه Union Security شرط، مادهٔ تأمین اتحادیه؛ قید، مادهٔ مصونیت اتحادیه Union Security Clause کارگاه عضو اتحادیه؛ اتحادیهٔ مقید کارگران؛ عضویت آزاد Union Shop کارمند یا نمایندهٔ اتحادیه Union Steward اتحادیه گرایی Unionism یکتایی؛ یگانگی؛ منحصر به فردی Uniqueness سرمایهٔ عرضه نشده؛ سرمایهٔ نشر نشده Unissued Capital اسناد قرضهٔ نشر نشده Unissued Debentures سهام نشر نشدهٔ شرکت Unissued Shares سهام عرضه نشده؛ سهام نشر نشده Unissued Stock واحد Unit بانک تک‌شعبه‌ای Unit Bank بانکداری تک‌شعبه‌ای؛ بانکداری واحد Unit Banking به صورت واحدی به حساب آوردن Unit Billing مالیات؛ بار واحد مالیاتی Unit Charge هزینهٔ واحد؛ ارزش واحد؛ بهای واحد Unit Cost روش استهلاک برپایهٔ هزینهٔ واحد Unit-cost Method of Depreciation کشش واحد Unit Elasticity تراست سرمایه‌گذاری واحد؛ تراست واحد سرمایه‌گذاری Unit Investment Trust محمولهٔ واحد؛ تک محموله Unit Load ماتریس واحد، ماتریس یکه Unit Matrix روش استهلاک بر پایهٔ واحد تولید؛ روش واحد استهلاک Unit Method of Depreciation واحد حساب Unit of Account «واحد حساب» بازار مشترک "Unit of Account" of Common Market واحد پایهٔ پول در یک کشور؛ واحد پول Unit of Currency واحد اندازه Unit of Measure واحد اندازه‌گیری Unit of Measurement روش استهلاک براساس واحد تولید Unit-of-production Method of Depreciation واحد ارزش Unit of Value واحد کار Unit of Work قیمت واحد Unit Price سهامدار شرکت سرمایه‌گذاری Unit Share Holder فروشگاه واحد Unit Store مالیات واحد Unit Tax شرکت سرمایه‌گذاری محدود؛ تراست واحد Unit Trust بردار واحد؛ برار یکه؛ حامل واحد Unit Vector وابستهٔ واحد؛ یکانی Unitary یونیتاس Unitas صندوق توسعهٔ سرمایهٔ ملل متحد United Nations Capital Development Fund کنفرانس تجارت و توسعهٔ ملل متحد United Nations Conference on Trade and Development برنامهٔ توسعهٔ «ملل متحد» United Nations Development Programme کمیسیون اقتصادی و اجتماعی ملل متحد برای آسیا و اقیانوس آرام United Nations Economic and Social Commission for Asia and the Pacific سازمان تربیتی، علمی United Nations Educational , Scientific و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) And Cultural Organization سازمان تاوسعهٔ صنعتی ملل متحد United Nations Industrial Development Ogranization سامان ملل متحد United Nations Organization واحدهای پولی Units, Monetary مقیاس؛ واحد؛ یکان Unity اصل وحدت رهبری Unity of Direction in Business تحلیل یک متغیره Univariate Analysis جامعهٔ کل؛ هیئت کامل یک دادهٔ آماری ممکن؛ حیطه Universe درجهٔ‌ دانشگاهی در اقتصاد University Degree in Economics یک ارزشی Univocal تابع یک ارزشی Univocal Function قیمت ناعادلانه Unjust Price مگر صریحا” طور دیگر مقرر گردد Unless Epressly Otherwise Stated (Provided) Herein مگر طور دیگر قبول شود Unless Otherwise Agreed (or Provided) مگر آنکه بر اثر مقتضیات پیش‌بینی نشده در انجام دادن آن مانعی پدید آید Unless Prevented by Unforessen Circumstances مسئولیت نامحدود و محدود Unlinited and Limited Liability شرکت با مسئولیت محدود Unlinited Company پایهٔ شمش طلای نامحدود Unlinited Gold-bullion Standard پایهٔ سکهٔ طلای نامحدود Unlinited Gold-cion Standard تعهد نامحدود؛ مسئولیت نامحدود Unlinited Liability قرضهٔ نامحدود مالیاتی Unlinited Tax Bond نیازمندیهای نامحدود Unlinited Wants شرکت ثبت نشده در بورس Unlinited Company بازار اوراق بهادار ثبت نشده Unlinited Securities Market سند بهادار ثبت نشده؛ سند خارج فهرست؛ برگ بهادار بیرون از صورت Unlinited Security سهام ثبت نشده Unlinited Stock معاملهٔ بیرون از صورت بورس Unlinited Trading تخلیهٔ بار Unload تخلیه Unloading خطر تخلیه؛ خطر بارگیری Unloading Risk سهام تمبر نخوردهٔ شرکت Unmarket Shares بیمه نامه‌های بی‌نام Unnamed Policies یونو؛ سازمان ملل متحد U.N.O. اعتصاب غیررسمی Unofficial Strike ناپرداخته؛ ناپرداختی Unpaid سود سهمی توزیع نشده Unpaid Dividend خدمت بی‌پول؛ خدمت بی‌مواجب؛ خدمت رایگان Unpaid Service شمش ناصاف Unparted-bullion سرمایه‌گذاری بی‌برنامه Unparted investment تورم پیشگویی نشده Unparted Inflation بی‌قیمت؛ غیرقابل تقویم Unpriced مصرف غیرمولد؛ مصرف غیرتولیدی Unproductive Consumption مصرف غیرتولیدی؛ Unproductiove Consumption, Unproductive کار و کوشش غیرتولیدی Effort خرج غیرتولیدی Unproductiove Expenditure کار غیرتولیدی Unproductiove Labour دستمزد غیرتولیدی؛ دستمزد غیرمستقیم Unproductiove Wages بی‌فایده؛ بی‌نفع Unprofitable ناصحیح؛ نادرست؛ نادقیق؛ وقت ناشناسی Unpunctual فاقد شرایط لازم؛ فاقد صلاحیت؛ غیرصالح ؛ ناقابل Unqualified گزارش غیرمشروط Unqualified Report مظنه نشده Unquoted اسناد ثبت نشده Unquoted Investment سهام پذیرفته نشده در بورس؛ سهام نپذیرفته در بورس Unquoted Shares منافع به دست نیامده؛ منافع تحصیل نشده؛ منافع نامکتسب Unrealized Profits هزینهٔ جبران نشده Unrecovered Cost متغیر غیروابسته Unrelated Variable صادرات غیرضروری Unrequired Ecoports محصول بی‌انعطاف؛ محصول غیرحساس Unresponsive Output ادارهٔ کل اعانات و ترمیم خسارات وابسته به سازمان ملل متحد U.N.R.R.A. حاشیهٔ نابرآوردهٔ وام‌گیرندگان Unsatisfied Fringe of Borrowers حساب شخصی بدون ضمانت دیگری Unsatisfied Account قرضهٔ بی‌تمضین Unsatisfied Bond طلبکار بدون گروی؛ طلبکار بدون وثیقه Unsatisfied Creditor بدهی بدون تضمین Unsatisfied Liability وام بی‌وثیقه Unsatisfied Loan سهام وامی بدون تضمین؛ سهام وامی بدون وثیقه Unsatisfied Loan Stock تسویه نشده؛ واریز نشده؛ ناپرداخته Unsettled نامعتبر Unsignificant کار بدون مهارت؛ کار ساده؛ کار بی‌تخصص Unskilled Labour کار غیرتخصصی؛ کار ساده Unskilled Work کارگر نامتخصص؛ کارگر عادی؛ کارگر ساده؛ عمله Unskilled Worker کالاهای ناخواسته Unsolicited Goods پول نامعتبر؛ پول قلابی Unsound Money سرمایهٔ غیرتخصصی Unspecialized Capital تعادل ناپایدار Unstable Equilibrium سهام تمبر نخورده Unstamped Shares ناپایداری؛ بی‌ثباتی Unsteadiness ناپایدار؛ بی‌ثبات Unsteady هزینه‌های خلاف حقیقت؛ هزینه‌های ساختگی Untoxable Costs ظرفیت بیکار؛ ظرفیت استعمال نشده؛ ظرفیت بلااستفاده Unused Capacity تورم نامعتبر Unvalidated Inflation بیمه نامهٔ «بدون قید ارزش» "unvalued Policy" سهم بدون بهای اسمی Unvalued Stock به تاریخ روز نگه داشتن؛ تجدیدنظر کردن؛ منعکس کردن؛ به هنگام درآوردن Update رشد بالا؛ رشد بالنده Upgrowth مخارج نگهداری Upkeep Expenses گران؛ سطح بالا Upmarket به قید ضمانت Upon Bail کمترین قیمت Upset Price وام اولیه؛ وام اصلی Upstream Loan پیشرفت؛ ترقی Upswing مطابق روز؛ تا این تاریخ اصلاح شده Up-to-date اتحادیهٔ پستی جهانی U.P.U. اشتباه فاحش؛ خطای فاحش Upward Error تغییر صعودی سهام Upward Movement of Stocks اثر صعودی ضریب افزایش؛ اثر صعودی ضریب فزاینده Upward Multiplier Effect مرحلهٔ صعودی Upward Phase گرایش صعودی Upward Tendency 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان تجارت14


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/۱۸ | ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()

تعاونی تولیدکننده Producer's Co-operative وسایل بادوام تولیدکنندگان Producer's Durable Equipment وسایل کار و کسب Producer's Equipments کالاهای مولد؛ اجناس تولیدی؛ کالاهای سرمایه‌ای Producer's Goods قیمت تولید کننده Producer's Price شاخص قیمت تولید Producer's Price Index بهرجهٔ تولیدکننده Producer's Rent مازاد تولیدکننده Producer's Surplus قابلیت تولید؛ ایجاد کردنی Producibility تولیدکننده؛ تولیدی Producing محصول (اعم از کالا یا خدمت)؛ فرآورده Product محصول متجانس Product, Homogenous محصول مشترک؛ محصول همبسته Product, Joint محصول نهایی Product, Marginal پسند محصول Product Acceptance پس خرید محصول Product Buy-back خط محیطی محصول؛ مرز محصول Product Contour خط محیطی یا منحنی محصول Product Contour Or Curve هزینهٔ محصول؛ قیمت محصول؛ ارز مواد؛ کارگر و هزینهٔ عمومی عملیات؛ بهای تمام شدهٔ فرآورده؛ قیمت پایهٔ محصول Product Cost دور محصول Product Cycle تکامل محصول Product Development تفاوت در محصول؛ تمایز کالا Product Differentiation ویژگی محصول Product Feature تجانس محصول Product Homogeneity نوآوری محصول؛ ابداع محصول Product Innovation بیمهٔ مسئولیت محصول؛ بیمهٔ معیوب بودن محصول Product Liability Insurance دور دوام محصول؛ دور بقای محصول Product Life Cycle خط محصول Product Line بازار محصول Product Market آمیختهٔ محصول؛ ترکیب محصول Product Mix ضریب همبستگی گشتاوری Product Moment Correlation تکثیر محصول Product Proliferation جدول عرضهٔ محصول؛ برنامهٔ عرضهٔ محصول Product Supply Schedule آزمون محصول Product Test قابلیت تولید؛ باروری؛ نتیجه بخشی Productibility تولید Production عوامل تولید Production, Factors of ساختار زمانی تولید Production, Time Structure of نظارت تولیدی Production Basis of Control جایزهٔ تولید؛ پاداش تولید Production Bonus سرمایهٔ تولید Production Capital ضریب تولید Production Cofficient خط محیطی یا منحنی تولید؛ مرز تولید؛ حد تولید Production Contour or Curve سرپرستی تولید؛ نظارت بر تولید Production Control شرکت تعاونی تولید Production Cooperative Company هزینهٔ تولید؛ بهای تولید Production Cost شرکت اعتبار تولیدی Production Credit Corporation داده‌های تولید؛ اطلاعات مربوط به میزان تولید Production Data مهندسی تولید Production Engineer ظرفیت اضافی تولید Production Excess Burden شاخصهای تولید؛ نماگرهای تولید Production Factors تولید برای استعمال؛ تولید برای مصرف؛ تولید برای استفاده Production for Use مرز تولید Production Frontier تابع تولید؛ فهرست امکانات در شرایط موجود Production Function کالای مولد Production Goods شاخص تولید Production Index منحنی بی‌تفاوتی تولید Production Indifference Curve خط تولید Production Line وام تولید Production Loan مدیر تولید Production Manager روش استهلاک براساس میزان تولید Production Method of Depreciation اظهار کالاها به گمرک Production of Goods to Customs بهینهٔ تولید Production Optimum هزینه‌های سربار تولید؛ هزینه‌های عمومی تولید Production Overheads برنامه‌ریزی تولید Production Planning منحنی امکانات تولید Production Possilbility Curve خط امکانات تولید Production Possibility Line شعاع تولید Production Ray مناسبات تولید؛ مرز دریافتی تولید Production Relations خط محیطی دخل تولید؛ مرز دریافتی تولید Production Revenue Contour برنامهٔ تولید؛ جدول تولید Production Schedule رویهٔ تولید؛ سطح تولید Production Surface تبدیل تولید Production Transformation روش استهلاک بر پایهٔ واحد تولید Production Unit Method of Depreciation کارگر تولید Production Worker بارآور؛ تولید کننده؛ سود بخش؛ سودمند؛ حاصلخیز Productive ظرفیت تولید Productive Capacity سرمایه‌های تولیدی Productive Capital بدهی تولیدی Productive Debt مخارج تولیدی Productive Expenditure سرمایه گذاری تولیدی Productive Investment کار مولد؛ کار مستقیم؛ دستمزد تولیدی Productive Labour امکان تولیدی؛ فرصت تولیدی Productive Opportnity ظرفیت (های) تولید؛ قدرتهای تولید Productive Powers جریانهای تولیدی؛ فراگردهای تولید Productive Processs مولدیت؛ بهره‌وری؛ باروری؛ حاصلخیزی؛ سودمندی؛ قابلیت تولید؛ زیادی محصول؛ بازده Productiveness قدرت تولید؛ قابلیت تولید؛ فرآوری؛ بهره‌وری Productivity چانه‌زنی فرآوری؛ چانه زنی بهره‌وری Productivity Bargaining شرط فرآوری؛ شرط بهره‌وری Productivity Clause مبارزهٔ بهره‌وری؛ مبارزهٔ فرآوری Productivity Drive توسعهٔ بهره‌وری (فرآوری) تولید در خارج از کشور Productivity Growth Abroad فرآوری سرمایه؛ بهره‌وری سرمایه Productivity of Capital بهره‌وری (فرآوری۹ سهم سرمایه‌ای؛ فرآوری (بهره‌وری) سهام سرمایه‌ای Productivity of Capital Stock فرآوری نیروی کار؛ بهره‌وری نیروی کار Productivity of Labour عامل مولد Productor تولیدی Productory محصول خالص "Produit Net" پیشنهاد؛ عرضه Proffer حرفهٔ تخصصی؛ پیشه؛ شغل Profession حسابدار حرفه‌ای؛ حسابدار مجاز Professional Accountant عقیدهٔ علمای حرفه‌ای؛ عقیدهٔ حرفه‌ای Professional Opinion بیمه در برابر خطر شغلی Professional Risks Indennity Insurance سکوت حرفه‌ای Professional Silence سفته‌بازان حرفه‌ای Professional Speculators مشاغل Professions عرضه کننده؛ پیشنهاد دهنده Profferer پیشرفت؛ ترقی؛ تخصص؛ مهارت؛ زبردستی؛ خبرگی Proficiency آزمون تخصصی؛ آزمون مهارت؛ آزمون خبرگی Proficiency Test سود؛ نفع؛ منفعت Profit نفع بردن؛ منفعت کردن؛ فایده بردن؛ استفاده کردن؛ صرفه بردن Profit اجزاء سود؛ عناصر سود Profit, Elements of تنزل اندازهٔ سود؛ سقوط میزان سود Profit, Falling Rate of سود ناویژه؛ نفع ناخالص Profit, Gross اندازهٔ طبیعی سود؛ میزان طبیعی سود Profit, Natural Rate of سود ویژه؛ نفع خالص Profit, Net سود عادی Profit, Naormal انواع سود: Profit, Types of سود و زیان Profit and Loss حساب سود و زیان Profit-and-loss Account حساب تخصیص سود و زیان Profit and Loss Appropriation Account صورت سود و زیان؛ صورت نفع و ضرر Profit-and-loss Statement نقطهٔ سر به سر سود Profit Break-even Point مرکز سود؛ واحد مرکزی دخل و خرج کننده Profit Centre جبر سود؛ قید سود؛ محدودیت سود Profit Constraint سهم سود Profit Contribution سودبر Profit-earner تابع سود Profit Function جدول توازن دخل و خرج؛ نمودار سود Profitgraph بیمهٔ سود Profit Insurance درصد سود از فروش خالص؛ حاشیهٔ سود؛ تفاوت سود؛ تفاوت بابت سود Profit Margin پیشینه‌سازی سود؛ بیشینه گردانی سود Profit Maximization انگیزهٔ سود؛ محرک نفع Profit Motive تورم ناشی از فشار سود؛ تورم فشار سود Profit-push Inflation ثمیزان سود؛ اندازهٔ سود Profit Rat اندوختهٔ سود Profit Reserve تسهیم سود؛ سهیم کردن کارکنان در سود؛ مشارکت در منافع؛ سهیم در عایدات؛ استفاده از عایدات حاصله Profit-sharing سند قرضهٔ شریک در سود Profit-sharing Bond طرحهای تسهیم سود Profit-sharing Schemes نظام سود Profit System سود جزئی و تقلیل هزینه Profit Seeking and Minimizing Cost دستاورد سود؛ سودبری Profit Taking مالیات بر سود؛ مالیات سود Profit Tax سودآوری؛ سوددهی؛ سود بخشی Profitability روش‌های مقایسه نافعیت طرح‌های مشابه Profitability of Alternative Projects Methods of Comparing سود ده؛ سودآور؛ نافع؛ پرسود ؛ پرمنفعت Profitable بازار سود بخش Profitable Outlet چنان که سود برساند؛ به سود Profitably استفاده جو؛ استفاده‌چی Profiteer سود گزاف‌بری؛ سود سرشاربری Profiteering استفاده کننده؛ منفعت برنده Profiter منافع Profits مالیات سودها؛ مالیات منافع Profits Tax پیشنهاد فروش کالا؛ سیاهه؛ صورت حساب موقت Proforma سیاههٔ بودجه؛ بودجهٔ طرح Proforma Budget پیشنهاد فروش؛ پیشنهاد قیمت؛ سیاههٔ مقدماتی Proforma Invoice پیشگویی Prognostic پیشگویی کردن؛ پیش‌بینی کردن Prognosticate پیشگویی؛ پیش‌بینی Prognostication طرح روشی برای حل مسائل اطلاعاتی با استفاده از رایانه Program برنامه؛ برنامه فرعی؛ طرح اجرای کار؛ دستور؛ نقشه؛ طرح اجرای کار؛ روش کار؛ برنامهٔ کار؛ طرح؛ ترتیب کار Program بودجه برحسب برنامه؛ بودجهٔ برنامه‌ای Program Budgeting روش ارزیابی برنامه و بازنگری Program Evaluation and Review Technique (R.E.R.T.) بودجه‌بندی برنامهٔ کار Program Budgeting شرح اجرای برنامهٔ ضمیمهٔ بودجه Program (Me) Narrative هزینه بنابر برنامه؛ هزینهٔ برنامه‌ای Programmed Cost برنامه نویس؛ تهیه کنندهٔ برنامه Programmer برنامه‌ریزی خطی Programming Linear روشهای برنامه‌ریزی Programming Methods ترقی؛ پیشرفت تدریجی Progress ترقی اقتصادی Progress, Economic دنبال کنندهٔ پیشرفت؛ پیگیر؛ ناظر پیشرفت "Progress Chser" پرداختهای پیشرفت کار Progress Payments تصاعد Progrssion معدل تصاعدی Progressive Average مالایت تصاعدی Progressive Tax مالیات بندی تصاعدی؛ مالیات بندی صعودی Progressive Taxation مزدهای تصاعدی؛ مزدهای صعودی Progressive Wages منع کردن؛ جلوگیری کردن؛ مانع شدن Prohibit مواد ممنوعه Prohibited Articles کالاهای ممنوعه Prohibited Goods خطر احتمالی ممنوعه Prohibited Risk منع؛ تحریم؛ ممنوعیت Prohibition بازدارنده؛ منع کننده؛ جلوگیری کننده؛ ممانعتی Prohibitive عوارض و حقوق گمرکی ممانعتی؛ تعرفهٔ ممانعتی Prohibitive Tariff طرح کشیدن؛ نقشه کشیدن؛ طرح ریزی کردن؛ طرحی پیشنهاد کردن؛ طراحی کردن Project طرح؛ واحد عملایتی؛ نقشه؛ طرح پیشنهادی؛ پیشنهاد Project ارزیابی طرح Project Appraisal بودجهٔ طرح Project Budget تأمین مالی طرح Project Financing مدیر طرح Project Manager برنامه‌ریزی طرح Project Planning گزارش مالی پیشنهادی Projected Financial Statement پیش‌بینی؛ تمدید گذشته به آینده Projection طرفدار کارگر Pro-labour قانونگذاری به سود کارگر Pro-labour Legislation طبقهٔ رنجبر؛ طبقهٔ مزد بگیر Proletariat قول؛ وعده؛ عهد؛ پمیان؛ قرارداد؛ موافقت؛ امید؛ نوید؛ انتظار Promise قول دادن؛ تعهد کردن؛ وعده دادن؛ فته طلب دادن Promise متعهدله Promisee متعهد Promiser متعهد؛ قول دهنده؛ امکان پذیر Promising متعهد؛ وعده دهنده؛ عهدکننده Promissor وعده‌دار؛ متضمن وعده؛ التزامی Promissory سفته؛ فته طلب؛ برگه بدهی Promissory Note بانی شدن؛ تأسیس کردن؛ ترقی دادن؛ تشویق یا ترویج کردن؛ تبلیغ کردن Promote مؤسس؛ پیش برنده؛ مبلغ؛ بانی Promoter ترفیع؛ تبلیغ Promotion هزنیه‌های راه انداختن Promotion Expense هزینهٔ تبلیغات؛ حق الزحمهٔ راه‌اندازی Promotion Money سهام جوایز Promotion Shares کشش ترقی؛ حساسیت ترقی Promotional Elasticity ترکیب برنامهٔ تبلیغاتی Promotional Mix روشهای توسعه؛ روشهای ترقی Promotional practices مهلت پرداخت دین؛ ورقهٔ مهلت؛ ورقهٔ یادآوری؛ مهلت پرداخت Prompt پرداخت نقد فی‌المجلس "Prompt" Cash Payment روز وعده؛ روز ضرب الاجل Prompt Day صورت فروش فوری Prompt Note پرداخت بی‌درنگ؛ پرداخت سرنقد؛ پرداخت به هنگام Prompt Payment حمل فوری Prompt Shipment سرعت عمل؛ وقت شناسی Promptitude اقدامات موافق بازه و زادگرایی؛ تدابیر زه و زادگرا Pro-natalist Measures گواهی تحویل Proof of Delivery مدرک بدهکاری Proof of Indebtedness مدرک خسارت؛ مدرک زیان Proof of Loss سند مالکیت Proof of Ownership میل Propensity میل به استقراض؛ میل به وام خواهی Propensity to Borrow میل به مصرف Propensity to Consume (Average) میل نهایی به مصرف Propensity to Consume, Marginal میل به اندوختن؛ میل به پول اندوزی؛ میل به نهادن پول Propensity to Hoard میل به سرمایه‌گذاری Propensity to Invest (Average) میل متوسط به پس‌انداز Propensity to Save (Average) میل نهایی به پس‌انداز Propensity To Save, Marginal صفت ممیزهٔ شخص Proper قیمت صحیح و مناسب Proper Price دارایی؛ مال؛ ملک؛ خاصیت Property انواع دارایی Property, Types of حساب دارایی؛ حساب اموال؛ حساب تصدی؛ حساب بهره‌برداری Property Account ابواب جمعی (داشتن)؛ مسئول موجودی دارایی؛ مسئول ابوابجمعی Property Accountability سرمایهٔ ملکی؛ سرمایهٔ مالی Property Capital سود سهام به صورت غیرنقد؛ سود ملکی سهام Property Dividend اسناد قرضهٔ مالکیت Property Bonds اندوخته استهلاک Property Reserved حقوق مالکیت Property Rights مالیات بر دارایی؛ مالیات بر ملک؛ مالیات مستغلات Property Tax تناسب؛ سهم؛ نسبت Proportion, The تسهیم به نسبت Proportion Partition نظام مالایت متناسب Proportion Tax System نرخ متناسب Proportional Rate مالیات تناسبی؛ مالیات متناسب Proportional Tax مالیات بندی متناسب؛ مالیات بندی نسبی Proportional Taxation تناسب Proportionality قانون تناسب Proportionality, Law of پیشنهاد؛ طرح پیشنهادی Proposal (or Proposition) پیشنهاد کردن؛ تقاضای بیمه کردن؛ در نظر داشتن؛ طرح ریختن؛ نقشه طرح کشیدن Propose پیشنهاد مقدار سود سهام؛ سود اعلان نشده؛ سود پیشنهادی صاحبان سهام Proposed Dividend پیشنهاد کننده Proposer موضوع؛ قضیه؛ کار؛ مقصود؛ گزارهٔ منطقی؛ پیشنهاد؛ طرح؛ مسئله؛ عرضه داشت Proposition مطرح کردن؛ پیشنهاد کردن؛ ارائه دادن؛ تقدیم کردن Propound پیشنهاد کننده؛ طرح کننده؛ مطرح کننده Propounder در شخص خودش؛ صفت ممتاز و مخصوص شخص؛ شخصیت Propria Persona مایملک؛ دارایی؛ ملک؛ مال / خصوصیت؛ ویژگی Propriety حسابهای اسمی؛ حسابهای دارایی؛ حسابهای تحقیقی Proprietary Accounts شرکت اختصاصی؛ شرکت خویشاوندی Proprietary Company کالاهای اختصاصی Proprietary Goods بیمه با حق بیمه؛ بیمه با حق بیمهٔ ثابت Proprietary Insurance تمبر مالیاتی ویژهٔ اجناس مخصوص Proprietary Stamp مالک؛ صاحب Proprietor درآمد مالک Proprietors Income سهم مالک؛ حصهٔ مالک Proprietors' Stake مالکیت فردی؛ تصدی انفرادی؛ مالکیت انحصاری؛ مالکیت؛ تعلق سرمایهٔ گارزش ویژه بنگاه فردی؛ بنگاه فرعی و مؤسسهٔ کوچک Proprietorship دفترداری مالکیت Proprietorship Bookkeeping صنایع برانگیزنده؛ صنایع محرک Propulsive Industries متناسب Prorata شرط توزیع متناسب؛ مادهٔ توزیع متناسب Pro-rata Distribution Clause شرط مسئولیت متناسب؛ مادهٔ مسئولیت متناسب Pro-rata Liability Clause نرخ متناسب Pro-rata Rate متناسب؛ به تناسب Proratable سرشکن کردن Pro. Rate سهم بندی تولید؛ سهمیهٔ هزینهٔ تولید؛ تقسیم به نسبت؛ توزیع برحسب مدت یا نسبت معین Proration له و علیه Pros and Cons دورنما؛ چشم انداز؛ انتظار؛ پیش‌بینی؛ نما؛ نمود؛ مشتری احتمالی Prospect تصویر دورنما Prospective اطلاع نامه؛ تعریف نامه؛ آگهی عرضهٔ سهم؛ خلاصهٔ آگهی Prospectus موفق شدن؛ به توفیق مالی و اقتصادی رسیدن؛ پیشرفت کردن؛ ثروتمند شدن Prosper رفاه؛ فراوانی؛ آبادانی؛ رونق ترقی روزافزون؛ پیشرفت Prosperity (Expansion; Peak) در حال پیشرفت؛ ترقی‌کننده؛ مترقی؛ با رونق Prosperous مترقیانه Prosperously حمایت کردن؛ نگهداری کردن؛ حفظ کردن؛ دفاع کردن؛ حفظ شدن؛ حمایت شدن Protect پیش فروش کنندهٔ تحت حمایت Protected Bear حمایت؛ تعرفهٔ حمایتی؛ حمایت دولت Protection حمایت و شرط تضمین خسارت یا بیمه Protection and Indemnity Clause حمایت گرایی؛ اصل حمایتی Protectionalism حمایت‌گرایی؛ مکتب حمایت اقتصادی؛ مکتب حمایت بازرگانی Protectionism طرفدار اصل حمایت؛ حمایت‌گرا؛ حمایت‌گران Protectionist حقوق و عوارض حمایتی Protective Duties رویهٔ حمایتی Protective Practice تعرفهٔ حمایتی Protective Tariff فعلا”؛ در حال حاضر؛ موقتا”؛ شاغل مقامی به طور موقت؛ به طور موقت Protem شاغل موقت مقام؛ انتخاب موقت Protempore واخواست؛ اعتراض به نکول برات؛ واخواهی Protest اعتراض کردن؛ واخواست کردن Protest قابل اعتراض؛ واخواست کردنی Protestable نمونهٔ آزمایشی Prototype پرودن، پیر Proudhon, Pierre تجربه کردن؛ بر اثر آزمایش پی بردن؛ سنجیدن؛ آزمون؛ امتحان کردن؛ محقق کردن؛ ثابت کردن؛ اصالت امری را محرز ساختن؛ اثبات Prove اقدامات احتیاطی به عمل آوردن؛ تجهیز کردن؛ آماده شدن؛ آماده کردن؛ وسیله فراهم کردن؛ تأمین کردن؛ قبلا تهیه دیدن؛ مجهز کردن؛ پیش‌بینی کردن؛ رفع احتیاج کردن Provide آماده؛ مجهز؛ مشروط به اینکه؛ مشروط بر؛ در صورتی که؛ به شرط اینکه Provided صندوق احتیاطی Provident Fund وجوه احتیاطی؛ صندوق تأمین؛ صندوق تأمین خسارت پیش‌بینی نشده Provident Funds شرکت پیش‌بینی؛ شرکت احتیاط Provident Society شرط؛ ماده؛ قید؛ بند Proviso تهیه؛ تدارک؛ شرط؛ بند؛ ماده؛ استقرار؛ تأمین؛ ذخیره؛ استهلاک؛ درامدهای مشکوک الوصل؛ خواربار؛ آذوقه م. Allowance Provision مقرر داشتن؛ شرط کردن؛ آذوقه تأمین کردن Provision تدارک نوسازی Provision for Renewals حساب موقت Provisional Account استخدام موقت؛ انتصاب موقت Provisional Appointment تأمین ذخیره Provisioning خواربار؛ مقررات؛ قیود Provisions اندوخته برای مطالبات سوخت شده و مشکوک الوصول Provisions for Bad and Doubtful Debt در ماه آینده؛ مربوط به ماه آینده Prox علت مستقیم؛ علت نزدیک؛ علت بی‌واسطه Proximate Cause خسارت قابل پیش‌بینی Proximate Damage ماه آینده Proximo وکالتنامه؛ وکیل؛ نماینده Proxy روپیه، واحد پول پاکستان، نشانهٔ Pakistan Rupees است PRs وکالتنامه؛ نظارت اقلیت Proxy, Minority Control اعلامیهٔ نمایندگی؛ اظهاریهٔ وکیل Proxy Statement متغیر نماینده Proxy Variable معیار هزینهٔ سرمایه‌گذاری احتیاطی Prudent-investment-cost Standard نظریهٔ تعیین نرخ مبتنی بر هزینهٔ سرمایه گذاری احتیاطی؛ نظریهٔ نرخ گذاری هزینه‌ای سرمایه گذاری احتیاطی Prudent Investment Cost Theory of Rate Making قاعدهٔ آدم محتاط؛ قاعدهٔ انسان محتاط Prudent-man rule نوشتهٔ زیر امضاء P.S. نسبتهای احتیاطی؛ ضرایب احتیاطی Prudential Ratios طرح شبه تقاضا Pseudo-demand Schedule درامد معنوی؛ درآمد روانی Psychic Income عوامل روحی (معنوی) در سرمایه گذاری، عوامل روانی در سرمایه‌گذاری؛ عوامل غیرمادی در سرمایه گذاری Psychological Factors تأثیرات روانی Psychological Influences مکتب روانشناختی؛ مکتب روانشناسی؛ مکتب روانی Psychological School نظریهٔ روانی دور اقتصادی؛ نظریهٔ غیرمادی دور کار و کسب؛ نظریهٔ روحی دور کار و کسب Psychological Theory of Business Cycle پزوتا، واحد پول اسپانیا، نشانهٔ Peseta است Pta خواهشمند است پشت ورقه را ملاحظه نمایید P.T.O. روان سنجی Psychometrics مالک Pty حسابدار رسمی؛ حسابدار مجاز؛ حسابدار حرفه‌ای Public Accountant قانون عام؛ قانون عمومی Public Act ادارهٔ امور دولتی؛ مدیریت عمومی Public Administration وکیل و وصی قانونی؛ مدیر دولتی سرپرستی Public Administrator امداد عمومی Public Assistance مؤسسهٔ امور عمومی؛ مرجع دولتی؛ ادارهٔ دولتی؛ سازمان دولتی Public Authority قانون عمومی Public Bill سند قرضهٔ عمومی Public Bond گزینش عمومی؛ انتخاب عمومی Public Cloice شرکت عمومی (در انگلیس)؛ شرکت سهامی عام Public Company انحصار مصرف عمومی Public Consumption Monopoly شرکت سهامی عمومی؛ شرکت عمومی Public Corporation اعتبار عمومی Public Credit قرض عمومی؛ دین عمومی؛ استقراض عمومی Public Debt قرضهٔ خالص عمومی Public Debt, Net داد و ستد قرضهٔ عمومی Public Debt Transaction سپرده‌های عمومی Public Deposits املاک عمومی؛ املاک دولتی؛ حق عام؛ خالصهٔ دولت Public Domain ادارهٔ کاریابی Public Employment Exchange Office تصدی عمومی؛ بنگاه عمومی Public Enterprise مخارج عمومی Public Expenditure مالیهٔ عمومی Public Finance اوراق بهادار عمومی Public Funds کالای عمومی Public Good خانه سازی عمومی Public Housing سود عمومی؛ نفع عمومی؛ مصلحت عمومی Public Interest نشر عمومی؛ انتشار عمومی Public Issue اراضی عمومی؛ زمین دولتی؛ زمین خالصه Public Lands قانون عام؛ قانون عمومی Public Law بیمهٔ مسئولیت عمومی Public Liability Insurance شرکت محدود عمومی Public Limited Company استقراض عمومی Public Loan درآمد دولت؛ وجوه دولتی Public Money انحصار عمومی Public Monopoly عرضهٔ عمومی سهام Public Offering افکار عمومی؛ عقیدهٔ مردم؛ عقیدهٔ عامه Public Opinion بررسی افکار عمومی Public-opinion Survey مالکیت عمومی Public Ownership دارایی عمومی Public Property روابط عمومی Public Relations مسئول روابط عمومی Public Relations Officier دخل عمومی؛ دخل دولت؛ عایدات دولت؛ دریافتی دولت Public Revenue حراج Public Sale بخش عمومی؛ بخش دولتی؛ مؤسسات غیرخصوصی Public Sector نیاز وام‌خواهی بخش عمومی Public Sector Barrowing Requirement کارمند دولت؛ کارمند مؤسسهٔ دولتی؛ خادم ملت Public Servant شرکت عام المنفعه Public-service Corporation خدمات عمومی دولت Public Services of Government انبار عمومی Public Store مؤسسهٔ عام المنفعه Public Trust فواید عامه؛ تسهیلات عمومی؛ خدمات عمومی رفاهی Public Utilities مؤسسهٔ عام المنفعه؛ شرکت عام المنفعهٔ انتفاعی Public Utility سند قرضهٔ کارهای عمومی Public-utility Bond گروه شرکتهای فراهم آورندهٔ تسهیلات عمومی Public Utility Holding Companies آئین‌نامهٔ مؤسسهٔ عام المنفعه؛ تنظیم مؤسسهٔ عام المنفعه Public Utility Regulation انبار عمومی Public Warebouse رفاه عمومی؛ رافه عامه؛ بهزیستی مردم Public Welfare برنامهٔ رفاه عمومی Public elfare Program امور عام‌المنفعه؛ کارهای عمومی Public Works استخدام محکومین Public Works-and-ways System نقشه‌های کارهای عمومی؛ برنامهٔ کارهای عام المنفعه Public Works Programs تبلیغات؛ اطلاعات تبلیغاتی Publicity صنعت زیر نظارت دولت؛ دولت؛ صنعت در اختیار دولت Publicity Controlled Industry شرکت سهامی عام Publicity Owned Corporation منتشر کردن Publish رهن بعدی Puisne Mortgage پولا، واحد پول کشور بوتسوانا Pula تبلیغ کامل به سود تقاضا Pull Demand Advertising تغییر ناگهانی و قابل توجه در مقدار متغیر الکتریکی از قبیل ولتاژ یا شدت جریان Pulse سیاست تزریق انگیزهٔ رشد؛ سیاست ایجاد کار و قوهٔ خرید؛ تزریق مالی محرک Pump Priming منگنه کردن کارت یا نوار کاغذی Punch کارت منگنه شده Punched Card آمایش داده‌های کارت منگنه شده Punched-card Data Processing نوار کاغذی منگنه شده Punched Paper Tape دقت در انجام دادن وعده؛ وقت شناسی؛ دقت؛ مراعات دقیق آداب و رسوم Punctuality سفته باز در بازار گرم و سرد؛ سوداگر در بازار رو به ترقی و تنزل Punter خرید (اعم از کالا یا خدمت)؛ خریداری؛ ابتیاع؛ خرید؛ درآمد سالانهٔ زمین؛ اکتساب Purchase خرید و اجارهٔ مجدد Purchase andleaseback سیاههٔ خرید؛ فهرست خرید Purchase Contract تخفیف خرید Purchase Discount گروه خرید؛ گروه خریدار Purchase Group فهرست اجناس خریداری Purchase Invoice دفتر روزنامهٔ خرید؛ نمونهٔ دفتر؛ روزنامهٔ خردی در صفحهٔ بعد Purchase Journal گروی خرید Purchase-money Mortgage کارپرداز؛ مأمور خرید Purchase Officier سفارش خرید؛ دستور خرید؛ برگ خرید Purchase Order قیمت خرید Purchase Price مدارک خردی Purchase Records درخواست خرید Purchase Request Requisition برگشتی‌های خرید؛ مرجوعیهای خرید Purchase Returns مالیات خرید Purchase Tax معافیت از مالیات خرید Purchase Tax Relief خریدار Purchaser حساب خریدها Purchaser Account خرید به ارزش واقعی Purchaser for Value دفتر خریدها؛ دفتر روزانهٔ خریدها Purchaser Book دفتربزرگ خریدها Purchaser Ledger خریدار؛ گیرنده Purchasing نمایندهٔ خریدار؛ دلال عامل Purchasing Agent (Middleman۰ مأمور خرید؛ کارپرداز Purchasing Officer توان خرید؛ قدرت خرید؛ قوهٔ خرید Purchasing Power قوهٔ خرید پول Purchasing Power of Money تساوی قوهٔ خرید؛ برابری قوهٔ خرید؛ نرخ نسبی مبادله؛ برابری قدرت خرید Purchasing-power Parity نظریهٔ برابری قوهٔ خرید Purchasing-power-Parity Theory خطر قوهٔ خرید Purchasing Power Risk پایاپای خالص Pure Barter رقابت خالص؛ رقابت محض Pure Competition اقتصاد محض Pure Economics بهرهٔ خالص؛ ربح خالص Pure Interest حق بیمهٔ خالص Pure Premium تورم قیمت خالص Pure Price Inflation سود ویژه؛ سود خالص Pure Profit اندازهٔ بهرهٔ خالص Pure Rate of Interest نمونهٔ سودمند؛ نمونهٔ متضمن مقصود؛ نمونهٔ وضعی Purposive Sample تبلیغ به سود تقاضا؛ تبلیغ محرک تقاضا Push Demand Advertising مزد کوشش فوق العاده Push Money بی‌باکی Pushfulness اختیار فروش؛ فروش (بورس)؛ جایزه برای تحویل؛ جایزهٔ فروشنده؛ اختیار فروش؛ حق تحویل‌دهی مؤجل؛ خود را فروشنده اعلام کردن (در بورس)؛ عرضهٔ اختصاصی سهم Put حق فروش و خرید سهام؛ اختیار خردین و نخریدن Put and Call بازار خرید و فروش سهام با حق انتخاب Put and Call Morket اختیار فروش و خرید سهام؛ خیار خرید و فروش سهام Put and Call Option خرید و فروش سهام Put and Call Price فروش نقد و بازخرید نسیه Put and Take اختیار فروش مجدد؛ خیار فروش محدود Put of More Option حق خریدار سهام به دو برابر مبلغ Put of More (Put O'More) اختیار تحویل سه برابر؛ سه برابر در تنزل Put of Three Times More خیار فروش؛ اختیار فروش؛ اختیار فروش یا عدم فروش؛ جایزهٔ غیرمستقیم؛ جایزهٔ معکوس؛ جایزه برای تحویل؛ جایزهٔ فروشنده؛ بازار با جایزه برای تحویل دادن؛ جایزهٔ ساده در تنزل؛ اختیار فروش به قیمت و شرایط دلخواه Put Option قیمت پابرجا ؛ قیمت ثابت؛ قیمت مستقر؛ قیمت پایدار Put Price طرح کردن؛ در معرض فروش گذاردن Put Up نظام صنعت خانگی Putting Out System در معرض فروش Putting Up for Sale مزایدهٔ دارایی Putting Up of Money جانشین پذیری نسبی Putty-clay جانشین پذیری کامل Putty-putty هرم اعتبار Pyramid of Credit فروش هرم واری Pyramid Selling افزایش سود از راه افزایش خرید؛ افزایش خرید؛ خرید هرم واری؛ خرید تل واری Pyramiding کوئتزال، واحد پول گواتمالا، نشانهٔ Quetzal است Q ریال، واحد پول قطر، نشانهٔ Q. Rial است QR کوارت Qt. ناحیه؛ ربع دایره؛ ربعی Quadrant معادلهٔ درجهٔ دوم Quadratic Equation شکل جبری درجهٔ دوم Quadratic Form تابع درجهٔ دوم Quadratic Function تابع متجانس درجهٔ دوم Quadratic Homogeneous متجانس درجهٔ دوم Quadratic Homogeneous Function میانگین درجهٔ دوم Quadratic Mean کیفیت؛ نوع Qual شرط؛ لیاقت؛ مشخصات Qualification سهام ضمانت Qualification Shares واجد شرایط؛ کارشناس؛ مشروط و مفید Qualified پذیرش مشروط؛ قبولی مشروط Qualified Acceptance حسابدار خیره Qualified Accountant پشت نویسی مشروط؛ ظهر نویسی مشروط Qualified Endorsement ظهرنویسی مقید؛ ظهر نویسی محدود؛ پشت نویسی مشروط Qualified Indorsement گزارش مشروط Qualified Report سهام مدیران Qualifying Shares تحلیل کیفی Qualitative Analysis الگوهای گزینش کیفی؛ الگوهای انتخاب کیفی Qualitative Choice Models نظارتهای کیفی Qualitative Controls زوال کیفی یک صنعت روبه زوال؛ زوال کیفی یک صنعت زوال یابنده Qualitative Decline of a Declining Industry تغییر کیفی سرمایه‌گذاری Qualitative Distortion of Investment گواهینامهٔ کیفیت Quality Certificate رقابت کیفی؛ رقابت در کیفیت؛ رقابت در مرغوبیت Quality Competition نظارت کیفی؛ نظارت بر مرغوبیت Quality Control نظارت آماری کیفیت Quality Control, Statistical ضمانت کیفی؛ تضمین کیفی Quality Guarantee کیفیت اعتبار Quality of Credit چارک Quantile انحراف چارکی Quantile Deviation نظارتهای مقداری Quantitatinve Controls اقتصاد مقداری Quantitative Economics محدودیتهای مقداری؛ محدودیتهای کمی Quantitative Restrictions محدودیت مقداری تجارت Quantitative Trade Restriction (Quota) تخفیف فروش؛ تخفیف مقداری Quantity Discount معادلهٔ مقداری Quantity Equation معادلهٔ مقداری مبادله Quantity Equation of Exchange مقدار پول Quantity of Money تخفیف مقدار Quantity Rebate مقدار رسیده؛ مقدار دریافتی Quantity Received ارزیاب Quantity Surveyor نظریهٔ مقداری پول Quantity Theory Of Money مقدار؛ حصه؛ سهمیه Quantum مقدار مورد استحقاق Quantum Merit روزهای پایانی فصل؛ روزهای تصفیه Quarter Days ربع ایگل Quarter Eagle سهم بیست و پنج درصدی؛ سهم ربعی Quarter Stock روزهای پایانی فصل برای تسلط دوری Quarters For Cylical Dominanca مجله‌ای است Quarterly Journal of Economics چارک؛ ربع Quartile انحراف چارک؛ انحراف ربعی Quartile Deviation شبه عقد؛ شبه قرارداد Quasi Contract شبه شرکت؛ شرکت نما Quasi Corporation شبه پول Quasi Money شبه انحصار Quasi-monopoly شریک ظاهری Quasi-partner شرکت نیمه عمومی Quasi-public Company شرکت شبه عمومی Quasi-public Corporation مؤسسهٔ نیمه عمومی؛ شرکت سهامی نیمه عمومی Quasi-public Corporation شبه اجاره؛ اجارهٔ اموال Quasi-rent حق لنگراندازی Quayage اشتباهات Queries کنه؛ فرانسوا Quesnay, Francois پرسشنامه Questionnaire نمونه‌گیری مبتنی بر پرسشنامه Questionnaire Sampling کوئتزال، واحد پول کشور گواتمالا برابر با یکصد سنتاو (Centavo) Quetzal مسئلهٔ صف انتظار Queuing Problem نظریهٔ صف انتظار Queueuing Theory به علت آنکه می‌ترسد Quia Timet داراییهای کوتاه مدت؛ داراییهای نقد Quick Assets نسبت داراییهای نقد؛ نسبت داراییهای فوری Quick Assets Ratio نسبت سهام سود بخش Quick Ratio رونق سریع Quick Recovery منافع سریع Quick Returns اعتصاب غیرقانونی؛ اعتصاب بی‌برنامه Quickie Strike کوید Quid عوض؛ مثل؛ به جای؛ عوض؛ جبران؛ تعویض؛ قرار دادن چیزی به جای چیز دیگر Quid Pro Quo بورس آرام Quid Market کوئینتا، واحد پول آلبانی برابر با ۱۰۰ / ۱ لک (Lek) واحد پایه Quinta اجارهٔ به نام؛ اجارهٔ اسمی Quit-rent برائت؛ مفاصا Quittance ترک کار؛ ترک خدمت Quits به وسیلهٔ چه مقامی Quo Warranto حد نصاب؛ شمار کافی برای مذاکره؛ اکثریت قانونی برای تشکیل جلسه Quorum ملخص Quotation است Qout سهمیه Quota موافقتنامهٔ سهمیه Quota Agreement خریداری سهمیه Quota Buying نمونهٔ سهمیه Quota Sample نمونه‌گیری سهمیه‌ای Quota Sampling بیمهٔ اتکایی سهم «سهمیه»ای Quota Share Reinsurance قابل مظنه؛ مظنه‌گذاری (بورس) Quotable مظنه؛ قیمت؛ صورت قیمت؛ قیمت گذاری Quotation مظنه در صورت؛ ثبت در صورت مظنه Quotation in The List مظنه دادن Qoute مظنه شده Qouted شرکتهای ثبت شده در بورس؛ شرکتهای سهامی عام Qouted Companies سرمایه‌گذاری در سهام معتبر Qouted Investment صورت مظنهٔ رسمی؛ مظنهٔ رسمی Qouted List قیمت اعلام شده Qouted Price اسناد ثبت شده در بورس؛ اسناد بهادار مظنه شده؛ اسناد قابل معامله در بورس Qouted Securities راند، واحد پول افریقای جنوبی و نامیبیا، نشانهٔ Rand است R ضریب تعیین؛ ضریب همبستگی چندگانه تبعیض نژادی؛ نژادگرایی؛ نظریهٔ نژادی Racism فروشندهٔ قفسه‌ای؛ فروشندهٔ غرفه‌ای؛ سخت کوش Rack Jobber اجارهٔ گزاف؛ اجارهٔ فاحش؛ اجارهٔ سنگین Rack Rent گزارش رادکلیف Radcliff Report اقتصاد بنیادی؛ اقتصاد طرفدار اصلاح ریشه‌ای Radical Economics اقتصاددانان طرفدار اصطلاحات ریشه‌ای؛ اقتصاددانان بنیادی Radical Economists عبارت زیر رادیکال؛ عدد زیر رادیکال Radicand ماده و شرط در باب التزام کارگر به عدم ترک کار در مدت قرار داد Radius Clause بنگاه متجاوز Raider Firm سند قرضهٔ راه آهن Railroad Bond قبض ارسال کالا با قطار Railroad Consignement Note شرط چشم پوشی از تعهد راه‌آهن در بیمه Railroad Subrogation Waiver Clause بارنامهٔ راه‌آهن Railway Bill of Lading رسید راه‌آهن Railway Receipt بیمهٔ باران Rain Insurance حوالهٔ آتی Rain Cheque فراهم کردن پول؛ گردآوری پول Raise Money پول (برای منظوری) گردآوردن؛ فراهم کردن پول یا سرمایه برای کسی Raise a Money (For Another) رهن کردن؛ ابتیاع کردن؛ تحصیل یک رهن کردن Raise a Mortgage پول برای خود فراهم کردن Raise Money (for Oneself) سهم پولی Rake Off بهبود مجدد Rally (Rallies) تورم تازنده Rampant Inflation رند، واحد پول کشور جمهوری افریقای جنوبی و نامیبیا Rand تحقیق و توسعه R and D اتفاقی؛ تصادفی؛ بی‌قاعده Random شیوهٔ تصادفی دسترسی Random Access Device حافظهٔ با دسترسی تصادفی Random Access Memory جدول اعداد تصافدی Random Digits Table فقدان دسترسی تصادفی Random (Direct) Access Storage اشتباه تصادفی Random Error الگوی تصادفی Random Model اعداد تصادفی Random Numbers فراگرد تصادفی؛ جریان تصادفی Random Process نمونهٔ تصادفی Random Sample نمونه‌گیری تصادفی؛ نمونه برداری تصادفی Random Sampling متغیر تصادفی Random Variable تغییر تصادفی Random Variation 

 

گردش تصادفی؛ سیر تصادفی Random Walk دامنهٔ Range (of a good) تخمین مسافت Range Determination حدود دامنه Range Limits دامنهٔ تغییرات Range of Variations آراستن؛ به ردیف آوردن؛ در ردیف درآمدن؛ پشت سرهم قرار گرفتن؛ صف بستن Rank رتبه؛ مقام Rank همبستگی رتبه‌ای Rank Correlation رتبهٔ یک ماتریس Rank of a Matrix روش رتبه دادن؛ روش رتبه‌گذاری Ranking Method آرایش طرحها؛ تنظیم طرحها؛ دسته‌بندی طرحها Ranking of Projects مقیاس درجه‌بندی Ranking Scale قیمت طلا Ransom Price کمیاب؛ کم؛ نادر Rare جنگ اعصاب؛ رقابت مخرب Rat Race مشمول مالایت؛ محکوم به پرداخت مالیات؛ نرخ بردار؛ متناسب؛ متناسبا” Ratable اثر بی‌برگشت؛ اثر «ضامن» Ratchet Effect نظریهٔ «اثر ضامن» Ratchet-effect Theory نرخ بستن؛ ارزیابی کردن برای مالیات بندی؛ نرخ گذاشتن؛ برآورد کردن؛ مشمول مالیات قرار دادن؛ تخمین زدن؛ حق بیمه را معین کردن؛ به نرخ معینی حمل کردن Rate فی؛ اندازه؛ نسبت؛ آهنگ سرعت؛ مظنه؛ بها؛ نرخ مالیات Rate انواع نرخ Rate (Public Utilities), Types of انواع نرخ Rate (Transportation), Types of کالا را برای خطرات اضافی بیمه کردن و حق بیمهٔ اضافی دادن Rate (Up) مبنای نرخ؛ پایهٔ نرخ Rate Base مأخذ نرخ Rate Basis نرخ نامه؛ کارت نرخهای کرایه Rate Cards مأمور وصول مالیاتهای محلی؛ تحصیلدار مالیاتهای محلی Rate-collector تخفیف تعرفه‌ها Rate-cutting میزان کمک بلاعوض در برابر کمبود Rate Deficiency Grant تبعیض نرخ Rate Discrimination قاعدهٔ نرخ گذاری؛ قاعدهٔ نرخ بندی Rate-making, Rule of خط تعیین نرخ؛ خط نرخ‌گذاری Rate Making Line نظریه‌های نرخ‌گذاری؛ نظریه‌های نرخ بندی Rate Making, Theories of نسبت غیبت‌ها؛ تکرار غیبت‌ها؛ کثرت وقوع غیبت‌ها Rate of Absences سرعت انطباق؛ آهنگ تطبیق Rate of Adaptation نسبت تشکیل سرمایه؛ نسبت تراکم سرمایه Rate of Capital Formation نسبت تبدیل به سرمایه Rate of Capitalization اندازهٔ تغییر Rate of Change نسبت جانشینی کالا Rate of Commodity Substitution نرخ تبدیل پول؛ نسبت تبدیل پول؛ نرخ تسعیر پول Rate of Conversion of Money میزان تنزیل Rate of Discount نرخ ارز؛ نرخ تسعیر؛ نرخ مبادله Rate of Exchange میزان رشد اقتصادی؛ سرعت رشد اقتصادی؛ اندازهٔ رشد اقتصادی Rate of Economic Growth میزان مخارج Rate of Expenditure اندازهٔ باروری؛ میزان باروری Rate of Fecundity اندازهٔ رشد؛ میزان رشد Rate of Growth سرعت ابداع؛ آهنگ ابداع؛ آهنگ نوآوری Rate of Innovation بهره، اندازهٔ بهره؛ میزان بهره Rate of Interest, The میزان مخارج سرمایه‌گذاری Rate of Investment Expenditures (نرخ واحد) جایزه؛ نرخ انتخاب Rate of Option میزان محصول؛ میزان تولید؛ نسبت تولید Rate of Output نرخ جایزه؛ میزان جایزه Rate of Premium سرعت واکنش Rate of Response نسبت بازده Rate of Return نسبت بازده Rate of Return (in Public Utilities) مفهوم نسبت بازده Rate of Return Concept نسبت بازده براساس سرمایهٔ مورد سرمایه‌گذاری Rate of Return on Invested Capital نسبت بازده براساس سرمایه‌گذاری جدید Rate of Return on New Investment نسبت بازده برحسب هزینه Rate of Return Over Cost نسبت پس‌انداز؛ میزان پس‌انداز Rate of Saving نسبت جانشینی Rate of Spending نسبت ارزش اضافی Rate of Surplus Value اندازهٔ رجحان زمانی Rate of Time Difference نسبت مبنای تنزیل زمان Rate of Time Discounting نسبت ترجیح زمان Rate of Time Preference نسبت برگشت؛ نسبت استرداد؛ میزان واگرد Rate of Turnover مؤدی مالیات Rate-payer تنظیم نرخ؛ آیین نامهٔ نرخ Rate Regulation مقیاس نرخ Rate Scale میزان بخشش مالی تقویتی؛ اندازه بخشش مالی تقویتی Rate Support Grant جنگ نرخ Rate War ارزش مالیاتی Rateable Value متصدی درجه‌بندی Rater عوارض شهرداری Rates تصدیق؛ تصویب؛ تصویب قانونی Ratification ارزیابی؛ درجهٔ اعتبار؛ ارزش؛ نرخ عوارض شهرداری Rating انواع نرخ بندی؛ انواع نرخ گذاری Rating (in insurance), Types of ادارهٔ نرخ گذاری؛ دفتر رتبه بندی خطرات Rating Bureau معیار رتبه بندی؛ مقیاس نرخ گذاری؛ مقیاس ارزیابی Rating Scale نظام نرخ گذاری؛ روش تعرفه Rating System نسبت؛ ضریب Ratio انواع نسبت Ratio, Types of تحلیل نسبت Ratio Analysis نمایش نموداری داده‌های آماری؛ نمودار نیمه لگاریتمی Ratio Chart شاخص انتظار Ratio Delay برآورد نسبی Ratio Estimate ضریب تصدی Ratio Gestion نسبت فاصله Ratio of Differential نرخ مبادله؛ نرخ ارز؛ نرخ تسعیر Ratio of Exchange روش ضریب اشباع Ratio of Saturation Method مقیاس نسبی؛ مقیاس لگاریتمی Ratio Scale روش نسبت به متوسط Ratio-to-moving-average Method of متحرک تعدیل فصلی Reasonal Adjustment جیره، سهمیه Ration رفتار عقلایی؛ رفتار معقول Rational Behaviour انتظارات عقلایی Rational Expectations درنگهای عقلایی؛ تأخیرهای عقلایی Rational Lags اعداد گویا؛ اعداد منطق Rational Numbers تفاوتهای عقلایی دستمزد Rational Wage Differentials دلیل اساسی؛ دلیل عمده Rationale فلسفهٔ عقلایی؛ اصالت عقل؛ خردگرایی؛ اعتقاد به اصالت خرد Rationalism معقولیت؛ موافقت با عقل؛ انطباق با عقل و استدلال Rationality عقلایی کردن تولید؛ روش تعقلی؛ فن کفایت افزایی Rationalization عقلایی کردن Rationalize اعتبار جیره‌بندی شده Rationed Credit جیره بندی Rationing جیره‌بندی و تثبتی قیمت Rationing and Price Fixing جیره بندی ارز؛ جیره بندی مبادله Rationing of Exchange جیره‌بندی اسعار خارجی Rationing of Foreign Exchange جیره‌بندی کالاها Rationing of Goods نظام جیره‌بندی Rationing System داده‌های خام Raw Data دادهٔ خام Raw Datum مواد خام؛ مواداولیه؛ مادهٔ طبیعی یا نیم ساخته که در جریان ساخت تغییر نماید؛ موادی که هنوز به صورت کالای ساخته درنیامده است Raw Material برگشت مواداولیه Raw Material Turnover مواد اولیه Raw Produce محصولات نیم ساخته؛ محصولات ناتمام؛ محصولات تکمیل نشده Raw Products عدالت رالزی Raw lsian Justice روبل، واحد پول روسیه، نشانهٔ Ruble است Rb سازمان عمران منطقه‌ای ایران، پاکستان و ترکیه R.C.D. به کنندهٔ چک (صادرکننده چک) رجوع شود R/D تحقیق، توسعه و نمایش R, D and D نپو، واحد پول دومینیکن، نشانهٔ R.D. Peso است RD$ از نو به دست آوردن؛ بازخردین؛ اکتساب مجدد؛ تحصیل دوباره کردن Reacquire سهم بازخریدی Reacquired Stock (Treasury Stock)  واکنش؛ عمل متقابل Reaction منحنی واکنش؛ منحنی عکس العمل Reaction Curve توابع واکنش Reaction Functions خواندن Read حافظهٔ خواندنی Read Only Memory مقایسه کردن؛ مقابله کردن؛ سنجیدن Read Over دستگاه خواندن اطلاعات Reader آمادگی برای هزینه‌های رفع احتیاج Readiness-to-serve Costs پروندهٔ نسخه‌های مرتب Reading File مقایسه؛ مقابله؛ سنجش Reading Over قاعدهٔ مقایسه Reading Rule پول نقد؛ پول آماده Ready Money محاسبات آماده Ready Reckoner اقتصاد ریگانی Reananomics الگوهای مستقل و برگشتی Recursive and Independent Models دستگاه برگشتی Recursive System واقعی Real حسابهای واقعی Real Accounts اجاره‌نامهٔ درازمدت Real Agreement اقلام واقعی و پولی Real and Money Terms اموال غیرمنقول؛ املاک؛ مستغلات Real Assets اثر ماندهٔ واقعی Real Balance Effect نظریه اثر ماندهٔ واقعی؛ نظریهٔ موجودی واقعی؛ نظریهٔ ماندهٔ واقعی Real-balance Effect Theory اصول برات واقعی Real Bill Doctrine سرمایهٔ واقعی Real Capital علل واقعی دور تجاری Real Causes of the Trade Cycle دارایی‌های منقول واقعی Real Clattels قرارداد واقعی Real Contract هزینه واقعی؛ قیمت برحسب واحدهایی نظیر تن، بشکه، کیلومتر، ساعت Real Cost نگرش هزینهٔ واقعی در تجارت بین‌المللی؛ تجارت بین‌المللی از دید هزینهٔ واقعی Real Cost Approach to International Trade درآمد واقعی سرانهٔ قابل تصرف Real Disposable Per Capital income ارزش واقعی دلار Real-dollar Value نرخ ارز واقعی عملی Real Effective Exchange Rate دارایی غیرمنقول؛ اموال غیرمنقول؛ توسعهٔ املاک و مستغلات Real Estate وام مستغلات؛ وام برای دارایی منقول Real Estate Loan مالیات بر مستغلات؛ مالیات بر دارایی غیرمنقول Real Estate Tax ارزش واقعی؛ ارز محلی Real Exchange جریان واقعی Real Flow محصول ناخالص ملی واقعی Real Gross National Product درامد واقعی؛ درآمد حقیقی Real Income اندازهٔ واقعی بهره Real Interest Rate سرمایه‌گذاری حقیقی Real Investment پول واقعی Real Money مانده‌های پولی واقعی Real Money Balances درآمد ملی واقعی Real National Income محصول واقعی ملی Real National Output عدد حقیقی Real Number محصول واقعی Real Product دارایی واقعی؛ دارایی غیرمنقول Real Property قدرت حقیقی خرید Real Purchasing Power اندازهٔ واقعی بهره Real Rate of interest نسبت واقعی Real Ratio عواید واقعی هفتگی خرج کردنی Real Spendable Weekly Earnings شرایط واقعی Real Terms زمان واقعی Real Time دستمزدهای واقعی Real Wages ثروت واقعی Real Wealth روش استقراء؛ طریقهٔ واقع‌بینی؛ روش واقع‌گرایی Realistic Method اصالت وجود؛ بنگاه معاملات ملکی؛ مستغل؛ ملک؛ دارایی غیرمنقول Reality تحقق یافتنی؛ درک کردنی؛ مجسم کردنی؛ به دست آوردنی؛ قابل حصول؛ قابل تبدیل به پول نقد Realizable تبدیل به پول نقد؛ تحصیل؛ اکتساب؛ تحقق؛ در کتاب؛ فهم Realization حساب بازیافت؛ حساب تصفیه؛ حساب تبدیل دارایی‌های شرکت به پول نقد Realization Account تبدیل به پول نقد کردن؛ نقد کردن؛ به پول نزدیک کردن؛ فروش رفتن؛ فراهم کردن؛ فهمیدن؛ صورت خارجی دادن؛ از قوه به فعل درآوردن؛ تحقق یافتن؛ عملی کردن؛ واقعیت بخشیدن؛ فروختن Realize سرمایه‌گذاری تحقق یافته Realized Investment سود تحقق‌یافته Realized Profit درآمد مکتسب؛ درآمد اکتسابی Realized Revenue تسهیم دوباره؛ اعلام مجدد اعتبار Re-allocation دلیل؛ جهت؛ سبب؛ علت؛ خرد؛ عقل؛ شعور؛ قضیهٔ منطقی؛ معقول؛ استدلال؛ دلیل و برهان؛ ارائه حساب بدهی Reason معقول؛ مقرون به عقل؛ مستدل؛ معقولانه؛ به اندازه؛ از روی قاعده Reasonable قیمت معقول؛ قیمت معتدل؛ قیمت قابل قبول Reasonable Price استدلال استقرایی؛ استدلال قیاسی Reasoning, Inductive مأموریت مجدد Reassignment بیمهٔ اتکایی؛ بیمهٔ ثانوی Reassurance بیمهٔ اتکایی کردن Reasure تخفیف؛ استرداد وجه؛ پرداخت بخشی از بدهی Rebate کاستن؛ کم کردن؛ تخفیف دادن؛ کسر کردن؛ تخفیف قائل شدن؛ برگرداندن Rebate تنزیل بروات پیش از موعد Rebate On Bills Not Due تخفیف دهنده Rebater تخفیفهای یک کاسه؛ تخفیفهای یکجا؛ تخفیفهای کلی Rebaters, Aggregated دعوت مجدد به کار؛ احضار به کار؛ لغو انتظار خدمت Recall تغییرات عمده در سهام و سرمایه Recapitalization مازاد تغییرات در سرمایه و سهام Recapitalization Surplus شرط بازگشت مجدد اموال به صاحب آن Recapture Clause بازگشت عواید؛ پس‌گیری عایدات Recapture of Earnings دریافت مجدد؛ وصول به صندوق Recashing دریافت شد؛ واصل شد Recd رسید؛ دریافت؛ اعلام وصول Receipt رسید دادن؛ اعلام وصول نمودن؛ وصول کردن؛ پرداختن؛ رسید چیزی را دادن Receipt ته برگ رسید Receipt Counterfoil رسید کالا؛ گواهی دریافت کالا Receipt for Shipment رسید منظم Receipt in Due Form رسید نهایی؛ رسید قطعی Receipt on the Balance وصولکننده؛ رسید دهنده Receiptor دفتر دریافتها؛ دفتر اقلام ورودی Receipts Book مطالبات؛ دریافت کردنی؛ مطالبات قابل وصول قابل قبول؛ (در جمع) بروات وصولی Receivable(s) رسید؛ دریافت؛ وصول Receival دریافت داشتن Receive مساعده گرفتن؛ پیش‌خور کردن Receive in Advance رسیده از Received بارنامه «تحویل شده برای حمل» Received for Shpment Bill of Lading درآمد دریافتی Received Income حق بیمهٔ دریافتی Received Premium مدیر تصفیه؛ گیرنده؛ دریافت کننده؛ آخرین خریدار Receiver گواهینامهٔ تصفیه Peceiver's Certificate دریافتی Receiving (Collection of Money) بلیط حمل؛ حواله گیرنده Receiving Note حکم انتصاب مدیر تصفیه Receiving Order تحویلدار دریافت Receiving Teller کساد؛ کاسد Recession کساد فهرست موجودی Recession, Inventrory ابطال قرارداد Recession of Contract کرایه کردن مجدد کشتی Recharter دریافت کننده؛ وصول کننده Recipient قرارداد دوجانبه Reciprocal (or Bilateral) Agreement خرید متقابل Reciprocal Buying توافقهای متقابل پولی؛ توافقهای متقابل استقراضی Reciprocal Currency Agreements تقاضای متقابل Reciprocal Demand زیان متقابل معطلی Reciprocal Demurrage مبادلهٔ متقابل Reciprocal Exchange بیمهٔ متقابل Reciprocal insurance قوانین متقابل Reciprocal Laws موافقتنامه متقابل تجاری Reciprocal Trade Agreement دادوستد متقابل Reciprocal Trading مبادله کردن؛ تلافی کردن؛ معامله به مثل کردن Reciprocate معامله به مثل؛ مبادله؛ معاوضه Reciprocration مبتنی بر معاملهٔ به مثل؛ مبادله‌ای Reciprocative معامله به مثل؛ امتیاز متقابل؛ عمل متقابل Reciprocity قاعدهٔ معاملهٔ متقابل؛ قاعدهٔ تقابل Reciprocity Principle تخمین زدن؛ حساب کردن؛ شمردن؛ حساب پس دادن؛ به این نتیجه رسیدن؛ محاسبه کردن؛ محسوب داشتن؛ به حساب رسیدگی کردن؛ ارقام را به ترتیب ذکر کردن Reckon (Reckon Up) صورت‌حساب؛ حساب؛ شمار؛ محاسبه؛ تسویهٔ حساب؛ حساب پس‌دهی Reckoning محصول Reclaim احیای منابع طبیعی؛ سند اصلاح طلب؛ مطالبه؛ استرداد و اصلاح Reclamation طبقه‌بندی مجدد Reclassify شناسایی Recognition درنگ شناسایی Recognition Lag التزام؛ التزام نامه؛ تعهدنامه؛ وجه الضمانه؛ وجه التزام Recognizance نشر مسکوک متفاوت جدید Recoinage تطبیق؛ مقابله در حسابها؛ اختلاف را حل کردن؛ برابر ساختن Reconcile تطبیق حساب Reconcilement of Account صورت اصلاحات؛ حساب تطبیقات Reconciliation Statement گزارش رفع اختلاف بانک؛ گزارش اصلاح بانک Reconciliation Statement, Bank تطبیق Reconciliatin حساب تطبیق؛ حساب اصلاحی؛ اصلاحات Reconciliation Account صورت رفع اختلافات؛ صورت تطبیق؛ ورقهٔ توافق Reconciliation Statement تجدید مزارعه؛ تجدید اجاره؛ اعاده به حال نخست Reconduction بررسی مجدد؛ تجدیدنظر Reconsideration حمل مجدد Reconsigment شرکت مالی بازسازی؛ شرت مالی ترمیم Reconstruction Finance Corporation بازسازی یک شرکت؛ اصلاحات سازمانی یک شرکت؛ تجدید سازمان یک شرکت؛ نوسازی یک شرکت Reconstruction of a Company قرارداد مجدد Recontract انطباق مجدد با شرایط عادی Reconversion ثبت دفتر نمودن؛ ثبت کردن Record پورنده؛ سابقه؛ دفتر؛ فهرست؛ بهترین نصاب Record تاریخ ثبت، تاریخ پیشینه؛ تاریخ ضبط؛ نوشته؛ تاریخ تذکار؛ یادآوری Record Date شورای طرح صنعتی Record of Designers بهترین قیمت Record Prices دلیل ثبت؛ برگهٔ ثبت Recording Medium برنامهٔ تعیین تکلیف اسناد؛ روش توزیع و نگهداری اسناد قدیم و جدید Records Disposal Program مدیریت بایگانی؛ ادارهٔ امور مدارک؛ فن بازرگانی، بایگانی Records Management هزینه‌یابی دوباره؛ هزینه‌یابی مجدد Recosting تاوان دادن؛ هزینهٔ کاری را درآوردن؛ جبران کردن؛ استهلاک هزینه Recoup اصلاح؛ بهبودی؛ جبران؛ پاداش؛ عوض؛ تلافی Recoupment رجوع به ضامن؛ تحصیل از ضامن؛ توسل به ضامن برای وصول Recourse مبنای رجوع؛ مبنای توسل؛ بازگشت Recourse Basis تبدیل به پول رایج؛ تبدیل به نقد Recover وجه وصول کردن؛ تأمین محل وجه Recover Money پس گرفتنی؛ قابل اعاده به حال نخست؛ جبران پذیر؛ بهبودی ذپیر؛ اصلاح شدنی Recoverable هزینهٔ قابل استرداد؛ خرج مستردشدنی Recoverable Expenditure بهبودی؛ تخصیص هزینه براساس فروش، مصرف، استهلاک؛ بازیافت Recovery اعلامیهٔ وصول Recovery Advice دریافت طلب؛ دریافت خسارت Recovery of Claim تازه استخدام؛ تازه وارد Recruit انتخاب؛ استخدام Recruiting کارمندیابی؛ دعوت به کار؛ به کار فراخواندن Recruitment نسبت استخدام Recruitment Ratio مختصات قائم Rectangular Co-ordinates هذلولی قائم Rectangular Hyperbola ماتریس مستطیلی شکل Rectangular Matrix درست شدنی؛ اصلاح شدنی؛ تصحیح شدنی Rectifiable منحنی قابل تصحیح Rectifiable Curve تصحیح؛ اصلاح Rectification تسلسل؛ تکرار؛ بازگشت؛ وقوع مکرر Recurrence بازگشت کننده؛ بازگشتنی؛ بازگردنده؛ تکراری Recurent پرداختهای عمرانی مستمر؛ پرداختهای عمرانی مکرر Recurent Development Payment هزینهٔ مکرر؛ هزینهٔ تکراری Recurring Cost الگوهای وابسته و برگشتی؛ الگوهای بازگشتی Recursive and interdependent Models الگوهای بازگشتی؛ الگوهای ترجاعی Recursive System بازآموزی؛ بازچرخانی؛ بازیابی Recycling بدهکار Red (in the Red) بدهکار بودن Red, To be شرط خطر؛ ماده یا شرط «قرمز» Red Clause مادهٔ محدودکنندهٔ اعتبار؛ شرط محدودکنندهٔ اعتبار؛ مادهٔ قرمز؛ شرط قرمز؛ چراغ قرمز اعتبار Red Clause Credit حاشیه پردازی؛ گریز از موضوع Red Herring بهرهٔ بدهکار (حسابهای جاری)؛ بهرهٔ بدهکاران Red Interest (Current Accounts) روز اخطاریه Red Letter Day کاغذبازی؛ مقررات دست و پاگیر Red Tape بازخریدن؛ از گرو درآوردن؛ از رهن درآوردن؛ فک کردن Redeem قابلیت بازخرید؛ بازخریدنی Redeemability نقد کردنی؛ باز خریدنی ؛ قابل استهلاک؛ قابل بازپرداخت Redeemable سند قرضهٔ عند المطالبه؛ سند قرضهٔ بازخریدنی Redeemable Bond قرضه بازخریدنی؛ قرضهٔ قابل بازپرداخت Redeemable Debenture سهم استقراضی بازخریدنی؛ سهم وامی بازخریدنی Redeemable Loan Stock سهام ترجیحی بازخریدنی Redeemable Preference Shares سهم ممتاز قابل ابتیاع؛ سهام ترجیحی قابل بازخرید Redeemable Preferred Stock مال بازیافتی Redeemable Property اوراق بهادار بازخریدنی Redeemable Securities بازخرید Redemption نمایندهٔ ادارهٔ تصفیه؛ نمایندهٔ اتاق تهاتر؛ نمایندهٔ مؤسسهٔ تهاتری Redemption Agent تاریخهای بازخرید Redemption Dates صندوق بازخرید Redemption Fund جایزهٔ بازخرید؛ صرف بازخرید Redemption Premium قمیت بازخرید، بهای بازخرید Redemption Price بازدهٔ بازخرید Redemption Yield استردادی؛ بازخریدی؛ استهلاک شونده Redemptional جابه‌جایی؛ بازآرایی سازمان؛ بازگستری؛ توزیع مجدد Redepoloyment خیار عیب Redhibition تنزیل اسناد تجاری که قبلا” تنزیل شده باشند. ن.ک: Advance Rediscount jkcdg l[nn" jkcdg l;vv اندازهٔ تنزیل مجدد؛ میزان تنزیل مجدد Rediscount Rate تجدید توزیع کردن؛ توزیع مجدد کردن Redistribute توزیع مجدد Redistribution توزیع مجدد درآمد Redistribution of Income دوچندان کردن؛ دوبرابر کردن مبلغ سود و زیان Redouble برات مجدد؛ حوالهٔ مجدد؛ کشیدن مجدد برات؛ رونویس دوم؛ برات جدید؛ برات تجدیدشده Redraft دوبارهدوباره کشیدن؛ دوباره برداشت کردن؛ دوباره برات کردن Redraw جبران خسارت کردن؛ خسارتی را پرداخت کردن Redress جبران خسارت؛ پرداخت خسارت Redress تحویل کردن؛ ساده کردن؛ کاستن؛ پایین آوردن؛ کم کردن؛ تبدیل کردن؛ تعدیل کردن؛ تنزل دادن؛ تقلیل دادن Reduce شکل ساده؛ شکل ملخص Reduced Form شکل ملخص معادله Reduced Form Equation ساده‌شدنی؛ تحول پذیر Reducible نمونهٔ گزارش؛ شکل گزارش Reducing Balance Form رویهٔ نزولی Reducing Balance Method برهان خلف Reductio Ad Absurdum Methood of Reasoning ضریب کاهش؛ عامل کاهش Reduction Factor زیادی؛ زیادتی؛ اضافه؛ مازاد Redundancy بیمهٔ زیادتی Redundancy Insurance اضافه پرداخت؛ پرداخت بابت اخراج کارکنان زیادی Redundancy Payment زاید؛ زیادی؛ اضافی؛ غیرضروری؛ مازاد بر احتیاج Redundant ظرفیت زاید؛ مازاد ظرفیت Redundant Capacity دوباره (در دفتر محاسبات) ثبت کردن Re-enter تملک؛ تصرف مجدد؛ ثبت مجدد Re-entry مبادلهٔ مجدد (بازرگانی)؛ تهاتر مجدد؛ تسعیر مجدد RE-exchange دوباره صادر کردن؛ دوباره بیرون فرستادن؛ جنس وارداتی را صادر کردن؛ صدور واردات؛ صدور مجدد RE-export صدور مجدد Re-exportation مرجع؛ مأخذ Ref. آرش؛ تفاوت قیمت جنس بی‌عیب یا معیوب آن Refactin پس دادن؛ پس فرستادن؛ پس آوردن؛ مراجعه کردن؛ فرستادن؛ بازگشت دادن؛ رجوع کردن؛ مرجوع داشتن Refer مرجوع داشتن به کشندهٔ (برات) Refer to Drawer قابل مراجعه؛ نسبت دادنی؛ مرجوع شدنی Referable داور Referee میانجی عنداللزوم؛ میانجی در صورت ضرورت Referee in Case of Need رجوع؛ بازگشت؛ عطف؛ اشاره؛ ارجاع؛ مأخذ Reference دور مرجع؛ دور مأخذ Reference Cycle بانک مرجع؛ بانک معرف Reference Bank سرمایهٔ اضافی اندوختن؛ به وضع مالی سر و صورت تازه داردن؛ از نو تجارت کردن؛ تشکیلات جدید به کار بازرگانی خود دادن Refinance اعتبار تأمین مالی مجدد Refinance Credit تأمین مالی مجدد؛ استقراض مجدد Refinancing نسبت خالص زه‌وزاد Refined Birth Rate محاسبات دقیق Refined Calculations نسبت خالص مرگ و میر Refined Death Rate مهندس توسعهٔ پالایشگاه Refinery Development Engineer تحرک بخشیدن؛ به فعالیت واداشتن Reflate اعادهٔ قیمت به سطح پیشین Reflation اعتبار به حساب کسی محسوب داشتن Reflect Credit On One تأملات دربارهٔ تشکیل و توزیع ثروت Reflections on the Formation and Distribution of Riches بازتاب؛ انعکاسی؛ متعاکس Reflexive انعکاس پذیری Reflexivity جنگل کاری دوباره؛ احیای جنگل Reforestation اصلاح Reform مکتب آزادی‌گرایی اصلاحاتی Reform Liberalism اصلاح طلب؛ مصلح؛ طرفدار اصلاحات Reformado تشکیل مجدد؛ تغییر شکل؛ اصلاح؛ نوسازی؛ دوباره سازی Reformation اصلاح طلب؛ اصلاحی Reformative اقدامات اصلاحی؛ تدابیر اصلاحی Reformatory Measures تصحیح شده؛ اصلاح شده Reformed اصلاح طلب؛ اصلاح کننده Reformer اعتقاد به لزوم اصلاحات اجتماعی و دینی؛ اصلاح‌گرا Reformism نهضت طلب؛ اصلاح طلب؛ خواهان تغییر Reformist از نو تأسیس کردن؛ تقویت کردن؛ تجدید حیات کردن؛ تجدید قوا کردن؛ تغییر شکل دادن؛ اعاده دادن؛ بازگردادن Refound آموزش تکمیلی؛ آموزش تقویتی Refresher Training سرمایهٔ مهاجر؛ سرمایهٔ فراری؛ سرمایهٔ پناهنده؛ سرمایهٔ پناه‌جو Refugee Capital دوباره به سرمایه افزودن؛ دوباره سرمایه را به کار انداختن؛ پس دادن؛ بازپرداخت کردن (برای پرداخت بدهیهای کنونی و گذشته)؛ تسویه حساب کردن؛ قروض خود را پرداختن؛ دوباره سرمایه‌گذاری کردن؛ دخل و خرج را هماهنگ کردن؛ مسترد داشتن؛ بازپرداختن؛ مسترد گشتن Refund استرداد وجه؛ تسویه حساب؛ پس‌دهی؛ عمل رد کردن پول یا قرض؛ بازپرداخت Refund مستمری استردادی؛ بازپرداخت سالانه؛ مستمری بازپرداختی Refund Annuity تجدید نشر اسناد قرضه؛ پس‌دهی پول؛ استرداد وجه Refunding سند قرضهٔ استردادی؛ سند قرضهٔ قابل پرداخت Refunding Bond اسناد قرضه با گروی نو به جای قدیمی؛ استرداد وجه اسناد رهنی Refunding Mortgage Bonds امتناع با مذاکره Refusal to Negotiate سفارشی؛ ثبت شده Regd ادارهٔ امور عمومی به‌وسیلهٔ ادارات دولتی "Regie" ناحیه؛ منطقه Region حساب منطقه‌ای؛ حساب ناحیه‌ای Regional Account تحلیل ناحیه‌ای؛ تحلیل منطقه‌ای Regional Analysis مرکز منطقه‌ای تبدیل چک Regional Cheque Processing Center همکاری منطقه‌ای توسعه Regional Cooperation for Development بخشش مالی برای توسعهٔ منطقه‌ای Regional Development Grant تقسیم منطقه‌ای کار Regional Division of Labour برنامه‌ریزی اقتصادی منطقه‌ای Regional Economic Planning هیئتهای مدیرهٔ برنامه‌ریزی اقتصادی منطقه‌ای Regional Economic Planing Boards شوراهای برنامه‌ریزی اقتصادی منطقه‌ای Regional Economic Planing Councils اقتصاد منطقه‌ای Regional Economic Planing Ecounomics ضریب فزایندهٔ منطقه‌ای؛ ضریب افزایش منطقه‌ای Regional Multiplier اتحادیهٔ ناحیه‌ای وجوه تقاعد؛ نظام منطقه‌ای بازنشستگی؛ دستگاه منطقه‌ای بازنشستگی Regional Pension System برنامه ریزی منطقه‌ای Regional Planning سیاست منطقه‌ای Regional Policy مبادلهٔ منطقه‌ای برگهٔ بهادار Regional Securik, Exchange بورس ناحیه Regional Stock Exchange تجارت منطقه‌ای Regional Trade تفاوتهای منطقه‌ای دستمزد Regional Wage Differentials ساختار منطقه‌ای دستمزد Regional Wage Structure منطقه‌گرایی Regionalism دفتر ثبت؛ ثبت کردن؛ دفتر Register دفتر ثبت؛ فهرست رسمی؛ ضبط Register دفتر ثبت اسناد Register of Deeds دفتر ثبت زه‌وزاد Register of Births ادارهٔ ثبت؛ اداره؛ ثتب اسناد Register Office تن ثبتی؛ تن رسمی Register Ton سند قرضهٔ ثبت شده Registered Bood سرمایهٔ مجاز؛ سرمایهٔ به ثبت رسیده؛ سرمایهٔ اسمی؛ سرمایهٔ ثبت شده؛ سرمایهٔ اجتماعی Registered Capital چک سفارشی؛ چک ثبت شده Registered Cheque شرکت ثبت شده؛ شرکت رسمی Registered Company سند قرضهٔ رسمی کوپن‌دار Registered Coupon Bond پست سفارشی Registered Mail نشانی رسمی؛ نشانی ثبت شده Registered Office نمایندگی رسمی؛ نمایندهٔ رسمی بورس Registered Representative سهم سفارشی؛ سهام رسمی Registered Stock ظرفیت ثبتی؛ ظرفیت ثبت شده؛ ظرفیت رسمی Registered Tonnage (Vessel) علامت تجاری ثبت شده؛ نشانهٔ تجاری ثبتی؛ نشانهٔ تجاری رسمی Registered Trademark بیکار ثبت شده؛ بیکار رسمی Registered Unemployed مسئول مشخصات سهامداران Registrar حقوق ثبت Registration Dues حقوق ثبت Registration Duty حق‌الثبت؛ حق سفارش؛ نرخ سفارش Registration Fee ثبت نام تجاری Registration of Business Name ثبت شرکتها Registration of Companies اظهارنامه Registration Statements دفتر اسناد رسمی Registry یکجا خریدن و خرده فروختن؛ احتکار تجاری کردن؛ خرید یکجا و خرده فروشی Regrate خرید سلف Regrating برگشت؛ سیر قهقرایی؛ تنزل؛ پس روی؛ انحطاط؛ ترقی معکوس Regress متغیر وابسته Regressand متغیر وایاز Regressor وایازی؛ رگرسیون Regression تحلیل وایازی؛ تحلیل گرایش Regression Amalysis ضریب وایازی Regression Coefficient خط وایازی Regression Line برآورد وایازی Regression Estimate عرضهٔ نزولی؛ عرضهٔ پس رونده؛ عرضهٔ کاهنده Regressive Supply منحنی نزولی Regressive Supply Curve مالیات نزولی Regressive Tax مالیات بندی نزولی؛ مالیات بندی کاهنده؛ مالیات گذاری نزولی Regressive Taxation قهقرایی؛ کاهندگی؛ پس روی؛ پس‌روندگی Regressivity متغیر مستقل؛ متغیر وایازنده Regressor ضابطهٔ پشیمانی؛ ضابطهٔ تأسف Regret Criterion ماتریس تأسف؛ ماتریس پشیمانی ن.ک: Minimax regret Regret Matrix تحویل مقرر؛ تحویل منظم Regular Delivery عنصر یا جزء عادی Regular Element خطوط کشتیرانی منظم Regular Liners الگوی جاری؛ الگوی عادی Regular Model قیمت عادی Regular Price حقوق ثابت Regular Salary تحویل مقرر؛ تحویل قانونی Regular Way Delivery تنظیم کردن؛ میزان کردن؛ درست کردن؛ تعدیل کردن؛ مطابق قاعده و قانون کردن؛ نظم دادن؛ اداره کردن م. To adjust Regulate رقابت مقرراتی Regulated Competition صنعت تحت نظارت Regulated Industry انحصار قانونی Regulated Monopoly قیمت قانونی؛ قیمت مقرراتی Regulated Price تنظیم؛ تعدیل؛ (در جمع) آیین نامهٔ مقررات Regulation آیین نامهٔ Q Regulation Q آیین نامهٔ T Regulation T آیین نامهٔ V Regulation V آیین نامهٔ Z Regulation Z تنظیم کننده Regulator مالیات بندی تعدیلی؛ مالیات بندی اصلاحی؛ مالیات بندی تنظیمی Regulatory Taxation ترمیم کردن؛ برای الذمه کردن؛ مبرا کردن؛ نوسازی کردن؛ سروسامان تازه دادن؛ آدم ورشکتسه را از قروض خود رهانیدن Rehabilitate گروگذاری مجدد Rehypothecation رایشبانک Reichshank استرداد وجه Reimburse بازپرداخت؛ تأمین وجه با پوشش Reimbursement اعتبار پوششی؛ اعتبار جبرانی Reimbursement Credit دوباره وارد کردن Reimport ورود مجدد Re-importation دوباره مالیات گرفتن؛ اسکناس جدید چاپ کردن Reimpose دوباره به کار گماشتن؛ استخدام مجدد Reinstate به حال سابق برگرداندن؛ ابزگردانی به حال اول؛ به وضع نخست بازگردانیدن Reinstatement بیمهٔ اتکایی؛ بیمهٔ ثانوی Reinsurance انواع بیمهٔ اتکایی Reinsurance, Types of شرکت بیمهٔ اتکایی Reinsurance Company قرارداد بیمهٔ اتکایی Reinsurance Exchange بیمهٔ نامهٔ اتکایی Reinsurance Policy قرارداد بیمهٔ اتکایی؛ بیمهٔ اشتراکی اتکایی Reinsurance Pool پیمان نامهٔ بیمهٔ اتکایی؛ معاهدهٔ بیمهٔ اتکایی Reinsurance Treaty بیمهٔ اتکایی کردن Reinsure بیمه گذار اتکایی Reinsured بیمه‌‌گر اتکایی Reinsurer تجدید واسطه‌گری؛ ابقاء واسطه‌گری Reintermediation رد کردن؛ نپذیرفتن Reject میزان پس دادنی؛ میزان طرد شدنی Rejectable Quality Level رد؛ طرد؛ نپذیرفتن؛ عدم قبول Rejection پاسخ؛ رد جواب؛ پاسخ‌گویی؛ پاسخ وکیل مدافع Rejoinder برگشت؛ عودت Relapse عود کردن؛ به عقب برگشتن؛ برگشت به حال نخست Relapse کالاهای مرتبط Related Goods صنایع مرتبطه Related Industries بازارهای متربط Related Markets متغیرهای وابسته Related Variables نسبت Relation, The بسامد نسبی Relation Frequency بستگی Relationship انحراف متوسط نسبی؛ متوسط انحراف؛ تقسیم بر میانه Relative Average Deviation محرومیت نسبی Relative Deprivation انحراف نسبی Relative Deviation پراکندگی نسبی Relative Dispersion قیمتهای نسبی عامل Relative Factor Prices فرضیهٔ درآمد نسبی Relative Income Hypothesis عدد شاخص نسبی Relative Index Number بیشینهٔ نسبی Relative Maximum کمینهٔ نسبی Relative Minimum ماندهٔ پولی نسبی Relative Money Balauce قیمت نسبی؛ بهای نسبی Relative Price اولویت نسبی Relative Priority انحراف نسبی چارکی Relative Quartile Deviation سهم نسبی عوامل تولید Relative Shares of Factors of Production چولگی نسبی؛ کشیدگی نسبی Relative Skewness انحراف معیار نسبی Relative Standard Deviation عدد شاخص ارزش نسبی Relative-Value Index Number نسبیتها؛ نسبی بودنها Relativities ترخیص؛ برانت از دین؛ ترک دعوا؛ اعراض از حقی به نفع دیگری؛ از گرو درآوردن؛ فسخ کردن؛ مرخص کردن کالا Release در اختیار گذاشتن وجه Release of Funds لغو تضمین Release of Guarantee (or Indemnity) چشم پوشی از قضاوت؛ واگذاری قضاوت Release of Judgment واگذاری گروی Release of Mortgage قابلیت اعتماد؛ قابلیت اطمینان؛ قابلیت اعتبار؛ ثبات Reliability ضریب ثابت ReliabilityCoefficient قابل اعتماد؛ مطمئن Reliable کمک؛ اعانه؛ تسکین Relief شرط اقطاعی؛ شرط قطع اختلاف؛ قانون اقطاعی Relief Clause صندوق اعانه؛ صندوق کمک Relief Fund کمک به مستمندان Relief Payments کار امدادی Relief Work شرط بخشودگی Relieving Clause ترک کردن؛ چشم پوشیدن؛ صرف نظر کردن؛ دست کشیدن Relinquish چشم پوشی؛ صرف نظر؛ حذف Relinquishment باقیمانده؛ تفاضل؛ بقیه؛ تتمه؛ مازاد Remainder مدت باقیمانده Remaining Uncovered Period تجدیدنظر در پیش‌پرداخت خرید برگ‌های بهادار (بر اثر تغییر بهای اوراق بهادار) Remargining نقل و انتقال اصلاحی؛ انتقالات اصلاحی Remedial Transfers راههای جبران رهن Remedies of Mortgage تغییر مجاز Remedy واگذار کردن؛ انتقال دادن Remise واگذارنده؛ انتقال دهنده Remisier بخشودگی؛ بازگشت؛ صرف نظر؛ معافیت Remission برگشت مالیات؛ بخشش مالیات Remission of Tax صرف‌نظر کردن؛ بخشودن؛ معاف کردن؛ ارجاع کردن؛ پس فرستادن؛ فرستادن؛ پول رسانیدن؛ وجه فرستادن Remit کارسازی وجه؛ وجه رساندن Remit Money وجه رسانی؛ فرستادن پول؛ وجه فرستاده شده؛ حواله Remittance برگهٔ حساب وجه ارسالی Remittance Slip واگذارنده (بانکداری)؛ رسانندهٔ وجه؛ وجه رسان Remitter بانک ارسال کننده؛ بانک فرستنده Remitting Bank دوباره رایج کردن؛ رواج مجدد سکهٔ دوباره قبول کردن Remonetization دوباره رایج کردن؛ دوباره وارد بازار کردن Remonetize علت غیرمستقیم؛ علت خارج از دسترس؛ علت دور؛ علت بعید Remote Cause نظارت بعید؛ نظارت جزئی Remote Countrol خسارت بعید Remote Damage طرفهای غیرمتعامل Remote Parites سند قرضه انتقال Removal Bond اجازهٔ نقل مکان مورد بیمه Removal Clause پاداش دادن؛ اجرت دادن Remmerate پاداش؛ اجرت؛ تاوان؛ جبران؛ عوض؛ حق‌الزحمه Remuneration سرمایهٔ سودده؛ سرمایهٔ پول ساز Reumunerative Capital نرخ‌های جبرانی Remmerative Rates حساب دادن Render an Account باطل بودن؛ بی‌اثر بودن Render Void اصطلاح دیگر برای Ranco Rendu قیمت تحویل واردات Rendu Price تجدید کردن؛ نو کردن Renew قابل تجدید Renewable منابع تجدیدشدنی؛ منابع قابل تجدید Renewable Resources بیمهٔ عمر تجدیدشدنی دوره‌ای؛ بیمهٔ قابل تمدید زندگی Renewable Term Life Insurance تبدیل به احسن کردن؛ هزینهٔ تبدیل به احسن؛ تجدید Renewal برات تجدیدی؛ حوالهٔ دوباره؛ برات تمدیدی Renewal Bill (of Exchange) وجه تبدیل به احسن؛ ذخیرهٔ تعویض Renewal Fund تجدید برات؛ تمدید برات Renewal of a Bill تجدید حق بیمه؛ حق بیمهٔ مجدد؛ حق بیمهٔ تجدیدی؛ حق بیمهٔ تمدیدی Renewal Premium اندازهٔ بهرهٔ تجدید وام Renewal Rate (of Money) رن مین‌بی، واحد پول جمهوری خلق چین معادل با یکصد فن (Fen) Renminbi صرف‌نظر کردن؛ چشم پوشیدن Renounce بهرجه؛ بهرهٔ مالکانه؛ اجاره Rent انواع اجاره، درآمد ثابت، بهرجه Rent, Types of اجاره‌بها و اضافه عایدی Rent and Surplus پول اجاره؛ پول کرایه؛ وجه اجاره Rent-charge 

 

نظارت بر اجاره؛ تثبیت اجاره‌بها Rent Control درآمد اجاره Rent Income بی‌اجاره؛ دارندهٔ درآمد سالانه یا سالوارهٔ همیشگی؛ بدون بهرجه Rent-free مزیت استعداد؛ مزیت اقتصادی لیاقت Rent of Ability محدودیت اجاره؛ محدودیت بهرجه Rent Restriction درآمد حاصل از اجاره؛ پول اجاره؛ فهرست درآمد املاک؛ صورت اسامی مستأجران؛ فهرست اجاره بها Rent Roll نوعی اجاره بودن حق گروکشی Rent Seck اجاره بها Rent Service هزینهٔ اجاره؛ وجه اجاره‌بها Rental ارزش انتسابی اجاره‌ای Rental, Imputed Value of قرارداد اجاره؛ اجاره نامچه Rental Agreement درآمد حاصله از اجاره بها؛ درآمد اجاره‌ای Rental Income درآمد استیجاری اشخاص؛ درآمد اشخاص از اجاره بها Rental Income of Persons نرخ درآمد ملکی و اجاره؛ نرخ سرراست؛ نرخ اجاره Rental Rate ارزش اجاره‌ای Rental Value مستأجر Rentee موجر؛ تحصیلدار مالیات؛ کرایه نشین Renter صاحب درآمد سالانه؛ مالک؛ موجر "Rentier" طبقهٔ صاحب درآمد ثابت؛ طبقهٔ مالک؛ طبقهٔ موجر Rentier Class درآمد اوراق قرضه Rentier Interest دارندگان قرضهٔ دولتی در فرانسه Rentiers مال‌الاجاره؛ کرایه؛ اجاره‌بها Renting چشم‌پوشی؛ انصراف؛ واگذاری Renunciation شرط تجدید مذاکره Reopening Clause هزینهٔ سفارش مجدد Reorder Cost مرز سفارش مجدد؛ سطح سفارش مجدد Reorder Level تجدید سازمان؛ سازمان‌بندی مجدد Reorganization قرضهٔ باز سازمان‌دهی؛ قرضهٔ سازمان‌دهی دوباره؛ سند قرضهٔ تدارک سرمایه Reorganization Bond تعمیر؛ مرمت Repair ارزش ترمیم Repair Value غرامات؛ تجدید سازمان Reparations امتناع از پرداخت غرامات Reparations Repudiation بازگشت؛ برگشت سرمایه به کشور؛ عودت Repatriaiton بازپرداخت؛ پرداخت مجدد؛ پس‌دهی؛ تلافی؛ پاداش Repayment ضمانتنامهٔ بازپرداخت Repayment Bond ملغی کردن Repeal خرید مکرر Repeat Purchasing انعکاس؛ برگشت؛ عمل متقابل؛ بازگردانی Repercussion (Impact) on تکرار؛ بازگویی؛ تجدید؛ اعاده Repetition تعویض؛ جانشین؛ عوض Replacement هزینهٔ تعویض؛ هزینهٔ جابه‌جایی اموال؛ بهای جانشین Replacement Cost حسابداری هزینهٔ تعویض Replacement Cost Accounting اصل هزینهٔ تعویض Replacement Cost Principle معیار هزینهٔ تعویض Replacement Cost Standard تقاضای تعویض؛ تقاضای جایگزینی Replacement Demand سرمایه‌گذاری تعویض Replacement Investment بیمهٔ تعویض Replacement Insurance طریقهٔ جانشینی؛ روش تعویض؛ قاعدهٔ تعویض Replacement Method نسبت تعویض؛ ضریب تعویض Replacement Ratio برنامهٔ تعویض Replacement Schedule مهلت تدارک مجدد Replacement Time ارزش تعویض Replacement Value به کسی قرار تأمین دادن؛ رفع توقیف به قید کفیل Replevin ضامن رفع توقیف به قید کفیل Replevin Bond قرارداد بازخرید Repo اظهار؛ اعلام کردن؛ نقل؛ نقل حساب Report گزارش مالی؛ گزارش حسابرسی؛ گزارش Report شکل گزارش Report Form تهیهٔ گزارش Report Generation آمارهای منافع اعلان شده Reoprted Statisties of Profits گزارش‌نویس؛ گزارش گیری؛ تسلیم گزارش Reporting مزد انتظار خدمت؛ مزد آماده‌باش Reporting Pay بیمه نامهٔ اظهارنامه‌ای Reporting Plicy تملک مجدد کردن Repossess بیان نامه Representation کشمکش نمایندگی Representation Controversy نمایشی؛ نماینده؛ نمایشگر؛ معرف Representative مجموعه‌های نمونه‌ای کالاها Representative Bales of Goods بنگاه نمونه؛ مؤسسهٔ اقتصادی نمونه؛ بنگاه نمونه Representative Firm رسید پول تمام عیار Representative Full-bodied Money اموال نماینده؛ کالاهای نماینده Representative Goods پول قابل تبدیل؛ پول دارای پشتوانهٔ کامل ۰طلا یا نقره)؛ پول نماینده Representative Money نمایندهٔ براتکش Representative of Drawer دفتر نمایندگی Representative Office سکه‌های کم بهای نمونه Representative Token Money تورم سرکوب شده؛ تورم سرکوفته Repressed Inflation مالیات مانع رشد؛ مالیات بازدارنده Repressive Tax انتقام؛ جبران؛ تلافی Reprisal نسخه‌برداری؛ تکثیر Reproduce هزینهٔ تجدید بنا؛ هزینهٔ ساخت مجدد؛ هزینهٔ تولید مجدد ReproductionCost معیار هزینهٔ تولید مجدد Reproduction-cost Standard نظریهٔ ساخت نرخ براساس هزینهٔ جدید تولید مجدد؛ نظریهٔ نرخ‌گذاری بر پایهٔ هزینهٔ تازهٔ تولید مجدد Reproduction New Cost Theory of Rate Making اندازهٔ همآوری؛ اندازهٔ زاد آوری؛ میزان تجدید نسل Reproduction rate قرضهٔ زایا Reproductive Debt نکول؛ امتناع از پرداخت دین؛ عدم قبول Repudiation توافق بازخرید؛ قرارداد بازخرید Repurchanse Agreement انحصار اشتهار و معروفیت؛ انحصار خوشنامی؛ انحصار نام نیک Reputation Monopoly مالک ظاهری؛ مالک افواهی Reputed Owner تلاش مجدد Request درخواست کردن؛ سئوال کردن؛ طلب کردن؛ احتیاج داشتن Request لازم داشتن؛ موردنیاز بودن؛ انتظار داشتن Require اندوختهٔ لازم نیاز بانک؛ اندوختهٔ ضروری بانک Required Bank Reserve ماندهٔ ضروری سپرده Required Deposit Balance اندوخته‌های ضروری؛ اندوخته‌های لازم؛ اندوخته‌های قانونی Required Reserves احتیاج؛ نیاز؛ ایجاب؛ نیازمندی؛ اقتضا (در جمع) شرایط؛ احتیاجات Requirement شرایط بودجه‌بندی Requisites of Budgeting درخواست؛ برگ تقاضا؛ مطالبه Requisition اموال مادی؛ اموال قابل لمس و وضع ید Res Mancipi اموال منقول Res Mobiles اموال غیرمادی Res Nes Mancipi اشیای مباحه Res Nulluis حفظ قیمت فروش مجدد Resale Price Maintenance موافقتنامهٔ حفظ قیمت خرده‌فروشی؛ توافق دربارهٔ حفظ قیمت؛ خرده‌فروشی Resale Price Maintenance Agreement تجدید مهلت بازپرداخت دیون Rescheduling of Debts وام لغوشدنی؛ استقراض قابل فسخ Rescission Loan نسخهٔ دوم سند Rescript نیروی کمکی؛ وسیلهٔ نجات Rescue نجات دادن؛ به فریاد رسیدن Rescue تحقیق علمی؛ پژوهش Research تحقیق بازار Research, Market تحقیق روانی علل و عوامل؛ پژوهش انگیزه‌ای Research, Motivational تحقیق ریاضی عملی؛ تحقیق عملیاتی Research, Operational تحقیق و توسعه Research and Development فراگرد تحقیق و توسعه Research and Development Process اقتصاد تحقیق؛ اقتصاد پژوهش Research Economy برنامه‌ریزی تحقیق Research Planning (Business Firm) برنامه‌ریزی تحقیق در استراتژی کلی کار و کسب Research Planning on Over-all Business Strategy راه حل مسائل تحقیق Research Problems Solving خرده فروش Reseller شرط خاص؛ قید ویژه Reservation تقاضای مشروط Reservation Demand قیمت آخری؛ قیمت آخرین کلام؛ قیمت مشروط Reservation Price دستمزد شرطی؛ دستمزد مشروط Reservation Wage اندوخته Reserve حساب‌های اندوخته؛ حساب‌های پیش‌بینی Reserve Accounts دارایی‌های اندوخته Reserve Assets نسبت دارایی‌های اندوخته Reserve Assets Ratio ماندهٔ اندوخته Reserve Balance بانک اندوخته Reserve Bank اعتبار بانک؛ رزرو؛ اعتبار بانک مرکزی Reserve Bank Credit بانک رزرو استرالیا Reserve Bank of Australia بانک رزرو نیوزیلند Reserve Bank New Zenland پایهٔ اندوخته؛ مبنای اندوخته Reserve Base سرمایهٔ اندوخته Reserve Capitalشهر فدرال رزرو؛ شهر دارای شعبه دستگاه فدرال رزرو Reserve City بانک رزرو شهری Reserve City Bank ارزهای اندوخته؛ پول‌های اندوخته Reserve Currencies ارز اندوخته؛ پول اندوخته Reserve Currency کمبود اندوخته؛ کاستی اندوخته؛ نارسایی اندوخته Reserve Deficiency سپردهٔ پشتوانه؛ سپرده اندوخته Reserve Deposit عوامل تعیین کنندهٔ اندوخته Reserve Determinants اندوختهٔ تصادفات ؛ اندوختهٔ پولی برای حوادث Reserve for Accidents اندوختهٔ دیون سوختی؛ اندوختهٔ مطالبات مشکوک‌الوصول Reserve for Bad Debts اندوختهٔ اتفاقات Reserve for Contingencies اندوختهٔ استهلاک Reserve for Deperciation اندوخته به منظور تخفیف Reserve for Discounts اندوختهٔ هزینه‌های معوق Reserve for Outstanding وجه اندوخته؛ وجوه احتیاطی؛ وجوه اندوخته Reserve Fund سرمایه‌گذاری اندوخته Reserve Investment حسابداری اندوختهٔ عقب مانده Reserve Lag Accounting نقدینگی دورهٔ اندوخته Reserve Period Liquidity وضع اندوخته Reserve Position آخرین بها؛ قیمت قطعی؛ قیمت پایه؛ آخرین قیمت؛ بهای قطعی؛ قیمت کمینه Reserve Price نسبت اندوخته؛ ضریب اندوخته Reserve Ratio نیاز اندوخته؛ خواست اندوخته Reserve Requirement دعوت بازخرید سهیم به‌وسیلهٔ ناشر آن Reserve Split Up اندوختهٔ احتیاطی Reserve Stock داد و ستد احتیاطی Reserve Transactions ارزش اندوخته Reserve Value مازاد اندوخته؛ اضافهٔ اندوخته Reserved Surplus اندوخته‌ها Reserves اندوخته‌های عمومی Reserves, General اندومخته‌های درآمدی Reserves, Revenue برگشت از حساب؛ قلم برگشتی؛ ثبت برگشت دادن Reserving Entry برگشت دادن وضع دستگاه‌ها به صورت اولیه یا قرار دادن مقدار صفر در محل حافظه Rest محل اقامت Residence بیمهٔ مسئولیت حقوقی محل اقامت Residence Liability Policy مقیم Resident حساب مقیم Resident Account پروانهٔ اقامت Resident Permit استرلینگ افراد مقیم Resident Sterling ابنیهٔ مسکونی؛ عمارات مسکونی Residential Buildings خانه سازی Residential Construction ساختارهای مسکونی Residential Structures اهالی؛ باشندگان Residents باقیمانده Residual نظریهٔ مزد براساس مدعی باقیمانده Residual-Claimant Theory of Wages هزینهٔ ته‌مانده؛ ارزش دفتری مستهلک شده Residual Cost اشتباه مانده Residual Error عامل باقیمانده؛ عامل متفرقه Residual Factor نظریهٔ مزد براساس باقیمانده؛ نظریهٔ مانده‌ای مزد Residual Theory of Wages بیکاری باقیمانده Residual Unemployment املاک باقیمانده؛ دارایی باقیمانده Residuary Estate باقیمانده؛ خالص مارک Residue خالص ماترک؛ باقیماندهٔ ارزش اموال؛ طبقهٔ مستمند Residuum بازار بهبودپذیر Resilient Market تصمیم؛ قرار؛ تصمیمات متخذه؛ قطعنامه Resolution تنخواه گردان؛ صندوق تنخواه گردان Resolving Fund منابع؛ ذخایر Resources تخصیص منابع Resources Allocation بازار منابع Resources Market اشتباه اظهارکننده و اشتباه استخراج Respondent Error and Processing Error وام در برابر اسناد حمل کشتی Respondentia قرارداد عمدهٔ (تجارت عمده) اختیاری Respondentia Bond وام عمدهٔ اختیاری Respondentia Loan وام عمدهٔ اختیاری Respondentia Loan مسئولیت؛ توانایی در پذیرش مسئولیت؛ توانایی مسئولیت پذیری Responsibility حسابداری برحسب فعالیت‌ها؛ حسابداری بنابر مسئولیت Responsibility Accounting بازدادهٔ حساس؛ محصول قابل انعطاف؛ مقدار تولید قابل انعطاف Responsive Output انعطاف واردات نسبت به درآمد Responsiveness of Imports to Income بخش بقیهٔ دنیا Rest of the World Sector زمان آسایش؛ زمان فراغت Rest Period سفارش راکد Resting Order حق بیمهٔ اولیه؛ حق بیمهٔ اصلاحی؛ حق بیمهٔ حالت اولیه؛ حق بیمهٔ تجدیدی Restoration Premium معادلهٔ محدودیت Restraint Equation محدودیت تجارت؛ قید و بند تجارت Restraint of Trade وجوه خالص و مشروط Restricted Cash کمترین مربعات محدود؛ کمترین مجذورات محدود Restricted Least Squares مبادله در محدودیت؛ مبادلهٔ تحدیدی؛ مبادلهٔ تضییقی Restriction Exchange محدودیت واردات Restriction of Imports محدودیت اعداد Restriction of Numbers محدودیت محصول؛ محدودیت مقدار تولید Restriction of Output محدودیت انتقال سرمایه Restriction on Capital Flow طرحهای محدودیت؛ طرحهای تحدید؛ طرحهای تضییق Restriction Schemes اقدامات تضییقی؛ اقدامات محدود سازنده Restrictive Actions پیمان تضییقی Restrictive Covenant پشت‌نویسی محدود؛ پشت نویسی مقید؛ پشت نویسی مشروط Restrictive Endorsement (Indorsement) پشت‌نویسی مجدد؛ ظهرنویسی مشروط، مقید Restrictive Indorsement سیاستهای تضییقی؛ سیاستهای محدود سازنده Restrictive Policies سیاست تحدیدی؛ سیاست تضییقی Restrictive Policy اعمال تضییقی؛ رویه‌های تضییقی Restrictive Practices دادگاه رویه‌های تضییقی Restrictive Practices Court نتیجه؛ جواب مسئله Result نتیجه دادن؛ منتج شدن؛ حل شدن Result منتجه Resultant تراست منتجه Resulting Trust اعاده پایهٔ طلا Resumption of Gold Standard تغییر مجدد Reswitching خرده فروشی؛ جزئی فروشی Retail حسابداری خرده فروشی؛ حسابداری جزئی فروشی Retail Account بانکداری شعبه‌ای؛ خرده بانکداری Retail Banking بهای خرده فروشی؛ بهای جزئی فروشی Retail Cost دلال خرده فروش؛ فروشندهٔ جزئی؛ خرده فروش؛ جزئی فروش Retail Dealer کاسبی؛ تجارت جزئی؛ توزیع جزئی Retail Distribution روش خرده فروشی؛ طریقهٔ خرده فروشی Retail Method روش خرده فروشی در محاسبهٔ موجودیها Retail Method of inventory فروشگاه Retail Outlet قیمت خرده فروشی؛ بهای خرده فروشی Retail Price شاخص قیمت خرده فروشی؛ شاخص بهای خرده فروشی Retail Price Index حفظ قیمت خرده فروشی Retail Price Maintenance فروشهای جزئی Retail Sales مالیات بر فروشهای جزئی Retail Sales Tax فروشگاه بزرگ جزئی فروشی Retail Store انواع مغازه‌های جزئی فروش Retail Store, Types of تجارت خرده فروشی؛ تجارت جزئی Retail Trade خرده فروشی Retailer خرده فروش؛ مغازه دار Retailing خرده فروشی Retailment عواید انباشته؛ عواید توزیع نشده Retained Earnings (Undistributed Profits) سود توزیع نشده؛ سود انباشته Retained Profit کارانه؛ حق الزحمه؛ حق الوکاله Retainer پیش‌پرداخت کارانه Retaining Fee تاوان دادن؛ عین چیزی را به کسی برگرداندن؛ معامله به مثل کردن؛ تلافی کردن؛ انتقام گرفتن Retaliate تعرفه‌تلافی؛ تعرفهٔ معامله به مثل؛ حقوق گمرکی متقابل؛ حقوق گمرکی انتقامی؛ حقوق گمرکی تلافی جویانه Retaliatory Tariff حرکت مبطئه Retard Motion مرجوعی، برگشتی، عودت داده شده Retd پول وثیقهٔ حسن پایان کار؛ گروی حسن انجام کار Retention Money نسبت انباشت Retention Ratio بیمه نامهٔ کاهشی Retention Policy سودهای انباشته؛ منافع توزیع نشده Retentions خروج از فراگرد تولید؛ بازنشستگی (ماشین آلات)؛ برکناری از جریان تولید Retirement حق بازنشستگی Retirement Allowance مستمری بازنشستگی Retirement Annuity بیمهٔ درامد بازنشستگی Retirement Income Insurance روش تتقاعدی استهلاک؛ روش استهلاک بر پایهٔ خروج از خدمت Retirement Method of Depreciation طرح بازنشتسگی Retirement Plan مزد عطف به ماسبق Retroactive Pay بازگشت به وضع اصلی (در بیمه)؛ بیمه را از حالت تعلیق درآوردن؛ بازگشت به قیمت اسمی سهام قرضه Retroactive Restoration احالهٔ حق به دیگری؛ واگذاری حق Retrocession واگذارکننده؛ احاله کنندهٔ حق به دیگری Retrocessionaire ارزیابی ناظر به گذشته؛ نرخ گذاری ناظر به گذشته Retrospective Rating بازده؛ اظهارنامه؛ گزارش مالی Return برگشت دادن؛ پس فرستادن کالا به فروشنده Return قوانین بازده Return, Laws of نسبت بازده Return, Rate of روز مراجعه به دادگاه Return Day کرایهٔ برگشت Return Freight بازدهٔ سرمایهٔ مورد استعمال؛ بازدهٔ سرمایهٔ به کار رفته Return on Capital Employed بازدهٔ سرمایه‌گذاری Return on Investment روشهای بازده براساس سرمایه گذاری Return on Investment Methods حق بیمهٔ برگشتی Return Premium نسبت بازده Return Ratio برگشتی؛ مرجوعی Returned برگشتیها Returns برگشتیها؛ مرجوعیها Returns بازده‌های مقیاس Returns to Scale بازده نسبت به مقیاس کارخانه Returns to Scale of Plant اعادهٔ ارزش قبل Revalorization تقویت پولی Revaluation رجحان مشهود Revealed Preference عواید دولتی؛ دخل؛ دریافتی Revenue حساب دخل و خرج درآمد؛ حساب دریافتی Revenue Account داراییهای متغیر؛ سرمایه‌های در گردش؛ سرمایه‌های متحرک Revenue Assts سند قرضه از دخل؛ سند قرضه از منافع؛ سند قرضهٔ مداخلی؛ سند قرضهٔ عایدات اختصاصی Revenue Bond سرمایه دریافتی Revenue Capital مخارج از دریافتی؛ خرج محض؛ مصرف محض؛ هزینهٔ جاری؛ هزینهٔ عملیات Revenue Expenditure بیشینه سازی دریافتی Revenue Maximization ممیز مالیاتی؛ ارزیاب؛ مقوم Revenue Officier درآمد وصولی در زمان معین Revenue Receipts اندوخته‌های دیگر Revenue Reserve تسهیم دریافتی Revenue Sharing تمبر مالیاتی؛ تمبر دریافتی Revenue Stamp تعرفه یا عوارض عایدات؛ تعرفهٔ مالیات بر درآمد؛ تعرفهٔ گمرکی Revenue Tariff مالیات عایداتی؛ مالیات دریافتی Revenue Tax تنظیم پولی وارونه؛ معامله به وسد وارونه Reverse Arbitrage بازارشکنی وارونه؛ قیمت شکنی وارونه؛ ارزان فروشی وارونه Reverse Dumping مالیات بر درآمد وارونه؛ مالیات بر درآمد برگشتی Reverse Income Tax تصرف مجدد وارونه Reverse Repos تغییر وارونهٔ شمار سهام بدون تغییر سرمایهٔ اصلی Reverse Split ادغام وارونه؛ ادغام معکوس Reverse Takever اختلاف بازده در موقع شکست فعالیت Reverse Yiald Gap قلم برگشتی؛ اصلاحات برگشتی Reversing Entry حق برگشت ملک به واگذارنده Reversion مقرری استردادی، برگشتی؛ مستمری مرجوعی Reversionary Annuity پاداش برگشتی Reversionary Bonus بررسی؛ مطالعه؛ تجدیدنظر؛ بازدید؛ مرور Review تجدیدنظر کردن؛ حک و اصلاح کردن Revise بهبود؛ آغاز رونق Revival فسخ‌پذیر؛ فسخ بردار؛ برگشت پذیر؛ برگشتنی؛ عدول کردنی؛ قابل فسخ Revocable عقد جایز؛ قرارداد قابل فسخ Revocable Contract اعتبار برگشت پذیر؛ اعتبار قابل برگشت؛ اعتبار قابل فسخ Revocable Credit اعتبارنامهٔ قابل فسخ؛ اعتبارنامهٔ فسخ پذیر Revocable Letter of Credit انقلاب؛ تغییر اساسی؛ تغییر بنیادی؛ تغییر ساختاری، دورانی Revolution حساب هزینهٔ متغیر؛ حساب هزینهٔ گردان Revolving Charge Account اعتبارگردان Revolving Credit برنامهٔ اعتبار دورانی، گردنده، رجعی؛ راجعه، گردان Revolving-credit Plan تنخواه گردان؛ اعتبار متحرک؛ وجوه دوار Revolving Fund اعتبارنامهٔ تجدیدپذیر؛ اعتبارنامهٔ قابل تجدید Revolving Letter of Credit اعتبارنامهٔ قابل تجدید؛ وسیلهٔ گردان تسهیل تعهد Revolving Underwriting Facility جمع کردن حلقهٔ نوار مغناطیسی تا رسیدن به ابتدای آن Rewind فرانک، واحد پول روآندا، نشانهٔ R.Franc است RF روفیه، واحد پول مالدیو، نشانهٔ Rufiyah RF ریال، واحد پول کشور ایران برابر با یکصد دینار و نیز قطر Rial نظریهٔ بهرجهٔ ریکاردو؛ نظریهٔ بهرهٔ مالکانهٔ ریکاردو؛ نظریهٔ اجارهٔ ریکاردو Ricardian Theory of Rent ریکاردو، دیوید Ricardo, David «اثرِ» ریکارد Ricardo Effect مادهٔ الحاقی یا الصاقی Rider ری‌یل، واحد پول کشور کامبوج برابر با یکصد سن (Sen) Riel بازار احتکار شده Rigged Market ترقی ساختگی قیمتها در بازار Rigging the Market حق؛ حق صاحب سهم به خرید سهم شرکت به قیمت ارزان‌در Right نامهٔ حق خرید Right Letter حق استیناف؛ حق پژوهش Right of Appeal حق ارتفاق Right of Easement Ring حق رجحان Right of First Refusal حق نمایندگی Right of Representation حق عبور؛ حق گذر Right of Way قوانین حق کار Right-to-work Laws ذوی الحقوق؛ طرفهای ذیحق Rightful Parties بازار «حقوق تعهد پرداخت» Right Market حقوق و امتیازات تعهد پرداخت Rights نشر در ؛حقوق تعهد پرداخت»؛ حق خرید سهام جدید "Rights" Issue انعطاف ناپذیری دستگاه اقتصادی Rigidity of Economic System ریکس بنک Riksbank ائتلاف؛ دسته‌بندی Ring تصفیهٔ یک معامله؛ تسویهٔ یک معامله RingOut a Transaction پول گرد RingMoney فروشهای حراج Ring Trading تصفیه پیش از وقت Ringing Out رینگیت، واحد پول کشور مالزی و معادل یکصد سنت (Cent) است Ringgit شرط اغتشاش در قراردادها Riots Clause ترقی؛ افزایش Rise (In Price) انتظارات فزاینده Rising Expectations خطر احتمالی Risk تحلیل خطر احتمالی Risk Analysis رفع خطر احتمالی Risk Aversion مخاطره کار؛ مخاطره‌گر Risk Bearer خطرپذیر؛ در معرض خطر احتمالی Risk-beraring سرمایهٔ مخاطره آمیز؛ آوردهٔ سهامداران؛ سرمایهٔ خطر؛ سرمایهٔ سفته‌بازی؛ سرمایهٔ سوداگری؛ آوردهٔ صاحبان سهام Risk Capital تجمع سرمایه خطر؛ اشتراک سرمایهٔ خطر Risk-capital Pooling تشدید خطر Risk Increase مسئول ارزیابی خطر احتمالی Risk Manager وجوه برای کسر صندوق Risk-money خطر آتش سوزی و صاعقه Risk of Fire and Thunderbolt پاداش خطر احتمالی؛ حق بیمهٔ خالص Risk Premium نسبت خطر Risk Ratio تقسیم خطر احتمالی؛ پخش خطر احتمالی Risk-spreading بازدهٔ خطر احتمالی Risk Yield خطرات و خسارات بیمه شده Risks and Damages Covered رقیب Rival علامت تجاری رقیب؛ کالای مشابه Rival Brand فرآورده‌های رقیب، همانند، شبیه، نظیر Rival Commodities تقاضاهای رقیب، همانند، نظیر، شبیه Rival Demands عرضه‌های رقیب، شبیه، نظیر، همانند Rival Supplies ریال، واحد پول کشور عربستان سعودی برابر با بیست قروش Riyal ریال، واحد پول ایران، نشانهٔ Rial است Rls ریال، واحد پول عمان، نشانهٔ Rial Omani است RO بارنامه Road Bill حمل کنندهٔ کالا از طریق جاده؛ پیشنهاددهندهٔ حق کالا از طریق خشکی Road Haulier مالیات راه Road Tax دزدی با زور و تهدید Robbery رابینز، لرد لیونل Robins, Lord Lionel رابرتسون، عالی جناب دنیس هالم Robertson, Sir Dennis Holme رابینسون، جون. ویولت Robinson, Joan. V. آدمک ماشینی؛ آدمک صنعتی؛ خودکار صنعتی Robot شرکت تعاونی راچدیل Rochdale Co-operative Society برنامهٔ راچدیل Rochdale Plan نازل‌ترین قیمت؛ کمترین قیمت Rock bottom Price راد Rod رسیدهای کالا R.O.G. راجرز، جیمز ادوین تورولد Rogers, James Edwin Thorold آزمایش و تمرین؛ بازی کردن نقش Role-playing بستهٔ اسکناس؛ پول Roll بازگشت به قیمت نازل؛ تعیین قیمت نازل قبلی Roll-Back سیاست بازگشت به قیمت نازل‌تر Roll Back Policy کشتی باری پل سرخود؛ کشتی تخلیه - بارگیری؛ کشتی باری پل‌دار "Roll on-Roll of" Traffic تمدید کردن Roll-over وام با بهرهٔ قابل تجدیدنظر Roll-over Loan انطباق دورانی؛ تطبیق گردان Rolling Adjustment برنامهٔ گردان Rolling Plan انطباق مجدد دورانی Rolling Readjustment برنامهٔ گردان؛ برنامهٔ گردنده Rolling Plan ذخیرهٔ گردان؛ نواقل روی خط آهن؛ وسایل نقلیهٔ روی خط آهن؛ وسایط نقلیهٔ متحرک روی خط آهن Rolling Stock اثر روزا Roosa Effect برنامهٔ روزا Roosa Flan انحراف جذر میانگین مربعات Root-mean-square Deviation رپکه، ویلهم Ropke, Wilhelm رشر، ویلهم Roscher, Wilhelm روستو، والت ویتمن Rostow, Walt Whittman الگوی روستو Rostow Model بایگانی گردان Rotary Wheel Card File دوران؛ دور؛ گردش Rotation پروندهٔ نسخه‌های مرتب Rotation File نوبت‌های گردنده؛ نوبت‌های گردشی Rotating Shifts روبل Rouble سرراست؛ گرد Round تولید با کارآیی بیشتر؛ تولید با روش غیرمستقیم؛ تولید غیرمستقیم Roundabout Production غیرمستقیمی Roundabloutness شمار سرراست؛ حصهٔ سرراست؛ «قسمت سرراست»؛ معاملهٔ عادی Round Lot گرد کردن؛ حذف آحاد اعشاری Round Off اشتباه بر اثر گرد کردن؛ اشتباهات ناشی از سرراست کردن مقادیر عددی Round-off Error دورهٔ ارتقاء مزدها؛ دورهٔ ترقی مزدها Round-of-wage Increases گردش دوسره Round Turn or Trip سرراست کردن Round Up گرد کردن اعداد؛ سرراست کردن Rounding فروشندهٔ دوره‌گرد؛ طواف Roundsman حراج؛ مزایده Roup روز مره؛ عادی؛ معمولی؛ پیش پاافتاده؛ مبتذل Routine مسیر یک سفارش Routing برگهٔ نظارت مسیر نامه Routing Control Form ماتریس سطری Row Matrix برنامهٔ جایزه روون؛ برنامه پاداش روون Rowan Premium Plan بورس بازرگانی Royal Exchange حق الامتیاز؛ حق التألیف Royalty روپیا، واحد پول اندونزی، نشانهٔ Rupiah است RP هزینهٔ ارسال پاسخ پرداخته شده است R.P. حفظ قیمت خرده فروشی R.P.M. شاخص قیمت خرده فروشی R.P.T. روپیه، نشانهٔ اختصاری واحد پول هند Rupees است Rs چک واخورده "Rubber Cheque" روبل، واحد پول اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق و روسیهٔ کنونی است Ruble روبل، واحد پول روسیهٔ سفید، BRb نشانهٔ آن است Ruble, BRb روبل (ملی)، واحد پول تاجیکستان، TRb نشانهٔ TRb و (National) آن است Ruble روفیه، واحد پول کشور مالدیو Rufiya دستور؛ قاعده؛ امر Rule قاعدهٔ تصرف Rule of Capture تفسیر قانونی؛ قاعدهٔ عقلی Rule of Reason قاعدهٔ ۷۸ Rule of ۷۸ تبدیل به واحد Rule of Three حساب سرانگشتی؛ حساب تخمینی؛ حساب غیردقیق یا تجربی و ذهنی؛ حساب از روی تجربه Rule of Thumb (Rule O'thumb) بستن حساب Rule Off قواعد پایه طلا Rules of the Gold Standard پیش‌بینی متداول Ruling Forecast قیمت روز Ruling Price هجوم به سوی بانکها Run تورم بی‌بندوبار؛ تورم تازنده؛ تورم افسار گسیخته Runaway Inflation سرمایه‌گذاری کوچنده؛ سرمایه‌گذاری گریزان؛ سرمایه‌گذاری فرار Runaway Investment تولید کوچنده Runaway Production نرخ گریز؛ نرخ کوچنده؛ نرخ کوچ Runaway Rate کارخانهٔ فراری؛ کارخانهٔ فرار؛ کارخانهٔ کوچنده Runaway Shop تصویر کلی جریان؛ برنامه‌ها و راهنمایی‌های اجرایی Run Book گرایش‌های بازار Run of the Market هجوم به بانک؛ استرداد جمعی سپرده‌های بانکی Run on a Bank بالا بردن بهای سهم Run Up a Stock حساب جاری Running Account دلال پادو؛ دلال بورس؛ واسطهٔ بورس Running Broker هزینهٔ متغیر؛ هزینهٔ جاری Running Cost ایام هفته؛ روزهای متوالی؛ روزهای هفته منجمله شنبه‌ها Running Days مادهٔ تصادم؛ شرط تصادم؛ مادهٔ وارد؛ شرط جاری Running Down Clause مخارج استفاده؛ مخارج جاری Running Expenses برگهٔ چاپی؛ ترازنامه به شکل گزارش؛ نمونهٔ گزارش؛ شکل گزارش Running Form پرداخت مستمر Running Payment روپیه، واحد پول سری‌لانکا برابر با یکصد سنت Rupee روپیه، واحد پول کشور هند برابر با یکصد پیسه Paise Rupee روپیه، واحد پول کشور موریس (Mmauritius) برابر با یکصد سنت Rupee روپیه، واحد پول کشور نپال برابر با یکصد پیسه (‍Pice) Rupee روپیه، واحد پول کشور پاکستان برابر با یکصد پیسا (Paisa) Rupee روپیه، واحد پول کشور سیشل برابر با یکصد سنت Rupee قضیهٔ رایبزینسکسی Rybezynsksi Theorem شیلینگ S شیلینگ، واحد پول اتریش، نشانهٔ Schilling است S دلار، واحد پول ایالات متحده، بلائو، لیبریا، جزایر مارشال، جزایر میکرونزی، جزایر ویرجین بریتانیا، نشانهٔ اختصاری Dollar است؛ پزو، واحد پول کوبا، نشانهٔ Peso است S سوکر، واحد پول اکوادور، نشانهٔ Sucre است S/ سول، واحد پول پرو، نشانهٔ Sol است S/- دلار، واحد پول نائورو، نشانهٔ اختصاری Dollar است $A دلار، واحد پول توالا، نشانهٔ Dollar است $A پزو، واحد پول آرژانتین، نشانهٔ Peso است Sa خرابکاری؛ تخریب عمومی؛ زیانکاری؛ کارشکنی Sabotage اخراج Sacking نظریهٔ مالیات براساس فداکاری؛ نظریهٔ قربانی مالیات Sacrifice Tax Theory نقطه‌ای زینی شکل Saddle Point گاو صندوق Safe گاوصندوق؛ صندوق نسوز حفاظت Safe Custody شرکت صندوق امانت پذیر؛ شرکت گاوصندوق ودیعه پذیر؛ شرکت صندوق نسوز سپدره Safe Deposit Company صندوق مخصوص سپدره، اشیاء گرانبها و پول؛ گاوصندوق سپرده؛ صندوق نسوز Safe Deposit Box امتیاز گاوصندوق سپرده Safe Deposit Privilege ارزیابی ایمنی و بی‌خطری؛ ارزیابی مطمئن Safe Estimate محافظت کردن؛ حفظ کردن؛ وسایل حفاظت را آماده ساختن؛ محفوظ داشتن Safeguard از صنایع داخلی حمایت کردن؛ حمایت صنعت؛ حفاظت از صنعت Sefeguarding of Industry سرمایه‌گذاری سالم؛ سرمایه‌گذاری مطمئن Safe Investment تأمین؛ اطمینان Safety عامل استحفاظی؛ عامل اطمینان؛ عامل تأمین؛ عامل حفظ از خطر Safety Factor نظام صندوق ایمنی بانک؛ دستگاه صندوق ایمنی بانک Safet-fund Bank System نظام وجوه تأمینی Safet-fund System ایمنی داراییها Safety of Assets برنامهٔ استحفاظی؛ برنامهٔ ایمنی Safety Program ذخیرهٔ احتیاطی Safety Stock بازار روبه تنزل Sagging Market صورت عزیمتها Sailing List کشتیهای باری؛ کشتیهای اقیانوس پیما Sailing Vessels پیروان سن سیمون (۱۸۲۵ - ۱۷۶۰)؛ سن سیمونیها Saint-simonians فروختنی؛ قابل فروش؛ قابل معامله؛ داد و ستدی Salable طبقهٔ حقوق بگیر؛ طبقه مزدبگیر؛ طبقه اجیر؛ مزدوری Salariat حقوق بگیر؛ کارمند؛ دارای حقوق Salaried شریک حقوق بگیر Salaried Partner حسابهای مزد و حقوق Salaries and Wages Accounts حقوق؛ مواجب؛ اجرت Salary تجدیدنظر در حقوق؛ تعدیل حقوق Salary Review صورت حقوق بگیران Salary Roll فروش؛ برای فروش؛ جنس فروشی؛ میزان فروش؛ حراج Sale مالیاتهای غیرمستقیم؛ مالیاتهای فروش Sale and Excies Taxes فروش و بازواگذاری؛ فروش دارایی و اجارهٔ آن از مالک جدید Sale and Lease Back فروش در حراج Sale at Auction فروش در حراج Sale by Auction حراج زیر شمع Sale by Candle فروش کالا از روی فهرست مشخصات Sale by Description فروش با ارائهٔ نمونه Sale by Sample فروش با پیشنهاد؛ فروش با مزایده Sale by Tender سیاههٔ فروش؛ فهرست فروش (در بورس)؛ قرارداد فروش Sale Contract فرو به بری‌الذمه Sale Ex Bond فروش سهم با تصمیم به تحویل در آینده Sale for Account فروش نسیه Sale for the Account حراج Sale Goods سیاههٔ فروش Sale Invoice فروش به شرط پسند Sale on Approval فروش کالاها Sale of Goods فروش آزمایشی Sale on Approbation فروش به شرط برگشت؛ فروش مشروط به پس آوردن؛ فروش یا برگشت Sale or Return قیمت حراج Sale Price بهای فروش؛ ارزش بازاری؛ ارزش فروشی Sale Value فروش با اختیار بازخرید Sale with Option of Redemption فروش با اختیار بازخرید Sale with Option of Repurchase فروختنی؛ فروشی Saleable انواع فروش Sales, Types of حساب فروش Sales Account ادارهٔ فروش Sales Administration عامل فروش Sales Agent تبلیغ فروش Sales Aid تخفیف‌های فروش Sales Allowances تجزیه و تحلیل ارقام فروش Sales Analysis تجزیه کنندهٔ فروش Sales Analyst بررسی فروش Sales Audit دفتر فروش Sales Book بودجهٔ فروش؛ پیش‌بینی فروش؛ تخمین فروش Sales Budget تبلیغات فروش Sales Campaign هزینهٔ فروش Sales Charges کارمند فروش Sales Clerk تحصیلدار وجوه فروش Sales Collector مرز فروش؛ دورهٔ فروش Sales Contour هزینه‌های فروش Sales Costs منحنی فروش Sales Curve قسمت فروش؛ بخش فروش Sales Department تخفیف فروش Sales Discount سخت کوشی در فروش‌ها؛ پیشبرد فروش Sales Drive مدیر فروش؛ فروشندهٔ متخصص؛ مهندس فروش Sales Engineer ویژگی‌های فروش‌ها Sales Features کمپانی مالی فروش؛ شرکت مالی فروش Sales Finance Company فروش نسیه؛ فروش وعده‌ای؛ فروش مدت‌دار Sales for the Account عاملان فروش Sales Force روش مرکب عامل فروش؛ روش ترکیبی عامل فروش Sales-force-composite Method پیش‌بینی فروش Sales Forecast اقدام به پیش‌بینی فروش Sales Forecasting انگیزهٔ فروشها Sales Incentive تحقیق دربارهٔ فروش‌ها Sales Inquirty دفتر روزنامهٔ اختصاصی Sales Journal خانم فروشنده؛ فروشندهٔ زن Sales Lady دفتر کل فروش؛ دفتر فروش‌های اعتباری Sales Ledger خط فروش Sales Line نوشته‌های تبلیغاتی فروش Sales Literature فروشندهٔ گنمایندهٔ فروش؛ عامل فروش Salesman مدیر فروش؛ مدیر بازرگانی Sales Manager مهارت در فروشندگی؛ فن فروشندگی؛ فن دکانداری Salesmanship فرضیهٔ بیشینه سازی فروش Sales Maximization Hypothesis فروش انواع پول Sales of Currencies امکان فروش Sales Potential ترقی فروش؛ پیشرفت فروش؛ تشویق فروش؛ تبلیغ فروش Sales Promotion مشتری احتمالی؛ خرید احتمالی Sales Prospect منحنی فروش - خرید Sales-purchase Curve سهمیهٔ فروش Sales Quota اسناد فروش؛ ثبت‌های مربوط به فروش Sales Records نمایندهٔ فروش Sales Representative برگشتی‌های فروش؛ فروش مرجوعی Sales Returns عواید فروش؛ دریافتی فروش Sales Revenue محل فروش؛ فروشگاه Sales Room جدول فروش؛ فهرست فروش؛ صورت فروش؛ سیاههٔ فروش Sales Schedule بازار گرمی فروش؛ مذاکره برای فروش Sales Talk مالایت فروش Sales Tax مالیات فروش Sales Taxation حوزهٔ فروش؛ قلمرو فروش Sales Territory گردش فروش Sales Turnover بهای فروش؛ قیمت واقعی فروش Sales Value حجم فروش Sales Volume شرکت وام دانشجویی Sales Mae کالای بازیافتی Salvage محل اشیاء بازیافتی Salvage Site ارزش اسقاطی؛ ارزش اسقاط Salvage Value اشیاء خسارت دیده و نجات یافته Salvaged Objects وجوه روز جاری؛ وجوه همان روز Same Day Funds نموه؛ نمونهٔ آماری؛ انتخاب نمونه؛ مسطوره Sample اشتباه انتخاب نمونه Sample-selection Error آمارگیری نمونه Sample Survey نمونه‌گیری؛ عمل استخراج نمونه؛ نمونه‌برداری Sampling راحتی نمونه‌گیری Sampling, Convenience نمونه‌گیری عقیده Sampling, Judgment نمونه‌گیری احتمال Sampling, Probability نمونه‌گیری سهمیه Sampling Quota نمونه‌گیری سادهٔ تصادفی Sampling, Simple Random طرح نمونه‌برداری؛ طرح نمونه‌گیری Sampling Design توزیع فراوانی؛ توزیع بسامد Sampling Distribution تفاوتهای توزیع نمونه‌برداری؛ اختلافات توزیع نمونه‌گیری Sampling Distribution Differences توزیع نمونه برداری به قید Ho Sampling DistributionUnder Ho خطای نمونه گیری Sampling Error چارچوب نمونه‌گیری؛ محدودهٔ نمونه‌برداری Sampling Frame روش نمونه‌گیری؛ روش نمونه‌برداری Sampling Procedure حجم نمونه برداری (آمار)؛ حجم نمونه‌گیری Sampling Size ساموئلسون، پل انتونی Samuelson, Paul Anthony «اثر» ساموئلسون - استولپر Samuelson-Stolper Effect «قضیهٔ جانشینی» ساموئلسون Samuelson Substitution Theorem آزمون ساموئلسون Samuelson Test اسناد قرضهٔ سامورایی Samurai Bonds نقشهٔ «سن بارن» Sanborn Map ضمانت اجرا؛ مجوز؛ جریمه Sanction مجازات اقتصادی Sanction, Economic سکهٔ ساندویچی Sandwich Coin دورهٔ آموزشی فشرده Sandwich Courses اجارهٔ دست اول Sandwich Lease قانون احتیاجات فرونشاندنی، برآوردنی Satiable Wants, Law of اشباع قانون اشباع Satiation, Law of قانون اشباع؛ قانون بی‌نیازی؛ قانون سیری Satiety, Law of ارضاء؛ جبران؛ خرسندی Satisfaction رضایت بخش؛ باب طبع؛ قانع کننده Satisfactory رفتار ارضاءکننده Satisfying Behaviour اشباع؛ سیری Saturation نقطهٔ اشباع؛ نقطهٔ سیری Saturation Point ضابطهٔ توحش Savage Criterion پس‌انداز کردن Save پس‌انداز به هنگام دریافت درآمد Save as You Earn مازاد پس‌انداز کننده Saver's Surplus پس‌انداز Saving پس‌انداز اجباری Saving, Forced دلایل پس‌انداز شخصی Saving, Reasons for Persnal انواع پس‌انداز Saving, Types of حساب پس‌انداز Saving Account حساب پس‌انداز و سرمایه‌گذاری Saving and Investment Account شرکت پس‌انداز و وام Saving and Loan Association بانک پس‌انداز Saving Bank اسناد قرضهٔ پس‌انداز Saving Bonds برابری پس‌انداز با سرمایه‌گذاری Saving Equals Investment شکاف پس‌انداز Saving Gap صرفه‌جویی در هزینه‌های مدیریت خواربار Saving in Handling Costs نظریهٔ پس‌انداز - سرمایه‌گذاری Saving/Investment Theory صرفه‌جویی در کار؛ پس‌انداز کار Saving of Labour رابطهٔ پس‌انداز - درآمد Saving-to-income Ratio پس‌اندازها Savings حساب پس‌انداز Savings Account شرکت پس‌انداز و وام Savings and Loan Association پس‌انداز و سپرده‌های مدت‌دار Savings and Time Deposits دفترچهٔ صندوق پس‌انداز Savings Bank Book بانکهای پس‌انداز Savings Banks گواهینامهٔ پس‌انداز Savings Certificate صورت مقدار پس‌انداز از درآمد شخصی Savings Function تابع پس‌انداز Savings Function, The نگرش پس‌انداز - سرمایه‌گذاری به تراز پرداختها Savings-investement Approach to the Balance of Payments, The نسبت پس‌اندازها Savings Ratio جدول پس‌اندازها Savings Schedule تمبر پس‌اندازهای ملی Savings Stamps, National نستب گردش پس‌اندازها Savings Turnover Ratio نسبت برداشت پس‌اندازها Savings Withdrawal Ratio ژان باتیست سه، Say, Jean Baptiste قانون «سه» Say's Law اسناد متفرقهٔ وصول S.B.C. اعتصاب شکل؛ کارگر مخالف؛ خائن به اعتصاب Scab عددی ؛ عدد؛ کمیت غیربرداری Sealar حاصل ضرب عددی؛ حاصل ضرب داخلی؛ ضرب عددی Sealar Product حاصل ضرب مختلط سه بردار Sealar Triple Product اثر مقیاس Sealar Effect خط مقیاسی Sealar Line مقیاس اندازه‌گیری Scale of Measurement مقیاس رجحان Scale of Preference تعرفهٔ قیمتها؛ ردیف قیمتها Scale of Prices مقیاس تولید Scale of Production اندازهٔ مقیاس؛ ارزش مقایسه‌ای Scale Value از آب کره‌گیری؛ خرید و فروش برای سود بسیار کم Scalp سوداگر جزئی؛ کاسب قانع به سود مختصر Scalper «از آب کره گرتفن» Scalping حسابرسی اجمالی Scan برنامهٔ «اسکن لان» "Scanlon" Plan درآمد ناچیز Scanty Income وجه‌المصالحه Scape Goat کمبود؛ کمیاب Scarce پول کمیاب؛ ارز کمیاب Scarce Currency منابع کمیاب Scarce Resources کمیابی Scarcity کمیابی و گزینش؛ کمیابی و انتخاب Scarcity and Choice ارزش کمیابی؛ ارزش ندرت؛ ارزش کالاهای کمیاب Scarcity Value نقشهٔ پاشیده، پراکنده؛ نمودار پراکنده Scatter Chart نمودار پراکندگی؛ نمودار پراکنش Scatter Diagram جدولی؛ فهرستی؛ برنامه‌ای Schedular جدول؛ برنامه؛ ریزنامه؛ جدول زمانی؛ جدول حمل؛ صورتهای تکمیلی (یا تشریحی)؛ فهرست پیوست ترازنامه Schedule سیاهه گرفتن؛ در جدول یا فهرست گذاشتن؛ در برنامه گذاشتن؛ صورت یا فهرستی را ضمیمه کردن Schedule اوراق قرضهٔ دولتی بر طبق فهرست Schedule Bond تقاضای مجموعه‌ای؛ تقاضا بر طبق طرح؛ تقاضای برنامه‌ای زمانی Schedule Demand بیمه نامهٔ پیوست Schedule Policy نرخ گذاری جدولی؛ ارزیابی برنامه‌ای Schedule Rating عرضهٔ برنامه‌ای؛ جدول عرضه Schedule Supply مالیات بر طبق جدول؛ مالیات جدولی؛ مالیات برنامه‌ای Schedule Tax تاریخ پیش‌بینی تکمیل کار Scheduled Completion Date هزینهٔ مطابق طرح؛ هزینهٔ برنامه‌ای Scheduled Cost سرمایه‌گذاری مورد نظر؛ سرمایه گذاری؛ برنامه‌ای Scheduled Investment قیمتها بنابر تعرفه قیمتهای برنامه‌ای Scheduled Prices دارایی مطروحه برای آنیده Scheduled Property مالیات بر دستمزدها Scheduled Tax حوزهٔ استرلینگ؛ سرزمینهای مشمول طرح Scheduled Territories جداول اصطلاحی که در تقسیمات مختلف مالیات بر درآمد به کار می‌رود. Schedules طرح؛ نقشه؛ برنامه Scheme نقشهٔ توافق؛ قرار تصفیه با طلبکاران؛ نقشهٔ مصالحه Scheme of Composition برنامه‌ها؛ طرحها Schemings شیلینگ، واحد پول اتریش برابر با یکصد گروشن (Groschen) Schilling شمالر، گوستاو Schmoller, Gustav شیوهٔ تدریس؛ نهضت فلسفی و مذهبی قرون وسطی؛ تحقیق و تتبع مذهبی فلسفه مدرسی Scholasticism مکاتب اندیشه اقتصادی Schools of Economic Thought توابع آموزشی Schooling Functions شولتز، تئودور Schultz Theodore W. نقشهٔ شومان Schumann Plan شومپتر، ژوزف آلوا Schumpeter, Joseph Alois علم Science دانسته؛ عمدا”؛ تعمدا”؛ از روی علم و اطلاع Scienter 

 

مدیریت علمی Scientific Management الگوی علمی Scientific Model سوسیالیسم علمی Scientific Socialism تعرفهٔ علمی Scientific Tariff ضابطهٔ دوگانه سایتوسکی؛ معیار مضاعف ساتیوسکی Scitovsky Double Criterion معمای سایتوسکی؛ تناقض نمای سایتوسکی Scitovsky Paradox سیسرز سیمایل Scissors' Simile ضابطهٔ معکوس سایتوسکی؛ ضابطهٔ خلاف سایتوسکی Scitowsky Reversal Criterion حوزهٔ رسیدگی Scope نخستین قسمت از گزارش حسابرسان Scope Paragraph ۲۰ واحد؛ بیست عدد؛ بیست تا Score بانک‌های پایاپای اسکاتلندی Scottish Clearing Banks ارزش اسقاطی Scrap Value فرضیهٔ بیز؛ فرضیهٔ برگزینش Screening Hypothesis گواهی؛ نسد موقتی؛ گواهینامهٔ استحقاق؛ پول خرد کاغذی موقت Scrip (Script) گواهی سهم؛ گواهینامهٔ موقتی؛ گواهی بدهی؛ سفته؛ گواهی طلب؛ اسناد صادره به عنوان گواهی Scrip Certificate سود گواهی سهم Scrip (or Script) Dividend دارندهٔ گواهی سهم Scrip Holder انتشار سهم جایزه Scrip Issue گواهی صدور سهام جایزه‌ای Scrip or Bonus Issue of Shares وام ده؛ رباخوار؛ سودگیر Scrivener حق برداشت ویژه؛ حق برداشت مخصوص S.D.R. وسایط حمل و نقل دریایی Sea-borne Shipping حمل و نقل دریایی Sea Carriage خسارت دریا Sea Damage بیمهٔ دریایی Sea Insurance مهر Seal تحقیق؛ وارسی؛ جست‌وجو Search (or Searching or Searching for) تعیین محل؛ جست‌وجو Search هزینه‌های جست و جو Search Costs بیکاری جست و جو؛ بیکاری به دنبال کار Search Unemployment تعدیل فصلی؛ تطبیق فصلی Seasonal Adjustment تصحیح تغییرات فصلی Seasonal Corrections تقاضای اصلی پول نقد Seasonal Demand for Cash نوسانات فصلی؛ تغییرات فصلی؛ نوسانهای موسمی Seasonal Fluctuations شاخص فصلی؛ ضریب فصلی Seasonal Index صنعت فصلی؛ صنعت موسمی Seasonal Industry قیمت‌های فصلی Seasonal Prices رونق فصلی Seasonal Revival سند آمادهٔ استفاده؛ سهم فصلی Seasonal Security کندی فصلی سفارشها Seasonal Slackening of Orders تعرفهٔ فصلی Seasonal Tariff شرط اغماض فصلی؛ مادهٔ اغماض فصلی Seasonal Tolerance Clause بیکاری موسمی؛ بیکاری فصلی Seasonal Unemployment تغییر فصلی Seasonal Variation کار فصلی Seasonal Work کارگر فصلی Seasonal Worker تطبیق فصلی Seasonally Adjusted ارقام فصلی تعدیلی؛ ارقام تبدیل شده Seasonally Adjusted Figures برحسب فصل (Seasonally Compensated Figures) برگهٔ بهادار معتبر؛ برگهٔ بهادار آماده Seasoned Security زمان لازم برای رواج قرضه Seasoning جایگاه Seat کرسی بورس؛ عضویت در بورس؛ جای اعضای موجود در بورس Seat on the Exchange قابلیت دریانوردی کشتی Seaworthiness فنی Sec. بانک دوم ایالات متحد؛ دومین بانک ایالات متحد؛ سکندبنک ایالات متحد Second Bank of the United States بهترین دوم؛ دومین بهترین Second Best نظریهٔ دومین بهترین Second Best Theory اسناد با امضای درجه دوم Second Class Papers اوراق قرضهٔ درجه دوم Second Debentures مشتق دوم Second Derivative مشخص سوم حامل؛ پشت‌نویس دوم Second Endorser نیمه دوم از روز شانزدهم ماه تا پایان ماه Second Half دلال دست دوم Second-hand Broker معامله‌گر دست دوم Second-hand Dealer بازار کالاهای دست دوم Second-hand Market رهن دست دوم؛ رهن ثانی؛ گرو ثانی Second Mortgage سکند نشنال بانک؛ بانک ملی ثانوی Second National Bank نسخهٔ دوم برات Second of Exchange آثار ردهٔ دوم Second Order Effects اوراق بهادار درجهٔ دوم Second Rate Stock نوبت کاری دوم؛ شب کاری Second Shift جهان دوم Second World حساب‌های ثانی؛ حساب دوم؛ حساب داخلی Secomdary Account اندوختهٔ درجهٔ دوم بانک Secomdary Bank Reserve بانکهای ردهٔ دوم Secomdary Banks ذی‌نفع ثانی؛ ذی‌نفع دست دوم Secomdary Beneficiary تحریم ثانوی؛ تحریم دست دوم Secomdary Boycott داده‌های دست دوم؛ اطلاعات دست دوم Secomdary Data سپردهٔ ثانوی؛ سپردهٔ دست دوم Secomdary Deposit توزیع فرعی؛ توزیع ثانوی؛ توزیع دست دوم Secomdary Distribution بسط فرعی Secomdary Expansion گروه فرعی Secomdary Group صنعت ثانوی Secomdary Industry تعهد ثانی Secomdary Liability بازار ثانوی؛ بازار دست دوم Secomdary Market بازار گروی دست دوم Secomdary Mortgage Market عرضهٔ ثانوی؛ پیشنهاد ثانوی؛ فروش زیاد اوراق بهادار Secomdary Offering گروه مشوق اعتصاب Secomdary Picket مراقبت ثانوی اعتصاب Secomdary Picketing حقوق و اختیار دست دوم Secomdary Power تولید ثانوی Secomdary Production محصول فرعی Secomdary Products اندوخته‌های ثانوی؛ اندوخته‌های فرعی Secomdary Reserves دارایی اندوخته‌های درجهٔ دوم Secomdary Reserves Asset اعتصاب ثانویه Secomdary Strike روند ثانوی Secomdary Trend کارگران درجهٔ دوم Secomdary Workers اندوختهٔ پنهانی؛ اندوختهٔ سری Secret Reserve بخش؛ قسمت (بورس)؛ دایره Section تعرفهٔ بخشی Sectional Tariff بخش Sector حسابهای بخش Sector Accounts تورم بخشی Sectoral Inflation برنامه‌ریزی بخشی Sectoral Planning قرنی؛ دیرپای Secular قیمت قرنی؛ قیمت عادی Secular Price رکود دیرپای؛ رکود قرنی؛ رکود مزمن؛ رکود طولانی Secular Stagnation نظریهٔ رکود قرنی Secular Stagnation Theory منحنی عرضهٔ قرنی Secular Supply Curve روند قرنی؛ گرایش قرنی Secular Trend سرمایه‌گذاری مطمئن Secure Investment مساعده در برابر وثیقه؛ مساعده‌های وثیقه‌دار Secured Advances اوراق قرضهٔ وثیقه‌دار SecureBonds دارای گروی؛ به تأمین گروی Secured by Pledges بستانکار با وثیقه؛ طلبکار وثیقه‌دار؛ طلبکار تأمین دار Secured Creditor قرضهٔ مطمئن؛ قرضهٔ تضمینی Secured Debenture دین وثیقه‌دار؛ قرضهٔ باوثیقه Secured Debt بدهی باوثیقه؛ بدهی معتبر Secured Liability وام باوثیقه؛ وام وثیقه‌دار Secured Loan سهم قرضه‌ای تضمینی Secured Loan Stock معاملهٔ تضمینی؛ داد و ستد تأمین دار Secured Transaction ضمانت‌نامه؛ وثیقه؛ مال گروی Securing اوراق بهادار Securities اوراق بهادار تاریخ‌دار Securities, Dated اوراق بهادار قابل معامله Securities, Marketable انواع اوراق بهادار Securities, Types of اوراق بهادار به عنوان دارایی Securities as Assets اوراق بهادار به عنوان وثیقه Securities as Collateral اوراق بهادار نقد نشدنی؛ اسناد بهادار نقدنشدنی Securities Irredeemable بازار اوراق بهادار Securities Market سند؛ گرو؛ تضمین؛ بیمهٔ خطر احتمالی؛ اسناد ملکی قابل انتقال؛ تأمین؛ وثیقه؛ ضمانت؛ برگهٔ بهادار؛ سند بهادار Security برگهٔ بهادار مطمئن؛ برگهٔ بهادار معتبر Security, Gilt-edged سرمایهٔ تضمینی Security Capital بورس اسناد بهادار؛ بورس اوراق بهادار Security Exchange کمپانی دارندهٔ اوراق بهادار؛ شرکت مالک اوراق بهادار م. Holding company Security Holding Company حق تأمین Security Interest مالیات بر نشر سند بهادار Security Issue Tax بازار نسد بهادار Security Market کاسب؛ صاحب شغل آزاد Self-employed Worker اشتغال مستقل؛ اشتغال آزاد Self-employment خودخوران Self-feeding تأمین مالی شخصی؛ تأمین مالی داخلی Self-financing نسبت تأمین مالی شخصی؛ نسبت خود تأمین مالی Self-financing Ratio نظریهٔ خودزای دور Self-financing Theory of Cycle افزایش خودانگیختهٔ سرمایه؛ افزایش خودالقایی سرمایه Self-induced Increase of Capital خود بیمه‌گری؛ تأمین بیمهٔ احتیاطی Self-insurance نفع شخصی؛ سود شخصی Self-interest قانون نفع شخصی Self-interest, Law of واریز از خود؛ خودواریزکننده Self-liguidating مساعده‌های خودواریزکننده؛ مساعده‌های خودواریزشونده Self-liguidating Advances برات خودواریزکننده Self-liguidating Bill دین خودواریزکننده Self-liguidating Debt وام خودواریزکننده Self-liguidating Loan خودرتبه‌گذاری؛ خودارزیابی‌کننده Self-rating خدمت سرخود Self-serve خوداستا Self-stained خودبسندگی Self-sufficiency خودبسنده Self-sufficient واحد اقتصادی خودبسنده Self-sufficient Economic Unit ملت خودبسنده؛ ملت متکی به خود Self-sufficient Nation خودپایا Self-sustained فروختن Sell فروختن بدون وثیقه Sell a Hear فروختن مجدد Sell Against قرارداد اجاره و فروش Sell-and-lease Agreement فروش مایه کاری Sell at Cost فروختن با تخفیف؛ به قیمت نازل فروختن Sell at Discount تاریخ مصرف Sell-by Date «کمپانی فروش»؛ شرکت فروش "Sell Company" یک‌جا فروختن؛ خیانت کردن Sell Out از نو فروختن؛ به وسیلهٔ فروش انتقال دادن Sell Over پیش‌فروش کردن Sell Short فروش مال برای واریز بدهی Sell Up فروشنده Seller سلف فروشی در بورس؛ فروشندهٔ یک جایزهٔ مستقیم Seller of a Call Option خریدار یک امتیار فروش Seller of a Put Option تورم فروش Sellers' Inflation بیمه‌نامهٔ منافع فروشنده Seller's Interest فروشندهٔ حق حبس یک مال یا ملک Seller's Lien بازار فروش؛ بازار فروشندگان؛ موقعیت مناسب فروشندگان؛ فزونی تقاضا بر عرضه؛ بازار مناسب حال فروشنده؛ بازاریاب فروش Seller's Market انحصار فروشندگان Seller's Monopoly اختیار فروشنده؛ جایزه برای تحویل زیان فروشنده Seller's Option زیان فروشنده Seller's Over فروش با تأخیر هفت روزه Seller's Seven Sale مازاد فروشنده؛ مازاد قیمت Seller's Suprplus فروش Selling فروش در بورس Selling Against the Box نمایندگی مشترک فروش Selling Agency, Common عامل فروش؛ واسطهٔ فروش Selling Agent هزینهٔ فروش و مدیریت Selling and Administrative Expense دلالی فروش؛ کارمزد فروش Selling Brokerage دلالی فروش Selling Commision هزینه‌های فروش Selling Costs هزینه‌های فروش؛ مخارج فروش؛ مخارج فروش کالا یا بازاریابی Selling Expenses گروه فروشنده Selling Group پروانهٔ فروش؛ جواز فروش Selling Licence انحصار فروش Selling Monopoly تصفیه؛ واریز Selling Off نمایندگان بازرگانی فروش Selling Office (of a Cartel) دستور فروش؛ سفارش فروش Selling Order حق فروش به دیگری؛ فروش دوباره؛ باز فروش Selling-out بازار فروش یک خریدار Selling Out Against a Buyer روش‌های فروش Selling Practices قیمت فروش؛ بهای فروش Selling Price نرخ فروش Selling Rate پیش‌فروشی Selling Short زلتن، دکتر راینهارد Selten, Dr. Reinhard روش مختلط Semi-accrual System روش نیمه میانگین‌های برازنده سازی یک خط مستقیم؛ روش نیمه میانگین‌های برازش یک خط مستقیم Semi-averages Method of Fitting a Straight Line مسیر نیمه بحرانی Semi Critical Path کالاهای نیمه با دوام Semi Durable Goods کالاهای نیمه ساخته؛ کالاهای نیمه کاره Semi-finished Goods دامنهٔ نیمه چارکی متقابل؛ حدود نیمه چارکی متقابل؛ دامنهٔ چارکی متوسط؛ چارک متوسط م. Quartile deviation Semi-interquartile Range نمودار نیمه لگاریتمی Semi-logarithmic Graph (Chart) کمک حسابدار Semi-senior Accountant کارگر نیمه ماهر Semi-skilled Labour کارگر نیمه ماهر Semi-skilled Worker روش نیمه مستمری سالواره‌ای Semi-tontine System هزینه‌های نیمه متغیر Semi-variables Costs سن، پول ژاپن، یکصد سن برابر با ارزش یک ین Yen است Sen فرستادن؛ ارسال داشتن Send پس فرستادن Send Back فرستنده Sender سهم ممتاز؛ قرضهٔ ممتاز؛ اوراق ممتاز Senior سنیور، ناسو ویلیام Senior, Nassau W. رئیس حسابداری؛ حسابدار کل؛ حسابدار ارشد Senior Accountant حسابرس ارشد Senior Auditor حق مقدم تصرف وثیقه Senior Lien شریک عمده؛ شریک اصلی Senior Partner سهام سرمایه؛ سهام ممتاز Senior Shares قدمت؛ تقدم؛ ارشدیت؛ سابقه‌داری؛ سابقهٔ خدمت Seniority رویه‌های ارشدیت Seniority Practices حق ارشدیت Seniority Right قاعدهٔ ارشدیت؛ قاعدهٔ سابقهٔ خدمت Seniority Rule ارشد؛ بزرگتر Senr بازار حساس Sensitive Market حساسیت Sensitivity تحلیل حساسیت Sensitivity Analysis آموزش استعداد تغییر؛ پرورش استعداد حساسیت، تغییرپذیری Sensitivity Training آستانه‌های حساس Sensory Thresholds هزینهٔ قابل تخصیص؛ هزینهٔ سرشکن شدنی Separable Cost متمایز؛ جدا Separate انفصال خدمت Separation جدایی مالکیت از دخالت Separation of Ownership and Control نسبت تفکیک؛ نسبت برکناری موقت از خدمت Separation Rate توالی؛ دنباله Sequence تحلیل توالی؛ تحلیل دنباله Sequence Analysis دنبالهٔ اعداد Sequence of Numbers نمونه‌گیری دوره‌ای Sequence Sampling انبارش توالی دستیابی؛ ذخیره سازی توالی دستیابی Sequential Access Storage تحلیل متوالی؛ تحلیل دنباله‌ای؛ تحلیل زنجیره‌ای Sequential Analysis نمونه‌گیری دنباله‌ای؛ نمونه‌گیری تدریجی Sequential Sampling توقیف؛ ضبط Sequestration سند قرضهٔ نوبتی؛ سند قرضهٔ ترتیبی Serial Bond همبستگی پیاپی؛ همبستگی مسلسل؛ همبستگی ترتیبی Serial Correlation شمارهٔ ردیف Serial Number رشته؛ مجموعه Series سند قرضهٔ مجموعه‌ای Series Bond خدمتگزار مشمول قرار و مدار Servant, Indentred بازبینی کردن؛ بهرهٔ وامی را گرفتن؛ خدمت کردن Serve خدمت Service مزایای خدمت؛ مزایای سابقهٔ خدمت Service Benefits هزینهٔ خدمت؛ کارمزد Service Charge قرارداد خدماتی؛ قرارداد خدمت Service Contract هزینهٔ خدمت؛ هزینهٔ عملیات؛ هزینهٔ بهره‌برداری Service Cost قسمت خدمات Service Department صنعت خدماتی Service Industry سنوات خدمت؛ عمر خدمتی؛ عمر خدمت Service Life هزینهٔ دین Service of Debt واحد خدمت؛ واحد خدماتی Service Unit مطلوبیت خدمت؛ فایدهٔ خدمت Service Utility استهلاک براساس میزان کار جلسه Service-yield Basis (of Depreciation) خدمات؛ مبنای بازده - خدمت استهلاک Services کاربردگی؛ خدمت اجباری؛ حق ارتفاقی Servitude جلسه Session مجموعه؛ رشته؛ دوره؛ برش Set آزاد ساختن مال؛ تجهیز کردن Set Free اسناد حساب؛ دفاتر حساب Set of Accounts مجموعهٔ بروات؛ دستهٔ بروات Set of Bills جبران؛ ترقی بهای ملک به‌واسطهٔ ساختمان اساسی و اعیانی "Set-off" بنیان؛ بنیاد Set-up هزینهٔ آماده‌سازی خط تولید Set Up Cost زمان آماده‌سازی؛ زمان به کاراندازی Set Up Time تخصیص وجه؛ برداشت وجه Setting Aside تبدیل به منقول Setting Free (of Capital, of Money) تسویه کردن؛ واریز کردن؛ پرداختن Settle تسویه؛ واریز؛ تفریغ؛ پرداخت؛ تصفیه Settlement حساب تسویه؛ حساب واریزی Settlement Account بازار قسطی Settlement Bargain روز تسویه؛ روز واریز؛ روز تصفیه Settlement Day تخفیف واریز نقدی Settlement Discount صندوق تسویه Settlement Fund واریز حساب Settlement of Account تفریغ بودجه Settlement of Budget واریز خسارات Settlement of Claims اختیار واریز خسارت Settlement Option قیمت تسویه؛ قمیت تبدیل سهم به سرمایه Settlement Price روز تصفیه؛ روز واریز؛ روز تسویه Settling-day متصدی تصفیهٔ معاملات؛ متصدی تسویهٔ معاملات Settling Room Clerk تسویه کننده؛ واریزکننده؛ امین تسویه Settlor وام‌های هفت روزه Seven Day Loans قرارداد جداگانه؛ قرارداد مجزا؛ قرارداد تفکیکی Severable Contract تعهد فردی و تضامنی Several and Joint Liability مسئولیت انفرادی؛ تعهد فردی ؛ مسئولیت فردی Several Liability فوق‌العاده خاتمهٔ خدمت Severance Pay مالیات حفظ منابع طبیعی؛ مالیات بر منابع طبیعی Severance Tax مزد تفکیک؛ مزد انفکاک Severance Wage گیلدر، واحد پول سورینام و نشانهٔ S. Guilder است Sf شکل Shackle قیمت‌های سایه؛ مقدار کمی از قیمت کاستن؛ تعیین قیمت‌های نزولی Shade Prices مدیر پنهانی؛ مدیر پشت‌پرده؛ سرپرست ناپیدا Shadow Director قیمت سایه Shadow Price نرخ سایهٔ دستمزد Shadow Wage Rate ساختگی Sham سود دروغین سهم؛ سود ساختگی سهم Sham Dividend فروش ساختگی Sham Sale شکل؛ ترکیب؛ جور؛ قسم؛ سهم؛ دانگ؛ دانگی Shape شکل‌گیری Shape-up شکل‌گرفتن؛ به شکل خاص درآوردن؛ روبه‌راه شدن Shape Up سهم شرکت؛ سهم با سود Share بخش کردن؛ تقسیم کردن؛ سهم داشتن؛ شرکت داشتن؛ سهم بدرن؛ تسهیم کردن؛ سهم هر یک را دادن Share جایزه به صورت سهم Share Bonus سرمایه به صورت سهم؛ سرمایهٔ سهمی Share Capital گواهی سهم Share Certificate نظام اجاره‌داری (در ایالات متحده) Share Crop System صاحب نسق؛ سهم بر؛ اجاره‌دار با مزارع Share Cropper مزارعه؛ اجاره‌داری؛ سهم بری در کشاورزی Share Cropping سود تقسیم شده Share Dividends کشش سهم Share Elasticity دارندهٔ سهم؛ سهم‌دار؛ صاحب سهم Share Holder شاخص سهم Share Index شاخص‌های سهم Share Indices انتشار سهم Share Issue مشترکا” سهم بودن Share Jointly دفتر بزرگ اوراق بهادار؛ دفتر بزرگ صاحبان سهم؛ دفتر ثبت سهامداران Share Ledger صورت سهم شرکت؛ بهای فروش سهم Share List بازار سهم شرکت‌ها؛ بازار اوراق بهادار؛ بورس اوراق بهادار Share Market سهم بازار Share of the Market حق انتخاب سهم؛ خیار سهم Share Option طرح اختیار خرید سهم؛ طرح خیار سهم Share Option Scheme میزان مالکیت سهم Share Ownershkp, Extent of حساب منفعت سهم Share Premium Account قیمت سهم Share Price فروشندهٔ سمج سهم؛ بازار گرمکن سهم؛ ارائه کنندهٔ سهام به بازار از طریق تشویق مردم؛ فروشندهٔ اوراق بهادار مشکوک Share Pusher «بازار گرمی سهم«، قالب زنی سهم "Share Pushing ضمانت نامهبه صورت سهم Share Qualification دفتر مشخصات سهامداران Share Register بیمهٔ اتکایی سهم Share Reinsurance خرد کردن سهم؛ تقسیم سهم به اجزای کوچک Share Splitting تجزیه و توزیع کار Share-the-work Plan انتقال سهم Share Transfer رسید سهام Share Warrant سهم بر؛ سهیم Sharer سهام Shares روش انتشار سهام Shares, Method of Issuing سهام بدون بهای اسمی Shares of no Par Value سهام فاقد ارزش اسمی Shares of No Par Value تقسیم؛ تسهیم Sharing تنزیل فاحش؛ تنزیل سنگین Sharing (a Note) تسهیم عواید Sharing, Revenue تقسیم بازار Sharing the Market مدت نگهداری در قفسه؛ زمان نگهداری در قفسه Shelf Life شرکت ظاهری؛ شرکت خیالی Sell Company قانون ضد تراست شرمن Sherman Anti Trust Act تغییر؛ نوبت کار؛ جابه‌جایی؛ انتقال Shift انواع نوبت؛ انواع نوبت کاری (در صنعت) Shift (in Industry), Types of تفاوت مزد نوبت کار Shift Differential فرضیهٔ اثر انتقال Shift Effect Hypothesis تغییر تقاضا؛ جابه‌جایی تقاضا Shift in Demand (Supply) مزد نوبت کاری Shift Pay پاداش نوبت کاری Shift Premium تحلیل سهم انتقال Shift-share Analysis نقل و انتقالات نوبتی Shift Transfers نوبتکاری؛ کار نوبتی Shift Work نوبتکار؛ کارگر نوبتی Shift Worker روش نوبت کاری Shift Working جابه‌جایی Shifting انتقال مالیات Shifting, Tax جابه‌جایی هزینه؛ انتقال هزینه Shifting of Cost جابه‌جایی تقاضا؛ انتقال تقاضا Shifting of Demand انتقال مالیات Shifting of Tax انتقال بار مالیات Shifting of Taxation شیلینگ، واحد پول کشورهای کنیا، تانزانیا و اوگاندا، برابر با یکصد سنت (Cent) است Shilling شیلینگ، واحد پول کشور سومالی برابر با یکصد سنتسیمی Shilling اسکناس کم ارزش و بدون پشتوانه؛ اسکناس خرد Shimplaster شین سانبتسو Shin-sanbetsu حمل و نقل کردن؛ با کشتی حمل کردن یا فرستادن Ship دلال کشتی؛ کارگزار کشتی Ship Broker بانک رهنی کشتی Ship Mortgage Bank کارگزار لوازم کشتی Ship Chandler محموله؛ مرسوله؛ بار کشتی Shipment بارنامهٔ حاکی از ارسال Shipped Bill of Lading بارگیری روی کشتی Shipped on Board حمل کنندهٔ کالا Shipper حمل با کشتی؛ محمولهٔ کشتی؛ کشتیرانی؛ سفر دریایی Shipping یادداشت آگهی محمولهٔ کشتی Shipping Advice Note نمایندهٔ حمل و نقل Shipping Agent نمایندگان کشتیرانی و حمل و نقل Shipping and Forwarding Agents بارنامه؛ صورت محموله‌ها Shipping Bill هزینه‌های مرسوله Shipping Charges کنفرانس کشتیرانی Shipping Conference اسناد حمل Shipping Documents بورس دریایی؛ بورس کرایه و بار کشتی Shipping Exchange خط کشتیرانی Shipping Line کالاهای خریداری Shipping Goods پته؛ قبض حمل؛ پروانهٔ بارگیری کشتی Shipping Note سهام کشتیرانی Shipping Shares وزن محمولهٔ کشتی Shipping Weight اظهارنامهٔ ورود کشتی Ship's Arrival Declaration گواهی ثبت کشتی Ship's Certificate of Registry بارنامهٔ بازرگانی کشتی Ship's Commercial Manifest اظهارنامهٔ کشتی Ship's Manifest اظهارنامهٔ لوازم مسافران Ship's Passengers Baggage Declaration گزارش کشتی Ship's Report توشهٔ کشتی Ship's Stores اظهارنامهٔ انبارهای کشتی Ship's Stores Declaration (Inwards) الگوی ضربه‌ای و اشتباه Shock and Error Model اثر ضربه Shock Effect الگوی ضربه‌ای Shock Model هزینه‌های «دوندگی» Shoe Leather Costs دکان؛ جای بازرگانی؛ کارگاه؛ بازار جزئی فروشی؛ مغازه؛ فروشگاه Shop خرید کردن؛ استعلام بها کردن Shop استعلام بها کردن؛ رجوع به فروشندگان مختلف برای به‌دست آوردن نرخ Shop Around بررسی فروش فروشگاه Shop Audit خریدهای حرفه‌ای Shop Baying محوطهٔ مغازه Shop Premises آیین نامه‌های کارگاه Shop (Working) Rules سهامی که باید معرفی شوند Shop Shares نمایندهٔ کارگران؛ نمایندهٔ اتحادیهٔ کارگران برای حل و فصل Shop Steward خریدار؛ کاسب خرده فروش؛ دکاندار Shopper خرید؛ کالای خریداری Shopping مرکز خرید Shopping Center کالاهای خرید؛ اجناس مغازه Shopping Goods ناحیهٔ خرید و تجارت داخلی Shopping Hinterland میدان خرید Shopping Mall هفتهٔ اعلان برای ترویج یک کالا Shopping Week سلف فروش ارز Short حساب سهام پیش فروش شده؛ جمع مبلغ پیش فروش یا سلم فروشی بازرگان Short Account فروش سلف؛ فروش سلم Short Bear Sale سفته یا برات کوتاه‌مدت؛ برات دیداری Short Bill اسناد قرضهٔ کوتاه مدت Short Bonds کم دادن (پول)؛ کم تحویل دادن (پول)؛ فریب دادن Short Change خیار غبن Short Change Option پیش‌خرید؛ خرید سهم برای تأمین فروش‌های سلف Short Covering اعتبار کوتاه‌مدت Short Credit دارای موعد کوتاه (در مورد بروات)؛ کوتاه موعد؛ اوراق بهادار تاریخ‌دار Short-dated اوراق بهادار کوتاه‌مدت Short Dated Papers اوراق بهادار کوتاه‌مدت Short-dated Securities روز نزدیک؛ موعد نزدیک Short Day بازار اوراق بهادار کوتاه مدت Short End of the Maket برات کوتاه موعد Short Exchange در ستون داخلی وارد کردن Short-extend بارنامهٔ ملخص؛ خلاصه بارنامه Short Form Bill of Lading گزارش کوتاه Short Form Report پیش‌فروش تأمینی ارز Short Hedge پوشش دهنده در بازار فروش؛ تأمین کننده در بازار فروش Short Hedger نفع مختصر؛ کم داشت شمار سهام مورد قرارداد در برابر تعهد فروشنده؛ وضع فروشنده (بورس) Short Interest بهره و فروشهای کوتاه مدت Short Interest and Short Sales اجارهٔ کوتاه مدت Short Lease مجموعهٔ مختصر جنس Short Line فهرست خلاصه Short List بازار اعتبار کوتاه‌مدت؛ وام کوتاه مدت؛ وام چند روزه Short Money Market اخطار کوتاه‌مدت Short Notice کم پول؛ بی‌پول Short of Money دورهٔ کوتاه Short Period ماندهٔ منفی؛ ماندهٔ کسری‌دار Short Position قیمت‌های ضعیف؛ مظنهٔ پایین Short Prices نرخ کوتاه‌مدت؛ بمیهٔ کمتر از یک سال Short Rate کوتاه مدت Short Run هزینهٔ متوسط کوتاه مدت Short-run Average Cost تابع مصرف کوتاه‌مدت Short-run Consumption Functions خطرات کوتاه‌مدت Short-run Dangers تعادل کوتاه مدت Short-run Equilibrium هزینهٔ نهایی کوتاه‌مدت Short-run Marginal Cost پیش‌فروش؛ فروش سلف؛ فروش سلم، فروش بدون وثیقه Short Sale پیش فروش کننده Short Seller کسر تخلیه Short Shipped اوراق قرضهٔ دولتی کوتاه مدت Short Tap سرمایهٔ کوتاه‌مدت Short-term Capital بدهی کوتاه مدت Short-term Debt سپرده‌های کوتاه مدت Short-term Deposits پیش‌بینی کوتاه مدت Short-term Forecast سرمایه‌گذاری کوتاه مدت Short-term Investment تعهد کوتاه مدت؛ بدهی کوتاه مدت Short-term Liability وام کوتاه مدت Short-term Loan بازار کوتاه مدت Short-term Obligation برات کوتاه مدت؛ سفتهٔ کوتاه مدت Short-term Paper برنامه‌ریزی کوتاه مدت Short-term Planning تأمین اشتغال؛ تضمین کار Security of Employment برگهٔ بهادار انگلیسی خارج از حوزهٔ استرلینگ قابل تبدیل به استرلینگ Security Sterling معاملات اوراق بهادار و اندوخته‌ها Security Transaction and Reserves تقسیم بازار Segmentation تخصیصهٔ تفکیکی Segregated Appropriation تخصیصیه محدود Segregation اصل تفکیک اقلام ثابت Segregation of Fixed Items Principle حق‌الضرب سکه Seigniorage احراز مالکیت؛ تصرف مطلق Seizing ضبط؛ قبض Seizure گزینش؛ بهگزینی؛ برگزیده؛ انتخاب؛ گلچین Selection نظارتهای انتخابی Selective Controls نظارت‌های اعتباری خاص؛ نظارت انتخابی اعتبار؛ نظارت‌های گزینشی اعتبار Selective Credit Controls فروش گلچین؛ فروش برگزیده؛ فروش گزینشی Selective Selling تفکیک کننده؛ انتخابی؛ دارای حسن انتخاب Selector خودترازی؛ تراز قطعی؛ تراز مسجل؛ خودتوان یابنده Self-balancing دفتر کلی توازن حساب‌داری Self-balancing Ledger عدد خودممیزی Self-checking Number خودمصرفی Self-consumption اتکاء به نفس؛ اعتماد به نفس Self-dependence صاحبکار شخصی؛ کاسبکار؛ صاحب شغل آزاد Self-employed 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان تجارت13


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/۱۸ | ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()

اسکناس منتشره؛ نشر اسکناس Note Issue پشتوانه Note Issue Cover سفته Note of Hand دفتر ثبت سفته Note Register هیأت نظارت اندوختهٔ اسکناس Note Reserve Control Board براتهای پرداختنی؛ اسناد پرداختنی؛ حساب اسناد پرداختنی؛ سفته یا سند پرداختنی Notes Payable براتهای دریافت کردنی؛ اسناد دریافت کردنی؛ حساب اسناد در دفتر کل یا ترازنامه Notes Receivable اسناد نزولی؛ اسناد وصولی Notes Receivable Discounted اطلاعیه؛ آگهی؛ اخطاریه؛ پیش ‌آگهی Notice حسابهای پیش‌آگهی Notice Accounts سپردهٔ با پیش آگهی Notice Deposit آگهی ترک؛ آگهی واگذاری؛ اعلام انصراف؛ اعلام عدم تعقیب Notice of Abandonment اعلامیهٔ نکول Notice of Dishonour بانک کارگزار یا شعبهٔ بانک واردکنندهٔ کالا Notifiying Bank ثبت رسمی واخواست برات؛ گام نخست برای واخواهی برات Noting a Bill ارزش تخمیینی خدماتی که هنوز عرضه نشده‌اند Notional تقاضای فرضی Notional Demand درآمد موهوم؛ درآمد نظری؛ درآمد خیالی؛ درآمد تصوری Notional Income جایگزینی تعهد؛ جایگزینی بدهکار Novation قطع سلسلهٔ علیت در خسارت Novus Actus Interveniens حوالهٔ حسابهای قابل برداشت N.O.W. Accounts بدون واخواهی؛ بدون اعتراض N.P. روپیه، واحد پول نپال، نشانهٔ N. Rupee است NRs اندوختهٔ نامکفی؛ وجوه غیرکافی N.S.F. نگوتلرام، واحد پول بوتان، نشانهٔ Ngultrum است Nu, N مسئلهٔ پول N ام Nith Currency Problem قرارداد غیرنافذ؛ قرارداد مجانی؛ قرارداد رایگان؛ قرارداد نیکوکاری Nude Contract قرارداد غیرنافذ؛ عقد غیرمعوض؛ قرارداد بدون وجه التزام تخلف Nudum Pactum مالیات مزاحم Nuisance Tax فرضیه هیچ Null Hypothesis عدد Number حساب شماره‌ای؛ حساب رمز Numbered Account شاخص معادل اعداد Numbers Equivalent Index ارزش قانونی نقود، پول مسکوک؛ وجه Numeraire پزو جدید، واحد پول اوروگوئه، نشانهٔ New Uruguay Peso است Nur$ به حساب؛ در حساب O/A سازمان کشورهای عربی صادرکنندهٔ نفت؛ اوپک O.A.P.E.C پیروی و بیمهٔ بازماندگان O.A.S.I. کار و کسب عادی O.B. طبه‌بندی برحسب فعالیت؛ طبقه بندی موضوعی Object Classification برنامهٔ هدف؛ برنامهٔ مقصود Object Program اعتراض به مظنه؛ مخالفت با مظنه Objection To Mark هدف؛ مقصود؛ عینی. حقیقی؛ واقعی؛ وابسته به عالم خارجی؛ بیرونی؛ تحققی؛ دارای وجود خارجی؛ قابل مشاهده؛ قابل اثبات و تحقق به وسایل علمی؛ معقول موجود؛ معتبر؛ محسوس؛ مشهود؛ وصفی Objective تقسیم‌بندی عینی؛ طبقه بندی موضوعی Objective Classification تابع هدف Objective Function ارزش عینی؛ نرخ بازار؛ قیمت بازار Objective Value واقعیت؛ اصل بی‌نظری؛ عینیت Objectivity مادهٔ مربوط به اهداف Objects Clause ملتزم؛ متعهد Obligant متعهد؛ ملتزم؛ موظف؛ مقید؛ ناگزیر؛ لازم؛ ضروری؛ قهری Obligate متعهد و ملتزم کردن؛ ملتزم؛ ضامن شدن؛ وثیقه شدن Obligate ماندهٔ تعهد شده Obligated Balance تعهدات؛ التزام‌ها؛ اوراق قرضه؛ سهام قرضه؛ اوراق اعتباری؛ سهام Obligation (s) صلاحیت الزامی؛ اجازه الزامی؛ اختیار الزامی Obligational Authority تعهدات انجام نشده Obligations Outstanding عقد لازم Obligative Contract قضیهٔ محقق؛ قیاس بلامعارض Obligatum متعهد له؛ بستانکار؛ راهن؛ مضمون له Obligee بیمهٔ اجباری Oblige Line تعهد؛ الزام؛ اجبار Obligement ضامن؛ بدهکار؛ قرضدار؛ مدیون Obliger مباحثهٔ؛ وابسته به مباحثات علمی Obligistic بدهکار؛ متعهد؛ مقروض؛ ملزم؛ شرکت یا بانک ضامن؛ وثیقه گذار Obligor مختصات مایل Oblique Coordinates فراوانیهای آزمایشی؛ فراوانیهای واقعی Observed Frequencies کهنگی؛ از پسند روز افتادن؛ متروک؛ ناباب Obsolescence کهنه؛ منسوخ؛ از پسند روز افتاده Obsolescent متروک؛ غیرقابل استفاده Obsolete روی سکه؛ روی اسکناس Obverse حد لازم شمار فرضیات Occam's Razor (Ockham's) Razor محل سکونت؛ سکنی؛ سکونت؛ اشغال؛ تصرف Ocupancy هزینهٔ بهره‌برداری؛ هزینهٔ اشغال؛ هزینهٔ اسکان Ocupancy Expense نسبت محل سکونت Ocupancy Ratio پیشه؛ شغل؛ کار؛ حرفه؛ مشغله؛ سکونت Occupation انواع کار و پیشه Occupation, Types of پول اشغالی؛ پول اشغالگر Occupation Money مالیات صنفی؛ مالایت پیشه؛ عوارض کسب Occupation Tax حادثهٔ شغلی؛ سانحهٔ شغلی Occupational Accident بیماریهای حرفه‌ای؛ مرض ناشی از نوع کار مشخص Occupational Disease (or Hazard) تصادف شغلی؛ مخاطرهٔ شغلی Occupational Hazard کرایهٔ اشغالی ن.ک: Leasehold Occupational Lease سطح پیشه Occupational Level پروانه گذاری شغلی؛ پروانه گذرای حرفه‌ای Occupational Licensing لوازم شغلی Occupational Necessities تفاوتهای مزد شغلی Occupational Wage Differentials ساختار مزد شغلی Occupational Wage Structure حادثه Occurrence بارنامهٔ اقیانوس Ocean Bill of Lading بیمهٔ باربری دریایی Ocean Marine insurance شمار غیرمعمول سهام؛ خرده معاملات؛ معاملات خرده Odd Lot دلال کم کار؛ دلال کمتر از صد سهم Odd-lot Broker دلال کمتر از صد سهم؛ دلالی جزئی کار Odd-lot Dealer کارگر سیار؛ کارگر روزکار Odd-man تتمه؛ مکمل حساب؛ کسری Odd Money سازمان همکاری اقتصادی و توسعه O.E.C.D. سازمان همکاری اقتصادی اروپا O.E.E.C. سازندهٔ تجهیزات اصلی O.E.M. خارج از ترازنامه Off-balance Sheet کارگری که محصول تمام شده یا نیمساخته را از ماشین برمی‌دارد Off-bearer سند بهادار خارج فهرست Off-board Security فراغت کار؛ ساعت بیکاری؛ ساعات غیرمتعارف یا بیکاری Off-hours کارآموزی بیرون از محل کار Off-job Training بدون نظارت مستقیم رایانه Off-line بار کمتر از حداکثر Off Loand کمتر از حد اعلی؛ کمتر از بالاترین درجه Off-peak خدمت کمتر از حداعلی Off-peak Service طرف مقابل؛ پایه با پا؛ رقم متعادل کننده Offset متعادل؛ متوازن؛ جبران؛ خنثی کردن Offset عوامل خنثی کنندهٔ پس‌انداز Offset to Saving خطای جبرانی؛ اشتباه متقابل؛ اشتباه جبرانی Offsetting Error واقع در فلات قاره Off-shore ناجور؛ مغایر با نوع عادی و معمولی Off-type سال کم محصول؛ سال کم فعالیت؛ سال کساد؛ سال کم حاصلی درختان میوه‌دار Off-year بانکداری برون مرزی Off-shore Banking مراکز سرمایه‌گذاری برون مرزی Off-shore Investment Certres کارآموزی در خارج از محل کار Off-the-job Training ایجاب؛ پیشنهاد Offer منحنی پیشنهاد؛ منحنی عرضه داشت Offer Curve پیشنهاد فروش؛ عرضه برای فروش Offer for Sale قیمت پیشنهادی Offer Price پیشنهاد خرید Offer to Purchase پیشنهاد گیرنده؛ خریدار Offeree پیشنهاد دهنده؛ پیشنهادکننده Offerer قیمت پیشنهاد Offering Price پیشنهاددهنده؛ پیشنهادکننده Offeror محل کار؛ اداره؛ دفتر کار Office حق بیمه ناخالص Office Premium مأمور گمرک Officer of Custom (Customs Officer) مأمور مالیات Officer of Taxes طبقه‌بندی رسمی، اداری Official Classification نرخ رسمی ارز Official Exchange Rate صورت رسمی Official List اسناد رسمی Official Papers نرخ رسمی Official Rate مأمور ادارهٔ امور ورشکستگی؛ مدیر تصفیه Official Receiver اندوخته‌های رسمی Official Reserves داد و ستدهای اندوختهٔ رسمی Official Reserve Transactons حمایت رسمی؛ پشتیبانی رسمی؛ تقویت رسمی Official Support دادوستدهای رسمی؛ معاملات رسمی Official Transactions نظام اداری؛ سبک اداری؛ رسمیت؛ حکومت اداری؛ قرطاس بازی؛ مقررات اداری؛ تشریفات اداری Officialism دارایی‌های منقول اداری Office Equipment چک‌های بانکی Officers Cheques طاق نمایی؛ درصد فراوانی متراکم Ogive اهلین، برتیل Ohlin, Bertile بازار نفت Oil Market حق بهره‌برداری نفت Oil Rights کارتل نفت Oil Ring سهام نفتی Oil Shares تکان نفتی Oil Shock قانون اکان O-Kun's Law مزایای بازنشستگی؛ عواید ایام پیری Old-age Benefits بیمهٔ پیری؛ بیمهٔ کهولت Old-age Insurance بازنشستگی پیری Old-age Pension صندوق بیمهٔ پیری Old-age Pension Fund بازنشستگی پیری و بیمه بازماندگان Old-age Retirement And Survivors Insurance الدلیدی آو تردنیدل؛ پیر بانوی خیابان تردنیدل Old Lady Of Threadneedle Street پول قدیمی Old Money دین درازمدت Old-standing Debt رفتار چند قطبی؛ رفتار انحصار چند قطبی Oligopolistic Behaviour وابستگی چند قطبی؛ وابستگی انحصار چند قطبی؛ به هم وابستگی چند قطبی Oligopolistic Interdependence چند قطبی؛ انحصار چند قطبی Oligopoly چند قطبی خرید؛ انحصار چند قطبی خرید Oligopsony چک عمومی Omnibus Cheque شرط مشمول Omnibus Clause خطر شمول؛ خطر تعمیم Omnibus Risk اختلاط سهام؛ آمیختهٔ سهام؛ همه جور سهام Omnium شرکت سرمایه گذاری همه کاره؛ شرکت همه کارهٔ اوراق بهادار OmniumInvestment Company روبه ترقی On, To Be به حساب؛ در حساب؛ علی‌الحساب؛ نسیه On Account (o/a)  بابت On Account of به شرط On Approval بارنامهٔ کالای در کشتی؛ بارگیری شده؛ «بارنامهٔ در روی عرشهٔ کشتی» "On Board" Bill of Lading آمادهٔ خدمت On Call در بورس On Change مظنهٔ ارزها On Change Table به طور امانی On Consignment هزینهٔ غیرمستقیم On Cost نسیه On Credit در اختیار؛ در دست On Hand بی‌‌درنگ؛ درون خط؛ On-line, Real-time روی تفاوت احتیاطی؛ روی تفاوت سود؛ در مرز؛ در حد فاصل قرار داشتن On Margin در حساب گردش‌دار (دایر) در حساب دایر On Open Account فروشی؛ آمادهٔ فروش On Sale تعلیمات حین کار؛ کارآموزی حین کار On The Job Training در جا؛ جابه‌جا؛ به نقد یا بی‌درنگ؛ فی المجلس؛ نقدا” On The Spot یک محصولی؛ یک آیشی One Crop وام یک روزه One Day Loan اختیار یک روزه One Day Option صنعت یک بنگاهی؛ صنعت تک بنگاهی One Firm Industry بازار بسته؛ بازار زیر نظارت One Man Market کار و کسب یک نفره؛ بنگاه یک نفره One-man Business شرکت یک نفره "One-man" Company سند یک نامی؛ سند با یک امضا؛ سند پشت نویس نشده One-mane Paper تولید سفارشی؛ تولید به سفارش؛ تولید اختصاصی One-off Production قاعدهٔ یک درصد؛ اصل یک درصد One Percent Rule الگوی رشد یک بخشی One Sector Growth Model آزمون یک طرفی One Sided Test آزمون یک دامنه‌ای؛ آزمون یک گوشه‌ای One Tailded Test سهم قابل مطالبهٔ استثنایی One-way Callable Stock اندازه‌های بهرهٔ پرخرج Onerous Rates جریان به جلو؛ ادامه On-stand در حساب دایر On Open Account اجاره بهایی که مستأجر زمین مزروعی به مستأجر جدید می‌پردازد On-flow معوق؛ انجام نشده Onstanding بار خرج؛ تعهد مسئولیت Onus به سوی جلو؛ به طرف جلو؛ حرکت به جلو On-ward حواله کرد O/O اوپک O.P.E.C. صندوق توسعهٔ بین المللی اوپک O.P.E.C. Fund for International Development حساب باز؛ حساب دایر؛ حساب جاری؛ حساب مفتوح؛ حساب واریز نشده Open Account پیشنهاد باز؛ پیشنهاد علنی Open Bid دفتر حساب واریز نشده Open Book Account بیمه نامه‌های عمومی باربری Open Cargo Forms گواهی علنی؛ گواهی واریز نشده Open Certificate چک باز؛ چک نامحدود؛ چک نامخطط Open Cheque تعهدات آشکار؛ تعهدات باز؛ تعهدات علنی Open Commitments رقابت آشکار؛ رقابت علنی؛ رقابت باز Open Competition قولنامه Open Contract شرکت باز؛ شرکت مفتوح؛ شرکت دایر Open Corporation اوراق قرضه با پیمان نامعین و نامحدود Open Covenant Bond بیمه نامهٔ باز Open Cover بیمه نامهٔ پوشش باز "Open Cover" Policy اعتبار نامحدود؛ اعتبار براساس اعتبار شخصی؛ گشایش اعتبار؛ باز کردن اعتبار؛ افتتاح اعتبار Open Credit بازار تنزیل آزاد؛ بازار تنزیل خارج از بانک؛ بازار آزاد تنزیل Open Discount Market دروازهٔ باز؛ درهای باز Open Door سیاست آزاد بازرگانی؛ سیاست درهای باز Open-door Policy اقتصاد باز Open Economy دارای امکانات مختلف؛ مجاز در گرفتن قرضهٔ اضافی؛ دارای آزادی عمل؛ بی‌مقدمه؛ فی‌البداهه Open-end نشر قرضهٔ نامحدود Open-end Bond Issue بودجهٔ نامحدود Open-end Budget شرکت نامحدود Open-end Company قرارداد باز؛ قرارداد نامحدود؛ قرارداد قابل فسخ و تعدیل و نامحدود Open-end Contract اعتبار نامحدود Open End Credit شرکت سرمایه گذاری نامحدود؛ شرکت سرمایه گذاری آزاد؛ شرکت سرمایه گذاری دارای آزادی عمل Open-end Investment Company شرکت امانی سرمایه گذاری آزاد Open-end Investment Trust اجارهٔ نامحدد Open-end Lease رهن آزاد؛ وثیقهٔ قابل تغییر و نامحدود Open-end Mortgage سند قرضهٔ رهن آزاد Open-end Mortgage Bond صندوق تعاونی نامحدود Open-end Mutual Fund واحد امانی نامحدود؛ آزاد؛ امانت نامحدود Open-end Trust سفارش رسمی نامحدود، آزاد Open Indent تورم باز؛ تورم آشکار؛ تورم علنی Open Inflation بهرهٔ آزاد Open Interest اعتبار نامهٔ مفتوح Open-letter Of Crdit روش نامحدود و باز Open Line قرارداد کارگزاری باز Open Listing بازار باز Open Market داراییهای بازار باز Open Market Assets عملیات بازار باز Open Market Operations سیاست بازار باز Open Market Policy خرید بازار باز Open Market Purchase اندازهٔ بهرهٔ بازار باز؛ میزان تنزیل بازار باز Open Market Rate فروش در بازار باز Open Market Sale اوراق بهادار در بازار باز Open Market Securities داراییهای مورد معامله در بازار آزاد Open Market Trading Assets مرهونه آزاد Open Mortgage پیشنهاد باز Open Offer سفارش آزاد Open Order خرید و فروش با صدای بلند Open Outcry بیمه نامهٔ باز Open Policy قیمت فروش رسمی کالا (به شرکتها و جز اینها)؛ قیمت عمومی Open Price موافقتنامهٔ قیمت عمومی Open Price Agreement اتحادیهٔ قیمت عمومی؛ شرکت با قیمتهای روباز و نامحدود Open Price association نظام قیمت عمومی؛ اطلاع دهی قیمت؛ طریقهٔ قیمتهای روباز Open Price System نامهٔ بازرگاین بدون نقطه گذاری Open Punctuation Letter نرخ عمومی؛ نرخ آزاد Open Rate کارخانه آزاد؛ استخدام آزاد؛ عضویت اختیاری Open Shop ذخیرهٔ آزاد Open Stock نظام باز Open System ثبت در دفتر کل به ازای اقلام دفتر روزنامه Open the Books مقدار مجاز خرید Open to Buy گزارش موجودی؛ فروش Open to Buy Report خرید و فروش آزاد؛ معاملهٔ آزاد؛ تجارت آزاد Trade بیکاری آشکار Open Unemployment اتحادیهٔ آزاد Open Union ماندهٔ افتتاحی؛ مانده آغاز دوره Opening Balance ترازنامه به آغاز کار Opening Balance Sheet بانک بازکنندهٔ اعتبار؛ بانک وارد کنندهٔ کالا؛ بانک گشایش اعتبار Opening Bank سرمایهٔ اولیه؛ سرمایهٔ تأسیس Opening Capital قلم افتتاحی؛ ثبت آغاز؛ قلم اول حساب؛ ثبت باز کردن حسابها Opening Entry قیمتهای آغاز کار؛ قیمتهای گشایشی؛ قیمتهای شروع Opening Prices ذخیرهٔ در آغاز دورهٔ اجرا Opening Stock تراز آغاز Opening Trial Balance حسابهای درآمد و هزینه Opening Accounts برگشت دارایی فعال؛ برگشتی دارایی بهره‌برداری Opening Asset Turnover داراییهای بهره‌برداری؛ داراییهای فعال؛ داراییهای عملیاتی Opening Assets بودجهٔ عملیاتی؛ بودجهٔ بهره برداری؛ بودجهٔ عملکرد Opening Budget کار و کسب بهره برداری؛ بنگاه دایر؛ کار و کسب دایر Opening Business منحنی خصوصیت عملی Opening Characteristic Curve شرکت فعال Opening Company نظارت عملیات Opening Control هزینهٔ بهره‌برداریگ هزینهٔ عملیاتی؛ هزینهٔ متغیر Opening Cost نسبت هزینهٔ بهره‌برداری Opening Cost Ratio دور بهره‌برداری؛ دور عمل؛ دورهٔ عملکرد Opening Cycle تأثیر عملیات Opening Effectiveness کارآیی عملی Opening Efficiency هزینه‌های عملیات انتفاعی؛ هزینه‌های عملکرد؛ مخارج عملیاتی؛ مخارج بهره‌برداری Opening Expenses تدارک عملیاتی Opening Gearing درآمد عملیاتی؛ درآمد بهره برداری Opening Income دفتر عملیات Opening Ledger وسیلهٔ عمل Opening Leverage زیان عملکرد؛ زیان کارکرد؛ زیان عملیاتی؛ زیان بهره‌برداری Opening Loss روشهای اداری؛ روشهای عملیاتی Opening Practices سود عملیاتی (در ایالات متحد)؛ سود کارکرد Opening Profit نسبت بهره‌برداری؛ نسبت استفاده از ظرفیت؛ نسبت مقدار تولید فیزیکی به ظرفیت فیزیکی Opening Rate نسبتهای بهره‌برداری؛ نسبتهای عملکرد؛ نسبتهای عملیاتی؛ ضریب عملیاتی Opening Ratios گزارش داخلی عملیات Opening Reports اندوختهٔ عملیات؛ اندوختهٔ داراییها Opening Reserve نتایج عملیات (سود و زیان)؛ درآمد عملیات Opening Results دخل ناویژه؛ دخل ناخالص حاصل از عملیات؛ دریافتی عملیاتی Opening Revenue گزارش کارکرد؛ گزارش عملیاتی؛ صورت حساب سود و زیان Opening Statement تراز آزمایشی بهره‌برداری؛ تراز آزمایشی عملیاتی Opening Trial Balance عمل Operation تحقیق عملیاتی Operational Research درآمد عملکرد؛ درآمد کارکرد؛ درآمد عملیات Operations Income تحقیق عملیاتی؛ بررسی مسائل سازمان Operations Research گرداننده؛ مجری؛ متصدی فنی؛ عمده فروش سهام Operator مطلوبیت Ophelimity زحمت؛ از کار در آری؛ تهیهٔ کاری با زحمت؛ صنعت؛ صنعتکاری؛ قطعهٔ کار مصنوع Opifice صنعتگر، کارگر؛ سازنده؛ صانع Opificer عقیدهٔ بانکدار؛ نظر بانکدار؛ رأی بانکدار؛ نظریهٔ بانکداران Opinion, Banker's صورت اطلاعات Opinion List تحقیق آراء؛ تحقیق نظرها OpinionResearch مصلحت بینی؛ این الوقتی؛ سیاست اقتصادی ابن الوقتی؛ استفاده از موقع ؛ فرصت طلبی Opportunism هزینهٔ فرصت؛ هزینهٔ اکر Opportunity Cost نگرش به تجارت بین‌المللی بر پایهٔ هزینهٔ فرصت Opportunity Cost, Approach To international Trade هزینهٔ فرصت داراییهای پولی Opportunity Cost of Mony Holdings منحنی فرصت Opportunity Curve خط فرصت مناسب Opportunity Line موقعیت سرمایه‌گذاری؛ امکانات سرمایه‌گذاری؛ فرصت سرمایه‌گذاری Opportunity To Invest طرف مقابل یک حساب Opposite Side Of An Account مخالفت با وام Opposition To Debt وضع‌های بهینه Optima به صورت بهینه Optimal گنجایش بهینه؛ ظرفیت بهینه Optimal Capacity توزیع بهینه Optimal Distribution سطح بهینهٔ آلودگی Optimal Level of Pollution بهینگی Optimality بهینه کردن Optimalize بهینه سازی؛ بهینه گردانی Optimization بهینه سازی گزینش تصمیم Optimization Choice of Decision فلسفهٔ خوش بینی؛ تمایل به حسن تعبیر وقایع؛ فلسفهٔ Optimism نیک بینی؛ فلسفهٔ برتری نیکی بر بدی؛ خوش بینی گرایی ضابطهٔ خوش بینی Optimism Criterion مکتب خوش بینان؛ خوش بین Optimist مکتب اقتصاد خوش بین Optimist School of Economics بهینه Optimum تخصیص بهینهٔ منابع Optimum Allocation of Resources قیمت بهینهٔ جایگزین Optimum Fall-back Price بنگاه بهینه Optimum Firm بهینهٔ بهینه‌ها Optimum Optimorum محصول بهینه؛ مقدار تولید بهینه؛ بازدادهٔ بهینه Optimum Output اندازهٔ بهینهٔ کارخانه؛ بزرگی بهنهٔ ماشین Optimum Plant Size جمعیت بهینه Optimum Population وضع بهینه در ترکیب دارایی اسنادی؛ ترکیب بهینهٔ دارایی اسنادی Optimum Portfolio Composition اندازهٔ بهینه یک مقدار؛ اندازهٔ بهینه کالا برای فروش Optimum Size Lot تعرفهٔ بهینه Optimum Tariff دورهٔ بهینهٔ کار Optimum Work Period اختیار؛ انتخاب؛ اختیار معامله؛ اختیار خرید سهم؛ آزادی انتخاب Ootion بازار معاملات اختیاری Ootion Bargin قرارداد اختیار؛ قرارداد حق انتخاب Ootion Contract روز پاسخ جایزه Ootion Day عملایت سفته بازی روی ترقی سهام Ootion Deal معاملات اختیاری؛ معاملات انتخابی Ootion Dealings پول اختیاری؛ پول علی‌الحساب Ootion Money (On A Property) سفارش اختیاری؛ سفارش با جایزه (ترقی سهم) به خریدار (در بورس) Ootion Ofder قیمت پایهٔ جایزه؛ ترقی سهام (در بورس)؛ قیمت اختیاری (در بورس) Ootion Price سهم یا جایزهٔ سهم اختیاری Ootion Stock (Stock On Option) اختیار دو برابر کردن Ootion To Double سند قرضهٔ اختیاری Ootional Bond سرمایهٔ اختیاری Ootional Capital مصرف اختیاری Ootional Cousumption تاریخ اختیار Ootional Date سود سهمی اختیاری؛ فایدهٔ اختیاری Ootional Dividend اختیار Options باز نسیه؛ بازار اختیاری Options Market ثروتمندی؛ توانگری؛ تمول؛ وفور؛ سرشاری Opulence جامعهٔ توانگری؛ جامعهٔ وفور Opulence Society توانگر؛ متمول؛ دولتمند؛ مالدار؛ فراوان؛ وافر؛ سرشار Opulent «به اثر فوق مراجعه شود»؛ نقل از کتاب فوق Opus Citatum سفارش؛ حواله؛ حواله کرد؛ نظم؛ سبک؛ فرمایش؛ سلسله مراتب طرز روش؛ برات؛ ترتیب؛ نظام؛ سفارش Order انواع سفارش Order, Types Of برات حواله کرد Order Bill برات حوالهٔ ارزی؛ برات حواله کرد ارزی Order Bill of Exchange بارنامهٔ انتقال پذیر Order Bill of Lading دفتر سفارش Order Book خریدار سفارش Order Buyer خرید سفارش؛ سهمیه‌بندی خرید؛ حوالهٔ خرید Order Buying چک حواله کرد Order Cheque سند حواله کرد Order Document حکم تملیک Order for Foreclosure حوالهٔ سفارش؛ برگهٔ چاپی سفارش؛ اعلامیهٔ سفارش؛ صورت سفارش Order Form «برات به حواله کرد» "Order Paper" دستور خرید Order to Purchase مقیاس ترتیبی Ordinal Seale مطلوبیت ترتیبی Ordinal Utility نظریهٔ مطلوبیت ترتیبی Ordinal Utility Theory ترتیب گرایی Ordinalism پرداخت آخر دوره Ordinary Annuity اقساط برای تشکیل سرمایه Ordinary Annuity Certain فدارایی عادی Ordinary Asse خسارت عادی کشتی Ordinary Average صورت قیمت؛ برگهٔ تجاری Ordinary Bill (Trade Paper) استهلاک عادی Ordinary Depeciation تنزیل عادی Ordinary Discount سود سهمی عادی Ordinary Dividend درآمد عادی Ordinary Income بهرهٔ عادی؛ بهره به مأخذ سال سیصد و شصت روز؛ بهرهٔ ساده Ordinary Interest کمترین مربعات عادی Ordinary Least Squares بیمهٔ عادی زندگی Ordinary Life Insurance نشانه‌های عادی؛ علایم عادی Ordinary Brands طلبکار عادی Ordinary Creditor قرض عادی؛ دین عادی Ordinary Debt شریک فعال Ordinary Partner شرکت تضامنی Ordinary Partnership Company اجارهٔ عادی؛ کرایهٔ عادی Ordinary Rent صاحب سهم عادی؛ سهامدار عادی Ordinary Shareholder سهام عادی؛ دسته سهم عادی Ordinary Shares سهم عادی (به معنای اعم)؛ سهام عادی Ordinary Stock رأی گیری عادی Ordinary Voting عرض؛ محور عرضها Ordinate ترکیب سازمانی سرمایه؛ ترکیب ذاتی سرمایه؛ ترکیب اندامی سرمایه Organic Composition of Capital مکتب سازمانی؛ مکتب اندامی Organic School نمودار سازمانی Organigramme سازمان؛ تشکیلات؛ ترکیب؛ تنظیم Organization موازنهٔ سازمانی Organization Balance نمودار سازمانی Organization Chart هزینهٔ تأسیسگ هزینهٔ سازمان Organization Cost قابلیت انعطاف سازمان؛ انعطاف پذیری سازمان Organization Flexibility سازمان همکاری اقتصادی و توسعه Organization for Economic Cooperation and Development (O.E.C.D.) سازمان همکاری اقتصادی اروپا Organization for European Economic Cooperation سازمان وحدت افریقا Organization of African Unity سازمان کشورهای آمریکایی Organization of American States سازمان کشورهای عرب صادرکنندهٔ نفت Organization of Arab Petoleum سازمان کشورهای صادرکنندهٔ نفت Organization of Petroleum Exporting Countries برنامهٔ سازمان؛ نقشهٔ سازمان Organization Plan سستی سازمانی؛ ضعف سازمانی Organizational Stack ثبت سازمان Organizational Stability واحد سازمانی Organization Unit بورس متشکل؛ بورس سازمان یافته Organized Exchange کار سازمان یافته Organized Labour بازارهای سازمان یافته؛ بازارهای متشکل؛ بازارهای سازمان‌دار Organized Markets انحصار سازمان یافته ؛ انحصار متشکل Organized Monopoly تعیین جهت؛ جهت یابی؛ راهنمایی Orientation مبداء؛ منشاء؛ بنیاد؛ سرچشمه؛ خاستگاه؛ اصل؛ آغاز Origin مبداء مختصات Origin of Co-ordinates دورهٔ مبداء؛ دورهٔ مأخذ Origin Period برات اصل Original Bill سرمایهٔ اولیه؛ سرمایهٔ اصلی Original Capital قیمت خرید؛ هزینهٔ اولیه؛ بهای اولیه Original Cost معیار هزینهٔ اولیه Original-cost Standard نظریه هزینهٔ اصلی تعیین نرخ Original Cost Theory of Rate Making اسناد اصل؛ اسناد اولیه؛ اصل مدارک Original Documents ثبت اولیه Original Entry هزینهٔ اصلی؛ مخارج نخستین Original Expenditure کالاهای اصلی Original Goods صورت حساب اصلی Original Invoice سهام تأسیسی؛ سهام اولیه Original-issue Stock قبض اصلی؛ رسید اصلی Original Receipt تولیدکنندگان اصلی؛ تولیدکنندگان اولیه Original Producers ارزش اصلی Original Value بانک صادرکنندهٔ اعتبار Originating Bank نادر؛ اتفاقی؛ کمیاب؛ تصادفی؛ متفرقه؛ بیکاره؛ در حال فراغت؛ غیرمسئول Orra, Orrow شغل اتفاقی Orra Job ساعات بیکاری Orra Hours عمله Orra man مکتب جزمی؛ مکتب فربودگرایی؛ مکتب بنیادگرایی Orthodox School منحنیهای متعامد Orthogonal Curves رویه‌های متعامد Orthogonal Surface غیرموجود؛ ناموجود؛ کالای تمام شده O/S نوسان کردن؛ نوسان داشتن؛ تغییر کردن Oscillate نوسان؛ حرکت نوسانی Oscillation بقیهٔ حسابها؛ حسابهای متفرقه "Other Accounts" داراییهای دیگر Other Assets دیگر داراییهای سرمایه‌ای Other Capital Assets دیگر سپرده‌های دیداری Other Demand Deposits «سایر سپرده‌ها» "Other Deposits" خرج یا درآمد دیگر Other Income or Expense سایر مواد بیمه؛ دیگر شرایط بیمه Other Insurance Clause دیگر بدهیها و سودهای سهمی متعلقه Other Liabilites and Occrued Dividends دیگر چیزها همان سان بمانند Other Things Being Equial اوگوئیا، واحد پول کشور موریتانی Ouguiya اونس برابر با ۲۸/۳۴۹۵ گرم و ۱/۱۶ رطل یا پوند Ounce مدت بیکاری و افتادن از استفاده؛ مدت افتادن از حیز انتفاع؛ مدت عدم استفاده Outage هزینهٔ مدت عدم استفاده Outage Cost پیشنهاد بیشتر دادن؛ نرخ بیشتری پیشنهاد کردن Outbid برگ خروج سند Out Card عضو تسویهٔ حساب (بانک)؛ عضو پایاپای؛ عضو تصفیهٔ حساب Out Clearer پایاپا کردن محاسبات بانکی؛ ارسال چک و برات به بنگاه مخصوص برای تسویه؛ پایاپای کردن حسابها Out-clearing حاصل؛ نتیجهٔ صدور؛ محصول Out-come جارچی؛ منادی Out-crier حراج؛ مزایده؛ فریاد حراجی؛ تبلیغ فروش؛ جار Out-cry بازار جارچیها؛ بازار حراجی Out-cry Market کار خارج از دور Out-cycle Work از خارج؛ بروات خارجی Out-draft برات عهدهٔ خارجه؛ برات وارده Out-draught «هفت تای خارجی» "Outer Seven" خروج سرمایه Out Flow of Capital سبقت گرفتن؛ تجاوز کردن؛ تندتر رفتن؛ کاری را به حد افراط کردن Outgo راه دور؛ هزینه؛ مخارج Outgo مخارج؛ هزینه‌ها Outgoings اعتصاب غیرقانونی Out Law Strike پرداخت نقدی؛ هزینه؛ خرج؛ پرداخت؛ قیمت نقدی کالا و خدمات؛ خرج Outlay منحنی یا خط پرداخت؛ مرز پرداخت Outlay Contour of Curve پرداخت سرمایه‌ای Outlay or Capital Outlay مالیات بر مخارج افراد Outlay Tax بازار فروش؛ فروشگاه؛ دکان Outlet دور افتاده Outlier نادرست؛ غلط Out of Adjustment منسوخه؛ قدیمی؛ از پسند روز افتاده؛ از رواج افتاده مربوط به روزگاران گذشته؛ از موقع گذشته Out-of-date چک تاریخ گذشته Out-of-date Cheque هزینه‌های متغیر نقدی و فوری Out-of-pocket Costs بیرون از رده؛ از رده خارج Out-of Stock بیکار Out-of Work بازداده؛ ستده؛ مقدار تولید؛ محصول Output بودجه بندی تولید Output Budgeting هزینهٔ محصول؛ هزینهٔ ستانده؛ هزینهٔ بازداده Output Cost میزان تولید؛ میزان محصول؛ میزان بازداده Output Rate ماندهٔ کل بر پایهٔ نقدینگی Overall Balance on Liquidity Basis مصرف کل Over-all Consumption شاخص‌های کلی Over-all Indexes کم و زیاد Over and Short حساب معوق Over and Short Account اضافه نرخ؛ افراط در مالیات بندی Over Assessment شمار مفرط بانک‌ها؛ توسعهٔ افراطی شمار بانک‌ها Over Banking اضافه پیشنهاد؛ پیشنهاد اضافه Overbid گران کردن Overbid خرید افراطی؛ خرید زیادهگ خرید زاید Over-bought ظرفیت زاید؛ اضافه ظرفیت Over-capacity سرمایه‌ای کردن افراطی Over-capitalization (سرمایه شرکتی را) بیش از اندازهٔ واقعی آن برآورد کردن Over-capitalize سرمایهٔ زیادی؛ زیادتی سرمایه Over-capitalized تصدیق زاید؛ گواهی اضافی Over-certification بار هزینهٔ زاید؛ اضافه بار؛ اضافه هزینه؛ زیادستانی؛ برق زیادی Overcharge مالیات بندی اضافی؛ زیاد بار کردن؛ زیاد مطالبه کردن Overcharge بنگاههای زیر سلطه Over-controlled Firms محصول اضافی Over-crop نظام غیرممکن؛ دستگاه غیرممکن Overdetermined System توسعه و عمران زیادی یافتن Overdevelop حواله بیش از سپرده؛ حوالهٔ زاید؛ حوالهٔ بی‌محل و اعتباری؛ اضافه برداشت Overdraft بیش از اعتبار حواله کردن؛ بیش از دارایی حواله کردن Overdraw حساب بی‌محل Overdrawn Account از سررسید گذشته (در مورد برات و جز این)؛ منقضی؛ موعد گذشته Overdue برات سررسید گذشته Overdue Bill برات موعد گذشته Overdue Draft کالاهای تحویل نشده Overdue Goods اخطار دیر کرد Overdue Notice کارگران اضافی؛ کارگر اضافه استخدام Over-employed Workers گواهی اضافه پرداخت Over-entry Certificate برآورد زیادی؛ اضافه ارزیابی؛ تخمین زیادی Overestimate زیاده برآورد کردن؛ بیش از اندازه واقعی ارزش گذاشتن؛ بیش از اندازهٔ تخمین زدن Overestimate تمدید زاید؛ تمدید زیادی Overextended زیاد بار کردن؛ زیادی کرایه گرفتن Overfreight بار اضافی؛ کرایه اضافی Overfreight اشتغال در وضع اشباع؛ اشباع اشتغال؛ پرکاری Over-full Employment اضافه تبدیل؛ اضافه جایگزینی Overfunding پیاده کردن (برای تعمیر)؛ کاملا تعمیر کردن؛ از هم سوا کردن؛ پیاده کردن و از نو سوار کردن؛ سراسر بازدید کردن Overhaul هزینهٔ عمومی؛ هزینهٔ بالاسری؛ هزینهٔ غیرتولیدی Overhead هزینه‌های عمومی؛ هزینه‌های غیرتولیدی؛ هزینه‌های سرشکن Overhead Charges هزینهٔ ثابت؛ هزینهٔ عمومی Overhead Cost مخارج عمومی؛ مخارج بالاسری Overhead Expenses قیمت مقاطعه‌ای Overhead Price نسبت هزینه‌های سرشکن Overhead Rate هزینهٔ بالاسری Overheads اقتصاد دو آتشه Overhead Economy شناسایی اضافی؛ اضافه تشخیص Overidentification بیمهٔ اضافه ؛ بیمهٔ اضافه و میزان زیان ممکن Overinsurance بیمهٔ زیادی Over-insurance سرمایه گذاری افراطی؛ سرمایه گذاری زاید؛ افزون سرمایه گذاری Overinvestment نظریهٔ اضافه سرمایه گذاری دور تجاری Overinvestment Theory of The Trade Cycle قیمت گذاری زیادی؛ اضافه قیمت گذاری Overinvoicing زیاده نشر کردن؛ اضافه انتشار دادن؛ اضافه بر اعتبار نشر دادن Overissue نشر زیاده Overissue دین مشترک؛ قرض مشترک؛ بدهیهای همزمان Overlapping Debt بیمهٔ متداخل؛ بیمهٔ شامل ؛ بیمهٔ همزمان و مصادف هم Overlapping Insurance اعتبارات فوق‌العاده؛ اعتبارات اضافی Overlines بار زیاد سنگین؛ بار اضافی و سنگین Overload اضافه بارگیری کردن Overload اقتصاد تورمی؛ اقتصاد زیر فشار افراطی؛ اقتصاد زیر اضافه بار Overloaded Economy اضافه بارگیری Overloading سند قرضه مؤجل Overlying Bond گروی مشترک؛ وثیقه و رهن تحت اختیار Overlying Mortgage اشتغال اضافی؛ اشتغال زاید؛ استفادهٔ نامناسب از نیروی کار Over-manning دلارهای اروپایی یک شبه Overnight Eurodollars وام یک شبه؛ وام برای یک شب Overnight Loan وام یک شبه Overnight Money تافقهای باز خرید یک شبه Overnight Repurchase Agreements علاوه بر یا کمتر از Over Or Under زیاده پرداختی؛ پرداخت زاید Overpaid مزد بیش از استحقاق؛ مزد زاید Overpay زیادتر پرداختن؛ بیش از استحقاق و اندازه جبران کردن Overpay (Overpay For) پرداخت اضافی؛ پرداخت زاید Overpayment اضافه جمعیت؛ جمعیت اضافی Overpopulation زیادی قیمت گذاردن؛ افزون ارزش گذاردن؛ جایزهٔ زیاده تعیین کردن Overprice اضافه قیمت گذاری؛ بیش قیمت گذاری Overpricing بیش از میزان احتیاج تولید کردن؛ تولید به مقدار زیاد Overproduce تولید زاید؛ افراط در تولید؛ اضافه تولید؛ تولید افراطی Overproduction به قیمت زیاد خریدن Over-pruchase گران قیمت گذاشتن؛ زیاد برآورد کردن؛ زیاد قیمت کردن؛ بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن Over-rate ارزش زیادی؛ قیمت زیادی؛ نرخ بیش از میزان معین Over-rate زیاد برآورد کردن؛ زیاد حساب کردن؛ تخمین زیاد زدن Over-reckon اجارهٔ اضافی؛ اجارهٔ بالا؛ اجارهٔ زیاد Over-rent زیاد اجاره دادن؛ اجاره بهای زیاد بر مستاجر تحمیل کردن Over-rent از حدود مأموریت خود تجاوز کردن Override پاداش فوق‌العاده Override کار مزد فوق‌العاده؛ حق دلالی فوق العاده Overrider Commission پیش فروش؛ زایدی؛ پیش فروشی؛ فروش بیش از میزان موجودی Oversale پس‌انداز زاید؛ فزونی پس‌انداز Oversaving نظریهٔ پس‌انداز زاید؛ نظریهٔ پس انداز افراطی Oversaving Theory نظریهٔ پس‌انداز افراطی؛ دور کار و کسب؛ نظریهٔ بیش پس اندازی دور کار و کسب Oversaving Theory Of Business Cycle نظریه پیش پس‌اندازی دور تجاری؛ نظریه پس‌انداز اضافی دور تجاری Over-saving Theory of The Trade Cycle شرکتهای ماوراء بحار؛ شرکتهای خارجی؛ شرکتهای آن سوی دریاها Overseas Companies سرمایه گذاری در ماوراء دریاها؛ سرمایه گذاری در آن سوی دریاها؛ سرمایه گذاریهای خارجی؛ سرمایه گذاریهای ماوراء بحار Overseas Investments بخش آن سوی دریاها؛ بخش ماوراء بحار؛ بخش خارجی Overseas Sector بالاتر گذاری Overshooting (of Exchange Rate) فروش زیادی؛ فروش افراطی Oversold زیاد خرج کردن؛ زیاد مصرف کردن؛ بیش از دخل خرج کردن Overspend نرخهای نقدی ارز؛ نرخهای نقدی مبادله؛ تخفیف مبادلهٔ نقدی Over Spot (Discount)  موجودی اضافی؛ مازاد موجودی؛ اضافه موجودی Overstock 

 

اضافه پذیره‌نویسی Oversubscribe تعهد زاید Oversubscribed نشر با پذیره نویسی اضافی Over-subscribed تعهد اضافی Oversubscription ذخیره زاید؛ موجودی اضافی؛ عرضهٔ اضافی Oversupply مالیات سنگین بستن Over-tax روی پیشخوان؛ در پیشخوان Over The Counter بازار سهام خارج بورس Over-the-counter Market اضافه کار Overtime فوق العادهٔ اضافه کار Overtime Allowance کار کردن در غیر ساعات اداری Overtime Operation Clause حقوق اضافه کار؛ فوق العادهٔ اضافه کار Overtime Pay کار اضافه؛ کار اضافی Overtime Work در تجارت افراط کردن؛ بیش از سرمایه معامله کردن؛ بیش از وسع کالا خریدن Over Trade خرید و فروش افراطی؛ معاملهٔ افراطی Over-trading اضافهٔ بهره برداری؛ استفادهٔ افراطی Over-utilization زاید قیمت گذاردن؛ بیش از ارزش چیزی بر آن قیمت نهادن Overvalue قیمت زیاد؛ اجحاف Overvalue پول گران Over-valued Currency پول قوی Overweight سراسر سال Over Year بدهکار بودن؛ بدهی داشتن؛ مدیون بودن؛ مقروض بودن Over اونیسم Owenism مالک شدن؛ دارا بودن؛ مالک بودن؛ صاحب بودن؛ از خود دانستن Own کارگر مستقل Own Account Worker اندازهٔ بهرهٔ داخلی؛ میزان بهرهٔ داخلی Own Rate Of Interest اندوخته‌های مورد تملک؛ اندوخته‌های موجود Owned Reserves مالک؛ صاحب؛ مالک قانونی Owner حقوق صاحبان سهام Owner Equity مدیر مالک Owner-manager سرمایه؛ مایملک شرکا؛ مابه‌التفاوت دارایی و بدهی Owner's Equity بیمهٔ مسئولیت حقوق متصرفان، مالکان و مستأجران Owners, Landlords and Tenants' Liability Policy خطر احتمالی مالک Owner's Risk (O/R) مالکیت Ownership مالکیت و مدیریت Ownership And Management مطالبات ناشی از مالکیت Ownership Claims خدمت ساختمانهای مسکونی Ownership of Dwellings فایدهٔ مالکیت؛ مطلوبیت مالکیت Ownership Utility اونس Oz پاتاکا، واحد پول ماکائو، نشانهٔ ‍Pataca است P پولا، واحد پول بوتسوانا، نشانهٔ Pula است P پزو، واحد پول فیلیپین، نشانهٔ Pesoj P پاآنگا، واحد پول کشور تونگا Pa' anga شاخص پاشه Paasche Index شاخص قیمت پاشه Paasche Price Index معیارگذار؛ کارگر نمونه Pace Setter جور کردن Pack محفظه؛ بسته Package واگن عدلهای بار Package Car معامله چکی، معامله یک قلم، معاملهٔ کلی؛ قرارداد یک جا Package Deal مزد بسته‌بندی؛ مزد عدل بندی Package Pay بسته‌بندی Packaging بسته‌بندی، لوازم بسته‌بندی Packing صورت عدل بندی؛ فهرست بسته‌بندی Packing List (The) کاسب دوره‌گرد؛ سوداگر دوره گرد؛ طواف Packman هزینهٔ یک صفحهٔ آگهی Page Rate قاعدهٔ پیج Page Rule مزدور؛ اجیر؛ پرداخت شده؛ نقد؛ نقد شده Paid سرمایهٔ پرداخته شده؛ آوردهٔ شریکها Paid in Capital مازاد پرداخته؛ مازاد پرداختی Paid-in Surplus پیش‌بها؛ مساعده Paid-on Charges اضافات پرداخته شده؛ اضافات واریز شده Paid-up Additions سرمایهٔ واریز شده؛ سرمایه پرداخته شده Paid-up Capital بیمهٔ پرداخته شده؛ بیمهٔ واریز شده Paid-up Insurance بیمه نامهٔ واریز شده؛ بیمه نامهٔ تصفیه شده Paid Up Policy سهم واریز شده؛ سهم تصفیه شده Paid Up Share سهم سرمایه‌ای پرداختی Paid-up Share Capital سهم تأدیه شده Paid-up (or Full-paid) Stock ارزش پرداختی Paid-up Value پایسا، واحد پول پاکستان برابر با یکصدم روپیه Paisa پالگویو، سر رابرت Palgrave, Sir Robert کفهٔ بارگیری Pallet قاعدهٔ پالمر Palmer Rule سود و زیان؛ دخل و خرج P. And Lگروه برگزیده برای مباحثه یا شرکت در مسابقه Panel منابع اطلاعات تجاری Panel سراسیمگی؛ بحران؛ وحشت؛ دلهره Panics داده‌های گروهی Pannel Data سند؛ برات؛ سفته Paper پول کاغذی؛ اسکناس Paper Currency سود کاغذی Paper Profit طلای کاغذی Paper Gold دارایی به صورت اوراق بهادار Paper Holdings پول کاغذی Paper Money پول کاغذی Paper Note سود محتمل الوقوع؛ سود روی کاغذ؛ سود کاغذی Paper Profit سود و زیان کاغذی Paper Profit And Loss نرخ کاغذی؛ نرخ غیرواقعی Paper Rate اوراق بهادار اعتباری Paper Securities پول رایج کشور؛ پول کاغذی غیرقابل تبدیل به طلا یا نقره Paper Standards نوارخوان کاغذی Paper Tape Reader مدارک حق مالکیت؛ مالکیت بر طبق سند Paper Tilles برابری؛ تساوی؛ بهای رسمی اسناد و ضمانت‌نامه‌ها Par پرداخت عین مبلغ چک Par Clearance نرخ برابری ارز؛ نسبت پول در کشور Par Exchange Rate (= Par Of Exchange) بانک همردیف؛ بانک جزء فهرست برابری Par-list Bank نرخ برابری ارز؛ نرخ برابری مبادله؛ نرخ ارز؛ برابر فلزی Par of Exchange ارزش ظاهری؛ ارزش برابر؛ ارزش چاپی Par or Face Value نرخ برابری ارز Par Rate Of Exchange قیمت اسمی؛ بهای اسمی؛ ارزش صوری؛ ارزش اسمی؛ بهای پولی؛ ارزش اسمی سهم یا ضمانت نامه؛ ارزش پشتوانه‌ای پول؛ نرخ برابری Par Value سهام دارای بهای صوری Par-value Stock منحنی سهمی یا شلجمی Parabola سهمی گون Paraboloid بیان ضد و نقیض؛ بیان متناقض؛ گفتهٔ متناقض؛ معما Paradox باطل نمای امساک؛ باطل نمای پس انداز Paradox of Thrift باطل نمای ارزش؛ معمای ارزش Paradox of Value واردات موازی Parallel Import نرخ موازی ارز؛ نرخ ارز موازی Parallel Rate of Exchamge نمونه‌های همتا؛ نمونه‌های موازی Parallel Samples معیارهای مشابه؛ نظام پولی دو فلزی موازی Parallel Standards پارامتر Parameter عدد معلوم پارامتری؛ ثابت پارامتری Parametric Constant روش (وایازی) پارامتری تعدیل فصلی، تطبیق فصلی Parametric (Regression) Method, Seasonal-adjustment آمار پارامتری؛ آمار معمولی Parametric Statisties دسته برات Parcel of Bills توزیع کردن Parcel Out امانت پستی Parcel Post پراکنده سازی ذخیره؛ پخش ذخیره Parcelation of Reserves مهلت؛ تعویق Pardon شرکت اصلی؛ شرکت نظارت کننده؛ شرکت مادر Parent Company مؤسسهٔ اقتصادی اصلی Parent Enterprise مؤسسهٔ اصلی؛ مؤسسهٔ مرکزی Parent House بهینگی پارتویی Paretian Optimality عدم امکان آزادی گرایی پارتویی Paretian Liberal, Impossibility of شرایط پارتو Pareto Conditions ضابطهٔ پارتو Pareto Criterion توزیع پارتو Pareto Distribution بهبود پارتویی Pareto Improvement تاثیرات برونی مربوط به پارتو؛ آثار برونی پارتویی Pareto-externality Relevant سنجش ناپذیری پارتویی Pareto Non-companability توزیع مجدد بهینهٔ پارتویی Pareto-optimal Redistribution بهینهٔ پارتو Pareto-optimum ویلفردو پارتو Pareto, Vilfredo اقنون درآمد پارتو Pareto's income Law قانون پارتو Pareto's Law اندازهٔ پارتویی نابرابری یک توزیع؛ معیار نابرابری یک توزیع پارتویی Pareto's Measure of Inequality of a Distribution موضوع واحد Pari Materia برابر؛ هم درجه؛ هم مقام؛ به طور مساوی Pari Passu «باشگاه پاریس»؛ اتحادیهٔ پاریس Paris Club برابری؛ نسبت Parity مفهوم برابری Parity Concept رقم یا ارقامی که به صورت جزئی از عدد یا کلمه نوشته می‌شود و با در دست داشتن اصل عدد یا کلمه قابل محاسبه و به دست آمدنی باشد Parity Digit, Parity Bit شاخص ترکیبی؛ شاخص برابری Parity Index قیمت برابری Parity Price نظام قیمت برابری Parity Price System نسبت برابری؛ نرخ برابری؛ ضریب برابری Parity Ratio قوانین پارکنیسن Parkinson's Laws شرکت قانونی؛ شرکت مجاز Parliamentary Company قرارداد شفاهی؛ قرارداد زبانی؛ قولنامه Parole Contract اعتبار براساس تعهد پرداخت شفاهی؛ اعتبار براساس قول Parole Credit کارگزار بورس Parquet خست؛ لئامت Parsimony کرایهٔ غیر دربست کشتی Part Cargo Charter بعض حصه‌ای Part Contributory شریک ملک Part Owner سهام یک شرکت که قسمتی از بهای اسمی آن پرداخته شده است Part Paid Shares سهم جزئا” پرداختی Part-paid Stock بیعانه؛ قسط؛ پرداخت علی الحساب Part Payment پرداخت بخشی از وجه برات Part Payment of a Bill حمل قسمتی از کالا Part Shipment کار نیمه وقت؛ کار پاره وقت Part-time Work کارگر پاره وقت؛ کارگر نیمه وقت Part-time Worker قبول نویسی جزئی Partial Acceptance پذیرش بخشی از وجه برات؛ پذیرش محدود برات Partial Acceptance of a Bill تطبیق جزئی؛ تطبیق ناقص Partial Adjustment تحلیل جزئی؛ تحلیل ناقص Partial Analysis همبستگی جزئی؛ همبستگی ناکامل؛ همبستگی خالص Partial Correlation مشتق جزئی Partial Derivative توزیع جزئی Partial Distribution برداشت به دفعات و یا حمل کالا به دفعات Partial Drawings and or Shipments تعادل جزئی Partial (or Particular) Equilibrium تحلیل تعادل جزئی Partial Equilibrium Analysis نظریهٔ تعادل جزئی Partial Equilibrium Theory شرط محدودیت جزئی Partial Limitation Clause زیان جزئی؛ زیان ناکامل؛ خسارت جزئی Partial Loss انحصار جزئی Partial Monopoly چند قطبی ناکامل؛ چند قطبی جزئی Partial Oligopoly علی الحساب Partial Pay پرداخت علی الحساب Partial Payment ضریب وایازی جزئی Partial Regression حمل به دفعات؛ حمل در چند نوبت Partial Shipment جانشینی مصرف Partial Substitution شرکت کننده؛ شریک؛ انبار؛ سهیم؛ مشترک؛ دخیل؛ ذینفع؛ صاحب سهم؛ دارای سهم؛ دارندهٔ سهم Participant شرکت کردن؛ سهیم شدن Participate سند قرضهٔ شریک در نفع؛ سند قرضهٔ مشارکتی Participating Bond سهم ممتاز شریک؛ سهم ممتاز با حق دریافت سود بیشتر؛ سهم سرمایه‌ای مشارکتی Participating Capital Stock گواهی مشارکتی Participating Certificate کشور شریک؛ کشور سهیم Participating Country بیمه مشارکتی Participating Insurance بیمه نامهٔ سهیم؛ بیمهٔ نامهٔ مشارکتی Participating Policy سهم مشارکتی ترجیحی Participating Preference Share سهم ممتاز مشارکتی؛ سهم ترجیحی مشارکتی Participating Preferred Stock سهیم؛ بیمه اتکایی مشارکت Participating Reinsurance شرکت؛ مشارکت؛ انباری؛ دخالت؛ مداخله Participation گواهینامهٔ شراکت Participation Certificate وام مشارکتی؛ وام شرکتی Participation Loan میزان مشارکت؛ نسبت مشارکت Participation Rate خسارت خاص؛ خسارت جزئی Particular Average پرداخت خسارت مخصوص؛ واریز خسارت مخصوص؛ تطبیق خسارت مخصوص Particular Average Adjustment موازنهٔ بازرگانی مخصوص Particular Balance of Trade حق حبس ویژه؛ حق تصرف ویژه Particular Lien مخارج مخصوص بهره‌برداری Particular Operating Expenses شراکت خاص؛ شرکت بازرگانی به صورت تسهیم؛ مؤسسه مشارکتی Particular Partnership جزئیات؛ تفضیلات؛ اشارات؛ اطلاعات Particulars اشخاص ذیربط در برات Parties to Bill of Exchange افراز کردن Partition ناتمام؛ نیمه تمام Partly Finished جزئا” پرداختی Partly Paid (Partly Paid Up) سهام جزئا” پرداختی؛ سهام جزئا” واریز شده Partly Paid Shares انتظارات جزئا” عقلایی Partly Rational Expectations طلبکار جزئا” تضمین شده Partly Secured Creditor شریک Partner شریک صغیر Partner, Infant شریک با مسئولیت محدود Partner, Limited شریک اسمی Partner, Nominal شریک غیرفعال Partner, Sleeping شریک با حساب مشترک Partner in joint Account مشارکت؛ شراکت؛ شرکت؛ شرکت غیرسهامی؛ شرکت تضامنی Partnership شرکت تضامنی Partnership, The شراکت ارادی؛ شراکت اختیاری Partnership At Will دین شراکت؛ قرضهٔ شراکت؛ دین شرکت Partnership Audit سرمایهٔ اجتماعی؛ سرمایهٔ مشارکتی Partnership Capital دین شرکت حرفه‌ای Partnership Debt طرف مقابل؛ طرف قرارداد Party طرف ذینفع Party Concerned (Interested Party ) ذیحق Party Entitled گذر؛ عبور Pass دفترچهٔ حساب پس‌انداز مشتری Pass Book بهای عبور؛ بلیط مسافرت Passage Money ارسال کالا از یک گمرک به گمرک دیگر "Passavant" تراکم نسبی مسافر Passenger Density مسافت مسافرت برحسب میل Passenger Miles چشم‌پوشی از توزیع سود؛ چشم‌پوشی از سود سهمی Passing The Dividend سند قرضهٔ غیرفعال؛ سند قرضهٔ بی‌بهره Passive Bond دین بدون بهره Passive Debt موازنهٔ نامساعد بازرگانی؛ تراز منفی بازرگانی Passive Trade Balance تراست غیرفعال Passive Trust تعویق پرداخت با موافقت قبلی Past Due بروات سررسیده؛ بروات موعد گذشته Past Due Bills چند تکه دستور کار Patch اختراع ثبت شده؛ حق انحصاری اختراع؛ حق ثبت اختراع؛ حق اختراع Patent تجاوز به حق اختراع؛ تخطی نسبت به حق انحصاری Patent Infringement صندوق مشترک انحصار Patent Pooling حقوق اختراع Patent Rights حکومت پدر شاهی Paternalism روش مدیریت پدر شاهی Paternalistic Management Approach سود سهام شرکتهای تعاونی؛ سود سمی خرید Patronage Dividend الگو؛ نمونه؛ طرح Pattern چانه‌زنی نمونه Pattern Bargaining طرح بازده Pattern of Yield کارگر فقیر؛ نیروی کار فقیر Pauper Labour گرو؛ رهن؛ وثیقه Pawn بانک کارگشایی Pawn Bank صاحبان بنگاه رهنی؛ گروگیر؛ وام ده؛ مرتهن Pawn Broker مؤسسه وام (در برابر وثیقه) Pawn-office گروگذار؛ رهن گذار؛ راهن Pawnee گروگذار؛ رهن گذار؛ راهن Pawner (or Pawnor) گروگذاری؛ گرو Pawning بنگاه رهنی؛ بنگاه گروستانی؛ مؤسسه استقراضی؛ اعتبار مربوط به شهرداری Pawnshop دستمزد؛ پولی؛ غیرمجانی؛ با صرفه؛ پرداختنی؛ حقوقی؛ مزد حق الزحمه Pay پرداختن؛ تأدیه کردن؛ کاراسزی کردن Pay مزد به میزان گذشته؛ مزد با عطف به ماسبق Pay, Retroactive انواع پرداخت، وجه مزد، حقوق Pay, Types of براتی را به رؤیت پرداختن Pay a Draft at Sight پرداخت مالیات به هنگام وصول درآمد Pay as You Earn عملکرد یا روش نقدی؛ اصل «پرداخت مالیات پس از دستاورد درآمد» Payas-you-go Basis پس دادن؛ برگردان؛ مسترد داشتن Pay Back معیار برگشت سرمایه؛ معیار بازیافت سرمایه Pay-back Capital Standard روش «استرداد»؛ روش «بازدهی»؛ روش برگشت سرمایه Pay-back Method دورهٔ برگشت سرمایه Pay-back Period دورهٔ بازیافت سرمایه؛ دورهٔ برگشت سرمایه Pay-back Period of Capital سند پرداخت Pay Bill حد بالای مزد Pay Ceiling متصدی پرداخت Pay Clerk روز پرداخت؛ روز تصفیه؛ روز واریز Pay Day نقد دادن Pay Down پرداخت به قدر عایدی؛ پرداخت بازای خدمت P.A.Y.E. تثبیت مزد؛ انجماد مزد Pay Freeze پرداختن؛ تأدیه کردن Pay In دورهٔ بازیافت سرمایه؛ دورهٔ برگشت سرمایه Pay-back Period of Capital مبادلهٔ جنسی؛ پرداخت جنسی Pay in Kind برگهٔ دریافت Pay-in-slip ظرفیت حمل قابل دریافت Pay-load رئیس پرداخت؛ مأمور پرداخت؛ سررشته‌دار؛ رئیس سررشته‌داری Pay Master تصفیه کردن؛ واریز کردن؛ با پرداخت مزد کامل اخراج کردن؛ پرداخت بدهی؛ خود را از ذمهٔ طلبکار رهانیدن Pay-off تسویهٔ حساب؛ پاداش قطعی؛ بازدهی Pay-off ماتریس بازده Pay-off Matrix دورهٔ بازدهی Pay-off Period نقد پرداختن Pay on The Nail خرج کردن؛ دادن؛ پرداختن Pay-out دورهٔ خرج؛ دورهٔ پرداخت Pay-out Period نسبت پاداش قطعی؛ نسبت بازدهی؛ نسبت پرداخت؛ نسبت خرج Pay-out Ratio بازپرداختن Pay Over Agin درنگ در پرداخت؛ مکث در پرداخت Pay Pause صورت دستمزد؛ صورت حقوق: جمع حقوق و دستمزد پرداختنی؛ برگهٔ پرداخت؛ سیاههٔ حقوق؛ دفتر پرداخت؛ حقوق بگیران Pay-roll کارت حقوق Pay-roll Card سرشکن کردن حقوق پرداختی بر قسمتهای مختلف؛ ثبت حقوق پرداختی در حسابهای مربوطه Pay Roll Distribution دفتر بزرگ پرداخت Pay-roll Leder اوراق حقوق Pay-roll Records آمار صورت حقوقی Pay Roll Statistics مالیات بر مزد؛ مالیات بر حقوق یا دستمزد Pay Roll Tax صورت حقوق Pay Sheet برگهٔ رسید دستمزد؛ بیجک Pay Slip (Receipt) پرداختن قرض؛ برائت ذمه حاصل کردن Pay Up پرداخت کامل وام Pay Up in Full قابلیت مطالبه؛ قابلیت پرداخت Payability پرداختنی؛ دادنی؛ قابل پرداخت؛ واجب الاداء؛ پرداخت کردنی Payable بدهی عندالمطالبه Payable on Demand Debt قابل پرداخت در وجه حامل Payable to Bearer قابل پرداخت به حواله کرد Payable to Order پرداخت مالیات همزمان با دریافت درآمد Paye مؤدی الیه؛ گیرندهٔ وجه Payee مؤدی؛ دهندهٔ وجه Payer پرداخت کننده Paying بازپرداخت؛ استرداد Paying Back بانک پرداخت کننده Paying Bank صندوق پرداختها Paying Counter پرداخت؛ تأدیه Paying In برگهٔ پرداخت وجه به بانک "Paying-in-slip" از گرو درآوردن Paying Off a Mortgage بازپرداخت طلبکاران؛ استرداد وام به طلبکاران پس دادن وام طلبکاران Paying Off Creditors پرداخت مجدد Paying Over Again تحویلدار پرداخت Paying Teller برائت از دین؛ پرداخت بدهی Paying Up پرداخت Payment تراز پرداختها Payment, Balance of وسایل پرداخت Payment, Means of شرایط پرداخت Payment, Terms of موافقتهای پرداخت PaymentAgreements برات پرداختی Payment Bill پرداخت کار فردی؛ پرداخت به نسبت تولید؛ پرداخت در برابر نتایج Payment-by-results پرداخت دوستانهٔ وجه برات واخواستی Payment for Honour Supra Protest اختلاف پرداخت و دریافت Payment Gup پیش پرداخت Payment in Advance پرداخت جزء جزء؛ پرداخت به مبلغ کوچک Payment in Driblets پرداخت (برات) در سررسید موعد Payment in Due Course پرداخت غیرپولیگ پرداخت غیرنقدی؛ پرداخت جنسی Payment in Kind پرداخت به جای مرخصی؛ خرید مرخصی Payment in Lieu of Leave پرداخت علی الحساب Payment on Account پرداخت خسارت Payment of Claim نظام پرداختها Payment Mechanism حواله ارزی Payment Order پرداخت پس از واخواست Payment Supra Protest پرداخت تحت تضمین Payment Under Reserve سند پرداخت Payment Voucher پرداخت به عوامل تولید Payments To Factors of Production اصطلاح عامیانه برای پول Payola مادهٔ الحاقی به سود پرداخت کننده Payor Benefit Rider درصد P.Cبسته P.C.L. حق جلوگیری مسالمت آمیز از کار "Peaceful Picketing" منتها درجه؛ حداکثر؛ بالاترین نقطهٔ یک منحنی Peak ظرفیت تقاضای حداکثر Peak Demand Capacity بار حداکثر؛ ظرفیت حداکثر بار Peak Load قیمت گذاری بیشینهٔ بار؛ قیمت گذاری حد نصاب بار؛ قیمت گذاری ظرفیت بیشینهٔ بار Peak-load Pricing محصول بیشینه؛ تولید حد نصاب؛ بیشترین تولید Peak Output تقاضای نیروی کار در دورهٔ حد نصاب Peak-period Labour Demand طریقهٔ منحنی پیرسن Pearson's Curve System نهضت دهقانان؛ جنبش دهقانان Peasant Movement دهقان خرده مالک Peasant Property-holding اختلاس؛ دستبرد در مال دولت Peculation نقدا”؛ به طور نقد Pecuniarily پولی؛ نقدی؛ مالی؛ جریمه‌دار؛ بابت جریمه؛ پول Pecuniary سود هر معامله Pecuniary Benefit مضیقه‌های مالی Pecuniary Difficulties مبادلهٔ نقود؛ مبادلهٔ مبتنی بر پول؛ تجارت پولی Pecuniary Exchange اقتصاد خارجی پولی Pecuniary External Economy جریمهٔ نقدی Pecuniary Punishment دوره گرد؛ دستفروش؛ خرده فروش؛ میوه فروش دوره گرد؛ پیله‌ور Peddler بارکش پیله‌ور Peddler Car خرده فروشی؛ دوره‌گردی؛ طوافی؛ جنس بنجل فروشی؛ پیله‌وری Peddlery دستفروش؛ دوره گرد؛ پیله‌ور Pedlar دوره گردی؛ دستفروشی؛ طوافی؛ خرده ریز؛ خرت و پرت؛ پیله‌وری Pedlary قانون پیل Peel's Act بازبینی؛ حسابرسی مجدد Peer Review تثبیت؛ تعیین Peg تثبیت کردن؛ تعیین حدود کردن؛ ثابت نگاه داشتن Peg مزد اساس؛ نرخ تثبیت Peg Point نرخهای ارز تثبیت شده؛ نرخهای تثبیتی ارز Pegged Rates of Exchange تثبیت قیمت؛ قیمت بازار را ثابت نگهداشتن؛ اقدام به تثبیت Pegging تثبیت نرخ ارز "Pegging" Exchange Rate قیمت تثبیتی "Pegging" Price مال دنیا؛ جیفهٔ دنیایی؛ پول؛ مال حرام؛ مال دزدی؛ استفادهٔ نامشروع Pelf تعقیب جزایی Penal Prosecution غرامت مقطوع Penalty Agreed Beforehand سند غرامت "Penalty Bond" شرط غرامت Penalty Clause نسبت جریمه؛ Penalty Rate به هنگام مرافعه؛ جریان محاکمات Pendente Lite قیمت گذاری نفوذی Penetration Pricing پنگو Pengo بانک سپردهٔ پنسی Penny Bank سهام کم ارزش Penny Stocks حقوق بازنشستگی Pension صندوق بازنشستگی Pension Funds طرح بازنشستگی؛ برنامهٔ بازنشستگی؛ نقشهٔ بازنشستگی Pension plan صندوق مشترک؛ اتحادیهٔ صندوق بازنشستگی Pension Pool اندوختهٔ بازنشستگی؛ Pension Reserve طرح بازنشستگی Pension Scheme مشمول بازنشستگی Pensionable تقاضای مهار شده Pent-up Demand ما قبل آخر؛ یکی به آخر مانده Peuult ما قبل آخر؛ یکی به آخر مانده Penultimate استفاده از زندانیان برای کارهای مقاطعه کاری Peonage بانک خلق چین People's Bank of China سرمایه داری خلقی؛ سرمایه داری مردمی People's Capitalism برنامه ریزی سیاسی و اقتصادی؛ برنامه گذاری سیاسی و اقتصادی P.E.P. اجارهٔ اسمی Peppercon Rent از قرار؛ در؛ هر؛ فی Per سالانه؛ در سال Per. Ann سرانه؛ در نفر؛ از قرار یک نفر Per Capita درآمد سرانه Per Capita Income درصد (%) Per Cent صد یک؛ درصد Percentile برعکس؛ از طرف دیگر Per Contra ماندهٔ موازنه با طرف دیگر حساب Per ContraItem به حکم دادگاه Per Curian روزانه؛ از قرار؛ به قرار روزی؛ در روز Per Diem در ماه؛ ماهی Per Mensem برحسب نیمه و همه Per My et Per Tout به جای؛ از جانب Per Pro برحسب درجات؛ برحسب شاخه‌ها Per Stripes درصد؛ صدی چند Percentage نقصان به صورت درصد؛ توزیع درصدی Percentage Depletion توزیع به صورت درصد؛ توزیع درصدی Percentage Distribution اجارهٔ صدی چند؛ اجارهٔ درصدی Percentage Lease درصد حسابهای بدهکاران؛ چند درصد حساب بدهکاران Percentage of Accounts Receivable درصد نرخ رشد سرمایه‌گذاری Percentage of Growth of Investment طریقهٔ چند درصد دخل؛ روش درصدی دریافتی Percentage of Revenue Method درصد فروش؛ چند درصد فروش Percentage of Sales صورت نسبت‌ها Percentage Statement صد یک Percentile پرچ Perch رقابت کامل Perfect Competition کشش ناپذیری کامل؛ بی‌کششی کامل Perfect Inlasticity اطلاعات کامل Perfect Information بازار کامل Perfect Market انحصار کامل Perfect Monopoly چند قطبی کامل Perfect Oligopoly هزینهٔ معیاری کامل Perfect Standard Cost تقاضا (یا عرضه) کاملا” با کشش Perfectly Elastic Demand (or Supply) قابل جانشینی کامل؛ کاملا” جانشین پذیر Perfectly Substitutable سوراخ کردن؛ منگنه کردن Perforate عمل سوراخ سوراخ کردن Perforation منگنه با سوراخ Perforator (for Cheque) انجام دادن؛ کردن؛ به جا آوردن؛ اجرا کردن Perform اندازه گیری عملکرد؛ اجرا؛ ایفاء؛ کارکرد؛ بازده Performance ارزیابی عملکرد؛ ارزیابی کیفیت کار Performance Appraisal ضمانت‌نامهٔ حسن اجرای کار؛ ضمانت‌نامهٔ حسن انجام کار؛ ضمانت‌نامهٔ حسن اجرای قرارداد Performance Bonds بودجهٔ عملیاتی Performance Budget بودجهٔ بر طبق عملیات؛ بودجه بندی عملیات Performance Budgeting شرح ماجرا Performance Data تضمین اجرایی Performance Guarantee شاخص‌های اجرایی Performance Parameters سنجش طرز اجرای کار Performance Rating نسبت اجرای عملیات؛ ضریب اجرای کار Performance Ratio بررسی نحوهٔ اجرای کار Performance Review نمونه‌گیری عملکرد؛ نمونه‌برداری از طرز اجرای کار Performance Sampling واحد خدمت Performing Unit نقطهٔ خطر؛ نقطه مخاطره Peril Point خطرات دریایی Perils of The Sea دوره Period تحلیل دوره Period Analysis برات مدت‌دار Period Bill هزینهٔ زمانی؛ هزینهٔ دورهٔ محاسباتی Period Charge هزینهٔ زمانی؛ هزینهٔ دورهٔ محاسباتی Period Cost دورهٔ عمل Period of Availability دورهٔ تولید Period of Production مدت تا این تاریخ Period To Date متناوب؛ دوره‌ای Periodic حسابرسی دوره‌ای Periodic Audit تعهد دوره‌ای Periodic Charge درآمد دوره‌ای Periodic Income پرداخت‌های اقساطی دوره‌ای Periodic Payments گزارش‌گیری دوره‌ای Periodical Reporting در فواصل معین Periodically فرعی؛ پیرامونی Peripheral فاسد شدن؛ ضایع شدن؛ از بین رفتن Perish نابود شدنی؛ ضایع شدنی؛ فاسد شدنی Perishable کالاهای فاسدشدنی؛ کالاهای فساد پذیر Perishable Goods عواید غیرمستمر Perks استمرار؛ دوام؛ همیشگی؛ برقراری؛ ثبات؛ بقاء Permanence دارایی دایمی Permanent Asset شرکت با سرمایهٔ ثابت Permanent Capital Stock Company مصرف دایمی؛ مصرف مستمر Permanent Consumption نقص دایمی؛ درآمد مستمر Permanent Disablement فرضیهٔ درآمد مستمر؛ فرضیهٔ درآمد دایمی Permanent Income Hypothesis سرمایه‌گذاری ثابت؛ سرمایه‌گذاری بلندمدت؛ سرمایه‌گذاری دایمی Permanent Investment پس‌انداز مستمر Permanent Saving فعالیت‌های مجاز غیربانکی Permissible Nonbank Activities شرط تجدید نظر مزد Permissive Wage-adjustment Clause اجازه نامه؛ جواز؛ پروانه Permit کارت پروانه Permit Card تبدیل؛ ترتیب؛ جابه‌جایی Permutation مقرری مادام العمر؛ مستمری عمری؛ مستمری مادام العمر Perpetual Annuity سند قرضهٔ دایمی Perpetual Bond برگهٔ قرضهٔ دایمی Perpetual Debenture بیمهٔ مستمر؛ بیمهٔ دایم؛ بیمهٔ همیشگی Perpetual Insurance صورت دایمی اموال؛ نگهداری حساب اموال؛ موجودی‌گیری دفتر؛ رسیدگی مداوم به موجودی Perpetual Inventoryنظارت از طریق موجودی‌گیری دفتر Perpetual Inventory Basis of Control انبارگردانی مداوم Perpetual Inventory Control روش موجودگیری؛ روش تعیین مانده دفتر Perpetual Inventory Method مقرری دایمی؛ مقرری عمری Perpetuity وکالتا” ؛ به نمایندگی Per Pro مزایا؛ مزایای جنبی؛ درآمد اتفاقی؛ مال غیرقابل توارث؛ درآمد غیرمستمر Perquisites بیمهٔ حوادث Personal Accident Insurance حساب شخصی؛ حساب درآمد و هزینهٔ اشخاص Personal Account تعادل شخصی؛ تعدیل شخصی Personal Adjustment حساب شخص نمایندگی؛ حساب شخصی عاملیت Personal Agency Account حد نصاب بخشودگی مالیاتی؛ تخفیف شخصی؛ کسر مالیاتی شخصی Personal Allowance سرمایهٔ شخصی Personal Capital نمودار کارگزینی Personal Chart چک شخصی؛ چک غیرابنکی Personal Cheque دایرهٔ چک شخصی Personal Cheque Sevice رایانهٔ شخصی Personal Computer مصرف شخصی؛ مصرف فردی Personal Consumption هزینهٔ مصرفی خصوصی؛ هزینهٔ افراد برای مصرف؛ هزینه بابت مصارف شخصی Personal Consumption Expenditure (P.C.) اعتبار شخصی Personal Credit ادارهٔ کارگزینی Personal Department توزیع شخصی؛ توزیع درآمد فردی Personal Distribution توزیع شخصی درآمد Personal Distribution Income اموال منقول؛ اشیاء شخصی؛ اشیاء شخصی جابه‌جا شوند Personal Effects اشیاء شخصی دور از خانهٔ بیمه‌گذار Personal Effects Floater اموال منقول؛ دارایی منقول Personal Estate ارزشیابی کارکنان Personal Evaluation مالیهٔ شخصی؛ مالیهٔ خصوصی Personal Finance شرکت تأمین مالی شخصی Personal Finance Company شرکت هولدینگ شخصی (ایالات متحد) Personal Holding Company درآمد شخصی؛ درآمد افراد حقیقی Personal Income منافع شخصی Personal Interests سرمایه‌گذاری شخصی Personal Investment بدهی شخصی Personal Liability وام شخصی Personal Loan شرکت وام شخصی Personal Loan Company مدیریت شخصی Personal Management شخصیت حقوقی؛ شخصیت صوری Personal Moralis مشاهدات شخصی Personal Observations هزینه‌های شخصی؛ مخارج شخصی Personal Outlays دارایی شخصی؛ مال شخصی؛ مالکیت شخصی؛ اموال منقول Personal Property دارایی شخصی دور از خانهٔ بیمه‌گذار Personal Property Floater مالیات بر اموال شخصی Personal Property Tax خصوصیات فردی؛ لیاقت‌های شخصی Personal Qualifications اندازهٔ جانشینی شخصی؛ نسبت جانشینی کارمندان Personal Rate of Substitution پس‌انداز شخصی؛ پس‌انداز فردی Personal Saving اندازهٔ پس‌انداز شخصی Personal Saving Rate بخش کارکنان Personal Sector فروش حضوری Personal Selling عرضه سرانهٔ کار؛ مطلوبیت خدمت شخصی Personal Service Utility سهم اسمی Personal Share کفیل به عنوان ضامن Personal Surety مالیاتهای شخصی Personal Taxes عشریهٔ شخصی Personal Tithe آموزش نیروی انسانی؛ کارآموزی کارکنان Personal Training ثروت شخصی Personal Wealth دارایی شخصی؛ شخصیت؛ صفات ممیزهٔ شخصیت Personalty تبلیغ با کمک شخصیتهای مشهور Personalty Promotion معرفی صاحب چک؛ شناساندن صاحب حساب Personalization of Cheque چشم‌انداز؛ منظره؛ پیش‌بینی شده؛ در انتظار Perspective ترغیب؛ تشویق؛ اغوا؛ تحریک Persuasion روش ارزیابی و بازبینی طرحها P.E.R.T. متعلقات ملک Pertinent انگیزه‌های خودسر؛ انگیزه‌های تباه Perverse Incentives کوچ خودسر؛ کوچ نابهنجار Perverse Migration هیئت بررسی مخارج عمومی P.E.S.C. پزوتا، واحد پول اسپانیا که به ۱۰۰ سنتیموس تقسیم شده است Peseta پزو Peso بدبینی؛ فلسفهٔ بدبینی Pessimism ضابطهٔ پذیرش، معیار قبولی Pessimism Criterion بانک «نور چشمی» (در ایالات متحد)؛ بانک نازپرورده Pet Bank طلبکار شاکی Petioning Cerditor دلارهای نفتی Petro-dollars بنزین (در انگلیس)؛ نفت خام (در ایالات متحد) Petrol نفت خام؛ نفت Petroleum مالیات عواید نفتی Petroleum Revenue Tax سروویلیام پتی Petty, Sir William خسارت جزئی Petty Average نقد سردست؛ تنخواه گردان جزئی Petty Cash دفترچهٔ نقد جزئی Petty Cash Book در بیمهٔ دریایی، خسارت جزئی، تنخواه گردان جزئی Petty Cash Float مخارج جزئی؛ ریز پیش بها Petty Expenses مسکوک مسی آلمانی به ارزش ۱۰۰ / ۱ مارک Pfennig (Inge) پزو، واحد پول گینهٔ بیسائو، نشانهٔ Peso G. است PG ساکن جامعهٔ اشتراکی Phlansterian فالانستری Phalanstery حمل واهی؛ حمل غیرواقعی Phantom Freight مرحلهٔ پایه؛ دورهٔ تحول و تغییر؛ جنبه؛ وضع Phase وارد عمل کردن؛ در مرحله‌ای وارد کردن Phase نمودار مرحله‌ای Phase Diagram پدیده؛ حادثه؛ عارضه؛ نمود Phenomenon برنامهٔ فیلادلفیا Philadelphia Plan حق سهم فیلادلفیا Philadelphia Stock Right فیلیپس، البام ویلیام هوسگو Phillips, Albam William Houssego منحنی فیلیپس Phillips Curve دارایی ملموس؛ دارایی مادی Physical Asset بودجهٔ غیرپولی Physical Budget سرمایهٔ مادی Physical Capital نظرتهای مادی Physical Controls توزیع مادی؛ توزیع کالایی؛ پخش کالایی؛ حمل و نقل کالا Physical Distribution شواهد عینی؛ دلایل روشن Physical Evidence موجودی انبار؛ موجودی مادی Physical Inventory نظارت بر پایهٔ موجودی‌گیری انبار Physical Inventory Basis of Control روش موجودی گیری مادی Physical Inventory Method عمر خدمت؛ عمر مادی Physical Life بازار مادی؛ بازار فیزیکی Physical Market نوار فیزیکی Physical Record برنامهٔ جریان منابع مادی Physical Resources Flow Plan شمارش عینی موجودی Physical Stock Count موجودی گیری مادی Physical Stock Taking آزمایش جسمانی Physical Tests ارزش مادی Physical Value اصالت عوامل طبیعی؛ طبیعت گرایی Physiocracy روش اقتصادی فیزیوکراتها، طبیعیون Physiocratic System طبیعیون Physicrats پیاستر، واحد پولی ترکیه، لبنان، لیبی، مصر، سوریه و سودان به ارزش ۱۰۰ / ۱ پوند Piastre بهبودی یافتن؛ رونق دوباره یافتن Pick Up سوار کردن و تحویل Pick Up And Delivery قسط سنگین پایانی Pick up Payment شیرین شدن سهام شرکت Pick Up Shares اعتصاب کنندگان اولیه Picket مراقبت اعتصاب؛ تحریم Picketing نمودار تصویری Pictogram نرخهای دانه‌ای؛ نرخهای عددی؛ نرخ کارمزدی Piece-rates نرخ کارمزدی Piece Wage Rate کارمزدی؛ کار مقاطعه؛ مقاطعه کاری؛ مزد از روی مقدار کار؛ مزد نسبت به کار انجام شده Piece Work نمودار دایره‌ای Pie Chart نمودار دایره‌ای Pie Diagram اسکله؛ لنگرگاه Pier پیرسن؛ ان.جی Pierson, N.G. از این جیب به آن جیب؛ جیب به جیب Pig on Pork یدک کش واگنهای باربری در راه آهن Piggyback طرح صدور بی‌هزینهٔ خدماتی "Piggy-hack" Export Scheme خدمت بدون اجرت Piggy-back Service ارتورسیسیل پیگو Piggy, Arthur Cecil ضابطه‌های پیگو؛ معیارهای پیگو Pigou Crieteria اثر پیگو Pigou Effect نظریهٔ «اثر پیگو» "Pigou Effect" Theory مالیات پیگویی Pigovian Tax دله دزدی Piferage راهنما؛ پیشقدم؛ پیشگام Pilot آمارگیری آزمایشی؛ بررسی اکتشافی Pilot Survey حق الزحمهٔ هدایت کشتی Pilotage کتاب صورتی Pink Book نشر «به بهترین وضع» "Pink Form" Issue پینت Pints مراحل اولیه Pioneering Stages حسین پیرنیا Pirnya, Hosseing حق ماهیگیری Piscary صفهٔ بورس؛ بورس؛ بازار (در ایالات متحد)؛ تالار معاملات Pit (U.S.) قیمت سرخرمن Pit Head Price اضافه بر بهای پیتسبورگ Pittsburg Plus فرضیهٔ اثر محوری Pivot Effect Hypothesis سفارش دادن Place an Order مطلوبیت جا؛ مطلوبیت مکان Place Utility کاریابی Placement فروش خصوصی اوراق بهادار؛ فروش خصوصی سهام Placing کارگزار امور بیمه Placing Broker سند قرضهٔ سفید Plain Bond نقشه؛ برنامه Plan سطح زندگی Plane of Living اقتصاد برنامه‌ای Planned Economy سرمایه‌گذاری برنامه‌ای؛ سرمایه گذاری بر طبق برنامه Planned Investment تعیین جای صنعت بر طبق برنامه؛ مکان‌یابی برنامه‌ای صنعت؛ تعیین برنامه‌ای مکان صنعت Planned Location of Industry تعمیرات برنامه‌ای؛ تعمیرات بر طبق برنامه Planned Maintenance کهنگی برنامه‌ای Planned Obsolescence برنامه‌ریزی؛ برنامه گذاری Planning منحنی برنامه ریزی Planning Curve برنامه ریزی تحقیق اساسی Planning Fundamental Research برنامه‌ریزی در اقتصادهای برنامه‌ای متمرکز Planning in Centrally Planned Economies روش‌های برنامه‌ریزی Planning in Centrally Planned Economies مرکزی اقتصاد (Methods) برنامه‌ریزی در اقتصاد برنامه‌ای متمرکز Planning In Centrally Planned Economies (رویهٔ تهیه) (Procedure Of Elaboration) برنامه ریزی در سطوح؛ برنامه ریزی مرحله ای Planning in Stages (in Central Planning۰ برنامه‌ریزی تحقیق عملی؛ برنامه‌ریزی تحقیق کاربردی؛ برنامه‌ریزی پژوهشی کاربردی Planning of Applied Research اصول برنامه‌ریزی Planning Principles (Business Firm) روش برنامه‌ریزی، برنامه نویسی، بودجه بندی Planning, Progranning Pudgeting System برنامه‌ریزی به وسیلهٔ طرح‌های مهم و عمدهٔ تحقیق و توسعه Planning Through Major Research and Develompent Programs برنامه سنجی Planometrics کارخانه (شامل زمین، ساختمان، ماشین آلات و اثاثه) Plant چانه زنی کارخانه‌ای Plant Bargaining عامل ماشین Plant Factor صندوق کارخانه Plant Fund دفتر اموال کارخانه Plant Ledger برگشت سرمایهٔ کارخانه Plant Turnover نظام مزارع وسیع مبتنی بر ملاکی و بردگی Plantation System تصویر Plat منحنی مسطحی شکل؛ منحنی نوک پهن Platykurtic تبانی؛ ساخت و پاخت در معاملات Play «بازیگری در بازار» "Playing The Market" وثیقه؛ مال گروی؛ گروگذاری؛ عین مرهونه Pledge مال مرهونه؛ دارایی گروی؛ دارایی در گرو Pledged Asset وثیقه‌گیر؛ گروگیر؛ مرهونه له؛ مضمون له؛ مکفول له Pledgee گروگذار؛ راهن؛ ملتزم؛ متعهد Pledger نشانهٔ بارگیری؛ حد بارگیری Plimsoll Mark چندین قطبی فروش Pliopoly چندین قطبی خرید Pliopsony سرمایه گذاری مجدد منافع Ploughing-back ربودن غارت کالا از عرشهٔ کشتی Plundrage محتکر مخاطره کار؛ دلال بی‌ملاحظه؛ دلال بی‌پروا (در بورس) Plunger بازار متراکم؛ بازار در بهترین وضع دلخواه Pluperfect Market به علاوه؛ به اضافه Plus حکومت ثروتمندان Plutocracy اقتصادیات علمی؛ ثروت شناسی بعدازظهر Plutology نشانهٔ اختصاری Post meridiem P.n. در ساعت - کارگر P.m.h. حوالهٔ پستی P.O. پول توجیبی؛ پول جیب Pocket Money نقطه؛ درجه؛ واحد Point کشش نقطه Point Elasticity کشش نقطه‌ای تقاضا Point Elasticity of Demand ارزیابی نقطه‌ای Point Estimation برنامهٔ اصل چهار Point Four Program نظام شماره‌گذاری Point-grading System نقطهٔ ورود Point, Import نقطهٔ آرمانی تناسب؛ حد آرمانی تناسب Point of Ideal Proporition نقطهٔ بی‌تفاوتی Point of Indifference نقطهٔ عطف Point of Inflection نقطهٔ خرید کالا Point of Purchase Good مرکز فروش؛ فروشگاه مرکزی Point of Sale نقطهٔ پس‌انداز صفر Point of Zero Saving منحنی نقطهٔ امکان مطلوبیت Point Utility Possibility Curve روش رتبه گذاری امتیازات Points Rating Method توزیع پوآسن Poisson Distribution مختصات قطبی Polar Co-ordinates واحد طول برابر با ۵/۵ یارد Pole سیاست؛ سیاست کار؛ خط مشی؛ چارچوب عملیات برنامه؛ بیمه نامه Policy انواع بیمه نامه Policy, Types of کسور بیمه‌نامه؛ حدود پرداخت خسارت Policy Deluctible بیمه‌گذار؛ صاحب ورقهٔ بیمه Policy Holder ابزارهای سیاست Policy Instruments وام بیمه نامه Policy Loan سیاست گذاری Policy Making بدون سیاست Policy-off با وجود سیاست Policy-on اندوختهٔ بیمه‌نامه Policy Reserve هدفهای سیاست Policy Targets متعهد بیمه‌نامه Policy Underwriter سال بیمه نامه Policy Year حساب سیاسی؛ اقتصاد سیاسی Political Arithmetic دور سیاسی کار و کسب Political Business Cycle اقتصاد سیاسی Political Economy اقتصاد سیاسی؛ نام قدیمی‌تر اقتصاد Political Economy هزینهٔ هدف‌دار سیاسی Political Levy سیاست؛ علم سیاست Politics ورقهٔ یا مهرهٔ رأی؛ رأی با ورقه یا مهره؛ اعطای رأی؛ قرعه Poll مالیات سرانه Poll Money مالیات سرانه؛ مالیات مخصوص اخذ رأی Poll Tax عوارض اخذ رأی Polling Penny اصل جبران پولی آلوده‌کننده Polluter Pays Principle آلودگی؛ آلایش Pollution نظارت بر آلودگی؛ پیشگیری از آلودگی Pollution Control حق آلودگی Pollution Rights نظام پولی چند فلزی Polymetallism چند نمایی Polymodal چند جمله‌ای Polynominal معادلهٔ کثیر الجمله‌ای؛ معادلهٔ چند جمله‌ای Polynominal Equation درنگ چند جمله‌ای Polynominal Lag چند قطبی بزرگ؛ چند قطبی فروش Polyopoly چند قطبی خرید Polyopsony چند قطبی خالص خرید Polyopsony, Pure اتحادیهٔ موقتی؛ ائتلاف موقتی Pool بارکش مشترک Pool Car ترتیب مشارکت عمومی Pooling Arrangement اشتراک خطر؛ تقسیم خطر میان خود؛ شرکت در خطر Pooling of Risk پویر، عالی جناب کارل ریموند Popper, Karl جمعیت؛ نفوس؛ شمار مردم Population سرشماری نفوس Population, Census of جلوگیری از افزایش جمعیت؛ نظارت جمعیتی Population Control نفوس نزولی؛ جمعیت نزولی Population, Declining جمعیت وابسته Population, Dependent توزیع جامعه (آماری)؛ توزیع جمعیت Population Distribution انفجار جمعیت؛ مشکل جمعیت Population Explosion رشد جمعیت Population Growth سیاست جمعتیتی Population Policy مسئله دشوار جمعیت؛ مشکل جمعیت Population Problem پیش‌بینی شماره نفوس Population Projection هرم جمعیت Population Pyramid دام جمعیت Population Trap مردم گرایی Populism عضو حزب طرفدار خلق Populist پرجمعیت؛ پرازدحام Populous منبع عایدی و منافع Pork-barrel legislation بارنامهٔ تحویل بندر؛ بارنامهٔ بندری یا امانی Port Bill of Lading عوارض بندری Port Charge تفاوت بندر Port Differential عوارض بندی؛ حقوق بندری Port Dues 

بندر ورود؛ دروازهٔ ورودی Port of Entry بندر خروج Port of Excit بیمهٔ مال محموله Port Risk Insurance میزان سرعت تخلیهٔ بار کشتی در بندر Port Speed بارنامهٔ بندر به بندر Port-to-port Bill of Lading بازرس انبار کالای بندر؛ رئیس بندر؛ رئیس لنگرگاه Port Warden بازنشستگی انتقال پذیر Portable Pension مطالبات خارج از زمان کار Portal Claims زمان ورود تا آغاز کار Portal-to-portal مزد بالوقت؛ مزد رسیدن به محل کار Portal-to-portal Pay اصل دروازه به دروازه Portal-to-portal Principle هزینهٔ باربری در بندر Porterage موجودی اوراق بهادار؛ صورت ریز اوراق بهادار Portfolio دید موجودی دارایی اسنادی؛ نگرش ماندهٔ دارایی اسنادی Portfolio Balance Approach نگرش تراز دارایی اسنادی به تراز پرداخت‌ها / نرخ ارز Portfolio Balance Approach to the Balance of Payments Exchange Rate تصمیم دربارهٔ ترکیب دارایی اسنادی Portfolio Decision تنوع دارایی اسنادی Portfolio Diversification سرمایه گذاری در دارایی اسنادی؛ خرید اوراق بهادار Portfolio Investment مدیریت موجودی اوراق بهادار Portfolio Monagement قسمت؛ سهم؛ سهمیه Portion بانک پس‌انداز دوایر پستی P.O.S.B. احتکار؛ گنج؛ دفینه Pose وضع حساب؛ ماندهٔ حساب؛ موجودی Position سند قرضه به اعتبار شغل Position Bond طبقه‌بندی مشاغل Position Classification گواهی مثبت؛ تأیید مثبت Positive Confirmation همبستگی مثبت Positive Correlation اقتصاد اثباتی Positive Economics آثار مثبت خارجی؛ پیامدهای مثبت خارجی Positive Externalities چولگی مثبت؛ کشیدگی مثبت Positive Skewness گواهی مثبت؛ تأیید مثبت Positive Verification اثبات گرایی؛ فلسفهٔ عملی و مثبت Positivism قدرت جامعه Posse Comitatus ضابط؛ عضو مجری قانون Posse Man دارا بودن؛ داشتن؛ مصرف بودن؛ در تصرف داشتن؛ مالک بودن Possess تصرف؛ دارایی؛ مالکیت؛ ثروت؛ ید شاغل و مسلط؛ وضع ید Posseession مطلوبیت تصرف؛ مطلوبیت تملک Posseession Utility تصرف‌گرایی؛ مالکیت گرایی؛ تملک گرایی Posseessionalism مالک Posseessioner متصرف؛ مالک؛ دارا Posseessor مالکانه؛ مبنی بر حق تصرف Posseessorial تصرف؛ مالکیت Possessorship تصرفی؛ مالکانه؛ مبنی بر حق تصرف؛ ناشی از مالکیت؛ ملاک؛ ملکی؛ تحت تسلط درآورنده Possessory حق تملک Possessory Title منحنی امکان؛ منحنی شق امکان پذیر Possibility Curve ثبت و نقل کردن ارقام؛ ثبت دفتر کل از دفتر روزنامه Post چک وعده‌دار کشیدن Post a Cheque حسابرسی پس از پرداخت؛ بازرسی دوری؛ ممیزی پس از پرداخت (نهایی)؛ نظارت پس از خرج Post Audit بارنامهٔ پستی Post Bill دتفر محاسبات Post Book ورقهٔ پستی Post-card تراز اختتامی Post-closing Trial Balance تاریخ غیر روز گذاشتن؛ تاریخ آنیده گذاشتن Post Date چک وعده‌ای؛ چک به تاریخ بعد Post Dated Cheque تاریخ گذاری مؤخر؛ بعد تاریخ گذاری Post Dating روز ورود یا خروج پست (در انگلیس)؛ روز معاملات دلالان Post Day بروات و اسناد خارجی بعد از روز موعود Post Diem ثبت ارقام در دفتر محاسبه بعد از تاریخ وقوع معامله Post Entry موضوع بعدی Post Fact عطف به ما قبل؛ پس از واقعه؛ راجع به گذشته؛ گذشته از موقع؛ دیگر بی‌موقع Post-factum (Ex Post Facto) پولی که بابت اجازهٔ صدور جریمه پرداخته می‌شده است. Post-fine معاف از تمبر پستی؛ بدون هزینهٔ پست Post Free به دنبال آن؛ بعد از؛ پس از این؛ به دلیل این؛ از این رو به حساب آن Post Hoc اقتصاد بعد کینز؛ اقتصاد پسین کینزی Post-Keynesian Economics جیروی ادارهٔ پست Post Office Giro بانک سپرده‌های دفتر پست Post office Savings Bank بازشماری Post Sample Check آزمون ارزیابی نتیجه Post Test هزینهٔ پست Postage چک پستی Postal Cheque جیروی پستی؛ حوالهٔ پولی؛ نامهٔ سفارشی Postal Giro حوالهٔ پستی Postal Order رسید پستی Postal Receipt پس‌اندازهای پستی Postal Savings انتقال پستی Postal Transfer نقل شده؛ ثبت شده Posted قیمت اعلان شده Posted Price نظام قیمت اعلان شده Posted Price System توزیع دیرتر؛ توزیع پسین Posterior Distribution به طور مؤخر؛ بعدی Posteriori انتقال به دفتر کل Posting دلیل ثبت؛ دفتر روزنامه؛ صورت حساب و نظایر آن؛ مدرک ثبت حساب؛ برگهٔ ثبت Posting Media هزینه‌های پیش‌بینی نشده Postmertem Costs به تعویق انداختنی؛ به تأخیر انداختنی Postponable پس انداختن؛ عقب انداختن؛ به تعویق انداختن؛ موکول کردن؛ در درجهٔ دوم گذاشتن؛ به تأخیر افتادن؛ مؤخر دانستن؛ معوق گذاشتن Postpone تعویق؛ تأخیر؛ عقب اندازی؛ فرعی؛ فرع؛ در درجه دوم Postponement تأخیر کار؛ معوق گذار؛ به تعویق انداز؛ موجب تأخیر Postponer مسئلهٔ فرض کردن؛ لازم دانستن؛ قیاس منطقی کردن؛ اصل علم دانستن؛ امر بدیهی شمردن؛ تصریح کردن Postulate اصول موضوعهٔ؛ فرض علمی به منظور تحقیق؛ تقاضا؛ درخواست؛ ادعا؛ نظریه؛ پیشنهاد؛ شرایط اصلی و لازم؛ فرضیه؛ قضیه Postulate اصول موضوعهٔ اقتصاد Postulates of Economics بیان اصل؛ فرض؛ استدلال؛ قضیهٔ بدیهی؛ عرض حال؛ استدعا Postulation فرضی؛ به طور فرضی؛ قیاسی؛ تقاضا کننده Postulatory پول بادآورده؛ ثروت زیاد بادآورده؛ فرصت کسب ثروت سرشار Pot of Gold بالقوه؛ ذخیره‌ای؛ نهانی Potential تقاضای بالقوه؛ تقاضای بالمده Potential Demand ورود بالقوه Potential Entry محصول ناخالص ملی بالقوه Potential Gross National Product (Full-employment Output) تولید بالقوه؛ بازدادهٔ بالقوه Potential Output بهبود بالقوهٔ پارتویی Potential Pareto Improvement فرآوری متوسط اجتماعی و بالقوهٔ سرمایه‌گذاری تولیدی؛ متوسط اجتماعی بهره‌وری بالقوهٔ سرمایه گذاری Potential Social Average Poductivity of Investment سهم بالقوه ؛ سهم التزامی Potential Stock جانشینی بالقوه Potential Substitution پوند Pound لیرهٔ انگلیس Potential Sterling چند در پوند؛ پوندی چند؛ لیره‌ای چند؛ مقدار پول برحسب لیره Poundage فقر Poverty توان؛ قدرت؛ اختیار Power توان نسبی Power Efficieny تابع توان دار Power Function منحنی توان آزمون آماری Power Function of Statistical test گاز ارزان برای مصارف صنعتی Power Gas وکالت نامه Power of Attorney توان آزمون Power of Test کارخانهٔ برق؛ مرکز؛ اداره یا محل مرکزی Power Plant مرکز نیروی برقگ کارخانهٔ مرکز برق Power Stations نیروی برق؛ میزان برق در دسترس Power Supply حق امتناع از عضویت Power To Refuse Membership صفحات PP. عملی شدن؛ عملی؛ قابل اجرا؛ امکان پذیری؛ امر امکان پذیر Practicability کار؛ عمل؛ تجربه؛ تمرین؛ اجرا Practice عمل و نظریه Practice and Theory مسئلهٔ تمرینی Practice Set اهل عمل؛ ماهر؛ کاردیده؛ وابسته به عمل؛ عملی؛ بدیهی؛ قطعی Pragmatic فایدهٔ عملی؛ مطلوبیت عملی Pragmatic Utility فلسفهٔ اصالت عمل؛ جنبه عملی؛ بدیهی بودن امری؛ فلسفه عملی؛ تأکید بر جنبهٔ عملی افکار و عقاید و مفاهیم عمل گرایی؛ اصالت عمل Pragmatism چیز غیرواقعی را به صورت عملی درآوردن؛ جنبهٔ عملی و مادی بخشیدن Pragnatize حسابرسی پیش از پرداخت Pre Audit انتقال از پیش مجاز Preauthorized Transfer پریش؛ رائول د. Prebisch, Raul D. نظریهٔ پیشنهادی پریش Prebisch Thesis مسئولیت درخواستی Precatory Trust احتیاط؛ پیش‌بینی؛ احتیاط کاری؛ حزم؛ اقدام احتیاطی Precaution تقاضای احتیاطی Precautionary Demand انگیزهٔ احتیاط Precautionary Motive بیکاری احتیاطی Precautionary Unemployment قیمتی؛ گرانبها؛ پرارزش Precision درجهٔ دقت؛ دقت Precision تراز آزمایشی ما قبل نهایی؛ تراز آزمایشی پیش از نهایی Preclosing Total Balance خرید بازدارنده؛ خرید جلوگیری کننده؛ خرید محروم کننده Preclusive Buying شرایط ما قبل دورهٔ انتقال؛ شرایط ما قبل دورهٔ خیز و جهش؛ شرایط دورخیز Preconditions for Take-off رقابت غارتگرانه؛ رقابت غارتی Predatory Competition قیمت گذاری غارتگرانه؛ قیمت گذاری غارتی Predatory Pricing تعیین قیمت تخمینی Predetermined Cost هزینهٔ معیار؛ هزینهٔ مورد پیش‌بینی؛ هزنیهٔ مقرر Predicted Cost تورم مورد پیشگویی؛ تورم انتظاری Predicted Inflation شفعه Preemption حق شفعه؛ حق تقدم خرید Preemption Right پیشنهاد شفعه‌ای Preemptive Bid از پیش ساختن Prefabricate برتری دادن؛ رجحان دادن؛ ترجیح دادن؛ ارزنده‌تر داشتن؛ مقدم داشتن Prefer رجحان؛ برتری؛ حق تقدم Preferability برتری؛ مزیت؛ رجحان؛ بهترین؛ الویت؛ تقدم Preference سند قرضهٔ ممتاز؛ سند قرضهٔ مقدم؛ سند قرضهٔ رجحانی Preference Bond سهم سرمایه‌ای ترجیحی Preference Capital سهم سرمایه‌ای ممتاز Preference Capital Stock فهرست وارسی رجحانی Preference Check List جهات ارجحیت؛ جهات رجحانی Preference Directions خطوط ارجحیت؛ خطوط رجحانی Preference Lines مقیاسهای ارجحیت؛ مقیاسهای رجحانی Preference Scales سهام ممتاز؛ سهام ترجیحی؛ سهام رجحانی Preference Shares افشای رجحان؛ ابراز رجحان Preference Revelation طرحهای رجحانی؛ طرحهای ترجیحی Preference Schemes گواهینامهٔ سهام مقدم؛ گواهینامه سهمهای رجحانی Preference Shares Certificate سهام ترجیحی؛ سهم رجحانی Preference Stock قرار ترجیحی؛ توافق رجحانی Preferential Arrangement امتیاز؛ طلب ممتاز؛ طلب مقدم Preferential Claim طلبکار ترجیحی؛ طلبکار مقدم؛ طلبکار ممتاز Preferential Creditor دین مقدم؛ دین ترجیحی Preferential Debt میزان تنزیل رجحانی Preferential Discount Rate سود سهام مقدم؛ سود قابل تقسیم ممتاز Preferential Dividend حقوق گمرکی ترجیحی؛ حقوق گمرکی امتیازی Preferential Duty استخدام ترجیحی؛ استخدام تبعیضی؛ کرایهٔ ترجیحی Preferential Hiring نرخهای ترجیحی Preferential Rates حق تقدم Preferential Rights کارخانهٔ تبعیضی؛ کارخانهٔ ترجیحی Preferential Shop تعرفه گمرکی ترجیحی Preferential Tariff اتحادیهٔ کسبی ترجیحی Preferential Union Shop طلب ممتاز؛ طلب مقدم؛ طلب ترجیحی Preferred Claim بستانکار مقدم؛ بستانکار ارجح Preferred Creditor درآمد ترجیحی Preferred Income نسبت ممتاز بهره برداری؛ نستب برتر بهره‌برداری Preferred Operating Rate سهم الشرکه عادی مقدم Preferred Ordinary Share سهمهای ممتاز؛ سهام ترجیحی Preferred Shares سهم ممتاز؛ سهم مقدم؛ سهم ترجیحی Preferred Stock نسبت سهم مقدم؛ نسبت سهم ترجیحی Preferred Stock Ratio بستانکاران مقدم Preferring Creditorsطرحهای مقدماتی سرمایه‌گذاری Pre-investment Projects زیان؛ ضرر؛ قضاوت تبعیض آمیز؛ عقیدهٔ تعصب آمیز Prejudice پیش‌بینی مقدماتی بودجه Preliminary Budget Forcasts ارزیابی مقدماتی Preliminary Estmate مخارج اولیه؛ مخارج مقدماتی؛ مخارج تشکیل؛ مخارج تأسیس Preliminary Expenses مال موقوفه یا انتقالی بر طبق سند؛ قطعه زمین مشخص با ساختمان آن Premises جایزه؛ حق بیمه؛ پاداش؛ صرف برات؛ حق صرافی؛ انعام Premium جایزهٔ نقدینگی Premium, Liquidity اسناد قرضه با جایزه Premium Bonds فوق‌العاده سخت کاری؛ جایزهٔ تشویقی؛ پاداش تشویقی Premium Bonus برنامهٔ تخفیف ممتاز Premium Discunt Plan جایزهٔ پذیرش خطر Premium for Risk وام در مقابل حق بیمه Premium Loan قبض رسید حق بیمه Premium Note پاداش خرید فوق‌العاده Premium Offer مزد جایزه‌دار Premium Pay نرخ جایزه Premium Rate اسناد قرضهٔ پس‌انداز با جایزه Premium Savings Bonds سهم جایزه‌دار Premium Stock روش پاداش؛ نظام پاداش Premium System روش دستمزد با جایزه؛ نظام مزد با جایزه Premium Wage System پیش پرداخت هزینه Prepaid Asset هزینه‌های پیش پرداختی؛ مخارج پیش پرداختی Prepaid Expenses تهیه؛ آماده سازی؛ آمادگی؛ مناسبت؛ آزمایش؛ تدارک؛ تهیهٔ مقدمات؛ اقدام مقدماتی Preparation آماده ساختن؛ قبلا تجهیز کردن؛ مهیا ساختن؛ مقدمه سازی کردن؛ آماده کردن؛ زمینه سازی کردن؛ مجهز کردن؛ مقدمات کاری را فراهم آوردن Prepare پیش پرداخت؛ پرداخت قبلی Prepayment حق ویژه؛ امتیاز مخصوص؛ حق انحصاری؛ حق قانونی Prerogative مالکیت بر اثر مرور زمان؛ مالکیت مبتنی بر تصرف طولانی Prescription ارائه دادن Present ارائه چک Present a Cheque قیمت روز تنزیل؛ ارزش تنزیل شدهٔ حال Present Discounted Value ارزش کنونی؛ ارزش حال Present Value روش ارزش حال Present Value Method (In Capital Budgeting) ارزش حال؛ قیمت حال Present Worth ارائه؛ رؤیت Presentation ارائه برای پذیرش Presentation for Acceptance ارایه برای پرداخت Presentation for Payment شاخص فشار Pressure Index پرداختنی؛ قابل دریافت Prestable از عهدهٔ خسارت بر آمدن؛ متعهد و ملتزم شدن؛ تضمین کردن Prestate اجرای تعهد؛ وفای به عهد Prestation کالای تجملی؛ کالای حیثیتی Prestige Good فرض؛ احتمال؛ ظن قوی؛ استنباط؛ اماره؛ قرینه؛ نشانی؛ حکم از روی ظن و دلیل Presumption مالیات بر درآمد فرضی؛ مالیات بر عواید فرضی Presumptive Income Tax مالیات مبتنی بر امارات و قراین Presumptive Tax قیمتهای حاکم؛ قیمتهای جاری Prevailing Prices روش ماندهٔ پیشین Previous Balance Method پیش بینی Prevision نسبت پیش‌بینی Previsional Ratio قیمت؛ بها؛ نرخ؛ ارزش پولی Price قیمت عادی درازمدت Price, Long-run normal قیمت بازار؛ بهای بازار؛ نرخ بازار Price, Market انواع قیمت، بها Price, Types Of اتحادیهٔ قیمت Price Association حد بالای قیمت؛ سقف قیمت Price Ceiling کلاه‌گذاری در قیمت Price Chiseling منحنی قیمت - مصرف Price-consumption Curve رقابت قیمت Price Competition قرارداد پولی Price Contract نظارت قیمت؛ تثبیت قیمت Price Control تفاوت قیمت - هزینه Price-cost Margin صورت قیمت‌ها؛ فهرست قیمت‌ها؛ مظنه؛ قیمت بازار؛ قیمت جاری Price Current قیمت‌شکن Price-cutter قیمت‌شکنی Price-cutting تعدیل‌کنندهٔ قیمت؛ ضریب تعدیل قیمت Price Deflator تعیین قیمت Price Determination تعیین کنندهٔ قیمت Price-determining تفاوت قیمت Price Difference تغییر پذیری قیمت؛ اختلاف قیمت Price Differential اختلاف قیمت؛ تغییر تدریجی قیمت؛ تمایز قیمت Price Differentiation تبعیض قیمت Price Discrimination تبعیض قیمت درجهٔ اول Price Discrimination, First Degree تبعیض قیمت درجهٔ دوم Price Discrimination, Second Degree تبعیض قیمت درجهٔ سوم Price Discrimination, Third Degree تفرق قیمت؛ پراکندگی قیمت Price Dispersion نسبت قیمت / عواید؛ ضریب قیمت / عواید Price/Earnings Ratio اثر قیمت Price Effect کشش قیمت Price Elasticity کشش قیمتی تقاضا؛ کشش تقاضا نسبت به قیمت Price Elasticity of Demand نقطهٔ تساوی قیمت Price Equalization Point قیمت خروجی کارخانه Price EX Works قیمت گذاری؛ تعیین قیمت Price Fixing (or Stabilization) موافقتنامهٔ تثبیت قیمت؛ قرارداد تعیین قیمت Price Fixing Agreement انعطاف قیمت Price Flexibility قوانین حداقل قیمت Price Floor Laws نوسانهای قیمت Price Fluctuations انسداد قیمت؛ انجماد قیمت؛ تثبیت قیمت Price Freezing شاخص قیمت Price Index شاخص قیمتها Price Index Number پیشرو قیمت؛ رهبر قیمت Price Leader رهبری قیمت Price Leadership سطح قیمت Price Level سطح عمومی قیمت Price Level, General وسیلهٔ تعدیل سطح قیمت Price-level Adjustment Mechanism خط قیمت Price Line مرزبندی قیمت؛ رده‌بندی قیمت؛ محدویت قیمت Price Lining قمیت جاری؛ تعرفه Price List قیمت محل خرید Price Loco تجویز قیمت؛ حفظ قیمت Price Maintenance قمیت گذار Price Maker قمیت جزئی فروش Price Mark مکانیسم قیمت Price Mechanism تغییرات قیمت Price Movements منحنی قیمت - پیشنهاد Price-offer Curve قیمت خارج از بازار؛ قیمت غیربازاری Price Out of Market سیاست قیمت - تولید Price-output Policy سیاست قیمت Price Policy منحنی قیمت - خرید Price-purchase Curve فشار قیمت Price-push مظنهٔ قیمت Price Quotation دامنهٔ قیمت؛ حدود قیمت Price Range نرخ قیمت Price Rate روش نرخ قیمتی Price-rate System خط نسبت قیمت Price Ratio Line تخفیف قیمت؛ کاهش قیمت؛ تقلیل قیمت؛ کسر قیمت Price Reduction تنظیم قیمت Price Regulation قیمت نسبی Price Relative انقلاب قیمت Price Revolution انعطاف ناپذیری قیمت Price Rigidity قیمت اتحادیه؛ تبانی فروشندگان Price Ring حساسیت قیمت Price-sensitive قیمت وضع کردن Price Setter قیمت گذار Price Setter نظام قمیت جریان مسکوک Price Specie-flow Mechanism نظریهٔ قیمت و جریان پول مسکوک Price Specie-flow Theory مکانیسم قیمت مسکوک Price Specie Mechanism دامنهٔ قیمت؛ گسترهٔ قیمت Price Spread ثبات قیمت Price Stability تثبیت قیمت Price Stabilization توقف قیمت Price Stop ساختار قیمت Price Structure تأیید قیمت؛ حمایت قیمت؛ جایزهٔ خرید کالاهای معین Price Suport برنامهٔ حمایت قیمت Price-support Program طرح حمایت از قیمت؛ برنامهٔ حمایتی قیمت Price Support Scheme نظام قیمت Price System ارزش؛ قیمت؛ بها؛ برچسب قیمت Price Tag تبعیت کننده از قیمت؛ پذیرندهٔ قیمت Price Taker نظریهٔ قیمت Price Theory اختلاف قیمت؛ مغایرت قیمت Price Variance جنگ قیمت Price War قیمت کردنی؛ قیمت داشتنی؛ قابل تعیین قیمت؛ دارای قیمت معین Priceable بهادار؛ ارزش‌دار؛ قیمت دار Priced تعیین نرخ غیربازاری؛ قیمت گذاری غیربازاری Priced Out of Market گرانبها؛ بسیار گران قیمت Priceless قیمت گذار؛ تعیین کنندهٔ قیمت Pricer شاخص قیمتهای پرداختی کشاورزان Prices-paid-by-farmers Index قیمت گذاری Pricing قمیت گذاری براساس هزینه کامل؛ قیمت گذاری با هزینهٔ کامل Pricing, Full Cost قیمت گذاری خارج از بازار؛ قیمت گذاری گزاف؛ قیمت خارج بازار Pricing Out of The Market سیاست قیمت گذاری Pricing Policy جریان قیمت گذاری Pricing Process نظام قیمت گذاری؛ نظام تعیین قیمت؛ طرز قیمت گذاری Pricing System انواع قیمت گذاری Pricing Types Of نخست؛ مقدم؛ پیش از همه؛ نخستین Prima در نظر اول؛ قابل قبول (در نظر اول)؛ به نخستین نگاه؛ به نخستین دید؛ دربادی امر؛ در نگاه نخست Prima Facie دعوای قابل طرح؛ دعوای قابل استماع Prima Facie Case انعام پیشکی "Primage" اولیه؛ بدوی؛ نخستین؛ عمده؛ اساسی ؛ وابسته به مرحلهٔ اول Primal اندوختهٔ اولیهٔ بانک؛ اندوختهٔ اصلی بانک Primary Bank Reserve ذینفع نخست Primary Beneficiary تحریم اولیه Primary Boycoth سپردهٔ دیداری اولیه Primary Demand Deposit سپردهٔ اصلی؛ سپردهٔ اولیه Primary Deposit اشتغال اصلی؛ اشتغال اولیه Primary Employment وظایف اولیه Primary Functions نیکیهای نخستین Primary Goods صنایع اولیه؛ صنایع نخستین Primary Industries منابع اولیه؛ منابع اصلی Primary Inputs مسئولیت اولیه؛ دین متعهد؛ دین امضاءکننده Primary Liability بازار اولیه؛ بازار دست اول Primary Market پول پایه؛ پول معیاری؛ پول اصلی Primary Money بازار عمدهٔ رهنی Primary Mortgage Market قدرت عمده؛ قدرت اساسی؛ اختیار اساسی Primary Power تولید اصلی؛ تولید اولیه Primary Production محصولات اولیه؛ فرآورده‌های اولیه Primary Products دارایی اندوختهٔ اولیه؛ دارایی اندوختهٔ اصلی Primary Reserve Asset اندوخته‌های اولیه؛ اندوخته‌های اصلی Primary Reserves خطرات احتمالی عمده؛ خطرات احتمالی اصلی Primary Risks اوراق بهادار اولیه؛ اوراق بهادار اصلی Primary Securities کارگران اصلی Primary Workers برات بانکی ممتاز Prime Bank Bill برات متغیر Prime Bill برات اسنادی درجهٔ اول Prime Bill of Exchange قرضهٔ درجهٔ اول Prime Bond هزینهٔ متغیر؛ هزینهٔ اولیه؛ بهای اولیه؛ قیمت مایهٔ محصول Prime Cst اعتبار اولیه Prime Credit ورودی اولیه؛ ثبت اولیه Prime Entry عامل مشترک مبتاین Prime Factor مادهٔ اولیه Prime Matter اندازهٔ بهرهٔ ممتاز؛ کمترین میزان بهره Prime Rate اندازه بهرهٔ ممتاز Prime Rate of Interest بروات تجاری اصلی؛ بروات خارج از بانک Prime Trade Bills تزریق اولیهٔ پول؛ تزریق خرج راه‌اندازی Priming پیشین؛ قدیم؛ قدیمی؛ بدوی؛ اصلی؛ اولیه؛ ابتدایی؛ مقدماتی Primitive مفهوم اصلی و اولیه Primitive Concept قاعدهٔ ریاضی ابتدایی Primitive Formula منبع اصلی Primitive Source توارث برپایهٔ نخست زادگی Primogeniture اصل (سرمایه و بهره)؛ اصل مورد قبول هر سازمان؛ عمده؛ اصلی؛ مهم؛ برجسته؛ معروف؛ بانفوذ؛ نافذ؛ شخص اصلی؛ شخص عمده؛ سرمایه اصلی؛ قسمت عمده؛ صاحب اصلی؛ مضمون عنه؛ موکل؛ اصل وام؛ اصیل ۰در برابر وکیل)؛ سرمایه؛ شخص حقیقی یا حقوقی که دیگری را برای معامله‌ای معرفی Principal مشکل اصیل - عامل؛ مسئلهٔ اصیل - عامل Principal-agent Problem مبلغ اصلی؛ اصل مبلغ Principal Amount علت اصلی؛ جهت عمده؛ قضیهٔ اصلی Principal Clause طلبکار اصلی Principal Creditor بدهکار اصلی Principal Debtor مبلغ مورد بیمه؛ مبلغ عمده Principal Sum اختیارنامهٔ موکل Principal's Mandate اصل علیت؛ اصل علت و معلول Principle of Causation شرط کامل بودن Principle of Completeness اصل محافظه کاری Principle of Conservatism اصل ثبات، هم آهنگی؛ اصل همسازی؛ اصل همخوانی Principle of Consistency اصل افشاء Principle of Desclosure شرط عدم تناقض؛ اصل عدم تناقض Principle of Non-Contradiction اصل بهینگی Principle of Optimality فلسفهٔ عملی اصولی Principle Pragmatism اصول علم اقتصاد Principles of Economics اصول علم اقتصاد Principles of Economics اصول اقتصاد سیاسی Principles of Political Economy اصول اقتصاد سیاسی و مالیات بندی Principles of Politiecal Economy and Taxation اصول مدیریت علمی Principles of Scientific Management نتیجهٔ چاپی Print out واحد چاپ کننده Printer پول چاپی Printing Press Money پیش؛ پیشین؛ قبلی؛ پیشتر؛ مقدم؛ اسبق Prior طلب مقدم؛ دین مقدم Prior Charge توزیع مقدم Prior Distribrtion سند قرضهٔ دارای قدمت Prior Line Bond سهم ممتاز مقدم؛ سهم ترجیحی مقدم Prior Preferred Stock سهم ممتاز؛ سهم مقدم با سهم امتیازی Prior Stock زیانهای سنواتی Prior Years Losses سود سنواتی Prior Years Profit تقدم؛ حق تقدم؛ برتری؛ اولویت Priority سند قرضهٔ مقدم Priority Bond نظام حق تقدم؛ نظام اولویت؛ نظام قدمت Priority System حسابدار خصوصی Private Accountant قانون خاص؛ قانون خصوصی Private Act ادارهٔ امور خصوصی؛ ادارهٔ امور سازمانهای خصوصی Private Administration بانک خصوصی Private Bank طرح قانون خصوصی Private bill نشان خصوصی؛ انگ مخصوص؛ علامت اختصاری Private Brand شرکت خصوصی؛ شرکت اختصاصی Private Company مصرف (کوتاه مدت) خصوصی Private Consumption (Short-term) شرکت سهامی خصوصی Private Corporation قرض خصوصی Private Debt قرضهٔ خالص خصوصی Private Debt, Net تصدی خصوصی؛ بنگاه خصوصی Private Enterprise داراییهای ارزی خصوصی Private Foreign Exchange Holdings کالاهای خصوصی Private Goods سرمایه‌گذاری خصوصی Private Investment دفتر محرمانه؛ دفتر خصوصی؛ دفتر اختصاصی؛ دفتر کل خصوصی Private Ledger شرکت خصوصی محدود؛ شرکت با مسئولیت محدود Private Limited Company محصول خالص خصوصی Private Net Product پیشنهاد خصوصی Private Offering مالکیت خصوصی Private Ownership خرج خصوصی در دارایی اسنادی Private Placement انتشار خصوصی سهام؛ فروش خصوصی سهام Private Placing مالکیت خصوصی Private Property اندازهٔ خصوصی بهره Private Rate بخش خصوصی Private Sector پیمان خصوصی Private Treaty انبار کالای خصوصی؛ انبار خصوصی کالا Private Warehouse تصرف و غارت کشتیها Privateering خصوصی کردن؛ تبدیل به مالکیت خصوصی؛ خصوصی سازی؛ خصوصی گردانی Privatization امتیاز؛ حق امتیاز؛ مزیتگ حق ویژه؛ حق مخصوص؛ حق تقدم؛ حق رجحان Privilege مالیات صنفی Privilege Tax حصر آثار قرارداد به طرفین آن Privity of Contract انعام؛ جایزه؛ سرانهٔ خرید؛ مسابقه برای تحصیل جایزه؛ امتیاز؛ چیز ممتاز؛ برتری؛ ارزیابی؛ تقویم؛ ارزش گذاری Prize سند قرضهٔ جایزه‌دار؛ سند قرضهٔ ممتاز Prize Bond حصهٔ از غنیمت Prize Money ارزیاب ؛ قیمت گذار؛ تقویم کننده؛ جایزه گیر؛ برندهٔ جایزه Prizer به جای؛ از طرف؛ برله Pro احتمالات Probability احتمال استقرایی Probability a Posteriori حساب احتمالات Probability Calculus منحنی احتمالات Probability Curve تابع چگالی احتمال Probability Density Function پخش احتمال؛ توزیع احتمال Probability Distribution احتمال یک واقعهٔ مرکب Probability of a Compound Event احتمال زیان Probability of Ruin نمونهٔ احتمالات؛ نمونهٔ احتمالی Probability Sample خطاء احتمالی؛ خطاء محتمل Probable Error عمر فعلی به‌علاوهٔ احتمال سنوات عمر Probable Life تصدیق صحت وصیت نامه؛ گواهی‌نامهٔ انحصار وراثت Probate تضمین نامه یا وثیقهٔ امین ترکه Probate Bond مالیات بر ارث Probate Duty آزمایش استخدامی؛ آزمایشی Probation دورهٔ آزمایش Probationary Period امر اثبات شده؛ امر قاطع Probatum الگوی پروبیت Probit Model مسئله؛ مسئله دشوار Problem مسئله‌ای؛ موجد اشکال؛ غامض؛ دشوار؛ مشکوک Problematic گزارهٔ احتمالی؛ حکم مشکوک Problematic Proposition مسائل را طرح کردن؛ مشکلات را به میان گذاشتن؛ مسئله طرح کردن Problemize حسابرسی روشها Procedural Audit روش؛ دستور عمل؛ دستور کار Procedure صورت مذاکرات؛ صورت جلسهٔ مذاکرات Proceedings (Transactions) سرجمع عواید؛ عایدات؛ وصولی با سود ویژه؛ جمع فروش؛ وجه حاصلهٔ سند؛ درامد فروش؛ مبلغ نزول شده؛ وجوه حاصله؛ درآمد؛ عایدی Proceeds فراگرد؛ فراشد Process نقشهٔ فراگرد؛ نمودار فراگرد اجرای طرح؛ نمودار مراحل اجرای کار Process Chart هزینه یابی فراگرد تولید؛ هزینه‌یابی مرحله‌ای Process Costing تأثیرات سرمایه گذاری عمومی؛ آثار فراگرد Process Effects بهبود فراگرد Process Improvement صنعت آماده سازی؛ صنعت تبدیلی Process Industry نوآوری فراگرد؛ ابداع فراگرد Process Invovation روش فراگردی حسابداری هزینه؛ روش جریان تولید در حسابداری هزینه Process Method of Cost Accounting پردازش ؛ آمایش؛ آماده سازی Processing صنعت تبدیلی Processing Industry مراحل ساخت؛ مراحل تبدیل؛ مراحل پردازش؛ مراحل آمایش Processing Stages مالیات بر جریان تبدیل Processing Tax آماینده؛ پردازنده Processor سیر؛ کنش؛ فعالیت؛ عمل؛ فراگرد Processus تحصیل چیزی؛ خرید؛ تهیه؛ تأمین Procural فراهم سازی؛ وکالت؛ تحصیل یا به دست آوردن چیزی؛ خرید Procurance وکالت؛ مباشرت Procuration حق الزحمهٔ تحصیل وام؛ کارانهٔ اخذ وام Procuration Fee وکیل؛ نماینده Procurator تهیه؛ خرید Procurement موافق دوری؛ موافق ادواری Procyclical فرآورده کشاورزی؛ محصول کشاورزی Produce دلال فرآورده‌های کشاورزی Produce Broker بورس محصول؛ بازار متشکل؛ بازار سازمان‌دار؛ بورس کالاهای تجاری؛ بورس تجارت Produce Exchange بازار بازرگانی؛ بازار تجارت Produce Market اجاره‌دار زمین زراعی Produce-sharing Farmers ایجادکننده؛ بارور؛ حاصلخیز؛ تولیدکننده Producent تولیدکننده؛ سازنده؛ درست کننده Producer سرمایهٔ مولد؛ سرمایهٔ تولیدی Producer's Capital 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان تجارت12


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/۱۸ | ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()

قیمتهای متعدد Multiple Price چند نرخی؛ نرخهای متعدد Multiple Rates وایازی چندگانه Multiple Regression ترتیب چندنوبتی Multiple-shift Arrangement نظام تعرفهٔ گوناگون، متنوع Multiple Tariff System مالیات‌بندی متعدد؛ مالیات بندی چندگانه Multiple Taxation معادلهٔ ضربی پیشگوی؛ معادلهٔ ضربی پیش‌بینی کننده Multiplicative Predicting Equation ضریب افزایش؛ ضریب فزاینده Multipleir ضریب افزایش صادرات؛ ضریب فزایندهٔ صادرات Multipleir, Export ضریب افزایش بازرگانی خارجی؛ ضریب فزایندهٔ تجارت خارجی Multipleir, Foreign Trade انواع ضریب افزایش؛ انواع ضریب فزاینده Multipleir, Types of تأثیر متقابل ضرایب فزاینده - شتابنده (شتاب)؛ کنش متقابل ضرایب افزایش شتاب Maltiplier-accelerator Interaction نظریهٔ ضریب افزایش؛ نظریهٔ ضریب فزاینده؛ آموزهٔ ضریب افزایش Multiplier Doctrine اثر ضریب فزاینده Multiplier Effect تأثیر مصرف از لحاظ ضریب افزایش؛ اثر ضریب فزایندهٔ مصرف Multiplier Effect of Consumption تأثیر ضریب فزایندهٔ سرمایه گذاری Multiplier Impact of nvestment اصل فزاینده Multiplier Principle بی‌اطمینانی ضریب فزاینده Multiplier Uncertainty کار کردن با چند نوع برنامه در یک ماشین حساب الکترونی در یک زمان Multiprogramming الگوی چند بخشی رشد؛ الگوی رشد چند بخشی Multisector Growth Model تحلیل چند متغیره Multivariate Analysis توماس مان Mum, Thomas سند قرضهٔ شهرداری Municipal Bord واحد اقتصادی شهرداری Municipal Enterprise سوسیالیسم بلدی؛ سوسیالیسم شهری Municipal Socialism با دادن تغییرات ضروری Mutatis Mutandis تعاونی Mutual بانک تعاونی Mutual Bank اتحادیهٔ منفعت متقابل؛ شرکت تعاونی Mutual Benefit Association شرکت تعاونی Mutual Company شرکت تعاونی Mutual Corporation حساب پولی متقابل؛ حساب نقدینهٔ متقابل Mutual Currency Account شرکت سرمایه گذاری متغیر؛ صندوق تعاونی Mutual Fund Open-end Investment Company شرکت بیمهٔ تعاونی Mutual Insurance Company شرکتهای سرمایه گذاری تعاونی Mutual Investment Companies صندوق سرمایه گذاری تعاونی؛ وجوه سرمایه گذاری متقابل Mutual Investment Funds شرکت امانی سرمایه گذاری تعاونی Mutual Investment Trust شرکت تعاونی وام و ساختمان Mutual Loan Association بانک تعاونی پس‌انداز Mutual Saving Bank اصل تعاون؛ اصل تشارک؛ اصل خدمت دو طرفه تعاون گرایی Mutualism طرحهای متقابلا” استثنایی Mutually Exclusive Projects کوتاه مدت نگری Myopia الگوی بهینه سازی کوتاه مدت نگری Myopic Optimization Model میردال، گونار کارل Myrdal, Gunnar K. نایرا، واحد پول نیجریه، نشانهٔ Naira است N گیلدر، واحد پول انتیل هلند (جزایر)، نشانهٔ Guilder است Naf نقد پرداختن Nail ضریب سادهٔ شتاب؛ ضریب ساده شتابنده Naïve Accelerator قرارداد بی‌پشتوانه؛ قولنامه Naked Contract قرضهٔ بی‌تضمین؛ قرضهٔ بدون وثیقه Naked Debenture مالک صرف؛ در ید دارندهٔ محض Naked Possessor سد قرضهٔ با نام Name Bond روز ارسال اسامی Name Day بیمه نامهٔ با نام Named Policy نارودنا بانکای یوگسلاوی Narodna Banka Jugoslaviye بازار محدود Narrow Market عرضهٔ پول به حصر تعریف؛ عرضهٔ پول به تعریف محدود Narrowly Defined Money Supply نش، کتر جان اف. Nash, Dr, John F. ضابطهٔ نش Nash Criterion ملت Nation لقب اهانت امیزی که ناپلئون به ملت انگلیس داده است. "Nation of Shopkeepers" بودجهٔ اقتصادی ملت Nation's Economic Budget حسابداری ملی National Accounting تعدیل و تصحیح حسابداری ملی National Accounting Deflation حسابهای ملی National Accounts ورقهٔ ترازنامهٔ ملی National Balance Sheet بانک ملی National Bank بانک ملی یوگسلاوی National Bank of Yugoslavia چانه‌زنی ملی National Bargaining نهاد ملی قیمتها و درآمدها National Board for Prices and Incomes (U.K.) نشان ملی؛ درفش ملی؛ آرم ملی National Brand سرمایهٔ ملی National Capital نهاد ملی زغال National Coal Board (U.K.) مصرف ملی National Consumption جدول مصرف ملی National Consumption Schedule پول ملی National Currency قرضهٔ ملی؛ قرض ملی؛ دین ملی؛ مجموعهٔ بدهی یک ملت؛ قرض دولت مرکزی؛ مجموع بدهی یک حکومت ملی National Debt بار قرضهٔ ملی؛ گنجایش قرضهٔ ملی National Debt, Burden of قرضه‌های دفاع ملی National Defence Bonds مالیات دفاع ملی؛ کمک دفاع ملی؛ اعانهٔ دفاع ملی National Defence Contribution قرضهٔ توسعهٔ ملی National Development Bonds بهرهٔ ملی National Dividend اقتصاد ملی National Economic اقتصاد ملی National Economy اختلاف در حالت اضطراری ملی؛ کشمکش در حالت فوق العاده؛ درگیری در حالت اضطراری National Emergency Dispute مرکز ملی مبادلهٔ عادلانهٔ نیروی کار National Equitable Labour Exchange هزینهٔ ملی؛ مخارج دولت National Expenditure انجمن ملی وام کشاورزی National Farms Loan Association فدراسیون ملی سازمان صنعتی (ژاپن) National Federation of industrial Organization (Jap) مالیهٔ ملی National Finance جیروی ملی National Giro جیرو بانک ملی National Girobank اندازه ناخالص بازدهٔ ملی National Gross Rate of Return درآمد ملی National Income حسابداری درآمد ملی National Income Accounting حساب درآمد ملی و محصول ملی National Income and Product Account محاسبهٔ درآمد ملی؛ حسابداری درآمد ملی National Income Accounting بیمهٔ ملی؛ بیمهٔ اجتماعی National Insurance سهمیهٔ بیمهٔ ملی؛ سهم مشارکتی بیمهٔ ملی National Insurance Contribution صندوق بیمهٔ ملی National Insurance Fund وام ملی National Loan کمینهٔ سطح زندگی؛ کمینهٔ ملی National inimum درآمد ملی پولی National Money Income محصول ملی؛ فرآوردهٔ ملی National Product دریافتی ملی؛ عواید ملی National Revenue پس‌انداز ملی National Savings بانک ملی پس انداز National Savings Bank گواهی پس‌اندازهای ملی National Savings Certificate گروه‌های پس‌انداز ملی National Savings Groups جنبش پس‌اندازهای ملی؛ نهضت پس‌انداز ملی National Savings Movement بازار اوراق بهادار ملی؛ بورس ملی اوراق بهادار National Security Exchange خودبسندگی ملی؛ خودبسایی ملی National Self-sufficiency سیاست ملی مزد National Wages Policy ثروت ملی National Wealth ملی کردن Nationalization صنعت ملی؛ صنعت ملی شده Nationalized Industry سال تجاری؛ سال مالی و تجاری عادی Natural Business Year سرمایهٔ طبیعی Natural Capital سپردهٔ طبیعی Natural Deposit اقتصاد طبیعی Natural Economy افزایش طبیعی؛ افزایش عادی Natural Increase اندازهٔ بهرهٔ طبیعی؛ اندازهٔ بهرهٔ عادی Natural Interest Rate قانون طبیعی Natural Law لگاریتم طبیعی Natural Logarithm انحصار طبیعی؛ انحصار طبیعی فروش Natural Monopoly نظم طبیعی Natural Order حق بیمهٔ طبیعی Natural Premium قیمت طبیعی Natural Price اندازهٔ طبیعی رشد؛ میزان طبیعی رشد Natural Rate of Crowth اندازهٔ بهرهٔ طبیعی Natural Rate of Interest اندازهٔ طبیعی بیکاری؛ میزان طبیعی بیکاری Natural Rate of Unemployment منابع طبیعی Natural Resources حقوق طبیعی؛ حقوق نظری Natural Rights مقیاس طبیعی Natural Scale فرضیهٔ بهگزینی طبیعی Natural Selection Uypothesis وضع طبیعی؛ حالت طبیعی Natural State تحلیل طبیعی؛ اتلاف طبیعی Natural Wastage طبیعت، زمین Nature گواهی معافیت از بازرسی Navicert حقوق کشتیرانی Navigation Dues جواز کشتیرانی؛ پروانهٔ کشتیرانی Navigation Permit یادداشت شود N.B. منع خروج Ne Exeat شبه پول Near Money بازار کوتاه‌مدت؛ بازار آیندهٔ نزدیک Near-term Market شرط ضروری Necessary Condition سپردهٔ قهری؛ امانت قهری Necessary Deposit امر قهری Necessitous Circumstance ادلهٔ ضروری Necessitous Reasons کالای ضروری (در مقابل کالای تجملی)؛ نیازمندی؛ احتیاج Necessity دفتر ملی توسعه؛ دفتر ملی توسعهٔ اقتصادی "NEDDY" دفتر ملی توسعهٔ اقتصادی N.E.D.O. شورای توسعهٔ اقتصاد ملی N.E.D.C. نیاز؛ احتیاج Need منفی Negative بدهی؛ دارایی منفی Negative Asset اندوختهٔ منفی استقراضی Negative Borrowed Reserve جریان منفی وجه نقد؛ کمبود جریان نقدی Negative Cash Flow گواهی مبداء Negative Certificate of Origin همبستگی منفی Negative Correlation اندوخته‌های آزاد منفی Negative Free Reserves صادرات منفی Negative Exports تابع منفی Negative Function مالیات منفی بر درآمد Negative Income Tax بهرهٔ منفی Negative Interest سرمایه گذاری منفی Negative Investment وثیقهٔ سلبی Negative Pledge شرط بی‌گروی؛ شرط بدون وثیقه؛ شرط عدم وثیقه به ضرر بیمه گذار؛ شرط عدم گروگذاری به زیان بیمه گذار Negative Pledge Clause پس‌انداز منفی Negative Saving چولگی منفی Negative Skewness برنامهٔ مالیات منفی Negative-tax plan تأیید ضمنی Negative Verification کوتاهی، قصور؛ ترک قول؛ انجام ندادن وظایف محوله Negligence اعتبار معامله؛ اعتبار دادوستد Negociation Credit انتقال پذیری (در مورد بروات)؛ قابلیت دادوستد؛ قابلیت معامله Negotiability مزایای خالص Net Advantages میزان خالص در خطر Net Amount at Risk دارایی خالص؛ خالص دارایی Net Asset ارزش خالص دارایی؛ ارزش دارایی خالص Net Asset Value ارزش خالص دارایی Net Asset Worth بازیافت Net-back قاعدهٔ خرج دررفته؛ قاعدهٔ تعیین قیمت کاذب؛ قاعدهٔ بازیافت Net Back Formula روش خرج دررفته؛ روش بازیافت Net Back System خالص رابطهٔ مبادله پایاپا Net Barter Terms of Trade نفع خالص؛ فایدهٔ خالص Net Benefit موافقتنامهٔ خالص کتاب Net Book Agreement مبلغ خالص دفتری Net Book Amont ارزش دفتری پس از کسر اندوخته‌ها؛ مبلغ دفتر نقدی؛ ارزش ویژهٔ دفتری Net Book Value خالص اندوخته‌های استقراضی Net Borrowed Reserves خالص تشکیل سرمایه Net Capital Formation خروج خالص پول نقد Net Cash Drains خالص جریان نقد Net Cash Flow کاهش خالص پول نقد Net Cash Loss خالص جریان نقدی؛ خالص عایدی نقدی Net Cash Flow تغییر خالص در موجودی انبار بازرگانان و مؤسسات بازرگانی Net Change in Business Inventories هزینهٔ خالص؛ قمیت ویژه؛ ارزش ویژه Net Cost خالص تخصیص انباشتی Net Cunulative خروج خالص پول نقد Net Currency Drain ورود خالص پول نقد Net Currency Flow خالص دارایی جاری تنخواه گردان Net Currency Asset فاصلهٔ زمانی خرید و فروش یک کالا Net Cycle Time دین خالص؛ قرض خالص Net Debt محصول خالص داخلی Net Domestic Output محصول خالص داخلی Net Domestic Product عواید خالص مدیریت Net Earnings of Management خالص داراییهای سهمی Net Equity Assets هزینهٔ ویژه Net Expenditure خالص صادرات Net Exports خالص درآمد عامل از خارج کشور Net Factor Income from abroad خالص سرمایه‌گذاری خارجی Net Foreign Investment اندوخته‌های آزاد خالص Net Free Reserves درآمد خالص (در کار و کسب)؛ درآمد ویژه Net Income ورودی خالص Net Inflow بهرهٔ خالص Net Interest سرمایه گذاری خالص Net Investment کرایهٔ خالص؛ اجازهٔ خالص Net Lease زیان خالص؛ زیان ویژه Net Loss درصد سود خالص؛ مابه‌التفاوت خالص Net Margin قرض خالص ملی Net National Debt خالص درآمد ملی؛ درآمد ملی خالص Net National Income خالص خرج ملی؛ هزینهٔ ملی خالص Net National Outlay محصول خالص ملی؛ فرآوردهٔ خالص ملی Net National Product محصول خالص ملی به قیمت عوامل Net National Product at Factor Prices وزن واقعی خالص Net Net Weight سود عملیات؛ سود خالص عملیات Net Operating Profit حق انتخاب صریح Net Option محصول خالص؛ بازدادهٔ خالص Net Output روش تولید خالص؛ روش بازدادهٔ خالص Net OutputMethod وضع روشن Net Position حق بیمهٔ خالص Net Premium خالص ارزش حال Net Present Value قیمت خالص؛ بهای ویژه Net Price خالص سرمایه گذاری خصوصی داخلی Net Private Domestic Investment عواید خالص از فروش Net Proceeds a Sale محصول خالص؛ فرآوردهٔ خالص Net Product بهره‌وری خالص؛ فراوری خالص Net Productivity سود خالص؛ نفع خالص؛ سود ویژه Net Profit مابه‌التفاوت خالص سود Net Profit Margin خالص درآمد دارایی از خارج Net Property Income from Abroad خرید خالص Net Purchase نرخ خالص Net rate ضریب خالص وایازی Net Regression Coefficient عایدی خالص ملک یا مال Net Rental آهنگ خالص زه و زاد Net Reproduction Rate دریافتی خالص؛ دخل خالص Net Revenue فروش خالص؛ فروش ویژه؛ فروش کل منهای برگشتی تخفیفات Net Sale پس‌انداز خالص Net Saving ظرفیت بارگیری خالص Net Tonnage (Vessel) جمع ویژه Net Total انتقال خالص Net Transfer شکبه نمودار Network تحلیل مسیر کار Network Analysis سرمایهٔ در گردش خالص Net Working Capital ارزش خالص؛ دارایی خالص؛ ارزش ویژه Net Worth بازدهٔ خالص؛ بازدهٔ ویژه؛ حاصل خالص Net Yield بازدهٔ ویژه تا سررسید؛ خالص بازده تا سررسید Net Yield Maturity خالص کردن؛ پابه‌پا کردن Netting نویمن Neumann بی‌طرف؛ خنثی Neutral تعادل بی‌تفاوت؛ تعادل بی‌اثر Neutral Equilibrium پول بی‌طرف Neutral Mney اندازهٔ بهرهٔ بی‌طرف Neutral Rate of Interest مالیات بی‌اثر؛ مالیات خنثی Neutral Tax بی‌طرفی پول Neutrality of Money بی‌طرف سازی Neutralization جریانهای پول خنثی کننده Neutralizing Monetary Flows حساب نو؛ حساب جدید New Account کار و کسب جدید New Busiuess سدی جدید، واحد پول کشور غنا و برابر با صد پسوا (Pessewa) است New Cedi «اقتصاد کلان؛ کلاسیک نوین» "New Classical Macroeconomies" استعمار نو New Colonialism نیودیل New Deal سیاست اقتصادی نو، سیاست اقتصادی نوین New Economic Policy روز حساب جدید Newgo دولت صنعتی نوین New Industrial State تورم نو؛ تورم جدید New Inflation نشر تازه سهام New Issue بازار نشر جدید؛ بازار سرمایهٔ درازمدت جدید New Issue Market «اقتصاد خرد نوین»؛ اقتصاد خرد جدید "New Microeconomics" اقتصاد خرد «نوین تازه»؛ اقتصاد خرد جدید جدید "New New" Microeconomics سفارش جدید؛ حوالهٔ تازه New Order نظریهٔ مقداری نوین پول New Quantity Theory of Money روپیهٔ تازه؛ نیوروپیه، واحد پول کشور اندونزی برابر با صد سن (Sen) است New Rupiah علم نوین یا اشباع پایدار New Science or Stable Saturation زمان جدید؛ وقت جدید؛ روز تصفیهٔ حساب جدید New Time اتحادیه‌گرایی نوین New Unionism دید تازهٔ سرمایه‌گذاری New View of Investment دید تازه دربارهٔ عرضهٔ پول New View on Money Supply بهرهٔ نیویورک New York Interest شرط زیان نیویورک New Yourk Loss Clause طرح نیویورک New Yourk Plan بورس نیویورک New Yourk Stock Exchange حق سهم نیویورک ن.ک: Stock right New Yourk Stock Right بعدی؛ پس از آن؛ پسین؛ متعاقب Next تسویه؛ تسویهٔ بعدی؛ واریز آینده Next Account (Next Settlement) نگولترام، واحد پول کشور بوتان Ngultrum کار شبانه؛ شب کاری Night Work بی‌اثر Nilpotent جز اینکه مقدم باشد Nisi Prius شاخص نیکی Nikeiانجمن ژاپنی فدراسیون کارفرمایان؛ اتحادیهٔ ژاپنی فدراسیون کارفرمایان Nikeire اصالت آزادی در قرن نوزدهم؛ آزادی‌گرایی قرن نوزدهم Nineteenth-century Liberalism اتاق بازرگانی و صنعتی ژاپن Nisho (Japan) کرون، واحد پول نروژ، نشانهٔ N. Krone است NKr تولید خالص ملی N.N.P. کشندهٔ چک حساب ندارد No Account بی‌خبر؛ بی‌اطلاع؛ فقدان اعلان No Advice (N/A or No Order) جایزهٔ عدم مطالبه؛ پاداش عدم ادعای خسارت No Claims Bonus شرط بدون نتیجه؛ شرط عدم پرداخت No Cure No Pay Clause معاملاتی نیست؛ نبود دادوستد No Dealings (Stock or either Exch) بی‌پرداخت اولیه No Down Payment بدون محل No Funds سفارش بی‌قید No Limit Order مادهٔ عدم تعطیل اجباری؛ شرط عدم تعطیل اجباری No Lockout Clause اصطلاح حمل و نقل و مبین "Not Otherwise Indexed By name" است No.I.B.N. صندوق وجوه بی‌هزینه No-load Fund بی‌هزینه؛ برگشت بدون هزینه No Noting (N/N) بدون ارزش اسمی No Par سهم بدون ارزش برابری؛ سهم بدون بهای اسمی No Par Stock بدون ارزش اسمی؛ بدون بهای اسمی No Par Value سهمهای فاقد ارزش اسمی No Par Value Shares بدون منطقه No Quotation 

قیمتهای متعدد Multiple Price چند نرخی؛ نرخهای متعدد Multiple Rates وایازی چندگانه Multiple Regression ترتیب چندنوبتی Multiple-shift Arrangement نظام تعرفهٔ گوناگون، متنوع Multiple Tariff System مالیات‌بندی متعدد؛ مالیات بندی چندگانه Multiple Taxation معادلهٔ ضربی پیشگوی؛ معادلهٔ ضربی پیش‌بینی کننده Multiplicative Predicting Equation ضریب افزایش؛ ضریب فزاینده Multipleir ضریب افزایش صادرات؛ ضریب فزایندهٔ صادرات Multipleir, Export ضریب افزایش بازرگانی خارجی؛ ضریب فزایندهٔ تجارت خارجی Multipleir, Foreign Trade انواع ضریب افزایش؛ انواع ضریب فزاینده Multipleir, Types of تأثیر متقابل ضرایب فزاینده - شتابنده (شتاب)؛ کنش متقابل ضرایب افزایش شتاب Maltiplier-accelerator Interaction نظریهٔ ضریب افزایش؛ نظریهٔ ضریب فزاینده؛ آموزهٔ ضریب افزایش Multiplier Doctrine اثر ضریب فزاینده Multiplier Effect تأثیر مصرف از لحاظ ضریب افزایش؛ اثر ضریب فزایندهٔ مصرف Multiplier Effect of Consumption تأثیر ضریب فزایندهٔ سرمایه گذاری Multiplier Impact of nvestment اصل فزاینده Multiplier Principle بی‌اطمینانی ضریب فزاینده Multiplier Uncertainty کار کردن با چند نوع برنامه در یک ماشین حساب الکترونی در یک زمان Multiprogramming الگوی چند بخشی رشد؛ الگوی رشد چند بخشی Multisector Growth Model تحلیل چند متغیره Multivariate Analysis توماس مان Mum, Thomas سند قرضهٔ شهرداری Municipal Bord واحد اقتصادی شهرداری Municipal Enterprise سوسیالیسم بلدی؛ سوسیالیسم شهری Municipal Socialism با دادن تغییرات ضروری Mutatis Mutandis تعاونی Mutual بانک تعاونی Mutual Bank اتحادیهٔ منفعت متقابل؛ شرکت تعاونی Mutual Benefit Association شرکت تعاونی Mutual Company شرکت تعاونی Mutual Corporation حساب پولی متقابل؛ حساب نقدینهٔ متقابل Mutual Currency Account شرکت سرمایه گذاری متغیر؛ صندوق تعاونی Mutual Fund Open-end Investment Company شرکت بیمهٔ تعاونی Mutual Insurance Company شرکتهای سرمایه گذاری تعاونی Mutual Investment Companies صندوق سرمایه گذاری تعاونی؛ وجوه سرمایه گذاری متقابل Mutual Investment Funds شرکت امانی سرمایه گذاری تعاونی Mutual Investment Trust شرکت تعاونی وام و ساختمان Mutual Loan Association بانک تعاونی پس‌انداز Mutual Saving Bank اصل تعاون؛ اصل تشارک؛ اصل خدمت دو طرفه تعاون گرایی Mutualism طرحهای متقابلا” استثنایی Mutually Exclusive Projects کوتاه مدت نگری Myopia الگوی بهینه سازی کوتاه مدت نگری Myopic Optimization Model میردال، گونار کارل Myrdal, Gunnar K. نایرا، واحد پول نیجریه، نشانهٔ Naira است N گیلدر، واحد پول انتیل هلند (جزایر)، نشانهٔ Guilder است Naf نقد پرداختن Nail ضریب سادهٔ شتاب؛ ضریب ساده شتابنده Naïve Accelerator قرارداد بی‌پشتوانه؛ قولنامه Naked Contract قرضهٔ بی‌تضمین؛ قرضهٔ بدون وثیقه Naked Debenture مالک صرف؛ در ید دارندهٔ محض Naked Possessor سد قرضهٔ با نام Name Bond روز ارسال اسامی Name Day بیمه نامهٔ با نام Named Policy نارودنا بانکای یوگسلاوی Narodna Banka Jugoslaviye بازار محدود Narrow Market عرضهٔ پول به حصر تعریف؛ عرضهٔ پول به تعریف محدود Narrowly Defined Money Supply نش، کتر جان اف. Nash, Dr, John F. ضابطهٔ نش Nash Criterion ملت Nation لقب اهانت امیزی که ناپلئون به ملت انگلیس داده است. "Nation of Shopkeepers" بودجهٔ اقتصادی ملت Nation's Economic Budget حسابداری ملی National Accounting تعدیل و تصحیح حسابداری ملی National Accounting Deflation حسابهای ملی National Accounts ورقهٔ ترازنامهٔ ملی National Balance Sheet بانک ملی National Bank بانک ملی یوگسلاوی National Bank of Yugoslavia چانه‌زنی ملی National Bargaining نهاد ملی قیمتها و درآمدها National Board for Prices and Incomes (U.K.) نشان ملی؛ درفش ملی؛ آرم ملی National Brand سرمایهٔ ملی National Capital نهاد ملی زغال National Coal Board (U.K.) مصرف ملی National Consumption جدول مصرف ملی National Consumption Schedule پول ملی National Currency قرضهٔ ملی؛ قرض ملی؛ دین ملی؛ مجموعهٔ بدهی یک ملت؛ قرض دولت مرکزی؛ مجموع بدهی یک حکومت ملی National Debt بار قرضهٔ ملی؛ گنجایش قرضهٔ ملی National Debt, Burden of قرضه‌های دفاع ملی National Defence Bonds مالیات دفاع ملی؛ کمک دفاع ملی؛ اعانهٔ دفاع ملی National Defence Contribution قرضهٔ توسعهٔ ملی National Development Bonds بهرهٔ ملی National Dividend اقتصاد ملی National Economic اقتصاد ملی National Economy اختلاف در حالت اضطراری ملی؛ کشمکش در حالت فوق العاده؛ درگیری در حالت اضطراری National Emergency Dispute مرکز ملی مبادلهٔ عادلانهٔ نیروی کار National Equitable Labour Exchange هزینهٔ ملی؛ مخارج دولت National Expenditure انجمن ملی وام کشاورزی National Farms Loan Association فدراسیون ملی سازمان صنعتی (ژاپن) National Federation of industrial Organization (Jap) مالیهٔ ملی National Finance جیروی ملی National Giro جیرو بانک ملی National Girobank اندازه ناخالص بازدهٔ ملی National Gross Rate of Return درآمد ملی National Income حسابداری درآمد ملی National Income Accounting حساب درآمد ملی و محصول ملی National Income and Product Account محاسبهٔ درآمد ملی؛ حسابداری درآمد ملی National Income Accounting بیمهٔ ملی؛ بیمهٔ اجتماعی National Insurance سهمیهٔ بیمهٔ ملی؛ سهم مشارکتی بیمهٔ ملی National Insurance Contribution صندوق بیمهٔ ملی National Insurance Fund وام ملی National Loan کمینهٔ سطح زندگی؛ کمینهٔ ملی National inimum درآمد ملی پولی National Money Income محصول ملی؛ فرآوردهٔ ملی National Product دریافتی ملی؛ عواید ملی National Revenue پس‌انداز ملی National Savings بانک ملی پس انداز National Savings Bank گواهی پس‌اندازهای ملی National Savings Certificate گروه‌های پس‌انداز ملی National Savings Groups جنبش پس‌اندازهای ملی؛ نهضت پس‌انداز ملی National Savings Movement بازار اوراق بهادار ملی؛ بورس ملی اوراق بهادار National Security Exchange خودبسندگی ملی؛ خودبسایی ملی National Self-sufficiency سیاست ملی مزد National Wages Policy ثروت ملی National Wealth ملی کردن Nationalization صنعت ملی؛ صنعت ملی شده Nationalized Industry سال تجاری؛ سال مالی و تجاری عادی Natural Business Year سرمایهٔ طبیعی Natural Capital سپردهٔ طبیعی Natural Deposit اقتصاد طبیعی Natural Economy افزایش طبیعی؛ افزایش عادی Natural Increase اندازهٔ بهرهٔ طبیعی؛ اندازهٔ بهرهٔ عادی Natural Interest Rate قانون طبیعی Natural Law لگاریتم طبیعی Natural Logarithm انحصار طبیعی؛ انحصار طبیعی فروش Natural Monopoly نظم طبیعی Natural Order حق بیمهٔ طبیعی Natural Premium قیمت طبیعی Natural Price اندازهٔ طبیعی رشد؛ میزان طبیعی رشد Natural Rate of Crowth اندازهٔ بهرهٔ طبیعی Natural Rate of Interest اندازهٔ طبیعی بیکاری؛ میزان طبیعی بیکاری Natural Rate of Unemployment منابع طبیعی Natural Resources حقوق طبیعی؛ حقوق نظری Natural Rights مقیاس طبیعی Natural Scale فرضیهٔ بهگزینی طبیعی Natural Selection Uypothesis وضع طبیعی؛ حالت طبیعی Natural State تحلیل طبیعی؛ اتلاف طبیعی Natural Wastage طبیعت، زمین Nature گواهی معافیت از بازرسی Navicert حقوق کشتیرانی Navigation Dues جواز کشتیرانی؛ پروانهٔ کشتیرانی Navigation Permit یادداشت شود N.B. منع خروج Ne Exeat شبه پول Near Money بازار کوتاه‌مدت؛ بازار آیندهٔ نزدیک Near-term Market شرط ضروری Necessary Condition سپردهٔ قهری؛ امانت قهری Necessary Deposit امر قهری Necessitous Circumstance ادلهٔ ضروری Necessitous Reasons کالای ضروری (در مقابل کالای تجملی)؛ نیازمندی؛ احتیاج Necessity دفتر ملی توسعه؛ دفتر ملی توسعهٔ اقتصادی "NEDDY" دفتر ملی توسعهٔ اقتصادی N.E.D.O. شورای توسعهٔ اقتصاد ملی N.E.D.C. نیاز؛ احتیاج Need منفی Negative بدهی؛ دارایی منفی Negative Asset اندوختهٔ منفی استقراضی Negative Borrowed Reserve جریان منفی وجه نقد؛ کمبود جریان نقدی Negative Cash Flow گواهی مبداء Negative Certificate of Origin همبستگی منفی Negative Correlation اندوخته‌های آزاد منفی Negative Free Reserves صادرات منفی Negative Exports تابع منفی Negative Function مالیات منفی بر درآمد Negative Income Tax بهرهٔ منفی Negative Interest سرمایه گذاری منفی Negative Investment وثیقهٔ سلبی Negative Pledge شرط بی‌گروی؛ شرط بدون وثیقه؛ شرط عدم وثیقه به ضرر بیمه گذار؛ شرط عدم گروگذاری به زیان بیمه گذار Negative Pledge Clause پس‌انداز منفی Negative Saving چولگی منفی Negative Skewness برنامهٔ مالیات منفی Negative-tax plan تأیید ضمنی Negative Verification کوتاهی، قصور؛ ترک قول؛ انجام ندادن وظایف محوله Negligence اعتبار معامله؛ اعتبار دادوستد Negociation Credit انتقال پذیری (در مورد بروات)؛ قابلیت دادوستد؛ قابلیت معامله Negotiability مزایای خالص Net Advantages میزان خالص در خطر Net Amount at Risk دارایی خالص؛ خالص دارایی Net Asset ارزش خالص دارایی؛ ارزش دارایی خالص Net Asset Value ارزش خالص دارایی Net Asset Worth بازیافت Net-back قاعدهٔ خرج دررفته؛ قاعدهٔ تعیین قیمت کاذب؛ قاعدهٔ بازیافت Net Back Formula روش خرج دررفته؛ روش بازیافت Net Back System خالص رابطهٔ مبادله پایاپا Net Barter Terms of Trade نفع خالص؛ فایدهٔ خالص Net Benefit موافقتنامهٔ خالص کتاب Net Book Agreement مبلغ خالص دفتری Net Book Amont ارزش دفتری پس از کسر اندوخته‌ها؛ مبلغ دفتر نقدی؛ ارزش ویژهٔ دفتری Net Book Value خالص اندوخته‌های استقراضی Net Borrowed Reserves خالص تشکیل سرمایه Net Capital Formation خروج خالص پول نقد Net Cash Drains خالص جریان نقد Net Cash Flow کاهش خالص پول نقد Net Cash Loss خالص جریان نقدی؛ خالص عایدی نقدی Net Cash Flow تغییر خالص در موجودی انبار بازرگانان و مؤسسات بازرگانی Net Change in Business Inventories هزینهٔ خالص؛ قمیت ویژه؛ ارزش ویژه Net Cost خالص تخصیص انباشتی Net Cunulative خروج خالص پول نقد Net Currency Drain ورود خالص پول نقد Net Currency Flow خالص دارایی جاری تنخواه گردان Net Currency Asset فاصلهٔ زمانی خرید و فروش یک کالا Net Cycle Time دین خالص؛ قرض خالص Net Debt محصول خالص داخلی Net Domestic Output محصول خالص داخلی Net Domestic Product عواید خالص مدیریت Net Earnings of Management خالص داراییهای سهمی Net Equity Assets هزینهٔ ویژه Net Expenditure خالص صادرات Net Exports خالص درآمد عامل از خارج کشور Net Factor Income from abroad خالص سرمایه‌گذاری خارجی Net Foreign Investment اندوخته‌های آزاد خالص Net Free Reserves درآمد خالص (در کار و کسب)؛ درآمد ویژه Net Income ورودی خالص Net Inflow بهرهٔ خالص Net Interest سرمایه گذاری خالص Net Investment کرایهٔ خالص؛ اجازهٔ خالص Net Lease زیان خالص؛ زیان ویژه Net Loss درصد سود خالص؛ مابه‌التفاوت خالص Net Margin قرض خالص ملی Net National Debt خالص درآمد ملی؛ درآمد ملی خالص Net National Income خالص خرج ملی؛ هزینهٔ ملی خالص Net National Outlay محصول خالص ملی؛ فرآوردهٔ خالص ملی Net National Product محصول خالص ملی به قیمت عوامل Net National Product at Factor Prices وزن واقعی خالص Net Net Weight سود عملیات؛ سود خالص عملیات Net Operating Profit حق انتخاب صریح Net Option محصول خالص؛ بازدادهٔ خالص Net Output روش تولید خالص؛ روش بازدادهٔ خالص Net OutputMethod وضع روشن Net Position حق بیمهٔ خالص Net Premium خالص ارزش حال Net Present Value قیمت خالص؛ بهای ویژه Net Price خالص سرمایه گذاری خصوصی داخلی Net Private Domestic Investment عواید خالص از فروش Net Proceeds a Sale محصول خالص؛ فرآوردهٔ خالص Net Product بهره‌وری خالص؛ فراوری خالص Net Productivity سود خالص؛ نفع خالص؛ سود ویژه Net Profit مابه‌التفاوت خالص سود Net Profit Margin خالص درآمد دارایی از خارج Net Property Income from Abroad خرید خالص Net Purchase نرخ خالص Net rate ضریب خالص وایازی Net Regression Coefficient عایدی خالص ملک یا مال Net Rental آهنگ خالص زه و زاد Net Reproduction Rate دریافتی خالص؛ دخل خالص Net Revenue فروش خالص؛ فروش ویژه؛ فروش کل منهای برگشتی تخفیفات Net Sale پس‌انداز خالص Net Saving ظرفیت بارگیری خالص Net Tonnage (Vessel) جمع ویژه Net Total انتقال خالص Net Transfer شکبه نمودار Network تحلیل مسیر کار Network Analysis سرمایهٔ در گردش خالص Net Working Capital ارزش خالص؛ دارایی خالص؛ ارزش ویژه Net Worth بازدهٔ خالص؛ بازدهٔ ویژه؛ حاصل خالص Net Yield بازدهٔ ویژه تا سررسید؛ خالص بازده تا سررسید Net Yield Maturity خالص کردن؛ پابه‌پا کردن Netting نویمن Neumann بی‌طرف؛ خنثی Neutral تعادل بی‌تفاوت؛ تعادل بی‌اثر Neutral Equilibrium پول بی‌طرف Neutral Mney اندازهٔ بهرهٔ بی‌طرف Neutral Rate of Interest مالیات بی‌اثر؛ مالیات خنثی Neutral Tax بی‌طرفی پول Neutrality of Money بی‌طرف سازی Neutralization جریانهای پول خنثی کننده Neutralizing Monetary Flows حساب نو؛ حساب جدید New Account کار و کسب جدید New Busiuess سدی جدید، واحد پول کشور غنا و برابر با صد پسوا (Pessewa) است New Cedi «اقتصاد کلان؛ کلاسیک نوین» "New Classical Macroeconomies" استعمار نو New Colonialism نیودیل New Deal سیاست اقتصادی نو، سیاست اقتصادی نوین New Economic Policy روز حساب جدید Newgo دولت صنعتی نوین New Industrial State تورم نو؛ تورم جدید New Inflation نشر تازه سهام New Issue بازار نشر جدید؛ بازار سرمایهٔ درازمدت جدید New Issue Market «اقتصاد خرد نوین»؛ اقتصاد خرد جدید "New Microeconomics" اقتصاد خرد «نوین تازه»؛ اقتصاد خرد جدید جدید "New New" Microeconomics سفارش جدید؛ حوالهٔ تازه New Order نظریهٔ مقداری نوین پول New Quantity Theory of Money روپیهٔ تازه؛ نیوروپیه، واحد پول کشور اندونزی برابر با صد سن (Sen) است New Rupiah علم نوین یا اشباع پایدار New Science or Stable Saturation زمان جدید؛ وقت جدید؛ روز تصفیهٔ حساب جدید New Time اتحادیه‌گرایی نوین New Unionism دید تازهٔ سرمایه‌گذاری New View of Investment دید تازه دربارهٔ عرضهٔ پول New View on Money Supply بهرهٔ نیویورک New York Interest شرط زیان نیویورک New Yourk Loss Clause طرح نیویورک New Yourk Plan بورس نیویورک New Yourk Stock Exchange حق سهم نیویورک ن.ک: Stock right New Yourk Stock Right بعدی؛ پس از آن؛ پسین؛ متعاقب Next تسویه؛ تسویهٔ بعدی؛ واریز آینده Next Account (Next Settlement) نگولترام، واحد پول کشور بوتان Ngultrum کار شبانه؛ شب کاری Night Work بی‌اثر Nilpotent جز اینکه مقدم باشد Nisi Prius شاخص نیکی Nikeiانجمن ژاپنی فدراسیون کارفرمایان؛ اتحادیهٔ ژاپنی فدراسیون کارفرمایان Nikeire اصالت آزادی در قرن نوزدهم؛ آزادی‌گرایی قرن نوزدهم Nineteenth-century Liberalism اتاق بازرگانی و صنعتی ژاپن Nisho (Japan) کرون، واحد پول نروژ، نشانهٔ N. Krone است NKr تولید خالص ملی N.N.P. کشندهٔ چک حساب ندارد No Account بی‌خبر؛ بی‌اطلاع؛ فقدان اعلان No Advice (N/A or No Order) جایزهٔ عدم مطالبه؛ پاداش عدم ادعای خسارت No Claims Bonus شرط بدون نتیجه؛ شرط عدم پرداخت No Cure No Pay Clause معاملاتی نیست؛ نبود دادوستد No Dealings (Stock or either Exch) بی‌پرداخت اولیه No Down Payment بدون محل No Funds سفارش بی‌قید No Limit Order مادهٔ عدم تعطیل اجباری؛ شرط عدم تعطیل اجباری No Lockout Clause اصطلاح حمل و نقل و مبین "Not Otherwise Indexed By name" است No.I.B.N. صندوق وجوه بی‌هزینه No-load Fund بی‌هزینه؛ برگشت بدون هزینه No Noting (N/N) بدون ارزش اسمی No Par سهم بدون ارزش برابری؛ سهم بدون بهای اسمی No Par Stock بدون ارزش اسمی؛ بدون بهای اسمی No Par Value سهمهای فاقد ارزش اسمی No Par Value Shares بدون منطقه No Quotation موافقتنامهٔ عدم تجاوز No Raiding Agreement زمین بدون «اجارهٔ تفاضلی» "No Rent" Land مادهٔ عدم اعتصاب؛ شرط عدم اعتصاب No Strike Clause نفی مالیات بدون نمایندگی No Taxation Without Representation فهرست رده بندی کالاها برحسب Nomenclature of the Classification تعرفهٔ گمرکی Goods in Customs Tariffs حساب اسمی؛ حساب صوری Nominal Account مانده اسمی Nominal Balances قیمت اسمی دفتری Nominal Book Value سرمایهٔ اسمی Nominal Capital هزینهٔ اسمی Nominal Cost خسارات اسمی Nominal Damages تعریف صوری؛ تعریف لفظی؛ تعریف غیرواقعی؛ تعریف غیرعملی Nominal Definition عنصر اسمی Nominal Element مبادلهٔ اسمی Nominal Exchange درآمد اسمی Nominal Income اندازه بهرهٔ اسمی؛ میزان بهرهٔ اسمی Nominal Interest Rate دفتر بزرگ حسابهای عمومی Nominal Ledger فهرست اسامی Nominal List (of Shareholders) شریک اسمی Nominal Partaer قیمت اسمی؛ بهای اسمی Nominal Price اندازهٔ اسمی؛ میزان اسمی Nominal Rate اجاره بهای اسمی Nominal Rent مقیاس اسمی Nominal Scale سهام با نام Nominal Shares ارزش اسمی؛ مبلغ اسمی Nominal Value مزد اسمی؛ مزد پولی؛ دستمزدهای اسمی Nominal Wages بازدهٔ اسمی؛ حاصل اسمی Nominal Yield فلسفهٔ صوری Nominalism اسمیون؛ طرفداران فلسفهٔ صوری Nominalists سهامداران بدلی Nominee Shareholders نکول؛ عدم پذیرش Non-acceptance دارایی قبول نشده Non-admitted Asset اسناد قرضهٔ ناموافق Non-admitted Bonds سند قرضه یا سهم ناموافق Non-admitted Stock or Bond غیرقابل تقویم؛ معاف از پرداخت سرمایهٔ اضافی به شرکت Nonassessable بیمهٔ نابرآوردنی Non Assessable Assurance بیمهٔ غیر برآوردی؛ بیمهٔ بدون تعیین ارزش مورد بیمه Nonassessable Insurance بیمه نامهٔ غیر برآوردی؛ بیمه نامهٔ بدون تعیین ارزش مورد بیمه Nonassessable Policy سهم غیرقابل ارزیابی Nonassessable Stock واگذار ناکردنی Nonassignable پروانهٔ غیرخودکار واردات Non-automatic Import Licence غیربانکی Nonbank واسطه‌های مالی غیرابنکی Non-bank Financial Intermediaries اندوخته‌های غیراستقراضی Non-borrowed Reserves قرض غیربانکی Non-borrowing روز غیرکار؛ روز تعطیل Non-business Day بیمه‌نامهٔ غیرقابل لغو؛ بیمه‌نامهٔ باطل نشدنی؛ بیمه‌نامهٔ هر سال قابل تمدید Non-cancellable Policy غیرنقد Noncash مدار غیرنقدی Non-cash Circuit هزینهٔ غیرنقد Non Cash Expenditure فقرهٔ غیرنقدی؛ قلم غیرنقدی Non Cash Item عدم ادعا؛ قصور در ادعا Non-claim غیرتهاتری Non-clearing سهم غیرتهاتری Non-clearing House Tock بردارهای زوج Non-collinear Opposite Vector گروه‌های غیررقیب Non-competing Groups بیمهٔ غیرموازی Non-concurrent Insurance شرط عدم مشارکت؛ شرط سهم بری کامل Noncontribution Clause حق بازنشستگی بدون سهمیهٔ مشارکتی؛ حق بازنشستگی تسهیم نشده Non-contributory Pension هزینهٔ غیرقابل نظارت Noncontrollable Cost سود سهمی ناانباشتی Non-cumulative Dividend سهام ترجیحی غیرتجمعی Non-cumulative Preference Shares سهم غیرتجمعی Non-cumulative Stock منطقهٔ نامعین Noncritical Region آزمون غیرفرهنگی Noncultural Test سهام ترجیحی ناانباشتی Non-cumulative Prefered Stock واسطهٔ مالی غیرسپرده‌پذیر Non-depository Financial Intermediary شرکت امانی غیرمختار؛ شرکت امانی غیرمصلحتی Nondiscretionary Trust اعتبار غیرقابل تقسیم؛ اعتبار تقسیم‌ناپذیر Nondivisible Credit کالاهای مصرفی بی‌دوام Nondurable Consumer's Goods کالاهای بی‌دوام Non-durables Goods بدون کار؛ بیکاری خودخواسته؛ بیکاری ارادی Non-employment تفاوتهای نابرابر مزد؛ تفاوت‌های نابرابر گردان مزدها Non-equalizing Wage Differentials اعتبار غیرضروری Nonessential Credit استثناء ناپذیری Non-excludability مدیران غیرموظف Non-executive Directiors منبع جانشین‌پذیر Non-exhaustible Resource خدمات غیرعامل Nonfactor Services قصور در اجرای امر؛ شکست در ایفاء وظیفه؛ کوتاهی Nonfeasance قیمت انعطاف ناپذیر Nonflexible Price عدم تخلف؛ غیرقابل ابطال Nonforfeiture عدم تملیک اختیارات خرید و فروش یا مقادیر ارزشها Nonforfeiture Options or Values محصول کم فروش Nongoing product اعتبار غیرقسطی Noninstallment Credit جمعیت غیرنهادی Non-institutional Population خطر بیمه‌ناشدنی Noninsurable Risk حساب بی‌بهره Noninterest Bearing Account سند قرضهٔ متراکم تا موعد Non Interest-bearing Discount Bond درآمد غیرکاری Non Labour Income دارایی غیردفتری Nonledger Asset وام دهندهٔ غیر از بانک Nonlender عدم مسئولیت Nonliability شرط عدم مسئولیت Nonliability Clause همبستگی غیرخطی Nonlinear Correlation تابع غیرخطی Non-linear Function کارگران غیردستی؛ کارگران غیریدی Non-manual Workers صنعت غیرتبدیلی Nonmanufacturing Industry قرض خرید و فروش نشدنی در بازار؛ دین غیرقابل معامله Nonmarketable Debt فرهنگ غیرمادی Nonmaterial Culture کالاهای غیرمادی Nonmaterial Goods نهاد سپرده پذیر غیرعضو Non-member Depository Institution مزایا و مضار غیرپولی Nonmonetary Advantages and Disadvantages مطالبات غیرپولی Nonmonetary Claims تعهدات غیرپولی Nonmonetary Liabilities طلای غیرپولی Non-monetized Gold بخش غیرپولی Nonmonetized Sector غیرقابل معامله (در مورد سفته و برات)؛ نزول نکردنی؛ تنزیل نشدنی Nonnogotiable غیراصولی؛ نامتکی به اصل حقوقی یا فلسفی؛ غیرهنجاری Nonnormative وام بدون اخطاریه Nonnotifieation Loan داراییهای غیرفعال؛ داراییهای راکد Nonoperating Assets شرکت بدون فعالیت؛ شرکت غیرفعال Nonoperating Company هزینه‌های غیرانتفاعی Nonoperating Expenses درآمد اتفاقی مؤسسات غیرانتفاعی Nonoperating Income دریافتی فرعی؛ دریافتی حاصله از فعالیتهای غیرمستمر؛ دریافتی اتفاقی و غیرعادی؛ دریافتی غیربهره‌برداری Nonoperating Revenue روش‌های غیرپارامتری Nonparametric Methods بیمه‌نامهٔ غیراشتراکی؛ بیمه نامهٔ غیرشراکتی Nonparticipating Policy سهم ترجیحی غیرشراکتی Non-participating Prefered Stock سهام بدون ارزش اسمی؛ سهم بدون قمیت وجهی Nonpar-value Stock عدم پرداخت Nonpayment کالاهای غیرنقدی Non-pecuniary Goods عدم اجرا Nonperfarmance رقابت غیرقیمتی Nonprice Competition جیره‌بندی غیرقیمتی Nonprice Rationing نمونه‌های غیراحتمالی Nonprobability Samples سرمایه‌گذاری غیرتولیدی Non-productive investment کار غیرتولیدی Nonproductive Labour نهاد غیرانتفاعی Non-profit Institution شرکت غیرانتفاعی Nonprofit Corporation مؤسسات غیرانتفاعی Nonprofit Institution سازمان غیرانتفاعی؛ سازمان بدون سود Non-profit Making Organization غیرمترقی؛ غیرتصاعدی Nonprogressive قانون بازدادهٔ نامتناسب؛ قانون محصول نامتناسب Nonproportional Output, Law of بازده‌های نامتناسب Non-proportional Returus خارج از سهمیه؛ غیرسهمیه Nonquota بدون مظنه؛ بی‌منطقه بندی Nonquotation نمونهٔ غیرتصادفی Nonrandom Sample نامتقابل Nonreciprocal عدم تقابل Nonreciprocity بدون حق رجوع؛ بدون حق تعقیب قانونی نسبت به مدیون یا ظهرنویس Nonrecourse وام کالایی بدون حق رجوع Non-recourse Commodity Loan تأمین مالی خرید از خود فروشنده Nonrecourse Finance هزینه‌های غیراقبل وصول یا جبرانی Nonrecoverable Charge هزینه‌های غیرمستمر Nonrecurrent Expenditure مخارج اتفاقی؛ مخارج بی‌برگشت Nonrecurring Expense منبع تجدیدنشدنی؛ منبع ترمیم ناپذیر؛ منبع تمام شدنی Non-renewable Resource حساب غیرمقیم Non-resident Account بیگانهٔ غیرمقیم؛ خارجی غیرمقیم Non-resident Alien سرمایه‌گذاری ثابت غیرمسکونی Non-residential Fixed Investment ساختارهای غیرمسکونی Non-residential Strictures خطای عدم جواب Nonresponse Error دریافتهای غیر درآمدی، مانند وام و امثال آن Non Revenue Receipts تابع بدون امکان برگشت؛ تابع وارونه ناپذیری Nonreversibilty of Function مصرف غیررقابتی Non-rival Consumption همبستگی نامعقول؛ همبستگی بی‌معنا Nonsense Correlation سپرده‌های غیردیداری Nonsight Deposits شرط بدون امضاءکنندگان Non Signers' Clause ماتریس انعکاس پذیر؛ ماتریس منظم؛ ماتریس ویژه Nonsingular Matrix وجوه غیرقابل مصرف Nonspendable Fund مصالح غیرنمونه؛ موادغیرنمونه Nonstandard Material الگوی غیراتفاقی Nonstochastic Model شرکت غیرسهامی Nonstock Corporation موجودی کشندهٔ چک کافی نیست Nonsufficient غیرقابل انتقال Non-transferrable چند همتایی Non-niqueness بیمه نامهٔ بدون ذکر ارزش Nonvahuel Policy سهام بدون رأی؛ سهم الشرکه‌های بدون رأی Nonvoding Shares مزایای غیرمزدی Non-wage Attributes هزینه‌های غیرمزدی کار Non-wage Labour Costs موافقتنامهٔ عدم اغماض Non Waiver Agreement شرط عدم اسقاط حق Nonwaiver Clause زوال ناپذیر Nonwasting هنجار Norm هنجار به‌دنبال رفتار Norm Following Behaviour هنجار؛ ضابطه؛ معیار Norma عادی؛ طبیعی؛ معمولی؛ میانه؛ متوسط؛ عمود؛ خط قائم؛ حالت میانه؛ حالت عادی Normal توزیع عادی و توزیع چولگی؛ توزیع عادی و ناهنجار Normal and Skew Distribution توزیع دو متغیری طبیعی Normal Bi-variate Distribution شرایط عادی توابع هزینه Normal Conditions of Cost Functions شرایط عادی توابع تقاضا Normal Conditions of Demand Functions هزینهٔ متعارف؛ هزینهٔ عادی Normal Cost قیمت گذاری بر پایهٔ هزینهٔ هنجاری؛ قیمت گذاری بر پایهٔ هزینه عادی Normal Cost Pricing منحنی طبیعی؛ منحنی عادی Normal Curve منحنی عادی توزیع Normal Curve of Distribution منحنی عادی خطا Normal Curve of Error انحراف طبیعی؛ انحراف عادی Normal Deviate توزیع عادی Normal Distribution تعادل عادی Normal Equilibrium کالای عادی Normal Good قیمت عادی Normal Price منحنی احتمالات عادی Normal Probability Curve سود عادی Normal Profit بازدهٔ عادی؛ بازدهٔ متعارف Normal Return هزینهٔ معیاری عادی Normal Standard Cost بیکاری عادی Normal Unemployment اندازهٔ بیکاری عادی Normal Unemployment Rate ارزش عادی؛ ارزش متعارف Normal Value متغیر عادی Normal Variable سال عادی Normal Year اقتصاد دستوری Normative Economic نورت، داگلاس (۱۹۲۰ - ...) North, Douglas اعتبار اضافه بر موجودی «ما» Nostro Overdraft مظنه نشده Not Classed غیرقابل معامله؛ غیرقابل انتقال Not Negotiable به حساب نیامده Not on Charge وجوه نامکفی؛ اندوختهٔ نابسنده Not Sufficient Funds (N/S) محضر؛ دفتر اسناد رسمی Notary Public مسئلهٔ درجه؛ مسئلهٔ مرحله Notch Problem اسکناس؛ فته طلب Note 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان تجارت11


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/۱۸ | ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()

سرقفلی مسلط؛ سرقفلی متفوق Dominant Tenement تسلط Domination حق مالکیت Dominium دونگ، واحد پول ویتنام Dong, D هبه کردن؛ هدیه کردن؛ بخشیدن Donate سهم بخشوده؛ سهم اهدایی Donated Stock مازاد اعطایی؛ مازاد اهدایی Donated Suprplus اعطایی؛ بخشش بالعوض Donation موهوب الیه؛ گیرندهٔ هبه Donee بهره‌بردار؛ گیرندهٔ هبه Donee Beneficiary کشور کمک کننده Donner Country قدرت و اختیار دولتی تنظیم اظهارنامهٔ مالیاتی Doomage Power حساب غیرفعال؛ حساب راکد؛ حساب بیکار Dormant Account شریک غیرفعال Dormant Partner روش کار با ماشینهای الکترونیکی دارای دیسک DOS حسابداری به روش دوجانبه؛ شیوهٔ حسابداری دوگانه Double-account System حراج بازاری دوطرفه Double Auction Market سند قرضهٔ دارای تضمین مضاعف Double-barreled Bond دفترداری مضاعف؛ دفترداری دوطرفه؛ دفترداری دوبل Double Book-keeping بودجهٔ مضاعف Double-budget بستانکار مضاعف Double Creditor انطباق مضاعف نیازمندی‌ها Double-coincidence of Wants محاسبهٔ مضاعف Double Counting روش موازنهٔ نزولی مضاعف استهلاک Double Declining Balance Method of Depreciation تورم‌زدایی مضاعف، تعدیل مضاعف؛ انقباض مضاعف Double Deflation کساد مجدد؛ غوطهٔ دوباره در کساد Double-depression تسهیم مجدد Double Distribution دفترداری دوطرفه؛ حسابداری مترادف؛ دفترداری دوبل Double-entry دفترداری دوبل؛ روش مترادف حسابداری Double-entry Book-keeping روش مترادف؛ دوطرفه؛ دو جانبه Double-entry System رابطهٔ مبادلهٔ دوعاملی Double Factoral Terms of Trade مالیات بندی مضاعف Double Imposition غرامت بیمهٔ مضاعف؛ تاوان مضاعف Double Indemnity شاخص بندی مضاعف؛ شاخص گذاری مضاعف Double Indexing بدهی مضاعف؛ تعهد دوجانبه Double Liability انحصار مضاعف؛ انحصار دوجانبه Double Monopoly اختیار مضاعف؛ اختیار دوجانبه Double Option قیمت‌گذاری مضاعف Double Pricing نمونه‌برداری مضاعف؛ نمونه‌گیری تکراری Double-sampling جابه‌جایی مضاعف Double Switching نظام دوفلزی؛ نظام دوپایه‌ای؛ نظام دو معیاری Double Standard مالیات بندی مضاعف Double Taxation مالیات‌بندی مضاعف و بخشودگی مالیات بندی مضاعف؛ مالیات بندی مضاعف و بازپرداخت مالیات مضاعف Double Taxation and Double Taxation Relief مطالبات مشکوک‌الوصول Doubtfull Account بدهی‌های مشکوک‌الوصول Doubtful Debits طرح اعتباری داگلاس Douglas Credit Scheme حمل یکسره Door to Door متوسط‌های داو - جونز Dow-Jones Averages شاخص داو جونز Dow-Jones Index نظریهٔ داو Dow Theory بازار کالای پست؛ بازار بنجل Down-market پیش‌پرداخت بیعانه؛ نقد پرداختی؛ پیش قسط؛ پرداخت اولیه Down Payment نظارتهای بر پیش پرداخت Down Payment Controls تعطیل کارخانه به منظور ترمیم و تعمیر Down Period زمان توقف ماشین آلات؛ مدت بیکاری کارگران Down Time تقاضای نزولی Downward-sloping Demand نرخ کمتر از نرخ روز؛ نرخ دوران رکود Down-time Rate بیمهٔ دام Dowry Insurance اسناد پس از پرداخت تحویل شود D/P در اخما، واحد پول یونان، Dr در اخما، واحد پول کشور یونان و برابر است با یکصد لپتا (Lepta)، واحد پول نقره‌ای یونان باستان Drachma حواله؛ برات؛ پیش نویس نامه Draft انواع حواله، برات Draft, Types of دریج ریتون Drage Return درام، واحد پول ارمنستان Dram, Adr درم Dram صدور (چک) در وجه...؛ حواله کرد شخصی Draw استرداد حقوق گمرکی؛ برگشت حقوق گمرکی؛ برگشتی DramBack برات‌گیر؛ محال علیه Drawee کنندهٔ برات و جز این؛ حواله یا برات کش؛ محیل Drawer برداشت Drawing حساب برداشت Drawing Account کشیدن چک Drawing a Cheque حساب برداشت Drawing Account حقوق برداشت Drawings Rights قرضهٔ برگزیده برای پرداخت Drawn Bond کرایهٔ کاری Drayage حرکت به سوی رفاه؛شتاب به سوی کمال؛ پیش به سوی کمال زیستی Drive to Maturity نیروی محرک Driving Force سهم افت ناپذیر Droplock Stock حمل مستقیم کالا از تولیدکننده به خریدار بدون واسطه Drop Shipment واسطهٔ معاملات Drop Shipper فروشندهٔ طواف؛ فروشندهٔ طبال Drummer تعمیرگاه کشتیهای تجاری و جز اینها Dry Dock دیم‌کاری Dry Harming زیان بی‌ربط؛ ضرر بی‌ربط؛ زیان ناروا Dry Loss ودیعهٔ بی‌سود؛ امانت بی‌سود Dry Trust وارسی مضاعف؛ نظارت مضاعف Dual Control فرضیهٔ تصمیم مضاعف؛ فرضیهٔ تصمیم دوگانه Dual Decision Hypothesis اقتصاد دوگانه Dual Economy فرضیهٔ بازار دوگانهٔ نیروی کار Dual Labour Market Hypothesis نظام دومزدی؛ نظام مزد انتخابی Dual Pay Stsytem صندوق دوهدفه؛ صندوق دو منظوره Dual Purpose Fund شیوه حساب دوباره Dual System اتحادیه‌گرایی دوگانه Dual Unionism اصل دوگانگی؛ اصل دوتایی؛ اصل ثنویت Dualism نظریهٔ دوگانه‌گرایی؛ نظریهٔ دوگانگی؛ دوگانگی نظریه Dualism Theory دوگانگی Duality قضیهٔ دوگانگی Duality Theorem کسر حقوق Duck بدهی؛ حق؛ طلب؛ عوارض؛ موعد؛ پرداختی؛ واجب الادا؛ موعد رسیده Due قبولی کتبی قرضه؛ برات قابل پرداخت؛ برات واجب الادا؛ برات موعد رسیده Due Bill سررسید؛ موعد Due Date طلب از بانکها Due from Banks بدهی به بانکها Due to Banks جازن Duffer بازار ساکت؛ بازار غیرفعال؛ بازار بدون فعالیت Dull Market مدیران ساختگی؛ مدیران ظاهری Dummy Directores بنیادگذاران ساختگی؛ مؤسسات مصنوعی Dummy Incorporators سهمدار ظاهری؛ سهامدار ظاهری Dummy Stockholder متغیر ساختگی؛ متغیر ظاهری Dummy Variable ارزان فروختن؛ قیمت شکستن؛ بازار شکستن Dump پول سیاه؛ پشیز Dump قیمت شکنی؛ بازار شکنی؛ ارزان فروشی عمدی Dumping انواع بازار شکنی، قیمت شکنی: ارزان فروشی Dumping, Types of بستانکار سمج؛ طلبکاری؛ مطالبه Dun پوشال؛ با پوشال بسته‌بندی کردن Dunnage تثبیت کالا Dunnage طلبکاری Dumming انحصار دوگانهٔ فروش؛ انحصار دو فرشنده؛ انحصار دوجانبه؛ انحصار دوقطبی؛ دوقطبی فروش Duopoly دوقطبی خرید؛ انحصار دوگانهٔ خرید؛ انحصار دو خریدار Duopsony شماره و الفبا Duplex Alpha-numeric نسخهٔ دوم؛ کپی اول؛ دو نسخه المثنی Duplicate نسخهٔ ثانی ساختن؛ کپیه کردن Duplicate (to) تکرر عملیات؛ عملیات مشابه Duplication of Functions دستگاه نسخه برداری الکلی Duplicator, Spirit Duplicator کالای سرمایه‌ای بادوام Durable Capital Goods کالای مصرفی بادوام Durable Consumers' goods وسایل بادوام Durable Equipment کالاهای بادوام Durable Goods مدت موافقتنامه Duration of the Agreement مدت ادوار بیکاری Duration of Spells of Unemployment مدت بیکاری Duration of Unemployment حراج هلندی؛ حراج نزولی؛ حراج مناقصه‌ای Dutch Auction تعرفهٔ؛ وظیفه؛ حق Duty بازپرداخت کل یا قسمتی از حقوق گمرکی پرداختی به نشانهٔ تکمیل و صدور مجدد آن کالا Duty Drawback معاف از حقوق گمرکی Duty Free مسکن؛ منزل؛ مأوی Dwelling House داراییهای تحلیل رفتنی Dwendling of Assets تحلیل پویا Dynamic Analysis وضع پویا Dynamic Condition علم اقتصاد پویا Dynamic Economics شکلهای پویای توابع تقاضا Dynamic Forms of Demand Functions وظیفهٔ پویای پول Dynamic Function of Money تثبیت پویا Dynamic Peg الگوی پویا Dynamic Model نظریه‌های پویای برتری نسبی؛ نظریه‌های پویای مزیت نسبی Dynamic Theories of Comparative Advantage حالت پویا؛ وضع پویا Dynamic State پویایی تطبیق Dynamics of Adjustment لیلانگنی، واحد پول سوازیلند، نشانهٔ Lilangeni یا Emelangeni E دوجانبه؛ از هر دو طرف Each Way ااشتیاق به خرید Eagerness to Buy سکهٔ طلای ده دلاری ایالات متحد Eagle «اشتباهات و از قلم افتادگیها مستثنی است» E. and O.E. مستمری از پیش مقرر Early Vesting تخصیص؛ کنار گذاشتن Earmark طلای مختص؛ طلای اختصاصی Earmarked Gold درآمد اختصاصی Earmarked Revenue تخصیص Earmarking تخصیص مالیاتها Earmarking of Taxes منفعت بردن؛ درآمد به سبب خدمت یا فروش؛ دخل داشتن Earn درآمد کار؛ درآمد اتسحقاقی؛ درآمد مکتسب؛ Earned Income حق بیمهٔ استحصالی Earned Premium درآمد استحصالی Earned Revenue مازاد مکتسب Earned Surplus پول بیعانه؛ پیش پرداخت Earnest Money دارایی سود آور؛ دارایی درآمددار؛ دارایی ایجادکنندهٔ درآمد Earning Assest معیار ارزش سرمایه‌ای Earning-capacity Standard درآمد، سود سهام و مازاد Earning, Dividends, Surplus درآمد عوامل تولید Earning of Factors of Production نیروی کسب درآمد Earning Power گزارش سود و زیان؛ گزارش عواید Earning Report درآمد بادآورده Earning Drift تابع عواید؛ تابع درآمد Earning Function درآمد؛ مداخل؛ عواید Earnings عواید مدیریت Earnings of Management درآمد هر سهم؛ عواید هر سهم Earnings per Share انتقال عواید؛ گزارش عواید Earnings Report صورت حساب درآمد؛ صورت ریز درآمد و تجزیه و تحلیل آن Earnings Statement بازدهٔ عواید؛ حاصل عواید Earnings Yield سهولت ورود Ease of Entry حق ارتفاق؛ حقوق ارتفاقی؛ حق ملک در نحوهٔ استفاده از ملک Easement حقوق ارتفاقی وابسته؛ حق ارتفاقی پیوسته Easement Appendant حق ارتفاقی پیوسته Easement Appurtenant حق ارتفاقی به طور کلی؛ حق ارتفاقی روی هم رفته Easement in Gross حق ارتفاق ضروری Easement of Necessity کالای نامرغوب Easy Commodity بازار سست Easy Market پول ارزان؛ پول آسان؛ گشایش پولی؛ پول فراوان Easy Money سیاست گشایش پولی Easy Money Policy اکافه E.C.A.F.E. جامعهٔ اروپایی زغال سنگ و فولاد E.C.C.S. هیئت ارزیابی ملل متحد E.C.E. کمیسیون اقتصادی اروپا E.C.E. بهزیستی؛ رفاه Ecfare قسمت تضمین اعتبارات صادراتی E.C.G.D. شرکت روحانی؛ شرکت مذهبی Ecclesistical Corporation الگوی اقتصادسنجی Ecconometric Model »ایکانامتریکا» "Econometric" اقتصادسنجی؛ اندازهٔ پدیده‌های اقتصادی Econometrics اقتصاد Economic وفور اقتصادی Economic Abundance فعالیت اقتصادی Economic Activity مجموعه‌های اقتصادی؛ ارقام کلی اقتصادی؛ کمیتهای کلی اقتصادی؛ کلهای اقتصادی Economic Aggregates تحلیل اقتصادی Economic Analysis کالاهای اقتصادی و رایگان Economic and Free Goods شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد Economic and Social Council of the United Nations ارزیابی اقتصادی؛ تقویم اقتصادی Economic Appraisal پایهٔ اقتصادی Economic Base ضریب فزایندهٔ پایه اقتصادی Economic Base Multiplier مقدار زیاد اقتصادی Economic Batch Quantity رفتار اقتصادی؛ وضع اقتصادی Economic Behaviour طبقات اقتصادی Economic Classes استعمار اقتصادی Economic Colonialism هیئت اقتصادی Economic Commission هیئت اقتصادی آسیا و خاور دور Economic Commission for Asia and the Far East هیئت اقتصادی اروپا Economic Commission for Europe جامعهٔ اقتصادی Economic Community جامعهٔ اقتصادی دولتهای افریقای شرقی Economic Community of West African States برخورد اقتصادی؛ اختلاف اقتصادی؛ کشمکش اقتصادی؛ ناسازگاری اقتصادی؛ مغایرت اقتصادی Economic Conftict دوام اقتصادی؛ پیوستگی اقتصادی؛ تسلسل اقتصادی Economic Continuity سازمان همکاری اقتصادی Economic Cooperation Organization هزینهٔ اقتصادی؛ قیمت جاری Economic Cost دور اقتصادی Economic Cycle تصمیمات اقتصادی Economic Decisions دموکراسی اقتصادی؛ مردم سالاری اقتصادی Economic Democracy نسبت وابستگی اقتصادی؛ درجهٔ وابستگی اقتصادی Economic Dependency Ratio تنزل اقتصادی Economic Depression توسعهٔ اقتصادی Economic Development حسابداری توسعهٔ اقتصادی Economic Development Accountancy هیئت توسعهٔ اقتصادی Economic Development Committee سرمایهٔ مولد (مستقیم) اقتصادی Economic Direct Productive Capital عقاید اقتصادی؛ آموزه‌های اقتصادی Economic Doctrines تسلط اقتصادی Economic Dominaiton پویایی اقتصادی؛ نیروی جنبانندهٔ اقتصادی Economic Dynamics کارآیی اقتصادی؛ کاربرد منابع در مؤثرترین طریقه Economic Efficiency هدفهای اقتصادی Economic Ends واحد اقتصادی Economic Entity نوسانهای اقتصادی Economic Fluctuations آزادی اقتصادی Economic Freedom اصطکاک اقتصادی Economic Fiction جغرافیای اقتصادی Economic Geography مال اقتصادی؛ کالای اقتصادی Economic Good رشد اقتصادی Economic Growth مراحل رشد اقتصادی Economic Growth, Stages of اندازهٔ رشد اقتصادی؛ میزان رشد اقتصادی Economic Growth Rate هماهنگیهای اقتصادی؛ قوای هماهنگی اقتصادی Economic Harmonies تاریخ اقتصادی Economic History امپریالیسم اقتصادی؛ توسعه جویی اقتصادی Economic Imperialism درآمد اقتصادی Economic Income استقلال اقتصادی Economic Independence نماگرهای اقتصادی Economic Indicators نهادهای اقتصادی؛ تأسیسات اقتصادی Economic Institutions نفع اقتصادی Economic Interest تعبیر اقتصادی تاریخ تفسیر اقتصادی تاریخ؛ تعبیر مادی تاریخ Economic Interpretation of History «ایکانامیک جورنال» Economic Journal «ایکانامیک جورنال» "Economic Journal, The" عدالت اقتصادی Economic Justice قانون اقتصادی؛ قرارداد اقتصادی Economic Law مکتب آزادی اقتصادی؛ آزادی‌گرایی اقتصادی Economic Liberalism عمر اقتصادی؛ مدت کار؛ عمر بهره‌برداری Economic Life اندازهٔ سهم باصرفه؛ مقدار بخش اقتصادی و باصرفه Economic Lot Size فرد اقتصادی؛ انسان اقتصادی؛ آدم اقتصادی Economic Man رسیدگی اقتصادی؛ کمال اقتصادی؛ بلوغ اقتصادی Economic Maturity روش اقتصادی؛ شیوهٔ اقتصادی Economic Method تحرک اقتصادی Economic Mobility بسیج اقتصادی Economic Mobilization الگوی اقتصادی Economic Model نوسازی اقتصادی Economic Modernization تمایل به کسب قدرت اقتصادی؛ تمایل به کسب سرعت اقتصادی Economic Momentum شکل اقتصادشناسی Economic Morphology انگیزه‌های اقتصادی Economic Motives ملی‌گرایی اقتصادی؛ اصالت نفع ملی اقتصادی؛ اصالت نفع اقتصاد ملی Economic Nationalism مقدار مطلوب سفارش؛ مقدار سفارش اقتصادی Economic Order Quantity سازمان اقتصادی Economic Organization سرمایهٔ ثابت اقتصادی Economic Over-head Capital تناقض اقتصادی؛ ضدونقیض اقتصادی؛ چیستانهای اقتصادی؛ معماهای اقتصادی Economic Paradoxes برامه‌گذاری اقتصادی؛ برنامه‌ریزی اقتصادی Economic Planning هیئتهای برنامه‌ریزی اقتصادی Economic Planning Boards سیاست اقتصادی Economic Policy قدرت اقتصادی؛ توان اقتصادی Economic Power فشارهای اقتصادی Economic Pressures مسئلهٔ اقتصادی Economic Problem سود اقتصادی؛ نفع اقتصادی؛ منفعت اقتصادی Economic Profit ترقی اقتصادی Economic Progress مقادیر اقتصادی؛ مجموعه‌های اقتصادی Economic Quantities or Aggregates نسبتهای اقتصادی؛ ضریبهای اقتصادی Economic Ratios بازسازی اقتصادی Economic Reconstruction توان بخشی اقتصادی؛ احیاء اقتصادی Economic Rehabilitation اجارهٔ اقتصادی؛ بهرجهٔ اقتصادی Economic Rent «ایکانامیک ری‌پورت» Economic Report منابع اقتصادی Economic Resources «ایکانامیک ریویو» Economic Review شهزادهٔ ثروتمند؛ ثروتمند مغرور Economic Royalist ضمانتهای اجرای اقتصادی؛ جرمیه‌های اقتصادی؛ مجازاتهای اقتصادی Economic Sanctions خودبسندگی اقتصادی؛ خودبسایی اقتصادی Economic Self-sufficiency اهمیت اقتصادی؛ قدر اقتصادی Economic Significance آمارا قتصادی Economic Statisties اعتصاب اقتصادی Economic Strike ساختار اقتصادی Economic Structure مازاد اقتصادی Economic Surplus «ایکانامیک سروی» Economic Survey نظام اقتصادی؛ دستگاه اقتصادی Economic System وظایف یک نظام اقتصادی Economic System, Functions of an نظریهٔ اقتصادی Economic Theory نظریهٔ اقتصادی سیاست Economic Theory of Polities اندیشهٔ اقتصادی Economic Thought روند اقتصادی Economic Trend اتحادیهٔ اقتصادی Economic union واحد اقتصادی اعم از خانوار، شرکت، مؤسسه و جز اینها Economic Unit یگانگی اقتصادی؛ وحدت اقتصادی Economic Unity جنگ اقتصادیگ کشمکش اقتصادی Economic War جنگ اقتصادی؛ کشمکش اقتصادی؛ درگیری اقتصادی Economic Warfare ثروت اقتصادی Economic Wealth بهزیستی اقتصادی؛ رفاه اقتصادی Economic Welfare «ایکانامیکا» "Ecomomica" باصرفه؛ مقرون به صرفه؛ باصرفه‌جویی اقتصادی Economical نهاد اقتصادی؛ مؤسسه اقتصادی Economical Institution مستقل از لحاظ اقتصادی Economically Independent علم اقتصاد؛ اقتصاد؛ علم ثروت Economics اقتصاد رفاه عمومی؛ اقتصاد بهزیستی Economies of Welfare صرفه‌جوییهای داخلی؛ صرفه‌جوییهای درونی Economies, Internal صرفه‌جوییهای خارجی؛ صرفه‌جوییهای بیرونی Economies, External صرفه‌جوییهای رشد Economies of Growth صرفه‌جوییهای آموزشی Economies of Learning صرفه‌جوییهای تولید انبوه Economies of Mass Production صرفه‌جوییهای مقیاس Economies of Scale اقتصادگرایی Economism اقتصاددان Economist «مجلهٔ اکونومیست» "Economist, the" شاخص قیمتهای سهم صنعتی Economist-extel Index نماگر قیمتهای مهم صنعتی Economist-extel Indicator اقتصاددانان اتریشی Economists Austrian اقتصاددانان کیمبریج Economists, Combridge اقتصاددانان کلاسیک Economists, Classical اقتصاددانان پیرو مکتب کینز Economists, Keynesian رعایت اصول اقتصادی؛ رعایت صرفه‌جویی Economization اقتصاد؛ دستگاه اقتصادی؛ اصول اقتصاد؛ ساختار تولیدی یا مالی کشور Economy اقتصاد ساکن Economy, Stationary اقتصاد وفور؛ اقتصاد فراوانی Economy of Abundance اقتصاد انعطاف پذیری؛ صرفه‌جویی از انعطاف پذیری Economy of Flexibility اقتصاد دستمزد بالا Economy of High Wages اقتصاد وفور؛ اقتصاد فراوانی Economy of Plenty صرفه‌جویی مقیاس Economy of Scale اقتصاد کمیابی؛ اقتصاد ندرت Economy of Scarcity شورای اقتصادی و اجتماعی E.C.O.S.O.C. دلار، واحد پول آنتیگوا و باربودا و انگیلا، دومینیک، سن کیتس - نویس، سن‌لوسیا، گرانادا، نشانهٔ EC.Dollar است. EC$ جامعهٔ زغال و فولاد اروپا E.C.S.C. واحد پول اروپا؛ اکو E.C.U. جامعهٔ دفاع اروپایی E.D.C. افزایش ناچیز؛ ترقی اندک Edge Up اجورث Edgeworth, Francis Ysidro جعبهٔ اجورث؛ نمودار مربعی اجورث Edgeworth Box شرکت سرمایه‌گذاری حقوق مالی و ملکی محدود E.D.I.T.H. تربیت؛ تعلیم و تربیت؛ معارف؛ فرهنگ Education آموزش حسابداری Education of Accounting بهرهٔ تحصیلی Educational Quotient تعرفهٔ حمایتی Educational Tariff اشتباه قابل برگشت است E.E. جامعهٔ اقتصادی اروپا E.E.Cمالیات بندیهای کشاورزی جامعهٔ اقتصادی اروپا EEC Agricultural Levies (۱) اثر؛ نتیجه (۲) نوعی داراییهای مالی Effect معلول و علت Effect and Cause تأثیر تغییرات تقاضا Effect ofChanges in Demand مؤثر؛ واقعی؛ فعلی؛ حقیقی؛ عامل مؤثر؛ قابل اجرا؛ پول مسکوک Effective اندازهٔ واقعی سالانه Effective Anjual Rate رقابت واقعی Effective Competition تاریخ اجرا؛ تاریخ تنفیذ Effective Date تقاضای مؤثر Effective Demand نرخ واقعی ارز Effective Exchange of Rate اندازهٔ بهرهٔ مؤثر؛ میزان واقعی بهره Effective Interest Rate بازدهٔ سرمایهگ نسبت درآمد به سرمایه Effective Rate میزان واقعی بهره؛ اندازهٔ واقعی بهره Effective Rate of interest اندازهٔ واقعی حمایت؛ میزان حمایت مؤثر Effective Rate of Protection نخرخ واقعی مالیات Effective Rate of Tax نرخ مالیات واقعی Effective Tax Rate اشیای مایملک Effects نتایج مالیات؛ آثار مالیات Effects of Taxes ضری کارآیی Efficiency (Ratio) کارآیی ممیزی؛ کارآیی بازرسی؛ کارآیی رسیدگی Efficiency, Audit کارآیی اقتصادی Efficiency, Economic کارآیی نهایی سرمایه Efficiency, Marginal, of Capital کارآیی فنی Efficiency, Technical عواید کارآیی Efficiency Earnings مهندس کارآیی Efficiency Engineer جنبش کارآیی Efficiency Movement حد کارآیی؛ نقطهٔ کارآیی Efficiency Point واحد کارآیی Efficiency Unit اختلاف کارآیی؛ مغایرت کارآیی؛ تغییر کارآیی Efficiency Variance کارآی؛ مؤثر Efficient علت اصلی یا واقعی Efficient Cause تقاضای مکفی؛ تقاضای مؤثر Efficient Demand کارآیی تعادل نهایی Efficient Final Equilibrium اتحادیهٔ بازرگانی آزاد اروپا E.F.T.A. فرضیهٔ بازار کارآمد؛ فرضیهٔ بازار مؤثر Efficient Market Hypothesis پرهیز از کوشش Effort Aversion مکتب مساوات؛ مکتب تساوی طلبی Egalitarianism بانک سرمایه‌گذاری اروپا E.I.B. حق تصرف ملک و مطالبهٔ خسارات Ejectment هم‌جنس؛ هم‌سان؛ یک جور؛ یک نوع Ejusdem Generis اکول، واحد پول گینهٔ استوایی Ekwele, Bipk دارای کشش؛ کشش‌دار Elastic پول کشش‌دار Elastic Currency تقاضای کشش‌دار Elastic Demand پول کشش‌دار؛ پول باکشش Elastic Money عرضهٔ باکشش پول Elastic Money Supply عرضهٔ کشش‌دار؛ عرضه باکشش Elastic Supply کشش Elasticity کشش درآمد Elasticity, Income کشش کامل یا کشش نامحدود Elasticity, Perfect or Infinite کشش روبه ترقی Elasticity, Promotional کشش یک تابع Elasticity of a Function کشش انتظارات Elasticity of Anticipation کشش جانشینی کالا Elasticity of Commodity Substitution کشش هزینه‌ها Elasticity of Costs کشش تقاضا Elasticity of Demand کشش کمانی تقاضا و عرضه؛ کشش قوسی تقاضا و عرضه Elasticity of Demand and Supply, Are کشش متقابل تقاضا و عرضه Elasticity of Demand and Supply, Cross کشش نقطه‌ای تقاضا و عرضه Elasticity of Demand and Supply, Point کشش قمیتی تقاضا و عرضه؛ کشش تقاضا و عرضه نسبت به قیمت Elasticity of Demand and Supply, Price کشش درآمدی تقاضا؛ کشش تقاضا نسبت به درآمد Elasticity of Demand, Income کشش انتظارات Elasticity of Expectations کشش جانشینی در داده؛ کشش جانشینی عامل تولید Elasticity of Input Substitution کشش تولید Elasticity of Production کشش فرآوری؛ کشش بهره‌وری Elasticity of Productivity کشش جانشینی Elasticity of Substitution کشش عرضه Elasticity of Supply اشتغال شخص پیر Elderly, Employment of the رایانهٔ الکترونیکی Electronic Computer داده آمایی الکترونیکی؛ داده پردازی الکترونیکی Electronic Data Processing دستگاه داده آمایی الکترونیکی؛ دستگاه داده‌پردازی الکترونیکی Electronic Date-processing System انتقال الکترونیکی وجوه Electronic Funds Transfer پول الکترونیکی Electronic Money غیرانتفاعی Eleemosynary شرکت سهامی خیریه؛ شرکت سهامی غیرانتفاعی؛ شرکت خیریه؛ شرکت نیکوکاری Eleemosynary Corporation قاعدهٔ شمولگ قاعدهٔ قابلیت قبول Eligibility Rule نسبت داراییهای قابل مطالبه Eligible Assets Ratio قرضهٔ مناسب؛ قرضهٔ واجد شرط و شرط؛ سند قرضهٔ قابل قبول Eligible Bond سرمایه‌گذاری واجد شرایط؛ سرمایه‌گذاری قابل قبول؛ سرمایه‌گذاری در خور انتخاب Eligible Investment بدهیهای واجد شرایط؛ بدهیهای قابل قبول Eligible Liabilities سند قابل قبول؛ برگهٔ بهادار واجد شرایط تنزیل مجدد Eligible Paper برگهٔ بهادار واجد شرایط؛ برگهٔ بهادار قابل قبول Eligible Security دفتر کل Elimination Ledger کالای نخبه‌گرا Elitist Good واحد قدیمی درازا در انگلیس برابر با ۴۵ اینچ یا ۱۱۱/۴ سانتیمتر؛ گز؛ طول یک دست تا شانه؛ ذرع؛ مقیاس طول Ell موافقتنامهٔ پولی اروپا E.M.A. صادره از Emanate of تحریم؛ توقیف کشتی در بندر؛ ممنوعیت تجاری؛ منع رفت و آمد Embargo اسناد سفارتی؛ مدارک سفارتی Embassy Documents اختلاس کردن Embezzle اختلاس Embezzlement ترقی فنی مجسم؛ ترقی فنی منجسم Embodied Techmical Progress استهلاک سریع Emergency Amortization ملت رو به نمو Emerging Nation برنامهٔ کارآیی امرسون؛ برنامهٔ مزد محرک Emerson Efficiency Plan مهاجرت؛ کوچ؛ ترک وطن برای اقامت در کشور دیگر Emigration سلطه؛ حق تسلط؛ حق حاکمیت و تسلط بر اموال اتباع خارجه Eminent Domain رشد فقرآور Emmisserizing Growth درآمد؛ مواجب؛ مداخل؛ حق الزحمه Emolument مواجب؛ جبران خدمات؛ حق الزحمه؛ فوق‌العاده Emolument تجارت آزاد امپراتوری Empire Free Trade نظام امتیاز امپراتوری؛ نظام رجحان امپراتوری Empire Preference System اصالت تجربه Empiricism استخدام کردن؛ به کار گماشتن؛ به کار واداشتن؛ مشغول شدن؛ استعمال کردن؛ به کار بدرن؛ صرف کردن؛ کار پیدا کردن؛ استفاده کردن؛ مورد استفاده قرار دادن Employ شاغل Employed کارمند؛ مستخدم Employee اندازهٔ فعالیت کارمند؛ میزان فعالیت کارمند Employee Activity Rate صندوق امانی کمک کارمندی Employee Benefit Trust مزایای کارکنان Employee Benefits روابط کارمندی Employee Relations نظام نمایندگی کارمندی Employee Representation System قرارداد بازخرید سهم کارمند Employee Stock Repurchase Agreement کارآموزی کارمند Employee Training پاداش کارگران و کارمندان Employees' Compensation کارفرما Employer اتحادیهٔ کارفرمایان؛ انجمن کارفرمایان؛ کانون کارفرمایان Employer's Association بیمهٔ مسئولیت کارفرمایان Employee's Liability insurance قانون مسئولیت کارفرمایان Employee's Liability Law اظهارنامهٔ کارفرمایی (مالیات حقوق)؛ صورت حساب کارفرمایی Employee's Return (Salary Tax) استخدام؛ شغل؛ کار؛ اشتغال Employment نظریهٔ کلاسیک اشتغال Employment, Classical Theory of اشتغال کامل؛ اشتغال مکفی Employment, Full اشتغال اولیه Employment, Primary اشتغال ثانوی Employment, Secondary مؤسسهٔ کاریابی Employment Agency ادارهٔ کاریابی Employment Exchange ضریب افزایش اشتغال؛ ضریب فزایندهٔ اشتغال Employment Multiplier اندازهٔ اشتغال؛ میزان نسبی اشتغال؛ نسبت اشتغال Employment Rate کمک هزینهٔ اشتغال Employment Subsidies حجم اشتغال Employment Volume بازاری؛ بازرگانی؛ تجاری Emporetic مغازهٔ بزرگ؛ جای بازرگانی؛ مرکز تجاری Emporium تفویض اختیار و قدرت کردن؛ قدرت و اختیار دادن؛ وکالت دادن؛ اجازه دادن؛ قادر کردن Empower اقتصاد بی‌بار؛ اقتصاد بی‌اساس؛ اقتصاد پوچ Empty Ecomomy مجموعهٔ تهی Empty Set نظام پولی اروپا E.M.S. نقد کردن؛ نقد گرفتن (چک و جز این)؛ تبدیل به پول نقد کردن Encash قابل تبدیل به وپل نقد؛ قابل دریافت Encashable دریافتی؛ در صندوق‌گذاری Encashment اعتبار قابل دریافت Encashment Credit اقتصادهای محاط؛ اقتصادهای جزیره‌ای Enclave Economies بست؛ پیوست؛ ضمیمه؛ جریان؛ حصارکشی؛ مرزبندی؛ چینه کشی Enclosure جنبش حصارکشی Enclsure Movement تعهد؛ الزام Encumbrance حساب مانع؛ حساب قرض ملک؛ حساب بدهی خانه Encumbrance Account اواخر End متوقف ساختن سلسلهٔ تشریفات مقدماتی End a String مصرف‌کنندهٔ پایانی؛ مصرف‌کنندهٔ قطعی End Consumer پول اندوخته End Money پایان ماه End of Month محصول پایانی؛ فرآوردهٔ پایانی؛ محصول آمادهٔ مصرف End Product تخفیف پایان سال End Year Rebate درون‌زا Endogenous تغییر ذاتی؛ تغییر درون‌زا Endogenous Change نوسانهای درون‌زا Endogenous Fluctuations فرضیهٔ درآمد درون‌زا Endogenous Income Hypothesis عرضهٔ درون‌زای پول Endogenous Money Supply نظریهٔ درون‌زای دور کار و کسب Endogenous Theory of Business Cycle متغیر درون‌زا Endogenous Variable ظهرنویسی کردن؛ پشت نویسی کردن؛ تصویب سندی در پشت آن Endorse ظهرنویس؛ پشت نویس؛ جیرو کننده؛ ذینفع Endorsee پشت‌نویس؛ ظهرنویس Endorser ظهرنویسی؛ پشت‌نویسی Endorsement پشت‌نویسی بی‌نام؛ ظهرنویسی بدون ذکر نام آورنده؛ پشت‌نویسی بی‌قیدوشرط Endorsement in Blank بیمهٔ مقرری سالانهٔ بخشش؛ بیمهٔ مقرری سالانهٔ وقف Endorsement annuity insurance بیمهٔ عمر مدت‌دار؛ بیمهٔ تأمین آینده Endorsement Insurance ارزش سرمایهٔ انسانی Endorsement of Human Capital صندوق عطایا؛ وجوه وقفی Endorsement Fund برنامهٔ اعطای بیمهٔ زندگی Endorsement Plan of Life Insurance بیمه نامهٔ عمر به مدت معین؛ بیمه نامهٔ تأمین سرمایه Endorsement Policy منبع انرژی؛ سرچشمهٔ نیرو Energy Source روی برات نوشتن یا مهر زدن Enface مصوب؛ مورد قبول Enfaced نوشتن روی برات؛ پشت نویسی برات و اسناد بازرگانی Enfacement به‌اجرا درآوردن؛ وادار کردن Enforce استخدام کردن؛ تعهد نمودن؛ از پیش سفارش دادن؛ قبولی گرفتن؛ متعهد کردن؛ ملزم کردن؛ ضامن کردن Engage تعهد؛ اشتغال؛ استخدام Engagement منحنی انگل Engel Curve فریدریک انگلس Engels, Friedrich قانون انگل Engel's Law تحریک یک ترقی؛ طرح‌ریزی ترقی Engineer a Rise مهندسی Engineering اقتصاد مهندسی Engineering Economics اقتصاد مهندسی Engineering Economy روش مهندسی Engineering Method سهام مهندسی؛ سهام ساختمانهای مکانیک Engineering Shares اشغال کردن؛ احتکار کردن؛ یکجا خریدن؛ به خود انحصار دادن Engross احتکار Engrossment احتکار؛ پیش خری کالای بازار؛ خرید یکجا و خرده فروشی Engrossing, Forestalling and Regrating بالا بدرن قیمت؛ افزودن قیمت؛ زیاد کردن قیمت؛ گران کردن Enhance in Price افزایش قیمت؛ گران کردن Enhancement of Price حساب متعاقب Ensuing Account وقف؛ حبس مال Entailment ثبت معاملات در دفاتر؛ ثبت نمودن Enter تصدی؛ مؤسسه؛ بنگاه؛ معاملات تجاری Enterprise تصدی اقتصادی؛ بنگاه Enterprise حسابداری کلی مؤسسه Enterprise Accounting اصل استحقاق Entitlement Principle مخارج استحقاقی Entitlement Spending واحد مستقل؛ مؤسسه Entity حق ورود؛ ورودیهٔ یک انجمن Entrance Fee انبار؛ انبار کالا؛ انبار موقتی؛ مرکز بازرگانی؛ مرکز تجارت "Entrepot" صادرات مجدد هر کشور Entrepot Trade کارآفرین Entrepreneur (Enterpriser) توانایی کارآفرینی؛ استعداد کارآفرینی Entrepreneurial Ability قیمت عرضهٔ کارآفرین Entrepreneurial Supply Price کارآفرینی؛ کاروری؛ تشکیلات تجاری و یا مقاطعه کاری؛ تنظیم؛ تصدی Entrepreneurship اقلام ثبت Entries اطلاعات موجود در مجموعهٔ دوره‌های متوالی Entropy سپردن؛ واگذار کردن؛ تفویض کردن؛ محول کردن؛ به امانت سپردن Eatrust ثبت در دفتر؛ اقالم ثبت شده یا وارد شده: (۱) ثبت؛ قید؛ درج (۲) ورود؛ ثبت Entry موانع ورود Entry Barriers قیمت ثبت خرید سلف Entry Forestabling Price ورودیه برای کالاهای آزاد Entry for Free Goods ورودیه برای استفادهٔ داخلی Entry for Home Use ورودیهٔ انبارداری Entry for Warehousing قمیت مانع از ورود Entry Preventing Price شمارش؛ صورت ریز؛ صورت جزئیات Enumeration منحنی محاطی Envelope Curve محیط Environment جبریت محیط؛ جبریت پیرامونی Environmental Determinism تحلیل تأثیر محیط Environmental Impact Analysis آخر ماه E.O.M. پایان سال؛ آخر سال E.O.Y. دانش شناسی؛ بحث شناخت، معرفت Epistemology مالیات سود اضافی E.P.T. اتحادیهٔ پرداختهای اروپایی E.P.U. یوپیونیت Epunit مزیت برابر Equal Advantage اصل مزیت برابر Equal Advantage, Principle of روش پرداخت سالانهٔ برابر Equal-annual-payment Method خطوط هزینهٔ برابر Equal Cost Lines مزد برابر Equal Pay منحنی محصول برابر Equal Product Curve نظریه‌های قربانی برابر؛ نظریه‌های ایثار یکسان Equal Sacrifice Theories بهره‌گیری برابر؛ استفادهٔ مساوی Equal Utilization برابری پس‌انداز و سرمایه‌گذاری Equality of Saving and Investment عدالت مالیاتی Equality of Taxation حساب تسویه؛ حساب برابرسازی Equalization Account تساوی ورودیه؛ نرخ تعدیل عایدات؛ نرخ برابرسازی عواید Equalization Fee صندوق برابری؛ صندوق تسویه Equalization Fund کمکهای بالعوض ایجاد برابری؛ کمکهای بلاعوض تسویه Equalization Grants تساوی ارزیابی؛ تساوی مالیات بندی Equalization of Assessments ذخیرهٔ برابرسازی؛ ذخیرهٔ تسویه Equalization Provision تفاوتهای برابرکننده؛ تفاوتهای تسویه Equalizing Differences تنظیم زمان پرداخت سود سهام Equalizing Devidend مابه‌التفاوت برابر کنندهٔ شغلی Equalizing Occupational Differentation مابه‌التفاوتهای برابرکنندهٔ دستمزد؛ مابه‌التفاوتهای تسویهٔ مزد Equalizing Wage Differentials منحنی محصول یکسان؛ منحنی برابری محصول Equal-product Curve همچند؛ همسان؛ همتزار Equally Likely زمان متساوی؛ مدت متساوی Equated Time معادله Equation معادلهٔ مبادله Equation of Exchange معادلهٔ تقاضای بین‌المللی Equation of International Demand تعدیل پرداخت‌ها؛ برابری پرداخت‌ها؛ تساوی پرداخت‌ها؛ تعدیل اقساط؛ قسط‌بندی؛ قاعدهٔ تقسیط مساوی با بهرهٔ مربوط Equation of Payments توازن؛ تعادل Equilibrium انواع تعادل Equilibrium, Types of اندازهٔ بهرهٔ تعادل؛ میزان بهرهٔ تعادل Equilibrium Interest Rate تعادل در محل تقاطع منحنی عرضه و تقاضا Equilibrium Intersection سطح تعادل درآمد ملی Equilibrium Level of National Income تعادل درازمدت واحد اقتصادی یا صنعت Equilibrium of Firm or Industry (Partial), Long Run 

 

تعادل کوتاه مدت مؤسسهٔ تولیدی یا صنعت Equilibrium of Firm or Industry (Partial), Short Run قیمت تعادل Equilibrium Price نرخ تعادل ارز Equilibrium Rate of Exchange اندازه تورم تعادل Equilibrium Rate of Inflation نظریهٔ تعادل Equilibrium Theory اصل برابری وضع نهایی Equimarginal Principle بازده‌های نهایی برابر Equi-marginal Returns اثاثه؛ تجهیزات Equipment قرضه به تضمین اموال و تجهیزات Equilibrium Trust Bond گواهی ودیعهٔ تجهیزات Equipment Trust Certificate برابری وزنی؛ تساوی وزن Equipoise دارائی حکم؛ دارائی قهری Equipoise Asset رهن مطلق Equipoise Charge توزیع منصفانهٔ درآمد Equipoise Distribution ofIncomeعین مرهونه؛ ملک مطلق Equitable Estate حق تصرف منصفانه Equitable Lien رهن قهری؛ رهن خود به خود؛ رهن مطلق Equitable Mortgage سهم متعارفی ؛ سهام عادی؛ سهام بدون تثبیت بهره Equities ارزش دارائی خالص؛ دارائی خالص؛ آوردهٔ شرکاء؛ ارزش ویژه؛ سهام عادی؛ حق صاحبان مؤسسهٔ تولیدی؛ حق مالی؛ انصاف Equity مقرری متغیر سالانه Equity Annuity سرمایهٔ سهامداران Equity Capital تهیه منابع مالی با فروش سهام Equity Financing حق بازپس‌گیری Equity or Redemption نرخ برابری Equity Rate کفیل؛ امین اموال Equity Receiver اوراق بهادار سهامداران Equity Security تجارت منصفانه؛ بازرگانی منصفانه Equity Trading مقیاس برابری؛ پایهٔ برابری؛ مقیاس معادل Equivalence Scale مقیاس کارآیی برابر؛ مقیاس کالای معادل Equivalent Commodity Scale مقیاس درآمد برابر Euivalent Income Scale تغییر معادل؛ تغییر برابر Euivalent Variation اقتصاد شرایط کار Ergonomics پس از این؛ بنابراین؛ به دلیل این Ergo Propter Hoc ماشین الکترونیکی نشان دهندهٔ عدد تصادفی E.R.N.I.E. برنامهٔ ترمیم اروپا E.R.M. غلط؛ اشتباه Erratum اشتباه؛ نادرست Erroneous اشتباه Error فراگرد آگاهی‌یابی از اشتباه Error Learning Process اشتباهات و از قلم افتادگی‌ها Errors and Omissions اشتباهات در متغیرها Errors in Variables اسکودو، واحد پول پرتغال، نشانهٔ Escudo است. Esc متغیر کردن Escalation شرط افزایش؛ شرط تطبیق؛ شرط تعدیل Escalation Clause شرط تطبیق؛ شرط ضمنی تغییر؛ شرط تعدیل Escalator clause ضرایب تعدیل؛ ضرایب تطبیق؛ ضرایب تغییر Escalators شرط گریز؛ شرط رهایی Escape Clause دورهٔ ما قبل ترک خدمت Escape Period دارایی ضبط شدهٔ بلاوارث؛ ضبط ماترک بلاوارث Escheat امانت انتقالی مشروط؛ سندگروی؛ سند تضمینی Escrow حساب تضمینی؛ حساب امانی Escrow Account اسکودو، واحد پول کشور پرتغال Escudo کرون، واحد پول استونی، نشانهٔ ES.Kroon است. ESK انجمن اروپایی تبلیغ تجاری و تحقیق بازار E.S.O.M.A.R. سازمان تحقیق فضائی اروپائی E.S.R.S. مقاله دربارهٔ اصول جمعیت؛ آزمونی دربارهٔ اصل جمعیت Essay on the Principle of Population, An صنعت اساسی Essential Industry خاصیت حیاتی بودن Essentiality برقرار کردن؛ تأسیس کردن؛ ایجاد کردن؛ بنانهادن؛ برپا کردن؛ برپا ساختن؛ تثبیت کردن؛ مستقر نمودن؛ بنیاد نهادن Establish نام تجاری مشهور؛ نام تجاری معروف؛ محصول شناخته شده Established Brand بنگاه؛ مؤسسه؛ تأسیس؛ استقرار؛ تشکیل؛ بنا؛ برقراری؛ درآمد ثابت Establishment دسته؛ طبقه؛ گروه؛ شأن و رتبه؛ حالت؛ وضع؛ وضع اجتماعی؛ دارائی؛ مایملک؛ ملک Estate بنگاه معاملات ملکی؛ کارگزار معاملات املاک Estate Agent حقوق وراثت Estate Duty اقتصاد ملک‌داری Estate Economy حق تملک دائمی Estate in Fee Sample حق تملک غیردائمی Estate in Fee Tail مالک زمین Estate Owner مالیات بر املاک و مستغلات Estate Tax هزینهٔ برآوردی؛ هزینهٔ تخمینی؛ هزینهٔ پیش‌بینی شده Estimated Cost صورت حساب تخمینی و سالانهٔ درآمد Estimated Statement of Annual Income روش ارزیابی هزینه؛ حسابداری براساس روش تخمین Estimating-cost system برآورد؛ تخمین؛ تقویم Estimation برآورد؛ تخمین؛ تقویم Estimator ارزیاب؛ مقوم؛ خبرهٔ قیمت؛ برآورد کننده Estimator لوازم؛ ضروریات؛ نفقه Estovers خور؛ مدخل Estuary (Estuaries) و غیره؛ و جز این Et Cetera رابطهٔ اخلاق با اقتصاد Ehic, Relation to Economics علم اخلاق؛ اصول اخلاق؛ وابسته به آیین رفتار؛ بررسی خلقیات و رفتار؛ موازین اخلاقی Ethics واحد حساب اروپا E.U.A. قضیه اویلر Euler's theorem یوپونیت Eupunit جامعهٔ انرژی اروپا Euratom اوراق قرضهٔ اروپایی Eurobonds اتاق پایاپای اروپا Euroclear پول اروپایی Euro-currency بازار پول اروپایی Euro-currency Market دلار اروپایی Euro-dollar(s)  گواهی سپردهٔ دلار اروپایی Euro-dollar Certificate of Deposit بازار اروپا Euromarket یورومارت Euromart صندوق راهنما و ضمانت کشاورزی European Agricultural Guidance and Gurantee Fund جامعهٔ انرژی اتمی اروپا European Atomic Energy Community بازار سرمایهٔ اروپا European Capital Market جامعهٔ زغال و فولاد اروپا European Coal and Steel Community هیئت اروپایی European Commission بازار مشترک اروپا European Common Market جامعهٔ اروپا European Community واحد پول اروپایی European Currency Unit صندوق توسعهٔ اروپا European Development Fund جامعهٔ اقتصادی اروپا European Economic Community بودجهٔ جامعهٔ اقتصادی اروپا European Economic Community Budget منطقه تجارت آزاد اروپا European Free Trade Area اتحادیهٔ تجارت آزاد اروپا European Free Trade Association صندوق اروپا European Fund بانک سرمایه‌گذاری اروپا European Investment Bank موافقتنامهٔ پولی اروپا European Monetary Agreement صندوق همکاری پولی اروپا European Monetary Co-operation Fund صندوق پولی اروپا European Monetary Fund نظام پولی اروپا European Monetary System واحد حساب پولی اروپا European Monetary Unit of Account نمایندگی نیروی هسته‌ای اروپا European Nuclear Energy Agency اتحادیهٔ پرداخت‌های اروپا European Payments Union نمایندگی بهره‌وری اروپا؛ نمایندگی فرآوری اروپا European Productivity Agency برنامهٔ بهبود اروپا European Recovery Program (E.R.P.) صندوق توسعهٔ منطقه‌ای اروپا European Regional Eevelopment Fund صندوق امور اجتماعی اروپا European Social Fund واحد حساب اروپا European Unit of Account ادارهٔ آمار جامعهٔ اروپا Eurostat یورو - استرلینگ؛ استرلینگ اروپایی Euro-sterling سندیکای اروپا؛ یورو سیندیکیت Euro-syndicate ارزش‌یابی؛ بررسی کمیت و کیفیت؛ برآورد؛ تخمین؛ تقویم؛ سنجش Evaluaiton معاملهٔ عادی Even Lot انبار غلهٔ همیشه عادی Ever-normal Granary خلع ید؛ رفع تصرف Eviction مجموعه‌ای از حقایق؛ مدرک؛ ملاک؛ گواهی؛ شهادت آشکاری؛ وضوح Evidence تحول؛ تکامل تدریجی؛ سیر تکامل؛ استخراج ریشهٔ عدد؛ استخراج جذر؛ ریشه گرفتن از عدد Evolution سوسیالیزم تحول‌پذیر Evolutionary Socialism پیش‌داوری در ترقی یا قهقری آن Ex بدون؛ جز؛ بدون هیچ مزیت Ex-all توزیع قبلی Ex Allotment (of New Shares) مورد انتظار؛ مورد نظر؛ به اعتبار آینده Ex Ante پس‌انداز پیش‌بینی شده؛ پس‌انداز به اعتبار آینده Ex-ante Saving اوراق قرضه بدون بهرهٔ متعلقه Ex Bond بدون حق پذیره Ex Bonus به استثنای فواید ناشی از تبدیل سرمایه Ex-cap سرمایه‌گذاری بدون بهرهٔ متعلقه Ex Capitalization (Ex-cap) بدون کوپن بهره Ex Coupon بدون سود سهام Ex-div سهم بی‌سود Ex-dividend بدون حق برداشت Ex-drawing تحویل از کارخانه؛ تحویل در کارخانه Ex-factory بلاعوض؛ بدون چشم‌داشت؛ همت عالی Ex Gratia پرداخت رافع دعوا؛ پرداخت همت عالی؛ کمک بلاعوض Ex Gratia payment سهم جدید بدون حق مشارکت؛ فاقد حق خرید سهام؛ جدید بدون حق خرید سهام تازه Ex-new از هیچ Ex Nihils سفر خروج؛ خروج؛ مهاجرت؛ دستهٔ مهاجرین Exodus به موجب منصب؛ به عنوان مقام رسمی؛ به دلیل سمت Ex Officio بدون سهم Expart قاعدهٔ بسط Expansionary Rule واقعی؛ عملی شده؛ تحقق یافته؛ به اعتبار گذشته Ex post ارقام ماسبق؛ حساب ماسبق Ex Post Accounting پس‌انداز واقعی؛ پس‌انداز به اعتبار گذشته Ex Post Saving تحویل در اسکله Ex Quay روی اسکله Ex Quay Duty Paid بازپرداخت بدون بهره Ex Repayment (of a Capital) بدون هرگونه حق؛ بدون حق انتقال یا پذیره‌نویسی؛ بدون حقوق قبلی Ex Rights تحویل کالا روی کشتی (بندر معین) در مقصد Ex Ship (Sales) موجود Ex Store تحویل در محل کار EXW مظنه گویی قیمت کالا بدون کلیهٔ هزینه‌های تحویل Ex-Warehouse بدون هزینه در اسکله Ex Wharf تحویل در کارخانه؛ تحویل در محل کارخانه Ex Words 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان تجارت10


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/۱۸ | ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()

منحنی تولید ثابت؛ منحنی محصول ثابت؛ منحنی پرداخت ثابت Constant Ooutlay Curve درصد ثابت نزولی Constant per Cent of Decreasing قیمت پایا؛ قیمت ثابت Constant Price منحنی محصول ثابت Constant Product Curve برنامهٔ نصبت ثابت؛ برنامهٔ ضریب ثابت Constant-ratio Plan بازده‌های ثابت Constant Returns بازدهٔ ثابت نسبت به مقیاس تولید؛ بازدهٔ ثابت مقیاس Constant Return to Seale شرکت وابسته؛ شرکت تابعه؛ شرکت جزء اصلی Constituent Company بهینه سازی محدود Constrained Optimization محدودیت؛ قید Constraint شرایط لازم محدودیت Constraint Qualifications تأسیسات Constructions هزینهٔ ساختمانهای نیمه تمام Constructions Works in Progress تحویل صوری Constructive Delivery خسارت کلی اساسی؛ زیان کلی فرضی Constructive Total Loss هزینه‌های قنسولی Consular Feef سیاههٔ فروش قنسولی؛ صورت حساب با مهر قنسولگری کشور مقصد Consular Invoice مصرف کننده Consumer جهش بهای کالاها مصرفی Consumer Boon تعاونی مصرف‌کنندگان Consumer Co-operative اعتبار برای مصرف؛ اعتبار مصرفی؛ وام مصرفی Consumer Credit نظارت اعتبار مصرفی Consumer Credit Control تسهیلات اعتبار مصرفی Consumer Credit Facilities نظریهٔ تقاضای مصرف‌کننده Consumer Demand Theory سرنوشت‌گرایی مصرف‌کننده Consumer Determinism کالاهای بادوام مصرفی Consumer Durables کالای بادوام مصرفی Consumer Durable Goods اقتصاد مصرف؛ اقتصاد مصرف‌کننده Consumer Economics آموزش مصرف‌کننده؛ فرهنگ مصرف‌کننده Consumer Education تعادل مصرف‌کننده Consumer Equilibrium مسئولیت اضافی مصرف‌کننده Consumer Excess Burden خرج مصرف‌کننده؛ مخارج مصرف کننده Consumer Expenditure شرکت مالی مصرف کننده؛ شرکت تأمین مالی مصرف‌کننده Consumer Finance Company مال مصرفی: کالای مصرفی Consumer Goods کالاها و خدمات مصرف‌کننده Consumer Goods and Services شرکتهای وام مصرفی Consumer Loan Companies کالای بی‌دوام مصرفی Consumer-non Durable Goods شاخص قیمت مصرفی Consumer Price Index بخش مصرفی Consumer Sector کالاهای نیمه بادوام مصرفی Consumer Semi-durable Goods حاکمیت مصرف‌کننده؛ فرمانروایی مصرف‌کننده Consumer Soverignty مصرف‌گرایی Consumerism سرمایهٔ مصرفی Consumer's Capital انتخاب مصرف‌کننده Consumer's Choice تعاونی مصرف؛ تعاونی مصرف‌کننده Consumer's Cooperative جامعهٔ مصرف‌کننده Consumer Society رجحان مصرف‌کننده Consumer's Preference حاکمیت مصرف کننده Consumer's Sovereignty مازاد مصرف‌کننده Consumer's Surplus مصرف Consumption جدول‌های مصرف و پس‌انداز Consumption and Saving Schedules سرمایهٔ مصرفی Consumption Capital شرکت تعاونی مصرف Consumption Cooperative Company اعتبار مصرف Consumption Credit خرج مصرفی؛ مخارج مصرفی Consumption Expenditure تابع مصرف Consumption Function معمای تابع مصرف Consumption Function Puzzle کالاهای مصرفی Consumption Goods وام‌دهی مصرفی Consumption Lending خط مصرف؛ حد مصرف Consumption Line وام مصرف؛ وام مصرفی Consumption Loan خط امکانات مصرف؛ حد مصرف Consumption Possibility Line محصول مصرفی Consumption Product مالیات مصرف؛ مالیات بر مصرف Consumption Tax مصرف حقیقی؛ استفادهٔ مصرفی Consumptive Use محفظه؛ مخزن Container بارنامهٔ حمل با محفظه؛ بارنامهٔ حمل با مخزن Container Bill ofLading حمل کالا در مخزن Containerization بار داخل ظرف؛ بار محفظه‌ای؛ بار مخزنی Containerized Freight کشتی محفظه‌ای؛ کشتی مخزن‌دار Container Ship جریمهٔ دیرکرد؛ بهرهٔ دیرکرد تحویل قرضه و سهام؛ هزینه‌های دیرکرد خرید سهم Contango دلال انتقال معامله؛ واسطهٔ وام دهنده به دیگر دلالان Contango Broker روز انتقال معامله Contango Day روز اول تسویهٔ سه روزه برای معاملات بورس Contango on Making-up Day قابل انتقال Contangoable گنجایش؛ محتوی Content بازار همچشمی؛ بازار رقابتی Contestable Market برات قاره‌ای Continental Bill هزینه‌های اتفاقی Contingencies عوارض احتیاطی Contingency Duty صندوق احتیاطی Contingency Fund طرح احتیاطی؛ برنامهٔ احتیاطی Contingency Plan اندوختهٔ احتیاطی Contingency Reserve جدول احتیاطی Contingency Table اتفاقی؛ احتمالی؛ محتمل الوقوع؛ ممکن؛ مشروط Contingent حساب هزینهٔ اتفاقی؛ حساب هزینهٔ فوق‌العاده Contingent Account مستمری سالانهٔ حادثه؛ مستمری سالانهٔ تصادفی Contingent Annuity دارایی مشروط؛ دارایی و ارزش مشروط، به شرط Contingent Asset منتفع احتمالی؛ ذی‌نفع احتمالی Contingent Beneficiary حق گمرکی احتمالی؛ کمرک محتمل و اتفاقی؛ حقوق گمرکی احتیاطی Contingent Duty حق‌الزحمهٔ احتمالی؛ پاداش نامعلوم؛ پاداش محتمل؛ اجرت نامعلوم Contingent Fees اعتبار هزینه‌های پیش‌بینی نشده؛ وجه اضطراری؛ وجه احتیاطی؛ وجه احتمالی Contingent Fund دیون اتفاقی و پیش‌بینی نشده؛ بدهیهای احتمالی؛ بدهی اتفاقی؛ بدهی محتمل الوقوع؛ تعهد احتمالی؛ بدهیهای نامعین و احتمالی Contingent Liabilities تعهدات احتمالی؛ تعهد شرطی Contingent Obligation سود احتمالی؛ سود به شرط Contingent Profit اجاره ‌بهای مشروط؛ اجاره ‌بهای احتمالی Contingent Rent اندوخته‌های احتیاطی؛ اندوخته‌های احتمالی Contingent Reserves تمدید Continuation نرخ تمدید معامله؛ نرخ انتقال معامله Continuation Rate سند قرضهٔ تمدیدی؛ سند قرضهٔ مداوم؛ سند قرضهٔ مستمر Continued Bond ادامهٔ حساب؛ دنبالهٔ حساب Continuing Account اعتبار مستمر Continuing Appropriation پیوستگی؛ استمرار؛ دوام؛ تداوم؛ مداوم Continuity اصل پیوستگی عملیات حسابداری؛ مفهوم تداوم Continuity Concept (to Accounting) پیوستگی تابع تقاضا؛ تداوم تابع تقاضا Continuity of Demand Function حسابرسی مستمر؛ حسابرسی استمراری؛ حسابرسی مداوم Continuous Audit بودجهٔ استمراری؛ بودجهٔ مستمر Continuous Budget نظارت مستمر بر موجودی Continuous Inventory بازار پیوسته؛ بازار یکسره، مداوم Continuous Market شمارش مداوم کالا؛ انبارگردانی مداوم Continuous Stock count متغیر پیوسته Continuous Variable سیر؛ دورهگ کرانه؛ مرز؛ خط محیط Contour منحنی تراز؛ خط تراز Contour Line مقابل؛ طرف دیگر Contra حساب؛ دفتر حساب مضاعف؛ اقلام متقابل Contra Account حساب دارایی کاهنده مانند حساب ذخیرهٔ استهلاک Contraasset Account ثبت متقابل؛ بند؛ شرط؛ فقرهٔ معکوس Contra Entry حساب خرید برگشتی Contra Purchase Account موازنهٔ متقابل Contrabalance کالای قاچاق؛ تجارت غیرمجاز و قاچاق Contraband تاجر قاچاق Contraband Trader قاچاقگر؛ قاچاقچی Contrabandist قرارداد؛ پیمان؛ سفارش؛ مقاطعه؛ میثاق Contract انواع قرارداد Contract, Types of سند تضمین مقاطعه؛ سند تضمین قرارداد Contract Bond دلال؛ واسطهٔ قرارداد در بورس؛ دلال مقاطعه در بورس Contract Broker متصدی حمل قراردادی Contract Carrier شرط قرارداد Contract Clause منحنی قرارداد Contract Curve قباله؛ سند Contract for Deed قبول مشارکت کردن Contract In کارگر قراردادی؛ کارگر پیمانی؛ کارگر مقاطعه‌ای Contract Labour خط قرارداد Contract Line بازار قرارداد Contract Market ماه تحویل برای قرارداد Contract Month سند قرارداد؛ توافق‌نامه Contract Note قرارداد حمل Contract of Afreightment قرارداد تازه؛ قرارداد جدید Contract of Novation قرار مکتوب Contract of Record قرارداد یدک کشی Contract of Towage قبول مشارکت نکردن Contract of Out پیمانهای پرداختنی Contract of Payable قیمت مقاطعه‌ای؛ قیمت چکی؛ قیمت قراردادی Contract of Price اجارهٔ قراردادی؛ اجاره براساس قرارداد Contract of Rent قرارداد فروش؛ موافقت برای فروش Contract of to Sell نظام مزد قراردادی؛ نظام مزد مقاطعه Contract of Wage System مقاطعه کاری؛ کار مقاطعه Contract of-work طرفین قرارداد Contracting Parties انقباض؛ سروهم کردن قرض Contraction انقباض اعتبار Contraction of Credit انقباض عرضهٔ پول Contraction ofMoney Supply گرایش انقباضی Contractionary مرحلهٔ انقباضی Contractionary Phase بهرهٔ کل وام؛ بهرهٔ قراردادی Contractual Interest پرداخت قراردادی Contractual Payment برنامهٔ قراردادی Contractual Plan اجاره‌بهای قراردادی؛ اجاره‌بها Contractual Rent پس‌انداز قراردادی Contractual Saving اعانه دادن؛ سهم دادن؛ شرکت کردن Contribute سرمایهٔ پرداختی؛ سرمایهٔ پرداخته شده Contributed Capital اضافه مشارکت Contributed Surplus ارزش‌های مؤثر؛ ارزش‌های مهم Contributing Values تأدیهٔ سهم؛ تأمین سهم؛ سهم حق بیمه؛ سهم خسارت؛ سهمیه؛ عوارض Contribution تفاوت نهایی سهمیه؛ تفاوت نهایی سهم مشارکت Contribution Margin سود سهم Contribution Profit حق‌السهم؛ سهم مشارکتی Contributory شرایط کمکی Contributory Conditions طرف‌های ذی‌نفع کمک‌کننده Contributory Interests غفلت، بی‌مبالاتی موجبزیان Contributory Negligence بازنشستگی مشارکتی؛ بازنشستگی سهمی؛ کمک به کارمندان Contributory Pension کمیابی ساختگی؛ کمیابی مصنوعی Contrived Scarcity نظارت؛ بازرسی؛ تطبیق؛ تسلط؛ تدبیر؛ مهار کردن؛ بازبینی؛ ممیزی Control حساب ممیزی؛ حساب انتظامی؛ مادر حساب Control Account جدول نظارت بر کیفیت تولید Control Chart گروه مقایسه‌ای Control Group نظارت سرمایه‌گذاری Control of Investment نظارت بایگانی Control of Records صفحهٔ وارسی Control Panel ساختار تنظیم Control Structure واحد وارسی Control Unit متغیر تنظیم‌کننده Control Variable هزینهٔ قابل نظارت؛ هزینهٔ کاهش‌پذیر Controllable Cost شرکت تابع Controlled Company اقتصاد زیر نظارت؛ اقتصاد ارشادی؛ اقتصاد در اختیار Controlled Economy آزمایش محدود Controlled Experiment عرضهٔ در اختیار پول؛ عرضهٔ تحت نظارت پول Controlled Money Supply انحصار تحت نظارت Controlled Monopoly متغیرهای در اختیار Controlled Variables ذی‌حساب؛ بازرس حسابداری؛ ممیز؛ ناظر؛ مدیر Controller حساب موازنه Controlling Account شرکت ناظر؛ شرکت مسلط Controlling Company منافع حاکم؛ منافع نظارت کننده؛ ذینفع مسلط Controlling Interest مقررات حاکم؛ مقررات محدودکننده Controls نظارت‌های دولت Controls, Governmrnt تقاضای راحت؛ تقاضای آسان؛ تقاضای بی‌زحمت Convenience Demand کالاهای آسان؛ کالاهای بی‌زحمت؛ کالاهای آسایش بخش Convenience Goods پیمان نامه؛ انجمن؛ مجمع؛ موافقت عمومی؛ آیین قراردادی؛ عرف و عادت؛ اجلاسیه؛ میثاق؛ قرارداد Convention نظام تعرفهٔ قراردادی Conventional Tariff System خرد معمولی؛ خرد عادی Conventional Wisdom بر نهاد همگرایی؛ نظریهٔ همگرایی Convergence Thesis دور همگرا Convergent Cycle ادغام همگرا Convergant Integration تسعیر؛ تبدیل Conversion نشر تبدیلی؛ نشر مبدل Conversion Issue وام تبدیل؛ وام تسعیر Conversion Ioan نقطهٔ تسعیر Conversion Point قیمت تبدیل؛ قیمت تسعیر؛ قیمت تبدیل پذیری Conversion Price حقوق تبدیل؛ حقوق تسعیر Conversion Rights جدول تبدیل؛ جدول تسعیر Conversion Table تبدیل Convert تسعیرکننده؛ تبدیل کننده Converter قابلیت تبدیل پول؛ قابلیت تسعیر Convertibility قابل تسعیر؛ تبدیل کردنی؛ تبدیل پذیر؛ قابل تبدیل؛ تسعیر پذیر Convertible سند قرضهٔ قابل تبدیل؛ قرضه یا سهام قابل تعویض Convertible Bond پول قابل تبدیل؛ پول قابل تسعیر Convertible Currency سهم قرضهٔ قابل تبدیل Convertible Debenture سهام قرضهٔ قابل تبدیل Convertible Loan Stock پول قابل تبدیل؛ پول قابل تسعیر Convertible Money برگهٔ بهادار قابل تبدیل Convertible Security سهم قابل تبدیل؛ سهم قابل تسعیر Convertible Stock سند اتنقال؛ انتقال نامه؛ انتقال؛ صلح؛ حمل؛ انتقال دارایی از کسی به دیگری Conveyance حقوق حمل؛ حقوق واگذاری؛ حقوق انتقال؛ حقوق صلح Convertible Duty قباله نویس Conveyancer انتقال دهنده؛ صلح کننده؛ قباله نویسی Conveyancing انتقال دهنده؛ صلح کننده؛ واگذارنده؛ برنده Conveyor تولید زنجیره‌ای Conveyor Belt Production استخدام محکومان Convict Labour نظام اجارهٔ محکومان Convict Lease System مدت انتظار؛ زمان انتظار؛ زمان بازار خراب‌کن Conling-off Period مدت انتظار Cooling Period تعاون؛ معاضدت Cooperation تعاونی؛ شرکت تعاونی؛ فعالیتی که مبتنی بر اشتراک مساعی باشد؛ همیاری Cooperative انواع تعاونیها Cooperative, Types of تبلیغات تعاونی Cooperative Advertising شرکت تعاونی Cooperative Association بانک تعاونی Cooperative Bank رفتار تعاونی Cooperative Behaviour جمعیت تعاونی مصرف‌کنندگان Cooperative Commonwealth شرکت تعاونی Cooperative Company بیمهٔ تعاونی Cooperative Insurance تولید تعاونی Co-operative Production انجمنهای تعاونی؛ شرکتهای تعاونی Co-operative Societies تعاونی کردن Cooperativization سیاست هماهنگ مزد؛ سیاست همبستهٔ مزد Co-ordinated wage Policy هماهنگی عوامل تولید Co-ordination of Factors of Production مالکیت مشاع Co-ownership شراکت Co-partnership حق طبع؛ حق چاپ؛ حق تقلید؛ حق تألیف؛ حق چاپ، تولید و توزیع یک اثر هنری یا ادبی؛ حق مؤلف؛ حقوق مؤلف Copyright پیش از ما Coram Nobis واحد حجم چوب که برابر است با ۳۰/۹۳ مترمکعب Cord کوردوبا؛ واحد پول نیکاراگوئه که برابر با صد سنتاووس است Cordoba, C$ اندازهٔ اصل تورم؛ اندازهٔ خود تورم Core Inflation Rate خرید یکجا؛ انحصار موقتی Corner قبضهٔ بازار؛ خرید کلی و یکجا Corner of the Market شخص حقوقی Corporate Body اوراق مشارکتی Corporate Bonds سرمایه‌داری شرکتی؛ سرمایه‌داری شراکتی Corporate Capitalism شرکت سهامدار مادر؛ شرکت سهامی مادر Corporate Holding Company مالیات بر درآمد شرکت Corporate Income Tax نقدینگی شرکتی Corporate Liquidity شرکت سهامدار مادر؛ شرکت سهامی مادر Corporate Holding Company درآمد خالص شرکت Corporate Net Income سود شرکت سهامی Corporate Profit دارایی شرکتی؛ ملک شرکتی Corporate Property پس‌انداز شرکتی Corporate Saving شرکت رسمی؛ شرکت صنفی Corporate Society دولت صنفی؛ حکومت صنفی Corporate State سهام شرکتی Corporate Stocks مؤسسه‌ای دارای شخصیت حقوقی؛ مؤسسهٔ؛ صنفی؛ سازمان صنفی؛ شرکت سهامی (در ایاالت متحد)؛ مشارکت Corporation انواع شرکت Corporation, Types of اوراق قرضهٔ شرکت سهامی Corporation Bands عایدات شرکت سهامی Corporation Earnings مالیات بر درآمد شرکت سهامی Corporation Income Tax سهام شرکتی Corporation Stocks مالیات بر شرکت Corporation Tax سرمایهٔ اولیه و اصلی Corpus اصلاح برای تداوم Correction for Continuity همبستگی Correlation انواع همبستگی Correlation, Types of تجزیه و تحلیل همبستگی Correlation Analysis ضریب همبستگی Correlation Coefficient نمودار همبستگی Correlation Diagram نسبت همبستگی؛ رابطهٔ همبستگی؛ ضریب همبستگی Correlation Ratio همبستگی کار Correlogram مدرسهٔ مکاتبه‌ای Correspondence School کاراموزی مکاتبه‌ای؛ کارآموزی از طریق مکاتبه Correspondence Training کارگزار Correspondent بانک کارگزار Correspondent Bank نظام کارگزاری بنکی Correspondent-banking System بانکهای کارگزار؛ بانکهای طرف معامله Correspondent Banks محدودیت؛ تنظیم دقیق "Corset" هم امضا؛ شریک امضا Cosignatory امضای مشترک Cosigner بها؛ هزینه؛ خرج (در جمع)؛ خسارت؛ قیمت مایه؛ قمیت تمام شده؛ ارزش Cost انواع هزینه Cost, Types of: جذب هزینه؛ هزینهٔ مؤخر؛ به حساب پذیرتفن هزینه Cost Absorption حساب قیمت تمام شده Cost Account حسابداری صنعتی؛ قیمت مایه؛ محاسبهٔ قیمت تمام شده؛ حسابداری هزینه؛ هزینه‌یابی Cost Accounting حسابهای هزینه Cost Accounts تخصیص هزینه؛ سرشکن کردن هزینه؛ تسهیم هزینه Cost Allocation بهای کالا و کرایهٔ حمل Cost and Freight پایهٔ هزینهٔ محاسبه Cost Basis of Accounting هزنیه - منفعت؛ هزینه - فایده Cost-benefit تحلیل هزینه - فایده Cost-benefit Analysis حساب هزینه - فایده Cost-benefit Calculus نسبت هزینه - فایده Cost-benefit Ratio واحد هزینه؛ مرکز هزینه‌یابی Cost Center بار هزینه Cost Consciousness نظارت هزینه Cost Control منحنیهای هزینه Cost Curves نقصان هزینه Cost Depletion تحلیل اثربخشی هزینه؛ تحلیل تأثیری گذاری هزنیه؛ تحلیل کمترین هزینه؛ تحلیل کارآیی هزینه Cost Effectiveness Analysis انتظار دربارهٔ هزینه Cost Expectation کسر هزینه Cost Fraction تابع هزینه Cost Function تورم ناشی از هزینه؛ تورم هزینه‌ای Cost-induced Inflation تورم هزینه‌ای Cost-inflation تورم هزینهٔ تمام شده Cost Inflation قیمت کالا؛ هزینهٔ بیمه و کرایهٔ حمل Cost, Insurance, Freight قیمت کالا، بیمه، کرایه و هزینهٔ بهره Cost, Insurance, Fright and Interest نردبان هزینه؛ درجهٔ هزینه؛ مراتب هزینه Cost Ladder دفتر قیمت تمام شده؛ دفتر هزینه‌ها Cost Ledger اندازه‌گیری هزینه Cost Measurement کمینه سازی هزینه Cost Minimization هزینهٔ سرمایه Cost of Capital هزینهٔ اعتبار Cost of Credit هزینهٔ بیکاری ادواری Cost of Cyclical Unemployment هزینهٔ توزیع Cost of Distribution هزینهٔ کالاهای ساخته؛ هزینهٔ ساخت کالا Cost of Goods Manufactured بهای مایهٔ کالاهای خریداری شده؛ هزینهٔ کالای خریداری Cost of Goods Purchased هزینه کالاهای به فروش رفته Cost of Goods Sold هزینهٔ کار در واحد زمان Cost of Labour Per Unit ofTime هزینهٔ زندگی Cost of Living تطبیقهای هزینهٔ زندگی Cost of Living Adjustments کمکهای هزینهٔ زندگی؛ مقرریهای هزینهٔ زندگی Cost of Living Allowances شرایط هزینهٔ زندگی Cost of Living Clauses شاخص هزینهٔ زندگی؛ جدول سالانهٔ تغییرات هزینهٔ زندگی Cost of Living Index قیمت تمام شدهٔ تولید؛ هزینهٔ تولید Cost of Production نظریهٔ هزینهٔ تولید Cost of Production Theory نظریهٔ هزینهٔ تولیدی ارزش؛ نظریهٔ ارزش پایهٔ هزینهٔ تولید؛ نظریهٔ هزینهٔ تولید ارزش Cost-of-production Theory of Value هزینهٔ حمایت Cost of Protection هزینهٔ تولید مجدد Cost of Reproduction هزینهٔ فروشها Cost of Sales هزینهٔ یا قیمت بازار Cost or Market Price, Whichever Is اصل هزینهٔ خدمات در مالیات بندی Cost-of-service Principle of Taxation هزینه یا ارزش بازار؛ بهای تمام شده یا ارزش جاری بازار Cost or Market Value منحنی هزنیه - پرداخت Cost-outlay Curve اضافه بر بهای تمام شده؛ اضافه بر بهای مایه؛ افزون بر هزینه Cost-plus قرارداد مبتنی بر قیمت تمام شده؛ قرارداد بر پایهٔ قمیت مایه؛ قرارداد رأس المللی Cost-plus Contract قرارداد هزینه بعلاوهٔ حق الزحمهٔ ثابت Cost-plus-fixed-fee Contract قمیت گذاری افزون بر هزینه؛ قیمت گذاری شامل هزینه؛ قمیت گذاری کامل Cost-plus Pricing قیمت خرید؛ قیمت بدون سود؛ قیمت مایه کاری Cost Price فشار هزینه Cost Pull انقباض ناشی از فشار هزینه‌ای؛ انقباض فشار هزینه‌ای Cost-pull Deflation فشار هزینه Cost Push تورم فشار هزینه‌ای Cost-push Inflation مدارک قیمت تمام شده؛ مدارک تعیین ارزش؛ مدارک هزینه Cost Records کاهش قیمت تمام‌شده؛ کاهش هزینه Cost Reduction صرفه‌جویی هزینه Cost Saving برگهٔ قیمت؛ صورت قیمت؛ صورت هزینهٔ عملیات Cost Sheet معیار هزینه Cost Standard سطح هزینه Cost Surface روش هزینه Cost System واحد هزینه Cost Unit قیمت خرید کالا؛ ارزش هزینه‌ای کالا Cost Valne of Goods هزینه‌یابی؛ تعیین هزینهٔ عملیات Costing گران‌قیمت؛ پرخرج Costly ضامن مشترک؛ وثیقهٔ مشترک؛ ضمانت مشترک Cosurety صنایع روستایی؛ صنایع دستی Cottage industries بورس پنبه Cotton Exchange شورای کمک متقابل اقتصادی؛ شورای همیاری اقتصادی Council for Mutual Economic Assistance شورای عربی وحدت اقتصادی Council of Arab Economic Unity شورای مشاوران اقتصادی Council of Economic Advisers هیئت وزیران Council of Ministers شورای سهیم شدن کارگران صنایع در منافع Council of Profit Sharing Industries (The) عضو شورا؛ عضو انجمن؛ عضو هیئت وزیران Conncillor اقدامات متقابل ضد تورم Counteractions against Inflation پارسنگ؛ وزنهٔ تعادل؛ نیروی برابر؛ موازنه Counterbalance رسید امانت گذار؛ مانع از طرف مقابل Counter-check ضدادواری؛ ضد دوری؛ ضد چرخه‌ای Counter-cyclical عمل ضدادواری؛ اقدام ضد دوری Counter-cyclical Action سیاست ضدادواری Counter Cyclical Policy پول جعلی؛ پول قلب CounterFeit Money تقلب؛ جعل؛ غش مسکوک CounterFeiting ته چک Counterfoil ضمانت‌نامهٔ متقابل CounterGuaranteeضمانت‌نامهٔ متقابل؛ تضمین متقابل Counter Indemnity دستور توقیف پرداخت Countermand of Payment ایجاب متقابل؛ پیشنهاد متقابل Counter-offer همکار؛ طرف مقابل؛ المثنی؛ سواد عین Counter Part وجوه متمم Counterpart Funds نافر آورنده Counter Productive دادوستد پایاپا؛ معاملهٔ دوجانبه؛ تهاتر Counter Purchase امضای دوم کردن Countersign تصدیق امضای دیگری؛ امضای پس از امضای دیگری یا امضای دوم Countersignature تجارت متقابل Counter Trade اعتبار جبرانی؛ اعتبار اتکایی Countervailing Credit حقوق گمرکی جبرانی؛ عوارض جبرانی Countervailing Duty حقوق گمرکی جبرانی بر کالاهای داخلی؛ مالیات غیرمستقیم Countervailing Excise Duty منافع جبرانی Countervailing Interests قدرت جبرانی؛ برابری دو نیروی اقتصادی؛ برابری قدرت خرید و قدرت اقتصادی فروش Countervailing Power پارسنگ؛ وزنهٔ برابر Counterweigh شمارش؛ حساب Counting بانکهای روستایی؛ بانکهای واقع در مناطق روستایی Contry Banks وامهای ولایات؛ قرضه‌های محلی؛ قرضه‌های روستایی Contry Stocks قطعه سهم؛ کوپن Coupon کوپن، واحد پول گرجستان Coupon سند قرضهٔ کوپن دار؛ اوراق قرضه با کوپن Coupon Bond پرداختهای کوپن Coupon Payments میزان بهرهٔ کوپن Coupon Rate 

 

منفعت کوپن؛ بازده کوپن Coupon Yield وزارت دارایی؛ وزارت خزانه‌داری Court of the Exchequer کورنو، آنتوآن.ا. Cournot, Antoine A. الگوی دوقطبی کورنو Cournot's Duopoly Model همپراش Covariance قرارداد؛ موافقت؛ شرط شامل قرارداد؛ میثاق Covenant متعهدله Covenantee متعهد؛ ملتزم Covenantor بازار کاونت گاردن Covent Garden Market پوشش بیمه‌ای؛ تضمین وام؛ وجه تأمین خسارت؛ جبران زیان Cover لفاف؛ پوشش؛ رویه؛ جلد؛ قسط؛ علی الحساب Cover (Marging۰ در برداشتن؛ تکافو کردن؛ جبران کردن؛ تأمین کردن؛ بس بودن؛ پنهان کردن؛ شامل بودن Cover سود قابل توزیع؛ تضمین سود توزیعی Cover for Dividend وجه تأمین روز؛ وجه نقد پشتوانهٔ روز Cover for the Day (Cash Requirement) بیمه‌نامهٔ موقت Cover Note قیمتهای تبانی Cover Prices مقدار مورد قرارداد؛ مورد بیمه؛ پوشش؛ شمول Coverage ضریب شمولگ نستب پوشش Coverage Ratio پیش فروش کنندهٔ وثیقه‌دار Covered Bear سوداگری با پوشش بهره Covered Interest Arbitrage وام وثیقه‌دار؛ وام با وثیقه Covered Loan پوشش شامل؛ ضمیمه؛ دربرگیرنده؛ فراگیرنده؛ پوشه Covering نامهٔ توضیحی Covered Letter خرید سهام برای تأمین فروش سلف م. Short covering Covered Short هیئت بازبینی سیاست مرکزی C.P.R.S. هزینه، بیمه، کرایهٔ حمل پرداخته شده C.P.Tری یل ، واحد پول کامبوج، نشانهٔ C.Riel است CR بستانکار Cr. صنف پیشه‌وران؛ اتحادیهٔ صنعتگران Craft Guild خطر احتمالی در پیشه‌وری، در حرفه و در صنف Craft Risk پیشه‌ور؛ افزارمند؛ کارگر؛ استادکار Craftsman پیشه‌وری؛ استادکاری؛ صنعتگری Craftsmanship استادکار Craftsmaster اتحادیهٔ صنفی؛ اتحادیهٔ ویژهٔ پیشه‌وران؛ اتحادیهٔ افقی کارگران Craft Union هزینهٔ جراثقال Cranage ورشکستگی ناگهانی؛ فروپاشی مالی Crash هزینه از روی شتاب؛ هزینهٔ معجل؛ هزینهٔ فشرده؛ هزینهٔ ورکشست Crash Cost برنامهٔ شتابزده؛ برنامهٔ فشرده Crash Programme تثبیت خزنده؛ سیاست خزندهٔ نرخ ارز؛ نظام برابریهای خزنده Crawing بازگشایی بازار Creat New Opening خلق؛ ایجاد؛ تولید؛ تکوین؛ کار نوظهور Creation ایجاد پول؛ خلق پول Creation of Money تخریب سازنده؛ تخریب خلاق Creative Destruction اعتبارنامه Credential گواهینامه گرایی Credentialism حسن شهرت؛ شایستگی اعتبار؛ درجهٔ اعتبار؛ میزان معروفیت Credibility شایستهٔ اعتبار؛ پذیرفتنی Credibility درجهٔ اعتبار؛ درجهٔ باور Credibility (Believability) اعتبار؛ بستانکار؛ (در حسابداری)؛ قرض؛ طلب؛ قدرت خرید با پرداخت در آینده؛ نسیه؛ ستون بستانکار؛ مهلت نسیه Credit برگهٔ اعتبار؛ اعتبارنامه Credit, Letter of به بستانکار حساب... Credit, To The انواع اعتبار: Credit, Types of حساب بستانکار Credit Account اعلامیهٔ بستانکار Credit Advice مؤسسهٔ اطالعات اعتباری؛ نمایندگی اعتباری Credit Agency تجزیه و تحلیل اعتبار Credit Analysis اعتبار و تجارت بین‌المللی Credit and International Trade ماندهٔ بستانکار Credit Balance مبانیاعتبار Credit-bases برات اعتباری Credit Bill کارت اعتبار Credit Card حد بالای اعتبار Credit Ceiling نظارت بر اعتبار Credit Control نظارت اعتباری و خانه سازی Credit Control andHousing ایجاد اعتبار؛ خلق اعتبار Credit Creation تنگی اعتبار؛ مضیقهٔ اعتباری؛ فشار اعتبار Credit Crunch اقتصاد اعتبار و بدهی Credit-debt Economy ادارهٔ اعتبارات Credit Department اقتصاد اعتباری Credit Economy بسط اعتبار؛ گسترش اعتبار Credit Expansion تسهیلات اعتباری Credit Facilities عمل اعتبار Credit Function تضمین اعتبار Credit Guarantee نهاد اعتباری Credit Institution اسناد اعتباری Credit Instruments بیمهٔ اعتبار Credit Insurance دفتربزرگ خریدها Credit Ledger حد اعتبار Credit Limit تسهیلات اعتباری؛ حد اعتبار؛ اندازهٔ مجاز خرید نسیه Credit Line کردی لیونه "Credit Lyonnais" ادارهٔ وام یا اعتبار؛ مدیریت اعتبار Credit Management بازار اعتبار Credit Market یادداشت اعتبار Credit Memo یادداشت اعتبار Credit MemoMemorandum پول اعتباری Credit Money ضریب فزایندهٔ اعتبار Credit Multiplier اعلامیهٔ بستانکاری؛ ورقهٔ داین؛ برگ بستانکار Credit Note اعتبار به تضمین اموال شخصی Credit on Personal Property اعتبار بر پایهٔ دارایی واقعی؛ اعتبار به تضمین مال غیرمنقول Credit on Real Property سیاست اعتباری Credit Policy ارزیابی اعتبار؛ درجه‌بندی اعتبار Credit Rating جیره بندی اعتبار Credit Rati Rationing محدودیتهای اعتباری Credit Restrictions خطر احتمالی اعتبار؛ خطر سوخت اعتبار اعطایی Credit Risk فروش نسیه؛ نسیه Credit Sale توان‌سنجی اعتبار Credit Scoring طرف بستانکار؛ ستون بستانکار Credit Side برگهٔ بستانکار Credit Slip فشار اعتباری Credit Squeeze اعتبار کمکی؛ اعتبار احتیاطی Credit Stand-by موقعیت اعتباری؛ وضع اعتباری Credit Standing وضع و موقع اعتبار Credit Status عرضهٔ اعتبار Credit Supply روش اعتباری؛ نظام اعتباری Credit System نظریهٔ اعتباری ادوار کار و کسب Credit Theory of the Business Cycles مضیقهٔ اعتباری؛ کمیابی اعتبار Credit Tightness حصهٔ اعتباری Creditptranche Positons معاملهٔ نسیه؛ معاملهٔ وعده‌ای؛ معامله استمهالی Credit Transaction انتقال اعتبار Credit Transfer اتحادیهٔ اعتباری؛ مؤسسهٔ تعاونی اعتبار Credit Union شایستگی اعتباری؛ خوش حسابی Credit Worthiness معتبر؛ درخور اعتبار Creditable طلبکار؛ داین؛ بستانکار؛ شخص بستانکار Creditor انواع بستانکار Creditor, Types of: استفادهٔ بستانکاران Creditor Benefit ملت طلبکار؛ کشور بستانکار؛ کشور داین Creditor Nation مبلغ بدهی به دیگران؛ بدهی جز حق صاحبان سهام Creditors' Equity دفتر کل مربوط به حسابهای بستانکاران Creditors' Ledger تورم خزنده Creeping Inflation سوسیالیزم تدریجی Creeping Socialism گواهی سوخت سهام؛ گواهی سهام سوخت شده Cremation Certificate بحران Crisis ضوابط Criteria ملاک؛ میزان؛ معیار؛ ضابطه؛ محک؛ سنجه Criterion حد مبین؛ حد بحرانی Critical Limit مواد حساس؛ مواد بحرانی Critical Material تلاش ضروری کمینه؛ کمینهٔ تلاش ضروری Critical Minimum Effort مسیر بحرانی Critical Path تحلیل مسیر بحرانی Critical Path Analysis منطقهٔ بحرانی Critical Region ارزش بحرانی Critical Value کرونا، واحد پول کروآسی، نشانهٔ Croatia Kruna است CRK سال زراعی Crop Year جمع دو طرفه؛ درست از دو سو؛ نظارت چند جانبه Cross Check جدول توافق Cross-classification Table کشش متقاطع تقاضا Cross Elasticity of Demand ثبت متقابل Cross-Entry نرخ متقابل؛ برای غیرمستقیم Cross Exchange برداشت موازی؛ برداشت همزمان Cross Firing جمع افقی Cross Footings کرایهٔ بار از دو جهت؛ فرستادن بار در مقابل بار Cross-freight ضمانتهای متقابل Cross Guarantee تأمین کننده؛ متقابل؛ پوشش دهندهٔ غیرمستقیم Cross Hedger سفارش همزمان متقابل؛ سفارش خرید و فروش سهام در یک وهله Cross Order مراقبت چندجانبه؛ پایش متقابل Cross Picketing خرید متقابل Cross Purchase برابری نامستقیم؛ نرخ غیرمستقیم Cross-rate ضامن متقابل Cross Reference فروش متقابل؛ فروش متقاطع Cross Sale مقطعی Cross-Section تحلیل مقطعی Cross-Section Analysis تابع مصرف مقطعی Cross-Section Consumption Function جزئیات؛ مشخصات نمونه Cross Section Data کمک هزینهٔ متقابل Cross-subsidization چک غیرقابل پرداخت به حامل؛ روی چک دو خط موازی کشیدن Cross the Cheque چک بسته؛ چک مسدود Crossed Cheque کاربرد؛ استعمال؛ اجرا Crossing فرضیهٔ ازدحام Crowding Hypothesis جانشینی جبری Crowding Out اثر جبرانی؛ اثر جانشینی جبری؛ اثر پس‌رفت Crowding out Effect کراون؛ واحد پول چک و اسلواکی (سابق) برابر با صد هلرس Crown ناخالص؛ ناویژه؛ خام Crude اندازهٔ خام زه و زاد؛ میزان اجمالی زه و زاد Crude Brith Rate داده‌های خام؛ داده‌های ناسره؛ ارقام خام؛ اطلاعات خام Crude Data میزان اجمالی مرگ و میر؛ اندازهٔ ناویژهٔ مرگ و میر Crude Death Rate نظریهٔ ناخالص مقداری پول؛ نظریهٔ ناویژهٔ مقداری Crude Quantity Theory قیمتهای روبه سقوط؛ شکست قیمتها Crumbing of Prices کروزیرو، واحد پول پایهٔ برزیل که به صد سنتاوس (Centavos) تقسیم شده است Cruzeiro کروزیرو، واحد پول برزیل، نشانهٔ $.Cruzeiro است Cr$ دلار، واحد پول کی‌من (جزایر)، کوردوبا، واحد پول نیکاراگوئه، نشانهٔ $.Cordoba است C$ شورای پژوهش علمی و صنعتی C.S.I.R. دفتر مرکزی آمار C.S.O. پای مکعب؛ فوت مکعب Cubic Feet اینچ مکعب Cubic Inches مترمکعب Cubic Meter زمین زیر کشت Cultivated Area تغییر فرهنگی Cultural Change عقب ماندگی فرهنگی؛ واماندگی فرهنگی؛ درنگ فرهنگی Cultural Lag فرضیهٔ فرهنگ فقر Culture of Poverty Hypothesis با؛ به اضافه؛ از جمله؛ به اضافهٔ سود؛ به اتفاق؛ شامل سود Cum شرط منضم به فروش یک سهم؛ جایزه‌ای که به یک سهم داده می‌شود. Cum Bonus سهم با سود؛ سهم شامل سود؛ سهم با بهرهٔ متعلقه که به سود خریدار جدید باشد؛ سودی که باید به صاحب سهم داده شود Cum-dividend با درآمد جاری دکان؛ با دخل دکان Cum Drawings با بهرهٔ جاری Cum Interest با حقوق خرید Cum Rights تراکمی؛ انباشتی Cumulative الگوی سببی تجمعی؛ الگوی علیت انباشتی Cumulative Causation Model آثار رکودی متراکم؛ آثار انباشتی رکود Cumulative Depressive Effects سود سهام متراکم؛ سود جمعی؛ سود یکجا؛ سود انباشته؛ سود پس افتادهٔ سهام Cumulative Dividend فراوانی متراکم؛ فراوانی انباشتی؛ فراوانی تجمعی Cumulative Frequency توزیع فراوانی تراکمی Cumulative Frequency Distribution تورم انباشته؛ تورم خودافزا؛ تورم انباشتی Cumulative Inflation مارپیچ تورم انباشتی Cumulative Inflationary Spiral آستانهٔ تورم انباشتی پیچاپچ تورم انباشتی؛ حلزوم وارهٔ تورم انباشتی Cumulative Inflation Threshold حرکت انباشتی؛ جنبش فزاینده Cumulative Movement سهام رجحانی انباشتی Cumulative Preference Shares سهام ترجیحی انباشتی Cumulative Preferential Shares سهم اندوخته پذیر؛ سهم با سود متراکم؛ سهم انباشتی Cumulative Stock رأی‌گیری تجمعی؛ رأی گیری انباشتی؛ رأی گیری متعدد Cumulative Voting بورس کرب Curb Exchange بازار کنار خیابانی Curb Market سهم کنار خیابانی Curb Stock پول؛ پول نقد؛ پول ایج؛ پول قانونی و در گردش هر کشور؛ اسکناس و مسکوک در جریان Currency انواع پول: Currency, Types of شورای پول و اعتبار Currency and Credit Council افزایش ارزش پول Currency Appreciation اوراق قرضهٔ ملی Currency Bonds گردش پول Currency Circulation نظارت پولی Currency Control قابلیت تبدیل و تسعیر به پول Currency Convertibility نسبت سکه و اسکناس به سپرده Currency Deposit Ratio کاهش ارزش پول Currency Depreciation مسابقهٔ استهلاک پول Currency Depreciation Race تضعیف رسمی واحد پول؛ تضعیف پول Currency Devaluation صراف Currency Exchange پول پرداخت Currency Linked پول کاغذی Currency Notes مدت برات Currency of Bill of Exchange اصل پولی Currency Principle مکتب پولی Currency School اصل مکتب پولی Currency School Principle جانشینی ارزی؛ جانشینی پولی Currency Substitution حساب جاری؛ حساب فعال Current Account دفتر حساب جاری Current Account Ledger هزینه‌های جاری و سرمایه‌ای Current and Capital Expenditure اعتبار هزینه‌های مستمر Current Appropriation دارایی جاری Current Asset دور دارایی جاری Current Asset Cycle موازنهٔ جاری؛ تراز عملیات جاری؛ ماندهٔ جاری Current Balance بودجهٔ جاری Current Budget هزینهٔ جاری Current Cost حسابداری هزینهٔ جاری Current Cost Accounting ارزش جاری فروش Current Exit Value مخارج جاری Current Expenditure هزینهٔ یک دورهٔ مشخص؛ هزینهٔ معمولی عملیات Current Expense جریان دریافتهای جاری Current Flow of Receipts وجه نقد Current Fund درامد یک دورهٔ معین؛ درآمد طی سال مالی؛ درآمد جاری Current Income میزان بهرهٔ جاری؛ اندازهٔ بهرهٔ جاری Current Interest Rate نشرهای جاری Current Issues بدهی جاری؛ تعهد جاری Current Liability سررسید جاری؛ سررسید نزدیک Current Maturity پس‌انداز جدید جاری Current New Saving قیمت جاری Current Price بازدادهٔ جاری؛ محصول جاری Current Output عواید جاری Current Proceeds منافع جاری Current Profits قدرت خرید جاری Current Purchasing Power نسبت بازدهٔ جاری Current Rate of Yield نسبت داراییهای جاری به بدهیهای جاری و نشان‌دهندهٔ توان واحد بازرگانی برای پرداخت بدهیهای جاری خود از محل داراییهای جاری است. Current Ratio فروش جاری Current Sale هزینهٔ معیاری و مورد قبول Current Standard Cost دادوستد جاری Current Transaction ارزش جاری Current Value بازدهٔ جاری؛ محصول جاری؛ حاصل جاری Current Yield از هزینه کاستن؛ هزینه کاستی Curtail Expense طبقهٔ منحنی Curve Class انطباق منحنی Curve Fitting روش منحنی؛ طریقهٔ منحنی Curve Ststem همبستگی غیرخطی Curvilinear Correlation خواباندن پول خارجی؛ خواباندن ارز؛ اندوختهٔ راکد به صورت ارز Cushion of Foreign Exchange حساب نظارت؛ حساب حفاظت Custodian Account امانت؛ نگهبانی؛ پاسبانی؛ توقیف؛ حبس Custody عرف و عادت؛ گمرک؛ خرید همیشگی از یک دکان؛ عوارض، حقوق گمرکی (در جمع)؛ رسم Custom عادت کردن؛ حقوق گمرکی برای کالایی پرداختن؛ به عنوان مشتری با کسی معامله کردن Custom عرف و عمل Custom and Practice عوارض گمرکی Custom Charges قرضهٔ گمرکی Custom Debenture برگشتیهای حقوق گمرکی؛ مرجوعیهای حقوق گمرکی؛ بازپرداختهای عوارض ورود Custom Drawhacks حقوق گمرکی Custom Duties ادارهٔ گمرک Custom Honse کالاهای گمرک بردار؛ کالاهای مشمول گمرک؛ کالاهای مشمول عوارض گمرکی Customable Goods متداول؛ مرسوم؛ معمول؛ عادی؛ آیین نامه؛ استجاره‌ای؛ مشمول پرداخت اجاره و عوارض Customary کسور مرسوم؛ کسور متعارف Customary Deductions اقتصاد عرفی Customary Economy سازمان عرفی Customary Organization مشتری؛ خریدار دایمی؛ خریدار همیشگی Customer هزینهٔ مشتری؛ هزینهٔ مشتریان Customer Cost حریم مشتری Customer Frontage دفتر حساب مشتریان؛ دفتر معین مشتریان Customer Ledger وام به مشتری Customer Loan بازارهای مشتریان Customer Markets نرخ مشتری Customer Rate نمایندهٔ مشتری در بورس Customer's Man گمرک Customs نمایندگی گمرکی Customs Agency عامل گمرکی Customs Agent کارگزاران گمرکی؛ دلالان گمرکی؛ واسطه‌های امور گمرکی Customs Broker هزنیه‌های گمرک Customs Charges بازرسی، نظارت گمرکی Customs Control رده‌بندی کالایی شورای همکاری گمرکی Customs Cooperation Council Nomenclature حقوق گمرکی Customs Duties حقوق و عوارض گمرکی؛ مالیات غیرمستقیم بر مصرف داخلی؛ حقوق حمایتی Customs, Excise and Protective Duties تشریفات گمرکی Customs Formalities مرز گمرکی Customs Frontier منطقهٔ دریایی گمرکی Customs Maritime Zone دفتر گمرک Customs Office روش گمرکی؛ رویهٔ گمرکی Customs Procedure مهر گمرکی Customs Seals مشخصات گمرکی Customs Specification منطقهٔ نظارت گمرکی Customs Surveillance Zone تعرفهٔ گمرکی Customs Tariff قلمرو گمرکی Customs Territory عبور گمرکی Customs Transit اتحادیهٔ گمرکی Customs Union ارزش گمرکی Customs Value تقلیل؛ کم کردن Cut تعطیل فوری؛ بیکاری آنی Cut Back کرایهٔ حمل عبوری؛ نرخ باربری در کالای عبوری؛ نرخ تخفیفی کرایهٔ عبوری Cut Back Rate کاهش مخارج Cut Down Expenses مکث؛ درنگ Cut Off تعطیل کار برای رسیدگی Cut off Date تعدیل کردن؛ جبران کردن؛ تلافی کردن (اصطلاح بورس)؛ نرخ تخفیفی Cut out رقابت بی‌رحمانه Cut Throat Competition تعطیل کارخانه؛ کاهش ناگهانی تولید Cut Stock توقف سفارش؛ لغو سفارش؛ فسخ سفارش Cutting Limit Order تعدیل؛ جبران؛ تلافی Cutting out نقد با سفارش C.W.O. محوطهٔ مخزن C. Y. خودرایانی Cyberneitc دورآمایی Cyberneitcs دور؛ عملیات کامل ماشین یا تولید؛ دوره‌ای Cycle دور کار و کسب Cycle, Business دور سرمایه‌گذاری در کالای موجود؛ موجودی Cycle, Inventory Investment دور تجاری Cycle, Trade رفتار ادواری استفاده از ظرفیت Cyclical Rehaviour of Capacity Utilization رفتار ادواری فرآوری؛ رفتار دوری بهره‌وری Cyclical Behaviour of Productivity بودجهٔ ادواری Cyclical Budget کسریهای ادواری بودجه؛ کسریهای دوری بودجه Cyclical Budget Deficits کسریهای ادواری Cyclical Deficits نوسانهای ادواری؛ نوسانهای دوری؛ نوسانهای چرخه‌ای Cyclical Fluctuations بیکاری دوری؛ بیکاری ادواری Cyclical Unemployment بودجهٔ متوازن ادواری Cyclical Balanced Budget ظرفیت اضافی ادواری؛ ظرفیت اضافی دوری Cyclical Excess Capacity انحراف ادواری؛ انحراف دوری Cyclical Perverse حساسیت ادواری؛ حساسیت دوری Cyclical Sensitive چرخش؛ بروز دور؛ جریان دوری؛ جریان ادواری Cycling دالاسی، واحد پول گامبیا؛ دونگ، واحد پول ویتنام؛ دینار، واحد پول تونس؛ نشانه‌های Donge، Dalasi و Dinar است. D پرداخت در برابر پذیرش برات D/A دینار، واحد پول الجزایر، نشانهٔ Dinar Algeria است DA داف، تحویل در مرز؛ محل تحویل در مرز معین DAF مزد روزانه؛ اجرت کار یک روز؛ پرداخت حقوق روز به روز Daily Pay دالاسی، واحد پول گامبیا Dalasi, D هزینهٔ خسارت Damage Cost خسارت نقض قرارداد؛ خسارت تخلف از قرارداد Damage for Breach of Contract خسارت‌پذیری؛ تاوان برداری Damageability واردکنندهٔ خسارت Damager خسارت غیرعمدی؛ اتلاف مال غیر Damnum Absque Injuria خسارت غیرعمدی یا ناشی از امور طبیعی و یا بلای ناگهانی Damnum Emergens خسارت تهدید شده (ولی وارد نگشته)؛ تهدید به خسارت؛ خسارت احتمالی Damnum Infectum دور رو به زوال؛ دور روبه آهستگی Damped Cycle ماشین ثبت فروش نقدی Damper ول خطر Danger Money بانک ملی دانمارک؛ بانک مرکزی دانمارک Dammarks Nationalbank دانسکه لندمندس بانک Danske Landmandshank «سرمایه»: «کاپیتال» "Das Kapital" داده‌ها؛ دانسته‌ها؛ اطلاعات؛ حقایق؛ اطلاعات کمی و کیفی؛ مفروضات Data داده آمایی Data Processing دستگاه آمایش داده‌ها Data Processing System تاریخ Data تاریخ پیش گذاشتن Date Back طبقه‌بندی اسناد برحسب تاریخ Date Indexing Records تاریخ خریداری Date of Acquistion مهلت واریز Date of Grace تاریخ سررسید Date of Maturity درآمد طی چند دوره Dated Earned Surplus اوراق بهادار تاریخ دار Dated Securities سهام تاریخ‌دار؛ سهام با تاریخ Dated Stocks تاریخ‌گذاری Dating داده Datum هجوم اول وقت، خرید سریع صبحگاه Dawn Raid دفتر روزانه؛ دفتر معین؛ دفتر ثبت معاملات بر حسب تاریخ Day Book کار روزمزدی؛ کار روزمزد Day Labour کارگر روزمزد Day-labourer وام یک روزه Day Loan مهلت نهایی بازپرداخت Day of Change ایام مهلت؛ روزهای بخشودگی Day of Grace سفارش یک روزه؛ سفارش محدود Day Order حداقل نرخ مزد ساعتی کارگران؛ نرخ روز Day Rate در مدت روز؛ مدت روز Day Time کار روزانه Day Work دوبرا، واحد پول سائوتومه و پرنسیپ، نشانهٔ Dobra است. Db تحلیل جریان نقدی تنزیلی D.C.F. تحویل، حقوق گمرکی پرداخته شده D. D. P. تحویل، عوارض پرداخته نشده D. D. U. هزینهٔ ظرفیت خالی Dead Freight حمل و نقل مجانی؛ حرکت موتورهای خالی؛ حمل و نقل رایگان Deadheading کار نیمه تمام Dead Horse نامهٔ بی‌اعتبار Dead Letter سررسید؛ موعد Dead Line زیان مطلق؛ زیان بدون جبران؛ شکست کامل Dead Loss مدیریت بی‌اثر؛ مدیریت ناکارآمد؛ مدیریت ناکارآی Dead Management بازار کساد؛ بازار کم فروش؛ بازار کاسد Dead Market پول گران Dead Money اجاره قطعی Dead Rent سرمایهٔ بیکار، راکد؛ کالای بنجل و بدون خریدار؛ موجودی بی‌ارزش و غیرقابل فروش Dead Stock ذخیره سازی Dead Storage زمان مصروفه Dead Time ظرفیت کشتی با بار کامل؛ وزن خود وسیلهٔ حمل Dead Weight وام سربار؛ وام از دست رفته؛ بدهی مرده Dead Wieght Debt زیان ثابت Dead Weight Lossشمارهٔ تنهای بار Dead Weight Tonnage (vessel) مقدار؛ اندازه؛ قدر؛ حصه، سهم؛ معامله؛ داد و ستد Deal معامله کردن؛ سر و کار داشتن Deal دلال بازار* فروشنده؛ تهیه کننده Dealer معامله کنندهٔ بدهی؛ معامله‌گر مدیون Dealer in Debt سمسار؛ دستفروش Dealer in Second-hand Good انگ دلال؛ نشان دلال Dealer's Brand دلالی Dealership خرید و فروش ارز؛ معاملهٔ ارزی Dealing برنامهٔ تحلیلی Dean Schedule گران خرید؛ گران تمام شده Dear-bought پول گران؛ پول با بهرهٔ زیاد Dear Money گرانی هزینهٔ زندگی Dearness (High Cost) of Living کمیایی؛ گرانی؛ کمیابی و گرانی Dearth قیمتی؛ گرانبها Dearworth وظیفه؛ مستمری پس از فوت Death Benefit مالیات بر ارث Death Duty نسبت مرگ و میر؛ آهنگ مرگ و میر؛ میزان مرگ و میر یک جمعیت؛ ضریب مرگ و میر؛ نسبت متوفیات؛ اندازهٔ مرگ و میر Death Rate مالیات بر ارث Death Tax کم بها کردن؛ قلب کردن پول Debase سکهٔ قلب Debased Coinage پول بدون پایه Debased Currency تنزل ارزش؛ کاهش محتویات قیمتی پول معیاری Debasement برگ و نسد قرضه؛ اوراق قرضه (در جمع)؛ سهم و سند مبادله؛ وجه الضمان؛ قرارداد بیمه؛ سهم قرضه؛ ورقهٔ استقراضی؛ گواهینامهٔ گمرکی؛ حوالهٔ دولتی Debenture سهم قرضهٔ قابل تبدیل Debenture, Convertible سهم قرضهٔ ساده Debenture, Nacked سند قرضهٔ ساده Debenture, Simple (Naked) انواع قرضهٔ با تضمین Debenture, Types of سند قرضهٔ بی‌تضمین؛ سهم قرضه Debenture Bond گواهی قرضه؛ گواهینامه گمرکی؛ سند استرداد Debenture Certificate نشر قرضه Debenture issue سهم قرضه Debenture Stock دارای سند قرضه Debentured اوراق قرضه Debentures بدهی؛ ثبت در طرف چپ یک حساب؛ ستون بدهی؛ بدهکار Debit به حساب بدهی کسی گذاشتن؛ در ستون بدهی گذاشتن؛ پای کسی نوشتن؛ کسی را بدهکار کردن؛ حسابی را بدهکار کردن Debit اعلامیهٔ بدهی Debit Advice برگهٔ بدهکار Debit Memorandum برگه بدهکار؛ اعلامیهٔ بدهکار؛ یادداشت بدهکار؛ سند هزینه Debit Note دوبرو، ژرارد Debreu, Gerard بدهی؛ دین Debt قرض؛ وام؛ دین؛ بدهی؛ مدیون؛ بده Debt بدهی داشتن Debt بدهی خارجی؛ دین خارجی Debt, External بدهی داخلی؛ دین داخلی Debt, Internal انواع بدهی، قرض Debt, Types of کارت بدهی Debt Card حد بالای بدهی Debt Ceiling حد بالای بدهی Debt Ceiling مطالبات دین Debt Claims تبدیل وام Debt Conversion تفاوت ارزش اسمی بدهی و اصل مبلغ Debt Discount تهیهٔ منابع پرداخت بدهی Debt Finance کسریهای تأمین مالی بدهی Debt-financed Deficits عمل بدهی؛ عمل دین؛ اثر قرض Debt Function دارایی اسنادی دین Debt Holding اسناد بدهی Debt Instruments اقلام بدهکاری؛ اقلام بدهی Debt Items حد استقراضی Debt-limit مدیریت وام؛ مدیریت دین؛ مدیریت بدهی Debt Management تبدیل قرض به پول؛ تبدیل بدهی به پول Debt Monetization پول بدهی Debt Money پول شرافتی Debt of Honour وام معوق Debt Outstanding نستب بدهی؛ نسبت دین Debt Ratio پرداخت اصل و فرع؛ تأدیهٔ اقساط به سود قرض Debt Service نسبت بازپرداخت اقساط وام؛ ضریب پرداخت اقساط وام Debt Service Ratio نسبت جمع کل بدهیهای یک مؤسسه به ارزش خالص آن Debt-to-net-worth Ratio مقروض؛ مدیون Debted طلبکار؛ بستانکار Debtee مدیون؛ بدهکار؛ ستون بدهکار؛ دفتر روزنامه؛ اقلام وارده در ستون بدهکار Debtor کشور بدهکار؛ ملت بدهکار Debtor Nation بدهکاری Debtroship حذف کارتل Decartelization حذف کار اتفاقی و نامنظم Decasualization حساب مرده Deceased Account کاهش سرعت؛ کاستن از سرعت Deceleration از سرعت کاهنده Decelerator عدم مرکزیت؛ حکومت محلی دادن Decentralization عدم مرزکیت صنعتی Decentralization of Industry عدم مرکزیت بایگانی Decentralized Files رد گواهی؛ پس‌گیری شناسایی؛ استرداد شناسایی Decertification توزیع دهگانه؛ یکی از قسمتهای دهگانه؛ یک دهم از هر توزیع فراوانیها Decile دسیلیون Decillion مسکوکات اعشاری؛ مسکوکات ده دهمی Decimal Coinage پول اعشاری Decimal Currency نقطهٔ اعتبار؛ صفر Decimal Point دستگاه دهگانی؛ دستگاه اعشاری Decimal System اعتباری Decimals درنگ و تصمیم‌گیری Decision Lag قاعدهٔ تصمیم گیری Decision Rule تابع تصمیم‌‌گیری Decision Function نظریهٔ تصمیم‌گیری Decision Theory متغیر تصمیم گیری Decision Variable محمولهٔ عرشه Deck Cargo گزارش عرشهٔ کشتی Deck Logs اظهارکننده؛ بیان کنندهگ مبین Declarant اظهارنامه؛ اعلامیه؛ بیانیه Declaration اظهارنامهٔ مشخصات کشتی Declaration of Ship's Particulars اعلام توانایی پرداخت دین Declaration Solvency حکم اشعاری Declaratory Judgment سرمایهٔ اعلام شده Declared Capital ارزش اعلام شده؛ بهای اعلام شده؛ قمیت اعلام شده به منظور تعیین مالیات Declared Value روش ماندهٔ نزولی؛ روش ارزش ویژه Declining Balance Method صنعت منحط؛ صنعت روبه زوال؛ صنعت زوال یابنده Declining Industry نظریهٔ کارآیی نهایی نزولی سرمایه Declining-marginal-efficiency-of Capital Theory از رمز درآوردن؛ کشف رمز کردن؛ کشف کردن Decode هزینهٔ نزولی؛ هزینهٔ کاهنده Decreasing Cost صنعت دارای هزینهٔ نزولی؛ صنعت با هزینهٔ کاهنده Decreasing Cost Industry تابع نزولی Decreasing Function هزینهٔ نهایی نزولی Decreasing Marginal Cost بازده‌های نزولی Decreasing Returns بازده‌های نزولی مقیاس Decreasing Returns to Scale دنباله‌های نزولی Decreasing Sequences قضاوت یا حکم دادگاه؛ فرمان؛ امر؛ تصویب نامه؛ اعلامیه Decree حکم موقتی Decree Nisi نقصان قیمت بین دو زمان؛ ضایعات؛ نقصان؛ تنزل؛ کاهش Decrement اهدا؛ وقف Dedicate اهدا؛ تقدیم؛ پیشکش؛ وقف؛ اختصاص Dedication استنتاج کردن؛ نتیجه گرفتن؛ استنباط کردن؛ دریافتن؛ مشتق شدن؛ کم کردن؛ کاستن Deduce کسر کردنی؛ فرانشیز Deductible مورد بیمهٔ کسر کردنی، قابل کسر Deductible Coverage کسر؛ تخفیف؛ برگشت؛ وضع؛ تفریق؛ کاهش؛ نتیجه‌گیری؛ قیاس؛ استنباط؛ دریافت؛ استقراء؛ دریافت جزء از کل؛ پی بردن از کل به جزء یا از علت به معلول Deduction کسر از درآمد Deduction from Income قیاسی؛ استنتاجی Deductive روش قیاسی؛ شیوهٔ استقرائی Deductive Method قباله؛ سند رسمی؛ دستاویز؛ عمل؛ کردار؛ کار؛ رفتار؛ فعل Deed انواع سند؛ انواع قباله Deed, Types of قرارنامه Deed of Arrangement تعهدنامه Deed of Convenant صلح نامه؛ هبه نامه Deed of Gift شرکت نامه؛ قرارداد مشارکت Deed of Partnership قرار تعویق Deed of Postponement سند سرمایهٔ سهمی Deed Stock تشدید کاربرد سرمایه؛ پایه گذاری اساسی سرمایه Deepening of Capital سکه‌ایکه نقش یا کلمات آن ساییده و محو شده باشد Defaced Coin بالفعل؛ عملی؛ غیررسمی؛ در عمل De facto اختلاس؛ دستبرد؛ دزدی؛ کم آورد نبا سوءنیت؛ خیانت در امانت Defalcation عدم پرداخت بهره و یا اصل آن؛ عدم رعایت هر شرط دیگر در سررسید؛ موکول کردن؛ نکول کردن Default قیمت فسخ؛ بهای الغاء؛ بهای عدم اجرای تعهد Default Price حساب نکولیها؛ دفتر ثبت ناوصولیها؛ دفتر ثبت واخواستها Default Register شرط ابطال؛ موارد بطلان (قرارداد) Defeasance Clause اوراق قرضهٔ دفاعی Defence Bonds مدافع؛ خوانده Defendant دفاعی؛ تدافعی؛ حالت تدافعی؛ مقام تدافعی Defensive پس‌انداختن؛ عقب انداختن؛ به تعویق انداختن؛ تأخیر کردن؛ تعلل ورزیدن Defer مقرری سالانهٔ معوق؛ مستمری انتقالی؛ مقرری آتی Deferred Annuity دارایی معوق؛ دارایی انتقالی Deferred Asset موجودی مؤخر؛ موجودی پس‌افتاده Deferred Availability اقلام نقد قابل دسترسی معوق؛ پس افتاده Deferred Availability Cash Itens 

 

سند قرضهٔ مؤجل؛ سند قرضهٔ معوق؛ سند قرضهٔ انتقالی Deferred Bond هزینه‌های پیش پرداختی Deferred Charges هزینهٔ آینده Deferred Cost پیش دریافت؛ اعتبار معوق Deferred Credit طلبکار مؤخر Deferred Creditor تقاضای مؤخر؛ تقاضای معوق؛ تقاضای انتقالی Deferred Demand هزینه‌های انتقالی؛ مخارج پیش پرداختی Deferred Expenses پیش دریافت درآمد Deferred Income بدهکاری معوق Deferred Liability هزینهٔ تعمیر پس افتاده Deferred Maintenance سهم عادی مؤخر Deferred Ordinary Shares پرداخت معوق؛ پرداخت آتی Deferred Payment اعتبار پرداخت معوق Deferred Payment Credit برنامه‌های پرداخت معوق یا مدت‌دار Deferred Payment Plans فروش اقساطی Deferred Payment Sale معیار پرداختهای مؤخر Deferred Payments, Standard for تخفیفهای معوقه؛ تخفیفهای انباشته Deferred Rebates پیش دریافت درآمد؛ پیش دریافت عایدی Deferred Revenue سهام مؤخر، سهام متأخر؛ سهام بدون اولویت Deferred Stock (Share) مالیات معوق Deferred Tax جلوه دادن حسابهای خرج و یا درآمد Deferring نکث؛ نقص؛ کاستی؛ کمبود؛ کسری؛ عیب و نقص Deficiency نقص نسد؛ نارسایی سند Deficiency Bill پرداخت کسری؛ پرداخت ناقص؛ پرداخت ناتمام Deficiency Payment کسر؛ کسر موازنه؛ کمبود؛ کسری؛ کسر محل؛ خرج بیشتر از دخل Deficit ادارهٔ امور مالی با کسر بودجه؛ تأمین کسر بودجه؛ تأمین مالی از راه کسر بودجه؛ تدارک مالی به وسیلهٔ کسر بودجه Deficit Financing خرج با کسری Deficit Spending واحدهای کسری‌دار Deficit Units معادلهٔ تعریفی Definitional Equation سند قطعی Definitive سند قرضهٔ قطعی Definitive Bond انقباض پولی؛ ضد تورم؛ انقباض؛ رکود؛ افلاس؛ نزول سطح عمومی قیمت؛ تقلیل میزان پول و اعتبارات؛ تقلیل اعتبارات و پول در گردش Deflation هزینهٔ تقلیل قیمت‌ها Deflation Cost انقباضی؛ ضد تورمی Deflationary شکاف انقباضی Deflationary Gap فشار انقباضی DeflationaryPressure تغییر روند تجارت؛ انحراف مسیر تجارت Deflection of Trade عامل تعدیل کنندهٔ قیمت؛ ضریب تعدیل کنندهٔ قیمت Deflator کلاهبرداری کردن؛ فریب دادن Defraud کمپانی از بین رفته؛ شرکت منحله Defunct Company درجهٔ آزادی Degree of Freedom درجهٔ تجانس Degree of Homogeneity درجهٔ وفور؛ درجهٔ توانگری Degree of Opulence نزول؛ نقصان؛ کاهش Degression مالیات نزولی Degressive Tax مالیات بندی نزولی؛ مالیات دارای نرخ نزولی Degressive Taxation کوچک شدن سهم صنعت Deindustrialization قانونا”؛ حق قانونی؛ حق مشروع؛ بالاستحقاق؛ بطور قانونی؛ حقا”؛ رسما”؛ بالقوه De jure شرکت قانونی De jure Corporation دلتا Del عامل ضمانت کننده؛ مؤسسه ضمانتی برای توسعهٔ اعتبارات Del Credere Agent موافقت با ضمانت اعتبار خریدار Del Credere Agreement کارمزد ضمانت Del Credere Commission دیرکرد؛ تأخیر Delay تحویل معوق؛ تحویل مؤجل Delayed Delivery حوالهٔ وصول طلب از بدهکار خود؛ حوالهٔ بدهکار به بستانکار؛ سربه‌سر کردن بدهی و طلب یک یا چند نفر؛ حواله دهنده Delegant نماینده؛ وکیل Delegate محل علیه Delegatee تفویض مسئولیت؛ حوالهٔ بدهی در برابر بستانکار Delegation نمایندگی مقام مسئول Delegation of Authority مطالعات قبلی؛ مطالعهٔ موارد ممکنه پیش از موعد Deliberation تعیین حدود فعالیت اقتصادی؛ تحدید دامنهٔ فعالیت اقتصادی Delimitation هزینهٔ غفلت؛ هزینهٔ قصور Delinquency Charge مالیات باقی؛ مالیات زیر جریمه Delinquent حساب معوق؛ حساب عقب افتاده Delinquent Account مالیات بقایا؛ مالیات جریمه Delinquent Tax تحویل در مرز Delivered at Frontier تحویل روی عرشه Delivered Docks تحویل، عوارض پرداخته شده Delivered Duty Paid تحویل در اسکله Delivered Ex Quay تحویل از کشتی Delivered Ex Ship قیمت کالا به شرط تحویل؛ قیمت کالا؛ تحویل به مشتری Delivered Price قیمت پیشنهادی؛ قیمت فاکتور شده تا بندر مبداء Delivered Price تحویل یا تسلیم کالای تجاری Delivery تحویل به دفعات؛ تحویل به اقساط Delivery by Instalment سند تحویل Delivery Note واگذاری برات (چک) Delivery of Bill (cheque۰ واگذاری سند مالکیت Delivery of Deed دستور تحویل کالا Delivery Order سندی که به امضای محمول الیه رسیده است و رسید کالاهای تجاری را اطلاع می‌دهد Delivery Receipt مأمور تحویل کالا به منزل؛ وسیلهٔ باربری به همین منظور Delivery Van جابه‌جا کردن؛ تغییر محل دادن Delocalization تقاضا؛ مطالبه Demand تقاضای متبادل؛ تقاضای عوض؛ تقاضای بدل؛ تقاضای جانشین Demand, Alternate تقاضای مرکب Demand, Composite کشش متقاطع تقاضا Demand, Cross-elasticity of تقاضای فرعی؛ تقاضای اشتقاقی Demand, Derived تقاضای مشترک؛ تقاضای متصل؛ تقاضای پیوسته Demand, Joint قانون تقاضا Demand, Law of انواع تقاضا Demand, Types of برات دیداری؛ برات رؤیتی؛ حوالهٔ عندالمطالبه Demand Bill ذخیرهٔ دلخواه سرمایه Demand Captial Stock هزینهٔ تقاضا Demand Cost منحنی تقاضا Demand Curve بدهی عندالمطالبه Demand Debt بیکاری ناشی از کمبود تقاضا؛ بیکاری از کبمود تقاضا Demand-deficient Unemployment سپردهٔ جاری؛ سپردهٔ عندالمطالبه؛ سپردهٔ دیداری Demand Deposit هزینهٔ نگهداری سپردهٔ دیداری Demand Deposit Service Charge بازار تقاضای معین Demand-determined Market برات کتبی؛ برات رؤیتی؛ برات دیداری Demand Draft تقاضای تورم Demand for Inflation تقاضای پول Demand for Money تقاضای ماندهٔ پول Demand for Meney Balance تقاضای محصول Demand for Output تابع تقاضا Demand Function افزایش تقاضا Demand Increase وام دیداری؛ وام به رؤیت؛ وام بدون سررسید؛ وام عندالمطالبه Demand Loan مدیریت تقاضا Demand Management درخواست پرداخت Demand Note قیمت تقاضا؛ قیمت خریدار Demand Price تورم ناشی از فشار تقاضا؛ تورم فشار تقاضا Demand-pull Inflation تورم از افزایش تقاضا؛ تورم فشار تقاضا Demand-push Inflation جدول تقاضا Demand Schedule انتقال تقاضا؛ تغییر مکان تقاضا Demand Shift تغییر تقاضا ناشی از درآمد و دیگر تغییرات Demand Shift from Income and other Changes تورم از انتقال تقاضا Demand-shift Inflation سطح تقاضا؛ میزان تقاضا Demand Sufrace نظریه‌های تقاضا Demand Theories تقاضا در برابر مقدار تقاضا شده Demand versus Amount Demanded سپردهٔ جاری یا دیداری در برابر سپردهٔ مدت‌دار Demand versus Time Deposit تقاضاکننده؛ مدعی؛ خواستار Demandant تعیین حدود کردن؛ حدفاصل را معین کردن؛ حدفاصل قائل شدن؛ نشان گذاردن Demarcate مشاجرهٔ تفکیک حدود؛ کشمکش تفکیک حقوق؛ منازعهٔ تعیین حدود Demarcation Dispute تفکیک Demergerization اجارهٔ درست و کامل Demise Charter دموکراسی صنعتی Democracy, Industrial سوسیالیزم دموکراتیک؛ سوسیالیسم مردمی Democratic Socialism عوامل جمعیت شناسی Demograplic Eactors جمعیت شناسی Demography از رواج انداختن پول؛ از اعتبار انداختن پول Demonetization غیرپولی کردن؛ از رواج انداختن Demonetize هزینهٔ معطلی کشتی؛ خسارت دیرکرد؛ کرایهٔ معطلی در راه‌آهن و کشتی؛ حق الارض کالای عبوری Demurrage تأخیر Demurral بازگشت به وضع ما قبل ملی کردن؛ سلب تابعیت؛ خارج کردن از تابعیت؛ تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی Denationalization واحد پول؛ انواع اسکناس و سکه Denomination ارزش اسمی؛ ارزش وجهی Denominational Value کلیه برشهای سهام؛ کلیه دسته‌های سهام Denominations of Shares دنار، واحد پول مقدونیه، نشانهٔ آن Makdonia Denar است. Denar, MKD نشان دادن؛ نمایش دادن؛ مشخص کردن؛ تفکیک کردن؛ معلوم کردن Denote تابع چگالی Density Function چگالی متحرک Density Gradient شمارش پذیر؛ شماره پذیر Denumerable شمردن Denumerate بنگاه؛ قسمت؛ بخش؛ دائره؛ بخش اداری Department آزمون تجربی حفظ درآمد دنور Denver Income Maintenamce Experiment فروشگاههای مختلط Department Store هزینه‌های ویژه؛ هزینه‌های مستقیم؛ هزینه‌های متناسب؛ مخارج مستقیم؛ مخارج متناسب Departmental Charges هزینه‌های عمومی سهم یک قسمت از سازمان Departmental Overhead سودبخشی Departmental Profit فروشگاه بزرگ Departmental Store پول سپرده Deposit Money ضریب فزایندهٔ سپرده؛ ضریب افزایش سپرده Deposit Multiplier حق بیمهٔ سپرده Deposit Premuim اندازهٔ بهرهٔ سپرده؛ میزان بهرهٔ سپرده؛ درصد بهرهٔ سپرده Deposit Rate ضریب سپرده Deposit Ratio برگ رسید سپرده Deposit Receipt گریز سپرده؛ فرار سپرده Deposit Run off نمونهٔ چاپی سپرده Deposit Slip شرکت سپرده Deposit Society نستب دیون بانک به سپرده‌های بانک؛ برگشت سپرده Deposit Turnover امانت‌دار؛ سپرده نگهدار؛ محل نگهداری سپرده Depositary سپرده‌گذار؛ صاحب سپرده Depositor انبار؛ محل نگهداری امانات Depository واسطهٔ مالی سپرده پذیر Depository Financial Intermediary مستهلک شونده؛ استهلاک پذیر Depreciable دارائی‌های قابل استهلاک؛ دارائی‌های مستهلک شدنی؛ دارائی‌های استهلاک‌پذیر Depreciable Assets ارزش قابل استهلاک Depreciable Cost کاهش یافتن ارزش؛ از ارزش افتادن؛ از بهای چیزی کاستن Depreciate پول از ارزش افتاده Depreciated Currency ارزش اصلی استهلاکی Depreciated Original Cost قمیت پس از استهلاکات Depreciated Value استهلاک؛ توفیر فرسودگی؛ افت قیمت؛ کاهش بها Depreciation روش‌های استهلاک؛ روشهای محاسبهٔ ذخیرهٔ استهلاک Depreciation, Methods of حسابداری استهلاک Depreciation Accounting کفایت استهلاک Depreciation Adequacy ذخیرهٔ استهلاک Depreciation Allowance مبنای استهلاک Depreciation Base هزینهٔ استهلاک Depreciation Charge پول کم ارزش، پول بی‌بها Depreciation Currency هزینهٔ استهلاک Depreciation Expense وجه استهلاک Depreciation Fund کاهش ارزش یک پول Depreciation of a Currency کاهش ارزش پول Depreciation of Money ذخیرهٔ استهلاک Depreciation Provision نسبت استهلاک Depreciation Rate اندوختهٔ استهلاک Depreciation Reserve ضریب اندوختهٔ استهلاک Depreciation-reserve Ratio نواحی بی‌رونق، کساد، محروم؛ نواحی عقب افتاده Depressed Areas بحران اقتصادی؛ تنزل اقتصادی؛ بحران Depression بحران بزرگ Depreciation, The Great (۱۹۲۹ - ۱۹۳۵) قائم مقام رئیس کل بانک مرکزی Deputy Governor تحویل در اسکله D.E.Q. ارزش چیزی را پایین آوردن Derate کاهش بار مالیاتی Derating متروک؛ اموال رها شده؛ اموال متروکه Derelict نواحی متروکه Derelict Areas مشتق‌گیری Derivation مشتق Derivative سپردهٔ فرعی؛ امانت (سپرده) اشتقاقی Derivative Deposit تقاضای فرعی؛ تقاضای اشتقاقی Derivative Demand تابع مشتق Derivative Function تخلف از مواد پیمان؛ باطل کردن نسبی یا جزیی؛ فسخ کردن قسمتی از چیزی؛ تمدید عملیات Derogate From تخلف از مقررات؛ تجاوز از حد؛ تخلف از مفاد پیمان؛ کاهش بها یا رتبه Derogation شرط مبطل Derogatory Clause تحویل از کشتی D. E. S. به ارث گذاشتن Descend اقتصاد توصیفی Descriptive Economics صورت حساب مشروح مالی Derivative Financial Statement علامت گذاشتن وصفی؛ درجه گذاشتن وصفی Derivative Labeling آمار توصیفی؛ شاخص توصیفی Derivative Statistcs حذف آثار فصلی؛ حذف تغییرات فصلی Deseasonlized سیل، طوفان موردنظر Design Flood نشان دادن؛ نمایش دادن؛ گماشتن؛ معین کردن؛ معرفی کردن؛ انتخاب کردن؛ در نظر گرفتن؛ قلمداد کردن؛ اختصاص دادن؛ تخصیص دادن Designate دلال سفارش‌ها Desk jobber اعزام؛ ارسال؛ مخابره؛ انجام سریع؛ شتاب؛ تعجیل؛ وسیلهٔ سریع (برای فرستادن کالا)؛ عامل حمل و نقل سریع کالا؛ پیغام؛ نوشته؛ نامه؛ پیک Despatch روانه کردن؛ گسیل داشتن؛ فرستادن؛ مخابره کردن Despatch پاداش سرعت عمل؛ جایزهٔ سرعت Despatch Money عامل عدم ثبات؛ بی‌ثبات کننده Destabilizer طلای فعال؛ طلای غیرعقیم Desterilized Gold مقصد Destination خراب کردن؛ نیتس کردن؛ خنثی کردن؛ باطل کردن؛ نابود ساختن؛ از بین بردن Destroy مخرب؛ ویران کننده؛ ویران‌گر؛ ویران ساز Destroyer خراب شدنی؛ فناپذیر؛ قابل انهدام؛ ویران شدنی Destructible نابودی؛ خرابی؛ ویرانی؛ انهدام؛ تباهی Destruction ویران‌کننده؛ خراب سازنده؛ مخرب؛ تباه سازنده؛ زیان آور؛ برهم‌زننده Destructive رقابت ویرانگر؛ رقابت تباهی آور؛ رقابت مخرب Destructive Competition سوا کردن؛ جدا کردن Detach جزییات؛ مشروح؛ جزییات حساب؛ اقلام ریز؛ ریز حساب Detail حساب تفصیلی Detail Account بررسی حساب Detailed Account حسابرسی تفصیلی Detailed Audit صورت مفصل؛ شرح کامل Detailed Statement قابل تعیین؛ معلوم کردنی؛ انقضاپذیر؛ فسخ شدنی Determinable دترمینان؛ عامل تعیین کننده Determinant تعیین تعادل پایانی؛ مشخص کردن تعادل نهایی Determinate Final Equilibrium تصمیم‌گیری؛ اتخاذ تصمیم Determination جبریت؛ جبرگرایی؛ موجیت Determinism بازدارنده؛ مانع Deterrent تغییر روند Detrending ضرر؛ زیان؛ خسارت Detriment بانک دویچه؛ دویچه بانک Deutsche Bank (Ger) بوندسبانک آلمان Deutsche Bundesbank مارک Deutsche Mark تضعیف پولی Devaluation کشور روبه توسعه Developing Country توسعه Development بانک توسعه Development Bank بودجهٔ توسعه؛ بودجهٔ عمران Development Budget هزینه‌های اولیهٔ بهره‌براری معادن؛ مخارج توسعه؛ هزینه‌های مقدماتی استفاده از چاه نفت؛ هزینه‌های توسعهٔ فروش Development Expenses برنامه‌ریزی توسعه Development Planning استراتژی توسعه Development Strategy انحراف Deviation انواع انحراف Deviation, Types of شرط تغییر مسیر؛ شرط انحراف از مسیر Deviation Clause یک واحد از ماشین محاسبهٔ الکترونیکی Device ارث واگذاری با وصیت؛ به ارث گذاشتن؛ وصیت کردن؛ وصیت نامهٔ ارث بر؛ قبض یا حوالهٔ واگذاری مبنی بر وصیت Devise فرانک، واحد پول جیبوتی، نشانهٔ D.Franc است. DF درهم، واحد پول امارات عربی متحد، نشانهٔ Dirham است. Dh بسط قطری؛ گسترش قطری Diagonal Expansion ادغام قطری Diagonal Integration ماتریس قطری Diagonal Matrix تبدیل به یک ماتریس قطری Diagonalization نمودار Diagram نمایش ترسیمی؛ نمایش نموداری Diagrammatic Representation ماده‌گرائی جدلی؛ مکتب مادی؛ مکتب دیالکتیکی Dialectical Materialism دفتر یادداشت روزانه Diary تقسیم دو ارزشی؛ طبقه‌بندی دو ارزشی Dichotomy قول من نسد است Dictum Meum Pactum تفاوت Difference حساب تفاوت Difference Account معادلهٔ تفاضلی Difference Equation جریان تفاوت Difference Flow روش تفاوت شماره‌ها Difference Method تفاوت جزیی Differential مزیت بارز Differential Advantage حساب فاضله Differential Calculus ضریب فاضله‌ای Differential Coefficient هزینهٔ نهائی؛ ارزش نهائی؛ هزینهٔ تفاوت Differential Cost هزینه‌یابی تفاضلی Differential Costing حقوق گمرکی تبعیضی؛ مالیات تبعیضی Differential Duties معادلهٔ فاضله‌ای Differential Equation برآورد تفاضلی Differential Estimate رشد متفاوت Differential Growth تورم متفاوت Differential Inflation قمیت‌گذاری متفاوت؛ قیمت‌گذاری تبعیضی Differential Pricing نرخ فاصله؛ نرخ تفاوت Differential Rate محصولات نامشابه؛ محصولات متفاوت Differentiated Products فاصله‌گیری Differentiation شاخص انتشار Diffusion index نظریهٔ انتشار مالیات بندی Diffusion Theory of Taxation رایانهٔ رقمی Digital Computer عدد؛ رقم؛ حساب سرانگشتی Digits معما؛ وضعیت دشوار Dilemna دور دایلون Dillon Round اشتغال کارگر ناشی Dilution سکهٔ ده سنتی در ایالات متحد و کانادا؛ یکدهم دلار Dime اندازه؛ بعد؛ حجم؛ وسعت Dimension روش ماندهٔ نزولی؛ روش استهالک نزولی Diminishing Balance Method محصول نهائی نزولی Diminishing Marginal Product نزولی بودن محصول مادی Diminishing Marginal Physical-product قانون بهره‌وری نهایی نزولی؛ قانون فرآوری نهایی نزولی Diminishing Marginal Productivity, Law of فایدهٔ نهائی نزولی؛ مطلوبیت نهائی نزولی؛ نزولی بودن مطلوبیت نهائی Diminishing Marginal Utility فرآوری نزولی؛ قدرت تولید نزولی؛ بهره‌وری نزولی Diminishing Productivity بازده‌های نزولی Diminishing Returns قانون بازده‌های نزولی Diminishing Returns, Law of فایدهٔ نزولی؛ مطلوبیت نزولی Diminishing Utility قانون مطلوبیت نهائی؛ قانون فایدهٔ نهائی Diminishing Utility, Law of دینار، واحد پول یوگسلاوی (سابق)، Din دینار، واحد پولی عدن که برابر است با ۱۰۰۰ فلس عدنی Dinar (Aden) شیء فی حد ذاله؛ چیز درخور Ding an Sich سفته‌بازی مستقیم ارزی؛ معامله به سود ارزی؛ سوداگری مستقیم ارزی Direct Arbitrage هزینهٔ مستقیم؛ هزینهٔ تولیدی Direct Charge هزینهٔ مستقیم؛ هزینهٔ مایهٔ متغیر Direct Cost هزینه‌یابی؛ تخصیص هزینه به تولید یا خدمات مربوطه Direct Costing هزینه‌های مستقیم Direct Costs زیان مستقیم؛ خسارت مستقیم Direct Damage بدهی مستقیم Direct Debit بدهکارگردانی مستقیم Direct Debiting هزینهٔ مستقیم قسمت؛ هزینهٔ مستقیم یک بخش اداری Direct Department Cost هزینه‌های مستقیم مخارج مستقیم Direct Expenses تأمین مالی مستقیم Direct Financing کار مستقیم؛ نیروی کار مولد Direct Labour هزینهٔ کار مستقیم Direct Labour Cost اعتبارنامهٔ مستقیم؛ اعتبارنامهٔ معین Direct Letter of Credit دین مستقیم Direct Liability فروش کالا با پست Direct Mail مواد مستقیم Direct Material هزینهٔ موادمصرفی؛ هزینهٔ موادمستقیم Direct Material Cost هزینهٔ عمومی؛ هزینه‌های بالاسری؛ هزینه‌های ثابت Direct Overheads خرج مستقیم سرمایه؛ به کاراندازی مستقیم سرمایه؛ جاگذاری مستقیم سرمایه Direct Placement تولید مستقیم؛ تولید بی‌واسطه Direct Production رهن مستقیما” کاهش‌پذیر Direct-reduction Mortgage بستگی مستقیم؛ ارتباط مستقیم Direct Relationship فروش مستقیم؛ فروش بی‌واسطه Direct Selling حمل یکسره Direct Shipment اعتصاب مستقیم Direct Strike مالیات مستقیم؛ مالیات بر درآمد شخص؛ مالیات بر ارث؛ مالیات سرانه Direct Tax مالیات‌بندی مستقیم Direct Taxation گواهی مستقیم Direct Verification حذف مستقیم؛ طریق مستقیم حذفی Direct Write-off اقتصاد ارشادی Directed Economy مدیریت Direction مدیریت فعالیت‌ها Direction of Effort مستقیما” مرتبط؛ در ارتباط مستقیم Directly Related مدیر؛ عضو هیئت مدیره Director مدیر Director گزارش مدیران Directors Report کتابچهٔ راهنما؛ دفتر راهنما Directory راهنمای صادرات Directory of Exports درهم؛ درم Dirham بارنامهٔ کالای معیوب Dirty Bill of Lading ارز شناور ناسره؛ ارز شناور آلوده Dirty Float شناوری ناسره (اداره شده) «ارز»؛ شناوری (تحت مدیریت ناسرهٔ ارز) Dirty (Managed) Floating پول نامشروع Dirty Money عدم صلاحیت؛ ناتوانی؛ عجز Disability مزایای از کار افتادگی؛ مزایای معلولیت Disability Benefits جبران از کارافتادگی؛ جبران معلولیت Disability Compensation بیمهٔ اسقاط حق بیمه بر اثر ناتوانی و عجز Disability Premium Waiver Insurance از کارافتادگی Disablement مزایای مقرری از کارافتادگی Disablement Benefits وضع نامساعد؛ زیان Disadvantage کارگران بی‌مزیت؛ کارگر زیان‌ده Disadvantaged Workers بی‌صرفه؛ نامساعد؛ زیان آور؛ بی‌فایده؛ مانع Disadvantageous مجزاسازی Disaggregate تفاوت صرف پول؛ تفاوت سره Disagio کاهش ارزش؛ عدم توافق؛ اختلاف نظر؛ ناهماهنگی Disagreement ناچیز شمردن؛ قدر نداشتن Disappreciation عدم تصویب؛ نارضایی Disapproval درهم برهم؛ بی‌تربیتی Disarrangement حادثهٔ بد؛ مصیبت؛ بلا؛ بدبختی Disaster برنامهٔ کمک به آسیب‌دیدگان Disaster Relief Programme منحل کردن Dishand پرداخت؛ پرداخت نقدی؛ خرج Disbursement پایور پرداخت Disbursement Officer بازپرداخت؛ اخراج Discharge برات پرداختی؛ برات مشمول اسقاط حق Discharged Bill اخراجیها Discharges اسکلهٔ باراندازی؛ اسکلهٔ تخلیه بار Discharging Berth اسکلهٔ تخلیه Discharging Wharf ترک کنندهٔ دعوا؛ منکر شونده؛ منکر؛ شرط تبری Disclaimer نامهٔ تبری Disclaimer Letter آشکار کردن؛ فاش کردن؛ افشا کردن Disclose نظریهٔ افشا؛ نظریهٔ جامع و گویا بودن صورتهای مالی؛ مطلب افشا شده؛ افشاء حقایق Disclosure افشاء بانک Disclosure, Bank کالای ناسودمند Discommodity دست‌کشی؛ عدم ادامه؛ ناپیوستگی م. Discontinuance Discontinuation تابع ناپیوسته Discontinuous Function ناپیوستگی Discontinuity تنزیل؛ تخفیف Discount تنزیل کردن؛ تخفیف دادن؛ کسر کردن؛ صرف کردن Discount انواع تنزیل Discount, Types of سند قرضهٔ تخفیفی Discount Bond دلال برات؛ تنزیل کار Discount Broker جدول بندی نقدی و بازدهی Discount Cash Flow منحنی تنزیل Discount Curve تخفیف خرید کالا و خدمات؛ تخفیف اکتسابی؛ درآمد ازمحل تخفیفات؛ تخفیف دریافتی EarnedDiscount عامل تنزیل Discount Factor مؤسسه تنزیل Discount House وام تنزیل شده Discount Loan تخفیف نقدی و از دست رفته خرید؛ استفاده نکردن از تخفیف خرید نقدی؛ تخفیف از دست رفته Discount Lost بازار تنزیل اوراق بهادار Discount Market تخفیف پرداختی Discount Paid سیاست تنزیل Discount Policy اندازهٔ تنزیل؛ میزان تنزیل Discount Rate, Discounts سیاست اندازهٔ تنزیل Discount-rate Policy ورقهٔ تخفیف؛ برگهٔ تخفیف Discount Sheet فروشگاه ارزان؛ فروشگاه تخفیف‌دار Discount Store روزنهٔ تنزیل Discount Window قابل تخفیف؛ تخفیف‌بردار Discountable تنزیل عواید آتی؛ تنزیل عواید حاصله Discounted Cash Flow تحلیل تنزیل جریان نقدی Discounted Cash Flow Analysis روش تنزیل جریان نقدی؛ روش سنجش نافعیت چندین طرح Discounted Cash Flow Method حاصل تنزیل جریان نقدی؛ بازده تنزیل جریان نقدی Discounted Cash Flow Yield ارزش تنزیل شده Discounted Value تنزیل به ارزش حال Discounting تنزیل برات Discounting a Bill اثر تنزیل Discounting Effect تنزیل تأثیر اخبار Discounting the News متغیرهای ناپیوسته Discountinuous Variables فرضیهٔ کارگر دلسرد Discouraged Worker Hypothesis دورهٔ کشف Discovery Period بی‌اعتباری Discredit اختلاف حساب؛ اشتباه حساب Discrepancy of Account متغیر ناپیوسته Discrete Variable صلاحدید؛ رأی؛ تشخیص Discretion قوهٔ خرید اختیاری Discretionary Buying Power عوارض اختیاری Discretionary Duty سیاست مالی مصلحتی؛ سیاست مالی اختیاری Discretionary Fiscal Policy وجوه احتیاطی، وجوه اختیاری؛ وجوه در اختیار Discretionary Funds درآمد در اختیار؛ درآمد اختیاری Discretionary Income حدود اختیاری Discretionary Limits مشکلات سیاست اختیاری؛ دشواریهای سیاست مصلحتی Discretionary Policy Problems قیمت‌گذاری اختیاری Discretionary Pricing منافع اختیاری؛ منافع در اختیار Discretionary Profits تثبیت اختیاری؛ تثبیت مصلحتی Discretionary Stabilization مالیات اختیاری Discretionary Tax مالیات‌بندی اختیاری Discretionary Taxation امین اختیاری Discretionary Trust مبین Discriminant حقوق تبعیضی گمرک Discriminating Duty انحصار تبعیضی Discriminating Monopoly تبعیض Discrimination تبعیض نسبت به اقلیت Discrimination against Minorities اخراج تبعیض آمیز اعضاء اتحادیه‌ها Discriminatory Discharge عوارض تبعیضی؛ عوارض ترجیحی؛ عوارض اختیاری Discriminatory Duty قیمت گذاری تبعیضی؛ قیمت گذاری اختیاری Discriminatory Pricing مالیات تبعیضی؛ مالیات اختیاری Discriminatory Tax مالیات بندی تبعیضی؛ مالیات بندی اختیاری Discriminatory Taxation انواع تبذیرها، جریانهای خلاف صرفه‌جویی‌ها Diseconomies, Types of تبذیر؛ ضرر؛ زیاده خرجی؛ فقدان صرفه‌جویی Diseconomy تبذیر رشد؛ جریان خلاف صرفه‌جویی رشد Discriminatory of Growth زیان مقیاس؛ تبذیر مقیاس Discriminatory of Scale ترقی فنی بی‌بهره Disembodied Technical Progress سلب مزیت تجاری Disenfranchise بیکار Disengaged عدم تعادل؛ عدم توازن؛ ناترازی Disequilibrium فراگردهای نامتعادل سازنده Disequilibrating Processes بیکاری پنهان Disguised Unemployment محرومیت از ارث Disherison از اندوخته کاستن؛ کاهش اندوخته؛ کاهشذخیره؛ از احتکار درآوردن Dishoarding خودداری از پرداخت؛ بدحسابی؛ نکول؛ کج حسابی Dishonour نکول کردن یک برات؛ عدم قبولی Dishonour Draft برات نکول شده Dishonoured Note بازدارنده Disincentive محروم از امتیازات صنفی و اتحادیه‌ای Disincorporated تورم زدایی Disinflation تجزیه؛ متلاشی شدن Disintegration حذف سازمانهای واسطه Disintermediation سرمایه برداری؛ تخریب سرمایه؛ سرمایه‌گذاری منفی Disinvestment صفحهٔ مغناطیسی؛ دیسک مغناطیسی Disk صفحهٔ نگهداری داده‌ها Disk Storage علوم شوم؛ علم منحوس Dismal Science اخراج از عضویت؛ انفصال از عضویت Dismemberment مزد اخراج؛ مزد انفصال از خدمت Dismissal Pay مزد خاتمه خدمت؛ مزد انفصال؛ مزد اخراج Dismissal Wage عدم اطاعت؛ سرپیچی؛ نافرمانی Disobedience بی‌نظمی؛ بی‌ترتیبی؛ هرج و مرج Disorder بازار آشفته Disorderly Market تغییرات نامنظم Disorderly Movements تشکیلات نامنظم؛ تشکیلات بد؛ بی‌سازمانی Disorganization فرستادن؛ اعزام کردن؛ روانه نمودن Dispatch صرفه‌جویی درهزینهٔ ارسال کالا که ناشی از سرعت عمل تخلیه در مقصد و جز این باشد Dispatch Earning جایزهٔ سرعت Dispatch Money ارسال کالا Dispatching پراکندگی Dispersion پراکندگی بیکاری Dispersion of Unemployment اثر جابهٔ‌جاسازی؛ اثر جایگیری؛ اثر پس‌زنی Displacement Effect به معرض تماشاگذاردن؛ نمایش دادن؛ قفسهٔ تزیینی Displays مصرف شدنی؛ یکبار مصرف Disposable درآمد قابل تصرف کار و کسب Disposable Business Income درآمد قابل استفاده؛ درآمد قابل تصرف؛ عایدی در اختیار شخص؛ درآمد خرج کردن Disposable Income درآمد قابل تصرف شخص Disposable Personal Income درآمد قابل تصرف بخش خصوصی Disposable Private Income استفاده درآمد؛ دسترسی به درآمد؛ اختیار بر درآمد Disposal of Income تولید منفی؛ ضد تولید Disproduction عدم صلاحیت؛ سلب صلاحیت Disqualification عدم رضایت؛ ناخشنودی؛ نارضائی Dissatisfaction از مایه خوردن؛ تبذیر کردن Dissave پس‌انداز منفی؛ خرج از پس‌انداز؛ از مایه خوری؛ مایه خوردی Dissaving طلبکاران مخالف تعدیل Dissenting Creditors تجزیه؛ فسخ؛ انحلال Dissolution انحلال شرکت Dissolution of Company فسخ مشارکت Dissolution of Partnership منحل کردن Dissolve هزینه‌های مسافت؛ هزینه‌های دوری Distance Costs کرایهٔ بار متناسب با مسافت Distance Freight وضع دور Distance Position تمیز دادن؛ تفکیک کردن Distinguish گمراه کننده؛ تحریف شده Distorted عدم تعادل؛ گسستگی؛ اختلال Distortion ضبط اموال؛ گرو نگاه داشتن (بعدا” حراج کردن)؛ تأمین مدعی به کردن Distrain قابل ضبط بودن مال؛ قابل تبدیل بودن مدعی به Distrainable بدهکار مال در توقیف Distrainee صادره در قبال مالیات Distraint for Taxes وام‌گیری ناگزیر؛ استقراض از سر ناچاری؛ استقراض اضطراری Distress Borrowing فروش اضطراری Distress Selling نواحی مصیبت‌زده Distressed Areas توزیع کردن؛ تسهیم Distribute درنگهای توزیعی؛ توزیع با فاصلهٔ زمانی Distributed Lags منافع توزیع شده Distributed Profits هزینه‌های توزیع Distributing Costs توزیع؛ بخش؛ تقسیم Distribution نظریهٔ نهایی توزیع Distribution, Marginal Theory of زنجیرهٔ توزیع Distribution Chain تسون توزیع Distribution Column هزینهٔ توزیع؛ هزینهٔ پخش Distribution Cost تخفیف به فروشندگان؛ تخفیف توزیع Distribution Discount هزینه‌های فروش Distribution Expenses عمل توزیع؛ کار توزیع Distribution Function قانون توزیع Distribution Law توزیع درآمد Distribution of Income ضریب اهمیت توزیعی Distributional Weight عدالت توزیعی؛ برابری توزیعی Distributional Equity توزیع کنندگی Distributionship قضاوت توزیعی؛ قضاوت دربارهٔ توزیع Distributive Judgement عدالت توزیعی Distributive Justice توزیع پذیری؛ بخش پذیری؛ قابلیت توزیع Distributivity توزیع‌کننده Distributor تخفیف مخصوص توزیع‌کنندگان Distributor Discount بانک ناحیه‌ای؛ بانک محلی؛ بانک منطقه ای District Bank بی‌اعتمادی؛ بدگمانی؛ سوءظن Distrust بی‌اعتماد؛ بدگمان؛ ظنین؛ مبنی بر سوء ظن Distrusffull جملهٔ اغتشاش؛ جمله ناپایداری؛ جملهٔ اختلال Disturbance Term نامطلوبیت؛ بی‌فایدگی Disutility نامطلوبیت کار Disutility of Labour ایضا” Ditto نام قدیمی دفتر روزنامه Diurnal واگرایی؛ تباعد Divergence واگرا؛ متباعد Divergent ادغام واگرا Divergent integration تنوع؛ گوناگونی Diversification تنوع پرداز؛ تنوع بخش Diversifier انحراف Diversion امتیاز انحراف Diversion Privilege جور؛ نوع ؛ تنوع؛ اختلاف Diversity عامل تنوع Diversity Factor تنوع محصول Diversity of Product تقسیم کردن؛ بخش کردن؛ دسته‌بندی کردن Divide حق بیمهٔ منقسم؛ حق بیمهٔ تقسیم شده Divided Coverage سهم طلبکاران Dividend سود سهام؛ سود سهم بستانکار؛ بهره و سود قابل توزیع Dividend بهرهٔ ملی؛ درآمد ملی Dividend, National انواع سود سهام DividendTypes of سر قبض سود سهام Dividend Counterfoil پوششسود سهام؛ تأمین سود سهام Dividend Cover اندوختهٔ برابری سود سهام؛ انتوختهٔ تسویهٔ سود سهام Dividend Equalization Reserve صندوق اندوختهٔ تسویهٔ سود سهمی Dividend Equalization Reserve Fund سود سهام ممتاز پس افتاده Dividend in Arrears سود سهام حاصله از دارایی Dividend in kind وکالت نامهٔ سود سهام Dividend Mandate سود سهام سابق؛ بدون استفاده از سود سهام در سالهای مخصوص Dividend Off با استفاده از سود سهام Dividend On نسبت پرداخت سود سهمی Dividend Payment Ratio نسبت تصفیهٔ سود سهمی؛ نسبت واریز سود سهمی Dividend Payount Ratio سیاست تقسیم سود سهام روش تقسیم سود سهام؛ سیاست سود سهمی Dividend Policyنسبت بهای سود سهمی Dividend Price Ratio جلوگیری از توزیع سود سهمی؛ محدودیت پرداخت سود سهمی Dividend Restraint اجازهٔ پرداخت سود سهام Dividend Warrant بازدهٔ سود سهمی؛ حاصل سود سهمی؛ عایدی سود سهام Dividend Yield سودهای سهمی؛ منافع قابل تقسیم Dividends مقسم؛ تقسیم کننده Divider نوعی شاخص قیمت است که برعکس شاخص قیمت پاشه و شاخص قمیت لاسپیر آثار داریمی تغییر قیمتها روی هزینهٔ زندگی را در نظر می‌گیرد. Divisia index قابلیت تقسیم؛ بخش پذیری؛ خاصیت بخش پذیری Divisibility اعتبار قابل تقسیم Divisible Credit تقسیم کار Division of Labour سند قرضهٔ تضمینی تقسیمی Divisional مقسوم علیه Divisor کرون، واحد پول فائرو (جزایر) دانمارک، و نیز واحد پول گرینلد؛ DKr مارک آلمان D.M. ایضا” Do داب، موریس Dobb, Mauriece عوارض لنگرگاه Dock Dues رسید انبار و بارانداز؛ قبض انبار Dock Warrant پته؛ رسیدگی گمرکی؛ خلاصه نویسی Docet عقیدهٔ خودکاری Doctrine of Automaticity (The) سند متبادله Document, Cleared سند برگشتی Document, Returned برات سندی Document Bill سند مالکیت Document of Title برات اسنادی Documentary Bill اعتبار اسنادی Documentary Credit اعتبارنامهٔ اسنادی Documentary Letter of Credit ارائه اسناد یا مدارک؛ دادن اوراق و اسناد به کشتی برای حمل کالا Documentation تسلیم اسناد در برابر قبولی برات؛ تحویل اسناد در برابر پذیرش Documents against Acceptance تسلیم اسناد در برابر پرداخت؛ تحویل اسناد در برابر پرداخت Documents against Payment اسناد به نام شخص معین Documents Made Out to Named Person دلار Dollar منطقهٔ دلار؛ حوزهٔ دلار Dollar Area معدل‌گیری دلار؛ میانگین گیری دلار Dollar Averaging گروه دلار؛ گروه بندی دلار Dollar Bloc قرضهٔ دلاری Dollar Bond گواهی سپردهٔ دلاری Dollar Certificate of Deposit معدل‌گیری ارزش دلاری؛ میانگین گیری هزینهٔ دلاری Dollar Cost Averaging کسری دلار Dollar Deficit دیپلماسی دلار Dollar Diplomacy مبادلهٔ دلاری؛ برات دلاری؛ برات براساس دلار Dollar Exchange برات ارزی دلاری Dollar-exchange Bill شکاف دلاری Dollar Gap عرضهٔ بیش از حد دلار؛ اشباع دلار Dollar Glut تهدید دلار Dollar Overhang کمبود دلار Dollar Shortage سهام امریکایی Dollar Stock دومار، اوسی دی. Domar, Evsey D. الگوی دومار Domar Model برات داخلی Domestic Bill شرکت داخلی Domestic Corporation انبساط اعتبار داخلی؛ بسط اعتبار داخلی Domestic Credit Expansion پایهٔ طلای داخلی Domestic Gold Standard صنعت داخلی Domestic Industry تولید داخلی Domestic Production نظام ملی داخلی Domestic System نظام خانگی صنعت؛ نظام روستایی صنعت Domestic System of industry بازرگانی داخلی؛ تجارت داخلی Domestic Trade کالاهای داخلی؛ تولیدات داخلی Domesties اقامتگاه Domicile برات با محل پرداخت معین Domiciled Bill تعیین محل پرداخت Domiciliation (حق) مبداء Domiciliation (fee) علت مسلط و مؤثر Dominant and Effective Cause رهبری بنگاه مسلط Dominant Firm Leadership 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان تجارت9


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/۱۸ | ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()

وام غیراقساطی Bullet شمش Bullion بازار شمش Bullion Market نقطهٔ شمش Bullion Point اندوختهٔ فلزی؛ اندوختهٔ شمش طلا و نقره Bullion Reserve تجارت شمش (طلا و نقره) Bullion Trade رجحان سابقه Bumping درآمد خدمات شخصی؛ درآمد حاصله از کارهای هنری و اختراع Bunched Income بوندسبانک؛ بانک مرکزی آلمان Bundes Bank بازار داغ؛ بازار گرم؛ بازار جوشان Buoyant هزینهٔ عمومی؛ هزینهٔ سربار؛ بار بیشینه Burden بار دین؛ بار بدهی Burden of Debt مالیات مزاحم؛ مالیات مشقت بار؛ مالیات سنگین Burden Some Tax دفتر؛ اداره؛ دایره Burean نظریهٔ اقتصادی حکومت اداری Bureaucracy, Economic Theory of بیمه بر ضد دزدی Burglary Insurance ضریب آتش‌گیری؛ ضریب آتش افروزی؛ ضریب آتش سوزی Burning Ratio بورس؛ بازار اوراق بهادار Bursary بوشل امپریال؛ پیمانهٔ غله رسیده Bushel (imp) کار و کسب؛ شغل؛ اقتصاد تجاری؛ دادوستد؛ شرکت؛ بنگاه تجاری؛ تجارتخانه؛ مؤسسه انتفاعی. Buseniss فعالیت تجاری Business Activity مدیریت بازرگانی Business Administration مؤسسهٔ عام المنفعه Business Affected with a Public Interest نمایندهٔ کار و کسب؛ کارگزار تجاری Business Agent سنجهٔ فعالیت اقتصادی؛ میزان فعالیت‌های اقتصادی؛ میزان کار و کسب Business Barometer رفتار کار و کسبی Buseness Behaviour بودجهٔ کار و کسب؛ بودجهٔ بازرگانی Buseness Budged برگ نشانی تجاری؛ کارت بازرگانی Buseness Card مطالعهٔ مسائل تجاری Buseness Case Study مرکز امور؛ مرکز کار و کسب Buseness Centre ارتباط کار و کسبی Buseness Connection مؤسسه کار و کسب یا مؤسسهٔ بازرگانی به منظور تولید یا تجارت؛ مؤسسهٔ اقتصادی Buseness Corporation ادوار کار و کسب؛ ادوار فعالیت اقتصادی؛ ادوار بازرگانی؛ ادوار تجاری Buseness Cycles آمایش داده‌ای کار و کسب Business Data Processing روزکار Business Day تنزل فعالیت تجاری؛ بحران رکود کار و کسب Business Depression بها؛ نرخ؛ اعتبار در عمل؛ معاملهٔ انجام شده Business Done اقتصاد کار و کسب؛ بررسی راه‌های تولید و توزیع کالاها Business Economics مؤسسهٔ بازرگانی؛ بنگاه تجاری؛ مؤسسهٔ انتفاعی Business Enterprise تجهیزات کار و کسب Business Equipment بسط امور بازرگانی Business Expansion ناکامی در کار و کسب؛ شکست در کار و کسب Business Failure بنگاه‌های انتفاعی؛ بنگاه‌های تجاری Business Firms سرمایه‌گذاری ثابت کار و کسب؛ سرمایه‌گذاری ثابت بخش صنعت؛ سرمایه‌گذاری ثابت کار و کسب Business Fixed Investment نوسان‌های بازرگانی؛ تموجات تجاری؛ نوسان‌های اقتصادی Business Fluctuations هدفهای کار و کسب Business Goals پس‌انداز ناخالص کار و کسب Business Gross Saving ساعات کار و گشایش Business Hours بنگاه کار و کسب؛ بنگاه بازرگانی؛ بنگاه تجاری Business House درآمد خالص تجاری Business Income نماگرهای بازرگانی؛ نماگرهای کار و کسب Business Indicators بیمهٔ توقف عملیات به علت حادثهٔ مورد بیمه Business-interruption Insurance موجودی انبار بازرگانان و مؤسسه‌های بازرگانی Business Inventories کارآمد؛ نظام یافته Business Like وام کار و کسب Business Loan ماشین محاسبهٔ الکترونی کار و کسب Business Machine سوداگر؛ تجار پیشه؛ تاجر؛ کاسب؛ بازرگان؛ اهل داد و ستد Businessman مدیریت بازرگانی؛ تصدی کار و کسب Business Management انگیزهٔ کار و کسب Business Motive نام تجاری؛ نام بازرگانی Business Name اسناد بازرگانی Business Papers عملکرد کار و کسب Business Performance محل کار و کسب Business Premises رونق تجاری؛ رونق سوداگری؛ رونق کار و کسب Business Prosperity روانشناسی شغلی؛ روانشناسی کار و کسب Business Psychology خطر احتمالی کار و کسب Business Risk پس انداز کار و کسب Business Saving مطالعهٔ اقتصاد و مدیریت؛ بررسی کار و کسب Business Study بخش کار و کسب Business Sector وضع کار و کسب؛ وضع بارزگانی؛ اصطالحات کار و کسب Business Terms سفر تجاری؛ سفر بازرگانی Business Tour پرداخت‌های انتقالی کار و کسب Business Transfer Payments معاملهٔ تجاری؛ معاملهٔ کار و کسب؛ دادوستد کار و کسبی Business Transaction سفر تجاری Business Travel روندکار و کسب؛ روند بازرگانی Business Trend عضویت در اتحادیهٔ کار و کسب؛ اتحادیه‌گرایی کار و کسب Business Unionism اتحادیه‌گرایی کار و کسبی در برابر اتحادیه‌گرایی انقلابی Business Unionism versus Revolutionary Unionism اقدامات مخاطره آمیز کار و کسبی Business Venture دنیای کار و کسب Business World درآمد خاص But-for Income هدف؛ منظور Butt دلالی کردن Buy and Sell on Commission بازخرید؛ پس خرید Buy Back خریدن بدون بسته‌بندی Buy By the Lump نقد خریدن Buy Cash بیع قطعی؛ خریدن به طور قطع Buy Firm خرید سهم دیگران Buy out گرایش به ترقی Buyancy تمرکز خریدار Buyer Concentration خریدار یک جایزهٔ غیرمستقیم Buyer of a Call Option اعتبار خریدار Buyer's Credit تورم خریدار Buyer's Inflation بازار تحت تسلط خریدار؛ بازار باب طبع خریدار؛ بازار خریدار Buyer's Market اختیار خریدار؛ انعام به خریدار؛ ترقی سهام Buyer's Option مازاد خریدار Buyer's Over اعتصاب خریدار Buyer's Strike مازاد خریدار Buyer's Surplus نمایندگان خرید Buying Agents خرید و فروش عمدهٔ سهام Buying and Selling Large Blocks of Stocks خرید گران و فروش ارزان؛ گران خریدن و ارزان فروختن Buying Dear and Selling Cheap تجارتخانه‌های خرید Buying Houses برای خود در حراج برداشتن Buying-in خرید طولانی Buying Long دفاتر خرید Buying Offices خرید اسناد به اعتبار عین اسناد؛ تجارت نهایی Buying on Margin سهم یا کسب کسی را خریدن Buying Out قیمت بالابر By-bidder هزینه‌های گذشته و فرصت‌های آینده By-gone versus Relevant Alternative Opportunities تصویب‌نامه؛ آیین‌نامهٔ داخلی Bylaw محصول فرعی؛ محصول ضمنی By-product روش محاسبهٔ هزینهٔ محصول فرعی؛ روش محاسبهٔ هزینه بر پایهٔ بازیافت‌ها By-product Method of Cost Accounting از طریق مناقصه By Tender از طریق پایاپا By Way of Compensation کار فرعی؛ کار غیر مقرر By-work بیت Byte دلار، واحد پول بلیز، نشانهٔ Bz.Dollar است. BZ$ سدی، واحد پول غنا، نشانهٔ Cedi است. C کولون، واحد پول کاستاریکا و السوادور، نشانهٔ Colon است. C حق مؤلف C نرخ لیرهٔ انلگیس Cable کابل Cable مخابرهٔ تلگرافی؛ پیام مخابراتی Cablegram واحد عمق دریایی و برابر است با ۱۰۰ فاتوم یا ۱۸۲/۸۸ متر یا ۷۲۰۰ اینچ Cable Length سفارش تلگرافی Cable Order نرخ تلگرافی Cable Rate حوالهٔ تلگرافی؛ انتقال تلگرافی Cable Transfer حمل و نقل ساحلی؛ کابوتاژ Cabotage اعتصاب کندکاری؛ اعتصاب کاهندهٔ کارآیی؛ کارشکنی؛ کاهندهٔ کارآیی Ca' Canny Strike صورت ممیزی زمین؛ ثبت اراضی Cadastre به شرط عدم تغییر عوامل دیگر؛ در اوضاع ثبات دیگر عوامل Caeteris Paribus حساب کردن؛ شمار کردن؛ محاسبه کردن Calculate محاسبهٔ اقتصادی Calculation, Economic محاسبه؛ حساب Calculus حساب تغییرات Calculus of Variations امتیاز خرید؛ تقاضای پرداخت؛ دعوت به پرداخت؛ خرید (در بورس) Call دستمزد برگشت به سرکار؛ دستمزد آماده باش؛ دستمزد آمادهٔ کار Call Back Pay مالیات مخابره؛ مخارج مخابرهٔ تلفنی Call Charge پاداش آمادگی کار؛ پاداش آمادگی برای خدمت Call Compensation حساب سپردهٔ عندالمطالبه؛ حساب سپردهٔ دیداری Call Deposit Account دستور برآورد Call for Estimates پیشنهاد مناقصه Call for Tenders مزد حضور؛ دستمزد برگشت به سرکار؛ حق «آماده به خدمت»؛ دستمزد آماده‌باش Call-in Pay وام عندالمطالبه؛ وام بدون سررسید؛ وام دیداری؛ وام به رؤیت Call Loan بازار وام عندالمطالبه Call Loan Market وام عندالمطالبه Call Money نرخ پول عندالمطالبه Call Money Rate اختیار دو برابر کردن Call of More اختیار خرید مجدد Call of More Option اختیار دو برابر کردن Call o'More اختیار خرید یا عدم خرید Call Option مزد حضور Call Pay جایزه به اوراق بهادار؛ جایزه به سهام Call Premium ارزش اسمی Call Price اندازهٔ بهرهٔ وام عندالمطالبه Call Rate رسید پرداخت Call Receipt خطر توقف Call Risk دعوت طلبکاران Call The Creditors روش اعلام Call System حساب خواستن؛ مؤاخذه کردن؛ بازخواست کردن Call to Account درخواست وجه از سهامداران Call Upon Shareholders عندالمطالبه Callable قرضهٔ قابل بازخرید Callable Bond وام عندالمطالبه Callable Loan سهام ممتاز قابل بازخرید؛ سهام ترجیحی Callable Preferred Stock سرمایهٔ مطالبه شده Called Up Capital پرداخت بیش از سررسید موعد Calling دعوت؛ احضاریه برای سفارش‌های بارنامه؛ بارنامهٔ سفارشی Calling for Orders Bill of Lading پرداخت اوراق قرضه یا بدهی پیش از سررسید موعد؛ مطالبهٔ وام پیش از سررسید Calling Loan صراف اسناد؛ صراف ارز؛ ارزشناس؛ دلال برات؛ متخصص ارز بانکداری ارزی Cambist معادلهٔ کیمبریج؛ معادلهٔ ماندهٔ نقدی Cambridge Equation ضریب کیمبریج K Cambridge K مکتب کیمبریج Cambridge School مکتب اقتصاد کیمبریج Cambridge School of Economics نظریهٔ پولی کیمبریج Cambridge Theory of Money مستوفی‌گری Cameralism مالیهٔ عمومی؛ علم مستوفی‌گری Cameralistic Science بطلان؛ لغو؛ الغاء؛ فسخ Cancellation چک پرداخته؛ چک باطل؛ لاشهٔ چک Cancelled Cheque فسخ قرارداد بدون تحمیل هزینه به بیمه‌گذار یا نماینده او Cancelling Flat بهای کالا و کرایهٔ باربری C. and F. (Cost and Freight) قواعد مالیات‌بندی؛ مبالغی مالیات بندی Canons of Taxation دلار، واحد پول کانادا، نشانهٔ Can. Dollar است Can$ جست و جوی سفارش یا مشتری Canvass جست و جوگر سفارش؛ جست و جوگر مشتری Canvasser سیاست مشترک کشاورزی C.A.P. توانایی؛ لیاقت؛ قابلیت؛ استعداد؛ کفایت؛ صلاحیت؛ شایستگی؛ توانمندی Capability گنجایش؛ ظرفیت؛ توان؛ سمت Capacity هزینهٔ ظرفیت Capacity Cost عامل ظرفیت Capacity Factor سطح ظرفیت؛ سطح ظرفیت تولیدی Capacity Level بازداده در سطح ظرفیت Capacity-level Output استفاده از ظرفیت Capacity Utilization اندازهٔ استفاده از ظرفیت؛ نسبت کاربرد ظرفیت Capacity Utilization Rate قانون کشش Capillarity, Law of سرمایه Capital هزینهٔ سرمایه Capital, Cost of کارآیی نهایی سرمایه Capital, Marginal Efficiency of سرمایهٔ اجتماعی Capital, Social انواع سرمایه: Capital, Types of حساب سرمایه؛ حساب دارایی ثابت Capital Account دریافتها در حسابهای سرمایه‌ای Capital Accounts Receipts انباشت سرمایه Capital Accumulation تجمع سرمایه Capital Agglomeration تخصیص سرمایه؛ ذخیرهٔ استهلاک Capital Allowances افزایش ارزش سرمایه Capital Appreciation تخصیصهای سرمایه؛ اعتبار هزینه‌های نامستمر Capital Appropriations دارایی سرمایه‌ای Capital Asset پاداش سرمایه؛ سود سهام؛ بهرهٔ قرضه؛ سود به صورت سهم Capital Bonus بودجهٔ سرمایه‌ای Capital Budget بودجه‌بندی سرمایه Capital Budgeting هزینه‌های سرمایه؛ مخارج سرمایه؛ بهرهٔ متعلقه Capital Charges سرمایهٔ گردان Capital Circulating ضریب سرمایه Capital Coefficients سرمایهٔ ثابت؛ سرمایهٔ پایدار Capital Constant 

 

مصرف سرمایه؛ تحلیل سرمایه Capital Consumption ذخیرهٔ استهلاک Capital Consumption Allowance هزینهٔ سرمایه؛ مخارج سرمایه؛ هزینهٔ سرمایه‌ای Capital Cost ایجاد سرمایه Capital Creation تعمیق سرمایه؛ تشدید سرمایه؛ فشردگی سرمایه Capital Deepening عوارض سرمایه؛ حق تمبر بر سهام یک شرکت محدود؛ پول تمبر سرمایه Capital Duty سرمایهٔ مورد استعمال؛ سرمایهٔ مورد استفاده Capital Employed بازدهٔ سرمایهٔ مورد استعمال Capital Employed, Return On تجهیزات سرمایه‌ای؛ کالای سرمایه‌ای؛ ساز و برگ سرمایه‌ای Capital Equipment طرح هزینهٔ سرمایه‌ای Capital Expenditure Project مخارج سرمایه‌ای؛ هزینه‌های سرمایه‌ای Capital Expenditures هزینه‌های تأسیساتی؛ هزینه‌های سرمایه‌ای Capital Expense سرمایهٔ ثابت Capital Fixed فرار سرمایه Capital Flight جریان سرمایه؛ انتقال سرمایه Capital Flow جریان سرمایه و ترازپرداختهای بین‌المللی Capital Flow and Balance of International Payments تشکیل سرمایه؛ سرمایه سازی Capital Formation وجوه سرمایه Capital Funds افزایش ارزش سرمایه؛ اضافه ارزش سرمایه Capital Gain مالیات بر افزایش ارزش سرمایه Capital-gain Tax ضریب تطبیق سرمایه؛ نسبت تنظیم سرمایه Capital Gearing Ratio کالای سرمایه‌ای؛ دارایی ثابت Capital Goods کالای سرمایه‌ای و اعتبار Capital Goods and Credit ورود سرمایه؛ جریان ورودی سرمایه Capital Inflow سرمایه بری؛ شدت سرمایه Capital Intensity سرمایه‌بر Capital-intensive اقتصاد سرمایه‌بر Capital-intensive Economy کالای سرمایه‌بر Capital-intensive Goods بخش سرمایه‌بر Capital-intensive Sector وجوه سرمایه‌گذاری؛ پول سرمایه‌گذاری Capital Invested سرمایه‌گذاری سرمایه؛ به کار انداختن سرمایه Capital Investment نسبت سرمایه به کار؛ ضریب سرمایه به کار Capital-Iabour Ratio جانشینی سرمایه - کار Capital-labour Substitution ضریب اتکا به وام Capital Leverage Ratio مالیات بر سرمایه Capital Levy بدهی سرمایه؛ دیون درازمدت؛ بدهیهای درازمدت؛ ارزش خالص Capital Liability کاهش ارزش سرمایه؛ کاهش سرمایه Capital Loss بازار سرمایه؛ بورس Capital Market تمامیت بازار سرمایه؛ یکپارچگی بازار سرمایه Capital Market Integration تحرک سرمایه Capital Mobility حرکت سرمایه؛ انتقال سرمایه؛ تغییر مکان سرمایه Capital Movement درآمد خالص سرمایه Capital Net Return دارایی خالص سرمایه‌ای Capital Net Worth خروج سرمایه؛ جریان خروجی سرمایه Capital Outflow هزینه‌های تأسیساتی؛ هزینه‌های سرمایه‌ای Capital Outlays ضریب سرمایهٔ محصول؛ نسبت سرمایه به بازداده؛ نسبت بازدهی سرمایه Capital Output Ratio نسبت سرمایهٔ اضافی به بازدادهٔ اضافی معین Capital Output Ratio, Incremental سرمایهٔ پرداخته؛ سرمایهٔ پرداختی؛ آوردهٔ شرکاء Capital Paid In تجدید و تسریع سرمایه Capital Quickening جیره‌بندی سرمایه Capital Rationing بازیابی سرمایه؛ بازیافت سرمایه Capital Recovery ضریب بازیافت سرمایه؛ عامل بازیابی سرمایه Capital Recovery Factor بازدهٔ بازخرید سرمایه Capital Redemption Yield اجارهٔ سرمایه Capital Rent نیازهای سرمایه Capital Requirements اندوختهٔ سرمایه Capital Reserve وارونگی سرمایه Capital-reversing سرمایه اندوز Capital Saving خدمات سرمایه‌ای Capital Services سرمایهٔ سهامی؛ سهم سرمایه؛ سهم صادره به عنوان سرمایه؛ موجودی سرمایه؛ سهام آورده (در یک شرکت) (Issued stock) Capital Stock مالیات بر سهام؛ مالیات بر سهام؛ مالایت بر سماریه؛ مالیات بر سهم سرمایه‌ای Capital Stock Tax ساختار سرمایه Capital Structure سرمایهٔ اولیهٔ مؤسسان شرکت Capital Sum سرمایهٔ اضافی Capital Surplus مالیات سرمایه Capital Tax نظریهٔ سرمایه Capital Theory معاملهٔ سرمایه Capital Transaction انتقال سرمایه؛ واگذاری سرمایه Capital Transfer مالیات انتقال سرمایه Capital Transfer Tax واگرد سرمایه؛ نسبت دوران سرمایه؛ دوران سرمایه گذاری؛ گردش سرمایه Capital Turnover ارزش سرمایه‌ای؛ ارزش سرمایه؛ ارزش فعلی؛ ارزش کنونی خدمتی که باید در آینده انجام گیرد؛ معادل سرمایهٔ یک پرداخت سالانه Capital Value محاسبهٔ ارزش سرمایه؛ تخمین ارزش سرمایه Capital Value Computation گسترش سرمایه Capital Widening سرمایه‌داری؛ سرمایه‌گرایی؛ سرمایه مداری؛ سرمایه گرایی Capitalism سرمایه‌داری دولتی Capitalism, State سرمایه‌دار؛ سرمایه‌گرا؛ سرمایه‌داری Capitalist تولید غیرمستقیم؛ تولید به گونهٔ سرمایه‌داری Capitalistic Production تبدیل به سرمایه؛ تبدیل به نقد؛ برآورد ارزش کنونی سرمایه؛ تنزیل سرمایه Capitalization بانکهای فروشندهٔ اوراق بهادار Capitalization Banks صدور سهم برای سرمایه Capitalization Issue تأمین سرمایه برای پرداخت مالیات و عوارض اراضی Capitalization of Land Taxes تبدیل سود به سرمایه Capitalization of Profit نسبتهای تبدیل اوراق بهادار Capitalization Rates ضریب دارایی به سرمایه Capitalization Ratio واحد تبدیل سرمایه Capitalization Unit به حساب دارایی بردن؛ تبدیل به سرمایه کردن Capitalize بانک سهامی Capitalized Bank هزینهٔ سرمایه‌ای Capitalized Cost هزینه‌ای که به حساب سود و زیان می‌رود؛ مخارج مبدل به سرمایه Capitalized Expense ارزش سرمایه‌ای Capitalized Value معیار ارزش سرمایه‌ای Capitalized-value Standard سرشماری مالیاتی؛ وضع مالیات سرشماری؛ مالیات سرانه؛ مالیات بر هر فرد؛ مالیات صنفی Capitation مالیات نفوس؛ مالیات سرانه Capitation Tax پوشش بار کشتی؛ بار مظروف Capsule Cargo شرکت بیمهٔ داخلی؛ شرکت بیمهٔ خودی Captive Insurance Company بازار گرفتار؛ بازار در قید و بند؛ بازار در اختیار؛ بازار زیر نفوذ Captive Market معدن منحصر Captive Mine تولیدکنندهٔ مقید؛ تولیدکنندهٔ وابسته Captive Producer کارخانهٔ وابسته؛ کارخانهٔ مقید: کارخانهٔ ادغامی؛ کارخانهٔ در انقیاد Captive Shop مالیات اتومبیل؛ مالیات خودرو Car Tax قرایط؛ عیار؛ ارزش؛ بها؛ تقویم Carat منگنهٔ کارت؛ کارت منگنه Card Punch واحد کارت خوان Card Reader محل خروج کارت منگنه Card Stacher کارت به نوار Card-to-tape اعداد اصلی Cardinal Numbers مطلوبیت قابل شمارش؛ مطلوبیت عددی؛ فایدهٔ قابل شمارش Cardinal Utility نظریهٔ فایدهٔ اصلی؛ نظریهٔ مطلوبیت اصلی Cardinal Utility Theory اصلی‌گرایی؛ مکتب عدد اصلی Cardinalism توجه؛ احتیاط؛ هشدار Care! توجه؛ احتیاط Care of محمولات کشتی Cargo جامعه و بازار مشترک کارائیب Caribbean Community and Common Market بانک توسعهٔ کارائیب Caribbean Development Bank یک واگن بار Carload واحد بارگیری؛ Carloadings بردن؛ حمل؛ باربری؛ کرایه؛ هزینهٔ حمل Carriage ظرفیت باربری Carriage Capacity پس کرایه شده؛ کرایه به عهدهٔ تحویل گیرنده Carriage Forvard بدون هزینهٔ حمل؛ فاقد هزینهٔ حمل Carriage Free هزینه‌های خریدار بابت حمل کالا؛ کرایهٔ حمل کالای خریداری Carriage Inwards هزینه‌های فروشنده بابت حمل کالا Carriage Outwards کرایهٔ حمل پرداخته شده؛ کرایه در مبداء پرداخته شده Carriage Paid To نقل به؛ نقل می‌شود به Carried Forward بنگاه حمل‌کننده؛ متصدی حمل؛ حمل کننده Carrier ثبت کردن؛ وارد کردن؛ انتقال دادن Carry به تصویب رساندن پیشنهاد و قطعنامه Carry a Resolution عطف به ماسبق Carry Back پایین آوردن ماندهٔ حساب Carry Down منقول ساختن Carry Forward کار و کسب کردن Carry on a Business باقی ماندهٔ منقول؛ ذخیرهٔ انتقالی Carry-over روز تصفیه Carry Over Day پروندهٔ دایمی Carry Over File وجوه قابل انتقال به سال آینده Carry Over Funds ظرفیت حمل Carrying Capacity هزینهٔ حمل و نقل Carrying Charge هزینه‌های اداری حمل Carrying Charges هزینهٔ نگهداری Carrying Cost منقول به Carrying Forward تعویق مفاصاحساب در خرید و فروش سهام Carrying Over تجارت داخله؛ بازرگانی میان دو کشور؛ تجارت برقرار میان کشورها Carrying Trade ارزش دفتری بدون استهلاک Carrying Value حد حمل با گاری؛ حد حمل با اتومبیل؛ حد بار با گاری Carrying Limit کارتل Cartel جریمه‌های کارتل؛ ضمانتهای اجرای کارتل؛ مجازاتهای کارتل Carrying Sanctions تبلیغات از طریق نقاشیهای مضحک Cartoom Advertising مالیات مرحله‌ای Cascade Tax مورد عنداللزوم؛ نمایندهٔ واگذارندهٔ برات Case of Need پول نقد؛ نقد؛ نقدی؛ هر نوع سکه و پول کاغذی؛ صندوق؛ پول رایج؛ چک؛ حوالهٔ پستی و تلگرافی Cash نقد کردن Cash حساب نقدی؛ حساب موجودی نقدی؛ حساب صندوق Cash Account نقد کردن چک؛ وصول چک؛ فروش موجودی کالا Cash a Cheque بقیهٔ حساب نقدی؛ تطبیق نقد Cash Adjustment نقدی و تعهدی Cash and Accrual نقد بپرداز و ببر؛ بخر و ببر Cash and Carry داراییهای نقدی Cash Assets حسابرسی صندوق؛ ممیزی نقدی؛ حسابرسی عملیات نقدی Cash Audit ماندهٔ نقد؛ صندوق؛ موجودی صندوق Cash Balance نگرش ماندهٔ نقدی؛ دید ماندهٔ نقدی Cash Balance Approach معادلهٔ ماندهٔ نقد Cash Balance Equation پایهٔ نقدی Cash Basis وصول نقد پیش از تحویل Cash Before Delivery پاداش نقدی Cash Bonus دفتر صندوق؛ دفتر معاملات نقدی؛ دفتر موجودی نقدی؛ دفتر تحویلدار؛ دفتر عملیات نقدی Cash Book نقطهٔ تساوی نقد Cash Break-even Point بودجهٔ نقدی Cash Budget سرمایهٔ نقد Cash Capital مدار پول نقد Cash Circuit اعتبار نقد Cash Credit کسر صندوق Cash Deficit تحویل نقد Cash Delivery سپردهٔ نقدی Cash Deposit پرداخت نقدی Cash Disbursement دفتر روزنامهٔ پرداخت صندوق Cash Disbursement Journal تخفیف نقدی؛ تخفیف به شرط خرید نقدی Cash Discount سود نقدی سهم Cash Dividend پول نقد Cash Down فروش نقد Cash Down Sale مصرف و خرج نقدی Cash Drain درآمد نقد دکان؛ دخل Cash Drawings چک نقد شده Cashed Cheque جریان نقدی؛ گردش نقدی؛ گردش وجوه نقد Cash Flow صورت گردش نقدی Cash Flow Statement تولید پول نقد Cash Generation نقد فی المجلس؛ سکهٔ نقد Cash, Hard صندوقدار؛ تحویلدار؛ صراف Cashier وصول نقد Cash In نقد صندوق Cash In پرداخت نقدی از پیش Cash in Advance ماندهٔ نزد بانک Cash in Bank ورود پول نقد به نظام بانکی Cash Inflow into the Banking System وجه نقد در دست Cash in Hand وجوه در راه؛ وجوه بین راهی Cash in Transit موجودی صندوق؛ پول نقد در صندوق Cash in Vault اقلام نقدی؛ اسناد تنخواه گردان؛ اقلام نقدشدنی Cash Items روزنامهٔ صندوق Cash Journal بازار نقد؛ بازار نقدی Cash Market دایرهٔ صندوق؛ صندوق Cash Office پرداخت در زمان تحویل؛ فروش نقدی Cash on Delivery مالیات واریز نقد Cash on Delivery Fee اعلامیهٔ بازپرداخت Cash on Delivery Letter پرداخت در مقابل حمل بسته؛ بستهٔ پستی مقید به الزامات وزن؛ وجه در مقابل تحویل جنس Cash on Delivery Parcel فروش در مقابل بازپرداخت Cash on Delivery Sale بازار نقد یا فوری Cash or Spot Market حوالهٔ نقد؛ سفارش نقد Cash Order مخارج نقد Cash Outlay برنامهٔ پرداخت نقدی Cash Plan وضع نقدینگی؛ وضع نقدینه Cash Position نسبت وضع نقدی؛ ضریب وضع نقدی Cash Position Ratio قیمت نقدی؛ بهای نقدی Cash Price خرید نقد Cash Purchase 

 

نسبت پول نقد؛ نسبت نقدی؛ ضریب نقدی؛ نسبت نقدینه Cash Ratio دفتر روزنامهٔ دریافتی صندوق Cash Receipt Journal اسناد صندوق Cash Records مقرری پس‌دهی نقد Cash Refund Annuity دفتر نصدوق Cash-register فرستادن وجه نقد؛ ارسال وجه نقد؛ انتقال وجه نقد Cash Remittence پیش‌بینی صندوق Cash Requirement اندوختهٔ نقد Cash Reserve فروش نقد؛ وجه نقد در مقابل تسلیم کالا Cash Sale سهام نقد؛ سهام مالی Cash Shares کسریها و فزونیهای صندوق Cash Shorts and Overs صورت موجودی پول نقد؛ وضع صندوق Cash Statement تعهدکنندهٔ نقد؛ پذیره نویس نقد Cash Subseriber مازاد صندوق Cash Suplus ارزش واگذاری نقد؛ واگذاری مبلغ بیمه Cash Surrender Value روش نقدی Cash System دادوستدهای نقد Cash Transactions سند مدرک صندوق؛ رسید پول نقد Cash Voucher پرداخت نقد همراه با سفارش Cash with Order نقدشدنی Cashable داراییهای نقدی Cash Holdings چک صراف؛ چکی که بانک عهدهٔ خود می‌کشد؛ چک بانکی؛ حوالهٔ بانکی Cashier's Cheque جامعهٔ بدون پول نقد / بدون چک Cashless/Checkless Society نظام فرقه‌ای؛ نظام تیره‌ای؛ نظام قبیله‌ای Caste System رأی قاطع Casting Vote کار اتفاقی؛ کار موقت Casual Employment کارگر اتفاقی؛ کارگر غیرمستمر؛ بازار کار اتفاقی Casual Labour سود اتفاقی Casual Profit بیکاری اتفاقی؛ بیکاری رویدادی Casual Unemployment کارگر موقت Casual Worker بیمهٔ تصادفات؛ بیمهٔ حوادث Casualty Insurance مجمع دانش فنی پیشرفته C.A.T. علم مبادله Catalactics شرح کالا؛ مشخصات کالا؛ کتاب فهرست؛ فهرست نامه؛ دفترچهٔ راهنما Catalogue بیمهٔ مجدد حادثه Catastrophe Reinsurance قابل تبدیل به پول؛ آب‌شدنی؛ روکردنی؛ دام پول؛ تهیه شده برای پول درآوردن؛ ساخته شده برای اخاذی Catch-penny دارایی مرکب از احشام و اغنام به عنوان پول Cattle as Money بازار اغنام و احشام؛ بازار دواب؛ بازار دام Cattle Market همه یا بخشش پیش از فوت Cattle Mortis علت اصلی و اولی؛ منشاء Cattle Proxima علت مهجور و دوردست؛ علت بعید Cattle Remota علت دعوای حقوقی Cattle of Action پول وثیقه؛ وجه الضمان؛ تضمین قرار Caution Money اخطار به خریدار؛ هشدار به خریدار Caveat Emptor اخطار به فروشنده؛ هشدار به فروشنده Caveat Venditor کنفدراسیون صنعت انگلیس C.B.I. شرکت اعتبار موادمصرفی C.C.C. نشانهٔ اختصاری Carried down است C/d نشانهٔ اختصاری Colonial Development Corporation است C.D.Eسدی، واحد پول کشور غنا برابر با صد پساواس (Pesewas) است Cedi سی‌فاکس CEE FAX حد بالای قیمت؛ قیمت حداکثر؛ قیمت حد بالا Ceiling Price خانه Cell فراوانی متن Cell Frequency حق انبارداری Cellarage آمارگیری؛ احصاء Census سرشماری نفوس؛ آمارگیری جمعیت Census of Population آمار تولید Census of Production ناحیهٔ کوچک سرشماری از یک شهر بزرگ با ۴۰۰۰۰ نفر سکنه Census Tract سنت؛ یکصدم دلار Cent یکصدم Centime بانک وحدت اقتصادی آمریکای مرکزی Central American Bank for Economic Integration بازار مشترک آمریکای مرکزی Central American Common Market بانک Central Bank همکاری بانک مرکزی Central Bank Co-operation اعتبار بانک مرکزی Central Bank Credits بانک مرکزی بانکهای مرکزی Central Bank of Central Banks بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران Central Bank of Islamic Republic of Iran بانک مرکزی دولتهای افریقای غربی Central Bank of West African States برنامه‌ریزی مرکزی؛ برنامه گذاری مرکزی Central Planning واحد مرکزی داده پردازی؛ واحد مرکزی داده آمایی Central Processing Unit شهرهای مرکزی رزرو Central Reserve Cities بانکهای مرکزی سیتی رزرو Central Reserve City Banks مقدار متوسط Central Value مرکزیت اختیار؛ تمرکز؛ مرکزی کردن Centralization مرکزیت اندوخته‌ها؛ تمرکز اندوخته‌ها Centralization of Reserves نظارت مرکزی Centralized Control برنامه‌ریزی متمرکز؛ برنامه‌ریزی برپایهٔ وحدت مرکز؛ برنامه‌گذاری به صورت مرکزی Centralized Planning اقتصاد برنامه‌ای مرکزی؛ اقتصاد با برنامه‌ریزی به صورت مرکزی Centrally Planned Economy تصدیق کردنی؛ گواهی دادنی؛ قابل تصدیق Certifiable تصدیق نامه؛ گواهینامه Certificate گواهی تجزیهٔ Certificate of Analysis گواهینامهٔ نفع ذیحق؛ گواهینامهٔ ذینفع Certificate of Beneficial Interest گواهینامهٔ سپرده؛ تصدیق نامه امانت؛ گواهی پول سپرده Certificate of Deposit گواهی حیات Certificate of Existence گواهی انحصار وراثت Certificate of Exclusive Inheritance گواهی بهداشت Certificate of Health اساسنامهٔ شرکت Certificate of Incorporation گواهینامهٔ بدهکاری Certificate of Indebtedness گواهی بازرسی Certificate of Inspection گواهی بیمه Certificate of Insurance گواهی ساخت؛ گواهی کار کارخانه Certificate of Manufacture گواهی مبداء؛ تصدیق نامهٔ مبداء؛ سند مبداء Certificate of Origin گواهی مشارکت Certificate of Participation گواهی واخواست؛ گواهی نکول Certificate of Protest پروانهٔ فواید عامه؛ گواهی رفاه و ضرورت عمومی Certificate of Public Convenience and Necessity گواهی خرید Certificate of Purchase گواهی ثبت Certificate of Registry گواهی مالیاتی Certificate of Tax گواهی ارزش Certificate of Value گواهی؛ تصدیق Certification حسابدار قسم خورده Certified Accountant چک تضمین شده؛ چک مصدق؛ چک گواهی شده Certified Cheque سواد مصدق؛ رونوشت مصدق؛ رونوشت گواهی شده Certified Copy صورت حساب گواهی شده Certified Financial Statement حسابدار قسم خورده؛ حسابدار عمومی رسمی Certified Public Accountant اتحادیهٔ مورد تأیید Certified Union گواهی دهنده؛ تصدیق کننده Certifier مدیر صاحب امضا؛ شخص مجاز برای تصدیق هزینه Certifying Officer تابع تولید با کشش جانشینی ثابت C.E.S. Production Function مالیات؛ باج Cess واگذاری؛ انتقال Cession انتقال گیرنده Cessionary امین Cestui Que Trust فرضیه در شرایط مساوی؛ ثابت بودن سایر شرایط؛ در حال استقرار عوامل دیگر؛ در حالی که دیگر عناصر تغییر نکنند Ceteris Paribus فرانک CFAF فرانک، واحد پول نزی فرانسه، کالدونیای جدید، والیس و فوتونا (جزایر)، نشانهٔ CFP France است. CFPF هزینه و کرایهٔ حمل پرداخته شده C.F.R. ث.ژ.ت. C.G.T. چین Chain بانکداری زنجیره‌ای Chain Banking تخفیف زنجیره‌ای؛ تخفیف متوالی Chain Discount فروشگاههای زنجیره‌ای Chain Stores ریاست Chairmanship رقابت عملی؛ چالش برای رقابت عملی Challenge of Workable Competition چیمیرلین، ادوارد Chamberlin, Edward اتاق بازرگانی؛ اتاق تجارت Chamber of Commerce اتاق صاحبان کشتی؛ اتاق کشتیرانی Chamber of Shiping اتاق بازرگانی؛ اتاق تجارت Chamber of Trade وزیر خزانه داری؛ وزیر مالیه در انگلستان Chamber of the Exchequer پول خرد؛ پول سیاه؛ ارز؛ معاوضه؛ تغییر؛ دگرگونی؛ تعویض؛ تحول Change تغییر در ذخایر مغازه؛ تغییر در ذخایر تجارتخانه Change in Business inventories تغییر تقاضا Change in Demand تغییر در مقدار مورد تقاضا (عرصه) Change in Quantity Demanded (Supplied) تغییر در عرضه Change in Supply تغییر ارزش پول Change in the Value of Money صورت اسکناس و پشیز Change List تغییر موجودی انبار Change of Inventories دستور دگرگونی؛ دستور تغییر Change Order مجرای توزیع؛ شبکهٔ توزیع Channel of Distribution خطوط ارتباطی Channels of Communication انجمن کارگران چاپخانه Chapel دوره‌گرد؛ دست فروش؛ خرده فروش Chapman مواد یا سرفصل هزینه؛ یک حرف؛ یک عدد؛ شخصیت Character مشخصات توسعه نیافتگی؛ خصوصیات توسعه نیافتگی Characteristics of Underdevelopment مشخصات؛ نظریهٔ مشخصات Characteristics Theory به حساب بدهکار گذاشتن؛ بدهکار نمودن حساب؛ به حساب گذاشتن؛ محسوب کردن؛ متهم کردن؛ بدهکار کردن Charge بدهی Charge حساب اعتباری؛ حساب مطالبه Charge Account حساب انحصار وراثت؛ حساب قیمومت؛ حساب ارث Charge-and-discharge Statement پرداخت هزینه در آینده Charge Forward شامل مخارج Charge Included حساب جاری با مغازه‌ها و فروشگاهها Charge It به حساب زیان منظور نمودن؛ حذف دارایی؛ به حساب هزنیه منظور نمودن Charge Off فروش نسیه Charge Sale به حساب بردن؛ بدهکار کردن؛ به حساب منظور کردن Charge the Account of مالیات بستن؛ نرخ بندی کردن؛ تعرفه بستن Charge With Duty به حساب گذاشتنی؛ تعلق گیرنده؛ مورد مطالبه Chargeable قابل نرخ‌گذاری؛ مالیات بردار؛ مالیات پذیر Chargeable با مخارج کامل Charged in Full به بدهکار حسابی بردن Charging اسکلهٔ بارگیری Charging Berth اسکلهٔ بارگیری Charging Wharf شرکت غیرانتفاعی؛ شرکت نیکوکاری؛ شرکت خیریه Charitable Company قیمت چشمگیر؛ قیمت نظرگیر Charm Price نمودار Chart جدول آماری تجزیهٔ کیفیت تولید Chart for Attributes فهرست طبقه‌بندی حسابها؛ نمودار حسابها؛ جدول حسابها؛ خلاصهٔ حسابها Chart ofAccounts قرارداد کرایهٔ کشتی Charta Partira اجارهٔ دربست کردن Charter فرمان؛ امتیاز؛ اجاره نامه؛ امتیاز نامه؛ قرارداد اجارهٔ کشتی؛ معافیت مخصوص؛ منشور Charter کرایهٔ کشتی بدون کارکنان آن؛ اجارهٔ کشتی بدون کارکنان آن Charter of Demise پیمان نامهٔ اجارهٔ کشتی تجاری؛ قرارداد کشتی دربست Charter Party بارنامهٔ کرایهٔ دربست؛ بارنامهٔ اجارهٔ دربست Charter Party Bill of Lading حسابدار مجاز؛ حسابدار صاحب امتیاز از مؤسسهٔ حسابداران؛ حسابدار خبره Chartered Accountant شرکت دارای اساسنامه؛ کمپانی دارای امتیازنامه؛ کمپانی مجاز Chartered Company کرایهٔ کشتی؛ اجارهٔ کشتی Chartered Freight کشتی دربست Chartered Party حسابدار عمومی قسم خورده؛ حسابدار عمومی رسمی Chartered Public Accountant اجاره دهندهٔ کشتی؛ موجر کشتی؛ کرایه دهندهٔ کشتی Charterer کرایهٔ کشتی؛ اجارهٔ کشتی Chartering or Charterage چارتیسم Chartism تحلیل‌گر نموداری بازار؛ متخصص بازار سهام Chartist اموال؛ دارایی منقول؛ عقار؛ خدمه؛ احشام Chattel گروی مال شخصی؛ رهن اموال منقول Chattel Mortgage ارزان؛ کم بها؛ کم سود؛ ارزان فروش؛ پست؛ ناچیز؛ دارای فرع نازل؛ جنس پست؛ حقیر؛ تخفیف داده شده Cheap کالای ارزان Cheap Line پول ارزان؛ پول نازل؛ پول با بهرهٔ کم؛ بهرهٔ ارزان پول؛ میزان بهرهٔ حداقل Cheap Money لیرهٔ استرلینگ ارزان Cheap Sterting ارزانی؛ کم بهایی Cheapness کلاهبرداری کردن؛ تقلب کردن Cheat تطبیق؛ مقابله؛ نظارت؛ رسیدگی کردن Check متوقف ساختن رقابت؛ از حرکت بازداشتن رقابت Check Competition (to) پرداخت عضویت و مالیات از حقوق کارگران؛ رسیدگی کردن و در صورت درستی خط نشان گذاشتن Check Off برداشت Check Off درست حساب کردن؛ درست رسیدگی کردن Check up آزمایش؛ امتحان Checking بانک سپردهٔ حساب جاری Checking-deposit Bank حساب جاری Checking Account مطالبات از بانکها به صورت سپردهٔ حساب جاری Checking Deposit Claims سپرده‌های دیداری؛ سپرده‌های حساب جاری Checking Deposits سپرده حساب جاری به منزلهٔ پول Checking Deposits as Money تعهد؛ گرو؛ گروگذاری Checking Stip چک Cheque چک سفید Cheque Blank دسته چک Cheque Book کارت اعتباری چک Cheque Book Card پول دسته چک Cheque Book Money دفتر ثبت دسته چک Cheque Book Register واریز و وصول چک CheqUE Clearing and Collection اعتبار در حساب چک Cheque Credit پول چکی Cheque Currency چک بی‌محل Cheque Without توزیع خی‌دو؛ توزیع خی به توان دو Chi-square Distribution آزمون مجذور خی (یا چی)؛ آزمون خی دو Chi-square Test حراج؛ مزایدهٔ جیبسی Chibese Auction مکتب شیکاگو Chicago School رئیس حسابداری Chief Account رئیس قوهٔ مجریه Chief Executive تخفیف مالیاتی فرزندی Child Allowance استخدام اطفال؛ کار کودک Child Labour قوانین کار کودک Child Labour Laws قانون مربوط به کار کودکان خردسال Child Labour Legislation تراشه Chip انتخاب؛ گزینش؛ اختیار؛ حق انتخاب Choice نشانهٔ برگزیده؛ نشانهٔ انتخاب؛ علامت انتخابی Choice Brand متغیر گزینش؛ متغیر انتخاب Choice Variable حق مالکیت نسبت به اموال منقولی که در تصرف شخص نیست (مانند سهام)؛ شیئی مورد مالکیت مانند سهام و دیون؛ حق بالقوه؛ حق دینی Chose in Action حق بالفعل؛ حق عینی Chose in Possession مال اندوز؛ پول جمع کن؛ مربوط به مال اندوختن Chrematistic سوسیالیزم مسیحی Christian Socialism کسری مزمن Chronic Deficit طبقه‌بندی زمانی اسناد Chronologic Indexing of Records سن حقیقی Chronological Age به ترتیب تاریخ مرتب کردن؛ برحسب تقدم و تأخر زمانی قرار دادن Chronologize اقتصاد زراندوزی؛ اقتصاد خوشباشی Chrysohedonism پزو، واحد پول شیلی، نشانهٔ Ch.Peso است Ch$ نمونهٔ انتخابی Chunk تسریع در تولید Churning سیف؛ بهای کالا، هزینهٔ بیمه و حمل C.I.F. اتحادیهٔ کنگرهٔ صنعتی کارگران در ایالات متحد C.I.O. سیپ؛ کرایه حمل و بیمه تا مقصد پرداخته شده C.I.P. عدد صفر؛ رقم هیچ Cipher نمودار دایره‌ای Circle Chart ترکیب دایره‌ای؛ انضمام دایره‌ای Circular Combination گردش دورانی درآمد؛ جریان دایره‌ای درآمد؛ جریان دوار درآمد Circular Flow of Income جریان دایره‌ای پول؛ جریان دوار پول Circular Flow of Money ادغام دایره‌ای Circular Integration اعتبارنامهٔ بخشنامه‌ای؛ اعتبارنامهٔ عمومی Circular Letter of Credit بخشنامه؛ اعتبارنامه Circular Note آگهی از طریق بخشنامه؛ ارسال بخشنامه Circularize انتشار دادن؛ منتشر کردن Circulate دارایی جاری؛ دارایی در جریان؛ دارایی در گردش Circulating Asst سرمایهٔ در گردش Circulating Capital کالای سرمایه‌ای متداول؛ کالای سرمایه‌ای مصرف شدنی؛ کالای سرمایه‌ای تمامی پذیر؛ کالای سرمایه‌ای در گردش؛ کالای سرمایه‌ای جاری Circulating Capital Goods وسیلهٔ در گردش؛ وسیلهٔ مبادلهٔ رایج؛ واسطهٔ تکراری؛ واسطهٔ در گردش؛ وسیلهٔ در گردش قدرت خرید اعم از اسکناس، چک، حواله و جز اینها Circulating Medium اوراق بدهی در گردش Circulating Promissory Notes جز شرایط پیش‌بینی نشده؛ به استثنای کیفیات پیش‌بینی نشده Circumstances Permitting سیتی لندن که به نام Square Mile معروف است "City, The" گزارش مختصر مالی یا تجاری در روزنامه City-article مقررات سیتی City Code کمیتهٔ ارتباط سیتی City Liason Committee مؤسسه انتفاعی؛ مؤسسهٔ بازرگانی Civil Corporation فهرست کشوری Civil List نیروی کار کشوری Civilian Labour Force ادعا؛ دعوی؛ طلب؛ مدعابه؛ ملل یا پول مورد مطالبه؛ طلب مال؛ پول مورد طلب؛ خواسته مدعی Claim طبقه؛ زمره؛ جور؛ نوع؛ درجه؛ رده بندی؛ تقسیم بندی؛ دسته بندی؛ درجه بندی؛ اجناس درجه اول Class دامنهٔ طبقه؛ حدود طبقه؛ فاصلهٔ طبقه Class Interval حدود طبقه Class Limits قیمت شخصی Class Price نرخ طبقه؛ سنت در صد دلار Class Rate مبارزهٔ طبقاتی؛ کشمکش طبقاتی Class Struggle دو بخشی کلاسیک Classical Dichotomy اقتصاددانان کلاسیک Classical Economists مکتب کلاسیک؛ مکتب متقدم Classical School روش کلاسیک مالیات بندی بر شرکت "Classical" System of Company Taxation طبقه‌بندی؛ دسته‌بندی؛ رده بندی Classification طبقه‌بندی حسابها؛ فهرست حسابها و طبقه‌بندی مربوطه Classification of Accounts طبقه‌بندی بانکها Classification of Banks سهم در صورت بورس؛ سهم در فهرست بورس Classified اعلان کوچک؛ اعلان دسته‌بندی شده Classified Advertisement آگهی تبلیغاتی طبقه‌بندی شده Classified Advertising هزینهٔ طبقه‌بندی شده Classified Cost سهم طبقه‌بندی شده Classified Stock مالیات طبقه‌بندی شده Classified Tax تراز آزمایشی طبقه بندی شده Classified Trial Balances طبقهبندی اسناد Classifying the Records ماده؛ بند؛ جزء، شق؛ فقره؛ تکلیف و تعهد Clause بارنامهٔ مشروط؛ بارنامهٔ کالای معیوب Claused Bill of Lading شرح معاملهٔ برات Clausing جانشین ناپذیری کامل Clay-Clay قانون ضد تراست کلایتون Clayton Anti-trust Act پذیرش بی‌قید و شرط Clean Acceptance (of a Bill Exchange) برات سفید؛ برات ساده (بدون امضا)؛ برات بی‌قید Clean Bill بارنامهٔ بی‌عیب؛ بارنامهٔ بدون قید و شرط؛ بارنامهٔ بی‌قید Clean Bill of Lading شناور سره؛ شناور پالوده Clean Float ورود کشتی به گمرک بدون عیب و بی‌نقص Clean Inwards پایاپای کردن؛ ترخیص کردن؛ تسویهٔ حساب کردن Clear ارسال یک کشتی از گمرک Clear Outwards واریز حساب؛ روشن کردن؛ حل کردن؛ واریختن Clear Up ترخیص کالا از گمرک؛ برگذاری تشریفات عزیمت کشتی یا هواپیما Clearance ترخیص کالا به منظور مصرف داخلی Clearance for Home-use جواز ورود؛ پروانهٔ ورود Clearance Inwards 

 

وام تصفیه؛ وام مفاصا Clearance Loan اسناد و اوراق مفاصا؛ واریز؛ تسویهٔ گمرکی؛ اسناد حمل و ارسال Clearance Papers تهاتر؛ پایاپای بانکها؛ نقل و انتقال؛ تسویهٔ تفریغ؛ پا به پا کردن Clearing حساب تهاتر یا موقت؛ حساب واسطه؛ حساب پایاپای Clearing Account مساعده‌های تهاتری Clearing Advances موافقتنامهٔ تهاتری؛ قرارداد پایاپا Clearing Agreement واریز و وصول Clearing and Collection داراییهای تهاتر Clearing Assets بانکهای عضو اتاق پایاپا Clearing Bands دیون تهاتر Clearing Debts ارزهای تهاتری Clearing Foreign Exchange دفتر تهاتر؛ مرکز تصفیه و تسویه؛ اتاق پایاپای؛ مرکز پایاپای مؤسسهٔ تهاتری؛ محل پایاپای؛ صندوق پایاپای Clearing House نمایندهٔ مؤسسهٔ تهاتری؛ نمایندهٔ تصفیه Clearing House Agent سهم تهاتری؛ سهم مرکز تصفیه Clearing House Stock پایاپای چکها Clearing of Cheques پرداخت تهاتری Clearing Payment برگهٔ تصفیه؛ برگهٔ واریز Clearing Sheet تصفیهٔ بازار؛ واریز بازار؛ بازار واریز کننده "Clearing the market" اتحادیهٔ تهاتری Clearing Union اسناد واریز طلب Clearings دبیر؛ منشی Clerk باسان شناسی اقتصادی؛ اقتصاد باستان شناسی Cliometrics مسکوک مقطع؛ مسکوک دور تا دور بریده؛ سکهٔ زده Clipped Money حق الزحمهٔ نگهداری سپرده‌ها و امانات Cloak Room Fee بستن حساب Close شرکت محدود؛ شرکت بسته Close Company شرکت محدود Close Corporation قیمت نزدیک؛ اختلاف قیمتهای خرید و فروش سهام در بورس Close Price حساب بسته؛ حساب متوازن؛ حساب مسدود Closed Account اقتصاد بسته Closed Economy شرکت سرمایه‌گذاری با سرمایهٔ ثابت Closed-end Investment Company مرهونهٔ محدود؛ مرهونهٔ مقید؛ سند رهنی غیرآزاد Closed Mortgage (Closed-end Mortgage) عضویت اجباری؛ مغازه یا کارخانهٔ محدود؛ استخدام کارگران وابسته به سندیکای معین Closed Shop نظام بسته؛ نظام اقتصادی منزوی Closed System تجارت بسته؛ بازرگانی مسدود؛ معاملهٔ غیرآزاد؛ معاملهٔ مقید Closed Trade اتحادیهٔ مقید کارگران؛ اتحادیهٔ بستهٔ کارگران Closed Union تاریخ تهیهٔ تراز آزمایشی؛ روز بستن حسابها و تهیهٔ ترازنامه؛ تاریخ بستن Closing Date قلم متعادل کننده؛ رقم اختصاصی؛ ثبت متعادل کننده Closing Entry قیمت پایانی؛ بهای واپسین؛ قیمت اتخصاصی؛ قیمت زمان تعطیل کار Closing Price بستن حساب Closing the Account دفاتر (سهام و جز اینها) را بستن و تقاضایی را نپذیرفتن؛ حسابها را بستن Closing the Books تراز آزمایشی اختتامی؛ موازنهٔ اختتامی؛ تراز پایان؛ تراز اختتامیه؛ تراز آزمایش نهایی؛ موازنهٔ نهایی Closing Trial Balance باشگاه دهگانه - باشگاه ۱۰. Club of ۱۰ نمونه‌گیری گروهی؛ نمونه‌گیری خوشه‌ای Cluster Sampling قرارداد بین‌المللی ترابری جاده‌ای کالا C.M.Rهیئت مشترک نرخ‌گذاری بیمه‌های دریایی C.M.S. Rating Committee پزو، واحد پول کلمبیا نشانهٔ Col.Poso است Co$ همکار؛ شریک Coagent انعقاد Coagulation معادل زغال Coal Equivalent کوس، رونالد Coase, Ronald قضیهٔ کوس Coase's Theorem بازرگان دوره‌گرد و ساحلی Coaster تابع تولید کاب - داگلاس Cobb-Douglas Production Function کوبل COBOL نقشهٔ عنکبوتی؛ نمودار عنکبوتی؛ نقشه کارتنه‌ای Cobweb Chart قضیهٔ تار عنکبوتی؛ قضیهٔ کارتنه‌ای (کارتنکی) Cobweb Theorem وصول به هنگام تحویل C.O.P. وصول به هنگام تحویل C.O.D. تصمیم مشترک Codetermination تغییر کتبی وصیع؛ متمم وصیت نامه؛ قید و شرط جدید؛ دفتر حساب Codicil وابسته به متمم وصیت نامه Codicillary رمز عددی؛ شماره گذاری؛ تعیین نشانهٔ اختصاری؛ کدگذاری؛ رمزگذاری؛ قالب ریزی Coding طرح رمز Coding Scheme ضریب همتایی Coefficient Equivalence ضریب شتاب Coefficient of Acceleration ضریب جدایی ناپیوستگی؛ ضریب بیگانگی Coefficient of Alienation ضریب گروهی Coefficient of Association ضریب خودهمبستگی Coefficient of Autocorrelation ضریب امکان Coefficient of Contingency ضریب همبستگی؛ جذر ضریب تشخیص Coefficient of Correlation ضریب کشش متقاطع؛ ضریب کشش متقابل Coefficient of Cross-elasticity ضریب تشخیص؛ ضریب تعیین Coefficient of Determination ضریب پراکندگی Coefficient of Dispersion ضریب کشش؛ ضریب حساسیت Coefficient of Elasticity ضریب انتظارات Coefficient of Expectations ضریب همبستگی چندگانه؛ ضریب همبستگی متعدد Coefficient of Multiple Correlation ضریب عدم تشخیص؛ ضریب عدم تعیین Coefficient of Non-determinaiton ضریب خوش‌بینی Coefficient of Optimism ضریب همبستگی جزیی Coefficient of Partial Correlation ضریب دقت Coefficient of Precision ضریب انحراف چارکی Coefficient of Quartile Deviation ضریب وایازی؛ درجهٔ نشیب خط تابع؛ ضریب وایازی Coefficient of Regression ضریب هزینهٔ نسبی تولید Coefficient of Relative Cost of Production ضریب کارایی نسبی سازمان Coefficient of Relative Efficiency of Organization ضریب چولکی Coefficient of Skewness ضریب تغییر؛ ضریب پراکندگی نسبی Coefficient of Variation مقایسه‌های قهری Coercive Comparisons عامل مشترک؛ همگر؛ همگزار Cofactor تمکین به دعوی؛ تسلیم به دعوی Cognovit Nte گروه آماری؛ مجموعهٔ آماری Cobort سکه؛ پول خرد؛ پول فلزی Coin سکه به صورت درصدی از حجم پول Coin As Percentage of Money Supply سکهٔ رایج؛ مسکوک قانونی Coin of The Realm سکه زدنی؛ پول شدنی Coinable سکه زنی؛ ضرب سکه؛ سلسله بندیهای مسکوک؛ ضرب مسکوکات Coinage پشیزکردن سکه Coinage Debasement تطابق نیازمندیها؛ همانندی نیازها؛ همسانی نیازها Coincidence of Wants نماگر همزمان Coincident Indicator پول مسکوک Coined Money بیمهٔ اتکایی Coinsurance شرط پیش‌بینی در قرارداد بیمه Coinsurance Clause مادهٔ هزینهٔ زندگی؛ شرط هزینهٔ زندگی Col Clause استراتژی تند Cold Turkey Strategy همکوشی؛ همکاری Collaboration سقوط شاید قیمتها؛ (در بورس)؛ فروریختگی؛ اضمحلال Collapse کار دشوار؛ کار پرزحمت Collar-work مقایسه و مخلوط کردن دو یا چند دسته اطلاعات Collate وثیقه؛ مرهونه؛ وثیقهٔ فرعی؛ گروی اضافی؛ تضمین اضافی Collateral ضمانت؛ تضمین اضافی؛ وثیقهٔ اضافی؛ تضمین وثیقه‌ای Collateral Security قرضه به تضمین اسناد Collateral Trust Bond مقابله کننده؛ دستگاه میانچین Collator وصول؛ گردآوری کردن Collect وصول برات Collect a Bill قابل وصول؛ دریافت کردنی؛ جمع کردنی Collectable وصول دیون سوخته؛ وصول بدهیهای سوخت شده Collected Bad Debts دیون وصولی Collected Debts کالاهای کلکسیونی Collectible Goods بانک وصول کننده Collecting Bank دریافت؛ جمع آوری؛ وصول؛ تحصیلداری؛ اعانهٔ وصول شده (در جمع)؛ مجموعه؛ اجتماع؛ انبوه؛ تجمع؛ پول دریافتی؛ گردآوری Collection اقلام وصولی Collection Items دورهٔ وصول مطالبات Collection Period چانه زنی؛ مذاکرات احقاق حق؛ فعالیت برای بهبود شرایط کار؛ چانه‌زدن جمعی؛ ائتلاف جمعی؛ توافق جمعی؛ مذاکره گروهی Collective Bargaining گزینش جمعی Collective Choice تبعیض جمعی Collective Descrimination مزرعهٔ اشتراکی؛ کالخوز Collective Farm کالاهای جمعی Collective Goods مالکیت اشتراکی؛ مالکیت جمعی Collective Ownership واحد اندوختهٔ جمعی Collective Reserve Unit پیشنهاد مناقصهٔ جمعی Collective Tendering نظام اشتراکی؛ مسلک اشتراکی؛ اصالت جمع؛ گروه‌گرایی؛ همیاوری Collectivism جامعهٔ اشتراکی Collectivistic Society تحصیلدار؛ مأمور مالیه؛ مسئول قسمت تحصیلداری؛ مأمور وصول Collector تحصیلداری Collectorship شرط تصادم؛ مادهٔ تصادم Collision Clause ترتیب نوبت؛ ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران Collocation تبانی؛ ساخت و پاخت پنهانی؛ قرار پنهانی Collusion بیمهٔ تصادفات Collusion Insurance چند قطبی تبانی Collusive Oligopoly رهبری قیمت تبانی Collusive Price Leadership پیشنهاد مبنی بر تبانی، ساخت و پاخت Collusive Tendering برنامهٔ همکاری کلمبو برای همکاری در توسعهٔ Colombo Plan for Cooperative اقتصادی و اجتماعی آسیا و اقیانوس آرام Economic and Social Development in Asia and the pacific کولون، واحد پول کاستاریکا و السالوادور به ترتیب برابر با صد سانتیم و سنتاو Colon, c سند قرضهٔ مستعمراتی Colonial bond نظام استعماری؛ نظام مستعمراتی Colonial System استعمارگری Colonialism ستون، محل عمودی یک حرف یا عدد روی کارت نوار Column نمودار ستونی م. Bair diagram Column diagram ماتریس ستونی Column Matrix روش دفترداری امریکایی؛ شیوهٔ ستونی Columnar System ترکیب افقی و عمودی Combination, Horizontal and Vertical اتحاد؛ آمیزش؛ ترکیب Combinaiton (Consolidation) اتحادیه به منظور تحدید تجارت؛ ائتلاف برای تحدید داد و ستد Combination in Restraint of Trade قوانین تبانی Combination Laws نخرخ مرکب؛ کرایهٔ مرکب؛ نرخ ترکیبی Combination Rate نرخ ترکیبی یکسره Combination Through Rate تحلیل ترکیبی Combinatory Analysis ائتلاف؛ دسته‌بندی؛ اتحاد؛ ترکیب؛ اجتماع و مشارکت Combine منحنی تقاضا و عرضهٔ مرکب؛ منحنی تقاضا و عرضهٔ مشترک Combined Demand and Supply Curve قلم مرکب Combined Entry صورتهای مالی مشترک Combined Financial Statement طرحهای مرکب؛ برنامه‌های مرکب؛ برنامهٔ ترکیبی Combined Plan بارنامهٔ حمل مرکب Combined Transport Bill of Lading سند حمل و نقل مرکب Combined Transport Document عامل حمل و نقل مرکب Combined Transport Operator شورای همیاری اقتصادی C.O.M.E.C.O.N. اقتصاد با مدیریت دستوری؛ اقتصاد با مدیریت امری Command-directed Economy اقتصاد دستوری؛ اقتصاد فرمایشی؛ اقتصاد تحکمی Command Economy بازرگانی؛ تجارت Commerce نمایندهٔ بازرگانی Commercial Agent بانک بازرگانی Commercial Bank شبکهٔ بانکهای بازرگانی Commercial-banking Network مکتب بانکداری بازرگانی Commercial Banking School نظام بانکهای بازرگانی Commercial Banking System داراییهای بانکهای بازرگانی Commercial Bank's Assets ترازنامهٔ بانکهای بازرگانی Commercial Banks' Balance Sheets رقابت بانکهای بازرگانی Commercial Banks' Competition نقدینگی بانکهای بازرگانی Commercial Banks' Liquidity برات بازرگانی؛ برات تجاری Commercial Bill اعتبار بازرگانی؛ قرضه تجاری Commercial Credit شرکت اعتبار بازرگانی Commercial Credit Company شرکت اعتبار بازرگانی Commercial Credit Corporation برات تجاری؛ برات بازرگانی Commercial Draft بورس تجاری؛ صرف بازرگانی؛ صرافخانهٔ تجاری؛ صرافی تجاری Commercial Exchange مخارج بازرگانی Commercial Expense مزرعهٔ تجاری Commercial Farm تجارتخانه Commercial Honse حقوق بازرگانی Commercial Law اعتبارنامهٔ بازرگانی Commercial Letter of Credit وام بازرگانی Commercial Loan نظریهٔ وام بازرگانی Commercial Loan Theory نیروی دریایی بازرگانی Commercial Marine نشان بازرگانی؛ علامت تجاری Commercial mark مخارج تجاری؛ اضافهٔ سرمایهٔ تجاری Commercial Overhead اوراق تجاری؛ سند تجاری قابل معامله؛ اسناد بازرگانی؛ اوراق بهادار بازرگانی Commercial Paper تجارتخانهٔ اوراق تجاری Commercialppaper House برابری تجاری؛ برابری بازرگانی Commercial Par سیاست بازرگانی؛ سیاست تجاری Commercial Policy انقلاب بازرگانی Commercial Revolution اتاقهای فروش بازرگانی؛ جایگاههای فروش بازرگانی Commercial Sale Rooms نمونه‌های بازرگانی Commercial Samples مجموعهٔ بازرگانی Commercial Set اصطالحات بازرگانی Commercial Terms بازرگانی دوره‌گرد؛ بازرگانی سیار Commercial Traveler (or Traveller) معاهدهٔ بازرگانی؛ معاهدهٔ تجاری Commercial Treaty سوداگرای؛ روح بازرگانیگ بازارگرایی Commercialism صورت تجاری دادن؛ تجاری قلمداد کردن؛ به صور تجاری درآوردن؛ تابع مقررات بازرگانی کردن؛ جنبهٔ تجاری دادن Commercialize کومرز بانک؛ بانک تجارت Commerzbank مخفف Communists است که ضدکمونیستها بر کمونیستها اطلاق می‌کنند Commies حساب مختلط سرمایه‌گذاری Commingled Investment Account قیمت سهام جدیدا” صادره Coming Out Price حق العمل؛ وجه دلالی؛ کارمزد Commission حق العمل کار؛ کارمزد بگیر Commission Agent کمیسیون پول و اعتبار Commission on Money and Credit حق العمل واسطهٔ معاملات بازرگانی؛ واسطهٔ عمل Commission Broker کارمزد دلالی؛ حق کارگزاری؛ کارمزد کارگزاری Commission Brokerage قرارداد دلالی Commission Contract مؤسسهٔ حق‌العمل کاری Commission House ضمانت‌نامهٔ حق‌العمل کاری Commission Note سفارش حق العمل کاری Commission Order کارمزد پرداختی Commission Paid تعرفهٔ دلالی Commission Rates مأمور؛ نمایندهٔ اداری؛ واسطه؛ حق العمل کار Commissioner رئیس گمرک Commissioner of Customs مأمور رسمی محلی (در ایالات متحد) Commissioner of Deeds در محل امنی سپردن؛ متعهد شدن؛ مأمور کردن؛ متصدی امری کردن؛ محول کردن؛ اعزام داشتن؛ انجام دادن. Commit تعهد؛ تأمین اعتبار؛ الزام Commitment هزینهٔ واگذاری تعهد Commitment Charge تعهد Commitment Obligation هیئت بیست‌گانه Committee of Twenty هیئت ناظر بر عملکرد نظام پولی Committee on the Working of the Monetary System هیئت تجارت و توسعه Committee on Trade and Development کالا؛ جنس؛ متاع؛ مقدار کالا؛ وسیلهٔ مناسب؛ سودمندی؛ مزیت؛ برتری؛ مناسبت؛ کالای اقتصادی؛ مال تجاری منقول؛ کالای خاص؛ کالای اساسی Commodity قرارداد کالا Commodity Agreement کمک کالایی؛ کمک جنسی Commodity Assistance پشتوانهٔ کالایی Commodity Backing پایهٔ کالایی Commodity Base تجارت کالا؛ کار و کسب کالا Commodity Business طرحهای نظارت بر کالا Commodity Control Schemes هزینهٔ کالای مصرفی Commodity Cost شرکت اعتبار کالایی Commodity Credit Corporation پول کالایی Commodity Currency دلار ثابت؛ دلار متعادل Commodity Dollar بورس کالای مصرفی Commodity Exchange صادرات کالا Commodity Exports وام کالای مصرفی Commodity Loan بازار کالای مصرفی Commodity Market پول کالا Commodity Money سند کالای مصرفی Commodity Paper شاخص قیمتهای عمده فروشی کالا Commodity Price Index نرخ کالا Commodity Rate نظریهٔ ذخیرهٔ کالا؛ نظریهٔ اندوختهٔ کالا Commodity Reserve Theory فضای کالا Commodity Space پیمان تثبیت کالا Commodity Stabilization Agreement معیار جنسی؛ پایهٔ کالا Commodity Standard رابطهٔ مبادلهٔ کالایی Commodity Terms of Trade نظریهٔ کالایی پول Commodity Theory of Money سیاست مشترک کشاورزی Common Agricultural Policy مبدل ساده؛ میانگین ساده Common Average پیمانکار حمل و نقل مسافر و بار؛ مؤسسهٔ حمل و نقل عمومی؛ عامل حمل و نقل؛ متصدی حمل و نقل Common Carrier هزینهٔ مشترک Common Cost تعرفهٔ گمرکی مشترک Common Customs Tariff اشتغال معمولی، عادی، متعارفی؛ اشتغال متداول Common Employment تعرفهٔ مشترک خارجی Common External Tariff حقوق عرف؛ قانون غیرمدون؛ حقوق عرفی (حقوق کشورهای انگلوساکسون)؛ قانون اساسی Common Law حقوق مؤلف در حقوق عرفی Common Law Copyright بازار مشترک؛ جامعهٔ اقتصادی اروپا Common Market مقیاس مشترک ارزش؛ اندازهٔ مشترک ارزش Common Measure of Value مالکیت عمومی Common Ownership مخزن مشترک Common Pool عرف؛ رویهٔ عرف Common Practice قیمت گذاری معمولی؛ قیمت گذاری متعارف Common Pricing سهم معمولی؛ سهم عادی؛ سهم عادی بازرگانی؛ سهم معمولی شرکت سهام عادی Common Stock دارندهٔ سهام عادی؛ صاحب سهام عادی Common Stock Holder نسبت سهم عادی Common Stock Ratio صندوق مشترک وجوه سپرده؛ صندوق مشترک وجوه امانی Common Trust جامعهٔ مشترک المنافع Common Wealth شرکت کشورهای مشترک المنافع Commonwealth Development Corporation شرکت مالی توسعهٔ کشورهای مشترک المنافع Commonwealth Development Finance Co. صندوق همکاری مشترک المنافع Commonwealth Fund for Cooperation مالکیت مشترک؛ مالکیت گروهی؛ مالکیت اشتراکی Communal Ownership میزان اشتراک؛ ضریب اشتراک Communality مکاتبه کردن؛ مراوده کردن؛ مشارکت کردن؛ شریک شدن؛ سهیم بودن؛ اعلام داشتن؛ ابلاغ کردن Communicate ارتباط؛ مکاتبه؛ مراوده؛ مشارکت ؛ نقل و انتقال؛ وسایل ارتباطی Communication 

 

وسایل ارتباطی؛ رسانه‌های ارتباطی Communication Media شبکهٔ ارتباطی Communication Network سازمان ارتباطی Communication Organization شرکت؛ اشتراک؛ یاری Communion کمونیسم؛ مسلک اشتراکی؛ مردم‌گرایی؛ مردم‌داری؛ نظام اشتراکی Communism جامعه اشتراکی Communistic Settlements شرکت توسعهٔ جامعه Community Development Corporation منحنیهای بی‌تفاوتی جامعه‌ای Community Indifference Curves جامعهٔ همسود Community of Interest اصل مالکیت مشترک Community Property Principle جابه‌جا کردن؛ جابه‌جا شدن؛ باهم عوض کردن؛ یک مرتبه پرداختن (به عوض اقساط)؛ پرداختن؛ مسافرت با بلیط تخفیف‌دار؛ تغییر دادن؛ تبدیل کردن؛ تخفیف دادن Commute شرکت Company شرکت به ثبت رسیده Company, Incorporated چانه‌زنی شرکتی Company Bargaining شرکت؛ شرکت محدود Company Corporation مدیر شرکت Company Director شرکت صاحب سهم؛ شرکت سهامدار Company Holding بنیادگذار؛ بنیانگذار، مؤسس، بانی شرکت Company Promoter اندوخته‌های شرکت Company Reserves پس‌اندازهای شرکت Company Savings مغازهٔ شرکت؛ فروشگاه شرکت Company Store مالیات بندی شرکتی Company Taxation شهر شرکت؛ شرکت شهر Company Town اتحادیهٔ کارگران منحصر به یک شرکت؛ اتحادیهٔ شرکت؛ اتحادیهٔ شرکتی Company Union شرکت نسبی Company with Proportionate Liability چانه زنی در سطح شرکت Companywide Bargaining قابلیت مقایسه؛ مقایسه پذیری؛ سنجیدنی Comparability برهان مقایسه پذیری؛ دلیل مقایسه پذیری Comparability Argument مقایسه‌ای Comparative برتری نسبی؛ مزیت نسبی؛ مزایای مقایسه‌ای Comparative Advantage تراز آزمایشی مقایسه‌ای Comparative Balance Sheet هزینهٔ نسبی؛ هزینه‌های مقایسه‌ای؛ هزینه‌های تطبیقی Comparative Cost اصل هزینهٔ نسبی؛ اصل ارزش نسبی و مقایسه‌ای؛ اصل مزیت نسبی Comparative Cost, Principle of پویایی مقایسه‌ای Comparative Dynamics روش تطبیقی Comparative Method صورت مقایسه‌ای Comparative Statement ایستایی مقایسه‌ای؛ ایتسایی تطبیقی Comparative Statics سنجش مقایسه؛ قیاس؛ تطبیق؛ برابری؛ تشبیه؛ همانند؛ وجه شبه؛ همسنجی Comparison تاوان دادن؛ جبران کردن Compensate منحنی تقاضای جبران شده Compensated Demand Curve دلار متوازن؛ دلار ثابت Compensated Dollar برنامه دلار متوازن Compensated Dollar Plan تغییر قیمت جبران شده؛ تغییر جبرانی قیمت Compensated Price Change موازنهٔ جبران کننده؛ ماندهٔ جبران کننده Compensating Balance موجودی متقابل در حساب سپرده؛ ماندهٔ سپردهٔ جبران کننده Compensating Deposit Balance کاهش بهای جبران کننده Compensating Depreciation خطای جبرانی Compensating Error مخارج جبران‌کننده؛ مخارج جبرانی Compensating Expenditures پرداخت جبران کننده؛ پرداخت جبرانی Compensating Payment تعرفهٔ جبران کننده؛ تعرفهٔ جبرانی Compensating Tariff تغییر جبران کننده؛ تغییر جبرانی Compensating Variation اجرت خدمت؛ جبران خسارت؛ غرامت؛ تاوان؛ جبران Compensation حساب تهاتری؛ حساب جبرانی Compensation Account موافقتهای پایاپا Compensation Agreements ماندهٔ جبرانی سپرده Compensation Deposit Balance جبران کارکنان Compensation of Employees اصل جبران Compensation Principle آرمونهای جبرانی؛ آزمونهای غرامت Compensation Tests موازنهٔ جبران کننده؛ ماندهٔ جبرانی Compensatory Balance عوارض گمرکی جبرانی؛ عوارض گمرکی تاوان؛ عوارض جبران کننده؛ عوارض جبرانی Compensatory Duty امور مالی جبرانی؛ مالیهٔ جبرانی Compensatory Finance تأمین مالی جبرانی Compensatory Financing سیاست مالی جبرانی Compensatory Fiscal Policy کالاهای جبرانیگ کالاهای مکمل Compensatory Goods مرخصی جبرانی Compensatory Leave اصل جبرانی نظام دوفلزی Compensatory Principle of Bimetalism اصل جبرانی پول Compensatory Principle ofMoney اصول مالیات‌بندی بر پایهٔ نفع حاصله؛ قاعدهٔ مالیات‌بندی براساس ارزش خدمت Compensatory Principle of Taxation مصارف جبرانی؛ تدارک مالی به وسیلهٔ کسر بودجه Compensatory Spending گرایشهای جبرانی Compensatory Tendencies زمان جبرانی Compensatory Time رقیب؛ باارزش؛ صالح؛ مجاز؛ مناسب؛ قابل؛ جور؛ ذیصلاحیت Competent کالاهای رقیب Competing Goods رقابت؛ سبقت جویی؛ همچشمی Competition رقابت بی‌رحمانه؛ رقابت سخت Competition, Cutthroat رقابت ناقص Competition, Imperfect رقابت کامل Competition, Perfect رقابت خالص؛ رقابت محض Competition, Pure رقابت انحاصرگرانه؛ انحصارگری رقابتی Competition, Monopolistic رقابت چند قطبی Competition, Olygopolistic رقابت مرحله‌ای Competition, Stage رقابت قابل عمل؛ رقابت عملی Competition, Workable رقابتی Competitive تبلیغ رقابت آمیز Competitive Advertising اعلام پیاپی و رقابت آمیز قیمتها Competitive Bidding هزینه‌های رقابتی؛ هزینه‌های رقابت آمیز Competitive Costs تقاضای رقابتی؛ تقاضای رقابت آمیز Competitive Demand کاهش رقابتی ارزش پول؛ کاهش رقابت آمیز ارزش پول Competitive Depreciation مزیت رقابتی؛ برتری رقابت آمیز Competitive Edge عوامل رقیب؛ عوامل محرک رقابت؛ عوامل رقابتی؛ عوامل رقابت آمیز؛ عوامل قابل رقابت Competitive Factors مؤسسهٔ رقابتی؛ بنگاه رقابتی Competitive Firn حاشیهٔ رقابتی؛ حاشیهٔ رقابت آمیز Competitive Fringe کالاهای رقابت پذیر؛ کالاهای قابل رقابت؛ کالاهای رقابتی؛ کالاهای رقابت آمیز Competitive Goods بازارهای رقابتی؛ بازارهای رقابت آمیز Competitive Markets قیمت قابل رقابت؛ قیمت رقابتی؛ قیمت رقابت آمیز؛ قیمت جاری Competitive Price سوسیالیسم رقابتی؛ سوسیالیسم رقابت آمیز Competitive Socialism عرضهٔ رقابت آمیز؛ عرضهٔ رقابتی؛ عرضهٔ قابل رقابت Competitive Supply نظام رقابتی Competitive System مزد رقابتی Competitive Wage رقابت پذیری Competitiveness رقیب Competitor همگردانی Compile همگردان Compiler مکمل Complementarity تقاضای مکمل Complementary Demand توزیع تکمیلی Complementary Distribution عوامل مکمل Complementary Factors کالاهای مکمل Complementary Goods مکمل‌ها Complements ترتیب کامل Complete Arrangement ممیزی کامل Complete Audit ترکیب کامل Complete Combination معیار مرکب کالا Complete Commodity Standard کشش کامل Complete Elasticity بی‌کششی کامل؛ کشش ناپذیری کامل Complete Inelasticity چند قطبی کامل؛ وضع انحصار چندگانهٔ کامل؛ وضع انحصار چند قطبی کامل Complete Oligopoly قطعات تشکیل دهنده Complete Parts جانشین کامل Complete Substitution معاملهٔ کامل Complete Transaction به صورت اوراق؛ به صورت سوار نشده Complete Knocked Down هزینهٔ قبولی؛ هزینهٔ اجابت Compliance Cost قضیهٔ کالای مرکب Composite Commodity Therem تقاضای مرکب Composite Demand استهلاک براساس گروه دارایی ثابت؛ طریقهٔ ترکیبی استهلاک؛ روش عمر مرکب استهلاک Composite-life Method of Depreciation خدمات ترکیبی؛ کار مرکب "Composite" Office نستب مرکب استهلاک؛ نسبت ترکیبی استهلاک Composite Rate of Deprection واحد مرکب اندوخته؛ واحد ترکیبی اندوخته Composite Reserve Unit (C.R.U.) عرضهٔ مرکب؛ عرضهٔ ترکیبی Composite Supply مصالحه؛ قرارداد اصلاح؛ پیمان؛ قرار و مدار؛ ترکیب؛ ساخت؛ تنظیم؛ تلفیق Composition توافق طلبکاران برای تصفیهٔ دیون Composition of Creditors ترکیب بازداده؛ ترکیب ستده؛ ترکیب تولید؛ ترکیب محصول Composition of Output سازش با طلبکاران Composition with Creditors ترکیب کردن؛ آمیختن؛ سازش کردن؛ بندوبست کردن؛ قرار و مدار گذاشتن Compound مرایحهٔ مرکب Compound Amount حکمیت مرکب؛ سوداگری ارزی مرکب Compound Arbitrage جدول مرکب هزینه‌های اتفاقی Compound Contingency Table عوارض مرکب Compound Duty تعرفهٔ مرکب؛ ثبت ترکیبی اقلام Compound Entry بهرهٔ مرکب؛ ربح مرکب؛ تنزیل بر تنزیل Compound Interest روش استهلاک ربح مرکب Compound-interest Method of Depreciation ثبت ترکیبی روزانه Compound Journal Eatry احتمال مرکب Compound Probability تعرفهٔ مرکب Compound Tariff اقدام ترکیبی Compounding سازش با طلبکاران Compounding with Creditors بیمهٔ جامع؛ بیمهٔ فراگیر Comprebensive Insurance کار جامع Comprebensive Job قولنامهگ قرارداد رسمی؛ تراضی؛ مصالحه؛ صلح؛ میانه‌گیر؛ تسویه؛ توافق و تسلیم؛ سازش؛ سازگاری Comprise مصالحه کردن؛ به مصالحه گذاشتن؛ تسویه کردن؛ به مخاطره انداختن Compromise شخصی است که بر اجرای هزینه‌ها در یک واحد اقتصادی یا ادراری نظارت دارد تامخارج معموله بر طبق ضوابط و مقررات مربوطه انجام شود. م. Controller Comptroller khzv" bdpshf" pshfvs" lldc ناظر پول؛ ناظر اسکناس Comptroller of the Currency داوری اجباری؛ داوری الزامی؛ داوری قهری Compulsory Arbitration وضع و پرداخت اجباری؛ پرداخت اجباری؛ رسیدگی قهری Compulsory Check off مالیات اجباری؛ برداشت اجباری از دارایی Compulsory Levis وام اجباری Compulsory Loan خرید اجباری Compulsory Compulsory Purchase قواعد قهری؛ اصول اجباری Compulsory Rules قواعد قهری؛ اصول اجباری Compulsory Rules فروشهای اجباری Compulsory Sales پس‌انداز اجباری Compulsory Saving عضویت اجباری اتحادیه Compulsory Union Membership حساب؛ شمارش؛ شماره؛ تخمی؛ طرز و روش شمردن؛ نتیجهٔ شمارش؛ محاسبه Computation قیمت محاسبه‌ای؛ قیمت ساختگی؛ قیمت تخمینی Computed Price تابع مقعر Concave Function تخفیف پنهانی Concealed Discount تمرکز Concentration ضریب تمرکز Concentration, Coefficient of نسبت تمرکز Concentration Ratio فکر؛ عقیده؛ مفهوم؛ تصور کلی؛ مفهوم عینی؛ برداشت Concept احتمال نظری Conceptual Probability واحد اقتصادی؛ بنگاه؛ واحد؛ شرکت؛ کار؛ امر Concern اقدام هماهنگ Concerted Action روش کاهش هماهنگ تعرفه Concertina Method of Tariff Reduction واگذار کردنی Concessible امتیاز؛ واگذاری؛ اعطا Cncession صاحب امتیاز Concessionaire آشتی؛ مصالحه؛ استمالت؛ تصفیه؛ توافق Conciliation اطلاعات ملازم، پیوست Concomitant Information تراز اجمالی؛ تراز ملخص؛ تراز خلاصه؛ تراز فشرده Condensed Balance Sheet شرط؛ چگونگی؛ حالت؛ وضع؛ حال Condition پیش شرط؛ لازمه Condition Precedent پذیرش مشروط؛ قبولی مشروط؛ قبولی نویسی مشروط Conditional Acceptance کمک مشروط؛ کمک شرطی Conditional Aid برات مشروط Conditional Bill ظهرنویسی مشروط Conditional Indorsement اندوخته‌های مشروط Conditional Reserves فروش مشروط؛ فروش شرطی Conditional Sale حق حکومت مشترک؛ حکومت مشترک؛ مالکیت مشترک؛ مالکیت مشاع Comdominium اداره؛ رهبری سلوک: طرز رفتار؛ تنظیم؛ هدایت Conduct کرایه‌ای؛ اجاره‌ای؛ مزدی؛ مزدوری Conductitious متصدی؛ ممیز؛ مدیر؛ کارفرما Conductor مدیریت؛ مباشرت Conductorship کنفدراسیون Confederation اتحادیهٔ کل کار "Confederation Generale du Trawail" کنفدراسیون صنعت انگلیس Confederation of Britiesh Industry خطوط کشتیرانی مؤتلف؛ خطوط کشتیرانی هم‌پمیان Conference Lines ضریب اعتماد؛ ضریب اطمینان Confidence Coefficient فاصله اعتماد؛ حدود اطمینان؛ اختلاف اطمینان؛ حوزهٔ اطمینان Confidence Interval حدود اعتماد Confidence Limits تحقیقات محرمانه Confidential Inquiries هیئت؛ شکل؛ ترتیب؛ قواره؛ پیکربندی Configuration تأیید؛ تصدیق؛ ابرام؛ تثبیت؛ استقرار؛ دلیل؛ تسجیل؛ قطعیت؛ استعلام تأییدیه؛درخواست تأییدیه Confirmation اعتبار تأییدی؛ اعتبار مورد تأیید Confirmed Credit اعتبارنامهٔ تأییده شده Confirmed Letter of Credit بانک تأیید کننده Confirming Bank مؤسسه‌های تذیید کننده Confirming Houses ضبط؛ مصادره Confiscation برخورد منافع؛ تضاد منافع Confict of Interests مبارزه؛ تعارض؛ برخورد؛ تضاد Confiction تحلیل متلاقی؛ تحلیل منتجه Confluence Analysis مطابقت با قوانین و مقررات؛ برابری؛ تطبیق؛ سازش؛ توافق Conformity آشفتگی، درهم برهمی، آمیختگی کالاها Confusion of Goods تراکم؛ ازدحام؛ تجمع؛ انبوهی Congestion هزینه‌های انبوهی؛ هزینه‌های ازدحام Cougestion Costs گروه تولیدی؛ مجتمع تولیدی؛ شرکت اختلاطی Conglonerate ادغام شرکت اختلاطی Conglonerate Marger رفتار حدسی؛رفتار گمانی؛ رفتار مبتنی بر حدس و گمان Conjectural Behaviour تغییرات حدسی Conjectural Variations قرارداد مرتبط Comnected Contract روابط کار و کسب؛ ارتباط؛ مشتری؛ پیوستگی؛ اتصال؛ وابستگی؛ پیوند Connection پرداخت وجدانی Conscience Money تشابه آگاهانه Conscious Parallelism شورای پرودن "Conseil de Prud' hommes" رضایت؛ موافقت Consent حکم تراضی Consent Decree زیان غیرمستقیم Consequent Loss خسارتهای غیرمستقیم Consequential Damages زیان تبعی Consequential Loss حفاظت منابع طبیعی؛ حفظ و مراقبت اقتصادی Conservation نگهداری منابع پایان پذیر؛ حفظ منابع تمام‌شدنی Conservation of Exhaustible Resources برنامه‌های حفاظت منابع Conservation Programs محافظه‌کاری؛ اصول محافظه کاری؛ سیاست محافظه کاری؛ مرام محافظه‌کاری Conservatism ارزیابی ملاحظه کارانه Conservative Estimate عوض؛ پاداش؛ پیش قسط Consideration (or Considering) امانت فرستی؛ واگذاری؛ تسلیم؛ سپردن؛ حمل؛ ودیعه‌گذاری؛ تودیع Consignation ارسال کردن؛ تحویل کالا به حمل کننده برای حمل Consign گیرندهٔ کالا Consignee امانت فروشی؛ حمل؛ ارسال؛ کالای فرستاده؛ کالای محمول؛ امانت واگذاری؛ تسلیم؛ سپارش؛ امانت سپاری کالا؛ محموله؛ مرسوله Consignment یادداشت حمل؛ دستور حمل؛ اعلامیهٔ حمل Consignment Note فرستندهٔ کالا؛ فرستندهٔ محموله Consignor ثبات؛ سازگاری؛ استقامت؛ دوام؛ استواری؛ استحکام؛ پایداری؛ توافق؛ درجهٔ استقامت؛ ثبت قدم؛ ثبات رویه؛ همسازی؛ هماهنگی؛ اصل ثبات Consistency سازگار؛ متوافق؛ مطابق؛ نامتناقض؛ استوار؛ پایدار؛ محکم؛ ثابت؛ قائم بالذات؛ ثابت قدم؛ پیوسته؛ مربوط؛ جور؛ همساز Consistent قرضه بدون تاریخ سررسید؛ برگهٔ بهادار بدون سررسید Consol قرضه تلفیقی Consol Bond یک رقم کردن؛ یکی کردن؛ تثبیت کردن؛ تثبیت شدن؛ یکجا کردن؛ ادغام کردن؛ تلفیق کردن Consolidate ترازنامهٔ مشترک؛ ترازنامهٔ تلفیقی؛ ترازنامهٔ گروهی Consolidated Balance Sheet اسناد قرضهٔ تثبیتی؛ قرضهٔ تلفیقی Consolidated Bond قرضهٔ تلفیقی؛ دین تثبیتی؛ دین تلفیقی Consolidated Debt گزارش مالی تلفیقی Consolidated Financial Statement صندوق تلفیقی؛ صندوق مشترک Consolidated Fund خدمات صندوق تلفیقی Consolidated Fund Services گزارش تلفیقی درآمد Consolidated Income Statement گروی تلفیقی؛ رهن تلفیقی Consolidated Mortgage اسناد قرضه دارای وثیقهٔ مشترک؛ اسناد قرضهٔ رهن تلفیقی Consolidated Mortgage Bonds سود خالص یک کاسه؛ سود خالص تلفیقی Consolidated Net Profit برامه‌ریزی تلفیقی Consolidated Planning گزارشهای مشترک؛ گزارشهای تلفیقی Consolidated Statements ادغام؛ صفاقی Consolidation قرضهٔ تثبیتی؛ اوراق قرضهٔ یک کاسه Consolidation Bond اوراق قرضهٔ دولتی (بدون سررسید)؛ قرضهٔ دولتی؛ دین دولتی Consols کنسرسیوم؛ ائتلاف تجاری Consortium (Syndicate) بانک کنسرسیوم Consortium Bank اعطای جمعی وام؛ وام دهی جمعی Consortium Lending مصرف افراطی؛ مصرف تجملی؛ مصرف کالا برای خودنمایی و نه به منظور رفع احتیاج؛ مصرف نمایشی؛ مصرف پرجاذبه Conspecuous Consumption دامنهٔ ثابت Constant Amplitude سرمایهٔ پایه؛ سرمایهٔ ثابت Constant Capital هزینهٔ ثابت؛ قیمت تمام شدهٔ ثابت؛ قیمت مایهٔ ثابت Constant Cost صنعت با هزینهٔ ثابت Constant Cost Industry دلار ثابت Constant Dollar برنامهٔ دلار ثابت Constant-dollar Plan ارزشهای مبتنی بر دلار ثابت Constant-dollar Values کشش جانشینی ثابت تابع تولید Constant Elasticity of Substitution Production Function هزینهٔ نهایی ثابت Constant Marginal Cost منحنی سهم ثابت تقاضای بازار Constant Market Share Demand Curve 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: واژگان تجارت8


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/۱۸ | ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه ترجمه کده | نظرات ()

مزدهای موجود؛ مزدهای مورد قبول؛ دستمزدهای دایر؛ دستمزدهای رایج؛ مزدهای جاری؛ دستمزدهای جاری Going Wages اقدامات؛ مذاکرات؛ هزینه‌ها؛ برآمدها Goings-on حساب طلا Gold Account طلا و اندوختهٔ پول قابل تبدیل Gold and Convertible Currency Reserve اندوختهٔ طلا و دلار Gold and Dollar Reserve سوداگری طلا؛ سفته بازی طلا Gold Arbitrage عمل خودکار طلا؛ واکنش طلا Gold Automation پشتوانهٔ طلا Gold Backing شمش طلا Gold Bar سند قرضهٔ قابل پرداخت به طلا Gold Bond فریبکاری؛ تقلب Gold Bricking پایهٔ شمش طلا؛ پایهٔ طلای غیرمسکوک Gold Bullion Standard گواهینامهٔ طلا Gold Certiffcate شرط طلا Gold Clause مسکوک طلا Gold Coin پایهٔ سکهٔ طلا Goldcoin Standard پشتوانهٔ طلا Gold Cover بحران طلا Gold Crisis پایهٔ پولی طلا Gold Currency Standard نظام پول طلا Gold Currency System پایهٔ ارز طلا Gold Exchange Standard نقطهٔ خروج طلا Gold Export Point نقطهٔ صدور طلا Gold Exporting Point تثبیت طلا؛ تعیین طلا Gold Fixing جریان طلا؛ انتقال طلا Gold Flow اندوختن راکد طلا؛ خوابانیدن طلا؛ احتکار طلا Gold Hording نقطهٔ ورود طلا Gold Import Point نقطهٔ ورود طلا Gold Importing Point وام طلا؛ استقراض طلا Gold Loan بازار طلا Gold Market استخراج طلا Gold Mining پول طلا Gold Money نقل و انتقال طلا؛ حرکت طلا؛ تحرک طلا Gold Movement برابری طلا Gold Parity نقطهٔ مبادلهٔ طلا Gold Point of Exchange حدود نرخ طلا؛ نقطهٔ خروج طلا؛ منطقه‌های ورود و خروج طلا؛ منطقه‌های طلا Gold Points منبع مشترک طلا؛ خزانهٔ مشترک طلا؛ ذخیرهٔ مشترک طلا Gold Pool اندوختهٔ طلا Gold Reserve گولدسل، واحد پول کشور پرو در امریکای جنوبی معادل یکصد سنتاو (Centavos) Gold Sol نقاط مسکوک طلا Gold Specie Points پایهٔ مسکوک طلا Gold-specie Standard وجوه تهاتری طلا؛ وجوه ذخیرهٔ واریز طلا Gold Settlement Fund پایهٔ طلا؛ نظام واحد پولی طلا Gold Standard طلای تحویلی Gold Subscription حصهٔ طلا؛ برش طلا Gold Tranche حق استفاده از حصهٔ طلا Gold-tranche Position کشور دارای پایهٔ طلا Gold-using Country رشد ؛عصر طلایی؛ "Golden Age" Growth دستبندهای طلایی Golden Handcuffs غرامت خاتمهٔ خدمت؛ تاوان اخراج Golden Handshake برچسب درجه بندی Golden Labeling قاعدهٔ طلایی Golden Rule قاعدهٔ طلایی انباشت Golden Rule of Accumulation مثلث طلایی "Golden Triangle", The زرگرها و بانکداری اندوختهٔ جزئی Goldsmiths and Fractional Reserve Banking کمپانی گلداسمیت Goldsmiths' Company منحنی گمپرتز Gompertz Curve شرکت ورشکسته Gone Concern کالای گیفن Good, Giffen وثیقهٔ خوب و بازاردار؛ وثیقهٔ معتبر و قابل معامله Good and Marketable Title ضامن معتبر؛ ضمانت مناسب Good and Sufficient Bail طلب وصول شدنی؛ بدهی که پرداخت آن حتمی است؛ بدهی مطمئن Good Debt تحویل به موقع؛ تحویل سروقت؛ تحویل به هنگام Good Delivery حسن نیت Good Faith قادر به پرداخت Good for قانون گودهارت Goodhart's Law پول خوب Good Money سفارش معتبر جز در صورت لغو Good Till Cancelled Order خوبی برازش Goodness of Fit کالا؛ کالاها؛ امتعه Goods انواع کالاها Goods, Types of مایملک منقول Goods and Chattels کالاها و خدمات Goods and Services قرارداد پایاپای کالایی؛ موافقتنامهٔ تصفیه کالایی Goods Clearing Agreement اظهارنامهٔ کالاهای Goods Declaration (inwards) کالاهای در جریان ساخت؛ کالاهای نیم ساخته؛ کالاهای ناتمام Goods in Process کالاهای عبوری Goods in Transit تحویل کالا به شرط قبول Goods on Approval کالاهای امانی؛ امانت فروشی؛ کالاهای محمول؛ امانت گذاری کالا؛ امانت سپاری کالا Goods on Consignment انبار کالاهای بازرگانی؛ انبار کالاهای تجاری Goods Shed حسن شهرت؛ سرقفلی؛ ارزش شهرت تجاری؛ حسن نیت Goodwill گورد Goorde گوسبانک Goshank گسپلان؛ سازمان برنامه‌ریزی اتحاد جماهیر شوروی (سابق) Gosplan اقتصاد فرمان‌بر Governed Economy دولت Government کمکهای دولت؛ اقدام کمک دولت Government Aid Items بارنامه دولتی Government Bill of Lading اوراق قرضهٔ دولتی Government Bonds دلال دولت در بورس؛ کارگزار دولت در بورس Government Broker بودجهٔ دولت Government Budget مصرف دولت Government Consumption مقررات عمومی و نظارت دولت Government Control and Regulation بازرس دولت؛ ناظر حساب Government Controller بدهی دولت؛ دین دولت Government Debt کسریهای دولت Government Deficits کسر بودجهٔ دولت Government Deficit Spending کسر بودجه Government Deficit Surplus سپرده نگهدار دولت Government Depositary مؤسسهٔ تولیدی دولتی Government Enterprise هزینه‌های دولت؛ مخارج دولت Government Expenditures پول دولت Government Money انحصار دولت Government Monopoly مخارج و درآمد عادی دولت Government Ordinary Expenditure and Revenue بخش دولتی Government Sector اوراق بهادار دولتی Government Securities ضریب فزایندهٔ مخارج دولتی Government Spending Multiplier سهام دولتی؛ اوراق بهادار دولتی Government Stock (s) انتقالات دولتی Government Transfers حسابهای دولت Government's Account محاسبات دولتی؛ حسابداری دولتی Governmental Accounting رئیس کل Governor گورد، واحد پول هائیتی، برابر ۱۰۰ سانتیم است Gourde, G, Gde روزهای تعطیل کار Grace Days مهلت؛ ضرب الاجل؛ مهلت آغاز بازپرداخت وام Grace Period علامت درجه گذاشتن؛ درجه گذاشتن یک علامت Grace Labilling مالیات اصطلاح ارضی Graded Tax شیب Gradient درجه‌بندی؛ رتبه گذاری Grading رعایت اصل تدریج Gradualism مالیات تدریجی Graduate Tax کمک تدریجی بیمهٔ اجتماعی Graduated Social Insurance Contribution مالیات تدریجی؛ مالیات تصاعدی Graduated Tax مالیات بندی تدریجی Graduated Taxation درجه‌بندی؛ تغییر تدریجی Graduation ثروت از سخت کوشی؛ ثروت از ساخت و پاخت Graft a Fortune یک اونس برابر ۳۱/۱۰۳۵ گرم Grain دلال حبوبات؛ دلال دانه‌های کشاورزی Grain Broker بازار حبوبات؛ بازار دانه‌های کشاورزی GrainMarket or Grain Exchange مرز قیمت عامل مهم GrainFactor Price Fromtier مادهٔ حقوق مکتسبه Grandfather Clause جمع کل Grand Total بخشیدن؛ واگذاری با امتیاز؛ تعهد کردن؛ تصدیق کردن Grant بخشش؛ هدیه Grant کمک بلاعوض مشروط؛ کمک بلاعوض دولتی Grant-in-aid صاحب امتیاز؛ کمک گیرنده Grantee واهب؛ بخشنده؛ واگذار کننده؛ کمک کننده Grantor نمودار Graph ترسیمی؛ نموداری Graphic رایگان؛ بی‌عوض؛ مجانی Gratia, Ex رایگان؛ مفت؛ مجانی Gratuitous ضرب رایگان سکه؛ ضرب مجانی و مجاز سکه طلا Gratuitous Coinage پاداش Gratuity نوبت کار شاق؛ نوبت کار دیرگاه؛ نوبت کاری نیمه شب Graveyard Shift الگوی کشش به سوی مرکز Gravity Model مشاغل پول ساز از راه نادرست؛ مشاغل سودآور از راه نادرست Gravy Jobs بازار غیرقانونی Gray Market بحران بزرگ Great Depression «جهش بزرگ به پیش» "Great Leap Forward" اسکناسهای پشت سبز Greenbacks کمربندهای سبز Green Belts سبزی فروش؛ میوه فروش Greengrocer پوند سبز؛ لیرهٔ سبز Green Poind انقلاب سبز Green Reovlution اتحادیهٔ اصناف یا کارگران؛ اتحادیهٔ صنفی Gremio قانون گرشام Gresham's Law شکایت Grievance هیئت مرجع شکایت Grievance Committee رویهٔ رسیدگی به شکایت Grievance Procedure قراص (۱۴۴ عدد)؛ ناخالص؛ ناویژه؛ با ظرف Gross بازدادهٔ ناخالص و خالص؛ مقدار تولید ناخالص و خالص Gross and Net Output رابطهٔ مبادلهٔ ناویژه؛ ناخالص مبادلهٔ تهاتری تجاری Gross Barter of Trade ارزش ناویژهٔ دفتری؛ ارزش ناخالص دفتری Gross Book Value پس‌انداز ناخالص بازرگانان و مؤسسات بازرگانی Gross Business Saving جریان ناخالص پول نقد Gross Cash Flow ارزش ناویژهٔ کالای فروخته شده Gross Cost of Merchandise Sold دین ناخالص Gross Debt سود سهامی ناخالص Gross Dividend تشکیل ناخالص سرمایهٔ ثابت داخلی Gross Domestic Fixed Capital Formation محصول ناخالص داخلی Gross Domestic product اجرت ناویژه؛ عایدی ناخالص Gross Earning هزینهٔ ناویژه Gross Expenditure درآمد ناخالص؛ درآمد ناویژه Gross Income تفاوت احتیاطی درآمد ناخالص Gross Income Margin مالیات بر درآمد ناخالص Gross Income Tax بهرهٔ ناخالص؛ بهرهٔ ناویژه ربح ناخالص Gross Interest سرمایه‌گذاری ناخالص Gross Investment اجارهٔ ناخالص Gross Lease زیان ناویژه؛ نسبت افزایش قیمت تمام شده به قیمت فروش آن Gross Loss سود ناویژه Gross Margin درآمد پولی ناخالص Gross Money Income قرض ناخالص ملی Gross National Debt مخارج ناخالص ملی Gross National Expenditure درآمد ملی ناخالص Gross National Income محصول ناخالص ملی؛ فرآوردهٔ ناخالص ملی Gross Nation Product محصول ناخالص ملی به قیمت عوامل Gross Nation Product at Factor Cost ضریب تعدیل محصول ناخالص ملی؛ ضریب تعدیل کنندهٔ محصول ناخالص ملی Gross Nation Product Deflator تفاوت تولید ناخالص ملی؛ شکاف تولید ناخالص ملی Gross Nation Product Gap هزینهٔ ناخالص ملی؛ مخارج ناخالص ملی Gross Nation Outlay حق بیمه‌های ویژه ناخالص Gross Net Premiums بازدادهٔ ناخالص؛ ستدهٔ ناخالص؛ محصول ناخالص Gross Output برگشت ناخالص سرمایهٔ کارخانه Gross Plant Turnover سرمایه‌گذاری ناخالص داخلی خصوصی Gross Private Domestic Investument محصول ناخالص Gross Product سودناخالص؛ سود ناویژه Gross Profit تحلیل سودناخالص؛ تحلیل سود ناویژه Gross Profit Analysus تفاوت سود ناخالص Gross Profit Margin روش سود ناویژه Gross Profit Method سود ناخالص فروش‌ها Gross Profit on Sales نسبت سود ناویژه؛ ضریب سود ناخالص Gross Profit Ratio مالیات از مجموع دریافت‌ها Gross Receipts Tax ضریب وایازی ناخالص Gross Regression Coefficient بازدهٔ ناخالص از داراییهای خالص Gross Return on Net Assets فروش ناخالص؛ دخل ناخالص؛ دریافتی ناخالص Gross Reven فروش ناویژه؛ فروش ناخالص Gross Sele انتشار ناخالص Gross Spread سودهای ناخالص معامله Gross Trading Profits زراعت بسیط و وسیع Gross Vegetation سرمایهٔ ناخالص در گردش؛ سرمایهٔ ناخالص جاری Gross Working Capital محصول ناخالص؛ بازدهٔ ناویژه Gross Yield «بانک عظیم سه گانه» Grossenbanken مقرری سالانهٔ گروهی؛ مستمری سالانهٔ گروهی Ground Annuity اجارهٔ عرصه؛ حق الارض Ground Rent حق لنگراندازی Groundage بانکداری گروهی؛ نظام بانکداری متمرکز؛ بانکداری دسته جمعی Group Banking رفتار گروهی Group Behaviour جایزهٔ گروهی Group Bonus بیمهٔ گروه طلبکار Group Creditor Insurance استهلاک گروهی Group Deprecation پویایی گروهی؛ پویایی شناسی گروهی؛ تحرک گروهی Group Dynamics صورتهای مالی گروهی Group Financial Statements بیمهٔ جمعی؛ بیمهٔ گروهی Group Insurance رهبری دستجمعی؛ رهبری گروهی؛ رهبری جمعی Group Leadership بیمهٔ زندگی گروهی Group Life Insurance بیمهٔ بهداشتی گروهی Group Medicine Insurance گروه هفت Group of Seven گروه هفتاد و هفت Group of Seventy Seven گروه دهگانه Group of Ten گروه بیست و چهار Group of Twenty Four بیشینه سازی سود گروهی Group Profit Maximization نرخ گروهی Group Rate گروه بندی Groupage بارنامهٔ گروهی Groupage Bill of Lading اسناد گروه بندی محموله‌ها Groupage Documents گروه بندی محموله Groupage Shipment خطای طبقه بندی Groupage Error صورتهای تلفیق حساب Groupage Sheets رشد Growth رشد اقتصادی Growth, Economic نواحی رشد Growth Areas منحنی رشد Growth Curve بیکاری شکاف رشد Growth-gap Unemployment مسیر رشد Growth Path قطب رشد Growth Pole تابع سودآوری رشد Growth-profitability Function اندازهٔ رشد؛ میزان رشد Growth Rate کساد رشد Growth Recession سهم رو به رشد؛ سهم روبه ترقی Growth Share سهام روبه رشد؛ سهام رو به ترقی Growth Stock تناقض رشد - سهام؛ نقیض رشد - سهام؛ معمای سهام رشد Growth-stock Parakox نظریهٔ رشد Growth Theory نظریه‌های رشد بنگاه Growth Theories of the Firm تابع ارزش گذاری رشد؛ تابع ارزیابی رشد Growth Valuation Function طرفداری از رشد Growthmanship دالر، واحد پول گویان، نشانهٔ G. Dollar است G$ سیلی، واحد پول گینه، نشانهٔ G. Syli است GS سفارش م